بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی- فرهنگی در بین جوانان شهر تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد گروه جامعه‌شناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز- ایران.

2 استاد دانشگاه تبریز، گروه علوم اجتماعی، تبریز– ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

تحقیق حاضر با هدف تعیین رابطه بین سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی- فرهنگی دربین جوانان شهر تبریز انجام گرفت. احساس بیگانگی اجتماعی- فرهنگی در میان افراد جامعه، همنوایی، وفاق اجتماعی و همبستگی گروهی را درجامعه کمرنگ کرده و سبب می­شود تا افراد جامعه با اهداف فرهنگی،  انتظارات جمعی و آن چه جامعه به عنوان الگوهای عمل برای اعضا خود در نظر می­گیرد همسو نشوند. یکی از عوامل مرتبط با بیگانگی، سرمایه فرهنگی است که فرد آن را به طور انتسابی و اکتسابی در خانواده، جامعه و مدرسه­ کسبمی­کند. روش تحقیق پیمایش از نوع همبستگی است. از نظر هدف، تحقیق  کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده­ها جزء روش­های میدانی می­باشد. به لحاظ زمانی تحقیق حاضر مقطعی می­باشد. جامعه آماری این تحقیق جوانان 29-18 سال شهر تبریز است. نتایج حاصل نشان می­دهد که بین ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی–  فرهنگی همبستگی  معکوس وجود دارد یعنی با افزایش میزان سرمایه فرهنگی از میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی کاسته می­شود. رابطه معنی­داری بین بیگانگی  اجتماعی– فرهنگی و متغیرهای زمینه­ای سن و جنسیت مشاهده نگردید

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigating the Relationship between Cultural Capital and Socio-Cultural Alienation among Tabriz Youth

نویسندگان [English]

  • Azar Alimohammadi Khangah 1
  • Mohammad Bagher Alizadeh Aghdam 2
چکیده [English]

The purpose of this study was to determine the relationship between
cultural capital and socio-cultural alienation among the youth of Tabriz
city. The sense of socio-cultural alienation among people undermines
social harmony, group cohesion and group solidarity in the community so
that individuals do not conform to cultural goals, collective expectations,
and what society views as patterns of action for its members. One of the
factors associated with alienation is the cultural capital that the individual
obtains and acquires in the family, community, and school. The research
method is correlational survey. In terms of purpose, it is an applied
research and in terms of data collection is one of the field methods. The
statistical society of this research is the young people aged 18-29.The
results show that, there is a reverse correlation between the three
dimensions of cultural capital with socio-cultural alienation, which is by
increasing the amount of cultural capital, social-cultural alienation
decreases. There was no significant relationship between socio-cultural
alienation and the underlying variables of age and gender.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cultural capital
  • social alienation
  • youth of Tabriz city

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال یازدهم، شماره چهل و سوم، تابستان 1398

ص ص 88-71

 

 

 

                                          

 

بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی-
فرهنگی در بین جوانان شهر تبریز

آذر علیمحمدی خانقاه[1]

دکتر محمدباقر علیزاده­اقدم[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/2/1398

تاریخ پذیرش نهایی مقاله: 9/4/1398

چکیده

تحقیق حاضر با هدف تعیین رابطه بین سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی- فرهنگی دربین جوانان شهر تبریز انجام گرفت. احساس بیگانگی اجتماعی- فرهنگی در میان افراد جامعه، همنوایی، وفاق اجتماعی و همبستگی گروهی را درجامعه کمرنگ کرده و سبب می­شود تا افراد جامعه با اهداف فرهنگی،  انتظارات جمعی و آن چه جامعه به عنوان الگوهای عمل برای اعضا خود در نظر می­گیرد همسو نشوند. یکی از عوامل مرتبط با بیگانگی، سرمایه فرهنگی است که فرد آن را به طور انتسابی و اکتسابی در خانواده، جامعه و مدرسه­ کسبمی­کند. روش تحقیق پیمایش از نوع همبستگی است. از نظر هدف، تحقیق  کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده­ها جزء روش­های میدانی می­باشد. به لحاظ زمانی تحقیق حاضر مقطعی می­باشد. جامعه آماری این تحقیق جوانان 29-18 سال شهر تبریز است. نتایج حاصل نشان می­دهد که بین ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی–  فرهنگی همبستگی  معکوس وجود دارد یعنی با افزایش میزان سرمایه فرهنگی از میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی کاسته می­شود. رابطه معنی­داری بین بیگانگی  اجتماعی– فرهنگی و متغیرهای زمینه­ای سن و جنسیت مشاهده نگردید.

واژگان کلیدی:سرمایه فرهنگی، بیگانگی اجتماعی، جوانان شهر تبریز.

 

 

 

مقدمه

"بیگانگی به مفهوم انفصال، جدایی و عدم پیوند ذهنی (شناختی) و عینی (کنشی) میان فرد و جامعه، نهادها، ساختارها و سازمان­های اجتماعی نظیر سیاست، خانواده و مذهب و نظایر آن است"(محسنی تبریزی، 1370: 32). یکی از آثار و پیامدهای مهم جامعه­پذیری ناموفق در سطح فردی و اجتماعی کردن نامطلوب و غیرکارآمد در سطح نهادهای اجتماعی بیگانگی فرهنگی است که مترادف با مفهوم بیگانگی اجتماعی- فرهنگی و هنجاری و انزوای ارزشی به کار رفته است. جامعه­شناسان ریشه­های بیگانگی و علل آن را نه در درون فرد بلکه در بیرون او ودر واقعیت­های اجتماعی، نهادها، ساختارها و روابط اجتماعی و نظایر آن جستجو می­کنند و نقطه عزیمت آن­ها از جامعه و ساخت اجتماعی است و احساسات افراد را در قبال جامعه می­سنجند و واحد تحلیل آن­ها جمع است نه فرد(همان: 43). وجود احساس بیگانگی اجتماعی- فرهنگی در میان افراد جامعه ، همنوایی، وفاق اجتماعی و همبستگی گروهی را در جامعه کمرنگ کرده و سبب می­شود تا افراد جامعه با اهداف فرهنگی، انتظارات جمعی و آن چه جامعه به عنوان الگوهای عمل برای اعضا خود در نظر می­گیرد همسو نشوند. شناخت عوامل موثر در کاهش بیگانگی اجتماعی- فرهنگی می­تواند به سلامت و پویایی جامعه کمک کرده و هزینه­های کنترل و نظارت را کاهش دهد. وجه دیگر این تحقیق سرمایه فرهنگی می­باشد، سرمایه درمعنای عام آن تلاش برای تسخیر گذشته در زمان حال است. به تعبیر بوردیو اگر در صدد فهم جهان هستیم باید ایده سرمایه و انباشت آن، هم­چنین تاثیرات آن را مجدداً به جهان اجتماعی معرفی­ کنیم. به اعتقاد بوردیو سرمایه می­تواند دارای اشکال مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادی باشد.

سرمایه فرهنگی آن گونه که بوردیو توصیف کرده است بیانگر سرمایه­گذاری طبقه مسلط در بازتولید مجموعه­ای از نمادها و معانی است که توسط طبقه تحت سلطه غلط درک و درونی شده و آن را به عنوان نمادها و معانی طبقه خود پذیرفته­اند. دراین جا سرمایه­گذاری در کنش­های آموزشی فرایند بازتولید هم­چون تعلیم و تربیت و آموزش قرار دارد که هدف از آن تلفیق توده­ها به عنوان عاملان اجتماعی می­توانند سرمایه­گذاری کنند و این نمادها و معانی را به دست آوردند. بدین ترتیب تصویر ساختار اجتماعی از مبارزه دوگانه آشتی­ناپذیر به تصویر گفتمان­های لایه­بندی شده تغییر می­یابد. از طرف دیگر به چگونگی سرمایه­گذاری عاملان به عنوان کنشگرانی که برای کسب ارزش افزوده کارشان سرمایه­گذاری می­کنند پرداخته می­شود و کنش به عنوان مولفه­های مهم در نظریه­های جدید سرمایه تلقی می­شود(Lin, 1999: 2-5). بوردیو معتقد است که طبقه مسلط در جامعه سرمایه­داری تسلط خود را آشکاراً بیان  نمی­دارد. طبقه مسلط از قدرت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین سود می­برد.

طبقات بالا بیشترین میزان سرمایه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین را دارد. طبقه متوسط مقدار کمتری از این انواع را در اختیار دارد و طبقه پایین کمترین مقدار این ترکیب از منابع را مورد بهره­برداری قرار می­دهد(Turner, 1998: 512-513). کنشگران اجتماعی بر اساس نوع مصرف کالاهای فرهنگی و یا اظهار علاقه به کالاهای فرهنگی معین طبقه­بندی می­شوند. مصرف فرهنگی بر حسب طبقات و اقشار اجتماعی متغیر است و به فضای اجتماعی که فرد در آن زندگی می­کند، یعنی به حجم سرمایه نمادین و فرهنگی که فرد در اختیار دارد وابسته است. به بیان دیگر مصرف کالاهای فرهنگی تا حدی تعیین کننده رفتار فرهنگی هر طبقه است. که طبق نظریه بازتولید فرهنگی بوردیو توزیع سرمایه فرهنگی به شکل برابر درجامعه صورت نمی­گیرد. نابرابری شدید در توزیع سرمایه فرهنگی  پیامدهای زیانباری برای جوامع می­تواند داشته باشد محرومیت اکثریت اعضای جامعه در دسترسی به منابع معرفتی، محدود شدن امکان بسط خردگرایی تعمیم یافته در عرصه­های مختلف زندگی اجتماعی، نزول مشارکت همگانی موثر در تولیدات و خلاقیت علمی و فرهنگی، محدودیت در گردش اطلاعات و جذب دانش­های نوین و کاهش ارزش تغییر در جامعه در چنین شرایطی تغییرپذیری در جامعه کاهش می­یابد و تغییرات اجتماعی کند و ناعقلانی می­شود و اکثریت افراد در تغییرات اجتماعی نقش پیرو را ایفا می­کند(چلبی، 1375: 214).

به نظر بوردیو کسانی در زمینه انیاشت سرمایه فرهنگی موفق­ترند که رموز فرهنگی صحیح را در مدرسه و جامعه کسب کرده باشند، میدان اجتماعی فرصت­های برابری را برای همه اعضای آن جامعه فراهم می‌کند، لیکن تنها آن­هایی می‌توانند از این فرصت­ها سود ببرند که مهارت جذب این فرصت­ها را داشته باشند. از این حیث سرمایه فرهنگی یک متغیر مداخله‌گر بسیار مهمی است هم در مواقعی که در توزیع منابع نابرابری وجود دارد یعنی به عنوان یک متغیر در بازتولید نابرابری اجتماعی دخالت دارد و هم در مواقعی که جامعه متقاضی برابری فرصت­ها و پاداش‌ها است می‌تواند متغیر مداخله‌گر مهمی باشد. بنابراین زمینه خانوادگی و زمینه اجتماعی به طور مستقیم بر حصول سرمایه فرهنگی تأثیر دارند و سرمایه فرهنگی به طور مستقیم بر دستاوردهای علمی و شغلی تأثیر خواهد داشت. حتی برخورداری از نظرها و عقاید شخصی نیز ثمره تحصیلات و مهارت­های اکتسابی است. سرمایه فرهنگی بر مبنای نظر بوردیو دو منبع مهم دارد: نخست عادت­واره­ها در زندگی خانوادگی و دوم تحصیلات. از دیدگاه بوردیو تحصیلات از جمله متغیرهای بسیار مهمی است که حتی می­تواند جانشین عادت­واره خانوادگی شود. زیرا می­تواند به فرد سلیقه، ادب و شیوه­هایی را بیاموزد که فرد را به منزلت خاص نزدیک می­کند. از این رو فرد در جریان جامعه­پذیری بسته به این که در چه موقعیت اجتماعی قرار دارد سرمایه فرهنگی را اخذ می­کند، و از آن جایی که توزیع سرمایه فرهنگی در جامعه به شکل برابر نیست محرومیت اکثریت افراد جامعه از این سرمایه می­تواند آثار زیانباری داشته باشد. سرمایه فرهنگی به دلیل داشتن ذخایر معنوی، علمی، ادبی و حقوقی می­تواند به افراد در جهت کسب منزلت کمک کرده و امکان تحرک طبقاتی را افزایش دهد و محرومیت از سرمایه فرهنگی فرد را در زندگی فردی و اجتماعی دچار مشکل کرده و امکان مشارکت فعالانه در جامعه و کسب منزلت اجتماعی را از وی می­گیرد. تحقیق حاضر در جستجوی آن است که ضمن بررسی تجربی دو مفهوم مهم، سرمایه فرهنگی و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی به بررسی همبستگی بین آن­ها بپردازد. بنابراین مساله اصلی در این تحقیق این است که آیا بین سرمایه فرهنگی و بیگانگی اجتماعی- فرهنگی جوانان 29-18 ساله شهر تبریز همبستگی وجود دارد؟

 

اهداف تحقیق

هدف کلی

- تعیین رابطه بین میزان سرمایه فرهنگی با میزان بیگانگی اجتماعی- فرهنگی جوانان شهر تبریز.

 

اهداف اختصاصی

  - تعیین میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی جوانان شهر تبریز

  - تعیین میزان سرمایه فرهنگی جوانان شهر تبریز

    - تعیین رابطه بین بعد عینی سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی- فرهنگی جوانان

    - تعیین رابطه بین بعد ذهنی سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی- فرهنگی جوانان

    - تعیین رابطه بین بعد نهادی سرمایه فرهنگی  با بیگانگی اجتماعی- فرهنگی جوانان.

 

پیشینه تجربی

"دیباچه­ای بر سرمایه فرهنگی و سیاست فرهنگی" این تحقیق توسط بنت وساویچ در سال 2004 انجام شده است. در این تحقیق سرمایه فرهنگی و سیاست فرهنگی را یک محور اساسی از نابرابری­های اجتماعی در سطح بین­المللی مطرح کرده­اند. آن­ها اظهار می­دارند که سرمایه فرهنگی یک فاکتور مهمی برای تولید کردن و انتقال وضعیت اجتماعی ارثی در جوامع غربی بوده است. و یک محملی برای نابرابری­های اجتماعی است و به این نتیجه رسیده­اندکه سرمایه فرهنگی در دهه­های اخیر شدت بیشتری درمطالعه آموزش و پرورش و قشربندی اجتماعی پیدا کرده است. آن­ها اظهار کرده­اندکه سرمایه فرهنگی یک حقیقتی است که سرمایه عمومی نیز بر اساس آن تعین می­شود. به اعتقاد آن­ها نظم اجتماعی هم از طریق آثار فرهنگی درک می­شود و این آثار فرهنگی امروزه وارد همه حوزه­های زندگی شده است، ارزش­های فرهنگی و هنجارها تعیین کننده رفتار افراد است. افرادی که داری سرمایه فرهنگی والاتری هستند بیشتر برخاسته از طبقه بالای جامعه­اند و دسترسی بهتری به امکانات دارند. فعالیت­های فرهنگی هم پیامدهای مثبت همانند احترام به خود و نوآوری و هم پیامدهای منفی همانند تخریب و حقارت و خود بزرگ­بینی و شعار دیواری و ... دارد(Bonnett&savage, 2004: 7-14). از تحقیق حاضر نیز با توجه به همبستگی بین ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی با  بیگانگی اجتماعی– فرهنگی می­توان نتیجه گرفت که که ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی و هم­چنین نظم اجتماعی با افزایش میزان سرمایه فرهنگی افزایش یافته و سبب کاهش پیامدهای منفی هم­چون بی­هنجاری و انزوای ارزشی و اجتماعی می­شود.

"مصرف کالاهای فرهنگی و سرمایه فرهنگی" تحقیقی است که  توسط پیر اسکاندیز در سال 2005 انجام شده است. وی بیان می­کند این که مصرف  کالاهای فرهنگی (رفتن به تئاتر، موزه و ...) یک تاثیر عمیقی بر روی جامعه دارد یک فرضیه اثبات شده است. مصرف کالاهای فرهنگی به یک نوع هویت برای افراد منجر می­شود که در نوع خودش جدید است که آمار جرم و جنایت را پایین آورده است و افراد را به خود مشغول کرده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد با مصرف کردن این کالاهای فرهنگی که فعالیتی بازتابی و بازاندیشانه هستند یک هویت جدید را برای فرد به وجود می­آورد. مصرف کالاهای فرهنگی به عنوان شکلی از بازی اجتماعی است که بودن با دیگران را مشخص می کند و مصرف این گونه کالاها بین زندگی خصوصی و خلوت فرد با جنبه­های اجتماعی پرسه می­زند(Scandizzo, 2004: 1-10). نتایج تحقیق اسکاندیز حاکی از آن است که مصرف کالاهای فرهنگی بر کاهش آنومی و جرم و جنایت در جامعه کمک کرده و هم­چنین مانند پلی زندگی فردی را به زندگی اجتماعی پیوند می­دهد و از این رو سبب کاهش انزوای اجتماعی و فرهنگی در فرد می­باشد. تحقیق حاضر نیز بیان کننده تاثیر مثبت سرمایه فرهنگی در کاهش آنومی و هم­چنین تاثیر مثبت سرمایه فرهنگی در کاهش انزوای اجتماعی و فرهنگی فرد می­باشد.

 

فرضیه­ها

1. بین میزان سرمایه فرهنگی (بعد عینی، بعد نهادی، بعد ذهنی) و میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی جوانان شهر تبریز رابطه وجود دارد.

2. بین سن پاسخگویان و میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی رابطه وجود دارد.

3. میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی بر حسب جنسیت متفاوت است.

4. میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی بر حسب تحصیلات متفاوت است.

 

متغیرهای تحقیق

متغیر مستقل (پیش بین)                                                  متغیر وابسته (ملاک)

سرمایه فرهنگی با سه بعد عینی، ذهنی و نهادی               بیگانگی اجتماعی – فرهنگی

 

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

 سرمایه فرهنگی

سرمایه فرهنگی به دانش، سلیقه و شیوه زندگی مربوط می­شود که به فرد اجازه می­دهد از طریق آن به منزلت دست یابد. سرمایه فرهنگی بر مبنای نظر بوردیو دو منبع مهم دارد، نخست عادت­واره­ها در زندگی خانوادگی و دوم تحصیلات، از دیدگاه بوردیو تحصیلات از جمله متغیرهای بسار مهمی است که می­تواند حتی جانشین عادت­واره خانوادگی شود. زیرا می­تواند به فرد سلیقه، ادب و شیوه­هایی را بیاموزد که فرد را به منزلت خاص نزدیک می­کند(ممتاز، 1386: 153). سرمایه فرهنگی دارای سه بعد است: بعد ذهنی، بعد عینی، بعد نهادی. بنابراین سرمایه فرهنگی عبارت از آن چیزی است که فرد آن را به طور انتسابی و اکتسابی در خانواده، جامعه، مدرسهکسبمی­کند و به نوعی ایدئولوژی و هژمونی طبقه حاکم است که درست یا نادرست افراد بایستی آن را اخذ کنند.

سرمایه فرهنگی دارای سه بعد است:

بعد ذهنی: سرمایه تجسم یافته نوعی ثروت بیرونی است که به عنوان بخش جدایی­ناپذیری از فرد در آمده است. این همان بخشی است­که بوردیو آن را بعد سرمایه فرهنگی همراه با تولد می­نامد که نمی­توان آن را از طریق هدیه، خرید یا مبادله به دیگری منتقل نمود. این نوع سرمایه به صورت آمادگی­های مداوم ذهن و جسم تجلی می یابد(شارع­پور، 1383: 153). براساس نظریه بوردیو و با استفاده از تحقیقات پیشین برای بعد تجسم یافته سرمایه فرهنگی فضای فرهنگی خانواده فرد پاسخگو و تمایلات و گرایش­های آن­ها نسبت به مصرف کالاهای فرهنگی در نظر گرفته شده است.

 بعد عینی: بعد عینیت یافته سرمایه فرهنگی  اشاره به میزان مصرف کالاهای فرهنگی توسط خود پاسخگو دارد.

 بعد نهادی: بعد نهادی سرمایه فرهنگی اشاره به مدارک و مدارج تحصیلی وعلمی– فرهنگی فرد و هم­چنین توانایی­های هنری و علمی بالفعل فرد دارد.

 

بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

بیگانگی در تعریف عام به مفهوم احساس انفصال، جدایی و عدم پیوند ذهنی (شناختی) و عینی (کنشی ) میان فرد و جامعه (نهادها و ساختارها و سازمان­های اجتماعی نظیر سیاست، خانواده، مذهب و فرهنگ و نظایر آن است(محسنی تبریزی، 1370: 32).

برای سنجش بیگانگی اجتماعی- فرهنگی از 6 شاخص براساس شاخص­های میدلتون، دیان و ملوین سیمن استفاده شده است:

1. بی­قدرتی[3]

 دراین حالت فرد احساس بی­قدرتی و بی­اختیاری دارد و قادر به تحت تاثیر قرار دادن محیط اجتماعی اطراف خود نمی­باشد. و فرد احساس می­کند که این عوامل بیرونی و محیطی است کهبر فرد تاثیر دارد و او را کنترل می­کند و او کنترلی بر محیط و پیشامد وقایع ندارد و در مقابل مشکلات ناتوان است.

 

 

2. بی­هنجاری[4]

حالتی از بیگانگی است که فرد احساس می­کند برای رسیدن به اهداف ارزنده خود نیاز به وسائل نامشروع دارد. و این مطلب از نظر مرتون چنین بیان می­شود که جامعه دست­یابی به برخی هدف­ها را تشویق می­کند و این در حالی است که وسائل لازم برای رسیدن به آن­ها را در اختیار همه اعضای جامعه قرار نمی­دهد در نتیجه برخی از اعضای جامعه یا باید هدف­های خاصی را برای خود برگزیند و یا برای رسیدن به اهداف تعیین شده وسائل نامشروع به کار برند.

3. بی­معنایی[5]

در این حالت فرد نسبت به آینده بدبین است، دنیا و زندگی را بی­معنا ارزیابی می­کند و در تصمیم­گیری­ها عقیده خود را با استانداردهای موجود نمی­تواند تطبیق دهد. به عبارتی وی در تخمین و پیش­بینی بالنسبه دقیق رفتار دیگران و نیز برآورد عواقب و نتایج رفتار دیگران با مشکل روبروست. در مورد رفتار خود در آینده ناتوان است و قدرت آینده­نگری نداشته و جریان امور را بی­معنا و بدون پیش­بینی می­داند.

4. انزوای اجتماعی[6]

واقعیتی فکری است که در آن فرد عدم تعلق و وابستگی و انفصال تامه­ای را با ارزش­های مرسوم جامعه احساس می­کند. در این حالت فرد هم­چنین دارای اعتقاد و باور نازلی نسبت به ساز و کارهای ارزش­گذاری و نظام پاداش اجتماعی نیز هست و خود را با هر آن چه که از نظر جامعه معتبرو ارزش­مند است هم­ عقیده و همسو نمی­بیند. مع هذا احساس انزوای اجتماعی از نظر سیمن به مفهوم قابلیت سازگاری فرد با زمینه اجتماعی خویش نیست بلکه مبین انفکاک فکری فرد از استانداردهای فرهنگی است(محسنی تبریزی، 1381: 146).

5. جدایی از خویشتن[7]

به حالتی از بیگانگی گفته می­شود که فرد نسبت به احساس واقعی علاقه­ها و باورهایش بیگانه می­شود در مقایسه خود با دیگران احساس می­کند که فرد موفقی نیست و احساس مفید بودن نمی­کند و در حالت کلی وجود خود را در دنیا موثر ارزیابی نمی­کند.

6. انزوای فرهنگی[8]

به حالتی از بیگانگی گفته می­شود که فرد احساس همسوئی با استانداردهای فرهنگی جامعه خود نمی­کند و دچار انفکاک از اهداف فرهنگی جامعه است.

 

روش تحقیق

روش تحقیق، پیمایش از نوع همبستگی است. از نظر هدف تحقیق، کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده­ها جزء روش­های میدانی و به لحاظ زمانی مقطعی می­باشد.

 

اعتبار و پایایی  وسیله اندازه­گیری

در این تحقیق برای تعیین اعتبار از روش اعتبار صوری و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده شد.

جدول شماره (1): نتایج آلفای کرونباخ برای گویه­های متغیر مستقل

سرمایه فرهنگی

تعداد گویه­ها

ضریب آلفا

ضریب آلفای کل

بعد عینی

7

0.67

0.70

بعد ذهنی

13

0.80

بعد نهادی

11

0.75

 

جدول شماره (2): نتایج آلفای کرونباخ برای گویه های متغیر وابسته (بیگانگی اجتماعی- فرهنگی)

بیگانگی

تعدادگویه­ها

   ضریب آلفا

ضریب آلفای کل

انزوای اجتماعی

6

0.72

0.91

انزوای فرهنگی

4

0.50

احساس بی­قدرتی

7

0.87

احساس بی­معنایی

4

0.76

احساس بی­هنجاری

5

0.71

انزجار از خویشتن

6

0.87

 

جامعه آماری، حجم و شیوه نمونه­گیری 

جامعه آماری، کلیه جوانان ساکن شهر تبریز با دامنه سنی 29-18 سال به تعداد 409570 نفر هستند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر با دقت احتمالی 0.05d= و ضریب اطمینان 0.95 و t=1.96  به دست آمده است. 50 درصد حجم نمونه به مردان و 50 درصد حجم نمونه به زنان اختصاص داده شده است. و از مناطق مختلف شهر تبریز بر اساس روش خوشه­ای داده­ها جمع­آوری شده است.

 

یافته­ها

براساس اطلاعات، 192 نفر از پاسخگویان در این تحقیق زنان و 192 نفر را مردان تشکیل می­دهند 39 نفر از پاسخگویان مدرک کمتر از دیپلم، 111 نفر مدرک دیپلم، 101 نفر مدرک کاردانی، 113 نفر مدرک کارشناسی و 39 نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر می­باشند. محدوده سنی در این تحقیق مابین 29-18 سالگی می­باشد. میانگین سنی 23.7 و سن بیشتر پاسخگویان 24 سال است. انحراف میانگین برابر 163، انحراف معیار 3.194، واریانس 10.2 می­باشد. ضریب چولگی برابر 0.07- می­باشد که نشان دهنده چولگی منفی است و بیان­کننده این است­که میانگین­کمتر از واقعیت است. ضریب افراشتگی 0.99- است و این نشان دهنده این است که منحنی کوتاه­تر از منحنی توزیع نرمال است.

 

- بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

با استفاده از آزمون پیرسون برای تعیین همبستگی بین متغیر سرمایه فرهنگی و بیگانگی طبق اطلاعات به دست آمده از این آزمون مقدار ضریب همبستگی برابر 0.375-r= با سطح معنی­داری 0.000p= می­باشد. بنابراین نتیجه گرفته می­شود بین سرمایه فرهنگی و بیگانگی همبستگی معکوس و متوسط می­باشد. یعنی با افزایش میزان سرمایه فرهنگی میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی کاهش می­یابد.

جدول شماره (3): آزمون همبستگی پیرسون بین بیگانگی و سرمایه فرهنگی

متغیر

بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

سرمایه فرهنگی

ضریب همبستگی پیرسون

0.375-

سطح معنی­داری

0.000

تعداد مشاهدات

384

 

- بررسی رابطه بین  بعد نهادی سرمایه فرهنگی و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

استفاده از آزمون پیرسون برای تعیین همبستگی بین متغیر بعد نهادی سرمایه فرهنگی و بیگانگی طبق اطلاعات به دست آمده از این آزمون مقدار ضریب همبستگی برابر 0.332-r= با سطح معنی­داری 0.000p= می­باشد. بنابراین نتیجه گرفته می­شود بین بعد نهادی سرمایه فرهنگی و بیگانگی همبستگی معکوس و متوسط می­باشد. یعنی با افزایش میزان بعد نهادی سرمایه فرهنگی میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی کاهش می­یابد.

 

جدول شماره (4): آزمون همبستگی پیرسون بین بیگانگی با بعد نهادی سرمایه فرهنگی

متغیر

بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

سرمایه فرهنگی

بعد نهادی

ضریب همبستگی پیرسون

0.332-

سطح معنی­داری

0.000

تعداد مشاهدات

384

 

 

 

 

 

 

- بررسی رابطه بین  بعد عینی سرمایه فرهنگی و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

با استفاده از آزمون پیرسون برای تعیین همبستگی بین متغیر بعد عینی سرمایه فرهنگی و بیگانگی طبق اطلاعات به دست آمده از این آزمون مقدار ضریب همبستگی برابر 0.319-r= با سطح معنی­داری 0.000p= می­باشد. بنابراین نتیجه گرفته می­شود بین بعد عینی سرمایه فرهنگی و بیگانگی همبستگی معکوس و متوسط می­باشد. یعنی با افزایش میزان  بعد عینی سرمایه فرهنگی میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی کاهش می­یابد.

 

جدول شماره (5): آزمون همبستگی پیرسون بین بیگانگی با بعد عینی سرمایه فرهنگی

متغیر

بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

سرمایه فرهنگی

بعد عینی

ضریب همبستگی پیرسون

0.319-

سطح معنی­داری

0.000

تعداد مشاهدات

384

 

 

 

 

 

- بررسی رابطه بین بعد ذهنی سرمایه فرهنگی و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

با استفاده از آزمون پیرسون برای تعیین همبستگی بین متغیر بعد عینی سرمایه فرهنگی و بیگانگی طبق اطلاعات به دست آمده از این آزمون مقدار ضریب همبستگی برابر 0291-r= با سطح معنی­داری 0.003p= می­باشد. بنابراین نتیجه گرفته می­شود بین بعد عینی سرمایه فرهنگی و بیگانگی همبستگی معکوس و ضعیف می­باشد. یعنی با افزایش میزان بعد ذهنی سرمایه فرهنگی میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی کاهش می­یابد.

 

جدول شماره (6): آزمون همبستگی پیرسون بین بیگانگی با بعد عینی سرمایه فرهنگی

متغیر

بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

سرمایه فرهنگی

بعد ذهنی

ضریب همبستگی پیرسون

0.291-

سطح معنی­داری

0.003

تعداد مشاهدات

384

 

- بررسی تفاوت بین جنسیت و بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

باتوجه به اطلاعات به دست آمده از آزمون تی مستقل میانگین نمره­های بیگانگی اجتماعی– فرهنگی در گروه مردان 98.17 و در گروه زنان 95.69 به دست آمد. مقدار آزمون تی به دلیل برابر بودن واریانس­ها برابر 1.046 با درجه آزادی 382 و سطح معنی­داری 0.269 به دست آمد. به دلیل این­که سطح معنی­داری از 0.05 بیشتر است نتیجه گرفته می­شودکه بین جنسیت و بیگانگی تفاوت معنی­دار وجود ندارد.

 

جدول شماره (7): آماره توصیفی آزمون T

جنسیت

تعداد

میانگین

انحراف معیار

اشتباه معیار میانگین

مرد

زن

192

192

98.17

95.69

25.28

20.98

1.825

1.514

 

جدول شماره (8): آزمون تی  برای جنسیت و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

متغیر

تست لونس

مقدار T

درجه آزادی

معنی­داری T

F یکنواختی واریانس­ها

معنی­داری F

بیگانگی

7.241

0.007

1.046

382

0.296

 

- بررسی تفاوت بین میزان تحصیلات و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

با استفاده از نتایج به دست آمده از آنالیز واریانس میانگین به دست آمده برای افراد زیر دیپلم با میانگین 100.72 با انحراف استاندارد 22.99، دیپلم با میانگین 100.29 با انحراف استاندارد 25.18، کاردانی با میانگین 98.82 با انحراف استاندارد 23.52، کارشناسی با میانگین 92.22 و انحراف استاندارد 20.79 و کارشناسی ارشد و بالاتر با میانگین 87.90 و انحراف استاندارد 18.97 می­باشد. مقدار 2.982F= با سطح معنی داری 0.019P= نتیجه گرفته می­شود که تفاوت نمره­های بیگانگی معنی­دار نیست و بین میزان تحصیلات و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی تفاوت معنی­دار نیست.

 

جدول شماره (9): آماره توصیفی آنالیز واریانس

میزان تحصیلات

میانگین

انحراف معیار

اشتباه معیار

بیشترین مقدار

کمترین مقدار

زیر دیپلم

دیپلم

کاردانی

کارشناسی

ارشد وبالاتر

مجموع

100.72

100.29

98.82

92.22

87.90

96.93

22.999

25.189

23.520

20.794

18.971

23.236

 

3.683

2.391

2.340

1.956

4.242

1.186

53

45

41

41

55

41

143

185

163

151

129

185

 

 

 

 

جدول شماره (10): آزمون آنالیز واریانس بیگانگی اجتماعی– فرهنگی  و میزان تحصیلات

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معنی­داری

بین گروه

درون گروه

کل

6309.225

200476.73

206785.96

4

379

383

1577.306

528.962

2.982

0.19

 

- بررسی رابطه بین سن و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

با استفاده از آزمون پیرسون برای تعیین همبستگی بین متغیر سن و بیگانگی طبق اطلاعات به دست آمده از این آزمون مقدار ضریب همبستگی برابر 0.085- r=با سطح معنی داری0.096p= می­باشد. بنابراین نتیجه گرفته می­شود بین سن و بیگانگی اجتماعی– فرهنگی رابطه معنی­دار وجود ندارد.

 

جدول شماره (11): آزمون همبستگی پیرسون بین سن و بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

متغیر

بیگانگی اجتماعی فرهنگی

سن

 

ضریب همبستگی پیرسون

0.085-

سطح معنی­داری

0.096

تعداد مشاهدات

384

 

نتایج تحلیل استباطی چند متغیره بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

در این مدل عواملی که بر بیگانگی تاثیر داشته­اند وارد شده و در نهایت 3 عامل در مدل باقی ماندند. همان طور که در جدول (12) آمده است ضریب همبستگی نهایی چندگانه 0.386 درصد و مجذور آن 0.149 می­باشد، هم­چنین مقدار ضریب همبستگی تبیین شده 0.142 می­باشد. بنابراین به صورت واقعی و تبیین شده 0.142 درصد واریانس توسط متغیرهای مستقل تبین و پیش­بینی شده است. با توجه به اطلاعات جدول (14) نتایج معادله رگرسیون متغیر وابسته بیگانگی با توجه به ضرایب β (ضریب تاثیر متغیر مستقل)،R  (ضریب همبستگی رگرسیون چند متغیره)، R (ضریب تعیین)، T (آزمون معنی­داری حضور متغیر مستقل در معادله) و sig T (میزان معنی­داری ) به شرح زیر می­باشد:

متغیر بعدنهادی سرمایه فرهنگی موثرترین بعد سرمایه فرهنگی بر روی بیگانگی به میزان 0.179-= β تاثیر معکوس و موثر بر متغیر وابسته دارد.

متغیر دوم بعد عینی سرمایه فرهنگی به عنوان دومین عامل موثر بر بیگانگی به میزان 0.152-=β  تاثیر معکوس و موثر بر متغیر وابسته دارد. متغیر سوم بعد ذهنی سرمایه فرهنگی به عنوان سومین عامل موثر بر بیگانگی به میزان 0.140-=β  تاثیر معکوس و مثبت بر متغیر وابسته دارد.

بعد ذهنی (0.140-)+ بعد عینی (0.152- )+ بعد نهادی 0.179- =بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

معادله فوق نشان می­دهد بعد نهادی سرمایه فرهنگی بیشترین تاثیر را در کاهش بیگانگی دارد و پس از بعد نهادی بعد عینی و ذهنی نیز بر بیگانگی موثر هستند.

متغیرهایی که واجد شرایط ورود به مدل نبودند از مدل خارج شدند نشان داده شده است. در این جدول Beta in ضرایب رگرسیونی جزیی استاندارد شده می­باشد به شرطی که آن متغیر وارد مدل می­شد. Partial  ضریب همبستگی جزیی هر یک از متغیرها ی مستقل با متغیر وابسته است. Tolerance  حداقل ضریب سهلگیری واریانس برای هر یک از متغیرها را نشان می­دهد.T  برای آزمون معنی­داری ضرایب رگرسیون جزیی می­باشد. در نهایتsig  سطح معنی­داری برایt  را نشان می­دهد. نمودار (1) مدل تحلیل رگرسیون و ضرایب β بیگانگی اجتماعی– فرهنگی را نشان می­دهد.

 

 

نمودار شماره (1): مدل رگرسیونی و ضرایب β بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

 

 

جدول شماره (12): آماره­های رگرسیون چند متغیره بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

ضریب همبستگی

ضریب تبیین

ضریب همبستگی تبیین شده

اشتباه معیار

آزمون دوربین  واتسون

0.386

0.149

0.142

21.523

1.945

 

 

 

 

 

 

جدول شماره (13): تحلیل واریانس رگرسیون چند متغیره بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معنی­داری

اثر رگرسیون

30760.371

3

10253.457

22.135

0.000

باقی مانده

176025.59

380

463.225

کل

206785.96

383

---------

 

 

 

جدول شماره (14): آماره­های متغیرهای مدل رگرسیون بیگانگی اجتماعی– فرهنگی باقی­مانده در مدل

متغیرها

مقدار β

خطای استاندارد

Beta

مقدار T

سطح معنی­داری

بعد نهادی

بعد عینی

بعد ذهنی

0.883-

0.482-

0.287-

0.299

0.190

0.113

0.179-

0.152-

0.140-

2.958-

2.540-

2.550-

0.003

0.011

0.011

 

جدول شماره (15): متغیرهای خارج از مدل

Tolerance

Partial

sig

T

Beta in

نام متغیر

0.999

0.48-

0.353

0.929-

0.44-

جنسیت

0.987

0.086-

0.092

1.690-

0.081-

سن

0.720

0.002-

0.961

0.048-

0.003-

تحصیلات

 

- تحلیل مسیر تاثیر ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی بر بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

اطلاعات به دست آمده از رگرسیون چندگانه به شرح زیر است:

متغیر بعد نهادی سرمایه فرهنگی موثرترین بعد سرمایه فرهنگی بر روی بیگانگی به میزان 0.179-=β و میزان همبستگی (0.332-) تاثیر معکوس و موثر بر متغیر وابسته دارد. متغیر دوم بعد عینی سرمایه فرهنگی به عنوان دومین عامل موثر بر بیگانگی به میزان 0.152-=β و میزان همبستگی (0.319-) تاثیر معکوس و موثر بر متغیر وابسته دارد.

متغیر سوم بعد ذهنی سرمایه فرهنگی به عنوان سومین عامل موثر بر بیگانگی به میزان 0.140-=β و میزان همبستگی (0.291-)  تاثیر معکوس و مثبت بر متغیر وابسته دارد.

بعد ذهنی (0.140-)+ بعد عینی (0.152- )+ بعد نهادی 0.179- =بیگانگی اجتماعی- فرهنگی

معادله فوق نشان می­دهد بعد نهادی سرمایه فرهنگی بیشترین تاثیر را در کاهش بیگانگی دارد و پس از بعد نهادی بعد عینی و ذهنی نیز بر بیگانگی موثر هستند.

براساس این اطلاعات نمودار تحلیل مسیر تاثیر ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی  بر بیگانگی اجتماعی– فرهنگی  به شکل زیر می­باشد.

 

نمودار شماره (2): تحلیل مسیر تاثیر ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی  بر  بیگانگی اجتماعی– فرهنگی

 

نتیجه­گیری و بحث

نتایج حاصل از آزمون­های انجام شده در این پژوهش بیانگر این واقعیت است که مسئلهاجتماعی  بیگانگی اجتماعی– فرهنگی در میان جوانان وجود دارد. وجود احساس بیگانگی اجتماعی- فرهنگی  در میان افراد جامعه، همنوایی، وفاق اجتماعی و همبستگی گروهی را در جامعه کمرنگ کرده و سبب می­شود تا افراد جامعه با اهداف فرهنگی، انتظارات جمعی و آن چه جامعه به عنوان الگوهای عمل برای اعضا خود در نظر می­گیرد همسو نشوند.

 از آن جایی که مسائل اجتماعی چند علتی هستند نمی­توان با بررسی فقط چند عامل علل ایجاد یک مسئله اجتماعی را تبین کرد. در تحقیق حاضر رابطه ابعاد مختلف سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی – فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه نشانگر این است که تا حدی سرمایه فرهنگی تبیین کننده بیگانگی اجتماعی و فرهنگی است. نتایج آزمون­های همبستگی نشانگر ارتباط معنی­دار بین ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی با بیگانگی بود نتایج نشان داد که هر سه بعد سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی– فرهنگی رابطه معکوس دارند. بدین ترتیب با افزایش ابعاد سرمایه فرهنگی از میزان بیگانگی اجتماعی– فرهنگی کاسته می­شود. به اعتقاد بوردیو فرد از طریق خانواده خود شایستگی­های اجتماعی و زبان­شناسی و نیز ویژگی­هایی نظیر سبک و راه و روش کار را می­آموزد و برای کسانی که سرمایه فرهنگی خود را از طریق خانواده به دست نمی­آورند. مدرسه تنها وسیله­ای است­که می­تواند فرهنگ مسلط را به آن­ها بشناساند (شارع­پور،1383: 86). سرمایه فرهنگی به دانش، سلیقه و شیوه زندگی مربوط می­شود که به فرد اجازه می­دهد از طریق آن به منزلت دست یابد. سرمایه فرهنگی برمبنای نظر بوردیو دو منبع مهم دارد: نخست عادت­واره­ها در زندگی خانوادگی و دوم تحصیلات. از دیدگاه بوردیو تحصیلات از جمله متغیرهای بسیار مهمی است که می­تواند حتی جانشین عادت­واره خانوادگی شود. زیرا می­تواند به فرد سلیقه، ادب و شیوه­هایی را بیاموزد که فرد را به منزلت خاص نزدیک می­کند(ممتاز، 1386: 153). نتایج این تحقیق نیز  نشان می­دهدکه تحصیلات (بعد نهادی) متغیر بسیار مهمی است­که می­تواند جانشین عادت­واره خانوادگی شده و به فرد در کسب مهارت­های اجتماعی کمک کند. شیوه­هایزیستاجتماعی را آموزش داده و از جدایی­گزینی اجتماعی و فرهنگی فرد جلوگیری کرده و با ایجاد نگرش توان­مندی و مفید بودن احساس بی­قدرتی را کاهش داده و در نهایت بیگانگی را کاهش دهد. هم­چنین بعد نهادی سرمایه فرهنگی با استناد به این واقعیت که جامعه­پذیری همواره فرایندی مستمر است و تا پایان زندگی فرد ادامه دارد، از آن جایی که می­تواند کاستی­های و ناکارآمدی­های اجتماعی شدن اولیه را پوشش داده و فرد را برای زندگی اجتماعی کارآمدتر آماده سازد حائز اهمیت است. به نظر بوردیو کسانی در زمینه انباشت سرمایه فرهنگی موفق­ترند که رموز فرهنگی صحیح را در مدرسه و جامعه کسب کرده باشند، میدان اجتماعی فرصت­های برابری را برای همه اعضای آن جامعه فراهم می‌کند، لیکن تنها آن­هایی می‌توانند از این فرصت­ها سود ببرند که مهارت جذب این فرصت­ها را داشته باشند.

مصرف کالاهای فرهنگی توسط فرد (بعد عینی) یکی دیگر از شاخص­های سرمایه فرهنگی است که رابطه معنی­داری را با بیگانگی نشان می­دهد. مصرف کالاهای فرهنگی (کتاب، نشریات، فیلم، تئاتر، موسیقی و ...) در دنیای امروزی که به دنیای مدرن با جهان­های متفاوت مشهور است، به فرد این امکان را می­دهد تا با دنیاهای مختلف آشنا شده و با افزایش اطلاعات، جذب دانش­های نوین  و کسب ابزارهای لازم دایره ارتباطی خود را با دنیای پیرامون خود افزایش داده ونقش فعالانه­ای در زندگی اجتماعی ایفا کند. آگاهی و دانش کسب شده توسط فرد این امکان را به او می­دهد در زندگی اجتماعی و فردی بینش روشن و وسیعی کسب کرده و مهارت­های بهزیستن را بیاموزد.

بعد ذهنی سرمایه فرهنگی که در این تحقیق فضای فرهنگی خانواده در نظر گرفته شده است بعد ذهنی سرمایه فرهنگی به تعبیر "تراسبی" ترتیبات دیرپای ذهن و بدن آدمی را شامل می شود. و اشاره به جامعه­پذیری اولیه دارد.آن جایی که بوردیو از وارثین سخن می­گوید، وارثین کسانی هستند که در محیط و خانواده فرهنگی رشد کرده­اند و به طور طبیعی سرمایه فرهنگی را به ارث برده­اند. با این حوزه خویشاوندی دارند و زبانش را می­فهمند. این مطلب بیانگر نقش مهم خانواده و فضای فرهنگی خانواده (بعد ذهنی) در انتقال سرمایه فرهنگی است. به تعبیر بوردیو کسانی که سرمایه فرهنگی لازم را برای وارد شدن به عرصه فرهنگ کسب نکرده­اند، یعنی جزء وارثین نیستند با وارد شدن به این عرصه در معرض خشونت نمادین قرار می­گیرند، در نتیجه نهاد خانواده یکی از ارکان مهم جامعه­پذیری و انتقال سرمایه فرهنگی محسوب می­شود که می­تواند بسترهای لازم را برای جذب و دریافت دانش و مهارت زندگی اجتماعی در فرد ایجاد کند. 

با توجه به نتایج و یافته­های تحقیق حاضر ابعاد سه­گانه سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی– فرهنگی رابطه معنی­دار داشته و بدین ترتیب فرضیه­های اصلی تحقیق تائید می­شود. هم­چنین با توجه به نتایج آزمون­ها بین سن، جنسیت، میزان تحصیلات که متغیرهای زمینه­ای تحقیق بودند با متغیر مستقل بیگانگی رابطه معنی­داری در این پژوهش مشاهده نگردید و فرضیه­های فرعی تحقیق رد شدند. نتایج و یافته­های تحقیق حاضر با یافته­های بنت وساویچ(2004)، (Bonnett&savage, 2004)، و پیر اسکاندیز (2005)، و (Scandizzo, 2004) همخوانی دارد.

 

پیشنهادها

- با توجه به همبستگی معکوس بین بعد نهادی سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی– فرهنگی می­توان پیشنهاد کرد نهاد آموزش و پرورش و دستگاه­های اجرایی درحوزه فرهنگ با ایجاد فرصت­های برابر آموزشی و ایجاد مراکز آموزشی علمی، هنری و فنی برای تمامی اقشار جامعه به افزایش میزان سرمایه فرهنگی در بعد نهادی کمک کنند.

- با توجه به همبستگی معکوس بین بعد عینی و ذهنی سرمایه فرهنگی با بیگانگی اجتماعی– فرهنگی پیشنهاد می­شود دستگاه­های اجرایی در حوزه فرهنگ با  فرهنگ­سازی مناسب افراد جامعه را به استفاده از کالاهای فرهنگی ترغیب کرده و هم­چنین با ایجاد زمینه مشارکت جوانان در فعالیت­های فرهنگی و توسعه مراکز فرهنگی مانند کتابخانه­های عمومی، خانه فرهنگ و سایر مراکز فرهنگی و هنری مانند سالن­های تئاتر و مراکز آموزش علمی و فرهنگی در جهت افزایش سرمایه فرهنگی در بعد عینی جامعه کمک کرده و هم­چنین با آگاه­سازی خانواده­ها نسبت به تاثیر فضای فرهنگی خانواده بر روی موفقیت و سلامت زندگی فردی و اجتماعی جوانان و ایجاد ابزارهای لازم جهت ارتقاء فضای فرهنگی خانواده­ها به غنی­سازی سرمایه فرهنگی در بعد ذهنی کمک کرده و در نهایت سبب کاهش بیگانگی اجتماعی و فرهنگی جوانان شوند.

 

منابع

بوردیو، پیر. (1381). نظریه کنش. مترجم: مرتضی، مردیها. تهران: انتشارات نقش و نگار.

چلبی، مسعود. (1375). جامعه­شناسی نظم. تهران: نشر نی.

ریتزر، جورج. (1380). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. مترجم: محسن، ثلاثی. تهران: نشر علمی.

شارع­پور، محمود. (1381). بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و هویت اجتماعی جوانان، نامه علوم اجتماعی. شماره 20.

شارع­پور، محمود. (1383). جامعه­شناسی آموزش و پرورش. تهران: انتشارات سمت.

کرلینجر، فرد، ان. (1376). مبانی پژوهش در علوم رفتاری. (جلد دوم)، ترجمه: حسن، پاشاشریفی؛ و جعفر، نجفی­زند. تهران: انتشارات آوای نور.

گولد، جولیس. (1384). فرهنگ علوم اجتماعی. مترجم: محمدجواد، زاهدی؛ و دیگران. تهران: نشر مازیار.

محسنی­تبریزی، علیرضا. (1370). بیگانگی، مفهوم­سازی و گروه­بندی تئوری­ها در حوزه­های جامعه­شناسی و روان­شناسی، نامه علوم اجتماعی. شماره 2.

محسنی­تبریزی، علیرضا. (1376). بررسی موردی رابطه بیگانگی و مشارکت سیاسی در میان سرپرستان خانوارهای شهر تهران. موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران.

محسنی­تبریزی، علیرضا. (1380). آسیب­شناسی بیگانگی اجتماعی- فرهنگی، فصلنامه پژوهش و برنامه­ریزی در آموزش. شماره 26.

ممتاز، فریده. (1386). مفهوم طبقه از دیدگاه بوردیو، پژوهشنامه علوم انسانی. شماره 32.

Bourdieu, pierre. (1984). Distinction. Translated by Richard Nice, London: Rutledge.

Bourdieu, pierre. (1990). The logical of practice. polity press.

Bourdieu, pierre. (1993). A, The field of Cultural Production. policy press.

Bourdieu, pierre. (1996) .The state Nobility. Translated by Lautrec Clough, Oxford: polity press.

Bourdieu, pierre & Darbel, Alain. (1997). The Love of Art. polity press.

Bourdieu, pierre & Wacquant, Loic. (2002). An Invitation to Reflexive sociology. polity press.

Bourdieu, pierre. (2000). Pascalian Meditations. Translated by Richard Nice, Oxford: polity press.               

Bouversse, Jacques. (1999). Rules, Dispositions & The habituse, inShusterman. richard, Bourdieu: A Critical Reader.

Bennett, T., savage, M. (2004). Introduction, cultural capital Internet Calhoun. Carige 1995 Bourdieu Critical Perspectives, polity press.

Turner, Jonathan H. (1998). The struture of Sociological Theory. Belmont CA: Wadsworth Publishing Company.

Scandizzo, P, L. (2004). Cultural GoodsConsumption and Cultural Capital Internet.



1. کارشناسی ارشد گروه جامعه­شناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز- ایران.

2. استاد دانشگاه تبریز، گروه علوم اجتماعی، تبریز–  ایران (نویسنده مسئول).

 

 

1. Powerlessness

1. Normelessness

2. Meaningless

3. Social Estrangment

4. Self Estrangment

5. Culture Estrangment

بوردیو، پیر. (1381). نظریه کنش. مترجم: مرتضی، مردیها. تهران: انتشارات نقش و نگار.

چلبی، مسعود. (1375). جامعه­شناسی نظم. تهران: نشر نی.

ریتزر، جورج. (1380). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. مترجم: محسن، ثلاثی. تهران: نشر علمی.

شارع­پور، محمود. (1381). بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و هویت اجتماعی جوانان، نامه علوم اجتماعی. شماره 20.

شارع­پور، محمود. (1383). جامعه­شناسی آموزش و پرورش. تهران: انتشارات سمت.

کرلینجر، فرد، ان. (1376). مبانی پژوهش در علوم رفتاری. (جلد دوم)، ترجمه: حسن، پاشاشریفی؛ و جعفر، نجفی­زند. تهران: انتشارات آوای نور.

گولد، جولیس. (1384). فرهنگ علوم اجتماعی. مترجم: محمدجواد، زاهدی؛ و دیگران. تهران: نشر مازیار.

محسنی­تبریزی، علیرضا. (1370). بیگانگی، مفهوم­سازی و گروه­بندی تئوری­ها در حوزه­های جامعه­شناسی و روان­شناسی، نامه علوم اجتماعی. شماره 2.

محسنی­تبریزی، علیرضا. (1376). بررسی موردی رابطه بیگانگی و مشارکت سیاسی در میان سرپرستان خانوارهای شهر تهران. موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران.

محسنی­تبریزی، علیرضا. (1380). آسیب­شناسی بیگانگی اجتماعی- فرهنگی، فصلنامه پژوهش و برنامه­ریزی در آموزش. شماره 26.

ممتاز، فریده. (1386). مفهوم طبقه از دیدگاه بوردیو، پژوهشنامه علوم انسانی. شماره 32.

Bourdieu, pierre. (1984). Distinction. Translated by Richard Nice, London: Rutledge.

Bourdieu, pierre. (1990). The logical of practice. polity press.

Bourdieu, pierre. (1993). A, The field of Cultural Production. policy press.

Bourdieu, pierre. (1996) .The state Nobility. Translated by Lautrec Clough, Oxford: polity press.

Bourdieu, pierre & Darbel, Alain. (1997). The Love of Art. polity press.

Bourdieu, pierre & Wacquant, Loic. (2002). An Invitation to Reflexive sociology. polity press.

Bourdieu, pierre. (2000). Pascalian Meditations. Translated by Richard Nice, Oxford: polity press.               

Bouversse, Jacques. (1999). Rules, Dispositions & The habituse, inShusterman. richard, Bourdieu: A Critical Reader.

Bennett, T., savage, M. (2004). Introduction, cultural capital Internet Calhoun. Carige 1995 Bourdieu Critical Perspectives, polity press.

Turner, Jonathan H. (1998). The struture of Sociological Theory. Belmont CA: Wadsworth Publishing Company.

Scandizzo, P, L. (2004). Cultural GoodsConsumption and Cultural Capital Internet.