مطالعه رابطه بین میزان هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی در بین دانشجویان کارشناسی‌ارشد علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسیارشد ارتباطات اجتماعی، گروه ارتباطات اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

2 گروه ارتباطات اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

پژوهش حاضر به ‌منظور مطالعه رابطه بین میزان هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی در دانشجویان مقطع کارشناسی­ارشد علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز ارائه شده بود. به این ترتیب، از روش توصیفی (غیر­­آزمایشی) از نوع همبستگی استفاده شد. بدین منظور 315 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی­ارشد علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز که تعدادشان 2173 نفر بود، با استفاده از روش تصادفی مطبقی (طبقه‌ای) انتخاب و با استفاده از مقیاس هوش فرهنگی انگ و همکاران (2004) و یک پرسشنامه دموگرافیک که در آن اطلاعات جمعیت‌شناختی و نوع ژانر فیلم‌های سینمایی که مورد پسند افراد است پرسیده می‌شود مورد آزمون قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها، از رگرسیون چندمتغیری استفاده شد. آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان دادند که از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی، فقط ژانرهای لالیکن، هنرهای رزمی، معمایی، پویانمایی، مسابقه تصویری، بحث و گفتگو، ماجراجویانه، فانتزی، روان‌شناسی، عاشقانه، مستند، واقع‌بینانه، بریدن از زندگی و وسترن با هوش فرهنگی و ابعاد فراشناختی، شناختی و رفتاری آن رابطه معنی‌داری دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The study of the relationship between cultural intelligence and choosing movies genre among MS students of Humanities in Islamic Azad University of Tabriz

نویسندگان [English]

  • Shahla Bandokht 1
  • Mehran Samadi 2
چکیده [English]

This research aims to examine the relationship between cultural intelligence and choosing movies genre in Master of Science students of Humanities in Islamic Azad University of Tabriz.  This is a descriptive (non experimental method) and correlative study and the statistical population consisted of 2173 among whom 315 Master of Science students of Humanities in Islamic Azad University of Tabriz were chosen via stratified random sampling method. The data were collected through Ang et al (2004) cultural intelligence scale and a demographic questionnaire measured demographic information and the favorite movie genres. The data were analyzed by multivariate regression. The test of hypotheses showed that among all movies, only Lolicon genres, martial arts, adventure, animation, video games, talk shows, adventure, fantasy, psychology, romance, documentary, realistic, slice of life and western have a significant relationship with cultural intelligence and its meta- cognitive, cognitive and behavioral dimensions

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال نهم، شماره سی و چهارم، بهار 1396

ص ص 161-145

 

 

 

 

 

مطالعه رابطه بین میزان هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی در بین دانشجویان کارشناسی­ارشد علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

شهلا بندخت[1]

دکتر مهران صمدی[2]

تاریخ دریافت مقاله:6/7/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:14/12/1395

چکیده

پژوهش حاضر به ‌منظور مطالعه رابطه بین میزان هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی در دانشجویان مقطع کارشناسی­ارشد علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز ارائه شده بود. به این ترتیب، از روش توصیفی (غیر­­آزمایشی) از نوع همبستگی استفاده شد. بدین منظور 315 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی­ارشد علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز که تعدادشان 2173 نفر بود، با استفاده از روش تصادفی مطبقی (طبقه‌ای) انتخاب و با استفاده از مقیاس هوش فرهنگی انگ و همکاران (2004) و یک پرسشنامه دموگرافیک که در آن اطلاعات جمعیت‌شناختی و نوع ژانر فیلم‌های سینمایی که مورد پسند افراد است پرسیده می‌شود مورد آزمون قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها، از رگرسیون چندمتغیری استفاده شد. آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان دادند که از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی، فقط ژانرهای لالیکن، هنرهای رزمی، معمایی، پویانمایی، مسابقه تصویری، بحث و گفتگو، ماجراجویانه، فانتزی، روان‌شناسی، عاشقانه، مستند، واقع‌بینانه، بریدن از زندگی و وسترن با هوش فرهنگی و ابعاد فراشناختی، شناختی و رفتاری آن رابطه معنی‌داری دارند.

واژگانکلیدی:  هوش فرهنگی، بعد فراشناختی، بعد شناختی، بعد انگیزشی، بعد رفتاری و ژانر فیلم‌های سینمایی.

 

مقدمه

رسانه‌ها به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تغییر، چنان با زندگی مردم در جوامع مختلف عجین شده است که روی‌گردانی و بی‌توجهی به آن اختلال عظیم در جامعه و ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن به ‌وجود می‌آورد. سینما نیز به‌ عنوان یکی از دست‌آوردهای بزرگ بشر در عرصه ارتباطات از این قضیه مستثنی نیست و از آغاز پیدایش تاثیر شگرفی در زندگی و کسب آن­چه در جوامع پیشرفته و چه در جوامع در حال توسعه گذاشته است. امروزه فیلم‌های سینمایی یکی از اصلی‌ترین ابزارهایی است که فرهنگ سبک زندگی را منتقل کرده و بسیاری از نظریه‌های نوین ارتباطی نیز به ناچار تحت تاثیر تداخلات بصری ارتباطی قرار گرفته‌اند و بر نقش سینما در این زمینه تاکید دارند. سروان- شرایبر[3]­­­(1371) در کتاب نیروی پیام می‌گوید: "قدرت‌های بزرگ در زمینه اخبار جهانی، مانند زمینه‌های دیگر، در عمل نفوذی را به‌ کار می‌گیرند که مصریان، آرژانتینیان یا سوئدیان را وادار می‌کنند بدون ‌آن­که خود بدانند از دریچه چشم فرهنگ آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی بر جهان بنگرند". سینما پدیده‌ای بسیار جذاب و بسیار تاثیرگذار است و همین خصوصیت سینما است که آن را محور توجه فرهنگ و هنر، سیاست و اقتصاد در سطح جهان قرار داده است. اصولاً می‌توان گفت که سینما پدیده چندوجهی و چندبعدی است، از فرهنگ بشری تاثیر گرفته و بر فرهنگ‌های بیشتری تاثیر می‌گذارد، از قابلیت‌ها و قالب‌های موجود در هنرهای مختلف استفاده می‌کند و در عین حال به لحاظ هنری، دارای زیبایی‌شناسی منحصر به خود است­(موسایی و شیانی، 1386) و مخاطبین خاص خود را از فرهنگ‌های مختلف دارد. بحث مخاطب‌شناسی در سینما ارتباط مستقیمی با مقوله ژانر[4]  یا «گونه سینمایی» دارد. در ادبیات سینمایی، مفهوم ژانر بیش از این­که به عنوان یک مقوله نقد فیلم به کار رود، متداول و در خدمت سازماندهی تولید و بازاریابی فیلم‌ها بوده و می‌دانیم بازاریابی با شناسایی و ارزیابی تماشاگر و اغوای او به خرید کالا (در این‌جا خرید بلیت سینما) هم معناست. در سینمای غرب و به‌ خصوص سینمای هالیوود، نظریه‌های ژانر می‌کوشند رابطه میان صنعت فیلم‌سازی، مولف و متن اثر هنری (فیلم) را توضیح دهند (صافاریان، 1382).

ژانر فیلم، یک پدیده در اصل تجاری، در تقسیم‌بندی شکل فیلم‌هاست که نشان می‌دهد چه فیلم‌هایی با تکرار و تنوع، داستان‌های شبیه به هم، با شخصیت‌هایی شبیه به هم و در محیط‌های شبیه به هم دارای مخاطب هستند؛ ژانر هم‌چنین به توقع ما نسبت به داشتن تجربه‌های مشابه، در مورد فیلم‌های مشابه، که به درک فیلم سهولت می‌بخشند، پاسخ می‌گوید­(داودی، 1380). آندره بازن[5]،  تئوریسین و منتقد نامدار فرانسوی و از پایه‌گذاران مبحث ژانر در تئوری فیلم، ژانر را قالب کلی یا جریان اصلی می‌داند که یک فیلم، درون آن قرار می‌گیرد. اما به رغم اروپایی بودن بازن، مبحث ژانر فیلم در ابتدا پیرامون فیلم‌های آمریکایی شکل گرفت. مقاله‌های رابرت ورشو[6]،  درباره فیلم‌های «گنگستری[7]» و فیلم‌های «وسترن[8]» در مجله (Partisan Review)   در سال 1948 را می‌توان جزء اولین تلاش‌های مهم و تاثیرگذار برای نقد فیلم و معرفی «ژانر» به‌ شمار آورد­(همان).

با ریشه‌دار شدن سینما و تنوع موضو­ع‌ها و سبک‌ها کم‌ کم نیاز به دسته‌بندی فیلم‌ها، موجب شد تا اصطلاح ژانر در سینما نیز مورد استفاده قرار گیرد. ژانر و فرم‌های ژانری خاص در طول تاریخ هالیوود تطور یافته‌اند. به ‌طوری که صنعت فیلم و تماشاگر به یک اندازه یاد گرفته‌اند که از طریق آن حرف بزنند و از طریق آن به تفکر بپردازند­(فیلیپس، 1377). دسته‌بندی آثار هنری به اشکال گوناگون می‌تواند در طبقه‌بندی آن‌ها و شناخت و درک بهترشان موثر باشد. در کشور ما مساله ژانرشناسی، چندان مورد توجه نویسندگان، منتقدان و محققان قرار نگرفته است و تقسیم‌بندی‌های تئاتری و سینمایی به ‌خصوص در گستره نمایشنامه‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی تنها محدود به کتب و رساله‌های بسیار قدیمی و بخش‌بندی‌های خاصی می‌شود که در دوران گذشته تاریخ هنر انجام گرفته‌اند و مشکل اصلی این‌جا است که بسیاری از آثار هنری امروز در این تقسیم‌بندی‌های قدیمی به درستی جای نمی‌گیرند. مشخص‌ترین تقسیم‌بندی که در اکثر کتب موجود (ترجمه یا تالیف) به آن اشاره شده است، بخش‌بندی هنر تئاتر در دسته‌های تراژدی، کمدی، تراژدی کمدی و ملودرام است. اگر چه این تعداد، کم و بیش در دوران باستانی تئاتر می‌توانستند جوابگوی اکثر آثار نمایشی باشند، در دنیای امروز و با توجه به پیشرفت‌های تکنیکی، ساختاری و حتی تنوع اندیشه بشر و نوع نگاهش به جهان، کافی به نظر نمی‌رسند­(محسنیان، 1385).

تقسیم‌بندی‌های مختلفی از ژانرهای سینمایی وجود دارد، ولی رایج‌ترین آن‌ها عبارت است از:             1. حادثه‌ای، 2. ماجراجویانه، 3. کمدی یا طنز، 4. درام، 5. حارم، 6. فانتزی، 7. تاریخی، 8. ترسناک، 9. لالیکن، 10. هنرهای رزمی، 11. معمایی، 12. روان‌شناسی، 13. عاشقانه، 14. زندگی مدرسه،            15. علمی- تخیلی، 16. بریدن از زندگی، 17. هزل، 18. ورزشی، 19. خارق‌العاده، 20. تراژدی،          21. پویانمایی، 22. زندگینامه، 23. جنایی، 24. مستند، 25. خانوادگی، 26. موزیکال، 27. هیجان‌انگیز یا دلهره‌آور، 28. جنگی، 29. وسترن، 30. فیلم نوآر، 31. موسیقی، 32. مسابقه تصویری، 33. بحث و گفتگو، 34. خبری و 35. واقع‌نما­(گرانت، 1391). دریافت کردن پیام‌ها یا کانال‌های رسانه‌ای مشابه، هرچند می‌تواند تمامی گروه‌های اجتماعی را دربربگیرد، اما نمی‌تواند تفاوت‌های پیشین از نظر شرایط یا شیوه نگرش مردم را تضعیف کند و یا از بین ببرد. صنایع رسانه‌ای همواره به ‌دنبال بازارهای جدید و ثابت مخاطبان بوده‌اند و حتی کوشیده‌اند تا بر اساس نوعی سلیقه یا شیوه زندگی، گروه‌های فرعی اجتماعی و فرهنگی جدیدی خلق کنند که مشتری‌های بالقوه‌شان بتوانند با آن‌ها احساس یکی بودن داشته باشند. استفاده از رسانه می‌تواند نقش مهمی در ابراز و تحکیم هویت انواع مختلف گروه‌های فرعی داشته باشد. اما رابطه قوی بین خرده فرهنگ‌های جایگزین و انحرافی در جامعه نوین نکته خاص خود را دارد. مقاومت در برابر نیروهای مسلط در جامعه غالباً به ‌صورت اشکال مختلف موسیقی و رقص نمود می‌یابد. این اشکال توسط خرده فرهنگ‌ها اقتباس و به نماد مقاومت تبدیل می‌شوند (باشعور لشکری، 1393). از این‌رو یکی از مولفه‌هایی که می‌تواند در انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی نقش بازی کند، هوش فرهنگی است.

هوش فرهنگی واژه نوینی است که توسط ارلی­(2002؛ به نقل از ارلی و انگ[9]، 2003) معرفی گردید. وی هوش فرهنگی را به عنوان توانایی یک فرد در انطباق اثربخش به شرایط فرهنگی جدید تعریف کرد. این تعریف نمایان­گر این واقعیت است که هوش فرهنگی در محیط­های چندفرهنگی معنا پیدا می­کند و در محیط­هایی که میزان تنوع فرهنگی در سطح پایینی است کاربرد و اثربخشی چندانی ندارد. ارلی و انگ­(2003) مدعی­اند که واژه هوش فرهنگی جایگزین واژه­های سخت­تری نظیر شایستگی­ بین­فرهنگی و کارآیی بین­فرهنگی می‌باشند. این دو واژه قبل از معرفی مفهوم هوش فرهنگی جهت تبیین توانایی­هایی که موجب بهبود روابط در محیط­های چندفرهنگی می­شوند کاربرد داشتند­(استون[10]، 2006). امروزه اکثر سازمان­ها و افرادی که در زمینه‌های فرهنگی فعالیت می‌کنند، هوش فرهنگی را یک مزیت رقابتی و قابلیت استراتژیک می‌دانند. سازمان­ها و مدیرانی که ارزش استراتژیک هوش فرهنگی را درک کنند، می‌توانند از تفاوت­ها و تنوع فرهنگی در جهت ایجاد مزیت رقابتی و برتری در بازار جهانی استفاده کنند. هوش فرهنگی به منزله چسبی است که می‌تواند در محیط متنوع، انسجام و هماهنگی ایجاد کند. افراد دارای هوش فرهنگی بالا، قادرند اثر قابل توجهی بر استراتژی­های بازاریابی و توسعه محصول برای گروه­های مشتریان در کشورهای مختلف داشته باشند. این افراد جزء دارایی­های ارزشمند سازمان­ها هستند و به‌ خصوص در زمان بحران ارزش خود را بیشتر نمایان می‌سازند­(ودادی و عباسعلی‌زاده­، 1386). فاضلی­(1384) در پژوهش خود با عنوان "جامعه‌شناسی مصرف موسیقی" - که متغیرهای اساسی: سبک زندگی فرهنگی، سرمایه فرهنگی والدین و خود فرد را که هر­کدام به دو بعد رفتاری و دارایی‌های فرهنگی تقسیم می‌شوند و پایگاه اجتماعی- اقتصادی را مورد توجه قرار داده بود- به این نتیجه دست یافت که افراد دارای سبک زندگی فرهنگی پُرمنزلت به موسیقی‌های پُرمنزلت گوش می‌دهند. اگر دست‌اندرکاران سینمایی و فیلم‌سازان در ساخت فیلم‌ها مقوله چندفرهنگی و هوش فرهنگی را مورد توجه قرار ندهند، باعث خواهد شد تا قسمت عظیمی از مخاطبین خود را از دست داده و از این‌رو مخاطبین جامعه به‌ سمت فیلم‌های سایر جوامع روی آورند. پرداختن به مساله هوش فرهنگی و لحاظ کردن این مهم در امر فیلم‌سازی باعث می‌شود فیلم‌سازان تقریباً همه سلیقه‌های احاد مردم را پوشش داده و از این‌رو با مسائلی مثل تهاجم فرهنگی رو به ‌رو نشویم. ولی خلأ این موضوع که هوش فرهنگی چه ارتباطی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی دارد احساس می‌شود.

با توجه به این‌که هیچ پژوهش مستقیمی به مساله رابطه هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی نپرداخته است، این پژوهش، بر آن است که ارتباط این متغیرها را مورد بررسی قرار دهد. پس سوال اصلی پژوهش مورد نظر این است: آیا بین هوش فرهنگی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد؟

 

اهداف تحقیق

هدف کلی  

- تعیین رابطه هوش فرهنگی و ابعاد آن (فراشناختی، شناختی، انگیزشی و رفتاری) با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی در دانشجویان مقطع کارشناسی­ارشد علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

 

 اهداف جزئی

1. تعیین رابطه بین بعد فراشناختی هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی

2. تعیین رابطه بین بعد شناختی هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی

3. تعیین رابطه بین بعد انگیزشی هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی

4. تعیین رابطه بین بعد رفتاری هوش فرهنگی با انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی

 

هوش فرهنگی

علی­رغم گسترش و مقبولیت وسیع مفاهیمی نظیر جهانی­شدن و تقارب فرهنگی در دنیای غرب نقاط دیگری از کره خاکی از جمله افغانستان، لیبی، صربستان و غیره شاهد درگیری­ها و خون­ریزی­هایی هستند که نقاط دیگر جهان را نیز تحت تاثیر خود قرار داده­اند. شرایط موجود دنیای کنونی که فرهنگ‌های ملل مختلف را بیش از هر زمان دیگری در تماس باهم قرار داده نهایتاً منجر به چه خواهد شد؟  برخی به همگرایی فرهنگی معتقدند، برخی نیز بر این باورند که  جهان روز به روز در حال کوچک‌شدن است؛ این در حالی است که برخی دیگر این را افسانه­ای بیش نمی­دانند و از این تماس فرهنگی به عنوان تقابل فرهنگی یاد می­کنند­(اشنایدر، 1382).

تنوع فرهنگی محدود به حوزه­های کلان نبوده و به یکی از واقعیت­های برجسته در سازمان­های امروزی تبدیل شده است. تنوع فرهنگی مزایایی نظیر خلاقیت، تصمیم­گیری بهتر و بازاریابی موفق­تر را برای سازمان­ها به بار آورده است، ولی در مقابل چالش­هایی را نیز نظیر تضاد فرهنگی، ضعف ارتباطی، ترک شغلی و ... به وجود آورده است­(کاکس[11]، 2011). در راستای این چالش­های ناشی از تنوع فرهنگی تحقیقات فراوانی انجام شده است. هوش فرهنگی یکی از عواملی است که پاره­ای از این تحقیقات بر آن تمرکز کرده­اند.

هوش فرهنگی واژه نوینی است که در سال 2002 توسط ارلی معرفی گردید. وی هوش فرهنگی را به عنوان توانایی یک فرد در انطباق اثربخش به شرایط فرهنگی جدید تعریف کرد­(ارلی، 2002). این تعریف نمایان­گر این واقعیت است که هوش فرهنگی در محیط­های چندفرهنگی معنا پیدا می­کند و در محیط­هایی که میزان تنوع فرهنگی در سطح پایینی است کاربرد و اثربخشی چندانی ندارد. ارلی و انگ (2003) مدعی­اند که واژه هوش فرهنگی جایگزین واژه­های سخت­تری نظیر شایستگی­ بین ­فرهنگی و کارآیی بین ­فرهنگی می­باشند. این دو واژه قبل از معرفی مفهوم هوش فرهنگی جهت تبیین توانایی­هایی که موجب بهبود روابط در محیط­های چندفرهنگی می­شوند کاربرد داشتند­(استون، 2006).

تمامی تعاریفی که در مورد هوش فرهنگی بیان شده­اند به صورت کلی با تعریفی که ارلی­(2002) از آن ارائه داد هم­معنی هستند. به زعم ارلی و موساکوسکی[12]­­(2004) هوش فرهنگی به‌ عنوان توانایی ذاتی افراد در تحلیل رفتار یک فرد بیگانه (به لحاظ فرهنگی) همانند افراد هم­فرهنگ او تعریف می­کنند. در تعریفی دیگر، توماس و اینکسون[13]­­­(2004) آن را به‌ عنوان یک شایستگی چندبعدی که شامل دانش فرهنگی، آگاهی و مجموعه­ای از استعدادهای رفتاری است تعریف می­کنند. این تعاریف و تمامی تعاریف دیگر به یک نکته اشاره دارند و آن توانایی افراد در انطباق با شرایط فرهنگی ناآشنا می­باشد. می­توان ادعا داشت که پیدایش مفهوم هوش فرهنگی پاسخ مناسبی به این سوال که "چرا برخی افراد در محیط­های فرهنگی ناآشنا موفق­تر از دیگران عمل می کنند؟" باشد که تم اصلی برخی از تحقیقات از سال 1960 بوده است­(هریسون[14]،  2012).

 

ابعاد هوش فرهنگی

ارلی­(2002) در مقاله­ای که هوش فرهنگی را معرفی کرد سه بعد را برای آن در نظر گرفت که عبارتند است از: 1. بعد شناختی[15]  2. بعد انگیزشی[16]  و 3. بعد رفتاری[17].  سپس در نتیجه برخی تحقیقات میدانی، بعد دیگری تحت عنوان بعد فراشناختی[18]  بدان اضافه شد­(انگ و داین، 2008). این ابعاد در زیر مورد بررسی قرار گرفته­اند.

 

 

بعد فراشناختی

منظور از بعد فراشناختی میزان دانش آگاهانه افراد از محیط­های فرهنگی جدید و تعاملات بین‌فرهنگی می­باشد. به‌ عبارت دیگر، بعد فراشناختی شامل استراتژی­های آگاهانه­ای می­شود که توسط آن‌ها افراد قواعد و روش­های خاصی را برای کارآیی رفتارشان در تعاملات بین­فرهنگی برای خود وضع می­کنند­(انگ، داین و تان، 2011). تان[19]­­(2004) از این بعد تحت عنوان تفکر استراتژیک فرهنگی یاد می‌کند. به زعم وی، این نوع تفکر نوعی تفکر و یادگیری فرهنگی است که از طریق آن افراد دانش فرهنگی خود را به ‌دست می­آورند. در پاره­ای تحقیقات این نوع تفکر تحت عنوان تفکر درباره تفکر و یادگیری برای یادگیری بیان می­شود.

افراد با هوش فرهنگی فراشناختی بالا فرضیات فرهنگی خود را مورد پرسش قرار می­دهند و دانش فرهنگی خود را هنگام تعامل با فرهنگ­های دیگر تغییر می­دهند. به‌ عنوان مثال، یک ایرانی با هوش فرهنگی فراشناختی بالا باید در مورد این­که هنگام مذاکره با یک فرد از یک کشور غربی از نحوه و زمان مناسب برای صحبت کردن مطلع بوده و در پی یافتن راه­های مناسب و اثر­بخش جهت بهبود کیفیت مراوداتش با آن­ها باشد.

 

 بعد شناختی

منظور از بعد شناختی میزان دانش افراد از هنجارها، رفتارها، آداب و رسوم و غیره مربوط به فرهنگ­های دیگر می­باشد­(همان). البته این دانش تنها محدود به دانش از عوامل مذکور نمی­شود و علاوه­بر آن­ها دانش در مورد خود­(ارلی، 2002) و هم‌چنین تفاوت فرهنگ خودی با فرهنگ‌های دیگر نیز می­شود­(همان). ارلی و موساکوسکی­(2004) از این توانایی به عنوان توانایی که در سر وجود دارد یاد می­کنند.

از آن­جایی که بعد شناختی و فراشناختی هر دو مربوط به دانش افراد هستند، ممکن است گاهی اوقات یکسان فرض شوند. ولی این دو مفهوم علی­رغم شباهتی که دارند از هم متمایزند. بعد شناختی مربوط به دانش افراد از ابعاد مختلف فرهنگ­های دیگر می­باشد، در حالی که بعد فراشناختی میزان توانایی افراد در بروز رفتارها و خلق استراتژی­های مناسب در جهت برقراری روابط اثربخش بر اساس دانشی که از بعد شناختی ناشی می­شود می­باشد. به عنوان مثال، وقتی که مدیری بین­المللی دارای اطلاعات و دانش زیادی از ابعاد مختلف فرهنگ کارکنان خود که از ملیت­های مختلفی هستند می­باشد، دارای هوش فرهنگی شناختی بالایی خواهد بود. هوش فراشناختی وی در صورتی بالا محسوب     می­شود که وی بتواند بر اساس دانش بالای خود روابط اثربخشی را با کارکنان خود برقرار کند.

 

 

بعد انگیزشی

انسان­هایی هستند که عمر خود را صرف مسافرت و جهان­گردی می­کنند و مهم­ترین دلیل‌شان تعامل با فرهنگ­های مختلف و یادگیری از آن­هاست. از این نوع علاقه برای تعامل با فرهنگ­های ناآشنا تحت عنوان بعد انگیزشی هوش فرهنگی یاد می­شود. به زعم ارلی و پترسون[20]­­(2004) این بعد به میزان هدف‌گذاری و اصرار افراد جهت برقراری تعاملات بین­فرهنگی اشاره دارد­(مک‌ناب و ورث لی­، 2012). از آن­جایی که مهم­ترین محرک عمل، انگیزه برای انجام آن عمل می­باشد، منبعی که محرک برقراری تعاملات بین­فرهنگی و انطباق با شرایط فرهنگی ناآشناست همان بعد انگیزشی هوش فرهنگی است و به همین دلیل دارای اهمیت فراوانی است­(انگ و همکاران، 2011). در یکی دیگر از مقاله­های اصلی در مورد هوش فرهنگی، این بعد خودکارآمدی و انگیزش درونی نامیده شده است که در این­جا نیز بعد انگیزشی از آن­جایی که منبع اصلی اعتماد به نفس و علاقه به محیط­های فرهنگی جدید است بسیار مهم تلقی شده است­(ون داین، انگ و کو­، 2009). ارلی و موساکوسکی­(2004) از این بعد تحت عنوان توانایی نهفته در قلب یاد می­کنند.

 

بعد رفتاری

سه بعد بیان شده ابعاد درونی هوش فرهنگی می­باشند. بدین معنی که به‌ صورت ملموس قابل مشاهده نیستند. بعد چهارم هوش فرهنگی بعد بیرونی آن می­باشد که از آن تحت عنوان بعد رفتاری یاد می­شود. این بعد مربوط به رفتارهایی است که افراد در محیط­های فرهنگی جدید از خود بروز  می­دهند­(ارلی، 2002). می­توان ادعا داشت که بعد رفتاری مکمل سه بعد دیگر هوش فرهنگی است که بدون آن حتی اگر افراد در سه حوزه دیگر بسیار قوی باشند نمی­توانند در محیط­های چند­فرهنگی موثر واقع شوند. این بدین دلیل است که در تعاملات آن­چه که دیده شده و ادراک می­شود رفتار است و ناتوانی در رفتار نامناسب موجب ادراک غلط شده و نتایج مورد انتظار را به بار نخواهد آورد.

 

پیشینه پژوهش

یوسف‌نیا، مهاجرانی و حقیقتیان­(1394) در پژوهش خود با عنوان "بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی موثر بر سبک زندگی ساکنان روستاهای تبدیل شده به شهر در شهرستان‌های خواف و رُشتخوار نمونه موردی: شهرهای نشتیفان، سلامی و جنگل" به این نتیجه رسیدند که بین اکثر شاخص‌های عوامل فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ساکنان روستاهای تبدیل شده به شهر رابطه معناداری وجود دارد. ریاحی، ظهیری‌نیا و صادقی­(1393) در مطالعه  خود با موضوع "بررسی تاثیر مصرف رسانه‌ای بر میزان سرمایه اجتماعی شهروندان شهر بندرعباس" که بر روی 384 نفر از افراد بالای 18 سال انجام گرفت به این نتیجه رسیدند که بین میزان تماشای تلویزیون داخلی و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اما میزان تماشای تلویزیون ماهواره‌ای با سرمایه اجتماعی دارای رابطه معکوس است. میزان تماشای تلویزیون داخلی با میزان اعتماد اجتماعی و رعایات هنجارهای اجتماعی رابطه مبثت دارد، اما میزان تماشای تلویزیون ماهواره‌ای با میزان اعتماد اجتماعی و رعایت هنجارهای اجتماعی دارای رابطه معکوس است. هم‌چنین بین تماشای تلویزیون (داخلی و ماهواره‌ای) با شبکه‌های مشارکت اجتماعی رابطه معناداری مشاهده نگردید. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان ‌داد که در جامعه آماری پژوهش حاضر میزان تماشای تلویزیون داخلی دارای بیشترین تاثیر معنادار بر سرمایه اجتماعی است. شهرام‌نیا، مرندی، محرابی کوشکی و سیستانی­(1394) در پژوهشی با عنوان "رابطه مصرف رسانه‌ای  و سرمایه فرهنگی" نشان دادند که بین مصرف رسانه‌ای (چاپی، الکترونیکی و دیجیتالی) و سرمایه فرهنگی (ذهنی، عینی و نهادی) رابطه وجود دارد. ابراهیمی، فرهادی محله و رازقی مله­(1393) در پژوهشی با عنوان "بررسی جامعه‌شناختی عوامل موثر بر مصرف سینما" نشان دادند که با افزایش سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، میزان مصرف سینمایی نیز افزایش می‌یابد. یزدخواستی، قاسمی و وحیدا­(1390) در بررسی خود با موضوع "رابطه تماس‌های بین ‌فرهنگی و هوش فرهنگی؛ تحلیل نظری و تجربی" به این نتایج دست یافتند که سازه‌ تماس‌های بین ‌فرهنگی دارای تاثیر قوی، مثبت و معنی‌داری بر سازه هوش فرهنگی است. به این ترتیب با این­که در شرایط خاصی تماس‌های بین ‌فرهنگی می‌تواند تاثیری بر بهبود هوش فرهنگی نداشته باشد و یا حتی فرد را با شوک فرهنگی مواجه کند اما در مجموع احتمال تاثیر مثبت تماس‌های بین ‌فرهنگی بر هوش فرهنگی بیشتر است. فاضلی­(1384) در پژوهش خود با عنوان "جامعه‌شناسی مصرف موسیقی" - که متغیرهای اساسی: سبک زندگی فرهنگی، سرمایه فرهنگی والدین و خود فرد را که هر­کدام به دو بعد رفتاری و دارایی‌های فرهنگی تقسیم می‌شوند و پایگاه اجتماعی- اقتصادی را مورد توجه قرار داده بود- به این نتیجه دست یافت که افراد دارای سبک زندگی فرهنگی پُرمنزلت به موسیقی‌های پُرمنزلت گوش می‌دهند. تورچ[21]­­(2007؛ به ‌نقل از ادیبی سده و دیگری، 1391) پژوهشی درباره رابطه بین پایگاه اجتماعی و فرهنگی و مصرف فرهنگی به ‌صورت مطالعه موردی در شیلی انجام داده است، وی در این تحقیق به بررسی پایگاه اجتماعی و فرهنگی، درآمد و تحصیلات و ارتباط آن با مصرف فرهنگی (کتاب، مجلات و روزنامه‌ها) پرداخته است. روش تحقیق از نوع پیمایشی بوده و به‌ وسیله ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. یافته‌های تحقیق نشان‌دهنده آن است که تحصیلات عامل مهمی در مصرف کتاب است و هم‌چنین درآمد نیز تاثیر زیادی در مصرف کتاب دارد. به‌ طور کلی پایگاه اجتماعی و فرهنگی عامل اساسی و تاثیرگذار در مصرف کتاب است.

 

فرضیه‌های پژوهش

1. بین هوش فرهنگی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد.

2. بین بعد فراشناختی هوش فرهنگی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد.

3. بین بعد شناختی هوش فرهنگی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد.

4. بین بعد انگیزشی هوش فرهنگی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد.

5. بین بعد رفتاری هوش فرهنگی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد.

 

متغیرهای پژوهش

- متغیر مستقل: هوش فرهنگی

- متغیر وابسته: ژانر فیلم‌های سینمایی

 

تعریف مفهومی و عملیاتی

هوش فرهنگی: هوش فرهنگی واژه نوینی است که توسط ارلی­(2002؛ به نقل از ارلی و دیگری، 2003) معرفی گردید. ارلی­(2002) هوش فرهنگی را به عنوان توانایی یک فرد در انطباق اثربخش به شرایط فرهنگی جدید تعریف کرد­(همان).

ژانر: آندره بازن، تئوریسین و منتقد نامدار فرانسوی و از پایه‌گذاران مبحث ژانر در تئوری فیلم، ژانر را "قالب کلی یا جریان اصلی می‌داند که یک فیلم، درون آن قرار می‌گیرد"­(داودی، 1380).

هوش فرهنگی: میزان هوش فرهنگی در این پژوهش به‌ وسیله مقیاس هوش فرهنگی انگ و همکاران­(2004) اندازه‌گیری شد. مقیاس هوش فرهنگی یک ابزار خودگزارشی است که به‌ وسیله انگ و همکاران­(2004) گسترش یافت و حاوی 20 پرسش در 4 خرده مقیاس (فراشناختی، شناختی، انگیزشی و رفتاری) است.

ژانر: در این پژوهش، نوع ژانر فیلم‌های سینمایی انتخابی توسط افراد، توسط یک پرسشنامه از آن‌ها پرسیده شد.

 

روش پژوهش

روش تحقیق در این پژوهش، روش توصیفی (غیر­آزمایشی) از نوع همبستگی بود. جامعه آماری­، کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی­ارشد دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز که در 16 رشته تحصیلی در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تحصیل هستند و تعدادشان 2173 نفر است. نمونه‌گیری با استفاده از روش تصادفی مطبقی (طبقه‌ای) انجام پذیرفت. حجم نمونه در پژوهش حاضر، با استفاده از جدول کرچسی و مورگان[22]­­(1970)، 315 نفر تعیین شد.

ابزار به ‌کار گرفته شده برای جمع‌آوری اطلاعات در این پژوهش را 2 پرسشنامه تشکیل داد:

1. مقیاس هوش فرهنگی: مقیاس هوش فرهنگی یک ابزار خودگزارشی است که به ‌وسیله انگ و همکاران­(2004) گسترش یافت و حاوی 20 پرسش در 4 خرده مقیاس­ (فراشناختی، شناختی،  انگیزشی و رفتاری) است. در ایران کاظمی­(1387) ضریب پایایی این مقیاس با دو روش آلفای کرونباخ و تنصیف محاسبه شد است که به ‌ترتیب برابر 934/0 و 912/0 به ‌دست آمد. در ضمن اعتبار محتوای این مقیاس نیز توسط چند متخصص روان‌شناسی بررسی و سوالات آن خوب و مرتبط با موضوع ارزیابی گردید.

2. پرسشنامه دموگرافیک: پرسشنامه‌ای که در آن اطلاعات جمعیت‌شناختی و نوع ژانر فیلم‌های سینمایی که مورد پسند افراد است پرسیده می‌شود.

 

یافته­ها

یافته‌های توصیفی مربوط به وضعیت گرایش آزمودنی‌ها به هر یک از ژانرها ارائه شده است.

 

   جدول شماره (1): یافته‌های توصیفی مربوط به وضعیت گرایش آزمودنی‌ها به هر یک از ژانرها

گزینه

   ژانر

خیلی کم

کم

متوسط

زیاد

خیلی زیاد

علامت‌نزده

کل صحیح

حادثه‌ای

132

23

75

34

4

4

268

ماجراجویانه

42

33

88

53

52

4

268

کمدی یا طنز

25

30

94

82

39

2

270

درام

27

32

97

75

39

2

270

حارم

261

2

7

2

0

0

272

فانتزی

82

74

68

10

37

1

271

تاریخی

26

30

103

49

59

5

267

ترسناک

73

72

97

17

11

2

270

لالیکن

96

48

77

26

24

1

271

هنرهای رزمی

60

70

84

30

26

2

270

معمایی

23

53

83

51

62

0

272

روان‌شناسی

19

31

63

34

125

0

272

عاشقانه

106

20

92

31

23

0

272

زندگی مدرسه

57

76

112

13

10

4

268

علمی- تخیلی

50

60

89

33

39

1

271

بریدن از زندگی

186

34

38

10

4

0

272

هزل

235

13

11

9

4

0

272

ورزشی

72

38

95

23

37

7

265

خارق‌العاده

50

50

118

32

17

5

267

تراژدی

33

53

118

37

25

6

266

پویانمایی

43

87

91

25

23

3

269

زندگی‌نامه

20

34

98

52

67

1

271

جنایی

60

91

80

33

8

0

272

مستند

38

36

82

49

66

1

271

خانوادگی

27

36

64

41

95

9

263

موزیکال

76

63

99

19

13

2

270

هیجان‌انگیز

49

73

87

50

12

1

271

جنگی

193

45

25

2

6

1

271

وسترن

78

88

94

6

4

2

270

فیلم‌ نوآر

158

34

49

15

16

0

272

موسیقی

66

77

76

25

26

2

270

مسابقه تصویری

92

58

75

30

17

0

272

بحث و گفتگو

47

75

94

29

26

1

271

خبری

81

65

76

35

10

5

267

واقع­نما

81

73

83

26

8

1

271

 

همان‌گونه که در جدول مشاهده می‌شود، ژانر روان‌شناسی با 125 و ژانر خانوادگی با 95 انتخاب خیلی زیاد، به ‌ترتیب بیشترین و ژانر حارم با 261، ژانر هزل با 235، ژانر جنگی با 193، ژانر بریدن از زندگی با 186 و ژانر حادثه‌ای با 132 انتخاب خیلی کم، به ‌ترتیب کم‌ترین طرفدار را در پژوهش حاظر دارند.

به‌ منظور ارائه تصویری روشن از یافته­های پژوهش، در جدول شماره (2) یافته‌های توصیفی مربوط به متغیر هوش فرهنگی و زیرمولفه‌های آن ارائه شده است.

 

جدول شماره (2): یافته‌های توصیفی مربوط به متغیر هوش فرهنگی و زیرمولفه‌های آن

متغیر

تعداد

میانگین

میانه

انحراف استاندارد

هوش فرهنگی

فراشناختی

شناختی

انگیزشی

رفتاری

272

272

272

272

272

38/85

87/15

42/28

82/18

41/23

00/88

00/16

00/28

00/19

00/24

907/9

169/3

688/17

148/3

531/3

 

فرضیه اول: بین هوش فرهنگی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. به ‌منظور آزمون این فرضیه، از آزمون رگرسیون چندمتغیری مدل Enter استفاده شد.

 

جدول شماره (3): ضریب همبستگی چندگانه و ضریب تعیین

مدل

R

R2

اصلاح شده  R2

خطای معیار برآورد

1

624/0

389/0

278/0

600/7

 

 

از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی فقط بین ژانرهای لالیکن (041/0>­P)، هنرهای رزمی (004/0>­P)، معمایی (005/0>­P)، پویانمایی (047/0>­P)، مسابقه تصویری (019/0>­P) و بحث و گفتگو (045/0>­P) با هوش فرهنگی رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به ضرایب بتای به ‌دست آمده می‌توان گفت رابطه ژانرهای لالیکن و مسابقه تصویری با هوش فرهنگی معکوس و رابطه ژانرهای هنرهای رزمی، معمایی، پویانمایی و بحث و گفتگو با هوش فرهنگی مستقیم است.

فرضیه دوم: بین مولفه فراشناختی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. به ‌منظور آزمون این فرضیه، از آزمون رگرسیون چندمتغیری مدل Enter استفاده شد.

 

جدول شماره (4): ضریب همبستگی چندگانه و ضریب تعیین

مدل

R

R2

اصلاح شده  R2

خطای معیار برآورد

1

756/0

571/0

493/0

224/2

 

 

 

از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی فقط بین ژانرهای ماجراجویانه (000/0>­P)، فانتزی (012/0>­P)، لالیکن (014/0>­P)، روان‌شناسی (034/0>­P)، عاشقانه (010/0>­P)، مستند (013/0>­P) و واقع‌بینانه (021/0>­P) با مولفه فراشناختی رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به ضرایب بتای به‌ دست آمده می‌توان گفت رابطه ژانرهای لالیکن، روان‌شناسی و واقع‌بینانه با بعد فراشناختی معکوس و رابطه ژانرهای ماجراجویانه، فانتزی، عاشقانه و مستند با بعد فراشناختی مستقیم است.

فرضیه سوم: بین مولفه شناختی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. به ‌منظور آزمون این فرضیه، از آزمون رگرسیون چندمتغیری مدل Enter استفاده شد.

 

جدول  شماره (5): ضریب همبستگی چندگانه و ضریب تعیین

مدل

R

R2

اصلاح شده  R2

خطای معیار برآورد

1

320/0

103/0

061/0-

724/19

 

 

 

بین هیچ ‌یک از ژانرهای فیلم‌های سینمایی با مولفه شناختی رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

فرضیه چهارم: بین مولفه انگیزشی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. به ‌منظور آزمون این فرضیه، از آزمون رگرسیون چندمتغیری مدل Enter استفاده شد.

 

جدول شماره (6): ضریب همبستگی چندگانه و ضریب تعیین

مدل

R

R2

اصلاح شده  R2

خطای معیار برآورد

1

491/0

241/0

102/0

773/2

 

 

 

از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی فقط بین ژانرهای ماجراجویانه (029/0>­P) و فانتزی (047/0>­P) با مولفه انگیزشی رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به ضرایب بتای به ‌دست آمده می‌توان گفت رابطه ژانرهای ماجراجویانه و فانتزی با بعد انگیزشی معکوس است.

فرضیه پنجم: بین مولفه رفتاری و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. به‌ منظور آزمون این فرضیه، از آزمون رگرسیون چندمتغیری مدل Enter استفاده شد.

 

جدول شماره (7): ضریب همبستگی چندگانه و ضریب تعیین

مدل

R

R2

اصلاح شده  R2

خطای معیار برآورد

1

528/0

279/0

147/0

027/3

 

 

 

از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی فقط بین ژانرهای لالیکن (020/0>­P)، هنرهای رزمی (003/0>­P)، بریدن از زندگی (021/0>­P)، وسترن (011/0>­P)، مسابقه تصویری (028/0>­P) و بحث و گفتگو (047/0>­P) با مولفه رفتاری رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به ضرایب بتای به ‌دست آمده می‌توان گفت رابطه ژانرهای لالیکن، بریدن از زندگی، وسترن و مسابقه تصویری با بعد رفتاری معکوس و رابطه ژانرهای هنرهای رزمی و بحث و گفتگو با بعد رفتاری مستقیم است.

 

بحث و نتیجه­گیری

فرضیه اول پژوهش حاضر عبارت بود از این­که بین هوش فرهنگی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. نتایج به‌ دست آمده نشان داد از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی فقط بین ژانرهای لالیکن (041/0>­P)، هنرهای رزمی (004/0>­P)، معمایی (005/0>­P)، پویانمایی (047/0>­P)، مسابقه تصویری (019/0>­P) و بحث و گفتگو (045/0>­P) با هوش فرهنگی رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به ضرایب بتای به‌ دست آمده می‌توان گفت رابطه ژانرهای لالیکن و مسابقه تصویری با هوش فرهنگی معکوس و رابطه ژانرهای هنرهای رزمی، معمایی، پویانمایی و بحث و گفتگو با هوش فرهنگی مستقیم است. این بدان معناست که افرادی که هوش فرهنگی بالایی دارند بیشتر به ژانرهای هنرهای رزمی، معمایی، پویانمایی و بحث و گفتگو گرایش دارند و گرایشی به ژانرهای لالیکن و مسابقه تصویری ندارند.

فرضیه دوم پژوهش حاضر عبارت بود از این­که بین بعد فراشناختی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. نتایج به ‌دست آمده نشان داد از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی فقط بین ژانرهای ماجراجویانه (000/0>­P)، فانتزی (012/0>­P)، لالیکن (014/0>­P)، روان‌شناسی (034/0>­P)، عاشقانه (010/0>­P)، مستند (013/0>­P) و واقع‌بینانه (021/0>­P) با مولفه فراشناختی رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به ضرایب بتای به ‌دست آمده می‌توان گفت رابطه ژانرهای لالیکن، روان‌شناسی و واقع‌بینانه با بعد فراشناختی معکوس و رابطه ژانرهای ماجراجویانه، فانتزی، عاشقانه و مستند با بعد فراشناختی مستقیم است. پس می‌توان نتیجه گرفت که افرادی که بعد فراشناختی بالایی دارند بیشتر به ژانرهای ماجراجویانه، فانتزی، عاشقانه و مستند علاقه‌مند هستند و علاقه‌ای به ژانرهای لالیکن، روان‌شناسی و واقع‌بینانه ندارند.

فرضیه سوم پژوهش حاضر عبارت بود از این­که بین بعد شناختی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. نتایج به‌ دست آمده نشان داد بین هیچ ‌یک از ژانرهای فیلم‌های سینمایی با مولفه شناختی رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

فرضیه چهارم پژوهش حاضر عبارت بود از این­که بین بعد انگیزشی و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. نتایج به‌ دست آمده نشان داد از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی فقط بین ژانرهای ماجراجویانه (029/0>­P) و فانتزی (047/0>­P) با مولفه انگیزشی رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به ضرایب بتای به‌ دست آمده می‌توان گفت رابطه ژانرهای ماجراجویانه و فانتزی با بعد انگیزشی معکوس است. این بدان معناست که افرادی که در بعد انگیزشی نمرات بالایی دارند اصلاً گرایشی به ژانرهای ماجراجویانه و فانتزی ندارند.

فرضیه پنجم پژوهش حاضر عبارت بود از این­که بین بعد رفتاری و انتخاب ژانر فیلم‌های سینمایی رابطه وجود دارد. نتایج به‌ دست آمده حاکی از این بود که از بین تمامی ژانرهای فیلم‌های سینمایی فقط بین ژانرهای لالیکن (020/0>­P)، هنرهای رزمی (003/0>­P)، بریدن از زندگی (021/0>­P)، وسترن (011/0>­P)، مسابقه تصویری (028/0>­P) و بحث و گفتگو (047/0>­P) با مولفه رفتاری رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به ضرایب بتای به ‌دست آمده می‌توان گفت رابطه ژانرهای لالیکن، بریدن از زندگی، وسترن و مسابقه تصویری با بعد رفتاری معکوس و رابطه ژانرهای هنرهای رزمی و بحث و گفتگو با بعد رفتاری مستقیم است. پس می‌توان گفت افرادی که در بعد رفتاری نمره بالاتری دارند بیشتر ژانرهای هنرهای رزمی و بحث و گفتگو را دوست دارند و علاقه‌ای به ژانرهای لالیکن، بریدن از زندگی، وسترن و مسابقه تصویری ندارند.

 

پیشنهادهای کاربردی

با توجه به یافته‌های پژوهش حاضر، ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد می‌‌شود:

1. در ارائه محصولات فرهنگی مثل فیلم، مقوله مهم هوش فرهنگی در نظر گرفته شود، تا سلایق افراد مختلف لحاظ گردد.

2. هم‌چنین با توجه به رابطه ابعاد هوش فرهنگی (فراشناختی، شناختی و رفتاری) با ژانر فیلم‌های سینمایی، پیشنهاد می‌شود در ارائه محصولات فرهنگی، اعم از فیلم و کتاب، توانایی افراد در ابعاد مختلف هوش فرهنگی مورد توجه واقع شود.

منابع

ابراهیمی، قربان­علی؛ فرهادی محله، محمود؛ رازقی مله، هادی. (1393). بررسی جامعه‌شناختی عوامل موثر بر مصرف سینما، (مطالعه موردی جوانان دختر و پسر شهر ساری). فصلنامه مطالعات جامعه‌شناختی جوانان. سال پنجم، شماره شانزدهم، صص 26-9.

اشنایدر، بارسو. (1382). مدیریت در پهنه فرهنگ‌ها. ترجمه: سید محمد، اعرابی و داوود، ایزدی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

باشعور لشکری، مریم. (1393). مخاطب‌شناسی. تهران: نشر ساکو.

داودی، مجید. (1380). ظهور و کارکرد ژانر در سینمای آمریکا. انتشارات گلستانه. شماره 35، صص 79-77.

ریاحی، محمداسماعیل؛ ظهیری‌نیا، مصطفی؛ صادقی، سهیل. (1393). بررسی تاثیر مصرف رسانه‌ای بر میزان سرمایه اجتماعی شهروندان شهر بندرعباس. فصلنامه علمی- پژوهشی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر. شماره سوم، پیاپی (30)، صص 96-67.

سروان- شرایبر، ژان لوئی. (1371). نیروی پیام. ترجمه: سروش، حبیبی. تهران: انتشارات سروش.

شهرام‌نیا، امیرمسعود؛ مرندی، زهره؛ محرابی کوشکی، راضیه؛ سیستانی، محسن. (1394). رابطه مصرف رسانه‌ای و سرمایه فرهنگی. فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی. سال پانزدهم، شماره 59، صص 221-189.

صافاریان، روبرت. (1383). نگره ژانر و سینمای ایران: ژانرهای بی‌مخاطب. انتشارات فارابی. شماره 50، صص 76-69.

فاضلی، محمد. (1384). جامعه‌شناسی مصرف موسیقی. فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. سال اول، شماره 4، صص 53-27.

فیلیپس، پاتریک. (1377). ژانر، ستاره، مولف. ترجمه: فتاح، محمدی. انتشارات فارابی. شماره 29، صص 33-29.

محسنیان، مشهود. (1385). معرفی و بررسی 75 گونه (ژانر) نمایشی: گونه‌شناسی در تئاتر. انتشارات نمایش، شماره 90، صص 49-46.

مکاریک، ایرناریما. (1394). دانشنامه نظریه‌های ادبی معاصر. ترجمه: مهران، مهاجر. تهران: نشر آگه.

موسایی، میثم؛ شیانی، ملیحه. (1386). تخمین تقاضای خانوار برای رفتن به سینما در 24 استان ایران. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. سال ششم، شماره 25، صص 320-301.

یزدخواستی، گیسو؛ قاسمی، وحید؛ وحیدا، فریدون. (1390). رابطه تماس‌های بین‌ فرهنگی و هوش فرهنگی؛ تحلیل نظری و تجربی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. دوره چهارم، شماره 2، صص 162-133.

یوسف‌نیا، مهدی؛ مهاجرانی، علی‌اصغر؛ حقیقتیان، منصور. (1394). بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی موثر بر سبک زندگی ساکنان روستاهای تبدیل شده به شهر در شهرستان‌های خواف و رُشتخوار، (نمونه موردی: شهرهای نشتیفان، سلامی و جنگل). فصلنامه مطالعات فرهنگی- اجتماعی خراسان. صص 165-143.

Ang, S., Dyne, L., Koh, C., & Ng, K,Y. (2004). The measurement cultural intelligence. Working Paper, presented at the Academy of management symposium on Cultural Intelligence in the 21st century. New Orleans, LA.

Ang, S., Dyne, L, V., & Koh, C. (2006). Personality Correlates of the Four Factor Model of Cultural Intelligence. Group & Organization Management. Vol. 31, No. 1, P.p: 100-123.

Ang, S., & Dyne, L, V. (2008). Conceptualization of cultural intelligence. Definition, distinctiveness and nomological network. Armonk: M.E. Sharpe.

Ang, S., Dyne, L, V., & Tan, M, L. (2011). Cultural Intelligence. International management. P.p: 582-602.

Early, P, C., & Gibson, C, B. (2002). Multinational work teams. A new perspective. Hillsdale, NJ: Erlbaum.

Earley, P, C. (2002). Redefining Interactions across Cultures and Organizations. Moving Forward with Cultural Intelligence. Research in Organizational Behavior. Vol. 24, P.p: 271-299.

Earley, P, C., & Mosakowski, E.  (2004). Cultural Intelligence. Harvard Business Review. P.p: 139-146.

Earley, P, C., & Peterson, R, S. (2004). The elusive cultural chameleon. Cultural intelligence as a new approach to inter-cultural training for the global manager. Academy of Management Learning & Education. Vol. 3, No. 1, P.p: 100-115.

Earley, T., & Ang, S. (2003). Cultural intelligence. Individual interactions across cultures. Stanford: Stanford University Press.

Harrison, N. (2012). Investigating the impact of personality and early life experiences on intercultural interaction in internationalised universities. International Journal of Intercultural Relations. Vol. 36, P.p: 224-237.

MacNab, B, R., & Worthley, R. (2012). Individual characteristics as predictors of cultural intelligence development. The relevance of self-efficacy.

Stone, N. (2006). Conceptualising intercultural effectiveness for university teaching. Journal Studies in International Education. Vol. 10, P.p: 334-356.

Tan, S, J. (2004). Cultural Intelligence and the Global Economy. Issues & Observations. Vol. 24, No. 5, P.p: 19-21.

Van Dyne, L., Ang, S., & Koh, C. (2009). Cultural Intelligence. Measurement and Development. In M. A. Moodian (Ed.), Contemporary Leadership and International Competence: Explaining the Cross-cultural Dynamics within Organizations. Thousand Oaks: Sage.

 

 



1. دانشجوی کارشناسی­ارشد ارتباطات اجتماعی، گروه ارتباطات اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز،  ایران.    

2. گروه ارتباطات اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران (نویسنده مسئول). 

[3].Servan-Schreiber, J L

[4].Genre

[5]­. Andre Bazin

[6]. Robert Warshow

[7]. Gangsta

[8]. Western

[9]. Earley, T & Ang, S

[10]. Stone, N

[11]­. Cox, C

[12]­. Mosakowski, E   

[13]­. Thomas, D. C & Inkson, K

[14]­. Harrison, N

[15]­. Cognitive Aspect

[16]­. Motivational Aspect

[17]­. Behavioral Aspect

[18]. Metacognitive Aspect

[19]. Tan, S. J

[20]. Peterson, R. S

[21]. Torche  

[22]. Krejcie, R. V & Morgan, W. M  

ابراهیمی، قربان­علی؛ فرهادی محله، محمود؛ رازقی مله، هادی. (1393). بررسی جامعه‌شناختی عوامل موثر بر مصرف سینما، (مطالعه موردی جوانان دختر و پسر شهر ساری). فصلنامه مطالعات جامعه‌شناختی جوانان. سال پنجم، شماره شانزدهم، صص 26-9.

اشنایدر، بارسو. (1382). مدیریت در پهنه فرهنگ‌ها. ترجمه: سید محمد، اعرابی و داوود، ایزدی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

باشعور لشکری، مریم. (1393). مخاطب‌شناسی. تهران: نشر ساکو.

داودی، مجید. (1380). ظهور و کارکرد ژانر در سینمای آمریکا. انتشارات گلستانه. شماره 35، صص 79-77.

ریاحی، محمداسماعیل؛ ظهیری‌نیا، مصطفی؛ صادقی، سهیل. (1393). بررسی تاثیر مصرف رسانه‌ای بر میزان سرمایه اجتماعی شهروندان شهر بندرعباس. فصلنامه علمی- پژوهشی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر. شماره سوم، پیاپی (30)، صص 96-67.

سروان- شرایبر، ژان لوئی. (1371). نیروی پیام. ترجمه: سروش، حبیبی. تهران: انتشارات سروش.

شهرام‌نیا، امیرمسعود؛ مرندی، زهره؛ محرابی کوشکی، راضیه؛ سیستانی، محسن. (1394). رابطه مصرف رسانه‌ای و سرمایه فرهنگی. فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی. سال پانزدهم، شماره 59، صص 221-189.

صافاریان، روبرت. (1383). نگره ژانر و سینمای ایران: ژانرهای بی‌مخاطب. انتشارات فارابی. شماره 50، صص 76-69.

فاضلی، محمد. (1384). جامعه‌شناسی مصرف موسیقی. فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. سال اول، شماره 4، صص 53-27.

فیلیپس، پاتریک. (1377). ژانر، ستاره، مولف. ترجمه: فتاح، محمدی. انتشارات فارابی. شماره 29، صص 33-29.

محسنیان، مشهود. (1385). معرفی و بررسی 75 گونه (ژانر) نمایشی: گونه‌شناسی در تئاتر. انتشارات نمایش، شماره 90، صص 49-46.

مکاریک، ایرناریما. (1394). دانشنامه نظریه‌های ادبی معاصر. ترجمه: مهران، مهاجر. تهران: نشر آگه.

موسایی، میثم؛ شیانی، ملیحه. (1386). تخمین تقاضای خانوار برای رفتن به سینما در 24 استان ایران. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. سال ششم، شماره 25، صص 320-301.

یزدخواستی، گیسو؛ قاسمی، وحید؛ وحیدا، فریدون. (1390). رابطه تماس‌های بین‌ فرهنگی و هوش فرهنگی؛ تحلیل نظری و تجربی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. دوره چهارم، شماره 2، صص 162-133.

یوسف‌نیا، مهدی؛ مهاجرانی، علی‌اصغر؛ حقیقتیان، منصور. (1394). بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی موثر بر سبک زندگی ساکنان روستاهای تبدیل شده به شهر در شهرستان‌های خواف و رُشتخوار، (نمونه موردی: شهرهای نشتیفان، سلامی و جنگل). فصلنامه مطالعات فرهنگی- اجتماعی خراسان. صص 165-143.

Ang, S., Dyne, L., Koh, C., & Ng, K,Y. (2004). The measurement cultural intelligence. Working Paper, presented at the Academy of management symposium on Cultural Intelligence in the 21st century. New Orleans, LA.

Ang, S., Dyne, L, V., & Koh, C. (2006). Personality Correlates of the Four Factor Model of Cultural Intelligence. Group & Organization Management. Vol. 31, No. 1, P.p: 100-123.

Ang, S., & Dyne, L, V. (2008). Conceptualization of cultural intelligence. Definition, distinctiveness and nomological network. Armonk: M.E. Sharpe.

Ang, S., Dyne, L, V., & Tan, M, L. (2011). Cultural Intelligence. International management. P.p: 582-602.

Early, P, C., & Gibson, C, B. (2002). Multinational work teams. A new perspective. Hillsdale, NJ: Erlbaum.

Earley, P, C. (2002). Redefining Interactions across Cultures and Organizations. Moving Forward with Cultural Intelligence. Research in Organizational Behavior. Vol. 24, P.p: 271-299.

Earley, P, C., & Mosakowski, E.  (2004). Cultural Intelligence. Harvard Business Review. P.p: 139-146.

Earley, P, C., & Peterson, R, S. (2004). The elusive cultural chameleon. Cultural intelligence as a new approach to inter-cultural training for the global manager. Academy of Management Learning & Education. Vol. 3, No. 1, P.p: 100-115.

Earley, T., & Ang, S. (2003). Cultural intelligence. Individual interactions across cultures. Stanford: Stanford University Press.

Harrison, N. (2012). Investigating the impact of personality and early life experiences on intercultural interaction in internationalised universities. International Journal of Intercultural Relations. Vol. 36, P.p: 224-237.

MacNab, B, R., & Worthley, R. (2012). Individual characteristics as predictors of cultural intelligence development. The relevance of self-efficacy.

Stone, N. (2006). Conceptualising intercultural effectiveness for university teaching. Journal Studies in International Education. Vol. 10, P.p: 334-356.

Tan, S, J. (2004). Cultural Intelligence and the Global Economy. Issues & Observations. Vol. 24, No. 5, P.p: 19-21.

Van Dyne, L., Ang, S., & Koh, C. (2009). Cultural Intelligence. Measurement and Development. In M. A. Moodian (Ed.), Contemporary Leadership and International Competence: Explaining the Cross-cultural Dynamics within Organizations. Thousand Oaks: Sage.