بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با اعتماد اجتماعی دبیران آموزش و پرورش شهرستان سلماس سال تحصیلی 94-1393

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز - ایران

2 دانشگاه فردوسی مشهد، استادیار گروه علوم اجتماعی؛ مشهد- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با اعتماد اجتماعی دبیران، در مقاطع تحصیلی دوره اول و دوم متوسطه شهرستان سلماس در سال تحصیلی 94 1393 می­باشد­. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری کلیه دبیران آموزش و پرورش شهرستان سلماس انتخاب شده است. جامعه آماری 250 نفری با استفاده از فرمول کوکران تحقیق شامل 147 زن و 103 مرد از بین دبیران آموزش و پرورش شهرستان سلماس که به روش تصادفی خوشه­ای (محلات سلماس­­، مغانجوق و سیلاب­) انتخاب شده­اند­، می­باشد. اعتبار ابزار اندازه­گیری از نوع صوری و پایایی پرسشنامه نیز با آلفای کرونباخ در برنامه SPSS محاسبه شد. اطلاعات نهایی در سطح توصیفی با فراوانی، درصد و نمودار و بعد استنباطی با آزمون­های تحلیل واریانس، پیرسون و آزمون Tتحلیل شد. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که بین متغیرهای مستقل (­دین­د­اری­، احساس امنیت­، دگرخواهی، رضایت شغلی، پایگاه اجتماعی و سنت­گرایی) با میزان اعتماد اجتماعی دبیران رابطه معنی­دار و مستقیم وجود دارد و بین متغیرهای زمینه­ای (تحصیلات، رشته تدریس­، محل تدریس و جنسیت) با اعتماد اجتماعی رابطه معکوس وجود دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examination of cultural and social factors associated with teachers’ social confidence in Salmas in educational year of 1393-94

نویسندگان [English]

  • Ashraf Pilnejhad 1
  • Hussein Mirzaei 2
چکیده [English]

The purpose of this study is to examine cultural and social factors associated with teachers’ social confidence levels in the first year high school in Salmas city is 1393-94 educational years. The population of the study is all searchers ion Salmas, and the sample size using Cochran formula is 147 males and 103 females who were selected by cluster random sampling. The validity of the questionnaire is of face validity type and its reliability was estimated by Cronbach alpha. The final data in descriptive level were analyzed by frequency, percentage and diagram and in inferential level were analyzed using variance, Pearson and T test. The findings show that, there is a direct and meaningful relationship between independent variables of (Religious beliefs, social security, Traditionalism, Social status, Altruism) with teachers’ social trust. Also, there is a reverse relationship between background variables of (education, field of teaching, teaching location and gender) social confidence.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social trust
  • Altruism
  • traditionalism
  • Social Security
  • religious beliefs
  • Job satisfaction

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هفتم، شماره بیست و ششم، بهار 1394

ص ص 118-99

 

 

 

 

 

بررسی عوامل فرهنگی واجتماعی مرتبط با اعتماد اجتماعی

دبیران آموزش و پرورش شهرستان سلماس سال تحصیلی 94-1393

اشرف پیل­نژاد[1]

دکتر حسین میرزایی[2]

تاریخ دریافت مقاله:20/1/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/4/1395

چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با اعتماد اجتماعی دبیران، در مقاطع تحصیلی دوره اول و دوم متوسطه شهرستان سلماس در سال تحصیلی 94 1393 می­باشد­. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری کلیه دبیران آموزش و پرورش شهرستان سلماس انتخاب شده است. جامعه آماری 250 نفری با استفاده از فرمول کوکران تحقیق شامل 147 زن و 103 مرد از بین دبیران آموزش و پرورش شهرستان سلماس که به روش تصادفی خوشه­ای (محلات سلماس­­، مغانجوق و سیلاب­) انتخاب شده­اند­، می­باشد. اعتبار ابزار اندازه­گیری از نوع صوری و پایایی پرسشنامه نیز با آلفای کرونباخ در برنامه SPSS محاسبه شد. اطلاعات نهایی در سطح توصیفی با فراوانی، درصد و نمودار و بعد استنباطی با آزمون­های تحلیل واریانس، پیرسون و آزمون Tتحلیل شد. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که بین متغیرهای مستقل (­دین­د­اری­، احساس امنیت­، دگرخواهی، رضایت شغلی، پایگاه اجتماعی و سنت­گرایی) با میزان اعتماد اجتماعی دبیران رابطه معنی­دار و مستقیم وجود دارد و بین متغیرهای زمینه­ای (تحصیلات، رشته تدریس­، محل تدریس و جنسیت) با اعتماد اجتماعی رابطه معکوس وجود دارد.

واژگان کلیدی: اعتماد اجتماعی، دگرخواهی، سنت­گرایی، احساس امنیت­، دین­داری و رضایت شغلی.

 

مقدمه

فرایند جهانی­شدن، تنوع گسترده جوامع را محدود به شبکه فشرده پیوندها­ی متقابل سیاسی، نظامی، اقتصادی، مالی و فرهنگی نموده است. تعاون در عرصه درون اجتماعی و میان اجتماعی یک نیاز اساسی، چالشی جدی و عرصه نامشخص­ها شده است. نظم نوین اجتماعی، روابط اجتماعی را به ورای قلمرو خویشاوندی و خانوادگی و به عبارتی دیگر به سوی نهاد­ها و سازمان­ها جهت­گیری و هدف­گیری می­کند، فقدان یاکاهش اعتماد نهادی به عنوان شالوده­ی روابط بین افراد با سازمان­ها و نهاد­ها، موجب ناکارآمدی این­گونه سازمان­ها گردیده است. عدم تامین انتظارات و تمایلات نیازی افراد­، گسترش بی­رویه­ شهرنشینی، ایجاد عرصه­های اشتغال تکنولوژ­ی، تغییرات جمعیتی شدید، دگرگونی ساختار طبقاتی و نیز تغییرات اقتصادی­­- اجتماعی وسیع، معضلات اجتماعی و افزایش فزاینده تعامل با افراد­ی خارج از محور­های خویشاوند­ی و نظایر آن ضرورت گسترش اعتماد اجتماعی را در همه­ی سطوح و ابعاد زندگی را جدی­تر ساخته است. واقعیت این است­که درجهان به این بزرگی اختراعات، اکتشافات، تحولات­عظیم تکنولوژیکی و گسترش ارتباطات، به وجود آمدن علوم نرم­افزاری گوناگون زندگی اجتماعی را دچار تنوع و پیچیدگی خاص و مملو از تهدیدات، مخاطرات، عدم واقعیت­ها و انواع ریسک­ها کرده است، در دنیای بدون اعتماد، زندگی سخت و نظم اجتماعی شکسته می­شود­(زتومکا؛ به نقل از کوک، 2001: 5­).

اعتماد اجتماعی[3]  یکی ازمفاهیم اساسی علوم اجتماعی و از مولفه­های مهم سرمایه­ی اجتماعی و پایه و زمینه­ای برای دموکراسی و جامعه مدنی و نیروی محرکه­ای برای توسعه در ابعاد مختلف آن می­باشد. زتومکا  [4]معتقد است در بسیاری از جوامع بیش از هر نوشدارویی نیازمند بسط و تقویت فرهنگ اعتمادند تا به جای ارزش­های اخلاقی منفی چون تظاهر، چاپلوسی، دروغ، نفاق و وابستگی ارزش­های مثبتی چون شهامت، صداقت­، یکرنگی و خود اتکایی را بنشانند، هم­چنین وی معتقد است­که ما به دلیل فرآیند جهانی ­شدن و تخصصی­­شدن نقش­ها وکارکردها و سبک­های زندگی (­که بیانگر تحقق انسجام ارگانیکی دورکیم در سطح بسیار بالاست)، همکاری در درون جوامع یا در کلیه سطوح محلی و بین­المللی به صورت نیاز مبرمی درآمده است، به نظر وی احتمال دارد که اعتماد اجتماعی با مواردی نظیر جنسیت، قومیت، نژاد، مذهب، ثروت و تصورات قالبی و پیشداوری­ها ارتباط داشته باشد(کامران و دیگری؛ به نقل از زمانی، 1387: 28).

 اعتماد برای روابط انسانی حضوری دائمی و اجتناب­ناپذیر است و بدون عنصر اعتماد و معنای مشترک، برقراری روابط اجتماعی پایدار امکان­پذیر نیست(­زتومکا؛ به نقل از آیزنشتاد و دیگری، 1984: 17­).

امیل دورکیم اعتماد را آرامشی می­داند که حاصل زندگی مسالمت­آمیز بشر در کنار همنوعانش در حالت صلح و به دور از هرگونه دشمنی و خصومت است­(­احمدیان و دیگری؛ به نقل ازگلابی، 1384: 28­).

متاسفانه در کشورهای در حال توسعه، هم اکنون اهمیت منابع انسانی در دنیای سازمان و مدیریت به خوبی شناخته و درک نگردیده است، بنابراین مشاهده می­گردد که در بسیاری از سازمان­های کشورهای در حال توسعه، به­ویژه در کشور ما جایگاه سازمانی تحت عنوان مدیریت منابع انسانی وجود ندارد و در حقیقت به توسعه­ی کارکنان توجهی نمی­شود و نیروی انسانی در سازمان­ها بدون متولی به سر می­برند و طبیعی است­که مشکلات­کاری آنان روز به روز افزایش وکارایی­شان نیز روز به­روز کاهش می­یابد(­نجومی و دیگری؛ به نقل از ابطحی و دیگری، 1388)­. در چنین شرایطی کشورهایی که به جهت در حال گذر بودن سرشار از تضادهای اجتماعی­ هستند در صورتی خواهند توانست به مراحل بالاتری از توسعه و تکامل دست­یابند که بتوانند انسجام خود را در تمام حوزه­ها به طور منطقی حفظ کرده و این مهم فقط در سایه­ی اعتماد اجتماعی حاصل خواهد شد.

باتوجه به شرایط تحولات فرهنگی و اجتماعی­جامعه ایران به عنوان جامعه­ای درحال گذار و با عنایت به اهمیت اعتماد اجتماعی در تعاملات اجتماعی شهروندان در چند سال اخیر، موضوع بررسی اعتماد به افراد، اقشار و سازمان­ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، این از آن رو است که یافته­های آماری مربوط به اعتماد اجتماعی و ارزیابی­های مردم از ارزش­ها و هنجارهای حاکم در جامعه­، ما را تا حدودی در شناخت این موضوع به عنوان یک دارایی جمعی آگاه می­سازد­(شارع­پور، 1390: 44­).

عده­ای بر این باورند که افزایش قابل توجه تحقیقات در زمینه­ اعتماد را می­توان دلیل آن دانست که سازمان­ها معمولاً از کمبود اعتماد در بین مدیران و کارکنان خود رنج می­برند، لذا بایستی راه­حل­هایی به منظور رفع این مشکل ارائه کرد، مشکلی که اگر به آن توجه نشود، در آینده ممکن است زمینه بسیاری از مشکلات را در سازمان به وجود آورد. یکی از مهم­ترین نیازهای کارکنان در سازمان نیز، برقراری اعتماد سازمانی میان آن­ها و مدیر و هم­چنین خود کارکنان نسبت به یکدیگر می­باشد(خنیفر و همکاران، 1388­).

تقریباً طی یک دهه گذشته مسئله­ اعتماد جایگاه مهمی در اندیشه جامعه­شناختی کسب نموده است، از قرار معلوم تا شروع دهه­ هشتاد مسئله­ی اعتماد موضوعی حاشیه­ای و فردی برای برخی از پژوهشگران بوده است. نیکلاس لومان[5] در سال (­1979­) و برنارد باربر در سال (­1983­) تلاش فکری گسترده­ای در مورد اعتماد انجام داده­اند و پیوسته بر شمار تشریک مساعی مربوط به موضوع افزوده­اند.

نتایج پژوهش­های صورت­گرفته نشان از وجود رابطه بین متغیر­های تحصیلات، باورهای دینی، سنت­- ­گرایی، احساس امنیت، طبقه اجتماعی، دگرخواهی، اقتصاد و رضایت شغلی، آزادی اندیشه­ی بیان، روابط اجتماعی (­ابزاری و اظهاری ) و تعهد به یک رابطه با اعتماد اجتماعی می­باشد، در چنین شرایطی اعتماد، نقش مهمی در تبیین و حفظ نظم اجتماعی بازی می­کند.

با اهمیت یافتن اعتماد اجتماعی در جامعه معاصر، به تدریج این مفهوم در نزد سیاست­مداران، برنامه­ریزان و دولت­مردان از جایگاه خاصی برخوردار شد تا جایی که سنجش سرمایه­ی اجتماعی و به تبع آن اعتماد اجتماعی در قانون برنامه توسعه­ی اقتصادی و اجتماعی کشور نیز مورد توجه قرار گرفت، بر این اساس این پژوهش باهدف اطلاع از میزان اعتماد و شناخت از مهم­ترین عوامل موثر اجتماعی و فرهنگی دبیران آموزش و پرورش سلماس و پاسخ به این سوال اساسی انجام می­گیرد که:

1- میزان اعتماد اجتماعی در بین دبیران آموزش و پرورش شهرستان سلماس تا چه حد است؟

۲- مهم­ترین عوامل موثر و مرتبط با اعتماد اجتماعی کدامند؟ در نهایت چه راهکارها و شیوه­های عملی برای گسترش و نهادینه کردن اعتماد اجتماعی در این حوزه قابل ارائه است؟

 

اهداف پژوهش

هدف کلی

- تعیین عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با اعتماد اجتماعی دبیران آموزش و پرورش شهرستان سلماس

 

اهداف جزئی

- تعیین میزان اعتماد اجتماعی جامعه مورد مطالعه

- تعیین رابطه میزان باورهای دینی و اعتماد اجتماعی دبیران مورد مطالعه

- تعیین رابطه میزان سنت­گرایی و اعتماد اجتماعی دبیران مورد مطالعه

- تعیین رابطه متغیر دگرخواهی و اعتماد اجتماعی دبیران مورد مطالعه

- تعیین رابطه میزان احساس امنیت و اعتماد اجتماعی دبیران مورد مطالعه

- تعیین رابطه میزان رضایت شغلی و اعتماد اجتماعی دبیران مورد مطالعه

- تعیین رابطه میزان تحصیلات و اعتماد اجتماعی دبیران مورد مطالعه

- تعیین میزان اعتماد اجتماعی در بین دبیران با پایگاه اجتماعی متفاوت

- تعیین میزان اعتماد اجتماعی در بین دبیران زن و مرد

 

فرضیات تحقیق

- بین میزان باورهای دینی و اعتماد اجتماعی دبیران تفاوت معنا­داری وجود دارد.

- بین میزان سنت­گرایی و اعتماد اجتماعی دبیران رابطه معنا­داری وجود دارد.

- بین میزان دگرخواهی و اعتماد اجتماعی دبیران رابطه وجود دارد.

- بین میزان امنیت و اعتماد اجتماعی دبیران رابطه معنا­داری وجود دارد.

- بین میزان رضایت شغلی و اعتماد اجتماعی دبیران رابطه معنا­داری وجود دارد.

- بین میزان تحصیلات و اعتماد اجتماعی دبیران رابطه معنا­داری وجود دارد.

- دبیران طبقات مختلف اجتماعی از میزان اعتماد متفاوتی برخوردارند.

- بین اعتماد اجتماعی دبیران زن و مرد تفاوت معنا­داری وجود ندارد.

 

پیشینه تحقیق

در پژوهش انجام­گرفته توسط نجومی و همکاران(1392­) در­باره­ی بررسی رابطه­ی مولفه­های اعتماد سازمانی و توسعه­ی کارکنان مشخص شد که، رابطه­ مثبت و معنا­داری بین مولفه­های اعتماد سازمانی و توسعه کارکنان وجود دارد و مولفه­های اعتماد بین کارکنان و اعتماد موسسه­ای می­توانند ابعاد توسعه کارکنان را به طور مثبت و معنی­داری پیش­بینی کنند.

کیاجوری و همکاران­(1391) در مطالعه اعتماد اجتماعی و عوامل مرتبط با آن در میان دانشجویان با تاکید برنقش اعتماد اجتماعی و عوامل تعامل سازنده و گسترش همکاری درمیان کنشگران به این نتیجه رسیدند که میزان اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان از حد متوسط بالاتر است و از میان ابعاد سه­گانه اعتماد اجتماعی (خاص، عام و نهادی) اعتماد خاص از ابعاد دیگر بیشتر است، هم­چنین بین اعتماد اجتماعی و متغیرهای احساس­ امنیت، پیشرفت تحصیلی، سابقه تحصیلی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد و بر اساس نتایج تحقیقات رگرسیون، متغیرهای احساس امنیت و پای­بندی دینی، مهم­ترین متغیرها با 38 % از تغییرات اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان را تبیین می­کند.

علی­زاده اقدم و همکاران­(­1391­) با عنوان بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با اعتماد اجتماعی دبیران مقطع متوسطه، آموزش و پرورش شهرستان مرند در پژوهش به عمل آمده به این نتیجه رسیده­­اند که، میزان اعتماداجتماعی دبیران درسطح بالایی بوده است و عواملی چون انتظارفایده، سنت­گرایی و باورهای دینی با اعتماد اجتماعی رابطه­ مستقیم و بیگانگی اجتماعی با اعتماد اجتماعی رابطه­ معکوس داشته است. پژوهش دیگری که با عنوان بررسی رابطه­ی انواع اعتماد با اعتماد اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران توسط شارع­پور و همکاران­(1390) انجام گرفت، یافته­ها در این پژوهش نشان داد میزان اعتماد به خانواده و اعتماد بنیادین یا امنیت وجودی پاسخگویان زیاد بود و بر اساس یافته­های این تحقیق، انواع مختلف اعتماد با اعتماد اجتماعی رابطه داشتند. اعتماد نهادی رابطه­ی قوی و معنا­داری با اعتماد اجتماعی داشت، اما میزان هر دو اعتماد نهادی و اجتماعی درسطح پایینی بود، که کم بودن میزان اعتماد اجتماعی احتمالاً تاحدود زیادی به نقش اعتماد نهادی مربوط می­شود.

کامران و همکاران(1388) در پژوهشی با عنوان بررسی میزان اعتماد اجتماعی مردم به پلیس و عوامل مرتبط با آن در استان ایلام­، به این نتیجه رسیدند که بین متغیرهای مستقل (­احساس امنیت، خصوصیات فردی و دگرخواهی) بامیزان اعتماد افراد به پلیس رابطه­ معنا­دار و مستقیم و بین متغیرهای سن و تحصیلات با اعتماد نیز رابطه معنا­دار ومنفی وجود دارد. معیدفر و همکاران­(1388­) درپژوهشی با عنوان اعتماد اجتماعی تعمیم­یافته و عوامل اجتماعی موثر برآن به این نتیجه رسیدندکه میزان اعتماد اجتماعی در شهر ارومیه مانند سایر شهرهای ایران پایین است و با توجه به نظریه­های مرتبط، تعاملات اظهاری، گستردگی روابط، تعهد اجتماعی، دگر­خواهی، مقبولیت اجتماعی واحساس امنیت برروی اعتماد اجتماعی تعمیم­یافته تاثیر می­گذارند، که در بین متغیر­ها گستردگی روابط مستقیماً بر متغیر وابسته تاثیر نداشته و متغیرهای دگر­خواهی و احساس امنیت در آن تاثیر دارند، در سنجش اعتماد اجتماعی و عوامل موثر بر آن محمود کتابی و همکاران(1388­) به این نتایج رسیدندکه به جز اعتماد بنیادین و بین­شخصی، میزان اعتماد در بقیه­ی انواع فوق در حد متوسط و پایین­تر از حد متوسط بوده است و متغیرهای ارزش­های اخلاقی، عملکرد دولت و قانون­گرایی دارای بیشترین همبستگی با اعتماد اجتماعی بوده است. متغیرهای دین­داری، احساس امنیت و پنداشت از میزان دین­داری مردم در جامعه نیز با اعتماد اجتماعی دارای ضریب همبستگی معنا­داری بوده­اند. هم­چنین پژوهش بررسی اعتماد انتزاعی درآموزش و پرورش همدان که توسط خطیبی و همکاران­(1388­) انجام شده، نشان می­دهد که چگونه عوامل، نظام اجتماعی را و چگونه نظام اجتماعی، اعتماد انتزاعی را در این منطقه می­سازند، درنهایت این­که اعتماد انتزاعی در یک سطح وسیعی در آموزش و پرورش کاهش یافته است و هر چه اعتماد اجتماعی کاهش می­یابد، فاصله­ی اجتماعی افزایش می­یابد.

لورا مکلسون[6]و همکارن(2013)، در پژوهشی نقش اعتماد اجتماعی شرکت­کنندگان را در پیشرفت تحصیلی، سلامت جسمی و به تعویق انداختن نیازها­، از طریق دریافت پاداش را به صورت روش آزمایشی مورد سنجش قرار دادند و به این ترتیب گروهی که به موقع نیازهای­شان تامین و پاداش دریافت کردند از اعتماد بیشتری در تمایل به عقب­ انداختن لذت داشتند، اما گروه دیگر­ی که با تعویق در دریافت پاداش انجام شد از اعتماد کمتر برخوردار بودند.

در تحقیق دیگری لیندا بکر[7] ­(2013) در پژوهش خود استدلال می­کند که اعتماد اجتماعی برای یک جامعه منسجم­، ضروری است، وی با استفاده از نظریه موقعیت گروه بلومر، با شناسایی عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اعتماد، تاثیری در سلسله­ مراتب قومی نداشته، بلکه موقعیت­های قومی، ساکنان محلی را تحت ­تاثیر قرار داده و موجبات کاهش اعتماد دربین ساکنان محله و اقلیت­های گروهی می­شود.

آدم محمدگیسو(2012) در پژوهش خود با عنوان اعتماد زنان کار و اعتماد به غریبه در اروپا، درحالی که اعتماد مرکزی در روابط اجتماعی دیده می­شود (خصوصاً درمیان نویسندگان، جامعه­شناسان و نخبگان علمی) با وجود نظارت تنگاتنگ بر تصمیم­گیری­ها در این مقاله به این نتیجه رسیدندکه اعتماد بین ­فردی را بسیار مهم دانسته و استدلال می­کند می­توان به جای چالش­، جامعه علمی را باید مبتنی بر ماهیت اعتماد مدرن بنیان ساخت. اینگلهارت­(­1990) در پژوهشی در مقایسه­ی کشورهای اروپایی مانند: ایتالیا و آلمان غربی به این نتیجه رسیدکه علت این­که در اکثر جوامع اروپایی بیشتر مردم نسبت به هموطنان­خود اعتماد دارند، ولی در کشورهایی مانند ایتالیا این درصد کمتر است، این تفاوت به سطح تفاوت اقتصادی و اجتماعی مربوط می­شود، به نظر او دردو کشور ایتالیا و آلمان غربی­که ما ازآن­ها شواهدی مبنی برافزایش فوق­العاده اعتماد به یکدیگر داریم، این پدیده پس از یک دوره بهبود اقتصادی سریع رخ داده است.

 

تعریف متغیرها

  اعتماد اجتماعی 

اعتماد ایجاد ارتباط با دیگری و درخواست پذیرش و حمایت آشکار از دیگران، خود تکمیلی در روابط و انطباق با انتظارات دیگران است­(­جانسون، 1993­).

تعریف عملیاتی: در سنجش اعتماد اجتماعی با توجه به شاخص­های آن از جمله: صداقت، صراحت، اطمینان و تمایلات همکاری­جویانه، از پرسشنامه استاندارد صفاری و شریف(1389) با همکاری متخصصان مربوط در این زمینه ساخته شده، استفاده می­شود.

 

باورهای دینی

مجموعه­ای از باورهای مذهبی است که موجب تقویت و افزایش ایمان و تصورات از عالم وجود و زندگی اجتماعی شده و در نهایت باعث پیوند افراد جامعه با همنوعان و انسجام اجتماعی می­گردد.

تعریف عملیاتی: برای سنجش این متغیر از شاخص­هایی، چون سپاسگزاری از خداوند، انجام دادن اعمال مذهبی، نظارت خداوند بر اعمال بندگان، پاداش و مجازات بر اساس اعمال، توبه کردن و توجه به حلال و حرام استفاده می­گردد.

 

سنت­گرایی

انتقال میراث فرهنگی خاص گروهی ویژه در طی نسل­ها می­باشد. سنت وجهی از رفتار یا معیاری است که از طریق گروهی مجزا از خرد پدید می­آید و در جهت تشدید آگاهی و همبستگی گروهی عمل  می­کند­(سامیسون­، 1376: 502­).

تعریف عملیاتی: در این تحقیق برای سنجش سنت­گرایی از شاخص­هایی چون احترام به تجربیات نیاکان، اختلاط نقش­ها در برابر شخص­گرایی، مقایسه­ی روش­ها و فنون قدیمی با روش­ها و فنون جدید، احترام به میراث نیاکان، استفاده از گیاهان دارویی به جای داروهای شیمیایی و ارجحیت غذاها و لباس­های محلی و بومی استفاده می­شود.

 

پایگاه اجتماعی

قشر­بندی اجتماعی بر تقسیم جامعه به طبقاتی که افراد آن دسترسی نابرابر به فرصت­ها و پاداش­های اجتماعی دارند دلالت می­کند­. مردم در مناسبات متقابل خود با دیگران­، آنان را از نظر پایگاه اجـتماعی در موقعیت­های بالا و یا پایین طبقه­بندی می­کنند­.

تعریف عملیاتی: متغیر پایگاه اجتماعی به روش­های مختلفی مورد سنجش قرار می­گیرد، ازجمله روش­- ­های اشتهاری­، ذهنی و عینی­(کوهن، 1389: 195­) که در این تحقیق از روش ذهنی برای مطالعه پایگاه اجتماعی افراد استفاده می­شود.

 

دگرخواهی

اگر تعاملات اظهاری و گستردگی روابط به گونه­ای رشد یابند که احساس تعلق خاطر جمعی و هم­چنین همبستگی اجتماعی در بالاترین سطح خود قرار گیرد، می­توان انتظار داشت که افراد در روابط خود با سایر اعضاء جامعه بالاتر از سطح تعهد خود یا به عبارت دیگر، دگرخواهانه عمل می­کنند.

تعریف عملیاتی: این متغیر با استفاده از شاخص­های زیر مورد سنجش قرار گرفت: 1. ترجیج منافع جمعی بر منافع فردی 2. برطرف کردن نیاز مالی دوستان 3. مهیا کردن آرامش مردم.

 

امنیت اجتماعی

«امنیت» را می­توان به مصونیت از تعرض و تصرف اجباری بدون رضایت و در مورد افراد، به نبود هراس و بیم نسبت به حقوق و آزادی­های مشروع و به مخاطره نیفتادن این حقوق و آزادی­ها و مصون بودن از تهدید و خطر مرگ، بیماری، فقر و حوادث غیر مترقبه و در کل هر عاملی که آرامش انسان را از بین ببرد؛ تعریف نمود­(جونز، 1999: 104).

تعریف عملیاتی: برای سنجش این متغیر از شاخص­هایی­که استفاده گردید می­توان به آزادی، رضایت، مصونیت، جبر، تهدید و بیماری اشاره نمود.

 

رضایت شغلی

خشنودی شغلی تابعی است مستقیم از درجه‌ای که محیط با ساختار نیازی فرد همخوانی دارد(زیرک، 1391)، از آن­جایی که کار بخش مهمی از زندگی انسان را به خود اختصاص داده است، موقعیت شغلی با ثبات و قابل اطمینان نیز از اهمیت محوری برخوردار است، چرا که شخص ممکن است در نتیجه دست­یابی به یک چنین موقعیت شغلی با ثبات و قابل اطمینانی، جهت­گیری مورد اعتمادتری را نسبت به جهان پیشه کند. گزینه­های شغلی بسیاری را می­گشاید و موجبات انعطاف­پذیری هر چه بیشتر در برابر انتخاب­های شغلی متعدد و متغیر را فراهم می­کند­(زتومکا، 1390).

تعریف عملیاتی: برای سنجش این متغیر از پرسشنامه استاندارد (JDI) که با مقیاس­های: 1. کاملاً مخالف
2. مخالف  3. تاحدودی موافق  4. موافق  5. کاملاً موافق؛ در قالب طیف لیکرت اندازه­گیری گردید­.

 

 

جامعه آماری

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه دبیران مقطع دوره اول متوسطه و دوره دوم متوسطه اعم از (زن و مرد) مدارس روزانه شهرستان سلماس در سال تحصیلی 94-1393 می­باشد، که بر اساس آمار کل 838 ارائه شده از طرف اداره آموزش و پرورش شهرستان سلماس به تفکیک جنسیت؛ دوره اول و دوم متوسطه و شهری و روستا­یی به قرار زیر می­باشد، که از این تعداد با استفاده از فرمول کوکران 263 نفر به دست آمد که به مقدار 250 پرسشنامه برگشت داده شد و قابل تحلیل آماری بود­، از این تعداد 103 نفر مرد و 147 نفر زن می­باشد.

 

روش تحقیق

روش مورد استفاده در این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر وسعت پهنانگر و به لحاظ زمان مقطعی و از نظر شیوه گردآوری داده­ها پیمایشی است، هم­چنین با توجه به موضوع و اهداف پژوهش از روش تصادفی ناحیه­ای یا خوشه­ای استفاده شده است.

 

اعتبار و پایایی ابزار اندازه­گیری

جهت برآورد اعتبار از اعتبار صوری و برای پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.

 

جدول شماره (1): ضرایب آلفای کرونباخ

متغیرها

خانواده و خویشان

عملکرد نهادها

اصناف و بازاریان

اعتماد اجتماعی

باورهای دینی

سنت گرایی

دگر خواهی

امنیت اجتماعی

رضایت شغلی

گویه­ها

5

10

11

25

15

7

6

10

20

درصد

770/0

890/0

887/0

667/0

751/0

715/0

822/0

569/0

675/0

 

ابزار و نحوه جمع­آوری داده­ها

برای­جمع­آوری اطلاعات و داده­ها از روش فیش­برداری و ابزار پرسشنامه استاندارد استفاده شده است، پرسشنامه مورد استفاده پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی JDI بود­.

 

یافته­های تحقیق

نتایج تحقیق نشانگر این است که از 250 نمونه مورد بررسی، 2/41 درصد را معلمان مرد و 8/58 درصد را معلمان زن تشکیل می­دهند­. اکثریت قریب به اتفاق متاهل بوده و تنها در حدود 10 درصد مجرد هستند. محل تدریس، تقریباً سه چهارم معلمان مورد مطالعه در شهر­ها و تنها یک چهارم آن­ها در روستا­ها مشغول انجام تدریس هستند. تقریباً بیش از نیمی از معلمان مورد مطالعه، در دوره دوم متوسطه وکمتر از نیمی از آن­ها نیز در دوره اول متوسطه تدریس می­نمایند. اکثریت قریب به اتفاق معلمان مورد مطالعه، به صورت رسمی در استخدام آموزش و پرورش قرار دارند ولی تعداد اندکی ازآن­ها به صورت حق­التدریس با آموزش و پرورش همکاری دارند، ازنظر نوع مدرسه، اکثریت معلمان در مدارس عادی سپس نمونه، شاهد و نهایتاً غیر­انتفاعی تدریس می­کنند، بنابراین از نظر نوع مدرسه بیشترین فعالیت معلمان در مدارس عادی و کمترین آن درمدارس غیر­انتفاعی است. تقریباً نیمی از نمونه مورد مطالعه درآمدی بین یک میلیون و صد هزار تومان تا یک میلیون و پانصد هزار تومان دارند، در حدود یک چهارم نمونه مورد مطالعه (حدود 25 درصد) درآمدی زیر یک میلیون تومان و درصد کمتری هم درآمدی بالاتر از یک میلیون و پانصد هزار تومان دارند، تقریباً نیمی از نمونه مورد مطالعه در رشته­های علوم انسانی، یک چهارم آن­ها در رشته­های علوم تجربی و بقیه نیز در رشته­های ریاضی و فیزیک و فنی و حرفه­ای تدریس می­کنند، از نظر رشته­های تدریسی، بیشتر آن­ها در رشته­های علوم انسانی و کمترین آن­ها در رشته­های فنی و حرفه­ای فعالیت دارند.

بخش اعظم معلمان دارای تحصیلات لیسانس (حدود 70 درصد) سپس فوق ­لیسانس و به میزان کمتری در حدود 10 درصد فوق ­دیپلم می­باشند، بیش از 80 درصد معلمان از نظر طبقه اجتماعی، متعلق به طبقه اجتماعی متوسط هستند و تعداد کمتری نیز در طبقه پایین و تنها 4/2 درصد در طبقه اجتماعی بالا قرار دارند. بیشترین میزان احساس صمیمیت معلمان با اعضای خانواده سپس خویشاوندان، بعد دوستان و سپس هم محلی­هاست. میزان احساس صمیمیت با افراد به عنوان یکی از مولفه­های اساسی اعتماد اجتماعی با توجه به شاخص احساس صمیمیت، بالاتر از حد متوسط می­باشد.

میزان اطمینان به عملکرد نهادها باتوجه به شاخص اطمینان به عملکرد نهادها پایین­تر از حد متوسط قرار دارد، از نظر میزان اطمینان به عملکرد نهادها به عنوان دومین مولفه اعتماد اجتماعی، صرف نظر از پاسخ­های تا حدودی، تقریباً بیش از نیمی از معلمان به عملکرد نهاد آموزش و پرورش اطمینان دارند و سپس بیشترین اطمینان معلمان به نهاد دانشگاه و در رتبه­های بعدی بانک­ها، نیروی انتظامی، بهزیستی، دادگاه­ها، بیمارستان­ها، شهرداری و شورای­شهر می­باشند. میزان اطمینان به عملکرد اقشار و اصناف بالاتر از حد متوسط قرار دارد، از نظر میزان اطمینان به اقشار و اصناف، صرف نظر از پاسخ­های تا حدودی، بیشترین اطمینان معلمان به دبیران و آموزگاران (قشر خودشان) می­باشد و در مرتبه­های بعدی بیشترین میزان اطمینان معلمان به ترتیب به اقشاری نظیر اساتید دانشگاه، پلیس راهنمایی و رانندگی، پزشکان، کارمندان اداری، ماموران کلانتری، کاسبان محلی، رانندگان تاکسی، رانندگان آژانس، کارمندان شهرداری و بازاریان می­باشد. میزان اعتماد اجتماعی به عنوان چهارمین شاخص کلی اعتماد، بالاتر از حد متوسط قرار دارد، صرف نظر از پاسخ­های تا­حدی موافق، اعتماد و بی­اعتمادی درگویه­های مورد مطالعه هم نشان می­دهد که درصد اعتماد­، نسبت به بی­اعتمادی در بین معلمان بیشتر می­باشد به عنوان مثال 4/88 درصد معلمان معتقد بودند که «راست­گویی و صداقت سبب حفظ اعتماد در جامعه است» و یا این که 84 درصد معتقد بودند که «علاقمندیم که نسبت به گذشته بیشتر رعایت اخلاق و انصاف را داشته باشیم».

بر اساس جمع­بندی که از شاخص­های چهارگانه میزان صمیمیت با افراد، اطمینان به عملکرد نهادها، اطمینان به اقشار و اصناف و اعتماد اجتماعی به عمل آمده است؛ شاخص کلی اعتماد اجتماعی تشکیل یافت­ که بر همین اساس نیز میزان اعتماد اجتماعی با توجه به شاخص کلی اعتماد در سطح بالاتر از حد متوسط قرار دارد، به عبارت دیگر بیش از نیمی از معلمان به نوعی دارای اعتماد اجتماعی هستند.

میزان باورهای­دینی معلمان مورد مطالعه ازشاخص باورهای دینی­ بالاتر است، هم­چنین بررسی گویه­های مربوط به باورهای دینی صرف­نظر از پاسخ­های تا­ حدی موافق، حاکی است­که میزان باورهای دینی معلمان در وضعیت مطلوبی قرار دارد؛ به عبارت دیگر میزان تمایل به باورهای دینی در بین معلمان بیشتر از عدم تمایل به باورهای دینی است، به عنوان مثال 6/91 درصد معلمان معتقدند که «جهان بدون علت و خود به خود به وجود نیامده است» و یا این­­که 4/90 درصد معتقد بودندکه «خداوند انسان را آزاد آفریده است».

میزان سنت­گرایی (پای­بندی به سنت­ها) دربین معلمان با توجه به شاخص سنت­گرایی، کمی بالاتر از حد متوسط قرار دارد، تحلیل گویه­های مربوط به سنت­گرایی نیز نشانگر پای­بندی معلمان به سنت­هاست، به عنوان مثال 2/79 درصد معلمان معتقدند که «تجربیات گذشتگان را باید در همه حال حفظ کرد» و یا این که 4/66 درصد معتقدند که «سخنان و تجربیات بزرگان خانواده­ها منبع اصلی برای حل مشکلات است».

میزان دگر­خواهی با توجه به شاخص دگرخواهی در سطح کمی بالاتر از حد متوسط قرار دارد، تحلیل گویه­های مربوط به دگر­خواهی نیز نشان داد که اکثریت قریب به اتفاق معلمان با موضوع دگر­خواهی چندان بیگانه نیستند، به عنوان مثال 8/80 درصد معلمان معتقدند که «سعی می­کنیم به نیازمندان در حد توان کمک مالی کنیم» و یا این که 60 درصد معلمان معتقدند که «با تحمل سختی­ها و مشکلات، آرامش را به دیگران به ارمغان می­آوریم».

میزان احساس امنیت باتوجه به شاخص احساس امنیت درسطح بالاتر از حد متوسط قرار دارد، تحلیل گویه­های مربوط به احساس امنیت نیز حاکی است که اکثریت قریب به اتفاق معلمان در جامعه احساس امنیت می­کنند، به عنوان مثال معلمان معتقدند که «واکسیناسیون به موقع، عامل مهم پیشگیری از بیماری­هاست» و یا این ­که 6/81 درصد معتقدند که «آزادی عمل در چارچوب قانون به نفع همه است»، در مجموع میزان احساس امنیت در بین معلمان بیشتر از عدم احساس امنیت می­باشد.

میزان رضایت شغلی معلمان با توجه به شاخص رضایت شغلی در حد متوسط به بالا قرار دارد، تحلیل گویه­های مربوط به رضایت شغلی نیز صرف نظر از پاسخ­های تا حدی موافق حکایت از این دارد که بیش از نیمی از معلمان از شغل خود رضایت دارند، به عنوان مثال 2/79 درصد معلمان به شغل خودشان افتخار می­کنند، البته بر اساس نتایج تحقیق در کنار این رضایت­مندی، نارضایتی­هایی از جمله در زمینه دریافت حقوق کمتر، ناکافی بودن تجهیزات لازم درمحل­ کار، رابطه خشک و رسمی معلمان با همدیگر و عدم احساس مسئولیت برخی از همکاران نسبت به هم وجود دارد و این­ها از عواملی است که میزان رضایت­مندی معلمان را تحت­تاثیر قرار می­دهد.

 

بحث و نتیجه­گیری

همان­طوری که نتایج تحقیق نشان داد میزان احساس صمیمیت در بین معلمان در سطح متوسط به بالا قرار دارد و میزان صمیمیت با اعضای خانواده بیشتر از خویشاوندان و دوستان می­باشد. یکی از جنبه­های روابط اجتماعی، شرکت دادن دیگران درحل مسائل خصوصی است، دراین میان نهاد خانواده همواره نقش اساسی را در این زمینه دارد، به رغم تغییراتی که شکل خانواده در طول تاریخ داشته و به تبع آن پاره­ای از وظایف خانواده به نهادها و موسسات خارج از آن منتقل شده، اما همانند گذشته کارکرد عاطفی خود را حفظ کرده است. خانواده کانون مهر و محبت و تامین ­کننده احساس امنیت و آرامش خاطر اعضای خود است، پس ازخانواده، گروه­های خویشاوندی و دوستان هرکدام نقش مشابهی دراین زمینه دارند این نتیجه با نظر هورتون کولی جامعه­شناس آمریکایی همخوانی دارد و به همین خاطر هم وی اصطلاح گروه­های نخستین را برای سه گروه یاد شده و گروه­های مشابه آن به کار برده و برای این دسته از گروه­ها صفات مشترکی نظیر وفاداری، پیوستگی عاطفی، همکاری نزدیک و روابط دوستانه قائل شد، این نتیجه هم­چنین نظر پیتر زتومکا را که، کمترین شعاع اعتماد را متعلق به اعضای خانواده دانسته و آن را آکنده از بیشترین صمیمیت و نزدیکی می­داند تایید می­کند، ازدیدگاه مکتب تبادل­اجتماعی و نظریات جورج هومنز و پیتر بلاو هم دراین مورد عنوان می­کندکه، مبادله­ اجتماعی بر­خلاف مبادله اقتصادی بین افراد اعتماد به وجود می­آورد و همین اعتماد در سطح خرد باعث دوستی و صمیمیت افراد با یکدیگر می­شود و در سطح کلان موجب انسجام و اعتماد اجتماعی در جامعه می­گردد، چنان­ که نتایج به دست آمده از تحقیقات لیندا بکر و شارع­پور موید این تحقیق می­باشد.

نتایج تحقیق نشان داد که، اطمینان به عملکرد نهادها درحد پایین­تر از حد متوسط قرار دارد، در تبیین این نتیجه باید گفت­که در جوامع امروزی، اعتماد و نهادها دوام و قوام یکدیگر هستند. نهادها زمانی می­توانند ایجاد، فعال و اثرگذار باشند که پشتوانه­ای از اعتماد را در پی خود داشته باشند. اعتماد نیز به خودی خود حاصل نمی­شود، مگر این که نهادها ارزش­ها و هنجارهایی بیافرینند که برای افراد معنی­دار باشد و بتوانند چارچوبی از رویه­ها و قواعد ایجاد کنند که نیازهای گوناگون را برطرف نمایند. اگر ارتباط متقابل و پیوسته­ای میان اعتماد و نهادهای مدنی برقرار باشد سرمایه­ای را ایجاد خواهند کرد که بر همکاری و مشارکت روز­افزون میان مردم منجر خواهد شد. یافته­های این تحقیق با نتایج تحقیقات کامران و خطیبی همخوانی دارد، هم­چنین با نظریات فرانسیس فوکویا­ما نیز مطابقت دارد و او در این رابطه عنوان می­کند­: جوامعی که روابط نزدیک بین مردم در سطح پایینی قرار دارد و این روابط از سطح خانواده فراتر نمی­رود، شکل­گیری و ایجاد نهادها و موسسات اجتماعی بزرگ مانند شرکت­های چند ­ملیتی هم ضعیف است. رز ستین و استول نیز در تایید این نظر، عنوان می­کنند که نهادهای دولتی منشاء ایجاد اعتماد هستند، فقط در صورتی که شهروندان آن­ها را قابل اعتماد بدانند، به ­علاوه ارزیابی شهروندان از عملکرد نهادهای دولتی که با آن­ها تعامل دارند، نیز بر اعتماد آن­ها تاثیرگذار است، به طور خلاصه فقدان اعتماد به نهادها، وجود فساد و رشوه­خواری و احساس ناامنی در رابطه با دیگران، براعتماد تعمیم یافته افراد تاثیر می­گذارد. اگر نهادها مورد اعتماد نباشند­، مردم نیز مورد اعتماد فرد نخواهند بود.

همان­طوری که نتایج تحقیق نشان داد، اطمینان به عملکرد اقشار و اصناف بالاتر از حد متوسط قرار دارد، در توجیه این نتیجه، زتومکا اشاره دارد که، گسترده­ترین حلقه گسترده­تر اعتماد اجتماعی، افرادی را دربر­می­گیرد که شناخت مردم از آن­ها به صورت غیر­مستقیم یا مستقیم، به دلیل برخی نمودهای فردی است. اهالی شهر، کارمندان، اساتید دانشگاه و غیره گسترده­ترین حلقه شامل طبقه بزرگی از افراد است که در برخی چیزها با آن­ها وجه مشترک وجود دارد. اکثر این افراد، دیگران غایب هستند که ارتباط مستقیمی با آن­ها وجود ندارد، تنها به عنوان یک جمع واقعی در ذهن حضور دارند، مانند: هموطنان، اعضای گروه قومی، مذهبی، نژادی، جنسی، گروه سنی و گروه­های صنفی، از این رو اعتماد به اشخاص معین به تدریج به اعتماد اجتماعی تبدیل می­شود و در تایید این نتیجه می­توان به تحقیقات آدم محمد گیسو اشاره نمود و بر اساس نظرات کلاس اوفه، در تبدیل اعتماد بین ­شخصی به اعتماد اجتماعی نیز، اعتماد نهادی نقش مهمی ایفا می­کند. 

همان­گونه که نتایج تحقیق نشان داد، میزان اعتماد اجتماعی به عنوان چهارمین مولفه اعتماد در سطح بالاتر از حد متوسط قرار داشته ولی درعین حال این میزان از اعتماد اجتماعی رضایت­بخش نیست، به نظر می­رسد علت این وضعیت نوعی از بی­اعتمادی است که اعضاء در داخل خانواده با آن رو به رو بوده­اند و یا آن را تجربه کرده­اند. وقتی که فردی به نزدیک­ترین فرد خویش بی­اعتماد بوده و یا اعتماد کمی به وی داشته باشد چگونه می­تواند به دیگران، دوست، آشنا و همکار اعتماد کند و با آن­ها روابط پایدار برقرار کند. وقتی مردم خود را به عنوان بخشی از اجتماعی اخلاقی­ که دارای سرنوشت مشترکی با هم هستند نه می­دانند و نه می­توانند با جامعه همبستگی داشته باشند و از این رو اعتماد اجتماعی بالایی هم نخواهند داشت؛ چرا که همبستگی داشتن با جامعه، پیش­شرط داشتن اعتماد است.

نتایج تحقیق نشان داد که، میزان باورهای دینی معلمان در سطح بالاتر از حد متوسط قرار دارد ولی چندان رضایت­بخش نیست و هم­چنین بین باورهای دینی و شاخص کلی اعتماد اجتماعی و نیز باورهای دینی و مولفه اعتماد اجتماعی رابطه معنا­داری وجود دارد، در تایید این نتیجه می­توان گفت که، یکی از کارکردهای مهم دین ایجاد اطمینان و اعتماد اجتماعی بوده که در دوران گذار تضعیف می­شود. اما این تضعیف پیش از این ­که با ارزش­های مدرن جایگزین شود، صورت می­گیرد پس، در دوران گذار، ارزش­های دینی و سنتی کاهش پیدا می­کنند، درحالی که هنوز ارزش­های دنیای مدرن جایگزین آن نشده است­که این امر زمینه­ساز تضعیف اعتماد اجتماعی می­شود، در دوران تضعیف اعتماد اجتماعی، ارزش­های اخلاقی و دینی هم به طور همزمان تنزل پیدا می­کنند. وقتی برخی از ارزش­های اساسی کاهش پیدا کرد، سایر ارزش­ها نیز کاهش و سقوط می­کنند(حیدرآبادی، 1389­: 63- 62). ولی در عین حال برخی تحلیل­های جامعه­شناختی نقش آموزه­های دینی را نقشی دو جانبه در نظر می­گیرند؛ کسانی که به طور شخصی یا اجتماعی با آموزه­های دینی ارتباط دارند، هم مورد اعتماد هستند و هم اعتماد بیشتری به دیگران می­کنند. دین یکی از ابزارهای سازمان­دهنده اعتماد است که به چندین طریق عمل می­کند. مهم­تر از همه این که عقاید دینی نوعاً قابلیت اطمینان و اتکاء را وارد تجربه رویدادها و وضعیت­ها می­کند و چارچوبی تشکیل  می­دهد که بر اساس آن می­توان رخدادها و وضعیت­های مذکور را تبیین کرد و در مقابل آن­ها واکنش نشان داد، بنابراین از هر دو نظر، این نتیجه با نتایج تحقیقات کتابی، علی­زاده اقدم­، کیاجوری و نظریات موجود همخوانی بیشتری دارد.

نتایج تحقیق نشان داد که میزان سنت­گرایی معلمان در سطح کمی بالاتر از حد متوسط قرار دارد. همان­­گونه که درچارچوب نظری و پیشینه تحقیق نیز اشاره شده، تا زمانی که اعتماد به پیوستگی گذشته، حال و آینده را حفظ می­کند و این اعتماد را به اعمال اجتماعی قاعده­مند متصل می­سازد، سنت به شیوه­ای اساسی در امنیت وجودی و ازجمله اعتماد اجتماعی سهیم است، ولی به نظر گیدنز­، منابع اصلی اعتماد در جوامع سنتی، اهمیت خود را در جوامع صنعتی از دست داده­اند. وابستگی­های خویشاوندی در جوامع مدرن حاصل پیوندهای اجتماعی سازمان­یافته درطول زمان و مکان نیستند، در این قبیل جوامع ارتباطات خویشاوندی عملاً محدود به چند نفر خویشاوند نزدیک شده است و بیشتر مردم آگاهی اندکی از خویشاوندان دورتر دارند. یافته­های تحقیق با نتایج علی­زاده و لیندا بکر همخوانی دارد.

نتایج تحقیق نشان داد که میزان دگرخواهی در بین معلمان در سطح بالاتر از حد متوسط قرار دارد و هم­چنین بین میزان دگرخواهی و شاخص کلی اعتماد و دگرخواهی و اطمینان به اقشار و اصناف و نیز دگرخواهی مولفه اعتماد اجتماعی معنا­دار می­باشد. اوفه در بحث و تایید نتایج این تحقیق و در ارتباط با رابطه دگرخواهی و افزایش اعتماد اجتماعی، انگیزه‌های فردی را برای پایداری و قوام اعتماد ناقص می‌بیند و برای تکمیل آن دو راه‌حل پیشنهاد می‌دهد: یکی توجه به گروه‌ها (دگرخواهی) به‌ عنوان منبع تقویت هویت‌های مشترک و احساس تعلق فرد و دیگری نهادهای جامعه که بر اساس توان­مندی خود می‌توانند اعتماد را درسطح جامعه گسترش دهند، به نظر اوفه، اعتماد به عقل و انصاف نخبگان در عرصه سیاسی حکومت دموکراتیک، فقدان اعتماد به بسیاری از شهروندان و تمایلات سیاسی آن­ها را جبران خواهد کرد، به عقیده او ملیت و هویت ملی در جامعه دموکراتیک مدرن، اعتماد به غریبه­ها و شهروندان را تسهیل می­سازد، در تایید این نظر، زتومکا نیز، افزایش شایعات، حرف­های بی­اساس، تئوری­های توطئه و تردید مردم در مقابل اعتماد به همدیگر به­ ویژه دگرخواهی می­داند. نتایج تحقیقات علی­زاده، فرانچسکو بیلاری و کارن دیکر با یافته­ها همخوانی دارد.

همان­گونه که نتایج تحقیق نشان داد، بین احساس امنیت و مولفه اعتماد اجتماعی رابطه معنا­داری وجود دارد. یافته­های تحقیق با نتایج پژوهش­های کیاجوری، کامران، معیدفر و دیگران مطابقت می­کند. گیدنز هم با بحث از «اعتماد بنیادین» که مفهومی متعلق به اریکسون است، ریشه اعتماد را در وثوق و اطمینان به اشخاص صالح و معتبر مربوط می­داندکه معمولاً ازنخستین تجربیات­کودک حاصل شده است، به نظر وی اعتماد بنیادین اضطراب را کاهش داده و نوعی احساس تداوم و نظم در رویدادها، حتی آن­هایی که به طور مستقیم در حوزه ادراک شخص قرار دارند، یا امنیت وجودی را در فرد به وجود می­آورد (همان: 323)، که این امنیت وجودی یا همان احساس امنیت نیز متقابلاً اعتماد اجتماعی افراد را درجامعه تحت ­تاثیر خود قرار می­دهد. پارسونز نیز عنوان می­کند­، زمانی­که اعتماد اجتماعی کارکرد همبستگی خود را از دست می­دهد، در این صورت نظم و امنیت اجتماعی در جامعه کاهش یافته و میزان شک و تردید در بین افراد جامعه افزایش می­یابد، درنتیجه امنیت اجتماعی که پایه و اساس اعتماد و  به­ ویژه اعتماد تعمیم ­یافته و انتزاعی است، به خطر می­افتد.

همان­گونه که نتایج تحقیق نشانگر این بود، بین رضایت شغلی معلمان و شاخص کلی اعتماد و مولفه­های چهارگانه آن رابطه معنی­داری وجود دارد؛ پاتنام در تایید این نتیجه عنوان می­کند که، اعتماد اجتماعی حاصل تجربه­های زندگی بزرگسالی است و کسانی که زندگی موفقیت­آمیزی دارند به عنوان مثال رضایت شغلی بیشتری دارند، نسبت به کسانی که از فقر، بیکاری، تبعیض، استثمار و محرومیت اجتماعی رنج می­برند، دارای اعتماد بیشتری هستند. پاتنام نیز هم­چون اینگلهارت بر پیوند نزدیک اعتماد اجتماعی، شادی، بهروزی و هم­چنین رضایت شغلی تاکید می­کند(منصوریان و قدرتی، 1388: 196-197). تحقیقات نجومی، بیب تکس، سونگ لی با نتایج همخوانی دارد.

نتایج تحقیق حاکی است که، معلمان مرد از نظر صمیمیت و معلمان زن از نظر اطمینان به نهادها و اقشار و اصناف اعتماد بیشتری دارند و در مجموع شاخص­های اعتماد هم وضعیت زنان بهتر از مردان          می­باشد، این نتایج از این امر حکایت می­کندکه زنان در شعاع تنگ اعتماد­های اولیه باقی نمی­مانند و باتوجه به هنر ویژه روابط اجتماعی که نوعاً در زنان بیشتر از مردان مشاهده می­شود، همواره شعاع اعتماد را وسیع­تر در نظر گرفته و آن را به سایر حوزه­ها علاوه­ بر نهاد خانواده به نهادها و اقشار دیگر تسری می­دهند.

نتایج تحقیق نشان دادکه بین وضعیت تاهل و اطمینان به اقشار و اصناف رابطه معنی­داری وجود دارد و در بقیه موارد از جمله بین وضعیت تاهل و اطمینان به نهاد­ها، احساس صمیمیت با افراد، مولفه اعتماد اجتماعی و هم­چنین شاخص کلی اعتماد تفاوت معنی­داری وجود ندارد؛ هم­چنین با توجه به این که میزان اطمینان به اقشار و اصناف در بین مجرد­ها بیشتر از متاهل­هاست، پیداست تا زمانی که افراد به صورت مجردی در شبکه­ای خانواده زندگی می­کنند ارتباط بیشتری با اعضای خانواده از پدر و مادر گرفته تا برادران و خوهران دارند و هم­چنین شبکه گستردتری از دوستان را دارند و افت و خیز بیشتری هم با اقوام و خویشان خود دارند که این ارتباطات و افت و خیزها شبکه کسترده­ای از اعتماد را نیز فراهم می­سازد که طبیعتاً در جوامع مدرن امروزی با تشکیل خانواده جدید و تاهل اختیار نمودن، چه بسا به جای این­ که این ارتباطات زیاد شده و منجر به ایجاد شبکه­های جدیدی از روابط و اعتماد گردد بلکه رفته رفته دامنه ارتباطات محدودتر می­شود و این امر در بلند­ مدت، تضعیف اعتماد اجتماعی افراد را فراهم می­سازد و مضاف بر این با توجه به افزایش متلاشی خانواده­ها و زیاد شدن زنان مطلقه، میزان بی­اعتمادی گسترش می­یابدکه این مورد نیز با نظریه رابرت پاتنام هماهنگ می­باشدکه معتقد است بی­اعتمادی دربین قربانیان جرم و خشونت و افراد مطلقه بیشتر دیده می­شود.

هر چند که بر اساس نتایج تحقیق بین محل تدریس و شاخص کلی اعتماد و هم­چنین مولفه­های چهارگانه آن تفاوت معنی­داری وجود ندارد، ولی با توجه به این که مقایسه توصیفی نتایج، بیان­گر بالا بودن میزان اعتماد معلمان مناطق شهری از معلمان مناطق روستایی است؛ این نتیجه را فوکویاما نیز تایید می­کند، چرا که از نظر وی، جوامع توسعه­یافته (در این­جا جوامع شهری) در مقایسه با جوامع دیگر (در این­جا جوامع روستایی)، از سطح اعتماد بالاتری برخوردار هستند.

همان­طوری­که نتایج تحقیق نشانگر بود، میزان صمیمیت باافراد در رشته­های ریاضی و فیزیک، اطمینان به نهادها و اطمینان به اقشار و اصناف در رشته­های علوم تجربی و اعتماد اجتماعی در رشته­های فنی و حرفه­ای از بقیه رشته­ها بیشتر می­باشد، براساس این یافته می­توان ادعا کرد با توجه به این که این رشته­ها و علوم مربوط به آن جزء علوم دقیقه به حساب می­آیند و عامل انسانی کمتر در آن دخالت دارد و یا به عبارت دیگر موضوع مورد مطالعه این علوم اشیاء هست، میزان اعتماد اجتماعی در این رشته­ها و معلمانی که با آن سرو کار دارند بیشتر است؛ ولی در حالی که چون رشته­های علوم انسانی و افراد شاغل در آن با انسان­ها و موضوعات انسانی سرو کار دارند و به خاطر پیچیدگی رفتار انسان­ها و کنشگران این حوزه، اعتماد اجتماعی همواره با مخاطراتی همراه است.

نتایج تحقیق نشان داد که، بین سطح تحصیلات معلمان و میزان اعتماد اجتماعی تفاوت معنی­داری وجود ندارد؛ یافته­های حیدرآبادی، کامران و لورامکلسون موید نتایج این پژوهش می­باشد. پاتنام عنوان می­کند که، بی­اعتمادی در بین «بازندگان» یعنی افراد دارای تحصیلات، درآمد و منزلت پایین و نیز اعضای گروه­های اقلیت و کسانی که از زندگی خود ابراز نارضایتی می­کنند، رایج­تر است، ولی برخی پیمایش­های انجام شده نشان می­دهد که بین سطح تحصیلات و اعتماد عمومی رابطه معنی­دار وجود دارد. البته در تایید این نتیجه در مورد تحصیلات باید توجه داشت که اگر چه تحصیلات مردم را اعتماد­پذیر می­کند اما ممکن است در کوتاه ­مدت موجب بازتولید امتیازات طبقه­ای در میان افراد تحصیل­ کرده شده و موجب افزایش نابرابری­ها گردیده و در نهایت منجر به افزایش بی­اعتمادی در جامعه شود.

نتایج تحقیق بیانگر این است که بین طبقه اجتماعی معلمان و اطمینان به نهادها، اطمینان به اقشار و اصناف، شاخص­کلی اعتماد و مولفه اعتماد اجتماعی تفاوت معنی­داری وجود دارد، هرچند که این تفاوت­ها از نظری آماری معنی­دار است، ولی با توجه ضعیف بودن تفاوت معنی­داری آن­ها، نظریات موجود را بیشتر تایید می­کند؛ به طوری که در همین ارتباط، پاتنام معتقد است که اعتماد اجتماعی در جوامع با طبقات متصلب و خشک ایجاد نمی­شود، وی معتقد است که نابرابری­های بزرگ در ثروت در جامعه برای توسعه مشارکت و همبستگی مضر است و سلژیمن ازاین هم فراتر رفته و می­گوید اعتماد هیچ ارتباطی بافرهنگ طبقاتی ندارد. هم­چنین پاتنام عنوان می­کنند که، بی­اعتمادی در بین «بازندگان» یعنی افراد دارای تحصیلات، درآمد و منزلت پایین و نیز اعضای گروه­های اقلیت و کسانی که از زندگی خود ابراز نارضایتی می­کنند، رایج­تر است، در تایید این تحقیق، یافته­های کاوسی و سونگ لی با نتایج همخوانی دارد.

 

پیشنهادهای کاربردی

1. نتایج تحقیق نشان داد که بین میزان دین­داری معلمان و شاخص کلی اعتماد و دین­داری و مولفه اعتماد اجتماعی رابطه معنی­داری وجود دارد؛ در همین ارتباط پیشنهاد می­شود که آموزش و نهادینه­سازی آموزه­های دینی در اولویت برنامه­های آموزش و پرورش برای معلمان قرار گیرد تا ازاین طریق بستر لازم برای ارتقاء اعتماد اجتماعی در بین این قشر فراهم گردد.

2. نتایج تحقیق بیانگر این بود که، بین میزان سنت­گرایی و مولفه اعتماد اجتماعی رابطه معنی­داری وجود دارد؛ با توجه به این­ که هر آن ­چه به فرهنگ سنتی مربوط باشد به دور ریختنی نیست و چه بسا عناصری از سنت­ها در فرهنگ ما وجود داشته باشند که با جامعه مدرن امروزی نیز سازگار باشد، بنابراین پیشنهاد می­شود جهت افزایش اعتماد اجتماعی در بین معلمان، عناصر سنتی اعتماد­ساز، فرهنگ­سازی شود، مثلاً از جمله این عناصر اعتماد­ساز، تقویت فرهنگ مشارکت است که به صورت سنتی و از گذشته­های خیلی دور در فرهنگ ایرانی و اسلامی وجود دارد و می­تواند فرهنگ اعتماد را تقویت نماید.

3. نتایج تحقیق نشان داد که، بین میزان دگرخواهی و شاخص کلی اعتماد و هم­چنین رابطه دگر­خواهی و اطمینان به نهادها و اقشار و اصناف و نیز مولفه اعتماد اجتماعی معنی­دار بوده است؛ همان­طوری که امیل دورکیم پیشنهاد می­کند، تقویت پیوندهای عاطفی میان آحاد اجتماعی و علاقه متقابل در اعضاء گروه­های اجتماعی، وجود گروه­های حرفه­ای که افراد را در ارتباط شخصی و نزدیک با دیگران قرار می­دهند، می­توانند زمینه­ساز تقویت پیوندهای اجتماعی و باعث ایجاد حس دگرخواهی در جامعه شده و در نتیجه اعتماد اجتماعی متقابل شکل گیرد.

4. نتایج تحقیق نشان داد که، بین میزان احساس امنیت و مولفه اعتماد اجتماعی رابطه معنی­داری وجود دارد؛ برای ایجاد جامعه­ای با اعتماد، توجه به محیط­های خانواده، برای کاهش اضطراب­ها و دل نگرانی­ها و افزایش ایجاد حس اطمینان و آرامش میان اعضاء خانواده ضروری است، با توجه به نتایج تحقیق با این ­که میزان احساس­امنیت و مولفه اعتماد اجتماعی رابطه معنی­داری وجود دارد اما شدت آن ­ضعیف می­باشد، بنابراین همان­گونه که اعتماداجتماعی یکی از مفاهیم اساسی علوم اجتماعی است و از مولفه­های مهم سرمایه­ اجتماعی و پایه و زمینه­ای برای دموکراسی و جامعه مدنی و نیروی محرکه­ای برای توسعه در ابعاد مختلف آن می­باشد.

زتومکا  معتقد است در بسیاری از جوامع بیش از هر نوشدارویی نیازمند بسط وتقویت فرهنگ اعتمادند تا به جای ارزش­های اخلاقی منفی چون تظاهر، چاپلوسی، دروغ، نفاق و وابستگی ارزش­های مثبتی چون شهامت، صداقت­، یکرنگی و خوداتکایی را بنشانند، پیشنهاد می­شود تا سازمان آموزش و پرورش فرهنگ اعتماد را در بین دبیران بسط دهد.

5. نتایج تحقیق حاکی است که، بین میزان رضایت­مندی شغلی و شاخص کلی اعتماد و هم­چنین مولفه­های چهارگانه احساس صمیمیت با افراد، اطمینان به عملکرد نهادها و اطمینان به اقشار و اصناف و اعتماد اجتماعی رابطه معنی­داری وجود دارد؛ همان­گونه که رابرت پاتنام نیز معتقدند، برای افزایش اعتماد اجتماعی، کاهش فقر، بیکاری، تبعیض و محرومیت اجتماعی ضروری به نظر می­رسد، چرا که یکی از جلوه­ها و نتایج ثمربخش این موارد، همین افزایش رضایت­مندی شغلی است که می­تواند در بین معلمان منجر به افزایش اعتماد اجتماعی گردد.

6. نتایج تحقیق نشان داد که، بین جنسیت و احساس صمیمیت با افراد، اطمینان به نهادها و اقشار و اصناف تفاوت معنی­داری وجود دارد. صمیمیت در معلمان مرد و اطمینان به نهادها و اقشار و اصناف در زنان بیشتر است و در مجموع کل شاخص نیز، زنان بیشتر از مردان اعتماد اجتماعی دارند. پیشنهاد می­شود که اعتماد اجتماعی و راهکارهای ارتقاء آن در آموزش و پرورش بیشتر مورد توجه قرار گیرد که در همین زمینه اطلاع­ رسانی، فرهنگ­سازی و آموزش معلمان هم مرد و هم زن در راستای نهادینه­سازی فرهنگ اعتماد ضروری به نظر می­رسد.

7. نتایج تحقیق نشان دادکه، بین وضعیت تاهل و اطمینان به اقشار و اصناف تفاوت معنی­داری وجود دارد و میزان اعتماد اجتماعی معلمان مجرد بیشتر از معلمان متاهل می­باشد؛ با توجه به این که میزان مشکلات اجتماعی معلمان متاهل بیشتر از معلمان مجرد می­باشد، شایسته است مسئولان آموزش و پرورش به تامین نیازهای ضروری و حمایتی معلمان، که خود پیش­نیاز و بستر ایجاد اعتماد در آن­ها می­باشد بیشتر توجه کنند، البته این حمایت منجر به انکار و عدم توجه به نیازهای ضروری و حمایتی معلمان مجرد نشود.

8. نتایج تحقیق نشان داد که، احساس صمیمیت با افراد، اطمینان به نهادها در بین معلمان روستایی و اطمینان به اقشار و اصناف و مولفه اعتماد اجتماعی در بین معلمان شهری بیشتر است، پیشنهاد می­شود که در شکل­گیری نهادها حتماً به خواسته­ها و نیازهای معلمان هم در مناطق روستایی و هم در مناطق شهری بیشتر توجه شود و نحوه عملکرد نهادها به گونه­ای سازماندهی شودکه مورد پذیرش و قابل پیش­بینی باشد و نقش نهادهای حمایتی پر رنگ­تر شود و بالاخره این­که نهادها دارای عملکردی شفاف باشند و در مقابل عموم آحاد مردم به­ ویژه معلمان روستایی و شهری پاسخگو باشند، در این بین جهت افزایش اعتماد اجتماعی، تشکیل شبکه­ها، تشکل­ها و انجمن­های مدنی حمایت از حقوق معلمان­ و اعمال درست قانون توسط نهادهای کارآمد لازم به نظر می­رسد.

9. نتایج تحقیق نشان داد که، میزان احساس صمیمیت در بین معلمان ریاضی و فیزیک، اطمینان به نهادها و اقشار و اصناف در بین معلمان علوم ­تجربی و هم­چنین مولفه اعتماد اجتماعی دربین معلمان فنی و حرفه­ای بیشتر از سایر معلمان می­باشد؛ به نظر می­رسد با توجه به نگرش­های موجود در مورد رشته­ها که هم از طرف سیستم آموزشی کشور و هم از سوی مردم القاء می­شود و مهم­ترین و موثر­ترین رشته­ها را در جامعه، عمدتاً رشته­های ریاضی و فیزیک، علوم تجربی و هم­چنین فنی و حرفه­ای در نظر می­گیرند، این امر باعث غفلت و دلسردی دانش­آموزان و هم­چنین معلمان علوم انسانی از رشته­های علوم انسانی می­گردد، بنابراین همان­طوری که نتایج این تحقیق هم نشان داد اعتماد اجتماعی معلمان علوم انسانی پایین­تر از اعتماد اجتماعی سایر رشته قرار گرفته است، بنابراین پیشنهاد می­شود که برای افزایش اعتماد اجتماعی همه معلمان به خصوص معلمان رشته­های علوم انسانی، نسبت به اصلاح نگرش­های منفی در جامعه در مورد رشته­های علوم انسانی اقدامات عملی لازم از طریق سازمان­ها و وزارت خانه­های مسئول صورت گیرد.

10. نتایج تحقیق نشان داد که بین سطح تحصیلات معلمان و میزان شاخص کلی اعتماد و هم­چنین مولفه­های احساس صمیمیت با افراد، اطمینان به عملکرد نهادها، اطمینان به اقشار و اصناف و مولفه اعتماد اجتماعی تفاوت معنی­داری وجود ندارد ولی اندک تفاوت­هایی مشاهده می­گردد و آن این که در کل اعتماد اجتماعی معلمان فوق­دیپلم بیشتر از بقیه معلمان می­باشد، بنابراین پیشنهاد می­شود که برای ارتقاء اعتماد اجتماعی معلمان سطوح تحصیلی لیسانس و بالاتر، کارگاه­ها و دوره­های آموزشی برگزار شود.

11. نتایج تحقیق نشان داد که، بین طبقه اجتماعی و اطمینان به نهادها­، اطمینان به اقشار و اصناف، مولفه اعتماد اجتماعی و هم­چنین شاخص کلی اعتماد تفاوت معنی­داری وجود دارد؛ به طوری که میزان اعتماد اجتماعی در مجموع در معلمان طبقات بالا و متوسط بیشتر از معلمان طبقات پایین می­باشد، بنابراین پیشنهاد می­شود که در جهت ارتقاء اعتماد اجتماعی معلمان طبقات پایین، نخست به تامین منابع و امکانات اولیه زندگی آن­ها بیشتر توجه گردد و دوم این که، عدالت توزیعی در بین این قشر و ضمانت اجرایی قوانین مربوط به حمایت از افراد زیر خط فقر نیز در اولویت برنامه­های وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد.

 

 

 

 

       منابع

خنیفر، ح؛ و دیگری. (1388). بررسی رابطه بین مولفه­های اعتماد و تعهد سازمانی کارکنان. نشریه مدیریت دولتی. شماره دو.

زتومکا، پ. (­1386­)­. اعتماد نظریه­ی جامعه­شناختی. ترجمه­: غ، غفاری. تهران: نشر شیرازه. چاپ سوم.

ساروخانی، ب. (1385­). روش­های تحقیق در علوم اجتماعی. تهران: انتشارات پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. چاپ دوازدهم.

شارع­پور، م؛ و دیگری. (1390). بررسی رابطه انواع اعتماد با اعتماد اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران.پایان­نامه دوره کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه مازندران.

 شارع­پور، م؛ و دیگری. (1386). رتبه­بندی سرمایه اجتماعی در مراکز استان­های کشور. فصلنامه رفاه اجتماعی. سال هفتم، شماره بیست و ششم.

علی­زاده اقدم، م؛ و دیگری. (1391). بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با اعتماد اجتماعی دبیران مقطع متوسطه آموزش و پرورش شهرستان مرند. پایان­نامه دوره کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی­، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.

کوهن، ب. (1386). درآمدی به جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی­. تهران: نشر توتیا.

 گیدنز، آ. (1377­). پیامدهای مدرنیته. ترجمه­: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز.                             

معیدفر، س؛ و دیگری. (­1385).بررسی رفتار و نگرش جمع­گرایانه شهروندان تهرانی. مجله انجمن جامعه­شناسی ایران. دوره هفتم، شماره سوم.

Bakk, L. (2013). Social trust in urban neighbour hoods. Impact actor:1.330 Environmental Studies 47 out of 96Source. Journal Citation Reports Thomson Reuters.

Dekker, K. (2014). Trust and Social Cohesion, the key to Reconcile Thailand's Future Authors: Bureekul, Thawilwadee; Thananithichot, Stithorn. Urban Studies Journal Limited.

Hedgecoe, A. (2014). Eralized Trust: Women, Work, and Trust in Stranger European Sociological Review. June30: 373-386. Journal of Artificial Societies and Social Simulation 15.

Michaelson, L. & etal. (2013). Delaying gratification depends on social trust. PMC.

Sung Lee1, C. (2014). Welfare States and Social Trust. Journal Citation Reports Thomson Reuters.

 

 

 



[1]. دانش­آموخته کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز -    ایران. E- mail: yaran_yad@yahoo.com            2. استادیار گروه جامعه­شناسی دانشگاه فردوسی مشهد -   ایران.  E- mail: hmirzaei@um.ac.ir                                                       

 

[3]Social Trus

[4]. Sztompk

[5]. Loman

[6]. Lara Michaelson

[7]. Linda Baer

خنیفر، ح؛ و دیگری. (1388). بررسی رابطه بین مولفه­های اعتماد و تعهد سازمانی کارکنان. نشریه مدیریت دولتی. شماره دو.
زتومکا، پ. (­1386­)­. اعتماد نظریه­ی جامعه­شناختی. ترجمه­: غ، غفاری. تهران: نشر شیرازه. چاپ سوم.
ساروخانی، ب. (1385­). روش­های تحقیق در علوم اجتماعی. تهران: انتشارات پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. چاپ دوازدهم.
شارع­پور، م؛ و دیگری. (1390). بررسی رابطه انواع اعتماد با اعتماد اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران.پایان­نامه دوره کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه مازندران.
 شارع­پور، م؛ و دیگری. (1386). رتبه­بندی سرمایه اجتماعی در مراکز استان­های کشور. فصلنامه رفاه اجتماعی. سال هفتم، شماره بیست و ششم.
علی­زاده اقدم، م؛ و دیگری. (1391). بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با اعتماد اجتماعی دبیران مقطع متوسطه آموزش و پرورش شهرستان مرند. پایان­نامه دوره کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی­، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.
کوهن، ب. (1386). درآمدی به جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی­. تهران: نشر توتیا.
 گیدنز، آ. (1377­). پیامدهای مدرنیته. ترجمه­: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز.                             
معیدفر، س؛ و دیگری. (­1385).بررسی رفتار و نگرش جمع­گرایانه شهروندان تهرانی. مجله انجمن جامعه­شناسی ایران. دوره هفتم، شماره سوم.
Bakk, L. (2013). Social trust in urban neighbour hoods. Impact actor:1.330 Environmental Studies 47 out of 96Source. Journal Citation Reports Thomson Reuters.
Dekker, K. (2014). Trust and Social Cohesion, the key to Reconcile Thailand's Future Authors: Bureekul, Thawilwadee; Thananithichot, Stithorn. Urban Studies Journal Limited.
Hedgecoe, A. (2014). Eralized Trust: Women, Work, and Trust in Stranger European Sociological Review. June30: 373-386. Journal of Artificial Societies and Social Simulation 15.
Michaelson, L. & etal. (2013). Delaying gratification depends on social trust. PMC.
Sung Lee1, C. (2014). Welfare States and Social Trust. Journal Citation Reports Thomson Reuters.