مطالعه کیفی تربیت جنسی نوجوانان و عوامل زمینه‌ساز آن با تاکید بر روابط میان فردی با والدین مطالعه موردی: دختران و پسران نوجوان دوره متوسطه ساکن شهر تهران

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، تهران- ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، تهران- ایران.

چکیده

تربیت جنسی به کارگیری شیوه­هایی برای ایجاد صفات و رفتارهای جنسی سالم و در عین حال زدودن صفات و رفتارهای جنسی ناشایست از مجموعه وجودی انسان است. به عبارت دیگر تربیت جنسی ارائه سلسله­ای از اطلاعات ضروری روان­شناختی، جسمانی و دینی  در حوزه زمینه­های جنسی مرتبط با فرد و به همراه آن ارائه اطلاعات و آگاهی­هایی به فرد در زمینه آشنایی بیشتر با خصوصیات جنس مخالف است. هدف تحقیق حاضر، مطالعه تربیت جنسی نوجوانان شهر تهران و عوامل زمینه­ساز آن با تاکید برروابط میان فردی با والدین است. برای این منظور از روش تحقیق کیفی و تکنیک مصاحبه برای  جمع­آوری داده­ها استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نطریه زمینه­ای استفاده شده است. داده­های به دست آمده به شکل­گیری مقولاتی مانند آگاهی از مسائل دینی در رابطه با تربیت جنسی،  آگاهی والدین از مسائل جنسی و اثرات جسمی و روحی آن، ارائه رفتارهای مناسب در خانواده از سوی والدین، آگاهی و مسلط بودن والدین به یک سری از مهارت­های ارتباطی در جهت ارتباط بهتر با کودکان، تربیت جنسی درقالب آموزش مدارس، آموزش والدین و اجتماعی­کردن و انتقال درست هنجارها و ارزش­های جنسیتی به فرزندان، وجود ارتباط عاطفی در خانواده، نظارت مدارس بر فعالیت­های کودکان و نوجوانان در مدرسه و همکاری با والدین در این زمینه منتهی شده است. این مفاهیم در سه دسته عوامل خانوادگی، آموزشی یا برون خانوادگی و اجتماعی دسته­بندی­ شدند. نهایتاً بر اساس نتایج به دست آمده، یکی از دلایل اصلی تاثیرگذار  بر تربیت جنسی در این پژوهش، وجود آگاهی در بین خانواده­ها و در راس آن در بین والدین می­باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Qualitative Study of Adolescent Sexual Education and its Contextual Factors with Emphasis on Interpersonal Relations with Case study: High school adolescent girls and boys residing in Tehran

نویسندگان [English]

  • Sarvenaz T orbati 1
  • Somayeh Tajik Esmaeili 1
  • Nika Khosravi 2
چکیده [English]

Sex education is adopting methods for creating healthy sexual
characteristics and behaviors and at the same time removing inappropriate
sexual characteristics and behaviors from human existence. In other
words, sex education offers a series of essential psychological, physical,
and religious information regarding the sexual field related to an
individual, as well as providing information and awareness to the
individual in order to become more familiar with the characteristics of the
opposite sex. The present study aimed to investigate sex education of
adolescents in Tehran and its underlying factors with emphasis on
interpersonal relationships with parents. To this end, qualitative research
method and interviewing technique were used for data collection. The
grounded theory approach was employed to analyze the data. The
obtained data resulted in forming categories such as awareness of
religious issues related to sex education, parents’ awareness of sexual
issues and its physical and psychological effects, parents’ appropriate
behaviors in family, parents’ awareness of and dominance on some
communication skills for better connections with children, sex education
in the form of school education, parents’ education and socialization,
correct transfer of sexual norms and guidelines to children, existence of
an emotional connection in family, supervision of school activities for
children and adolescents, and cooperation with parents in this field. These
concepts were categorized into three themes: family, educational or
extramarital and social factors. Finally, based on the results, one of the
main reasons for influencing sexual education in this study is the
awareness among families and at the top among parents.

کلیدواژه‌ها [English]

  • sex education
  • adolescents
  • Parents
  • awareness

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال دوازدهم، شماره چهل و پنجم، زمستان 1398

ص ص 104-77

 

 

 

                                          

 

مطالعه کیفی تربیت جنسی نوجوانان و عوامل  زمینه­ساز آن
 با تاکید بر روابط میان فردی با والدین مطالعه موردی:
دختران و پسران نوجوان دوره متوسطه ساکن شهر تهران

دکتر سروناز تربتی[1]

دکتر سمیه تاجیک اسماعیلی[2]

نیکا خسروی[3]

تاریخ دریافت مقاله:15/7/1398

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:1/10/1398

چکیده

تربیت جنسی به کارگیری شیوه­هایی برای ایجاد صفات و رفتارهای جنسی سالم و در عین حال زدودن صفات و رفتارهای جنسی ناشایست از مجموعه وجودی انسان است. به عبارت دیگر تربیت جنسی ارائه سلسله­ای از اطلاعات ضروری روان­شناختی، جسمانی و دینی  در حوزه زمینه­های جنسی مرتبط با فرد و به همراه آن ارائه اطلاعات و آگاهی­هایی به فرد در زمینه آشنایی بیشتر با خصوصیات جنس مخالف است. هدف تحقیق حاضر، مطالعه تربیت جنسی نوجوانان شهر تهران و عوامل زمینه­ساز آن با تاکید برروابط میان فردی با والدین است. برای این منظور از روش تحقیق کیفی و تکنیک مصاحبه برای  جمع­آوری داده­ها استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نطریه زمینه­ای استفاده شده است. داده­های به دست آمده به شکل­گیری مقولاتی مانند آگاهی از مسائل دینی در رابطه با تربیت جنسی،  آگاهی والدین از مسائل جنسی و اثرات جسمی و روحی آن، ارائه رفتارهای مناسب در خانواده از سوی والدین، آگاهی و مسلط بودن والدین به یک سری از مهارت­های ارتباطی در جهت ارتباط بهتر با کودکان، تربیت جنسی درقالب آموزش مدارس، آموزش والدین و اجتماعی­کردن و انتقال درست هنجارها و ارزش­های جنسیتی به فرزندان، وجود ارتباط عاطفی در خانواده، نظارت مدارس بر فعالیت­های کودکان و نوجوانان در مدرسه و همکاری با والدین در این زمینه منتهی شده است. این مفاهیم در سه دسته عوامل خانوادگی، آموزشی یا برون خانوادگی و اجتماعی دسته­بندی­ شدند. نهایتاً بر اساس نتایج به دست آمده، یکی از دلایل اصلی تاثیرگذار  بر تربیت جنسی در این پژوهش، وجود آگاهی در بین خانواده­ها و در راس آن در بین والدین می­باشد.

واژگان کلیدی: تربیت جنسی، نوجوانان، والدین، آگاهی.

مقدمه

خانوده به ‌عنوان یک واحد اجتماعی در بر گیرنده‌ بیشترین و عمیق‌ترین مناسبات انسانی است که وظایفی مانند تمامیت بخشی به جنبه‌های زیستی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و رشد و تکامل اعضای خود را در بر می‌گیرد. در این میان، یکی از مهم­ترین وظایف خانواده، تربیت جنسی فرزندان می‌باشد. تربیت جنسی ارائه یک سلسله اطلاعات ضروری روان­شناختی، جسمانی و دینی درباره مسائل جنسی مربوط به هر فرد و نیز ارائه اطلاعات و آگاهی‌هایی به فرد در زمینه آشنایی بیشتر با خصوصیات جنس مخالف است(رهنما و همکاران، 1386: 26). از این حیث، تربیت جنسی مسئله‌ای پیچیده در فرهنگ هر جامعه‌ای بوده و فرایندی طولانی است که از طریق آن، افراد، اطلاعات و دانش لازم را در مورد مسائل جنسی کسب می‌کنند و عقاید، نگرش‌ها و ارزش‌های خود را در این رابطه تشکیل می‌دهند. این نوع تربیت به تمام ابعاد جنسیت مانند ابعاد زیستی، فرهنگی- اجتماعی، روان‌شناختی و مذهبی توجه می‌کند و به حوزه‌های شناختی (اطلاعات، دانش)، عاطفی (احساسات، ارزش‌ها و نگرش‌ها) و رفتاری (مهارت‌های ارتباطی و تصمیم‌گیری) مربوط می‌شود(گلدمن[4]، 2011: 26). با توجه به این که حیات جنسی انسان از بدو تولد شروع می‌شود و به تدریج رشد پیدا می‌کند، والدین باید به تغییر نگرش خود نسبت به سوالات و کنجکاوی‌های ذهنی فرزندان اقدام کنند و به روابط خود با فرزندان کیفیت ببخشند. همین ارتباط موتور روابط اجتماعی و یک ضرورت برای همه روابط است و هنگامی‌که با تعامل والد- فرزند می‌آید نقش حیاتی ایفا می‌کند و آن ایجاد و حفظ روابط بین والدین و فرزندان است که باعث تعامل قوی بین والدین و کودک می‌شود و به ‌طور قابل‌توجهی به درک و پذیرش متقابل بین والدین و فرزند کمک می‌کند.

نگاهی هرچند کوتاه به وضع کودکان، نوجوانان و بزرگسالان در جامعه ما و هم­چنین بسیاری از نقاط جهان، ما را با مسائل و دشواری‌های عظیمی در زمینه روابط بین فردی که ناشی از متغیرهای مختلف است، آگاه می‌سازد(عابدی، 1385)، چرا که ارتباط ناموثر موجب فاصله بین فردی عمیقی می‌گردد که هم ‌اکنون در همه جنبه‌های زندگی اعم از شغلی، خانوادگی، تحصیلی، اجتماعی و همه بخش‌های جامعه تجربه می‌شود. ارتباط ضعیف از جمله منابع عمده‌ای است که بین افراد تضاد و تعارض ایجاد می‌کند و به نظر می‌رسد که ریشه بسیاری از مشکلات و ناسازگاری‌ها است(تیلر و لستر[5]، 2009). از یک سو، روابط بین فردی ضعیف، سبب مشکلاتی در مداخلات عمده و اصلی افراد در روابط و مناسبات اجتماعی می‌شود. به منظور این که یاد گیرندگان، مهارت­های ارتباطی خوبی داشته باشند، آن‌ها نیازمند درگیر ساختن خودشان در مداخلات اجتماعی نظیر کارگاه­های آموزشی هستند.

بر همین اساس، هدف نهایی از داشتن روابط بین فردی خوب، آگاهی بخشی، ایجاد نگرش‌های مثبت، کاهش منازعات و توسعه موارد توافق و کمک به حل­ مسائل طرفین ارتباط است. فراگیری روابط بین فردی صحیح، اهمیت به سزایی در ایجاد سلامت روانی، رشد شخصی، هویت یابی، افزایش بهره­وری شغلی و تحصیلی، افزایش کیفیت زندگی، افزایش سازگاری و خودشکوفایی دارد. اگر افراد از­ مهارت­های ارتباطی مناسب برخوردار نباشند، در بسیاری از جنبه­های زندگی آسیب­پذیر خواهند بود (کریمی، 1388: 20). از سوی دیگر، افرادی که از مهارت‌های ارتباطی ضعیف‌تری برخوردارند، کمتر مورد پذیرش اطرافیان خود قرار می‌گیرند  و با مشکلات کوتاه مدت و بلند مدت زیادی روبرو می‌شوند.

از نظر هالستید و ریس[6]، یکی از پر نزاع‌ترین موضوعات در خانواده‌های مسلمان، چگونگی تربیت مسائل جنسی به کودکان و نوجوانان می‌باشد؛ زیرا که این آموزش‌ها، نقش دوگانه‌ای را ایفا می‌کند؛ به گونه‌ای که عدم آموزش مسائل جنسی مشکلاتی را در پی خواهد داشت و آموزش نادرست آن نیز دشواری‌های دیگری را ایجاد می‌کند(هالستید و ریس، 2003). وندربرگ[7]  نیز بیان می‌کنند که هم تربیت جنسی رسمی و هم تربیت جنسی توسط والدین، با تأخیر در ظهور رفتارهای جنسی در نوجوانان، تعداد شرکای جنسی کمتر و افزایش استفاده از کاندوم و سایر روش‌های کنترل بارداری مرتبط است(وندربرگ، 2016: 69 ). بنابراین بسیاری از کارشناسان موافق افزایش تربیت و آموزش‌های جنسی جامع هم از طریق منابع رسمی و هم از طریق والدین هستند که به نوجوانان در گرفتن تصمیمات سالم جنسی کمک کرده و رفتارهای پر خطر جنسی را کاهش می‌دهند. با این‌ حال، تربیت جنسی بسته به هنجارهای فرهنگی هر منطقه و هر کشور می‌تواند متفاوت باشد. حال، با وجود این که آموزش‌های جنسی متنوعی به نوجوانان داده می‌شود، ولی به نظر می‌رسد اکثر نوجوانان هنوز هم آگاهی لازم در این زمینه را به دست نیاورده‌اند. به هر میزان که والدین در تربیت جنسی کودک از روش‌ها و برنامه‌های جامع، اصولی و منطقی استفاده کنند، تربیت جنسی کامل‌تری انجام خواهد شد. تربیت جنسی جامع می‌تواند به کودکان و نوجوانان کمک کند تا چارچوبی از موضوعات بهداشتی و اجتماعی پیچیده و بحرانی را در ذهن ایجاد کند. فراهم کردن اطلاعات دقیق درباره روابط جنسی و مسائل مرتبط با آن می‌تواند نتیجه تصمیم­گیری‌هایی باشد که به زندگی‌های سالم‌تر  بیانجامد. در همین راستا باید خاطر نشان ساخت که در ایران، برنامه آموزشی مدون و مناسبی در زمینه تربیت جنسی وجود ندارد و بیشتر نوجوانان آگاهی‌های جنسی را از منابع نامناسب و با روش‌های نادرست کسب می‌کنند و اطلاعات کافی پیرامون این موضوع ندارند (قربانی و همکاران، 1394: 200). هم­چنین در جامعه ما برخی از والدین به دلیل عقاید و بینش‌های خود، علاقه‌ای به صحبت کردن درباره‌ مسائل و آموزه‌های جنسی ندارند. زیرا تصور می‌کنند ارائه اطلاعات موجب بیدارشدن غریزه‌ جنسی فرزندان­شان می‌شود؛ درحالی ‌که باید بدانند هرچه اطلاعات و دانسته‌های کودکان و نوجوانان درباره‌ بدن خود و مسائل مربوط به جنسیت­شان بیشتر و صحیح‌تر باشد، رفتارهای جنسی آگاهانه‌تری از خود بروز می‌دهند. بچه‌ها به‌ هر حال کنجکاوی خود را از طریق منابع مختلف، مثل دوستان، نشریات، رسانه‌ها و ... ارضا می‌کنند. با توجه به این که شرایط فرهنگی و ارزشی حاکم بر جامعه ایران مسائل جنسی را از عواملی می‌داند که نوعی تخطی و ناسازگاری فرهنگی را نشان می­دهد. در این پژوهش محقق به دنبال پاسخگویی به این سوال است که تربیت جنسی نوجوانان و عوامل زمینه­ساز آن با تاکید بر روابط میان فردی با والدین در بین دختران و پسران نوجوان دوره متوسطه ساکن شهر  تهران به چه صورت است؟

 

اهداف تحقیق

هدف اصلی

-           تعیین عوامل مرتبط با تربیت جنسی نوجوانان با تاکید بر روابط میان فردی با والدین.

 

اهداف جزئی

-  تعیین عوامل اجتماعی مرتبط با تربیت جنسی نوجوانان با تاکید بر روابط میان فردی با والدین

-   تعیین عوامل خانوادگی مرتبط با تربیت جنسی نوجوانان با تاکید بر روابط میان فردی با والدین

-   تعیین عوامل آموزشی مرتبط با تربیت جنسی نوجوانان با تاکید بر روابط میان فردی با والدین.

 

رفتار و عملکرد جنسی انسان

رفتار و عملکرد جنسی در انسان تظاهر نهایی مسائل بیولوژیکی و تغییرات فیزویولوژیکی است. اما نگاه ژرف­بینانه به این تظاهر نشان می­دهد که این رفتار محصول فرآیند پیچیده­تر و عمیق­تری به نام جامعه­پذیری جنسی نیز می­باشد. این فرآیند به تکوین هویت و نقش جنسی، کسب مهارت و دانش جنسی و سرانجام نگرش جنسی اطلاق می­شود. خانواده و جامعه دو نهاد اصلی و بالقوه موثر در چگونگی طی کردن این فرآیند توسط افراد جامعه می­باشند و محدوده این فرآیند از خانواده­ای به خانواده دیگر و از جامعه­ای به جامعه دیگر متفاوت است. به گونه­ای که در برخی فرهنگ  رویکرد حاکم بر امور جنسی به طور کامل آشکار و در برخی دیگر این مسائل پوشیده ، غیر واضح و حتی دور از دسترس قرار دارد. اتخاذ هر یک از این رویکردها در امور جنسی به تعاملات میان متغیرهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی در هر جامعه بر می­گردد و در نهایت مسیر عملکردی نهادهای موثر در این حوزه مشخص می­شود. اساساً تربیت جنسی اقداماتی است­که از دوران اولیه زندگی انسان در جهت رشد متعادل و متناسب غریزه جنسی وی صورت می‌گیرد و هدف بنیادی آن، آگاه‌سازی جنسی، تکامل رفتارهای جنسی، کمک به اجرای وظایف جنسی، تداوم و بقای نسل و مودت و آرامش در زندگی است. در برخی موارد تربیت جنسی به معنای «آموزش جنسی» به ‌کار برده می‌شود در حالی ‌که تربیت جنسی معنای وسیع‌تری دارد. تربیت جنسی نه ‌تنها احساس جنسی را در بر می‌گیرد، بلکه دارای ویژگی رشد شخصیت اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی هست(رهنما و همکاران، 1386: 26). تربیت جنسی ارائه یک سلسله اطلاعات ضروری روان­شناختی، جسمانی و دینی درباره مسائل جنسی مربوط به هر فرد و نیز ارائه اطلاعات و آگاهی‌هایی به فرد در زمینه آشنایی بیشتر با خصوصیات جنس مخالف است. در تربیت جنسی، افراد مسن‌تر اجتماع یا آن‌هایی که بیشتر در رابطه با مسائل جنسی اطلاعات و معلومات دارند، با افرادی که کمتر یا اصلاً در این رابطه رشدی ندارند، برخورد می‌کنند تا رشد بیشتری در آن‌ها به وجود آورند و از این راه به پیشرفت زندگی انسانی ازنظر مسائل و برخوردهای جنسی کمک کنند(همان). تربیت جنسی کودکان در بستر خانواده و محیط مدرسه همواره مورد توجه و بحث بوده است. آموزش جنسی مسئله‌ای پیچیده درفرهنگ هر جامعه‌ای است. نقش مدرسه و معلم در آموزش و توسعه سلامت جنسی در جوامع محافظه‌کار کمرنگ می‌باشد. مشکل جدی در این میان این است که پدر و مادرها نیز در بحث‌های مربوط به رفتار جنسی با فرزندان احساس خجالت می‌کنند، توضیح دادن در این مورد برای­شان ناراحت ‌کننده است و دانش و مهارت لازم برای انجام این کار را ندارند(مرقاتی خویی و همکاران، 1392: 11؛ برک، 1393). از آن جایی که مباحث و مسائل جنسی هم در حیطه بهداشت فردی و اجتماعی شخص حائز اهمیت است و هم در حیطه اخلاقیات، لذا خانواده باید در هر چه بهتر شکل گرفتن هویت جنسی کودک اهتمام لازم و کافی را از خود نشان دهد. هم­چنین در تربیت جنسی، در بنیادی‌ترین تراز، سخن بر سر اخلاق جنسی است. حتی ناسازگاری دیدگاه‌ها موجب ناسازگاری باورهای اخلاقی می‌گردد که این ریشه در ناسازگاری میان دیدگاه‌های پیرامون سرشت بشری دارد. در اصل نمی‌توان برنامه تربیت جنسی را با نادیده گرفتن ارزش‌ها به انجام رساند. مک­کی(1997)، این را رویارویی ایدیولوژیک می‌نامد. چونان می‌نماید که دو دیدگاه اصلی را بتوان بازشناخت: دیدگاه سنتی و دیدگاه آزادمنش با رویکرد باز دارنده در برابر رویکرد روا دارنده(مک­کی، 1997). این‌ها را ایدیولوژی جنسی می‌نامند: چشم‌اندازهایی کلی درباره اخلاقیات جنسی رویکرد بازدارنده یا سنتی بر آن است که رفتار جنسی باید در چارچوب مهار قانونی، اجتماعی و اخلاقی باشد. تنها برخی رفتارها پذیرفتنی هستند و دیگر رفتارها ضد اخلاقی و نابودگر برای فرد و جامعه هستند. در برابر این، رویکرد روا دارنده یا لیبرال، ریشه در دیدگاه داروینی و بازتاب نادینی شدن نگرش‌ها درباره بشر دارد. از قداست افتادن رفتار جنسی، به معنای طبیعی دانستن رفتار جنسی است. از نظر تاریخی، پس از دهه شصت، رویکرد روا دارنده چیره شد، اما در سال‌های پایانی سده بیستم، بار دیگر رویکرد باز دارنده هوادار یافته است(مک­کی، 1997). این دو نگرش درتربیت جنسی، رویکردهای دیگری هم دارند: رویکرد سنتی یا بازدارنده، آن تربیت جنسی‌ای را می‌خواهد که مبتنی بر پرهیزگاری باشد اما روا دارنده‌ها چنین برنامه‌ای را گونه‌ای القای عقیده می‌دانند و خواهان برنامه‌ای فراگیر هستند، در صورتی که باز دارنده‌ها برنامه آنان را ترویج نسبی‌گرایی ایدیولوژیک می‌شمارند(همان).

 

 

 

مبانی نظری

از نظر مید، جامعه­پذیری با آموختن معانی و نمادها در مراحل متفاوت صورت می­گیرد که دستاورد آن ادراک منسجم­تری از خود است. او مراحل جامعه­پذیری را دارای اهمیت خاصی می­داند. در مرحله نمایشی کودک نقش آدم­هایی که برایش مهم هستند مانند پدر، مادر، برادار یا خواهر یاد می­گیرد. این مرحله مهم در چرخه زندگی، ادراک متنوعی از زندگی اجتماعی به کودک می­بخشد. اما او ادراک منسجم و یکپارچه­ای از خود ندارد تا آن که وارد مرحله بازی می­شود. کودکان در این مرحله توانایی به دست آوردن نظر تعمیم یافته­تری درباره موقعیت و خود خویش را پیدا می­کنند. به تعبیر مید، آن ها در این مرحله پذیرش نقش دیگری تعمیم یافته را یاد می­گیرند. مید معتقد است خود در فراگرد تجربه و فعالیت اجتماعی رشد می­یابد و شکل می­گیرد. شکل­گیری خود ناشی از رابطه فرد با این فراگرد اجتماعی و نیز با افراد دیگر در درون این فراگرد اجتماعی است. خود در نظریه مید از دو عنصر بنیادی تشکیل شده است: من فاعلی و من مفعولی. من فعالی، پاسخ ارگانیسم به نگرش­های دیگران است و من مفعولی مجموعه سازمان یافته نگرش دیگران به خود است. به عبارت دیگر نگرش­های دیگر من فاعلی او را شکل می­دهد. من فاعلی در بر گیرنده مفهوم آزادی و خلاقیت است. خود از فراگردهای اجتماعی ناشی می­شود. این فراگردها در جوامعی که نابرابری جنسیتی شاخص مهم آن­ها قلمداد می­شود و پیامد آن،  حاشیه­ای بودن و فرودست انگاشته شدن زنان است به خود و من زنان لطمه­های عمیق وارد می­سازد(هومین­فر، 1392: 97). منظور از جامعه­پذیری جنسیتی، آموزش ارزش­های جنسیتی به افراد است که از بدو تولد، با توجه به جنسیت صورت می­گیرد و از آنان نیز انتظار می­رود مطابق همین ارزش­ها و هنجارهای پذیرفته شده منطبق با جنسیت خود رفتار کنند. کودکان با مجموعه­ای از باورهای کلیشه­ای از رفتارهای مناسب جنسیتی وارد مهد کودک، مدرسه و دانشگاه می­شوند و غالبان مدرسه هم این باورها را تقویت کرده و تفاوت­هایی را در دو جنس، از انتظارات جامعه در زمینه شغل، خانواده و ... در او ایجاد می­کند. رسانه­های همگانی نیز با نفوذ ویژه خود در بین مخاطبان که گاه در  آنان به صورت کاملاً ناخودآگاه است، تاثیرات خود را بر جامعه­پذیری افراد نهادینه می­کنند. طبق الگوی جامعه­پذیری جنسیتی که در آن مردانگی ارزش محسوب می­شود، زنان موجوداتی تابع و مطیع در ساختار مردسالار خانواده­اند و در حوزه­های خصوصی خانواده محصورند و مردان در دنیای معمولی حضور و اشتغال دارند. نظریه یادگیری اجتماعی یکی از نظریه­هایی است که به جامعه­پذیری جنسیتی توجه دارد. طبق نظریه یادگیری اجتماعی، کودکان به وسیله تقویت مثبت و منفی رفتارهای مناسب و نامناسب جنسیتی برای خود را یاد می­گیرند. مثلاً وقتی که یک دختر بچه گریه می­کند والدینش او را در آغوش می­گیرند. این مسئله باعث تقویت این امر می­شود و باعث می­شود دختران در آینده هم دوباره گریه کنند. به این شیوه رفتاره یا دخترانه و پسرانه یاد گرفته می­شوند(لزفی خاچکی و ریاحی، بی­تا: 240).

 

چالش‌های ارتباطی والدین و نوجوانان در مورد تربیت جنسی

اگرچه در تحقیقات، نقش والدین در صحبت و برقراری ارتباط با نوجوانان­شان در مورد مسایل جنسی و جنسیت مدنظر قرار گرفته ‌است، بسیاری از والدین از بحث و گفتگو پیرامون مسایلی از این قبیل چون داشتن روابط­جنسی ایمن، سلامت جنسی، و یا احساسات مرتبط باجنسیت اجتناب می‌کنند(وارن[8]، 1995). والدین خواهان داشتن نقشی کلیدی در آموزش نوجوانان­شان در مورد مسایل جنسی هستند، ولی آن‌ها در توانایی گفتگوی موثر خود در مورد این مسایل شک دارند. والدین از صحبت در مورد مسایل جنسی  خصوصاً در آخرین سال‌های نوجوانی فرزندان خود (14 تا 18 سال) خجالت می‌کشند و دچار تشویش می‌شوند، این سنین دقیقاً همان سنینی هستند که بسیاری از افراد جوان درگیر رفتارهای جنسی می‌شوند (جرمان و کونستانتین[9]، 2010). به‌ خصوص که والدین با توجه به کمبود اطلاعات خود، خودکارآیی درک شده به عنوان ارتباط­گر، محدودیت‌های موقعیتی و آ‌ن‌چه را که باید به نوجوانان خود عرضه کنند، دچار درگیری هستند.

موانع ارتباطات میان ‌فردی: عوامل متعددی می‌تواند در نحوه ارتباطات میان ‌فردی و اثربخشی آن اثر نامطلوب به‌ جای گذارد. مهم­ترین عواملی را که در ارتباطات به عنوان مانع شناسایی کرده­اند، به شرح زیر است:

 

الف) موانع ذاتی:

ادراکی (شناختی): هرفرد حوادث مربوط به خود را برحسب زمینه فرهنگی، اجتماعی و روانی مختص به خودش درک می‌کند. بنابراین، هنگام برقراری ارتباط، هرکسی به تصور خود از حادثه یا نقشه ذهنی خود رجوع می‌کند در نتیجه موجب پیدایش موانع ارتباطی می‌شود؛ زیرا نقشه‌های ذهنی افراد با هم متفاوتند.

اجتماعی: افراد به نقش خود درسازمان‌های اجتماعی خو‌ گرفته‌اند؛ چنان­که مجموع لغات، اصطلاحات و محدودیت‌های گروه اجتماعی، بر رفتار و نیازهای اجتماعی متفاوت آن‌ها در برقرار کردن ارتباطات اثر‌ گذارده، نوع ارتباط را مشکل می‌سازد.

ارزش‌های فرهنگی: خصوصیات فرهنگی متفاوت میان دو قشر، خود نوعی مشکل ارتباطی است‌ برای مثال موانع ارتباطی بین مدیریت و کارگران به دلیل فرهنگ حاکم بر هر قشر آن قدر بزرگ است که ناظر بی‌طرف را به حیرت وا‌ می‌دارد.

معانی (زبان): مسائل مربوط به معانی غالباً در تفسیر اسناد مکتوب پیش می‌آید. مفهوم ذهنی این امر برای مدیر آن است که خط‌مشی و رویه‌های مکتوب نیاز به توجه خاص دارد.

اثر انگیزه: مسائل روانی از قبیل هیجانات، خشم، درد و خوشحالی، بر تفسیر ما از پیام اثر می‌گذارد برای مثال اگر ما توقع دریافت یا شنیدن امرخاصی را داشته باشیم، این انتظار بر دریافت پیام اثر می‌گذارد یا این که اگر پیامی را که متعارض با دانش و عقیده ماست، دریافت کنیم معمولاً ممکن است برای اجتناب از تشویق ذهنی، آن را نادیده بگیریم.

ارزیابی منابع: آیا منبع پیام قابل اعتماد است؟ آیا به واسطه خود پیام می­توان منبع آن را معتبر دانست و پیام را پذیرفت؟ این‌گونه ارزیابی‌ها و تردیدها نسبت به منبع پیام در برقراری ارتباط، اختلال ایجاد می‌کند.

علائم غیرکلامی و متناقض: کیفیت صدا، بیان فیزیکی، و وضعیت جسمانی می‌تواند به ارتباطات کمک کند یا آن را به تاخیر اندازد.

اختلال: هر ابزار ارتباطی ضعف‌هایی دارد. عبارات بی سر و ته و ساخت ضعیف جملات در ارتباط کتبی یا توهمات و محدودیت‌های بیانی در ارتباط شفاهی موجب اخلال و در نتیجه ارتباط غیر موثر می‌گردد(فرهنگی، 1380: 164).

 

ب) موانع فنی:

شامل استفاده از وسایل ارتباطی برای انتقال پیام است. این که پیامی به ‌صورت کتبی- شفاهی، به وسیله تلفن یا وسایل ارتباط جمعی و شبکه‌های کامپیوتری جهانی منتقل شود بر نحوه اثرگذاری پیام، تأثیر مثبت یا منفی خواهد گذاشت(صائمیان، 1377: 76).

 روابط میان والدین و نوجوانان: والدین اولین کسانی هستند که به رشد و تکامل شخصیت کودک و نوجوان کمک و یاری می­کنند. خانواده نخستین مدرسه و مهدِ اصلی تربیت و زمینه­ساز تکامل می­باشد. هیچ نهادی سرنوشت سازتر از خانواده در زندگی انسان وجود ندارد. کودک درس­های اصلی و اساسی را در خانواده فرا می­گیرد. محیط خانواده در تشکیل شخصیت انسان مؤثر بوده و قوانین و ضوابط موجود در آن در کودک و نوجوان اثر فراوانی دارد. نخستین چشم­انداز از جهان پیرامون به وسیلۀ خانواده و در خانواده به روی چشمان نوجوان باز می­شود. آموزش­های مهمی را نوجوان در خانواده کسب کرده و آماده می­شود تا وارد اجتماع شود. والدین و خانواده به نوجوان کمک می­کنند تا از عهدۀ آن چه لازمۀ مستقل شدن است بر آمده و آمادۀ ورود به دوران بزرگسالی شود. نیاز به خانواده و مخصوصاً والدین دلسوز و آگاه و با محبت ثابت گردیده است. نهاد خانواده، به علت تماس نزدیک اعضای آن و همین طور تاثیرات متقابلی که در رفتار یکدیگر دارند موجب می­شود که محیطی مثبت و سرشار از عاطفه، محبت و احترام و یا محیطی منفی و سرشار از کینه­توزی، ترس، اضطراب به وجود آید.

فرزندان، والدین و تعارض: تعارض یکی از جنبه­های مهم در روابط اجتماعی انسان­هاست. تعارض صورتی از کنش متقابل اجتماعی است. هر همکاری، عنصری از تعارض را در خود دارد و درگیر شدن عضوی از اجتماع در خصوصیت تقریباً اجتناب­ناپذیر است. به نظر زیمل تعارض نشانه یک مخالفت و خصومت است(واندنبرگ، ۱۳۸۶: ۷۷). تعارض هنگامی ظاهر می­شود که افراد یا گروه­ها اعمالی را انجام دهند یا به گونه ای رفتار کنند که برای دیگران قابل تحمل نباشد و یا نوعی رویارویی محسوب شود. از مظاهر این تعارض در سطوح خرد می­توان به تعارض و اختلاف والدین و فرزند (نحوه لباس پوشیدن، رفتار کردن)، اختلاف بین معلم و شاگرد و در سطوح سازمانی به تعارض میان کارفرما و کارگر و در سطوح کلان به تعارضات میان کشورها اشاره کرد.

 

تحقیقات پیشین

صادق و همکاران در سال 1384 پژوهشی را با عنوان مقایسه رفتارهای طبیعی جنسی در کودکان دختر و پسر 7-2 سال شهر گناباد (خراسان رضوی) و نحوه برخورد مادران از این رفتارها انجام دادند. نیازهای آموزش جنسی والدین را به روش توصیفی- تحلیلی بررسی کردند و نتایج نشان داد که تنها 9/25 درصد مادران قادر به پاسخگویی صحیح به سؤالات فرزندان­شان بودند. نتایج، اهمیت آموزش و توان­مندسازی مادران را نشان می‌دهد.

در پژوهشی­که امینی و همکاران(1390)، با عنوان بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه‌ درسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش‌آموزان انجام دادند نتایج تحقیق آن‌ها نشان داد که میانگین میزان توجه خانواده‌های شهر اصفهان به حوزه‌های اصلی تربیت جنسی یعنی بهداشت جنسی، اخلاق جنسی و آینده جنسی، پایین‌تر از سطح متوسط است. نتایج حاصل از این تحقیق، در مجموع بیانگر ناتوانی خانواده‌ها در زمینه‌ تربیت جنسی فرزندان خود است. درک زنان از

جامعه­پذیری جنسی در ایران: یک مطالعه کیفی، عنوان پژوهشی است که توسط معصومی و همکاران در سال 1392 انجام شده است. این پزوهش با رویکرد تفسیری تحقیق کیفی و به روش تحلیل محتوای قراردادی انجام شده، داده­ها ازطریق 17 مصاحبه فردی بدون ساختار و 14 روایت زندگی جنسی با نمونه­گیری هدف­مند از میان زنان متاهل مراجعه کننده به 5 مرکز بهداشتی- درمانی و یک کانون سلامت در شهر تهران و شیراز جمع­آوری شد. در طی فرآیند تحلیل محتوا مشارکت کنندگان دو طبقه نهایی شامل محافظه­کاری والدین در امور جنسی مرتبط با فرزند و سیستم­های حمایتی منفعل جامعه را تبیین کردند. درون مایه اصلی این پژوهش شامل جامعه­پذیری جنسی انفعالی از طبقات مذکور به دست آمد. نتایج نشان دهنده نیاز به ایجاد هوشیاری اولیه در سطح متولیان سلامت نسبت به لزوم تغییر الگوی جامعه­پذیری حاضر نسبت به مسال جنسی می­باشد. رویکرد محافظه­کارانه و انفعالی نه تنها به معضلات این حوزه کمک نخواهد کرد، بلکه با احتمال آسیب­های بیشتر همراه خواهد بود. با درک مبانی کلی الگوی ساختارگرایی اجتماعی، آموزش جنسی در قالب برنامه­های آموزشی مدون اختصاصی سنی و ارائه خدمات تخصصی جهت پاسخ به نیازهای سلامت جنسی از سوی سیستم بهداشتی- درمانی متناسب با ایدئولوزی اسلامی و هنجارهای عرفی و با رعایت آصولی تربیتی- اخلاقی پیشنهاد می­گردد(معصومی و همکاران، 1392: 221). 

عابدینی و همکاران(1395)، در پژوهشی که تحت عنوان مطالعه کیفی تجارب مادران از آموزش مسائل جنسی به دختران نوجوان با تأکید بر عوامل فرهنگی انجام دادند، که 4 مضمون اصلی که هرکدام حاوی طبقات و زیر طبقاتی بودند، استخراج شد. مضامین اصلی عبارت بودند از: "آموزش درباره‌ بلوغ و قاعدگی"، "آموزش درباره‌ رابطه‌ جنسی"، "سن مناسب برای آموزش مسائل جنسی" و "فرد مناسب برای آموزش مسائل جنسی" با وجود تمام تحولات فرهنگی در خصوص آموزش مسائل جنسی در خانواده‌ها هم­چنان فرهنگ عرفی در جامعه و خانواده‌ها با بعضی جوانب آموزش مسائل جنسی با احتیاط برخورد کرده و مادران دراین حیطه، احساس عدم ‌کفایت می‌کنند. لذا طراحی و اجرای مداخلات آموزشی جهت ارتقای سطح آگاهی مادران و لزوم هماهنگی و همراهی خانه و مدرسه برای نتیجه‌گیری بهتر ضروری به نظر می‌رسد.

در پژوهش کیربی(2008)، که با عنوان آموزش مسائل جنسی به نوجوانان انجام داد به این نتیجه دست یافت که دو سوم این برنامه‌ها تأثیر مثبتی بر تغییر رفتار جنسی نوجوانان دارد. برنامه‌هایی که در آن‌ها از والدین به ‌عنوان آموزشگرها استفاده ‌شده است، تأثیرات بهتر و بیشتری روی کاهش آسیب‌های جنسی نوجوانان داشته است. کیربی و همکاران در سال 2011 در سلسله پژوهش‌هایی با عنوان «کاهش خطر جنسی نوجوانان» اقدام به معرفی روش‌هایی برای تدوین برنامه‌های درسی مرتبط با کاهش آسیب نمودند که از نتایج آن می‌توان به این موارد اشاره کرد: 1. برنامه‌های آموزش تربیت جنسی میزان رفتارها و فعالیت‌های جنسی نوجوانانی را که دارای فعالیت جنسی هستند افزایش نمی‌دهد. 2. برخی از فواید برنامه‌های تربیت جنسی عبارت‌اند از: تأخیر در برقراری اولین رابطه جنسی، کاهش فراوان فعالیت‌های جنسی، کاهش تعداد شرکای جنسی، افزایش فراوان استفاده از کاندوم و سایر راه‌های پیشگیری از بارداری و کاهش خطرات جنسی. 3. برنامه‌های متنوع تربیت جنسی با توجه به مباحث مطرح‌شده در هر برنامه، توانایی تغییر رفتار در فرد را دارا می‌باشند.

آبید و همکاران(2014)، در پژوهش خود تحت عنوان مطالعه  کیفی از برداشت جامعه نسبت به سوء استفاده جنسی اززنان و کودکان، تعدادی از عواملی­که باعث تجاوز جنسی می­شود را فرسایش هنجارهای اجتماعی جهانی شدن، فقر، آسیب­پذیری کودکان، مواد مخدر و الکل و مراقبت ضعیف والدین دانستند و افراد شرکت کننده در بحث گروهی متمرکز نیاز به آموزش جامع برای بالا بردن دانش خود از خشونت­های جنسی و عواقب آن و نقش خود به عنوان عوامل باز دارنده را درک کردند.

 

لوکانگو[10] و همکاران در سال(2016)، مقاله­ای تحت عنوان «مشارکت والدین در آموزش جنسی فرزندان­شان در نامیبیا: یک چارچوب و یک برنامه آموزشی برای اقدام پیشرفته» را ارائه نمودند که در آن محقق به توصیف توسعه چارچوب مفهومی و برنامه آموزشی برای توان­مندسازی والدین در منطقه اوهانگون برای شرکت در آموزش جنسیت فرزندان­شان پرداخته بود.

 

روش پژوهش

تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از بعد روش از نظریه بنیانی بهره برده است.

 

شیوه استخراج و تحلیل داده­ها

از آن جا که موضوع این تحقیق در درجه اول مستلزم مشاهده و گفتگوی رو در رو است و از طرفی به بررسی اندیشه­ها، ذهنیت­ها و احساسات افراد مورد مطالعه علاقمند است، لذا نظریه­ بنیانی که یکی از رایج­ترین روش های تحقیق کیفی است، برای این منظور مناسب است. یکی از کاربردهای نظریه بنیانی زمانی است­که هدف درک فرآیند و شیوه تجربه افراد باشد و این که این افراد چگونه تجربه­شان را تفسیر می­کنند. محقق نیاز به شیوه­هایی برای کشف و درک پیچیدگی این تفسیر دارد. روش­های کیفی به خصوص نظریه بنیانی به محقق جهت دست­یابی به این هدف کمک می­کند(بخشی، 1389: 50).

 

جامعه آماری و نمونه

جامعه مورد مطالعه در این پژوهش والدین نوجوانان 13 تا 15 سال دختر و پسر دوره متوسطه شهر تهران می­باشد. موارد یا به عبارتی نمونه­ها، مطابق با اصول نمونه­گیری نظری انتخاب شده­اند. نمونه­گیری نظری بر خلاف نمونه­گیری در روش­های تحقیق کمی است. به این معنی که نمونه­گیری نظری را   نمی­توان پیش از شروع فرآیند تحقیق برنامه­ریزی کرد. اصل اساسی نمونه­گیری نظری عبارت است از انتخاب موارد یا گروه­هایی از موارد براساس محتوای­شان و نه با استفاده از معیارهای انتزاعی روش شناختی.  نمونه­گیری بر مبنای مرتبط بودن موردها (با تحقیق) و نه نمایان بودن­شان انجام می­گیرد. این اصل، مشخصه استراتژی­های مربوط به گردآوری داده در تحقیق کیفی نیز به شمار می­آید. رایج­ترین جوابی که در رابطه با حجم نمونه داده­اند، این است که "نمونه­گیری را آن قدر ادامه دهید تا به اشباع نظری برسید". به عبارت دیگر، گردآوری اطلاعات را باید تا موقعی ادامه داد که افزایش اطلاعات، مفاهیم، مقولات، خرده مقولات و تنوع­های جدید بدست ندهد. با این­که اطمینان صد در صد ممکن است هرگز حاصل نشود. به هر حال محقق باید آن قدر نمونه­گیری کند تا خود مطمئن شود و خوانندگانش را متقاعد کند که چیزی جا نمانده است(محمدی، 1387: 72).

روند تجزیه و تحلیل داده­ها

روند تجزیه و تحلیل داده­های حاصل از پژوهش در سه مرحله انجام گرفته است:

1. کدگذاری باز[11] 2. کدگذاری محوری[12] 3. کدگذاری انتخابی[13].

در کدگذاری باز، عمل مفهوم­سازی صورت می­گیرد، به این ترتیب که یادداشت­های میدانی و کلیه نوشته­های جمع­آوری شده­ حاصل از مصاحبه­ها، بازخوانی می­شود و جملات اصلی موجود در نوشته­ها بیرون کشیده می­شود. سپس عبارت­ها و جمله­هایی که ماهیت مشابه دارند با یکدیگر ادغام می­شوند و زیر طبقه­ها تشکیل می­گردند. در مرحله کدگذاری محوری، زیر طبقه­های حاصل از مرحله­ قبل، دسته­بندی می­شوند و طبقه­های جامع و مانع تشکیل می­شود. در مرحله­ آخر یعنی کدگذاری انتخابی، تمامی مراحل به صورت توأم مورد توجه قرار می­گیرد و مفهوم اصلی که داده­ها را حول یک محور قرار می­دهد، شناسایی می­شود(برزو و همکاران، 1389: 157). به منظور احراز اعتبارپذیری تحقیق از تکنیک­های زیر استفاده شده است:

  1. تکنیک کسب اطلاعات دقیق موازی[14]: دراین روش، تحلیل­های داده­ای و نتایج آن به متخصصان امر ارائه می­شود تا به غنای قابلیت اعتبار پژوهش افزوده شود.
  2. خودبازبینی محقق[15]: در طی فرآیند جمع­آوری و تحلیل داده یکی دیگر از روش­هایی است که در این پژوهش، جهت افزایش قابلیت اعتبار پژوهش استفاده  خواهد شد.

هم­چنین، استفاده از فرایندهای ساخت یافته از مصاحبه­های همگرا، سازماندهی فرایندهای ساخت یافته برای ثبت، نوشتن و تفسیر داده­ها و  استفاده از کمیته راهنما برای ارزیابی و اجرای برنامه مصاحبه برای ارتقای اعتبارپذیری در روش کیفی می­تواند مفید فایده باشد(بوداقی، 1395).

 

یافته­ها

محصول مصاحبه عمیق با 30 نفر از والدین که در شهر تهران ساکن بودند، دست­یابی به داده­هایی در خصوص عوامل زمینه­ساز بر تربیت صحیح جنسی بود که با وارد کردن آن­ها به فرایند کدگذاری مفاهیمی به دست آمد که از طریق آن­ها محوری­ترین عوامل زمینه­ساز تربیت جنسی آشکار می­شود. در ادامه در جداول جداگانه کدگذاری­های باز و محوری و گزینشی آورده شده است.

روند تجزیه و تحلیل داده­های حاصل از پژوهش در سه مرحله انجام شده است:

1. کدگذاری باز، 2. کدگذاری محوری و 3. کدگذاری گزینشی.

1. کدگذاری باز:

در کدگذاری باز، عمل مفهوم­سازی انجام می­گیرد، به این ترتیب که یادداشت­های میدانی و کلیه نوشته­های جمع­آوری شده­ حاصل از مصاحبه­ها، بازخوانی می­شود و جملات اصلی موجود در نوشته­ها بیرون کشیده می­شود. سپس عبارت­ها و جمله­هایی که ماهیت مشابه دارند با یکدیگر ادغام می­شوند و زیر طبقه­ها تشکیل می­گردند.

            جدول شماره (1): کدگذاری باز

کدگذاری باز

رعایت حلال و حرام

خویشتن­دار و با عفاف بودن والدین و تقوست آن­ها در فرزندان

آگاهی فرد از حکمت آفرینش غریزه جنسی

آگاه­سازی نوجوان از رعایت مسائل دینی و شرعی دختر و پسر

دوستی با افراد پای­بند حلال و حرام

آگاه کردن کودک از دوران کودکی بر پوشاندن اندام­های جنسی

دانستن اثرات مثبت و منفی جسمی و روحی آن

آگاه کردن والدین از متفاوت بودن نیازهای جنسی فرزندان بر حسب سن

نگاه کردن به نیازهای جنسی همانند سایر نیازها

آگاهی از نحوه ارتباط با جنس مخالف

آگاهی فرد به مراحل رشد جسمی

صحبت کردن با کودکان در جهت  پرهیز از پنهان­کاری

آشنایی اولیه با مفاهیم جنسی در خانواده

آگاهی والدین از مسائل جنسی کودکان و زمان مناسب انتقال مفاهیم

توجه کردن به غرایض جنسی فرزندان از دوران کودکی

آگاه کردن کودکان ار تفاوت جسمانی و جنسی دختران و پسران متناسب با سن آن­ها

شناخت ویژگی و خصصوصیات جنسی خود فرزندان

اهمیت دادن والدین به تربیت جنسی کودکان

دوری کردن از غلبه نگاه بزرگسالی بر مسائل جنسی فرزندان

آگاه بودن والدین از پیامدهای منفی آگاه نکردن نوجوانان از امور جنسی

آشنا کردن کودک و نوجوان با علائم بلوغ جنسی و کارکردهای جنسی بدن­شان

آشنایی با نیازهای جنسی کودکان از دریچه نگاه کودک

آشنا کردن فرزندان با نحوه تولید مثل، متناسب با سن آن­ها

کسب مهارت خود مراقبتی در مقابل بیماری­ها و انحرافات جنسی

آگاهی از نقش همسر، مادر و پدر شدن

احترام به حریم خصوصی (مانند جدا خوابیدن کودک از پدر و مادر)

رعایت حریم­ها در منزل توسط والدین و فرزندان بزرگ­تر

رعایت نکات بهداشتی

آشنایی با روش­های کنترل غریزه جنسی

پاک نگه داشتن فضای خانه از رفتارهای نامناسب

پاسخ دادن به پرسش­های جنسی کودکان متناسب با سن آن­ها

پرهیز از شوخی­های جنسی در خانواده

جداسازی بستر کودکان

وجود مهارت­های ارتباطی خوب بین والدین و فرزندان

انتخاب بهترین الگوی تربیتی فرزند (نه فرزندپروری و نه اقتدارگرایی مطلق)

پرداختن به مسائل جنسی در قالب کتاب­های درسی

هماهنگ بودن مدرسه و خانواده

آگاهی اولیای مدرسه و معلمان از تربیت جنسی

وجود منابع و موارد آموزشی در رابطه با تربیت جنسی

وجود سیاست اجرایی شخصی در مدارس برای تربیت جنسی

وجود مربیان بهداشت در مدارس

توجه بر چگونگی زمان­بندی فعالیت­ها برای دانش­آموزان در مدارس

حساسیت­زدایی از صحبت کردن در امور جنسی بین والدین و معلمان

آگاه­سازی والدین در مورد تربیت جنسی از طریق رسانه و مدرسه

حساسیت­زدایی از امور جنسی مربوط به کودکان همراه با تقویت شرم و حیا

وجود معلم متخصص در حوزه تربیت جنسی در مدارس

استفاده از اینترنت پاک و ترویج آن در مدارس

نظارت والدین و مدارس بر نحوه گذران اوقات فراغت و انتخاب دوستان

آموزش نحوه تربیت صحیح جنسی فرزندان در مدارس به والدین

سوق دادن جوانان به سمت ورزش و کارهای فرهنگی در اوقات فراغت

نظارت بر هم بازی­ها و دوستان در مدرسه

نظارت کردن والدین بر وضعیت تحصیلی و شناسایی آسیب­های اثرگذار بر آن از طریق ارتباط با مدرسه

راهنمایی و آموزش بچه­ها در مورد استفاده از فضای مجازی و اینترنت در مدرسه

پاسخ به سوالات جنسی دانش­آموزان در مدارس از طرق معلمین بهداشت و متخصص

کاستن از حساسیت­های بی­مورد در رابطه با مسائل جنسی در جامعه برای برخورد بهتر به مسائل جنسی کودکان و نوجوانان

وجود حساسیت به اندازه و آگاهی زیاد در رابطه با نحوه تربیت جنسی صحیح فرزندان در بین خانواده­ها

نهادینه کردن درست ارزش­ها و هنجارهای جنسی جامعه در کودکان و نوجوانان

برگزاری دو­ره­های آموزشی برای والدین و کودکان برای آشنایی بهتر با تربیت صحیح جنسی

تعریف قواعد جدید جنسیتی در جامعه بر حسب پیشرفت جامعه و تکنولوژی که بالطبع دامنه کنترل والدین بر فرزندان را کاهش داده است

ارتباط عاطفی مستمر بین والدین و فرزندان

آموزش مسائل جنسی در موقعیت­های گفتگو

احساس راحتی کردن بچه­ها با والدین

داشتن حس درون­نگری همدلانه

دوری گردن از غلبه نگاه بزرگسالی بر مسائل جنسی فرزندان

 

 

 

2. کدگذاری محوری:

در این مرحله زیر طبقه­های حاصل از مرحله قبل، دسته­بندی می­شوند و طبقه­های جامع و مانع تشکیل می­شوند.

جدول شماره (2): کدگذای محوری

کدگذاری باز

کدگذاری محوری

آگاه کردن و یاد دادن امور حلال و حرام در رابطه با مسائل جنسی، خویشتن­دار بودن والدین و انتقال آن و مسائل دیگر مانند حجاب و عفاف به فرزندان، آگاهی فرزندان از حکمت آفرینش غریزه جنسی، آگاه­سازی نوجوانان ار رعایت مسایل دینی و شرعی دختران و پسران، دوستی و ارتباط با افراد پای­بند به اخلاقیات و امور دینی

آگاهی از مسائل دینی در رابطه با تربیت جنسی

آگاه کردن کودک از همان دوران کودکی مبنی بر پوشش کامل اندام­های جنسی، آگاهی والدین از اثرات مثبت و منفی جسمی و روحی نیاز جنسی کودک، آگاهی والدین از متفاوت بودن نیازهای جنسی کودکان بر حسب سن، نگاه کردن به نیاز جنسی همانند سایر نیازها، آگاه کردن کودک از نحوه ارتباط با جنس مخالف، آگاهی کودک و والدین از مراحل رشد جسمی و برخورد و رفتار متناسب با آن، آشنا کردن کودک با مفاهیم اولیه جنسی در خانواده، آگاهی والدین از مسائل جنسی کودکان ، توجه کردن به غرایض جنسی فرزندان از دوران کودکی، آگاه کردن کودکان از تفاوت جسمانی و جنسی دختران و پسران متناسب با سن آن­ها، شناخت ویژگی و خصوصیات جنسی خود فرزندان، آگاهی والدین از اهمیت تربیت جنسی فرزندان، آگاه بودن والدین از پیامدهای منفی آگاه نکردن فرزندان از امور جنسی، آشنا کردن کودک و نوجوان با علائم بلوغ جنسی و کارکردهای جنسی بدن­شان، آشنایی با نیازهای جنسی کودکان از دریچه نگاه کودک و آشنا کردن فرزندان با نحوه تولیدمثل متناسب با سن آن­ها

آگاهی والدین از مسائل جنسی و اثرات جسمی و روحی آن

رعایت حریم­هی خصوصی در منزل از سوی والدین و یادگیری بچه­ها از آن­ها، احترام به حریم خصوصی همدیگر، رعایت نکات بهداشتی در رابطه با اعضای بدن و انتقال این مفاهیم به بچه­ها، پاک نگه داشتن فضای خانه از رفتارهای نامناسب، پرهیز از شوخی­های جنسی در خانه و در بین اعضای خانواده و جداسازی بستر خواب کودکان

نمایش رفتارهای مناسب در خانواده از سوی والدین

برقراری ارتباط دوستانه بین والدین و کودکان، صحبت کردن با کودکان در فضای دوستانه در مورد روش­های کنترل و ارضای نیاز جنسی، پاسخ دادن به پرسش­های جنسی کودکان از طریق ارتباط مستمر داشتن با کودک، انتخاب بهترین الگوی تربیتی فرزند (نه فرزندپروری و نه اقتدارگرایی مطلق)

آگاهی و مسلط بودن والدین به یک سری از مهارت­های ارتباطی در جهت ارتباط بهتر با کودکان

 

پرداختن به مسائل جنسی در قالب کتاب­های درسی، هماهنگ بودن مدرسه و خانواده، آگاهی اولیای مدرسه و معلمان از تربیت جنسی، وجود منابع و موارد آموزشی در رابطه با تربیت جنسی، وجود سیاست اجرایی مشخص در مدارس برای تربیت جنسی، وجود مربیان بهداشت در مدارس، توجه بر چگونگی زمان­بندی فعالیت­ها برای دانش­آموزان در مدارس، حساسیت­زدایی از صحبت کردن در امور جنسی بین والدین و معلمان، آگاه­سازی والدین در مورد تربیت جنسی از طریق رسانه و مدرسه، وجود مشاور متخصص در حوزه تربیت جنسی

تربیت جنسی در قالب آموزش مدارس

کاستن از حساسیت­های بی­مورد در رابطه با مسائل جنسیتی در جامعه برای برخورد بهتر با مسائل جنسی کودکان و نوجوانان، افزایش آگاهی عمومی در بین خانواده­ها، نهادینه کردن درست ارزش­ها و هنجارهای جامعه در رابطه با مسائل جنسی، برگزاری دوره­های آموزشی برای والدین و کودکان در این رابطه، تعریف قواعد جدید جنسی در جامعه بر حسب پیشرفت جامعه، حتی اگر والدین در خانواده از ماهواره استفاده می­کنند باید برنامه هایی که دارای تصاویر تحریک کننده جنسیتی هستند را تماشا نکنند.

آموزش والدین و اجتماعی کردن و انتقال درست هنجارها و ارزش­های جنسیتی به فرزندان

ارتباط عاطفی مستمر بین والدین و فرزندان، آموزش مسائل جنسی در موقعیت­های گفتگو، احساس راحتی کردن کودکان با والدین در رابطه با ابراز مسائل جنسی، وجود حس درون­نگری همدلانه در والدین نسبت به مسائل جنسی فرزندان و دوری گزیدن از غلبه نگاه بزرگسالی بر مسائل جنسی فرزندان

وجود ارتباط عاطفی در خانواده

نظارت والدین و مدارس بر نحوه گذران اوقات فراغت و انتخاب دوستان نوجوانان، نظارت بر هم بازی­ها در مدارس بر حسب سن بچه­ها، آسیب­شناسی افت تحصیلی دانش­آموزان از سوی مدارس و ارائه مشاوره به والدین آن­ها، راهنمایی و آموزش بچه­ها در مورد استفاده از فضای مجازی و اینترنت در مدارس به بچه­ها

نظارت مدارس بر فعالیت­های کودکان و نوجوانان در مدرسه و همکاری با والدین در این زمینه

 

3. کدگذاری گزینشی:

در این مرحله، مقوله­ها به صورت یک شبکه با هم در ارتباط قرار می­گیرند. یافتن کدهای مشترک و مقوله­بندی محوری نیز مستلزم استفاده از روش مقایسه­ای ثابت است. در این مرحله، به تدریج نظریه ظهور می­یابد. هدف این مرحله از کدبندی، بازگرداندن نظم و انسجام به داده­های کدبندی شده، دسته­بندی، ترکیب و سازماندهی میزان زیادی از داده­ها و باز جمع کردن آن­ها به شیوه جدید است. بنابراین در این قسمت، بعد از شناخت مفاهیم به مقولاتی اشاره می­کنیم که از سطح انتزاعی بالاتر برخوردارند. این مقولات سنگ بنای ساخت نظریه می­باشند. یافته­ها نشان می­دهند که مفاهیم کلی طرح شده از سوی پاسخگویان شامل مقولات زیر می­باشد:

 

عوامل خانوادگی (وجود ارتباط عاطفی در بین اعضای خانواده)

یکی از عوامل مهمی که منتهی به تربیت صحیح جنسی در یک خانواده می­شود وجود روابط عاطفی بین والدین و فرزندان می­باشد. درحقیقت وجود روابط صمیمانه بین والدین و فرزندان زمینه را برای انتقال صحیح مفاهیم در همه زمینه­ها و به خصوص در زمینه جنسی را فراهم می­کند. درحقیقت هر چه قدر بین والدین و کودکان صمیمت بیشتر باشد و این صمیمیت با رشد کودک به نوجوانی و جوانی همراه باشد باعث می­شود کودکان و نوجوانان سوالات و مواردی که مربوط به زمینه جنسی می­باشد را از والدین بپرسند و این میزان انحراف جنسی را در بین نوجوانان کاهش می­دهد. به عبارت دیگر این صمیمیت مانع پنهان­کاری  می­شود و فرد را از افتادن در مسیر خلاف ارزش­های جامعه نجات می­دهد. بر اساس مصاحبه­هایی که صورت گرفته است آن­ها معتقد بودند چنان چه بذر خانواده صمیمت وجود داشته باشد و پدر و مادر با فرزندان­شان به واسطه صمیمیت بتوانند در جریان مسائل و مشکلات یا نیازهای آن­ها قرار بگیرند بهتر می­توانند به نوجوانان در این زمینه کمک بکنند. یکی از پاسخگویان در این مورد می­گوید:

«باید با بچه­های امروزی از در رفاقت و دوستی وارد شد تا بشه با اون­ها صحبت کرد و پی به مشکلات آن­ها برد. به نظر من مادران باید با دختران­شان و پدران باید با پسران­شان این رابطه را داشته باشند. به خصوص امروزه که دسترسی کودکان و نوجوانان به تصاویر و فیلم­های جنسی خیلی راحت­تره و این مشکل را چند برابر می­کند. در زمان ما چون بالطبع این چیزها نبود بلوغ زودرس هم شکل نمی­گرفت به واسطه این چیزها. اما امروزه والدین حتماً باید با اون­ها علاوه بر مادر و پدر بودن باید عین یک دوست صمیمی باشند تا بچه­ها بتوانند سوالات­شون را در اون مورد از ماها بپرسند و زمینه این هم وجود صمیمیت در خونه است».

امروزه با توجه به زمینه‌های وسیع انحراف، به ویژه انحراف جنسی از طریق عواملی مانند تلویزیون، سینما، اینترنت و ماهواره و شدت تأثیرپذیری کودکان، نوجوانان و جوانان از این عوامل، ضرورت توجه به شیوه‌های کاربردی تربیت صحیح و تبیین شیوه‌های کاربردی که والدین آشنا به تعلیمات الهی و آگاه از جنبه‌های شناختی، عاطفی و رفتاری آدمی در دوره‌های مختلف رشد مطرح کرده‌اند، ضرورت بیشتری پیدا کرده است.

درحقیقت این مقوله بیشتر به بعد غیر مستقیم تربیت جنسی می­پردازد. در تربیت جنسی غیر مستقیم، جنبه‌هایی است که به ‌نحوی بر رفتارهای جنسی تأثیر می‌گذارد؛ مانند محبت به کودک، ارضای نیازهای روانی و اموری مانند آن. مسائل مربوط به تربیت جنسی غیر مستقیم، اگر چه جنبه عام تربیتی دارند و مستقیماً با تربیت جنسی مرتبط نیستند، امّا از آن جا که به ‌نحوی با مسائل جنسی ارتباط پیدا می‌کند، رشد طبیعی جنسی در دختر و پسر را تسهیل می‌نمایند و آن­ها را از انحرافات و اختلالات جنسی مصون نگه می‌دارند. بر اساس تعالیم دین اسلام و نظر جامعه­شناسان و روان­شناسان، والدین موظفند تا از همان آغاز تولّد فرزند، زمینه رشد و تربیت طبیعی از جمله رشد و تربیت جنسی او را فراهم سازند.

 

-         آگاهی از مسائل دینی در خانواده در رابطه با مسائل جنسی 

با توجه به مصاحبه­ای که انجام داده شد در خلال مصاحبه این طور به نظر می­رسید که ضمن این که والدین نقش دین را در کمک به خانواده­ها در زمینه تربیت جنسی را پر رنگ می­دانستند، اما بعضاً فکر می­کردند که از منظر دینی نباید با کودکان در مورد مسائل جنسی صحبت کرد. اما بررسی روایات و احادیث نشان می­دهد که همه پیشوایان ما این نیاز را که وسیله­ای اصلی برای تولیدمثل و افزایش جمعیت است را مورد نکوهش قرار ندادند و بر تربیت و کنترل صحیح آن از سوی خانواده­ها و خود فرد تاکید کردند. البته این تناقض در بین برخی خانواده­ها شاید از نبود اطلاعات و آگاهی کافی در زمینه مسائل دینی و جنسی باشد.

اسلام با تامین غریزه جنسی مخالفتی نداشته بلکه آن را لازمه زندگی توام با آرامش می­داند و بقای نسلی انسان را منوط به آن شمرده است(سبحانی­نژاد و همکاران، 1392: 30). در مورد تاکید بر آموزش احکام دینی در بین پسران و دختران در خلال مصاحبه برخی این طور بیان کردند که: «به نظر من چون جامعه ما اسلامی است و در دین ما موارد زیادی است که می­تونند به والدین کمک کنند تا بچشون درست تربیت بشود. عواملی مانند حجاب، احکام جداگانه دختر و پسر، نحوه ارتباط جنس مخالف و ... می­تونن به ما کمک کنن».

یا در مصاحبه دیگر یکی از والدینی که مورد مصاحبه قرار گرفتند این طور بیان­ کردن که: « من خودم آدم مذهبی و معتقدی هستم و واقعاً به این جور چیزا حساس هستم و حتی وقتی با دختر یا پسرم میام بیرون و یه آدمی که هنجارها را رعایت نمیکنه برخورد می­کنیم یا در خیابون می­بینیم، می­ترسم بچه­هام دچار تناقض بشن و نتونم به سوالات­شون پاسخ بدم و ...».

و یا یکی دیگر این طور بیان می­کند که: « اگر والدین بتونند مفاهیم دینی را به بچه­هاشون درست منتقل کنند و درمورد مسایل جنسی و نحوه برخوردشون با سوالات جنسی براساس آموزه­های دینی عمل کنند و از یک مشاور دینی کمک بگیرند کاملاً موفق می­شوند و ...». اسلام دینی است­که به همه‌ جوانب زندگی بشر پرداخته و شرم و حیا، عفت و پاکدامنی را در مسائلی چون مسائل جنسی آورده است.

 

 

 

- آگاهی والدین از مسائل جنسی و اثرات جسمی و روحی آن

با توجه به این که تربیت جنسی، هویت جنسی فرد را شکل می­دهد آگاهی والدین و متعاقب آن آگاهی کودکان و نوجوانان در زمینه امور جنسی نقش به سزایی در شکل­گیری هویت جنسی افراد بازی می­کند. به عبارت دیگر والدین باید بر حسب تغییرات جامعه و بر حسب نیاز کودکان آگاهی لازم را در رابطه با تربیت فرزندان و به خصوص تربیت جنسی را داشته باشند تا بتوانند با دادن آگاهی به فرزندان و تغییر نگرش آن­ها زمینه را برای تغییر رفتارهای کودکان در زمینه امور جنسی را فراهم کنند. در حقیقت رفتارهای فرد تابعی از هویت و شخصیت افراد است و هر چه قدر این هویت به درستی پی­ریزی شده باشد رفتار هم به آن میزان تغییر خواهد کرد. و خود هویت تابع یک سری عوامل دیگر است­ که آگاهی فرد از پارادایم غالب اجتماعی و تغییر نگرش از جمله آن عواملند. در باب اهمیت این موضوع باید گفت که والدین نمی­توانند نسبت به غریزه جنسی فرزندان به بهانه نبود آگاهی و ...، بی­تفاوت باشند، چرا که تربیت جنسی از دشوارترین و حساس­ترین تربیت­ها بوده که اندک اشتباه و غقلتی در آن ممکن است کودکان را به وادی فساد بکشاند(امینی، 1386). در حقیقت بسیاری از دشواری­های جنسی بزرگسالی، پایه و اساسی در دوره خردسالی دارند(وار، 1999).

 

- ارائه رفتارهای مناسب در خانواده از سوی والدین

نقش والدین علاوه بر این که در زمینه دادن آگاهی به فرزندان مهم است، در زمینه ارائه رفتارهای مناسب به صورت عملی در حوزه تربیتی و الگودهی به فرزندان مهم و اساسی می­باشد. این فرایند از طریق تئوری یادگیری بندورا قابل بحث است. در نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا گفته می­شود که یادگیری افراد از طریق مشاهده، تقلید و مدل­سازی رخ می­دهد. بنا بر مشاهده و تقلید، به طور ناخودآگاه در بسیاری از افراد یادگیری به صورت مثبت و منفی انجام می‌گیرد و پیامدهای ثمربخش،‌ یا زیان‌بار خود را به دنبال خواهد داشت. یکی از مصاحبه شوندگان در این باره می­گوید:« این خیلی مهم است که پدر مادرها چطوری جلوی بچشون با همدیگه رفتار بکنند. منظورم مثلاً رفتارهای جنسی. خوب بعضیا واقعاً رعایت نمی­کنند و وقتی بچه­ها این­ها را می­بینند واقعاً تحریک میشن دیگه و بیا این و جواب بده. به نظر من هم والدین باید رعایت کنند و هم این که در بعضی از مهمونی­ها که می­دونن این مسائل رعایت نمیشه بچه­هاشون را نبرن. به نظر من این رفتار باید رعایت بشن در خونه مثل: خودداری از انجام عمل جنسی در برابر کودکان، اجازه گرفتن کودکان برای ورود به اتاق والدین، خودداری از بوسیدن و در آغوش گرفتن کودکان نامحرم پس از سن معین،  جداسازی بستر کودکان، جلوگیری از بازی‌های جنسی کودکان و ...».

 

 

- مهارت­های ارتباطی والدین برای ارتباط بهتر با فرزندان

آشنا بودن والدین با یک سری از مهارت­های ارتباطی کار و وظیفه آن­ها را در جهت تربیت جنسی کودکان تسهیل می­کند. والدین باید بتوانند با کودکان خود ارتباط برقرار کنند. امروزه با توجه به گسترش شهرنشینی و تقسیم کار و اشاعه اشتغال زنان در جامعه به نظر می­رسد نهاد خانواده وظایف خود در زمینه تربیت را به نحو احسن انجام نمی­دهد چرا که والدین وقت کافی برای گذراندن اوقات خود و ارتباط با کودکان را ندارند که این باعث شده است خانواده­ها از انجام دادن وظیفه اصلی باز مانند و این وظیفه را بر عهده نهاد دیگری یعنی نهاد آموزشی قرار دادند. با توجه به مشکلات  مذکور و در کنار آن­ها رواج جهت­گیری­های ارزشی فردگرایی در بین جوان همراه با استفاده از اینترنت و دنیای مجازی، زمینه برای آسیب­پذیری بیشتر در حوزه انحرافات جنسی مهیاتر شده است. آگاهی والدین از شرایط خودشان و شرایط جامعه و کودک­شان باید آن­ها را به سمت گذراندن وقت بیشتر با کودکان­شان بکند. اما صرف گذراندن وقت شاید زیاد به والدین در زمینه تربیت جنسی کمک نکند لذا آن­ها باید مسلح به یک سری از مهارت­های ارتباطی باشند تا بتواند با فرزند خودشان در زمینه مسائل مختلف زندگی از جمله مسائل جنسی صحبت کنند و این می­تواند از طریق ایجاد فضای گفتگو در خانواده و ایجاد وضعیت درون­نگری همدلانه اتفاق بیفتد. کودکان در خانواده باید احساس راحتی بکنند و خانواده را به عنوان جایی که می­تواند به همه پرسش­ها و مشکلاتش پاسخ بدهد، بشناسد.

در این رابطه یکی از والدین به ما می­گویدکه: «این مهم است که والدین بتوانند با بچه­های خودشان در زمینه مسائل مختلف از جمله مسائل جنسی صحبت کنند. ولی من فکر می­کنم متاسفانه در جامعه ما این اتفاق به علل مختلفی در خانواده­ها رخ نمی­دهد و بچه­ها بیشترین اطلاعات را از بیرون از خانواده می­گیرن که اون­ها غالباً همراه با انحراف است و نبود ارتباط موثر بین والدین و بچه­ها باعث پنهان­کاری میشه و این کار تا آخر ادامه پیدا می­کنه ...»

 

عوامل مربوط به آموزش و مدرسه (نظارت مدارس بر فعالیت­های کودکان و نوجوانان در مدرسه و همکاری با والدین در این زمینه، تربیت جنسی در قالب آموزش مدارس)

- مدرسه محیطی است که می­تواند از ابعاد گوناگون، شخصیت دانش‌آموزان را تحت تأثیر خود قرار دهد. مربیان، همکلاسی­ها و سایر عوامل نیز هرکدام می­توانند نقش ارزش­مندی را درتربیت صحیح ایفا نمایند. یکی از دغدغه‌های خانواده‌ها و مدارس، تربیت جنسی دانش‌آموزان مطابق با آموزه‌های اسلامی و ارزش­های حاکم بر جامعه است و با تغییر در نحوه زندگی و گستردگی وسایل ارتباط جمعی هم­چون گوشی­های همراه که حاوی فیلم، عکس و دسترسی نامحدود به اینترنت هستند، پرداختن به آن امری ضروری به نظر می‌رسد. موضوع تربیت جنسی در کنار تعلیم و آموزش، یکی از اهداف مدارس بوده که با وجود مربیان مشاوره و اختصاص برنامه‌های آموزشی، نشانه نیاز، ضرورت و اهمیت این مسأله در مدارس است و می‌تواند در کنترل و پیشگیری از انحرافات اخلاقی مؤثر باشد.

1. مرحله نخست در تربیت جنسی پیشگیری از انحراف در مدارس است.

2. مرحله پیشگیری از لغزش، بر انحراف تقدم دارد؛ زیرا اگر کسی دچار انحراف شود، به سادگی نمی‌توان او را هدایت کرد؛ به ‌ویژه اگر آن فرد جوان باشد؛ چرا که شیوه رفتار با افراد منحرف، هنر، حوصله و ظرفیت خاص خود را می‌طلبد که فقط عده کمی از مربیان می‌توانند با این افراد رابطه صمیمانه برقرار کرده به آن­ها کمک کنند.

 

 آشنا کردن دانش‌آموزان با آثار و پیامدهای سوء انحرافات جنسی

یکی از عوامل ارتکاب کجروی‌ها و انحرافات، ناشی از جهل و ناآگاهی دانش‌آموزان نسبت به آثار و پیامدهای سوء آناست.

 

 فضای مناسب آموزشگاه

مربی باید فضای مناسب و جوی سالم را در محیط آموزشگاه فراهم نماید؛ در غیر این صورت، برخی مسائل هم چون: شنیدن کلمه یا داستان رکیک یا رؤیت عکس و فیلم نامناسب، سبب بیداری غریزه جنسی دانش‌آموزان قبل از موعد مقرر شده، گاهی آن­ها را منفعل و به انحراف می‌کشاند.

 

 نقش مربیان و معلمان آموزشگاه

معلم و استاد نباید نسبت به اخلاق و رفتارش آزاد و بی‌تفاوت باشند؛ زیرا محدوده اخلاقیات، فراتر از هر شخص است. بنابراین معلم، مسؤلیت تعدادی از انسان‌های معصوم را نیز بر عهده گرفته است که باید به این مسؤلیت سنگین، ارزش­مند، میزان و مقدار نفوذش در دانش­آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح اخلاق و رفتار خویش، بهترین الگوها را در اختیار دانش­آموزان و یا دانشجویان قرار دهد(امینی، 1384: 101). زیرا آن چه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می‌یابد، تنها معلومات و مهارت‌های معلّم نیست، بلکه تمام صفات، خلقیات، حالات نفسانی و رفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می­شوند.

- دانش­آموزی که حافظ بی­چون و چرای مطالب معلم در کلاس است و عادت به فکر، نقد، تحلیل و اظهارنظر نکرده و تنها شنونده سخنان خطابی و در مواقعی عتابی معلم بوده است، در سنین بالاتر نیز در برابر رسانه­هایی نظیر اینترنت و ماهواره همین روحیه را خواهد داشت و هر روز با دنبال کردن مد تازه‌ای بدون آن که به آن فکر کند، آن را تقلید خواهد کرد.

- تسلط و اشراف معلم بر محتوای مواد درسی می­تواند بهترین عامل برای جذب دانش­آموزان باشد و یک معلم نمونه می‌تواند ضمن تدریس در موقعیت‌های مناسب، با برقراری رابطه دوستانه، شاگردانش را به عواقب برخی گناهان در دنیا و آخرت آشنا نماید تا بدین گونه آن­ها را در برابر انواع انحرافات واکسینه کند.

- مربیان می­توانند از طریق جریان‌های مشاوره و امور تربیتی متناسب با سن دانش­آموزان، به آن­ها بیاموزندکه از حریم‌های شخصی خود مراقبت کنند و احتمال بروز زمینه‌های انحرافی نوجوانان را از جانب همسالان آن‌ها به حداقل برسانند.

- هر معلم با تجربه و کاردانی می­تواند در بعد شناختی و عاطفی بر دانش­آموزان تأثیر بگذارد. در حوزه شناختی با تغذیه علمی و شناختی، رفتار و نگرش­های شاگرد خود را تحت تأثیر خود قرار دهد و در حوزه عاطفی نیز می­تواند با راهکارهای مناسب، انگیزه فرد را تغییر داده و انگیزه جدیدی را در او ایجاد نماید.

 

 نقش دوستان و همسالان

- به طور قطع، گروه دوستان بر یکدیگر تأثیر مثبت و منفی می‌گذارند؛ رابطه با افرادی که بدون هیچ گونه محدودیتی مسائل جنسی را علنی مطرح می‌کنند، حیا را از کودکان گرفته و ارزش‌های اخلاقی و دینی را در نظر آنان سست می‌کند و در نهایت آنان را به انحرافات جنسی می‌کشاند.

- با شروع بلوغ جنسی، مسائل تازه­ای برای دانش‌آموزان به صورت سؤال یا بحث و اظهارنظر مطرح می­شود و ممکن است با طرح یک سؤال و شنیدن جواب آن یا با گفتن یک جمله در قالب شوخی و مزاح جنسی و ... به مطلوب خود دست پیدا کنند.

- با توجه به ابهامات دانش‌آموزان در امور جنسی، ممکن است افرادی در محیط مدرسه یا کلاس با ایجاد رابطه، مصاحبت­های بی­مورد و گمراه کننده و نشان دادن عکس و فیلم مبتذل، آن­ها را به فساد و انحراف بکشانند.

 

 نقش کتب درسی

- لازم است برای تألیف کتب درسی از کارشناسان و متخصصان امر یادگیری در تمام سطوح استفاده شود تا مطالب مفید و منطبق با نیازهای دانش­آموزان در کتب درسی گنجانده شود. آموزش و پرورش با تألیف کتب جدیدی هم چون آشنایی با زندگی ائمه اطهار (ع) و گنجاندن آن در لیست دروس، می­تواند ملاک و الگوی شایسته­ای به دانش­آموزان ارائه داده تا آن­ها برنامه زندگی خود را بر اساس آن تنظیم کنند.

 

 کنترل روابط دانش آموزان در خارج از آموزشگاه

بسیاری از روابط خصمانه میان دانش­آموان درخارج از آموزشگاه صورت می‌پذیرد؛ زیرا فرد گمان می­کند در محیط خارج از آموزشگاه کسی مراقب اعمال و رفتار او نیست و آزادانه به هر عملی دست می­زند. گاهی ملاحظه شده دانش­آموز ممتاز درسی و اخلاقی، درخارج از آموزشگاه حادثه­ساز بوده؛ از این رو لازم است والدین و مربیان، دانش­آموزان را درمحیط خارج ازمدرسه نیز بدون نظارت رها نکنند. بنابراین مربیان در صورت امکان، برخی دانش­آموزان را با جلسات مشاوره از خطر مراوده با افراد خاطی آگاه کرده و برای جلوگیری از گسترش فساد دانش­آموزان منحرف و مغرض، تدبیری بیندیشند تا زمینه‌ انحرافات اخلاقی نوجوانان به حداقل برسد.

 

مرحله دوم: شیوه‌های اصلاح انحرافات اخلاقی در مدارس

هر گاه با دانش­آموزی مواجه شدیم که دچار فساد اخلاقی است، مجاز نیستیم او را به زور وادار به اعتراف کنیم و از او بخواهیم تمام آن چه اتفاق افتاده است را بازگو نماید؛ بلکه اطلاع مربی بر آن مسأله کفایت می­کند؛ زیرا اسلام چنین اجازه‌ای نداده است و از طرفی فرد مبتلا نیز دچار احساس حقارت می­شود.

مربی بدین وسیله علاوه بر مرتفع نمودن مشکل، به بازسازی شخصیت آسیب دیده آن دانش­آموز می­پردازد و اگر مربی او را وادار به شرح کامل آن چه اتفاق افتاده بنماید، در مرحله بازسازی شخصیت وی، دچار مشکلات عدیده­ای می‌شود؛ زیرا نوجوان در مقابل مربی احساس حقارت کرده و مربی نیز نمی­تواند با او ارتباط دوستانه‌ای برقرار کند.

اگر این احساس حقارت با طعنه‌های مربی نیز همراه گردد، فرد به کلی تخلیه فکری شده و ممکن است به تمام ارزش­های مورد قبول جامعه پشت پا بزند و از همین جا فرد بی­حیاتر شده، به انواع گناهان کبیره رو ­آورد.

در چنین شرایطی این فرد، آبرو و حیثیتی ندارد تا از آن دفاع کند و به آن امیدوار باشد؛ از این رو به مربیان توصیه می‌شود تا با درایت و ظرافت خاصی با این افراد برخورد کنند تا در اصلاح آن­ها موفق باشند(سلیم­گندمی، 1390: 78).

در این رابطه یکی از والدین این طور می­گوید: «به نظر من الان مدارس بیشتر از خانواده می­تونن اثرگذار باشند در نحوه تربیت بچه­هامون. الان شرایط جامعه و اقتصادی طوری است که اکثر خانواده­ها واقعا اون طور که باید وقت نمی­ذارن برای بچه­هاشون. بنابراین مدارس کارشون و نقش­شون پر رنگ­تر میشه. مدارس می­تونن از نظر آموزشی، فرهنگی و اجتماعی واقعاً اثرگذار باشن. مثلاً من احساس می­کنم پسرم از یکی از معلماشون خیلی حرف شنوی داره و اونو واسه خودش الگو قرار داده. ما هر وقت نتونیم با پسرمون خوب ارتباط برقرار کنیم و حرف­مون را بهش منتقل کنیم یا نگرانی­مون را بهش منتقل کنیم از ایشون کمک می­گیرم و واقعاً از ایشون ممنون هستم به خاطر زحمت­هایی که برای تربیت بچمون میکشن. علاوه بر این­ها مدرسه می­تونه با جمع کردن خانواده­ها همراه با بچه­هاشون مسیرهای علمی را برای حل مشکلات به ماها نشون بدن و از طریق آگاهی دادن به خانواده­ها و یا کمک کردن به اون­ها مسیر را برای تربیت صحیح جنسی فراهم بکنند و ...».

 

عوامل اجتماعی: آموزش والدین و اجتماعی کردن صحیح فرزندان

از دیدگاه جامعه­شناسان، در همه فرهنگ­ها، خانواده سازه بنیادین جامعه­پذیری در دوران­کودکی است. خانواده اولین نهادی است که اجتماعی شدن را به شخص آموزش می­دهد. خانواده، گروه کوچکی است که ویژگی اساسی و غیر قابل تفکیک آن، صمیمت آن است. اجتماعی کردن نسل آینده جزء بدیهی‌ترین و اساسی‌ترین وظایف خانواده است. محبت موجب استواری کانون خانوادگی است. بر اساس دیدگاه کارکردگرایی، نظام جامعه­پذیری شامل خرده نظام­های کوچک­تر مانند نظام خانواده، آموزش و پرورش، وسایل ارتباط جمعی، همسالان و ... می­باشد. وظیفه این نظام، تولید ارزش­ها و هنجارهایی است که وجودشان برای مشروعیت یافتن و بقای­کل نظام ضروری است. خانواده به عنوان یک نظام کوچک شامل افرادی است که در چارچوب روابط و مناسبات خاصی در برابر یکدیگر انجام وظیفه می­کنند. مثلاً والدین وظیفه هدایت و کودکان وظیفه اطاعت را عهده­دار هستند(گودرزی، 1372: 7).

 دیدگاه اینگلهارت پیرامون تغییر اجتماعی مبتنی بر تغییر ارزش­ها به ویژه تغییر ارزشی بین نسلی است که دو فرض بنیادی دارد: 1. فرضیه کمیابی، به این نکته اشاره دارد که اولویت­های یک فرد، محیط اقتصادی و اجتماعی وی را منعکس می­نمایند. 2. فرضیه جامعه­پذیری: مبتنی بر این قضیه است­که رابطه بین محیط اقتصادی- اجتماعی و اولویت­های ارزشی یک سازگاری آنی نیست، بلکه متأثر از شرایط جامعه­پذیری فرد است(اینگلهارت، 1997: 33). از دیدگاه نظریه یادگیری اجتماعی، پدیده­های اجتماعی به طور عمده ناشی از تجاربی هستند که با مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای آن شکل می­گیرند. توانایی آدمی برای یادگیری از طریق مشاهده، او را قادر می­سازد تا الگوهای کلی رفتار را کسب کند. بنابراین، در مرکز این نظریه، فرایند «مدل یا الگوسازی» قرار دارد که در آن شخص رفتار معرفتی و اجتماعی دیگران را با مشاهده، چه به طور تصادفی و چه آگاهانه، یاد می­گیرد. علاوه بر این، یادگیری در مشاهده­گر با پاداش و تنبیه تقویت می­شود. پس هر فرد مقدار زیادی از دانش­ها، مهارت­ها، ارزش­ها و ... را با مشاهده رفتار، کردار و گفتار والدین، دوستان، معلمان و دیگر الگوها و نیز با مشاهده پیامدهای رفتار آنان کسب می­کند. خانواده به مثابه میانجی در اجتماعی شدن طفل و همنوایی عمیق وی با هنجارهای اجتماعی، اهمیت ویژه­ای دارد. جنبه­های ژرف و نهان شخصیت انسان ناشی از آموزش و پرورش دوران کودکی است و از آن­ جا که نخستین سال­های زندگی فرد در محیط خانواده می­گذرد، و در این دوران است که پایه شخصیت گذاشته می­شود، می­توان به اهمیت خانواده و تأثیر آن در پرورش فرد و قوای روحی و اخلاقی­اش پی برد. از نظر تالکوت پارسونز دو کارکرد اصلی خانواده عبارتند از: اجتماعی شدن اولیه و تثبیت شخصیت. اجتماعی شدن، اولین فرآیندی است که کودکان هنجارهای فرهنگی جامعه­ای را می­آموزند که در آن به دنیا آمده­اند و تثبیت شخصیت به معنای نقشی است که خانواده با کمک و حمایت عاطفی از اعضای بزرگسال خود بر عهده دارد. نهاد خانواده به عنوان هسته اولیه تولید و تربیت نسل­های آینده، مهم­ترین نقش را در هنجارمند ساختن افراد جامعه بر عهده دارد و به صورت مستقیم و غیرمستقیم درکاهش انحرافات و آسیب­های اجتماعی دخالت دارد. هم­چنین، خانواده کوچک­ترین واحد اجتماعی است که بنیان جامعه و حفظ عواطف انسانی را بر عهده دارد. اولین مکان رشد شخصیّت، تشکیل باورها و الگوهای رفتاری فرد خانواده می­باشد.

در این رابطه برخی از والدین در طول مصاحبه چنین بیان می­کنند:

«این خیلی مهم است که ما والدین چه طور بچه­های­مان را تربیت می­کنیم و به اون­ها چی یاد می­دهیم. در حقیقت به نظر من والدین مسئول آن چیزی که بچه­ها می­شوند هستند. اگر ماها ارزش­ها و هنجارها و به طورکلی نحوه برخورد با مسائل مختلف را به بچه­های­مان یاد بدهیم و این که در موقعیت­های متفاوت در رابطه با مسائل مختلف چگونه عمل کنند به نحوه عملکرد ما بر می­گردد و ...».

 

نتیجه­گیری و بحث

جامعه سالم نیازمند افرادی سالم و با هویت اجتماعی و فردی مناسب (هویت جنسی در قالب این دو مطرح می­شود) است و این دو در نهاد خانواده پی­ریزی می­شود. از این رو، والدین باید به نقش مهم خود در شکل­گیری هویت فرزندان توجه کنند. همان طور که ذکر شد در مرحله کدگذاری گزینشی ما با مقولات زیر روبرو بودیم:

عوامل خانوادگی: وجود ارتباط عاطفی در بین اعضای خانواده، آگاهی از مسائل دینی در خانواده در رابطه با مسائل جنسی، آگاهی والدین از مسائل­جنسی و اثرات جسمی و روحی آن، ارائه رفتارهای مناسب در خانواده از سوی والدین، وجود یک سری مهارت­های ارتباطی در والدین برای ارتباط بهتر با فرزندان.

عوامل مربوط به آموزش و مدرسه: نظارت مدارس بر فعالیت­های کودکان و نوجوانان در مدرسه و همکاری با والدین در این زمینه، تربیت جنسی در قالب آموزش مدارس.

عوامل اجتماعی: آموزش والدین و اجتماعی کردن و انتقال درست هنجارها و ارزش­های جنسیتی به فرزندان.

مقوله هسته به دست آمده به عنوان آخرین و انتزاعی­ترین مفهوم در این تحقیق آگاهی والدین است. این مقوله نشان می­دهد که آگاهی به عنوان حلقه گمشده در مباحث تربیتی به خصوص در امور حساسی مانند امور جنسی می­تواند نقش پر رنگی را ایفا نماید.

در حقیقت، آگاهی خود به عنوان یک فرایند که از عوامل متعدد دیگری تاثیر می­پذیرد می­تواند نقش اساسی را در تغییر نگرش والدین ایفا نماید. تغییر نگرش نیز به نوبه خود تغییر در رفتار را به دنبال خواهد داشت.

در زمینه مسائل جنسی نیز و امور مربوط به آن نظیر تربیت و انتقال درست هنجارها، وجود آگاهی شرط است. البته باید توجه داشت که این فرایند با توجه به ترکیبی بودن آن که در بالا ذکر شد، مسیری دشوار است که دخالت نهادهای مختلف را می­طلبد. امروزه آگاهی از طرق مختلف مثل رسانه­ها، یافته­های آکادمیک، تحصیلات و ... به والدین و حتی کودکان منتقل می­شود و در آن­ها ایجاد می­شود. ولی صرف آگاهی هیچ وقت منتهی به تغییر رفتار و تغییر شیوه­های تربیتی نخواهد شد. حلقه واسطه­ای اثرگذار بین آگاهی و رفتار، تغییر نگرش افراد نسبت به مسائلی است که در مورد آن­ها آگاهی به افراد منتقل می­شود. آگاهی به تنهایی باعث تغییر رفتار فرد نمی­شود و در این میان یک سری از عوامل دیگر دخیل هستند. به عبارت دیگر، آگاهی افراد از یک موضوع اجتماعی یا برجسته­سازی آن موضوع، اولین اقدام برای ایجاد تغییر در آن موضوع اجتماعی است. به این ترتیب که آگاهی اولین شرط برای تغییر نگرش افراد در مورد مسائل مختلف محسوب می­شود. تغییر نگرش با افزایش یا ایجاد آگاهی در افراد، سرانجام آن­ها را در به­ کارگیری، تصمیم­گیری به آغاز عمل سوق می­دهد(سورین و تانکارد، 1384: 238). در مورد رفتار اجتماعی و نقش آگاهی در آن، می­توان گفت که تغییر رفتار و اثرپذیری آن از آگاهی و تغییر نگرش از طریق مدل زیر حاصل می­شود.

 

شکل شماره (1): مدل تلویحی تحقیق

 

بر اساس مدل فوق تغییردر رفتار که در تحقیق ما همان تربیت جنسی است، در آخرین مرحله قرار دارد. بر اساس مدل فوق می­توان هم رفتار والدین و هم کودکان را در خانواده و جامعه تبیین کرد. در این مدل اولین مرحله تاثیرگذار بر رفتار، زیست بوم است. زیست بوم به محل زندگی افراد یا یک گروه اجتماعی اطلاق می­شودکه بالطبع هر زیست بومی دارای یک سری شرایط و امکاناتی است­که این شرایط و امکانات، پارادایم غالب اجتماعی آن جامعه و جهت­گیری­های ارزشی آن جامعه را در مورد موضوعات مختلف تعیین می­کنند. این پارادایم غالب اجتماعی که در بر گیرنده باورها و عقاید بنیادین هر گروه اجتماعی یا یک جامعه است در حقیقت تشکیل دهنده بخش معنوی فرهنگ آن جامعه است که این فرهنگ باید از طریق جامعه­پذیری درست و فرایند اجتماعی شدن به نسل­های بعدی منتقل بشوند. در طول فرایند اجتماعی شدن شخصیت یا هویت افراد، از همان دوران کودکی شکل می­­گیرد و این هویت و شخصیت افراد است که به آن­ها می­گویند در جامعه چگونه رفتار کنند. نکته مهمی که در این­جا باید به آن توجه کرد بخش جامعه­پذیری و بخش زیست بوم است که برای ما شرایط و امکانات موجود محل زندگی را مشخص می­کند. باتوجه به این که ما در یک جامعه دینی زندگی می­کنیم و نحوه گفتار و کردار ما بیشتر تحت تاثیر نهاد دین است، متعاقب آن ارزش­ها و هنجارهای جامعه ما هم از آن تاثیر می­پذیرد و بر پارادایم غالب اجتماعی ما که در حقیقت چراغ و روشنایی ما در تاریکی محسوب می­شوند، اثر خواهد گذاشت. لذا شناخت و آگاهی افراد جامعه و به خصوص والدین از این ارزش­ها (شناخت ارزش­های درست و غلط) و کاربرد و ترویج صحیح آن­ها و انتقال درست آن­ها از طریق فرایند اجتماعی شدن می­توانند به ما در شکل­دهی درست هویت جنسی کودکان کمک بکند. آگاهی والدین با ارزش­ها و بخش معنوی فرهنگ و توجه به بخش مادی فرهنگ می­تواند نگرش آن­ها را در زمینه موضوعات مختلف مانند مسائل جنسی کودکان در خانواده را تحت تاثیر قرار بدهد و این امر به تغییر رفتار آن­ها و تغییر برخورد آن­ها با مسائل جنسی بشود. برای مثال مقوله حساسیت­زدایی از مسائل جنسی به عنوان یکی از مقوله­های مهم به صورت غیر مستقیم بر نقش آگاهی و تقویت دانش فرد  در زمینه به روز بودن والدین و آگاهی آن­ها از هنجارهای جنسی جامعه تاکید دارد. در این مقوله پیامی، مبنی بر آمیخته شدن خرافات و یا فهم نادرست ارزش­ها از سوی افراد نهفته است که باید از طریق دادن آگاهی و افزایش آن در بین والدین، برخی از ارزش­های نادرست یا کژکارکرد را تصحیح یا حذف کرد و بر اساس مقتضیات جامعه عمل نمود.

 

پیشنهادهای تحقیق

-         با توجه به این که خانواده مهم­ترین پناهگاه برای جوانان است اولین قدم در راستای ایجاد زمینه مناسب برای تربیت جنسی اصلاح روابط خانوادگی (شامل وجود روابط عاطفی بین والدین و فرزندان، ارائه رفتارهای مناسب در خانواده از سوی والدین و خواهر و برادر بزرگ­تر).

-          الگوی مناسب بودن برای جوانان. وقتی والدین رفتار درستی داشته باشند می‌توانند از جوانان انتظار رفتار مناسب را داشته باشند. در حقیقت والدین در نهاد خانواده که جز اولین نهادها در تربیت و جامعه­پذیری می­باشد، بیشترین تاثیر را بر رفتار کودکان خواهند داشت.

-         انتخاب دوستان مناسب. افراد تابع عقیده دوست خود هستند پس مواظب باشید با چه کسی دوست می‌شوند. در این بین اول خود نوجوانان و کودکان باید بر اساس آن چه در مدرسه و خانواده در مورد الگوهای دوست­گزینی یاد گرفته­اند، اقدام به انتخاب دوست برای خودشان بکنند و در مرحله بعد والدین در خانواده و معلمین در مدارس بر روند و نوع انتخاب دوست کودکان و نوجوانان نظارت بکنند.

-          اصلاح اجتماعی و ایجاد زمینه مساعد تربیتی. اصلاح قوانین اجتماعی و برخی از ارزش­ها و قواعد جنسی یکی از طرق پیشگیری از انحرافات جوانان است. جوانان گاهی نمی‌خواهند تشریفات و آداب معمول را دنبال کنند و نباید آنان را به رعایت آداب دست و پا گیر مجبور ساخت.

-                      تشویق جوانان به بهره­وری از دوران جوانی. باید جوانان را تشویق کرد که از این دوره کمال استفاده را ببرند و باید زمینه لازم برای این کار از طرق مختلف و از سوی نهادهای مختلف فراهم شود.

-          پر کردن اوقات فراغت: از آن جا که یکی از علل عمده انحراف جوانان، بیکاری است، لازم است اوقات فراغت به شکل مناسب پر شود مثل شرکت کردن در رشته­های مختلف ورزشی (شنا، ورزش رزمی، تیراندازی و ...).

-         توجه کردن به عوامل شخصیت­ساز کودکان. والدین در تربیت فرزندان باید به عوامل شخصیت­ساز و خصوصیات جسمی- روانی آن­ها توجه کنند.

-         آموزش مسائل دینی در مورد امور جنسی متناسب با سن و جنسیت کودکان و آگاه کردن آن­ها از وظلیف دینی­شان در رابطه با مسائل جنسی و تببین چرایی این آداب.

-         وجود طرح تربیت جنسی دانش­آموزان در مدارس و وجود سیاستی مشخص درکشور برای آموزش مسائل جنسی به دانش­آموزان در قالب کتب درسی.

-         آگاهی والدین و مدارس از وضعیت جامعه و پیشرفت­های  فضای مجازی که منجر به تغییرات گسترده درجامعه شدند، باید منجر به این بشود که آن­ها به کودکان و نوجوانان شیوه خویشتن­داری و مهارت نه گفتن را یاد دهند.

-         حساسیت­زدایی از وسائل جنسی در درون خانواده و در جامعه همراه با تقویت حجاب و شرم در جامعه.

 

منابع

امینی، محمد؛ تمنایی­فر، محمدرضا؛ و پاشایی، رقیه. (1390). بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه درسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش­آموزان، پژوهش­های برنامه درسی. دوره 1، شماره 2، صص 220-169.

امینی، ابراهیم. (1384). اسلام و تعلیم و تربیت. نشر بوستان کتاب قم.

امینی، محمد؛ تمنایی­فر، محمدرضا؛ و پاشایی، رقیه. (1390). بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه درسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش‌آموزان. پژوهش‌های برنامه درسی، 1، (1).

بخشی خلیلگانی، اکرم. (1389). ساخت اجتماعی معلولیت، پژوهشی با رویکرد برساخت­گرایانه اجتماعی. مورد مطالعه: رشت، پایان­نامه کارشناسی ارشد.

برزو، غلامرضا؛ و همکاران. (1389). ارزشیابی کیفی اجرای طرح هادی در روستای کرناچی شهرستان  کرمانشاه – کاربرد نظریه بنیانی، فصلنامهپژوهش­هایروستایی. دوره 1، شماره 3.

برک، ل. (1393). روان‌شناسی رشد. ترجمه‌: یحیی، سیدمحمدی. تهران: انتشارات ارسباران. (انتشار به زبان اصلی، 2001).

برک، لورا (1393). روانشناسی رشد. ترجمه: یحیی، سیدمحمدی. تهران: ارسباران.

بوداقی، علی. (1395). مهندسی فرهنگی شبکه­های اجتماعی با تاکید بر همگرایی اقوام. طرح پژوهشی، کارفرما: دفتر تحقیقات کاربردی نیروی انتظامی آذربایجان غربی.

رهنما، اکبر؛ علیین، حمید؛ و محمدی، حسین. (1386). بررسی و تبیین مبانی، اصول، و روش‌های تربیت جنسی با تاکید بر دیدگاه اسلام، پژوهش‌های آموزش و یادگیری. 1 (26).

سلیم گندمی، غلامعلی. (1390). علل انحرافات اخلاقی نوجوانان و راه­های کنترل آن. نشر بیت­الاحزان فاطمه (س).

سورین، ورنر؛ و تانکارد، جیمز. (1384). نظریه‌های ارتباطات. ترجمه: علی‌رضا، دهقان. تهران: دانشگاه تهران.

صائمیان، صدیقه. (1377). ارتباطات انسانی، تدبیر. سال نهم، شماره 87، ص 76.

عابدی، علیرضا. (1385). ارتباطات بین فردی. نشریه حمایت.

علی­اکبر، فرهنگی. (1374). ارتباطات اجتماعی. موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ دوم.

فلیک، اووه. (1387). درآمدیبرروش تحقیقکیفی. ترجمه:هادی، جلیلی. نشر نی، چاپ اول.

قربانی، مهسا؛ زمانی علویجه، فرشته؛ شهری، پروین؛ زارع، کوروش؛ و مرعشی، طیبه. (1394). شناخت کنجکاوی‌های جنسی کودکانه: مقدمه‌ای بر آموزش و ارتقای سلامت جنسی آنان، فصلنامه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت. پاییز، شماره 3، صص 210-198.

 گودرزی، منصور. (1372). پایدارکردن جامعه­ها: جامعه­پذیری، رشدآموزش علوم اجتماعی. سال پنجم، شماره 18. زمستان، صص 21-7.

محمدی، بیوک. (1387). درآمدی بر روش تحقیق کیفی. تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

مرقاتی خویی، عفت­السادات؛ ابوالقاسمی، ناریا؛ تقدیسی، محمدحسین. (1392). سلامت جنسی کودکان: مطالعه کیفی تبیین دیدگاه‌های والدین، مجله دانشکده بهداشت و انتستیتو تحقیقات بهداشتی. 11، (2).

هومین­فر، الهام. (1382). جامعه­پذیری جنسیتی، پژوهش زنان. دوره 1، سال 3، شماره 7، صص 113-89.

واندنبرگ، فردریک. (1386). جامعه­شناسی جرج زیمل. ترجمه: عبدالحسین، نیک­گهر. نشر توتیا.

Abid, W. W, Engels, R, & Meeus, W. (2014). A qualitative study of the society's perception of the sexual abuse of women and children, Journal of Adolescence. 29 (3), 407-417.

Amini M. Tamannai-Far M, Pashai R. (2011). Investigating the existential necessity of and the way to approach sex education in high school curriculum from the viewpoints of teachers and students. Scientific research journal of Iranian Association Curic Studies. 1(1), P.p: 169-202.

Berk, L. E, & Roberts, W., L. (2009). Child development (3rd Canadian ed.). Toronto, ON: Pearson Allyn and Bacon.

Goldenberg, H., & Goldenberg, I. (2012). Family Therapy: An overview. LosAngeles: Thomas Brooks/Cole.

Goldman JD. (2011). An exploration in health education of an integrated theoretical basis for sexuality education pedagogies for young people, Health Educ Res. 26 (3), P.p: 526-541.

Halstead, M, Reiss, M. (2003). Values in sex education: form principles to practice. Reoutledge.

Kirbi, K. (2008). Sex education for teens, Journal of interpersonal violence. 24 (5), P.p: 844-865.

Kirbi, G. T., & Kevil, R. D., Alton, J and Robin, S. (2011). Reducing the sexual risk of teens, Child development. 68 (2), P.p: 333-350.

Vanderberg RH, Farkas AH, Miller E, Sucato GS, Akers AY, Borrero SB. (2016). Racial and/or ethnic differences in formal sex education and sex education by parents among young women in the United States, J Pediatr Adol Gynec. 29 (1), P.p: 69-73.

Vieira, I., Fernandes, O., Vieira, RX. (2008). T10-P-16 Evaluation of parents as partners in sex education, Sexologies. 17, p: 154.

Walker, JL. (2001). A qualitative study of parents' experiences of providing sex education for their children: The implications for health education, Health Educ J. 60 (2), P.p: 132-146.



[1]. عضو هیئت علمی علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، تهران- ایران.

[2]. عضو هیئت علمی علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، تهران- ایران.

[3]. دانشجوی دکتری علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، تهران- ایران.

[4]. Goldman

[5]. Taylor, S., & Lester

[6]. Halstead, M, Reiss

[7]. Vanderberg

[8]. warren

[9]. Jerman & Constantine

[10]. Lukanga

[11]. Open coding

[12]. Axial coding

[13]. Selective coding

[14]. peer debriefing

[15]. self-monitoring

امینی، محمد؛ تمنایی­فر، محمدرضا؛ و پاشایی، رقیه. (1390). بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه درسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش­آموزان، پژوهش­های برنامه درسی. دوره 1، شماره 2، صص 220-169.

امینی، ابراهیم. (1384). اسلام و تعلیم و تربیت. نشر بوستان کتاب قم.

امینی، محمد؛ تمنایی­فر، محمدرضا؛ و پاشایی، رقیه. (1390). بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه درسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش‌آموزان. پژوهش‌های برنامه درسی، 1، (1).

بخشی خلیلگانی، اکرم. (1389). ساخت اجتماعی معلولیت، پژوهشی با رویکرد برساخت­گرایانه اجتماعی. مورد مطالعه: رشت، پایان­نامه کارشناسی ارشد.

برزو، غلامرضا؛ و همکاران. (1389). ارزشیابی کیفی اجرای طرح هادی در روستای کرناچی شهرستان  کرمانشاه – کاربرد نظریه بنیانی، فصلنامهپژوهش­هایروستایی. دوره 1، شماره 3.

برک، ل. (1393). روان‌شناسی رشد. ترجمه‌: یحیی، سیدمحمدی. تهران: انتشارات ارسباران. (انتشار به زبان اصلی، 2001).

برک، لورا (1393). روانشناسی رشد. ترجمه: یحیی، سیدمحمدی. تهران: ارسباران.

بوداقی، علی. (1395). مهندسی فرهنگی شبکه­های اجتماعی با تاکید بر همگرایی اقوام. طرح پژوهشی، کارفرما: دفتر تحقیقات کاربردی نیروی انتظامی آذربایجان غربی.

رهنما، اکبر؛ علیین، حمید؛ و محمدی، حسین. (1386). بررسی و تبیین مبانی، اصول، و روش‌های تربیت جنسی با تاکید بر دیدگاه اسلام، پژوهش‌های آموزش و یادگیری. 1 (26).

سلیم گندمی، غلامعلی. (1390). علل انحرافات اخلاقی نوجوانان و راه­های کنترل آن. نشر بیت­الاحزان فاطمه (س).

سورین، ورنر؛ و تانکارد، جیمز. (1384). نظریه‌های ارتباطات. ترجمه: علی‌رضا، دهقان. تهران: دانشگاه تهران.

صائمیان، صدیقه. (1377). ارتباطات انسانی، تدبیر. سال نهم، شماره 87، ص 76.

عابدی، علیرضا. (1385). ارتباطات بین فردی. نشریه حمایت.

علی­اکبر، فرهنگی. (1374). ارتباطات اجتماعی. موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ دوم.

فلیک، اووه. (1387). درآمدیبرروش تحقیقکیفی. ترجمه:هادی، جلیلی. نشر نی، چاپ اول.

قربانی، مهسا؛ زمانی علویجه، فرشته؛ شهری، پروین؛ زارع، کوروش؛ و مرعشی، طیبه. (1394). شناخت کنجکاوی‌های جنسی کودکانه: مقدمه‌ای بر آموزش و ارتقای سلامت جنسی آنان، فصلنامه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت. پاییز، شماره 3، صص 210-198.

 گودرزی، منصور. (1372). پایدارکردن جامعه­ها: جامعه­پذیری، رشدآموزش علوم اجتماعی. سال پنجم، شماره 18. زمستان، صص 21-7.

محمدی، بیوک. (1387). درآمدی بر روش تحقیق کیفی. تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

مرقاتی خویی، عفت­السادات؛ ابوالقاسمی، ناریا؛ تقدیسی، محمدحسین. (1392). سلامت جنسی کودکان: مطالعه کیفی تبیین دیدگاه‌های والدین، مجله دانشکده بهداشت و انتستیتو تحقیقات بهداشتی. 11، (2).

هومین­فر، الهام. (1382). جامعه­پذیری جنسیتی، پژوهش زنان. دوره 1، سال 3، شماره 7، صص 113-89.

واندنبرگ، فردریک. (1386). جامعه­شناسی جرج زیمل. ترجمه: عبدالحسین، نیک­گهر. نشر توتیا.

Abid, W. W, Engels, R, & Meeus, W. (2014). A qualitative study of the society's perception of the sexual abuse of women and children, Journal of Adolescence. 29 (3), 407-417.

Amini M. Tamannai-Far M, Pashai R. (2011). Investigating the existential necessity of and the way to approach sex education in high school curriculum from the viewpoints of teachers and students. Scientific research journal of Iranian Association Curic Studies. 1(1), P.p: 169-202.

Berk, L. E, & Roberts, W., L. (2009). Child development (3rd Canadian ed.). Toronto, ON: Pearson Allyn and Bacon.

Goldenberg, H., & Goldenberg, I. (2012). Family Therapy: An overview. LosAngeles: Thomas Brooks/Cole.

Goldman JD. (2011). An exploration in health education of an integrated theoretical basis for sexuality education pedagogies for young people, Health Educ Res. 26 (3), P.p: 526-541.

Halstead, M, Reiss, M. (2003). Values in sex education: form principles to practice. Reoutledge.

Kirbi, K. (2008). Sex education for teens, Journal of interpersonal violence. 24 (5), P.p: 844-865.

Kirbi, G. T., & Kevil, R. D., Alton, J and Robin, S. (2011). Reducing the sexual risk of teens, Child development. 68 (2), P.p: 333-350.

Vanderberg RH, Farkas AH, Miller E, Sucato GS, Akers AY, Borrero SB. (2016). Racial and/or ethnic differences in formal sex education and sex education by parents among young women in the United States, J Pediatr Adol Gynec. 29 (1), P.p: 69-73.

Vieira, I., Fernandes, O., Vieira, RX. (2008). T10-P-16 Evaluation of parents as partners in sex education, Sexologies. 17, p: 154.

Walker, JL. (2001). A qualitative study of parents' experiences of providing sex education for their children: The implications for health education, Health Educ J. 60 (2), P.p: 132-146.