بررسی عوامل جامعه‌شناختی مرتبط با گرایش‌های تغذیه‌ای دانشجویان دختردوره کارشناسی دانشکده پیراپزشکی شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 89-1388

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد واحد تبریز.

2 کارشناسی‌‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحدتبریز.

چکیده

تغذیه مناسب و به عبارتی حق برخورداری و دسترسی به غذای سالم و مناسب، از اساسی­­ترین حقوق انسان­هاست. بدون برخورداری از تغذیه مناسب، هیچ­ کس از موهبت سلامت برخوردار نخواهد بود. انسانی که سالم نیست، توانایی و کارآیی لازم را برای فعالیت­های روزمره ندارد. در دیدگاه گسترده­تر، توسعه اقتصادی، اجتماعی و عمرانی در جامعه­ای که افراد آن سالم نیستند، اتفاق نخواهد افتاد. در این میان، توجه به تغذیه بانوان و دختران، به دلیل نیاز­­های جسمانی خاص آن­­­ها در دوران مختلف زندگی اهمیت ویژه­­ای دارد. دختران امروز، مادران آینده هستند و در صورت توجه به نیازهای تغذیه­ای آنان در زمان حال، مادران سالم­تر و در نتیجه، نسل سالم­تر و کارآمدتری در آینده خواهیم داشت. براین اساس هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل  جامعه­شناختی مؤثر بر گرایش­های تغذیه­ای دختران می­باشد. در این پژوهش از
 نظریه­های ماری استوری، شاو، مک کوب، رایزمن، هربرت مید، چارلز هورتون کولی و ... استفاده شده­است.
روش: روش تحقیق حاضر، پیمایش از نوع توصیفی- همبستگی و ابزار اندازه­گیری پرسشنامه بوده است. نمونه آماری بدست­آمده توسط فرمول کوکران و به روش تصادفی چند­مرحله­ای­ (نسبتی مطبق)، 276 نفر می­باشد. داده­ها توسط spss  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برای آزمون روابط بین متغیرها، از آزمون­های r­ پیرسون، رگرسیون خطی و چند­متغیره استفاده­ شده ­است.
یافته­های­تحقیق: بر اساس نتایج تحقیق رسانه بیشترین تأثیر را بر گرایش­های تغذیه­ای دارد و عامل دوم نقش خانواده بوده است که این متغیرها به میزان 20 درصد گرایش­های تغذیه­ای را تبیین می­کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the sociological factors related to eating attitudes of female students of medical faculty of Urmiah University.

نویسندگان [English]

  • Samad Sabagh 1
  • Maryam Maryam Seyedzadeh Talatapeh Maryam Seyedzadeh Talatapeh 2
چکیده [English]

Good nutrition and access to safe and appropriate food are the most fundamental rights of human beings. Without the proper nutrition, no one will enjoy the blessings of health. Meanwhile, the Nutrition of Women and Girls are particularly important because they have special physical needs in different periods of life. On the other hand, girls today are the future mothers and considering their nutritional needs, the healthier mothers, the healthier and the more efficient generation we will have in the future. On this basis, the present thesis aim to determine the sociological factors affecting the eating attitudes of girls. In this study, theories of Mary Story, Jean Baudrillard, Neil Postmen, Shills, Daniel Lerner, Hayprt, Markvzeh, Rieszman, and Robert Merton & Lazarsefled, Cockerham, Herbert Mead and Charles Horton Cooley were used. The aim of this research is to determine the correlation of sociological factors (media, advertising, family, peers, socio-economic status of family) and eating attitudes among MA girl Students of medical faculty, urmia branch in 1388-89. The total number of female students was 977 and 276 students were selected by Kocran formula. Data were analyzed by SPSS and statistical tests of F, r-Pierson and multi _regression were used to acquire results. So results showed that of applied factors media had the highest effect on girls eating attitudes. Applied variables could explain 20%of eating attitudes. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Eating Attitudes Role of Media
  • Family
  • Peers
  • Family Socioeconomic Status

 

 

 

 

 

بررسی عوامل جامعه­شناختی مرتبط با گرایش­های تغذیه­ای

دانشجویاندختردوره کارشناسی دانشکده پیراپزشکی
شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 89-1388

 

دکتر صمد صباغ[1]

مریم سیدزاده طلاتپه[2]

 

چکیده

تغذیه مناسب و به عبارتی حق برخورداری و دسترسی به غذای سالم و مناسب، از اساسی­­ترین حقوق انسان­هاست. بدون برخورداری از تغذیه مناسب، هیچ­ کس از موهبت سلامت برخوردار نخواهد بود. انسانی که سالم نیست، توانایی و کارآیی لازم را برای فعالیت­های روزمره ندارد. در دیدگاه گسترده­تر، توسعه اقتصادی، اجتماعی و عمرانی در جامعه­ای که افراد آن سالم نیستند، اتفاق نخواهد افتاد. در این میان، توجه به تغذیه بانوان و دختران، به دلیل نیاز­­های جسمانی خاص آن­­­ها در دوران مختلف زندگی اهمیت ویژه­­ای دارد. دختران امروز، مادران آینده هستند و در صورت توجه به نیازهای تغذیه­ای آنان در زمان حال، مادران سالم­تر و در نتیجه، نسل سالم­تر و کارآمدتری در آینده خواهیم داشت. براین اساس هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل  جامعه­شناختی مؤثر بر گرایش­های تغذیه­ای دختران می­باشد. در این پژوهش از
 نظریه­های ماری استوری، شاو، مک کوب، رایزمن، هربرت مید، چارلز هورتون کولی و ... استفاده شده­است.

روش: روش تحقیق حاضر، پیمایش از نوع توصیفی- همبستگی و ابزار اندازه­گیری پرسشنامه بوده است. نمونه آماری بدست­آمده توسط فرمول کوکران و به روش تصادفی چند­مرحله­ای­ (نسبتی مطبق)، 276 نفر می­باشد. داده­ها توسط spss  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برای آزمون روابط بین متغیرها، از آزمون­های r­ پیرسون، رگرسیون خطی و چند­متغیره استفاده­ شده ­است.

یافته­های­تحقیق: بر اساس نتایج تحقیق رسانه بیشترین تأثیر را بر گرایش­های تغذیه­ای دارد و عامل دوم نقش خانواده بوده است که این متغیرها به میزان 20 درصد گرایش­های تغذیه­ای را تبیین می­کنند.

واژگان کلیدی:گرایش­های تغذیه­ای، نقش خانواده، نقش همالان، پایگاه اقتصادی ­اجتماعی، نقش رسانه.

 

مقدمه و بیان مسئله

برخورداری ازسلامت، حق همه انسان­هاست به ویژه برای زنان که در تامین بهداشت و سلامت جامعه نقش مؤثرتر و مهم­تری از مردان عهده­دار هستند، زن محور سلامت خانواده و جامعه است، چرا که دختران، مادران آینده هستند(نقل از سایت سلامت نیوز، 1389). تغذیه از ابعاد مهم بهداشت عمومی و هدف آن فراهم­کردن شرایط جسمی­­­­ و روانی لازم از نظر رشد و تکوین ارگانیسم، تحرک و کارآیی انسان­ها در زندگی اجتماعی است. تغذیه انسانی از یک ­سو با عوامل متعددی نظیر شرایط محیط طبیعی، رشد فنی، ویژگی­های اقتصادی- اجتماعی، عوامل فرهنگی و سابقه تاریخی ملت­ها و از سوی دیگر با ساخت زیستی بدن در رابطه است(محسنی، 1357: 286). غذا برای انسان از پر اهمیت­ترین مسائل زندگی محسوب می­شود. در این میان تغذیه دختران که مادران آینده می­باشند از اهمیت زیادی برخوردار می­باشد، چرا که زنان نیمى از جامعه را تشکیل مى­دهند، زنان نیمى از نیروى اقتصادى جامعه هستند، زنان نبض حیات خانواده به شمار می­روند، زنان نقش اول یک خانواده­اند. پیشرفت جامعه در گرو سلامت خانواده­ها و سلامت خانواده­ها وابسته به سلامت زنان است. برای دست­یابی به توسعه پایدار، توجه به جنبه­های گوناگون سلامت در همه افراد ضروری است. امروزه به واسطه گسترش فرایند مدرن شدن، تغییر الگوهای شهر­نشینی و تنوع الگوهای فرهنگی، سبک­های زندگی افراد جامعه نیز دچار تغییرها و تحول­های شگرفی گردید. زندگی شهری و ماشینی، نوع جدیدی از گذراندن اوقات فراغت، شیوه مصرف و حتی کار را برای افراد مهیا ساخت. شیوه­هایی که موجب شده زمینه برای تحرک بدنی کمتر، فعالیت­های استرس­زا و احیاناً پرخطر و مصرف مواد مضّر ایجاد شود(اشتیاقی، 1389). تبلیغات، می­تواند نقش مؤثری در انتخاب و مصرف کالا در جامعه داشته ­باشد. در این میان، تبلیغات مواد غذایی به دلیل تأثیر مستقیم غذا بر سلامت افراد جامعه، از اهمیتی دو چندان برخورداراست.

جای تردید نیست که  در اکثر جوامع زنان در مقایسه با مردان نسبت به وضعیت زیبایی و ظاهر خود و آن­چه به چشم می­آید دقت‌ نظر بیشتری داشته و حساسیت و توجه بیشتری نشان می­دهند. این توجه وافر ایشان را وا می‌دارد تا رفتارهایی گاه افراطی را به منظور مطابقت‌ دادن ویژگی­های بدن خود با الگوهای فرهنگی زیبایی چهره و اندام که در رسانه‌های جمعی و عوامل تبلیغاتی صنعت زیبایی تبلیغ می‌شود، اتخاذ کنند که گاهی تبعات سوئی ببار می‌آورد(احمدی و اردلان، 1384: 143-132). بسیاری از فاکتورهای رفتاری نیز بر سلامت تأثیرگذارند که بیشتر مربوط به عوامل فرهنگی و آداب و رسوم بومی، میزان مشارکت­پذیری عموم مردم و سطح دانش و آگاهی آن­هاست. به ­عبارت ­دیگر حداقل ۵۰ درصد سطح سلامت جامعه مستقیم به رفتار و باور و نوع نگاه مردم به مقوله بهداشت و سلامت وابسته است(شجاعی باغینی، 1389). از آن­جا که در فرآیند توسعه، نیروی انسانی از ارکان اصلی است و زنان به عنوان نیمی از جمعیت انسانی از جایگاه ویژه­ای برخوردارند، برخورداری از سلامت کامل، حق همه آن­هاست و در این بین کسی نمی­تواند به هیچ ­عنوان منکر نقش مؤثر زنان در انجام مسئولیت والای تامین بهداشت و سلامت خانواده و درنتیجه جامعه شود. در دوران کنونی نقش نهادهای اجتماعی همانند خانواده، مدرسه و همالان در اجتماعی کردن نسل­ها تضعیف و در مقابل روز به روز بر اهمیت و نقش رسانه‌ها افزوده می‌شود. بنابراین ضرورت انجام تحقیق حاضر را با توجه به نقش عوامل اجتماعی- فرهنگی، می­توان گامی در جهت آگاهی دختران از روند تغذیه­ای خود دانست. از طرف دیگر نتایج تحقیق حاضر می­تواند در برنامه­ریزی تغذیه­ای وزارت بهداشت وسازمان­های دیگر در جهت تدوین سیاست­های راهبردی جهت تنظیم روند تغذیه­ایی مفید و مؤثر واقع گردد.

 

مبانی نظری

گرایش­های تغذیه­ای گرایش­هایی هستند که انتخاب­های تغذیه­ای و رفتارهای تغذیه­ای افراد را جهت می­دهند. گرایش­های تغذیه­ای، گرایش­هایی هستند که شامل غذاهای ناسالم و یا متفاوت از غذاهای رایج و مرسوم بوده و می­تواند شامل افکار در مورد رژیم،گرسنگی مفرط برای لاغری و پر خوری غذایی باشد(هیودسان، 2008).

تحقیق ماری استوری که دو رویکرد SCT و رویکرد اکولوژیک را ادغام کرده و عوامل فردی و درونی (عوامل روانشناختی و زیستی) و عوامل اجتماعی و بیرونی (خانواده،گروه همالان)، عوامل ساختاری ومحیط های فیزیکی (رستوران­ها، فروشگاه­های غذایی) وعوامل ماکروسیستم و اجتماعی (رسانه، تبلیغات) مؤثر بر گرایش­ها و انتخاب­های تغذیه­ای را مورد بررسی قرار داده ­است، گویای این واقعیت می­باشد که داشتن گرایش­های تغذیه­ای مناسب در میان جوانان بسیارکم و فقط در حدود 26 درصد بوده ­است و این گروه بیشتر متمایل به مصرف غذاهای کم­چرب بوده­اند و بقیه بیشتر به غذاهای پر­چرب و حذف وعده صبحانه متمایل بوده و میوه، سبزیجات، فیبر و لبنیات کمتر مصرف کرده و سالم بودن تغذیه فاکتور مهمی در انتخاب غذا نمی­باشد.

از نظر مید و کولی، خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می­گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تأثیرهای محیطی که فرد دریافت می‌کند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیط­ها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه­گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عمل­کرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. خانواده­ها نقش مهمی در انتقال پیام­های اجتماعی ـ فرهنگی  راجع به اهمیت تغذیه  دارند. این تأثیرها از طریق تقویت و ترغیب به رژیم­های غذایی مناسب و نامناسب اتفاق می­افتد. به طور کلی مطالعه­ها نشان می­دهد که والدین بخصوص آن­هایی که در مورد بدن خود وسواس دارند در جهت­گیری فرزندان خود به سوی رژیم­های لاغری و چاقی، نقش چشم­گیری ایفا می­کنند(ووروبی و همکاران، 2006).

گروه همالان منبع مهم دیگری از نفوذ اجتماعی ـ فرهنگی است.گروه همالان از طریق قالب­ریزی رفتارها و قواعد و مقررات به­طور مستقیم و غیرمستقیم در فرآیند شکل­گیری گرایش­ها و رفتارهای افراد نقش ایفا می­کند. به عنوان مثال این گروه با مجبور­کردن افراد به رعایت یا عدم رعایت یک ­سری اصول خاص گروه نقش مستقیم در پذیرش یا عدم پذیرش فرد را در درون گروه بازی می­کند وگاهی با طرد یا کم­توجهی اعضای گروه، فرد خاطی را مجازات می­کنند. ازآن جایی­که همانندسازی با دوستان در زمینه های مختلف از دغدغه های جوانان می­باشد،  لذاگروه همالان نقش مهمی در فرآیند جامعه­پذیری دارد. به طورکلی مطالعات نشان می­دهد که سخن­گفتن در مورد تغذیه، رژیم های مناسب و نامناسب و پیروی از هرکدام از این رفتارها عامل پیوند یا رقابت در میان دختران است(لیبرمن، 2001 ).

نظریه برجسته­سازی نقش رسانه را در انتقال پیام همراه با نوعی برجسته­سازی یا اولویت­سازی برای مخاطب می­داند و تأثیرهای رسانه را در حوزه رفتار محدود می­کند. شاو و مک کومب به این نکته رسیدند که رسانه­ها با بزرگ کردن و برتری دادن به برخی موضوع­ها بر انتخاب مردم تأثیر می­گذارد، مخاطب در این نظریه فعال است اما مسئولیت جهت­دهی به افکار عمومی را رسانه ها بر عهده دارند(رزاقی، 1385: 42).

رایزمن سیر تحول جوامع و دگرگونی­های آن­ها را ناشی از تحول ارتباطات و وسایل ارتباطی می­داند. وی سیر زندگی بشر را به سه دوره تقسیم­بندی کرده‌ است. وی در این دوره‌ها، به نقش رسانه‌ها در تغییر سنت‌ها و ایجاد شکاف نسلی اشاره­کرده­­ ­است(رابرتسون، 1374: 131). دوره سوم او، دوره‌ی دگر ‌راهبر است که دوران ظهور وسایل ارتباط جمعی است و پدیده‌هایی چون هدایت از راه دور، بت‌واره پرستی، شیء سروری و بحران هویت از ویژگی­های آن است. دراین دوره عده‌ای با استفاده از قدرت جادویی وسایل ارتباط­جمعی، توده‌ها را تحت تأثیر قرار ­می‌دهند و الگوهای خاص فکری و اجتماعی خود را القا می­کنند. انسان در این دوره در پی امحای روابط سنتی وپابرجای خانوادگی، خویشاوندی، همسایگی ووسایل ارتباط­جمعی دوستی‌های قدیم است و دربرابر رسانه‌ها و گردانندگان قدرت­مند آن و هم­چنین وسوسه‌های ناشی ازآن بسیارآسیب­پذیر است. به زعم «رایزمن» این دوره درتاریخ انسان با عنوان دور‌ه‌ای ثبت خواهد شد که در آن رسانه‌ها وگردانندگان آن­ها الگوهای حیات اجتماعی را می‌سازند(رابرتسون، 1374: 131). به عبارتی این دوران ناشی از تمدن ارتباط جمعی و پیدایش ابزارسالاری است. در این دوره بت‌های ذهنی جدیدی به وجود می­آید که در انسان موجب از خود­­بیگانگی می­شود. در این مرحله فرهنگ بلعیده می­شود(مهدی­زاده، 1380: 24). رسانه‌ها فراهم ‌‌آورنده دانش و شکل ‌دهنده ارزش‌هایند و مردم همواره از آن‌ها تأثیر می‌پذیرند و می‌آموزند. اهمیت وظیفه آموزشی وسایل ارتباطی در جوامع معاصر، به‌حدی است که بعضی از جامعه‌شناسان برای مطبوعات و رادیو و تلویزیون و سینما نقش «آموزش موازی» یا «آموزش دائمی» قائل هستند. جامعه‌شناسان معتقدند که وسایل ارتباطی با پخش اطلاعات و معلومات جدید، به موازات کوشش معلمان و اساتید، وظیفه آموزشی انجام داده و دانستنی‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی دانش‌آموزان و دانشجویان را تکمیل می­کنند(معتمدنژاد، 1385: 109). البته برخی معتقدند ورود رسانه جمعی به عرصه آموزش موجب کاستن خرده‌ فرهنگ‌ها و تقویت جامعه توده ‌وار می‌شود. معنی جامعه‌ توده ‌وار این است که ما به‌ خاطر رسانه‌های جمعی گرایش بیشتری پیدا می‌کنیم به این­که به شیوه‌ یکسانی صحبت کنیم، به شیوه یکسانی فکر کنیم و کنش و واکنش ما مثل هم باشد. در کنار این گرایش به یکدست‌سازی‌ها، این اتهام وجود دارد که رسانه‌های جمعی مانع رشد فرهنگی می‌شوند(سورین و تانکارد، 1386: 453).

گالبرایت اقتصاددان معروف آمریکایی نقش مؤسسه­های تبلیغاتی را در ایجاد نیازهای غیرضروری آشکار می­سازد، به عقیدة گالبرایت شرکت­های آگهی­دهنده نمی­گذارند، مردم مطابق درآمد خود عمل کنند، زیرا این مؤسسه­ها بیشتر از آن جهت به وجودآمده­اند که تمایل­های جدیدی را در مردم برانگیزند و احتیاج­هایی را در آن­ها پدید آورند که پیش از آن وجود نداشته­اند(معتمدنژاد، 1385: 4).

ترنر در کتاب خود با عنوان بدن­های در حال تنظیم معتقد است که جوامع صنعتی مدرن به سمتی حرکت می­کنند که آن ­را جامعه کالبدی می­نامد. این جامعه نظامی اجتماعی­ است که در آن بدن حوزه اصلی فعالیت­های سیاسی و فرهنگی را نشان می­دهد(کیوان­ آرا، 1386: 90). به نظرآنندال (به نقل از کاکرهام، 2001)، حوزه‌ی دیگر مطرح در جامعه‌شناسی بدن، ساختن اجتماعی بدن وعواطف است. یعنی­که چگونه جامعه، بدن و عواطف را ساخته و پردازش می­کند. رویکرد «ساختن اجتماعی» نیز در جامعه‌شناسی پزشکی تا حد زیادی با افکار میشل فوکو پیوند خورده است که بدن را به عنوان فرآورده‌ی قدرت و دانش مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد و بر شیوه‌هایی که انسان­ها بدن­های­شان را تغییر شکل می­دهند، تزیین می­کنند، عرضه می‌کنند، مدیریت می­کنند و از نظر اجتماعی مورد ارزیابی قرار می‌دهند تأکید دارد.

ولی­زاده و همکاران (1383) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که  در ایران به عنوان یکی از کشورهای در حال توسعه تعداد اعضای خانواده در خانواده­های پرجمعیت بر وضعیت تغذیه تأثیر دارد اما موقعیت اقتصادی­- اجتماعی مانند تحصیلات والدین و شرایط اقتصادی خانواده با نمایه توده بدن رابطه ندارد زیرا تقسیم­بندی استانداردی برای این پارامتر وجود ندارد.

جید (2002) در پژوهشی با عنوان تأثیر رسانه بر روی اختلال­های تغذیه­ای به این نتیجه رسید که نقش رسانه بر روی اختلال­های تغذیه­ای مهم است. در حقیقت رسانه­های خبری به طور غیر مستقیم با تأثیر بر تصور بدنی منجر به اختلال­های تغذیه­ای در مناطق مختلف مانندآسیا، اروپا و آمریکا می­شود. او به کم­اشتهایی­عصبی، عدم حفظ وزن نرمال بدن، ترس بیش از حد از افزایش وزن، تصور بدنی نامناسب، عدم قاعده­گی در سه دوره متوالی بدون حاملگی، پرخوری و اعمال وسواسی از انواع اختلال­های تغذیه­ای اشاره کرد، اگرچه در این میان پرخوری وکم­اشتهایی­عصبی به عنوان اختلال­های رایج محسوب می­شود. بر طبق نظریه جید، جامعه متشکل از خرده فرهنگ­های متفاوت است که توسط عواملی مانند نژاد، طبقه­اجتماعی، نگرش­سیاسی، سبک­زندگی تفکیک می­شود. این گروه­ها تمامی اطلاعات ورودی را فیلتر کرده و مانع ورود ارزش­های مخالف به درون گروه می­شوند. رسانه­ها از طریق تبلیغ غذاهای چرب و با کالری بالا توسط مدل­های تبلیغاتی لاغر، افراد را تحت تأثیر قرار داده و منجر به تضاد و سردرگمی فرهنگی می­شوند. هم­چنین او به این نتیجه رسید که رسانه با برجسته سازی لاغری به عنوان عامل ارزش و احترام در جامعه باعث ایجاد عزت نفس پایین می­شود. او معتقد است که رسانه هم نقش هدایت­کننده و هم منعکس­کننده وسواس ذهنی و فرهنگی، درمورد این­که چگونه به نظر می­رسیم و چه چیزی باید بخوریم، را بازی می­کند.

موکائی و همکاران (1994) تأثیر خانواده وهمسالان را بر روی اختلال­های تغذیه­ای در میان دختران بزرگسال ژاپن را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که تصور از چاقی بییشتر از خود چاق بودن  بر روی گرایش­های تغذیه­ای تأثیر گذاشته و باعث اختلال­های تغذیه­ای می­شود. همین­طور با بررسی الگوهای فرهنگی، تأثیرآن را بر روی تیپ ایده­آل بدن (لاغری) را مورد مطالعه قرار دادند. به نظر آن­ها جامعه معاصر ژاپن ارزش­های مشترک زیادی با جوامع غربی دارد، لذا آن­ها غرب و سیاست­های آن­ها را دلیل افزایش دغدغه لاغری ایده­آل نمی­دانند چرا­که معتقدند استاندارد لاغری به عنوان بدن ایده­آل ریشه در سنت خود کشور ژاپن دارد نه در سلطه وتأثیر جوامع غربی بر این کشور.

پژوهش آن بکر(نقل از جید، 2002)،انسان­شناس مدرسه پزشکی هاروارد، که به حمایت انجمن پزشکی بریتانیا در فیجی انجام گرفت. این تحقیق نشان داد که تعداد افرادی­که از تلویزیون استفاده کرده­اند به میزان 3 برابر بیشتر از افراد دیگر دچار اختلال­های تغذیه­ای می­شوند. این تحقیق خبر از افزایش چشم­گیر اختلال­های تغذیه­ای در میان کشورهای غیر­غربی می­داد که بالاترین آمار در این میان مربوط به ایرانی­ها می­باشد.

 

سؤال­های تحقیق

1- وضعیت گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر چگونه است؟

  2- وضعیت عوامل مرتبط با گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر چگونه است؟

 

فرضیه تحقیق

  تبیین گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان براساس عوامل جامعه­شناختی مرتبط با آن.

 

فرضیه­های اختصاصی

1- بین میزان نقش خانواده و گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر رابطه وجود دارد.

2-  بین میزان نقش همالان و گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر رابطه وجود دارد.

3- بین پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده و گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر تفاوت وجود دارد.

4- بین میزان نقش رسانه­ها  وگرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر رابطه وجود دارد.

 

روش تحقیق

  روش تحقیق حاضر، پیمایش از نوع توصیفی- همبستگی می­باشد.

 

جامعه آماری، نمونه آماری و شیوه نمونه‌گیری

جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دوره کارشناسی سال 88-89 دانشکده پیرا­پزشکی ارومیه  می­باشد که  تعداد آنها طبق آمار گزارش­ شده از سوی مسئول­های آماری دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، 977 نفر می­باشد که در 10 رشته تحصیلی متفاوت مشغول به تحصیل  می­باشند که با استفاده از فرمول کوکران 276 دانشجوی دختر بدست آمد که به روش نمونه­گیری تصادفی چند ­مرحله­ای (نسبتی مطبق) پاسخ دادند. جهت سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته استفاده­گردید که طی سؤال­هایی در مقیاس طیف لیکرت سنجیده شد.

 

ابزار اندازه‌گیری

برای سنجش گرایش­های تغذیه­ای از 18 گویه در سطح اندازه­گیری فاصله­ای به صورت یک طیف 5 درجه­ای استفاده شده است مانند (مصرف غذاهای کم­چرب، مصرف  تنقلاتی مانند چیپس و پفک به عنوان میان ­وعده).

   برای سنجش متغیر میزان نقش خانواده از 7 گویه در سطح اندازه­گیری فاصله­ای به صورت یک طیف 5 درجه­ای استفاده شده است مانند ( توجه به تامین مواد مورد نیاز بدن در غذای مصرفی، داشتن تغذیه مناسب).

  برای سنجش متغیر میزان نقش همالان از 13 گویه در سطح اندازه­گیری فاصله­ای به صورت یک طیف 5 درجه­ای استفاده شده است مانند (همانندسازی با دوستان، استفاده از اطلاعات دوستان در مورد غذاهای سالم و رژیمی ).

متغیر پایگاه اقتصادی - اجتماعی دانشجویان شامل: تحصیلات پدر، مادر - شغل پدر و مادر و همسر- درآمد خانواده - مسکن محل سکونت - نوع منزل مسکونی - قیمت اتومبیل - قیمت منزل می­باشد که ابتدا هر یک از متغیرها را به 6  قسمت از کمترین رتبه تا بیشترین رتبه تقسیم­بندی نموده و سپس به درصد تبدیل نمودیم که در نهایت نمره­ی پایگاه اقتصادی - اجتماعی دانشجویان که بین 10 تا 60 مشخص شد که 10 بیانگر کمترین میزان پایگاه اقتصادی- اجتماعی دانشجویان و 60 بیانگر بیشترین میزان پایگاه اقتصادی- اجتماعی دانشجویان  بود.

برای سنجش متغیر میزان نقش رسانه در دو شاخص نقش تبلیغاتی رسانه­ها و نقش آموزشی رسانه­ها و در قالب 8 گویه در سطح اندازه­گیری فاصله­ای به صورت یک طیف 5 درجه­ای استفاده شده است مانند (برنامه­های آموزشی علمی تلویزیونی در رابطه با تغذیه در رسانه ها، ترغیب به مصرف تنقلاتی مانند چیپس با مشاهده تبلیغات).

 

تعیین اعتبار (Validity) ابزار پژوهش و قابلیت اعتماد (Reliability)

برای تعیین اعتبار محتوایی (صوری) پرسشنامه­ها از نظر داوران و  تایید اساتید مجرب بهره گرفته ­شد. هم­چنین متغیرهای پیش­بین و ملاک  مطابق جدول شماره (1) از پایایی مناسبی برخوردار بودند.

جدول شماره (1): نتایج تحلیل پایایی گویه­های مربوط به متغیرها

  متغیرها

تعداد گویه

ضریب آلفا

نقش خانواده

7

65/ 0

نقش دوستان

13

67/ 0

پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی

10

77/ 0

نقش رسانه

8

83./ 0

گرایش­های تغذیه­ای(y)

16

70/ 0

 

تجزیه و تحلیل داده‌ها

تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم­افزار SPSS  نسخه 5/11 انجام شده است.

 

یافته‌های تحقیق

در مقاله حاضر ابتدا به توصیف متغیرهای فردی و متغیرهای بررسی شده پرداخته‌ایم،  سپس بررسی روابط متغیرها با استفاده از آزمون­های دو متغیری پارامتری و چند متغیری انجام شده است.

 

یافته­های توصیفی تحقیق

میانگین سن دانشجویان مورد مطالعه 21 سال می­باشد. 3/95 درصد از دانشجویان مجرد و 7/4 درصد نیز متأهل می­باشند. میانگین وزن دانشجویان مورد مطالعه 23/57 کیلو می­باشد به طوری که کم ­وزن­ترین دانشجو 42 کیلو و سنگین­ترین آنها 95 کیلو دارد. کوتاه­ترین دانشجو 129 سانتی متر و بلندقدترین آنها 183 سانتی­متر قد دارند. بیشتر دانشجویان 6/83 درصدآن­ها 3 وعده غذا در روز دارند. بیشتر دانشجویان 9/42 درصد، 2  نوبت میان ­وعده غذا در روز دارند. 37 درصد مدرک زیر دیپلم و 8/1 درصد مدرک دکتری و بالاتر دارند. مادران دانشجویان مورد مطالعه، 7/58 درصد مدرک زیردیپلم و 4/0 درصد مدرک دکتری و بالاتر دارند. پدران بیشتر دانشجویان مورد مطالعه، 7/50 درصد شاغل در بخش خصوصی و آزاد می­باشند. از بین 16 نفر همسران دانشجویان مورد اکثر آن­ها، 5/2 درصد شاغل بخش خصوصی و آزاد می­باشند. لازم به ذکر است که 260 نفر، 2/94 درصد از دانشجویان مجرد بوده و همسری ندارند. از بین 276 نفر مادران اکثر دانشجویان مورد مطالعه، 3/83 درصد خانه دار می­باشند.

درآمد ماهیانه خانواده آن­ها، 8/43 درصد بین 300 تا 600 هزار تومان می­باشد. اکثر دانشجویان، 92 درصد مسکن ملکی- شخصی دارند. اکثردانشجویان، 3/41 درصد ساکن مرکز شهر می­باشند. قیمت اتومبیل اکثر پاسخ­ دهنده­ها، 4/21 درصد 12 میلیون و بالاتر می­باشد. قیمت منزل مسکونی اکثر آن­ها، 3/45 درصد 80 میلیون وبالاتر می­باشد. حداقل 6/4 درصد 1 وعده درهفته وحداکثر6/40 درصد 1 وعده در روز از مواد گوشتی مصرف می­کنند. حداقل 7/13 درصد 1 وعده در هفته و حداکثر  6/28 درصد 1 وعده در روز از مواد گیاهی مصرف می­کنند. حداقل 8/5 درصد 3 روز در میان و حداکثر 1/43 درصد 1 وعده در روز، از لبنیات مصرف می­کنند. حداقل 2/14 درصد 1 وعده در هفته و حداکثر9/24 درصد 1 روز در میان، از حبوبات و غلات مصرف می­کنند. حداقل 5 درصد 1 وعده در هفته و حداکثر 7/39 درصد 1 وعده در روز، از میوه مصرف می­کنند.

 

سؤال (1): وضعیت گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر چگونه است؟

مطابق جدول شماره(2) ملاحظه می­شود نمره میانگین گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان 08/52 با انحراف استاندارد 35/6 و چولگی  16/0-  می­باشد. به­ طوری که کمترین نمره گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان 34 و بیشترین آن 72 می­باشد و با توجه به این­که گرایش­های تغذیه­ای با مجموع 18 گویه در مقیاس 5 گزینه­­ای طیف لیکرت سنجیده شد، لذا با نسبت گرفتن و تبدیل به درصد، میزان گرایش­های تغذیه­ای 86/57 درصد تعیین شد که در سطح متوسط می­باشد.

 

جدول شماره (2): توزیع پراکندگی گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

ضریب کجی

حداقل

حداکثر

 دامنه    تغییرات

گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر

276

08/52

35/6

16/0-

34

72

38

 

 

شکل شماره (1): توزیع پراکندگی گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان مورد مطالعه

سؤال (2): وضعیت عوامل مرتبط با گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر چگونه است؟

مطابق نمودار (2) ملاحظه می­شود، میزان نقش خانواده دانشجویان مورد مطالعه 5/57 درصد، میزان نقش دوستان دانشجویان مورد مطالعه 14/59 درصد، میزان نقش پایگاه اقتصادی- اجتماعی دانشجویان مورد مطالعه 2/54  درصد و میزان نقش رسانه­ها 5/63 درصد در گرایش­های تغذیه­ای آن­ها می­باشد.

 

شکل شماره (2): میزان عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان مورد مطالعه

 

      آزمون فرضیه های اختصاصی

با توجه به آزمون­های همبستگی انجام گرفته ملاحظه می­شود از بین 4 فرضیه جدول ذیل، سه  فرضیه با شدت­های مختلف تأیید گردیدند و فقط فرضیه سوم رد شد که در جدول شماره (3) نشان داده شده است.

جدول شماره(3): آزمون رابطه بین عوامل جامعه شناختی مرتبط با
 گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر مورد مطالعه

 

فرضیه ها

   سطح معنی­ داری آزمون

  مقدارR

   ضریب

تعیین

 

       نتیجه

آزمون

                                 فرضیه1

         بین میزان نقش خانواده و گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر رابطه وجود دارد.

000/0

32/0

10%

 تایید

                           فرضیه2

       بین میزان نقش همالان و گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر رابطه وجود دارد.

000/0

22/0

5%

تایید

                        فرضیه3

      بین پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده و گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر تفاوت وجود دارد.

2/0

07/0

.........

رد

                       فرضیه4

     بین میزان نقش رسانه ها  و گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان دختر رابطه وجود دارد.

000/0

39/0

15%

تایید

 

در رابطه با فرضیه اول: همبستگی معنادار، ضعیف و مستقیم بین نقش خانواده و گرایش­های تغذیه­ای وجود دارد، که به میزان 10 درصد گرایش­های تغذیه­ای را تبیین نمود. در رابطه با فرضیه دوم: همبستگی معنادار، ضعیف و مستقیم بین نقش همالان و گرایش­های تغذیه­ای وجود دارد که به میزان 5 درصد گرایش­های تغذیه­ای را تبیین نمود. در رابطه با فرضیه سوم: همبستگی معناداری بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و گرایش­های تغذیه­ای وجود ندارد. در رابطه با فرضیه چهارم: همبستگی معنادار، ضعیف و مستقیم بین نقش رسانه و گرایش­های تغذیه­ای وجود دارد که به میزان 15 درصد گرایش­های تغذیه­ای را تبیین نمود.

 

آزمون فرضیه اصلی

به منظور تبیین میزان گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان براساس مجموع متغیرهای تأثیرگذار معنی‌دار از رگرسیون چندگانه به روش گام به گام[3] استفاده شد، که در نهایت طبق اطلاعات جدول شماره (4) ملاحظه می‌شود که در مجموع دو متغیر تأثیرگذار به ترتیب نقش رسانه ها و در گام دوم نقش خانواده در نمودار رگرسیونی باقی ماندند که ضریب همبستگی چندگانه آنها با میزان گرایش­های تغذیه­ای برابر 46/0= و ضریب تعیین برابر 21/0 = و ضریب تعیین خالص برابر 20/0= به دست آمده است و این ضریب بیانگر آن است که حدود 20 درصد از واریانس میزان گرایش­های تغذیه­ای توسط متغیرهای تأثیرگذار موجود تبیین می­شود و 80 درصد از واریانس میزان گرایش­های تغذیه­ای توسط متغیرهایی خارج از موضوع این تحقیق و عواملی زیربنایی­تر قابل تبیین می­باشد.

 

 

جدول شماره (4): ضریب همبستگی چندگانه برای تبیین میزان گرایش­های تغذیه­ایی

نمودار

ضریب همبستگی چندگانه

ضریب تبیین

ضریب تبیین خالص

اشتباه معیار برآورد

1

39/0

15/0

15/0

85/5

2

46/0

21/0

2/0

6/5

 

در مجموع طبق اطلاعات جدول شماره (5) و با توجه به ضرایب بتاهای استاندارد نشده ملاحظه می­شود مقدار ثابت () برابر 4/32، نقش رسانه­ها با بتای 511/0= و  نقش خانواده با بتای  332/0= سهم معنی‌داری دارند. در نهایت با حذف مقدار ثابت آلفا () از طریق استاندارد کردن مقادیر متغیرهای تأثیرگذار ملاحظه می‌شود که به ترتیب نقش رسانه­ها با بتای 341/0= و نقش خانواده با بتای 253/0=
بیشترین تأثیر مثبت را در پیش‌بینی گرایش­های تغذیه­ای دارند.

 

جدول شماره (5): ضرایب متغیرهای مستقل باقیمانده در نمودار رگرسیونی به روش گام به گام

ترتیب ورود متغیرهای مستقل در نمودار

ضرایب خام

ضرایب استانداردشده

T

Sig.

B

Std.Error

Beta

مقدار ثابت

4/32

316/2

 

99/13

000/0

نقش رسانه ها

511/0

082/0

341/0

22/6

000/0

نقش خانواده

332/0

072/0

253/0

61/4

000/0

   ( نقش خانواده)  253/0+ (نقش رسانه­ها) 341/0=گرایش­های تغذیه­ای دانشجویان: معادله خط

 

بحث و نتیجه‌گیری

بر طبق نظر و تحقیق استوری رسانه­ها بر گرایش­های تغذیه­ای نقش چشم­­گیری دارند. شاو و مک کومب نیز به این نکته رسیدند که رسانه­ها با بزرگ کردن و برتری دادن به برخی موضوع­ها بر انتخاب مردم تأثیر می­گذارد، مخاطب در این نظریه فعال است اما مسئولیت جهت­­دهی به افکار عمومی را رسانه­ها بر عهده دارند در تحقیق حاضر رسانه­ها بیشترین تأثیر را بر گرایش­های تغذیه­ای دارد. نتایج حاصله گویای این واقعیت می­باشد که با تبدیل شدن جهان به دهکده جهانی و نفوذ تکنولوژی و رسانه­ها به خصوصی­ترین حریم­های انسان­ها گرایش­های تغذیه­ای را نیز تحت تأثیر می­گذارند. رسانه‌ها در دوران کنونی بخشی جدایی­ناپذیر از زندگی مردم شده‌اند. نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانه‌ها بزرگ می‌شود و در دنیای اطلاعاتی و ارتباطی امروز، این نسل، بخش عظیم فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه خود و دیگر جوامع را از رسانه‌ها دریافت می‌کند. به عبارتی در دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتی و ارتباطی معروف است، بخش عظیمی از جامعه­پذیری نسل‌ها از طریق رسانه‌ها انجام می­شود و نفوذ و تأثیر رسانه تا جایی است که برخی از نظریه­پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانه‌ها اولویت ذهنی و حتی رفتاری ما را تعیین
می­کنند و اگر چگونه فکرکردن را به ما یاد ندهند، این­که به چه چیزی فکر کنیم را به ما می­آموزند. محققان نشان دادند که نمایش رسانه­ای با حجم بالایی از تصاویر ایده­آل سازی منبع مهمی از فشار اجتماعی- فرهنگی هستند و روابطی بین تأثیرهای رسانه­های جمعی و تغذیه وجود دارد. بر اساس تحقیق استوری خانواده از دو طریق بر گرایش­های تغذیه­ای افراد تأثیر دارد، اول از طریق فراهم کردن غذا و دوم از طریق فشارهای مستقیم و غیرمستقیم، که از این میان می­توان به تشویق والدین به در پیش­گرفتن تغذیه­ای خاص اشاره کرد. در این پژوهش نیز خانواده به عنوان مهم­ترین گروه مرجع دومین عامل مؤثر بر گرایش­های تغذیه­ای می­باشد.

برطبق تحقیقات پیشین خانواده نقش اساسی و اولیه در انتخاب­های غذایی دختران داشته است ولی با پیشرفت تکنولوژی و گسست روابط عمیق خانوادگی رسانه­ها جای این گروه را گرفته و نقش خانواده کمرنگ­تر شده است.گروه همالان تأثیر ضعیفی بر گرایش­های تغذیه­ای دارد از نظر فرنچ و استوری تأثیر دوستان بیشتر غیرمستقیم است تا مستقیم. در نتایج حاصله از این پژوهش نیز نقش همالان  بر گرایش­های تغذیه­ای بسیارکمرنگ بوده است که در رگرسیون چندگانه حذف شد. مطالعات جانسون و همکاران نشان می­دهد که پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی خانواده برگرایش­های تغذیه­ای پیچیده است چرا­که نتایج بدست­ آمده بر اساس اطلاعات استخراجی می­تواند تغییر کند. تحقیقات او نشان می­دهد که اگر متغیر سطع تغذیه باشد پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی بر گرایش­های تغذیه­ای تأثیر ندارد اما اگر مصرف گروه خاصی از گروه­های هفت­گانه تغذیه­ای باشد پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی تأثیر چشم­گیری دارد. تحقیق نیومارک، کولینز و همکاران (به نقل از استوری، 2002) نشان می­دهد که مصرف میوه و سبزیجات در خانواده­هایی که درآمد کمتری دارند، کمتر است. در پژوهش جعفری راد و همکاران موقعیت اقتصادی- اجتماعی مانند تحصیلات والدین و شرایط اقتصادی خانواده با نمایه توده بدن (شاخص تغذیه مناسب) رابطه ندارد زیرا تقسیم­بندی استانداردی برای این پارامتر وجود ندارد.

با توجه به نتایج برآمده از تحقیق حاضر پیشنهاد می‌شود تحقیق­های بیشتری در زمینه عوامل مؤثر بنیادی­تر برگرایش­های تغذیه­ای واختلال­های تغذیه­ای دختران انجام گیرد و هم­چنین بررسی مقایسه ای عوامل فردی ـ روانشناختی و عوامل اجتماعی ـ فرهنگی مؤثر بر گرایش­های تغذیه­ای مورد مطالعه قرار گیرد. با توجه به تأثیر رسانه به عنوان مهم­ترین عامل مؤثر بر گرایش­های تغذیه­ای، لزوم توجه متولیان رسانه­ای به امر تغذیه سالم و آگاه­سازی مردم از طریق رسانه­ها جهت جلوگیری از تهاجم فرهنگی مشاهده می­شود.

 فرهنگ­سازی مصرف مواد غذایی در بحث تبلیغات رسانه­ای توسط مسئول­ها انجام گیرد زیرا آن­چه بایستی همیشه مدنظر باشد این است که کارخانه­های کوچک تولید مواد غذایی سالم به علت سرمایه کم نبایستی فدای تولیدکننده­های بزرگ شوند و یا با بضاعت کم در بحث تبلیغات به بوته فراموشی سپرده شوند.

 منابع

احمدی، ن  و پ، اردلان. (1384). فصل زنان. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، شماره 5.

اشتیاقی، م. (1389). سبک زندگی و سلامتی در جامعه امروز. نقل از سایت شخصی اشتیاقی.

رابرتسون، ی. (1374). درآمدی بر جامعه (با تاکید بر نظریه­های کارکردگرایی، ستیز و کنش متقابل نمادی). ترجمه: ح، بهروان. مشهد: نشر آستان قدس رضوی،  چاپ دوم.

 رزاقی، ا. (1385). نظریه­های ارتباطات اجتماعی. تهران: آسمان، چاپ دوم.

سایت سلامت نیوز. (1389) .

سورین، و و ج، تانکارد. (1381). نظریه­های ارتباط جمعی. ترجمه: ع، دهقان. تهران: نشر دانشگاه تهران، چاپ اول.

شجاعی باغینی، د. (1389). عوامل اجتماعی موثر بر سلامت.  نقل از روزنامه جام جم.

کیوان آرا، م. (1386). جامعه­شناسی پزشکی. دانشگاه علوم پزشکی اصفهان.

محسنی، م. (1357). جامعه­شناسی پزشکی و بهداشت. افست گلشن، زیر کتابخانه طهوری.

معتمدنژاد، ک. (1385). وسایل ارتباط جمعی. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، جلد اول، چاپ پنجم.

مهدی­زاده، م. (1380). نظریه­های ارتباطات جمعی. تهران: جزوه درسی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی.

ولی­زاده، ف  و همکاران. (1384). بررسی عادات غلط غذایی در دختران مدارس راهنمایی خرم آباد- 1383. فصلنامه علمی پژوهشی دانشکده پرستاری مامائی خرم آباد،‏ ۱۳۸۴؛۱ (۱): ‏۵۷۶۲.

Cockerham, William. C. (2001). The  Blackwell companion to Medical

    Sociology. oxford: Blackwell publishers.

Hudson, Cloe L F. (2008). The relationship of Body Image, Body Mass
Index and Self Esteem to Eating Attitudes in a Normal sample.
University of  Canterbury. 

Jade, D. (2002). Eating Disorders and the Media. The British Medical

    Association, Retrieved January 24, 2008, from http://64,233.160   

    104/search?q:ye9xaxpss/:www.eating –disorders.org.UK. 70.

Liberman, Melissa., et al. (2001). Interpersonal influence and disorderd
eating behaviors in adolescent girl. The role of peer modeling,social
reinforcement. pergman eating behaviors
.,pp 215236.

Mukai, T., Crago M., Shislak CM. (1994). Eating Attitudes and weight and

    preoccupation among Female high school students in Japan. Child

    psychology psychiatry., pp 677688.

Story, Mary. Neumark, Dianne., French., Simon. (2002). Individual and           environmental influences on adolescent eating behaviours.
Usupplemen volume 102, number 3.

Woroby, John. Jaffe, Karen.( 2006). Mothers attitudes toward Fat, Weight,
 and Dieting in themselves and their children
. Elsevier Ltd.  



1-  استادیاردانشگاه آزاد واحد تبریز.

2-  کارشناسی­‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحدتبریز.

 E-Mail: o0manager0o@yahoo.com                      

  1- Step Wise

 

احمدی، ن  و پ، اردلان. (1384). فصل زنان. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، شماره 5.
اشتیاقی، م. (1389). سبک زندگی و سلامتی در جامعه امروز. نقل از سایت شخصی اشتیاقی.
رابرتسون، ی. (1374). درآمدی بر جامعه (با تاکید بر نظریه­های کارکردگرایی، ستیز و کنش متقابل نمادی). ترجمه: ح، بهروان. مشهد: نشر آستان قدس رضوی،  چاپ دوم.
 رزاقی، ا. (1385). نظریه­های ارتباطات اجتماعی. تهران: آسمان، چاپ دوم.
سایت سلامت نیوز. (1389) .
سورین، و و ج، تانکارد. (1381). نظریه­های ارتباط جمعی. ترجمه: ع، دهقان. تهران: نشر دانشگاه تهران، چاپ اول.
شجاعی باغینی، د. (1389). عوامل اجتماعی موثر بر سلامت.  نقل از روزنامه جام جم.
کیوان آرا، م. (1386). جامعه­شناسی پزشکی. دانشگاه علوم پزشکی اصفهان.
محسنی، م. (1357). جامعه­شناسی پزشکی و بهداشت. افست گلشن، زیر کتابخانه طهوری.
معتمدنژاد، ک. (1385). وسایل ارتباط جمعی. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، جلد اول، چاپ پنجم.
مهدی­زاده، م. (1380). نظریه­های ارتباطات جمعی. تهران: جزوه درسی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی.
ولی­زاده، ف  و همکاران. (1384). بررسی عادات غلط غذایی در دختران مدارس راهنمایی خرم آباد- 1383. فصلنامه علمی پژوهشی دانشکده پرستاری مامائی خرم آباد،‏ ۱۳۸۴؛۱ (۱): ‏۵۷۶۲.
Cockerham, William. C. (2001). The  Blackwell companion to Medical
    Sociology. oxford: Blackwell publishers.
Hudson, Cloe L F. (2008). The relationship of Body Image, Body Mass
Index and Self Esteem to Eating Attitudes in a Normal sample.
University of  Canterbury. 
Jade, D. (2002). Eating Disorders and the Media. The British Medical
    Association, Retrieved January 24, 2008, from http://64,233.160   
    104/search?q:ye9xaxpss/:www.eating –disorders.org.UK. 70.
Liberman, Melissa., et al. (2001). Interpersonal influence and disorderd
eating behaviors in adolescent girl. The role of peer modeling,social
reinforcement. pergman eating behaviors
.,pp 215236.
Mukai, T., Crago M., Shislak CM. (1994). Eating Attitudes and weight and
    preoccupation among Female high school students in Japan. Child
    psychology psychiatry., pp 677688.
Story, Mary. Neumark, Dianne., French., Simon. (2002). Individual and           environmental influences on adolescent eating behaviours.
Usupplemen volume 102, number 3.
Woroby, John. Jaffe, Karen.( 2006). Mothers attitudes toward Fat, Weight,
 and Dieting in themselves and their children
. Elsevier Ltd.