بررسی رابطه‌ سرمایه فرهنگی با مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، گروه ‌علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 استادیا‌ر گروه ‌علوم ‌اجتماعی، ‌دانشگاه‌ پیام نور- صندوق ‌پستی 193953697، تهران- ایران.

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی رابطه‌ سرمایه‌ فرهنگی با مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال 1393 انجام پذیرفت.
جمعیت آماری این تحقیق 18540 نفر می‌باشد و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده‌ است‌، که نمونه به دست‌ آمده از این فرمول 376 نفر می‌باشد. روش تحقیق مورد استفاده پیمایشی است و از طریق پرسشنامه داده‌ها جمع‌آوری شده ‌است‌. برای برآورد پایایی ابزار اندازه‌گیری از فرمول آلفای­کرونباخ استفاده شده‌ است‌. روش آماری دراین پژوهش شامل همبستگی پیرسون، آزمون t و آزمون F است که از برآورد‌های نرم­افزار spss 20 استفاده شده ‌است­.
نتایج تحقیق نشان می‌دهد بین متغیر میزان سرمایه‌ فرهنگی و میزان مشارکت سیاسی با سطح معنی‌داری (001/0) و میزان آگاهی سیاسی با سطح معنی‌داری (001/0)، میزان مشارکت در تجمعات سیاسی دانشجویان با سطح معنی‌داری (001/0) و میزان سیاسی بودن گروه مرجع (دوستان) دانشجویان سطح معنی‌داری (003/0) و میزان مشارکت در انتخابات (001/0) و سطح عضویت در انجمن‌ها و احزاب سیاسی سطح معنی‌داری (001/0) رابطه معنی‌داری وجود دارد، اما بین سرمایه‌‌ فرهنگی و احراز مناصب سیاسی باسطح معنی‌داری (28/0) رابطه معنی‌داری وجود ندارد. بین متغیر زمینه‌ای سن و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان با سطح معنی‌داری (873/0) رابطه وجود ندارد، هم­چنین بین میزان مشارکت سیاسی در سطوح مختلف تحصیلی (448/0) و جنسیت (726/0) تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. اما بین وضعیت تاهل با سطح معنی‌داری (009/0) تفاوت معنی‌داری وجود دارد. در پایان میزان مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز با سطح معنی‌داری (001/0) بیشتر از حد متوسط می‌باشد و میزان سرمایه فرهنگی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز با سطح معنی‌داری (187/0)، در حد متوسط می‌باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Studying the relationship between cultural capital and political participation of Tabriz Islamic Azad university students

نویسندگان [English]

  • Rasoul Hamidi Heris 1
  • Firouz Rad 2
چکیده [English]

This study aims to investigate the relationship between cultural capital and political participation of Tabriz Islamic Azad university students in 1393. The study population is 18,540 people and Cochran formula is used for determining the sample size that is 376 people. The research method is survey and data were collected through a questionnaire. To assess the reliability of the measuring instrument, Cronbach's alpha was used. Statistical methods include Pearson correlation, t-test and F test. The results show that, there is a  meaningful relationship between cultural capital and the following variables : political participation (with significance level of 0/001), political awareness (with significance level of 0/001), rate of participation in political gatherings (with significance level of 0/001), the reference group (friends) being political (with significance level of 0/003), the rate of participation in elections (with significance level of 0/001) and level of membership in associations and political parties (with significance level of 0/001). But there is not a significant relationship between cultural capital and taking political positions (with significance level of 0.28). In addition there isn’t a significant relationship between age and gender and students’ political participation. Also, there is a significant difference between students’ political participation and marital status (with significance level of 0/009). The political participation of Tabriz Azad University students with a significance level of (0.001) is higher than average, and their cultural capital with the level of significance of (0.187), is moderate.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cultural capital
  • political participation
  • political awareness
  • elections
  • political positions and political parties

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال نهم، شماره سی و پنجم، تابستان  1396

ص ص 81-65

 

 

 

 

 

بررسی رابطه‌ سرمایه فرهنگی با مشارکت سیاسی
دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

رسول حمیدی هریس[1]

فیروز راد[2]

تاریخ دریافت مقاله:9/4/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:26/1/1396

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی رابطه‌ سرمایه‌ فرهنگی با مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال 1393 انجام پذیرفت.

جمعیت آماری این تحقیق 18540 نفر می‌باشد و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده‌ است‌، که نمونه به دست‌ آمده از این فرمول 376 نفر می‌باشد. روش تحقیق مورد استفاده پیمایشی است و از طریق پرسشنامه داده‌ها جمع‌آوری شده ‌است‌. برای برآورد پایایی ابزار اندازه‌گیری از فرمول آلفای­کرونباخ استفاده شده‌ است‌. روش آماری دراین پژوهش شامل همبستگی پیرسون، آزمون t و آزمون F است که از برآورد‌های نرم­افزار spss 20 استفاده شده ‌است­.

نتایج تحقیق نشان می‌دهد بین متغیر میزان سرمایه‌ فرهنگی و میزان مشارکت سیاسی با سطح معنی‌داری (001/0) و میزان آگاهی سیاسی با سطح معنی‌داری (001/0)، میزان مشارکت در تجمعات سیاسی دانشجویان با سطح معنی‌داری (001/0) و میزان سیاسی بودن گروه مرجع (دوستان) دانشجویان سطح معنی‌داری (003/0) و میزان مشارکت در انتخابات (001/0) و سطح عضویت در انجمن‌ها و احزاب سیاسی سطح معنی‌داری (001/0) رابطه معنی‌داری وجود دارد، اما بین سرمایه‌‌ فرهنگی و احراز مناصب سیاسی باسطح معنی‌داری (28/0) رابطه معنی‌داری وجود ندارد. بین متغیر زمینه‌ای سن و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان با سطح معنی‌داری (873/0) رابطه وجود ندارد، هم­چنین بین میزان مشارکت سیاسی در سطوح مختلف تحصیلی (448/0) و جنسیت (726/0) تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. اما بین وضعیت تاهل با سطح معنی‌داری (009/0) تفاوت معنی‌داری وجود دارد. در پایان میزان مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز با سطح معنی‌داری (001/0) بیشتر از حد متوسط می‌باشد و میزان سرمایه فرهنگی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز با سطح معنی‌داری (187/0)، در حد متوسط می‌باشد.

واژگان کلیدی:سرمایه‌ فرهنگی، مشارکت سیاسی، آگاهی سیاسی، انتخابات، مناصب سیاسی و احزاب سیاسی.

 

مقدمه

از زمان پیدایش نخستین جامعه شورایی سومری­که درآن اداره امور اجتماعی از سوی شورای معمرین «مجمع شهر» انجام گرفت، تا پیدایش نظام مردم­سالاری آتن‌، که بنیاد آن بر اصلی قرار گرفت که پریکلس آن­ را «گفتگوی صحیح­» نامید. یعنی گفتگوی آزاد و بی­قید و شرط و هم­چنین تا تحقق نظام‌های دموکراسی جدید و چگونگی مشارکت سیاسی مردم همواره دغدغه ذهنی اندیشمندان و دولت­مردان سیاسی بوده‌ است. چگونگی مشارکت مردم در‌ نظام‌های مردم­سالار ازطرفی و محدود کردن آن درنظام­- ‌های خود‌کامه و از طرف دیگر بستری را فراهم آورده‌ است که اندیشمندان از زوایای مختلف به طرح موضوع بپردازند.

در نظام‌های غربی با پیدایش انقلابات اجتماعی‌، مشروعیت بروکراتیک‌، جایگزین مشروعیت سنتی گردید­. آن­چه امروز تحت عنوان دستاورد‌های دموکراسی می‌شناسیم حاصل تحولاتی دراز­مدت است، که از دید خود آنان نه نظامی مطلوب ممکن را فراهم آورده ‌است­(­اطاعت، ۱۳۷8: 77)

به نظر می­رسد درجهان معاصر توجه زیادی به مشارکت سیاسی می­شود. تعداد زیادی مطالعات نظری و کیفی در رابطه با مشارکت سیاسی و دموکراسی وجود دارد که قدمت آن حداقل به رساله دوتوکویل درباره دموکراسی در آمریکا، بر می­گردد. در طول چند دهه گذشته حجم قابل توجهی از دانش تجربی نیز در مورد مشارکت سیاسی پدید آمده ‌است. البته به نظر می‌رسد، سهم عمده تحقیقات تجربی در مورد مشارکت سیاسی به سیدنی، وربا و همکاران او بر می­گردد­(­امام جمعه­زاده و مرندی).

مشارکت سیاسی آن هم به صورت آگاهانه و فعالانه سرمایه‌ ‏گرانبهایی است که ضامن بقا و عامل مصونیت هر نظام حکومتی به شمار می‏آید‌. اکثر نظریه‏ها بر همبستگی مثبت بین مشارکت افراد در تصمیم‏گیری‏ها و بالا رفتن کیفیت و کارآیی تاکید می‏ورزند‌. امروزه مشارکت سیاسی به عنوان مهم­ترین شاخص توسعه‌ سیاسی ملّت‏ها به امری گریز­ناپذیر تبدیل شده ‌است. این امر در کشورهای جهان سوم که گذار از سنت به مدرنیته را تجربه می‏کنند، به شکلی حساس‏تر خود را نشان می‏دهد. دولت‏ها نیز ناچارند برای­کسب مشروعیت به مشارکت سیاسی تن در دهند. ازطرف دیگر میزان بالای مشارکت سیاسی مردم در زمینه تصمیمات و خط مشی‏های سیاسی بر فرهنگ توسعه‌ یافته و توسعه ‌یافتگی فرهنگ سیاسی آن جامعه دلالت دارد­. از منظر دینی، مشارکت سیاسی فعّال و حسّاسیت نسبت به سرنوشت خود و جامعه، نه تنها یک حق، بلکه یک تکلیف حتمی و ضروری و ارزشی مطلوب برای دانشجویان و عموم جامعه است. از این رو بررسی نقش، جایگاه و کارکردهای دانشجویان در نظام سیاسی و ضرورت بهره‏مندی جامعه از توانمندی‏های دانشجویان در اداره امور می‏تواند یکی از شرایط اجتناب­ناپذیر توسعه‌ سیاسی و اجتماعی باشد­(غفاری هشجین؛ بیگی­نیا و تصمیم قطعی، 1389).

فرهنگ به عنوان سرمایه‌ معنوی مادی و متراکم شده جوامع و اصلی­ترین عامل حفظ و تقویت هویت ملی دینی و تاریخی مردم یک کشور و جامعه شناخته می‌شود، با این نگاه فرهنگ را از حیث ویژگی­ها و کارکردهای آن در دو سطح می‌توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد که از آن به عنوان ساحت معنوی (بعد اساسی) و ساحت مادی (بعد مشهود یا متبلور) فرهنگ یاد می­شود. سطح بنیادین یا اساسی فرهنگ شامل ارزش‌ها، هنجارها، ‌رفتارها، بایدها و نبایدها، اعتقادات و نگرش‌ها است و سطح مشهود آن به کالاها، محصولات،‌ خدمات و ابزارهای فرهنگی نظیر کتاب، مطبوعات، هنر، سینما، زبان، آداب و رسوم، سنن، رفتارها، اطلاع­رسانی، تبلیغ و مواردی از این قبیل باز می­گردد.

اگر چه مفهوم فرهنگ سابقه بسیار طولانی دارد، اما سرمایه‌ فرهنگی مفهوم جدیدی است که بررسی و شناخت ابعاد مختلف آن قدمت زیادی ندارد. استفاده‌ کاربردی وسیع از مفهوم سرمایه‌ فرهنگی در نیمه دوم قرن بیستم در حوزه جامعه‌شناسی غرب معمول گشت و به ‌معنی قدرت شناخت و قابلیت استفاده از کالاهای فرهنگی در هر فرد است. به رغم تازه بودن مفهوم سرمایه‌ فرهنگی، این مفهوم جایگاه ویژه‌ای نزد پژوهشگران علوم­اجتماعی پیدا کرده ‌است. درنظریه‌ سرمایه‌ فرهنگی بوردیو، مالکیت سرمایه‌ فرهنگی به فرد اجازه می‌دهد در حوزه تولید فرهنگی اعمال کنترل نماید. با وجود این سرمایه‌ فرهنگی نمی‌تواند آن را به دیگران منتقل کند و باید در فرایند تولید آن را مورد استفاده قرار دهد.

 

مبانی نظری

سرمایه‌ به منابع یا قابلیت­های در اختیار فرد یا موقعیتی اشاره دارد که از نفوذ اجتماعی یا رواج برخوردار باشد­(­سیدمن، 1388: 198)­. سرمایه‌ هرگونه خاستگاه و سرچشمه در عرصه­ای اجتماعی است که در توانایی فرد برای بهره­مندی از منافع خاصی که در این صحنه حاصل می­گردد، موثر واقع شود­(­استونز، 1383: 335).

پی یر بوردیو از سه‌ گونه سرمایه‌‌ فرهنگی سخن می‌گوید:

 نوع اول سرمایه شامل سرمایه‌ فرهنگی متجسّم­ که مشتمل بر هر دوگونه‌ مکتسبات آگاهانه و میراث­-­ بری‌های منفعلانه یک شخص می‌باشد. نوع دوم سرمایه شامل سرمایه‌ فرهنگی عینیت یافته، که سرمایه‌های فرهنگی است که به صورت اعیان فیزیکی به تملک درآمده ‌است، مانند آثار هنری، نوشتن و مانند آن­ها اشاره دارد. نوع سوم سرمایه شامل سرمایه‌ فرهنگی نهادینه شده ‌است، که دلالت به مدارک آموزشی دارد، که شایستگی­های آکادمیک برای دارندگان­شان سودهای اقتصادی و نمادینی مانند درآمد بالا و اعتبار شغلی بالا به همراه دارد.

مشارکت نوعى کنش آگاهانه و اختیارى جمعى براى نیل به اهداف و آمال مشخص است. در این بیان، مشارکت کنشى است که از رهگذر آن آحاد یک جامعه شرایط تحقق انتظارات خود را مهیا مى‌سازند و به فعالیت‌های نظام مستقر شکل، درون‌مایه و جهتی خاص مى‌بخشند.

اشکال مشارکت سیاسی عبارت است از: مشارکت‌ عادی (شرکت در انتخابات و ‌رای‌دادن،‌ شرکت ‌در ‌احزاب ‌سیاسی و مبارزه سیاسی) و مشارکت غیر‌عادی (شرکت در جنبش‌های اجتماعی، فعالیت سیاسی رادیکال و انقلابی)­(صبوری­، 1381: 140).

به نظر هانتینگتون، از میان عوامل منزلتی، میزان تحصیلات فرد بیشترین تاثیر را برمشارکت سیاسی دارد. عامل دوم، مجاری سازمانی، یعنی عضویت فرد در انواع گروه‌ها و سازمان‌های اجتماعی مانند اتحادیه­- ‌های شغلی و صنفی، گروه‌های مدافع، علایق خاص و غیره است که احتمال مشارکت در فعالیت سیاسی و اجتماعی را بیشتر می‌کند. هم­چنین بین گسترش فرصت‏های تحرک اجتماعی فردی و مشارکت سیاسی در کوتاه ­مدت رابطه‌ معکوس وجود دارد و چنان­ چه افرادی بتوانند با استفاده از بالا بردن سطح تحصیلات، انتقال به شغل پر منزلت­‌تر یا کسب درآمد بیشتر به اهداف مورد نظر خود که همان بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود است، دست یابند، معمولاً از مشارکت در سیاست و فعالیت اجتماعی صرف‏نظر می‌نمایند‌(ربیعی، 1380: 75-74).

درخانواده، والدین، ارزش‏ها و نگرش‌های سیاسی‌شان را از ‌طریق بحث و گفتگو درمنزل به فرزندان­-­ شان انتقال می‌دهند و به این صورت علاقه یا بی‌علاقگی خود را نسبت به مسائل سیاسی ابراز می‌کنند. مدرسه، دوستان و همکلاسی‌ها و وسایل ارتباط جمعی نیز از طریق ارائه اطلاعات و تفسیر پیرامون دنیای سیاسی بر تفکر و رفتار سیاسی افراد تاثیر می‌گذارند و فرد از نظر سیاسی آن­گونه می‌اندیشد که از نظر اجتماعی در آن به سر می­برد‌(شافر‌، 2001: 426). با توجه به این ­که تا­کنون کمتر نظریه‌ جامع و کاملی برای بررسی رابطه سرمایه‌ فرهنگی و مشارکت سیاسی ارائه شده‌ است و نظریات موجود هرکدام متغیرهای خاصی را عمده ‌کرده و ابعادی از موضوع را تبیین نموده‌اند و یک نظریه یا الگو به تنهایی نمی‌تواند تبیین جامعی ارائه دهد، بنابراین نیازمند اتخاذ یک چارچوب نظری ترکیبی برای فهم و تبیین رابطه‌ سرمایه فرهنگی و مشارکت سیاسی هستیم. ازاین رو در این­جا از رهیافت تلفیقی نظریه‌ها و چشم­اندازهای مختلف فرهنگی و سیاسی  بهره‌ گرفته شده است.

فرهنگ از طریق جامعه‌پذیری به عاملان انتقال می‌یابد و توسط آن­ها درونی می‌شود و این عامل مهمی در انگیزش رفتار اجتماعی آنان و مشارکت سیاسی به حساب می‌آید. این کارکرد عمدتاً در خانواده و در نظام آموزشی متمرکز می‌شود. هر چند رسانه‌های گروهی، سندیکاها و احزاب سیاسی نیز کارکرد و نقش آموزشی دارند­(توسلی، 1369: 250).

به نظر هانتینگتون، میزان تحصیلات فرد بیشترین تاثیر را بر مشارکت سیاسی دارد. عامل دوم عضویت فرد در انواع گروه‌ها و سازمان­های اجتماعی است(ربیعی، 1380: 74).

طبق رویکرد کنش متقابل نمادین، خصوصیات اساسی کنش اجتماعی در «خود» افراد و ادراک آن­ها از رفتار دیگران شکل می‌گیرد. در چارچوب این رویکرد، می‌توان از نظریات مید و کولی بهره جست. به نظر مید، «خود» هر کس، حاصل وجه ‌نظر جمع است و هیچ­ گونه شناسایی از خود، بدون وجه ‌­نظر دیگری و جز در منظر جمع نمی‌توان به دست آید­(توسلی، 1369: 258).

کولی معتقد است که کنش‏های فرد در زندگی روزمره تحت ­تاثیر گروه­هایی می‏باشدکه به آن­ها تعلق دارد و این وابستگی گروهی است که نحوه واکنش فرد در قبال مسائل سیاسی را تعیین می‏کند و در واقع رفتار فرد در پاسخ به فشارها و انتظارات اجتماعی که از سوی دوستان و خانواده بر وی وارد می‏شود، صورت می‏گیرد، بنابراین دیدگاه، افراد آن ­گونه می‏اندیشند که در آن به سر می‏برند.

آیزن و فیش باین در نظریه کنش موجه بیان می‏کند که مشارکت سیاسی به مثابه نوعی کنش نیت‌مند و داوطلبانه است و بستگی به انتظار فایده و ارزیابی فایده دارد. این دو معتقدند که رفتار، بیشتر در حالت قابل پیش‏بینی، درک و توضیح است که ما به «قصد» شخص در رفتار توجه نماییم­(رفیع­پور، 1378­‏: 72 ‏).

لوین نشان می­دهد که شبکه­های اجتماعی، چه قوی و چه ضعیف، دارای اثر مستقیمی بر انتخابات، وابستگی­های حزبی و دیدگاه­ها در مورد مسائل مهم سیاسی و کنترل متغیرهای نگرشی در سطح فردی است(لوین­، 2005: 151-132)­.

نوک، در نظر سنجی عمومی سال 1987، نشان می­دهد که شبکه­های اجتماعی خود­محور می‌توانند ماهیت مشارکت در انتخابات ملی را پیش‌بینی کنند­(­نوک­، 1990­).

رابرت دال معتقد است که هرگاه شخص فکر کند دانش و آگاهی او محدودتر از آن ‌است که بتواند با داخل شدن در سیاست به کارآیی کافی برسد ترجیح می‏دهد که کم‌تر در آن مشارکت کند. میل برات نیز معتقد است که هرچه فرد بیشتر در معرض انگیزه‏های سیاسی به صورت بحث درباره سیاست و یا دسترسی داشتن به اطلاعات سیاسی مربوطه قرار داشته ‌باشد.

 

پیشینه‌ تجربی

- مسلمی در پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ارشد خود با عنوان بررسی عوامل اجتماعی موثر بر میزان مشارکت سیاسی دانشجویان دختر دانشگاه تبریز به یافته‌های زیر دست یافت:

یافته‌های حاصل از تجزیه و تحلیل دو متغیره پژوهش، بیانگر این است که متغیر‌های عضویت در انجمن‌های داوطلبانه، دوستان سیاسی، خانواده سیاسی، آگاهی سیاسی و رسانه‌های گروهی با مشارکت سیاسی رابطه معنا‌داری داشته‌اند و به عبارت دیگر در افزایش آن نقش بسزایی داشته‌اند­(مسلمی‌، ‌1386).

- مصفاء در سال 1374 با استفاده از جمعیت نمونه‌ 150 نفری از زنان شهر تهران به مطالعه مشارکت سیاسی آنان پرداخت. وی بین سن، شغل، محل تولد، میزان تحصیلات، رشته‌ تحصیلی و مشارکت سیاسی زنان به رابطه مثبت و معنا‌داری دست یافت(مصفا، 1374). 

- در تحقیق انجام گرفته توسط طاهر موسوی در سال 1377 تحت عنوان مشارکت سیاسی و عوامل موثر بر آن به بررسی موضوع در قالب نظریه‌های روان­شناختی پرداخته شده ‌است و نتایج به دست‌ آمده حاکی از آن است که اگر فرد نسبت به پاداش‌ها و مزایای حاصله از آن ارزش بالایی قایل باشد و نیز نسبت به اثر‌بخشی فعالیت سیاسی خود اطمینان بالایی داشته ‌باشد و در نهایت احساس کند که اطلاعات کاملی در مورد نامزدهای انتخاباتی کسب کرده، به احتمال زیاد، در انتخابات شرکت خواهد کرد­(موسوی، 1377).

- محمد‌رضا باقری احمد‌آبادی در تحقیقی که به روش پیمایشی انجام شده نشان داده‌ است که مردان بیش از زنان، مجرد‌ها بیش از متاهلین، مشاغل دولتی بیش از آزاد و افراد تحصیل‌ کرده بیش از افراد با تحصیلات پایین در سیاست مشارکت می‌نمایند. افرادی دارای حس کارآیی سیاسی بالا، با اعتماد بالا به نظام سیاسی موجود و اعتماد به دیگران و دارای آگاهی سیاسی بالا بیشتر در سیاست مشارکت می‌کنند. هم­چنین خانواده‌ها و دوستان فرد نیز بر کنش سیاسی افراد تاثیر بسزایی داشته‌اند(علیخواه، 1383).

- در پژوهشی­که محمدرضا تاجیک با عنوان بررسی سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی بین دانشجویان دانشگاه‌های تهران (شهید ‌بهشتی، امیرکبیر‌ و علامه طباطبایی) و با روش پیمایشی انجام شده‌ است، نتیجه‌ حاصل از آن بیانگر وجود رابطه مثبت و معنی‌دار میان دو مولفه‌ یاد شده‌ سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی است.

- حسن بستانی در پایان‌نامه‌ کارشناسی ‌ارشد خود با عنوان بررسی تاثیر پایگاه اجتماعی و اقتصادی دانشجویان بر میزان مشارکت سیاسی و ارائه راهکار جهت تقویت مشارکت به بررسی مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه تهران پرداخته و در نهایت بیان می‌دارد که افرادی که تحصیلات خانوادگی بالاتر و درآمد بالاتر داشته‌، میزان مشارکت سیاسی بالاتری دارند­(بستانی، 1383).

- جان‌علیزاده، خوش‌فر و سپهر در مقاله‌‌ای با عنوان «سرمایه‌‌ فرهنگی و موفقیت تحصیلی­»، به بررسی رابطه و تاثیر سرمایه‌ فرهنگی خانواده بر موفقیت تحصیلی دانش­آموزان پرداخته ‌است. این تحقیق با استفاده چارچوب نظری بوردیو، سرمایه‌‌ فرهنگی خانواده‌ها را با استفاده از عملیاتی‌سازی سه بعد متجسم، عینی و نهادینه شده سنجش و ارزیابی شده ‌است­(جان‌علیزاده؛ خوشفر و سپهر­­، 1390).

- فخرایی و کریمیان در مقاله‌ای با عنوان «بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با هویت‌پذیری» به بررسی رابطه‌ سرمایه‌‌ فرهنگی بر هویت افراد می‌پردازند. نتایج حاصل از بررسی نشان می‌دهد که همبستگی معنادار و مثبتی بین سرمایه‌‌ فرهنگی و هویت ملی، قومی و دینی وجود دارد­(فخرایی و کریمیان­، 1388).

- میر رستگار و محمدی بررسی رابطه‌ سرمایه‌‌ فرهنگی با کیفیت زندگی جوانان در شهر تهران از نتایج مهم این تحقیق، می‏توان به وجود ارتباط معنادار میان هر یک از مولفه‏های سرمایه‌‏ فرهنگی یعنی: بعد تجسم ‏یافته، عینیت ‏یافته و سرانجام بعد نهادینه ‏شده‏ سرمایه‌‌ فرهنگی با کیفیت زندگی اشاره کرد
­(میر‌رستگار‌ و محمدی­، 1388).

صمدی‌راد­(1385)، در مقاله «مکانیسم‌‌های ارتقاء مشارکت زنان در ابعاد سیاسی و اقتصادی» به متغیر تحصیلات به عنوان عمده‌ترین عامل زمینه‌ساز مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان پرداخته است.

- جعفری­نیا­­(1391)، در بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر میزان مشارکت سیاسی شهروندان شهر خورموج، با افزایش تحصیلات، میزان تمایل به مشارکت سیاسی نیز افزایش می‌یافت؛ بین سن، محل سکونت و وضعیت تاهل با میزان تمایل به مشارکت سیاسی رابطه وجود نداشت.

لیپست در مورد شرکت در انتخابات به این نتیجه می‌رسد که الگوی مشارکت در کشورهای مختلف یکسان است. مردان بیش از زنان، بیشتر آموزش دیده‌ها بیش از کمتر آموزش دیده‌ها‌، شهر‌نشینان بیش از روستاییان‌، میانسالان بیشتر از جوانان و پیران، متاهلین بیشتر از مجردین، افراد دارای منزلت بالا و افرادی که عضو سازمان‌ها هستند بیشتر در سیاست مشارکت می‌نمایند­(لیپست، 1373)­.

دی‌. ال. شت ضمن تاکید بر متغیرهای درآمد، شغل، تحصیلات و مجموع شاخص‌های پایگاه اقتصادی و اجتماعی با شهرنشینی، عضویت سازمانی موثر در میزان مشارکت سیاسی افراد عنوان می‌کند که سواد یکی از متغیرهای بسیار قدرت­مند و موثر بر میزان مشارکت است­(بارکان، 1999: 66).

تحقیقات لایگلی نشان می‌دهد که داشتن دوستان فعال در امور سیاسی موجب افزایش احتمال مشارکت خود افراد می‌شود. وی نتیجه می‌گیرد که از آن جا که بحث با دوستانی که به سیاست علاقمند هستند یا به فعالیت سیاسی می‌پردازند، می‌تواند به یادگیری فرد درفعالیت در امور سیاسی کمک کند(مک­کلارگ، 2001).

مک کلارگ هم­چنین در تحقیقی با عنوان شبکه‌ اجتماعی و مشارکت سیاسی به این نتیجه می‌رسد که علاوه­ بر این ­که تعاملات اجتماعی دارای عنوان سیاسی مهم هستند، اندازه شبکه تعاملات افراد نیز مهم است. افرادی که با دوستان و آشنایان سیاسی بیشتری ارتباط داشته باشند، از مشارکت سیاسی بالاتری نیز برخوردار خواهند بود. هم­چنین نتایج تحقیق روی زن و شوهرها نشان می‌دهد، زوجینی که دارای همسران علاقه‌مند به سیاست هستند، از مشارکت بیشتری برخوردار بوده‌اند­(همان).

لیزن­(2008)، در پژوهشی به عنوان «آزادی رسانه‌ها­، آگاهی سیاسی و مشارکت سیاسی» به این نتیجه رسید که کنترل رسانه‌ها توسط حکومت باعث کاهش میزان آگاهی سیاسی و مشارکت سیاسی شهروندان می‌شود‌. علاوه­ بر این‌، از نظر این محقق کنترل رسانه بازار فروش آن­ها توسط حکومت‌ها باعث می‌شود که شهروندان از لحاظ آگاهی سیاسی نادان و بی­تفاوت باشند(لیزن، 2008).

بازن در پژوهشی با عنوان «انگیزه‌دهی به منابع آگاهی سیاسی‌، آیا منافع شخصی مهم است؟» به بررسی منابع مهیج آگاهی سیاسی پرداخت و به این نتیجه رسیدکه تنوع و کنجکاوی دو منبع مهم آگاهی سیاسی هستند و منافع شخصی صرفاً یک منبع ثانویه در کسب آگاهی ‌از مسائل‌ سیاسی ‌روز برای شهروندان است­(بازن، 2007).

نوک­، در نظر سنجی عمومی سال 1987، نشان می­دهد که شبکه­های اجتماعی خود­محور می­توانند ماهیت مشارکت در انتخابات ملی را پیش­بینی کنند­. او گزارش می­دهدکه در اغلب موارد مردم با دوستان خود در مورد مسائل سیاسی بحث می­کنندکه این امر علاقه و مشارکت آن­ها درمناقشات ملی و انتخاباتی را افزایش می­دهد­(­نوک­، 1990­).

 

 

نمودار شماره (1):مدل تحلیلی

 

فرضیه­های تحقیق

- به نظر می‌رسد میزان سرمایه‌‌ فرهنگی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز بیشتر از حد متوسط باشد.

- به نظر می‌رسد میزان مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز بیشتر از حد متوسط باشد.

- بین میزان سرمایه‌ ‌فرهنگی و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه وجود دارد.

- بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان آگاهی سیاسی دانشجویان رابطه وجود دارد.

- بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان مشارکت در تجمعات سیاسی دانشجویان رابطه وجود دارد.

- بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و‌ میزان مشارکت در ‌انتخابات دانشجویان رابطه وجود دارد.

- بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان سیاسی بودن دوستان دانشجویان رابطه وجود دارد.

- بین میزان سرمایه‌ فرهنگی و میزان تمایل به احراز مناصب سیاسی دانشجویان رابطه وجود دارد.

- بین سن و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه وجود دارد.

- میزان مشارکت سیاسی دانشجویان برحسب جنس آن­ها متفاوت است.

- میزان سرمایه‌ فرهنگی دانشجویان برحسب سطح عضویت آن­ها در انجمن‌ها و احزاب سیاسی متفاوت است.

- میزان مشارکت سیاسی دانشجویان برحسب وضعیت تاهل آن­ها متفاوت است.

- میزان مشارکت سیاسی دانشجویان برحسب سطح تحصیلات آن­ها متفاوت است.

 

روش تحقیق

روشی که در این تحقیق به کار رفته روش پیمایشی است‌. این تحقیق از لحاظ معیار اجرایی از نوع کاربردی می‌باشد، زیرا در این تحقیق سعی شده تا رابطه‌ ‌سرمایه‌‌ فرهنگی با مشارکت سیاسی مورد بررسی قرار گیرد تا شاید چشم‌اندازی برای شناخت رابطه‌ سرمایه‌‌ فرهنگی با مشارکت سیاسی را فراهم آورد.

تحقیق حاضر از نوع کمی و پیمایشی است و با توجه به معیار زمان، این تحقیق از نوع تحقیقات مقطعی است؛ زیرا صرفاً در یک زمان صورت می‌گیرد و واقعیت را در یک برهه از زمان به کنکاش می‌نهد.

                  

تعریف متغیرها

تعریف مفهومی مشارکت سیاسی

مشارکت سیاسی: تعریف فرهنگ انگلیسی آکسفورد مشارکت را به عنوان عمل یا واقعیت شرکت کلان بخشی از چیزی، را داشتن یا تشکیل دادن دانسته ‌است. هم­چنین مشارکت به معنای شرکت فعالانه افراد در حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و به طور کلی در تمامی ابعاد حیات است. مشارکت سیاسی از انواع مهم مشارکت محسوب می‌شود.

مشارکت سیاسی به مجموعه‌ فعالیت‌های ارادی مسالمت‌آمیز گفته می‌شود که از طریق آن افراد یک جامعه به قصد تاثیر‌گذاری بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی به طور مستقیم یا غیر ‌مستقیم به آن دست می‌زنند‌.

مشارکت سیاسی بر اساس تعریف میلبراث و گوئل‌: آن دسته اعمال شهروندان خصوصی که سعی دارند سیاست و حکومت را تحت تاثیر یا پشتیبانی قرار دهند(وان­ دث، 2001: 4).

در این تحقیق از 6 شاخص برای سنجش میزان مشارکت سیاسی دانشجویان استفاده شده ‌است که عبارت است از­:

- آگاهی سیاسی

- سطح عضویت در انجمن‌ها و احزاب سیاسی

- مشارکت در تجمعات سیاسی

- مشارکت در انتخابات

- سیاسی بودن دوستان

- تمایل به احراز مناصب سیاسی

 

مفهوم سرمایه‌‌ فرهنگی

سرمایه‌‌ فرهنگی عبارت ‌است از: آن چیزی است که فرد آن را به طور انتسابی و اکتسابی در خانواده‌، جامعه‌، مدرسه و ... کسب می‌کند و نوعی ایدئولوژی و هژمونی طبقه‌ حاکم است که درست یا نادرست افراد بایستی آن را اخذ نمایند.

از نظر بوردیو سرمایه‌‌ فرهنگی به سه حالت می‌تواند وجود داشته باشد:

1. حالت تجسدی Embodied state: که شامل تمایلات و گرایشات روانی فرد نسبت به استفاده از کالاهای فرهنگی است.

2.  حالت عینیت ‌یافته Objectifed state: که شامل میزان مصرف کالاهای ‌فرهنگی است.

3. حالت نهادی شده Instituionalized state­: که شامل مدارک و مدارج تحصیلی و علمی فرهنگی فرد است.

الف) بعد ذهنی: فضای فرهنگی خانواده و تمایلات و گرایشات آن­ها نسبت به مصرف کالاهی فرهنگی (تحصیلات پدر و مادر، مطالعه‌ کتاب، خواندن نشریه و مجلات و غیره).

ب) بعد عینی: میزان مصرف کالاهای فرهنگی خود دانشجو (تماشای فیلم، داشتن کتابخانه‌ شخصی و غیره).

ج) سرمایه‌ نهادی: سرمایه‌‌ فرهنگی خود دانشجو (اخذ مدارک علمی و مهارتی، معدل دانشگاهی و غیره).

سرمایه‌‌ فرهنگی با الهام از نظر بوردیو در سه بعد فوق‌الذکر در پرسشنامه سنجیده می‌شود و مجموع نمرات آن­ها میزان سرمایه‌‌ فرهنگی هر پاسخگو را نشان می‌دهد­.

 

جامعه‌‌آماری

در ‌این پژوهش جامعه‌ ‌آماری شامل کل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز می‌باشد.

حجم جامعه‌ آماری با توجه به آخرین آمار ارائه ‌شده از طرف واحد آمار و اطلاعات دانشگاه آزاد اسلامی برابر با 18540 نفر می‌باشد، که به تفکیک جنس 7105  نفر دانشجوی مرد و 11435 نفر دانشجوی زن می‌باشد.

 

نمونه‌ آماری و روش نمونه‌گیری

در این تحقیق از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌‌‌ای متناسب استفاده شده ‌است‌، بدین طریق  واریانس نمونه‌گیری کنترل‌ شده و به عبارتی نمونه‌ ما بیانگر کل جامعه‌ ‌آماری تلقی می‌شود و از این جهت می‌توان اطلاعات جمع‌آوری شده از نمونه ‌آماری را به کل جامعه‌ ‌آماری تعمیم داد‌. بدین‌ منظور نخست ‌آمار کل دانشجویان را در سال تحصیلی ‌93-1392 از معاونت پژوهشی قسمت آمار و اطلاعات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به تفکیک دانشکده و رشته‌ تحصیلی و جنسیت تهیه ‌کرده و برای برآورد و تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده ‌است.

با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه‌ به دست ‌آمده مساوی است با 378 با سطح خطای 5 درصد صورت می‌گیرد.

 

یافته‌های توصیفی

- از نظر وضعیت تاهل 74 درصد مجرد و 26 درصد افراد نمونه ‌آماری متاهل بودند.

- از نظر تحصیلات از کل نمونه‌ مورد بررسی، مقطع ‌تحصیلی 7/14 درصد کاردانی، 2/52 درصد کارشناسی، 9/23 درصد کارشناسی‌ارشد و 3/9 درصد دکتری است.

- برای متغیر سطح عضویت‌، از کل نمونه‌ مورد بررسی، 3/29 درصد غیر­ عضو، 4/43 درصد عضو ساده، 5/19 درصد عضو فعال و 7/7 درصد مسئول هستند.

- از نظر سنی‌، میانگین ‌سن برابر 30/26 سال، کمترین سن برابر 18 و بیشترین مقدار برابر 45 سال است.

- برای متغیر سرمایه فرهنگی، میانگین برابر 12/5، کمترین مقدار برابر 73/1 و بیشترین مقدار برابر 41/9 است. 

- برای متغیر مشارکت سیاسی و مولفه‌هایش‌، میانگین مشارکت سیاسی برابر 36/5، کمترین مقدار برابر 32/2 و بیشترین مقدار برابر 54/7 است. 

- میانگین مولفه‌ آگاهی سیاسی برابر 10/5، کمترین مقدار برابر 04/1 و بیشترین مقدار برابر 83/7 است.

- میانگین مولفه‌ مشارکت در تجمعات سیاسی برابر 75/4، کمترین مقدار برابر 14/0 و بیشترین مقدار برابر 71/7 است.

- میانگین مولفه‌ مشارکت در انتخابات برابر 71/5، کمترین مقدار برابر 43/1 و بیشترین مقدار برابر 57/8 است.

- میانگین ‌مولفه‌ سیاسی بودن دوستان برابر 21/5، کمترین مقدار برابر 43/0 و بیشترین مقدار برابر 64/8 است.

- میانگین مولفه‌ تمایل به احراز مناصب سیاسی برابر 03/6، کمترین مقدار برابر 86/2 و بیشترین مقدار برابر 29/9 است.

 

یافته‌های استنباطی

 

جدول شماره (1): نتایج آزمون کولموگروف‌- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع‌ نمرات

 

تعداد

آماره  Z  کولموگروف- اسمیرنوف

سطح معنی­داری

سرمایه فرهنگی

389

251/1

088/0

مشارکت سیاسی

389

291/1

065/0

آگاهی سیاسی

389

294/1

064/0

مشارکت در تجمعات سیاسی

389

255/1

088/0

مشارکت در انتخابات

389

266/1

081/0

سیاسی بودن دوستان

389

321/1

057/0

تمایل به احراز مناصب سیاسی

389

205/1

093/0

 

با توجه به سطوح معنی‌داری به دست آمده نتیجه گرفته می‌شود که متغیرهای سرمایه فرهنگی و مشارکت سیاسی و مولفه‌هایش دارای توزیع نرمال می‌باشند (سطح معنی‌داری بزرگتر از 05/0).

 

جدول شماره (2)­: آزمون همبستگی پیرسون بین متغیرهای تحقیق

فرضیه­ها

سطح معنی‌داری

پیرسون

بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه وجود دارد.

000/0

**281/0

بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان آگاهی سیاسی دانشجویان رابطه وجود دارد.

000/0

**248/0

بین میزان سرمایه­‌ ‌‌فرهنگی‌ و ‌میزان مشارکت در‌ تجمعات سیاسی دانشجویان رابطه وجود دارد.

000/0

**292/0

بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان مشارکت در انتخابات دانشجویان رابطه وجود دارد.

000/0

**234/0

بین میزان سرمایه‌ فرهنگی و میزان سیاسی بودن دوستان دانشجویان رابطه وجود دارد.

003/0

**148/0

بین میزان سرمایه‌ ‌فرهنگی‌ و ‌میزان تمایل به احراز‌ مناصب سیاسی دانشجویان‌ رابطه‌ وجود دارد.

280/0

055/0

بین سن و میزان سرمایه‌‌ فرهنگی دانشجویان رابطه وجود دارد.

873/0

008/0-

 

با توجه به این که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون کمتر از 05/0است فرض مستقل‌بودن متغیرها رد می‌شود. یعنی بین میزان­سرمایه‌ فرهنگی و میزان مشارکت سیاسی، میزان­آگاهی سیاسی، میزان مشارکت در تجمعات سیاسی، میزان مشارکت در انتخابات و میزان سیاسی بودن دوستان دانشجویان رابطه مثبت معنی‌داری وجود دارد.

باتوجه به این­که سطح معنی‌داری آزمون پیرسون بزرگتر از 05/0 است فرض مستقل‌بودن متغیرها رد نمی‌شود. یعنی بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان تمایل به احراز مناصب سیاسی دانشجویان و بین سن و  میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

 

جدول شماره (3):  نتایج آنالیز واریانس برای میزان سرمایه‌ ‌فرهنگی و سطح عضویت

سطح عضویت

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مقدار F

سطح معنیداری

غیر عضو

114

6312/5

02764/2

617/9

000/0

عضو ساده

169

7462/4

66659/1

عضو فعال

76

8201/4

46484/1

مسئول

30

0260/6

18149/1

 

سطح معنی­داری آنالیز واریانس برابر 001/0 است. با توجه به کوچک­تر بودن سطح معنی‌داری آنالیز واریانس از 05/0، فرض صفر رد می‌شود. در نتیجه میزان سرمایه‌ فرهنگی در سطوح مختلف عضویت تفاوت معنی‌داری دارد.

 

جدول شماره (4):  نتایج آزمون tتک نمونه‌ای برای بررسی میزان سرمایه‌ فرهنگی

مقدار آزمون­=­3

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

میانگین اختلاف متغیر با مقدار آزمون

سرمایه‌ فرهنگی

389

1187/5

77140/1

322/1

388

187/0

11869/0

 

میانگین متغیر سرمایه‌ فرهنگی برابر 12/5 و سطح معنی‌داری آزمون 187/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری بزرگ­تر از 05/0 است فرض صفر رد نمی‌شود. بنابراین نتیجه گرفته می‌شود که میزان سرمایه‌ فرهنگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در حد متوسط می‌باشد.

 

جدول شماره (5): نتایج آزمون تعقیبی LSD

(I) سطح عضویت

(J)  سطح عضویت

میانگین اختلاف (I-J)

خطای معیار اختلاف

سطح معنیداری

غیر عضو

عضو ساده

* 88507/0

20788/0

000/0

عضو فعال

* 8110/0

25400/0

002/0

مسئول

39477/0-

35195/0

263/0

عضو ساده

غیر عضو

* 88507/0-

20788/0

000/0

عضو فعال

07398/0-

23689/0

755/0

مسئول

* 27985/1-

33981/0

000/0

عضو فعال

غیر عضو

* 8110/0-

25400/0

002/0

عضو ساده

07398/0

23689/0

755/0

مسئول

* 20587/1-

36983/0

001/0

مسئول

غیر عضو

39477 /0

35195/0

263/0

عضو ساده

* 27985/1

33981/0

000/0

عضو فعال

* 20587/1

36983/0

001/0

 

نتایج آزمون تعقیبی LSD نشان می‌دهد که میزان سرمایه‌ فرهنگی در بین دانشجویان غیرعضو در انجمن‌ها و هم­چنین دانشجویان مسئول در انجمن‌ها به طور معنی‌داری بیشتر از عضو ساده و عضو فعال است.

جدول شماره (6)­: نتایج آزمون tتک نمونه‌ای برای بررسی میزان مشارکت سیاسی

مقدار آزمون­=­3

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

میانگین اختلاف

متغیر با مقدار آزمون

مشارکت سیاسی

389

3610/5

07459/1

625/6

388

000/0

36096/0

 

میانگین متغیر مشارکت سیاسی برابر 36/5 و سطح معنی‌داری آزمون 001/0 است. با توجه به این­که سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 است فرض صفر رد می‌شود. از طرفی چون میانگین بیشتر از 5 است نتیجه گرفته می‌شود که میزان مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز به طور معنی‌داری بیشتر از حد متوسط می‌باشد.

 

بحث و نتیجه‌گیری

با توجه به نتایج به دست‌ آمده میزان سرمایه‌ فرهنگی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در حد متوسط می‌باشد. نتیجه‌ حاصل ناشی از عدم بررسی همه‌ ابعاد سرمایه‌‌ فرهنگی می‌باشد، هم­چنین میزان مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز به طور معنی‌داری بیشتر از حد متوسط می‌باشد.

فرضیه‌ سوم بیان می‌کرد که بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان مشارکت سیاسی رابطه وجود دارد؛ روابط همبستگی بین این دو متغیر برابر با (**281/0) و سطح معنی‌داری (000/0) این فرضیه تایید می‌گردد، نتایج به دست ‌آمده با تحقیقات انجام ‌شده مسلمی(1386)، مصفا­(1374)، موسوی(1377)، باقری احمدآبادی، تاجیک، آل غفور، میلبراث- گوئل، بستانی، لیپست، لایگلی ، ماروین السون، رابرت دال و مایکل راش همسو می‌باشد.

فرضیه‌ چهارم بیان می‌کرد که بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان آگاهی سیاسی رابطه معناداری وجود دارد. نتایج روابط همبستگی نشان‌ داد که بین دو متغیر میزان سرمایه فرهنگی و میزان آگاهی سیاسی برابر با (248/0)، سطح معنی‌داری (000/0) و کوچک­تر از (05/0) می‌باشد، بنابراین رابطه‌ مثبت و معنی‌داری وجود دارد.

نتیجه‌ به دست‌ آمده با تحقیق شهرام‌نیا و ملائی و باقری احمد­آبادی­(1377)، مسلمی­(1386)، بازیگر و مرادی­زاده­(1383)‌، فراوانی، موسوی­، لیزن، بازن ،کلان و هایتون همسو می‌باشد.

فرضیه‌ پنجم بیان می‌کردکه بین میزان سرمایه‌ فرهنگی و میزان مشارکت در تجمعات سیاسی رابطه‌ معناداری وجود دارد؛ بدین معنی­که هر­چه میزان سرمایه‌‌ فرهنگی افزایش­یابد، میزان مشارکت در تجمعات سیاسی نیز افزایش می‌یابد. نتایج نشان داد ضریب همبستگی بین دو شاخص میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان مشارکت در تجمعات (292/0) و سطح معنی‌داری آن (001/0) می‌باشد‌، پس رابطه‌ مثبت و معنی‌داری وجود دارد و با نتیاج اصغر جائیان، جهانگیر جهانگیری(1387)، بستانی­(1389)، فراوانی و تاج مزینانی همسو می­باشد.

فرضیه‌ ششم بیان می‌کرد که بین میزان سرمایه‌ فرهنگی و میزان مشارکت در انتخابات رابطه‌ معناداری وجود دارد؛ بدین معنی که هر چه میزان سرمایه‌ فرهنگی افزایش یابد، میزان مشارکت در انتخابات نیز افزایش می‌یابد. نتایج نشان داد ضریب همبستگی بین دو شاخص میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان مشارکت در انتخابات (234/0) سطح معنی‌داری آن (001/0) می‌باشد، رابطه‌ مثبت و معنی‌داری وجود دارد که با نتایج فراوانی (1387) همسو می­باشد.

فرضیه‌ هفتم بیان می‌کرد که بین میزان سرمایه فرهنگی و سیاسی بودن گروه مرجع (دوستان) دانشجویان رابطه وجود دارد هر چه میزان تاثیر‌پذیری از گروه‌های مرجع بیشتر باشد، میزان سرمایه‌ فرهنگی نیز بیشتر است. نتایج روابط همبستگی نشان داد که بین دو متغیر میزان سیاسی بودن گروه مرجع (دوستان) و سرمایه‌ فرهنگی، سطح معنی­داری (003/0) است، پس رابطه‌ مثبت و معنی‌داری وجود دارد.

تحقیقات لایگلی نشان می‌دهد که داشتن دوستان فعال در امور سیاسی موجب افزایش احتمال مشارکت خود افراد می‌شود. هم­چنین با تحقیق باقری احمد­آبادی­(1377)، اصغر جائیان، جهانگیر جهانگیری(1387)­، مسلمی (1386)، فراونی­(1387)­، مک کلارگ و نوک همسو می­باشد.

فرضیه‌ هشتم بیان می‌کرد که بین میزان سرمایه‌‌ فرهنگی و میزان تمایل به احراز مناصب سیاسی رابطه‌ معناداری وجود دارد؛ نتایج نشان‌داد ضریب همبستگی بین دو شاخص میزان سرمایه‌ فرهنگی و میزان تمایل به احراز مناصب سیاسی (055/0) و سطح معنی‌داری آن (28/0) می‌باشد­، پس رابطه‌ معنی‌داری وجود ندارد.

در پژوهش موسوی­(1377) حاکی از محاسبه‌ پاداش و مزایای فعالیت‌های سیاسی است نتایج این فرضیه تایید می‌گردد.

فرضیه‌ نهم بیان می‌کند ضریب همبستگی پیرسون برابر 008/0- و سطح معنی‌داری آزمون 873/0 است. بین سن و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه‌ معنی‌داری وجود ندارد، نتیجه به دست آمده با تحقیقات غلام­رضا جعفری­نیا(1391) همسو می­باشد. 

فرضیه دهم بیان می‌‌کند میانگین مشارکت سیاسی در دانشجویان زن برابر 35/5 و در دانشجویان مرد برابر 39/5 و سطح معنی‌داری برابر 726/0 است، در نتیجه بین میزان مشارکت سیاسی دانشجویان زن و مرد تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. بدین معنا که میزان مشارکت سیاسی در میان زنان و مردان یکسان می‌باشد که با تحقیقات میررستگاری و محمدی، بازیگر و مرادی­زاده­(1383) همسو می­باشد.

فرضیه‌ یازدهم بیان می‌کند، در آنالیز واریانس یک ­طرفه سطح معنی‌داری برابر (001/0) است. باتوجه به کوچک­تر بودن سطح معنی‌داری آنالیز واریانس از 05/0، تفاوت میان سطح عضویت معنی‌دار می‌باشد. در نتیجه میزان سرمایه‌ فرهنگی در سطوح مختلف عضویت تفاوت معنی‌داری دارد. نتایج آزمون تعقیبی LSD نشان می‌دهد که میزان سرمایه فرهنگی در بین دانشجویان غیر عضو در انجمن‌ها و هم­چنین دانشجویان مسئول در انجمن‌ها به طور معنی‌داری بیشتر از عضو ساده و عضو فعال است.

نتیجه به دست آمده با تحقیقات اصغر جائیان، جهانگیر جهانگیری­(1387)، مسلمی­(1386)، فراوانی، لیپست، لیپست و دوز، دی،ال، شت و نوک همسو می‌باشد.

فرضیه‌ دوازدهم بیان می‌کند میانگین مشارکت سیاسی در دانشجویان مجرد برابر 44/5 و در دانشجویان متاهل برابر 12/5 و سطح معنی‌داری برابر 009/0 است، در نتیجه میزان مشارکت سیاسی دانشجویان مجرد به طور معنی‌داری بیشتر از دانشجویان متاهل است، به عبارتی میزان مشارکت سیاسی دانشجویان مجرد به طور معنی‌داری بیشتر از دانشجویان متاهل است. لیپست معتقد است زنان عموماً کمتر نقش فعالی در سیاست ایفا کرده‌اند، زیرا فعالیت‌شان بیشتر به امور خانه محدود شده‌ است، حال آن­ که مردان بیشتر فعال بوده‌اند، چون از حمایت‌های جانبی زنان در زندگی برخوردار بوده‌اند. هم­چنین با تحقیقات اصغر جائیان، جهانگیر جهانگیری(1387) و باقر احمدآبادی همسو می‌باشد.

فرضیه‌ سیزدهم بیان می‌کند، سطح معنی‌داری آنالیز واریانس برابر 448/0 است، در نتیجه میزان مشارکت سیاسی در سطوح مختلف تحصیلی تفاوت معنی‌داری ندارد و با نتایج پژوهش اصغر جائیان و جهانگیر جهانگیری(1387) بین تحصیلات فرد و میزان مشارکت سیاسی رابطه معناداری وجود ندارد، همسو می‌باشند.

 

منابع

استونز، راب. (1383). متفکران بزرگ جامعه‌شناسی. ترجمه: م، میردامادی. تهران: مرکز. چاپ سوم‌.

اطاعت، محمدجواد. (1378). توسعه‌ سیاسی.

امام جمعه­زاده­، سیدجواد؛ و مرندی، زهره. (؟). بررسی رابطه‌ میان سرمایه‌‌ اجتماعی و مشارکت سیاسی زنان در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد.

بستانی، حسن. (1383). بررسی پایگاه اجتماعی و اقتصادی دانشجویان بر میزان مشارکت سیاسی.

بوردیو‌، پی­یر. (1381). نظریه‌ کنش. ترجمه‌: س، م، مردی‌ها. تهران‌: انتشارات نقش نگار.

توسلی، غلامعباس. (1369). نظریه‌های جامعه‌شناسی. تهران: انتشارات سمت.

دواس. (1383). پیمایش در تحقیقات اجتماعی. ترجمه‌: ﻫوشنگ ، نایبی. تهران: نشر نی. چاپ سوم‌.

ربیعی، علی. (1380). جامعه‌شناسی تحولات ارزشی‌: نگاهی به رفتار‌شناسی­سیاسی. ترجمه: م، صبوری‌. تهران: نشر سمت­. چاپ اول‌.

رفیع­پور‌، فرامرز. (1378). آناتومی جامعه‌. تهران: مشارکت سهامی انتشار‌. چاپ اول‌.

سیدمن، استیون. (1388). کشاکش آرا در جامعه‌شناسی‌. ترجمه: ﻫ ، جلیلی. تهران: نشر نی. چاپ ‌دوم‌.

علیخواه، فردین. (1383). سنجش مفاهیم اساسی علوم اجتماعی‌. تهران: دفتر طرح‌های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

غفاری هشجین‌، زاهد؛ بیگی­نیا، عبدالرضا و تصمیم قطعی، اکرم. (1389). عوامل موثر بر مشارکت سیاسی دانشجویان علوم سیاسی و فنی دانشگاه تهران. دوره 6، شماره 12.

فراوانی، حسین. (1387). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر کنش انتخاباتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

لیپست‌، مارتین. (1373). جامعه­شناسی سیاسی. ترجمه: س، ‌ر، ابوالحسنی. تهران: انتشارات توس. چاپ اول‌.

مسلمی، محمد. (1386). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر میزان مشارکت سیاسی دانشجویان دختر دانشگاه تبریز. پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ارشد‌، تبریز.

مصفا، نسرین. (­1375). مشارکت سیاسی زنان در ایران.

موسوی، طاهر. (1377). عوامل موثر بر مشارکت سیاسی. پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی.

Barkan, S. E. (1999). Race, Issue Engagement and Political Participation. Race and Society. Vol.1, No.1, P.p: 63-76.

Leeson, N. & etal. (2008). Media Freedom, Political Knowledge and Participation. Journalof  EconomicPerspectives. Vol. 22, No. 2, P.p:16-155.

Mc Clurg, S. D. (2001).  Social Networks and Political Participation. Internet: Google Site. Long, (Ed). New York: Plenum Prese, 1981.

 

 

 

 

 

 



[1]. دانش­آموخته کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، گروه‌علوم اجتماعیدانشگاه آزاداسلامیواحدتبریز-  ایران.          

                                   E-mail: rasolhamidi55@yahoo.com

2. استادیا‌ر گروه ‌علوم ‌اجتماعی، ‌دانشگاه‌ پیام نور- صندوق ‌پستی 193953697، تهران- ایران (نویسنده مسئول).   

                E-mail­: rad_291@yahoo.com

 

استونز، راب. (1383). متفکران بزرگ جامعه‌شناسی. ترجمه: م، میردامادی. تهران: مرکز. چاپ سوم‌.

اطاعت، محمدجواد. (1378). توسعه‌ سیاسی.

امام جمعه­زاده­، سیدجواد؛ و مرندی، زهره. (؟). بررسی رابطه‌ میان سرمایه‌‌ اجتماعی و مشارکت سیاسی زنان در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد.

بستانی، حسن. (1383). بررسی پایگاه اجتماعی و اقتصادی دانشجویان بر میزان مشارکت سیاسی.

بوردیو‌، پی­یر. (1381). نظریه‌ کنش. ترجمه‌: س، م، مردی‌ها. تهران‌: انتشارات نقش نگار.

توسلی، غلامعباس. (1369). نظریه‌های جامعه‌شناسی. تهران: انتشارات سمت.

دواس. (1383). پیمایش در تحقیقات اجتماعی. ترجمه‌: ﻫوشنگ ، نایبی. تهران: نشر نی. چاپ سوم‌.

ربیعی، علی. (1380). جامعه‌شناسی تحولات ارزشی‌: نگاهی به رفتار‌شناسی­سیاسی. ترجمه: م، صبوری‌. تهران: نشر سمت­. چاپ اول‌.

رفیع­پور‌، فرامرز. (1378). آناتومی جامعه‌. تهران: مشارکت سهامی انتشار‌. چاپ اول‌.

سیدمن، استیون. (1388). کشاکش آرا در جامعه‌شناسی‌. ترجمه: ﻫ ، جلیلی. تهران: نشر نی. چاپ ‌دوم‌.

علیخواه، فردین. (1383). سنجش مفاهیم اساسی علوم اجتماعی‌. تهران: دفتر طرح‌های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

غفاری هشجین‌، زاهد؛ بیگی­نیا، عبدالرضا و تصمیم قطعی، اکرم. (1389). عوامل موثر بر مشارکت سیاسی دانشجویان علوم سیاسی و فنی دانشگاه تهران. دوره 6، شماره 12.

فراوانی، حسین. (1387). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر کنش انتخاباتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

لیپست‌، مارتین. (1373). جامعه­شناسی سیاسی. ترجمه: س، ‌ر، ابوالحسنی. تهران: انتشارات توس. چاپ اول‌.

مسلمی، محمد. (1386). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر میزان مشارکت سیاسی دانشجویان دختر دانشگاه تبریز. پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ارشد‌، تبریز.

مصفا، نسرین. (­1375). مشارکت سیاسی زنان در ایران.

موسوی، طاهر. (1377). عوامل موثر بر مشارکت سیاسی. پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی.

Barkan, S. E. (1999). Race, Issue Engagement and Political Participation. Race and Society. Vol.1, No.1, P.p: 63-76.

Leeson, N. & etal. (2008). Media Freedom, Political Knowledge and Participation. Journalof  EconomicPerspectives. Vol. 22, No. 2, P.p:16-155.

Mc Clurg, S. D. (2001).  Social Networks and Political Participation. Internet: Google Site. Long, (Ed). New York: Plenum Prese, 1981.