بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی با میزان سازگاری زناشویی در بین بانوان متاهل ساکن شهر آستارا

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز- ایران.

2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، صندوق پستی 3697 – 19395 تهران- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی رابطه سلامت اجتماعی با سازگاری زناشویی در بین بانوان متأهل ساکن شهر آستارا می‌باشد. جامعه آماری کلیه زنان متأهل شهر آستارا به تعداد 11900 نفر بود که با توجه به فرمول کوکران نمونه آماری 373 نفر برآورد گردید. روش نمونه­گیری تصادفی خوشه‌ای می‌باشد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه استاندارد سلامت اجتماعی کییز و پرسشنامه­ سازگاری زناشویی اسپانیر می‌باشد. برای­ تجزیه و تحلیل داده‌ها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده­گردید نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که همبستگی مثبت و معنی‌داری بین سلامت اجتماعی و مؤلفه‌های آن اعم از انسجام اجتماعی، پذیرش، مشارکت، انطباق و شکوفایی اجتماعی با سازگاری زناشویی دربین بانوان متأهل ­ساکن شهر آستارا وجود دارد. با توجه به یافته‌ها می‌توان بیان کرد که ابعاد سلامت اجتماعی از متغیرهای اثرگذار مهم بر سازگاری زناشویی می­باشد و ضرورت برنامه‌ریزی دقیق جهت تقویت ابعاد سلامت اجتماعی را آشکار می­کند. برای تحلیل داده­ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته­ها نشان می­دهد بین ابعاد سلامت اجتماعی و سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل ساکن شهر آستارا رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. از بین متغیرهای ­زمینه­ای بین سن و فاصله سنی زوجین و بین سال­های مشترک زندگی زناشویی رابطه معنی­داری ­وجود ندارد، ولی بین سازگاری زناشویی برحسب پایگاه اقتصادی– اجتماعی زوجین تفاوت معنی­داری وجود دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship Between Social health and marital Adjustment among married women in Astara

نویسندگان [English]

  • Rozita Omidi 1
  • Firuz Rad 2
چکیده [English]

The main purpose of this research is studying the relationship between
social health and marital adjustment among married women in Astara.
Statistic population of all married women in Astara was 11900 that
according to Cochran, sample was estimated 373 subjects. Sampling method
is random cluster. Data gathering tool has been Keyes social health
standard questionnaire and Spinier marital adjustment questionnaire. To
analyze data, Pearson correlation coefficient has been used. Results of
Pearson correlation coefficient showed that, there is a positive and
significant correlation among social health and its components like social
solidarity, acceptance, participation, social florescence and marital
adjustment for married women in Astara. According to findings, it can be
said that, dimensions of social health are among effective variables in
marital adjustment and show necessity of exact planning for enhancing
dimensions of marital adjustment. Descriptive and inferential statistic
was used to analyze data. There is no significant relationship among age
and married couples' age difference and common life. But there is a
significant relationship between marital adjustments based on married
couples' social– economic base.

کلیدواژه‌ها [English]

  • social health
  • marital adjustment
  • Family
  • married women

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال یازدهم، شماره چهل و یکم، زمستان 1397

ص ص 94-77

 

 

 

                                          

 

بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی با میزان سازگاری زناشویی

در بین بانوان متاهل ساکن شهر آستارا

رزیتا امیدی[1]

دکتر فیروز راد[2]

تاریخ دریافت مقاله:4/9/1396

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:1/10/1397

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی رابطه سلامت اجتماعی با سازگاری زناشویی در بین بانوان متأهل ساکن شهر آستارا می‌باشد. جامعه آماری کلیه زنان متأهل شهر آستارا به تعداد 11900 نفر بود که با توجه به فرمول کوکران نمونه آماری 373 نفر برآورد گردید. روش نمونه­گیری تصادفی خوشه‌ای می‌باشد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه استاندارد سلامت اجتماعی کییز و پرسشنامه­ سازگاری زناشویی اسپانیر می‌باشد. برای­ تجزیه و تحلیل داده‌ها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده­گردید نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که همبستگی مثبت و معنی‌داری بین سلامت اجتماعی و مؤلفه‌های آن اعم از انسجام اجتماعی، پذیرش، مشارکت، انطباق و شکوفایی اجتماعی با سازگاری زناشویی دربین بانوان متأهل ­ساکن شهر آستارا وجود دارد. با توجه به یافته‌ها می‌توان بیان کرد که ابعاد سلامت اجتماعی از متغیرهای اثرگذار مهم بر سازگاری زناشویی می­باشد و ضرورت برنامه‌ریزی دقیق جهت تقویت ابعاد سلامت اجتماعی را آشکار می­کند. برای تحلیل داده­ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته­ها نشان می­دهد بین ابعاد سلامت اجتماعی و سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل ساکن شهر آستارا رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. از بین متغیرهای ­زمینه­ای بین سن و فاصله سنی زوجین و بین سال­های مشترک زندگی زناشویی رابطه معنی­داری ­وجود ندارد، ولی بین سازگاری زناشویی برحسب پایگاه اقتصادی– اجتماعی زوجین تفاوت معنی­داری وجود دارد.

واژگان کلیدی: سلامت اجتماعی، سازگاری زناشویی، خانواده، ازدواج، زنان متأهل.

 

مقدمه

ضرورت پرداختن به سلامت اجتماعی به دلیل نقشی است که سلامت اجتماعی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه­ای ایفا می­کند. از آن جا که شرط مهم برای رشد و شکوفایی هر جامعه­ای وجود افراد آگاه، کارآمد و خلاق است، لذا پرورش و تقویت انگیزه­ پیشرفت سبب ایجاد انرژی و جهت­دهی به رفتار و علایق و نیازهای جامعه در راستای اهدافی ارزش­مند و معین می­شود و از آن جا که سلامت اجتماعی نقش عمده­ای در کارکرد همه­ زمینه­های فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد، بدیهی است که برنامه­ریزی صحیح و جامع درتأمین سلامت اجتماعی شهروندان­کاملاً ضروری به نظر برسد. شهروندی که از سلامت اجتماعی کافی برخوردار نیست نمی­تواند با چالش­های ناشی از ایفای نقش­های اجتماعی کنار بیاید و خود را با هنجارهای اجتماعی تطبیق دهد(موسوی و همکاران، 1394: 15). بنابراین لازم می­باشدکه جامعه در جهت افزایش سلامت اجتماعی مردم بکوشد زیرا بر روی زندگی همه افراد جامعه تأثیرگذار می­باشد و نهاد خانواده بیشترین تأثیر را می­پذیرد. سلامت اجتماعی می­تواند تضمین کننده سلامت خانوادگی افراد باشد که آن هم به نوبه خود در سلامت جامعه موثراست. زیرا خانواده، از نهادهای مهم و همیشگی جامعه انسانی است­ که سلامت آن، نقش مهمی در سلامت فرد و جامعه دارد. احساس­ کامیابی و شادکامی همسران و همچنین رشد و تربیت فرزندان، به موفقیت خانواده بستگی دارد(پسندیده، 1391: 15). اهمیت سلامت اجتماعی در حدی است که اشخاص برخوردار از سلامت اجتماعی، با موفقیت بیشتری می­توانند بامشکلات ناشی از ایفای نقش­های اصلی اجتماعی کنار بیایند. آنان در خانواده­هایی زندگی می­کنند که ثبات و انسجام بیشتری دارند و احتمالاً می­توانند در فعالیت­های جمعی بیشتر مشارکت کنند و باید انتظار داشت تطابق آنان با هنجارهای اجتماعی بیشتر باشد. این وضعیت می­تواند نقش مهمی در پیشگیری از انحراف که ابعادی فراتر از قلمرو رفتارهای فردی دارد داشته باشد(عبدالله­زاده ،1387؛ به نقل از عجم­نژاد، 1391). در واقع سلامت اجتماعی به عنوان معلول بسیاری از شاخص­های توسعه، نقش مهمی در توسعه اجتماعی دارد. سلامت اجتماعی به نوعی بهداشت روانی، فردی و اجتماعی گفته می­شود که درصورت تحقق آن شهروندان انگیزه و روحیه­ای شاد خواهند داشت که این امر موجب خواهد شد آن­ها در زندگی خود نیز آرامش داشته باشند، و در نهایت، جامعه شاداب و سلامت خواهد بود. و در واقع، زندگی سالم محصول تعامل اجتماعی بین انتخاب­های فردی از یک سو و محیط اجتماعی و اقتصادی احاطه کننده­ افراد از سوی دیگر است(لارسن[3]، 1993: 296-285). با این وجود،امروزه توجه به امر سلامتی در بین مردم کاهش یافته است به طوری که پژوهش­های سال­های اخیر در ایران بیانگر کاهش چشمگیر توجه به سلامتی می­باشد. اگر در جامعه­ای همه مردم از سلامت اجتماعی برخوردار باشند یعنی توانایی هضم و جذب شدندر اجتماع را دارند و از توانایی لازم در جهترفع مشکلات خود برخوردارند. یک قشری از جامعه که نیازمند توجه به سلامتی روحی، روانی و جسمی آنان می­باشد زنان متأهل هستند که وضعیت سلامت اجتماعی آنان تأثیر مهمی بر سلامت کودکان، خانواده، جامعه و محیط زیست دارد. این در حالی است که زنان اولین مراقبان سلامت خانواده و جامعه بوده و حتی آموزش و فرهنگ نیز از طریق سلامت زنان توسعه می­یابد. زنان هم دریافت کننده و هم ارائه دهندة اصلی مراقبت در نظام سلامت هستند. بنابراین توجه به سلامتی زنان که به عنوان نیمی از جمعیت می­توانند نقشی سازنده و تأثیرگذار در روند پیشرفت، تکامل و توسعه جامعه داشته باشند حائز اهمیت می­باشد(رسولی، 1380: 42). تأثیر سلامت اجتماعی بر خانواده و این که مهم­ترین مسئله برای همسران، پایداری خانواده و سازگاری زناشویی است. خانواده موفق، خانواده­ای است که با ثبات و به دور از تزلزل باشد. نبود پایداری، آینده­ای نامطمئن را در پی دارد و دلگرمی و دلبستگی خانوادگی را ناممکن می­سازد. فراتر از ثبات و پایداری، خانواده­ای موفق است که از زندگی خود خرسند و راضی باشد. احساس خرسندی و رضامندی، شوق و اشتیاق به زندگی را افزایش می­دهد، کانون زندگی را گرم می­کند و خانواده را کارآمد، پویا و موافق می­سازد(پسندیده،1391: 47)، و در کل این موضوع پذیرفته شده است که سازگاری زناشویی یک مفهوم چند بعدی است و در بر گیرنده عوامل گوناگون است که همگی در رضایت یا عدم رضایت در روابط سهم دارند و به همین خاطر در تعریف سازگاری زناشویی اتفاق نظر کلی وجود ندارد. علت این عدم توافق، عوامل اجتماعی، روان­شناختی، شخصیتی و جمعیت­شناختی مختلفی است که با سازگاری زناشویی ارتباط دارند(تراست[4]، 1985: 1073-1072). از نظر راجرز سازگاری در ازدواج شامل احساس شادمانی، رضایت و ارضای نیازهایی است که به طور متقابل بر آورده می­شود. و این مفهوم از ازدواج را به عنوان پایه بسیاری از ازدواج­ها می­داند (تیرگری[5]، 2001). سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت دارند. روابط رضایت­بخش در بین زوجین از طریق علاقه­ متقابل، میزان مراقبت از همدیگر و پذیرش و تفاهم همدیگر قابل سنجش است(سینها[6] و موکرجی[7]، 1990: 639-633). سازگاری زناشویی بر بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان­ها تاثیر گذاشته و زیربنای عملکرد خوب خانواده تلقی می­گردد و نقش والدینی را تسهیل کرده و سبب توسعه اقتصادی و رضایت بیشتر از زندگی می­شود(مؤمن­زاده،1381: 10). از سوی دیگر وجود ناسازگاری زناشویی در روابط زن و شوهر علاوه بر ایجاد مشکل در موارد فوق باعث اشکال در روابط اجتماعی، گرایش به انحرافات اجتماعی و اخلاقی و افول ارزش­های فرهنگی در بین زوجین می­شود(همان).

بنابراین هیچ جامعه­ای نمی­تواند ادعای سلامت کند، چنان چه از خانواده­های سالم برخوردار نباشد. هیچ یک از آسیب­های اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدید آید و در حقیقت حفظ و تداوم این نهاد مقدس در گرو تداوم و سلامت رابطه­ بین زن و شوهر می­باشد. رابطه­ زناشویی که زیربنای نظام خانواده می­باشد در زمره پیچیده­ترین روابط انسانی است. حال چنان چه انتخاب همسر بر پایه شناخت و به کارگیری معیارهای حساب شده و عمیق­تری صورت گیرد، احتمال این که زندگی در مسیر سازنده­تری بیفتد و عشق در پیری به پختگی و شیرینی خاص برسد بیشتر است و دختران و پسران جوانی که می­خواهند ازدواج نموده و تشکیل خانواده دهند، با آگاهی از این عوامل می­توانند در انتخاب خود دقت لازم را بنمایند تا بتوانند با انتخاب صحیح، یک زندگی راحت و آرامی را برای خود و فرزندان­شان به وجود آورند(شاکر و همکاران، 1390).

 

اهداف تحقیق

هدف کلی

- تعیین رابطه میزان سلامت اجتماعی با میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل ساکن شهرآستارا.

 

اهداف اختصاصی

- تعیین رابطه میزان پذیرش اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا.

- تعیین رابطه میزان مشارکت اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا.

- تعیین رابطه میزان انسجام اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا.

- تعیین رابطه میزان انطباق اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا.

- تعیین رابطه میزان شکوفایی اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا.

 - تعیین رابطه سن و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا.

- تعیین رابطه فاصله سنی زوجین با میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل ساکن شهر آستارا.

- تعیین رابطه سنوات زندگی مشترک با میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل ساکن شهر آستارا.

- تعیین تفاوت میزان سازگاری زناشویی بر حسب سطح پایگاه اجتماعی و اقتصادی زوجین.

 

فرضیه­ها

- بین میزان پذیرش اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا رابطه وجود دارد.

- بین میزان مشارکت اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا رابطه وجود دارد.

- بین میزان انسجام اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا رابطه وجود دارد.

- بین میزان انطباق اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا رابطه وجود دارد.

- بین میزان شکوفایی اجتماعی و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا رابطه وجود دارد.

- بین سن و میزان سازگاری زناشویی زنان متأهل ساکن شهر آستارا رابطه وجود دارد.

- بین فاصله سنی زوجین و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا رابطه وجود دارد.

- بین سنوات زندگی مشترک و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل شهر آستارا رابطه وجود دارد.

- میزان سازگاری زناشویی زنان متأهل ساکن شهر آستارا بر حسب سطح پایگاه اجتماعی و اقتصادی زوجین متفاوت است.

 

دیدگاه­ها و مبانی نظری

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی درسال 1947 (WHO) سلامتی ­فقط­در رهایی ­از بیماری نیست،   بلکه­ حالتی ­بدنی، روانی­ و آسایش ­اجتماعی ­است. و این ­تعریف، در حکم ­نوعی ­پذیرش ­رسمی­ سلامت­ اجتماعی­ در چارچوب سلامت به طور کلی بوده است. مفهوم سلامت اجتماعی به مراتب کمتر از سلامت جسمانی و یا سلامت روانی آشناست و این در حالی است که به موازات آن یکی از سه رکن اکثر تعاریف از سلامت را تشکیل می­دهد. شاید تا حدودی علت آن باشدکه مفهوم سلامت اجتماعی اساساً به ویژگی­های جامعه و افراد بر می­گردد. نخستین اشاره­ پژوهشی به مفهوم سلامت در بررسی بلوک و سلوی مشاهده شد. آن­ها اول بار در سال 1972 به تعریف و ساختن شاخص سلامت اجتماعی پرداختند و آن را مترادف با درجه عملکرد اعضا جامعه می­دانستند. با توجه به دیدگاه­های مختلف در جامعه دو رویکرد متفاوت در تعریف سلامت وجود دارد.

1. رویکرد بیماری­محور: که در این رویکرد حضور و عدم حضور بیماری در مقوله­های مختلف جسمانی و روانی تعریف شده است(شربتیان، 1391: 155). از این منظر سلامتی حالتی است که علائم بیماری در فرد وجود نداشته باشد و سلامت هدف نهایی پزشکی است. در این دیدگاه نقش عوامل تعیین کننده­ زیست محیطی، اجتماعی و روان­شناختی نادیده گرفته می­شود(سجادی و صدرالسادات، 1384: 274).

2. رویکرد سلامت­محور: که در آن سلامت را به عنوان حالت برخورداری از درجه بالایی از بهزیستی تعریف می­کنند. طبق نظریهی سلامتی، فردی سالم فرض می­شود که درجات عالی شاخص­های سلامت را دارا باشد. دوانی و همکاران عقیده دارند که سلامت حقیقتی، فرآیند نیرومند شدن و قادر بودن توام با داشتن یک زندگی خوب را منعکس می­کند(زکی و خشوعی، 1392: 83).

 

پیشینه تجربی تحقیق

بنی­فاطمه و طاهری(1388)، تحقیقی ­که با هدف تعیین عوامل موثر بر میزان رضایت زناشویی در میان زنان شهر آذرشهر (زنان متاهل 15 ساله) انجام داده بودند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه­ها نشان دهنده وجود رابطه معنادار بین متغیرهای میزان دین­داری، سرمایه اجتماعی، طول مدت ازدواج به عنوان متغیر مستقل با میزان رضایت زناشویی به عنوان متغیر وابسته می­باشد. هم­چنین میزان رضایت زناشویی بر اساس ساختار قدرت در خانواده، پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده و تحصیلات زنان­ متفاوت است. میزان رضایت زناشویی بر اساس میزان اشتغال زنان متفاوت نیست، بین فاصله سنی زوجین و رضایت زناشویی رابطه وجود ندارد.

شاهی ­و همکاران(1389)، هدف این پژوهش، تعیین ­رابطه بین سلامت ­روان و رضایت­مندی زناشویی در زوج­های مناطق آسیب­خیز شهر گرگان بود. با استفاده از مدل تحلیل رگرسیون چند متغیره و تحلیل واریانس، رابطه بین سلامت روان و رضایت­مندی زناشویی در بین 300 مرد و زن متاهل مناطق آسیب­خیز شهر گرگان بررسی شد. هم­ چنین افسردگی و اضطراب به صورت معناداری با رضایت زناشویی همبستگی داشت. سلامت روان فرد، پیش­بینی کننده رضایت زناشویی است. با توجه به این یافته­ها می­توان با ارتقای سلامت روان فرد، رضایت­مندی زناشویی زوج­ها را ارتقاء داد.

زکی و خشوعی(1392)، هدف ­این تحقیق بررسی عوامل موثر بر سلامت اجتماعی شهروندان شهر اصفهان ­بود. بر اساس­ تاثیر متغیرهای چهارگانه اعتماد اجتماعی، تعهد اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و بیگانگی اجتماعی برسلامت اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. یافته­ها نشان داد که ­بین­ سلامت­اجتماعی ­و متغیرهای­ مسئولیت­پذیری ­اجتماعی، تعهد اجتماعی، اعتماد اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. بین سلامت اجتماعی و بیگانگی اجتماعی نیز رابطه معنادار و معکوس وجود دارد. و هر کدام از متغیرهای زمینه­ای هفت­گانه به ­­طور جداگانه (سن، تحصیلات، وضعیت شغلی، مهاجرت، طبقه اجتماعی، درآمد و حوزه اجتماعی شهری) با سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

افشانی و شیری(1393)، این پژوهش می­کوشد تا وضعیت سلامت اجتماعی زنان شهر یزد و رابطه آن را با رضایت از زندگی مورد بررسی قرار دهد. نتایج نشان می­دهد که بین میزان رضایت از زندگی و سلامت اجتماعی رابطه معنی­دار و مستقیمی وجود دارد و با افزایش رضایت از زندگی، سلامت اجتماعی نیز افزایش پیدا می­کند.

زارع و صفیاری(1394)، در بررسی خود با هدف تعیین میزان رضایت از زناشویی و عوامل موثر بر آن در میان زنان و مردان متاهل (60-18) سال شهر تهران به این نتیجه دست یافت که میزان رضایت از زندگی با میزان عشق و علاقه، طول مدت زندگی زناشویی، اختلاف سنی زوجین، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، میزان تحصیلات ­زوجین رابطه معنادار وجود دارد. هم­چنین یافته­های پژوهش وجود رابطه معنادار بین متغیر وابسته و متغیر مستقل یعنی رضایت از زندگی زناشویی و دیگر متغیرهای مستقل پژوهش یعنی، میزان استفاده از رسانه­ها، تحصیلات همسان زوجین، میزان درآمد خانواده و وضعیت اشتغال زنان متاهل (شاغل و خانه­دار) را تایید نکرد.

ولدخانی و همکاران(1395)، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر سن ازدواج، تفاوت سنی و سبک­های همسرگزینی بر کیفیت زندگی زناشویی زنان متاهل شهر تهران صورت پذیرفته است. از یافته­های قابل توجه این پژوهش می­توان تاثیر منفی ازدواج در سنین نوجوانی و جوانی بر اساس سبک­های همسرگزینی که به نوعی با اجبار همراه­اند بر کیفیت زندگی اشاره کرد. هم­چنین در این پژوهش نشان داده شد که تفاوت سنی زوجین تاثیر معناداری بر کیفیت زندگی زناشویی ندارد.

در پژوهشی ­که گاریدو و آزپیازو[8](2002)، انجام دادند نتاج حاصل نشان می­دهد که وضعیت سلامت عمومی زنان از لحاظ سطح تحصیلات و وضعیت اقتصادی– اجتماعی پایین­تر از مردان است.

در پژوهشی که کییز و شاپیرو[9](2004)، در بررسی ارتباط سلامت اجتماعی و متغیرهای جمعیت­شناختی نشان داده­اند که وضعیت شغلی برای سلامت اجتماعی زنان مهم­تر از مردان است. در بین زنان و مردانی که وضعیت شغلی پایین­تری داشتند (شرایط شغلی یکسان)، زنان از سلامت اجتماعی کمتری برخوردار بودند. در واقع، همان ­گونه که جایگاه شغلی افزایش می­یابد، زنان نسبت به مردان به شکل فزاینده­ای سطوح بالاتری از پذیرش، مشارکت و انسجام اجتماعی گزارش می­کنند. در بررسی ابعاد سلامت اجتماعی، انسجام اجتماعی پایین­ترین مقدار را در بین افراد جوان­تر، کسانی که تجربة ازدواج نافرجام داشتند و افراد مجرد با جایگاه شغلی پایین داشت. هم­چنین بیشترین میزان مشارکت اجتماعی در زنان مجرد با جایگاه شغلی بالا و کمترین میزان، در مردان مسن با جایگاه اجتماعی پایین گزارش شد. بیشترین میزان شکوفایی اجتماعی را بزرگسالان 54-45 سال و افرادی با جایگاه شغلی بالا و کمترین میزان را افراد جوان­تر با جایگاه اجتماعی پایین به خود اختصاص دادند. بیشترین انطباق اجتماعی نیز در مردان متأهل و دارای جایگاه اجتماعی بالا و کمترین میزان آن در زنان متأهل مسن با وضعیت شغلی پایین مشاهده شد. سرانجام پذیرش اجتماعی در زنان مسن با پایگاه اجتماعی پایین به کمترین میزان را به خود اختصاص داد(کییز و شاپیرو، 2004).

وندورف و همکاران(2011)، نشان دادند که رابطه متغیرهای همسانی پایگاه اجتماعی– اقتصادی، همسانی سن در زمان زدواج، همسانی مذهبی، همسانی تحصیلات و طول مدت ازدواج زوجین با مقدار رضایت آن­ها از زندگی زناشویی معنادار است.

در پژوهشی که مارگا[10](2013)، با عنوان رضایت زناشویی زوجینی که مدت زیادی از زمان ازدواج­شان می­گذرد بین 78 زوج هلندی نشان دادند زنانی­ که خود سلامت نسبتاً خوبی دارند، مشکلات سلامتی همسر با رضایت زناشویی آن­ها ارتباط معنا­دار و منفی دارد. اما در رابطه با مردان بین مشکلات سلامتی خود و همسران­شان با رضایت زناشویی آن­ها رابطة معناداری مشاهده نشد.

ساکو[11]وساکو(2014)، تحقیقات آن­ها درباره بی­ثباتی زناشویی در ایتالیا حاکی از زیاد بودن گرایش به طلاق در دو سال اول ازدواج صرف­نظر از نوع مراسم ازدواج زوجین بود.

 

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

سلامت اجتماعی

واژه سلامت اجتماعی[12] واژه در واقع شامل پاسخ­های درونی فرد (احساس، تفکر و رفتار) می­باشد که هم چگونگی احساس مردم را در برمی­گیرد و هم نحوة عملکرد آن­ها(عبدالله­تبار و همکاران، 1392: 10). "کییز"[13] سلامت اجتماعی را به عنوان گزارش شخصی فرد از کیفیت ارتباطش با دیگران تعریف می­کند. سلامت اجتماعی در این مفهوم یعنی درک فرد از اجتماع به صورت یک مجموعه معنی­دار، قابل فهم و دارای نیروی بالقوه برای رشد و شکوفایی، همراه با این احساس که متعلق به جامعه است و خود را در اجتماع و پیشرفت آن سهیم بداند. "کییز" ابعاد سلامت اجتماعی را با در نظر گرفتن الگوی سلامت مطرح می­کند. در واقع مدل چند وجهی "کییز" از سلامت اجتماعی شامل پنج جنبه می­شود که میزان کارکرد بهینه­ افراد را در عملکرد اجتماعی آن­ها معلوم می­کند. طبق این تعریف شاخص­های سلامت اجتماعی عبارتند از: 1. پذیرش اجتماعی[14]، 2. انطباق اجتماعی[15]، 3. مشارکت اجتماعی[16]، 4. انسجام اجتماعی[17]، 5- شکوفایی اجتماعی[18](کییز و شاپیرو، 2004؛ به نقل از کوهی، 1392: 10).

 

انسجام اجتماعی

یعنی ارزیابی فرد از کیفیت روابط خود در جامعه و گروه­های اجتماعی(کییز، 2004: 11-9).

 

 

 

پذیرش اجتماعی

یعنی فرد اجتماع را به صورت یک مجموعه کلی و عمومی که از افراد مختلف تشکیل شده درک می­کند و به دیگران به عنوان افراد با ظرفیت و مهربان، اعتماد و اطمینان دارند(همان).

 

مشارکت اجتماعی

باوری است که طبق آن فرد خود را عضو حیاتی اجتماع می­داند و فکر می­کند چیز ارزش­مندی برای عرضه به دنیا دارد(همان).

 

انطباق اجتماعی

یعنی ­درک­ کیفیت، سازماندهی و عملکرد دنیای اجتماعی، فرد سالم­ از نظر اجتماعی سعی دارد تا در مورد دنیای اطراف خود بیشتر بداند(همان).

 

شکوفایی اجتماعی

عبارت است از ارزیابی­توان بالقوه و مسیر تکاملی اجتماع و باور به این که اجتماع در حال یک تکامل تدریجی است و توان­مندی­های بالقوه­ برای تحول مثبت دارد که از طریق نهادهای اجتماعی و شهروندان­ شناسایی می­شوند(همان).

 

روش تحقیق

روش به کار رفته برای اجرای پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه می­باشد. جامعه آماری تحقیق کلیه زنان متأهل ساکن شهر آستارا به تعداد 11900 نفر می­باشد که از این تعداد، 373 نفر ازطریق فرمول­کوکران و به شیوه نمونه­گیری ­خوشه­ا­ی انتخاب شده­اند. پایایی ابزار نیز با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرارگرفته و مقدار آلفای هر دو متغیر بالای 70 صدم و درحد مطلوب است.

ضریب پایایی محاسبه شده از طریق نرم افزار 23- spssطبق جدول شماره (1)، به شرح زیر می­باشد.

 

جدول شماره (1): میزان پایایی متغیرهای تحقیق

متغیرها

تعداد گویه­ها

ضریب آلفای کرونباخ

سازگاری زناشویی

سلامت اجتماعی

31

32

79/0

76/0

 

 

یافته­­های تحقیق

بر اساس یافته­های پژوهش، بیشترین میزان فراوانی با 5/29 درصد مربوط به گروه سنی 34-30 و کمترین فراوانی با 2/7 درصد مربوط به گروه سنی کمتر از 24 سال می­باشد. و بیشترین میزان فراوانی با 9/27 درصد مربوط به زوجینی است که 14-10 سال و کمترین میزان فراوانی با 9/13 درصد مربوز به زوجینی است که کمتر از 5 سال از ازدواجشان می­گذرد. هم­چنین بیشترین میزان فراوانی با 34 درصد مربوط به فاصله سنی 6-4 سال و کمترین میزان فراوانی با 9/13 درصد مربوط به فاصله سنی 10 سال و بالاتر می­باشد. و بیشترین میزان فراوانی با 7/32 درصد مربوط به تحصیلات کارشناسی و کمترین فراوانی با 4 درصد مربوط به تحصیلات ابتدایی می­باشد. و بیشترین میزان فراوانی با 9/31 درصد مربوط به تحصیلات دیپلم و کمترین میزان فراوانی با 1/1 درصد مربوط به تحصیلات بیسوادی می­باشد. هم چنین 4/21 درصد پاسخگویان پایگاه اقتصادی- اجتماعی خود را بالا، 2/70 درصد متوسط و 3/8 درصد پایین اعلام کرده­اند.

 

                                               جدول شماره (2): توزیع فراوانی و درصدی سلامت اجتماعی و ابعادآن

شاخص­های توصیفی

انسجام اجتماعی

پذیرش اجتماعی

مشارکت اجتماعی

انطباق اجتماعی

شکوفایی اجتماعی

سلامت   اجتماعی

میانگین

083/22

809/20

9/16

57/17

11/17

49/94

انحراف معیار

65/3

15/4

87/2

7/3

62/2

78/14

حداقل

حداکثر

13

32

11

31

11

26

10

27

9

26

61

139

 

نتایج حاصل درباره متغیر سلامت اجتماعی حاکی از آن است که میانگین این متغیر برابر با 49/94 است و در بین ابعاد سلامت اجتماعی، انسجام اجتماعی دارای بیشترین میانگین و بعد مشارکت اجتماعی کمترین میانگین را دارد.

 

جدول شماره (3): آمار توصیفی سازگاری زناشویی

میانگین

انحراف معیار

حداقل

حداکثر

107/111

 

48/20

 

10

144

 

نتایج توصیف آماری حاصل درباره سازگاری زناشویی حاکی ازآن است­که در مجموع 373 نفر به سوالات سازگاری زناشویی پاسخ داده­اند که میانگین پاسخ این متغیر برابر با 107/111 است.

برطبق یافته­های جدول شماره (4)، از ضریب همبستگی پیرسون می­توان گفت که بین سلامت اجتماعی با میزان سازگاری زنان متأهل ساکن شهر آستارا رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد.

 

 جدول شماره (4): نتایج ضریب همبستگی بین سلامت اجتماعی و سازگاری زناشویی

  متغیرها                    ضریب همبستگی                    سطح معنی­داری

سلامت اجتماعی          241/0                               000/0

 

بر طبق یافته­های جدول شماره (5)، از ضریب همبستگی پیرسون می­توان گفت که بین ابعاد سلامت اجتماعی (انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و شکوفایی اجتماعی) با میزان سازگاری زناشویی زنان متأهل ساکن شهر آستارا رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد.

 

                                            جدول شماره (5): نتایج ضریب همبستگی بین ابعاد سلامت اجتماعی با سازگاری زناشویی

            

                             متغیرها                                         سطح معنی­داری                               ضریب همبستگی                                                                     

پذیرش اجتماعی                                       217/0                                         000/0

مشارکت اجتماعی                                      233/0                                         000/0

انسجام اجتماعی                                       215/0                                         000/0

انطباق اجتماعی                                         243/0                                         000/0

شکوفایی اجتماعی                                       119/0                                         000/0

                       

 

بر طبق یافته­های جدول شماره (6)، از ضریب همبستگی پیرسون می­توان گفت ­که بین سن و سازگاری زناشویی زنان متأهل ساکن شهرآستارا رابطه معنی­داری وجود ندارد(079/-0=r). بنابراین فرض­صفر تأیید و فرض یک رد می­گردد.

 

جدول شماره (6): نتایج ضریب همبستگی بین سن با سازگاری زناشویی

          متغیرها                      ضریب همبستگی                             سطح معنی­داری

سن                            079/0-                                       128/0

 

بر طبق یافته­های جدول شماره (7)، از ضریب همبستگی پیرسون می­توان گفت که بین فاصله سنی زوجین و میزان سازگاری زناشویی در بین زنان متأهل ساکن شهر آستارا رابطه معنی­داری وجود ندارد. (075/0-=r). بنابراین فرض صفر تأیید و فرض یک رد می­گردد.

 

جدول شماره (7): نتایج ضریب همبستگی بین فاصله سنی زوجین با میزان سازگاری زناشویی

        متغیرها                                ضریب همبستگی                           سطح معنی­داری

فاصله سنی زوجین                              075/0-                                      205/0

 

برطبق یافته­های جدول شماره (8)، از ضریب همبستگی پیرسون می­توان گفت­که بین سنوات زندگی مشترک و میزان سازگاری زناشویی زنان متأهل ساکن شهر آستارا رابطه معنی­داری وجود ندارد (660/0-=r) بنابراین فرض صفر تأیید و فرض یک رد می­گردد.

 

                     جدول شماره (8): نتایج ضریب همبستگی بین فاصله سنی زوجین با میزانسازگاری زناشویی

متغیرها                        ضریب همبستگی                        سطح معنی­داری

           سنوات زندگی مشترک                       066/0-                                       205/0

 

برطبق یافته­های جدول شماره (9)، براساس آزمون F می­توان گفت­که سازگاری زناشویی زنان برحسب پایگاه اجتماعی– اقتصادی تفاوت معنی­داری وجود دارد و با اطمینان 99 درصد می­توان گفت میانگین سازگاری زناشویی افرادی که دارای پایگاه اجتماعی- اقتصادی بالاتری (41/121) هستند از میانگین سازگاری زناشویی افرادی­ که دارای پایگاه اجتماعی متوسط (91/121) و پایین (17/101) هستند، بیشتر است.

 

              سازگاری زناشویی              تعداد                  میانگین                                    F              سطح معنی­داری

بالا                              31                     41/121

 

          469/15         000/0     

پایین                           262                    91/112

متوسط                         80                      171/1

 

تبیین براساس چارچوب نظری

از نتایج تحقیق حاضر به دست آمد که هر چه قدر سلامت اجتماعی افزایش یابد سازگاری زناشویی هم افزایش خواهد یافت و به ­خاطر وجود سلامت اجتماعی، زوجین سازگاری بیشتری خواهند داشت که این عمل باعث می­شود خانواده­های سالمی در جامعه وجود داشته باشند. وجود خانواده سالم باعث تحویل فرزندان سالم به جامعه خواهد شد و همین طور زنان و مردانی­ که خودشان هم از سلامت جسمانی و روحی و روانی لازم برخوردارند و این­ها یعنی ضمانت زندگی، زندگی که دیگر قرار نیست به این راحتی از هم بپاشد و باعث مشکلات روحی و روانی زوجین گردد. از آن جایی بین تعاریف سلامت اجتماعی و سلامت روحی و روانی فاصله کمی وجود دارد، نتایج نشان می­دهد که مقیاس­های سلامت اجتماعی با سلامت روان همبستگی مثبت دارند. اما باید توجه داشته باشیم که سلامت روان، عملکرد مثبت و رضایت فرد را تنها از جنبه­های اجتماعی در ارتباط با وجود موجودیت زندگی آن را نشان می­دهد و سلامت روان شخصیت شخص را توصیف می­کند در حالی که سلامت اجتماعی مربوط به جنبه­های اجتماعی و عمومی افراد است که بر اساس آن عمل می­کنند. لذا در این مطالعه علاوه بر رابطه سلامت اجتماعی و رضایت زناشویی، می­توان به بررسی رابطه رضایت زناشویی با سلامت روان نیز پرداخت. یافته­های این نظرسنجی با بررسی­های ذکر شده در رابطه با رضایت زناشویی و سلامت روان است که نشان دهندة رابطه معنی­داری میان آن­ها است(مردی پیرسلطان، 1394: 16).

برای تبیین پذیرش اجتماعی و سازگاری زناشویی ازنظریه کییز(2005)، استفاده ­شد. پذیرش اجتماعی یعنی تفسیر فرد از جامعه و ویژگی­های دیگران است. افراد دارای این بعد از سلامت اجتماعی، اجتماع را به صورت مجموعه­ای از افراد مختلف درک می­کنند و دیگران را با همة نقص­ها و جنبه­های مثبت و منفی که دارند می­پذیرند. در واقع پذیرش اجتماعی به معنی گرایش­های مثبت نسبت به افراد، تصدیق دیگران، و به طور کلی پذیرفتن افراد، علی­رغم برخی رفتارهای سر در گم کننده و پیچیده­ آن­هاست. در پذیرش اجتماعی فرد نگرش مثبتی هم نسبت به خود و هم اجتماع دارد(کییز، 1998). در واقع شخص می­تواند همة مشکلات را از خود برطرف کرده و به عنوان عضوی از اجتماع به حیات خود ادامه دهد. هم دیگران را بپذیرد و هم دیگران او را به عنوان عضوی ازجامعه بپذیرند. و در ادامه می­توان گفت سازگاری زناشویی یک امر مهم تلقی می­شود و سلامت اجتماعی یکی از مهم­ترین عوامل اثرگذار بر سازگاری زناشویی محسوب می­گردد. لذا باید اظهار داشت که هر چه محیط زندگی زنان لذت­بخش باشد و زنان ارزیابی مثبتی درباره رویدادهای زندگی خود داشته باشند زندگی سرشار از نشاط و شادکامی توأم با هیجانات مثبتی را تجربه خواهند کرد، اما زنان دارای سازگاری زناشویی پایین، شرایط و رویدادهای زندگی را نامطلوب ارزیابی­کرده و به همین دلیل باهیجانات منفی چون اضطراب، افسردگی و پرخاشگری رو­ به ­رو می­شوند(افشانی، 1393). و نمی­توانند زندگی نرمالی را داشته باشند و در نتیجه میزان سلامت اجتماعی آنان نیز کاهش می­یابد.

در نظریه کییز مشارکت اجتماعی بیانگر ارزیابی فرد از ارزش اجتماعی خود است. کسانی که در سطح مطلوبی از این بعدند، اعتقاد دارند عضو مهمی از اجتماع هستند و چیزهای ارزش­مندی برای ارائه به دیگران دارند. مشارکت اجتماعی نشان دهنده­ آن است­ که مردم چگونه و تا چه حد احساس می­کنند آن چه انجام می­دهند برای جامعه مهم و ارزش­مند است و کمکی اجتماعی تلقی می­کنند(کییز و شاپیرو، 2005: 5).

کییز(1998)، معتقد است که انسجام اجتماعی عبارت از درک و عقلانی بودن و قابل پیش­بینی بودن جامعه است. انسجام اجتماعی قابل قیاس با بی­معنا بودن زندگی است. احساس انسجام در وجود فرد می­تواند نشانه­ای برای سلامتی او باشد. افرادی که از انسجام برخوردارند تلاش می­کنند در هنگام مواجهه با رویدادهای غیر قابل پیش­بینی، انسجام خود را حفظ کنند. انسجام اجتماعی درک فرد از کیفیت جهان اجتماعی خود و شیوه سازماندهی و عملکرد آنست. این مقوله با قابلیت معنابخشی به وجود شخص است.

انطباق اجتماعی به معنی ارزیابی فرد از کیفیت روابط متقابل در جامعه و گروه­های اجتماعی است. افراد سالم احساس می­کنند بخشی از جامعه هستند، بنابراین، انطباق اجتماعی گستره­ای است که مردم در آن احساس می­کنند وجه مشترکی با دیگران دارند و متعلق به جامعه و گروه های اجتماعی­اند(کییز، 1998: 122).

شکوفایی اجتماعی عبارت است از ارزیابی توان بالقوه مسیر تکامل اجتماع و باور به این که اجتماع در حال یک تکامل تدریجی است و توان­مندی­های بالقوه­ای برای تحول مثبت دارد که از طریق نهادهای اجتماعی و شهروندان شناسایی می­شود. افراد سالم در مورد شرایط آینده جامعه امیدوارند و قادر به شناسایی نیروهای جمعی هستند و معتقدند که خود و سایر افراد از این نیروها و تکامل اجتماع سود می­برند(عبدالله­تبار و همکاران، 1387: 176). در تجزیه و تحلیل نهایی این تحقیق می­توان گفت که افراد با سطوح بالاتری از سلامت اجتماعی نسبت به آینده جامعه خود بیشتر امیدوارند، خود را به عنوان بخشی از جامعه می­بینند و قابل درک و قابل پیش­بینی هستند، می­توانند به دیگران اعتماد کنند و در نهایت روح همکاری داشته باشد و توانایی همکاری در جامعه. اعتقاد بر این است­که فردی که سلامت اجتماعی دارند خود را به عنوان عضوی از جامعه می­دانند و فکر می­کنند که او چیزی ارزش­مند برای تحویل دادن به جهان داراست. همکاری اجتماعی مشابه تعهد و کارآیی است(سام آرام، 2013). بنابراین افزایش سطوح سلامت اجتماعی منجر به یک وجه حیاتی مهم، تعهد و کارآیی در اعضای جامعه می­شود و می­توان نتیجه گرفت­که آن­ها قادرخواهند بود در خانواده­های­شان به همان اندازه خوب عمل کنند. آن­ها مشکلات را قابل فهم و پیش­بینی می­کنند، آن­ها احساس تنهایی و پوچی نخواهند کرد؛ آن­ها احساس می­کنند که نزدیک خانواده خود هستند و صلح و آرامش را ازدست نمی­دهند و با روح همکاری، تعهد و کارآیی اهداف خود را در خانواده­های­شان به انجام می­رسانند. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که با افزایش سطح سلامت اجتماعی، سطح رضایت زناشویی ­و امنیت خانوادگی در نهایت با کاهش سطح تعارضات زناشویی و خسارات اجتماعی مواجه خواهند شد(مردی پیرسلطان، 1394: 18).

می­توان گفت که حیات خانواده از عناصر متعددی تشکیل می­شود که سن زوجین یکی از آن­هاست. بنابراین لزوماً در نتیجه یک عامل، حیات خانوادگی در معرض تهدید قطعی قرار نمی­گیرد(ساروخانی، 1393: 6).

سالاری­فر(1392)، معتقد است که هر چند نظرسنجی در ایران نشان می­دهد که بیش از 9 درصد از افراد، 25 تا 20 سالگی را سن مناسب ازدواج برای ازدواج دختران و برای ازدواج پسران نیز 24 تا 28 سالگی را سن ایده­آل می­دانند، اما برخی بر این عقیده­اند که شروع زندگی مشترک در دوران جوانی با مشکلات متعددی همراه بوده و دشواری زیادی را برای زندگی زناشویی زوج­های جوان پدید می­آورد، در حالی که ازدواج در سنین بالاتر و میانسالی این مشکلات را ندارد(رحیمی، 1394: 22). 

فاصله سنی زوجین با میزان سازگاری زناشویی می­توان گفت که اگر این رابطه مثبت و معنی­دار بود از نظریه مبادله می­توانستیم برای آن استفاده کنیم ولی با توجه به رد شدن فرضیه بنابر ­گفته آلن ژیرار: «بیشتر اوقات، افرادی با هم پیوند زناشویی می­بندند که از لحاظ سنی به هم نزدیک باشند». هر چند دانشمندان در پذیرش این که تفاوت وسیع سنی میان زن و شوهر در اکثر موارد هم چون عاملی زیان­مند بر سلامت خانواده تأثیر می­گذارد، جملگی هم داستان هستند، با این حال در تعیین مرزهایی که اختلاف سنی نباید از آن فراتر رود، وحدت نظر ندارند. به عقیده برنارد بیشترین خرسندی برای زنان هنگامی حاصل می­شودکه با مردی ازدواج کنند که پنج تا شش سال سالمندتر از ایشان باشد و برای مردان همین خرسندی هنگامی به وجود می­آید که میان صفر تا ده سال بزرگ­تر از همسران­شان باشند(ساروخانی، 1393: 6). نتیجه­گیری ­دقیق و مشخص از عقاید و اطلاعات گوناگون این است که فاصله وسیع سنی که شکاف سنی تعبیر می­شود به استواری و پایداری کانون خانوادگی کمکی نخواهد کرد. هر چند در مورد میزان تفاوت سنی هنجاری در دست نیست(همان: 64). حسینی بیرجندی(1390)، معتقد است در تعیین تفاوت سنی زن و شوهر مرز مشخصی وجود ندارد و مرد بالغ در هر سنی که باشد می­تواند با زن بالغ در هر سنی ازدواج کند و بالعکس. از طرف دیگر تفاوت سنی زوجین فقط یکی از عوامل مؤثر بر حیات خانواده است و در نتیجه یک عامل، حیات خانواده مورد تهدید جدی قرار نمی­گیرد و چه بسا زوج­هایی که از شرط تفاوت سنی مناسب بی­بهره­اند ولی علی­رغم آن از رضایت زناشویی برخوردارند(سالاری­فر، 1392).

مطالعات نشان داده­اند که با ادامه ازدواج، خشنودی رو به کاهش می­رود، زن در دوره ماه عسل و قبل از تولد اولین فرزند از هر زمان دیگر راضی­تر به نظر می­رسند. پینه او، بر اساس تحقیقات والن و بورگس که روی 1000 زوج انجام گرفته (سه سال بعد از ازدواج و20 سال بعد از ازدواج) نشان داد که هر چه از ازدواج می­گذرد، رضایت و سازگاری زن و شوهر نیز کاهش می­یابد(طاهری تیمور­لویی، 1388: 65). هر چه از ازدواج می­گذرد زن و شوهر بیشتر احساس می­کنند که رفاقت و دوستی همسران­شان را از دست داده­اند. در یک مطالعه در آمریکا 42 % زنان و 44 % شوهران اظهار کرده­اند که در ابتدای ازدواج لااقل در روز یک بار با یکدیگر می­خندیدند، به تبادل افکار می­پرداختند. با آرامی گفتگو و با هم کار می­کردند. روابط مزبور با رسیدن اولین فرزند کاهش می­یابد(همان).

در این تحقیق شاخص­های پایگاه اجتماعی شامل شغل پاسخگو و همسر، درآمد خانوار و تحصیلات پاسخگو و همسر بود. داده­های آماری حاصل از جمع­بندی رتبه­های شغلی و تحصیلات و درآمد سرپرست خانواده نشان داد که میزان سازگاری زناشویی بر اساس پایگاه اجتماعی- اقتصادی خانواده متفاوت و معنی­دار بوده است. در تبیین این یافته می­توان از ترکیب نظریه­های اساسی مازلو و نظریه مبادله آلوین گولدنر سود جست؛ مازلو معتقد است که نیازهای انسان پایه­های ارزشی او را تشکیل می­دهند، به این ترتیب مهم­ترین منشاء ارزش­ها نیازها هستند و هر آن چیزی که انسان به آن نیاز داشته باشد برای او با ارزش بوده و این فقط شامل نیازهای جسمی نمی­شود، بلکه نیاز به احترام و نیاز به روابط اجتماعی و دیگر نیازها را نیز در بر ­می­گیرد. مثلاً اگر یک پدیده یا وسیله برای یک فرد موجب کسب احترام شود آن پدیده با ارزش محسوب می­شود. اما از طرف دیگر نیازهای انسان­ها همیشه طی مراحل و یا ابزارهای مختلف و مکمل انجام می­گیرد. لذا هر وسیله­ای که به انسان کمک کند تا بتواند توسط آن یک مرحله به ارضای نیازهایش نزدیک­تر شود، آن وسیله با ­ارزش تلقی می­گردد. شغل و درآمد و تحصیلات هم ابزاری برای ارضای نیاز به احترام و (منزلت اجتماعی) با­ ارزش می­باشند(رفیع­پور، 1382: 271–270). پس پایگاه اجتماعی خانواده چون در بر آوردن نیاز به احترام نقش حیاتی دارد ارزش­مند تلقی می­گردد. چنان که آلوین گولدنر نیز مطرح می­کند اگر بپذیریم که رضایت عاطفی، هدف ظاهری ازدواج جدید باشد و هدف باطنی پایگاه اجتماعی و رفاه اقتصادی، می­توان گفت نتیجه این است که هدف نهایی، بر هدف عینی، اثرگذار است. هر چند شوهر داخل سیستم اقتصادی موفق باشد، شبکه مبادلات حقوقی و تعهدات گروه خانوادگی، عمیق­تر و وسیع­تر خواهد بود. بنابراین با برآوردن این نیاز سبب ایجاد سازگاری می­شود (یزدانی، 1391: 36). در واقع باید اشاره کرد ارضای نیازهای فیزیولوژیکی (مسکن، خوراک، پوشاک) معمولاً با پول امکان­پذیر می­شود. آن چه پول می­تواند بخرد، ارضاء­ کنندة نیازهای فیزیولوژیکی است، نه خود پول، و پول فقط می­تواند موجب ارضای نیازهای فیزیولوژیکی، ایمنی و حتی اجتماعی شود(موسوی،  13: 35). هم­چنین با توجه به نظریة مازلو می­توان گفت رضایت افراد در گرو تأمین نیازهای مالی و مادی آن­ها است. هم­چنین برگس و لاک(1953)، به تأمین اقتصادی و کفایت اقتصادی به عنوان تعیین ­کنندة اصلی در سازگاری زناشویی و طلاق می­نگرند. زوج­هایی که به دنبال طلاق هستند، مشکلات و شکایات مالی را قویاً به عنوان مسئله­ای عمده طرح می­کنند(هادیان، 1386: 73).

 

منابع

بنی­فاطمه، حسین؛ و طاهری تیمورلویی، طاهره. (1388). تعیین عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با میزان رضایت از زندگی زناشویی در میان زنان متأهل شهر آذرشهر، مجله جامعه­شناسی. سال اول، شماره دوم، بهار 1388. صص 29-7.

پسندیده، عباس. (1391). رضایت زناشویی. چاپ و نشر دارالحدیث، چاپ اول.

رحیمی، روح­الله؛ عارفی، مختار؛ و  مرادی­زاده، سهراب. (1394). بررسی روابط بین عوامل فردی– خانوادگی و ترجیحات همسرگزینی با رضایت زناشویی زوج­های هر دو شاغل در آموزش و پرورش. مجله زن و مطالعات خانواده . سال هفتم . شماره بیست و نهم . صص 71-53.

رسولی، محسن. (1380). رابطه بین الگوهای ارتباطی زن و شوهران دانشجوی دانشگاه تهران و الگوهای ارتباطی والدین آن­ها. پایان­نامه کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، تهران، دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی، تربیت معلم.

رفیع­پور، فرامرز. (1378). آنومی یا آشفتگی اجتماعی. پژوهشی در زمینۀ پتانسیل آنومی در شهر تهران، انتشارات سروش.

ساروخانی، باقر. (1393). روش­های تحقیق در علوم اجتماعی- پیشنهاد و فنون. تهران: نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، (جلد دوم).

سالاری­فر، محمدرضا. (1390). خانواده در نگرش اسلام و روان­شناسی. تهران: انتشارات سمت و حوزه و دانشگاه.

شاکر، علی؛ فتحی آشتیانی، علی؛ و مهدویان، علیرضا. (1390). بررسی رابطه سبک­های دلبستگی و سلامت روانی با سازگاری زناشویی در زوجین. مجله علوم رفتاری. دوره پنجم، شماره 2، تابستان 1390.

عبدالله­تبار، ه؛ کلدی، ع؛ محققی کمال، ح؛ فروزان، آ؛ و صالحی، م. (1387). بررسی سلامت اجتماعیدانشجویان، فصلنامه رفاه اجتماعی. س 8 (31 و 30).

عجم­نژاد، رضا؛ فتحی، منصور؛ و خاک نگین، مریم. (1391). بررسی عوامل مرتبط با سلامت اجتماعیمعلمان مراغه. فصلنامه علمی- پژوهش رفاه اجتماعی. سال دوازدهم. شماره 47.

قره­داغی، شکراله؛ مردی پیرسلطان، فهیمه؛ و درخشان­نیا، فریبا. (1394). بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و رضایت زناشویی در میان کارکنان بهزیستی کرج. پایان­نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران.

کوهی، کمال. (1392). بررسی رابطه سطح آگاهی تغذیه­ای و سلامت اجتماعی در بین شهروندان شهر تبریز. پایان­نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد تبریز.

مؤمن­زاده، ف. (1381). ارتباط تفکرات غیر منطقی و الگوهای دلبستگی با سازگاری زناشویی. پایان­نامه کارشناسی ارشد روان­شناسی عمومی، دانشگاه شهید بهشتی.

موسوی، میرطاهر؛ و شیانی، ملیحه. (1394). سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی- مفاهیم و رویکردها. تهران: انتشارات آگاه.

هادیان، زینب. (1386). بررسی رابطه بین انتظارات از همسر و رضایت از زندگی زناشویی در میان زنان متأهل شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد مطالعات زنان، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهراء.

یزدانی، عباسعلی، (1391). بررسی رابطه مشارکت اجتماعی و سلامت عمومی سالمندان منطقه 5 تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

Larson, James. (1993). "The measure ment of social Well- being ". Social Indicators Research, 28, P.p: 286-296.

Trots, Jan E. (1985). ''Abandon Adjustment! ''Journal of Marriage and the family. 47, P.p: 1072- 1073.

Tirgari A. Relationship structure of emotional intelligence with marital adjustment and application of emotional intelligence intervention program to reduce marital malady justiment [Dissertation] Tehran psychiatric institution; 2001.

Sinha sP, Mukherjee N. Marital adjustment space orientation, J social psychol 1990. 130 (5), P.p: 633-639.

Keyes, Corey Lee. M & Shapiro, Adam. (2004). Social well-being in the United States

A Descriptive Epidemiology. Chicago LI, The University of Chicago press, P.p: 350-372.

Keyes, C. L. M. (1998). Social Well- being, Social Psychology Quarterly. 61, P.p: 121-140.

Keyes, Corey Lee. M. (2004). Social well- being, Social psychology Quarterl. Vo1. 61, N. 2, P.p: 121-190.

Huppert, Felicia. (2006). Personal and social well-being modul. European social survey. Round3.

 

 

 



1. دانش­آموخته کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز- ایران.     

                                                                                                               E-mail:rozita.omidi11@gmail.com

2. استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، صندوق پستی 3697 19395 تهران- ایران (نویسنده مسئول).

E­-mail:rad_291@yahoo.com                                                                                           

 

[3]. Larson

[4]. Trost

[5].Tirgare

[6]. Sinha,p

[7].Mukerjec, N

1.  Garrido and Azpiazo

2.  Keyezand Shapiro

1. Marga

2. Sacco, G., Sacco, P.

[12] .social Health

4. Keyez, C. L. M.

[14] .social acceptance

[15] .social cherence

[16] .social contribution

[17] .social integration

[18] .social contribution

بنی­فاطمه، حسین؛ و طاهری تیمورلویی، طاهره. (1388). تعیین عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با میزان رضایت از زندگی زناشویی در میان زنان متأهل شهر آذرشهر، مجله جامعه­شناسی. سال اول، شماره دوم، بهار 1388. صص 29-7.

پسندیده، عباس. (1391). رضایت زناشویی. چاپ و نشر دارالحدیث، چاپ اول.

رحیمی، روح­الله؛ عارفی، مختار؛ و  مرادی­زاده، سهراب. (1394). بررسی روابط بین عوامل فردی– خانوادگی و ترجیحات همسرگزینی با رضایت زناشویی زوج­های هر دو شاغل در آموزش و پرورش. مجله زن و مطالعات خانواده . سال هفتم . شماره بیست و نهم . صص 71-53.

رسولی، محسن. (1380). رابطه بین الگوهای ارتباطی زن و شوهران دانشجوی دانشگاه تهران و الگوهای ارتباطی والدین آن­ها. پایان­نامه کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، تهران، دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی، تربیت معلم.

رفیع­پور، فرامرز. (1378). آنومی یا آشفتگی اجتماعی. پژوهشی در زمینۀ پتانسیل آنومی در شهر تهران، انتشارات سروش.

ساروخانی، باقر. (1393). روش­های تحقیق در علوم اجتماعی- پیشنهاد و فنون. تهران: نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، (جلد دوم).

سالاری­فر، محمدرضا. (1390). خانواده در نگرش اسلام و روان­شناسی. تهران: انتشارات سمت و حوزه و دانشگاه.

شاکر، علی؛ فتحی آشتیانی، علی؛ و مهدویان، علیرضا. (1390). بررسی رابطه سبک­های دلبستگی و سلامت روانی با سازگاری زناشویی در زوجین. مجله علوم رفتاری. دوره پنجم، شماره 2، تابستان 1390.

عبدالله­تبار، ه؛ کلدی، ع؛ محققی کمال، ح؛ فروزان، آ؛ و صالحی، م. (1387). بررسی سلامت اجتماعیدانشجویان، فصلنامه رفاه اجتماعی. س 8 (31 و 30).

عجم­نژاد، رضا؛ فتحی، منصور؛ و خاک نگین، مریم. (1391). بررسی عوامل مرتبط با سلامت اجتماعیمعلمان مراغه. فصلنامه علمی- پژوهش رفاه اجتماعی. سال دوازدهم. شماره 47.

قره­داغی، شکراله؛ مردی پیرسلطان، فهیمه؛ و درخشان­نیا، فریبا. (1394). بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و رضایت زناشویی در میان کارکنان بهزیستی کرج. پایان­نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران.

کوهی، کمال. (1392). بررسی رابطه سطح آگاهی تغذیه­ای و سلامت اجتماعی در بین شهروندان شهر تبریز. پایان­نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد تبریز.

مؤمن­زاده، ف. (1381). ارتباط تفکرات غیر منطقی و الگوهای دلبستگی با سازگاری زناشویی. پایان­نامه کارشناسی ارشد روان­شناسی عمومی، دانشگاه شهید بهشتی.

موسوی، میرطاهر؛ و شیانی، ملیحه. (1394). سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی- مفاهیم و رویکردها. تهران: انتشارات آگاه.

هادیان، زینب. (1386). بررسی رابطه بین انتظارات از همسر و رضایت از زندگی زناشویی در میان زنان متأهل شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد مطالعات زنان، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهراء.

یزدانی، عباسعلی، (1391). بررسی رابطه مشارکت اجتماعی و سلامت عمومی سالمندان منطقه 5 تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

Larson, James. (1993). "The measure ment of social Well- being ". Social Indicators Research, 28, P.p: 286-296.

Trots, Jan E. (1985). ''Abandon Adjustment! ''Journal of Marriage and the family. 47, P.p: 1072- 1073.

Tirgari A. Relationship structure of emotional intelligence with marital adjustment and application of emotional intelligence intervention program to reduce marital malady justiment [Dissertation] Tehran psychiatric institution; 2001.

Sinha sP, Mukherjee N. Marital adjustment space orientation, J social psychol 1990. 130 (5), P.p: 633-639.

Keyes, Corey Lee. M & Shapiro, Adam. (2004). Social well-being in the United States

A Descriptive Epidemiology. Chicago LI, The University of Chicago press, P.p: 350-372.

Keyes, C. L. M. (1998). Social Well- being, Social Psychology Quarterly. 61, P.p: 121-140.

Keyes, Corey Lee. M. (2004). Social well- being, Social psychology Quarterl. Vo1. 61, N. 2, P.p: 121-190.

Huppert, Felicia. (2006). Personal and social well-being modul. European social survey. Round3.