بررسی تطبیقی میزان مشارکت‌های مردمی در اسکان‌های غیررسمی و برنامه‌ریزی شده شهری (نمونه موردی: کوی دادگستری و محله ملازینال تبریز)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

چکیده

تجربیات جهانی نشان می‌دهد که از دهه 1980 میلادی به بعد در برنامه‌های توسعه شهری توجه فزاینده‌ای به رویکرد مشارکتی صورت گرفته است. تا جایی که در حال حاضر مشارکت شهری رمز موفقیت پروژه توسعه شهری و هم­چنین یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد نظام مدیریت شهری و ارکان آن (شهرداری‌ها و شورای شهر) است. مشارکت مردم در روند توسعه از چنان اعتباری برخوردار است که توسعه را معادل مشارکت دانسته‌اند. مشارکت یکی از مفاهیم عمده و اصلی توسعه پایدار به شمار می‌رود، از این­رو مدیران شهری همواره سعی کرده‌اند تا با جلب مشارکت مردمی به اهداف خود در زمینه مدیریت بهینه شهر به ویژه در حاشیه شهرها به بهترین نحو ممکن نائل آیند. با توجه به اهمیت مشارکت مردم در مدیریت مطلوب شهر، هدف از انجام این پژوهش، بررسی تطبیقی میزان مشارکت‌های مردمی در اسکان‌های غیررسمی و برنامه‌ریزی شده (نمونه موردی: کوی دادگستری و محله ملازینال) می‌باشد، که در اجرای این هدف، از روش تحقیق توصیفی­ـ تحلیلی و پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان کوی دادگستری و محله ملازینال می‌باشند که بر اساس فرمول کوکران نمونه‌ای به تعداد 385 نفر سرپرست خانوار از دو محله‌ی شهر تبریز به صورت تصادفی انتخاب و اطلاعات به روش اسنادی و میدانی گردآوری شده است و از نرم‌افزار SPSS جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده گردید. در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق از آزمون آماری One-Sample Test، ضریب همبستگی پیرسن و رگرسیون برای آزمون فرضیات تحقیق استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که هر چه میزان سکونت ساکنین در یک محله بیشتر باشد، آن محله از نظر سابقه و قدمت از اهمیت بیشتری برخوردار است و نیز تعلق خاطر و احساس مسئولیت ساکنین محله نسبت به محل سکونت­شان بیشتر می‌باشد. هم­چنین هرچه احساس تعلق اجتماعی شهروندان بیشتر باشد، میزان مشارکت آن‌ها در مدیریت شهری به همان اندازه بیشتر می‌شود.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A comparative study of the extent of public participation in informal and planned urban settlement (Case study: Molla-zeynal and Dadgostari districts of Tabriz)

نویسندگان [English]

  • Ali Panahi 1
  • Majid Dadashpour Moghaddam 2
  • Akbar Azar Pour 3
چکیده [English]

Global experiences show that from the 1980s onward urban
development plans have received increasing attention to participatory
approaches. To the extent that urban participation is currently the key to
the success of the urban development project, as well as one of the
criteria for assessing the performance of the urban management system
and its components (municipalities and city council). People's
participation in the development process is so credible that development
is equivalent to participation. Participation is one of the main concepts of
sustainable development, hence, city managers have always tried by
attracting people's participation, and they can best achieve their goals of
optimal city management, especially in the suburbs of cities. Considering
the importance of people's participation in good city management, the
purpose of this research, is a comparative study of public participation in
informal and planned settlements (case study: Dadgostary Neighborhood
and Mollazinal neighborhood). In this research, descriptive-analytical and
survey research has been used. The statistical population of the study is
citizens of Dadgostary Neighborhood and Mollazinal neighborhood.
Based on the Cochran formula, a sample of 385 heads of households
from two neighborhoods of Tabriz city randomly selected and
information collected by documentary and fieldwork and SPSS software
was used to analyze the data. In this research, one-sample test, Pearson
correlation coefficient and regression were used to test the research
hypotheses. The results of the research suggest that, the higher the
residence of the residents in a neighborhood, the more important in terms
of history and antiquity, and the greater the sense of ownership and
responsibility of its residents to their residency. Also, the greater the
sense of social belonging of citizens, the more their involvement in urban
management.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Participation
  • Informal settlement
  • Planned housing
  • Dadgostary Neighborhood
  • Mollazinal neighborhood

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال یازدهم، شماره چهل و چهارم، پائیز 1398

ص ص 70-47

 

 

 

                                          

 

بررسی تطبیقی میزان مشارکت­های مردمی در اسکان­های غیررسمی و برنامه­ریزی شده شهری (نمونه موردی: کوی دادگستری و محله ملازینال تبریز)

علی پناهی[1]

مجید داداش­پور مقدم[2]

اکبرآذرپور[3]

تاریخ دریافت مقاله:23/5/1398

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:12/8/1398

چکیده

تجربیات جهانی نشان می‌دهد که از دهه 1980 میلادی به بعد در برنامه‌های توسعه شهری توجه فزاینده‌ای به رویکرد مشارکتی صورت گرفته است. تا جایی که در حال حاضر مشارکت شهری رمز موفقیت پروژه توسعه شهری و هم­چنین یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد نظام مدیریت شهری و ارکان آن (شهرداری‌ها و شورای شهر) است. مشارکت مردم در روند توسعه از چنان اعتباری برخوردار است که توسعه را معادل مشارکت دانسته‌اند. مشارکت یکی از مفاهیم عمده و اصلی توسعه پایدار به شمار می‌رود، از این­رو مدیران شهری همواره سعی کرده‌اند تا با جلب مشارکت مردمی به اهداف خود در زمینه مدیریت بهینه شهر به ویژه در حاشیه شهرها به بهترین نحو ممکن نائل آیند. با توجه به اهمیت مشارکت مردم در مدیریت مطلوب شهر، هدف از انجام این پژوهش، بررسی تطبیقی میزان مشارکت‌های مردمی در اسکان‌های غیررسمی و برنامه‌ریزی شده (نمونه موردی: کوی دادگستری و محله ملازینال) می‌باشد، که در اجرای این هدف، از روش تحقیق توصیفی­ـ تحلیلی و پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان کوی دادگستری و محله ملازینال می‌باشند که بر اساس فرمول کوکران نمونه‌ای به تعداد 385 نفر سرپرست خانوار از دو محله‌ی شهر تبریز به صورت تصادفی انتخاب و اطلاعات به روش اسنادی و میدانی گردآوری شده است و از نرم‌افزار SPSS جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده گردید. در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق از آزمون آماری One-Sample Test، ضریب همبستگی پیرسن و رگرسیون برای آزمون فرضیات تحقیق استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که هر چه میزان سکونت ساکنین در یک محله بیشتر باشد، آن محله از نظر سابقه و قدمت از اهمیت بیشتری برخوردار است و نیز تعلق خاطر و احساس مسئولیت ساکنین محله نسبت به محل سکونت­شان بیشتر می‌باشد. هم­چنین هرچه احساس تعلق اجتماعی شهروندان بیشتر باشد، میزان مشارکت آن‌ها در مدیریت شهری به همان اندازه بیشتر می‌شود.

واژگان­کلیدی: مشارکت، اسکان غیررسمی، اسکان برنامه­ریزی شده، کوی دادگستری، محله ملازینال.

مقدمه

     مشارکت مردم در روند توسعه از چنان اعتباری برخوردار است که توسعه را معادل مشارکت دانسته­اند (ابراهیم­زاده، 1377: 1). تازه­ترین زمینه­ مشارکت، مشارکت شهروندان در اداره­ امور شهرهاست؛ بررسی کشورهایی که با استفاده از اهرم مشارکت مردمی به مبارزه با مسائل و مشکلات شهری برخاسته­اند، حاکی از آن است که مدیریت شهری بیش از اراده­ سیاسی، نیازمند مشارکت مردمی است(علوی­تبار، 1382: 93). مشارکت، کلید اصلی اجرای طرح­های توسعه‌ شهری است به­ طوری ­که یکی از علل اصلی به بن­بست رسیدن هر طرحی، ریشه در بی­توجهی به مشارکت و سهم قابل توجه مردم و نهادهای محلی در اجرا دارد(مهندسین مشاور شارمند، 1382: 100). از مهم­ترین آثار مشارکت در فرآیند برنامه‌ریزی و مدیریت می­توان به ایجاد علاقه و اعتماد در مردم برای توسعه و پیشرفت، تقویت همبستگی اجتماعی و روحیه­ی همکاری و همدلی، استفاده بهینه از منابع و امکانات عمومی و خصوصی و کاهش تمرکزگرایی اشاره کرد(مهدی­زاده و دیگران، 1385: 316). از آن جایی که محلات در کنار همدیگر به شهر معنا و هویت می­بخشند، امروزه در بسیاری از شهرها با پدیده­ بحران هویت، به­ ویژه در کلانشهرها روبرو هستیم ­که با مشارکت آگاهانه ساکنان محلات و واگذاری­کار مردم به خودشان و نوسازی و رشد و توسعه‌ هر محله و منطقه به وسیله مدیران و ساکنان آن، می­توان این خلأ را برطرف­کرد که از این طریق علاوه بر هویت­بخشی بیشتر به محلات و متعاقباً کل شهر، می­توان با شناخت عوامل محیطی و تغییر آن‌ها، مقدمات تغییر و تحول ساختاری به منظور دست­یابی به برنامه‌ریزی شهری صحیح و شیوه­کارآمد مدیریت شهری را فراهم آورد(رفیعیان و هودسنی، 1388: 15).

     علی­رغم همه این تفاسیر مقایسه­ ایران با بعضی از کشورهای جهان نشان می‌دهد که مردم، یعنی مصرف­کنندگان و مشمولان و مخاطبان اصلی طرح­های شهری در ایران، هیچ­گونه مشارکتی در فرآیند تهیه‌ آن‌ها ندارند. یکی از اصلی­ترین کاستی­های طرح­های شهری در ایران همین نکته است(رهنما، 1388: 156). اما مساله­ اساسی دیگر این است­که مدیریت شهری درایران، فاقد الگوی نهادی برنامه‌ریزی شهری مبتنی بر مشارکت شهروندان است. برنامه­ریزان شهری در ایران همواره در جهت کاربرد الگوهای تجربی جوامع پیشرفته گام برداشته­اند. این الگوها با وجود پاسخگویی به نیازهای جوامع هدف، به دلیل تضاد با فرهنگ و مقتضیات اجتماعی فرهنگی جامعه­ ما، در عمل چندان موفقیتی به دست نیاورده­اند؛ زیرا مدیریت شهری در ایران، مشارکت شهروندان را به عنوان تهدیدی برای قدرت خود تلقی می­کند و آن را بر نمی‌تابد. مشارکت­ها عمدتاً توده­ای، دست و پاگیر، بی­نظم و فاقد انسجام بوده و به امری سمبلیک، شعاری و نمادین بدل است(پیوزی، 1393: 104). بنابراین، موفقیت برنامه­ریزی­های شهری، در گرو حرکت از مشارکت صوری، به سمت مشارکت واقعی و هدف­مند است. عدم مشارکت مردمی از مسائل عمده­ای است که کشور ما از آن رنج می­برد. به این معنا که در فرآیند برنامه‌ریزی، تصمیم­گیری و اجرای یک طرح، مردم یا اصلاً نقشی ندارند و یا نقشی کمرنگ دارند و این مساله ریشه­های تاریخی دارد (بشیریه، 1382: 47). علاوه بر آن، عدم یا کمبود مشارکت مردم در طرح­های شهری در یک شهر در مناطق و محلات مختلف آن با توجه به متغیرهای مختلف، متفاوت بوده و در نوسان است. بنابراین نتیجه می­گیریم که در بیشتر نواحی جغرافیایی، رفتارها، نگرش‌ها و عقاید اجتماعی­ـ سیاسی مردم، تحت تأثیر محله‌ مسکونی، سن، نوع اشتغال و ساخت اجتماعی­ـ اقتصادی خانواده‌ها قرار می­گیرد(شکوئی، 1394: 82). شهر مورد مطالعه نیز از این قاعده مستثنی نیست. از مشکلات فراروی مدیریت کلانشهر تبریز را که مرتبط با عدم مشارکت فعال شهروندان است می­توان به کمبود درآمد مدیریت شهری، عدم همکاری برخی از شهروندان در رابطه با پرداخت عوارض به شهرداری، عدم رعایت هنجارهای اجتماعی از سوی برخی از شهروندان، عدم آگاهی شهروندان از حقوق و تکالیف خود در امور مربوط به شهر، تخلف از قوانین شهرسازی درساخت واحدهای مختلف با کاربری­های متفاوت می‌توان اشاره کرد. آن چه که مسلم این است که آگاهی از ظرفیت و میزان مشارکت ساکنان بافت­های مختلف شهری برای تحقق برنامه­ها و رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی و مدیریت شهری، امری کاملاً ضروری است، تا با شناخت ابعاد مختلف مشارکت و سنجش میزان آن درمحلات متفاوت شهری بتوانیم به درک درست تفاوت‌های موجود عناصر سیستم شهری (محلات شهری) برسیم و فرآیند برنامه‌ریزی و مدیریت شهری را متناسب با تفاوت­های موجود، نظم بخشیده و عملیاتی بکنیم. قدر مسلم این است­که آسیب­های ناشی از فقدان مشارکت مردمی هدف­مند در برنامه­های مدیریت شهری، به­ ویژه در کلانشهر تبریز با تنوع فرهنگی­ـ اجتماعی و ساختارهای پیچیده و ارتباطات خاص، نمود بیشتری دارد. لزوم کاهش این آسیب­ها و ایجاد محیطی با آسایش خاطر شهروندان، توجه به ابعاد و زوایای مشارکت مردمی را ضروری می­سازد. در همین راستا این پژوهش سعی نموده است به مقایسه­ تطبیقی میزان مشارکت مردمی در اسکان‌های برنامه‌ریزی شده و غیر­رسمی شهری با نمونه موردی کوی دادگستری (برنامه‌ریزی شده) و محله ملازینال (غیر­رسمی) کلانشهر تبریز بپردازد.

 

اهداف تحقیق      

هدف کلی

-           تعیین میزان مشارکت مردم در مدیریت شهری در محلات کلانشهر تبریز (کوی دادگستری و محله‌ ملازینال)

 

اهداف جزئی

- تعیین میزان مشارکت شهروندان کوی دادگستری و محله ملازینال تبریز بر اساس احساس تعلق مکانی

- تعیین میزان مشارکت شهروندان کوی دادگستری و محله ملازینال تبریز بر اساس احساس تعلق اجتماعی.

محله از دیدگاه جامعه‌شناسی   

از جمله دیدگاه‌های شهری که برای نخستین بار موضوع وضعیت محلات شهری را از منظر آسیب­- ‌شناسی و تعارضات درون ‌شهری مورد توجه قرار داده است مکتب جامعه‌شناسی شهری دانشگاه شیکاگو در امریکای دهه‌های 1920 و 1930میلادی بوده است. طبق تعریف مکنزی یکی از نویسندگان مکتب شیکاگو اصطلاح محلّه را در دو قلمرو فیزیکی و ارتباط اجتماعی تعریف می‌کند. از نظر مکنزی محلّه واحد نزدیک فیزیکی و محل ارتباط اجتماعی بوده است(1984 Blummer,). بر طبق نظر بسیاری از منتقدین اگرچه سنت شهرشناسی و محلّه پژوهشی مکتب شیکاگو محدودیت‌های نظری و تجربی فراوانی را در جهت تعمیم به شهرهای غیر آمریکایی دارا است اما به استناد نتایج کاربردی و نظری گسترده آن شاید بتوان گفت روندی که در تحول نظام محلّه‌ای شهری مورد مشاهده و بررسی پیروان مکتب شیکاگو قرار داشته است با ترتیبات و ضابطه‌هایی متفاوت در بسیاری از شهرهای بزرگ معاصر جهان قابل مشاهده بوده است(موسوی، 1386: 18ـ17). از لحاظ جامعه‌شناسی شهری، محله‌های شهری به مفهوم «واحدهای اجتماعی» حقیقی هستند که تا حدی به صورت اتفاقی و ناخودآگاه به وجود آمده‌اند و با گذشت زمان توانسته‌اند شکل و قالب ثابت و پایداری به خود بگیرند و حریم معینی برای خود تعریف کنند. در حقیقت این محله‌ها از مجموعه افرادی با ویژگی‌های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و به خصوص اقتصادی مشابه تشکیل می‌شود که به واسطه نوعی همبستگی و روابط متقابل جمعی به وجود می‌آیند. بر این اساس ویژگی هر محله بر حسب مورد و مختصات اجتماعی، آن را از سایر محله‌ها متمایز ساخته است. به این ترتیب در بیشتر شهرهای دوران گذشته از جمله شهرهای ایرانی، بخش‌ها و محیط‌های مشخصی پدید آمده که دارای نام معین و خصوصیات اجتماعی معین بوده است. این نوع محله­بندی گاه منطبق بر تقسیم‌بندی جغرافیایی شهر است و برحسب این عامل، هر محله نام معینی به خود می‌گیرد (توسلی، 1389: 13).

 

نظریه‌های شهرسازی مشارکتی

    نظریه‌های متعددی در زمینه برنامه‌ریزی مشارکتی و شهرسازی مشارکتی از نیمه دهه 1960 به این سو، مطرح گردیده است. ملاک انتخاب این نظریه‌ها میزان نوآوری و خلاقیت، استحکام نظری و تأثیر­- گذاری بر نظریه‌های بعدی می‌باشد.

 

جیمز میجلی

میجلی بر مبنای پاسخ دولت‌ها به مشارکت، آن را به چهار نوع تقسیم می‌کند:

الف) شیوه ضدمشارکتی: طرف­داران این طرز تفکر معتقد به سرکوب مشارکت توده‌ها هستند. حکومت‌ها اجازه مداخله و مشارکت همگانی در تدوین سیاست‌ها را ممکن است با اهداف کلان اجتماعی و اقتصادی آن‌ها تعارض پیدا کند، نمی‌دهند(ازکیا و غفاری، 1383: 164).

ب) شیوه مشارکت هدایت شده: در این شیوه، دولت از مشارکت اجتماعات محلی با انگیزه‌های پنهانی، حمایت می‌کند. مشارکت اجتماعات محلی در این شیوه، به منظور کنترل سیاسی، اجتماعی، با علم به این که مشارکت، اجرای طرح را تسهیل می‌کند، به کار می‌رود(به نقل از ازکیا و غفاری، 166).

ج) شیوه‌ مشارکت فزاینده: در این شیوه، دولت در برخورد با مشارکت، به شکلی دوگانه عمل می‌کند؛ به این ترتیب که در موضع‌گیری‌های رسمی از آن حمایت می‌کند، اما عملاً در مسیر تحقق پیشنهادهای مشارکتی اقدام مؤثری انجام نمی‌دهد.

د) شیوه مشارکت واقعی: در این شیوه دولت کاملاً از مشارکت اجتماعی حمایت می‌کند و از طریق ایجاد ساز و کارهایی برای ورود مؤثر اجتماعات محلی در تمامی زمینه‌ها، تلاش می‌کند. در این شیوه‌ مشارکتی، دولت علاوه بر ایجاد نهادهای اصیل محلی، متعهد به فعالیت‌های مشارکتی از طریق آموزش و تقویت اجتماعات محلی، تدارک مواد و دیگر اشکال کمک و نیز ایجاد هماهنگی در تصمیمات مرکزی، منطقه‌ای و محلی می‌باشد( ازکیا و غفاری، 1392: 164).

 

تئوری مشارکت ارنشتاین

    ارنشتاین مشارکت شهروندی را با تعبیر قدرت شهروندی به کار گرفت و ثابت­کرده که مدل سودمندی در گفتگوهای مداوم درباره‌ درگیری جامعه در فرآیند برنامه‌ریزی است که برای توضیح آن از استعاره‌ نردبان مشارکت استفاده کرد. مدل ارنشتاین ملاحظه قدرت اختصاص یافته به مردم را نشان می‌دهد و ابزار کارآمدی در آزمایش ماهیت متدهای مشارکتی گوناگون برنامه‌ریزی است(رهنما، 1388: 172).

 

اسکات دیویدسون

    اسکات دیویدسون در سال 1998، گردونه‌ مشارکت را برای بحث مشارکت شهروندی طراحی کرد. این گردونه، سطوح مختلفی از مشارکت را بدون این که ترجیحی برای هیچ ‌یک قائل شود، ارائه می‌کند. در این مدل تصمیم‌گیری در تعاملی مستمر بین دولت و شهروندان صورت می‌گیرد(شریفیان ثانی،1380: 47). دیویدسون سطوح چهارگانه‌ای برای مشارکت در نظر دارد که عبارت‌اند از:

1. اطلاع‌رسانی 2. مشاوره 3. مشارکت 4. توان­مندسازی.

 

نظریه کنش موجه

    آیزن و فیش­باین نظریه کنش موجه را در ارتباط با مشارکت شهروندان طراحی کردند، اصطلاح کنش موجه به این معنی است که اکثر رفتارها به این دلیل انجام می‌شود که مردم به نتایج اعمال خود فکر می‌کنند و برای حصول پاره‌ای نتایج و پرهیز از برخی دیگر دست به انتخاب منطقی می‌زنند. از این نظریه به روشنی می‌توان نتیجه گرفت که چون مشارکت یک کنش اجتماعی است، بنابراین می‌توان در توضیح و تبیین آن از نظریه‌های مربوط به کنش اجتماعی بهره گرفت. با به‌کارگیری این نظریه در تبیین مشارکت، متغیرهای اصلی مؤثر بر میزان مشارکت مشخص می‌گردند. مجموعه عوامل مؤثر بر میزان مشارکت و نحوه تأثیرگذاری آنا را می‌توان نشان داد(علوی­تبار، 1382: 23ـ22).

 

شناخت محدوده محله ملازینال و ویژگی‌های جغرافیایی

سیلاب نام دو محله از محلات قدیمی تبریز است. سیلاب قوشخانه و سیلاب ملازینال و به صورت سئلاب در بین مردم تبریز تلفظ می‌شود. این محله‌ها در شمال شهر و در حوزه استحفاظی منطقه ١ شهرداری تبریز واقع شده‌اند. اکنون با مسیرگشایی منطقه ازطریق ٣٥ متری ایده­لو که تا اتوبان پاسداران ادامه دارد منطقه سیلاب ملازینال به یکی از شاه­راه‌های عبوری منطقه مبدل شده است، این منطقه دارای هیئت‌های حسینی متعددی می‌باشد به ‌طوری ‌که شاه حسین­گویان قدیمی متعددی در این منطقه وجود دارند، خانه مجلل و آیینه‌کاری شده پدر ایرج میرزا (صدرالشعرا غلامحسین میرزا) شاعر دوران قاجار در کوی صدرالشعرا محله سیلاب ملازینال بود که در اثر بی‌توجهی و ساخت‌ و سازهای جدید در کوی صدرالشعرا ویران شد.

سیلاب ملازینال در دامنه‌های کوه عینالی، بر روی تپه ماهورهایی قرار گرفته ‌است­که با بریدگی‌های متعدد از هم جدا می‌شوند. در میان این بریدگی‌ها، مردم با شاخ و برگ راه آب را بسته و با ایجاد آبگیر، آب را به کشتزارها هدایت می‌کردند. این آبگیرها در قدیم "سل" و آبی که از آن خارج می‌شد "سلاب" نام داشت.

 

کوی دادگستری

کوی دادگستری تبریز یکی از محله‌های جنوب شرقی شهر تبریز است. این کوی درحوزه استحفاظی شهرداری منطقه ۲ تبریز قرار گرفته و به ‌دلیل دوری از مرکز شهر و نزدیکی به بوستان ایل گلی، از آب ‌و هوای مناسبی بهره‌مند گشته است. کوی دادگستری از سمت شمال به ویلاشهر، از سمت جنوب به بزرگراه شهیدکسایی، از سمت شرق به محله ‌ایل­گلی و بلوار شهید باکری و از سمت غرب به کوی سهند محدود شده ‌است.

 

پیشینه پژوهش

    از نیمه­ دوم قرن بیستم مفهوم مشارکت با نگرشی نو به موضوعی کلیدی بدل شده است(سعیدی رضوانی، 1384: 1). دردهه­ 1960 مشارکت مردمی، به صورت ضروری، جزء لاینفکی از روند برنامه‌ریزی مطرح گردید و به تدریج مسئله‌ مشارکت مردمی به صورت قانونی و الزامی در برنامه‌ریزی شهری غرب مطرح گردید(مرادی مسیحی، 1380: 13). از دهه­ 1980 میلادی به بعد در برنامه­های توسعه و هم­چنین توسعه شهری توجه فزاینده­ای به "رویکرد مشارکتی" صورت گرفته است؛ به گونه­ای که رکن اصلی اجرای پروژه­ توسعه‌ شهری، مشارکت همه جانبه­ی واحدهای سازنده­ جامعه­ شهری (افراد و گروه­های شهری) می‌باشد(زیاری و دیگران، 1388: 397). در خصوص رابطه‌ میان توسعه‌ مشارکت مردمی و توسعه‌ پایدار شهری در راستای ارتقاء کیفیت زندگی و احساس رضایت­مندی شهروندان، مطالعات دامنه‌داری در سطوح داخلی و بین‌المللی انجام گرفته است که در این جستار با توجه به محدودیت­های موجود، به چند نمونه از این مطالعات و نتایج آن‌ها اشاره خواهد شد. شقایی در سال 1376 در مقاله­ای با عنوان "عمران شهری و مشارکت شهروندان"، به بررسی مشارکت مردم در عمران شهری خصوصاً مدخل نگرش بر موضوع مشارکت شهروندان در توسعه یا احیاء بافت­های شهری می­پردازد. در این مقاله، مهم­ترین نتایج ارائه شده به نحوه­ مشارکت شهروندان و استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی موجود در محلات اشاره دارد. درسال 1379 نریمانی در مقاله­ای با عنوان "مشارکت شرط لازم دخالت در بافت­های شهری، با شناسایی نهادها و مؤسسات اجتماعی موجود در بافت­ها"، نظام ارتباطات اجتماعی، سلسله ‌مراتب اجتماعی، گروه­های اجتماعی فرهنگی موجود، نظام رهبری محلی را با استفاده از روش­های مناسب و یافتن راهبردهای عملی، مورد بررسی قرار داده است. "مشارکت شهروندی، حکمرانی شهری و مدیریت شهری"، عنوان مقاله­ای است که شریفیان ثانی در سال 1380 در آن به این نتیجه رسید که کسب نظر شهروندان در صورتی که واقعی باشد، سودمند است و همه­ شهروندان احساس می­کنند که در جریان عادی جامعه کنار گذاشته نشده­اند. کلانتری در سال 1384 در مقاله­ای با عنوان "مشارکت مردمی در هویت­بخشی به سیما و کالبد شهر"، با نگرشی بر دو عامل فرهنگ و اقتصاد، کنکاشی پیرامون بافت قدیم و سیمای شهر و چگونگی حضور و مشارکت مردم در بهسازی محلات قدیم شهر یزد پرداخته است. مهم­ترین نتیجه­گیری این مقاله به این موضوع اشاره دارد که هرچند ناحیه­ تاریخی شهر یزد از نظر مدیریتی دارای مشکلاتی چون ضعف عاملان تصمیم­گیری (تعدد دستگاه­های مؤثر در امر مدیریت، عدم اقتدار شهرداری ناحیه­ تاریخی، عدم مشارکت بخش خصوصی و مردمی، کمبود نیروی انسانی متخصص و ...)، فقدان اسناد و ابزار کارآمد تصمیم‌گیری و ... است، ولی وجود نیروهای متخصص در سطح شهر یزد، فعال شدن شورای شهر یزد، بازسازی بخشی از محلات بافت قدیم، فعالیت دفاتر مختلف اداری و خصوصی در زمینه­ مدیریت و برنامه‌ریزی ناحیه تاریخی بخشی از امکانات و قابلیت نهایی است­که می‌تواند در بهبود عملکرد سیستم مدیریت شهری محدوده مؤثر باشد. احمدی و شهابی در سال 1387 در مقاله­ای با عنوان "مشارکت محلی، ضامن بهسازی پایدار بافت­های فرسوده"، با بررسی تجربه بهسازی محله‌ سیروس تهران به این نتیجه رسید