مطالعه جامعه‌شناختی جنگ نرم در بافت‌های شهری با تاکید بر راهبردهای رسانه ملی در شهر ایرانی- اسلامی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 . دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی سیاسی واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران- ایران.

2 استاد گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران (نویسنده مسئول).

3 استاد گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران.

چکیده

امروزه با گسترش فناوری­های ارتباطی و اطلاعاتی نوین بسیاری از مفاهیم نظیر جنگ، قدرت، پیروزی و شکست  دارای معانی و راهبردهای جدیدی شده است که از تحقق حاکمیت و هژمونی نظام سلطه و استیلای فرهنگ بیگانه با استفاده از فضای رسانه­ای حاکم بر جهان حکایت دارد. دستاورد جنگ نرم در بافت­های شهری، توصیف کاملی از مبارزه خاموش و بی­صدا با نگرش­ها، گرایش­ها، مفاهیم و شاخص­های مذهبی است که در نهایت  این عناصر به مرور زمان، رو به فراموشی رفته­اند. این در حالی است که ایرانیان با توجه به فرهنگ خود، به حضور چنین فضاهایی وابسته هستند. این فضاها در گذشته روابط تعاملی و موثری با پیرامون خود داشته­اند که می­توانند در آینده نیز داشته باشند. حصول این امر از طریق مسئله­یابی تضادهای موجود و تدوین راه­حل­های برخورد با آن، با اتکا به نوعی برنامه­ریزی عقلایی اجتناب­ناپذیر و البته امکان­پذیر است که در سایه ایجاد راهبرهای رسانه شهری قابل تحقق است. در این مقاله، سعی بر آن است تا با شناسایی دو گونه متفاوت (بافت پر و خالی برخوردار از عناصر شاخص مذهبی) و بهره­گیری از روش­های میدانی، کتابخانه­ای و پیمایشی با رویکرد علی، شناختی جامع در مبانی نظری و مطالعات میدانی آن حاصل گردد و با در تقابل قراردادن این دو، به اصول سازمان­دهی فضایی موثر در جهت مقاوم­سازی بافت­های شهری در مقابله با جنگ نرم شهری، دست یافت. مهم­ترین نتایج مستخرج از این پژوهش تدوین اصول سازماندهی فضایی جنگ نرم در بافت­های شهری است که 3 موضوع راهبردی به­عنوان الگویی برای برنامه­ریزی و طراحی بافت­های شهری برخوردار از عناصر شاخص مذهبی در برابر جنگ نرم شهری ارائه می­دهد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The sociological study of the soft power in Urban Texts with an Emphasis on National Media Strategies in the Iranian-Islamic City

نویسندگان [English]

  • Shahrzad Charami 1
  • Bagher Saroukhani 2
  • Mostafa Azkia 3
چکیده [English]

Nowadays by expansion of new communication and informational technologies many of concepts and strategies like war, power, victory, defeat, and defense have new meanings which implicate new authority and hegemony of foreign culture by using of media over the world. The achievement of soft warfare in urban textures is a complete description of silent struggle with attitudes, tendencies, concepts and indices of religion that eventually these elements have overlooked over time. This is while Iranians are dependent on the presence of such spaces, according to their culture. These spaces have had interactive and effective interactions with their surroundings in the past and they can have in the future. Achieving this, is possible by identifying the existing contradictions and developing solutions based on rational planning that can be realized in the light of the creation of urban media leaders. In this paper, it is tried to identify two different types (full and empty textures of religious elements) and use field and library methods based on scientific approach, to find a comprehensive knowledge in theoretical foundations and field studies. Also, by contrasting these textures, the principle of effective spatial organization for the rehabilitation of urban texture in the face of urban soft warfare is achievable. The most important results of this research are the elaboration of the principles of spatial organization of soft warfare in urban textures, which presents three strategic themes as a model for planning and designing urban textures with elements of religious indices against urban soft warfare.

کلیدواژه‌ها [English]

  • principles of spatial organization
  • media and soft war

مقدمه

بیشتر فعالیت­های حرفه­مندان برنامه­ریزی­شهری و منطقه­ای در خصوص باز­پیرایش محلات و محیط­های انسان ساخت، معطوف به معماری و گاهی طراحی بناها و فضاهای شاخص بوده است که خود تابعی از شرایط و نیز نظرات دولت­مردان (تصمیم­گیران) و خواسته­های مردم است. این فعالیت­ها در تقابل با بافت محوری و آفرینش محلات، نواحی، مناطق و کلیت شهرها و روستاها می­باشند. از این­ رو مطالب اجتماعی و کاربردیِ کمتری در ادبیات توسعه شهری در خصوص برنامه­ریزی و طراحی پهنه­های عملکری- کالبدی چنین فضاهایی وجود دارد. در تمامی علوم و نیز در جوامع کیفیت­گرا، تأثیر عناصر کالبدی بر رفتار انسانی همواره مورد تاکید بوده است، این تأثیر در مواقعی که عناصر از نوع مذهبی و فرهنگی باشند، به مراتب بیشتر است. بر این اساس، این پژوهش به ­دنبال باز تعریف ساختار فضایی محلات و بافت­های شهری با رویکرد جامعه­شناسانه است که از یک یا چند عنصر شاخص و به خصوص از نوع مذهبی آن، برخوردار می­باشند و تلاش دارد تا با بازشناسی این فضاهایی با نمود جنگ نرم، اصول برنامه­ریزی و طراحی مناسب چنین فضاهایی را ارائه نماید. بنابراین با بازنمود عناصر نفوذی مبتنی بر جنگ نرم با ویکرد جامعه­شناسانه و فضایی به نقش رسانه و جایگاه آن، تاکیدی موکد خواهد شد.

 

بیان مسئله

توجه به سیمای شهری و سازمان فضایی شهر مستلزم آن است که هر مجموعه فارغ از مقیاس و الگوهای فضایی دارای جلوه­ای متمایز و انحصاری باشد و با استفاده از توانایی­های معماری و اجتماعی خود معرفی و شناسانده شود. بررسی­های تاریخی شهرهای گذشته نشان می­دهد که این شهرها تحت تاثیر عوامل اقلیمی و فرهنگی، اجتماعی، ارتباطی (رسانه­ای) و اقتصادی شکل فضایی خاصی پیدا کرده­اند. این شکل فضایی درمواردی آن ­قدر قوی است­که حتی به کمک یک نقشه دو بعدی یا یک عکس هوایی ساده می­توان ترکیب آن را تشخیص داد. مطالعه در عرصه­ها و عناصر بافت شهری برای شهر ایرانی اسلامی برای هویت­بخشی لازم است تا این شهرها بتوانند ظرفیت خاطره جمعی و فضایی شهروندان محسوب گردند. شهرهای ایران علی­رغم فشردگی­های کالبدی، مبین ساخت فضایی ویژه­ای هستند و آن پیوستگی مجموعه مرکز شهر و مراکز محلات از طریق گذرهای اصلی است(محمدیان و وثیق، 1394).

از سوی دیگر؛ شهرهای امروز به ­طور فزاینده­ای در معرض تهدید کسانی است که ابزارهای «قدرت رسانه­ای» را در دست دارند. از سوی دیگر در اذهان عمومی زور و خشونت مناسبات اجتماعی و سیاسی در سطح بین­المللی بیش از هر زمان دیگر مذموم و غیرموجه به ­نظر می­رسد. با این توصیف اگر برای رویارویی قطب­های راهبرد روانی- رسانه­ای موجود در عصر حاضر اصطلاح «جنگ» را قائل باشیم،
بی­شک جنگ نرم رسانه­ای، جنگی غیرمستقیم و مبتنی بر شیوه­ها و تکنیک­های پیچیده فرآیند نفوذ اجتماعی- روانی خواهد بود. از این­ رو می­توان گفت هدف درجنگ نرم رسانه­ای عبارت است از: تضعیف، تغییر، جهت­دهی یا استحاله فرهنگ، هنجارها، ارزش­ها، هویت، مشروعیت و افکار عمومی یک جامعه با استفاده از ابزار غیر خشونت­آمیز به­ویژه رسانه­ها.

جنگ نرم رسانه­ای مبتنی بر قدرت نرم و قدرت نرم خود نیز متکی بر عناصری چون جذب، کشش، اغوا و اقناع است. قدرت نرم، در واقع قدرتی هنجاری است که از رهگذر جذابیت­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک و هم­چنین به ­کارگیری توان اقناع، جذب و توجیه به ­دست می­آید؛ به گونه­ای­که مخاطب با میل و اراده خود و با رضایت تن به اهداف مورد نظر می­دهد(مسائلی، 1373: 5). در جنگ نرم کشور مهاجم با استفاده از منابع قدرت نرم، اراده خود را بر یک ملت و نظام سیاسی تحمیل و آن را با روش­های نرم­افزارانه اشغال می­کند. جنگ نرم، اقدامی تعمدی و تدبیر شده است که ماهیت و منطق درونی آن بر تلاش به منظور اثرگذاری بر ارزش­ها، هنجارها، ترجیحات و باورهای جامعه هدف مبتنی است. در این رویکرد، کشور مهاجم با ایجاد تغییر و استحاله در الگوهای مستقر جامعه هدف، موجبات زوال و فروپاشی درونی آن را فراهم می­آورد و نظم دلخواه خویش را در جامعه مذکور برقرار می­سازد. بدین­ترتیب در عصر حاضر جنگ­ها تنها محدود به استفاده از ابزارهایی با ابعاد سخت و قابل لمس نیستند، بلکه از مقولاتی هم­چون قدرت جذب و اقناع و سیطره فرهنگی بر فکر و ذهن افراد جامعه هدف بهره می­گیرند. بر این اساس، در دوران فرانوین کنونی، جنگ جدید، ماهیتی نرم­افزارانه، هنجاری و ایدئولوژیک به خود گرفته و با توجه به ماهیت و چیستی خود، در چارچوب و بستر مفاهیمی هم­چون نظم نوین جهانی و جهانی­سازی قابل درک و فهم و توصیف است. ایجاد شبکه­های وسیع و گسترده ارتباطات جهانی و نیز فراگیر شدن رسانه­های جمعی در عصری که از آن به عصر اطلاعات و ارتباطات تعبیر
می­شود، موجب تشدید درهم تنیدگی و گسترش ابعاد جنگ نرم و به تبع آن، افزایش میزان اثربخشی آن شده است. شتاب روزافزون در دست­یابی به فناوری­های جدید رسانه­ای و گسترش شبکه­های اجتماعی باعث شده است که جنگ نرم تنها  به عرصه روابط خارجی و بین­المللی منحصر نشود، بلکه این مقوله به نوعی در همه رفتارهای اجتماعی ما ساری و جاری باشد، به طوری­که  وقتی ما از طریق اقناع، گفتگو و جذب تلاش می­کنیم تا دوست­مان را متقاعد سازیم که همان رفتاری را انجام دهد که مطلوب ماست، در واقع از قدرت نرم استفاده کرده­ایم. در این میان رسانه ملی نظام جمهوری اسلامی ایران به ­عنوان محور مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، اخلاق و شیوه­های رفتاری جامعه، رسالت و نقش بسیار با اهمیت و مؤثری در مقابله با جنگ نرم طراحی شده علیه ایران بر عهده دارد(مطهری­نیا، 1384: 192).

با عنایت به موارد بالا، بافت­های شهری در سال­های اخیر برآیندی از نمودهای جنگ نرم شده­اند و کارکرد هویت­بخشی خود را از دست داده­اند. به­ عبارت بهتر و گویاتر، سیمای شهری و سازمان فضایی شهر تهران، دارای مقادیری از ِالمان­هایی با نمود جنگ نرم بوده و یکی از کارکردهای اصلی رسانه­ها بازنمود این عرصه­ها و عناصر بافت شهری است. بنابراین، سوال محوری پژوهش بدین صورت شکل می­گیرد که اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری با تاکید بر راهبردهای رسانه ملی در شهر ایرانی- اسلامی چیست؟ و کدام­ها هستند؟

 

پیشینه تحقیق و مبانی نظری

در مفهوم نوین و امروزی، از سوی کمیته خطر جاری[1] در سال­های پایانی جنگ سرد طراحی شد. «کمیته خطر جاری» عنوان کمیته­ای است که در دهه 1970 از سوی گروهی از سناتورهای آمریکایی، مسئولان ارشد وزارت خارجه این کشور، استادان برجسته علوم سیاسی مؤسسه مطالعاتی آمریکن اینتر پرایز و گروهی از مدیران با سابقه سیا و پنتاگون تأسیس شد. هدف از تأسیس این کمیته، خروج از
بن­بستی بود که در دوران جنگ سرد میان دو اردوگاه شرق و غرب به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا در توازن هسته­ای و رقابت­های تسلیحاتی به ­وجود آمده بود. اعضای این کمیته با منتفی دانستن جنگ سخت بین دو ابرقدرت، تنها راه به زانو در آوردن رقیب را در طراحی و اجرای جنگ نرم و فروپاشی از درون تشخیص دادند. راهکارهای «دکترین مهار»، «نبرد رسانه­ای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» راهبردهای طراحی شده «کمیته خطر جاری» به منظور به­ کارگیری علیه اتحاد جماهیر شوروی بودند(نائینی، 1388: 21). این راهبردها که هم اکنون با عنوان شیوه­ها و ابزارهای جنگ نرم شناخته
می­شوند، نقش اساسی در تسریع و تسهیل فروپاشی شوروی و تجزیه این کشور به چندین جمهوری مستقل ایفا کردند. پس از این دوران، ماهیت تهدیدات در بسیاری از موارد، چهره هنجاری و فرهنگی به خود گرفتند و در قالب مفاهیمی هم­چون قدرت جذب و اقناع چارچوب­بندی شدند. واقعیت این است که جنگ نرم با مختصات نظری و عملی خود قادر است سطحی پایدار و ماندگار از قدرت را با خود به ارمغان آورد و این امکان را به قدرت­های بزرگ جهان بدهد که نظام­های سیاسی معارض را پیش از عملیات نظامی، با به کار بستن قدرت نرم فرو ریزند. در عصرکنونی، توسعه و گسترش فزاینده و بی­سابقه فناوری­های ارتباطاتی و رسانه­های جمعی نوظهور، تار و پود قدرت نرم کشورهای جهان­غرب و به­ ویژه ایالات متحده آمریکا را تشکیل داده و بر میزان تأثیرگذاری فرهنگی این کشورها در سطوح فراملی و عرصه­های جهانی به نحو چشمگیری افزوده است. قدرت به اصطلاح سخت به ­عنوان عاملی تعیین ­کننده در کنش­ها و دینامیک­های روابط سیاسی هم ­چنان باقی است، امّا قدرت نرم، بسیار مؤثرتر و کارسازتر است. قدرت نرم عنصر اصلی تهدید نرم است و در ترکیب و همگرایی با قدرت سخت، قدرتی ایجاد می­کند که از آن با عنوان قدرت هوشمند[2] یاد می­شود(رنجبران، 1387: 98).

 

 

جنگ نرم[3]

ارائه تعریفی واحد و جامع برای جنگ نرم اندکی مشکل است چرا که این مفهوم در طول تاریخ خود به شکل­های مختلف و در سطوح متفاوت به کار رفته است. نگاهی بر تعاریف اولیه از عبارت جنگ نرم یا عبارات بدیل آن نشان می­دهد که کاربرد این نوع جنگ بیشتر محدود به زمان جنگ فیزیکی یا زمان اعلام وضع فوق­العاده بوده است. اما تعاریف امروزی ازاین نوع جنگ به ­هیچ وجه آن را منحصر به دوران جنگ و وضعیت فوق­العاده و بحرانی نمی­دانند و ما در دوران صلح و آرامش نیز به گونه­ها و سطوح و شدت­های مختلف می­توانیم شاهد جنگ نرم باشیم(عسگری، 1390: 11). نکته دیگری که دراین جا باید بدان توجه شود دایره گسترده مفاهیم مترادف و یا همبسته جنگ نرم است؛ برای نمونه عملیات روانی، جنگ رسانه­ای، پروپاگاندا، جنگ افکار، جنگ اعصاب، جنگ سیاسی، جنگ تبلیغاتی، جنگ روانی، جنگ مجازی، جنگ از راه دور، جنگ ایدئولوژیک، جنگ عقیدتی و ... این عبارات در مرحله نخست نشان دهنده پیچیدگی مفهوم جنگ نرم و گستردگی مصادیق و اشکال آن بوده و در مرحله بعد اهمیت آن را نشان می­دهند. به کارگیری فنون­جنگ روانی از هزاران سال قبل مورد توجه بوده و به شکل­های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است و اصطلاح جنگ نرم عنوان جدیدی برای یک مفهوم قدیمی است(نصر‌، 1381: 82). بنابراین جنگ نرم را می‌توان هر گونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد، تعریف کرد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه­ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و ... از اشکال جنگ نرم می‌باشند. آن­ها می­توانستند با بهره­گیری از آن­ها قدرت بیشتری در این نوع جنگ داشته باشند.

 

چیستی و چرایی جنگ نرم

چنان ­که پیشتر نیز گفته شد، در عصر حاضر ماهیت منازعه میان کشورها و جوامع مختلف تغییر یافته است و راهبردهای مبتنی برقدرت نرم به ­عنوان رویکرد غالب در روابط غیر مسالمت­آمیز میان کشورها به­ کار گرفته می­شود. واقعیت­های جهان معاصر مبیّن این نکته­اندکه کشورهای متخاصم حتّی با برخورداری از توان نظامی و تسلیحاتی بالا از دست یازیدن به جنگ سخت افزارانه و نظامی اجتناب می­کنند و در اکثر موارد رویکردهای نرم افزارگرایانه را در قبال جامعه رقیب در پیش می­گیرند. به کارگیری قدرت نرم به منظور شکست دادن حریف و ترجیح دادن این نوع از قدرت نسبت به قدرت نظامی دلایلی دارد که از جمله مهم ترین آن­ها موارد زیر است:

 

 

1. پنهان بودن

پنهان و نامحسوس بودن جنگ نرم از ویژگی­های مهم آن است. ویژگی مذکور این امکان را فراهم می­آورد که کشور مهاجم، راهبردهای براندازانه خود را تحت پوشش و در قالب اقدامات فرهنگی، هنری، علمی، اطلاعاتی، بشردوستانه و ... دنبال کند، بی ­آن­که کشور مورد هجمه، افکار عمومی داخلی یا ناظران خارجی قادر باشند نشانی از مداخله خصمانه کشور مهاجم بیابند یا دلیلی بر اقدامات غیر مسالمت­آمیز مستتر در فعالیت­های پیش گفته ارائه دهند.

 

2. کم بودن میزان خسارت

جنگ نرم نسبت به جنگ سخت، خسارات مادی و معنوی کمتری را متوجه عامل تهدید نرم می­کند. در جنگ سخت و نظامی علاوه بر هزینه­های مربوط به ادوات و تسلیحات نظامی، تلفات نیروی انسانی نیز وجود دارد که این موضوع نگرش­های منفی افکار عمومی داخلی و خارجی را نسبت به کشور تهدید کننده و مهاجم در پی خواهد داشت. از سویی نیز اقناع افکار عمومی داخلی و جهانی نسبت به دلایل تهاجم نظامی و استمرار آن امری بسیار دشوار خواهد بود. این موضوع در بسیاری از موارد کشور مهاجم را در موقعیتی انفعالی قرار می­دهد، به نحوی که ناچار به ترک مخاصمه و عقب­نشینی از مواضع خصمانه خود علیه کشور یا کشورهای هدف و پرداخت خسارت و غرامت می­شود.

 

3. وسیع بودن گستره نتایج

در جنگ نرم عرصه­های بسیار مهمی هم­چون فرهنگ و نظام ارزشی یک ملت مورد هجوم قرار
می­گیرد، حال آن ­که غایت جنگ نظامی تصرف یا الحاق یک کشور یا بخشی از آن یا سرنگونی یک نظام سیاسی است. بدین ترتیب در جنگ نرم گستر ه نتایج از وسعت و پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود.

 

4. عمیق بودن تأثیرات

برخلاف منازعه نظامی، نبرد نرم روندی تدریجی دارد و در نتیجه آثاری که به بار می­آورد، هم ماندگارتر و هم عمیق­تر است. در جنگ نرم زیرساخت­های اساسی و بنیادین جامعه (از جمله فرهنگ و هنجارهای آن) مورد تهاجم قرار می­گیرند. بدین ترتیب، آثار جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت در تمامی عرصه ها و زوایای جامعة هدف، تثبیت و نهادینه می­شود.

 

 

 

5. کاهش امکان مقابله

در جنگ نرم از ابزارهای فوق پیشرفته رسانه­ای، اطلاعاتی، مخابراتی و دیجیتالی استفاده می­شود. این امر، امکان مقابلة کشورهای بی­بهره یا کم بهره از فناوری­های پسامدرن هزاره سوم در برابر کشورهای تولید کننده و برخوردار از چنین فناوری هایی را بسیار کاهش می­دهد.

 

6. پایین بودن تبعات روانی و تبلیغاتی جنگ نرم برای کشور مهاجم 

درجنگ نرم درصورت طرح دعاوی معترضانه علیه­کشور مهاجم، کشور مذکور خواهد توانست عاملیت و مدخلیت خود را به کلی نفی و انکار کند و یا دست کم با تشکیک رو به رو سازد. چنین وضعیتی برای طرف مقابل موقعیتی سخت به حساب می­آید؛ زیرا هر چند به عامل بودن و مدخلیت دشمن در جنگ نرم واقف است، به دلیل نبود مدارک، اسناد و شواهد روشن و صریح برای انتقال این آگاهی به افکار عمومی داخلی و ناظران خارجی، با موانع بسیار رو به روست(رنجبران، 1387: 107).

 

اهداف جنگ نرم

هدف نهایی در جنگ نرم علیه یک جامعه، ایجاد تغییر، دگرگونی و استحاله در ساختارهای اساسی و بنیادی جامعه مذکور و جایگزین ساختن ساختارهای جدید مطابق با نظام ارزش­های کشور مهاجم است. بر این اساس، غایت جنگ نرم از میان برداشتن و مضمحل ساختن جامعه هدف نیست، بلکه همسویی و همگرایی این جامعه با اهداف، سیاست­ها و خواست جامعه مجری جنگ نرم است. در فرآیند جنگ نرم به ­منظور حصول نتیجه و دست­یابی به هدف اصلی این جنگ که همانا استحاله درونی نظام مورد هجمه است، مراحلی وجود دارد که به ­صورت خطی و یکی پس از دیگری دنبال می­شوند. نخستین مرحله از مراحل مذکور، ایجاد تغییر در زیر ساخت­های فکری و نظری، باورها، نگرش­ها و اعتقادات مردم جامعه هدف است. در این مرحله ارزش­ها و اعتقادات جامعه مورد حمله، تضعیف و تخریب می­شود و مورد تردید قرار می­گیرد. در مرحله بعد با استفاده از ساز و کارهای قدرت نرم، گفتمان­سازی، فرهنگ­سازی، هنجارسازی، ایدئولوژی­سازی و تعریف نظام اخلاقی جدید صورت می­گیرد که موجب نوعی اقناع ذهنی و تغییر در افکار، اندیشه­ها و ترجیحات و خواسته­های افراد جامعه هدف می­شود. بدین ترتیب مجریان جنگ نرم توانسته­اند نحوه تفکر، اندیشیدن و تلقی افراد جامعه نسبت به مقولات مختلف را به دلخواه خویش دگرگون سازند و بستر لازم برای جایگزین ساختن ایدئولوژی، هنجارها و باورهای مهاجم را در کشور هدف فراهم آورند. مرحله سوم، مرحله ایجاد تغییر در الگوهای رفتاری و خلق الگوهای جدیدی است که با الگوهای رفتاری موجود تفاوت­هایی اساسی و ماهوی دارد. اساساً رفتارهای یک جامعه مبتنی بر اعتقادات، باورها، نگرش­ها و رویکردهای نظری نسبت به مقولات مختلف است. با دگرگون­سازی مفاهیم مذکور، الگوهای رفتاری جامعه نیز تغییر می­کند، و به جای رفتارهای حمایتی از ساختار سیاسی جامعه، رفتارهای چالشی و ساختارشکن رخ می­نماید. در چنین حالتی، توده مردم به جمعیت­های همسو با اهداف کشور مهاجم تبدیل می­شوند و با نظام سیاسی مستقر در تعارض قرار می­گیرند یا حداقل نسبت به آن موضعی بی­تفاوت و خنثی اتخاذ می­کنند. بدین ترتیب، زمینة مناسب برای مشروعیت­زدایی از رژیم سیاسی حاکم فراهم می­آید و تبدیل وضعیّت نظام سیاسی مستقر به نظام مطلوب مجریان جنگ نرم امکان­پذیر می­گردد. در این مرحله چنان که مشخص است، استحاله نظام سیاسی هدف، از طریق ایجاد شکاف و گسل میان مردم و حاکمیت و سلب اعتماد و حمایت مردمی از نظم سیاسی مستقر صورت گرفته است. توده افراد جامعه هدف با پذیرش الگوهای رفتاری مهاجم، به پیاده نظام مجریان جنگ نرم تبدیل شده و اهداف آنان را در جامعه خویش به مرحله اجرا گذارده اند. بدین­ ترتیب به­ کارگیری قدرت نرم به اضمحلال یک نظام سیاسی معارض و جایگزین شدن نظام مطلوب و همسو با خواست کشور مهاجم ازطریق ساز و کارهای فشار از بیرون و تغییر از درون، منتهی می­شود. جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف گوناگونی دارد و قاعدتاً هدف غایی هر دو آن­ها، تغییر هر دو آن­ها، تغییرکامل نظام سیاسی یک کشور است که البته با اهداف محدودتر هم انجام می­گیرد. در حقیقت، جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می کنند و این وجه مشترک آن­هاست. در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد دگرگونی در اصول و رفتار یک نظام یا به طور خاص تغییر خود نظام است. در جنگ نرم به جای سخت افزار از نرم افزارهای رسانه­ای چون رادیو، تلویزیون، پارازیت، خبرگزاری­ها، اینترنت، ماهواره، ابزارهای دیجیتال و ... استفاده می­شود(الیاسی، 1388: 70). از دیرباز در مقایسه میان این دو جنگ گفته­اند متقاعد ساختن یک نفر به پیوستن به شما بسیار ارزان­تر از کشتن او تمام می­شود. واژه­ها، بسیار کم هزینه­تر از گلوله­های تفنگ هستند؛ تا چه رسد به گلوله­های توپ و تانک­ها، از سویی نیز با کشتن آن شخص، شما تنها دشمن را از داشتن یک سرباز محروم می­کنید؛ حال آن ­که اگر او متقاعد شود به نیروهای دولتی بپیوندد، هم به ضرر دشمن و هم به نفع نیروهای دولتی است و این به معنای کسب دو امتیاز با این حرکت است(رضوی­پور، 1389: 335).

 

چارچوب نظری

در بخش دوم با توجه به موارد گفته شده بالا، به­ ویژه عدم توجه به نگرش جنگ نرم در مداخلات بافت­های برخودار از عناصر شاخص، چارچوب نظری پژوهش با محوریت داشتن نگرشی باز به عناصر و بافت شهری که از الزامات رویکرد سیستمی است، استوار گردیده ­است. این نگرش دو موضوع را مورد توجه قرار می­دهد:

شهر/ محله می­بایست به­عنوان سیستمی باز در نظر گرفته شود که با محیط پیرامونی خود در تبادل انسان، اطلاعات، فعالیت، انرژی و ... است.

سیستم شهری فعال، دارای عناصر و اجزای تشکیل ­دهنده مختلفی است و هر یک از این اجزا در جای مناسب خود قرار گرفته، دارای تعاملات متقابلی با سایر اجزا و با کلیت سیستم می­باشند، تا بدین نحو سیستم بتواند در راستای دست­یابی به هدفی معین گام­های موثری بر دارد. با این وجود در راستای نظم­بخشی به عناصر تشکیل ­دهنده ساختار فضایی- کالبدی سیستم­های شهری، به ­طور کلی، دو نوع ارتباط را می­توان تشخیص داد:

 

 

 

شکل شماره (1): مدل مفهومی نگرش سیستمی

 

الف) ارتباطات درونی: که ناظر بر ارتباطات میان عناصر و فضاهای مجموعه با یکدیگرند. بدیهی است هر قدر این­ گونه ارتباطات در درون مجموعه بیشتر باشد، انسجام و بهم پیوستگی آن بیشتر خواهد بود.

ب) ارتباطات بیرونی: که ناظر برارتباطات فضاها و عملکردهای مجموعه با سایر عناصر و کارکردهای پیرامونی محله­ای/ شهری است. هر چه ارتباطات بیرونی فضاها و عملکردهای مجموعه‏ با دیگر فضاها و عملکردهای شهری متنوع، پیچیده و گسترده باشد، نقش مجموعه‏ در شکل­دهی به فضاهای شهری برجسته‏تر می­گردد»(محمدی، 1379: 99). در واقع ارتباطات درونی پیوند عناصر مجموعه را با یکدیگر برقرار می‏سازند و ارتباطات بیرونی عنصر را به ساختار فضایی و کالبدی شهر پیوند می‏دهند.

 

اهداف تحقیق

هدف کلی

- تعیین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری با تاکید بر راهبردهای رسانه ملی.

 

اهداف جزئی

- تبیین ارتباط بین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهری

- تبیین ارتباط بین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهری از طریق رسانه­های ملی.

 

فرضیه­ها

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

جنگ نرم

تعریف نظری: جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد، تعریف کرد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه­ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و ... از اشکال جنگ نرم می‌باشند. آن­ها می­توانستند با بهره­گیری از آن­ها قدرت بیشتری در این نوع جنگ داشته باشند(نصر‌ ،1381: 82).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر جنگ نرم با استفاده از پرسشنامه محقق ­ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (1) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

 

جدول شماره (1): مقیاس متغیر جنگ نرم

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر جنگ نرم

سیاسی

 اقتصادی

 فرهنگی

 ارتباطاتی

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت[4]

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

25-5

25-5

25-5

25-5

 

             

 

اصول سازماندهی فضایی

تعریف نظری: به نظر «راپاپورت»، جهان بی­نظم و در هم است و ذهن انسان در جستجوی نظم. مجتمع­های زیستی، ساختمان­ها و مناظر همگی نتیجه تلاش ذهن انسان است، برای مفهوم بخشیدن به جهان و انسانی کردن آن از طریق اعمال نظمی خاص بر آن؛ نظمی آگاهانه که با نام سازماندهی و
نام­گذاری فضایی حاصل می­شود(راپاپورت، 1366).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر اصول سازماندهی فضایی با استفاده از پرسشنامه استاندارد و محقق­ ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (2) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

جدول شماره (2): مقیاس متغیر اصول سازماندهی فضایی

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر اصول سازماندهی فضایی

اصل سادگی

 اصل پیوستگی فضایی

اصل هم پیوندی عناصر شهری و واحدهای مسکونی

اصل محصور کردن فضا

اصل مقیاس و تناسب

اصل فضاهای متباین

اصل قلمرو اصل ترکیب

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

100-5

 

             

 

رسانه­های ملی

تعریف نظری: رسانه­های ملی وسیله­هایی است که فرستنده به کمک آن معنا و مفهوم موردنظر خود (پیام) را به گیرنده منتقل می­کند. به­ عبارت دیگر، رسانه، وسیله حامل پیام از فرستنده به گیرنده است. کتاب، روزنامه، مجلّه، عکس، فیلم، نوارصوتی و تصویری، رادیو، تلویزیون ملی و ... نمونه­هایی از رسانه­ها هستند(رضوی­پور، 1389).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر رسانه­های ملی با استفاده از پرسشنامه محقق ­ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (3) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

جدول شماره (3): مقیاس متغیر رسانه­های ملی

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر رسانه­های ملی

سرگرمی و تفریح

آگاهی و دانستن

ارتباط اجتماعی

هویت شخصی

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

100-5

 

             

 

 

روش­شناسی

این پژوهش براساس هدف، کاربردی محسوب می‌شود، زیرا قصد بر این است تا از نتایج آن در مدت زمان کوتاهی استفاده شود. هم‌چنین پژوهش مذکور از لحاظ گردآوری داده‌ها و اطلاعات به جهت این ‌که داده‌ها توسط پرسشنامه استاندارد[5] گردآوری می‌شود، توصیفی- تحلیلی با روش پیمایشی[6] (از نوع علی[7]) قلمداد شده و به جهت این‌ که در یک برهه زمانی خاص اجرا می‌گردد، مقطعی محسوب خواهد شد. داده­ها با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع­آوری شد.

 

جامعه آماری و حجم نمونه

جامعه آماری عبارت از تمامی شهروندان ساکن شهر تهران که سن آن­ها بیشتر از 15 سال درست بوده­اند، می­باشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب که از شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب تهران به صورت تصادفی مبادرت به تکمیل پرسشنامه­ها نمودند. آلفای کرونباخ به دست آمده برای پرسشنامه برابر با 841/0 بوده که نشان ­دهنده وجود همبستگی بین گویه­های پرسشنامه است.

 

یافته­های پژوهش

- اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

H0: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری ندارد.

H1: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

 

جدول شماره (4): آزمون مربوط به فرضیه اول

نتیجه

t-value

Sig.

تخمین استاندارد

S.E خطای انحراف از استاندارد

تخمین

فرضیه اول

معنادار

321/3

000/0

402/0

058/0

398/0

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

بافت­های شهری

 

با توجه به جدول (4) مشخص می­شود که سطح معنی­داری گزارش شده از 001/0 کوچک­تر است، بنابراین تاثیر و ارتباط بین دو متغیر وجود دارد. اعداد گزارش شده در ستون­های تخمین و تخمین استاندارد، میزان تاثیر متغیر اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم بر متغیر بافت­های شهری را گزارش می­کنند. هم­چنین با توجه به آماره t این مسیر (t=3.321>2.58) می­توان نتیجه گرفت با احتمال 95 درصد، فرض صفر رد شده و فرضیه یک مورد تایید است. بنابراین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهر ایرانی- اسلامی رابطه داشته و تاثیر معناداری وجود دارد. این تاثیر به میزان 398/0 (غیراستاندارد) و 402/0 (استاندارد) می­باشد و مقدار این مقادیر نشان می­دهند که اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم بر بافت­های شهر ایرانی- اسلامی به تنهایی به اندازه 40/0 درصد تاثیر داشته است.

- اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

H0: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری ندارد.

H1: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

در آزمون فرضیات می­توان از سه روش برای محاسبه رابطه بین دو متغیر با حضور متغیر میانجی استفاده نمود که عبارتند از: روش بارون و کنی[8]، روش آزمون سابل[9] و روش بوت استرپینگ[10] (مهدویان و شریف، 1394: 98). در این پژوهش از روش بارون و کنی جهت سنجش فرضیات استفاده می­شود. در این روش ابتدا تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم را اسم­گذاری کرده و سه مدل طراحی می­کنیم. مدل مذکور به­ صورت ذیل در خواهد آمد:

اولین قدم برای تحلیل فرضیه­های پژوهش بررسی تاثیر کل[11] و معنی­داری مسیر ضریب رگرسیونی c است. در مدل تاثیرات کل، اثرات متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته بدون حضور متغیر میانجی در نظر گرفته می­شود (چنان ­که مشاهده می­شود تمامی مسیرهایی که به متغیر میانجی ختم بوده، صفر در نظر گرفته شده است) که در جدول (5) منعکس شده است:

 

جدول شماره (5): نتایج تاثیرات کل مدل

مسیرهای مستقیم

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

بافت­های شهری

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

027/1

012/0

817/84

000/0

بافت­های شهری

<---

رسانه­های ملی

934/0

934/0

700/95

000/0

از مشاهده جدول (5) چنین استنباط می­شود که اگر مدل را بدون متغیر میانجی در نظر بگیریم (یعنی مسیرهای مستقیم)، هر دو مسیر با متغیر بافت­های شهری در سطح 95% معنادار خواهد بود (رابطه متغیر اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با سطح معنا­داری کمتر از 001/0 و رابطه متغیر رسانه­های ملی با سطح معنا­داری کمتر از 001/0).

درمرحله دوم مدل سوم یا (Indirect Effect)، مسیرهای غیرمستقیم را بدون درنظر گرفتن مسیرهای مستقیم در نظر می­گیریم. جدول (6)، به معناداری مسیر غیرمستقیم اشاره دارد.

 

جدول شماره (6): نتایج مدل  Indirect Effect

مسیر غیرمستقیم

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

بافت­های شهری

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

185/2

097/0

918/1

014/0

             

 

در مرحله بعد از مدل دوم که همان مدل Mediation Effect است، برای تحلیل فرضیه­ها استفاده می­شود. این مدل اذعان می­دارد که مسیرها با در نظر گرفتن متغیر میانجی (رسانه­های ملی) سنجیده شوند.

جدول شماره (7): نتایج مدل  Mediation Effect

مسیرها با حضور متغیر میانجی

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

رسانه­های ملی

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

185/1

097/0

918/1

005/0

بافت­های شهری

<---

رسانه­های ملی

243/0

106/0

286/2

022/0

­­­

جدول (7) نتایج فرضیات فرعی پژوهش را نشان می­دهد. با عنایت به نتایج به­ دست آمده با حضور متغیر میانجی، اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با رسانه­های ملی و رابطه رسانه­های ملی با متغیر بافت­های شهری با 95% اطمینان و سطح معنا­داری کمتر از 01/0 معنادار بوده است.

 

نتیجه­گیری و پیشنهادها

پیروزی و کامیابی دشمن در جنگ نرم علیه نمادهای شهر ایرانی- اسلامی و براندازی نظام مذکور امری غیر محتمل است، امّا در عین حال لازم است با تقویت قدرت نرم کشور از میزان اثربخشی هجمه­های نرم دشمن علیه نظام اسلامی ایران تا حد امکان کاست.

در این چارچوب موارد زیر پیشنهاد می­شود:

- اهتمام افزون­تر در به­ کارگیری حداکثری آرمان­ها و ارزش­های بنیادین انقلاب اسلامی

- تقویت کارآمدی نظام

- مبارزه با تهاجم و ناتوی فرهنگی در ابعاد و عرصه­های مختلف آن

- جلوگیری از نفوذ افراد فرصت­طلب به بدنه اصلی نظام و پالایش کارگزاران نظام و ارتقای حداکثری اتحاد ملی و همگرایی میان اقوام، ادیان و مذاهب رسمی کشور

- کاهش اختلاف و واگرایی میان احزاب و جریان­های سیاسی

- مبارزه جدی با فساد اقتصادی

- توجه خاص به وضعیّت معیشتی مردم، کوشش برای بهبود وضعیّت اقتصادی اقشار و دهک­های ضعیف و آسیب­پذیر جامعه و اهتمام افزون­تر به رفع تبعیض­ها و نابرابری­های اقتصادی و اجتماعی

- شفاف­سازی اقدامات، فعالیت­ها و تصمیم­گیری­های دولت­مردان و کارگزاران نظام در عرصه­های داخلی و خارجی

- افزایش همکاری­ها و همگرایی­های منطقه­ای و فرامنطقه­ای در ابعاد و عرصه­های مختلف

- تقویت دیپلماسی عمومی کشور

- توجه به نقش تشکل­های مردم نهاد در رویارویی با جنگ نرم

- روشنگری در خصوص مبادی و شیوه­های تهدیدات نرم دشمن

- مقابله با ایجاد و نشر شایعه­های مخرب

- ترویج و نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی ایران

- مقابله در فضای مجازی

- آموزش و تربیت متخصصان مقابله با جنگ نرم

- تدوین راهبردهای رسانه­ای کشور در زمینه شیوه­های رویارویی با جنگ

- انجام پژوهش­های بنیادین نظری و کاربردی رسانه­ای در زمینه جنگ نرم

-آینده پژوهی در جنگ نرم.



[1]. committee on the present danger

[2]. smart power

[3]. soft war

[4]. Likert scale

[5]. Standard questionnaire

[6]. Survuy method

[7]. Correlation

[8]. Baron and Kenny

[9]. Sobel test

[10]. Boot strapping

[11]. Total Effects

مقدمه

بیشتر فعالیت­های حرفه­مندان برنامه­ریزی­شهری و منطقه­ای در خصوص باز­پیرایش محلات و محیط­های انسان ساخت، معطوف به معماری و گاهی طراحی بناها و فضاهای شاخص بوده است که خود تابعی از شرایط و نیز نظرات دولت­مردان (تصمیم­گیران) و خواسته­های مردم است. این فعالیت­ها در تقابل با بافت محوری و آفرینش محلات، نواحی، مناطق و کلیت شهرها و روستاها می­باشند. از این­ رو مطالب اجتماعی و کاربردیِ کمتری در ادبیات توسعه شهری در خصوص برنامه­ریزی و طراحی پهنه­های عملکری- کالبدی چنین فضاهایی وجود دارد. در تمامی علوم و نیز در جوامع کیفیت­گرا، تأثیر عناصر کالبدی بر رفتار انسانی همواره مورد تاکید بوده است، این تأثیر در مواقعی که عناصر از نوع مذهبی و فرهنگی باشند، به مراتب بیشتر است. بر این اساس، این پژوهش به ­دنبال باز تعریف ساختار فضایی محلات و بافت­های شهری با رویکرد جامعه­شناسانه است که از یک یا چند عنصر شاخص و به خصوص از نوع مذهبی آن، برخوردار می­باشند و تلاش دارد تا با بازشناسی این فضاهایی با نمود جنگ نرم، اصول برنامه­ریزی و طراحی مناسب چنین فضاهایی را ارائه نماید. بنابراین با بازنمود عناصر نفوذی مبتنی بر جنگ نرم با ویکرد جامعه­شناسانه و فضایی به نقش رسانه و جایگاه آن، تاکیدی موکد خواهد شد.

 

بیان مسئله

توجه به سیمای شهری و سازمان فضایی شهر مستلزم آن است که هر مجموعه فارغ از مقیاس و الگوهای فضایی دارای جلوه­ای متمایز و انحصاری باشد و با استفاده از توانایی­های معماری و اجتماعی خود معرفی و شناسانده شود. بررسی­های تاریخی شهرهای گذشته نشان می­دهد که این شهرها تحت تاثیر عوامل اقلیمی و فرهنگی، اجتماعی، ارتباطی (رسانه­ای) و اقتصادی شکل فضایی خاصی پیدا کرده­اند. این شکل فضایی درمواردی آن ­قدر قوی است­که حتی به کمک یک نقشه دو بعدی یا یک عکس هوایی ساده می­توان ترکیب آن را تشخیص داد. مطالعه در عرصه­ها و عناصر بافت شهری برای شهر ایرانی اسلامی برای هویت­بخشی لازم است تا این شهرها بتوانند ظرفیت خاطره جمعی و فضایی شهروندان محسوب گردند. شهرهای ایران علی­رغم فشردگی­های کالبدی، مبین ساخت فضایی ویژه­ای هستند و آن پیوستگی مجموعه مرکز شهر و مراکز محلات از طریق گذرهای اصلی است(محمدیان و وثیق، 1394).

از سوی دیگر؛ شهرهای امروز به ­طور فزاینده­ای در معرض تهدید کسانی است که ابزارهای «قدرت رسانه­ای» را در دست دارند. از سوی دیگر در اذهان عمومی زور و خشونت مناسبات اجتماعی و سیاسی در سطح بین­المللی بیش از هر زمان دیگر مذموم و غیرموجه به ­نظر می­رسد. با این توصیف اگر برای رویارویی قطب­های راهبرد روانی- رسانه­ای موجود در عصر حاضر اصطلاح «جنگ» را قائل باشیم،
بی­شک جنگ نرم رسانه­ای، جنگی غیرمستقیم و مبتنی بر شیوه­ها و تکنیک­های پیچیده فرآیند نفوذ اجتماعی- روانی خواهد بود. از این­ رو می­توان گفت هدف درجنگ نرم رسانه­ای عبارت است از: تضعیف، تغییر، جهت­دهی یا استحاله فرهنگ، هنجارها، ارزش­ها، هویت، مشروعیت و افکار عمومی یک جامعه با استفاده از ابزار غیر خشونت­آمیز به­ویژه رسانه­ها.

جنگ نرم رسانه­ای مبتنی بر قدرت نرم و قدرت نرم خود نیز متکی بر عناصری چون جذب، کشش، اغوا و اقناع است. قدرت نرم، در واقع قدرتی هنجاری است که از رهگذر جذابیت­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک و هم­چنین به ­کارگیری توان اقناع، جذب و توجیه به ­دست می­آید؛ به گونه­ای­که مخاطب با میل و اراده خود و با رضایت تن به اهداف مورد نظر می­دهد(مسائلی، 1373: 5). در جنگ نرم کشور مهاجم با استفاده از منابع قدرت نرم، اراده خود را بر یک ملت و نظام سیاسی تحمیل و آن را با روش­های نرم­افزارانه اشغال می­کند. جنگ نرم، اقدامی تعمدی و تدبیر شده است که ماهیت و منطق درونی آن بر تلاش به منظور اثرگذاری بر ارزش­ها، هنجارها، ترجیحات و باورهای جامعه هدف مبتنی است. در این رویکرد، کشور مهاجم با ایجاد تغییر و استحاله در الگوهای مستقر جامعه هدف، موجبات زوال و فروپاشی درونی آن را فراهم می­آورد و نظم دلخواه خویش را در جامعه مذکور برقرار می­سازد. بدین­ترتیب در عصر حاضر جنگ­ها تنها محدود به استفاده از ابزارهایی با ابعاد سخت و قابل لمس نیستند، بلکه از مقولاتی هم­چون قدرت جذب و اقناع و سیطره فرهنگی بر فکر و ذهن افراد جامعه هدف بهره می­گیرند. بر این اساس، در دوران فرانوین کنونی، جنگ جدید، ماهیتی نرم­افزارانه، هنجاری و ایدئولوژیک به خود گرفته و با توجه به ماهیت و چیستی خود، در چارچوب و بستر مفاهیمی هم­چون نظم نوین جهانی و جهانی­سازی قابل درک و فهم و توصیف است. ایجاد شبکه­های وسیع و گسترده ارتباطات جهانی و نیز فراگیر شدن رسانه­های جمعی در عصری که از آن به عصر اطلاعات و ارتباطات تعبیر
می­شود، موجب تشدید درهم تنیدگی و گسترش ابعاد جنگ نرم و به تبع آن، افزایش میزان اثربخشی آن شده است. شتاب روزافزون در دست­یابی به فناوری­های جدید رسانه­ای و گسترش شبکه­های اجتماعی باعث شده است که جنگ نرم تنها  به عرصه روابط خارجی و بین­المللی منحصر نشود، بلکه این مقوله به نوعی در همه رفتارهای اجتماعی ما ساری و جاری باشد، به طوری­که  وقتی ما از طریق اقناع، گفتگو و جذب تلاش می­کنیم تا دوست­مان را متقاعد سازیم که همان رفتاری را انجام دهد که مطلوب ماست، در واقع از قدرت نرم استفاده کرده­ایم. در این میان رسانه ملی نظام جمهوری اسلامی ایران به ­عنوان محور مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، اخلاق و شیوه­های رفتاری جامعه، رسالت و نقش بسیار با اهمیت و مؤثری در مقابله با جنگ نرم طراحی شده علیه ایران بر عهده دارد(مطهری­نیا، 1384: 192).

با عنایت به موارد بالا، بافت­های شهری در سال­های اخیر برآیندی از نمودهای جنگ نرم شده­اند و کارکرد هویت­بخشی خود را از دست داده­اند. به­ عبارت بهتر و گویاتر، سیمای شهری و سازمان فضایی شهر تهران، دارای مقادیری از ِالمان­هایی با نمود جنگ نرم بوده و یکی از کارکردهای اصلی رسانه­ها بازنمود این عرصه­ها و عناصر بافت شهری است. بنابراین، سوال محوری پژوهش بدین صورت شکل می­گیرد که اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری با تاکید بر راهبردهای رسانه ملی در شهر ایرانی- اسلامی چیست؟ و کدام­ها هستند؟

 

پیشینه تحقیق و مبانی نظری

در مفهوم نوین و امروزی، از سوی کمیته خطر جاری[1] در سال­های پایانی جنگ سرد طراحی شد. «کمیته خطر جاری» عنوان کمیته­ای است که در دهه 1970 از سوی گروهی از سناتورهای آمریکایی، مسئولان ارشد وزارت خارجه این کشور، استادان برجسته علوم سیاسی مؤسسه مطالعاتی آمریکن اینتر پرایز و گروهی از مدیران با سابقه سیا و پنتاگون تأسیس شد. هدف از تأسیس این کمیته، خروج از
بن­بستی بود که در دوران جنگ سرد میان دو اردوگاه شرق و غرب به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا در توازن هسته­ای و رقابت­های تسلیحاتی به ­وجود آمده بود. اعضای این کمیته با منتفی دانستن جنگ سخت بین دو ابرقدرت، تنها راه به زانو در آوردن رقیب را در طراحی و اجرای جنگ نرم و فروپاشی از درون تشخیص دادند. راهکارهای «دکترین مهار»، «نبرد رسانه­ای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» راهبردهای طراحی شده «کمیته خطر جاری» به منظور به­ کارگیری علیه اتحاد جماهیر شوروی بودند(نائینی، 1388: 21). این راهبردها که هم اکنون با عنوان شیوه­ها و ابزارهای جنگ نرم شناخته
می­شوند، نقش اساسی در تسریع و تسهیل فروپاشی شوروی و تجزیه این کشور به چندین جمهوری مستقل ایفا کردند. پس از این دوران، ماهیت تهدیدات در بسیاری از موارد، چهره هنجاری و فرهنگی به خود گرفتند و در قالب مفاهیمی هم­چون قدرت جذب و اقناع چارچوب­بندی شدند. واقعیت این است که جنگ نرم با مختصات نظری و عملی خود قادر است سطحی پایدار و ماندگار از قدرت را با خود به ارمغان آورد و این امکان را به قدرت­های بزرگ جهان بدهد که نظام­های سیاسی معارض را پیش از عملیات نظامی، با به کار بستن قدرت نرم فرو ریزند. در عصرکنونی، توسعه و گسترش فزاینده و بی­سابقه فناوری­های ارتباطاتی و رسانه­های جمعی نوظهور، تار و پود قدرت نرم کشورهای جهان­غرب و به­ ویژه ایالات متحده آمریکا را تشکیل داده و بر میزان تأثیرگذاری فرهنگی این کشورها در سطوح فراملی و عرصه­های جهانی به نحو چشمگیری افزوده است. قدرت به اصطلاح سخت به ­عنوان عاملی تعیین ­کننده در کنش­ها و دینامیک­های روابط سیاسی هم ­چنان باقی است، امّا قدرت نرم، بسیار مؤثرتر و کارسازتر است. قدرت نرم عنصر اصلی تهدید نرم است و در ترکیب و همگرایی با قدرت سخت، قدرتی ایجاد می­کند که از آن با عنوان قدرت هوشمند[2] یاد می­شود(رنجبران، 1387: 98).

 

 

جنگ نرم[3]

ارائه تعریفی واحد و جامع برای جنگ نرم اندکی مشکل است چرا که این مفهوم در طول تاریخ خود به شکل­های مختلف و در سطوح متفاوت به کار رفته است. نگاهی بر تعاریف اولیه از عبارت جنگ نرم یا عبارات بدیل آن نشان می­دهد که کاربرد این نوع جنگ بیشتر محدود به زمان جنگ فیزیکی یا زمان اعلام وضع فوق­العاده بوده است. اما تعاریف امروزی ازاین نوع جنگ به ­هیچ وجه آن را منحصر به دوران جنگ و وضعیت فوق­العاده و بحرانی نمی­دانند و ما در دوران صلح و آرامش نیز به گونه­ها و سطوح و شدت­های مختلف می­توانیم شاهد جنگ نرم باشیم(عسگری، 1390: 11). نکته دیگری که دراین جا باید بدان توجه شود دایره گسترده مفاهیم مترادف و یا همبسته جنگ نرم است؛ برای نمونه عملیات روانی، جنگ رسانه­ای، پروپاگاندا، جنگ افکار، جنگ اعصاب، جنگ سیاسی، جنگ تبلیغاتی، جنگ روانی، جنگ مجازی، جنگ از راه دور، جنگ ایدئولوژیک، جنگ عقیدتی و ... این عبارات در مرحله نخست نشان دهنده پیچیدگی مفهوم جنگ نرم و گستردگی مصادیق و اشکال آن بوده و در مرحله بعد اهمیت آن را نشان می­دهند. به کارگیری فنون­جنگ روانی از هزاران سال قبل مورد توجه بوده و به شکل­های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است و اصطلاح جنگ نرم عنوان جدیدی برای یک مفهوم قدیمی است(نصر‌، 1381: 82). بنابراین جنگ نرم را می‌توان هر گونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد، تعریف کرد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه­ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و ... از اشکال جنگ نرم می‌باشند. آن­ها می­توانستند با بهره­گیری از آن­ها قدرت بیشتری در این نوع جنگ داشته باشند.

 

چیستی و چرایی جنگ نرم

چنان ­که پیشتر نیز گفته شد، در عصر حاضر ماهیت منازعه میان کشورها و جوامع مختلف تغییر یافته است و راهبردهای مبتنی برقدرت نرم به ­عنوان رویکرد غالب در روابط غیر مسالمت­آمیز میان کشورها به­ کار گرفته می­شود. واقعیت­های جهان معاصر مبیّن این نکته­اندکه کشورهای متخاصم حتّی با برخورداری از توان نظامی و تسلیحاتی بالا از دست یازیدن به جنگ سخت افزارانه و نظامی اجتناب می­کنند و در اکثر موارد رویکردهای نرم افزارگرایانه را در قبال جامعه رقیب در پیش می­گیرند. به کارگیری قدرت نرم به منظور شکست دادن حریف و ترجیح دادن این نوع از قدرت نسبت به قدرت نظامی دلایلی دارد که از جمله مهم ترین آن­ها موارد زیر است:

 

 

1. پنهان بودن

پنهان و نامحسوس بودن جنگ نرم از ویژگی­های مهم آن است. ویژگی مذکور این امکان را فراهم می­آورد که کشور مهاجم، راهبردهای براندازانه خود را تحت پوشش و در قالب اقدامات فرهنگی، هنری، علمی، اطلاعاتی، بشردوستانه و ... دنبال کند، بی ­آن­که کشور مورد هجمه، افکار عمومی داخلی یا ناظران خارجی قادر باشند نشانی از مداخله خصمانه کشور مهاجم بیابند یا دلیلی بر اقدامات غیر مسالمت­آمیز مستتر در فعالیت­های پیش گفته ارائه دهند.

 

2. کم بودن میزان خسارت

جنگ نرم نسبت به جنگ سخت، خسارات مادی و معنوی کمتری را متوجه عامل تهدید نرم می­کند. در جنگ سخت و نظامی علاوه بر هزینه­های مربوط به ادوات و تسلیحات نظامی، تلفات نیروی انسانی نیز وجود دارد که این موضوع نگرش­های منفی افکار عمومی داخلی و خارجی را نسبت به کشور تهدید کننده و مهاجم در پی خواهد داشت. از سویی نیز اقناع افکار عمومی داخلی و جهانی نسبت به دلایل تهاجم نظامی و استمرار آن امری بسیار دشوار خواهد بود. این موضوع در بسیاری از موارد کشور مهاجم را در موقعیتی انفعالی قرار می­دهد، به نحوی که ناچار به ترک مخاصمه و عقب­نشینی از مواضع خصمانه خود علیه کشور یا کشورهای هدف و پرداخت خسارت و غرامت می­شود.

 

3. وسیع بودن گستره نتایج

در جنگ نرم عرصه­های بسیار مهمی هم­چون فرهنگ و نظام ارزشی یک ملت مورد هجوم قرار
می­گیرد، حال آن ­که غایت جنگ نظامی تصرف یا الحاق یک کشور یا بخشی از آن یا سرنگونی یک نظام سیاسی است. بدین ترتیب در جنگ نرم گستر ه نتایج از وسعت و پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود.

 

4. عمیق بودن تأثیرات

برخلاف منازعه نظامی، نبرد نرم روندی تدریجی دارد و در نتیجه آثاری که به بار می­آورد، هم ماندگارتر و هم عمیق­تر است. در جنگ نرم زیرساخت­های اساسی و بنیادین جامعه (از جمله فرهنگ و هنجارهای آن) مورد تهاجم قرار می­گیرند. بدین ترتیب، آثار جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت در تمامی عرصه ها و زوایای جامعة هدف، تثبیت و نهادینه می­شود.

 

 

 

5. کاهش امکان مقابله

در جنگ نرم از ابزارهای فوق پیشرفته رسانه­ای، اطلاعاتی، مخابراتی و دیجیتالی استفاده می­شود. این امر، امکان مقابلة کشورهای بی­بهره یا کم بهره از فناوری­های پسامدرن هزاره سوم در برابر کشورهای تولید کننده و برخوردار از چنین فناوری هایی را بسیار کاهش می­دهد.

 

6. پایین بودن تبعات روانی و تبلیغاتی جنگ نرم برای کشور مهاجم 

درجنگ نرم درصورت طرح دعاوی معترضانه علیه­کشور مهاجم، کشور مذکور خواهد توانست عاملیت و مدخلیت خود را به کلی نفی و انکار کند و یا دست کم با تشکیک رو به رو سازد. چنین وضعیتی برای طرف مقابل موقعیتی سخت به حساب می­آید؛ زیرا هر چند به عامل بودن و مدخلیت دشمن در جنگ نرم واقف است، به دلیل نبود مدارک، اسناد و شواهد روشن و صریح برای انتقال این آگاهی به افکار عمومی داخلی و ناظران خارجی، با موانع بسیار رو به روست(رنجبران، 1387: 107).

 

اهداف جنگ نرم

هدف نهایی در جنگ نرم علیه یک جامعه، ایجاد تغییر، دگرگونی و استحاله در ساختارهای اساسی و بنیادی جامعه مذکور و جایگزین ساختن ساختارهای جدید مطابق با نظام ارزش­های کشور مهاجم است. بر این اساس، غایت جنگ نرم از میان برداشتن و مضمحل ساختن جامعه هدف نیست، بلکه همسویی و همگرایی این جامعه با اهداف، سیاست­ها و خواست جامعه مجری جنگ نرم است. در فرآیند جنگ نرم به ­منظور حصول نتیجه و دست­یابی به هدف اصلی این جنگ که همانا استحاله درونی نظام مورد هجمه است، مراحلی وجود دارد که به ­صورت خطی و یکی پس از دیگری دنبال می­شوند. نخستین مرحله از مراحل مذکور، ایجاد تغییر در زیر ساخت­های فکری و نظری، باورها، نگرش­ها و اعتقادات مردم جامعه هدف است. در این مرحله ارزش­ها و اعتقادات جامعه مورد حمله، تضعیف و تخریب می­شود و مورد تردید قرار می­گیرد. در مرحله بعد با استفاده از ساز و کارهای قدرت نرم، گفتمان­سازی، فرهنگ­سازی، هنجارسازی، ایدئولوژی­سازی و تعریف نظام اخلاقی جدید صورت می­گیرد که موجب نوعی اقناع ذهنی و تغییر در افکار، اندیشه­ها و ترجیحات و خواسته­های افراد جامعه هدف می­شود. بدین ترتیب مجریان جنگ نرم توانسته­اند نحوه تفکر، اندیشیدن و تلقی افراد جامعه نسبت به مقولات مختلف را به دلخواه خویش دگرگون سازند و بستر لازم برای جایگزین ساختن ایدئولوژی، هنجارها و باورهای مهاجم را در کشور هدف فراهم آورند. مرحله سوم، مرحله ایجاد تغییر در الگوهای رفتاری و خلق الگوهای جدیدی است که با الگوهای رفتاری موجود تفاوت­هایی اساسی و ماهوی دارد. اساساً رفتارهای یک جامعه مبتنی بر اعتقادات، باورها، نگرش­ها و رویکردهای نظری نسبت به مقولات مختلف است. با دگرگون­سازی مفاهیم مذکور، الگوهای رفتاری جامعه نیز تغییر می­کند، و به جای رفتارهای حمایتی از ساختار سیاسی جامعه، رفتارهای چالشی و ساختارشکن رخ می­نماید. در چنین حالتی، توده مردم به جمعیت­های همسو با اهداف کشور مهاجم تبدیل می­شوند و با نظام سیاسی مستقر در تعارض قرار می­گیرند یا حداقل نسبت به آن موضعی بی­تفاوت و خنثی اتخاذ می­کنند. بدین ترتیب، زمینة مناسب برای مشروعیت­زدایی از رژیم سیاسی حاکم فراهم می­آید و تبدیل وضعیّت نظام سیاسی مستقر به نظام مطلوب مجریان جنگ نرم امکان­پذیر می­گردد. در این مرحله چنان که مشخص است، استحاله نظام سیاسی هدف، از طریق ایجاد شکاف و گسل میان مردم و حاکمیت و سلب اعتماد و حمایت مردمی از نظم سیاسی مستقر صورت گرفته است. توده افراد جامعه هدف با پذیرش الگوهای رفتاری مهاجم، به پیاده نظام مجریان جنگ نرم تبدیل شده و اهداف آنان را در جامعه خویش به مرحله اجرا گذارده اند. بدین­ ترتیب به­ کارگیری قدرت نرم به اضمحلال یک نظام سیاسی معارض و جایگزین شدن نظام مطلوب و همسو با خواست کشور مهاجم ازطریق ساز و کارهای فشار از بیرون و تغییر از درون، منتهی می­شود. جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف گوناگونی دارد و قاعدتاً هدف غایی هر دو آن­ها، تغییر هر دو آن­ها، تغییرکامل نظام سیاسی یک کشور است که البته با اهداف محدودتر هم انجام می­گیرد. در حقیقت، جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می کنند و این وجه مشترک آن­هاست. در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد دگرگونی در اصول و رفتار یک نظام یا به طور خاص تغییر خود نظام است. در جنگ نرم به جای سخت افزار از نرم افزارهای رسانه­ای چون رادیو، تلویزیون، پارازیت، خبرگزاری­ها، اینترنت، ماهواره، ابزارهای دیجیتال و ... استفاده می­شود(الیاسی، 1388: 70). از دیرباز در مقایسه میان این دو جنگ گفته­اند متقاعد ساختن یک نفر به پیوستن به شما بسیار ارزان­تر از کشتن او تمام می­شود. واژه­ها، بسیار کم هزینه­تر از گلوله­های تفنگ هستند؛ تا چه رسد به گلوله­های توپ و تانک­ها، از سویی نیز با کشتن آن شخص، شما تنها دشمن را از داشتن یک سرباز محروم می­کنید؛ حال آن ­که اگر او متقاعد شود به نیروهای دولتی بپیوندد، هم به ضرر دشمن و هم به نفع نیروهای دولتی است و این به معنای کسب دو امتیاز با این حرکت است(رضوی­پور، 1389: 335).

 

چارچوب نظری

در بخش دوم با توجه به موارد گفته شده بالا، به­ ویژه عدم توجه به نگرش جنگ نرم در مداخلات بافت­های برخودار از عناصر شاخص، چارچوب نظری پژوهش با محوریت داشتن نگرشی باز به عناصر و بافت شهری که از الزامات رویکرد سیستمی است، استوار گردیده ­است. این نگرش دو موضوع را مورد توجه قرار می­دهد:

شهر/ محله می­بایست به­عنوان سیستمی باز در نظر گرفته شود که با محیط پیرامونی خود در تبادل انسان، اطلاعات، فعالیت، انرژی و ... است.

سیستم شهری فعال، دارای عناصر و اجزای تشکیل ­دهنده مختلفی است و هر یک از این اجزا در جای مناسب خود قرار گرفته، دارای تعاملات متقابلی با سایر اجزا و با کلیت سیستم می­باشند، تا بدین نحو سیستم بتواند در راستای دست­یابی به هدفی معین گام­های موثری بر دارد. با این وجود در راستای نظم­بخشی به عناصر تشکیل ­دهنده ساختار فضایی- کالبدی سیستم­های شهری، به ­طور کلی، دو نوع ارتباط را می­توان تشخیص داد:

 

 

 

شکل شماره (1): مدل مفهومی نگرش سیستمی

 

الف) ارتباطات درونی: که ناظر بر ارتباطات میان عناصر و فضاهای مجموعه با یکدیگرند. بدیهی است هر قدر این­ گونه ارتباطات در درون مجموعه بیشتر باشد، انسجام و بهم پیوستگی آن بیشتر خواهد بود.

ب) ارتباطات بیرونی: که ناظر برارتباطات فضاها و عملکردهای مجموعه با سایر عناصر و کارکردهای پیرامونی محله­ای/ شهری است. هر چه ارتباطات بیرونی فضاها و عملکردهای مجموعه‏ با دیگر فضاها و عملکردهای شهری متنوع، پیچیده و گسترده باشد، نقش مجموعه‏ در شکل­دهی به فضاهای شهری برجسته‏تر می­گردد»(محمدی، 1379: 99). در واقع ارتباطات درونی پیوند عناصر مجموعه را با یکدیگر برقرار می‏سازند و ارتباطات بیرونی عنصر را به ساختار فضایی و کالبدی شهر پیوند می‏دهند.

 

اهداف تحقیق

هدف کلی

- تعیین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری با تاکید بر راهبردهای رسانه ملی.

 

اهداف جزئی

- تبیین ارتباط بین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهری

- تبیین ارتباط بین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهری از طریق رسانه­های ملی.

 

فرضیه­ها

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

جنگ نرم

تعریف نظری: جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد، تعریف کرد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه­ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و ... از اشکال جنگ نرم می‌باشند. آن­ها می­توانستند با بهره­گیری از آن­ها قدرت بیشتری در این نوع جنگ داشته باشند(نصر‌ ،1381: 82).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر جنگ نرم با استفاده از پرسشنامه محقق ­ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (1) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

 

جدول شماره (1): مقیاس متغیر جنگ نرم

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر جنگ نرم

سیاسی

 اقتصادی

 فرهنگی

 ارتباطاتی

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت[4]

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

25-5

25-5

25-5

25-5

 

             

 

اصول سازماندهی فضایی

تعریف نظری: به نظر «راپاپورت»، جهان بی­نظم و در هم است و ذهن انسان در جستجوی نظم. مجتمع­های زیستی، ساختمان­ها و مناظر همگی نتیجه تلاش ذهن انسان است، برای مفهوم بخشیدن به جهان و انسانی کردن آن از طریق اعمال نظمی خاص بر آن؛ نظمی آگاهانه که با نام سازماندهی و
نام­گذاری فضایی حاصل می­شود(راپاپورت، 1366).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر اصول سازماندهی فضایی با استفاده از پرسشنامه استاندارد و محقق­ ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (2) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

جدول شماره (2): مقیاس متغیر اصول سازماندهی فضایی

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر اصول سازماندهی فضایی

اصل سادگی

 اصل پیوستگی فضایی

اصل هم پیوندی عناصر شهری و واحدهای مسکونی

اصل محصور کردن فضا

اصل مقیاس و تناسب

اصل فضاهای متباین

اصل قلمرو اصل ترکیب

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

100-5

 

             

 

رسانه­های ملی

تعریف نظری: رسانه­های ملی وسیله­هایی است که فرستنده به کمک آن معنا و مفهوم موردنظر خود (پیام) را به گیرنده منتقل می­کند. به­ عبارت دیگر، رسانه، وسیله حامل پیام از فرستنده به گیرنده است. کتاب، روزنامه، مجلّه، عکس، فیلم، نوارصوتی و تصویری، رادیو، تلویزیون ملی و ... نمونه­هایی از رسانه­ها هستند(رضوی­پور، 1389).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر رسانه­های ملی با استفاده از پرسشنامه محقق ­ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (3) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

جدول شماره (3): مقیاس متغیر رسانه­های ملی

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر رسانه­های ملی

سرگرمی و تفریح

آگاهی و دانستن

ارتباط اجتماعی

هویت شخصی

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

100-5

 

             

 

 

روش­شناسی

این پژوهش براساس هدف، کاربردی محسوب می‌شود، زیرا قصد بر این است تا از نتایج آن در مدت زمان کوتاهی استفاده شود. هم‌چنین پژوهش مذکور از لحاظ گردآوری داده‌ها و اطلاعات به جهت این ‌که داده‌ها توسط پرسشنامه استاندارد[5] گردآوری می‌شود، توصیفی- تحلیلی با روش پیمایشی[6] (از نوع علی[7]) قلمداد شده و به جهت این‌ که در یک برهه زمانی خاص اجرا می‌گردد، مقطعی محسوب خواهد شد. داده­ها با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع­آوری شد.

 

جامعه آماری و حجم نمونه

جامعه آماری عبارت از تمامی شهروندان ساکن شهر تهران که سن آن­ها بیشتر از 15 سال درست بوده­اند، می­باشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب که از شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب تهران به صورت تصادفی مبادرت به تکمیل پرسشنامه­ها نمودند. آلفای کرونباخ به دست آمده برای پرسشنامه برابر با 841/0 بوده که نشان ­دهنده وجود همبستگی بین گویه­های پرسشنامه است.

 

یافته­های پژوهش

- اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

H0: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری ندارد.

H1: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

 

جدول شماره (4): آزمون مربوط به فرضیه اول

نتیجه

t-value

Sig.

تخمین استاندارد

S.E خطای انحراف از استاندارد

تخمین

فرضیه اول

معنادار

321/3

000/0

402/0

058/0

398/0

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

بافت­های شهری

 

با توجه به جدول (4) مشخص می­شود که سطح معنی­داری گزارش شده از 001/0 کوچک­تر است، بنابراین تاثیر و ارتباط بین دو متغیر وجود دارد. اعداد گزارش شده در ستون­های تخمین و تخمین استاندارد، میزان تاثیر متغیر اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم بر متغیر بافت­های شهری را گزارش می­کنند. هم­چنین با توجه به آماره t این مسیر (t=3.321>2.58) می­توان نتیجه گرفت با احتمال 95 درصد، فرض صفر رد شده و فرضیه یک مورد تایید است. بنابراین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهر ایرانی- اسلامی رابطه داشته و تاثیر معناداری وجود دارد. این تاثیر به میزان 398/0 (غیراستاندارد) و 402/0 (استاندارد) می­باشد و مقدار این مقادیر نشان می­دهند که اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم بر بافت­های شهر ایرانی- اسلامی به تنهایی به اندازه 40/0 درصد تاثیر داشته است.

- اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

H0: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری ندارد.

H1: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

در آزمون فرضیات می­توان از سه روش برای محاسبه رابطه بین دو متغیر با حضور متغیر میانجی استفاده نمود که عبارتند از: روش بارون و کنی[8]، روش آزمون سابل[9] و روش بوت استرپینگ[10] (مهدویان و شریف، 1394: 98). در این پژوهش از روش بارون و کنی جهت سنجش فرضیات استفاده می­شود. در این روش ابتدا تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم را اسم­گذاری کرده و سه مدل طراحی می­کنیم. مدل مذکور به­ صورت ذیل در خواهد آمد:

اولین قدم برای تحلیل فرضیه­های پژوهش بررسی تاثیر کل[11] و معنی­داری مسیر ضریب رگرسیونی c است. در مدل تاثیرات کل، اثرات متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته بدون حضور متغیر میانجی در نظر گرفته می­شود (چنان ­که مشاهده می­شود تمامی مسیرهایی که به متغیر میانجی ختم بوده، صفر در نظر گرفته شده است) که در جدول (5) منعکس شده است:

 

جدول شماره (5): نتایج تاثیرات کل مدل

مسیرهای مستقیم

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

بافت­های شهری

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

027/1

012/0

817/84

000/0

بافت­های شهری

<---

رسانه­های ملی

934/0

934/0

700/95

000/0

از مشاهده جدول (5) چنین استنباط می­شود که اگر مدل را بدون متغیر میانجی در نظر بگیریم (یعنی مسیرهای مستقیم)، هر دو مسیر با متغیر بافت­های شهری در سطح 95% معنادار خواهد بود (رابطه متغیر اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با سطح معنا­داری کمتر از 001/0 و رابطه متغیر رسانه­های ملی با سطح معنا­داری کمتر از 001/0).

درمرحله دوم مدل سوم یا (Indirect Effect)، مسیرهای غیرمستقیم را بدون درنظر گرفتن مسیرهای مستقیم در نظر می­گیریم. جدول (6)، به معناداری مسیر غیرمستقیم اشاره دارد.

 

جدول شماره (6): نتایج مدل  Indirect Effect

مسیر غیرمستقیم

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

بافت­های شهری

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

185/2

097/0

918/1

014/0

             

 

در مرحله بعد از مدل دوم که همان مدل Mediation Effect است، برای تحلیل فرضیه­ها استفاده می­شود. این مدل اذعان می­دارد که مسیرها با در نظر گرفتن متغیر میانجی (رسانه­های ملی) سنجیده شوند.

جدول شماره (7): نتایج مدل  Mediation Effect

مسیرها با حضور متغیر میانجی

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

رسانه­های ملی

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

185/1

097/0

918/1

005/0

بافت­های شهری

<---

رسانه­های ملی

243/0

106/0

286/2

022/0

­­­

جدول (7) نتایج فرضیات فرعی پژوهش را نشان می­دهد. با عنایت به نتایج به­ دست آمده با حضور متغیر میانجی، اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با رسانه­های ملی و رابطه رسانه­های ملی با متغیر بافت­های شهری با 95% اطمینان و سطح معنا­داری کمتر از 01/0 معنادار بوده است.

 

نتیجه­گیری و پیشنهادها

پیروزی و کامیابی دشمن در جنگ نرم علیه نمادهای شهر ایرانی- اسلامی و براندازی نظام مذکور امری غیر محتمل است، امّا در عین حال لازم است با تقویت قدرت نرم کشور از میزان اثربخشی هجمه­های نرم دشمن علیه نظام اسلامی ایران تا حد امکان کاست.

در این چارچوب موارد زیر پیشنهاد می­شود:

- اهتمام افزون­تر در به­ کارگیری حداکثری آرمان­ها و ارزش­های بنیادین انقلاب اسلامی

- تقویت کارآمدی نظام

- مبارزه با تهاجم و ناتوی فرهنگی در ابعاد و عرصه­های مختلف آن

- جلوگیری از نفوذ افراد فرصت­طلب به بدنه اصلی نظام و پالایش کارگزاران نظام و ارتقای حداکثری اتحاد ملی و همگرایی میان اقوام، ادیان و مذاهب رسمی کشور

- کاهش اختلاف و واگرایی میان احزاب و جریان­های سیاسی

- مبارزه جدی با فساد اقتصادی

- توجه خاص به وضعیّت معیشتی مردم، کوشش برای بهبود وضعیّت اقتصادی اقشار و دهک­های ضعیف و آسیب­پذیر جامعه و اهتمام افزون­تر به رفع تبعیض­ها و نابرابری­های اقتصادی و اجتماعی

- شفاف­سازی اقدامات، فعالیت­ها و تصمیم­گیری­های دولت­مردان و کارگزاران نظام در عرصه­های داخلی و خارجی

- افزایش همکاری­ها و همگرایی­های منطقه­ای و فرامنطقه­ای در ابعاد و عرصه­های مختلف

- تقویت دیپلماسی عمومی کشور

- توجه به نقش تشکل­های مردم نهاد در رویارویی با جنگ نرم

- روشنگری در خصوص مبادی و شیوه­های تهدیدات نرم دشمن

- مقابله با ایجاد و نشر شایعه­های مخرب

- ترویج و نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی ایران

- مقابله در فضای مجازی

- آموزش و تربیت متخصصان مقابله با جنگ نرم

- تدوین راهبردهای رسانه­ای کشور در زمینه شیوه­های رویارویی با جنگ

- انجام پژوهش­های بنیادین نظری و کاربردی رسانه­ای در زمینه جنگ نرم

-آینده پژوهی در جنگ نرم.



[1]. committee on the present danger

[2]. smart power

[3]. soft war

[4]. Likert scale

[5]. Standard questionnaire

[6]. Survuy method

[7]. Correlation

[8]. Baron and Kenny

[9]. Sobel test

[10]. Boot strapping

[11]. Total Effects

مقدمه

بیشتر فعالیت­های حرفه­مندان برنامه­ریزی­شهری و منطقه­ای در خصوص باز­پیرایش محلات و محیط­های انسان ساخت، معطوف به معماری و گاهی طراحی بناها و فضاهای شاخص بوده است که خود تابعی از شرایط و نیز نظرات دولت­مردان (تصمیم­گیران) و خواسته­های مردم است. این فعالیت­ها در تقابل با بافت محوری و آفرینش محلات، نواحی، مناطق و کلیت شهرها و روستاها می­باشند. از این­ رو مطالب اجتماعی و کاربردیِ کمتری در ادبیات توسعه شهری در خصوص برنامه­ریزی و طراحی پهنه­های عملکری- کالبدی چنین فضاهایی وجود دارد. در تمامی علوم و نیز در جوامع کیفیت­گرا، تأثیر عناصر کالبدی بر رفتار انسانی همواره مورد تاکید بوده است، این تأثیر در مواقعی که عناصر از نوع مذهبی و فرهنگی باشند، به مراتب بیشتر است. بر این اساس، این پژوهش به ­دنبال باز تعریف ساختار فضایی محلات و بافت­های شهری با رویکرد جامعه­شناسانه است که از یک یا چند عنصر شاخص و به خصوص از نوع مذهبی آن، برخوردار می­باشند و تلاش دارد تا با بازشناسی این فضاهایی با نمود جنگ نرم، اصول برنامه­ریزی و طراحی مناسب چنین فضاهایی را ارائه نماید. بنابراین با بازنمود عناصر نفوذی مبتنی بر جنگ نرم با ویکرد جامعه­شناسانه و فضایی به نقش رسانه و جایگاه آن، تاکیدی موکد خواهد شد.

 

بیان مسئله

توجه به سیمای شهری و سازمان فضایی شهر مستلزم آن است که هر مجموعه فارغ از مقیاس و الگوهای فضایی دارای جلوه­ای متمایز و انحصاری باشد و با استفاده از توانایی­های معماری و اجتماعی خود معرفی و شناسانده شود. بررسی­های تاریخی شهرهای گذشته نشان می­دهد که این شهرها تحت تاثیر عوامل اقلیمی و فرهنگی، اجتماعی، ارتباطی (رسانه­ای) و اقتصادی شکل فضایی خاصی پیدا کرده­اند. این شکل فضایی درمواردی آن ­قدر قوی است­که حتی به کمک یک نقشه دو بعدی یا یک عکس هوایی ساده می­توان ترکیب آن را تشخیص داد. مطالعه در عرصه­ها و عناصر بافت شهری برای شهر ایرانی اسلامی برای هویت­بخشی لازم است تا این شهرها بتوانند ظرفیت خاطره جمعی و فضایی شهروندان محسوب گردند. شهرهای ایران علی­رغم فشردگی­های کالبدی، مبین ساخت فضایی ویژه­ای هستند و آن پیوستگی مجموعه مرکز شهر و مراکز محلات از طریق گذرهای اصلی است(محمدیان و وثیق، 1394).

از سوی دیگر؛ شهرهای امروز به ­طور فزاینده­ای در معرض تهدید کسانی است که ابزارهای «قدرت رسانه­ای» را در دست دارند. از سوی دیگر در اذهان عمومی زور و خشونت مناسبات اجتماعی و سیاسی در سطح بین­المللی بیش از هر زمان دیگر مذموم و غیرموجه به ­نظر می­رسد. با این توصیف اگر برای رویارویی قطب­های راهبرد روانی- رسانه­ای موجود در عصر حاضر اصطلاح «جنگ» را قائل باشیم،
بی­شک جنگ نرم رسانه­ای، جنگی غیرمستقیم و مبتنی بر شیوه­ها و تکنیک­های پیچیده فرآیند نفوذ اجتماعی- روانی خواهد بود. از این­ رو می­توان گفت هدف درجنگ نرم رسانه­ای عبارت است از: تضعیف، تغییر، جهت­دهی یا استحاله فرهنگ، هنجارها، ارزش­ها، هویت، مشروعیت و افکار عمومی یک جامعه با استفاده از ابزار غیر خشونت­آمیز به­ویژه رسانه­ها.

جنگ نرم رسانه­ای مبتنی بر قدرت نرم و قدرت نرم خود نیز متکی بر عناصری چون جذب، کشش، اغوا و اقناع است. قدرت نرم، در واقع قدرتی هنجاری است که از رهگذر جذابیت­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک و هم­چنین به ­کارگیری توان اقناع، جذب و توجیه به ­دست می­آید؛ به گونه­ای­که مخاطب با میل و اراده خود و با رضایت تن به اهداف مورد نظر می­دهد(مسائلی، 1373: 5). در جنگ نرم کشور مهاجم با استفاده از منابع قدرت نرم، اراده خود را بر یک ملت و نظام سیاسی تحمیل و آن را با روش­های نرم­افزارانه اشغال می­کند. جنگ نرم، اقدامی تعمدی و تدبیر شده است که ماهیت و منطق درونی آن بر تلاش به منظور اثرگذاری بر ارزش­ها، هنجارها، ترجیحات و باورهای جامعه هدف مبتنی است. در این رویکرد، کشور مهاجم با ایجاد تغییر و استحاله در الگوهای مستقر جامعه هدف، موجبات زوال و فروپاشی درونی آن را فراهم می­آورد و نظم دلخواه خویش را در جامعه مذکور برقرار می­سازد. بدین­ترتیب در عصر حاضر جنگ­ها تنها محدود به استفاده از ابزارهایی با ابعاد سخت و قابل لمس نیستند، بلکه از مقولاتی هم­چون قدرت جذب و اقناع و سیطره فرهنگی بر فکر و ذهن افراد جامعه هدف بهره می­گیرند. بر این اساس، در دوران فرانوین کنونی، جنگ جدید، ماهیتی نرم­افزارانه، هنجاری و ایدئولوژیک به خود گرفته و با توجه به ماهیت و چیستی خود، در چارچوب و بستر مفاهیمی هم­چون نظم نوین جهانی و جهانی­سازی قابل درک و فهم و توصیف است. ایجاد شبکه­های وسیع و گسترده ارتباطات جهانی و نیز فراگیر شدن رسانه­های جمعی در عصری که از آن به عصر اطلاعات و ارتباطات تعبیر
می­شود، موجب تشدید درهم تنیدگی و گسترش ابعاد جنگ نرم و به تبع آن، افزایش میزان اثربخشی آن شده است. شتاب روزافزون در دست­یابی به فناوری­های جدید رسانه­ای و گسترش شبکه­های اجتماعی باعث شده است که جنگ نرم تنها  به عرصه روابط خارجی و بین­المللی منحصر نشود، بلکه این مقوله به نوعی در همه رفتارهای اجتماعی ما ساری و جاری باشد، به طوری­که  وقتی ما از طریق اقناع، گفتگو و جذب تلاش می­کنیم تا دوست­مان را متقاعد سازیم که همان رفتاری را انجام دهد که مطلوب ماست، در واقع از قدرت نرم استفاده کرده­ایم. در این میان رسانه ملی نظام جمهوری اسلامی ایران به ­عنوان محور مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، اخلاق و شیوه­های رفتاری جامعه، رسالت و نقش بسیار با اهمیت و مؤثری در مقابله با جنگ نرم طراحی شده علیه ایران بر عهده دارد(مطهری­نیا، 1384: 192).

با عنایت به موارد بالا، بافت­های شهری در سال­های اخیر برآیندی از نمودهای جنگ نرم شده­اند و کارکرد هویت­بخشی خود را از دست داده­اند. به­ عبارت بهتر و گویاتر، سیمای شهری و سازمان فضایی شهر تهران، دارای مقادیری از ِالمان­هایی با نمود جنگ نرم بوده و یکی از کارکردهای اصلی رسانه­ها بازنمود این عرصه­ها و عناصر بافت شهری است. بنابراین، سوال محوری پژوهش بدین صورت شکل می­گیرد که اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری با تاکید بر راهبردهای رسانه ملی در شهر ایرانی- اسلامی چیست؟ و کدام­ها هستند؟

 

پیشینه تحقیق و مبانی نظری

در مفهوم نوین و امروزی، از سوی کمیته خطر جاری[1] در سال­های پایانی جنگ سرد طراحی شد. «کمیته خطر جاری» عنوان کمیته­ای است که در دهه 1970 از سوی گروهی از سناتورهای آمریکایی، مسئولان ارشد وزارت خارجه این کشور، استادان برجسته علوم سیاسی مؤسسه مطالعاتی آمریکن اینتر پرایز و گروهی از مدیران با سابقه سیا و پنتاگون تأسیس شد. هدف از تأسیس این کمیته، خروج از
بن­بستی بود که در دوران جنگ سرد میان دو اردوگاه شرق و غرب به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا در توازن هسته­ای و رقابت­های تسلیحاتی به ­وجود آمده بود. اعضای این کمیته با منتفی دانستن جنگ سخت بین دو ابرقدرت، تنها راه به زانو در آوردن رقیب را در طراحی و اجرای جنگ نرم و فروپاشی از درون تشخیص دادند. راهکارهای «دکترین مهار»، «نبرد رسانه­ای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» راهبردهای طراحی شده «کمیته خطر جاری» به منظور به­ کارگیری علیه اتحاد جماهیر شوروی بودند(نائینی، 1388: 21). این راهبردها که هم اکنون با عنوان شیوه­ها و ابزارهای جنگ نرم شناخته
می­شوند، نقش اساسی در تسریع و تسهیل فروپاشی شوروی و تجزیه این کشور به چندین جمهوری مستقل ایفا کردند. پس از این دوران، ماهیت تهدیدات در بسیاری از موارد، چهره هنجاری و فرهنگی به خود گرفتند و در قالب مفاهیمی هم­چون قدرت جذب و اقناع چارچوب­بندی شدند. واقعیت این است که جنگ نرم با مختصات نظری و عملی خود قادر است سطحی پایدار و ماندگار از قدرت را با خود به ارمغان آورد و این امکان را به قدرت­های بزرگ جهان بدهد که نظام­های سیاسی معارض را پیش از عملیات نظامی، با به کار بستن قدرت نرم فرو ریزند. در عصرکنونی، توسعه و گسترش فزاینده و بی­سابقه فناوری­های ارتباطاتی و رسانه­های جمعی نوظهور، تار و پود قدرت نرم کشورهای جهان­غرب و به­ ویژه ایالات متحده آمریکا را تشکیل داده و بر میزان تأثیرگذاری فرهنگی این کشورها در سطوح فراملی و عرصه­های جهانی به نحو چشمگیری افزوده است. قدرت به اصطلاح سخت به ­عنوان عاملی تعیین ­کننده در کنش­ها و دینامیک­های روابط سیاسی هم ­چنان باقی است، امّا قدرت نرم، بسیار مؤثرتر و کارسازتر است. قدرت نرم عنصر اصلی تهدید نرم است و در ترکیب و همگرایی با قدرت سخت، قدرتی ایجاد می­کند که از آن با عنوان قدرت هوشمند[2] یاد می­شود(رنجبران، 1387: 98).

 

 

جنگ نرم[3]

ارائه تعریفی واحد و جامع برای جنگ نرم اندکی مشکل است چرا که این مفهوم در طول تاریخ خود به شکل­های مختلف و در سطوح متفاوت به کار رفته است. نگاهی بر تعاریف اولیه از عبارت جنگ نرم یا عبارات بدیل آن نشان می­دهد که کاربرد این نوع جنگ بیشتر محدود به زمان جنگ فیزیکی یا زمان اعلام وضع فوق­العاده بوده است. اما تعاریف امروزی ازاین نوع جنگ به ­هیچ وجه آن را منحصر به دوران جنگ و وضعیت فوق­العاده و بحرانی نمی­دانند و ما در دوران صلح و آرامش نیز به گونه­ها و سطوح و شدت­های مختلف می­توانیم شاهد جنگ نرم باشیم(عسگری، 1390: 11). نکته دیگری که دراین جا باید بدان توجه شود دایره گسترده مفاهیم مترادف و یا همبسته جنگ نرم است؛ برای نمونه عملیات روانی، جنگ رسانه­ای، پروپاگاندا، جنگ افکار، جنگ اعصاب، جنگ سیاسی، جنگ تبلیغاتی، جنگ روانی، جنگ مجازی، جنگ از راه دور، جنگ ایدئولوژیک، جنگ عقیدتی و ... این عبارات در مرحله نخست نشان دهنده پیچیدگی مفهوم جنگ نرم و گستردگی مصادیق و اشکال آن بوده و در مرحله بعد اهمیت آن را نشان می­دهند. به کارگیری فنون­جنگ روانی از هزاران سال قبل مورد توجه بوده و به شکل­های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است و اصطلاح جنگ نرم عنوان جدیدی برای یک مفهوم قدیمی است(نصر‌، 1381: 82). بنابراین جنگ نرم را می‌توان هر گونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد، تعریف کرد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه­ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و ... از اشکال جنگ نرم می‌باشند. آن­ها می­توانستند با بهره­گیری از آن­ها قدرت بیشتری در این نوع جنگ داشته باشند.

 

چیستی و چرایی جنگ نرم

چنان ­که پیشتر نیز گفته شد، در عصر حاضر ماهیت منازعه میان کشورها و جوامع مختلف تغییر یافته است و راهبردهای مبتنی برقدرت نرم به ­عنوان رویکرد غالب در روابط غیر مسالمت­آمیز میان کشورها به­ کار گرفته می­شود. واقعیت­های جهان معاصر مبیّن این نکته­اندکه کشورهای متخاصم حتّی با برخورداری از توان نظامی و تسلیحاتی بالا از دست یازیدن به جنگ سخت افزارانه و نظامی اجتناب می­کنند و در اکثر موارد رویکردهای نرم افزارگرایانه را در قبال جامعه رقیب در پیش می­گیرند. به کارگیری قدرت نرم به منظور شکست دادن حریف و ترجیح دادن این نوع از قدرت نسبت به قدرت نظامی دلایلی دارد که از جمله مهم ترین آن­ها موارد زیر است:

 

 

1. پنهان بودن

پنهان و نامحسوس بودن جنگ نرم از ویژگی­های مهم آن است. ویژگی مذکور این امکان را فراهم می­آورد که کشور مهاجم، راهبردهای براندازانه خود را تحت پوشش و در قالب اقدامات فرهنگی، هنری، علمی، اطلاعاتی، بشردوستانه و ... دنبال کند، بی ­آن­که کشور مورد هجمه، افکار عمومی داخلی یا ناظران خارجی قادر باشند نشانی از مداخله خصمانه کشور مهاجم بیابند یا دلیلی بر اقدامات غیر مسالمت­آمیز مستتر در فعالیت­های پیش گفته ارائه دهند.

 

2. کم بودن میزان خسارت

جنگ نرم نسبت به جنگ سخت، خسارات مادی و معنوی کمتری را متوجه عامل تهدید نرم می­کند. در جنگ سخت و نظامی علاوه بر هزینه­های مربوط به ادوات و تسلیحات نظامی، تلفات نیروی انسانی نیز وجود دارد که این موضوع نگرش­های منفی افکار عمومی داخلی و خارجی را نسبت به کشور تهدید کننده و مهاجم در پی خواهد داشت. از سویی نیز اقناع افکار عمومی داخلی و جهانی نسبت به دلایل تهاجم نظامی و استمرار آن امری بسیار دشوار خواهد بود. این موضوع در بسیاری از موارد کشور مهاجم را در موقعیتی انفعالی قرار می­دهد، به نحوی که ناچار به ترک مخاصمه و عقب­نشینی از مواضع خصمانه خود علیه کشور یا کشورهای هدف و پرداخت خسارت و غرامت می­شود.

 

3. وسیع بودن گستره نتایج

در جنگ نرم عرصه­های بسیار مهمی هم­چون فرهنگ و نظام ارزشی یک ملت مورد هجوم قرار
می­گیرد، حال آن ­که غایت جنگ نظامی تصرف یا الحاق یک کشور یا بخشی از آن یا سرنگونی یک نظام سیاسی است. بدین ترتیب در جنگ نرم گستر ه نتایج از وسعت و پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود.

 

4. عمیق بودن تأثیرات

برخلاف منازعه نظامی، نبرد نرم روندی تدریجی دارد و در نتیجه آثاری که به بار می­آورد، هم ماندگارتر و هم عمیق­تر است. در جنگ نرم زیرساخت­های اساسی و بنیادین جامعه (از جمله فرهنگ و هنجارهای آن) مورد تهاجم قرار می­گیرند. بدین ترتیب، آثار جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت در تمامی عرصه ها و زوایای جامعة هدف، تثبیت و نهادینه می­شود.

 

 

 

5. کاهش امکان مقابله

در جنگ نرم از ابزارهای فوق پیشرفته رسانه­ای، اطلاعاتی، مخابراتی و دیجیتالی استفاده می­شود. این امر، امکان مقابلة کشورهای بی­بهره یا کم بهره از فناوری­های پسامدرن هزاره سوم در برابر کشورهای تولید کننده و برخوردار از چنین فناوری هایی را بسیار کاهش می­دهد.

 

6. پایین بودن تبعات روانی و تبلیغاتی جنگ نرم برای کشور مهاجم 

درجنگ نرم درصورت طرح دعاوی معترضانه علیه­کشور مهاجم، کشور مذکور خواهد توانست عاملیت و مدخلیت خود را به کلی نفی و انکار کند و یا دست کم با تشکیک رو به رو سازد. چنین وضعیتی برای طرف مقابل موقعیتی سخت به حساب می­آید؛ زیرا هر چند به عامل بودن و مدخلیت دشمن در جنگ نرم واقف است، به دلیل نبود مدارک، اسناد و شواهد روشن و صریح برای انتقال این آگاهی به افکار عمومی داخلی و ناظران خارجی، با موانع بسیار رو به روست(رنجبران، 1387: 107).

 

اهداف جنگ نرم

هدف نهایی در جنگ نرم علیه یک جامعه، ایجاد تغییر، دگرگونی و استحاله در ساختارهای اساسی و بنیادی جامعه مذکور و جایگزین ساختن ساختارهای جدید مطابق با نظام ارزش­های کشور مهاجم است. بر این اساس، غایت جنگ نرم از میان برداشتن و مضمحل ساختن جامعه هدف نیست، بلکه همسویی و همگرایی این جامعه با اهداف، سیاست­ها و خواست جامعه مجری جنگ نرم است. در فرآیند جنگ نرم به ­منظور حصول نتیجه و دست­یابی به هدف اصلی این جنگ که همانا استحاله درونی نظام مورد هجمه است، مراحلی وجود دارد که به ­صورت خطی و یکی پس از دیگری دنبال می­شوند. نخستین مرحله از مراحل مذکور، ایجاد تغییر در زیر ساخت­های فکری و نظری، باورها، نگرش­ها و اعتقادات مردم جامعه هدف است. در این مرحله ارزش­ها و اعتقادات جامعه مورد حمله، تضعیف و تخریب می­شود و مورد تردید قرار می­گیرد. در مرحله بعد با استفاده از ساز و کارهای قدرت نرم، گفتمان­سازی، فرهنگ­سازی، هنجارسازی، ایدئولوژی­سازی و تعریف نظام اخلاقی جدید صورت می­گیرد که موجب نوعی اقناع ذهنی و تغییر در افکار، اندیشه­ها و ترجیحات و خواسته­های افراد جامعه هدف می­شود. بدین ترتیب مجریان جنگ نرم توانسته­اند نحوه تفکر، اندیشیدن و تلقی افراد جامعه نسبت به مقولات مختلف را به دلخواه خویش دگرگون سازند و بستر لازم برای جایگزین ساختن ایدئولوژی، هنجارها و باورهای مهاجم را در کشور هدف فراهم آورند. مرحله سوم، مرحله ایجاد تغییر در الگوهای رفتاری و خلق الگوهای جدیدی است که با الگوهای رفتاری موجود تفاوت­هایی اساسی و ماهوی دارد. اساساً رفتارهای یک جامعه مبتنی بر اعتقادات، باورها، نگرش­ها و رویکردهای نظری نسبت به مقولات مختلف است. با دگرگون­سازی مفاهیم مذکور، الگوهای رفتاری جامعه نیز تغییر می­کند، و به جای رفتارهای حمایتی از ساختار سیاسی جامعه، رفتارهای چالشی و ساختارشکن رخ می­نماید. در چنین حالتی، توده مردم به جمعیت­های همسو با اهداف کشور مهاجم تبدیل می­شوند و با نظام سیاسی مستقر در تعارض قرار می­گیرند یا حداقل نسبت به آن موضعی بی­تفاوت و خنثی اتخاذ می­کنند. بدین ترتیب، زمینة مناسب برای مشروعیت­زدایی از رژیم سیاسی حاکم فراهم می­آید و تبدیل وضعیّت نظام سیاسی مستقر به نظام مطلوب مجریان جنگ نرم امکان­پذیر می­گردد. در این مرحله چنان که مشخص است، استحاله نظام سیاسی هدف، از طریق ایجاد شکاف و گسل میان مردم و حاکمیت و سلب اعتماد و حمایت مردمی از نظم سیاسی مستقر صورت گرفته است. توده افراد جامعه هدف با پذیرش الگوهای رفتاری مهاجم، به پیاده نظام مجریان جنگ نرم تبدیل شده و اهداف آنان را در جامعه خویش به مرحله اجرا گذارده اند. بدین­ ترتیب به­ کارگیری قدرت نرم به اضمحلال یک نظام سیاسی معارض و جایگزین شدن نظام مطلوب و همسو با خواست کشور مهاجم ازطریق ساز و کارهای فشار از بیرون و تغییر از درون، منتهی می­شود. جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف گوناگونی دارد و قاعدتاً هدف غایی هر دو آن­ها، تغییر هر دو آن­ها، تغییرکامل نظام سیاسی یک کشور است که البته با اهداف محدودتر هم انجام می­گیرد. در حقیقت، جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می کنند و این وجه مشترک آن­هاست. در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد دگرگونی در اصول و رفتار یک نظام یا به طور خاص تغییر خود نظام است. در جنگ نرم به جای سخت افزار از نرم افزارهای رسانه­ای چون رادیو، تلویزیون، پارازیت، خبرگزاری­ها، اینترنت، ماهواره، ابزارهای دیجیتال و ... استفاده می­شود(الیاسی، 1388: 70). از دیرباز در مقایسه میان این دو جنگ گفته­اند متقاعد ساختن یک نفر به پیوستن به شما بسیار ارزان­تر از کشتن او تمام می­شود. واژه­ها، بسیار کم هزینه­تر از گلوله­های تفنگ هستند؛ تا چه رسد به گلوله­های توپ و تانک­ها، از سویی نیز با کشتن آن شخص، شما تنها دشمن را از داشتن یک سرباز محروم می­کنید؛ حال آن ­که اگر او متقاعد شود به نیروهای دولتی بپیوندد، هم به ضرر دشمن و هم به نفع نیروهای دولتی است و این به معنای کسب دو امتیاز با این حرکت است(رضوی­پور، 1389: 335).

 

چارچوب نظری

در بخش دوم با توجه به موارد گفته شده بالا، به­ ویژه عدم توجه به نگرش جنگ نرم در مداخلات بافت­های برخودار از عناصر شاخص، چارچوب نظری پژوهش با محوریت داشتن نگرشی باز به عناصر و بافت شهری که از الزامات رویکرد سیستمی است، استوار گردیده ­است. این نگرش دو موضوع را مورد توجه قرار می­دهد:

شهر/ محله می­بایست به­عنوان سیستمی باز در نظر گرفته شود که با محیط پیرامونی خود در تبادل انسان، اطلاعات، فعالیت، انرژی و ... است.

سیستم شهری فعال، دارای عناصر و اجزای تشکیل ­دهنده مختلفی است و هر یک از این اجزا در جای مناسب خود قرار گرفته، دارای تعاملات متقابلی با سایر اجزا و با کلیت سیستم می­باشند، تا بدین نحو سیستم بتواند در راستای دست­یابی به هدفی معین گام­های موثری بر دارد. با این وجود در راستای نظم­بخشی به عناصر تشکیل ­دهنده ساختار فضایی- کالبدی سیستم­های شهری، به ­طور کلی، دو نوع ارتباط را می­توان تشخیص داد:

 

 

 

شکل شماره (1): مدل مفهومی نگرش سیستمی

 

الف) ارتباطات درونی: که ناظر بر ارتباطات میان عناصر و فضاهای مجموعه با یکدیگرند. بدیهی است هر قدر این­ گونه ارتباطات در درون مجموعه بیشتر باشد، انسجام و بهم پیوستگی آن بیشتر خواهد بود.

ب) ارتباطات بیرونی: که ناظر برارتباطات فضاها و عملکردهای مجموعه با سایر عناصر و کارکردهای پیرامونی محله­ای/ شهری است. هر چه ارتباطات بیرونی فضاها و عملکردهای مجموعه‏ با دیگر فضاها و عملکردهای شهری متنوع، پیچیده و گسترده باشد، نقش مجموعه‏ در شکل­دهی به فضاهای شهری برجسته‏تر می­گردد»(محمدی، 1379: 99). در واقع ارتباطات درونی پیوند عناصر مجموعه را با یکدیگر برقرار می‏سازند و ارتباطات بیرونی عنصر را به ساختار فضایی و کالبدی شهر پیوند می‏دهند.

 

اهداف تحقیق

هدف کلی

- تعیین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری با تاکید بر راهبردهای رسانه ملی.

 

اهداف جزئی

- تبیین ارتباط بین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهری

- تبیین ارتباط بین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهری از طریق رسانه­های ملی.

 

فرضیه­ها

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

جنگ نرم

تعریف نظری: جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد، تعریف کرد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه­ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و ... از اشکال جنگ نرم می‌باشند. آن­ها می­توانستند با بهره­گیری از آن­ها قدرت بیشتری در این نوع جنگ داشته باشند(نصر‌ ،1381: 82).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر جنگ نرم با استفاده از پرسشنامه محقق ­ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (1) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

 

جدول شماره (1): مقیاس متغیر جنگ نرم

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر جنگ نرم

سیاسی

 اقتصادی

 فرهنگی

 ارتباطاتی

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت[4]

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

25-5

25-5

25-5

25-5

 

             

 

اصول سازماندهی فضایی

تعریف نظری: به نظر «راپاپورت»، جهان بی­نظم و در هم است و ذهن انسان در جستجوی نظم. مجتمع­های زیستی، ساختمان­ها و مناظر همگی نتیجه تلاش ذهن انسان است، برای مفهوم بخشیدن به جهان و انسانی کردن آن از طریق اعمال نظمی خاص بر آن؛ نظمی آگاهانه که با نام سازماندهی و
نام­گذاری فضایی حاصل می­شود(راپاپورت، 1366).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر اصول سازماندهی فضایی با استفاده از پرسشنامه استاندارد و محقق­ ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (2) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

جدول شماره (2): مقیاس متغیر اصول سازماندهی فضایی

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر اصول سازماندهی فضایی

اصل سادگی

 اصل پیوستگی فضایی

اصل هم پیوندی عناصر شهری و واحدهای مسکونی

اصل محصور کردن فضا

اصل مقیاس و تناسب

اصل فضاهای متباین

اصل قلمرو اصل ترکیب

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

100-5

 

             

 

رسانه­های ملی

تعریف نظری: رسانه­های ملی وسیله­هایی است که فرستنده به کمک آن معنا و مفهوم موردنظر خود (پیام) را به گیرنده منتقل می­کند. به­ عبارت دیگر، رسانه، وسیله حامل پیام از فرستنده به گیرنده است. کتاب، روزنامه، مجلّه، عکس، فیلم، نوارصوتی و تصویری، رادیو، تلویزیون ملی و ... نمونه­هایی از رسانه­ها هستند(رضوی­پور، 1389).

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر متغیر رسانه­های ملی با استفاده از پرسشنامه محقق ­ساخته اندازه‌گیری شده است که با 20 گویه مطابق جدول (3) با حداکثر امتیاز 100 و حداقل امتیاز 20 سنجیده شده است:

جدول شماره (3): مقیاس متغیر رسانه­های ملی

متغیر

ابعاد

تعداد گویه‌ها

فرمت سوال

وزن‌دهی

حداکثر و حداقل امتیاز

متغیر رسانه­های ملی

سرگرمی و تفریح

آگاهی و دانستن

ارتباط اجتماعی

هویت شخصی

 

20

طیف پنج سطحی لیکرت

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

(وزن 5)

(وزن 4)

(وزن 3)

(وزن 2)

(وزن 1)

100-5

 

             

 

 

روش­شناسی

این پژوهش براساس هدف، کاربردی محسوب می‌شود، زیرا قصد بر این است تا از نتایج آن در مدت زمان کوتاهی استفاده شود. هم‌چنین پژوهش مذکور از لحاظ گردآوری داده‌ها و اطلاعات به جهت این ‌که داده‌ها توسط پرسشنامه استاندارد[5] گردآوری می‌شود، توصیفی- تحلیلی با روش پیمایشی[6] (از نوع علی[7]) قلمداد شده و به جهت این‌ که در یک برهه زمانی خاص اجرا می‌گردد، مقطعی محسوب خواهد شد. داده­ها با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع­آوری شد.

 

جامعه آماری و حجم نمونه

جامعه آماری عبارت از تمامی شهروندان ساکن شهر تهران که سن آن­ها بیشتر از 15 سال درست بوده­اند، می­باشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب که از شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب تهران به صورت تصادفی مبادرت به تکمیل پرسشنامه­ها نمودند. آلفای کرونباخ به دست آمده برای پرسشنامه برابر با 841/0 بوده که نشان ­دهنده وجود همبستگی بین گویه­های پرسشنامه است.

 

یافته­های پژوهش

- اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

H0: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری ندارد.

H1: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم در بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

 

جدول شماره (4): آزمون مربوط به فرضیه اول

نتیجه

t-value

Sig.

تخمین استاندارد

S.E خطای انحراف از استاندارد

تخمین

فرضیه اول

معنادار

321/3

000/0

402/0

058/0

398/0

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

بافت­های شهری

 

با توجه به جدول (4) مشخص می­شود که سطح معنی­داری گزارش شده از 001/0 کوچک­تر است، بنابراین تاثیر و ارتباط بین دو متغیر وجود دارد. اعداد گزارش شده در ستون­های تخمین و تخمین استاندارد، میزان تاثیر متغیر اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم بر متغیر بافت­های شهری را گزارش می­کنند. هم­چنین با توجه به آماره t این مسیر (t=3.321>2.58) می­توان نتیجه گرفت با احتمال 95 درصد، فرض صفر رد شده و فرضیه یک مورد تایید است. بنابراین اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با بافت­های شهر ایرانی- اسلامی رابطه داشته و تاثیر معناداری وجود دارد. این تاثیر به میزان 398/0 (غیراستاندارد) و 402/0 (استاندارد) می­باشد و مقدار این مقادیر نشان می­دهند که اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم بر بافت­های شهر ایرانی- اسلامی به تنهایی به اندازه 40/0 درصد تاثیر داشته است.

- اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

H0: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری ندارد.

H1: اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با استفاده از رسانه­های ملی بر بافت­های شهری تاثیر معناداری دارد.

در آزمون فرضیات می­توان از سه روش برای محاسبه رابطه بین دو متغیر با حضور متغیر میانجی استفاده نمود که عبارتند از: روش بارون و کنی[8]، روش آزمون سابل[9] و روش بوت استرپینگ[10] (مهدویان و شریف، 1394: 98). در این پژوهش از روش بارون و کنی جهت سنجش فرضیات استفاده می­شود. در این روش ابتدا تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم را اسم­گذاری کرده و سه مدل طراحی می­کنیم. مدل مذکور به­ صورت ذیل در خواهد آمد:

اولین قدم برای تحلیل فرضیه­های پژوهش بررسی تاثیر کل[11] و معنی­داری مسیر ضریب رگرسیونی c است. در مدل تاثیرات کل، اثرات متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته بدون حضور متغیر میانجی در نظر گرفته می­شود (چنان ­که مشاهده می­شود تمامی مسیرهایی که به متغیر میانجی ختم بوده، صفر در نظر گرفته شده است) که در جدول (5) منعکس شده است:

 

جدول شماره (5): نتایج تاثیرات کل مدل

مسیرهای مستقیم

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

بافت­های شهری

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

027/1

012/0

817/84

000/0

بافت­های شهری

<---

رسانه­های ملی

934/0

934/0

700/95

000/0

از مشاهده جدول (5) چنین استنباط می­شود که اگر مدل را بدون متغیر میانجی در نظر بگیریم (یعنی مسیرهای مستقیم)، هر دو مسیر با متغیر بافت­های شهری در سطح 95% معنادار خواهد بود (رابطه متغیر اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با سطح معنا­داری کمتر از 001/0 و رابطه متغیر رسانه­های ملی با سطح معنا­داری کمتر از 001/0).

درمرحله دوم مدل سوم یا (Indirect Effect)، مسیرهای غیرمستقیم را بدون درنظر گرفتن مسیرهای مستقیم در نظر می­گیریم. جدول (6)، به معناداری مسیر غیرمستقیم اشاره دارد.

 

جدول شماره (6): نتایج مدل  Indirect Effect

مسیر غیرمستقیم

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

بافت­های شهری

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

185/2

097/0

918/1

014/0

             

 

در مرحله بعد از مدل دوم که همان مدل Mediation Effect است، برای تحلیل فرضیه­ها استفاده می­شود. این مدل اذعان می­دارد که مسیرها با در نظر گرفتن متغیر میانجی (رسانه­های ملی) سنجیده شوند.

جدول شماره (7): نتایج مدل  Mediation Effect

مسیرها با حضور متغیر میانجی

برآورد

انحراف از میانگین

C.R

معناداری

رسانه­های ملی

<---

اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم

185/1

097/0

918/1

005/0

بافت­های شهری

<---

رسانه­های ملی

243/0

106/0

286/2

022/0

­­­

جدول (7) نتایج فرضیات فرعی پژوهش را نشان می­دهد. با عنایت به نتایج به­ دست آمده با حضور متغیر میانجی، اصول سازماندهی فضایی- جامعه­شناختی جنگ نرم با رسانه­های ملی و رابطه رسانه­های ملی با متغیر بافت­های شهری با 95% اطمینان و سطح معنا­داری کمتر از 01/0 معنادار بوده است.

 

نتیجه­گیری و پیشنهادها

پیروزی و کامیابی دشمن در جنگ نرم علیه نمادهای شهر ایرانی- اسلامی و براندازی نظام مذکور امری غیر محتمل است، امّا در عین حال لازم است با تقویت قدرت نرم کشور از میزان اثربخشی هجمه­های نرم دشمن علیه نظام اسلامی ایران تا حد امکان کاست.

در این چارچوب موارد زیر پیشنهاد می­شود:

- اهتمام افزون­تر در به­ کارگیری حداکثری آرمان­ها و ارزش­های بنیادین انقلاب اسلامی

- تقویت کارآمدی نظام

- مبارزه با تهاجم و ناتوی فرهنگی در ابعاد و عرصه­های مختلف آن

- جلوگیری از نفوذ افراد فرصت­طلب به بدنه اصلی نظام و پالایش کارگزاران نظام و ارتقای حداکثری اتحاد ملی و همگرایی میان اقوام، ادیان و مذاهب رسمی کشور

- کاهش اختلاف و واگرایی میان احزاب و جریان­های سیاسی

- مبارزه جدی با فساد اقتصادی

- توجه خاص به وضعیّت معیشتی مردم، کوشش برای بهبود وضعیّت اقتصادی اقشار و دهک­های ضعیف و آسیب­پذیر جامعه و اهتمام افزون­تر به رفع تبعیض­ها و نابرابری­های اقتصادی و اجتماعی

- شفاف­سازی اقدامات، فعالیت­ها و تصمیم­گیری­های دولت­مردان و کارگزاران نظام در عرصه­های داخلی و خارجی

- افزایش همکاری­ها و همگرایی­های منطقه­ای و فرامنطقه­ای در ابعاد و عرصه­های مختلف

- تقویت دیپلماسی عمومی کشور

- توجه به نقش تشکل­های مردم نهاد در رویارویی با جنگ نرم

- روشنگری در خصوص مبادی و شیوه­های تهدیدات نرم دشمن

- مقابله با ایجاد و نشر شایعه­های مخرب

- ترویج و نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی ایران

- مقابله در فضای مجازی

- آموزش و تربیت متخصصان مقابله با جنگ نرم

- تدوین راهبردهای رسانه­ای کشور در زمینه شیوه­های رویارویی با جنگ

- انجام پژوهش­های بنیادین نظری و کاربردی رسانه­ای در زمینه جنگ نرم

-آینده پژوهی در جنگ نرم.



[1]. committee on the present danger

[2]. smart power

[3]. soft war

[4]. Likert scale

[5]. Standard questionnaire

[6]. Survuy method

[7]. Correlation

[8]. Baron and Kenny

[9]. Sobel test

[10]. Boot strapping

[11]. Total Effects