تحلیل و مقایسه محتوای سنگ نوشته‌های قبور بهشت زهرای تهران در دو دهه (1384-1374) و (1394-1384) با تاکید بر ارزش‌های برجسته

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد ارتباطات اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تبریز- ایران.

2 گروه ارتباطات اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول

چکیده

گورستان­ها ازمکان­هایی هستندکه می­تواند آداب، سنت­ها و فرهنگ جوامع را به واسطه نوع عزاداری در مراسم خاکسپاری، شیوه برخورد با پدیده مرگ و هم­چنین سنگ نوشته­های قبور به تصویر بکشند. بروز و ظهور آداب سوگواری، موسیقی، آواهای عزاداری، شکل­ها و محتوای مراسم­ها و هم­چنین مطالعه سنگ نوشته­ها و اشکال روی قبور می­تواند نوع نگرش و ارزش­های برجسته جوامع را نمایان­نماید. سنگ قبور اجتماع نشانه­های تصویری و نوشتاری است. این علائم و نشانه­ها با نگاهی به فرهنگ عمومی می‌توانند به عنوان پیام­هایی برای آیندگان در نظر گرفته شوند. تغییرات مشهود در فرم و نحوه محوطه­سازی گورستان­ها، ترتیب قرار گیری سنگ مقابر و تندیس­ها و سنگ نوشته­ها، تصاویر وکتیبه­ها، صحنه­هایی از فرهنگ عمومی و ارزش­های جامعه و حتی از یاد رفتگان را بیان می­کنند که می­تواند به مرور زمان دستخوش تغییرات گسترده­ای قرار گیرد که در این پژوهش مورد بررسی و بازخوانی قرار خواهند گرفت. مکانِ مورد مطالعه ما گورستان بهشت‌ زهرای تهران و انتخاب سنگ قبرهایی است که متعلق به دو دهه اخیر می‌باشند. بدین ترتیب با عکس­برداری از قطعاتِ مورد نظر، به تقسیم­بندیِ قبور در نشانه­های نوشتاری، تصویری، تاریخ تولد و فوت و دیگر نشانه­های حک شده بر سنگ­ها پرداختیم و پس از کدگذاری به تجزیه و تحلیل نهایی رسیدیم. بر این اساس سنگِ قبور دهه اول مورد مطالعه (1383-1374) با نگاهی به ارزش­های برجسته شده سنتی، ارزش­مدارانه و امری اجتماعی از سوی بازماندگان ساخته شده است. حال آن­که سنگ قبور دهه دوم (1394-1384) دارای ارزش‌های متفاوت­تری بوده و گرایش­های تجملاتی با نگاهی فردگرایانه تر در آن برجسته شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The analysis and comparison of the contents of inscriptions of the graves in Behesht-e-Zahra cemetery in Tehran in two decades with the emphasis on outstanding values

نویسندگان [English]

  • Reza Pour Naserani 1
  • Neda Suleimani 2
چکیده [English]

Cemeteries are places that can describe customs, traditions and culture of societies by kind of mourning in the funeral, the method of encountering to the death phenomenon and inscriptions of the graves. The emergence of mourning customs, music, sounds of mourning, shapes and ceremonies content and also study on inscriptions and figures on the graves can show kind of attitude and outstanding values of communities. Tombstones are collection of visual and written symptoms. These symptoms can be considered as messages for posterity by looking at public culture. Significant changes in the form and method of landscaping of graves, arrangement of tombstones and statues and inscriptions, pictures and epitaphs express scenes of public culture and community values and even forgotten people which can be widely changed over time that in this research will be considered. Our study location is Behesht-e-Zahra cemetery in Tehran and selection of tombstones which belong to the past two decades. By taking pictures of intended parts, we paid to classification of the graves in written, figurative signs, date of birth and death and other signs carved on rocks and after encoding we reached to final analysis. According to results, by looking at featured traditional values, monuments of the first decade of study (1995-2004) have been made socially and value-oriented by survivors. Whereas monuments of the second decade (2005-2015) have different values and luxury orientations have been highlighted by more individualistic looking in it.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Behesht-e-Zahra in Tehran
  • inscriptions
  • graves
  • highlighted values
  • Death
  • analysis and comparison

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال نهم، شماره سی و پنجم، تابستان  1396

ص ص 123-101

 

 

 

                                          

 

تحلیل و مقایسه محتوای سنگ نوشته­های قبور بهشت زهرای تهران در دو دهه (1384-1374) و (1394-1384) با تاکید بر ارزش­های برجسته

رضا پورناصرانی [1]

ندا سلیمانی[2]

تاریخ دریافت مقاله:9/8/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:26/2/1396

 چکیده

گورستان­ها ازمکان­هایی هستندکه می­تواند آداب، سنت­ها و فرهنگ جوامع را به واسطه نوع عزاداری در مراسم خاکسپاری، شیوه برخورد با پدیده مرگ و هم­چنین سنگ نوشته­های قبور به تصویر بکشند. بروز و ظهور آداب سوگواری، موسیقی، آواهای عزاداری، شکل­ها و محتوای مراسم­ها و هم­چنین مطالعه سنگ نوشته­ها و اشکال روی قبور می­تواند نوع نگرش و ارزش­های برجسته جوامع را نمایان­نماید. سنگ قبور اجتماع نشانه­های تصویری و نوشتاری است. این علائم و نشانه­ها با نگاهی به فرهنگ عمومی می‌توانند به عنوان پیام­هایی برای آیندگان در نظر گرفته شوند. تغییرات مشهود در فرم و نحوه محوطه­سازی گورستان­ها، ترتیب قرار گیری سنگ مقابر و تندیس­ها و سنگ نوشته­ها، تصاویر وکتیبه­ها، صحنه­هایی از فرهنگ عمومی و ارزش­های جامعه و حتی از یاد رفتگان را بیان می­کنند که می­تواند به مرور زمان دستخوش تغییرات گسترده­ای قرار گیرد که در این پژوهش مورد بررسی و بازخوانی قرار خواهند گرفت. مکانِ مورد مطالعه ما گورستان بهشت‌ زهرای تهران و انتخاب سنگ قبرهایی است که متعلق به دو دهه اخیر می‌باشند. بدین ترتیب با عکس­برداری از قطعاتِ مورد نظر، به تقسیم­بندیِ قبور در نشانه­های نوشتاری، تصویری، تاریخ تولد و فوت و دیگر نشانه­های حک شده بر سنگ­ها پرداختیم و پس از کدگذاری به تجزیه و تحلیل نهایی رسیدیم. بر این اساس سنگِ قبور دهه اول مورد مطالعه (1383-1374) با نگاهی به ارزش­های برجسته شده سنتی، ارزش­مدارانه و امری اجتماعی از سوی بازماندگان ساخته شده است. حال آن­که سنگ قبور دهه دوم (1394-1384) دارای ارزش‌های متفاوت­تری بوده و گرایش­های تجملاتی با نگاهی فردگرایانه تر در آن برجسته شده است.

واژگان کلیدی: بهشت زهرای تهران، سنگ نوشته­ها، قبور، ارزش­های برجسته شده، مرگ، تحلیل و مقایسه.

 

 بیان مساله

تحلیل محتوای سنگ نوشته­ها و تصاویر قبور مربوط به اقشار عمومی جامعه می­تواند این چنین نشان دهد که نگرش­های اجتماعی مربوط به مرگ در جوامع موجود به عوامل متعددی بستگی دارد. یک دسته از این عوامل به ساختار بنیادی جامعه مربوط می­شوند مانند ارتباط جامعه با محیط طبیعی و فرهنگ و دسته دیگر از تاثیر جامعه بر رفتارهای گروهی و زمینه اجتماعی شخصیت منشاء می­گیرد. هم­چنین باید به نقش سازمان­های اجتماعی، خانواده، حکومت و دین اشاره کرد که شکل­گیری نگرش­های اجتماعی و فرهنگی یک جامعه در برابر مرگ نمی­تواند از تاثیرات آن­ها برکنار باشد. به این ترتیب ما با انواع نگرش­های انکار کننده، پذیرنده، مشتاقانه و مبارزه جویانه در برابر مرگ روبرو می­شویم. برای نشان دادن تنوع نگرش­های اجتماعی می­توان به آداب و سنت­های کفن و دفن، عزاداری و نوع و شیوه­های خاکسپاری در جوامع مختلف و مناطق جغرافیایی گوناگون اشاره کرد که بعضاً از تنوع قابل مشاهده­ای برخوردار است که از تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی پیشتر گفته شده ناشی می­گردد. و این آداب و رسوم و نوع نگرش می­تواند در گذر تاریخ در جوامع تغییر کند و دچار تحول اساسی گردد.

   برای ارائه نمونه­ای مربوط به تحول جوامع می­توان به تضعیف باورهای سنتی و مذهبی در جهان صنعتی اشاره کردکه همراه برخی عوامل دیگر به تغییر نگرش اجتماعی این بخش از عالم دربرابر مرگ انجامیده و در مقایسه با قرون وسطی موجد نوعی بیگانگی در برابر این پدیده شده است. در قرون وسطی تلقی مرگ با امروز متفاوت بود و مرگ دروازه­ای برای ورود به قلمرو جاودانگی فردی و پلی برای گذار به جهانی دیگر محسوب می­شد. چنین نگرشی تا حدودی عامل حضور مرگ در تمام عرصه­های زندگی بود و به آن اهمیتی روزمره می­بخشید. اما درعصر ما همزمان باتبدیل دورنمای جاودانگی فردی به جاودانگی تاریخی تصویر مرگ نیز متحول شده و تولید روزافزون جنگ ­افزارهای اتمی نه تنها ما و اعقاب ما و حیات اجتماعی بلکه خود تاریخ را نیز مورد تهدید قرار داده است. در این صورت مرگ دیگر دروازه نه بلکه دیواری هراسناک است که در برابر انسان بر افراشته می­شود. یکی از پیامدهای این وضعیت بروز نوعی بی­معنایی و پوچی در روابط انسانی و اجتماعی است­ که در حوزه­های گوناگون فکری، هنری و سیاسی متجلی شده و انسان معاصر علی­رغم کوشش­های مدام خود هنوز راهی برای غلبه بر آن نیافته است.

گورستان­ها می­تواند آداب و سنت­های جوامع را در حوزه­های مربوط به مرگ، کفن و دفن و نوع عزاداری و خاکسپاری به تصویر بکشند. بروز و ظهور آداب سوگواری، موسیقی، آواهای عزاداری، شکل­ها و محتوای مراسم­ها و هم­چنین مطالعه سنگ نوشته­ها و اشکال روی قبور می­تواند نوع نگرش و ارزش­- های برجسته جوامع را نمایان نماید. اما پرسش اساسی این است که چرا گورستان­ها این امکان را به ما می­دهند؟

گورستان­ها روایت­گر تاریخ شهر، تمدن و سازندگان آن هستند. این عرصه­های تاریخی، محملی برای اجتماع نشانه­ها و یادمان­ها به شمار می­روند و از این رو بیانگر رویکرد انسان­های گذشته به مهم­ترین پرسش حیات؛ یعنی زندگی و مرگ می­باشند. گورستان­ها، هم­چنین دفترچه کدهای اطلاعاتی (درخت ژنتیک) شهرها و سکونتگاه­های انسانی و کتابخانه­هایی از سنگ یا رسانه­هایی سنگی هستند که تاریخ، هویت و خاطره جمعی شهر و شهروندان تاریخی آن را در خود جای داده­اند و این قابلیت را دارندکه پیام­های جوامع و ملت­ها را در دهه­های مختلف انتقال دهند. وجود عناصر فرهنگی و آمیزش آن با عناصر تاریخی، گورستان­ها را به مکان­های ویژه­ای مبدل می­سازد که می­توان از آن­ها به مثابه محیط­های تاریخی- فرهنگی یاد کرد. حضور مفاهیم فرهنگی، اجتماعی و دینی در گورستان­ها که بازتابی از سنت سکونت، آداب و رسوم جوامع انسانی است و آمیختگی این مفاهیم با عناصر تاریخی موجود در عرصه گورستان­ها، سبب شده تا بتوان گورستان­ها را در چهارچوب مناظر فرهنگی اصیل و تداوم یافته مورد بررسی قرار داد و پیام­های متعددی از آن دریافت کرد.

ازدیگر منظر گورستان­ها عرصه­های تدفینی سکونتگاه­های تاریخی انسان­هایی­اندکه پیش از ما زیسته­اند و در تعامل با محیط طبیعی و دیگر جوامع انسانی، محیط زیست طبیعی و مصنوع امروزی ما را پدید آورده­اند. از این رو گورستان­ها روایت­گر تاریخ شهر و سازندگان آن هستند. این عرصه­های تاریخی، محملی برای اجتماع نشانه­ها و یادمان­های نوشتاری و تصویری به شمار می­روند و ازاین­رو بیانگر رویکرد انسان­های گذشته به مقوله فرهنگ، مذهب، دین، باورها و اعتقادات یک گروه ویا یک قوم هستند.

گورستان­ها عرصه­های باز و گشوده­ای هستند که علاوه بر وجوه تاریخی یادمان­ها، سنگ افراشت­ها؛ آرامگاه­های خانوادگی و سنگ­های قبور، ویترین­ها و نمادهای فرهنگی از عناصر طبیعی (پوشش­های گیاهی و ارگانیک و ...) نیز بهره­مند هستند. حضور مفاهیم فرهنگی، اجتماعی و ... در گورستان­ها که بازتابی ازسنت سکونت، آداب و رسوم جوامع انسانی است و آمیختگی این مفاهیم با عناصرتاریخی موجود در عرصه گورستان­ها، سبب شده تا بتوان گورستان­ها را در چارچوب مناظر فرهنگی اصیل و تداوم یافته که حامل پیام­های روشن و غیر قابل تغییر برای آیندگان هستند، مورد بررسی قرار داد. از طرف دیگر در نگرش سیستماتیک به شهر به مثابه یک سیستم، گورستان­ها جزء جدایی­ناپذیر سکونتگاه­های انسانی و آخرین حلقه از زیرسیستم­هایی است که فرد در طول چرخه زیستی خود آن را تجربه می­کند. وجود چنین ماهیتی سبب شده است تا از گورستان­ها به عنوان "آخرین منظر"[3]یاد شود. با همین نگرش آخرین منظر می­تواند پیام دهنده و تاثیرگذار باشد(پارساپژوه،  1388: 63).

 گورستان­ها حضوری طولانی مدت در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارند و ارتباط تنگاتنک مفاهیم موجود در گورستان با ارزش­ها و شعائر دینی و مذهبی از ویژگی­های برجسته این مکان­ها می­باشد. فرهنگ اسلامی– ایرانی با توجه به اعتقاد به معاد و جهان آخرت برای متوفی و موضوع مرگ به عنوان پلی که انسان را به معبود و جایگاه ابدی منتقل می­کند و باعث تولد دوباره فرد می­گردد اهمیت خاصی قائل است و گورستان به مثابه تجلی کالبدی مفهوم مرگ، نقشی پر رنگ در توصیه­های دینی ائمه و علمای دینی بر عهده داشته اند(رضاییان، 1389: 48)2

  بررسی گورستان­های تاریخی، بیانگر رابطه بنیادین نظام اندیشه و ارزش­های جوامع بشری، نیروی تاثرگذار عوامل انسانی و نقش غیرقابل انکار عناصر دینی و فرهنگی در غنی­سازی بستر موجود با مفاهیم معمارانه و هنری است. رابطه ایجاد شده به سبب هم­افزایی، چه در زمانی که این مجموعه­ها هنوز مورد استفاده قرار می­گیرند و چه در زمانی که رها می­شوند، مفهومی گسترده­تر و عمیق­تر از جمع ساده ارزش­های معمارانه این محیط­های تاریخی با محیط طبیعی است.

حضور گورستان بهشت زهرا (س) در شهرتهران به عنوان جزئی از فضای شهری و امتزاج آن با مفهوم فرهنگ عمومی، بر ضرورت توجه به این مکان فرهنگی و ارتباطی تاکید دارد. انطباق ساختار حاکم بر فضای بهشت زهرای تهران با مفاهیم هنری و فرهنگی و توجه به پتانسیل­های موجود در این عرصه و در نظر گرفتن مفاهیمی چون هویت فرهنگی، تذکر دادن، مرگ آگاهی و حتی احساس تعلق که در دایره ادبیات شهرسازی و منظر شهری قرار دارند بر مقبولیت عمومی عرصه­های تدفینی بهشت زهرا به مثابه فضاهای شهری صحه می­گذارد و آن را به فضایی ارتباطی و  فرهنگی تبدیل می­کند.

در این پژوهش سعی شده است با تحلیل کلمه به کلمه سنگ نوشته­های قبور قطعات عمومی بهشت زهرای تهران در دو دهه اخیر به پرسش­های پژوهشی مطرح شده پاسخ داده شود و با شناسایی ارزش­های برجسته برروی سنگ نوشته­ها و تصاویر موجود به این پرسش­ها پاسخ دهیم­که: ارزش­های برجسته شده در دو دهه اخیر کدامند و چه تفاوت­هایی با هم دارند؟ فضاها و مکان­های یادمانی و به بیانی دیگر هر آن چه که معماری تدفینی، آن را در بر می­گیرد، مکانی است برای اجتماع نشانه­های تصویری و نوشتاری؛ این علائم و نشانه­ها با نگاهی به فرهنگ عمومی به عنوان پیام­هایی برای آیندگان در قالب تندیس­ها و مجسمه­ها، سنگ مزارها، کتیبه­ها و سنگ نبشته­ها طراحی و حجاری شده­اند، و در نهایت یادمان­ها، همدردی و همسویی نسل­های آتی را با خود به همراه می­آورند. به بیانی دیگر می­توان چنین استدلال کرد که هنر و معماری تدفینی علاوه بر این که حس فقدان را بر می­انگیزد، آینده­ای متفاوت را در قالب­های مختلف، به زبانی نمادین از دنیای دیگر به تصویر می­کشاند. بدون شک بسیاری از این علائم و نشانه­ها با نگاهی به گذشته، قابل بازخوانی است و حامل پیام­هایی برای نسل­های بعدی از نوع نگاه فرهنگی گروه­های اجتماعی مختلف می­باشد.

تغییرات مشهود در فرم و نحوه محوطه سازی گورستان­ها، ترتیب قرار گیری سنگ مقابر و تندیس­ها و سنگ­نوشته­ها، تصاویر و کتیبه­ها، صحنه­هایی ازفرهنگ عمومی و ارزش­های جامعه و حتی از یاد رفتگان را بیان می­کنند که می­تواند به مرور زمان دستخوش تغییرات گسترده­ای قرارگرفته و هم اکنون، در لایه­- های متفاوت قابل بررسی و بازخوانی باشد.

 

پرسش­های پژوهشی

1. در نشانه­های تصویری و نوشتاری سنگ قبور بهشت زهرای تهران در دو دهه اخیر چه ارزش­هایی برجسته شده  است؟

2. ارزش­های برجسته شده در این دو دهه چه تفاوت­هایی با هم دارند؟

 

اهداف تحقیق

-                تحلیل محتوای سنگ نوشته­ها و تصاویر قبور قطعات عمومی در دو دهه اخیر در گورستان بهشت زهرای تهران

-                بررسی ارزش­های برجسته شده بر روی سنگ­های قبور قطعات عمومی بهشت زهرای تهران

-               ارزش­های برجسته در دو دهه چه تفاوت­هایی با هم دارند.

 

روش تحقیق

این پژوهش، تحلیل محتوای کمی و کیفی متون و نشانه­های قبور عمومی بهشت زهرای تهران در دو دهه اخیر می­باشد که با در نظر گرفتن الگوی نشانه‏شناسی سوسور، پیرس، بارت و نشانه‏شناسی فرهنگی در کنار تحلیل محتوا، به شناسایی نشانه­های نوشتاری و تصویری برای درک ارزش­های برجسته آنان پرداخته است. تصاویر و متون حک شده بر روی سنگ قبور دراین نظام متنی و با توجه به الگوی سوسور به عنوان یک نشانه و دال در نظر گرفته، و به دنبال مدلول (معنای آن) خواهیم بود. دلالت این نظام نشانه‏ای، ارتباطی است که از این دو وجه در پژوهش به دست خواهد آمد. از طرف دیگر بر اساس جداول کدگذاری در روش تحلیل محتوای کیفی به شماسایی ارزش­های برجسته در این داده­ها پرداخته و آنان را با هم مقایسه می­کنیم.

روش گردآوری اطلاعاتمیدانی، اسنادی و مشاهده مستقیم است. ابزار گردآوری، عکس‌برداری از سنگِ قبور، پرسشنامه معکوس و جدول کدگذاری است.

 

تعریف متغیرها

سنگ نوشته

سنگ نوشته یا کتیبه به متون و یا تصاویر روی تخته سگ و یا کاشی­کاری یا سطح دیگری گفته می­شود که معمولاً حامل پیام و یا انتقال دهنده مفهومی تاریخی یا فرهنگی است. معمولاً از سنگ نوشته­ها بر روی سنگ قبور در حاشیه سر در ساختمان­ها و یا بر روی کاشی در اماکن مذهبی استفاده می­شود (دهخدا، 1370: 211).

 

متغیر ارزش یا ارزش­های برجسته شده

واژه ارزش در اصطلاح عقیده یا باور نسبتاً پایداری است که فرد با تکیه بر آن یک شیوه رفتاری خاص و مشخص یا یک حالت غایی را که شخصی یا اجتماعی است به یک شیوه رفتاری خاص یا یک حالت غایی که نقطه مقابل حالت بر گزیده قرار دارد ترجیح می­دهد و مدل­های کلی رفتار، احکام جمعی، هنجارهای رفتاری و ارزش­های اجتماعی را تشکیل می­دهند که با پذیرش عمومی همراه است. این ارزش­ها شامل انواع و اقسام ارزش­های پذیرفته شده هستند که اعضای یک جامعه مشخص بر روی آن به وفاق می­رسند و به نوعی زبان مشترک تشکیل می­دهند. گاهی ارزش­های اجتماعی تحت عنوان ارزش­های اخلاقی، فرهنگی و دینی نیز به کار می­روند و یکپارچگی اجتماعی را قوام می­بخشند و به گسترش پیوند های مبتنی بر همبستگی می انجامند(رفیع پور، 1377).

ارزش در اصطلاح جامعه‌شناسی، عقایدی است که افراد یا گروه‌های انسانی درباره آن‌ چه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است؛ دارند. ارزش‌های مختلف نمایانگر جنبه‌های اساسی تنوعات در فرهنگ انسانی است. ارزش‌ها معمولاً از عادت و هنجار نشأت می‌گیرند. به طور کلی به اموری که برای اعضاء گروه اهمیت دارند و آرمان مشترک اعضاء گروه تلقی می‌شوند، ارزش می­گویند. ارزش به صورتی دو گانه در واقعیت وجود دارد: نخست به منزله آرمانی متجلی می‌شود که خواستار پیوستگی است و دعوت به احترام می‌کند. دوم در اشیاء یا رفتارهایی جلوه­گر می‌شود که آن را به شیوه‌ای عینی یا دقیقاً به شیوه سمبلیک بیان می‌کند(گیدنز، 124: 1376).

ارزش‌های فردی: ارزش‌هایی که یک فرد به آن پای­بند است و ممکن است از نظر فرد دیگری این عمل دارای ارزش نباشد. محسنی در کتاب جامعه‌شناسی خود می‌گوید: ارزش‌ها الزاما صفت اجتماعی ندارند بلکه ممکن است فردی هم باشند. آن‌ها اشیاء یا عقایدی هستند که به طور فردی مورد توجهند و در سطح کلی جامعه ارزش ندارند.

ارزش‌های اجتماعی: ارزش‌های اجتماعی به آن دسته از واقعیات و اموری اطلاق می‌گرددکه نیاز مادی و معنوی افراد جامعه را بر آورده می‌سازد و به طور دسته جمعی برای یک­گروه و یا یک طبقه مورد احترام و ارزش­مند است. ارزش به معنای «تلقی خوب یا بد یک فرد از یک چیز» است. به عبارتی دیگر ارزش آن چیزی است که از نظر فرهنگی، خوب و مطلوب و مناسب، یا بد و غیر مطلوب و نامناسب تلقی می­- شود(غفاری، 1386: 9-8). ارزش­ها بر رفتار افراد اثر می­گذارند و به عنوان ضابطه­ای برای ارزیابی اَعمال دیگران مورد استفاده قرار می­گیرند. معمولاً رابطه مستقیمی میان ارزش­ها با نحوه عکس­العمل جامعه وجود دارد. برای مثال، جامعه­ای که ارزش زیادی برای ازدواج قائل است، عمل زنا را محکوم و مجازات می­کند. یا در جامعه­ای که به اموال خصوصی افراد احترام گذاشته می­شود و مالکیت، ارزش تلقی می­شود، قوانینی علیه سرقت و تاراج اموال دیگران به وجود می­آید(محسنی، 1386: 246). لذا می­توان گفت: «ارزش­های اجتماعی، مجموعه­ای آرمانی­هستند درباره آن­چه که درست یا نادرست، شایسته یا ناشایست، مطلوب یا نامطلوب و خوب یا بد می­باشد و برای هر جامعه­ای مورد نیاز، محترم، مقدس، خواستنی و مطلوب تلقی می­شوند. مانند: نجابت، درستکاری، شرافت، احترام به حقوق دیگران و تقوا(ستوده، 1386: 2). آلن بیرو ارزش­های اجتماعی را «مدل­های کلی رفتار، احکام جمعی و هنجارهای کارکردی که مورد پذیرش عمومی و خواست جامعه قرار گرفته­اند» می­داند. به بیانی دیگر، مجموعه روابط اجتماعی، جوهره جامعه را تشکیل می­دهد و ارزش­های اجتماعی، چند و چون این روابط را از جنبه ظاهری و محتوایی شکل و جهت می­دهند. این روابط فارغ از این که طرفین آن چه افراد یا گروه­هایی هستند، می­توانند به صورت مثبت (به شکل همکاری و دوستی)، منفی (به شکل تقابل، کشمکش و مبارزه) یا به صورت مثبت (به شکل همکاری و دوستی)، منفی (به شکل تقابل، کشمکش و مبارزه) یا به صورت خنثی (پذیرش، انطباق و همسازی) بروز کنند. در هر صورت، این روابط به عنوان فرآیندهایی مورد توجه قرار می­گیرندکه از یک فرد به فرد دیگر دارای قلمرو و دامنه متفاوتی است. با این وجود، افراد از الگوهای نسبتاً واحدی پیروی می­کنند؛ چرا که قواعد و ارزش­های اجتماعی­که به عنوان احکام­جمعی مورد پذیرش جامعه و یا گروه قرار گرفته­اند مبنای عمل، رفتار و قضاوت درباره رفتارها، وقایع و پیامدهای اجتماعی هستند(غفاری، 1386: 9-8). این­که افراد پول یا درآمد خود را درچه راه­هایی صرف می­کنند، چه دوستانی را و با چه خصوصیات اخلاقی برای معاشرت با خود بر می­گزینند، در راه رسیدن به چه اهدافی ایثار و از خود گذشتگی می­کنند و چه اعتقادات مادی یا معنوی دارند، همه گویای نوع ارزش­های افراد در جامعه می­باشد.

 

دسته­بندی ارزش­ها

1. ارزش­های اخلاقی: احکام و رفتارهای دستوری که سعی در سوق دادن جهت رفتار و اندیشه انسان­ها دارد و شامل تشویق به اَعمالی مانند: احسان کردن، ایثار کردن و یا خودداری از اَعمالی مثل: دروغ، دزدی، قتل و تجاوز می­شوند.

2. ارزش­های اقتصادی: ارزش­های مادی که شامل: پول، دارایی و تملک کالاها می­شود.

3. ارزش­های ملی و سیاسی: مانند: احترام به اصول ناب ملی یا انقلابی مردم، عدالت اجتماعی و تأمین رفاه اجتماعی.

4. ارزش­های دینی: ارزش­های مقدس و معنوی زندگی انسان­ها که تقریباً در اکثر جوامع از مهم­ترین و قدرت­مندترین ارزش­های اجتماعی به شمار می­روند.

5. ارزش­های قانونی و حقوقی: قوانین، تجلی ارزش­های حقوقی و ضمانتی اجرایی برای آن هستند. همگان احترام به قوانین و مقررات جامعه اعم از: موازین قانونی، قاضی و پلیس را ارزش­مند تلقی می­- کنند.

6. ارزش های فرهنگی: هر آن چه که در رابطه با فرهنگ مشترک و عمومی مردم برای­شان حائز اهمیت باشد مانند: دانش و احترام با سالمندان ارزش­های فرهنگی خوانده می­شوند(صداقتی­فرد، 1388: 95).

بنابراین می­توان گفت بر اساس دسته­بندی ارزش­های اجتماعی­که در بالا به آن اشاره شد این پژوهش می­کوشد ضمن رعایت دسته­بندی ارزش­ها در کدگذاری­ها ارزش­های برجسته حک شده بر روی سنگ قبور را شناسایی کند.

در تحلیل محتوای ارزش­های برجسته شده بر اساس متون و یا تصاویر روی سنگ­های قبور، ابتدا ارزش­های برجسته شده  مورد تعریف قرار گرفت و بر اساس تعریف ارزش و مشخص کردن دسته­بندی آن­ها، هر یک از عناصر و یا واحدهای تحقیق مورد تعریف عملیاتی قرار گرفت. این که منظور از ارزش­های برجسته چه ارزش­هایی است و یا تعریف عینی ارزش کدام است، در این مرحله صورت گرفت.  تعاریف عملیاتی بایستی چنان دقیق باشند که در هنگام ثبت بتوان از روی این تعاریف، به راحتی واحدهای ثبت را درون طبقات قرار دهند.

بر اساس تعریف عملیاتی در این پژوهش ارزش های اجتماعی به 6 دسته تقسیم می­شوند که هر کدام کد مربوط به خود را گرفتند.

کد 1. ارزش­های اخلاقی: (تشویق به احسان و ایثارکردن و نهی از دروغ گفتن، دزدی کردن و ...)

کد 2. ارزش­های اقتصادی: (بارز بودن تجمل­گرایی، تملک و ...)

کد 3. ارزش­های ملی و سیاسی: (اصول ناب ملی و انقلابی مردم، پرچم، آرمان­های تعریف شده یک ملت)

کد 4. ارزش­های دینی: (ارزش­های مقدس و محکم مردم که از مهم­ترین ارزش­ها به شمار می­رود)

کد 5. ارزش­های قانونی و حقوقی: (احترام به ارزش­های قانونی و قراردادهای سازمانی)

کد 6. ارزش­های فرهنگی: (آن چه به فرهنگ عمومی و مشترک مردم مربوط است مانند: احترام به پدر و مادر).

 

فرآیند تحلیل محتوا در پژوهش

در تحلیل محتوای سنگ قبور دو دسته واحد تعریف شد: واحدهای محتوا و واحدهای تحقیق.

 

واحد نمونه­گیری

در این پژوهش  با توجه به تحقیق بر روی سنگ قبور قطعات عمومی بهشت زهرای تهران است که موضوع تحلیل محتواست واحد نمونه­گیری می­تواند سنگ قبر، متون نوشتاری و تصاویر حک شده باشد.

 

واحد ثبت

می‌توان یک سنگ قبر را به عنوان واحد نمونه­گیری انتخاب کرد و مضمون کلی هر سنگ قبر را در طبقه­بندی­های مناسب قرار داد. در این صورت واحد ثبت و نمونه­گیری یکسان هستند. هم­چنین می‌توان یک سنگ قبر را به عنوان واحد نمونه­گیری انتخاب کرد، ولی متون ادبی و نوشتاری و تصاویر حک شده بر روی آن را به عنوان واحد ثبت قرار داد.

 

واحد متن یا زمینه­ای

در متن سنگ نوشته­ای که پدر را به (بارش باران خداوند) تشبیه کرده است. برای دریافت و پی بردن به مفهوم شعر یا متن باید واحد ثبتی را تغییر داد.

 

 واحد تحلیل

واحد ثبت می­تواند هرکلمه، جمله و یا تصویر بر روی سنگ قبر باشد، درحالی که واحد تحلیل میانگین کلمه و یا سطر بر روی سنگ قبر است. لذا واحد ثبت و تحلیل لزوماً بر یکدیگر منطبق نیستند. یک واحد تحلیل هرگز نمی‌تواند کوچک­تر از واحد ثبت باشد.

 

جامعه آماری و نمونه­گیری

جامعه آماری کلیه قطعات عمومی بین سال­های 1374 تا 1394 را تشکیل می­دهد. در این پژوهش با توجه به اعلام مرکز آمار سازمان بهشت زهرا (س) تعدادِ مرگ و میر در کلانشهرِ تهران در دو دهه اخیر 990 هزار و 191 نفر است. قطعاتِ 200 الی 250 و قطعاتِ 300 تا 320 متعلقِ به طبقه عمومی شهروندان از سال 1374 الی 1394 فعال است و جامعه آماری ما را مشخص می­کند. مجموع 70 قطعه و 270 هزار سنگ قبر در بیست سال اخیر تولید و کارگزاری شده است. برای تحلیلِ محتوا و نشانه‌شناسی این حجمِ عظیمِ سنگ قبور با توجه به محاسبه در فرمول کوکران که یکی از پرکاربردترین روش‌ها برای محاسبه حجم نمونه آماری است، تعداد 6/383 به دست آمده است که با جدول مورگان هم همخوانی دارد و از طریقِ کدگذاری و جدوالِ دقیق به بررسی هر یک از سنگ قبور به مثابه یک متن پرداختیم.

 

قطعات عمومی بهشت زهرا (س)

در این قطعات که به قطعات جاری و قطعات قدیمی تقسیم می­گردد قبور آن در قطعات جاری به صورت سه طبقه و در قطعات قدیمی یک یا دو طبقه می­باشد. مدیریت اجساد که از وظایف بهشت زهرا (س) می­باشد عبارت­اند از: حمل متوفی با آمبولانس­های جدید از سطح شهر تهران، تغسیل، تکفین، نماز میت، حمل به قطعات، تدفین، هم سطح­سازی قطعه و نصب سنگ است.

 

قطعات‌ شهدا

این‌ قطعات‌ که‌ ابدان‌ مطهر شهدای‌ گران­قدر انقلاب‌ اسلامی‌ و دفاع مقدس را درخود مدفون‌ دارد، همه‌ روزه‌ مورد  بازدید ‌ زائران‌ و خانواده‌های‌ معظم‌ شهدا و مهمانان‌ دیگر از اقصی‌ نقاط‌ کشور و جهان‌ است‌.

حضور مسئولین‌ مختلف‌ در مناسبت­های‌ خاص‌ و دیگر اقشار در این‌ قطعات‌ به‌ نوعی‌ در فرهنگ ‌ایرانیان، تجدید میثاق‌ با آرمان­های‌ مقدس‌ حضرت‌ امام‌ (رضوان­الله تعالی­علیه)، شهیدان‌  و رهبری‌ ‌ انقلاب­اسلامی ایران تلقی‌ می‌گردد و به‌ همین‌ انگیزه‌ است‌ که‌ بهشت‌ زهرا (سلام­الله علیها) سالیانه‌ و به طور متناوب‌ میزبان‌ شهروندان و مسئولین کشوری و لشگری است.

 

قطعات‌ خانواده‌ شهدا « صالحین» 

این‌ قطعات‌ محل‌ دفن‌ بستگان‌ درجه‌ اول‌ «شهید» شامل: پدر، مادر، همسر و فرزند شهید و جانبازان بالای 25 درصد بوده‌ که‌ با نامه ‌رسمی‌ و تاییدیه‌ بنیاد شهید انقلاب‌ اسلامی‌ تهران‌ بزرگ‌ انجام‌ می‌پذیرد.

 

 

قطعه‌ هنرمندان و اصحاب رسانه

این‌ دو قطعه‌، هنرمندان‌، نویسندگان‌ و نام ‌آورانی که‌ به‌ نوعی‌ در راه‌ اعتلای‌ نام‌ ایران‌ اسلامی‌ تلاش‌ نموده‌اند را در خود مدفون‌ دارد.

صدور مجوز دفن‌ در این‌ قطعه‌ به‌ عهده‌ معاونت‌ هنری‌ وزارت‌ ارشاد اسلامی‌ یا ریاست کمیته المپیک و ریاست شورای اسلامی شهر تهران می‌باشد.

 

قطعه نام آوران

قطعه نام آوران در بخش فاز اول توسعه  قرار دارد و به دفن درگذشتگان از جامعه ورزشی و به طور کلی همه افرادی که در راه اعتلای ایران تلاش نموده­اند اختصاص دارد.

مجوز دفن درگذشتگان در قطعه نام آوران توسط سازمان تربیت بدنی، ریاست کمیته ملی المپیک و کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران صادر می­شود.

 

آرامگاه‌ خانوادگی

آرامگاه‌های خانوادگی‌ ‌دارای‌ 67 مترمربع‌ مساحت، شامل‌ 25 قبر یک‌ طبقه‌ بوده که‌ قابل‌ تبدیل‌ به‌ دو طبقه‌ و 3 طبقه می‌باشد.

 

قبور خانوادگی

این قبور در گوشه­ای از فضای رو باز قطعات دو طبقه ایجاد شده و دارای 10 قبر سه طبقه می‌باشد.

 

قطعات مورد بررسی پژوهش        

تعدادِ مرگ و میر در کلانشهرِ تهران در دو دهه اخیر (1374-1394) طبقِ مرکز آمار سازمان بهشت زهرا 990 هزار و 191 نفر است. مجموعِ 270 هزار قبر در 70 قطعه گورستان  وجود دارد. قطعاتِ 200 الی 250 و قطعاتِ 300 تا 320 متعلقِ به طبقۀ عمومی شهروندان است. برای تحلیلِ محتوا و نشانه­- ‌شناسی این حجمِ عظیمِ سنگ قبور با توجه به احتساب در جدول مورگان تعداد 447 سنگ قبر مورد مطالعه قرار گرفته است.

جداول شماره (1): مقایسه دو دهه مورد پژوهش

سال تدفین

تعداد قبور

دهه اول 1384-1374

257

دهه دوم 1394-1384

190

 

 

   

               

تصاویر قبور به شیوه تصادفی ساده و بدون توجه به نام افرادی­که دراین قطعات دفن شده‌اند گرفته شده است. سنگ قبور قطعۀ دهه اول ازنظر اندازه کوچک­تر و در یک میانگین کلی به صورت 50 درصد سفید و پنجاه درصد سیاه است. یعنی حدود پنجاه درصد از سنگ قبور رنگ سفید و پنجاه درصد دیگر رنگ مشکی هستند. حریم زنانه- مردانه در سنگ قبور دهه اول به خوبی قابل مشاهده است. یعنی تصاویر حک شده بر روی سنگ قبور بیشتر مردانه است و زنان کمتر بر روی قبور تصویرشان حک شده است. نقوشی که در سنگ قبور این دهه استفاده شده است بیشتر مربوط به گل و برگ است که در فرهنگ ایرانیان محترم و قابل احترام است. در قطعه جدید که بخش ساماندهی و دهه دوم بهشت زهرا است شماره­گذاری قطعات از 300 تا 320 انجام شده است. رنگ سنگِ قبور و اندازه آن­ها تغییر کرده است. یعنی سنگ­ها بیشتر مشکی هستند و کمتر از رنگ سفید استفاده شده است. اندازه سنگ­ها بزرگ­تر و ظاهر تجملی­تری را به خود گرفته است. خوشنویسی از علائم مهمی است که در تزئین این سنگ قبور استفاده شده است. به عبارت دیگر خوشنویسی و زیبا نوشتن نوع خط وارد سنگ نوشته­ها شده است. برای مشاهده بیشتر آن چه که در سنگ قبور قابل مشاهده است جداولی از سنگ قبور این دو دهه تهیه و کدگذاری شده است که به شرح دقیق آن چه که در این دو دهه رخ داده و تغییر کرده است به صورت کاملاً واضح می­پردازد.

 

یافته­های دهه اول طبق جداول کدگذاری

  1. سنگ­های قبور در دهه اول ساده­تر و کوچک­تر هستند.
  2. در دهه اول از عناصر تصویری هم­چون: کتاب، گل، برگ کنده­کاری شده بر روی سنگ قبر بیشتر استفاده شده است.
  3. در دهه اول تصاویر متوفی کوچک­تر است.
  4. در دهه اول از عنوان (پدر ) و (مادر) بر روی سنگ قبر به صورت کنده­کاری شده بیشتر استفاده شده است.
  5. اندازه سنگ­های قبور کوچک­تر و معمولی­تر است.
  6. از سنگ­های سفید در دهه اول بیشتر استفاده شده است.
  7. تصاویر بانوان محدود استفاده شده و فقط به ذکر نام بر روی سنگ قبر بانوان اکتفا شده است.
  8. در اشعار استفاده شده برروی سنگ قبر در دهه اول ازنام­ها و شخصیت­های مذهبی چون حضرت زهرا (س)، امام علی (ع)، امام رضا (ع) و امام حسین (ع) بیشتر استفاده شده است و از آنان برای متوفی آرزوی رحمت و بخشش شده است.
  9. مهربان، دلسوز و فداکار بودن برای مادران و پدران به صورت مشترک در اکثر موارد به کار رفته است.

10. نشانه­های تصویری دهه اول عبارتند از:

- آرامگاه، مسجد و یا خانه خدا

- برگ، گل، کبوتر، شاخه گندم و کتاب.

 

یافته­های دهه دوم طبق جداول کدگذاری

1. سنگ­ها از سادگی در آمده و نوع سنگ تجملاتی­تر شده است.

2. ابعاد سنگ­ها بزرگ­تر و جذاب­تر شده است.

3. بیشتر از رنگ مشکی برای سنگ­ها استفاده شده است.

4. برای بانوان از تصاویر استفاده شده است.

5. تصاویر استفاده شده از متوفی بر روی سنگ قبور بزرگ­تر شده است.

6. تصاویر آقایان در ابعاد بزرگ­تر حک شده است.

7. تصاویر متوفی در مورد آقایان در برخی موارد با کراوات حک شده است.

8. تصاویر متوفی در برخی موارد به صورت رنگی به کار برده شده است.

9. هنر خطاطی در نوشتن نام و به طور کلی متون سنگ نوشته­ها بیشتر استفاده شده است.

  1. از شعر نو در سنگ نوشته­ها بیشتر استفاده شده است.

11. شغل و یا حرفه متوفی با ذکر پیشوند و یا تصویر مشخص شده است.

12. (م) مالکیت برای عنوان­مادر و پدر در دهه دوم ذکر می­شود یعنی روی سنگ قبر عنوان (مادرم) به جای مادر و ( پدرم) به جای پدر ذکر می­شود.

13. رنگ در سنگ نوشته­ها و تصاویر اضافه شده است.

14. استفاده از رنگ سبز و قرمز بیشتر دیده می­شود.

15. در استفاده از نام ائمه و بزرگان مذهب شیعه نسبت به دهه اول کمتر دیده می­شود.

- پرسش اول: در نشانه­های تصویری و نوشتاری سنگ قبور قطعات عمومی بهشت زهرا (س) چه ارزش­هایی برجسته شده است.

 

جداول شماره (2): نتایج جدول­گذاری ارزش­های برجسته دهه اول

تعداد سنگ قبر

257 عدد

جنسیت

مرد

146 نفر

56 %

زن

111 نفر

44 %

کد (1) ارزش­های اخلاقی

222

86 %

کد (2)ارزش­های اقتصادی

123

47 %

کد (3) ارزش­های سیاسی و ملی

0

0

کد (4) ارزش­های دینی

73

28 %

کد (5) ارزش­های قانونی و حقوقی

0

0

کد (6) ارزش­های فرهنگی

230

89 %

 

 

 

جداول شماره (3): نتایج جدول­گذاری ارزش­های برجسته دهه دوم

تعداد سنگ قبر

190 عدد

جنسیت

مرد

121نفر

64 %

زن

69نفر

36 %

کد (1) ارزش­های اخلاقی

77

41 %

کد (2) ارزش­های اقتصادی

162

85 %

کد (3) ارزش­های سیاسی و ملی

0

 

کد (4) ارزش­های دینی

28

15 %

کد (5) ارزش­های قانونی و حقوقی

0

 

کد (6) ارزش­های فرهنگی

181

95 %

 

- پرسش دوم: ارزش­های برجسته شده چه تفاوت­هایی با هم دارند؟     

طبق نتایج به دست آمده و جداول جداگانه نتایج کدگذاری ارزش­های برجسته مربوط به هر دهه ارزش­های اخلاقی از 86 درصد در دهه اول به 41درصد در دهه دوم کاهش نشان می­دهد. در حالی که ارزش­های اقتصادی از 47 درصد در دهه اول به 85 درصد در دهه دوم افزایش داشته است.

ارزش­های دینی در دهه اول 28 درصد بوده­ که در دهه دوم به 15 درصد کاهش نشان می­دهد و ارزش­های فرهنگی در دهه اول 89 درصد می­باشد که در دهه دوم به 95 درصد افزایش نشان می­دهد.

 

جداول شماره (4): آزمون خی دو برای مقایسه فراوانی ارزش‌های اخلاقی، اقتصادی، دینی و فرهنگی در دهه اول و دوم

نام ارزش

فراوانی دهه اول

فراوانی دهه دوم

Chi-Square

P

ارزش­های اخلاقی

222

77

29/67

001/0>P

ارزش­های اقتصادی

123

162

ارزش­های دینی

73

28

ارزش­های فرهنگی

230

181

 

برای مقایسه فراوانی ارزش‌های اخلاقی، اقتصادی، دینی و فرهنگی در دهه اول و دوم از آزمون خی دو استفاده شد. برای این منظور ابتدا دو ارزش سیاسی و ملی و هم­چنین ارزش‌های قانونی و حقوقی به دلیل این که دارای فراوانی صفر بودند از تحلیل کنار گذاشته شدند. در مرحله بعد آزمون خی دو انجام گرفت و نتایج نشان داد که بین دهه اول و دهه دوم تفاوت معناداری در فراوانی چهار ارزش یاد شده وجود دارد (29/67=Chi-Square و 001/0>P). بنابراین در دهه اول ارزش‌های اخلاقی، دینی و فرهنگی به صورت معناداری از دهه دوم بیشتر است و در دهه دوم نیز ارزش‌های اقتصادی به صورت معناداری از دهه اول بیشتر است.

ارزش­های ثبت شده در این دو دهه به ترتیب زیر است:       

  1. سنگ­های قبور در دهه اول ساده­تر و کوچک­تر هستند و در دهه دوم تجملاتی­تر و بزرگ­تر شده است.
  2. در دهه اول از عناصر تصویری هم­چون: کتاب، گل، برگ و شاخه گندم کنده­کاری شده بر روی سنگ قبر بیشتر استفاده شده است.
  3. در دهه اول تصاویر متوفی کوچک­تر و سیاه و سفید است و در دهه دوم تصاویر متوفی بزرگ­تر و رنگی شده است.
  4. در دهه اول از عنوان (پدر) و (مادر) بر روی سنگ قبر به صورت کنده­کاری شده بیشتر استفاده شده است و در دهه دوم عنوان (پدرم) و (مادرم) استفاده شده است.
  5. در دهه اول اندازه سنگ­های قبور کوچک­تر و معمولی­تر است و در دهه دوم بزرگ­تر و از تنوع بیشتری برخوردار است.
  6. از سنگ­های سفید در دهه اول بیشتر استفاده شده است در حالی که در دهه دوم از سنگ مشکی بیشتر استفاده شده است.
  7. در دهه اول تصاویر بانوان محدود استفاده شده و فقط به ذکر نام بر روی سنگ قبر بانوان اکتفا شده است. در صورتی­که در دهه دوم از تصاویر برای بانوان در اکثر موارد استفاده شده­است.
  8. در اشعار استفاده شده بر روی سنگ قبر در دهه اول  از نام­ها و شخصیت­های مذهبی چون حضرت زهرا، امام علی، امام رضا و امام حسین بیشتر استفاده شده است و از آنان برای متوفی آرزوی رحمت و بخشش شده است. در صورتی که در دهه دوم کمتر از نام ائمه و نام­های مقدس برای شیعیان استفاده شده است.
  9. مهربان، دلسوز و فداکار بودن برای مادران و پدران به صورت مشترک در اکثر موارد به کار رفته است و در هر دو دهه دیده می­شود.

10. در دهه اول نشانه­های تصویری عبارتند از:

_ آرامگاه، مسجد و یا خانه خدا

_ برگ، گل، کبوتر، شاخه گندم و کتاب

و در دهه دوم:

- کتاب و گل

- ارجاع به شغل و یا حرفه و تخصص متوفی در دهه دوم دیده می­شود.

  1. در دهه دوم ابعاد سنگ ها بزرگ­تر و جذاب­تر شده است.
  2. در دهه دوم بیشتر از رنگ مشکی برای سنگ­ها استفاده شده است.
  3. در دهه دوم برای بانوان از تصاویر استفاده شده است.
  4. تصاویر استفاده شده از متوفی بر روی سنگ قبور در دهه دوم  بزرگ­تر شده است.
  5. تصاویر آقایان در دهه دوم در ابعاد بزرگ­تر حک شده است.
  6. تصاویر متوفی در مورد آقایان در دهه دوم در برخی موارد با کراوات حک شده است.
  7. تصاویر متوفی در دهه دوم دربرخی موارد به صورت رنگی به کار برده شده است.
  8. هنر خطاطی در نوشتن نام و به طور کلی متون سنگ نوشته­ها بیشتر استفاده شده است.
  9. در دهه دوم از شعر نو در سنگ نوشته­ها بیشتر استفاده شده است.
  10. شغل و یا حرفه متوفی با ذکر پیشوند و یا تصویر مشخص شده است.
  11. (م) مالکیت برای عنوان مادر و پدر در دهه دوم ذکر می­شود یعنی روی سنگ قبر عنوان (مادرم) به جای مادر و ( پدرم) به جای پدر ذکر می­شود.
  12. در دهه دوم رنگ در سنگ نوشته­ها و تصاویر اضافه شده است.
  13. در دهه دوم  استفاده از رنگ سبز و قرمز بیشتر دیده می­شود ولی در دهه اول فقط رنگ­ها سیاه و سفید است.
  14. در دهه دوم استفاده از نام ائمه و بزرگان مذهب شیعه نسبت به دهه اول کمتر دیده می­شود.

 

یافته­ها

تفاوت نگرش­های اجتماعی مربوط به مرگ درجوامع موجود به عوامل متعددی بستگی دارد. یک دسته از این عوامل به ساختار بنیادی جامعه مربوط می­شوند مانند ارتباط جامعه با محیط طبیعی و فرهنگ و دسته دیگر از تاثیر جامعه بر رفتارهای گروهی و زمینه اجتماعی شخصیت منشاء می­گیرد. هم­چنین باید به نقش سازمان­های اجتماعی، خانواده، حکومت و دین اشاره کرد که شکل­گیری نگرش­های اجتماعی و فرهنگی یک جامعه در برابر مرگ نمی­تواند از تاثیرات آن­ها برکنار باشد. به این ترتیب ما با انواع نگرش­های انکار کننده، پذیرنده، مشتاقانه  و مبارزه جویانه در برابر مرگ روبرو می­شویم.

حضور تاریخی گورستان­ها در دل شهر و امتزاج مناظر ایجاد شده با فرهنگ و تمدن جوامع، آمیختگی ارزش­های­خانواده و گروه­های اجتماعی و عناصر ارگانیگ و طراحی شده عرصه­های تدفینی، اهمیت توجه به گورستان­های درون شهری را بیش از پیش آشکار می­سازد. حضور گورستان­ها در شهر به عنوان جزئی از فضاهای زندگی شهری و امتزاج آن با مفهوم فرهنگ عمومی، بر ضرورت توجه به این مکان­های تاریخی- فرهنگی تاکید دارد. انطباق ساختار حاکم بر این فضاها با مفاهیم اجتماعی و فرهنگی و توجه به پتانسیل­های موجود در این عرصه­های عمومی و در نظر گرفتن مفاهیمی چون هویت فرهنگی، تذکر دادن، مرگ آگاهی و حتی احساس تعلق که در دایره ادبیات شهرسازی و منظر شهری قرار دارند بر مقبولیت عمومی عرصه­های تدفینی تاریخی به مثابه فضاهای شهری صحه می­گذارد. از همین رو می­توان بهره­گیری بهینه از عرصه­های یادمانی شهر، توجه به مفاهیم و ارزش­های ثبت شده در این فضاها را در شکل­دهی و انتقال پیام­های جامعه به نسل­های بعدی مورد توجه قرار داد.

بر همین اساس در این پژوهش ما با تحلیل عناصر بصری و نوشتاری سنگ­قبور و جمع­آوری و مقایسه ارزش­های برجسته شده حک شده بر روی سنگ قبور قطعات عمومی گورستان بهشت زهرا (س) در دو دهه (1383- 1374) و (1394-1384) بر آن شدیم تا به صورت کیفی این داده­ها را تحلیل کنیم.

- پرسش اول: در نشانه­های تصویری و نوشتاری سنگ قبور بهشت زهرا (س) چه ارزش­هایی برجسته است؟

جداول شماره (5): نتایج جدول­گذاری ارزش­های برجسته دهه اول

تعداد سنگ قبر

257 عدد

جنسیت

مرد

146نفر

56 %

زن

111نفر

44 %

کد (1) ارزش­های اخلاقی

222

86 %

کد (2) ارزش­های اقتصادی

123

47 %

کد (3) ارزش­های سیاسی و ملی

0

0

کد (4) ارزش­های دینی

73

28 %

کد (5) ارزش­های قانونی و حقوقی

0

0

کد (6) ارزش­های فرهنگی

230

89 %

 

 

جداول شماره (6): نتایج جدول­گذاری ارزش­های برجسته دهه دوم

تعداد سنگ قبر

190 عدد

جنسیت

مرد

121 نفر

64 %

زن

69 نفر

36 %

کد (1) ارزش­های اخلاقی

77

41 %

کد (2) ارزش­های اقتصادی

162

85 %

کد (3) ارزش­های سیاسی و ملی

0

0

کد (4) ارزش­های دینی

28

15 %

کد (5) ارزش­های قانونی و حقوقی

0

0

کد (6) ارزش­های فرهنگی

181

95 %

 

ارزش­های برجسته دهه اول: حک شدن عنوان پدر و مادر به صورت برجسته، استفاده از اشعار شعرای سنتی و قدیمی، به کار بردن صفات فداکاری و مهربانی برای پدر، استفاده از صفات دلسوزی و مهربانی برای مادر، استفاده از عنوان شادروان، استفاده از عنوان حاجی برای مردان و کنیز حضرت زهرا (س) برای زنان متوفی، فراموش نشدن مادر و پدر بعد از فوت، رنج کشیدن پدر در زندگی به واسطه کار و تلاش، استفاده از تصاویر حرم­های مقدس و شریف و مساجد به عنوان ارزش مورد توجه جامعه ایرانی بر روی سنگ­های قبور، استفاده از تصاویر گل و برگ و شاخه گندم که در فرهنگ ایرانی نشانه طراوت و لطافت و ارزش­مند بودن است، استفاده از نام بزرگان مذهب تشیع مانند علی (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسین (ع)، حضرت رسول (ص) و امام رضا (ع) که ارزش­های جامعه ایران است، آرام گرفتن بعد از فوت، اعتقاد به این معنا که متوفی بعد از فوت زنده است، حک­شدن تصویر مردان بر روی سنگ قبور و استفاده نام بانوان بر روی سنگ قبور، استفاده از عنوان پدر و مار بر روی سنگ قبور ازجمله ارزش­های یافته شده بر روی سنگ قبور در دهه اول است.

ارزش­های برجسته دهه دوم: استفاده از خط خوش و نوشتن مطالب با خوشنویسی، طراحی با خط و سنگ، استفاده از تصاویر برای خانم­ها و آقایان، تصاویر رنگی برای آقایان، وارد شدن رنگ به سنگ نوشته­ها، استفاده از رنگ قرمز و سبز، مهربان و دلسوز بودن مادر، مهربان و فداکار بودن پدر، استفاده از شعر نو بر روی سنگ قبور، استفاده از نثر، محشور شدن با حضرت زهرا (س) برای بانوان، استفاده از روایات بزرگان مذهب شیعه و دین اسلام، ذکر حرفه و شغل متوفی، توسل به ائمه اطهار و امامان شیعه، استفاده ازحروف لاتین در حاشیه سنگ قبر یک مورد، استفاده از عنوان پدرم و مادرم و میم مالکیت برای عنوان­ها، استفاده از سنگ­های مشکی بزرگ­تر و حاشیه­سازی سنگ­ها و استفاده از هنر درطراحی از جمله ارزش­های برجسته بر روی سنگ قبور دهه دوم است.

- پرسش دوم: مقایسه ارزش­های برجسته دو دهه مورد مطالعه

سنگ­های قبور در دهه اول ساده­تر و کوچک­تر هستند و در دهه دوم تجملاتی­تر و بزرگ­تر شده است. در دهه اول از عناصر تصویری هم­چون: کتاب، گل، برگ و شاخه گندم کنده­کاری شده بر روی سنگ قبر بیشتر استفاده شده است. در دهه اول تصاویر متوفی کوچک­تر و سیاه و سفید است و در دهه دوم تصاویر متوفی بزرگ­تر و رنگی شده است. در دهه اول از عنوان (پدر ) و (مادر) بر روی سنگ قبر به صورت کنده­کاری شده بیشتر استفاده شده است و در دهه دوم عنوان (پدرم) و (مادرم) استفاده شده است. در دهه اول اندازه سنگ­های قبور کوچک­تر و معمولی­تر است و در دهه دوم بزرگ­تر و از تنوع بیشتری برخوردار است. از سنگ­های سفید در دهه اول بیشتر استفاده شده است در حالی که در دهه دوم از سنگ مشکی بیشتر استفاده شده است. در دهه اول تصاویر بانوان محدود استفاده شده و فقط به ذکر نام بر روی سنگ قبر بانوان اکتفا شده است. در صورتی که در دهه دوم از تصاویر برای بانوان در اکثر موارد استفاده شده است. در اشعار استفاده شده برروی سنگ قبر در دهه اول  از نام­ها و شخصیت­های مذهبی چون حضرت زهرا، امام علی، امام رضا و امام حسین بیشتر استفاده شده است و از آنان برای متوفی آرزوی رحمت و بخشش شده است. در صورتی که در دهه دوم کمتر از نام ائمه و نام­های مقدس برای شیعیان استفاده شده است. مهربان، دلسوز و فداکار بودن برای مادران و پدران به صورت مشترک در اکثر موارد به کار رفته است و در هر دو دهه دیده می­شود. در دهه اول نشانه­های تصویری عبارتند از:

_ آرامگاه، مسجد و یا خانه خدا

_ برگ، گل، کبوتر، شاخه گندم و کتاب

و در دهه دوم:

- کتاب و گل

- ارجاع به شغل و یا حرفه و تخصص متوفی در دهه دوم دیده می­شود.

در دهه دوم ابعاد سنگ­ها بزرگ­تر و جذاب­تر شده است. در دهه دوم بیشتر از رنگ مشکی برای سنگ­ها استفاده شده است. در دهه دوم برای بانوان از تصاویر استفاده شده است. تصاویر استفاده شده از متوفی بر روی سنگ قبور در دهه دوم  بزرگ­تر شده است. تصاویر آقایان در دهه دوم در ابعاد بزرگ­تر حک شده است. تصاویر متوفی در مورد آقایان در دهه دوم در برخی موارد با کراوات حک شده است. تصاویر متوفی در دهه دوم در برخی موارد به صورت رنگی به کار برده شده است. خطاطی در نوشتن نام و به طور کلی متون سنگ نوشته­ها بیشتر استفاده شده است. در دهه دوم از شعر نو در سنگ نوشته­ها بیشتر استفاده شده است. شغل و یا حرفه متوفی با ذکر پیشوند و یا تصویر مشخص شده است. (م) مالکیت برای عنوان مادر و پدر در دهه دوم ذکر می­شود یعنی روی سنگ قبر عنوان (مادرم) به جای مادر و
(پدرم) به جای پدر ذکر می­شود. در دهه دوم رنگ در سنگ نوشته­ها و تصاویر اضافه شده است. در دهه دوم  استفاده از رنگ سبز و قرمز بیشتر دیده می­شود ولی در دهه اول فقط رنگ­ها سیاه و سفید است. در دهه دوم استفاده از نام ائمه و بزرگان مذهب شیعه نسبت به دهه اول کمتر دیده می­شود.

با مقایسه ارزش­های برجسته دو دهه با هم دریافت می­گرددکه سنگ قبرهای دهه اول به لحاظ فرمی ساده­تر و کوچک­تر هستند و این تاثیرات ساده زیستی و عدم تجمل­گرایی را در زندگی مردم دوران پس از جنگ نشان می­دهد. نقوش گیاهی هم­چون استفاده از گل و برگ در این قطعات همزیستی زندگان و مردگان با طبیعت را بیشتر نشان می­دهد. هم­چنین اندازه تصاویر کوچک­تر و از تصاویر شمع، کتاب و گل بیشتر استفاده شده نشان می­دهد که اهمیت مفاهیمی چون گل و تازگی، شمع و سوختن و روشنایی بخشی به اطراف و هم­چنین ماندگاری کتاب و ارزش­ها از اولویت تحلیل محتوای این سنگ نوشته­ها است. در این دهه ما مشاهده کردیم که استفاده از واژه­های پدر و مادر بیشتر نشان دهنده اجتماعی بودن و جمعی اندیشیدن خانواده­ها بوده است. سبک زندگی در دهه اول به صورت جمعی با مشارکت همه خانواده در کارهای جمعی قابل مشاهده است. هم­چنین استفاده بیشتر از نام ائمه اطهار به ویژه حضرت زهرا (س)، حضرت امام حسین (ع) و امام رضا (ع) بار مذهبی را بیشتر در این دوران نشان می­دهد که ارزش­های برجسته شده در این دوران است.

در دوران معاصر ما با وجه دیگری از زندگی روزمره جامعه ایرانی مواجه­ایم. وجه هویتی و بالا بردن طبقه اجتماعی ازطریق ظاهر سنگ قبور، رنگ، نوع خط آن کاملاً قابل مشاهده است. نوشتن شغل متوفی، نوع پوشش متوفی نیز بر هویت­دهی بیشتر متوفی و بازماندگان نشان می­دهد. هم­چنین (م) مالیکت در این سنگ قبور فردگرایی دوران معاصر در جامعه ایرانی را بیشتر نشان می‌دهد. به عبارتی تمامی نشانه­ها حاکی از تغییر سبک زندگی در میان افراد جامعه، و ورود هویت بخشیِ جدید، بالابردن طبقه اجتماعی و ساختن یک منزلت اجتماعیِ جدید است. به عبارتی سنگ قبور و تمامی نشانه­ها بازنمایی کاملی از تغییرات فرهنگ اجتماعی مردم تهران از دهه هفتاد به معاصر را  نشان می‌دهد. تجمل­گرایی، استفاده از خطوط درشت­تر و سنگ­هایی در ابعاد بزرگ­تر و هم­چنین تصاویر متوفی و هم­چنین استفاده رنگ در سنگ نوشته­ها و تصویر تغییر سبک زندگی جامعه را نشان می­دهد.

 

نتیجه­گیری و بحث

آیین­های مرگ، سوگواری و ترحیم و خاکسپاری متوفی در فرهنگ مردم تهران از اشکال خاصی برخوردار است. این آیین­ها و رسوم مبتنی بر اعتقادات و دستورات دین و مذهب و بر اساس تحولات تاریخی و اجتماعی شکل گرفته است. آیین­های مربوط به مرگ در طی تاریخ مداوم و بی­درنگ در خلال نسل­های مختلف برگزارشده و گاه نیز فلسفه برخی از آنان به فراموشی سپرده شده است. اما این پژوهش و تحلیل ارزش­های برجسته حک شده بر روی سنگ قبور قطعات عمومی بهشت زهرای تهران به ما نشان می­دهد که از یک طرف طلب آمرزش و آرامش برای روان شخص درگذشته که جنبه اعتقادی و فرهنگی دارد و دیگری همراهی و همدلی با بازماندگان و حفظ احترام و رعایت شئون خانواده که جنبه اجتماعی دارد، از ارزش­های اخلاقی و فرهنگی دربین مردم تهران با توجه به سنگ نوشته­های قبور می­باشد. آن چه در نشانه­های نوشتاری و تصویری قبور قابل مشاهده است، رنگ و بوی اخلاقی و فرهنگی داشته و بر گرفته از نمادهای مذهبی، باورهای جامعه است که بازماندگان خود را ملزم به رعایت آن می­دانند. در این نوع نگرش گورستان­ها به مثابه مکانی تاریخی و فرهنگی دیده می­شوند که قابلیت انتقال پیام به نسل­های بعدی و زندگان را دارد. همان اعتقادی که موجب ساخت مزار و آرامستان می­شود و اعتقاد به جهان پس از مرگ دارد. با مقایسه ارزش­های برجسته در دو دهه مورد مطالعه دریافت می­گردد که ارزش­های اخلاقی از 86 درصد در دهه اول به 47درصد در دهه دوم کاهش نشان می­دهد. در حالی که ارزش­های اقتصادی از 47 درصد در دهه اول به 85 درصد در دهه دوم افزایش داشته است. ارزش­- های دینی در دهه اول 28 درصد بوده که در دهه دوم به 15 درصد کاهش نشان می­دهد  و ارزش­های فرهنگی در دهه اول 89 درصد می­باشد که در دهه دوم به 95 درصد افزایش داشته است. سنگ قبرهای دهه اول به لحاظ فرمی ساده­تر و کوچک­تر هستند و این تاثیرات ساده زیستی و عدم تجمل­گرایی را در مردم دوران پس از جنگ تحمیلی نشان می­دهد. نقوش گیاهی هم­چون استفاده از گل، برگ، شمع و کتاب در این قطعات همزیستی زندگان و مردگان با طبیعت را روایت می­کند. هم­چنین اندازه تصاویر کوچک­تر و از تصاویر شمع، کتاب و گل بیشتر استفاده شده نشان می­دهد که اهمیت مفاهیمی چون گل و تازگی، شمع و سوختن و روشنایی بخشی به اطراف و هم­چنین ماندگاری کتاب و ارزش­ها از اولویت تحلیل محتوای این سنگ نوشته­ها است. دراین دهه ما مشاهده کردیم که استفاده از واژه­های پدر و مادر بیشتر نشان دهنده اجتماعی بودن و جمعی اندیشیدن خانواده­ها بوده است. ارزش­های اخلاقی و فرهنگی در دهه اول به صورت جمعی با مشارکت همه خانواده در کارهای جمعی قابل مشاهده است و به صورت معنی­داری افزایش نشان می­دهد در حالی که در دهه دوم ارزش­های اقتصادی و فرهنگی به صورت قابل ملاحظه افزایش نشان می­دهد. هم­چنین درست است که استفاده بیشتر از نام ائمه اطهار به ویژه حضرت زهرا (س)، حضرت امام حسین (ع) و امام رضا (ع) در دهه اول بیشتر مشاهده می­گردد و این معنا در دهه دوم نیز با فراوانی کمتری به کار رفته است و می­توان گفت ارزش­های دینی از 28 درصد در دهه اول به 15 درصد در دهه دوم 13 درصد کاهش داشته است.

مقایسه ارزش­های برجسته در دو دهه و رشد ارزش­های اقتصادی در دهه دوم و کاهش ارزش­های اخلاقی در جامعه تهران نسبت به دهه اول نشان می­دهد که ارزش­های مورد نظر مردم تهران از اخلاقی به سمت اقتصادی تغییر کرده و اولویت­ها تغییر کرده است. این در حالی است که مردم در دهه اول اخلاق­مدار نشان داده و برای ارزش­های اخلاقی اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده اند. اهمیت و رواج فزاینده مفهوم  ارزش­ها در علوم اجتماعی، ظاهراً ناشی از این واقعیت است که سنخ‌شناسی‌های موجود نمی‌توانند تنوع و گوناگونی دنیای اجتماعی را توضیح دهند. ارزش­های کشف شده بر روی سنگ­های قبور قطعات عمومی گورستان بهشت زهرای تهران  این نکته را نمایان می­کند که مردم تهران در دهه اخیر با حفظ ارزش­- های فرهنگی و احترام به آن ارزش­های اقتصادی را جایگزین ارزش­های اخلاقی کرده­اند. به نظر می­- رسد فرهنگ مدرن با عبور از بینش و اخلاق، بر روی جنبه­های مختلف رفتار انسان متمرکز شده است یعنی رفتار فردی و اجتماعی فرد تغییر کرده است. رفتاری که از تعلق دانستن فرد به خانواده و جامعه به سوی فرد گرایی و تعلقات مالکیت فردی و ارزش­های اقتصادی رهنمود شده است.

 پیشنهاد روشن محقق و پژوهنده این مفاهیم به کارشناسان، محققان و اندیشمندان علوم اجتماعی و جامعه­شناسی و حتی مردم شناسان استفاده ازاین یافته­ها برای شناسایی دلایل این تغییرات در بین شهروندان تهرانی در دهه اخیر است.

 

منابع

آنه ماری، دینه سن. (1390). در آمدی بر نشانه­شناسی. ترجمه: مظفر، قهرمان. تهران: نشر پرسش.

بابک، احمدی. (1375). از نشانه­های تصویری تا متن. تهران: نشر مرکز.

امیلیا، نرسیسیانس. (1391). انسان، نشانه، فرهنگ. تهران: نشر افکار.

باردن، لورنس. (1374). تحلیل محتوا. ترجمه: ملیحه، آشتیانی و محمد، یمنی­دوزی سرخابی. تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.

بخشی، ‌حامد؛ و همکاران. (1383): تحلیل محتوای ارزش‌های مندرج در فیلم‌ها و سریال‌های سیمای جمهوری اسلامی ایران. مشهد: مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی.

بخشی، حامد. (1385). تحلیل محتوای نمودهای دینی در آثار سینمایی جشنواره رویش 1384. مشهد: حوزه هنری خراسان رضوی.

خوشنویس، ‌اعظم. (1376). تحلیل محتوای فیلم­های سینمایی شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران.

جیمز، الکینز. (1385). نظریه نشانه­شناسی پیرس برای تاریخ هنر چه سخنی دارد؟. مترجم: فرزان، سجودی. گلستان هنر 3.

رایف، دانیل؛ و دیگران. (1381). تحلیل پیام­های رسانه­ای. ترجمه: مهدخت، بروجردی علوی. تهران: نشر سروش.

رفیع‌پور، فرامرز. (1378). وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش‌های اجتماعی. تهران:‌ کتاب فرا.

سپیده، پارسا پژوه. (1385). مرگ، سوگواری و خاکسپاری، مطالعه میان فرهنگی. گردآورنده آنتونیوس، سی، جی، ام، رابین. نامه انسان­شناسی.

سیدمحمود، طباطبایی اردکانی. (1375). مروری بر مسئله مرگ و جهان پس از مرگ در شاهنامه. زبان و ادبیات، زبان و ادب.

عباس قدیانی. (1387). تدفین مردگان در ایران: از دوره باستان تا پایان قاجاریه، با نگاهی به آیین و مراسم مذهبی. تهران: انتشارات آروَن.

عریضی، فروغ‌السادات. (1374). تحلیل محتوای پنج فیلم سینمایی ویدئویی پر بیننده.

عظیمی هاشمی، مژگان. (؟). تحلیل محتوای پر بیننده‌ترین تولیدات سینمایی در دهه اخیر از جهت ارائه ارزش‌های اجتماعی. مشهد: پژوهشکده اقبال جهاد دانشگاهی.

علی‌پور، یعقوب. (1374). تحلیل محتوای پر بیننده­ترین فیلم­های ویدئویی مؤسسه رسانه‌های تصویری در استان هرمزگان. تهران: مؤسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات.

فرزان، سجودی. (1381). نشانه و نشانه­شناسی، بررسی آرای سوسور، پیرس و اکو. ؟. ؟.

کریپندورف، کلوس. (1378). تحلیل محتوا. ترجمه: هوشنگ، نایبی، تهران، انتشارات روش.

کوروش، صفوی. (1383). مقالات اولین هم­اندیشی نشانه­شناسی هنر. تهران: فرهنگستان هنر.

گرانپایه، بهروز. (1374). تحلیل محتوای فیلم‌های پر مصرف ویدئویی. تهران: مؤسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات.

لوری، آدامز. (1390). روش­شناسی هنر. مترجم: علی، معصومی. تهران: موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر.

مستوفی، شکوفه؛ نیک‌نژاد، فاطمه. (1368). چهره عمومی سیما. تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای.

هولستی، ؟. (1373). تحلیل محتوا در علوم اجتماعی و انسانی. ترجمه: نادر، سالارزاده امیری. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

(1380): «مخاطب و اندیشه سینمای دینی»، مجله گزارش فیلم، سال دوازدهم، شماره 180، ص 30.

یوهانس، ویلم برتنز. (1388). نظریه ادبی. مترجم: فرزان، سجودی. تهران: موسسه انتشاراتی آهنگ دیگر.

محمدرضا نیلفروشان. (1384). تربت پاک، معرفی تخت فولاد اصفهان. اصفهان: انتشارات گلدسته.

محمود، روح­الامینی. (1379). زمینه فرهنگ­شناسی، تالیفی در انسان شناسی فرهنگ، مردم شناسی. تهران: انتشارات عطار.

مهدی، تمیزی. (1392). در سایه سرو. تهران: نشر رسم.

مهدی، رضایی. (1383). آفرینش و مرگ در اساطیر. تهران: انتشارات اساطیر.

میشل، مالرب. (1390). انسان و ادیان: نقش دین در زندگی فردی و اجتماعی. ترجمه: مهران، توکلی. تهران: نشر نی.

هوشنگ­پور، کریم. (1342). سنگ مزارهای ایران. تهران: مجله هنر و مردم.

Hayes, A. F. (2005). An SPSS procedure for computing Krippendorff's alpha [Computer software].

Neondorf, Kimberly A. (2002). The content analysis guidebook. London, sage pub.

Sargent, james D etall. (2001). Marketing cigrettes in cinema fils. vol 357, No. 9249, http: //www. mas cot coalition. org/ education/ mories/ lancet.htm

 

 

 

 

 



[1]. کارشناس ارشد ارتباطات اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تبریز- ایران.      

2. گروه ارتباطات اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).   

                

 

1. آخرین منظر (The Last Landscape) عنوانی است­که کن ورپول، به کتاب خود درباب گورستان­ها داده است. ازنظر وی، گورستان­ها، آخرین حلقه از مجموعه مناظری است که انسان­ها در تولد، توسعه و دگرگونی آن  نقش دارند.

2. وجود آیات مکرر در زمینه مرگ و دنیای پس از آن در کتب آسمانی و تاکید پیامبران الهی و امامان شیعه بر پدیده مرگ به مثابه پدیده­ای جهانشمول و همگانی در احادیث، براین امر صحه می­گذارد. از سوی دیگر، می­توان ارجاعات بی­شماری از توجه به موضوع مرگ و زیست در فراسوی آن را در اشعار ادبا و شاعران ایران زمین یافت.

   

                

آنه ماری، دینه سن. (1390). در آمدی بر نشانه­شناسی. ترجمه: مظفر، قهرمان. تهران: نشر پرسش.

بابک، احمدی. (1375). از نشانه­های تصویری تا متن. تهران: نشر مرکز.

امیلیا، نرسیسیانس. (1391). انسان، نشانه، فرهنگ. تهران: نشر افکار.

باردن، لورنس. (1374). تحلیل محتوا. ترجمه: ملیحه، آشتیانی و محمد، یمنی­دوزی سرخابی. تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.

بخشی، ‌حامد؛ و همکاران. (1383): تحلیل محتوای ارزش‌های مندرج در فیلم‌ها و سریال‌های سیمای جمهوری اسلامی ایران. مشهد: مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی.

بخشی، حامد. (1385). تحلیل محتوای نمودهای دینی در آثار سینمایی جشنواره رویش 1384. مشهد: حوزه هنری خراسان رضوی.

خوشنویس، ‌اعظم. (1376). تحلیل محتوای فیلم­های سینمایی شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران.

جیمز، الکینز. (1385). نظریه نشانه­شناسی پیرس برای تاریخ هنر چه سخنی دارد؟. مترجم: فرزان، سجودی. گلستان هنر 3.

رایف، دانیل؛ و دیگران. (1381). تحلیل پیام­های رسانه­ای. ترجمه: مهدخت، بروجردی علوی. تهران: نشر سروش.

رفیع‌پور، فرامرز. (1378). وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش‌های اجتماعی. تهران:‌ کتاب فرا.

سپیده، پارسا پژوه. (1385). مرگ، سوگواری و خاکسپاری، مطالعه میان فرهنگی. گردآورنده آنتونیوس، سی، جی، ام، رابین. نامه انسان­شناسی.

سیدمحمود، طباطبایی اردکانی. (1375). مروری بر مسئله مرگ و جهان پس از مرگ در شاهنامه. زبان و ادبیات، زبان و ادب.

عباس قدیانی. (1387). تدفین مردگان در ایران: از دوره باستان تا پایان قاجاریه، با نگاهی به آیین و مراسم مذهبی. تهران: انتشارات آروَن.

عریضی، فروغ‌السادات. (1374). تحلیل محتوای پنج فیلم سینمایی ویدئویی پر بیننده.

عظیمی هاشمی، مژگان. (؟). تحلیل محتوای پر بیننده‌ترین تولیدات سینمایی در دهه اخیر از جهت ارائه ارزش‌های اجتماعی. مشهد: پژوهشکده اقبال جهاد دانشگاهی.

علی‌پور، یعقوب. (1374). تحلیل محتوای پر بیننده­ترین فیلم­های ویدئویی مؤسسه رسانه‌های تصویری در استان هرمزگان. تهران: مؤسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات.

فرزان، سجودی. (1381). نشانه و نشانه­شناسی، بررسی آرای سوسور، پیرس و اکو. ؟. ؟.

کریپندورف، کلوس. (1378). تحلیل محتوا. ترجمه: هوشنگ، نایبی، تهران، انتشارات روش.

کوروش، صفوی. (1383). مقالات اولین هم­اندیشی نشانه­شناسی هنر. تهران: فرهنگستان هنر.

گرانپایه، بهروز. (1374). تحلیل محتوای فیلم‌های پر مصرف ویدئویی. تهران: مؤسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات.

لوری، آدامز. (1390). روش­شناسی هنر. مترجم: علی، معصومی. تهران: موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر.

مستوفی، شکوفه؛ نیک‌نژاد، فاطمه. (1368). چهره عمومی سیما. تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای.

هولستی، ؟. (1373). تحلیل محتوا در علوم اجتماعی و انسانی. ترجمه: نادر، سالارزاده امیری. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

(1380): «مخاطب و اندیشه سینمای دینی»، مجله گزارش فیلم، سال دوازدهم، شماره 180، ص 30.

یوهانس، ویلم برتنز. (1388). نظریه ادبی. مترجم: فرزان، سجودی. تهران: موسسه انتشاراتی آهنگ دیگر.

محمدرضا نیلفروشان. (1384). تربت پاک، معرفی تخت فولاد اصفهان. اصفهان: انتشارات گلدسته.

محمود، روح­الامینی. (1379). زمینه فرهنگ­شناسی، تالیفی در انسان شناسی فرهنگ، مردم شناسی. تهران: انتشارات عطار.

مهدی، تمیزی. (1392). در سایه سرو. تهران: نشر رسم.

مهدی، رضایی. (1383). آفرینش و مرگ در اساطیر. تهران: انتشارات اساطیر.

میشل، مالرب. (1390). انسان و ادیان: نقش دین در زندگی فردی و اجتماعی. ترجمه: مهران، توکلی. تهران: نشر نی.

هوشنگ­پور، کریم. (1342). سنگ مزارهای ایران. تهران: مجله هنر و مردم.

Hayes, A. F. (2005). An SPSS procedure for computing Krippendorff's alpha [Computer software].

Neondorf, Kimberly A. (2002). The content analysis guidebook. London, sage pub.

Sargent, james D etall. (2001). Marketing cigrettes in cinema fils. vol 357, No. 9249, http: //www. mas cot coalition. org/ education/ mories/ lancet.htm