توسعه به مثابه بازی ‌زبانی (با رویکردی بر توسعه ‌ژاپنی)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی واحد مراغه، دانشگاه آزاد اسلامی، مراغه- ایران

چکیده

توسعه، امری ­زبانی، کنش (های) معطوف به توسعه نیز نوعی بازی­ زبانی با صوری متکثر است. زبان، جوهرۀ فرهنگ و "زبان­مادری" جوهرۀ انسانیت (انسان ­بودن) انسان است. با چنین پتانسیلی که مطالعات تجربی دیرینه­شناختی، انسانشناسی ­زیستی، زبانشناسی و جامعه­شناسی مؤیدی برآن است؛ هر امر انسانی، با بنیادی زبانی، امری زبانی است. خارج از زبان، برای انسان، حیاتی انسانی قابل تصور نیست.
این نوشتار، از منظر جامعه­شناسی پست­مدرن و با تأسی از هایدگر، که گفت: "زبان، خانه هستی است"؛ زبان را خانه ­توسعه، زبان ­مادری را روح و جان آن می­داند. توسعه و توسعه­ نیافتگی ذاتی زبانی خاص نیست. هر زبانی، شکلی از بازی (های) توسعه را بالقوه در نهاد خود دارد که؛ فعلیت­یابی آن رهین شیوه و نحوۀ بودنی است که فرهنگ (بازی­های ­درون ­زبانی، ­میان ­زبانی) خانۀ هستی ­بخش آن خواهد بود. این نحوه بودن، الزاماً غربی و مدرن نبوده؛ و توسعه نیز، الزاماً مدرنیزاسیون نیست. دراین میان امنیت و آزادی نهادینه شده، ضرورتی ساختاری است؛ که توسعه نیز سرانجام پیشامد بازیگری"تصادف" خواهد بود. با این چارچوب و عناصر نظری­کلیاتی از توسعه ­ژاپن در "زبانخانه­ ژاپنی" (شیوه­ بودن ­انسان­ ژاپنی)، بررسی شده؛ با استناداتی به ویژگی­های معرفتی زبان­ و سیاق­ زیست­ ژاپنی و نیز با یافته­هائی از بازی­های ­زبانی دو شرکت پیشرو توسعه ­ژاپنی(سونی و هوندا)؛ به عناصری مقدماتی ولی بس مهم، از بازی­های درون­ و میان­ زبانی دخیل در هویت توسعه ­ژاپنی به مثابۀ گفتمان بدیعی از "بهبودیافتگی" رسیده است.
در فرآیند پژوهش، همخوانی یافته­هائی از مؤلفه­های زبانی توسعه به سیاق ژاپنی، با مؤلفه­های زبانی پست­مدرنیته، و نظریه ماکس ­وبر حدس زده شد؛ که در تستی مقدماتی، به نتایجی مثبت انجامید. به استناد روایت­هائی ­خرد از توسعه، در بخشی از شرکت­های ­ژاپنی، پژوهش حاضر به طرحی درآمدوار از بازی­های ­زبانی توسعه ­ژاپنی، هم­چون سبک و سیاقی بدیع در امر توسعه رسید؛ طراحی و اجرای حلقه­های دیگری از پژوهش دراین حوزه، تصویری واقع ­نماتر از بازی­های­ زبانی توسعه ­ژاپنی را بازتاب خواهد داد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Development as a language game (with an approach to Japanese development)

نویسنده [English]

  • Ayyub Yussefpour Nezami
چکیده [English]

Development is a linguistic issue, and developing action(s) is a kind of language game with many forms. Language is the essence of culture and "mother tongue" is the essence of humanity (being human). With such a potential that empirical paleontology studies, bio-anthropology, linguistics, and sociology reaffirm it, every human being, with a linguistic basis, is a linguistic issue. Human life is not conceivable for human being without language. This article, from the perspective of postmodern is sociology, and with the reverence of Heidegger, who said: "language is the home"; language is as the home of development and mother tongue is its spirit and soul. Development and under-development are not inherent in a particular language. Each language has a form of development game (s) in itself and its actualization is the kind of way in which culture (Interlingual, inter-language games) will be its home. This mode is not necessarily western and modern, and development is not necessarily a modernization. In this context, security and institutionalized freedom are structural and development will eventually be an "accidental". With this framework and theoretical elements, the development of Japan in the “Japanese language” was evaluated. Citing the epistemic characteristics of the Japanese language, as well as the findings of the language games of the two leading Japanese developers (Sony and Honda), we come to introductory elements of the interplay games in the identity of the Japanese development as a recovering. In the research process, the consistency of findings with the linguistic components of development in the Japanese context, with the components of the language of postmodernity, and the theory of Max Weber, was guessed that came to a positive result in an introductory test. Based on the microeconomic narratives of development, in some parts of the Japanese companies, the present study sought to draw on a lively development of Japanese language development games, as well as a new development style. And the design and implementation of other research in this area will reflect a realistic picture of Japanese language development games.

کلیدواژه‌ها [English]

  • development language games
  • language markets
  • Security
  • accident
  • Japanese language
  • mother tongue
  • (Macro/Micro) narrative
  • post-modern sociology
  • reproductive design

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال نهم، شماره سی و ششم، پائیز  1396

ص ص 30-7

 

 

 

                                          

 

توسعه به مثابه بازی ­زبانی (با رویکردی بر توسعه ­ژاپنی)

ایوب یوسف­پورنظامی[1]

تاریخ دریافت مقاله:9/3/1396

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:26/5/1396

چکیده

توسعه، امری ­زبانی، کنش (های) معطوف به توسعه نیز نوعی بازی­ زبانی با صوری متکثر است. زبان، جوهرۀ فرهنگ و "زبان­مادری" جوهرۀ انسانیت (انسان ­بودن) انسان است. با چنین پتانسیلی که مطالعات تجربی دیرینه­شناختی، انسانشناسی ­زیستی، زبانشناسی و جامعه­شناسی مؤیدی برآن است؛ هر امر انسانی، با بنیادی زبانی، امری زبانی است. خارج از زبان، برای انسان، حیاتی انسانی قابل تصور نیست.

این نوشتار، از منظر جامعه­شناسی پست­مدرن و با تأسی از هایدگر، که گفت: "زبان، خانه هستی است"؛ زبان را خانه ­توسعه، زبان ­مادری را روح و جان آن می­داند. توسعه و توسعه­ نیافتگی ذاتی زبانی خاص نیست. هر زبانی، شکلی از بازی (های) توسعه را بالقوه در نهاد خود دارد که؛ فعلیت­یابی آن رهین شیوه و نحوۀ بودنی است که فرهنگ (بازی­های ­درون ­زبانی، ­میان ­زبانی) خانۀ هستی ­بخش آن خواهد بود. این نحوه بودن، الزاماً غربی و مدرن نبوده؛ و توسعه نیز، الزاماً مدرنیزاسیون نیست. دراین میان امنیت و آزادی نهادینه شده، ضرورتی ساختاری است؛ که توسعه نیز سرانجام پیشامد بازیگری"تصادف" خواهد بود. با این چارچوب و عناصر نظری­کلیاتی از توسعه ­ژاپن در "زبانخانه­ ژاپنی" (شیوه­ بودن ­انسان­ ژاپنی)، بررسی شده؛ با استناداتی به ویژگی­های معرفتی زبان­ و سیاق­ زیست­ ژاپنی و نیز با یافته­هائی از بازی­های ­زبانی دو شرکت پیشرو توسعه ­ژاپنی(سونی و هوندا)؛ به عناصری مقدماتی ولی بس مهم، از بازی­های درون­ و میان­ زبانی دخیل در هویت توسعه ­ژاپنی به مثابۀ گفتمان بدیعی از "بهبودیافتگی" رسیده است.

در فرآیند پژوهش، همخوانی یافته­هائی از مؤلفه­های زبانی توسعه به سیاق ژاپنی، با مؤلفه­های زبانی پست­مدرنیته، و نظریه ماکس ­وبر حدس زده شد؛ که در تستی مقدماتی، به نتایجی مثبت انجامید. به استناد روایت­هائی ­خرد از توسعه، در بخشی از شرکت­های ­ژاپنی، پژوهش حاضر به طرحی درآمدوار از بازی­های ­زبانی توسعه ­ژاپنی، هم­چون سبک و سیاقی بدیع در امر توسعه رسید؛ طراحی و اجرای حلقه­های دیگری از پژوهش دراین حوزه، تصویری واقع ­نماتر از بازی­های­ زبانی توسعه ­ژاپنی را بازتاب خواهد داد.

واژگان­کلیدی: بازی­های ­زبانی ­توسعه، بازارهای­ زبانی، امنیت،  تصادف،"زبانخانه­ ژاپنی"، "زبانخانه ­مادری"، روایت (کلان / خرد)، جامعه­شناسی ­پست­مدرن، طراحی­ زایشی، شگرف­یابی.

 

مقدمه

توسعه، Development «به­ صورت فراگیر پس از جنگ ­جهانی ­دوم مطرح شده و در لغت به معنای خروج از "لفاف" است. در قالب نظریۀ نوسازی، لفاف همان جامعه ­سنتی، فرهنگ و ارزش­های آن است که جوامع برای متجدد شدن باید از این مرحلۀ سنتی خارج شوند»(ازکیا، 1381: 7). با چنین تعریفی، معادل­یابی پیشامدرنی برای توسعه مشکل خواهد بود؛ اما علی­رغم چنین تعریفی، چون معنا امری خوشه­ای است؛ لذا در سطحی دیگر، عناصر معنائی دیگری، در معادل­یابی پیشامدرنی"توسعه" به­ کار خواهد آمد؛ پس در تعریف توسعه باید دانست که آن را «مقولۀ ارزشی تلقی کنیم، جریانی چندبعدی و پیچیده بدانیم، به ارتباط و نزدیکی آن با مفهوم بهبودImprovement  توجه داشته باشیم»(همان: 8-7). از میان عناصر بر شمرده در تعریف توسعه دو عنصر "ارزش" و "بهبود" هم­چون جوهره معنائی آن، معادل­های چندی از پیشامدرن را فرا روی­مان قرار خواهد داد. خوشه معنائی توسعه، حامل بارهای مفهومی عمران و آبادی، رشد، بهبود، ترقی، پیشرفت و تکامل است. عناصر این خوشه معنائی، توسعه را از تغییر و دگرگونی اجتماعی Social Change که مفهومی غیر ارزشی است؛ با نسبت­های متفاوتی متمایز می­سازد.

رویکردهای عمدتاً اقتصادی و سیاسی، توسعه را در خوش­بینانه­ترین حالت به امری رشدوار تنزل می­دهد. چنین رویکردی به ویژه در فرآیند مدرنیزاسیون و در تاریخ فرهنگ و نظام برنامه­ریزی رشد و توسعه­ ایران امری برجسته و محوری است. برعکس، در جوامع توسعه­ یافته رویکردهای منفی در خصوص اقتصاد محوری توسعه با تعبیرات حتی تندتری نسبت به اقتصاددانان مطرح است. بنابر گفته مشهوری
«اقتصاددانان دو دسته­اند: آن­هائی­که اصولاً نادانند. آن­هائی­که از نادانی خود بی­خبرند»(مایر و دیگری، 1368: 487). شوماخر نیز تصریح می­نماید: «توسعه با کالاهای­ مادی آغاز نمی­شود؛ با آدمیان و تربیت آن­ها، با سازمان و انضباط آغاز می­شود. بدون این سه، همه منابع پنهان و دست ­نخورده و بلا مصرف باقی می­مانند»(شوماخر، ­1372: ­131). امنیت بایستۀ توسعه، اگرچه قابل استنباط از مفاهیم سازمان و انضباط است؛ اما به دلیل اهمیت آن، باید هم­چون تکمله­ای بر سه­گانه مورد اشاره شوماخر افزود. سلامت امنیت نیز رهین توأمانی آن با آزادی است. آغاز توسعه که به واقع مترادف با آدمیان و تربیت آن­ها است، آغازی زبانی خواهد بود. این آغاز، با "زبان­مادری" برای هر انسانی؛ اصیل، طبیعی، خلاق و بنیادین خواهد بود.

 

چارچوب نظری

پژوهشگر و نگارنده این سطور، با تلقی زبان هم­چون انسانیتِ انسان، در هم­آوائی با ادگار مورن،  زبان را مترادف انسان و به عبارتی دیگر انسان را مترادف زبان گرفته است. مورن به روشنی بیان می­دارد که «این زبان است که انسان را به وجود آورد، و نه انسان زبان را، ولی به شرط آن که اضافه کنیم که هومنین زبان را خلق کرد. پس زبان تنها ابزار ارتباط و به ­طور کلی سازمان پیچیدۀ جامعه نیست. بلکه به بنیان فرهنگی هم تبدیل شده است که حامل مجموعه دانائی­ها و مهارت­های جامعه است. از این زمان به بعد هستۀ فرهنگی ادغام شده در نظام اجتماعی شکل می­گیرد»(مورن، 1370: 79).

هایدگر، زبان را "خانه­هستی" دانسته؛ و برخلاف پندار معمول میانۀ خواص و عوام معتقد است که «زبان ابزاری در اختیار ما نیست. رویدادِ از آنِ خودکننده­ای است که امکان­های عالی وجود انسانی را پیش می­کشد. زبان نه ابداع ما، بل رویدادِ از آنِ خودکننده­ای است. انسان از راه زبان آزادی­ای را تجربه می­کند که بر حیوانات ناشناخته است. [...] مهم­ترین کارکرد آن رابطه­اش با هستی است. این که زبان هم­چون ابزار، کارهائی می­کند واقعیت دارد، اما این نقش اصلی زبان نیست. ما با زبان زندگی می­کنیم. [...] در زبان اقامت داریم و هستیم. ما از راه زبان ساخته می­شویم»(احمدی، 1381: 725). پژوهشگر و نگارنده این سطور، آن چه بر تلقی هایدگر از زبان (خانه ­هستی) باید افزاید این است که؛ "زبان­مادری" خاک، آب و هوا، اجاق، نان و نمک این خانه؛ و البته روح و جان آن است. باچنین دریافتی از زبان، توسعه و هر امر دیگری­که در"زبانخانه" و از طریق زبان اتفاق می­افتد؛ بدون زبان ­مادری، فاقد ملزومات طبیعی حیات خواهد بود. پس برای هر انسانی، زبان ­مادری، خانه و بنیادی طبیعی است. توسعه و بنیاد انسانی آن نیز در "زبانخانه­ مادری" اتفاقی اصیل، خلاق و شاعرانه به مفهوم هایدگری کلمه خواهد بود. اقامت در زبان، در وجه "زیستنی ­واقعی ­در آن" مستلزم آموزش و تربیتی مبتنی بر "زبانخانه­ مادری" است. تحقق چنین امری، "رویدادِ از آنِ­ خودکننده­ای" است که "امکان­های عالی وجود انسانی" را پیش کشیده و ساخت انسان و جامعه را بازی خواهد کرد. این بازی، "بازی گوهر زبان" با انسان است. این بازی، جهت حفظ حیات خود، نیازمند "بازارهای ­زبانی" رسمی و غیر رسمی امنی، توأم با آزادی است.

"بازار زبانی" از مفاهیم بنیادین نظریه جامعه­شناختی پیر بوردیو است. وی برای روابط زبانی در دوران معاصر با تعریفی فرامحلی به جای میدان (های)­ زبانی و ... استعارۀ بازار زبانی را به کار می­بندد. «بازار زبانی واحد، به واسطۀ میدان­ها و نهادهای فراگیری از قبیل آموزش­ و پرورش­ رسمی، رسانه­های جمعی و غیره به وجود می­آید. و زبانی مناسب  Properو یا نرمال را ارتقاء می­دهد که در راه مبارزه برای سرمایۀ فرهنگی، اقتصادی­ و اجتماعی گفتمان­های ­ارزش­مندی محسوب می­شوند»(خوش­آمدی، 1388: ­176). مفهوم بازار زبانی، مفاهیم چندی را تداعی می­نماید: تولید، عرضه و تقاضا، داد و ستد، قیمت؛ و عموماً مدارا و انعطاف، از جمله اهم آن­هاست که در شکل­دهی فضای بازی­های ­زبانی نقش ویژه­ای ایفا می­نمایند. به نظر بوردیو «کنش­های­ زبانی در دل تنظیمات بازار عمل می­کنند. در واقع روش­های گوناگون صحبت کردن در بازار زبانی، ارزش مبتنی بر مقتضیات بازار زبانی را به عنوان پیش­فرض می­پذیرند. بر همین مبنا زبان حاکم و مسلط، به سرمایۀ ممتازی بدل می­شود که برای گوینده سود و مشروعیت به همراه می­آورد و این زبان مشروع به مثابه سرمایۀ زبانی واجد طبقه­بندی­ها و ارزش­گذاری­های خود سرانه­ای است­که ارزش و تمنیات گروه­های ممتاز را القاء می­کند. رابطۀ میان گفتمان حاکم [با مشروعیت ملی] و گفتمان زیر سلطه (که مختص وضعیت خاصی است) از جنس همان مبارزۀ رقابت­آمیزی است که سایر محصولات فرهنگی را نیز در برمی­گیرد»(همان: 177).

"بازارهای ­زبانی" درون­ فرهنگی و میان ­فرهنگی، بازی توسعه را با امکان­های اقتباس و اخذ گسترده­ای مواجه می­سازد. هر انتخاب درتلاقی با گوهر "زبان ­مادری" هرملتی، هستی بدیعی پیدا خواهد نمود. کمتر اتفاق می­افتد که مفهوم و قلمرو سیاسی ملت، منطبق با مفهوم و قلمرو فرهنگی و زبانی آن باشد؛ لذا عموماً توسعه در سطح ملی، قلمروهای فرهنگی و زبانی (بازارهای ­زبانی) متکثری دارد؛ سطوح جغرافیائی و زبانی منطقه­ای؛ روایت ­کلان و یک دست توسعه به مفهوم مدرن را شعبه ­شعبه خواهد نمود. این شعبه ­شعبه ­بودگی توسعه، حتی می­تواند بنیادی لهجه­ای از یک زبان داشته باشد؛ لذا از برنامه­ریزی آموزشی مبتنی بر تفاوت­های لهجه­ای در یک جامعه متکثر نیز سخن رفته است و می­رود.

تکثر حاصل از مکانیسم کثیر بازارهای ­زبانی، تداعی­گر "روایت ­خرد" در پست­مدرنیته است. تداعی­های دیگری از این سنخ در دو حوزه معرفتی پست­مدرن و نظریه ماکس­ وبر؛ راهنمون حدسی مبنی بر همخوانی مؤلفه­های ­زبانی توسعه­ ژاپنی (به سیاق ­ژاپن)، با مؤلفه­های­زبانی پست­مدرنیته، و نظریه ماکس­وبر (اخلاق پروتستانی و روح سرمایه­داری) شد؛ این شگرف­یابی Serendipity (به تعبیر مرتن)، منجر به بازسازی داده­ها [2]Reconsttruction of Data شد؛ لذا تست مقدماتی همخوانی گفتمان­های مورد بحث را بایسته گشته و مسیری جدید در طراحی چارچوب نظری و اهداف پژوهشی گشوده شد. چنین امری دقیقاً فازی از مراحل و حلقه­های زایشی در پژوهش­های مبتنی بر طراحی زایشی است.

 

روش­شناسی پژهش

بنیاد معرفتی­ـ روش­شناختی این پژوهش، مبتنی بر طراحی ­زایشی است. خمیره ایده­ائی این سیاق از پژوهش، در فرایندی از بازی پدیدار گشته، و برحسب اتفاقات و پیشامدها با منطقی از روش ­ناگرائی، خود را شکل می­دهد. نمونه­ای از این شکل­یابی، بازسازی داده­ها بر اساس اطلاعات به دست آمده در فرایند پژوهش است. البته این شکل­یابی امری مغایر با طرح­های ­پژوهشی برنامه­ریزی شده دقیق مدرن است. اعمال­ زمان­بندی و رعایت آن نیز در چنین پژوهش­هائی دشوار و ناممکن است. "بر ضد روش (نظریه آنارشیستی معرفت)" (1975)، اثر پاول ­فایرابند، نمونه مشهوری از این نوع پژوهش­ها است.    

این پژوهش در ابعاد نظری و تحلیلی، روشی ترکیبی از بررسی­های ­تاریخی، جامعه­ـ زبانشناختی دارد. فن جمع­آوری داده­ها، تکنیک کتابخانه­ای است. در کنار منابع متعددی که مورد کنکاش قرار گرفته است؛ دو اثر و منبع دست اول، یعنی "ترقی ژاپن" Made in Japan (1987)، اثر آکیو موریتا (یکی از دو بنیان­گذار، معمار و طراح­ توسعه ­سونی) و "هوندا: داستان کامیابی مدیریت ژاپنی در آمریکا"Honda: An American Success Story (1988)، اثر رابرت ال. شوک (که حاصل پژوهشی میدانی برای شناخت فلسفه و فرهنگ سازمانی و اصول هوندا است) به عنوان منابع معتبر، با ویژگی "روائی" Validity (میزان دقت توصیفی) مورد کنکاش و واکاوی و استناد قرار گرفته است.

دو شرکت موفق "سونی" و "هوندا" (با قابلیت تحدید و تدقیق­سازی میدان پژوهش) به شیوه تصمیم­گیرانه، به عنوان نمونه­های (در حد فاصل نمونه و نمونه تیپ[3]) مورد استنادی، در بخشی از مطالعه انتخاب و به ­کار بسته شد. ازآن جائی که «هر نمونه باید دارای صفاتی چون نمایا و معرف­بودن و تعمیم­پذیری Generalizability باشد»(ساروخانی، ­1373: ­157)؛ لذا این پژوهش با انتخاب دو شرکت یاد شده، که به نوعی در گسترۀ جامعه بین­الملل نیز میانه عوام و خواص هم­چون نمونه­هائی معرف کل (ژاپن) هستند؛ قابلیت تعمیم­پذیری نتایج حاصل را به میزان خیلی­ زیاد فراتر برده است. با توجه به چارچوب نظری پژوهش، ابزارهای مطالعاتی و نمونه­های انتخابی؛ به نظر می­رسد، با تکرار عملیات تحقیق، نتایجی مشابه حاصل خواهد شد (پایائی Reliability: میزان تکرارپذیری یافته­ها و نتایج حاصله).

طرح مسئله، مشاهده، توصیف، پردازش داده­ها، تحلیل، تفسیر و تأویل یافته اموری ارزشی بوده و لذا از منظری «تفکیک پژوهشگر از پژوهش شده و گفتمان پژوهشگر از گفتمان پژوهش شده غیر ممکن» (ژو، ­1394: ­75)، است. هر قدر هم پژوهشگر مصمم در امر اپوخه نمودن (میان پرانتز گذاشتن ارزش­ها و ذهنیت خود) باشد؛ باز احتمال سویافتگی هم­چنان باقی است؛ و مهم­تر آن ­که استقراء تامی وجود نداشته؛ و از مقدمات و شواهدی یکسان تحلیل­ها و تأویلاتی متکثر نیز می­توان انتظار داشت؛ لذا طرح و انتظار "پایائی" و "روائی"، در پژوهش­هائی از نوع پژوهش حاضر، با تلقی پوزیتیویستی آن دو فرق دارد. نتیجه آن ­که، علی­رغم محدودیت­های معرفتی و روش­شناختی یاد شده؛ هم­چنان به نظر می­رسد دو اثر فوق­الذکر، در کنار دیگر آثار مورد استناد، عناصر مفیدی با ویژگی­های پایائی و روائی، برای طرح کلیاتی از جامعه / زبان­نگاری ژاپن و تحلیل بازی­های توسعه در زبانخانه ­ژاپنی، فراهم ساخته است.

حفظ وحدت سیاق ­نگارش، تلخیص و تغییراتی در شیوه بیان و املای مواد اخذ شده از منابع معرفی شده را، ضروری نمود. حذف­ها و افزوده­ها نیز در داخل قلاب [ ] معین است.

طرح پرسش­های مطالعاتی و کنکاش­های پاسخ­شناختی

1. مؤلفه­های اساسی زمینهContext بازی­های زبانی توسعه ژاپنی(به سیاق ژاپن) کدامند؟

در بررسی زمینه ­Context بازی­های ­زبانی توسعه ژاپن، علاوه بر مؤلفه­های داخلی (درون فرهنگی)، مؤلفه­های برون ­فرهنگی نیز در دوسطح بازارهای ­زبانی درون­ قاره­ای یا پیرامونی، و بازارهای ­زبانی برون ­قاره­ای قابل تشخیص است؛ که بازی­های­ زبانی­ ژاپن در اخذ و تعامل با آن بازارها هویتی کسب نموده است. این هویت، هر امری از جمله "بازی ­توسعه" را متأثر ساخته است.

«مردم ژاپن ملتی انزواطلب شناخته شده­اند؛ موقعیت جغرافیائی کشور، ویژگی­های قومی و نژادی و حتی زبان در این پدیده تأثیر داشته است. این کشور در دوره­های مختلف مورد هجوم سایر ملل قرار نگرفته، جز جنگ­ جهانی ­دوم که به اشغال امریکا در آمد؛ البته این امر تأثیری بر ترکیب فرهنگی مردم نداشت»(فهیمی­فر، 1379: ­146). پس از اصلاحات میجی(1868)، تا دوره معاصر ارتباط ژاپن با همسایه­های آسیائی نیز به دلیل اتخاذ رویکرد غربی چندان اهمیتی نداشته؛ اما با این ­همه از دیرباز بخشی از بنیان­های زبانی ژاپن، ساخته و پرداخته بازارهای­ زبانی درون ­قاره­ای (شینتوئیسم، بودیسم و کنفوسیوسیزم) بوده است. این سه­گانه معرفتی، بعلاوه تأثرات ژاپن از زبان ­تورکی، رهاورد بازی­های ­زبانی میان­ فرهنگی داخل­ قاره­ای است؛ که با حفظ رنگ و بوی خود در هویت ژاپنی؛ «ازخانوار گرفته تا مدیریت یک موسسه کوچک، اداره کشور و نظام تأثیرگذار بوده­ و به افراد در محیط­های اقتصادی و اجتماعی، خصایصی بخشیده که به عنوان خصوصیات ویژه ژاپنی­ها معروف می­باشند. هماهنگی، اتفاق نظر و همکاری بالا، حفظ رفتارهای مصرفی توام با پس­انداز بالا، توجه به منافع جمعی به جای منافع شخصی، جامعه­ای یک­دست به لحاظ زبان، نژاد و ایدئولوژی، هماهنگی و وحدت ­ملی در کل جامعه، هماهنگی بین ارز­ش­های سنتی و اهداف توسعه؛ برخی از این خصوصیات می­باشد، که [در کنار اخلاق مصلحتی، به سهم خود] مردم ژاپن را به وجدان ­کاری در سطح بالا و بهره­وری پیشرفته در کلیه عرصه­های کار و زندگی سوق داده است»(همان: ­145). در پی اصلاحات میجی فراز دیگری از بازی­های ­زبانی ­ژاپن، در تعامل ­با فرهنگ­های برون ­قاره­ای (بازارهای­ زبانی فرانسوی، انگلیسی، آلمانی ­و آمریکائی) پدیدار گشت.

اصلاحات میجی (آوریل 1868) اصلاحی از بالا، با اصول پنج­گانه به شرح زیر بود: «1. سیاست دولت بر مبنای مشورت نهاده شود، 2. مردم در ابراز خواست­های خود آزادند؛ طبقات بالا و پائین در دنبال کردن سیاست ملی باید دارای یک روح و قلب باشند، 3. منافع ملی بالاتر از همه چیز خواهد بود. در نتیجه تاجران و روستائیان باید جایگاه خود را باز یابند، 4. عادات زشت گذشته باید منسوخ شده و شیوه­های مترقی اخذ شود، 5. مردم در جستجوی دانش در سراسر جهان باشند»(مطیع، 1378: 119). پیداست که، اصلاحات میجی عناصر جدیدی بر بازی­های ­زبانی ­ژاپنی افزود. موارد پنج­گانه فوق را در مقولات پیشنهادی زیر می­توان کدبندی نمود: سیاست مشورتی دولت، آزادی، گروه­گرائی در پرتو منافع ملی، ارزیابی انتقادی فرهنگ ملی در راستای گفتمان توسعه، و یادگیری مبتنی بر تعاملات فراملی. 

توسعه هم ­چون "خروجی ­از لفاف ­سنتی ­گذشته" است؛ در اصول پنج­گانه فوق­­الذکر عزم چنین خروجی مشهود می­باشد. این خروج در مسیر بازبودگی و گشودگی ژاپن، نسبت به اخذ بازی­­های­زبانی (دانش) فراملی بود؛ بی ­آن که رهاورد خودباختگی داشته باشد. با این گشودگی، فرستادگانی برای شناخت و اقتباس به غرب اعزام شدند. ژاپنی­ها «با تقلید از نظام جنگی فرانسویان و نیروی دریائی و شکل ظاهری نظام پارلمانی انگلیس شروع کردند. پیروزی آلمان در سال 1870 بر فرانسه سبب شد تا نخبگان ژاپنی سرمشق پروسی را بر فرانسوی ترجیح دهند. اما بسیاری از اندیشه­های فرانسوی را نیز جذب کردند. در واقع آلمان در این دوران بزرگ­ترین نفوذ را بر ژاپن داشت و امروز در ژاپن هزاران کلمه وجود دارد که از ریشه آلمانی اخذ شده است. اگرچه به نظر می­رسد که عامه مردم ژاپن، امریکائیان را بیش از سایر خارجیان دوست دارند ولی روشنفکران ژاپنی هنوز آلمانی­ها را ستایش می­کنند»(همان: 38). 

بازی ­زبانی ­ژاپن، در اندک مدتی "بازارهای ­زبانی" بدیع، توان­مند و گسترده­ای فرا روی خود گشود. کنش هوش­مندانه اخذ و اقتباس از بازارهای ­زبانی فرا قاره­ای و درون ­قاره­ای، با پویائی ویژه، مویدی است براین­ که این ملت می­داند درجریان عرضه و تقاضا چه می­خواهد، تاچه اندازه می­خواهد؛ لذا توانسته تعادلی میانه اقتباس از غرب و اخذ از بازارهای ­زبانی همسایگان نزدیک در بستری از هویت ملی داشته باشد[4]. در فرایند مدرنیزاسیون «نفوذ علوم غربی با نحوه تفکر سنتی ژاپن که اساساً از فرهنگ چینی اقتباس شده بود، در تضاد بود، اما از طرف دیگر شکست چین از غرب، تفکر چین­گرایانه را در میان روشنفکران این عصر تضعیف می­نمود. از این­ رو مکتب آموزش ملی یا  Kokutaiبازگشت به آئین کهن ژاپن یعنی مذهب "شینتو" را محور اندیشه­های خود قرار داد. نوعی ناسیونالیسم که نسبت به افکار غربی نیز بی­توجه نبود، [با شعار"روح ­ژاپنی­ـ­ آموزش ­غربی"] جایگزین "روح ­ژاپنی­ـ آموزش ­چینی" شد» (همان: 43). ژاپن با این هویت ملی جدید در مواجهه با نفوذ غرب، توانست «پایه­های اعتماد مردم را نسبت به اندیشه ملی تقویت کند. گرایش به مکتب آموزش ملی و تجدید حیات "شینتو" پاسخی به این نیاز بود. آئین شینتو با تکیه بر دو اصل "الوهیت سرزمین" و "الوهیت امپراتور"، اصول اعتقاد ویژه­ای ارائه نمود که موجبات وحدت و یکپارچگی ملی را فراهم کرد. با محور قرار گرفتن امپراتور به عنوان سمبل وحدت و پرستش سرزمین، نخبگان تجددطلب توانستند از بروز بسیاری از بحران­های سیاسی جلوگیری نمایند؛ بحران­هائی که می­توانست جامعه را به رکود بکشاند و موجب تقلید صرف از غرب شود»(همان: 42). 

برآیند تعامل ژاپن در هر دو "بازارهای درون ­قاره­ای و فرا قاره­ای"؛ شکل­گیری هویتی وطنی با ویژگی مدرن و بلوغ ­یافتگی انتخاب­گر است. نتیجه روشن این امر، اصول چهارگانه اندیشه و سیاست­های اقتصادی ژاپن است: «واردات مواد خام ازخارج، تولید کالا درمحل (وطن)، مصرف کالای­ محلی (وطنی)، و صادرات کالای­ محلی (وطنی)»(نقی­زاده، 1366: 193). از این ­روی «اقتصاد ژاپن، به دوچرخه­ای می­ماند (چرخی واردات مواد خام، چرخ دیگر تولید و صادرات کالای­ ژاپنی) که در اثر کوچک­ترین غفلتی در رکاب زدن و عدم به حرکت در آوردن دو چرخ مزبور، دچار تزلزل و احیاناً سرنگونی خواهد گردید»(همان: 45-44). سیر این دوچرخه، در بستری از "تصادف و شانس" خواهد بود. تصادف و پیشامد، یکی از مؤلفه­های اساسی بازی­های ­زبانی ­ژاپنی است. به نظر می­رسد منبع معرفتی این ویژگی، رهین تعامل ژاپن با بازارهای زبانی چینی است. یی­چینگ (کتاب تقدیرات ­چینی)، فالنامه یا کتاب ­مقدس، با قدمتی بیش از 4000 سال، یکی از مؤلفه­­های معرفتی بازی­های ­زبانی چینی است؛ که ملل دیگری، ازجمله ژاپن را نیز متأثر ساخته است. یونگ، در پیشگفتاری بر این کتاب می­نویسد: «ذهنیت چینی، بدان گونه که من آن را ضمن کار بر "یی­چینگ" دریافته­ام، به طور گسترده­ای با وجه تصادفی رویدادها در ارتباط است. آن چه را ما تصادف می­نامیم، مرکز توجه این ذهنیت است، و آن چیزی را که ما به عنوان قانون علیت تقدیس می­کنیم، تقریباً بی ­آن که مورد توجه قرار دهد، نادیده می­گیرد»(یونگ، ­1362: ­­10).

یکی از نمودهای تقابل "علیت ­غربی" و "تصادف ­شرقی"؛ بازی (فردی / گروهی) پاشینکو است. این بازی اگرچه شباهتی با بیلیارد غربی دارد اما تفاوت­های مهمی نیز با آن دارد که مبتنی بر تفاوت­های فرهنگی میانه دو جامعه است. «بازیکن غربی، پس از پرتاب گوی (با ضربه­هائی به دستگاه) بیش از هر چیز در پی اصلاح تدریجی مسیر حرکت و پائین آمدن توپ است؛ در حالی ­که برای بازیکن ژاپنی همه چیز در ضربه اول خلاصه می­شود، همه چیز به نیروئی بستگی دارد که دست، به اهرم وارد می­کند؛ در این جا مهارت جنبه بلا فصل و فوری و قطعی دارد، همه توانائی بازیکن در همین ضربه خلاصه می­شود که نمی­تواند دست تصادف را جز پیشاپیش و در یک ضربه اصلاح کند؛ [...] [برخلاف بیلیارد، بازیکن ژاپنی] نمی­تواند گوی را هدایت­کند، تنها حرکتی وارد می­کند و سپس به مشاهده­گر بدل می­شود»(بارت / ت: فکوهی، ­1384: ­53). روح بینش مبتنی بر"تصادف"، بازی­های ­زبانی ­ژاپنی را به معنی اعم کلمه ساخت داده است؛ به­ طوری که رد پای "تصادف" در عرصه­های زندگی، کار و اوقات­ فراغت و ... قابل ردیابی است. عرصه­های کار و اوقات ­فراغت، با عنصر مشترک دیگری (تفریح) نیز در پیوندی معنی­دار است. این مقولات (تصادف و تفریح) تبیین پست­مدرن بازی­های ­زبانی شرقی را کارآمدتر می­نماید.

تصادف­ باوری مترادف تقدیرگرائی است؛ در باور عموم این دو کارکردی منفی در، کوشائی و توسعه دارند؛ اما ماکس­وبر در، اخلاق ­پروتستانی و روح ­سرمایه­داری، نشان می­دهد که تقدیرگرائی­ کالونیسم کارکرد مثبتی درپدیداری سرمایه­داری داشته است. آنتونی ­گیدنز در تشریح این نقش می­گوید: طبق آموزۀ تقدیر «فقط بعضی از افراد برای نجات از لعنت برگزیده شده­اند، این گزینش از پیش توسط خدا مقدر گردیده است. اگرچه خود کالون می­توانست از رستگاری خویش به عنوان وسیلۀ نبوت الهی مطمئن باشد، اما هیچ ­یک از پیروان او نمی­توانستند چنین یقینی را حاصل کنند. وبر این وضع را چنین تفسیر می­کند: این آموزه به واسطۀ خصلت به غایت غیر انسانی آن باید قبل از هر چیز یک نتیجه برای نسلی که تسلیم استحکام فوق­العاده آن شد در بر می­داشت: احساس بی­سابقه تنهائی درونی فرد. به عقیده وبر، روح سرمایه­­داری از همین عذاب زاده شد. در زمینه مذهبی دو نتیجه حاصل گردید: فرد باید خود را برگزیده تلقی می­کرد، زیرا عدم یقین نشانۀ ایمان ناقص بود؛ وسیلۀ اثبات این یقین اعمال ­نیک در فعالیت دنیوی بود. توفیق در یک شغل نهایتاً به عنوان نشانه، و نه وسیلۀ برگزیدگی محسوب گردید. انباشت ثروت مادام که با فعالیت هوشیارانه و مجدانه در یک حرفه همراه بود اخلاقاً مجاز دانسته می­شد؛ ثروت فقط در صورتی محکوم بود که در خدمت یک زندگی توأم با تن ­آسائی، تحمل، و ترضیۀ نفس باشد»(وبر، 1373: 7­ـ­6).

برداشت فوق از "تقدیر"، و کارکرد مثبت آن درپدیداری توسعه و سرمایه­داری ­غرب، در پرتو مفهومی از "بازی­های ­زبانی"، قابل فهم و درک است؛ چرا که هم چنان­که گفته شد انواع بی­شماری از "بازی­ها"وجود دارد. نتیجه آن­ که انواعی از "بازی­های­ تقدیرگرائی"وجود دارد، نوعی از آن می­تواند منجر به "عدم توسعه" و سنخی دیگر از آن می­تواند به "توسعه" منجر گردد و یا سهمی در آن داشته باشد.

  از دیگر مولفه­های اساسی بازی­های ­زبانی توسعه ژاپنی، جمع­گرائی خاص ژاپنی است.  برخلاف بازی­های­ زبانی غربی، در ژاپن «جامعه همانند یک خانواده و یا یک شرکت سهامی اداره ­می­گردد. به همین دلیل ژاپنی در برخورد با خارجیان ابتدا به فکر کشور و در برخورد با هموطن از گروه دیگر، به فکر گروه وابسته به خود می­باشد»(فهیمی­فر، 1379: 147). در این فرهنگ «فردگرائی به خودبینی و جدا شدن از دیگران و به افرادی اطلاق می­شود که منافع خود را به کار کردن برای آسایش دیگران ترجیح می­دهند. بنابراین خودخواهی و گرایش به فردگرائی سبب تضعیف گروه می­شود، و افراد تنها موقعی بهرۀ بیشتری به ­دست می­آورند که گروه را کاراتر سازند»(ریتزر، 1374: ­271). طبق سیستم ویژه توزیع وظیفه درمدیریت ژاپنی «پاره­ای از وظایف مدیریتی به تمام کارگران واگذار می­شود. درمحل­ کار نیز، نیازکمتری به سرپرستی از نزدیک احساس می­شود. دستورالعمل­ها عموماً گنگ و نامفهوم هستند، و از کارگران انتظار می­رود، بدون نظارت و راهنمائی مدیریت از قوه ابتکار خود بهره بگیرند. درچنین جائی، این شرایط است که تصمیم می­گیرد چه عملی باید انجام بگیرد و نه مدیر»(همان: 278). چنین مدیریتی، با ویژگی تمرکز باختگی مثبت و به­ کارا[5]، قابل مقایسه با سازمان سفره و تغذیه ژاپنی است. «هیچ غذای ژاپنی مرکزی ندارد (در حالی­که مرکز غذا در نزد ما از خلال مناسکی رخ می­نماید که شامل نظم دادن به ترتیب صرف غذا و به آراستن و حاشیه­گذاری بر غذای اصلی درون بشقاب است)؛ همه چیز در این غذاها آرایشی است بر آرایشی دیگر؛ و نخست ازآن­ رو که بر روی میز و سینی غذا، هیچ چیز جز جمعی از پاره­ها نیستند، هیچ نظم خاص و اولویتی برای صرف آن­ها وجود ندارد؛ خوردن غذا به هیچ ­رو تبعیت از یک فهرست و ترتیب (با یک خط سیر) نیست، بلکه صرفاً به معنای برداشت­هائی کوچک با نوک چوبک­ها، از این و آن رنگ، از این و آن پاره، بر اساس نوعی الهام است ­که در طول فرایندی آرام هم چون جریان جدا افتاده و غیر مستقیم یک گفتگو (که می­تواند بسیار پر سکوت باشد) تبلور می­یابد، و هم چنین از آن رو که این غذا و همین اصالتش را می­سازد درون ظرف یگانه­ای از زمان، زمان ­ساختن و زمان ­مصرف خود را به هم می­پیوندد»(بارت / ت: فکوهی، 1384: ­44–­43)؛ لذا «غذاهای­ ژاپنی کمتر آشپزی می­شوند، بیشتر به صورتی طبیعی بر سر میز می­آیند [...] در حقیقت تمام فرایند شدن غذاها در ترکیب آن­هاست و این ترکیب با برداشت­های پی ­در  پی فرد شکل می­گیرد؛ او خود غذائی می­سازدکه آن را صرف می­کند»(همان: 31). این امر می­تواند، نمودی از حضور فردیت خاص ژاپنی با جمع­گرائی و مشارکت­پذیری ویژه افراد و امور باشد؛ که از آن می­توان تحت عنوان تعامل جمع­گرائی ژاپنی با فردیت وی یاد کرد. 

بر خلاف ژاپن، شرکت­های­ غربی در گزارشات خود به سهام­داران، شرکت خود را "شرکت شما" می­نامند؛ «وقتی ژاپنی می­گوید: "شرکت من" مقصودش شرکتی است که در آن کار می­کند. هر فردی شرکتی را که در آن کار می­کند، متعلق به خود می­داند؛ لذا منطقی­تر خواهد بود که از شرکت­های ­ژاپنی به عنوان "واحدهای ­جمعی ­کارکنان" نام ببریم»(دُرداری، 1373: ­37). تصمیم­گیری نیز با موافقت عمومی است. «رضایت کلیه اعضا در تصمیم­گیری نهائی لازم بوده و به همین دلیل هر یک از پرسنل اهداف و نیات خود را با دیگران در میان می­گذارد و تا حدودی که منابع اطلاعاتی و سازمانی اجازه می­دهد آن را مورد بحث قرار می­دهد و در نهایت کلیه اعضا بین خود یک فرایند تبادل اطلاعاتی را صورت می­دهند که در هویت بخشیدن و ارج نهادن به کار افراد تأثیر فوق­العاده­ای دارد. در کل، شرکت­ها و مدیران ژاپنی جهت رسیدن به توافق جمعی، انرژی و دقت زیادی صرف می­نمایند»(فهیمی­فر، 1379: 146). 

ساختار پویای شرکت­های­ ژاپنی، که برآمده از فرهنگ­ ژاپنی است، در چرخه تعاملات متقابل فضای کاری و جامعه، منشاء کارکردهای تنظیم­بخشی نیز در جهت نظارت اجتماعی بوده است. این«تأثیر خود را در خانواده­های­ کارکنان­ شرکت­ها و نهایتاً در بافت کلی اندام­های جامعه­ شهری ژاپن بسط داده است. پژوهشگران معتقدند که پائین بودن میزان جرائم در ژاپن به خاطر همین ساختار خاص شرکت­های­ ژاپنی است. مثلاً اگر یک­کارگر متوسط به هرعلتی توسط پلیس دستگیر شود، آن ­قدرکه از مطلع­شدن همکاران خود ترس دارد، از تنبیه قانون نمی­ترسد. بدین ترتیب نقش شرکت ­ژاپنی در این مورد، بسیار شبیه نقش جامعۀ سنتی در نگاه­داری نظم اجتماعی است»(دُرداری، ­1373: ­181). این نظم سنتی فراهم آمده از حرف مردم و نگاه مردم است (به تعبیر خودمان نیز در دروازه را می­توان ­بست؛ اما دهن مردم را نمی­توان ­بست)؛ همین ناتوانی، مکانیسم کنترل اجتماعی غیر رسمی در جوامع سنتی و اجتماعات کوچک را بیان می­نماید. تنظیمات اجتماعی غیر رسمی در ژاپن، یکی از تفاوت­های عمده بین جامعه امریکائی و ژاپنی است. آکیو موریتا (ازبنیان­گذاران­ سونی) با اشاره به مقاله جان­اوپل (جامعۀ منازعه­جوی ­ما)، از شرکت آی­بی­ام، در خصوص آن جامعه تأکید می­نمایدکه، «من نخستین کسی نبودم که فکرکرده­ام، وکلای دعاوی و رویۀ مرافعه­جوئی مانع­های عمده و گاه بدتر، برای تجارت شده­اند»(موریتا، ­1374: ­277). در چنین وضعیتی «تجارت پیشگان امریکائی طبیعی می­دانند که همیشه نگران پشت ­سر خود باشند که مگر کسی دعوای حقوقی علیه آن­ها اقامه کند. آنان به جای آن که پیش ­رو را ببینند و به آیندۀ دور بنگرند، باید همواره پشت­ سر خود را بپایند تا کسی به آن­ها حمله نیاورد. ورود و دخالت وکلای ­دعاوی و اندیشه و نگرانی از قانون در این همه سطوح تجارت ­امریکائی، با شیوه و فلسفۀ مدیریت ژاپنی تعارض دارد» (همان: 276). وی با مقایسه فراوانی متفاوت فارغ­التحصیلان وکلای­ دعاوی در امریکا و ژاپن، ترجیح ژاپن به پرورش مهندس به جای وکیل را با نسبت­ دو برابر بیش از امریکا؛ امری مؤثر در وجود فضای بی­مناقشه یا کم­مناقشه ژاپن می­داند؛ به­ طوری ­که در صورت بروز اختلافات میان شرکت­­های­ ژاپنی، با توسل به بازی­های­­ زبانی غیررسمی " حکمیت­ رفع و رجوع"، مناقشات فیصله می­یابند. قلت وکلای دعاوی سبب گشته که، دادگاه­های ژاپن «از انبوه پرونده­های قضائی که به سر رساندن آن­ها بخشی از کار این شمار اندک وکلاست و سال­ها طول می­کشد تا فیصله بیابد، انباشته است [که البته] این وضع از مرافعه­جوئی­های نسنجیده جلو می­گیرد؛ چرا که مردم می­دانند اگر در محکمه طرح دعوا کنند شاید که سال­ها طول بکشد تا قضیه به انجام برسد. از این ­رو، بیشتر مرافعه­های عادی میان مردم و نیز بسیاری دعاوی میان شرکت­ها با حکمیت رفع و رجوع می­شود»(همان: 278). علاوه بر قلت وکلای ­دعاوی، فرهنگ و شیوه بودن ژاپنی نیز بر این امر موثر بوده است. در ژاپن، شیوه «سخن گفتن بسیار مؤدبانه است، الفاظ تند به ­ندرت به­ کار می­رود. فروتنی ظاهری نقابی بر مناعت شدید مردم زده، پرده ­ادب قیافۀ سخت­ترین دشمنی­ها را پنهان داشته است»(دورانت (­1)،­1380: ­979). به تعبیر رولان ­بارت، در ژاپن «ادب نوعی مذهب است، [...] مذهب جای خود را به ادب داده است»(بارت / ­ت: فکوهی، ­1384: ­101). البته، چنین خصلتی در کنار قلت فراوانی تربیت وکیل در ژاپن، به ­طور طبیعی منجر به عدم ترجیح مرافعه­جوئی رسمی در ژاپن خواهد شد.

 بازی­های­ زبانی غیررسمی، همکاری و نیز ویژگی­های مسالمت­جویانه ژاپنی؛ حتی­کنش­های گسسته ­بنیادی چون اعتصاب را نیز جلوۀ منحصر به ­فردی داده است؛ به ­طوری ­که «اعتصابات هم برای زمان معینی برنامه­ریزی می­شود. مثلاً در فصل ­بهار، که موسم اختلافات کارگری است، این اعتصابات صورت می­گیرد. در نتیجه مدیریت­ها می­توانند پیش­بینی­های لازم را در این رابطه به عمل آورده و خسارات مؤسسه را در فصل اعتصابات کارگران به حداقل برسانند. [...] کارگران ژاپنی حتی در مورد اعتصابات و طرح خواسته­های خود نیز، از اصل همکاری و همراهی بامدیریت مؤسسه، چشمپوشی نمی­کنند»(دُرداری، 1373: ­75). این شیوۀ بودن، ریشه در فرهنگ سازمانی«از کارکنان، برای کارکنان، وابستگی و علاقه کارگران به مشاغل خویش»(همان: ­73)، دارد.

 بر خلاف امریکا، روابط دولت و شرکت­ها در ژاپن خصمانه نیست؛ آکیو موریتا می­نویسد: «دولت در حقیقت شریک ما در سونی است بی ­آن که برگی از سهام شرکت را داشته یا مخاطره­ای را پذیرفته باشد. به­ همین قیاس، دولت امریکا هم با شرکت­های امریکائی شریک است. دولت ژاپن بیش از 50 درصد سود ما را (به عنوان مالیات) نصیب خود می­کند و به این اعتبار شریک عمده ماست»(موریتا، 1374: 286). این امر راهنمون برداشتی از تعامل، همکاری و مشارکت در جهت منافع مشترک و دوجانبه است. این اصل مشارکت سبب شده است که برخلاف چین «در سیستم ژاپنی لزوماً نیازی به اصول اخلاقی کار قوی نیست، زیرا وجود همسوئی و هماهنگی منافع دو جانبه، برای انجام مطلوب کار، کفایت می­کند»    (دُرداری، 1373: ­178). البته چنین امری خود ریشه در "اخلاق مصلحتی" دارد. این اخلاق، امری متفاوت از "اخلاق فضیلتی" است. در اخلاق مصلحتی، عمل مبتنی بر مصلحت فاعل است، و سوگیری فرد نسبت به امری، بنیاد فضیلت ­محورانه ندارد. مصلحت افراد نیز در گرو کلیت ارگانیسم اجتماعی است. در یک ارگانیسم (حیوانی / اجتماعی)، هر عضو با همبستگی مبتنی بر تفاوت­های­کارکردی، با دیگر اعضا به پیوندی پویا می­رسد؛ که ضمن رفع نیازهای خود، در رفع نیازهای دیگران نیز به طور متقابل ایفای نقش می­نماید. بازی­های ­زبانی فضیلت ­محورانه، ویژۀ بخش خاصی از افراد جوامع است؛ لذا قابلیت تعمیم آن به سطوح عامه اعضای یک جامعه، ناممکن است؛ پس هر گونه اصرار بر آن، ریا، نفاق و تظاهر را در پی خواهد داشت. تاریخ مشحون از نمونه­های بارزی بر تأئید این امر است. 

با توجه به چارچوب ­نظری معرفی شده و بخشی از مؤلفه­های اساسی زمینه بازی­های­ زبانی توسعه ژاپنی (به سیاق ­ژاپن) که ذکر شد؛ باید تصریح نمود که زبان (فرهنگ، شیوه بودن) در توسعه، نه هم­چون وسیله و ابزار؛ بلکه هم چون"خانه توسعه" است. تکثر این خانه و "بازارهای ­زبانی"، سبب تکثر صورت و محتوای امر توسعه است. این به معنی کثرت و چندگانگی "بازی­های ­زبانی" در وجهی پویا است.

 

2. زبان ­ژاپنی چه ویژگی­های معرفتی دارد؟ این ویژگی­ها چه کارکردی در امر توسعه دارند؟

زبان ­ژاپنی، همانند ­تورکی، بنیادی ­التصاقی دارد. این زبان متأثر از زبان ­چینی است. طرز تفکر آن «با زبان­هائی­چون تورکی، فنلاندی، مغولی ­خویشاوندی»(مالروب، 1386: ­282)­، دارد. بررسی ­ابعاد گرامری، فنوتیکی، اورتوگرافی و میتولوژیکی و ... این خویشاوندی در این مجال نمی­گنجد. پیشتر از قرن 5 ق.م  «نوشتار چینی از طریق متون بودائی»(نودا، 1374: ­20)، اخذ شد؛ که در فرایند آن عناصری از بازارهای زبانی ­­تورکی، اندونزیائی نیز بر معرفت و شیوه بودن ­ژاپنی، تأثیراتی بر جای نهاد. اگر چه زبان ­ژاپنی رویکردی باز، نسبت به بازارهای ­زبانی پیرامونی (درون ­قاره­ای) داشته؛ اما گونه­ای انزواطلبی نیز تا دوره اصلاحات میجی داشته است؛ که بااصلاحات میجی، در رویکردی جدید و بازتر، وارد بازارهای ­زبانی حتی برون قاره­ای شد. در این دوره «زبان­ ژاپنی با وجود حفظ تعصب­آمیز سنت­ها و ویژگی­های خود، از جذب کلیۀ کلمات خارجی مورد نیاز، ابائی ندارد. برخلاف گویشوران عبری کنونی یا عربی، ژاپنی­ها برای تعیین مفاهیم جدید، عملاً هیچ­گونه تمایلی به ساخت کلمات جدید بر اساس ریشه­های ژاپنی ندارند»(مالروب، 1386: ­286). نظام نوشتاری ژاپن، خصلتی ترکیبی دارد، که بازارهای زبانی چینی و تعامل ژاپنی­ها با آن، در شکل­گیری­اش سهم عمده­ای داشته است. «نظام نشانه­گذاری فعلی ژاپنی، آمیزه­ای است از چهار شکل متفاوت: کانجی (علائم اندیشه­نگار)، هیراگانا، کاتاکانا(هجانگار) و رومن (آوانگار)»(نودا، 1374: 20). این عناصر چهار گانه به مرور برای رفع مشکلی ابداع شده­اند؛ که نتیجه آن سبب پیچیدگی زبان ژاپنی شده است. یکی از این پیچیدگی­ها، مربوط به ظرایف تلفظ است. حروف ­کانجی دو تلفظ دارد؛ «تلفظ اصلی چینی و تلفظ دیگر مربوط به معنی و مفهوم آن کلمه و یا ایده به زبان اصلی ژاپنی؛ یک حرف ممکن است چندین نوع تلفظ یا صدا بر اساس موقعیت آن در یک کلمه یا ترکیب با دیگر حروف، در شکل­گیری یک کلمه واحد داشته باشد. بر عکس ممکن است یک تلفظ و یا یک صوت، در مورد کانجی با توجه به موقعیت آن­ها در تشکیل کلمه، به کار گرفته شود»(متوسلی، 1374:  8).

در بیان علت عدم کاربست یکی از نظام­های نگارشی اخذ شده و در نتیجه شکل­گیری خطی ترکیبی از عناصر چهارگانه فوق­الذکر، گفته می­شود که، «نظام­های مربوط به نمایش آوائی زبان ژاپنی مستلزم روی آوردن به یک نظام خطی است که فرایند خواندن را کندتر سازد و به همان قیاس درک متن را به تعویق بیندازد، در حالی­که جهانی بودن علائم اندیشه­نگار به معنای آن است که پس از آن که یکبار به حافظه سپرده شد به محض دیدن شناخته و درک می­شود. ولی تناقض در این­جاست که نتیجۀ استفاده از این چهار نوع نوشتن در هم ادغام شده، افزایش تأثیر و انعطاف­پذیری شیوۀ نوشتن ژاپنی است. پیچیدگی این نظام در واقع نقش یک عامل ساده کننده را دارد»(سوادا، 1366: ­21). به نظر می­رسد به خاطر همین ویژگی یاد شدۀ نظام نوشتار ژاپنی است که گفته می­شود؛ «تنظیم مطلبی به صورت نوشته برای ژاپنیان بسیار دشوار است و به همین سبب تأکید برکلام گفته شده، و تبادل نظرهای حضوری در روابط بازرگانی و حرفه­ای بسیار آسان­تر است و کلام نوشته را برای هنر یا ادبیات می­گذارند. در ژاپن هیچ فعالیتی نیست که جای مبادلۀ عظیم مراسلات دولتی یا خصوصی امریکائی را بگیرد و براستی بسیاری از منشی­های ژاپنی از نوشتن یادداشت خودداری می­کنند»(کان، 1358: ­94).

دشواری زبان ژاپنی، ابعادی گرامری، نوشتاری، تلفظی و لغوی دارد. به مرور این زبان بخشی از دشواری­های خود را تسهیل نموده است؛ از جمله بعد از جنگ­ جهانی ­دوم، از بین بالغ بر 40000 واژگان کانجی ضبط شده در واژه­نامه­های کانجی؛ برای محاورات ­روزمره این تعداد، «به 1850 واژه تقلیل داده شده و تعدادی که برای آموزش­های آکادمیک مجاز شناخته شد، 881 کانجی می­باشد. کانجی­های مجاز برای دوره­های­ آموزشی نه ساله ابتدائی و متوسطه اجباری، که می­بایستی به خاطر سپرده شود، اسامی مکان­ها، واژه­های مخصوص و اصطلاحات مربوط به رشته­های­مختلف دانشگاهی را شامل نمی­شود. دانشجویان رشته­های دانشگاهی و کالج­ها مجبورند کانجی­­های رشته خود را فرا گیرند»(متوسلی، 1374:   9). علی­رغم احتمال پدیداری محدودیت­هائی برای ژاپن و توسعه­ آن، این دشواری­های زبانی، برای ژاپنی­ها بهره­­های آشکاری  داشته است. بهره­برداری خواسته یا ناخواسته ژاپن از دشواری­های زبانی­ـ نوشتاری خود، هم چنان ­که گفته شد؛ غلبه تعامل زبانی شفاهی یا همان "گفتار"  Paroleدر فضای سازمانی ژاپن است. این امر، بنیاد حضور فردیت، و خلاقیت نیروی کار ژاپنی است. «گفتار در مقابل زبان که هم یک نهاد اجتماعی و هم یک نظام ارزشی است، اساساً یک فعل فردی مربوط به انتخاب و فعلیت بخشیدن است؛ گفتار در وهله اول از "ترکیبی که گوینده با استفاده از آن می­تواند از رمز زبان استفاده کند تا اندیشۀ شخصی خویش را بیان کند" (این گفتار بسط یافته را می­توان کلام نامید) و در وهلۀ دوم از "سازوکارهای روانی­ـ جسمانی که به فرد اجازه می­دهد این ترکیب­ها را ظاهر سازد" ساخته شده است. [...] گفتار اساساً یک فعل ترکیبی است که با فعل افراد مرتبط است و نه با صرف آفرینش»(بارت، 1370: 21). تعامل شفاهی و  جایگاه بی­بدیل آن در بازی­های ­زبانی ژاپنی، حتی در بازی­های حسابداری و مالی نیز هم چنان با کاربست چرتکه دستی به چشم می­خورد. در حالی ­که، حسابگرهای دیجیتالی­ ژاپن، دنیا را فتح کرده است؛ «سوروبان یا چرتکه ژاپنی هنوز به منزله یک وسیله شمارش و یک ابزار آموزشی نقشی بی­رقیب دارد. سوروبان در حدود 450 سال پیش از چین به ژاپن راه پیدا کرد. ژاپنی­ها بعداً نوع پیشرفته­تری از آن را ساختند[...] به کودکان در مدرسه­هائی به نام "ترا­ـ کوـ یا" طرز استفاده از چرتکه را می­آموختند و این اغراق نیست اگر گفته شود که "خواندن و نوشتن و حساب" در ژاپن تبدیل به "خواندن و نوشتن و چرتکه انداختن" شده بود»(سوادا، 1366: ­20). جالب آن که اینک، کارخانه­ائی­ که در تولید کامپیوتر فعال است «هر سال یک مسابقه چرتکه­اندازی برای کارمندانش برپا می­کند»(همان).

گونه­شناسی "بازی­های زبان شفاهی ژاپنی" در فضای کار و سازمان:سنت شفاهی بازی­های­ زبانی­ژاپنی، روش­ها و مهارت­های ویژه­ائی را در سازمان­هائی نظیر سونی و هوندا پدیدار ساخته؛[6] و فضای تعامل سازمانی را ساخت داده است. روش ­رینجی، وایگایا، سوکایا؛ عناصری از بازی­های ­زبانی سازمانی در وجه شفاهی است که، هر یک، سهمی در توسعه ­یافتگی سازمان­های ژاپنی داشته­اند. به نظر می­رسد، این مهارت­ها بخشی از کارکردهای مثبت دشواری ساختاری و معرفتی زبان ­ژاپنی است.

Ringi: بنیاد تصمیم­گیری در سازمان­های ژاپنی، روش سنتی سیستم رینجی است که قبل از مدرنیزه شدن صنعت (از اواسط قرن نوزدهم) به کار گرفته می­شد. «رینجی عبارت است از کسب موافقت و تصویب در خصوص یک موضوع پیشنهادی به شکل عمودی یا افقی و ارسال بخشنامه­های مقرراتی به اعضای سازمان. نحوه تصمیم­گیری شامل چهار مرحله پیشنهاد، بخشنامه، تصویب و بایگانی است: در یک بخشنامه، مدیریت میانی اداری، پیشنهاد مطلوبی برای روش­های جدید فروش ارائه می­نماید. کاچو Kacho (مسئول ­بخش) بامسئولان قسمت خود جلسه­ای تشکیل می­دهد. آنان ضمن خلاصه­کردن ارکان عقایدی که در مورد آن­ها موضوع را به بوچو Bucho (رئیس اداره خود) گزارش نموده­اند، با وی مشورت می­کنند. بوچو نیز موافقت می­نماید که پیشنهاد کاچو، یک ایده مطلوب است. در این مرحله، اقداماتی به منظور کسب موافقت عمومی که بسیار وقت­گیر نیز هست آغاز می­گردد. تا این جا یک موافقت عمومی داخلی، در بخش کاچو حاصل شده است. مرحله بعدی توافقی وسیع­تر در سطح اداره است؛ که سعی می­شود از طریق مذاکراتی که توسط بوچو با سایر ادارات مربوطه، به عنوان تبادل رسمی آرا و عقاید صورت می­گیرد، موافقت جمعی درسطح شرکت حاصل شود. در هر اداره، بوچو و یک­کاچو و احتمالاً دو کاکاریچو Kakaricho به عنوان روسای بخش فرعی در این جلسات شرکت می­نمایند. اگر شرکت متشکل از 4 اداره باشد، جمعاً 16 الی 20 عضو در مذاکرات حضور خواهند داشت. چنان چه این هیأت به اظهار نظر متخصصان کارگاه یا کارگاه­های وابسته به شرکت نیاز داشته باشد، مهندسان و گاهی سرکارگران نیز برای حضور درجلسات دعوت می­شوند. رئیس جلسه و همقطاران وی تحت رهبری کاچو ، به­ طور رسمی و غیر رسمی، اداره را مورد بررسی قرار می­دهند تا اسناد مورد نیاز را آماده نمایند. در سیستم رینجی، این هماهنگی قبلی برای عملی ساختن پیشنهادات ضروری می­باشد. تنها چند لحظه­ای پس از جلب موافقت غیر رسمی از یکایک ادارات؛ تدوین بخشنامه یا موافقتنامه به ­طور رسمی آغاز می­شود. این بخشنامه که سند تقاضای رسمی رینگوشو Ringo– sho (اسناد و مدارک) می­باشد، برای تصویب یا تنفیذ پیشنهاد به قسمت مربوطه ارسال می­گردد [...] به منظور اجرای این بخشنامه، جزئیات آن توسط اعضای بخش اصلی تکمیل می­گردد. سرانجام رینگوشو برای صدور مجوز رسمی و تأیید نهائی به هیات عالی تصمیم­گیری ارجاع می­شود»(فهیمی­فر، 1379: 149ـ148). با احتساب مدت زمان اخذ موافقت عمومی در خصوص یک پیشنهاد و زمان لازم جهت اجرای آن، در «مجموع زمان در شرکت­های ژاپنی کوتاه­تر از شرکت­های غربی می­باشد، زیرا در ژاپن پس از تصمیم­گیری و کسب موافقت عمومی، اعتراض و مانعی در اجرا نخواهد بود و از این نظر بالا بودن کارائی مدیریت در ژاپن محرز می­شود و اساساً نیز رشد سریع ژاپن پس از جنگ در نتیجه تصمیم­گیری تحت سیستم رینجی بوده است»(همان: 150ـ149).

ارتباط دوسویه گفت­ و شنود با کارکنان در هوندا، بازی ­زبانی وقفه­ناپذیری است. سخنرانی معارفه و پیش­بازی مدیریت ­عالی برای کارکنان تازه ­وارد، نشست­های ­روزانه برای همه، بی­پرده­گوئی و وایگایا انواعی از بازی­های ­زبانی مؤثر در توسعه هونداست. در سخنرانی پیش­بازی، ارزش فردی تک­ تک کارکنان و تیمی بودن­کار، طرح می­گردد: «ما هرروز درست این جا درمجتمع خودمان مشکل داریم. وقتی ماشینی از کار می­افتد، هیچ کس نمی­گوید، مشکل خودته، خودت اونو درست کن. با هم مثل یک گروه کار می­کنیم زیرا این مشکل همۀ ماست. [...] ما داریم به کارائی کارخانۀ خودمان بهبودهائی کلی می­بخشیم، این بهبودها ناشی از پدید آمدن تغییری بزرگ نیست، بلکه بر آمده از هزاران بهبود کوچک است که همکاران ما به کارشان می­بخشند. هنگامی که این­ها بر هم افزوده می­گردند، به­ طرزی چشمگیر، کارائی تولید و نیروی رقابت ما را افزایش می­دهند»(همان: 278).

پیش از شروع کار، گفتگوهای ­غیر رسمی روزانه «دربارۀ تولید، هدف­های روزانه، مشکلات نوبت پیشین، و هر موضوعی است که کسی مایل به بحث باشد. رهبران گروه، بخشنامه­­های تازه، خبرهای مربوط به ارائه پیشنهاد و اطلاعات کلی در بارۀ مدل­های محصول تازه را اعلام می­نمایند. در این نشست­های چند دقیقه­­ای، همکاران از نظرات دیگران بهره­مند می­شوند. اطلاعات لازم در اختیارشان قرار می­گیرد. رهبران، همکاران را تشویق می­کنند تا پرسش­ها و شکایت­های خود را ابراز نمایند، هرکه هرچه بگوید، با خرسندی شنیده می­شود. وقتی مطلب عمده­ای نیست، رهبر گروه می­گوید: می­دانید، دیروز برای لحظه­ای بااشکال رو به ­رو شدیم، اما موفق شدیم فکری برای مشکل خود بکنیم و امروز بازی تازه­ای داریم. دیروز واقعاً کار بزرگی انجام دادید. اظهار نظر دیگر: دیروز برای همه ما روز بدی بود، ناچار بودیم راه­مان را از یک سوراخ باز کنیم و پیش برویم. اما حالا تمام آن مشکلات را پشت سر گذارده­ایم، پس بیائید ببینیم امروز چه قدر می­توانیم کارمان را خوب انجام بدهیم»(همان: 280–279).

این تعاملات روزانه در هر دو جهت بالا و پائین سازمان جریان دارد، با مخرج مشترکی فارغ از مقام حاضران؛ با هرکسی «به عنوان یک فرد مساوی با دیگران رفتار می­شود. [...] منشی، همکار کف­کارخانه، مدیر قسمت، معاون ارشد، هرکسی که باشد، محترم است. پیش از اتخاذ تصمیم، عقیده کسی مهم­تر از عقیدۀ دیگری تلقی نمی­گردد. این تساوی­طلبی، میزان مشارکت را افزایش می­دهد و این هم به نوبۀ خود، به ارتباط آزاد منتهی می­گردد. سرانجام زمانی که تصمیمی اتخاذ شد، همه با هم در جهتی واحد حرکت می­کنند. [...] در این نشست­ها، کمروئی جائی ندارد و [...] جلسات بیشتر شبیه به بحث خانوادگی هستند، زمانی که مسئله پایان می­یابد، توافق جمعی پدید می­آید و هیچ ­گونه احساس نامساعدی باقی نمی­ماند»(همان: 281). "بی­پرده­گوئی" این بازی­های ­زبانی؛ با پایانی فارغ از رنجش و احساس نامساعد؛ امری در خور توجه است؛ زیرا معمولاً بی­پرده­گوئی در خطر غلتیدن به وادی دریده­گوئی است.

:Waigaya به معنای پچ­ پچ کردن، اما در هوندا، «یعنی نشست یک گروه از کارکنان، که می­توانند آزادانه عقاید خویش را بیان دارند. در خلال یکی از این تریبون­های آزاد، همه تشویق می­شوند تا آزادانه سخن بگویند، و اغلب، دو فرد یا بیشتر در آن واحد سرگرم گفتگو می­باشند. از این ­روست که پچ ­پچ زیادی پدید می­آید. مشخصۀ غیرعادی دیگر وایگایا این است که شرکت­کنندگان هرچیزی را که در ذهن خود دارند، بیان می­کنند. لازم نیست اندیشۀ آنان روی موضوع خاصی متمرکز گردد. از گفتگوی کارکنان در این باره که هوندای فردا را چگونه در رؤیاهای خویش مجسم می­کنند، استقبال می­شود. بحث دربارۀ هر موضوعی مجاز است. وایگایاها، تا اندازه­ای شبیه جلسات تبادل افکار هستند و معمولاً در تمام سطوح سازمان، در هوندا جریان دارند. [...] وایگایا راهی است که از طریق آن یک گروه از افراد غیر نابغه می­توانند از نیروی مغزی جمعی خویش، برای بیان رؤیاها و آرزوهای­شان، در جهت خلق اندیشه­ها و مفاهیم تازه بهره گیرند»(همان: 286-285). این بازی با عناوین دیگری چون آشوب فکری و طوفان مغزی کاربردهای زیادی در عرصه­های پژوهش، طراحی، برنامه­ریزی و ... پیدا کرده است.

Sokaiya: سوکایا، سهم بسیار ناچیزی در شرکت دارد؛ با دریافت وجه ناچیزی (ایاب و ذهاب) به منظور حمایت از مدیریت در مجامع شرکت نموده و با واقع­بینی آسیب­شناختی در انتظام بخشی بازی­های ­زبانی ­شفاهی و «سرعت بخشیدن به امور در مجمع­ عمومی، نقش مهم و سازنده­ای ایفا می­کند» (دُرداری، 1373: 47)، مثلاً در صورت طرح سؤال بی­جا، برای ممانعت از اتلاف وقت و بیراهه رفتن بحث می­گوید «این سؤال خارج از دستور جلسه است. [...البته] تصور نشود از مطرح شدن هر سؤالی جلوگیری می­کند. برعکس، سؤالاتی که واقعاً با مسائل شرکت ارتباط دارد و طرح و پاسخگوئی آن­ها برای پیشبرد امور و اهداف لازم است، بدون هیچ­ گونه ممانعتی از طرف سوکایا، مطرح می­شود»(همان: 50). از دیگر سوی وی «اجازه نمی­دهد هیچ سرمایه­دار و سهام­داری، توسط صاحبان سهام و سرمایه، در سیاست­های مجمع عمومی اعمال نفوذ کند و جریان را به دلخواه و برخلاف منافع عمومی شرکت، پیش ببرد»(همان: ­51). این اعمال قدرت نیروی کار بر سهام­داران مالی شرکت «قلب تپندۀ مؤسسات ژاپنی [است]، به همان صورتی که در غرب، صاحبان سرمایه قلب مؤسسات خود به شمار می­روند»(همان: 56).

 

3. آیا زبان خاصی قابلیت و توان ویژه­ائی در امر توسعه دارد؟ آیا توسعه و توسعه­نیافتگی هر یک ذاتی زبان (های) خاصی است؟

جان ویتنی هال در خصوص دشواری زبان ­ژاپنی و محدودیت­های حاصل از آن می­نویسد: «با وجود موفقیت قابل ملاحظه­ای که ژاپنیان در امر نوسازی زبان­شان داشته­اند، حفظ خط تصویری و اندیشه­نگاری "کانجی" موجب ادامۀ دشواری­های آموزشی فراوانی است. بسیاری ازناظران خارجی به این نتیجه رسیده­اند که پیچیدگی و دشواری­ زبان­ ژاپنی به منزلۀ سدی مهیب بر سر راه آموزش ابتدائی است و مبادلۀ سریع و دقیق اندیشه­ها را در داخل فرهنگ و خارج آن، محدود کرده است»(کان، 1358: ­93-92). برندۀ جایزۀ نوبل­فیزیک، "یوکاوا" Yukawa بارها اظهار داشته که از تفکر به زبان­ ژاپنی، به شیوه و دقت علمی عاجز است و این کار را در زبان­ انگلیسی بسیار آسان­تر می­یابد»(همان: 93). البته از این اعتراف نمی­توان نتیجه گرفت که زبان­ ژاپنی با ساختاری ابهام­گرا و مرکب­بین و مرکب­گوی نمی­تواند محیط پدیداری بازی­های ­زبانی دقیق و غیر ترکیبی علم Science به مفهوم مدرن کلمه باشد. اما باید توجه داشت که، یوکاوا به عنوان برنده جایزه نوبل، خودش نیز همانند جایزۀ دریافتی­اش عنصری از آن گفتمان علمی است که، در بستری از بازی­های ­زبانی غیر ژاپنی و عمدتاً انگلیسی­ـ آمریکائی شکل یافته است. افزون بر این، هم چنان که گفته شد، «علم جهان اول، یکی از انواع بسیار علم است؛ با ادعای اهمیت بیشتر برای آن، این علم خاصیت خود را که ابزاری برای پژوهش است، از دست می­دهد و به فشار (سیاسی) گروهی تبدیل می­شود»(فایرابند، 1375: ­36). دیر زمانی است که با فرادستی حاصل از این فشار، علم جهان ­اول، خواسته یا ناخواسته موجب نابرابری­های متعددی در میانه بازارهای ­زبانی گشته است. در نتیجه به نظر می­رسد هر زبانی به نسبت­هائی می­تواند در تعامل با گفتمان­ علمی مدرن به مفهوم غربی آن، احساس نقص و ناتوانی نماید. اما باید توجه داشت که غالباً این نقص و کاستی امری دو طرفه است که به دلیل موقعیت گفتمانی برتر علم مبتنی بر بازی­های ­زبانی غرب، غالباً ناتوانی­هایش نادیده گرفته می­شود؛ که در سطور پیشین، به نمونه­ائی از محدودیت­های معرفتی زبان ­انگلیسی در خصوص طبیعت اشاراتی شد.  

  این پژوهش با تأکید بر نقش زبان در امر توسعه، توسعه و توسعه ­نیافتگی را ذاتی زبانی خاص نمی­داند؛ بلکه آن دو را مرتبط با شیوه­­های زبانی و رهین بازی­های ­زبانی اتخاذ شده می­­داند. هرزبانی می­تواند منشاء گونه­ائی از توسعه باشد. به­ قول فایرابند، «درست است که پزشکی غربی برای رهائی از دست انگل­ها  و بیماری­ها کمک کرده است، اما این نشان نمی­دهد که علم غربی تنها سنتی است که چیزهای خوبی برای پیشنهاد کردن دارد و صورت­های دیگر تحقیق، فاقد هرگونه شایستگی و قابلیت است» (همان). البته این شایستگی بالقوه، برای بالفعل گشتگی خلاق، نیازمند، بازی­های­ زبانی پویا است. آن چنان که ژوشیم دوبله (1560ـ1522) سخنور اشرافی فرانسوی می­گوید: «اگر نوشته­های رومیان بهتر از سایر ملل است، بدان جهت نیست که زبان بهتری دارند؛ بلکه نویسندگان مستعد و توانای زیادی دارند» (بورستین، 1369: ­660). وی با طرح پرسشی مبنی بر این که «چرا دانش کمتر از دوران یونان و روم باستان پیشرفت کرد؟ [می­افزاید:] سبب آن تحصیل زبان­ یونانی و لاتین است. زیرا اگر وقتی را که صرف یاد گرفتن آن زبان­ها می­کنیم وقف تحصیل علم می­کردیم ما هم می­توانستیم افلاطون­ها و ارسطوها داشته باشیم ... اما پس از ترک گهواره و بالغ شدن دوباره به دوران کودکی بر می­گردیم و ظرف 20 یا 30 سال مثل کودک سخن گفتن یاد می­گیریم آن هم به سه زبان یونانی،لاتینی و عبری»(همان: 661­ـ­660). این خود امر در خور توجهی در توسعه و موانع آن است، به ویژه وقتی زبانخانه­ای، با غفلت ورزیدن نسبت به بایستگی خود، بازارهای محلی را بدون برنامه بر روی بازارهای ­زبانی بیگانه باز می­نماید.

یک زبان اگرچه جهان­بینی ویژه­ائی با توان­ها و محدودیت­های عمومی و خاص است؛ اما علی­رغم موانع ساختاری در فهم، بیان و خلق شیوۀ خاصی از بازی­های­ زبانی؛ باز هم می­توانیم انتظار پدیداری هر نوع بازی ­زبانی بی­سابقه، در زبانی خاص را داشته باشیم. زبان ­آلمانی امروزه با بازی­های ­زبانی فلسفی جهانشمولی قرین است؛ حال آن که روزگاری برای تفکر فلسفی مناسب به نظر نمی­رسید؛ به همین دلیل «لایب ­نیتس آثار مهم فلسفی خود را به زبان­آلمانی ننوشت. او این آثار را با سبک منطقی­تر، از طریق زبان لاتین و فرانسه به رشته تحریر در آورد. زبان ­آلمانی فقط پس از کوشش­های چند فیلسوف بعدی چون ولف، کانت و پیروانش اهمیت فلسفی پیدا کرد. نمی­توان فراموش کرد که شاعران برجستۀ قرون میانۀ آلمان نظیر ولفرام فُن اِشنباخ مجبور بودند عقاید خود را خیلی ملموس­تر بیان نمایند و در نتیجه آثار آنان از شاعران معاصر آلمان مثل گوته، شیلر، نوالیس و دیگران از نظر فلسفی کم رنگ­تر است. [...­ در فرایند توسعه ادبیات فلسفی زبان ­آلمانی] این زبان توسط برخی افراد برجسته از جمله اِکهارت در قرن 13 پخته و پرورده شد. اصطلاحاتی چون"مفهوم" یا "عقل" بدون نظام­های ایده­آلیستی آلمان نمی­توانست معنای ضمنی خود را به دست آورد. زبان ­ژاپنی نیز به همین طریق ممکن است از لحاظ شکل­های بیان منطقی [دقیق و جزء­نگر] پیشرفت نماید. این امیدواری با دقیق­تر شدن شیوه­های بیانی زبان­ ژاپنی در ما قوت می­گیرد. تطبیق شیوۀ بیانی زبان­­ژاپنی با طرز بیان زبان­های غربی بسیار چشمگیر است. هنوز روشن نیست که این تطبیق می­تواند به بهبود طرز بیان [ژاپنی] کمکی برساند یا نه»(ناکامورا، 1378: ­295­– 294). پژوهشگر و نگارنده این سطور، امیدواری فوق را به معنی، مدرن شدن و غربی­ گشتگی می­داند. امروزه در گفتمان پست­مدرن، چنین آرزوهائی رنگ باخته؛ در نتیجه امید پدیداری گفتمان­های علمی و بازی­های­ زبانی توسعه غیر غربی امیدی پر بهره­تر از، کپی­سازی عقلانیت مدرن به مفهوم غربی است. البته پست­مدرنیته «انسان بدون عقل را تصور نمی­کند، اما بر عقل تأکید هم ندارد. عالی­ترین ویژگی انسان را عقل نمی­داند. به نظر پست ­مدرنیسم انواع فرهنگ­های عقلی وجود دارد»(آهنجیان، 1382: 161-160). این انواع، ریشه در کثیری از زبان­ها و فرهنگ­های بومی دارد. توسعه یک زبان نیز، در بستری از مؤلفه­های بومی، امکان­های بدیعی به دست خواهد داد؛ به تعبیر لایپ نیتس، «یک زبان بومی و محلی تکامل یافته مانند شیشه صیقل داده شده سبب تیز ذهنی و هوش روشن می­شود»(بورستین، 1369: ­­530). این صیقل­ یافتگی رهین شیوه بودن و بازی­های زبانی مساعد توسعه و بهبود یافتگی است.

 

 رویکرد تحلیلی، بحث، جمع­بندی     

گفتمان ­توسعه (بهبود)، اگر چه مدرن روایتی ­کلان است؛ اما این مطالعه با تمایل مفهومی بر پست مدرنیته؛ آن­ را هم چون فرایند بهبود با روایت (های) خرد، تلقی نمود. فارغ از رویکرد اقتصادی (آمارها و ارقام مرتبط با درآمدهای خالص و ناخالص ملی، هزینه­ها و ...) بهبود را در انسان و گوهر هستی­اش (زبان) جستجو نمود؛ این جستجو به منزله پای نهادن بر زبانخانه از زاویه توسعه و بهبود است.

 زبان، به تعبیر هایدگر "رویدادِ از آنِ خود کننده" است، ورود بدان، اقامت و زیستن واقعی در آن، "امکان­های ­عالی وجود انسانی" را پیش کشیده و ساخت انسان و جامعه را بازی خواهد کرد. این "بازی ­گوهر زبان" با انسان است. با چنین دریافتی از زبان، توسعه و هر امر دیگری در"زبانخانه" و از طریق زبان اتفاق خواهد افتاد. «بیر ملّتین روحو، اونون آنا دیلیدیر»(اولکر، 1384: ­37)؛ یعنی، زبان مادری هر ملتی، روح آن ملت است. زبان ­مادری، خانه و بنیادی طبیعی و روحانی است. توسعه و بنیاد انسانی آن نیز در"زبانخانه­ مادری" اتفاقی اصیل، خلاق و شاعرانه به مفهوم هایدگری کلمه خواهد بود. اقامت در زبان، و"زیستنی­ واقعی ­در آن"مستلزم­ آموزش، تربیت و شیوه بودنی"معطوف زبانخانه ­مادری" با "بازارهای زبانی" رسمی و غیر رسمی امن مبتنی بر آزادی است. آزادی و امنیت با نقش تعیین کننده خود در جریان تبادل میانه بازارهای ­زبانی؛ بستر بایسته بازی­های ­زبانی معطوف "بهبود یافتگی" است. در این بستر بایسته، تعامل و نحوه بازی ­زبان، با بازارهای­ زبانی دور و نزدیک؛ امری کلیدی در بهبود یافتگی و عدم آن است. شیوه اخذ و اقتباس، مستلزم تعریفی از خود، موقعیت و بازارهای ­زبانی درون ­فرهنگی و میان فرهنگی هر جامعه­ای است. این تعریف مبتنی بر خوشه­های معنائی با عناصری کثیر است. به تأسی از آموزه­های پست­مدرن باید افزودکه، در این میان نباید به دنبال سلسله مراتبی سترگ و نظم ­یافته از امور، رویدادها، برنامه­ و بایسته­های بهبود بود."ریزوم­وارگی" امور در پست­مدرنیته، امکان مشاهده، فهم و اقدام و اجرای معطوف بهبود را با "روایتی خرد" و در وضعیتی ریشه­ ریشه (ریزوم­واره) با بی­نظمی آشوب­وار کیهانی که درسطح جریان دارد؛ فراهم می­آورد. ریزوم­وارگی امور، اجرای هر امری از جمله توسعه را در سیمائی، تکه­ تکه و شعبه ­شعبه؛ پدیدار خواهد ساخت. زبان نیز هم چون "خانه هستی معطوف بهبود"، وقتی می­تواند امکان­های هستی ­­بخش خود را فرا روی انسان بگشاید که، نه هم چون کلیتی با سلسله مراتب درختی شناخت، آن چنان که در مدرنیته پنداشته می­شود؛ بلکه در ریزوم­وارگی طبیعی خود، بازشناسی گشته و به اقامت درآید. اقامت مبتنی بر بازی­های ­زبانی ­شفاهی، اصالت، صمیمیت و طبیعتی خلاق خواهد داشت.

 بازی ­شفاهی زبان، از دیر باز، مورد توجه فلسفه و تعلیم و تربیت سنتی؛ به ویژه گفتمان صوفیانه شرق بوده است. سنخی از صوفیه نظیر شمس­ ­تبریزی، شاید به تأسی از سنت شفاهی وحی، وارد بازی­های زبانی مکتوب، نگشته­اند؛ و هر چه از آن­ها بر جای مانده؛ بنیادی نقلی دارد. در دوران معاصر نیز این نوع از بازی­های ­زبانی مورد توجه متفکران و زبان­شناسان قرار گرفته است. متفکرانی «زبان گفتاری را به عنوان مبنای فرضیات مربوط به افکارنظری و روش توصیفی به حساب می­آورند. افسانۀ برتری و کهتری زبان­ها از لحاظ ساختاری، که از قدیم بر سنت ادبی [مکتوب] استوار بوده، اکنون کاملاً مردود شناخته می­شود و به جای آن بینش جدیدی که مورد حمایت زبان­شناسانی چون نوام چامسکی و طرف­دارانش است، پدید آمده است. [...]، این تک ­تک زبان­ها نیستند که ادراک شخصی را تعیین می­کنند بلکه یک سیستم عمومی در مورد اصول فطری ادراکی وجود دارد که، حداقل در سطح معناشناسی، اساس کلیۀ زبان­های بشری قرار می­گیرد و به آن­ها شکل می­دهد. این دیدگاه زبان­شناسی نوین بر برتری زبان گفتاری به عنوان مبنای کلیه ارتباطات بشری صحه گذاشته است. اغلب توجه نمی­شود که فقط قسمت کمی از فعالیت­­های ارتباطاتی­، حتی در جوامع کاملاً سازمان یافته و صنعتی، به صورت مکتوب است.

در جوامع فاقد خط در طول تایخ، ارتباط­ گفتاری بستگی به زمینۀ اجتماعی داشته و در ارتباط مستقیم با واقعیت شرایط اجتماعی بوده است. عواملی چون ارزش گفتار و اعتماد و اعتبار فرد به شدت تحت تأثیر قید و بندهای اجتماعی بود. در تمدن­های گفتاری هیچ ­گونه مدرک کتبی برای اثبات مالکیت، تعیین وظایف اجتماعی، یا تعیین تقصیر و گناه لازم نبود، بلکه بر چنان سیستمی از ارزش­های ارتباطی مبتنی بود که نقض آن عواقب وخیمی برای فرد در برداشت»(عبدالعزیز، 1361: ­64ـ­63). ارجمندی گفتار در ­ژاپن نیز نمونه مدرنی از به ­کارائی تعامل شفاهی است؛ تنظیمات اجتماعی ژاپن بر خلاف آمریکا، بیش ازآن که از طریق قانون و بازی­های ­زبانی ­رسمی باشد؛ با ارتباطات چهره­ به چهره غیر رسمی و شفاهی؛ حکمیت و رفع و رجوع امور و اختلافات صورت می­پذیرد. نمونه ژاپن در خصوص کارکردهای مثبت بازی­­های زبانی­ شفاهی، مؤیدی بر این است که بازی­های ­زبان­ گفتاری «در همۀ جوامع به اصطلاح پیشرفته، نسبتاً انعطاف­پذیرتر از ارتباط از طریق زبان ­نوشتاری است، زیرا گفتار مبتنی بر زمینه و شرایط انسانی است. اگر مردم در یک زمینۀ انسانی بنشینند و شفاهاً تبادل نظر کنند، بسیاری از شرایط نامساعد که به سوء تفاهم و حتی جنگ و ستیز می­انجامد از بین خواهد رفت؛ لذا اکنون تمدن­ گفتاری ارزش جهانی یافته و از بین بردن آن به معنی تباه کردن عنصری جبران­ناپذبر از میراث بشری است»(همان: 65-­64).   

رولان بارت، هر خط نوشته را مانند "عنصری شیمیائی" می­داندکه «ابتدا شفاف و خنثی است و پس از چندی سراسر یک گذشته مانند ذرات معلق در آن پدیدار می­شود و این ذرات لحظه ­به ­لحظه تبلور و چگالش بیشتری پیدا می­کنند»(بارت، 1384: ­42). از این ­روی به تعبیر وی، نوشتار و اسلوب آن «سرشار از کاربردهای قبلی خود است. زیرا زبان هرگز معصوم نیست: واژه­ها حافظه ثانوی دارند که به گونه­ای اسرارآمیز در میان دلالت­های نوین راه می­جوید»(همان: 42-41). البته بدیهی است­که، بازی­های شفاهی زبان نیز از این "حافظه ثانوی واژه­ها"، سهمی هر چند شاید کمتر از سهم نوشتار برخوردارند.

 «انسان درجهان گفتار، در پیوستگی مستقیم با تجلیات طبیعت است و ازاین رهگذر در درون خویش یک تجربۀ تاریخی را بدون تبدیل آن به مفاهیم مجرد ثبت می­کند؛ و زمان را از خلال خطوط دایره­واری که اشیاء همواره در مسیر آن­ها به نقطۀ حرکت نخستین خود باز می­گردند، درک می­کند و از این­ رو رفتار او به عرف و آداب گروهی مقید می­ماند و از آن جدا نمی­شود. اما استفاده از نگارش مقتضی جدائی بین اندیشه و کار، و مستلزم تجریدی است که نیروی ذاتی زبان را دو چندان می­کند و به سیطرۀ مفهوم خطی (طولی) زمان و فردگرائی و عقلگرائی و دیوان­سالاری منجر می­شود»(زومتور، 1364: ­5). گفته می­شود، فقدان خط و نوشتار، در آفریقا مانع گسترش دانش نبوده است. زیرا جایگاه رفیع بازی­ها در بازارهای ­زبانی ­آفریقا و در نتیجه «احترام فوق­العاده به واژه­های گفتاری به این معنی بود که گفتار، کانال مهمی برای انتقال دانش و عقاید محسوب می­شده است؛ از این ­روی مردم بامبارای مالی نیز می­گویند: واژه­ها پا ندارند، اما راه می­روند؛ هیچ چیز نمی­تواند آن­ها را متوقف کند»(تاتاسیسه، 1376: ­18). افزون بر این در فضاهائی که بازی­­های ­زبانی ­شفاهی شایع است، همانند ژاپن و نیز فضاهای سنتی، بازی­های ­زبانی ­بدنی نیز کاربستی ماهرانه دارد؛ زیرا «بدن محصول کلام [است] و از این رو  وسیله­ای برای بیان است»(بکو مبو پرسیو، 1376: ­25). بر مبنای همین پتانسیل است که، رقص آفریقائی، یکی از منابع و آرشیوهای زبانی، آموزشی و اقتباسی رقص"کالا گشته" سرمایه­داری شده است. در این بازار پر رونق، رقاصان یا همان بازیگران بازی­های ­زبانی ­بدن نیز با تباری آفریقائی در قلب سرمایه­داری ­جهانی توانستند برتری­های زبانی خود را در معرض فروش گذارند. چهره شاخصی چون مایکل ­جکسون، نیز توانست تا اوج شهرت، ثروت، تفنن و خلاقیت رسیده و به سهم خود، مدرن ­گشتگی بازی­های ­زبانی ­بدنی ­­آفریقائی را سبب گردد. بی­شک بدون گشودگی بازارهای­ زبانی آفریقائیان، بر روی بازارهای ­زبانی مدرن این امر ممکن نمی­شد. در ژاپن نیز، علی­رغم دشواری­های ­زبانی؛ بهبود یافتگی­، با کارگزاری مؤثر زبان در سطحی از بازی­های ­زبانی ­غیررسمی­ و شفاهی به انجام رسیده است. فضای بازی­های ­شفاهی ­غیر رسمی، با نمودی ریزوم­واره؛ به تعداد بازیگرانش به تکثیر تشدید­ یافته ریزوم­های سطحی می­رسد؛ لذا هر بازیگر زبانی هم­چون ریزوم­- ­واره­ائی می­تواند بهبودی و یا عکس آن را سبب شود. اما به­ طوری­ که در سطور فوق نیز اشاره شد؛ کنترل­های اجتماعی غیر رسمی، هم چون قواعد نانوشته این بازی را در ژاپن، نظارت و داوری می­نمایند. از طریق این نظارت،  بهبود یافتگی ژاپن، بخشی از انرژی لازمه را کسب می­نماید.

یافته­های زیر اجمالی از ویژگی­های بهبود یافتگی متأثر از زبانخانه ­ژاپنی است: گروه­گرائی، توجه به منافع جمعی، انضباط، قناعت­، پس­انداز، سختکوشی، تلاش و کار، واگذاری مسئولیت با دستورالعمل­های گنگ و نامفهوم و مبهم، پیشامد و تصادف، بازی، تفریح، روایت ­خرد. سختکوشی ژاپنی، نه وسیله کسب درآمد یا ارزیابی و مراقبت؛ بلکه هم چون هدف است. این امر یقیناً ریشه در معرفت ذن بنیاد ژاپن دارد. ذن طرح­ریزی «زنجیر کارهائی برای­رسیدن به مقصودی بیرونی، وسیلۀ رسیدن به هدفی نیست، آن خودِ هدف است. در ذن، کوشش و حاصل کوشش دو چیز متفاوت نیستند، سرانجام، آن­ چه برجسته می­شود، کلیت جوینده است، و این فقط در صمیمیت جست ­و جو نمایان می­شود»(شاملو و دیگری، 1361: ­23ـ22).       

ابهام، از دیگر عناصر مهم در بهبودیافتگی ­ژاپنی؛ بنیادی شرقی داشته و پست­مدرنیته نیز بر آن تأکید می­ورزد. لطفی­زاده دانشمند آمریکائی (آذربایجانی­الاصل)، نیز با اتکاء بر فلسفه باستانی شرق، ابهام را تحت عنوان منطق فازی Fuzzy تئوریزه، نموده؛ که مورد توجه بازی­های ­زبانی مختلف قرار گرفته و در تکنولوژی نیز به کار بسته شد. ژاپنی­ها «اولین محصولات تجاری فازی هوش­مند را طراحی کردند.­ دوربین­های فازی، لباسشوئی، مایکروفرها و کاربراتورهای فازی»(کاسکو، 1380: 19)، و ... ساخته شد. از منظر این منطق «بیشتر چیزهائی­که درست به نظر می­رسند نسبتاً درست هستند. درمورد درستی و نادرستی پدیده­های واقعی همواره درجاتی از عدم قطعیت صدق می­کند. پدیده­های واقعی تنها سیاه یا سفید نیستند، بلکه تا اندازه­ای خاکستری هستند. پدیده­های واقعی همواره تا اندازه­ای فازی، مبهم و غیر دقیق هستند» (همان: ­18). سال­ها قبل از منطق ­فازی لطفی­زاده، طبق سنتی ژاپنی، کار و مسئولیت کارگران دستورالعمل­های عموماً گنگ، نامفهوم و مبهم، داشت؛ بی ­آن که موجب شکایتی و یا سوء استفاده عمومی قابل توجهی گردد. چنین امری، ابهام، این مؤلفه معرفتی و زبانی ­ژاپنی را در فضای سازمانی به شدت­ یافتگی ویژه­ائی می­رساند. انعطاف حاصل از این موقعیت هم چون کیمونوی­ ژاپنی، بر پیکره بازی­های­ زبانی ژاپنی نشسته، کیفیت و کمیت آن را بازنمائی می­کند. بر عکس ژاپن، در اروپا لباس­ها سه بعدی است «تا برازنده بدن انسان باشند. اما، کیمونوها اساساً صفحاتی صاف هستند. فرم زمانی ظاهر می­شود که کیمونوی پوشیده شده به عنوان صفحه­ای صاف از پارچه، با بدن انسان تعامل برقرار می­کند. بدن انسان پویا است؛ با هر تغییر شکل، تعامل بین کیمونو و بدن  پیوسته از نو تنظیم می­شود تا نمایانگر حرکت متوالی انسان باشد. کیمونوها پیرو شکل اجمالی و پیرامونی بدن نیستند بلکه از تعدد حرکات انسان پیروی می­کنند. در حقیقت مسأله طراحی تعامل بین بدن و کیمونو است. انسان بدون حرکت نیست. پیوسته حرکت کرده، [در] تغییر شکل و نوسان است. لباسی که برای انسان طراحی شده این پویائی را در بر گرفته و برای نشان دادن پیکر در خلال تعامل­ها و لغزش­ها طراحی شده است. زندگی انسان نیز همیشه لزوماً بدون حرکت نیست. در حال نوسان، تغییر شکل و غیر قابل پیش­بینی است»( محمدی­ و دیگری، 1393: ­45)، لذا برنامه­های بهبودیافتگی و ... نیز باید همانند کیمونوئی تصور و طراحی شوند تا با توانائی پویای خود بتوانند حرکات طبیعی انسانی، اجتماعی و زیست ­محیطی را منعکس سازند. در توسعه­ ژاپنی بازی­های زبانی ­شفاهی، امتیاز ویژه­ای در ارائه پویائی لازم برای این حرکات داشته است. 

  یافته­های حاصل از "شگرف­یابی" نیز؛ دو همخوانی معرفتی و ترمینولوژیکی را میانۀ بخشی از مولفه­های زبانی ژاپن، با نظریه ماکس ­وبر و پست­مدرنیته، به تست و آزمون مقدماتی نهاد و به نتایجی مثبت رسید. ارجمندی کار و سختکوشی هم چون هدف، پس­انداز، ریاضت­کشی و عدم مصرف­زدگی، تقدیرگرائی (مؤلفه­های فرهنگی ­توسعه ­ژاپنی)؛ هم چون عناصری مشابه در نظریه ماکس ­وبر (اخلاق پروتستانی و روح­ سرمایه­داری) است. این همخوانی، نشانی از  قابلیت بالای تبیین بازی­­های توسعه و بهبود یافتگی ژاپن براساس نظریه ماکس وبر است. همخوانی پدیدار گشته با پست­ مدرنیته نیز، مبتنی بر مفاهیم ابهام، پیشامد و تصادف، بازی، تفریح­، روایت­خرد­، ریزوم­وارگی، عقلانیت متفاوت ازعقلانیت غرب (محلی­گرائی) است. این همخوانی، راهنمون پرسش زیر است، که پرداخت بدان مجالی دیگر می­طلبد: آیا تجربه بدیع بازی­های ­زبانی توسعه ­ژاپنی، را می­توان الگوئی پست­ مدرن از توسعه دانست؟

 

منابع

آهنجیان، محمدرضا. (1382). آموزش و پرورش در شرایط پست­مدرن. تهران: طهوری. چاپ اول.

ابوالحسن تنهائی، حسین. (1377). مکاتب و نظریه­های جامعه­شناسی. گناباد: مرندیز. چاپ سوم.       

احمدی، بابک. (1381). هایدگر و تاریخ هستی.تهران: مرکز. چاپ اول.

ازکیا، مصطفی. (1381). جامعه­شناسی توسعه. تهران: نشرکلمه. چاپ چهارم.

اولکر (مددی)، اسماعیل. (1384). آنا دیلی و بدیعی یارادیجیلیق. در: ماهنامه دیلماج. شماره 17. بهمن.

بارت، رولان. (1370). عناصر نشانه­شناسی. مترجم: مجید، محمدی. تهران: الهدی. چاپ اول.

بارت، رولان. (1384). امپراتوری نشانه­ها. مترجم: ناصر، فکوهی. تهران: نی. چاپ دوم.

بارت، رولان. (1384). درجه صفر نوشتار. مترجم: شیرین دخت، دقیقیان. تهران: هرمس. چاپ دوم.

بکومبوپریسو، مانگا. (1376). زبانی ویژه. در: ماهنامه پیام یونسکو. سال 28، شماره: 323 (جسم و جان). آذر.

بورستین، دانیل. (1369). کاشفان (تاریخی از کوشش انسان در راه ...). مترجم: اکبر، تبریزی. تهران: بهجت. چاپ دوم.

تاتاسیسه، یوسف. (1376). واژه­ها پا ندارند، اما راه می­روند. در: پیام یونسکو. سال 28، شماره: 325. بهمن.

خوش­آمدی، مرتضی. (1388). گفتمان، فقر، قدرت. تهران: بینش نو. چاپ اول.

دُرداری، ن. (1373). مدیریت ژاپنی.تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا. چاپ دوم.

دورانت، ویل. (1380). تاریخ تمدن. (جلد 1)، مترجم: احمد، آرام و دیگران. تهران: علمی و فرهنگی. چاپ هفتم.

ریتزر، جرج. (1374). بنیان­های جامعه­شناسی: خاستگاه­های... .مترجم: تقی، آزاد ارمکی. تهران: سیمرغ. چاپ اول. 

زومتور، پل. (1364). جاودانگی آوا. در: ماهنامه پیام یونسکو. سال 17، شماره: 184 (گفتار و نوشتار). شهریور .

ژو، شی. (1394). رویکرد فرهنگی به گفتمان. مترجم: داود، کوهی. مراغه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه. چاپ اول.

ساروخانی، باقر. (1373). روش­های ­تحقیق ­در علوم ­اجتماعی. (جلد 1)، تهران: پژوهشگاه­ علوم­ انسانی ­و مطالعات فرهنگی. چاپ دوم.

سوادا، توشیو. (1365). ژاپنی­ها چگونه با چرتکه حساب می­کنند. در: پیام یونسکو. سال 18، شماره: 198. آذر.

شاملو، احمد و دیگری. (1361). هایکو (شعر ژاپنی). تهران: مازیار. چاپ اول.

شوک، رابرت، ­ال. (1374). هوندا، داستانی ­از کامیابی ­مدیریت ­ژاپنی­در ... . مترجم: ایرج، ­پاد. تهران: نشر فرهنگ ­اسلامی. چاپ پنجم.  

شوماخر، ای، اف. (1372). کوچک زیباست: اقتصاد با ابعاد انسانی.مترجم: علی، رامین. تهران: سروش. چاپ سوم.

ضیائی­پرور، حمید. (1386). جنگ نرم. (جلد 1)، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین­المللی ابرار معاصر. چاپ دوم.

عبدالعزیز، محمدحسن. (1361). زبان گفتاری: رایج­ترین وسیلۀ ارتباطی. در: پیام یونسکو. سال 14، شماره: 149.

فایرابند، پاول. (1375). بر ضد روش (طرح نظریه­ ­آنارشیستی ­معرفت).مترجم: مهدی،­ قوام­ صفری. تهران: فکر روز. چاپ اول.

فهیمی­فر، جمشید. (1379). ژاپن. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش­های بازرگانی. چاپ اول.

کاسکو، بارت. (1380). تفکر فازی.مترجم: علی، غفاری و دیگران. تهران: دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی. چاپ دوم.

کان، هرمان. (1358). ژاپن. مترجم: سروش حبیبی. تهران: خوارزمی. چاپ اول.

مالروب، میشل. (1386). زبان­های مردم جهان. مترجم: عفت، ملانظر. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ دوم.

مایر، جرالد، ام؛ و دیگری (گرد آورندگان). (1368). پیشگامان توسعه. مترجم: علی­اصغر، هدایتی و دیگری. تهران: سمت. چاپ اول.

متوسلی، محمود. (1374). توسعه ­اقتصادی ­ژاپن­ با تأکید بر آموزش ... . تهران: ­مطالعات ­و پژوهش­های ­بازرگانی. چاپ اول.

محمدی، یاشار و دیگری (ترجمه و تألیف). (1393). سوفو جیموتو. مشهد: کتابکده کسری. چاپ اول.

مطیع، ناهید. (1378). مقایسه نقش نخبگان در فرآیند نوسازی ایران و ژاپن.تهران: انتشار. چاپ اول.

مورن، ادگار. (1370). سرمشق ­گمشده: طبیعت بشر. مترجم: علی، ­اسدی. تهران: سروش. چاپ اول.

موریتا، آکیو. (1374). ترقی ژاپن (تلاش آگاهانه یا معجزه).مترجم: هاشم، رجب­زاده. تهران: سروش. چاپ اول.

ناکامورا، هاجیمه. (1378). شیوه­های تفکر ملل شرق. (جلد 2)،مترجم: مصطفی، عقیلی و دیگری. تهران: حکمت. چاپ دوم.

نقی­زاده، محمد. (1366). ژاپن و سیاست­های امنیت اقتصادی. ؟: نگارش. چاپ اول.

نودا، شیرو. (1374). خط ترکیبی ژاپن. در: ماهنامه پیام یونسکو. سال 26، شماره: 299 (منشأ نوشتار).  اردیبهشت.

وبر، ماکس. (1373). اخلاق ­پروتستانی­ و روح­ سرمایه­داری. مترجم: ع، رشیدیان ­و دیگری. تهران: علمی ­و فرهنگی. چاپ اول.

یونگ، کارل گوستاو. (1362).  یی چینگ. مترجم: سودابه، تفضلی. ؟ : نقره. چاپ اول.



[1].عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه، مراغه­ـ ایران.                  E- mail: a-y.nizami@iau-maragheh.ac.ir

E- mail: ayyubyussefpournezami@yahoo.com 

 

[2]. محقق می­تواند «در فرایند تحقیق، هرکدام از مفاهیم مورد بحث را از دیدگاه و منظری تازه بیازماید و معانی هر کدام از داده­ها را از نو بازسازی کند، همان­گونه که ساترلند در تحقیق پیرامون جرم وجنایت کرد. [...و توانست] جرم یقه­سپیدان را نیز در زمره داده­ها فراهم آورده و اثبات کند که در رابطه دو متغیر جرم و دونی پایگاه و طبقه می­بایستی تجدید نظر کرد»(ابوالحسن تنهائی، 1377: 204).

[3]. در پژوهش تک­نگارانه نمی­توان «سخنی از جمعیت نمونه، و تعمیم­پذیری راند. لذا از نمونه تیپ استفاده می­شود (گونه نمائی Model  type)؛ در این پژوهش­ها، سعی می­شود، مورد برگزیده دارای بیشترین فراوانی باشد، یعنی موردی عام و فراگیر باشد»(ساروخانی، 1373: 167ـ166).

1. در این پژوهش، بیشتر فرایند تکوین توسعه ژاپن و مکانیسم­های زبانی دخیل در آن، در مرکز توجه پژوهشگر بوده است؛ لذا آسیب­شناسی توسعه ژاپن و تأثیرات سوء آن بر "زبانخانه ­ژاپنی" که حلقه مهمی از مطالعه است، در حوصله  این پژوهش نمی­گنجد.

1. تبارشناسی چنین رویکردی، کنکاش جالبی خواهد بود. سابقه این رویکرد مدیریتی را به راحتی می­توان در مدیریت و آرایش جنگی مغولی ردیابی نمود؛ اما این که آن بنیادی تورکی دارد یا ژاپنی و یا ...؟؛ مستلزم پژوهشی مستقل است. به هر حال آن چه معلوم است  دراین شیوه­، ارتش مغول­ «بیشتر شبیه به یک شبکه [بود] تا سلسله مراتبی منظم. به عنوان نمونه­ای امروزی­تر، می­توان از ویت­کنگ­هائی که در جنگ امریکا و ویتنام می­جنگیدند نام برد. [...] در برابر مغول­ها و ویت­کنگ­ها [...] موسسات بزرگ و نهادینه شده­ای بودند که برای جنگ­های فرسایشی و منظم ترتیب داده شده و به طور دقیق از سلسله مراتب نظامی تبعیت می­کردند و هم چنین تمامی دستورات از فرماندهان رده بالا صادر می­شد»(ضیائی­پرور، 1386: 17). امروزه، شیوه مغولی هم چون الگوئی موثر در جنگ­های پست­مدرن نیز به کار بسته می­شود.

 

1.شوک در اثرش (Honda: An American Success story) ضمن توجه هوش­مندانه به "زبان"، مسائل زبان و امرمفاهمه میانه پرسنل ژاپنی و آمریکائی هوندا، تفاوت­های فرهنگی را، تحت­عنوان "سدّ زبان" یادکرده و می­نویسد: «این آگاهی شرکت از وجود سدّ زبان بودکه بر لزوم ایجاد ارتباطی نیرومند میان ژاپنی­ها و امریکائیان تاکید می­گذاشت. نتیجه این که، افراد سخن می­گویند و به سخن­ها گوش فرا می­دهند و پیام­ها انتقال می­یابند»(شوک، 1374: 273). از قول آمریکائی­ها می­نویسد: «اندکی طول می­کشد تا به صحبت­های ژاپنی­هائی که نسبتاً خوب انگلیسی صحبت می­کنند، عادت کنیم. همکاری می­گفت "باید خیلی دقیق گوش کنم، چون اگر تمام دقت خود را به کار نبرم، نمی­توانم بفهمم که چه می­گویند." دیگری: "برخی اوقات باید خواهش کنم آن چه را که می­گویند چندبار تکرار کنند تا یادداشت کنم. این کار گیج کننده و گهگاه آزار دهنده است. [...]" مدتی طول کشید تا فهمیدم وقتی ژاپنی­ها در طول صحبت چندین بار سر خود را تکان می­دهند، این عمل لزوماً "آری" نیست، بلکه بیشتر به آن معنا است که آن چه را می­گوئید متوجه می­شوم و به معنای دادن پاسخی مثبت نیست»(همان: 282).

 

 

آهنجیان، محمدرضا. (1382). آموزش و پرورش در شرایط پست­مدرن. تهران: طهوری. چاپ اول.

ابوالحسن تنهائی، حسین. (1377). مکاتب و نظریه­های جامعه­شناسی. گناباد: مرندیز. چاپ سوم.       

احمدی، بابک. (1381). هایدگر و تاریخ هستی.تهران: مرکز. چاپ اول.

ازکیا، مصطفی. (1381). جامعه­شناسی توسعه. تهران: نشرکلمه. چاپ چهارم.

اولکر (مددی)، اسماعیل. (1384). آنا دیلی و بدیعی یارادیجیلیق. در: ماهنامه دیلماج. شماره 17. بهمن.

بارت، رولان. (1370). عناصر نشانه­شناسی. مترجم: مجید، محمدی. تهران: الهدی. چاپ اول.

بارت، رولان. (1384). امپراتوری نشانه­ها. مترجم: ناصر، فکوهی. تهران: نی. چاپ دوم.

بارت، رولان. (1384). درجه صفر نوشتار. مترجم: شیرین دخت، دقیقیان. تهران: هرمس. چاپ دوم.

بکومبوپریسو، مانگا. (1376). زبانی ویژه. در: ماهنامه پیام یونسکو. سال 28، شماره: 323 (جسم و جان). آذر.

بورستین، دانیل. (1369). کاشفان (تاریخی از کوشش انسان در راه ...). مترجم: اکبر، تبریزی. تهران: بهجت. چاپ دوم.

تاتاسیسه، یوسف. (1376). واژه­ها پا ندارند، اما راه می­روند. در: پیام یونسکو. سال 28، شماره: 325. بهمن.

خوش­آمدی، مرتضی. (1388). گفتمان، فقر، قدرت. تهران: بینش نو. چاپ اول.

دُرداری، ن. (1373). مدیریت ژاپنی.تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا. چاپ دوم.

دورانت، ویل. (1380). تاریخ تمدن. (جلد 1)، مترجم: احمد، آرام و دیگران. تهران: علمی و فرهنگی. چاپ هفتم.

ریتزر، جرج. (1374). بنیان­های جامعه­شناسی: خاستگاه­های... .مترجم: تقی، آزاد ارمکی. تهران: سیمرغ. چاپ اول. 

زومتور، پل. (1364). جاودانگی آوا. در: ماهنامه پیام یونسکو. سال 17، شماره: 184 (گفتار و نوشتار). شهریور .

ژو، شی. (1394). رویکرد فرهنگی به گفتمان. مترجم: داود، کوهی. مراغه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه. چاپ اول.

ساروخانی، باقر. (1373). روش­های ­تحقیق ­در علوم ­اجتماعی. (جلد 1)، تهران: پژوهشگاه­ علوم­ انسانی ­و مطالعات فرهنگی. چاپ دوم.

سوادا، توشیو. (1365). ژاپنی­ها چگونه با چرتکه حساب می­کنند. در: پیام یونسکو. سال 18، شماره: 198. آذر.

شاملو، احمد و دیگری. (1361). هایکو (شعر ژاپنی). تهران: مازیار. چاپ اول.

شوک، رابرت، ­ال. (1374). هوندا، داستانی ­از کامیابی ­مدیریت ­ژاپنی­در ... . مترجم: ایرج، ­پاد. تهران: نشر فرهنگ ­اسلامی. چاپ پنجم.  

شوماخر، ای، اف. (1372). کوچک زیباست: اقتصاد با ابعاد انسانی.مترجم: علی، رامین. تهران: سروش. چاپ سوم.

ضیائی­پرور، حمید. (1386). جنگ نرم. (جلد 1)، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین­المللی ابرار معاصر. چاپ دوم.

عبدالعزیز، محمدحسن. (1361). زبان گفتاری: رایج­ترین وسیلۀ ارتباطی. در: پیام یونسکو. سال 14، شماره: 149.

فایرابند، پاول. (1375). بر ضد روش (طرح نظریه­ ­آنارشیستی ­معرفت).مترجم: مهدی،­ قوام­ صفری. تهران: فکر روز. چاپ اول.

فهیمی­فر، جمشید. (1379). ژاپن. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش­های بازرگانی. چاپ اول.

کاسکو، بارت. (1380). تفکر فازی.مترجم: علی، غفاری و دیگران. تهران: دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی. چاپ دوم.

کان، هرمان. (1358). ژاپن. مترجم: سروش حبیبی. تهران: خوارزمی. چاپ اول.

مالروب، میشل. (1386). زبان­های مردم جهان. مترجم: عفت، ملانظر. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ دوم.

مایر، جرالد، ام؛ و دیگری (گرد آورندگان). (1368). پیشگامان توسعه. مترجم: علی­اصغر، هدایتی و دیگری. تهران: سمت. چاپ اول.

متوسلی، محمود. (1374). توسعه ­اقتصادی ­ژاپن­ با تأکید بر آموزش ... . تهران: ­مطالعات ­و پژوهش­های ­بازرگانی. چاپ اول.

محمدی، یاشار و دیگری (ترجمه و تألیف). (1393). سوفو جیموتو. مشهد: کتابکده کسری. چاپ اول.

مطیع، ناهید. (1378). مقایسه نقش نخبگان در فرآیند نوسازی ایران و ژاپن.تهران: انتشار. چاپ اول.

مورن، ادگار. (1370). سرمشق ­گمشده: طبیعت بشر. مترجم: علی، ­اسدی. تهران: سروش. چاپ اول.

موریتا، آکیو. (1374). ترقی ژاپن (تلاش آگاهانه یا معجزه).مترجم: هاشم، رجب­زاده. تهران: سروش. چاپ اول.

ناکامورا، هاجیمه. (1378). شیوه­های تفکر ملل شرق. (جلد 2)،مترجم: مصطفی، عقیلی و دیگری. تهران: حکمت. چاپ دوم.

نقی­زاده، محمد. (1366). ژاپن و سیاست­های امنیت اقتصادی. ؟: نگارش. چاپ اول.

نودا، شیرو. (1374). خط ترکیبی ژاپن. در: ماهنامه پیام یونسکو. سال 26، شماره: 299 (منشأ نوشتار).  اردیبهشت.

وبر، ماکس. (1373). اخلاق ­پروتستانی­ و روح­ سرمایه­داری. مترجم: ع، رشیدیان ­و دیگری. تهران: علمی ­و فرهنگی. چاپ اول.

یونگ، کارل گوستاو. (1362).  یی چینگ. مترجم: سودابه، تفضلی. ؟ : نقره. چاپ اول.