رابطه پایگاه‌ هویت و بیگانگی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری بررسی مسایل اجتماعی ایران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران- ایران (نویسنده مسئول).

2 دکتری جامعه‌شناسی، مدرس دانشگاه علمی- کاربردی تهران

3 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم.

4 کارشناسی ارشد ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی.

5 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم.

چکیده

هدف این مطالعه تعیین رابطه بین بیگانگی اجتماعی و پایگاه هویت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بود. روش تحقیق، پیمایش بود. برای سنجش بیگانگی اجتماعی از شاخص‌های ملوین ‌سیمن شامل، احساس بی‌قدرتی، احساس بی‌هنجاری، احساس انزوای اجتماعی، احساس بی‌معنایی و احساس تنفر از خویشتن و به منظور تعیین پایگاه هویتی از آزمون عینی پایگاه هویت EOM-EIS2 بنیون و آدامز (1989)، استفاده گردید. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، حجم نمونه 380 نفر و شیوه نمونه‌گیری باتوجه به جنسیت و دانشکده نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب باحجم بود. نتایج به دست آمده، رابطه معنی‌داری بین میزان بیگانگی اجتماعی و پایگاه هویت دانشجویان مورد مطالعه نشان داد. متوسط بیگانگی در بین دانشجویان پسر 5/48 و دانشجویان دختر 3/49 و این رابطه از نظر آماری معنی‌دار بود. آزمون X2 تفاوت معنی‌داری را بین پایگاه هویت و دانشکده نشان داد. مقدار این رابطه برابر آزمون فی (Phi) 38/0 بود. افراد دارای پایگاه هویت موفق چون از بحران عبورکرده و به تعهداتی دست‌ یافته‌اند، کمتر درمعرض بیگانگی اجتماعی قرار می‌گیرند، از مهارت‌های اجتماعی موثری استفاده کرده و در شرایط آنومیک عملکرد رفتاری مناسبی خواهند داشت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relationship between the identity and social alienation of students of Islamic Azad University of Tabriz

نویسندگان [English]

  • Ahmad Rahro khajeh 1
  • Ali Esmaeeli 2
  • Mahmood Ziyaee Fard 3
  • Hussein Bageri 4
  • Mohammad Ali Kafayi far 5
چکیده [English]

The aim of this paper is to study the relationship between social
alienation and identity status of university students. Methodology of this
study is survey. In order to measure social alienation, Melvin Seaman’s
scale including feelings of powerlessness, social anomie, social isolation,
meaninglessness, and estrangement were used. In order to measure identity
status EIS2-EOM Test provided by Adams and Benion (1989) was used.
Statistical population of this study includes students of Tabriz Islamic
Azad University. The sample includes 380 students chosen through
proportional stratified sampling method based on student’s gender and
faculty. Findings of the study show that, there is a significant correlation
between social alienation and identity status of subjects. Average of
alienation among males is 48. 5 and females’ average is 49.3 that are
statistically meaningful. X2 Test shows that, there is a significant
correlation between identity status and faculty that the rate of this relation
(in Phi test) is 0. 38. Individuals with a strong identity base, because they
have crossed the crisis and made commitments, are less exposed to social
alienation, use effective social skills, and have an appropriate behavior in
anomic conditions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • social alienation
  • identity status
  • university students
  • Melvin Seaman
  • Adams and Benion

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال دهم، شماره چهلم، پائیز 1397

ص ص 84-69

 

 

 

                                          

 

رابطه پایگاه‌ هویت و بیگانگی اجتماعی دانشجویان

 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

احمد راهرو خواجه[1]

دکتر علی اسمعیلی[2]

محمود ضیایی­فرد[3]

حسین باقری4

محمدعلی کفایی­فر5

تاریخ دریافت مقاله:9/4/1397

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:16/7/1397

چکیده

هدف این مطالعه تعیین رابطه بین بیگانگی اجتماعی و پایگاه هویت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بود. روش تحقیق، پیمایش بود. برای سنجش بیگانگی اجتماعی از شاخص‌های ملوین ‌سیمن شامل، احساس بی‌قدرتی، احساس بی‌هنجاری، احساس انزوای اجتماعی، احساس بی‌معنایی و احساس تنفر از خویشتن و به منظور تعیین پایگاه هویتی از آزمون عینی پایگاه هویت EOM-EIS2 بنیون و آدامز (1989)، استفاده گردید. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، حجم نمونه 380 نفر و شیوه نمونه‌گیری باتوجه به جنسیت و دانشکده نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب باحجم بود. نتایج به دست آمده، رابطه معنی‌داری بین میزان بیگانگی اجتماعی و پایگاه هویت دانشجویان مورد مطالعه نشان داد. متوسط بیگانگی در بین دانشجویان پسر 5/48 و دانشجویان دختر 3/49 و این رابطه از نظر آماری معنی‌دار بود. آزمون X2 تفاوت معنی‌داری را بین پایگاه هویت و دانشکده نشان داد. مقدار این رابطه برابر آزمون فی (Phi) 38/0 بود. افراد دارای پایگاه هویت موفق چون از بحران عبورکرده و به تعهداتی دست‌ یافته‌اند، کمتر درمعرض بیگانگی اجتماعی قرار می‌گیرند، از مهارت‌های اجتماعی موثری استفاده کرده و در شرایط آنومیک عملکرد رفتاری مناسبی خواهند داشت.

واژگان کلیدی: بیگانگی اجتماعی، پایگاه هویت، دانشجویان.

مقدمه

کسب احساس هویت، مهم‌ترین رویداد دوره نوجوانی است، دورانی که فرد در مفصل دو دوره خاص واقع شده است، از سویی دوره‌ کودکی و از سوی دیگر دوره بزرگسالی. انتقال از کودکی به بزرگسالی مستلزم دو چیز است، یکی مهار و غلبه بر ضعف‌های دوره کودکی و دیگری آمادگی برای ورود به عرصه‌ بزرگسالی. نوجوان هنگامی با بحران هویت مواجه می‌شود که بر ضعف‌های دوره‌ کودکی غلبه نکرده و آمادگی برای بر دوش کشیدن مسئولیت‌های بزرگسالی نداشته باشد. برخی نوجوانان این دوره را طی نمی‌کنند و در فضا معلق می‌مانند. بنابراین، در پایان دوره نوجوانی یک بحران هویت روی می‌دهد که اریکسون آن را بهنجار می‌خواند اما ناتوانی برای کنار آمدن با این بحران، نابهنجار به شمار می‌رود، چرا که نوجوان را از داشتن یک هویت نیرومند محروم می‌سازد و او به سردرگمی هویت یا آشفتگی نقش مبتلا می‌گردد. یکی از متغیرهایی که با متغیر پایگاه هویت رابطه دارد، بیگانگی اجتماعی است. بیگانگی اجتماعی ازمفاهیم شاخص در تفکرات اجتماعی است­که برخی آن را پدیده‌ای خاص جوامع­مدرن می‌دانند و برخی ریشه آن را در ادبیات یونان و عهد عتیق جستجو می‌کنند. صاحب‌نظران اجتماعی و روان‌شناسی دیدگاه‌های مختلفی نسبت به این مفهوم دارند. مارکس آن را به معنای ضعف قدرت می‌داند، وبر آن را حاصل عقلانیت بوروکراسی معرفی می‌کند و دورکیم آن را مترادف بی‌هنجاری می‌داند. مانهایم صنعتی شدن، تخصص‌گرایی و بوروکراسی را از عوامل بیگانگی معرفی می‌کند(محسنی تبریزی، 1370). برخی از صاحب‌نظران بیگانگی اجتماعی را با ماهیت هویت در ارتباط می‌دانند. این هویت در برخی عرصه‌ها به طور ناخودآگاه و در بستر جامعه شکل می‌گیرد. بیگانگی اجتماعی و بحران هویت مسئله امروز جوامع است و آسیب‌های اجتماعی برخاسته از آن، پدید آورنده مسائل و مشکلاتی هستند که دامنگیر جوامع امروزی شده است. چون نوجوانان در مرکز این بحران قرار دارند، بنابراین آنان به دنبال بحران هویت به سوی آسیب‌های اجتماعی گرایش پیدا کرده و در اکثر موارد، فرصت‌های جبران‌ناپذیری را از حیث تحصیل، اشتغال و کار از دست می‌دهند و قشری مطرود در جامعه تلقی می‌شوند، رنج و ناراحتی خانواده‌های آنان و وقت و هزینه‌ای که دولت‌ها و سازمان‌های مسئول صرف حل آن می‌کنند، در جای خود نیز قابل تأمل است. آسیب‌پذیری جوانان در مقابل فشارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ممکن است به شکل‌گیری و تکامل احساس هویت صدمه بزند و باعث ایجاد عدم اطمینان، عدم ثبات، احساس ناامنی و بیگانگی اجتماعی فرد گردد. درمقاله حاضر با توجه به نقش بیگانگی اجتماعی در تحولات هویت فرد، رابطه پایگاه‌ هویت فرد با بیگانگی اجتماعی بررسی و ارتباط این متغیرها با برخی متغیرهای جمعیت‌شناختی توصیف و تحلیل می‌گردد.

 

 

 

اهداف تحقیق

هدف کلی

- تعیین تفاوت بیگانگی اجتماعی بر حسب پایگاه هویت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

 

 اهداف اختصاصی

-           تعیین تفاوت بیگانگی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بر حسب پایگاه هویت آنان به تفکیک دانشکده

-           تعیین تفاوت بیگانگی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بر حسب پایگاه هویت آنان به تفکیک جنس

-           تعیین تفاوت بیگانگی اجتماعی دانشجو یان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریزبر حسب پایگاه هویت آنان به تفکیک وضع تأهل.

 

مبانی نظری

هویت

هویت کلمه‌ای است عربی ­که درزبان فارسی به جای واژه انگلیسی (Identity) به کار می‌رود(الطائی، 1378: 33). هویت در علوم مختلف دارای مفاهیم خاصی است. هویت در علوم اجتماعی بیشتر از دیدگاه جامعه­شناسی خرد و روان­شناسی اجتماعی و آرای دانشمندان زیادی از قبیل: مید، کولی و روزنبرگ سرچشمه می‌گیرد و در کار دانشمندانی هم­چون تاجفل، جان ترنر، اسمیت، پیتربورک، جنکینز و مک کال بسط می‌یابد.

مقوله‌ای به نام هویت سابقه­ای به قدمت تاریخ بشر دارد. از آن زمانی که انسان احساس کرد به کیستی و چیستی خود در برابر حیوانات و طبیعت پاسخ بگوید، هویت شکل گرفت. در دوران نوگرایی مسئله­ای به نام شناسایی یا سوبژه مطرح می‌کرد که نوعی انسان در مرکز کهکشان قرار گرفته و توانایی استعداد و عقلانیت او را درمتن هر گفتمان نوین جای می‌گیرد به طوری که اصالت انسان شکل می‌گیرد. در این جا انسان خودش را تعریف می‌کند(تاجیک و دیگران، 1379: 15). شکل­گیری هویت انسانی به عنوان عامل شناسایی به جایی می‌رسد که در تفکر نیچه و هگل و حتی متفکرین قبل از هگل، انسان به نوعی جایگزین خدا می‌شود. در تفکر ساتر هم این مطلب وجود دارد که انسان وجود خود را می‌آفریند و خالق خود می‌شود و حتی توانایی آن را دارد که در جایگاه خالق خود قرار بگیرد، تا نیچه که مرگ خدا را اعلام می‌دارد و انسان جایگزین او می‌شود. انسان هم می‌تواند به عنوان عامل شناسایی و هم موضوع شناسایی مطرح گردد(همان: 17-16). دوران فرامدرن هویت را در معنای کلی زیر سوال می‌برد. فرامدرن معتقد است که هویت‌ها شکل می‌گیرند با این تفاوت که هویت‌ها متکثر می‌باشند و هویت ثابت وجود ندارد، در غیر این صورت شکل و محتوای خاص دیگری به نام هویت جهانی به خود می‌گیرد. ما، هویت جهانشمول و ثابت نداریم، بلکه با هویت‌ها رو به رو هستیم. هویت در معنای ساده عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات فردی و اجتماعی و احساسات و اندیشه‌های مربوط به آن­ها که فرد آن‌ها را از طریق توانایی کنش متقابل با خود و با یافتن تصوراتی از خود به دست می‌آورد که متمایز از دیگران است و در جواب من کیستم؟ ارائه می‌دهد. هویت یک فرد می‌تواند جمعی و فردی باشد. در هویت فردی (من) در مقابل (دیگران) قرار می‌گیرد و هویت اجتماعی یک فرد باعث ایجاد (ما) در برابر (آن­ها) می‌شود (احمدلو، 1381: 113-112).

 

نظریه هویت اجتماعی

کانون نظریه هویت اجتماعی، ارتباطات بین گروهی و مخصوصاً سوگیری درون گروه و کشمکش اجتماعی است. افراد علاقه دارند که خودشان را کمتر به عنوان اشخاص فردی متفاوت و بیشتر به عنوان عضو مقوله اجتماعی مشترک ببینند و تعریف کنند. برای مثال یک مرد علاقه دارد خود را به مرد در مقابل زن مقوله­بندی کند. بنابراین او متمایل است که بر مشابهت دیگر مردان تأکید کند و تفاوت‌های ادراکی خود از زنان را بالا ببرد(Turner & haslam, 2001: 20). بلومر معتقد است فرآیند جهانی شدن زندگی گروهی است­که قواعد را می‌آفریند نه این­که قواعد، زندگی گروهی را به وجود آورد و زیمل اساس زندگی اجتماعی را افراد یا گروه‌های آگاه می‌داند که با یکدیگر کنش متقابل دارند و تحت تأثیر انگیزه­ها، اهداف و علایق یکدیگر قرار می‌گیرند و یا کولی که (خودآینه­سان) را متأثر از ویژگی‌های­گروهی می‌داند. این اندیشمندان علاوه بر تأکید مجدد بر کنش اجتماعی، وجوه مشترک و آگاهی بر عضو دیگری که عبارت است از (در احاطه قرار گرفتن بخشی از هویت فردی توسط نیروی جمعی یا هویت جهانی) تأکید می‌کنند(رزازی­فر، 1379: 105).

کاستلز معتقد است که هویت اجتماعی در بستر روابط قدرت شکل می‌گیرد و به گونه­ای که وی بین سه صورت و منشأ ساختن هویت تمایز قائل می‌شود:

هویت مشروعیت بخش: این نوع هویت توسط نهادهای غالب جامعه ایجاد می‌شود تا سلطه آن­ها بر کنشگران اجتماعی گسترش دهد.

هویت مقاومت: این هویت به دست کنشگرانی ایجاد می‌شود که در اوضاع و شرایطی قرار دارند که از طرف منطق سلطه بی ارزش دانسته می‌شوند و یا داغ ننگ بر آن زده می‌شود. از همین رو سنگرهایی برای مقاومت برمبنای اصول متفاوت یا متضاد با اصول مورد حمایت نهادهای جامعه ساخته می‌شود.

هویت معنادار: هنگامی که کنشگران اجتماعی با هرگونه مواد و مصالح فرهنگی قابل دسترس هویت جدیدی می‌سازند که موقعیت آنان را در جامعه از نو تعریف می‌کند و به این ترتیب در پی تغییر شکل کل ساخت اجتماعی هستند این نوع هویت تحقق می‌یابد(کاستلز، 1380: 24). مید نیز (دیگری تعمیم یافته) را ایفا کننده نقش هویت جمعی می‌داند که به بیان او تقدم جامعه را بر فرد نمایان می‌سازد و ارزش عام را بر رفتارهای فردی اعمال می‌کند(ترنر، 1371: 327).

استرایکر و سرپ به تعهد کنش متقابلی که از طریق ارتباط با شبکه‌های مختلف روابط مشخص می‌شود، اشاره می‌کنند و می‌گویند: افراد خاص که شبکه‌های کنش متقابل را شکل می‌دهند از طریق چنین ساختارهای اجتماعی با تأثیرورزی تعهدات، مستقیما بر هویت مؤثر می‌شوند(Brogatta, 1992: 847).

ماوچی که در نظریه­هایش بیش از هر چیز به مفهوم هویت تأکید دارد معتقد است که عضو تضاد در تشکیل هویت نقش مؤثری ایفا می‌کند(Schlesinger, 1991: 150).

گلنر (نظام آموزشی عام) را در شکل‌گیری هویت جمعی مؤثر می­داند به طوری که ایشان، این نظام را سبب تجانس فرهنگی می‌داند که قواعد مشترکی را برای تعاملات اجتماعی فراهم می‌کند و عمل به این قواعد مشترک موجب ناسیونالیسم یا تعهدات عام می‌گردد(Wiggins & bereiy, 1994: 19).

اسمیت معتقد است که هویت اجتماعی یک کنشگر نه یک وصف واحد بلکه اوصاف متعددی را به او نسبت می‌دهد و این اوصاف درمنابع هویت بخش او ریشه دارند. مثلا افراد، توسط خانواده، زادگاه، مناطق و نواحی زندگی، سن، گروه‌های جنسی، طبقات و قشر، گروه‌های مذهبی، قومی و ملی و هم­چنین توسط انسانیت تعیین هویت شده‌اند(اسمیت، 1377: 185). با توجه به بررسی­هایی که از دیدگاه صاحب­نظران مختلف در مورد هویت اجتماعی انجام شد، می­توان درمورد پایه تشکیل یک هویت اجتماعی بر دو عنصر عمده و مشترک تأکید نمود و آن عبارت است از تعهد و تعلق عاطفی. بدین ترتیب تعریفی که از هویت اجتماعی می‌توانیم ارائه بدهیم عبارت است از: هویت اجتماعی نوعی احساس تعهد و تعلق عاطفی نسبت به اجتماعی عام می‌باشدکه باعث وحدت و انسجام اجتماعی شده و درکل بخشی از هویت فرد را تشکیل می‌دهد.

امروزه هویت از جنبه‌های گوناگون و از سوی نظریه­پردازان گوناگون مطرح می‌شود به طوری که مفاهیمی از قبیل هویت قومی، هویت ملی، هویت جهانی، بحران هویت و ... همگی حول مفهوم هویت مطرح و بررسی می‌شوند. هویت درمعنای عام و کارکردی همان چیزی است­که (خودی) را از (غیرخودی) متمایز می‌کند و در معنای تخصصی­اش عبارت است از فرایند معناسازی بر اساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعه به هم پیوسته­ای از ویژگی‌های فرهنگی که بر منابع معیاری دیگر اولویت داده می‌شود(کاستلز، 22: 1380).

 

پایگاه هویت

هویت تعریفی است که شخص از خود و وجود خود می‏کند و به کمک آن به سئوال‏هایی از قبیل «چیستم»؟ و «چه می‏خواهم»؟ پاسخ می‏دهد و از طریق آن به ابعاد شخصیت خود انسجام نسبی می‏بخشد و در زمان و مکان و جامعه و از نظر روانی و رفتاری، موضع‏یابی و جهت‏یابی می‏کند. مارسیا با توجه به دو متغیر کاوش و تعهد از پایگاه‌های هویت سخن می‌گوید. اریکسون نیز هویت را تعادلی بین تعهد و سردرگمی نقش می‌داند. مارسیا هویت من اریکسون را به عنوان پایگاه هویت عملیاتی کرده و چهار پایگاه هویت را مشخص کرده است: پایگاه هویت موفق[4]، دیرتحقق‌پذیر[5]، زودتحقق‌پذیر[6]، آشفته[7]، دوره نوجوانی با تغییراتی از جمله روابط صمیمانه با دیگران و توانایی‌های جدید شناختی همراه است. این تغییرات نوجوانان را وادار می‌سازد که به یگانگی و ثبات بیشتر در تعریف خود بیاندیشند و به دنبال آن باشند که هویت خود را مستقل از دیگران شکل دهند.

 

بیگانگی اجتماعی

مارکس از خودبیگانگی را هم معنی ضعف قدرت دانسته و به زعم او فرد در هنگام ضعف قدرت تا حدی از خود بیگانه می‌شود که قدرت ویژه خود را در تصمیم‌گیری از دست می‌دهد. نمی‌تواند سهم اقتصادی خود را کنترل و برای استفاده از وجودش برای رسیدن به اهداف خود احساس درماندگی کرده و مانند ابزاری جهت رسیدن به اهداف مؤسسان حاکم عمل می‌کند. این حالت منجر به بیگانگی فرد از خود و پایین آمدن شان او در حد ابزار می‌گردد(سیمن، 1959: 784).

مارکس بیگانگی و از خودبیگانگی انسان‌ها را حاصل «تقسیم کار» و «مالکیت خصوصی» می‌داند. این بیماری وقتی درمان می‌شود که مالکیت خصوصی برداشته شود و کمونیسم درجامعه انسانی حاکمیت پیدا کند. زیرا انسان وقتی با خود بیگانه است که به آغوش جامعه باز گردد و کمونیسم می‌تواند تضاد میان فرد و اجتماع، جبر و اختیار و انسان و طبیعت را از میان بردارد.

 

زیمل و از خودبیگانگی انسان

از جمله اموری که در حوزه اقتصاد می‌تواند عامل از خودبیگانگی انسان شود پول است. این عامل در میان طبقه متوسط جامعه (بورژوا) پدید می‌آید. بورژوا انسانی است که همه فضایل را به پول منسوب می‌کند و تمام توانایی‌های مادی و معنوی انسان را در پول و کسب آن خلاصه می‌کند و آن را فضیلت­- ‌ساز می‌داند. از این رو به جای آن که بگوید این من هستم که پول به دست می‌آورم، تمام ارزش‌ها را به پول نسبت می‌دهد. بدین ترتیب در برابر پول از خودبیگانه می‌شود و توان­مندی‌های خود را به آن نسبت می‌دهد(شریعتی، 1377: 196). زیرا در این تلقی آدمی به جای آن که پول را ابزاری برای تأمین معیشت و زندگی خود به کار ببرد، خود ابزار در اختیار پول قرار می‌گیرد و تمام حرکات و سکنات خود را با عنایت به پول تنظیم می‌کند. به تعبیر دیگر فرمان او در جیب او است، نه این که جیب او در اختیارش باشد. بنابراین، مقدار هزینه‌ او به مقدار پول او بستگی دارد، نه به نیازهای اصلی و اساسی که خود او تشخیص داده است. کسی که به پول الینه شده است هم خود و هم دیگران را تحقیر شده‌ پول می‌داند. لذا در درجه‌ اول او خود از را خود بیگانه احساس می‌کند، در درجه دوم به آدم‌های پول­دار احترام می‌گذارد و آدم‌های بی‌پول را تحقیر می‌کند. بدین ترتیب ثابت می‌کند که در برابر پول، حقیقت، هویت و ماهیت خود را باخته است و از انسان تلقی دیگر عرضه می‌کند.

 

ماکس وبر

ماکس وبر با بررسی روح سرمایه‌داری به مضمون از خودبیگانگی تحت عنوان ضعف قدرت انسان جدید پرداخته است و آن را ناشی از بوروکراسی و عقلانیت خشک و رسمی، بی‌روح و منحرفی می‌داند که کاپیتالیزم و سوسیالیزم نمودهای اصلی آن است(ابراهیمی و پریچهر، 1364: 65). تأکید عمده در تئوری از خودبیگانگی وبر به نقشی است که مفهوم عقلانیت در زمینه کلی رفتار اجتماعی بازی می‌کند. ولی مشکلات برخاسته از عقلانیت را نه در بی‌نظمی­که چنین فرایندی ایجاد می‌کند، بلکه درنظم مفرطی است که در رفتار و کردار بشر وجود می‌آورد می‌داند. به طوری که در کنش منظم و حساب شده و بی‌روح و خشک و مفرطی که زاییده عقلانیت است. انسان از بسیاری خصوصیات و کیفیت‌های مطلوب و حیاتی چون عشق، احساس اشتیاق و همدلی که از لوازم هستی است جدا، منفک و نوعی از خودبیگانگی را تجربه می‌کند(Nisbet, 1973: 294).

 

امیلدورکیم

دورکیم ازخودبیگانگی را مترادف با کلمه بی‌هنجاری در نظر می‌گیرد. بی‌هنجاری از نظر او بیان­کننده موقعیت‌ها و وضعیت‌های بی‌قانونی و پریشانی و بی‌تجانسی اجتماعی است. او بی‌هنجاری را به مفهوم فقدان اجماع بین فردو جامعه‌ درباره اهداف اجتماعی و انتظارات جمعی و آنچه جامعه به عنوان الگوهای رفتار برای اعضای خود متصور شده‌اند به کار می‌برد. هر جامعه‌ای اهدافی را ارزش داده و از اعضای خود این انتظار را دارد که رفتاری مطابق با هنجارهای مقرره نسبت به هدف مورد نظر اتخاذ نمایند (محسنی‌تبریزی، 1370: 57).

 

هربرت مرتون

مرتن همه صور اختلالات رفتاری از قبیل انحراف و نابهنجاری و ازخودبیگانگی را نه یک مسئله آسیب روانی و نه یک مسئله خاص فردی، بلکه به عنوان یک مسئله اجتماعی می‌داند(محسنی تبریزی، 1370: 59). وقتی جامعه کاملاً بر فرد کنترل دارد وی نوعی احساس ضعف قدرت، زمانی که هر دوی هدف و هنجار از دید فرد پوچ و بی‌محتواست نوعی احساس جدائی و انزوای اجتماعی و زمانی که فرد ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی را نپذیرد، دچار نوعی احساس بی‌هنجاری است(محسنی‌تبریزی، 1370: 62).

به طورکلی، سرعت تحولات درجوامع درحال گذار، آنومی اجتماعی و درهم شکسته شدن هویت‌های اجباری و قالبی به بروز بیگانگی اجتماعی و بحران‌های هویتی ‌انجامیده است. از نظر فویرباخ و مارکس، انسان والاترین موجود عالم است و حالت از خودبیگانگی انسان در بیگانگی انسان محروم و ستمکش از دارایی و حقوق است. از دید مارکس مفهوم بیگانگی انسان به صورت بیگانگی از کار تجلی می‌یابد. او در این زمینه می‌نویسد: «در شرایط روابط اجتماعی متباین و متضاد، طبقه‌ کارگر امر تولید را کار اجباری می‌شمارد و بدین روال روح خود را به تباهی می‌کشاند»(عنایت، 1975: 55).

مرتون منبع از خودبیگانگی را درشرایط آنومیک جامعه جستجو می‌کند و عقیده دارد که آنومی اجتماعی اثرات متفاوتی بر افراد با توجه به موقعیت‌های مختلفی­که آن­ها در ساختار اجتماعی اشغال کرده‌اند می‌گذارد. مانهایم یکی از عملکردهای عمده روابط اجتماعی- تولیدی در نظام سرمایه‌داری را تمرکز و تملک ابزار و وسائل اراده سیاسی، ماشین دولتی، وسائل زور، خشونت و کنترل در دست اقلیت کوچکی به نام نخبه می‌بیند. وی صنعتی شدن، عقلانیت، بوروکراسی، تخصص‌گرائی را به عنوان زنجیرهایی که تمدن جدید بر دست و پای انسان بسته، تلقی کرده و این عوامل را در بروز از خودبیگانگی انسان مدرن به صورت احساس بی‌یاوری، ناتوانی، ناامیدی دخیل می‌داند(قدیمی، 1380: 162).

سیمن معتقد است که ساختار بوروکراسی جامعه‌ مدرن شرایطی را ایجاد کرده است­که در آن انسان‌ها قادر به فراگیری نحوه و چگونگی کنترل عواقب و نتایج اعمال و رفتارهای خود نیستند. نحوه کنترل و مدیریت جامعه بر سیستم پاداش اجتماعی به گونه‌ای است که فرد ارتباطی را بین رفتار خود و پاداش ماخوذه ازجامعه نمی‌تواند برقرار کند و در چنین وضعیتی است­که احساس بیگانگی بر فرد مستولی گردیده و او را به کنش ناسازگارانه و تخریب­گرایانه در قبال جامعه سوق می‌دهد.

 

پیشینه تحقیق

بررسی پیشینه تحقیق نشان داد که پژوهش‌هایی به طور جداگانه در مورد بیگانگی اجتماعی، پایگاه هویت و عوامل مؤثر بر آن انجام گرفته است. ربانی خوراسگانی در پژوهشی به بررسی موردی بیگانگی اجتماعی دانش‌آموزان تهران پرداخته است، بیگانگی اجتماعی در بین آنان با نوع خانواده رابطه‌ معنی‌داری داشته است(ربانی خوراسگانی، 1372).

قدیمی(1380)، میزان بیگانگی از کار در ساختار نظام اداری کشور را مورد بررسی قرار داده است و نشان داده است که این میزان در بین کارکنان ادارات دولتی نسبتاً شدید بوده است و عوامل سازمانی، فردی، مدیریتی و انگیزشی در آن مؤثر بوده‌اند(قدیمی، 1380).

رستمی(1380)، در مطالعه‌ای در بین کارگردانان سینمای­ کشور به این نتیجه می‌رسدکه هرچه تحصیلات فرد بیشتر باشد و سابقه‌ کار بیشتری وجود داشته باشد بیگانگی از کار کمتر می‌باشد(رستمی، 1380).

شاره و آقامحمدیان(1386)، در پژوهشی نشان داده‌اند که نمرات پایگاه هویتی دیر تحقق­پذیر در دختران فراری به طور معنی‌داری بالاتر از میانگین این پایگاه در دختران عادی بود(شاره و آقامحمدیان، 1386).

جوادی(1387)، در پژوهشی به این نتیجه دست یافت که نمرات پایگاه‌ هویت آشفته و دیر تحقق‌پذیر در بین معتادین به طور معنی‌داری بالاتر از غیرمعتادین و نمرات پایگاه هویت موفق در بین غیرمعتادین بالاتر از معتادین بود(جوادی، 1387).

 

روش تحقیق

این ­تحقیق به روش پیمایش مقطعی انجام گرفته است. جامعه‌­آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به تعداد 26328 بود. حجم نمونه با اجرای یک پیش‌آزمون با سطح اطمینان 95 درصد و فاصله‌ اطمینان 5 درصد از طریق برآورد واریانس و با مراجعه به فرمول کوکران 380 نفر تعیین گردید. شیوه نمونه‌گیری با توجه به جنسیت دانشجویان و دانشکده، نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم بود. ابزارهای گردآوری داده‌ها از دو ابزار جداگانه تشکیل شده­بود، برای سنجش بیگانگی اجتماعی ازشاخص­-های ملوین‌ سیمن شامل احساس بی‌قدرتی، احساس بی‌هنجاری، احساس انزوای اجتماعی، احساس بی‌معنایی و احساس تنفر از خویشتن و به منظور تعیین پایگاه هویتی آزمودنی‌ها از آزمون عینی پایگاه هویت EOM-EIS2 بنیون و آدامز(1989)، استفاده گردید. از روش اعتبار صوری و آلفای کرونباخ برای سنجش اعتبار و پایایی ابزارهای اندازه‌گیری استفاده شد. به منظور تحلیل داده‌ها با توجه به مقیاس اندازه‌گیری داده‌ها از آزمون‌های معنی‌داری T، F، X2  و LSD استفاده گردید.

 

فرضیه‌های تحقیق

- بین میزان بیگانگی اجتماعی دانشجویان و پایگاه هویت آنان تفاوت وجود دارد.

- بین میزان بیگانگی اجتماعی دانشجویان و متغیرهای جمعیت‌شناختی (دانشکده، جنس، وضع تأهل) تفاوت وجود دارد.

- بین پایگاه هویت دانشجویان و متغیرهای جمعیت شناختی (دانشکده، جنس، وضع تأهل) تفاوت وجود دارد.

 

 

 

تعاریف نظری و عملیاتی

بیگانگی اجتماعی[8]

حالتی است که در آن شخص خود را غریبه‌ حس می‌کند، خود را مرکز عالم به حساب نمی‌آورد، خالق اعمال خود نیست و اعمال و نتایج، بر وی حاکم هستند، از آن­ها اطاعت می‌کند یا حتی آن­ها را ستایش می‌نمایند(فروم، 1360: 147). برای سنجش بیگانگی اجتماعی از شاخص‌های ملوین سیمن (1975)، استفاده شده است:

 

احساس بی‌قدرتی[9]

احساس بی‌قدرتی، نوعی بیگانگی اجتماعی است که در آن فرد احساس می‌کند قادر به تعیین یا نظارت بر نتایج مورد انتظار نبوده و توانایی تقویت یا تحکیم اهداف مورد نظر خود را که در پی آن است ندارد. بی‌قدرتی را هگل، مارکس و وبر طی بحث‌هایی درباره دوری کارگران از تسلط واقعی بر سرنوشت اقتصادی، درماندگی شان و بهره‌برداری از آن­ها برای مقاصدی جز مقاصد خودشان مطرح کرده بودند (Seeman, 1975: 85).

 

احساس بی‌هنجاری[10]

حالتی از بیگانگی است که طی آن فرد با سطح بالایی از انتظار، این را بر خود متصور می‌داند که نزدیک شدن به اهداف دلخواه، تنها در گروی اعمال و رفتارهایی است­که ازنظر اجتماعی مقبول و پسندیده نیست. فرد احساس می‌کند برای رسیدن به هدف‌های ارزنده خود نیاز به وسایل نامشروع دارد یا کنش­- ‌هایی او را به هدفش نزدیک­تر می‌سازد که مورد تأیید جامعه نیست(Ibd: 786). از دست رفتن یا فقدان هنجارهای اجتماعی بر عدم امنیت شخصی، از دست رفتن ارزش‌های ذاتی که احتمالاً به زندگی هدف یا جهت می‌بخشد، منجر می‌شود. لئواسرول این متغیر را با احساس تعلق به دیگران با مقیاس 5 گویه­ای می‌سنجد. بی‌هنجاری به مفهوم پریشانی در برابر قوانین، قواعد و هنجارهای اجتماعی است، بدین معنی که هنجارهای اجتماعی اقتدار آمرانه و جنبه مطلوب خود را بر فرد از دست داده و مدیریت اخلاقی لازم را بر وی نمی‌توانند اعمال کنند، پس فرد نمی‌تواند جهت رفتار خویش را تعیین کند(محسنی‌تبریزی، 1370: 23).

 

 

 

احساس انزوای اجتماعی[11]

وضعیتی که در آن انفصال تام در رابطه با ارزش‌های مرسوم جامعه پیدا کرده است. فرد دارای باور یا اعتقاد نازل نسبت به مکانیسم ارزش‌گذاری و سیستم پاداش اجتماعی می‌باشد و با هر آن چه که از نظر جامعه معتبر و ارزش­مند است خود را هم عقیده و همسو نمی‌بیند. به­عبارتی جداماندگی یک فرد یا جمعی خاص از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی کاهش یا انحلال مبادلات بین آن­ها هم­چنین جداماندگی می‌تواند به علت عدم پذیرش فردی از جانب جامعه باشد که دلیل آن می‌تواند زیر پاگذاشتن هنجارهای پذیرفته شده جامعه از سوی فرد باشد یا علل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی آن را به وجود آورده باشد (ساروخانی، 1373: 380).

 

احساس بی‌معنایی[12]

بی‌معنایی، نوعی بیگانگی است که افراد در این نوع از بیگانگی دچار نوعی ابهام، شک و دودلی شده و قادر نیستند که نتایج و پیامدهای رفتار خود را پیش­بینی کنند. یعنی تردید در این که در مورد معیارهای مطرح شده در سطح جامعه به چه چیزی اعتقاد داشته یا نداشته باشند. در تصمیم‌گیری‌ها عقیده خود را با استانداردهای جامعه نمی‌تواند تطبیق دهد(محسنی تبریزی، 1370: 68).

 

احساس تنفر از خویشتن[13]

احساس تنفر از خویشتن حالتی از بیگانگی اجتماعی است. افراد در این وضعیت در رابطه با زندگی فردی خود دچار تنفر و بی‌هدفی می‌شوند و در رسیدن به پاداش‌ها یا به کمال نایل شدن فعالیت‌هایی که در آن درگیر هستند و مشارکت دارند، احساس ناتوانی می‌کنند. سیمن درجه هر رفتاری را براساس پاداش‌های مورد انتظار آتی می‌بینند و مانند مارکس معتقد است که پاداش منحصراً در خود عمل نهفته نیست بلکه نسبت به کار امری خارجی است(همان: 68).

جدول شماره  (1): فرآیند اندازه‌گیری متغیر بیگانگی اجتماعی

بیگانگی اجتماعی

احساس بی‌قدرتی

عدم تسلط بر زندگی، ناتوانی در برابر مشکلات، اعتقاد به تقدیر، عدم مشارکت

احساس بی‌هنجاری

عدم رعایت قانون، رعایت قانون به خاطر ترس از مجازات

احساس انزوای اجتماعی

عدم مشارکت در امور، تنهایی را ترجیح دادن، دوری از دوستان

احساس تنفر از خویشتن

بیزار بودن از خود، احساس عقب بودن از دیگران، خود را قبول نداشتن

احساس بی‌معنایی

احساس بی­معنایی نسبت به دنیا، بدبین بودن به آینده، نامشخص بودن آینده شغلی

پایگاه‌ هویت[14]

مارسیا[15]، ‌در پی نظریه هویت اریکسون، تعریف خود از هویت را با دو مولفه بحران و تعهد ارائه کرد و برای عملیاتی کردن روند هویت­یابی با توجه به این دو عامل به مقوله‌های چهارگانه هویت دست یافت که عبارتند از: زود تحقق­پذیر، موفق، آشفته، دیر تحقق‌پذیر.

یافته‌ها

با توجه به هدف اصلی تحقیق که بیان رابطه‌ بین بیگانگی اجتماعی و پایگاه هویت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بود، آزمون فرضیه‌ها نشان داد که رابطه معنی‌داری بین این دو متغیر وجود دارد، به گونه‌ای که کسانی که از پایگاه هویت آشفته‌ برخوردار بودند، بیگانگی اجتماعی بالایی نیز داشتند و برعکس کسانی که دارای پایگاه هویت موفق بودند، بیگانگی اجتماعی­کمتری احساس می‌کردند (جداول‌ زیر).

جدول شماره (2): آزمون F برای متغیرهای پایگاه هویت و بیگانگی اجتماعی

متغیر

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معنی‌داری

بیگانگی اجتماعی

بین گروه‌ها

672/1678

3

557/559

234/3

022/0

درون گروه‌ها

161/65057

376

024/173

کل

83/66735

379

جدول شماره (3): آزمون LSD برای معناداری تفاوت بیگانگی اجتماعی به تفکیک پایگاه هویت جوانان

هویت موفق

هویت دیرتحقق‌پذیر

هویت زودتحقق‌پذیر

هویت آشفته

پایگاه هویت

*

-

*

-

هویت آشفته

-

-

-

*

هویت زود تحقق‌پذیر

-

-

-

-

هویت دیر تحقق‌پذیر

-

-

-

*

هویت موفق

 

متوسط بیگانگی اجتماعی در بین جوانان حدود 8/48 درصد که در بین پسران 5/48 درصد و دختران 3/49 درصد بود این رابطه از نظر آماری نیز معنی‌دار بود (جدول شماره 4). در بین جوانان دارای پایگاه هویت آشفته این میزان برابر 1/52 درصد و با هویت موفق برابر 4/45 درصد بود.

جدول شماره  (4): آزمون تی مستقل بیگانگی اجتماعی و جنسیت

جنس

تعداد

میانگین

انحراف معیار

خطای معیار میانگین

آزمون لون برای برابری واریانس‌ها

آزمون T برای برابری میانگین‌ها

مقدار F

سطح معنی‌داری

مقدار t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

پسر

207

46/48

65/11

81/0

60/5

018/0

561/0-

378

575/0

دختر

176

23/49

95/14

13/1

551/0-

328

582/0

جهت آزمون تفاوت متغیرهای جنسیت و بیگانگی اجتماعی از آزمون T مستقل استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین دو متغیر وجود داشت و در بین دانشجویان دختر متوسط بیگانگی اجتماعی اندکی بیشتر از دانشجویان پسر بود (جدول شماره 4).

در بین جوانان مورد مطالعه، دانشجویان دانشکده الهیات بیشترین درصد هویت موفق و دانشجویان دانشکده پزشکی بیشترین درصد هویت آشفته را داشتند. آزمون  X2این تفاوت را معنادار دانست (جداول‌ زیر).

جدول شماره (5): آماره‌های توصیفی پایگاه هویت در بین دانشجویان دانشکده‌های مختلف

پایگاه هویت

دانشکده

معماری و هنر

پزشکی

مکانیک

الهیات و علوم سیاسی

ادبیات و زبان خارجی

مدیریت و حسابداری

علوم اجتماعی و تربیتی

علوم پایه

فنی

کل

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

آشفته

11

4/34

10

5/45

3

6/8

6

7/20

8

6/28

14

8/36

10

8/20

23

3/30

11

3/15

96

3/25

زود تحقق‌پذیر

17

1/53

9

9/40

25

4/71

7

1/24

15

6/53

17

7/44

25

1/52

38

50

35

6/48

188

5/49

دیر تحقق‌پذیر

3

4/9

2

1/9

3

6/8

6

7/20

0

0

5

2/13

10

8/20

7

2/9

35

6/48

50

2/13

موفق

1

1/3

1

5/4

4

4/11

10

5/34

5

9/17

2

3/5

3

3/6

8

5/10

12

7/16

46

12

کل

32

100

22

100

35

100

29

100

28

100

38

100

48

100

76

100

72

100

380

100

 

جدول شماره (6): آزمون X2 برای متغیرهای پایگاه هویت و دانشکده

متغیر

مقدار آزمون فی

مقدار X2

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

تعداد مشاهدات

پایگاه هویت

378/0

23/54

24

000/0

380

 

دانشجویان دانشکده معماری و هنر با میانگین 7/54 درصد از بالاترین میزان بیگانگی و دانشجویان دانشکده ادبیات با میانگین 5/44 درصد از پایین ترین میزان بیگانگی برخوردار بودند، البته آزمون F این تفاوت را معنادار ندانست (جداول‌ زیر).

 

جدول شماره (7): آماره‌های توصیفی بیگانگی اجتماعی دانشجویان به تفکیک دانشکده

دانشکده

تعداد

میانگین

انحراف ‌معیار

خطای معیار میانگین

حداقل

حداکثر

معماری و هنر

32

62/54

20/14

50/2

30/26

24/80

پزشکی

22

33/51

66/13

91/2

28

25/84

مکانیک

35

92/49

24/14

41/2

28

27/86

الهیات و علوم سیاسی

29

92/47

82/12

38/2

71/15

86/66

ادبیات و زبان خارجی

28

98/44

87/11

42/2

43/23

71/65

مدیریت و حسابداری

38

58/47

22/10

65/1

14/27

29/70

علوم اجتماعی و تربیتی

48

61/45

34/10

49/1

12/14

12/65

علوم پایه

76

95/48

68/15

80/1

86/22

25/92

فنی

72

42/49

82/12

51/1

14/20

43/91

کل

380

82/48

27/13

68/0

12/14

25/92

 

جدول شماره (8): آزمون F بیگانگی اجتماعی به تفکیک دانشکده

متغیر

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معنی‌داری

بیگانگی اجتماعی

بین گروه‌ها

67/2270

8

83/283

63/1

114/0

درون گروه‌ها

15/64465

371

76/173

کل

83/66735

379

 

از نظر پایگاه هویت، پسران 5/22 درصد از پایگاه آشفته، 48 درصد از پایگاه زود تحقق­پذیر، 7/15 درصد از پایگاه دیر تحقق­پذیر و 7/13 درصد از پایگاه موفق برخوردار بودند. در بین دختران این میزان به ترتیب برابر 4/28، 1/51، 2/10 و2/10 درصد بود. آزمون F این تفاوت را معنادار ندانست (جدول شماره 9).

جدول شماره (9): آزمون X2 متغیرهای پایگاه هویت و جنسیت جوانان

متغیر

مقدار X2

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

تعداد مشاهدات

پایگاه هویت

563/4

3

207/0

380

                                                                           

از نظر وضع تاهل نیز، دانشجویان متاهل 8/25 درصد از پایگاه آشفته، 7/48 درصد از پایگاه زود تحقق­پذیر، 5/13 درصد از پایگاه دیر تحقق‌پذیر و 12 درصد از پایگاه موفق برخوردار بودند. در بین دانشجویان مجرد این میزان به ترتیب برابر 2/24، 5/50، 6/12و 6/12 درصد بود. البته آزمون T این تفاوت را معنادار ندانست (جدول شماره 10).

 

جدول شماره (10): آزمون X2 برای متغیرهای پایگاه هویت و وضع تأهل جوانان

متغیر

مقدار X2

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

تعداد مشاهدات

پایگاه هویت

178/0

3

981/0

370

 

از نظر وضع تاهل نیز، دانشجویان متاهل 87/46 درصد از بیگانگی اجتماعی برخوردار بودند. در بین دانشجویان مجرد این میزان برابر 69/49 درصد بود. البته آزمون T این تفاوت را نیز معنادار ندانست.

 

جدول شماره (11): آزمون T بیگانگی اجتماعی و وضع تأهل

وضع تأهل

تعداد

میانگین

انحراف معیار

خطای معیار میانگین

آزمون لون برای برابری واریانس‌ها

آزمون T برای برابری میانگین‌ها

مقدار F

سطح معنی‌داری

مقدار t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

مجرد

275

69/49

55/13

817/0

110/0

740/0

79/1

368

074/0

متأهل

95

87/46

28/12

26/1

875/178

062/0

                                   

بحث و نتیجه‌گیری

نیاز اساسی انسان، نیاز به یک هویت است. با توجه به دو نوع هویت، هویت موفق و هویت شکست، می‌توان گفت، دارندگان هویت موفق، کسانی هستند که خود را توانا، باکفایت و با ارزش می‌دانند و دارندگان هویت شکست، خود را تنها و بی­کس احساس کرده، درحل مشکلات زندگی خود دشواری­هایی دارند و از روبرو شدن با واقعیات ناراحت، مضطرب و اندوهگین می‌شوند. جوانانی­ که قادر به یافتن ارزش‌های مثبت پایدار در فرهنگ، مذهب یا ایده خود نیستند، ایده­آل‌های­شان به هم می‌ریزد و از این در هم ریختگی رنج می‌برند. احساس ناامنی در جامعه و غیر قابل پیش­بینی بودن آینده جامعه در فراهم آوردن زمینه‌های اشتغال و به کارگیری استعداد‌های نسل جوان و بهره­وری از نیروهای بالقوه آنان، نوجوانان را با نوعی سرگشتگی و ناامیدی روبرو می‌سازد و به آنان هویت منفی می‌دهد. کسانی که از پایگاه هویت آشفته برخوردارند، با بحران هویت روبرو نمی‌شوند، به تعهد نمی‌رسند و در زندگی هدف و برنامه مشخصی ندارند. کسانی که دچار بیگانگی هستند نمی‌توانند به خوبی با بحران‌ها روبرو شوند و توان حل بحران را در خود ایجاد کنند. افراد دارای پایگاه هویت موفق چون از بحران عبور کرده و به تعهداتی دست‌ یافته‌اند، کمتر در معرض بیگانگی اجتماعی قرار می‌گیرند و قادرند از مهارت‌های اجتماعی موثری استفاده کرده و در شرایط آنومیک عملکرد رفتاری مناسبی داشته باشند. تعهد به ارزش‌های مذهبی، خانوادگی و شغلی نیز به عنوان عوامل محافظ عمل می‌کنند.

 

منابع

اسمیت، آنتونی. (1383). ناسیونالیسم. ترجمه: منصور، انصاری، تهران: مرکز مطالعات ملی.

اسمیت، آنتونی. (1377). منابع قومی ناسیونالیسم، فصلنامه مطالعات راهبردی. پیش شماره 1.

اشرف، احمد. (1373). هویت ایرانی، فصلنامه گفتگو. شماره 3.

تاجیک، محمدرضا. (1379). روشنفکر ایرنی و معمای هویت ملی، فصلنامه مطالعات ملی. شماره 5.

ترنر، جاناتان، اچ. (1371). پیدایش نظریه جامعه‌شناسی. ترجمه: عبدالعلی، لهسایی‌زاده، شیراز: انتشارات فرهنگی.

جوادی، رحم‌خدا. (1387). رابطه پایگاه هویت و اعتیاد در زنان استان تهران، فصلنامه اعتیاد پژوهی. سال دوم، شماره 7، پاییز 1387، صص 65-55.

شاره، حسین؛ و  آقامحمدیان، حمیدرضا. (1386). رابطه بین پایگاه‌های هویت و فرار دختران از خانه، مجله روان­پزشکی و روان­شناسی بالینی ایران. سال سیزدهم، شماره 2، تابستان 1386، صص 127-122.

عنایت، حمید. (1975). مارکسیسم و ماجرای بیگانگی انسان. کتاب مقدس، تهران: انجمن پخش کتب مقدسه.

فروم، اریک. (1360). جامعه سالم. ترجمه: اکبر، تبریزی. تهران: انتشارات بهجت.

قدیمی، مهدی. (1380). بررسی میزان بیگانگی از کار در ساختار نظام اداری ایران.پایان‌نامه دکترای جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران.

محسنی‌ تبریزی، علیرضا. (1370). بیگانگی، نامه‌ علوم اجتماعی. انتشارات دانشگاه تهران، جلد 2، شماره 2.

دورکیم، امیل. (1343). قواعد روش جامعه‌شناسی. ترجمه: علی‌محمد، کاردان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

سینگر، پیتر. (1379). مارکس. ترجمه: محمد، اسکندری. تهران: طرح نو.

شریعتی، علی. (1377). انسان بی‌خود. تهران: قلم.

طالبان، حمیدرضا. (1387). اثر تحصیلات بر بیگانگی از کار، نامه پژوهش. شماره 5، صص 286-271.

عنایت، حمید. (1351). جهان از خودبیگانگی. تهران: فرمند.

عنایت، حمید. (1975). مارکسیسم و ماجرای بیگانگی انسان. کتاب مقدس، تهران: انجمن پخش کتب مقدسه.

فروم، اریک. (136). جامعه سالم. ترجمه: اکبر، تبریزی. انتشارات بهجت.

قدیمی، مهدی. (1380). بررسی میزان بیگانگی از کار در ساختار نظام اداری ایران 80-1379. پایان‌نامه دکترا، علوم و تحقیقات واحد تهران، جامعه‌شناسی.

کوزر، لوئیس. (1371). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی. ترجمه: محسن، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

محسنی‌تبریزی، علیرضا. (1370). بیگانگی، نامه‌ علوم اجتماعی. جلد 2، شماره 2، انتشارات دانشگاه تهران.

Nisbet, R. (1973). The sociological tradition. N., Y.

Rushing. W., A. (1972). Class, culture and Alienation. Heath and company, London.

Seeman, M. (1975). Alienation studies. Annual Review of Sociology.

 



1. دانشجوی دکتری بررسی مسایل اجتماعی ایران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران- ایران (نویسنده مسئول).

2. دکتری جامعه­شناسی، مدرس دانشگاه علمی- کاربردی تهران.

3. دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم.

4. کارشناسی ارشد ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی.

5. استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم.

[4]. Achievement identity

2. Moratorium identity

3. Foreclosure identity

4. Diffusion identity

[8]. Social Alienation

[9].Powerlessness

[10].Normlessness

[11].Social Isolation

[12]. Meaninglessness

[13]. Estrangement

[14].Identity status

[15].Marcia

اسمیت، آنتونی. (1383). ناسیونالیسم. ترجمه: منصور، انصاری، تهران: مرکز مطالعات ملی.

اسمیت، آنتونی. (1377). منابع قومی ناسیونالیسم، فصلنامه مطالعات راهبردی. پیش شماره 1.

اشرف، احمد. (1373). هویت ایرانی، فصلنامه گفتگو. شماره 3.

تاجیک، محمدرضا. (1379). روشنفکر ایرنی و معمای هویت ملی، فصلنامه مطالعات ملی. شماره 5.

ترنر، جاناتان، اچ. (1371). پیدایش نظریه جامعه‌شناسی. ترجمه: عبدالعلی، لهسایی‌زاده، شیراز: انتشارات فرهنگی.

جوادی، رحم‌خدا. (1387). رابطه پایگاه هویت و اعتیاد در زنان استان تهران، فصلنامه اعتیاد پژوهی. سال دوم، شماره 7، پاییز 1387، صص 65-55.

شاره، حسین؛ و  آقامحمدیان، حمیدرضا. (1386). رابطه بین پایگاه‌های هویت و فرار دختران از خانه، مجله روان­پزشکی و روان­شناسی بالینی ایران. سال سیزدهم، شماره 2، تابستان 1386، صص 127-122.

عنایت، حمید. (1975). مارکسیسم و ماجرای بیگانگی انسان. کتاب مقدس، تهران: انجمن پخش کتب مقدسه.

فروم، اریک. (1360). جامعه سالم. ترجمه: اکبر، تبریزی. تهران: انتشارات بهجت.

قدیمی، مهدی. (1380). بررسی میزان بیگانگی از کار در ساختار نظام اداری ایران.پایان‌نامه دکترای جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران.

محسنی‌ تبریزی، علیرضا. (1370). بیگانگی، نامه‌ علوم اجتماعی. انتشارات دانشگاه تهران، جلد 2، شماره 2.

دورکیم، امیل. (1343). قواعد روش جامعه‌شناسی. ترجمه: علی‌محمد، کاردان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

سینگر، پیتر. (1379). مارکس. ترجمه: محمد، اسکندری. تهران: طرح نو.

شریعتی، علی. (1377). انسان بی‌خود. تهران: قلم.

طالبان، حمیدرضا. (1387). اثر تحصیلات بر بیگانگی از کار، نامه پژوهش. شماره 5، صص 286-271.

عنایت، حمید. (1351). جهان از خودبیگانگی. تهران: فرمند.

عنایت، حمید. (1975). مارکسیسم و ماجرای بیگانگی انسان. کتاب مقدس، تهران: انجمن پخش کتب مقدسه.

فروم، اریک. (136). جامعه سالم. ترجمه: اکبر، تبریزی. انتشارات بهجت.

قدیمی، مهدی. (1380). بررسی میزان بیگانگی از کار در ساختار نظام اداری ایران 80-1379. پایان‌نامه دکترا، علوم و تحقیقات واحد تهران، جامعه‌شناسی.

کوزر، لوئیس. (1371). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی. ترجمه: محسن، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

محسنی‌تبریزی، علیرضا. (1370). بیگانگی، نامه‌ علوم اجتماعی. جلد 2، شماره 2، انتشارات دانشگاه تهران.

Nisbet, R. (1973). The sociological tradition. N., Y.

Rushing. W., A. (1972). Class, culture and Alienation. Heath and company, London.

Seeman, M. (1975). Alienation studies. Annual Review of Sociology.