بررسی عوامل خانواد‌گی-‌ اجتماعی ‌مرتبط با نگرش دختران به فرار از منزل (مورد مطالعه: دختر‌ان نوجوان 19-12 ساله شهر زنجان در سال 1397)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان- ایران (نویسنده مسئول).

2 دانش‌آموخته ارشد گروه علوم اجتماعی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان- ایران.

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل خانوادگی- اجتماعی مرتبط با نگرش دختران به فرار از منزل انجام شده است. چارچوب نظری مورد ­استفاده در این مطالعه، پای­بندی به باورهای­ دینی (گلاک و استارک)، فشار عمومی (اگینر)، احساس از خود­بیگانگی (ملوین سیمن) است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- همبستگی اجرا شده­ است. جامعه ­آماری شامل دختران نوجوان 19-12 ساله شهر زنجان در سال 1397 با تعداد 21769 دختر نوجوان می­باشد. داده­ها با استفاده از پرسشنامه در بین 377 دختر نوجوان که با روش تعیین حجم نمونه کوکران محاسبه و با روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شده بودند، جمع­آوری ­گردید. با توجه به تحلیل فرضیه­ها مشخص گردید: فشار عمومی (471/.)، احساس از خود بیگانگی (488/.)، رابطه­ مستقیم و معناداری بر نگرش دختران به فرار از منزل دارند. در حالی که متغیر پای­بندی به باورهای دینی (147/.-)، درآمد خانواده (283/.-)، تعداد اعضای خانواده (234/.-) رابطه معکوس و معناداری با نگرش دختران به فرار از منزل ­دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان ­دهنده این است که متغیرهای مستقل حدود 43 درصد از متغیر وابسته را تبیین می­­کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Family- social Factors Related to Girl's Attitude to Escape from Home (Case study: 12-19 years old girls in Zanjan city in 2018)

نویسندگان [English]

  • Robabe Pourjabeli 1
  • Sakineh Ghanbari 2

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال یازدهم، شماره چهل و یکم، زمستان 1397

ص ص 124-111

 

 

 

                                          

 

بررسی عوامل خانواد­گی-­ اجتماعی ­مرتبط با نگرش دختران به فرار از منزل
(مورد مطالعه: دختر­ان نوجوان 19-12 ساله شهر زنجان در سال 1397)

ربابه پورجبلی[1]

سکینه قنبری[2]

تاریخ دریافت مقاله:8/3/1397

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:10/10/1397

چکیده

 پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل خانوادگی- اجتماعی مرتبط با نگرش دختران به فرار از منزل انجام شده است. چارچوب نظری مورد ­استفاده در این مطالعه، پای­بندی به باورهای­ دینی (گلاک و استارک)، فشار عمومی (اگینر)، احساس از خود­بیگانگی (ملوین سیمن) است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- همبستگی اجرا شده­ است. جامعه ­آماری شامل دختران نوجوان 19-12 ساله شهر زنجان در سال 1397 با تعداد 21769 دختر نوجوان می­باشد. داده­ها با استفاده از پرسشنامه در بین 377 دختر نوجوان که با روش تعیین حجم نمونه کوکران محاسبه و با روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شده بودند، جمع­آوری ­گردید. با توجه به تحلیل فرضیه­ها مشخص گردید: فشار عمومی (471/.)، احساس از خود بیگانگی (488/.)، رابطه­ مستقیم و معناداری بر نگرش دختران به فرار از منزل دارند. در حالی که متغیر پای­بندی به باورهای دینی (147/.-)، درآمد خانواده (283/.-)، تعداد اعضای خانواده (234/.-) رابطه معکوس و معناداری با نگرش دختران به فرار از منزل ­دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان ­دهنده این است که متغیرهای مستقل حدود 43 درصد از متغیر وابسته را تبیین می­­کنند.

واژگان کلیدی: نگرش به فرار از منزل، پای­بندی به باورهای دینی، فشار عمومی، از خود بیگانگی.

 

 

 

مقدمه

رفتار انحرافی به مفهوم رفتاری ­است­ که به طریقی با انتظارهای رفتار مشترک یک گروه خاص سازگاری ندارد و دیگر اعضای جامعه نیز آن را ناپسند یا نادرست می­دانند. در واقع هر جامعه از اعضای خود انتظار دارد از ارزش­ها و هنجارها تبعیت­ کند اما همواره عده­ای پیدا می­شوندکه پاره­ای از این ارزش­ها و هنجارها تبعیت نمی­کنند. جامعه افرادی را که هماهنگ و همساز با ارزش­ها و هنجارها باشند، سازگار یا همنوا و اشخاصی را که بر خلاف آن­ها رفتار می­کنند، ناسازگار یا ناهمنوا می­خوانند(ستوده، 1375: 30). هیچ خانواده­ای با فرار دختر خود از خانه موافق نمی­باشد و این انتظار وجود دارد که دختر در کنار خانواده بوده و با آن­ها زندگی­کند، به همین خاطر فرار دختران کاری عجیب و غیر معقول است، از سوی دیگر به خاطر پیامدهای این واقعه هم برای فرد، هم برای خانواده و هم برای جامعه، نمی­تواند نگرانی­های موجود را کم اهمیت جلوه داد و به راحتی از آن گذشت(حقیقی، 1386: 23). فرار دختران از خانه اگر چه در نگاه اول پدیده­ای فردی است، اما با توجه به پیامدهای سوء آن که در نظم اجتماعی اختلال و آشفتگی ایجاد می­کند، منشاء بسیاری ازرفتارهای ضداجتماعی و انحرافی مانند خودکشی، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، توزیع مواد مخدر، تشکیل باندهای فساد و فریب سایر زنان و دختران، رواج روسپیگری و شیوع انواع بیماری­های مقاربتی و ... می­شود و نه تنها آنان را در معرض آسیب­های جدی روانی و جسمی قرار می­دهد، بلکه در صورت عدم انجام اقدامات مؤثر برای حل آن بخشی از نیروی کار و تولید جامعه و سلامت جسم و روان تعداد قابل توجهی از مادران فردای جامعه از دست خواهد رفت(هاشمی و دیگران، 1389: 162). فرار نوجوانان از خانه، یک مشکل و معضل حاد و عمومی مبتلا به نهاد خانواده نیست، ولی نمود آشکاری از وجود مسأله­ای عمیق­تر و پیچیده­تر به نام مسأله­ ارتباط نوجوانان با والدین است. گاهی دختران در محیط منزل دچار مشکلاتی هستند که برای­شان قابل حل نیست، از طرفی دیگر از یک یا چند نفر از اعضای خانواده­ی خود به دلیل بی­توجهی به رفع مشکلاتشان عصبانی می­شوند و در نهایت تحمل آن­ها به سرآمده و از منزل فرار می­کنند و این ممکن است نشانگر وجود اختلال در کارکرد نهاد خانواده و یا سایر نهادهای جامعه باشد(جوادی یگانه، 1384: 56). متأسفانه در کشور ایران به دلیل محرمانه تلقی شدن آمارهای رسمی جرایم اجتماعی، امکان ارائه آمار مربوط به میزان فرار دختران از منزل و مطالعه طولی- تطبیقی آن در دوره­های زمانی مختلف و بر حسب استان­ها وجود ندارد. لیکن، برخی از گزارش­ها و اظهارات مسئولان و نیز پژوهش­های پیمایشی نشان ­دهنده­­ افزایش پدیدۀ فرار دختران از منزل است و باید به عنوان یک مسأله ­اجتماعی دارای علل، پیامدها و دلالت­های اجتماعی مطالعه شود، به اعتقاد اکثر روان­شناسان و جامعه­شناسان، ریشه اصلی آسیب­های اجتماعی در خانواده است، زیرا خانواده به عنوان کوچک­ترین اجتماع بشری است که عناصر آن به شدت به هم وابسته­اند و اگر در این سیستم مشکلی ایجاد شود، در کل سیستم دگرگونی ایجاد می­شود. بنابراین همیشه سازگاری وتفاهم بین اعضا برای­کارکرد بهتر حل مسأله ضروری است. از اینرو مسأله­این پژوهش بررسی عوامل خانوادگی- اجتماعی مرتبط با نگرش دختران به فرار از به عنوان یکی از مسائل ضروری جامعه است(اردلان، 1382: 118). در این راستا تمرکز اصلی پژوهش حاضر بر روی این سوال است که متغیرهای (پای­بندی به باورهای دینی، فشار عمومی، احساس از خود بیگانگی، میزان تحصیلات مادر، میزان تحصیلات پدر، تعداد اعضاء خانواده، درآمد خانواده) تا چه حد با نگرش دختران نوجوان به فرار از منزل مرتبط است؟

 

 اهداف تحقیق

هدف کلی

- بررسی­ عوامل خانوادگی- اجتماعی مرتبط با نگرش دختران به فرار از منزل دربین دختران نوجوان 19-12 ساله شهر زنجان در سال 1397.

 

 اهداف جزئی

- تعیین رابطه بین میزان پای­بندی به باورهای دینی و نگرش دختران به فرار از منزل 

- تعیین رابطه بین میزان فشار عمومی و نگرش دختران به فرار از منزل

- تعیین رابطه بین میزان احساس از خود بیگانگی و نگرش دختران به فرار از منزل

- تعیین رابطه میزان درآمد خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل

- تعیین رابطه تعداد اعضای خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل.

 

 چارچوب نظری تحقیق

با تأملی بر نظریه­های مرتبط با نگرش به فرار از منزل می­توان به این نتیجه رسید که فرار از منزل به عنوان متغیر وابسته می­تواند معلول تغییر عواملی باشد. این رابطه را می­توان بر اساس عقیده کولتز که نگرش­ها را گونه­ای از سیستم­های پیچیده و منظم عقیدتی می­داندکه انسان­ها را آماده انجام واکنش­های رفتاری خاص می­نمایند. علاوه بر این، این سیستم­های پیچیده تمامی ابعاد رفتار بشر را تحت­ تأثیر قرار می­دهد. نگرش برای توصیف سه بُعد رفتاری توسط دانشمندان به کار گرفته شده است: ۱. بُعد آمادگی جسمی بدن برای پذیرش محرک­های بیرونی و تبدیل آن به علل. ۲. بُعد فکری و آگاهی: یعنی انسان در ذهن خودش می­داند یک­چیز به چه علت خوب است یا بد. ۳. بُعد احساسی: یعنی انسان براساس احساس (و نه بر اساس تفکر و حسابگری) قضاوت­ها و عکس­العمل­های ارزیابی­ کننده نسبت به پدیده­های اطراف خود از خود عکس­العمل نشان می­دهد. بنابراین با بررسی نگرش دختران به فرار از منزل و چگونگی شکل­گیری آن می­توان تا حد زیادی به بررسی و ارزیابی عقاید، آگاهی­ها و بینش­های این افراد نسبت به این مسأله پرداخت و آن را به شیوۀ علمی بررسی کرد. بر اساس نظریه گلاک و استارک در ارتباط با پای­بندی به باورهای دینی می­توان استنباط کرد؛ در همه ادیان دنیا با وجود تفاوت­هایی که در جزئیات دارند، عرصه­های مشترکی وجود دارد که در دین­داری آن متجلی می­شود. این عرصه­ها که می­توان آن­ها را ابعاد محوری دین­داری به حساب آورد عبارتند از: ابعاد اعتقادی، مناسکی و پیامدی. بر اساس نظریه آگینر در ارتباط با فشار عمومی می­توان استنباط کرد؛ نظریه فشار عمومی اگینر نه ساختاری و نه فردی است بلکه سعی می­کند تا وقوع جرمی را که ناشی از فشاری است که فرد در زندگی با آن رو به رو است، تبیین کند. اگنیر عنوان می­کند که بزهکاری نتیجه مستقیم تأثیرگذاری منفی خشم، ناکامی و احساس مضر و زیان­آور است که به دنبال مناسبات اجتماعی مخرب و منفی به وجود می­آید. برخلاف نظریه­های فشار پیشین که بر فشار اقتصادی متمرکز بودند. اگینر بر پیچیده بودن فشار در جامعه مدرن تاکید داشت. از این روی در نظریه فشار عمومی منابع اصلی فشار را بیان می­کندکه این منابع عبارتند از: 1. فشار ایجاد شده به خاطر عدم­ دست­یابی به اهداف ارزش­مند مثبت، اگینر استدلال می­کندکه عدم دست­یابی به اهداف ارزش­مند مثبت اولین نوع فشار در نظریه فشار عمومی می­باشد. 2. فشار در نتیجه حذف انگیزه­های ارزش­مند افراد: تحقیقات اگینر درباره ادبیات فشار منجر به کشف این شده­ است که رفع انگیزه­های مثبت نیز می­تواند سبب فشارشود. به عنوان مثال، از دست دادن دوست، نقل مکان به محل یا مدرسه جدید و طلاق یا جدایی والدین نیز می­تواند موجد فشار باشد. 3. فشار در نتیجه وجود انگیزه­های منفی: فشار با حضور محرک­های منفی یا مضر نیز می­تواند ایجاد شود مانند، ترغیب به تعاملات اجتماعی مثل کودک­آزاری، قربانی تبهکاری­ شدن، تنبیه بدنی، زد و خورد خانوادگی و همسالان، شکست تحصیلی و حوادث و تنش­زای زندگی اعم از تهدیدهای زبانی تا آلودگی هوا. بنابراین مطابق گفته­های اگینر افرادی که در معرض فشار مکرر قرار دارند، احتمال بیشتری وجود دارد که اعمال بزهکارانه مرتکب شوند. زیرا افزایش فشار منجر به افزایش خشم می­شود و افزایش خشم نیز منجر به جرم می­شود. بر اساس نظریه ملوین سیمن در ارتباط با احساس از خود بیگانگی می­توان استنباط کرد؛ انواع کاربردهای از خودبیگانگی را به گونه­ای که بتوان آن­ها را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد بدین شرح مشخص نمود: ۱. بی­قدرتی: نوعی بیگانگی است­ که در آن فرد احساس می­کنند در وضعیت­های اجتماعی که در آن­ها کنش متقابل دارد نمی­تواند تأثیر بگذارد، ۲. بی­معنایی: احساس فرد مبنی بر این­ که او هیچ راهنمایی در سلوک و عقیده ندارد، ۳. بی­هنجاری: عبارت از این احساس است که برای حصول به اهداف ارزش­مند ابزار و وسایل نامشروع مورد نیاز است، ۴. نوع بیگانگی «از خود بیگانه­ بودن»: ناتوانی در داشتن هر نوع فعالیت ارضاء کننده خود است، ۵. احساس انزوا یا بیگانگی از جامعه، فرد خود را با آن چه از نظر جامعه ارزش­مند و دارای اعتبار است هم عقیده و همسو نمی­بیند.

 

فرضیه­های تحقیق

- بین میزان پای­بندی به باورهای دینی و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری دارد.

- بین میزان فشار عمومی و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری دارد.

- بین میزان احساس از خود بیگانگی و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری دارد.

- بین میزان درآمد خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری دارد.

- بین تعداد اعضاء خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل، رابطه معناداری وجود دارد.

 

روش تحقیق و شیوه نمونه­گیری

این تحقیق بر اساس اهداف، از نوع تحقیقات کاربردی است که هدف از آن توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است، بر این اساس جمع‌آوری داده‌ها و طرح تحقیق به روش توصیفی- پیمایشی است.

جامعه ­آماری این پژوهش دختران نوجوان 19-12 ساله شهر زنجان در سال 1397 با تعداد 21769 دختر نوجوان می­باشد که بر اساس فرمول کوکران 377 نفر تعیین گردیده ­است(آمارنامه شهر زنجان، 1394).

برای انتخاب نمونه از روش نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای استفاده شد. درمرحله اول شهر زنجان به سه خوشۀ یک، دو و سه تقسیم شد و بعد از هر خوشه دو محله به صورت تصادفی انتخاب گردید. سپس از خوشه یک محلۀ کوی فرهنگ و شهرک کارمندان، از خوشۀ دو؛ شهرک لاله و کوی شهریار و از خوشۀ سه امجدیه و دروازه ارک انتخاب شدند. از خوشه یک، محلۀ کوی فرهنگ 98 نفر، شهرک کارمندان 77 نفر؛ از خوشه دو، شهرک لاله 64 نفر، کوی شهریار 39 نفر؛ از خوشه سه، امجدیه 42 نفر و دروازه ارک 57 نفر از دختران نوجوان 19-12 سال به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند و با تهیه لیستی  از منازلی که نوجوان در آن­ها حضور داشت، پرسشنامه با مراجعه به درب منزل تکمیل گردید.

 

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

نگرش به فرار از منزل

نگرشی با دوام است که شامل یک عنصر شناختی و یک عنصر احساسی و یک تمایل به عمل یا رفتار است: 1. عنصر شناختی: شامل اعتقادات و باورهای شخص دربارۀ شی یا اندیشه­ای است، 2. عنصر احساسی یا عاطفی: آن است که معمولاً نوعی احساس عاطفی با باورهای ما پیوند دارد. 3. عنصر رفتاری: تمایل به عمل و آمادگی برای پاسخگویی به شیوه­ای خاص اطلاق می­شود(کریمی، 1384: 235). فرار مصدر است به معنای گریختن و گریز، فرار یعنی ترک محیطی که دست یافتن به تمایلات و نیازها و خواسته های فرد در آن محیط ممکن نیست و شرایط آن برای فرد نامطلوب است و فرد قادر به تغییر آن نیست(شعاع­کاظمی، 1391: 314).

تعریف عملیاتی نگرش به فرار از منزل: بر مبنای ابعاد سه­گانۀ: 1. بُعدشناختی 2. بُعدعاطفی 3. بُعد رفتاری­ نگرش به­ فرار از منزل اندازه­گیری شد.   

 

پای­بندی به باورهای دینی

مجموعه اقدامات، رفتارها، باورها و نگرش­هایی است که در ارتباط­ با ­اصول ­دین، فروع ­دین ­و دیگر حیطه­های مرتبط با مذهب عنوان­می­شود(اینگلهارت، 1373: 153).

تعریف عملیاتی پای­بندی به باورهای دینی بر طبق دیدگاه گلاک و استارک: بر مبنای ابعاد چهارگانۀ:  1. بُعد اعتقادات دینی، 2. بُعد مناسک یا اعمال دینی، 3. بُعد پیامدی (استنتاجی)، 4. بُعد عاطفی.

 

احساس از خود بیگانگی

احساس یا وضعیتی است که هر فرد در رابطه با خود، دیگران و جامعه به اشکال گوناگون احساس بی­قدرتی، احساس بی­هنجاری، احساس بی­معنایی، انزوای اجتماعی و تنفر از خود بروز می­دهد. بزرگ­ترین مصیبت انسان از خود بیگانه، نداشتن قصد و اختیار است. چنین انسانی در حقیقت اسیر ملاحظات و فرمانبردار ضوابط و معیارهای نادرستی است(عبداللهی، 1381: 73).

تعریف عملیاتی احساس از خود بیگانگی بر اساس دیدگاه ملوین سیمن: بر مبنای ابعاد پنج­گانۀ:

1. بُعد احساس بی­قدرتی، 2. بُعد احساس انزوا از جامعه، 3. بُعد احساس بی­هنجاری، 4. بُعد احساس بی­معنایی، 5. بُعد احساس تنفر از خود.

 

فشار عمومی

فشار برروابطی تأکید می­کندکه مانع از دست­یابی مثبت برخی افراد به ارزش­ها و اهداف و آرزوهای­شان می­گردد(گیدنز، 1376: 178).

تعریف عملیاتی فشار عمومی بر اساس دیدگاه آگینر: بر مبنای ابعاد سه­گانۀ: 1. بُعد شکست در نیل به اهداف ارزش­مند، 2. بُعد حذف محرک­های ارزش­مند، 3. بُعد حضور محرک­های منفی.

 

پایایی

برای انجام پایایی از آزمون آلفای­کرونباخ استفاده شده است. بر اساس اعداد به دست ­آمده در جدول زیر مقدار آلفای کرونباخ همه متغیرها بیشتر از 70/. می­باشد. بنابراین می­توان پایایی آن را تائیدکرد.

 

جدول شماره (1): آلفای کرونباخ گویه‌های تحقیق

شاخص­ها

تعداد گویه­ها

مقدار آلفای کرونباخ

نگرش دختران به فرار از منزل

12

86.

پای­بندی به باورهای دینی

12

872/.

فشار عمومی

9

761/.

احساس از خود بیگانگی

10

773/.

یافته­های تحقیق

جدول شماره (2):توصیف متغیرهای تحقیق

 

 

داده­های جدول نشان می­دهد که تمامی پاسخگویان (377 نفر) به سوالات شاخص میزان نگرش دختران به فرار ازخانه پاسخ داده­اندکه از این میان 6 نفر (1.6 درصد) سطح پائینی از نگرش به فرار ازخانه داشته­اند. 275 نفر (72.7 درصد) سطح متوسط و 96 نفر (25.7 درصد) نیز سطح بالایی از نگرش به فرار ازخانه داشته­اند. هم­چنین، تمامی پاسخگویان (377 نفر) به سوالات شاخص میزان پای­بندی دینی پاسخ داده­اند که از میان آن­ها 20 نفر (5.3 درصد) بیان داشته­اند که سطح پایینی از پای­بندی دینی دارند. 318 نفر (84.4 درصد) بیان کرده­اند که دارای سطح متوسطی از پای­بندی دینی هستند و بالاخره 39 نفر (10.3 درصد) نیز بیان کرده­اند که سطح بالایی از میزان پای­بندی دینی دارند. داده­های مربوط به متغیر فشار عمومی نشان می­دهد که تمامی 377 نفر افراد نمونه مورد مطالعه به سوال فوق پاسخ داده­اند که از این بین 14 نفر (3.7 درصد) بیان داشته­اند که فشار عمومی که بر آن­ها وارد می­شود در سطح پایین، 248 نفر (65.8 درصد) بیان کرده­اند که فشار عمومی که بر آن­ها وارد می­شود در سطح متوسط و بالاخره 115 نفر (30.5 درصد) بیان کرده­اندکه سطح بالایی از فشارعمومی بر آن­ها وارد می­شود. داده­های مربوط به متغیر احساس از خود بیگانگی نشان می­دهد که 24 نفر (6.4 درصد) سطح پائینی از احساس از خود بیگانگی را دارند. 236 نفر (62.6 درصد) بیان کرده­اند که سطح متوسطی از احساس از خود بیگانگی دارند و 117 نفر (31 درصد) نیز بیان کرده­اند که دارای سطح بالایی از احساس از خود بیگانگی هستند.

- بین میزان بی­سازمانی اجتماعی و نگرش دختران به فرار از منزل، رابطه معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (3):همبستگی بین میزان بی سازمانی اجتماعی و نگرش دختران به فرار از منزل

   متغیر

بی­سازمانی اجتماعی

 
 

نگرش دختران به فرار از منزل

 

ضریب همبستگی پیرسون

188.

 

سطح معناداری sig))

000.

 
 

نمونه

377

 
 

برای سنجش این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل از جدول باید گفت که بین بی­سازمانی اجتماعی و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری وجود دارد (0.000=sig). با توجه به میزان ضریب همبستگی پیرسون این رابطه (188.) باید گفت ­که رابطه بین این دو متغیر به لحاظ شدت در سطح ضعیف و به لحاظ جهت به صورت مستقیم می­باشد. به این معنا که هر چه میزان بی­سازمانی اجتماعی بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل بیشتر می­شود و بالعکس هر چه میزان بی­سازمانی اجتماعی­کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل کمتر می­باشد. لذا فرضیه فوق را می­توان با 95 درصد اطمینان تأیید کرد.

- بین میزان پای­بندی به باورهای دینی و نگرش دختران به فرار ازمنزل، رابطه معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (4): همبستگی بین میزان پای­بندی به باورهای دینی و نگرش دختران به فرار از منزل

 

پای­بندی به باورهای دینی

 
 

نگرش دختران به فرار از منزل

ضریب همبستگی پیرسون

147.-

 

سطح معناداریsig))

004.

 
 

نمونه

377

 
 

 

براساس نتایج حاصل از این آزمون، بین پای­بندی به باورهای دینی و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری وجود دارد (0.004=sig). باتوجه به میزان ضریب همبستگی پیرسون این رابطه (147.-) باید گفت­که رابطه بین این دو متغیر به لحاظ شدت در سطح ضعیف و به لحاظ جهت به صورت معکوس می­باشد. به این معنا که هرچه میزان پای­بندی به باورهای دینی بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل کمتر است و بالعکس هرچه میزان پای­بندی به باورهای دینی کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل بیشتر است. لذا فرضیه فوق را می توان با 95 درصد اطمینان تأیید کرد.

 

 

 

 

 

 

 

- بین میزان فشار عمومی و نگرش دختران به فرار از منزل، رابطه معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (5): همبستگی بین میزان فشار عمومی و نگرش دختران به فرار از منزل

   متغیر

فشار عمومی

 
 

نگرش دختران به فرار از منزل

ضریب همبستگی پیرسون

471.

 

سطح معناداری sig))

000.

 
 

نمونه

377.

 
 

 

براساس نتایج حاصل از این آزمون، بین فشار عمومی و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری وجود دارد (0.000=sig). با توجه به میزان ضریب همبستگی پیرسون این رابطه (471.) باید گفت که رابطه بین این دو متغیر به لحاظ شدت در سطح متوسط و به لحاظ جهت به صورت مستقیم می­باشد. به این معنا که هرچه میزان فشار عمومی بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار ازمنزل نیز بیشتر می­شود و بالعکس هر چه میزان فشار عمومی کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل نیز کمتر است. لذا فرضیه فوق را می­توان با 95 درصد اطمینان تأیید کرد.

- بین میزان احساس از خود بیگانگی و نگرش دختران به فرار از منزل، رابطه معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (6):همبستگی بین میزان احساس از خود بیگانگی و نگرش دختران به فرار از منزل

   متغیر

احساس از خود بیگانگی

 
 

نگرش دختران به فرار از منزل

ضریب همبستگی پیرسون

488.

 

سطح معناداری sig))

000.

 
 

نمونه

377.

 
 

 

بر اساس نتایج حاصل از این آزمون، بین احساس از خود بیگانگی و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری وجود دارد (0.000=sig). با توجه به میزان ضریب همبستگی پیرسون این رابطه (488.) باید گفت­که رابطه بین این دو متغیر به لحاظ شدت در سطح متوسط و به لحاظ جهت به صورت مستقیم می­باشد. به این معنا که هرچه میزان احساس از خود بیگانگی بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل نیز بیشتر می­شود و بالعکس هرچه میزان احساس از خود بیگانگی کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل نیز کمتر است. لذا فرضیه فوق را می­توان با 95 درصد اطمینان تأیید کرد.

- بین میزان درآمد خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل، رابطه معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (7):همبستگی بین میزان درآمد و نگرش دختران به فرار از منزل

   متغیر

                               درآمد خانواده

 
 

نگرش دختران به فرار از منزل

ضریب همبستگی پیرسون

283.-

 

سطح معناداری sig))

000.

 
 

نمونه

377

 

 

بر اساس نتایج حاصل از این آزمون، باید گفت که بین میزان درآمد خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری وجود دارد (0.000=sig). با توجه به میزان ضریب همبستگی پیرسون این رابطه (283.-) باید گفت­که رابطه بین این دو متغیر به لحاظ شدت در سطح ضعیف و به لحاظ جهت به صورت معکوس می­باشد. به این معنا که هر چه درآمد خانواده بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل کمتر است و بالعکس هر چه درآمد خانواده کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل بیشتر می­شود. لذا فرضیه فوق را می توان با 95 درصد اطمینان تأیید کرد.

- بین تعداد اعضاء خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل، رابطه معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (8):همبستگی بین تعداد  اعضا و نگرش دختران به فرار از منزل

   متغیر

تعداد اعضا خانواده

 
 

نگرش دختران به فرار از منزل

ضریب همبستگی پیرسون

234.

 

سطح معناداری sig))

000.

 
 

نمونه

377

 

 

بر اساس نتایج حاصل از این آزمون، باید گفت که بین تعداد اعضا خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل رابطه معناداری وجود دارد (0.000=sig). با توجه به میزان ضریب همبستگی پیرسون این رابطه (234.) باید گفت که رابطه بین این دو متغیر به لحاظ شدت در سطح ضعیف و به لحاظ جهت به صورت مستقیم می­باشد. به این معنا که هر چه تعداد اعضا خانواده بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل بیشتر است و بالعکس هر چه تعداد اعضا خانواده کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل کمتر می­شود.  لذا فرضیه فوق را می­توان با 95 درصد اطمینان تأیید کرد.

تحلیل رگرسیون چندگانه

در این بخش با استفاده از رگرسیون چندگانه قدرت تبیین مدل تحقیق ارزیابی می­شود. در جداول زیر نتایج این آزمون و تفاسیر آن نشان داده شده است.

 

جدول شماره (9): خلاصه مدل

مدل

R

R2

 2تصحیح شده

خطای استاندارد بر­آورد

1

664/0

441/0

434/0

4.409

 

 

جدول شماره (10): نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه

مدل

ضرایب غیراستاندارد

ضرایب استاندارد شده

t

معناداری

B

خطای استاندارد

بتا

 

مقدار ثابت

17.29

2.645

-

6.536

000.

فشار عمومی

183.

050.

199.

3.686

000.

از خود بیگانگی

174.

049.

204.

3.588

000.

 

پای­بندی به باورهای دینی

132.-

043.

124.-

3.103-

002.

متغیر وابسته: نگرش دختران به فرار از خانه

 

مطابق جدول مقدار R2 تصحیح شده برابر است با 434/0 که حاکی از این است که نزدیک به 43 درصد تغییرات مربوط به متغیر وابسته (نگرش دختران به فرار از منزل) تحت ­تأثیر متغیرهای مستقل تبیین می­شود. در جدول فوق سهم هر کدام از متغیرهای مستقل در تبیین متغیر وابسته نشان داده­شده است. اعداد به دست آمده نشان می­دهد که تمامی متغیرهای مستقل آمده در پژوهش توانسته­اند تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. به ترتیب متغیر احساس از خود بیگانگی (204.)، فشار عمومی (199.) و در آخر پای­بندی به باورهای دینی (124.-) قرار گرفته است.

 

بحث و نتیجه­گیری

بر اساس نتایج حاصل از آزمون فرضیه، رابطۀ معکوس و معناداری بین پای­بندی به باورهای دینی و نگرش دختران به فرار از منزل، مشاهده شده است. به این معنا که هر چه میزان پای­بندی به باورهای دینی بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار ازمنزل­ کمتر است و بالعکس هرچه میزان پای­بندی به باورهای دینی کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل بیشتر است. وفاداری فرد به ارزش­ها و اصول اخلاقی جامعه باعث دور شدن از مشارکت در امور ­انحرافی می­شود. باور درنظریه هیرشی اشاره به میزان اعتباری که فرد برای هنجارهای قراردادی اجتماع قائل است. فروپاشی باورها نخستین مرحلۀ وقوع جرایم و جنایت­هاست. زیرا باورها، به مثابۀ نیرو و اهرم مهار درونی افراد که بازتاب اجتماعی هم دارد، وقتی قدرت و مؤثر بودن خود را از دست دهد، در آن هنگام افراد بی­باور و فاقد هویت راه هر گونه عملی را برای خود مجاز می­دانند. اگرجوانان باور داشته باشندکه برخی اعمال انحرافی و غلط است، مشارکت جستن در آن­ها دور از تصور است. برخلاف آن، نوجوانانی که وفاداری ضعیفی به اعتقادات و ارزش­های اجتماعی دارند ممکن است بیشتر تمایل داشته باشند که ارزش­های آن را نادیده بگیرند و از هنجارهای اجتماعی به انحراف روند. بنابراین با افزایش باور دینی درافراد از نگرش آنان به فرار ازمنزل کاسته می­شود. این نتایج با نظریه همخوانی دارد. این یافته تحقیق با پژوهش­های علیوردی و همکاران(1390)، و کوچران(1988)، هم جهت و هماهنگ می­باشد. هنگامی­ که افراد دارای اعتقادات بالایی باشند، تمایل و میزان نگرش آن­ها برای اعمال منحرف پایین­تر است. در این حالت، اعتقادات افراد مانع از انجام دادن برخی از اعمال منحرف و عاملی برای پیروی و احترام به قوانین و هنجارهاست. بر اساس نتایج حاصل از آزمون فرضیه، رابطه مستقیم و معناداری بین فشار عمومی و نگرش دختران به فرار از منزل، مشاهده شده است.به این معنا که هر چه میزان میزان فشار عمومی بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل نیز بیشتر می­شود و بالعکس هر چه میزان فشار عمومی کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل نیز کمتر است. فشار بر روابطی تأکید می­کندکه مانع از دست­یابی مثبت برخی افراد به ارزش­ها و اهداف و آرزوهای­شان می­گردد. بر اساس نظریه اگینر: نظریه فشار عمومی اگینر که نه ساختاری و نه فردی است، سعی می­کند تا وقوع جرمی را که ناشی از فشاری است که فرد در زندگی با آن رو به رو است، تبیین کند. هم­چنین این نظریه می­تواند مقیاس­های فشار، رابطه بین فشار و بزهکاری، رویکردهای تقابلی نسبت به فشار، عامل رفتار بزهکارانه یا غیر بزهکارانه و نظریه­های سیاسی را مأخذ آن­ها این نظریه است تعریف کند. اگنیر عنوان می­کند که بزهکاری نتیجه مستقیم تأثیرگذاری منفی خشم، ناکامی و احساس مضر و زیان­آور است که به دنبال مناسبات اجتماعی مخرب و منفی به وجود می­آید. بنابراین مطابق گفته­های اگینر افرادی که در معرض فشار مکرر قرار دارند، احتمال بیشتری وجود دارد که اعمال بزهکارانه مرتکب شوند. زیرا افزایش فشار منجر به افزایش خشم می­شود و به دنبال افزایش خشم نیز منجر به جرم می­شود. این نتایج با نظریه همخوانی دارد. این نتیجه با یافته­های تحقیق علیوردی­نیا، خوش­فر و اسدی(1390)، همخوانی دارد. بر اساس نتایج حاصل از آزمون فرضیه، رابطۀ مستقیم و معناداری بین احساس از خود بیگانگی و نگرش دختران به فرار از منزل، مشاهده شده است. به این معنا که هر چه میزان احساس از خود بیگانگی بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل نیز بیشتر می­شود و بالعکس هر چه میزان احساس از خود بیگانگی کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل نیز کمتر است. یکی از علل مهم فرار دختران، درونی نکردن هنجارهای اجتماعی و نهایتاً جامعه­پذیری و فقدان­ کنترل اجتماعی درونی است. هم­چنین فرایند عدم پیوستگی موجب می­شود نوجوانان فراری با هنجارهای مرسوم اجتماعی تطابق نداشته باشند. در این صورت نوجوان احساس جدایی و انفصال و خصومت نسبت به دیگران و اجتماع و سازمان­های اجتماعی می­کند. بر اساس نظریه کید و کرال(2002)، علت فرار داشتن احساساتی مانند طرد، بی­ارزش­ بودن در خانواده و انزوا و فقدان کنترل است. دختران فراری که مورد غفلت، طرد و تبعیض واقع شده­اند. درمعرض عزت نفس پایین، افسردگی و دستاوردهای اندک (تحصیلی و ...) قرار دارند. یکی از دلایل عدم توجه به این دختران این است­که آن­ها به خانواده­های آشفته تعلق دارند. این­خانواده با کنش­ها و اختلالات رفتاری نظیر غیر منطقی بودن، دعوا، تعارض و ... مشخص می­شوند و اعضای آن دارای شخصیت­های مخرب و غیرعادی هستند که فضای خانه را به اضطراب و تنش می­کشاند. هر چند والدین در چنین خانواده­هایی حضور فیزیکی دارند، اما فضای حاکم بر خانواده توام با طرد فرزندان، عدم­ محبت و بی­توجهی به مسائل آن­ها می­باشد. فرد به دلیل کمبود محبت و تربیت ناصحیح، در مواجه با یک محبت کاذب اقدام به فرار می­کند. والدین چنین خانواده­هایی در کانون ارتباطات خانوادگی حضور فعال ندارند و فرزندان به حال خود رها شده­اند و روابط آن­ها فاقد هرنوع نظارت صحیح می­باشد و کارکرد تربیتی و کنترل غیررسمی خانواده تضعیف شده، آرزوهای بی­حد و آنومیک شدت ­یافته و زمینه هنجارشکنی فرزندان فراهم است. این نتیجه با یافته­های تحقیق اردلان، سیدان و ذوالفقاری(1387)، وشامحمدی(1392)، همخوانی دارد. بر اساس نتایج حاصل از آزمون فرضیه، رابطۀ معکوس و معناداری بین میزان درآمد خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل، مشاهده شده است. به این معنا که هرچه درآمد خانواده بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل کمتر است و بالعکس هرچه درآمد خانواده کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل بیشتر می­شود. تحقیقات نشان می­دهد مشکلات مالی خانواده­ها در فرار دختران از محیط خانواده تأثیرگذار است. بنابراین بهتر است که خانواده­ها با آگاهی از این عامل سعی در ایجاد رفاه اقتصادی بیشتر برای دختران در محیط خانواده نمایند، این نتیجه با یافته­های تحقیق فنیکل و همکاران(1990)، و شیری(1385)، همخوانی دارد. بنابراین فقر رابطه مستقیم و مثبتی با ناهنجاری­های اجتماعی دارد. براساس نتایج حاصل از آزمون فرضیه، رابطۀ مستقیم و معناداری بین تعداد اعضاء خانواده و نگرش دختران به فرار از منزل، مشاهده شده است. به این معنا که هرچه تعداد اعضا خانواده بیشتر باشد، نگرش دختران به فرار از منزل بیشتر است و بالعکس هرچه تعداد اعضا خانواده کمتر باشد نگرش دختران به فرار از منزل کمتر می­شود این نتیجه با یافته­های تحقیق حسین­پور(1395)، همخوانی دارد.

 

پیشنهادها

- ارائه آموزش­های مختلف به والدین در خصوص نحوه رفتار با فرزندان از طریق رسانه­های گروهی خصوصاً رادیو و تلویزیون.

- استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس، پارک­ها، ترمینال­ها و راه­آهن برای شناسایی دختران فراری، رفع موانع قانونی برخورد با والدینی که نوجوانان و کودکان خود را مورد آزار و اذیت قرار می­دهند.

- تهیه و نمایش فیلم­های آموزشی درباره اثرات انواع روش­های نادرست تربیتی (از جمله محدودیت­های زیاد، آزادی­های بیش از حد، فاصله عاطفی با فرزندان و ...) برای اطلاع والدین مفید خواهد بود.

 

منابع

 اردلان، علی. (1382). بررسی فرار دختران از منزل، فصلنامۀ رفاه اجتماعی. سال دوم، شماره 5.

اینگلهارت، رونالد. (۱۳۷۳). تحول فرهنگی در جوامع پیشرفتة صنعتی. ترجمه: مریم، وتر. تهران: انتشارات کویر.

جوادی ­یگانه، محمدرضا. (1384). مسئلۀ دختران فراری. انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دانشگاه تهران.

حقیقی، جمال. (1386). شناسایی عوامل مؤثر بر فرار دختران و بررسی رابطه این عوامل با اختلالات روانی آنان در استان خوزستان، پژوهش­های تربیتی و روانشناختی. دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، سال سوم، شمارۀ دوم، شمارۀ پیاپی 8.

ستوده، هدایت­الله. (1375). آسیب­شناسی اجتماعی (جامعه­شناسی انحرافات). تهران: انتشارات آوای نور.

شعاع­کاظمی، مهرانگیز. (1391). آسیب­های اجتماعی (نو پدید) با تأکید بر تئوری­های زیربنایی و راهکارهای مقابله­ای. تهران: آوای نور.

عبداللهی، محمد. (1381). آسیب­های اجتماعی و روند تحول آن در ایران. مجموعه مقالات اولین همایش ملی آسیب­های اجتماعی در ایران، تهران، انجمن جامعه­شناسی ایران جلد (1). 

کریمی، یوسف. (1384). روان­شناسی شخصیت. تهران: دانشگاه پیام نور.

گیدنز، آنتونی. (1376). نظریه­های جامعه­شناسی. ترجمه: محسن، صبوری. تهران: نشر نی.

هاشمی، سیدضیاء؛ فاطمی امین، زینب؛ و فولادیان، مجید. (1389). پیامدهای فرار دختران از منزل، فصلنامۀ علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی. سال یازدهم، شماره 40.

 



1. گروه علوم اجتماعی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان- ایران (نویسنده مسئول).

 E-mail: pourjabali@gmail.com                                                                                            

2. دانش­آموخته ارشد گروه علوم اجتماعی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان- ایران.

yahoo.com @E- mail: s.ghanbari63

 

اردلان، علی. (1382). بررسی فرار دختران از منزل، فصلنامۀ رفاه اجتماعی. سال دوم، شماره 5.

اینگلهارت، رونالد. (۱۳۷۳). تحول فرهنگی در جوامع پیشرفتة صنعتی. ترجمه: مریم، وتر. تهران: انتشارات کویر.

جوادی ­یگانه، محمدرضا. (1384). مسئلۀ دختران فراری. انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دانشگاه تهران.

حقیقی، جمال. (1386). شناسایی عوامل مؤثر بر فرار دختران و بررسی رابطه این عوامل با اختلالات روانی آنان در استان خوزستان، پژوهش­های تربیتی و روانشناختی. دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، سال سوم، شمارۀ دوم، شمارۀ پیاپی 8.

ستوده، هدایت­الله. (1375). آسیب­شناسی اجتماعی (جامعه­شناسی انحرافات). تهران: انتشارات آوای نور.

شعاع­کاظمی، مهرانگیز. (1391). آسیب­های اجتماعی (نو پدید) با تأکید بر تئوری­های زیربنایی و راهکارهای مقابله­ای. تهران: آوای نور.

عبداللهی، محمد. (1381). آسیب­های اجتماعی و روند تحول آن در ایران. مجموعه مقالات اولین همایش ملی آسیب­های اجتماعی در ایران، تهران، انجمن جامعه­شناسی ایران جلد (1). 

کریمی، یوسف. (1384). روان­شناسی شخصیت. تهران: دانشگاه پیام نور.

گیدنز، آنتونی. (1376). نظریه­های جامعه­شناسی. ترجمه: محسن، صبوری. تهران: نشر نی.

هاشمی، سیدضیاء؛ فاطمی امین، زینب؛ و فولادیان، مجید. (1389). پیامدهای فرار دختران از منزل، فصلنامۀ علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی. سال یازدهم، شماره 40.