بررسی ‌مقایسه‌ای میزان ‌گرایش به‌ ورزش‌های همگانی‌ شهرهای خلخال و هشجین با در نظر گرفتن متغیرهای اقتصادی ‌و اجتماعی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال- ایران (نویسنده مسئول).

2 گروه علوم اجتماعی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال- ایران.

3 کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال- ایران.

چکیده

این پژوهش با هدف مقایسه­ ­میزان ­گرایش ­به­ ورزش­های ­همگانی ­در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب وضعیت اقتصادی– اجتماعی، در سال­های 1396-1395 انجام شده است. روش ­پژوهش؛ پیمایش و ابزار گردآوری داده­ها؛ پرسشنامه محقق ‌ساخته است. جامعه آماری ­پژوهش شامل؛ کلیه شهروندان شهرهای ­خلخال و هشجین می­باشند که طبق آمار ارائه شده توسط اداره ثبت ­احوال ­شهرستان خلخال؛ 47848 نفر در قالب 13156 خانوار در شهر خلخال ­و 7315 نفر در قالب 1984 خانوار در شهر هشجین، ساکن ­هستند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که تعداد نمونه آماری مطابق فرمول کوکران 384 نفر به دست آمد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب وضعیت اقتصادی– اجتماعی، متفاوت هست. و در هر دو شهر، میزان گرایش افراد به ورزش­های همگانی بر اساس شاخص­های وضعیت اقتصادی– اجتماعی (درآمد، نوع شغل، سطح تحصیلات، مشارکت اجتماعی، نوع غذاهای مصرفی و استفاده از کالاهای فرهنگی) متفاوت است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparative study on the tendency towards general sport in Khalkhal and Hashjin cities with consideration to economic and social variables

نویسندگان [English]

  • Samad Abedini 1
  • Jafar Ebrahimi 2
  • Ramin Esfahani Hashjin 3
چکیده [English]

This research was conducted with the aim of comparing the tendency
toward public sport in Khalkhal and Hashejin cities in terms of economic
and social status in 1395-1399. The research method is a survey and a
tool for collecting data is a researcher-made questionnaire. The statistical
population of the study included all citizens of Khalkhal and Hashjin
cities. According to statistics provided by the Khalkhal County Civil
Registry Office, 47,848 people live in 13,156 households in Khalkhal,
and 7315 as 1984 households in Hashjin City. The Cochran formula was
used to determine the sample size which was 384. The research findings
indicate that,the level of tendency toward public sport in Khalkhal and
Hashjin is different in terms of socioeconomic status. And in both cities,
the rate of people's tendency to public sports varies according to
socioeconomic status (income, type of occupation, level of education,
social participation, and type of consumed food and the use of cultural
goods).

کلیدواژه‌ها [English]

  • general sport
  • socioeconomic status
  • social participation
  • type of food
  • use of cultural goods

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال یازدهم، شماره چهل و یکم، زمستان 1397

ص ص 76-63

 

 

 

                                          

 

بررسی ­مقایسه­ای میزان ­گرایش به­ ورزش­های همگانی­ شهرهای
خلخال و هشجین با در نظر گرفتن متغیرهای اقتصادی ­و اجتماعی

                                                                                     صمد عابدینی[1]

جعفر ابراهیمی[2]

رامین ­اصفهانی­ هشجین[3]

تاریخ دریافت مقاله:19/4/1397

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:11/10/1397

چکیده

این پژوهش با هدف مقایسه­ ­میزان ­گرایش ­به­ ورزش­های ­همگانی ­در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب وضعیت اقتصادی– اجتماعی، در سال­های 1396-1395 انجام شده است. روش ­پژوهش؛ پیمایش و ابزار گردآوری داده­ها؛ پرسشنامه محقق ‌ساخته است. جامعه آماری ­پژوهش شامل؛ کلیه شهروندان شهرهای ­خلخال و هشجین می­باشند که طبق آمار ارائه شده توسط اداره ثبت ­احوال ­شهرستان خلخال؛ 47848 نفر در قالب 13156 خانوار در شهر خلخال ­و 7315 نفر در قالب 1984 خانوار در شهر هشجین، ساکن ­هستند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که تعداد نمونه آماری مطابق فرمول کوکران 384 نفر به دست آمد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب وضعیت اقتصادی– اجتماعی، متفاوت هست. و در هر دو شهر، میزان گرایش افراد به ورزش­های همگانی بر اساس شاخص­های وضعیت اقتصادی– اجتماعی (درآمد، نوع شغل، سطح تحصیلات، مشارکت اجتماعی، نوع غذاهای مصرفی و استفاده از کالاهای فرهنگی) متفاوت است.

‌واژگان­کلیدی: ورزش­های­ همگانی­، وضعیت اقتصادی– اجتماعی، مشارکت اجتماعی، نوع­ غذاهای مصرفی، استفاده ­از کالا­های فرهنگی.

مقدمه

امروزه ورزش در سراسر جهان جزئی جدا نشدنی از فرهنگ، آموزش و علم است.  با ماشینی ­شدن و بی­تحرکی زندگی جوامع، ورزش­های­همگانی یکی از شیوه­هایی است که­، افراد می­توانند با استفاده از آن بر فشارهای جسمی، روانی و اجتماعی فائق آیند(غفوری و همکاران، 1386: 35). سازمان بهداشت جهانی­، سه شاخص برای سنجش سلامت و تندرستی بین ملل مختلف، ارائه کرده است (بیماری­ها، مرگ و میر و کامیابی) که این مسئله باعث شده تا کشورهای جهان بکوشند با اقدامات مناسب به هنجارهای مطلوبی در سه شاخص یاد شده دست یابند(گائینی، 1387). از لحاظ تعداد شرکت‌ کنندگان در ورزش همگانی، تعداد شرکت‌ کنندگان در ورزش همگانی در سال 1379 در ژاپن 68 درصد، سوئد 50، استرالیا 52، دانمارک 45، هنگ‌کنگ 54 درصد و در سال 1998، نروژ 41، سنگاپور 38، فرانسه 35، چین 33، ایتالیا و جمهوری چک 33، یوگسلاوی، فیلیپین و اسپانیا 20 درصد بوده است و ایران با 92/5 درصد در رده آخر قرار دارد(مظفری و دیگری، 1384: 154ـ151). از ورزش­های همگانی و تفریحی می­توان به عنوان بخش مهمی از این راهبرد یاد کرد. زیرا ورزش­­های همگانی دارای ماهیتی تفریحی­، آزادانه و انتخابی بوده و همین امر سبب شکل­گیری اثرات مختلف آن از قبیل؛ سلامت جسمانی و روانی­، لذت­بخشی و با نشاط بودن گردیده ­است(زنگی­آبادی، 1388: 45).

گسترش و توسعه ورزش­های همگانی و تفریحی، از سیاست­هایی که از سال 1970 میلادی به شدت مورد توجه همه­، دولت­ها قرار گرفته است. زیرا سطح سلامت جامعه به ورزش­های همگانی مرتبط است. گروه­های اجتماعی و سنّی می­توانند در آن شرکت کنند و دولت­ها نیز  می­کوشند با انواع وسایل تبلیغی و ارتباط جمعی در این زمینه گام بردارند.  به همین دلیل، قرن بیستم به قرن ورزش­های المپیک معروف بود. ولی قرن بیست و یکم به ورزش­های همگانی معروف شده است و دولت­های اروپایی زیادی در این زمینه اقدام­های وسیعی انجام داده­اند و به ورزش­های همگانی توجه زیادی دارند(قره، 1383: 31).

مفهوم ورزش­های همگانى که شامل دامنه سنى سه تا بالاى هفتاد سال می­شود، انواع مختلف فعالیت­هاى جسمى اعم از بازی­های غیر منظم و خودجوش بومى تا تمرین­هاى بدنى منظم را در بر گرفته که شامل ورزش صبحگاهى، فعالیت در پارک­ها و فضاى باز، کوه­پیمایى یا کلاس­هاى آمادگى جسمانى می­شود و عموماً به ورزش­هاى گروهى غیر رقابتى و بدون هزینه و یا ارزان قیمت اطلاق می­گردد(ممتاز بخش، 1384: 14). ورزش همگانی پرداختن عامه مردم به ورزش حتی در زمانی­کوتاه با توجه به امکانات موجود و شرایط افراد است و دراین میان وظیفه اصلی سازمان تربیت بدنی و نهادهای ذی­ربط دعوت از مردم برای ورزش‌های همگانی مانند پیاده­روی، دوچرخه سواری، کوه­پیمایی، دوهای عمومی و ورزش­های بومی و محلی است. ورزش همگانی  دامنه سنی سه تا بالای هفتاد سال را شامل می­شود، ورزش­های همگانی، انواع مختلف فعالیت‌های جسمی اعمّ از بازی‌های غیرمنظم و خودجوش محلی تا تمرین­- ‌های بدنی منظم را دربرگرفته شامل ورزش صبحگاهی، فعالیت در پارک‌ها و فضای باز، کوه­پیمایی یا کلاس‌های آمادگی جسمانی می‌شود و عموماً به ورزش‌های گروهی غیر ‌رقابتی و بدون هزینه و یا ارزان ‌قیمت اطلاق می­شود(سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی­ایران، 1384: 11). امروزه حدود 50 ورزش در جهان، به ‌عنوان ورزش همگانی شناخته شده است که طیفی از دویدن‌های آرام تا بازی‌های المپیک را در بر می­گیرد(سمیع‌نیا و دیگران، 1392: 222). نتایج تحقیق مظفری(1393)، نشان داده است که درصد شرکت کنندگان در ورزش­های همگانی ایران، از قاره آفریقا بیشتر و از سایر قاره­های جهان، کمتر بود.

هر کسی  بر حسب برخی معیارهای اقتصادی، تحصیلی، ثروت شخصی و حرفه به طبقه اقتصادی و اجتماعی خاصی تعلق دارد، که این طبقات اقتصادی- اجتماعی، روی جنبه­های مختلف زندگی از جمله؛ میزان گرایش به فعالیت­های ورزشی تأثیر دارد(بوردیو، 1381). بر حسب نظریه پیر بوردیو[4](1979)، مبنی بر تاثیر سرمایه­های اجتماعی در سبک زندگی، می­توان گفت: مهم­ترین عواملی که می­توانند نحوه توزیع رفتار­های ورزشی در میان اقشار متفاوت جامعه را توضیح دهند، عبارتند از: سرمایه اقتصادی شامل (درآمد پولی، سایر منابع مالی، دارایی­ها و حقوق مالی)، سرمایه فرهنگی شامل (گرایشات و عادات دیرپایی که طی فرآیند جامعه­پذیری حاصل­می­شوند و هدف­ها­ی فرهنگی ارزش­مندی قابلیت­های تحصیلی و مهارتی را به دنبال دارد) و در نهایت وقت آزاد(بوردیو، 1381: 240).

درک توزیع طبقه در ورزش­های گوناگون، می­تواند درنقشه­های خاص قدردانی و آگاهی آن­ها ارزیابی شود. طبقات با هزینه­های متفاوت (اقتصادی، فرهنگی و جسمانی) و منافع به هم پیوسته در ورزش­های متفاوت مشخص می­شوند. منافع جسمانی (سلامت، زیبائی، قدرت) که از طریق بدن­سازی یا به طور غیر مرئی از طریق «حفاظت مناسب» تمرین­ها حاصل می­شود. منافع اقتصادی و اجتماعی (حرکت رو به بالا و غیره) و منافع نمادی که با ارزش موقعیتی یا توزیعی هر یک از ورزش­های مورد توجه پیوند می­خورد، به طوری که همه یا هر یک از آن­ها  به صورت بیش و کم، کمیاب پذیرفته می­شود و این کم یا زیادی پیوستگی واضحی با یک طبقه دارد مثل بوکس، فوتبال، راگبی یا بدن­سازی که خاص طبقه کارگر است. تنیس و اسکی طبقات متوسط بورژوازی و گلف طبقات بالای بورژوازی، منافع سلطه­ فزاینده­ای را در رابطه با تاثیرات بدنی  به طور آشکار نشان می­دهد (به طور مثال لاغر شدن، برنزه­ شدن، عضلانی ­شدن و غیره) یا گروه­های منتخب که در سطح بالائی  از این ورزش­ها (گلف، چوگان و غیره) بهره­مند می­باشند(بوردیو، 1979: 20). هم­چنین از نظر تورشتاین وبلن[5]، رقابتی که بین طبقات بالا و پایین به منظور حفظ تمایز پدیدار می­شود را، از عواملی در جهت اتخاذ سبک ­زندگی خاص بیان می­کند. در نتیجه نوع استفاده ازاوقات فراغت من­جمله؛ ورزش­های همگانی، ارتباط مهمی با سبک زندگی طبقات اجتماعی دارد (وبلن، 1383: 135). در شهرهای خلخال و هشجین، ورزش­های همگانی با هدف تفریح و سلامت، در قالب ورزش­های بومی­ و محلّی و یا در قالب ورزش­های صبحگاهی، پیاده­روی، کوه­پیمایی، صورت می­گیرد. یافته‌های پژوهشی عابدینی و طالبی(1396)، نشان می­دهد نوع ورزش‌های همگانی مورد علاقه شهروندان شهر خلخال ورزش‌های آبی، ورزش‌های بومی­ـ محلی، ورزش بزرگسالان، ورزش کارکنان دولت، ورزش‌های طبیعی مثل کوهنوردی و ...، ورزش صبحگاهی، و داژبال و ... به ترتیب از اولویت‌های ورزش‌های همگانی مورد علاقه شهروندان شهر خلخال محسوب می‌شوند(عابدینی و طالبی، 1396: 141).

با توجه به این که شهرهای خلخال و هشجین از شهرهایی هستند که به لحاظ اجتماعی، از فرهنگ سنتی برخوردارند. هم­چنین به دلیل کمبود امکانات ورزشی (مجموعاً در شهر هشجین دو سالن ورزشی و در شهر خلخال هفت سالن ورزشی وجود دارد)، به نظر می­رسد گرایش به ورزش­های همگانی از جمله ورزش­های بومی– محلّی، بیشتر مورد توجه قرار گیرد. از این رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه­ میزان گرایش به ورزش­های همگانی در دو شهرخلخال و هشجین با در نظرگرفتن وضعیت اقتصادی –اجتماعی انجام می­گیرد، تا به این سوال پاسخ دهد این که میزان تفاوت گرایش به ورزش­های همگانی در دو شهر خلخال و هشجین چگونه است؟

 

اهداف تحقیق

هدف کلی

- مقایسه گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب  وضعیت اقتصادی– اجتماعی.

 

 اهداف اختصاصی

- مقایسه گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب میزان درآمد افراد

- مقایسه گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب  وضعیت مسکن

- مقایسه گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب نوع شغل

- مقایسه گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب سطح تحصیلات

- مقایسه گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب میزان مشارکت اجتماعی

- مقایسه گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب نوع غذای مصرفی

- مقایسه گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب نوع مصرف کالای فرهنگی.

 

 

مبانی نظری تحقیق

سلیقه­های افراد در مصرف فرهنگی در کنار فعا­­لیت­های فراغت و الگوهای مصرف، از اصلی­ترین شاخص­های مورد استفاده در مطالعات سبک زندگی است(شفیعی، 1387: 144). بوردیو، بینش جدید خود را  بر مبنای ترکیب و بازنگری نظریه­های مارکس و  وبر صورت­بندی می­کند(ربانی و شیری، 1388: 213). بوردیو، دیدگاه جدیدی را در عرصه اوقات فراغت و سبک زندگی به وجود آورد، او به عرصه و میدان توجه می­کند. مطابق با هر میدان، سرمایه­هایی شکل می­گیرد که سبک زندگی گوناگونی را به صورت عادت­واره به وجود می­آورد. میدان در نظریه­ بوردیو  پهنه اجتماعی کم و بیش محدودی است که در آن تعداد زیادی از بازیگران یا کنشگران اجتماعی با منش­های تعریف شده و توانایی­هایی سرمایه­ای وارد عمل می­شوند و به رقابت، همگرایی یا مبارزه با یکدیگر می­پردازند تا بتوانند به حداکثر امتیازات دست یابند. جامعه در واقع از تعداد بی­شماری میدان تشکیل شده است؛ میدان دانشگاهی، هنری، صنعت و تجارت، وجود اشکال متفاوت «سرمایه» فراهم کننده ساختاری بنیادین برای سازماندهی عرصه­ها و به این­ ترتیب، شکل­گیری انواع مختلف منش و کنش­های مرتبط به آن­هاست. بوردیو ادعا می­کند «سرمایه جز در ارتباط با یک عرصه وجود و کارکرد ندارد.»(جلائی­پور و محمدی، 1387: 320). به تعبیر  بوردیو اگر در صدد فهم جهان اجتماعی هستیم، باید ایده سرمایه، انباشت آن و تأثیرات آن را مجدداً به جهان اجتماعی معرفی کنیم. به اعتقاد بوردیو، سرمایه می­تواند دارای اشکال مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد(شارع­پور و خوشفر، 1381: 134).

بر مبنای دیدگاه بوردیو گذران اوقات فراغت (ورزش­های همگانی ) می­تواند بیانگر سبک ­زندگی و ذائقه­های خاص باشد که به متمایز­ شدن افراد از یکدیگر منجر شود. در واقع، یکی از کارکردهای اوقات فراغت، تمایز بخشی است(بوردیو، 1979: 20). بنابراین به نظر بوردیو، انتخاب­هایی که افراد در مورد گزینه­های فراغت از جمله ورزش­های همگانی انجام می­دهند، اساساً اجتماعی است و مردم سبک­های زندگی و فعالیت­های فراغتی را می­آموزند و با توجه به سرمایه­های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، نحوه گذران ­اوقات فراغت را تنظیم می­کنند. با توجه به نظریه بوردیو، شاخص­های زیر برای هر کدام از سرمایه­ها درنظر گرفته ­شده است: درآمد، وضعیت مسکن برای سرمایه اقتصادی؛ نوع شغل­فرد و مشارکت اجتماعی شاخصی برای سرمایه­ اجتماعی؛ سطح تحصیلات و استفاده از کالاهای فرهنگی، شاخصی برای سرمایه فرهنگی و نوع غذای مصرفی برای سرمایه نمادین.

 

فرضیه­های تحقیق

  1. گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب وضعیت اقتصادی و اجتماعی متفاوت است.
  2. گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب میزان درآمد افراد متفاوت است.
  3. گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب وضعیت مسکن متفاوت است.
  4. گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب نوع شغل متفاوت است.
  5. گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب سطح تحصیلات متفاوت است.
  6. گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب میزان مشارکت اجتماعی متفاوت است.
  7. گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب نوع غذای مصرفی متفاوت است.
  8. گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب میزان مصرف کالای فرهنگی متفاوت است.

 

روش  تحقیق و شیوه نمونه­گیری

تحقیق حاضر از نظر هدف، توصیفی و از نظر استفاده، کاربردی و از حیث زمانی، مقطعی و  از لحاظ روش جمع­آوری داده­ها، پیمایشی است.

جامعه ­آماری پژوهش شامل کلیه افرادی که در شهر خلخال و هشجین در سال 1395 زندگی می­کردند که برحسب آمار ارائه شده توسط اداره ثبت احوال شهرستان خلخال افراد بالای 18 سال؛ 47848 نفر در قالب 13156 خانوار در شهر خلخال و 7315 نفر در قالب 1984 خانوار در شهر هشجین ساکن هستند.

برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که تعداد نمونه آماری مطابق فرمول کوکران 384 نفر به دست آمد. روش نمونه­گیری با توجه به وجود اختلاف جمعیت در دو جامعه (شهر خلخال و شهر هشجین) نمونه­گیری احتمالی طبقه­ای متناسب با حجم می­باشد. سپس در هر شهر از روش نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای استفاده شد و شهرها با استفاده از آمارهای غیر منتشر شده فرمانداری به سه بخش برخوردار و نیمه برخوردار و غیربرخورددار تقسیم شد و بلوک­ها و محله­ها شناسایی شد و منازل مشخص گردید و از افراد بالای 18 سال خلخال و هشجین پرسشنامه­ها به شیوه نمونه­گیری تصادفی ساده از طریق فهرست پلاک­های منازل تکمیل شد.               

 

 

جدول شماره (1): نحوه توزیع پرسشنامه در دو شهر خلخال و هشجین
برحسب روش نمونه­گیری احتمالی متناسب با حجم
pps))

شهر

تعداد جمعیت

تعداد نمونه

درصد نسبی

خلخال

47848

324

84%

هشجین

7315

60

16%

جمع

55163

384

100%

 

 

 

 

 

اعتبار و پایایی ابزار

اطلاعات از طریق ابزار پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. میزان گرایش افراد به ورزش­های همگانی با استفاده از 9 سوال در قالب طیف لیکرت پنج ارزشی- کاملاً موافق (5) تا کاملاً مخالف (1) مورد سنجش قرار گرفت. هم­چنین سوال 21 نوع ورزش مورد علاقه پاسخگویان را مشخص می­کند.  برای تعیین پایایی ابزار از روش تعیین آلفای کرونباخ استفاده شده است. (ضریب کلی آلفای پرسشنامه (83.) محاسبه شدکه نشان دهنده پایایی مناسب و مطلوب ابزار مورد استفاده می­باشد و نشان می­دهد که گویه­های پرسشنامه از توان بالایی برای سنجش متغیرها برخوردار هستند. در تحقیق حاضر برای تعیین اعتبار سازه[6] از تحلیل عاملی استفاده شده است. بر اساس نتیجه تحلیل عاملی و با توجه آمارهKMO در تمام عامل­ها می­توان نتیجه گرفت که داده­ها برای تحلیل عاملی مناسب بوده و نتیجه آزمون بارتلت[7] نیز معنی­دار است. 

 

جدول شماره (2): نتیجه آزمون بارتلت جهت تعیین اعتبار سازه­ای متغیرهای پژوهش

عامل

ضریب عامل

نتیجه کلی KMO

 

 

 

عامل مشارکت اجتماعی

0.818=KMO

Sig=0.000

میزان گرایش به ورزش­های همگانی

0.718=KMO

Sig=0.000

عامل نوع مواد غذایی

0.767=KMO

Sig=0.000

عامل استفاده ازکالاهای فرهنگی

0.758=KMO

Sig=0.000

 

 

 

 

تعاریف مفهومی ­و عملیاتی

 گرایش به ورزش­های همگانی

گرایش، عبارت است از ارزشیابی­های مثبت و منفی یا احکام ارزشی مطلوب یا نامطلوب درباره اشیا، اشخاص و وقایع. ورزش همگانی و تفریحی به فعالیت­های تربیت­بدنی و ورزش آحاد جامعه اطلاق می­شودکه به طور منظم، توسط فرد یا گروه­های رسمی و غیررسمی به منظور رفع نیازهای جسمی و روانی با هدف تامین سلامت و نشاط افراد و بهبود روابط اجتماعی آنان به صورت آگاهانه صورت می­گیرد (جوادی­پور، 1390).

در این پژوهش منظور از گرایش به ورزش­های همگانی چگونگی احساس به آن دسته از ورزش­هایی است­که تحت هر شرایطی قابل اجرا بوده و نیاز به تاسیسات و امکانات تخصصی ویژه­ای نداشته و برای سلامتی و گذراندن اوقات فراغت به اجرا در می­آیند. مثل دوچرخه­سواری، پیاده­روی، کوهنوردی، شنا، ماهیگیری.

برای سنجش متغیر گرایش به ورزش­های همگانی، تعداد 13 گویه در قالب طیف لیکرت پنج گزینه­ای کاملاً موافق (5)، کاملاً مخالف (1) تنظیم شده است. هم­چنین یک گویه نیز برای تعیین نوع ورزش پاسخگویان (ورزش حرفه­ای- ورزش همگانی) در نظر گرفته شده است.

 

وضعیت اقتصادی و اجتماعی

وضعیت اقتصادی و اجتماعی به میزان ثروت، دارایی، متعلقات شخصی و حیثیت و منزلت اجتماعی افراد گفته می­شود(کوئن، 1386: 193). متغیر وضعیت اقتصادی نیز با استفاده از درآمد ماهانه افراد، وضعیت مسکن (شخصی، استیجاری، سازمانی و رهنی) و نوع شغل مورد سنجش قرار می­گیرد.

 

مشارکت اجتماعی

آن دسته از فعالیت­های ارادی که از طریق آن­ها اعضای جامعه، در امور محله، شهر یا روستا شر­کت کرده و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در شکل­ دادن به حیات اجتماعی مشارکت دارند(محسنی­تبریزی، 1369: 108).

در این پژوهش مشارکت اجتماعی، شرکت ­ارادی و آگاهانه افراد در فعالیت­های مدنی (انجمن­های صنفی، تعاونی­ها و ...)، فرهنگی و هنری (شرکت در فعالیت­های علمی، ورزشی و هنری و ... )، مذهبی (شرکت درهیات­های مذهبی، روضه­ها و ...)، محلی (همکاری باهمسایگان، انجمن اولیا و مربیان مدرسه، فعالیت­های عمرانی و ...) می­باشد.

 

 

غذاهای مصرفی

برای سنجش این متغیر نوع غذای مصرفی به دو دسته غذاهای سنتی ایرانی (آبگوشت، قورمه­سبزی،  پلو، خورشت فسنجان، انواع آش، انواع سوپ و ...) و غذاهای فست­فودی (انواع ساندویچ، انواع پیتزا، همبرگر و ...) تقسیم و میزان مصرف هر کدام در قالب طیف لیکرت پنج ارزشی خیلی زیاد (5) تا خیلی کم (1) مورد سوال قرار گرفته است.

 

کالاهای فرهنگی

کالاهای ملموس فرهنگی که با در اختیار قرار گرفتن آن­ها به انباشت سرمایه فرهنگی منجر می­شود کالاهای فرهنگی گویند(ابراهیمی ­و ضیاءپور، 1390: 18). متغیر کالاهای فرهنگی با توجه به سه بعد سرمایه ­فرهنگی تجسم ­یافته، عینی و نهادی بوردیو؛ شاخص­هایی مانند میزان آشنایی با  موسیقی، خط و نقاشی، زبان ­خارجی، عضویت در کتابخانه، داشتن ­وسایل هنری در منزل، مطالعه روزنامه و مجله، استفاده از رایانه و گوشی هوشمند، بازدید از اماکن تاریخی و گردشگری مورد سنجش واقع شده است. تمامی گویه­ها بر اساس طیف لیکرت تنظیم گردید که برای هر گویه، پنج پاسخ (خیلی زیاد، زیاد، تا اندازه­ای، کم و خیلی کم) در نظر گرفته شده است.

 

یافته­ها

توزیع درصد نسبی میزان گرایش به شرکت در ورزش­های همگانی در بین پاسخگویانی که از درآمد پایینی برخوردارند بدین شرح است: 65.85 درصد سطح پایین و 34.15 درصد در سطح بالاست و در بین پاسخگویانی که درآمد متوسط دارند بدین نحو می­باشد: 31.31 درصد در سطح پایین و 68.69 درصد در سطح بالاست. این نسبت در بین پاسخگویانی که از درآمد بالایی برخوردارند بدین نحو است: 11.44 درصد در سطح پایین و 89.43 درصد در سطح بالاست. با مقایسه توزیع درصد نسبی میزان گرایش به ورزش­های همگانی  برحسب درآمد مشخص می­شود با بهبود درآمد افراد میزان گرایش آن­ها به شرکت در ورزش­های همگانی  بیشتر می­شود. یافته­های توصیفی میزان گرایش به ورزش­های همگانی، برحسب نوع مسکن نشان می­دهد درصد نسبی میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین پاسخگویانی که نوع مسکن­شان استیجاری است بدین شرح می­باشد: 34.46 درصد در سطح پایین و 65.54 درصد در سطح  بالا است. این میزان در بین کسانی که مسکن رهنی دارند 50 درصد در سطح پایین و 50 درصد در سطح بالا قرار دارد. میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین پاسخگویانی که مسکن شخصی دارند بدین صورت است: 8.51 درصد درسطح پایین و 91.49 درصد در سطح بالاست. لذا پاسخگویانی که از مسکن شخصی برخوردارند، گرایش بیشتری به حضور در ورزش­های همگانی دارند. پس می­توان گفت: میزان گرایش به ورزش­های همگانی برحسب نوع مسکن به طور معناداری تغییر می­یابد. بر اساس یافته­های توصیفی، میزان گرایش به ورزش­های همگانی  برحسب سطح تحصیلات نشان می­دهد بیشترین درصد نسبی میزان گرایش به ورزش­های همگانی، در بین افرادی است که تحصیلات­شان لیسانس است 92.86 درصد. در حالی که کمترین میزان گرایش به ورزش­های همگانی، در بین پاسخگویانی است که تحصیلات­شان زیر دیپلم می­باشد 50 درصد. با بررسی نتیجه یافته­های توصیفی مشخص شد میزان گرایش به ورزش­های همگانی  برحسب نوع شغل بدین صورت است که: میزان گرایش به ورزش­های همگانی دربین دانش­آموزان و دانشجویان 78.7 درصد بالاترین و دربین کشاورزان 52.17 درصد کمترین می­باشد. بر طبق یافته­های توصیفی میزان گرایش به شرکت در ورزش های همگانی بر حسب مشارکت اجتماعی، مشخص شد میزان گرایش به شرکت در ورزش­های همگانی در بین پاسخگویانی که مشارکت اجتماعی­شان بالاست؛ 94.16 درصد و کمترین میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین پاسخگویانی است که مشارکت اجتماعی پایینی دارند 42.85 درصد. یافته­های­توصیفی میزان گرایش به ورزش­های همگانی  برحسب نوع غذاهای مصرفی پاسخگویان، نشان می­دهد بیشترین میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین افرادی است ­که نوع غذاهای مصرفی­شان سنتی است 72.64 درصد و کمترین میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین پاسخگویانی است که نوع غذاهای مصرفی­شان فست­فودی است 45.97 درصد.  هم­چنین نتیجه یافته­های توصیفی مشخص کرد بیشترین میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین افرادی است که از کالاهای فرهنگی بیشتری استفاده می کنند 76.92 درصد و کمترین میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین پاسخگویانی است که استفاده کمتری از کالاهای ­فرهنگی دارند 53.09 درصد. بر اساس یافته­های توصیفی میزان گرایش آزمودنی­ها به ورزش­های همگانی بیش از حد متوسط می­باشد. به طوری که میانگین گویه­های گرایش به ورزش­های همگانی 32.5=µ و میانگین نمره پاسخ­ دهندگان 39.12=µ می‌باشد. هم­چنین یافته­های توصیفی نشان می­دهد میزان گرایش شرکت در ورزش­های همگانی در شهر هشجین 30 درصد در سطح پایین و 70 درصد در سطح بالا می­باشد. این میزان در خلخال 13.27 درصد در سطح پایین و 86.73 درصد در سطح بالا می­باشد.

- میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین متفاوت است.

با توجه به این که متغیر محل سکونت شهری پاسخگویان دو شهر خلخال و هشجین بودهو متغیر اسمی ­دو وجهی است، به سطح فاصله­ای تقلیل ­یافته و متغیر میزان گرایش به ورزش­های همگانی نیز در سطح فاصله­ای اندازه­گیری شده و برای تعیین تفاوت میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین افراد ساکن در دو شهر خلخال و هشجین از آزمون t مستقل استفاده­ شده­ است. بر حسب نتیجه آزمون، مقدار t محاسبه شده برابر با (5.446t=و 0.000p<) تعیین گردیده است. لذا فرضیه پژوهش مبنی بر وجود تفاوت در میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین افراد ساکن در شهرهای خلخال و هشجین تایید می­گردد. 

- میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب درآمد افراد متفاوت است.

سنجش میزان درآمد، بدین نحو بودکه این متغیر در سه سطح درآمد پایین، متوسط و بالا کدگذاری شد و  در ادامه میزان گرایش به ورزش­های همگانی با استفاده از آزمونF مورد سنجش قرار گرفت که نتیجه آن بدین نحو است: (44.803F=و0.05p<) لذا فرضیه پژوهش تایید می­گردد. به عبارتی با تغییر در درآمد افراد، گرایش به ورزش­های همگانی تغییر می­یابد. تفاوت دو به دو، میزان­گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب میزان درآمد افراد نشان می­دهد تفاوت معناداری در گرایش به ورزش­های همگانی در بین گروه­های درآمدی پایین و بالا دیده می­شود. (*)6.8389-=اختلاف میانگین، 0.05p<. به عبارتی با افزایش درآمد گرایش به ورزش­های همگانی بالا می­رود.

- میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب وضعیت مسکن متفاوت است.

متغیر وضعیت مسکن پاسخگویان در سه شاخص (استیجاری، رهنی و شخصی) در سطح اسمی ­مورد سوال قرار گرفت. برای استفاده از آزمون پارامتریک (آنوا) مجدد کدگذاری و به صورت مجازی به سطح فاصله­ای تبدیل شد و نتیجه آزمون F نشان می­دهد: (71.822 F=و 0.05p<)، پس می­توان­ گفت میزان گرایش به ورزش­های همگانی بر اساس متغیر وضعیت مسکن متفاوت است. لذا فرضیه پژوهش تأیید می­شود. تفاوت دو به دو، میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب نوع مسکن افراد نشان می­دهد، تفاوت در گرایش به ورزش­های همگانی در بین افرادی که نوع مسکن­شان رهن و شخصی است از تفاوت نوع مسکن رهن و استیجاری بیشتر است (*)8.4024-=اختلاف میانگین، 0.05p<.

- میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب نوع شغل متفاوت است.

متغیر نوع شغل افراد در شش سطح اسمی ­مورد سوال قرار گرفت. آزمون واریانس (24.879F= و0.05p<)رانشان می­دهد، پس می­توان­گفت برحسب نوع شغل افراد میزان گرایش به ورزش­های همگانی متفاوت هست. در نتیجه فرضیه پژوهش تایید می­گردد.تفاوت دو به دو میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهر خلخال و هشجین بر حسب نوع شغل افراد نشان می­دهد تفاوت در میزان گرایش به ورزش­های همگانی در بین افرادی که در حال تحصیل یا دانش­آموز و کارگر هستند میزان اختلاف بیش از بقیه مشاغل در گرایش به ورزش­های همگانی دیده می­شود (*)11.3537=اختلاف میانگین، 0.05p<.

- میزان گرایش به ورزش­های همگانی  بر حسب سطح تحصیلات پاسخگویان متفاوت است.

چون متغیر سطح تحصیلات درطیف پنج­گانه رتبه­ای اندازه‌گیری و از آزمون واریانس یکطرفه استفاده شد. آزمون واریانس یکطرفه نشان می­دهد (51.015F= و 0.05p<) می­باشد. لذا فرضیه پژوهش مبنی بروجود تفاوت در میزان گرایش به ورزش­های همگانی برحسب سطح تحصیلات تایید می­گردد. تفاوت دو به دو، میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب سطح تحصیلات افراد نشان می­دهد تفاوت در گرایش به ورزش­های همگانی در بین افرادی که تحصیلات­شان سیکل و فوق لیسانس و بالاتر است میزان اختلاف بیش از بقیه مقاطع تحصیلی است(*) 13.1111-=اختلاف میانگین، 0.05p<.

- میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب مشارکت اجتماعی متفاوت است.

 متغیر مشارکت اجتماعی در طیف چهار درجه­ای لیکرت مورد سنجش واقع شد. سپس با تبدیل آن به سطح (مشارکت پایین، متوسط و بالا) با استفاده از آزمون F گرایش به ورزش­های همگانی مورد سنجش قرار گرفت. در نتیجه (16.686F= و 0.05p<) به دست می­آید؛ لذا می­توان پذیرفت­که میزان گرایش به ورزش­های همگانی براساس مشارکت اجتماعی افراد تغییرمی­یابد. پس فرضیه پژوهش مورد تایید واقع می­شود.

- میزان گرایش به ورزش­های همگانی درشهرهای خلخال و هشجین برحسب نوع غذاهای مصرفی متفاوت است.

با توجه به این که متغیر نوع غذاهای مصرفی (سنتی و فست­فود) متغیر اسمی­ دو وجهی است و متغیر گرایش به ورزش­های همگانی نیز در سطح فاصله­ای اندازه­گیری شده برای تعیین تفاوت میزان گرایش به ورزش­های همگانی برحسب نوع غذاهای مصرفی ازآزمون t مستقل استفاده شده ­است و مقدار t محاسبه شده برابر با (36.245t=و 0.00 p<) تعیین گردیده­است. لذا فرضیه پژوهش مبنی بر وجود تفاوت در میزان گرایش به ورزش­های همگانی بر اساس نوع غذاهای مصرفی تایید می­شود و میزان گرایش به استفاده از غذاهای فست­فود کمتر از غذاهای سنتی است.

- میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین بر حسب مصرف کالاهای فرهنگی متفاوت است. متغیر میزان مصرف کالاهای فرهنگی در سه سطح (پایین، متوسط و بالا) مورد سنجش قرار گرفت، نتیجه آزمون واریانس نشان می­دهد که(50.017F=و 0.05p<)،پس می­توان گفت بر حسب میزان استفاده ازکالاهای فرهنگی میزان گرایش به ورزش­های همگانی متفاوت هست. لذا فرضیه پژوهش تأیید می­شود.تفاوت دو به دو میزان گرایش به ورزش­های همگانی در شهرهای خلخال و هشجین برحسب استفاده از کالاهای فرهنگی نشان می­دهد تفاوت معناداری درمیزان گرایش به ورزش­های همگانی­ در بین­گروه­های استفاده ازکالاهای فرهنگی پایین و بالا دیده می­شود (*)13.8779-=اختلاف میانگین، 0.05p<. به عبارتی با افزایش میزان استفاده از کالاهای فرهنگی، میزان گرایش به ورزش­های همگانی بیشتر می­شود.

 

بحث و نتیجه‌گیری    

بر حسب نظریه بوردیو، سرمایه نقش تعیین ­کننده در عادت­واره افراد دارد و افراد با عادات مختص به خودشان دست به رفتار می­زنند. در این پژوهش میزان گرایش به ورزش­های همگانی به عنوان نوعی از سبک زندگی برحسب هر کدام از سرمایه­ها؛ میزان درآمد و وضعیت مسکن (سرمایه اقتصادی)، مشارکت اجتماعی و نوع شغل (سرمایه اجتماعی)، استفاده از کالاهای ­فرهنگی و سطح تحصیلات (سرمایه فرهنگی)، نوع غذاهای­ مصرفی (سرمایه نمادین)(بوردیو، 1381: 240)، مورد مقایسه قرار گرفت.با بررسی شاخص­های وضعیت اقتصادی و اجتماعی (سرمایه­های پاسخگویان به قول بوردیو) مشخص شد میزان گرایش به ورزش­های همگانی بر حسب هر کدام از شاخص­ها تغییر می­کند. به عبارتی میزان گرایش به ورزش­های همگانی بر اساس میزان درآمد، وضعیت مسکن، مشارکت اجتماعی، نوع شغل، استفاده از کالاهای فرهنگی، سطح تحصیلات و نوع غذاهای­ مصرفی متفاوت است. نتیجه یافته­های این پژوهش با یافته­های تحقیق جلالی(1390)، و وایت و ویلسون(2002)، همسویی دارد. خلاصه این که افراد متعلق به طبقه اقتصادی و اجتماعی پایین­تر به طور معمول رابطه ابزاری با بدن­شان دارند. یعنی بدن­شان، ابزاری برای نان در آوردن و کار کردن است. لذا توجه به ورزش­های همگانی در بین این افراد پایین­تر است و از طرفی با کاهش سرمایه فرهنگی، فرهنگ سلامت و بهداشت، کاهش می­یابد. به طوری که تغذیه ناسالم و  استفاده از فست­فودها، در برنامه غذایی رابطه معناداری با میزان گرایش به ورزش­های همگانی دارد. هم­چنین داشتن درآمد مناسب و تامین معیشت، باعث ایجاد انگیزه و گرایش به ورزش­های همگانی می­شود. چرا که تا نیازهای ابتدایی و اولیه انسان تامین نشود، فرد به نیازهای بالاتر خود از جمله استفاده مناسب از اوقات فراغت (ورزش­های همگانی) فکری نکرده و هیچ­ گونه علاقه، انگیزه و رغبتی نشان نخواهد داد. در نهایت میزان گرایش به شرکت در ورزش­های همگانی در شهر خلخال بیشتر از شهر هشجین است.

 

منابع

بوردیو، پیر. (1381). نظریه کنش: دلایل عملی و انتخاب عقلانی. ترجمه: مرتضی، مردیها. تهران: نشر نی.

جلائی­پور، حمیدرضا؛ و محمدی، جمال. (1387). نظریه­هایمتاخرجامعه­شناسی. تهران: نشرنی.

جلالی، سیده فاطمه. (1390). رابطهوضعیتاجتماعی-اقتصادیوانگیزه­هایشرکتدرورزش­های همگانی. پایان­نامه دوره کارشناسی­ارشد. واحد علوم تحقیقات تهران.

جوادی­پور، محمد. (1390). برنامهراهبردیفدراسیونورزش­های همگانی. طرح پژوهشی وزارت ورزش و جوانان، فدراسیون ورزش­های همگانی.

ربانی، رسول؛ و شیری، حامد. (1388). اوقات فراغت و هویت اجتماعی، فصلنامهتحقیقات فرهنگی. دوره دوم، شماره 8.

زنگی­آبادی، علی. (1388). تحلیل پراکنش فضائی مبلمان ورزشی در پارک­های شهری و تأثیر آن بر رضایت و استقبال شهروندان، فصلنامهجغرافیاومطالعاتمحیطیگروهجغرافیا. سال اول، شماره 9.

سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران. (1384). مطالعات تفضیلی توسعه فرهنگ ورزش. تهران: انتشارات سیب سبز.

سمیع‌نیا، مونا؛ پیمانی­زاد، حسین؛ و جوادی­پور، محمد. (1392). آسیب‌شناسی ورزش همگانی در ایران و ارائه راهکارهای توسعه بر اساس مدل SWOT، مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 20، صص 238ـ221.

شارع­پور، محمود؛ و خوشفر، غلامرضا. (1381). رابطه سرمایه فرهنگی با هویت اجتماعی جوانان (مطالعه موردی شهر تهران)، نامه علوم اجتماعی. شماره 20.

عابدینی، صمد؛ و طالبی، شیدا. (1396). عوامل اجتماعی  فرهنگی مرتبط با میزان گرایش شهروندان به ورزش همگانی در خلخال، جامعه­شناسی کاربردی. سال بیست و هشتم، شماره پیاپی 65، شماره اول، صص 144-132.

غفوری، فرزاد؛ هنرور، افشار؛ هنری، حبیب؛ و علی، منیره. (1386). مطالعةانواعورزش­های همگانیوتفریحاتمطلوب جامعهوارائةمدلبرایبرنامه­ریزی­هایآینده. طرح پژوهشی سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران.

قره، محمدعلی. (1383). بررسی وضعیت ورزش همگانی ایران و مقایسة آن با چند کشور منتخب، فصلنامه فیوزیولوژی ورزشی. سال اول. شماره 2.

کوئن، بروس. (1386). درآمدیبرجامعه­شناسی. ترجمه: محسن، ثلاثی. تهران: انتشارات توتیا، چاپ سیزدهم.

گائینی، عباسعلی. (1387). چشم­انداز ورزش همگانی، فصلنامهرشدآموزشتربیتبدنی. سال دوم. شماره 2.

مظفری، میراحمد. (1393). وضعیت ورزش همگانی ایران و مقایسه آن با چند کشور منتخب جهان، فصلنامه علوم حرکتی و ورزش. دوره  سوم. شماره 6.

مظفری، میراحمد؛ و قره، محمدعلی. (1384). وضعیت ورزش همگانی ایران و مقایسه آن با چند شور منتخب جهان، نشریه علوم حرکتی و ورزش. شماره 6، صص 171ـ151.

ممتازبخش، مریم؛و فکور، یوسف. (1386) .بررسى راهکارهاى ارتقاء و توسعه ورزش همگانى بانوان دانشگاه علوم انتظامى، فصلنامه دانشانتظامى. سال نهم. شماره دوم.

وبلن، تورستاین. (1386). نظریةطبقهتن­آسا. ترجمۀ: فرهنگ، ارشاد. تهران: نشر نی.

Bourdieu, P. (1979). Distinction: Critique Socialo du Jugement Coll Sens Commun. Paris: Minuit.

White, P. & Wilson, B. (2002). “Distinctions in the Stands. an Investigation of Bourdieu's Habitus. Socioeconomic status and Sport Spectator Shipin Canada”, International Review for the Sociology of Sport. 37 (1), P.p: 5-16.



1. استادیار گروه علوم اجتماعی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال- ایران (نویسنده مسئول).

E- mail:abedinisamad@gmail.com

[2].گروه علوم اجتماعی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال- ایران.             E- mail:ebrahimi_aukh@yahoo.com

3. کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال- ایران.

                 E- mail:esfahaniramin3644@gmail.com

     

 

1. Pierre Bourdieu

2. Trestein Veblen

1. Costruct Validity

2. Bright Bartlett

بوردیو، پیر. (1381). نظریه کنش: دلایل عملی و انتخاب عقلانی. ترجمه: مرتضی، مردیها. تهران: نشر نی.

جلائی­پور، حمیدرضا؛ و محمدی، جمال. (1387). نظریه­هایمتاخرجامعه­شناسی. تهران: نشرنی.

جلالی، سیده فاطمه. (1390). رابطهوضعیتاجتماعی-اقتصادیوانگیزه­هایشرکتدرورزش­های همگانی. پایان­نامه دوره کارشناسی­ارشد. واحد علوم تحقیقات تهران.

جوادی­پور، محمد. (1390). برنامهراهبردیفدراسیونورزش­های همگانی. طرح پژوهشی وزارت ورزش و جوانان، فدراسیون ورزش­های همگانی.

ربانی، رسول؛ و شیری، حامد. (1388). اوقات فراغت و هویت اجتماعی، فصلنامهتحقیقات فرهنگی. دوره دوم، شماره 8.

زنگی­آبادی، علی. (1388). تحلیل پراکنش فضائی مبلمان ورزشی در پارک­های شهری و تأثیر آن بر رضایت و استقبال شهروندان، فصلنامهجغرافیاومطالعاتمحیطیگروهجغرافیا. سال اول، شماره 9.

سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران. (1384). مطالعات تفضیلی توسعه فرهنگ ورزش. تهران: انتشارات سیب سبز.

سمیع‌نیا، مونا؛ پیمانی­زاد، حسین؛ و جوادی­پور، محمد. (1392). آسیب‌شناسی ورزش همگانی در ایران و ارائه راهکارهای توسعه بر اساس مدل SWOT، مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 20، صص 238ـ221.

شارع­پور، محمود؛ و خوشفر، غلامرضا. (1381). رابطه سرمایه فرهنگی با هویت اجتماعی جوانان (مطالعه موردی شهر تهران)، نامه علوم اجتماعی. شماره 20.

عابدینی، صمد؛ و طالبی، شیدا. (1396). عوامل اجتماعی  فرهنگی مرتبط با میزان گرایش شهروندان به ورزش همگانی در خلخال، جامعه­شناسی کاربردی. سال بیست و هشتم، شماره پیاپی 65، شماره اول، صص 144-132.

غفوری، فرزاد؛ هنرور، افشار؛ هنری، حبیب؛ و علی، منیره. (1386). مطالعةانواعورزش­های همگانیوتفریحاتمطلوب جامعهوارائةمدلبرایبرنامه­ریزی­هایآینده. طرح پژوهشی سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران.

قره، محمدعلی. (1383). بررسی وضعیت ورزش همگانی ایران و مقایسة آن با چند کشور منتخب، فصلنامه فیوزیولوژی ورزشی. سال اول. شماره 2.

کوئن، بروس. (1386). درآمدیبرجامعه­شناسی. ترجمه: محسن، ثلاثی. تهران: انتشارات توتیا، چاپ سیزدهم.

گائینی، عباسعلی. (1387). چشم­انداز ورزش همگانی، فصلنامهرشدآموزشتربیتبدنی. سال دوم. شماره 2.

مظفری، میراحمد. (1393). وضعیت ورزش همگانی ایران و مقایسه آن با چند کشور منتخب جهان، فصلنامه علوم حرکتی و ورزش. دوره  سوم. شماره 6.

مظفری، میراحمد؛ و قره، محمدعلی. (1384). وضعیت ورزش همگانی ایران و مقایسه آن با چند شور منتخب جهان، نشریه علوم حرکتی و ورزش. شماره 6، صص 171ـ151.

ممتازبخش، مریم؛و فکور، یوسف. (1386) .بررسى راهکارهاى ارتقاء و توسعه ورزش همگانى بانوان دانشگاه علوم انتظامى، فصلنامه دانشانتظامى. سال نهم. شماره دوم.

وبلن، تورستاین. (1386). نظریةطبقهتن­آسا. ترجمۀ: فرهنگ، ارشاد. تهران: نشر نی.

Bourdieu, P. (1979). Distinction: Critique Socialo du Jugement Coll Sens Commun. Paris: Minuit.

White, P. & Wilson, B. (2002). “Distinctions in the Stands. an Investigation of Bourdieu's Habitus. Socioeconomic status and Sport Spectator Shipin Canada”, International Review for the Sociology of Sport. 37 (1), P.p: 5-16