بررسی عامل‌های سبک زندگی در خانواده‌های روستایی با مطالعه‌ای در بین خانواده‌های روستایی شهرستان بستان‌آباد استان آذربایجان‌شرقی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصاد و توسعه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران- ایران.

2 استادیار گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران- ایران (نویسنده مسئول).

3 استادیار گروه جامعه‌شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران- ایران

چکیده

هدف ازتحقیق حاضر شناسایی عامل­های محوری سبک­زندگی خانواده­های روستایی شهرستان بستان­آباد و تعیین سهم آن­ها در تبیین تغییرات سبک زندگی است. روش تحقیق پیمایشی بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر در بر گیرنده سرپرستان خانواده های روستایی شهرستان بستان­آباد به تعداد 18645 نفر درسال 1395 می­باشدکه از این تعداد 376 نفر براساس فرمول­کوکران و به شیوه نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب شده­اند. روش آماری مورد استفاده، آمار توصیفی همراه با تحلیل­ عاملی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است ­که اعتبار ابزار گردآوری اطلاعات از طریق اعتبار صوری و پایایی آن با آلفای کرونباخ اندازه­گیری شد. بر اساس یافته تحقیق می­توان در بعد اقتصادی از عامل­های تولیدگرا، پس­اندازگرا، مصرف­گرا، در بعد اجتماعی ازعامل­های مشارکت­گرا، جمع­گرا و دگردوست نام برد. عامل­های ازدواج­گرا و پسرگرا دربعد ارزش­ها هستند و دربعد هویتی عامل­های اصالت­گرا، خودباور و تکلیف­گرا استخراج شدند، درنهایت عامل­های مدرن­گرا و سنت­گرا در بعد نظامندی خانواده و دین­مداری در حوزه دین­داری خانواده به دست آمدند. هم­چنین نتایج تحقیق نشان داد که از میان ابعاد سبک زندگی، بعد اقتصادی با سه عامل محوری یعنی تولید، پس­انداز و مصرف با بیشترین مقدار ویژه نزدیک به 60 درصد تغییرات سبک زندگی خانواده­های روستایی را تبیین
می­کند. با جمع­بندی عامل­های استخراجی می­توان از سبک زندگی تلفیقی (ترکیبی از سنت و مدرن) نام برد که در خانواده­های روستایی حاکم است

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study of lifestyle factors in rural families (Case Study: Rural Families in Bostanabad Town in Eastern Azarbayjan)

نویسندگان [English]

  • Reza Khorshidi Zagloujeh Khorshidi Zagloujeh 1
  • Cream Habib Pour 2
  • Rosa Cream Pour 3
چکیده [English]

هدف از این مطالعه شناسایی عوامل کلیدی شیوه زندگی خانواده های روستایی و تعیین اهمیت آنها در توضیح تغییرات شیوه زندگی است. روش تحقیق پیمایشی بوده و جامعه آماری این پژوهش در سال 1395 نگهبانان خانوار روستایی در شهر بوستون آباد (18956 نفر) بود که 376 نفر از آنها به عنوان نمونه بر اساس فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. آمار توصیفی همراه با تحلیل عاملی و پرسشنامه ابزار جمع آوری داده ها بود. روایی و پایایی ابزار جمع آوری اطلاعات از طریق روایی صوری و آلفای کرونباخ اندازه گیری شد. بر اساس یافته های این پژوهش، در ابعاد اقتصادی، شیوه های تولید گرا، صرفه جویی و مصرف کننده گرا می تواند در ابعاد اجتماعی ذکر شود، عوامل مشارکتی، جمع گرایی و دوستی، و در بعد ارزش ها، عوامل خانوادگی و خانوادگی محسوب می شوند. همچنین، در ابعاد هویت، اصل، اعتقادات و وظیفه گرا استخراج شد. در نهایت، عوامل مدرنیست و سنت گرایانه در ابعاد سیستماتیک جهت گیری خانوادگی و مذهبی در زمینه دین خانواده به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که در میان ابعاد سبک زندگی، اقتصاد با سه عامل اصلی، یعنی تولید، صرفه جویی و مصرف و بالاترین میزان تخصص، می تواند تقریبا 60٪ تغییرات زندگی در خانواده های روستایی را توضیح دهد. با جمعآوری مواد استخراجی، می توان نتیجه گرفت که یک زندگی ترکیبی (ترکیبی از مدرنیست و سنتیسم) در خانوارهای روستایی غالب است. در ابعاد ارزش ها عوامل خانوادگی و پسرانه در نظر گرفته می شود. همچنین، در ابعاد هویت، اصل، اعتقادات و وظیفه گرا استخراج شد. در نهایت، عوامل مدرنیست و سنت گرایانه در ابعاد سیستماتیک جهت گیری خانوادگی و مذهبی در زمینه دین خانواده به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که در میان ابعاد سبک زندگی، اقتصاد با سه عامل اصلی، یعنی تولید، صرفه جویی و مصرف و بالاترین میزان تخصص، می تواند تقریبا 60٪ تغییرات زندگی در خانواده های روستایی را توضیح دهد. با جمعآوری مواد استخراجی، می توان نتیجه گرفت که یک زندگی ترکیبی (ترکیبی از مدرنیست و سنتیسم) در خانوارهای روستایی غالب است. در ابعاد ارزش ها عوامل خانوادگی و پسرانه در نظر گرفته می شود. همچنین، در ابعاد هویت، اصل، اعتقادات و وظیفه گرا استخراج شد. در نهایت، عوامل مدرنیست و سنت گرایانه در ابعاد سیستماتیک جهت گیری خانوادگی و مذهبی در زمینه دین خانواده به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که در میان ابعاد سبک زندگی، اقتصاد با سه عامل اصلی، یعنی تولید، صرفه جویی و مصرف و بالاترین میزان تخصص، می تواند تقریبا 60٪ تغییرات زندگی در خانواده های روستایی را توضیح دهد. با جمعآوری مواد استخراجی، می توان نتیجه گرفت که یک زندگی ترکیبی (ترکیبی از مدرنیست و سنتیسم) در خانوارهای روستایی غالب است. خود اعتقادات و وظیفه گرا استخراج شد. در نهایت، عوامل مدرنیست و سنت گرایانه در ابعاد سیستماتیک جهت گیری خانوادگی و مذهبی در زمینه دین خانواده به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که در میان ابعاد سبک زندگی، اقتصاد با سه عامل اصلی، یعنی تولید، صرفه جویی و مصرف و بالاترین میزان تخصص، می تواند تقریبا 60٪ تغییرات زندگی در خانواده های روستایی را توضیح دهد. با جمعآوری مواد استخراجی، می توان نتیجه گرفت که یک زندگی ترکیبی (ترکیبی از مدرنیست و سنتیسم) در خانوارهای روستایی غالب است. خود اعتقادات و وظیفه گرا استخراج شد. در نهایت، عوامل مدرنیست و سنت گرایانه در ابعاد سیستماتیک جهت گیری خانوادگی و مذهبی در زمینه دین خانواده به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که در میان ابعاد سبک زندگی، اقتصاد با سه عامل اصلی، یعنی تولید، صرفه جویی و مصرف و بالاترین میزان تخصص، می تواند تقریبا 60٪ تغییرات زندگی در خانواده های روستایی را توضیح دهد. با جمعآوری مواد استخراجی، می توان نتیجه گرفت که یک زندگی ترکیبی (ترکیبی از مدرنیست و سنتیسم) در خانوارهای روستایی غالب است. در میان ابعاد سبک زندگی، اقتصاد با سه عامل اصلی، یعنی تولید، صرفه جویی و مصرف و بالاترین میزان تخصص، می تواند تقریبا 60٪ تغییرات در سبک زندگی را در خانواده های روستایی توضیح دهد. با جمعآوری مواد استخراجی، می توان نتیجه گرفت که یک زندگی ترکیبی (ترکیبی از مدرنیست و سنتیسم) در خانوارهای روستایی غالب است. در میان ابعاد سبک زندگی، اقتصاد با سه عامل اصلی، یعنی تولید، صرفه جویی و مصرف و بالاترین میزان تخصص، می تواند تقریبا 60٪ تغییرات در سبک زندگی را در خانواده های روستایی توضیح دهد. با جمعآوری مواد استخراجی، می توان نتیجه گرفت که یک زندگی ترکیبی (ترکیبی از مدرنیست و سنتیسم) در خانوارهای روستایی غالب است.

کلیدواژه‌ها [English]

  • lifestyle
  • important factors
  • combined lifestyle

 

تغییر بی­وقفه سلیقه خانواده­های روستایی و بالا رفتن سطح انتظارات آن­ها با توجه به تغییرات جهانی موجب گردیده است شناخت سبک زندگی خانواده­ها و پیامدهایی که می­تواند برای جامعه در سطح کلان داشته باشند، قابل توجه باشد. پژوهش در موضوع سبک زندگی بیشتر به عنوان یک حوزه مطالعاتی «بین رشته­ای» تلقی می­شود. ورود دانش پزشکی و دین­شناسی به این حوزه نیز شاهدی بر مدعای فوق است. پرداختن به سبک زندگی در سطح خانواده­های روستایی به دلیل پیامدهایی که برای عملکرد خانواده در جامعه دارد، ضروری است. در تعریف و تبیین سبک زندگی خانواده روستایی می­توان چنین عنوان داشت که سبک زندگی حاصل ترکیب انگیزه­ها، خصیصه­ها، علایق، ارزش­ها و افکاری است که در رفتار یک شخص، نهایتاً در رفتار یک خانواده و جامعه روستایی نمایان می­شود. در تعریفی دیگر از سبک زندگی آن را مجموعه عقاید، طرح­ها و نمونه­های عادتی رفتار، هوی و هوس­ها و شیوه­های تبیین شرایط اجتماعی یا شخصی نامیده­اندکه نوع خاص واکنش فردی را تعیین می­کند. درواقع سبک زندگی نمودی ازجهت­گیری­ها و عادات روزانه است­که در دیدگاه آنتونی­گیدنز این مجموعه عادات برخوردار از نوعی وحدت است­که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی و پیوندی بین گزینش­های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منظم را تامین می­نماید(گیدنز، 1382: 121). دو تفسیر از سبک زندگی وجود دارد: یکی به عنوان مفهومی خاص که به واسطه آن می‌توان به فهم جامعه رسید. سبک زندگی در مفهوم دیگر، شیوه‌ و متد زندگی است. در هر دو تعبیر، بین خانواده و سبک زندگی رابطه وجود دارد. بحث­هایی که تا به حال  در مفهوم سبک زندگی چه به صورت نظری و چه به صورت تجربی صورت گرفته است، حکایت از نگاه فردگرایی به بحث سبک زندگی آن هم در حوزه شهری دارد. اما مشخصه­های سبک زندگی روستایی چون تولید، کار، ارزش­ها، سنت­ها و تداوم آن­ها، همکاری و یک ­رنگی ضرورت بحث را نشان می­دهد ازطرف دیگر تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که به روستاها کشیده شده است اهمیت بحث را دو چندان کرده است. سبک زندگی خانواده­های روستایی را باتوجه به تحولات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه می­توان به سبک زندگی سنتی، مدرن و تلفیقی دسته­بندی کرد. تعاریف مفهوم سبک زندگی متعدد و گوناگونند. اما در مجموع، می­توان تعاریف گوناگون را در سه دسته کلی جای داد: گروه اول، مجموعه تعاریفی است­که سبک زندگی را از جنس رفتار می­دانند، ارزش­ها، نگرش­ها و جهت­گیری­های ذهنی افراد را از دایره شمول این مفهوم بیرون می­گذارند. گروه دوم، تعاریفی هستندکه رفتار و ذهنیت را توامان لحاظ کرده و ارزش­ها، نگرش­ها را نیز بخشی از سبک زندگی می­دانند. گروه سوم، تعاریفی هستند که به وجه نمادین سبک­زندگی توجه دارند(فاضلی، 1382: 68-67). انتقادی که براین گروه­بندی وارد است، تقلیل­گرایی در ویژگی کثرت­گرای سبک زندگی می­باشد. لذا نمی­توان از سبک زندگی تنها در قالب فکر یا رفتار و نماد صحبت کرد، سبک زندگی دستورالعملی است­ که سرچشمه تمام اعمال و رفتار انسان­ها می­باشد. این پژوهش به دنبال پاسخگویی این سوال است که عامل­های مهم در سبک زندگی خانواده­های روستایی کدامند، و سهم آن­ها در تبیین سبک زندگی خانواده به چه میزان می­باشد؟

  

مبانی نظری

سبک زندگی از آغاز قرن بیستم توجه اندیشمندان را به خود جلب کرد. سبک زندگی علاوه بر طبقه اقتصادی مارکس، شاخص­های دیگری را شامل می­شودکه امکان برداشت­های غیرمارکسیستی از فعالیت مردم را برای صاحب­نظران فراهم آورد. آدلر در سال 1920 با دیدگاهی روان­شناختی سبک زندگی را بررسی کرده است و ارزش­های فردی را تعیین کننده سبک زندگی می­داند. ولی در حال حاضر سبک زندگی را پدیده جمعی می­دانند که در هر دو سطح فردی و جمعی مطالعه می­شود(بیل و هالوس[1]، 2005: 3). از دهه 1940 به بعد سبک زندگی به عنوان ابزاری سیاسی برای تمایز به بلوک­بندی غرب مقابل نازی­ها در جنگ جهانی دوم و سپس بلوک شرق در سال­های بعد و طی جنگ سرد کمک می­کرد (بندیکتر[2]، 2011: 3). گویا اولین بار لیزر در سال 1963 سبک زندگی را براساس الگوی خرید کالا تعریف می­کند. به نظر وی «سبک زندگی دال بر شیوه زندگی متمایز جامعه یا گروه اجتماعی است، شیوه­ای که بدان طریق مصرف کننده خرید می­کند و شیوه­ای که بدان طریق کالای خریداری شده مصرف می­شود و این شیوه، بازتاب کننده سبک زندگی مصرف کننده در جامعه است»(آندرسون و گلدین[3]، 1984: 3-2). اواسط دهه 1970 با صنعتی­شدن و گسترش شهرنشینی و افزایش سطح رفاه و بی­اطلاعی مردم از وضعیت اجتماعی یکدیگر، سبک زندگی معیاری برای نماینگری جایگاه اجتماعی افراد برای دیگران شد. علاقه سرمایه­گذاران به آگاهی ازعادات، علایق و سلایق مردم جهت بازاریابی موجب گردید سبک زندگی مورد توجه قرارگیرد. یاسرمن درسال 1983سبک زندگی را الگویی از مصرف می­داندکه در بر دارنده ترجیحات، ذائقه و ارزش­هاست(ربانی و رستگار، 1387: 24-23). در دهه 1990 مطالعات سبک زندگی به حوزه بین رشته­ای تبدیل شد و با نظرگاه­های متفاوت مورد بررسی قرار گرفت با جهانی شدن، سبک زندگی جهانی مطرح گردید که نتیجه آن گسترش سبک زندگی غربی در جهان بود به دنبال آن سبک زندگی اسلامی مورد توجه قرار گرفت.

 

 

 

 

 

تاریخ و صاحب­نظر مطرح‌ کنندة سبک زندگی

 کیفیت سبک زندگی

1929 توسط آلفرد آدلر

در حوزه روان­شناسی اجتماعی با مفهوم فردی مطرح شد.

1961 توسط جامعه­شناسانی چون وبر- مارکس- انگلس- لنین

در حوزه اجتماعی برای تقسیم­بندی اجتماعی مطرح شد.

1963 توسط لیزر

 براساس الگوی خرید که متمایز کننده است مطرح شد.

1970 توسط جامعه­شناسان

شاخصی مهم برای فهم دنیای مدرن مطرح گردید.

1983 توسط یاسرمن

 

الگوی مصرف که در بردارنده ذایقه­ها و ارزش­ها است، مطرح شد.

جدول شماره (1): خلاصه تاریخچه پردازش سبک زندگی در یک نگاه

     

در تعریف سبک زندگی با واژه فراگیری رو به رو هستیم. به عنوان مثال بوردیو بر این باور است ­که سبک زندگی شامل اعمال طبقه­بندی شده و طبقه­بندی­ کننده فرد در عرصه­هایی چون تقسیم ساعات شبانه ­روز، نوع ­تفریحات و ورزش، شیوه­های معاشرت، آداب سخن­گفتن، راه رفتن، نوع ­پوشش، نوع خوراک محسوب می شود(بهنوئی گدنه، 1387: 8). لیزر معتقد است سبک زندگی طرز مشخّص یا متمایز زندگی کردن گروهی از مردم است. نظامی است ­که از تأثیر فرهنگ (ارزش­ها، منابع، نمادها و قوانین) بر نیروهای زندگی در گروه شکل می­گیرد(الفت و همکاران، 1391: 20). سبک زندگی در تعامل بین افراد و معنایی که رد و بدل می­شود تجلی می­یابد(باینگانی و همکاران، 1392: 8).

سبک زندگی در ادبیات موجود علوم ‌اجتماعی مفهومی نسبتاً جدید است. چنان که بعضاً پدیدار شدن «سبک­زندگی» را در زمره اختصاصات «جامعه مدرن متأخر» قلمداد کرده‌اند. طبیعی است چنان­چه سبک زندگی را در مفهومی صرفاً تحت­اللفظی و خنثی فهم کنیم، تلقی آن به مثابه امری نوظهور اسباب تعجب را فراهم خواهد کرد. زندگی آحاد بشر در اعصار و جوامع مختلف همواره بر اساس مجموعه‌ای از قواعد و مناسبات معین نظم و نسق یافته است و طبعاً می‌تواند در وسیع‌ترین معنا واجد سبک قلمداد شود. اما در ادبیات علوم‌ اجتماعی مفهوم سبک زندگی محتوایی فراتر از این دارد و به واسطه این محتوای مشخص است که از اصلی‌ترین نشانه‌های تحولات اجتماعی و فرهنگی سه دهه اخیر غرب به حساب می‌آید. البته پیگیری و جستجوی مفهوم سبک زندگی، ما را به مواردی از استخدام آن در متون جامعه‌شناختی پیش از سه دهه اخیر نیز رهنمون خواهد ساخت. بیشتر اوقات در روایت فرآیند تکوین مفهوم سبک زندگی، به ریشه‌های آغازین و اولین مفهوم‌سازی‌ها از آن در کار کسانی چون ماکس وبر، گئورگ زیمل و تورشتاین وبلن در سال‌های آغازین قرن بیستم اشاره می‌شود. این ریشه‌یابی به یک معنا، عناصری از واقعیت را نیز با خود دارد. اما روشن است­که مفهوم جدید سبک زندگی به وضوح فراتر از چیزی است که در این مفهوم ‌سازی‌های اولیه منعکس گردیده است. به عنوان مثال، وبر مفهوم سبک زندگی را در ذیل مقوله منزلت یا احترام به عنوان یکی از اضلاع سه ضلعی مشهور خود (ثروت، قدرت و منزلت) تعریف می‌کرد. در این تعریف عملاً سبک زندگی مفهومی کم و بیش مترادف با فرهنگ می‌یافت. با وجود این ‌که مفهوم جدید سبک زندگی در زمینه مباحثاتی شکل گرفته که از کار وبر به طور عام و دسته‌بندی سه­گانه ثروت، قدرت و منزلت به طور خاص متأثر است، سبک زندگی امری اجتماعی است. به تعبیری می‌توان آن را تابلوی نقاشی دانست­که تکه­پاره‌های به کار رفته درآن از متن زندگی اجتماعی فراهم می‌آید. اما نهایتاً نوع تلفیق و ترکیب آن­ها گویی چیزی است که انسان ما بعد تجدد و فردیت ‌یافته بر حسب ذوق و سلیقه خود آن را می‌سازد. البته این «ساخت» و سلیقه سازنده آن به شدت سیال، متغیر و دلبخواهی است. شاید این اصلی‌ترین تفاوتی است­که مفهوم سبک­زندگی با فرهنگ دارد: سبک زندگی مقوله‌ای اساساً سیال، لغزنده و غیر قطعی است. سبک زندگی ریشه در ذائقه و سلیقه دارد. سوبل بعد از بحثی مفصل درباره تعریف سبک زندگی می نویسد: «کاملاً معقول است­که بپذیریم سبک­زندگی کاملاً قابل مشاهده یا قابل استنتاج از مشاهده است«(سوبل[4]، 1981: 28)، و در ادامه تاکید می­کند که الگوی مصرف، قابل مشاهده­ترین و بهترین شاخص سبک زندگی است. علاوه بر این، الگوی مصرف قادر است بیشترین ارتباط میان افراد و موقعیت اجتماعی وی برقرار سازد و از این منظر اهمیت تحلیلی بیشتری دارد. لامونت و همکارانش نیز ضمن تاکید نهادن برشیوه سازمان دادن زندگی­شخصی، الگوی تفریح و مصرف را بهترین شاخص سبک زندگی می­دانند(لمونت[5]، 1996: 32). ایزکی هم فقط به الگوی مصرف اشاره می­کند. مفهوم سبک­زندگی به نسبت رویکردهایی که بدان پرداخته می­شود، تعاریف متفاوتی دارد. سبک زندگی مجموعه­ای از طرز تلقی­ها، ارزش­ها، شیوه­های رفتار، حالت­ها و سلیقه­ها، در هر چیزی، از موسیقی گرفته تا هنر و تلویزیون را در بر می­گیرد. در بیشتر مواقع عناصر یک سبک زندگی به شکلی جمع می­شوند و شماری از افراد در یک نوع سبک زندگی اشتراکاتی پیدا می­کنند. به عبارت دیگر، گروه­های اجتماعی اغلب مالک یک نوع سبک زندگی شده و یک سبک خاص را تشکیل می­دهند. مفهوم سبک زندگی به معنای انطباق دادن یک رهیافت سبک داده شده، در زندگی است. مثلاً برای فرد مهم است که مانند فلان خواننده معروف باشد. حتی اگر آن خواننده غذای تایلندی بخورد، دیوار خانه­شان را فلان رنگ کند، یا در خانه تفریح کند نه بیرون. سبکی شدن زندگی با شکل­گیری فرهنگ مردم رابطه نزدیک دارد. بنا بر این می­توان شناخت لازم در مورد فرهنگ یک جامعه را از طریق شناخت سبک زندگی آن جامعه به دست آورد. به این معنی که باید نسبت به اشکال سبک داده شده زندگی مردم در آن جامعه، شناخت پیدا کرد. موسیقی عامه، تلویزیون، آگهی­ها همه و همه، تصورها و تصویرهایی بالقوه از سبک زندگی فراهم می­کنند. اما این تصویرها اجازه می­دهند که مردم فکر کنند و تصور کنند، هر چیزی که آن­ها را ارضا می­کند سازمان داده و بسازند. «آلفرد آدلر» از اصطلاح سبک زندگی برای اشاره به حال و هوای زندگی فرد استفاده کرد. سبک زندگی، هدف فرد، خودپنداره، احساس‌های فرد نسبت به دیگران، و نگرش فرد نسبت به دنیا را شامل می شود(فیست، 1395: 109). از دیدگاه «سویل»، سبک زندگی عبارت است از: «هر شیوه متمایز قابل تشخیص زیستن»(چاوشیان و اباذری، 1381: 24). «سولومون» اعتقاد دارد که هر جامعه­ای دارای سبک و شیوه زندگی متفاوتی است. سبک زندگی، فعل و انفعال فرد را در محیط زندگی او نشان می‌دهد. در جوامع سنتی انتخاب­های مبتنی بر مصرف به شکل گسترده­ای بر اساس طبقه، کاست، محیط روستا یا خانواده دیکته می­شود؛ درحالی ‌که در جوامع مدرن به‌ هرحال مردم دارای آزادی عمل بیشتری در انتخاب کالاها و خدمات و فعالیت­هایی هستند که به نوبه خود هویت اجتماعی را خلق می­کند(رسولی، 1382:  54). به نظر «آرتور آسابرگر» برای تعریف اصطلاح سبک زندگی با واژه فراگیری رو به رو هستیم که از سلیقه فرد در زمینه آرایش مو و لباس تا سرگرمی و تفریح و ادبیات و موضوعات مربوط دیگر را شامل می­شود. کلمه «سبک»، «مد» را تداعی می­کند؛ پس سبک زندگی در واقع مد یا حالت زندگی یک فرد است. برداشت «گیدنز» از مقوله سبک زندگی عبارت است از: تلاش برای شناخت مجموعه منظمی از رفتارها یا الگویی از کنش­ها که افراد آن­ها را انتخاب کرده و کنش­های آن‌ها در زندگی روزمره به واسطه آن‌ها هدایت می­شود(خوشنویس، 1389: 11). وبلن با مطرح کردن ثروت و مصرف خودنمایانه، آن­ها را معیار اقتدار هنجاری طبقات مرفه و تن­آسا می­داند که این طبقه را به الگوی جامعه تبدیل می­کند(فاضلی، 1382: 21-20). مفهوم دیگر وبلن که درقالب سبک زندگی توسعه می­یابد مد است­که طبقات مرفه برای بازتولید جایگاه مسلط خود رایج می­کنند. وبلن سبک زندگی فردی را الگوی رفتار جمعی می­داند این رفتارها از جنس رسوم و عادات اجتماعی و روش­های فکری­اند. او در جای دیگر سبک زندگی فردی را تجلی رفتار و مکانیسم روحی، عادات فکری انسان قلمداد می­کند(مهدوی کنی، 1386: 205). زیمل به دلیل این که انگیزه درونی و عوامل موثر بر شکل­گیری الگوی مصرف را بررسی کرده در جامعه­شناسی سبک زندگی برجسته است. او به بررسی تاثیر تغییرات اجتماعی ظهور کلانشهر در الگودهی مصرف پرداخت. میراث این خط سیر فکری زیمل را می­توان در مجموعه تحلیل­هایی دنبال کرد که شهر مدرن را جایی برای خرید کردن و در یک کلام، مصرف می­داند. در کل، زیمل در تحلیل مصرف­گرایی جامعه مدرن بر مقوله­ای هم­چون مد تاکید دارد. به نظر وی مصرف­کالاها و ایجاد سبک زندگی از سویی برای فرد هویت بخش و ازسویی دیگر متمایزکننده است(خواجه نوری، 1390: 28). مفهوم سبک زندگی پس از وبر، زیمل و وبلن از سال­های نخست دهه 1990 مجدداً در آرای نظریه­پردازان اجتماعی و فرهنگی معاصر چون بوردیو، فیدرستون، شلیدز و چنی وارد مباحث جامعه­شناسی شد. بوردیودر اثر شاخص خودتمایز، با بسط اندیشه­های وبر، زیمل و وبلن سبک زندگی را چون بازتاب منزلت اجتماعی، مفهوم­پردازی می­کند. طبق استدلال بوردیو، سبک زندگی افراد پیام­هایی درباره سطح ثروت، موقعیت، شان و منزلت آنان به جامعه صادر
می­کند بوردیو علاوه بر این که آگاهانه بودن سبک زندگی را قبول دارد به تعیین کنندگی بخش ساختار، طبقه و فرهنگ درشکل دادن به عادت و سلیقه­ها تاکید دارد(بنت، 1386: 100). چنی با رد نظریه بوردیو یعنی تعین بخشی ساختار بر روی سبک زندگی که به معنای نفی گزینش­گری افراد در زندگی روزمره  است سبک­های زندگی را نشان­گر تامل­گری می­داند که افراد در زندگی روزمره به نمایش می­گذارند.

 

صاحب­نظران

مضمون تعریف سبک زندگی

کارکرد سبک زندگی

وبر

ابزار مفهومی

تعیین کننده قشرها

وبلن

ادراک روابط میان ثروت، منزلت و قدرت

مصرف نمایشی طبقه مرفه

زیمل

مصرف­گرایی جامعه مدرن

هویت بخشی وتمایزگری

بوردیو

بازتاب منزلت اجتماعی

نمایش موقعیت­ها در جامعه

چنی

بازتاب تامل­گری افراد در زندگی روزمره

هویت­سازی فردی

گیدنز

مجموعه منظمی از رفتارها یا الگویی از کنش­ها

هدایت­گر کنش­های انسانی

آرتور آسا برگر

واژه فراگیر

 شکل دهنده سلیقه­ها و عادت­ها

سویل

هر شیوه متمایز و بنابراین قابل تشخیص زیستن

متمایز کننده

سولومون

نسبی است

فعل و انفعال فرد را در محیط زندگی او نشان می‌دهد

یاسرمن

الگویی از مصرف می­داند

تجلیگر ذایقه­ها و ارزش­ها

آدلر

اشاره به حال و هوای زندگی فرد

نشانگر مشخصه­های شخصی

جدول شماره (2): خلاصه دیدگاه صاحب­نظران در مورد سبک زندگی و کارکردهای آن

 

آن­چه در جمع­بندی نظری در خصوص سبک زندگی می­توان گفت سبک ­زندگی ابزاری در دست نهادها، ساختارها، انسان­ها برای نمایش هویت­ها، منزلت­ها و تمایزیابی­ها بوده است، آن را زاییده گسترش شهرها  و صنعتی شدن می­دانند به مطالعه آن در سطح شهر بیشتر پرداخته شده است و از مطالعه سبک­های زندگی روستایی غفلت گردیده است در حالی که با فشرده شدن زمان و مکان، انتقال سریع ذایقه­ها و عادت­ها، ما را آگاه می­کند که به شکل­گیری سبک زندگی و ابعاد آن در روستاها که محل تولید می­باشد توجه کنیم و عامل­های آن را بازیابی کنیم.    

                                                             

جدول شماره (3): ویژگی­های مفهومی سبک زندگی به تفکیک صاحب نظران

صاحب­نظران

ویژگی­های مفهومی سبک زندگی

وبلن و زیمل

شیوه تغذیه، خودآرایی نوع پوشاک و پیروی از مد، نوع مسکن، اثاثیه، نوع وسیله حمل و نقل، شیوه گذران اوقات فراغت و تفریح، کشیدن سیگار در محافل عمومی، تعداد مستخدمان.

آدلر

 

رفتار، افکار، احساسات فرد و حرکت به سوی هدف.

چاپین و اسول

محل سکونت، نوع خانه و وسایل اتاق نشیمن، سایر جلوه­های عینی شأن و منزلت.

کلاکهون

رفتارهای شخصی مصرفی حاکی از ترجیحات فردی مانند: نحوه استفاده از صنایع فرهنگی، تفریحی و ورزشی، نحوه بازی کردن، نحوه لباس پوشیدن.

گردون

الگوهای مصرف، نوع لباس، نحوه صحبت، نگرش­ها و الگوهای مربوط به نقاط تمرکز علاقمندی در امور فرهنگی مانند: امور جنسی، عقلانیت، خانواده، آموزش، هنرها، ورزش­ها و دین.

پارسونز

جنبه­هایی که ناشی از فنّاوری مدرن زمان او بود، خودروی خانوادگی، یخچال، ماشین لباسشویی و تلویزیون.

استون

در بررسی یکی از گروه­های مذهبی جدید زمان خودش: (عدم ازدواج، تغییر مکرّر مکان اقامت، مصرف مواد روانگردان، پیوستن و جدایی مکرّر از گروه­های مختلف برای کسب تجربه.

وارنر

نحوه­ گذران اوقات فراغت تفریحات و سلیقه­های ورزشی (تفاوت­های دینی، ارزش­های سیاسی، الگوهای زندگی خانوادگی، روابط زناشویی و شیوه­های تربیت کودک.

راجر برون

عادات نوشیدن و خوردن سالاد، انتخاب کلمات، طرز پوشش و عادت نشستن، شیوه­های تربیت کودک، رفتارهای جنسی، بهداشتی، مذهبی، سیاسی، میزان عصبی یا روانی بودن.

ابرین

محل زندگی، مشارکت­های محلی، نوع منزل با حیاط، گاراژ، کارگاه و ... .

ون فوسن

انجمن­هایی­که فرد برای غذا، ملاقات­ها یا ازدواج به آن­ها می­پیوندد، انتخاب میان کنسرت­ها یا مسابقه بوکس، اسکی­بازی، قایقرانی یا ... برای اوقات فراغت.

بوردیو

دارایی­ها، کالاهای تجمّلی یا فرهنگی، مانند خانه، ویلا، قایق تفریحی، ماشین، اثاثیه، نقاشی­ها، کتاب­ها، نوشابه­ها، سیگارها، عطرها، لباس­ها (فعّالیّت­های متمایز کننده) مانند: ورزش­ها، بازی­ها، تفریحات، لباس پوشیدن، رسیدگی به ظاهر بدن خود، نحوه استفاده از زبان و بودجه­بندی.

برلسون و استینر

اوقات فراغت و ذوقیات، نحوه مصرف مناسب پول، مواردی مثل رسیدگی به وضع ظاهری و لباس، آداب معاشرت، سلیقه زیباشناختی، سرگرمی­ها) اعم از تفریحی و ورزشی، از قایق­سواری و چوگان گرفته تا تنیس و بولینگ (خوردنی­ها) از شکلات کش­دار شیرین گرفته تا نوع نرم و تلخ آن.

پیزا

زندگی مشترک قبل از ازدواج، مصرف ماری جوانا، همجنسگرایی و زندگی در محیط­های اشتراکی.

سگالن

در بررسی سبک زندگی در محدوده مسائل زناشویی: مسکن فضای داخلی خانه و تقسیم­بندی فضاهای خصوصی و فضاهای عمومی و تفریحی داخلی و خارجی، معاشرت و شبکه روابط خویشاوندی و اتکا در امور و حوادث و تأثیر این روابط بر نوع گذران اوقات فراغت، نوع نگاه و رفتار در مورد اشتغال زنان و تقسیم کار در زندگی زناشویی.

جی. ای. ویل

مصرف، ارزش­ها، نگرش­ها، مسائل جمعیّت­شناختی، تفاوت­های جنسی، موقعیت اقتصادی، شغل، طبقه­بندی اجتماعی، مشارکت در فعّالیّت­های اوقات فراغت.

لسلی و دیگران

الگوهای مصرف اعم از لباس، طرز حرکات، سبک محاوره، سلیقه، انتخاب نوشیدنی، تجهیز خانه، مواد خواندنی، گذران وقت، آداب معاشرت.

 

 

 

پیشینه تحقیق

بهنویی در سال 1391 تحت پژوهشی با عنوان جوانان، سبک زندگی و هویت اجتماعی در بابلسر به این نتیجه رسیدند که بین سبک ­زندگی و هویت اجتماعی جوانان همبستگی مثبت وجود دارد. هم­چنین یافته­های وی نشان می­دهد نوع سبک ­زندگی فرد، برای او تعیین می­کند که با چه کسانی دوست باشد، چه مؤلّفه­هایی را برای دوست بودن با دیگران انتخاب کند، هم­چنین نوع نگاهش به ملّیت، مذهب و خانواده خودش چگونه باشد.

بخارایی و همکاران(1393)، با پژوهشی تحت عنوان «تحلیل جامعه­شناختی سبک زندگی و گرایش به حقوق شهروندی» که در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور خراسان ­جنوبی با روش پیمایشی و شیوه نمونه­گیری طبقاتی سیستماتیک و حجم نمونه 989 نفری انجام داده­اند، به این نتیجه رسیده­اند که سبک زندگی در گرایش به حقوق شهروندی تاثیرگذار است. هم­ چنین سبک زندگی بر گرایش به حقوق مدنی، حقوق اجتماعی و حقوق سیاسی تأثیر دارد.

زارع و همکارانش(1391)، با پژوهشی تحت عنوان «بررسی سبک زندگی جوانان در شهر تهران و عوامل موثر بر آن» به این نتیجه رسیدند که بین سرمایه اقتصادی و سبک زندگی جوانان رابطه معنادار وجود دارد.

عدلی­پور و همکاران(1394)، با «تحلیل رابطه سبک زندگی و هویت فرهنگی جوانان شهر تبریز» به این نتیجه رسیده­اند که با گسترش سبک زندگی مدرن، میزان هویت فرهنگی افراد کاهش پیدا می­کند.

قادرزاده و همکاران(1393)، در تحقیقی با عنوان مطالعه کیفی سنخ­شناسی سبک­های زندگی مطالعه جوانان شهر مهاباد به سبک­های پیشامدرن، علمی ورزش محور، شاد زیست و جهان محلی می­رسد.

محمدی و همکاران(1392)، در تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه ساده و چندگانه بین سبک زندگی با تعالی خانواده در شهر اصفهان نشان دادند که بین ابعاد سبک زندگی و تعالی خانواده همبستگی مثبت و معنی­دار وجود داشت.

هوایانگ(2016)، در تحقیقی تحت عنوان ارتباط بین سلامت روانی ناسالم و سبک زندگی ناسالم به این نتیجه رسیده است که سبک زندگی با سلامت روانی رابطه دارد.

 دنیس آنتونی و همکاران(2011)، درتحقیقی با عنوان سلامت، سبک زندگی، باور و دانش­های متفاوت قومی با تمرکز بر دخانیات، رژیم غذایی و فعالیت بدنی دریافتندکه سبک زندگی با تمرکز بر عناصر مطرح شده در گروه­های مختلف متفاوت است.

جوانا بویرسکا و همکارانش(2012)، در تحقیقی تحت عنوان تحلیل سبک زندگی جوانان در نواحی شهری و روستایی به این نتیجه رسیده­اند که سبک زندگی جوانان روستایی از لحاظ تغذیه، تحرک بدنی متفاوت از جوانان شهری است، جوانان روستایی سالم­تر از جوانان شهری هستند.

نتایج تحقیق دی(2011)، نشان داده است­که سبک زندگی دینی با سلامتی اجتماعی افراد یک جامعه مرتبط است.

کارسون و آرنولد(1996)، به این نتیجه رسیدند که تقیدات درونی دینی و معنوی عامل مهمی در پیشگیری از آسیب­های رفتاری و اجتماعی است؛ هم­چنین سبک زندگی دینی و توأم با معنویت از رفتارهای خودکشی، طلاق و انحرافات اجتماعی پیشگیری می­کند.

یافته­های ژوبرت(1995)، نیز حکایت از آن داشت که تجارب و سبک زندگی معنوی با شاخص­های آسیب­شناسی اجتماعی در گروه­های مختلف اجتماعی ارتباط دارد.

مایکرافت(2004)، در مقاله­ای پژوهشی با عنوان مصرف فرهنگی و افسانه سبک ­زندگی به سنخ­های سبک زندگی باشکوه، سنتی، ناسالم و دیجیتالی رسیده است.

حمیدی و فرجی(1382)، در مثاله­ای پژوهشی با عنوان سبک زندگی و پوشش زنان تهران به عامل­های مهم سنتی، تمایز و هویت رسیده است.

جمع­بندی مطالعات قبلی در زمینة سبک زندگی و عامل­های محوری آن در سطح خانواده روستایی دلالت بر این دارد که با توجه به مطالعة انجام شده در ادبیات موجود، پژوهشی کاملاً مرتبط با موضوع پژوهش حاضر انجام نشده است. با این حال در پژوهش­های غیر مستقیم و پراکنده­ای که در این زمینه صورت گرفته است، می­توان موارد زیر را نتیجه­گیری کرد:

1. اکثر مطالعات در سطح ملی و بیرون از نهاد خانواده انجام شده­اند. 2. مولفه­های سبک زندگی به صورت تفکیکی و اکثراً در سطح کلان یا در سطح گروه­ها بررسی گردیده­اند. 3. در بررسی سبک زندگی  برای رسیدن به عامل­های محوری آن درسطح خانواده­های روستایی، کاری پژوهشی یافت نشد. لذا طرح این موضوع  شاخصی برای نوآوری  پژوهش حاضر می­باشد.

 

اهداف تحقیق

هدف اصلی

- تعیین عامل­های محوری سبک زندگی خانواده­های روستایی بستان­آباد.

 

هدف فرعی

- تعیین سهم عامل­های محوری در تبیین تغییرات سبک زندگی خانواده­های روستایی.

 

فرضیه تحقیق

برای بررسی سبک زندگی  و ابعاد محوری آن درسطح خانواده­های روستایی­ که برگرفته از جمع­بندی پیشنه نظری و تجربی بوده است، فرضیه تحقیق به صورت سوالی تدوین شد.

- عامل­های مهم در سبک زندگی خانواده­های روستایی بستان­آباد کدامند؟

- سهم هریک از این­ها در تبیین تغییرات سبک زندگی خانواده روستایی به چه میزان می­باشد؟ 

 

تعارف مفهومی  و عملیاتی متغیرها

سبک زندگی

برداشت «گیدنز» از مقوله سبک زندگی عبارت است از تلاش برای شناخت مجموعه منظمی رفتارها یا الگویی از کنش­ها که افراد آن­ها را انتخاب کرده و کنش­های آن­ها در زندگی روزمره به واسطه آن­ها هدایت می­شود(خوشنویس ناهید، 1389: 11). برخی نیز سبک زندگی را با «هویت» پیوند می­زنند، سبک زندگی نظامواره و سیستم خاص زندگی است که به یک فرد، خانواده یا جامعه با هویت خاص اختصاص دارد. این نظامواره، هندسه کلی رفتار بیرونی و جوارحی است و افراد، خانواده­ها و جوامع را از هم متمایز می­سازد(شریفی، 1391: 146). این تعریف به گونه­ای هویت فرد را در برابر دیگران به نمایش می­گذارد. بنا بر این می­توان منظور از سبک زندگی را چنین بیان کرد: «مجموعه­ای از رفتارها و عملکردهایی که یک فرد به منظور تامین نیازها و احتیاجات روزمره خود به کار می­گیرد. شیوه زندگی هر فردی بیانگر هویت و معرّف شخصیت آن فرد است. آن چه از جمع­بندی تعاریف به دست می­آید این است که سبک زندگی، دستورالعملی است که سرچشمه اعمال انسانی در اشکال عینی و ذهنی می­باشد. به عبارت دیگر سبک زندگی را می­توان از اندیشه تا عمل رصد کرد. سبک زندگی در این پژوهش بر اساس مبانی نظری  و مشاهدات میدانی شامل مولفه­های دینداری، نظام خانواده، هویت، ساختار اجتماعی، ارزش­ها، ساختار اقتصادی و الگوی مصرف می­باشد:          

 - دینداری: دین سنگ بنای سامان اجتماعی است و منبعی برای ارزش­های اجتماعی است و بر گزینش­های فردی و بسیاری از زمینه­های زندگی روزمره تأثیر می­گذارد. برای تعریف عملیاتی متغیر مذکور از گویه­هایی هم­چون: 1. دست ‌کشیدن از غذا پیش از سیری، 2. تلقی امر فردی و سلیقه­ای از دین در قالب طیف لیکرت هفت گزینه­ای که در سطح مقیاس فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفتند.

- ساختاراجتماعی: ساختار اجتماعى مجموعه روابط و پیوندهائى است­که میان افراد، گروه‌ها و طبقات مختلف یک جامعه برقرار است. برای تعریف عملیاتی متغیر مذکور از گویه­هایی هم­چون: 1. میزان­گروهی کار کردن در خانه، 2. توجه به ساعات خوابیدن و بیدارشدن در قالب طیف لیکرت هفت گزینه­ای که در سطح مقیاس فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفتند.

- نظامندی خانواده: اساس تشکیل خانواده این است­که زن و مردی می­کوشند اراده خود را برتأسیس آن و قبول تکالیفی که شرع برای آن­ها معین کرده است محقق گردانند. برای تعریف عملیاتی متغیر مذکور از گویه­هایی هم­چون: 1. قدرت پدر خانواده، 2. مهم بودم حضور پدر و مادر بزرگ در خانواده در قالب طیف که در سطح مقیاس فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفتند.

- هویت: هویت‌ به‌ معنی‌ "چه‌ کسی‌ بودن‌" است‌ و از نیاز طبیعی‌ انسان‌ به‌ شناخته‌ شدن‌ و شناسانده‌ شدن‌ به‌ چیزی‌ یا جایی‌ بر می‌آید. برای تعریف عملیاتی متغیر مذکور از گویه­هایی هم­چون: 1. احساس تعلق خاطر مشترک و تعهد افراد به خانواده، 2. میزان دلبستگی به میراث گذشته در قالب طیف لیکرت که در سطح مقیاس فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفتند.

- ارزش­ها: ارزش عبارت است ازعقایدی­که خانواده یا گروه‌های انسانی درباره آن‌چه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است دارند. برای تعریف عملیاتی متغیر مذکور از گویه­هایی هم­چون: 1. میزان تمایل به ازدواج جوانان. 2. میزان طلاق در قالب طیف لیکرت هفت گزینه­ای که در سطح مقیاس فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفتند.

 

- ساختار اقتصادی: در سبک­های زندگی مختلف ساختار اقتصادی متفاوت خواهد بود مصرف­گرایی، تولیدمداری، سرمایه­زایی و سرمایه­سوزی نشانگر سبک­های زندگی مختلف خواهد بود. برای تعریف عملیاتی متغیر مذکور از گویه­هایی هم­چون: 1. میزان توجه به فعالیت کشاورزی، 2. اهمیت دان به دام  و پرورش آن، 3. میزان توجه به درآمدهای غیرکشاورزی در قالب طیف لیکرت­که در سطح مقیاس فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفتند.

- سبک زندگی و الگوی مصرف: الگوهای مصرف در سبک زندگی در بر گیرنده خوراک، مسکن و پوشاک یا حتی فراتر از این مفاهیم می­باشند که این الگوها بر اساس سبک زندگی در خانواده­ها متنوع  و متفاوت می­باشد. برای تعریف عملیاتی متغیر مذکور از گویه­هایی هم­چون: 1. میزان قانع بودن به حداقل­ها در خوردن، 2. میزان اهمیت ساده پوشیدن در قالب طیف لیکرت­که سطح مقیاس فاصله­ای مورد سنجش قرار گرفتند.

جمع­بندی ما از سبک زندگی در ابعاد سنتی، مدرن و تلفیقی با شاخص­های مرتبط در جدول (4) ارایه شده است.

جدول شماره (4): ابعاد سبک زندگی و گویه­های آن

ابعاد سبک زندگی

شاخص­ها

 

سبک زندگی سنتی

به جا آوردن احکام دین حتی در صورت تضاد با منافع فردی، قدرت پدر خانواده،مهم ‌بودن حضور پدر پزرگ و مادر بزرگ در خانواده،میزان رفت ‌و آمد با فامیل،حرف پدر تأیید کنندة نهایی تصمیمات خانواده،گروهی کار کردن در خانه،خوش‌ قولی و پای­بندی به تعهدات،انجام کارهای عام‌المنفعه،مشارکت اعضای خانواده در امور روستایی،اعتماد اعضای خانواده به یکدیگر،اهمیت‌ دادن به ازدواج،اهمیت‌دادن به جنس پسر.

 

 

سبک زندگی مدرن

استفاده از تکنولوژی (کامپیوتر، اینترنت، موبایل و ...) برای آشنایی با دین،مشاجره و مجادلة کلامی بین اعضای خانواده،توجه به ساعات خوابیدن و بیدارشدن، توجه به شاخص‌های سلامت و بهداشت جسمی و روانی،تجمل‌گرایی،میزان اختلاف‌ نظر جوانان خانواده با بزرگ­ترها،نسبت مصرف غذاهای مصنوعی (ساندویچ) به غذاهای طبیعی (آش)،میزان توجه به درآمدهای غیر کشاورزی،متکی ‌بودن خانواده به درآمد پدر،میزان توجه ‌کردن به پس‌انداز،استفاده از روش‌های جدید برای تولیدات کشاورزی و غیرکشاورزی،مقید بودن به نظم کاری.

 

 

سبک زندگی تلفیقی

به جا آوردن احکام دین حتی در صورت تضاد با منافع فردی، قدرت پدر خانواده، مهم‌ بودن حضور پدر پزرگ و مادر بزرگ در خانواده، میزان رفت‌ و آمد با فامیل، حرف پدر تأیید کنندة نهایی تصمیمات خانواده، گروهی کار کردن در خانه، خوش­قولی و پای­بندی به تعهدات، انجام کارهای عام‌المنفعه، مشارکت اعضای خانواده در امور روستایی، اعتماد اعضای خانواده به یکدیگر، اهمیت‌ دادن به ازدواج، اهمیت ‌دادن به جنس پسر، تمایل به انجام فعالیت کشاورزی، اهمیت‌ دادن به دام و پرورش آن، اهمیت ‌دادن به ساده ‌زیستی، استفاده از تکنولوژی (کامپیوتر، اینترنت، موبایل و ...) برای آشنایی با دین، مشاجره و مجادلة کلامی بین اعضای خانواده، توجه به ساعات خوابیدن و بیدار شدن زنان در خانواده، نسبت مصرف غذاهای مصنوعی (ساندویچ ) به غذاهای طبیعی (آش)، میزان توجه به درآمدهای غیر کشاورزی.

 

ابزار  و روش تحقیق

پژوهش ­حاضر از روش پیمایش و ازنوع مقطعی آن بهره­مند گردیده است ازمیان تکنیک­های گردآوری اطلاعات از پر کاربردترین آن­ها یعنی از پرسشنامه استفاده شده است. واحد تحلیل در این پژوهش فرد (سرپرست خانواده) می­باشد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه سرپرستان خانواده­های روستایی شهرستان بستان­آباد در سال 1396 بوده­اند. بر اساس اطلاعات گردآوری شده در نه دهستان و 180 روستای شهرستان بستان­آباد، 18645 خانوار سکونت داشتند که بر اساس فرمول کوکران 376 خانوار روستایی به عنوان حجم نمونه محاسبه گردید. در پژوهش حاضر از روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای استفاده شد.

دراین پژوهش، جهت برآورد اعتبار سوالات پرسشنامه، از اعتبار محتوایی استفاده شده است. هم­چنین برای حصول اطمینان از پایایی ابزار سنجش، پرسشنامه مورد پیش­ آزمون قرار گرفت به این صورت که تعداد 30 نفر از پاسخگویان پرسشنامه تنظیم شده را تکمیل نمودند. پس از تکمیل، پرسشنامه­های مذکور کدگذاری و در نرم ­افزار وارد شدند و پایایی آن­ها به وسیله آلفای­کرونباخ ارزیابی گردید. سپس با توجه به نتایج حاصل از مطالعه مقدماتی، اصلاحات­لازم در ابزار سنجش به عمل آمد تا اعتبار و پایایی آن افزایش یابد. جدول زیر حاوی اطلاعات مربوط به پایایی مقیاس­های مورد سنجش می­باشد.

                                           

جدول شماره (5): ضریب آلفای کرونباخ مقیاس­های تحقیق

ابعاد متغیرها

تعداد گویه

میزان آلفای به دست آمده

سبک زندگی در دین­داری

6

797 /.

سبک زندگی در نظامندی

9

802 /.

سبک زندگی در هویت

10

691 /.

سبک زندگی در ساختار اجتماعی

10

662 /.

سبک زندگی در ساختار اقتصادی

9

615 /.

سبک زندگی در ارزش­ها

6

601/.

سبک زندگی در الگوی مصرف

3

624/.

سبک زندگی

53

890/.

       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یافته های تحقیق

برای سنجش سبک زندگی، شاخص­های برخورداری خانواده­های روستایی ازالگوی مصرف، ارزش­ها، نظامندی، دین­داری، ساختار اجتماعی، اقتصادی و هویت آورده شده بودند که نتایج حاصل نشان داد:                                                                    

الف) درمجموع برخورداری خانواده روستایی درسبک زندگی­شان از هویت بیشتر از سایر مولفه­ها بوده است پاسخ­ها بیشتر در جهت احترام به تعلقات و تعهدات، اصالت­ها و گذشتگان مثبت بوده است. جایگاه ساختار اجتماعی و اقتصادی در سبک زندگی با شاخص­هایی چون گروهی کارکردن، اعتماد، احترام، نظم، خوش­قولی، تولید، مصرف، فعالیت­های کشاورزی، پس­انداز و درآمدهای غیر کشاورزی خوب ارزیابی
می­شود. (جدول 6)                                                                                                

ب) جایگاه الگوی مصرف با شاخص­هایی چون ساده زیستی، میزان تناسب درآمد با هزینه هم­چون جایگاه ارزش­ها با شاخص­هایی مانند گسترده بودن شکاف نسلی، ازدواج، جنسیت­گرایی و موقعیت زنان در سبک زندگی خانواده­های روستایی در حد مطلوبی نیست. 

ج) از مجموع شاخص­های ابعاد مختلف سبک زندگی، الگوی مصرف، ارزش­ها، نظامندی، دین­داری، ساختار اجتماعی- اقتصادی و هویت این نتیجه عاید می­گردد که میزان پایداری سبک زندگی خانواده روستایی پایین­تر از حد متوسط بوده است. (جدول 6)    

 

جدول شماره (6): آماره­های توصیفی مربوط به سازه­های ابعاد سبک زندگی

آماره توصیفی

الگویمصرفخانواده

ارزش­هایخانواده

نظامخانواده

دین­داریخانواده

ساختاراجتماعیخانواده

ساختاراقتصادخانواده

درهویتخانواده

میانگین

88/7

24/14

33/17

11/22

74/25

70/26

52/32

انحراف استاندارد

88/2

65/3

27/5

31/7

73/6

58/6

66/7

واریانس

29/8

32/32

80/27

50/53

33/45

39/43

69/53

مینیمم

3

5

8

8

12

11

13

ماکزیمم

18

 

32

35

45

58

50

58

                                                           

جدول شماره (7): توزیع پاسخگویان بر حسب ابعاد سبک زندگی

 

 

درجدول (7) توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان براساس سبک زندگی در ابعاد سنتی، مدرن و تلفیقی آورده شده است، همان گونه که در جدول مشاهده می­شود بیشترین فروانی در محتوای تشکیل دهنده سبک زندگی خانواده­های روستایی شهرستان بستان­آباد مربوط به­گویه­های بعد سنتی سبک زندگی است. به عبارتی 53 درصد از پاسخگویان با شدت زیاد و بسیار زیاد اعلام کرده­اند که سبک زندگی حاکم بر زندگی آن­ها سنتی است و 47 درصد با شدت زیاد و بسیار زیاد اعلام کرده­اند که سبک حاکم بر زندگی آن­ها مدرن است. باتوجه به تفاوت حداقلی سبک زندگی سنتی و مدرن درحاکمیت بر زندگی خانواده­های روستایی و آمار سبک­ زندگی تلفیقی می­توان نتیجه­گیری کردکه سبک زندگی تلفیقی برخانواده­های روستایی بستان­آباد حاکم است. چرا که با لحاظ درجه تا حدی 76 درصد پاسخگویان حاکمیت سبک­زندگی تلفیقی را بر خانواده­های خود تایید کرده­اند.

تحلیل عاملی با هدف استخراج عامل­های مهم و تعیین سهم درصدی آن­ها در تبیین تغییرات سبک زندگی خانواده­های روستایی با جهت پاسخگویی به سوال تحقیق اجرا گردیدکه خلاصه نتایج آن به شرح زیر می­باشد:

جدول شماره (8): نمایی از عامل­ها در ابعاد مختلف سبک زندگی خانواده
روستایی و سهم هریک از آن­ها در تبیین تغییرات سبک زندگی

درصد مقدار ویژه

مقدار ویژه

عامل­ها

ابعاد

24/49

955/2

دین­مداری

دین­داری

24/49

955/2

1

جمع

26/41

875/2

مدرن

نظام خانواده

78/12

990/1

سنتی

05/54

865/4

2

جمع

04/29

167/2

اصالت­گرا

هویت

44/16

166/2

خودباور

89/11

406/1

تکلیف­گرا

39/57

572/3

3

جمع

 

95/27

179/2

دگر دوست

ساختار اجتماعی

34/14

706/1

جمع­گرا

65/10

411/1

مشارکت­گرا

96/52

796/8

3

جمع

27/31

1.852

ازدواج­گرا

ارزش­ها

94/19

221/1

پسرگرا

21/51

33/3

2

جمع

57/30

740/2

تولیدگرا

ساختار اقتصادی

97/16

379/1

پس­انداز­گرا

78/11

22/1

مصرف­گرا

33/59

341/5

3

جمع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ازطریق این عامل­ها می­توان به یک مدل کلی­تر برای تحلیل و تبیین سبک زندگی خانواده­های روستایی دست یافت. از آن­جا که 14 عامل در شش بعد شامل اقتصادی، اجتماعی، نظام­مندی، دین­داری، هویتی و ارزشی خانواده­های روستایی استخراج گردیده­اند بیانگر ضرورت نگاه کثرت­گرا در شناخت سبک زندگی خانواده­های روستایی است.    

 

جدول شماره (9): مدل تجربی اثرات عامل­ها در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، نظامندی، هویتی، ارزشی و

دین­مداری خانواده­های روستایی بر سبک زندگی آن­ها با سهم درصدی هریک از عامل­ها

بعد هویت شامل:

- عامل اصالت­گرا (04/29)

- عامل خودباور (44/16)

- عامل تکلیف­گرا (89/11)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                     

سبک زندگی خانواده­های روستایی بستان­آباد

 

 

 

بعد دین­داری شامل:

              - عامل دین­مداری (24/49)

بعد ارزش­ها شامل:

- عامل ازدواج­گرا (27/31)

- عامل پسرگرا (94/19)

بعد نظام خانواده شامل:

- عامل سنت­گرا (78/12)

- عامل مدرن­گرا (26/41)

بعد اقتصادی خانواده شامل:

- عامل تولیدگرا (57/30)

- عامل پس­اندازگرا (97/16 )

- عامل مصرف­گرا (78/11)

بعد ساختار اجتماعی خانواده شامل:

- عامل دگر دوست (95/29)

- عامل جمع­گرا (34/14)

- عامل مشارکت­گرا (65/10)

 

در جدول (9) سهم درصدی هر یک از عوامل نشان داده شده است. بنا بر این اثرات بعد دینی خانواده بر سبک زندگی آن با عامل دین­مداری 24/49 درصد بوده است. اثرات بعد نظام خانواده بر سبک زندگی آن 05/54 درصد بوده که در عامل­های سنت­گرا 78/12درصد و عامل مدرن­گرا 26/41 درصد بوده است. اثرات بعد ساختار اجتماعی خانواده بر سبک زندگی آن 96/52 درصد بوده که در عامل­های دگر دوستی (95/27)، جمع­گرا (34/14) و مشارکت­گرا (65/10) تجلی یافته است. اثرات بعد هویتی خانواده بر سبک زندگی آن 39/57 درصد بوده و در عامل­های اصالت­گرا (04/29)، تکلیف­گرا (89/11) و خودباور (44/16) تبلور یافته است. اثرات بعد ارزش­های خانواده بر سبک زندگی آن 21/51 درصد بوده که در عامل­های ازدواج­گرا (27/31) و پسرگرا (94/19) بوده است. اثرات بعد اقتصادی خانواده بر سبک زندگی آن 33/59 درصد بوده که در عامل­های تولیدگرا (57/30)، پس­اندازگرا (97/16) و مصرف­گرا (78/11) بوده است. آن چه از جمع­بندی به دست می­آید این است که با توجه به درصد مقدار ویژه هر یک از ابعاد بررسی شده، عامل­های بعد اقتصادی نسبت به عامل­های سایر ابعاد، نقش بیشتری در تبیین تغییرات سبک زندگی خانواده­های روستایی دارند.

 

جمع­بندی  و نتیجه­گیری

یافته­های پژوهش حکایت از آن دارد که میزان پایداری سبک زندگی خانواده­های روستایی در سطح پایین­تر از حد متوسط بوده است. این میزان پایداری در ابعاد، هویتی، اجتماعی و اقتصادی نسبت به سایر ابعاد بیشتر بوده است. به عبارتی  توجه خانواده­ها در سبک زندگی بیشتر روی مسایل هویتی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. این یافته مطابق با یافته­های بهنویی(1391)، بخارایی(1393)، شفعیا(1392)، عدلی­پور (1394)، محمدی(1392)، آنا ماریل تالوس(2016)، هوایانگ(2016)، اریک منیسون(2012)، روجر والش (2011 )، می­باشد. هر چند نامبردگان مذکور نگاه کثرت­گرا آن هم در سطح خانواده نداشته­اند ولی رابطه علی و معلولی را بین مولفه­هایی از سرمایه­های اجتماعی و اقتصادی با سبک زندگی بررسی کرده­اند که رابطه معنادار بوده­اند. هم­چنین نتایج تحقیق حاضر نشان داد که از میان ابعاد هفت­گانه سبک زندگی بعد اقتصاد با سه عامل محوری یعنی تولیدگرا، پس­اندازگرا و مصرف­گرا نزدیک به 60 درصد تغییرات سبک زندگی خانواده­های روستایی را تبیین می­کند. بر اساس سهم هریک از این عامل­ها می­توان گفت هنوز رگه­هایی از تولید در خانواده روستایی متجلی است. یافته حاضر نشان از نگاه تک محوری سرپرستان خانواده­های روستایی و اولویت داشتن بعد فیزیکی، معیشتی و عینی در زندگی خانواده­های روستایی
می­باشد. این یافته با نتایج تحقیق بیگلو(1394)، زارع(1391)، و نظریات وبر و اینگلهارت همسویی دارد. بدین معنا تغییراتی را که عامل­های اقتصادی خانواده در سبک زندگی آن و بر عکس ایجاد می­کند بیشتر از عامل­های سایر ابعاد است. آن چه از جمع­بندی تحلیل عاملی روی سبک زندگی خانواده­های روستایی به دست می­آید نشان از سنخ­های گوناگون سبک زندگی است. به عبارتی درحالت کلی سبک­های زندگی مدرن، سنتی و تلفیقی  قابل عیان است، اما با جمع­بندی عامل­های استخراجی می­توان از سبک زندگی تلفیقی (ترکیبی از سنت و مدرن) نام بردکه در خانواده­های روستایی حاکم است. باتوجه به نتایج به دست آمده در سبد سبک زندگی خانواده­های روستایی مولفه­هایی از سرمایه­های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی  وجود دارند که ظرفیت بزرگی در جهت برنامه­ریزی برای پایداری توسعه در روستاها می­باشند. بنا بر این می­توان در بعد اقتصادی از سبک­های زندگی تولیدگرا، پس­اندازگرا، مصرف­گرا، در بعد اجتماعی از
عامل­های مشارکت­گرا، جمع­گرا و دگر دوست نام برد. عامل­های ازدواج­گرا و پسرگرا در بعد ارزش­ها هستند و در بعد هویتی عامل­های اصالت­گرا، خودباور و تکلیف­گرا استخراج شدند. در نهایت عامل­های مدرن­گرا و سنت­گرا در بعد نظام­مندی خانواده و دین­مداری در حوزه دین­داری خانواده به دست آمدند. با توجه به چهارده عامل محوری در سبک زندگی خانواده­های روستایی در ابعاد گوناگون، نخبگان اجرایی نیازمند نگاه کثرت­گرا می­باشند. هر گونه نگاه تک محور به روستا با توجه به نتایج به دست آمده درتحلیل عاملی انجام شده محکوم به شکست است. اگر خواهان پایداری سبک زندگی در جهت اقتصاد مقاومتی هستیم نیازمند برنامه­ریزی همه ­جانبه برای چهارده عامل استخراجی از سبک زندگی خانواده­های روستایی می­باشیم.



1. Beal & Hollows

2. Bendekter

3. Anderson & Golden

1. Sobel

2. Lamont

الفت، سعیده؛ و سالمی، آزاده. (1391). مفهوم سبک زندگی، فصلنامه مطالعات سبک زندگی. شماره 1، پاییز.

باینگانی، بهمن؛ ایراندوست، سیدفهیم؛ و احمدی، سینا. (1392). سبک زندگی از منظر جامعه­شناسی: مقدمه­ای بر شناخت و واکاوی مفهوم سبک زندگی، فصلنامه مهندسی فرهنگی. سال هشتم، شماره 77.

بخارایی، احمد؛ شربتیان، محمدحسن؛ و احمدی، اعظم. (1394). تحلیل رابطه جامعه­شناختی سبک زندگی و گرایش به حقوق شهروندی مطالعه موردی دانشجویان پیام نور خراسان جنوبی، فصلنامه جامعه­شناسی کاربردی. سال بیست و ششم، شماره پیاپی 6، شماره چهارم، زمستان.

بنت، اندی. (1386). فرهنگ و زندگی روزمره. ترجمه: لیلا، جوافشانی؛ و حسن، چاوشیان. تهران: انتشارات اختران. چاپ اول.

بهنوئی گدئه، عباس، و ابراهیمی، قربانعلی. (1387). بررسی جامعه­شناختی گونه­های هویتی در بین جوانان (مطالعه موردی بابلسر)، فصلنامه مطالعات ملی. شماره 33.

بهنوئی گدئه، عباس. (1391). جوانان، سبک زندگی و هویت اجتماعی، ارزیابی جامعه­شناختی سبک زندگی و هویت اجتماعی جوانان بابلسر، فصلنامه مطالعات سبک زندگی. سال اول، شماره 116.

بیگدلو، مهدی؛ و باقری، عبدالرضا. (1394). نقش اعتماد و امنیت عمومی درتوسعه پایدار اقتصادی جمهوری اسلامی­ایران، پژوهشنامه نظم و امنیت انتظامی. شماره  29، دوره هشتم.

پارسامهر، مهربان؛ و رسولی­نژاد، سیدپویا. (1394). بررسی رابطه سبک زندگی سلامت محور با سلامت اجتماعی در بین مردم شهر تالش، فصلنامه توسعه اجتماعی. دوره دهم، شماره 1.

چاوشیان، حسن؛ و اباذری، یوسف. (1381). از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی، مجله نامه علوم اجتماعی. شماره 20، ص 24.

حمیدی، نفیسه؛ و فرجی، حسن. (1386). سبک زندگی و پوشش زنان تهران، فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره اول، صص 92-65.

خوشنویس، ناهید. (1389). رسانه و سبک زندگی. ماهنامه روابط عمومی ایران، شماره 73، ص 10.

خواجه نوری، بیژن؛ روحانی، علی؛ و هاشمی، سمیه. (1390). رابطه سبک زندگی و تصوربدن، مطالعه موردی زنان شهر شیراز، فصلنامه تحقیقات فرهنگی. دور چهارم، شماره 1، بهار.

ربانی، رسول؛ و رستگار، یاسر. (1387). سبک زندگی و فرهنگ مصرفی، مجله مهندسی فرهنگی. صص 24 -23.

رسولی، محمدرضا. (1382). بررسی مؤلفه­های سبک زندگی در تبلیغات تجاری تلویزیون، مجله علوم اجتماعی. 23، ص 54.

زارع، بیژن؛ و فلاح، محمد. (1391). بررسى سبک زندگى جوانان در شهر تهران و عوامل مؤثر بر آن، فصلنامه تحقیقات فرهنگی. دوره پنجم، شماره 4.

شریفی، احمد حسین. (1391). سبک زندگی به عنوان شاخصی برای ارزیابی سطح ایمان، مجله معرفت فرهنگی اجتماعی. شماره 11.

عدلی­پور، صمد؛ بنیاد، لیلی؛ و بردیافر، نیما. (1394). تحلیل رابطه سبک زندگی با هویت فرهنگی جوانان شهر تبریز، مجله مطالعات ملی. شماره 64.

فیست، جسن؛ و گریگوری، جی فیست. (1395). نظریه­های­های شخصیت. ترجمه: یحیی، سیدمحمدی. تهران: نشر روان.

قادرزاده، امید؛ و فهیم، ایراندوست. (1393). مطالعه­کیفی سنخ­های سبک زندگی، مطالعه جوانان شهرمهاباد، جامعه­شناسی کاربردی. سال بیستم، شماره 55، صص 161-135.

گیدنز، آنتونی. (1382). مبانی جامعه­شناسی. ترجمه: منوچهر، صبوری. تهران: نشر نی.

 

محمودی، محمدجواد؛ و احراری، مهدی. (1392). درآمدی براقتصاد جمعیت نگرش­ها، روش­ها و یافته­ها.تهران: نشر موسسه مطالعات  و مدیریت جامع  و تخصصی جمعیت کشور.

مهدوی­کنی، سعید. (1386). مفهوم سبک زندگی و گستره آن در علوم اجتماعی، فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره اول، صص  230- 199.