بررسی رضایت از زندگی زناشویی در میان زوجین دارای سبک‌های سنتی و مدرن و عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با آن در شهر میاندوآب

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز – ایران.

2 استادیار دانشگاه پیام ‌نور مرکز مهاباد، مهاباد – ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

هدف کلی پژوهش حاضر بررسی مقایسه میزان رضایت از زندگی زناشویی در میان زوجین دارای سبک­های سنتی و مدرن و عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با آن در شهر میاندوآب می­باشد که این تحقیق از نوع پیمایشی که از پرسشنامه رضایت زناشویی انریج با جمعیت نمونه 382  نفر از زن و یا مرد متاهل شهر میاندوآب را شامل می­شود. روش­های آماری مطابق با فرضیه­های تحقیق شامل همبستگی پیرسون، آزمون تی دو گروه مستقل­، تحلیل واریانس یک ­طرفه و تحلیل رگرسیون است­. نتایج نشان  می­دهد که تفاوت معناداری بین جنسیت و میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی وجود ندارد. رابطه معناداری بین میزان فاصله سنی زوجین برحسب سبک زناشویی با میزان رضایت زناشویی وجود ندارد. میانگین میزان ر­ضایت زناشویی برحسب طبقه اقتصادی- اجتماعی به لحاظ آماری تفاوت معنا­داری دارد. هم­چنین میزان رضایت زناشویی برحسب تحصیلات بین دو گروه زوجین به لحاظ آماری تفاوت معناداری دارد. در میزان رضا­یت زناشویی دربررسی رابطه بین تعداد فرزندان در هر دوگروه زوجین (سنتی و مدرن) نتایج نشان­دهنده وجود رابطه و تا­یید این فرضیه است. نتایج در مورد اقتدار خانوادگی و میزان رضایت زناشویی نیز وجود رابطه مستقیم و معناداری بین دو گروه زوجین را نشان می­دهد­. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که بین پای­بندی به دین و رضایت زناشویی برحسب سبک زناشویی تفاوت معنادار وجود دارد­.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

he examination of the comparison of marital satisfaction among couples with traditional and modern styles and social factors related to it in Miandouab

نویسندگان [English]

  • Fatima Khan Mohammadi 1
  • Latif Partovi 2
چکیده [English]

This research examines the comparison of marital satisfaction among couples with traditional and modern styles and social factors related to it in Miandouab. The research method is survey and the sample size is 382 married men or women and the instrument is Enriches marital satisfaction questionnaire. Statistical methods are Pearson correlation, t-test and one-way analysis of variance. The results show that, there is no significant difference between gender and satisfaction and also, there is no significant relationship between the marital age gap of married couples and marital satisfaction. The average of marital satisfaction in terms of socio-economic class is statistically different. Moreover, the marital satisfaction in terms of the level of education between couples is statistically different and in terms of the number of children in both groups (traditional and modern) there is a relationship. The authority of the family is also directly related to the amount of marital satisfaction. And finally there is a significant difference between the adherence of religion and marital adherence of religion

کلیدواژه‌ها [English]

  • marital satisfaction
  • Marital life
  • traditional marriage
  • modern marriage

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال نهم، شماره سی و چهارم، بهار  1396

ص ص 126-109

 

 

 

 

 

بررسی رضایت از زندگی زناشویی در میان زوجین دارای سبک­های سنتی و مدرن و عوامل اجتماعی-فرهنگی مرتبط با آن در شهر میاندوآب

فاطمه خان­محمدی[1]

دکتر لطیف پرتوی[2]

تاریخ دریافت مقاله:19/9/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/12/1395

چکیده

هدف کلی پژوهش حاضر بررسی مقایسه میزان رضایت از زندگی زناشویی در میان زوجین دارای سبک­های سنتی و مدرن و عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با آن در شهر میاندوآب می­باشد که این تحقیق از نوع پیمایشی که از پرسشنامه رضایت زناشویی انریج با جمعیت نمونه 382  نفر از زن و یا مرد متاهل شهر میاندوآب را شامل می­شود. روش­های آماری مطابق با فرضیه­های تحقیق شامل همبستگی پیرسون، آزمون تی دو گروه مستقل­، تحلیل واریانس یک ­طرفه و تحلیل رگرسیون است­. نتایج نشان  می­دهد که تفاوت معناداری بین جنسیت و میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی وجود ندارد. رابطه معناداری بین میزان فاصله سنی زوجین برحسب سبک زناشویی با میزان رضایت زناشویی وجود ندارد. میانگین میزان ر­ضایت زناشویی برحسب طبقه اقتصادی- اجتماعی به لحاظ آماری تفاوت معنا­داری دارد. هم­چنین میزان رضایت زناشویی برحسب تحصیلات بین دو گروه زوجین به لحاظ آماری تفاوت معناداری دارد. در میزان رضا­یت زناشویی دربررسی رابطه بین تعداد فرزندان در هر دوگروه زوجین (سنتی و مدرن) نتایج نشان­دهنده وجود رابطه و تا­یید این فرضیه است. نتایج در مورد اقتدار خانوادگی و میزان رضایت زناشویی نیز وجود رابطه مستقیم و معناداری بین دو گروه زوجین را نشان می­دهد­. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که بین پای­بندی به دین و رضایت زناشویی برحسب سبک زناشویی تفاوت معنادار وجود دارد­.

واژگان کلیدی:رضایت زناشویی­، سبک زندگی زناشویی، ازدواج سنتی و ازدواج مدرن.

 

 

مقدمه

خانواده­، به عنوان یک سیستم اجتماعی که شامل گروهی از افراد است­که از طریق ازدواج، تولیدمثل و پرورش فرزندان باهم زندگی می­کنند. این سیستم و سازمان اجتماعی در طول تاریخ، نقش حیاتی برای رشد و پیشرفت و اجتماعی شدن نوع انسان ایفا کرده است. پس خانواده بدون شک مهم­ترین سازمانی است که بستر ساز رشد و رفاه جسمی، روانی و هم اجتماعی­کودک و عامل رسیدن وی به تعادل فیزیکی، روانی و اجتماعی است­(جعفری، 1386: 32). رویداد ازدواج ورود به مرحله جدیدی از زندگی است که بخش مهم از حیات فردی و اجتماعی هر فرد را در بر می­گیرد. پس می­تواند گفت آن یک نهاد اجتماعی و حقوقی مهم می­باشدکه از طریق فراهم کردن مجموعه خاصی از حقوق، امتیازات، تهدیدات، مسئولیت­ها و انتظارات نقش جدیدی از روابط زناشویی پایدار حمایت می­کند که موجب بقاء و تداوم نهاد خانواده و ساختاراجتماعی می­شود(زندی­پور و مومنی­جاوید،1390). ازدواج با هر هدفی­که تشکیل شده باشد، رضایت از آن رضایت زناشویی در کیفیت و بقاء آن اثر غیر­قابل انکاری دارد­. وقتی زن و شوهر از ازدواج خود رضایت داشته باشند، خانواده از استحکام خوبی برخوردار می­شود و آن­ها می­توانند با مسائل و مشکلات به درستی برخوردکنند و از آسیب­ها در امان بمانند. مطالعات نشان داده­اندکه سازگاری زناشویی بربسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان­ها تاثیر می­گذارد و روابط زناشویی رضایت­بخش، زیربنای عملکرد خوب خانواده است و باعث رشد شایستگی و توانایی سازگاری در بین کودکان می­شود(پروین و همکاران، 1393).

بنابراین به دلیل اهمیت ویژه خانواده محققین درصدد کشف راز و رمزهایی هستندکه موجبات رضایت­مندی زناشویی را فراهم می­سازد. رضایت زناشویی یکی از عوامل موثر در ثبات و پایداری خانواده­ها و در عین حال بهداشت روانی همسران و فرزندان است. تمامی گزارش­ها با وجود تفاوت­هایی که با یکدیگر دارند نشان می­دهند که میزان شیوع ناسازگاری زناشویی به صورت­های مختلفی رو به افزایش است. نتایج مطالعات نشان داده در حدود 55/0 ازدواج در آمریکا، 42/0 در انگلستان و 37/0 در آلمان به طلاق منجر شده است­(هالفورد، 1385؛ به نقل ازیزدانی، 1389)­. این آمارها وضعیت نابسامان خانواده­ها وکاهش رضایت از زندگی زناشویی در جهان را بیان می­کند­. زیرا کاهش رضایت از زندگی زناشویی سبب بروز اختلاف خانوادگی و در صورت حل نشدن این اختلاف و مشکلات در بین زوج­ها سبب طلاق می­شود.

با توجه به نتایج این آمارهای انجام شده در کشور ما طی دو دهه گذشته ساخت خانواده و رضایت زناشویی رو به سست شدن می­باشد و به پیوند­های زناشویی با ناسازگاری در بین زوج­ها به صورت افزایش طلاق و اختلافات خانوادگی در کشور خود را نشان داده است که در گذشته جوانان با گزینه­های معدودی از شیوه همسرگزینی رو به رو بودنند و همان شیوه سنتی که با ا­صول خواستگاری رسمی و خانوادگی شروع می­شد و خانواده­ها همدیگر را می­سنجیدند تا ببینند­ که آیا مطابق اصول و هنجارهای یکدیگر هستند یا نه، در این ازدواج­ها به دلیل این­که حضور خانواده­ها پررنگ بود و از روی عقل صورت می­گرفت میزان طلاق کم بود. اما امروزه جوانان با یک شکل دیگر از ازدواج به نام ازدواج مدرن که در این نوع ازدواج­ها دختر و پسر دور از چشم خانواده با هم رابطه دارند(انلاین 1). نظر بر این است که ازدواج­های مدرن چندان درست به نظر نمی­رسند، چرا که دختر و پسر بدون اطلاع خانواده و دور از تجربیات والدین، خودشان انتخاب     می­کنند، خودشان تصمیم می­گیرند با هم مزدوج می­شوند و زمانی که آتش عشق­شان فروکش کرد تازه به این فکر می­افتند که داشته­های شریک زندگی­شان نمی­تواند تامین ­کننده نداشته­های­شان باشد در نتیجه جوانان امروزی به جای ارزش نهادن به آن­ چه انتخاب کرده­اند راهی دادگاه­ها شده تقاضای طلاق می­دهند. بنابراین با توجه به اهمیت و نقش رضایت از زندگی بین زوجین و با توجه به نتایج پژوهش­های مختلف در این زمینه لزوم توجه و بررسی این متغیر در جهت کاهش تعارضات و اختلافات خانوادگی و افزایش رضایت زناشویی احساس می­شود. زیرا علل آسیب­های اجتماعی به خانوادهای از هم گسیخته (ناسازگار) نسبت می­د­هند.

از آن­جا که خانواده نخستین کارگزار جامعه­پذیری است، تصور منطقی آن است که هر نوع گسیختگی در نهاد خانواده خصوصاً ناسازگاری و نارضایتی زناشویی و طلاق بر فرایند جامعه­پذیری تاثیر منفی دارد. خانواده از هم گسیخته و ناراضی از زندگی زناشوی از ساختار مطلوبی برخوردار نیست و کارکردهای هر یک از اجزای ساختاری نتیجه مثبتی را برای کل خانواده در­ بر ندارد و می­تواند آسیب­هایی برای خانواده پدید آورد که به چند موارد آن اشاره می­شود:

1. ارضاء نشدن نیازهایی اعضای خانواده: در چنین خانواده­هایی نیاز­های فرزندان و سایر اعضایی خانواده برآورد نمی­شود، به همین جهت در این نوع خانواده­ای جو نامطلوبی حاکم است.

2. فقدان انعطاف و صمیمیت در خانواده: در خانواده­های از هم گسیخته، صمیمیتی بین اعضا وجود ندارد و از این رو برای حل مسائل خود از انعطاف لازم برخوردار نیستند.

3 . جنگ و قدرت و نبود آزادی درخانواده: درچنین خانواده­هایی همواره بین اعضای خانواده جنگ و ستیز برای دست­یابی به قدرت وجود دارد و از آزادی و دموکراسی خبری نیست. ساختار خانواده بر نبود اعتماد است و سرزنش و انتقاد اعضا از هم پا گرفته است(تقی­پور، 1391).

نا­امیدی از بهبود روابط زوجین، بینش­های سوگیرانه و نادرست و روابط غلط، علاوه بر اثرات سویی که بر ارتباطات بین همسران می­گذارد، بی­تردید ساختار خانواده را نیز متزلزل می­نماید که این تزلزل خانواده نیز بر سلامت روان کودکان و رشد طبیعی و سالم آن­ها اثرات مخربی برجایی می­گذارد. بر این اساس توجه به خانواده و توجه به روابط زوج­ها که الگوی اصلی و اولیه زوجین هستند­، ضروری به نظر می­رسد­(عامری، 1382؛ به نقل از جعفری، 1386). زیرا که این نارضایتی­ها و ناسازگاری­ها در زندگی زناشویی علاوه­ بر این­ که مشکل روانی مانند افسردگی می­گردد، باعث جدایی و نابسامانی در خانواده می­شود­. حال با توجه به جامعه ایران و ساختار فرهنگی و اجتماعی موجود فعلی جامعه و این ­که در جامعه ایران زناشویی در قالب دو سبک سنتی و مدرن انجام می­گیرد­، در تحقیق حاضر می­خواهیم بررسی کنیم که میزان رضایت از زندگی زناشویی درمیان زوجین دارای سبک­های سنتی و مدرن چگونه است و مهم­ترین عوامل اجتماعی­- فرهنگی موثر آن در شهر میاندوآب کدامند؟

 

هدف کلی تحقیق

- تعیین میزان رضایت از زندگی زناشویی در میان  زوجین دارای سبک­های سنتی و مدرن و عوامل اجتماعی – فرهنگی مرتبط با آن در شهر میاندوآب.

 

اهداف جزئی

1. تعیین تفاوت جنسیت با میزان رضایت زناشویی برحسب سبک زناشویی

2. تعیین رابطه فاصله سنی با میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی

3. تعیین رابطه اقتدار خانوادگی با میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی

4. تعیین رابطه میزان پای­بندی دین با میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی

5. تعیین تفاوت پایگاه اقتصادی – اجتماعی با میزان رضایت زناشویی برحسب سبک زناشویی

6. تعیین تفاوت تحصیلات با میزان رضایت زناشویی برحسب سبک زناشویی

7. تعیین رابطه تعداد فرزندان با میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی.

 

پیشینه تجربی

صداقت­(1382)، در تحقیق خود به بررسی رابطه سن ازدواج­، فامیلی یا غیر فامیلی بودن ازدواج­، تعداد فرزندان و تشابه اعتقادی با رضایت زناشویی در میان 276 نفر از دبیران شهر تهران پرداخت به این نتیجه رسید که، زنانی که در سنین زیر بیست سالگی ازدواج کرده­اند رضایت کمتری دارند و کسانی که در سن 20 تا 30 سال ازدواج کرده­اند بهترین رضایت زناشویی را دارند. در این تحقیق مردان دارای دو فرزند دارای بالاترین میزان رضایت زناشویی و مردان 4 فرزند و بیشتر دارای کمترین رضایت زناشویی بوده­اند. بعلاوه هر چه طول مدت ازدواج زنان بیشتر باشد رضایت زناشویی آن­ها کاهش یافته و با افزایش سن آن­ها رضایت زناشویی­شان کاهش یافته است. هم­چنین بین کسانی که ازدواج فامیلی داشتند با کسانی که ازدواج غیرفامیلی داشتند، تفاوت معناداری مشاهده نشده است(سحابی، خانی و خانی، 1392).

موسوی­؛ نوابی­نژاد و عاطف وحید(1384)، تحقیقی با هدف بررسی تاثیر روابط قبل از ازدواج بر تعارضات زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه دولتی شهر تهران با حجم نمونه 80 نفر انجام دادند. نتایج انجام شده نشان داد که تعارضات زناشویی در دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه داشته­اند نسبت به افرادی که رابطه نداشتند کمتر است و تفاوت بین این دو گروه معنادار می­باشد. هم­چنین کاهش همکاری زوجین در دانشجویانی که رابطه داشته­اند نسبت به افرادی که رابطه نداشته­اند کمتر بوده و نتایج حاصله نشان داد بین این دو گروه نیز تفاوت معناداری وجود دارد. با وجود این­ که کاهش رابطه جنسی زوجین در دانشجویانی که رابطه داشتند نسبت به افرادی که رابطه نداشتند کمتر است ولی این تفاوت معنادار نمی­باشد و میزان افزایش واکنش هیجانی نیز در دانشجویانی که رابطه داشته­اندکمتر از گروه دیگر بوده این تفاوت نیز معنادار می­باشد. هم­چنین در دو مولفه کاهش رابطه با خانواده همسر و دوستان و افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود اگرچه تفاوت به نفع دانشجویانی که رابطه داشته­اند می­باشد، ولی این تفاوت معنادار نیست و در مجموع بین دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد و هم دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه داشتند نسبت به دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه نداشته­اند کمتر امور مالی را از یکدیگر جدا می­کند.

رحمانی و همکاران­(1390)، در تحقیق خود به بررسی ارتباط رضایت جنسی و رضایت زناشویی در بین 292 زن و مرد متاهل که جهت ملاقات بیماران خود به بیمارستان­های منتخب منطقه غرب تهران مراجعه می­کردند به روش نمونه­گیری انتخاب شده پرداختند، نتایج نشانگر آن بود که رضایت از زندگی زناشویی با رضایت جنسی ارتباط معنی­دار دارد. هم­چنین رضایت جنسی با فاصله سنی زوجین، مدت زمان ازدواج، وضعیت اعتیاد واحد­های مورد پژوهش ارتباط معنا­داری داشته است. علاوه ­برآن بین رضایت از زندگی زناشویی و فاصله سنی زوجین، ارتباط آماری معنی­داردی دیده می­شود. این درحالی است که بین دیگر متغیرهای مورد بررسی (سن، جنس، وضعیت بارداری، تعداد فرزندان، سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی، مدت زمان ازدواج، استفاده از روش پیشگیری از بارداری و وضعیت اعتیاد) با رضایت جنسی و رضایت زندگی زناشویی ارتباط آماری معنی­دار دیده نشده است.

الماسی؛ خیبری؛ فراهانی و حمایت­طلب(1389)، تحقیقی درمورد بررسی رابطه سبک زندگی و رضایت زناشویی ورزشکاران و مقایسه آن با افراد عادی پرداخته­اند که نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین سبک زندگی و رضایت زناشویی ورزشکاران رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد که این رابطه در مورد افراد عادی نیز معنادار بود. بعلاوه نتایج نشان­دهنده این است که سبک زندگی ورزشکاران معنادار نبوده است. هم­چنین بین جنس، سن، مدت ازدواج و میزان درآمد با سبک زندگی ورزشکاران در سطح معنادار بالاتر است و در مورد رضایت زناشویی بین افراد عادی ورزشکاران تفاوت دیده نشده است. بر اساس یافته­ها، ارتباط سابقه فعالیت ورزشی، تعداد فرزندان، مدرک تحصیلی­، سن، مدت ازدواج و میزان درآمد از ویژگی­های جمعیت­شناختی با رضایت زناشویی ارتباط معناداری مشاهده شده که رابطه بین مدت ازدواج با رضایت زناشویی معکوس بوده است­. بعلاوه نتایج نشان داده که بین متغیر جنسیت از ویژگی­های جمعیت­شناختی با سبک زندگی ارتباط معنی­داری وجود دارد.

طاهری تیمورلویی(1389)، تحقیقی در مورد تعیین عوامل موثر بر میزان رضایت زناشویی در میان زنان شهر آذرشهر (زنان متاهل بالای 15 ساله) با حجم نمونه 354 زن انجام داداند، که نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه­ها نشان ­دهنده وجود رابطه معنادار بین متغیر­های دین­داری، سرمایه اجتماعی و طول مدت ازدواج به عنوان متغیر مستقل با میزان رضایت زناشویی به عنوان متغیر وابسته می­باشد. هم­چنین میزان رضایت زناشویی بر اساس ساختار قدرت در خانواده­، پایگاه اقتصادی- اجتمایی خانواده و تحصیلات زنان متفاوت است­. میزان رضایت زناشویی براساس وضعیت اشتغال زنان متفاوت نبوده و بین فاصله سنی زوجین و رضایت زناشویی رابطه وجود ندارد.

وزیری(1394)، تحقیقی در مورد بررسی پیش­بینی رضایت زناشویی بر اساس نیازهای اساسی آن­ها که در شهر اصفهان از میان کلیه زوج­های این شهر تعداد 82 زوج به عنوان نمونه انتخاب شده پرداخت. نتایج به دست آمده نشان داده است که رضایت زناشویی مردان بر اساس نیازهای آزادی و عشق و تعلق آن­ها و نیز نیازهای آزادی­، تفریح، عشق و تعلق همسران­شان به­ طور معنادار پیش­بینی شد و بعلاوه رضایت زناشویی زنان بر اساس نیازهای تفریح و آزادی آن­ها پیش­بینی گردید. بر اساس این پژوهش، نیازهای عشق، تعلق و تفریح به افزایش رضایت زناشویی کمک می­کند، در حالی­که نیاز به آزادی می­تواند در تضاد با رضایت زناشویی قرار بگیرد.

گیبلن(1994)، در مطالعه­ای ارتباط بین رضایت زناشویی و بلوغ دینی 400 زوج از چهار فرقه پروتستان را بررسی کرد. یافته­های متکی بر گزارش­های زنان و شوهران­شان بود. جهت­گیری دینی آزمودنی­هایی که بالاترین نمره را در رضایت­مندی زناشویی داشتند، درونی بود.

مولینز و همکاران(2001)، طی پژوهشی به بررسی رابطه عمل به باورهای دینی و رضایت زناشویی و شادکامی پرداختند. نتایج نشان دادکه دین­داری به گونه­ای معنادار با سازگاری زناشویی و شادکامی همسران بستگی دارد. این پژوهشگران دریافتند که اثر دین­داری بر ازدواج در گروهی که مسن­تر بودند بیشتر و چشمگیر­­تر است­(روحانی و معنوی­پور، 1387)­. لوینسن و همکاران(2006)، از طریق برنامه­های آموزشی با هدف افزایش میزان بخشودگی در گروه آزمایشی نشان دادند که افزایش معناداری در این عامل، افزایش میزان رضایت از زندگی زناشویی، همدلی و بهزیستی نسبت به گروه کنترل را باعث می­شود(نجفی و همکاران، 1390: 25).

پرکر(2002)، در تحقیقا­تی نشان داد که زوج­هایی که مدتی طولانی از ازدواج­شان می­گذرد، بهتر قادرند تا عواطف و هیجان­شان را در برابر سختی و مشکلات تنظیم کنند و رضایت بیشتری نسبت به زوج­های جوان­تر تجربه می­کنند و هلرواتون(2005)، دریافت که بین رضایت شغلی و رضایت زناشویی رابطه مثبتی وجود دارد(قلی­زاده؛ برزگری؛ غریبی و باباپور خیردین، 1389: 58).

نتایج تحقیق هورول(2001)، نشان دادکه افرادی­که ازدواج فامیلی دارند­، سازگاری و رضایت زناشویی پایینی داشته و تعارض بیشتری با خانواده خود نسبت به افراد دارای ازدواج غیر­فامیلی دارند و هم­چنین کارنی و برادبوری(2000)، در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که روی هم­ رفته، سن بالاتر در زنان، ازدواج با ثبات رضایت زناشویی بیشتری را پیش­بینی می­کنند(سحابی و همکاران، 1392). کارنی و کومبز ­(2000)، به نقل از مبید(1388)، رضایت زناشویی را در توافق زن و شوهر در مورد اموری که ممکن است مسائل حادی به بار آورد­، مثلاً علایق و فعالیت­های مشترک، ابراز علاقه­مندی مکرر و اعتماد متقابل، شکایت اندک و شکایت نادر از احساس تنهایی­، سیه­بختی، رنجش و مانند این­ها ذکر می­کنند­.

 

فرضیه­های تحقیق

1. میزان رضایت زناشویی بر حسب جنسیت متفاوت است­.

2. بین فاصله سنی و میزان رضایت زناشویی بر­ حسب سبک زناشویی رابطه وجود دارد.

3. بین اقتدار خانوادگی و میزان رضایت زناشویی بر­ حسب سبک زناشویی رابطه وجود دارد­.

4. بین میزان پای­بندی دین و میزان رضایت زناشویی بر ­حسب  سبک زناشویی رابطه وجود دارد.

5. میزان رضایت زناشویی بر حسب پایگاه اقتصادی-  اجتماعی متفاوت است­.

6. میزان رضایت زناشویی بر ­حسب تحصیلات متفاوت است­.

7. میزان رضایت زناشویی بر­ حسب تعداد فرزندان متفاوت است.

 

متغیرهای پژوهش

متغیر وابسته

- میزان رضایت زوجین از زندگی زناشویی

متغیر­های مستقل

- جنسیت­، فاصله سنی­، اقتدار خانوادگی­، پایبندی به دین­، پایگاه اقتصادی- اجتماعی­، تحصیلات و تعداد فرزندان

 

چارچوب نظری

چارچوب نظری تحقیق حاضر از ترکیب نظریات همسان همسری­ و نظریه منابع­ مبادله گرفته شده و بر مبنای آن­ها فرضیات تحقیق ساخته و پرداخته شده است­.

 

روش تحقیق

روش تحقیق از نوع پیمایشی می­باشد­. هم­چنین از نوع بعد زمانی در زمره تحقیقات مقطعی می­باشد و از نظر معیار اجرایی از نوع تحقیقات کاربردی است­.

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

- سبک زناشویی:

سبک زندگی زناشویی، الگوی زندگی افراد یا همان زوج­ها است که در فعالیت­ها­، دلبستگی­ها و افکار شخصی زن و مرد خود را نشان می­دهد(پورمیدانی؛ نوری و شفقتی، 1393).

 

- سبک ازدواج سنتی:

خانواده­ها برای ازدواج فرزندان خود نکاتی را در نظر می­گیرند و معمولاً با خواستگاری رسمی آغاز می­شود­. خانواده­ها همدیگر را می­سنجند تا ببینند که مطابق اصول و هنجارها­ی همدیگر هستند یا نه و بعد اگر مطابقت کرد از دختر و یا پسر نظر­خواهی می­کنند. در سبک ازدواج سنتی از پاسخ­دهنده­ها می­خواهیم که به این سوال جواب دهند که آیا در ازدواج شما خانواده هم دخالت داشته یا نه­.

 

- سبک ازدواج مدرن:

ازدواجی است که دختر و پسر بدون هیچ قصدی برای ازدواج وارد یک رابطه­ای عاطفی و عاشقانه می­شوند­، بدون این­ که خانواده­ها در جریان این رابطه باشند و این رابطه عاطفی بعضاً به رابطه جنسی نیز می­انجامد و بعد از مدتی به دلیل احساس تعهد و مسئولیتی که نسبت به طرف مقابل ایجاد می­شود­، تن به ازدواج می­دهند. در این نوع سبک از پاسخ ­دهنده­ها می­خواهیم به این سوال جواب دهند که در ازدواج خودشان تمام مراحل­، یعنی آشنایی قبل و بعد از ازدواج را بدون نظر­خواهی از خانواده انجام دادند و آیا قبل از ازدواج با هم رابطه داشتند یا نه­.

 

- رضایت زناشویی:

عبارت است ازاحساسات مرتبط با خوشنودی و بر­خورداری از تجربه­های خوشایند در زندگی مشترک پس از ازدواج می­باشد که در سه سطح رضایت از ازدواج­، رضایت از خانواده و رضایت کلی از زندگی سنجیده می­شود(تیمورلویی، 1389). در این تحقیق منظور از رضایت از زندگی زناشویی نمره­ای است که افراد در مقیاس فاصله­ای کسب می­کنند­. پایایی این گویه­ها 902/0 می­باشد­.

 

- پای­بندی به دین:

به نظر دورکیم دین عبارت است از: یک نظام متشکل از عقاید که افراد را تحت سازمان اجتماعی خاصی به هم نزدیک می­کند و به عنوان نیروی متشکل­کننده اجتماعی است­(ادیبی و انصاری، 1383: 73). پای­بندی به دین یعنی ایمان به خدا­، تلاش در جهت شناخت خدا، ترس از غضب الهی و عمل کردن مطابق ضوابط مذهبی می­باشد(یزدانی، 1389). در این تحقیق برای عملیاتی کردن پایبندی به دین با در نظر گرفتن ابعاد زیر تعریف می­شود­:

1. خواندن قرآن: یعنی چه قدر به قرآن خواندن علاقه وجود دارد­.

2. پای­بندی به فرایض دینی: یعنی چه قدر به فرایض دینی پای­بندی وجود دارد­.

3. به موقع نماز خواندن: آیا به موقع نماز می­خواند­.

4. دعا کردن­: یعنی چه قدر به دعا کردن اعتقاد دارد­.

5. شرکت در مراسم مذهبی­: یعنی آیا در مراسم­های مذهبی شرکت می­کند­.

6. رعایت حلال و حرام­: یعنی آیا در زندگی به حلال و حرام اعتقاد دارد­.

7. عمل به احکام دینی: یعنی تا چه حد به احکام دینی در زندگی عمل می­کند­.

پایایی این گویه­ها 649/0 می­باشد­.

 

- اقتدار خانوادگی:

ازنظر ماکس وبر قدرت عبارت است از امکانی­که فاعل برای تحصیل اراده­ خویش بر دیگری حتی در صورت مقاومت او­ دارا است، پس قدرت در چارچوب یک رابطه اجتماعی قرار دارد و معرف وضعی نابرابر است که در آن یکی از فاعلان اراده خود را بر دیگری تحمیل می­کند(شایان­مهر، 1377: 135). ساختار اقتدار خانواده­گی عبارت است از: سلسله مراتبی تصمیم­گیری و اقتدار موجود در بین اعضای خانواده­(سارو­خانی، 1389: 106)، که به صورت زیر عملیاتی می­شود:

1. تصمیم­گیری در مورد خرید­های اساسی مانند ماشین، یخجال و تعویض خانه: یعنی در مورد این­ها چه کسی­، زن یا مرد یا هر دو و یا اطرافیان زن در تصمیم­گیری اساسی نقش دارند­.

2. در مورد اسم و تنبیه فرزندان­: یعنی چه کسی در مورد انتخاب اسم فرزندان و یا در مورد تنبیه آن­ها تصمیم می­گیرد­.

3. در مورد رفتن به مهمانی­ها­: یعنی چه کسی در مورد مهمانی رفتن و گرفتن مهمانی­ها تصمیم می­گیرد.

4. در مورد خوراک­: یعنی چه کسی تصمیم می­گیرد چه خوراکی در خانه تهیه شود­.

5. در مورد استفاده از تلویزیون­: یعنی چه کسی در مورد زمان تفریح در خانه مانند تماشا و یا استفاده از تلویزیون تصمیم می­گیرد.

6. زمان ازدواج فرزندان: یعنی چه کسی در مورد ازدواج فرزندان تصمیم می­گیرد­.

7. خرج کردن پول: یعنی چه کسی در مورد خرج کردن پول و یا پول تو­جیبی فرزندان تصمیم می­گیرد.

 پایایی آن 396/0 می­باشد.

 

- پایگاه اقتصادی- اجتماعی:

پایگاه به موقعیت اجتماعی فرد در یک گروه یا به مرتبه اجتماعی او­ در مقایسه با گروه دیگر اطلاق می­شود(کوئن، 1372: 240). می­توان ملاک­های زیر را برای ارزش­گذاری در جامعه­ای مشاهده کرد:

1. ثروت 2. شغل 3. تحصیلات(تیمورلویی، 1389). در تحقیق حاضر از شاخص اجتماعی - اقتصادی دانکن برای تعیین پایگاه اقتصادی-اجتماعی استفاده می­شود که در این شاخص شغل­، تحصیلات­­ و درآمد­، به عنوان سه مولفه عمده در تعیین پایگاه اقتصادی - اجتماعی فرد می­باشد­. پایگاه اقتصادی- اجتماعی از مجموعه نمرات درآمد­، تحصیلات و نوع شغل زوجین به دست آمد­.

 

جامعه آماری

بر اساس نتایج سر­شماری نفوس و مسکن مرکز آماری ایران در سال 1390­، از کل جمعیت 10 ساله و بیشتر، در میان مردان­، 37564 نفر ازدواج کرده و 20212 نفر ازدواج نکرده و در میان زنان­، 41432 نفر ازدواج کرده و 14403 نفر ازدواج نکرده است­. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد­:

 

 

 

شیوه نمونه­گیری

ابتداد شهر میاندوآب بر اساس تعدادی از متغیر­های اقتصادی و اجتماعی به 20 منطقه یا محله تقسیم شد، سپس از بین این محله­ها 50 درصد 10 محله یا منطقه به صورت تصادفی انتخاب گردید­، از میان 10 منطقه از طریق قرعه­کشی ابتدا خیابان­ها و از هر خیابان به صورت تصادفی ساده کوچه­ها و منازل مسکونی انتخاب و در هر خانوار یک پرسشنامه توزیع شد­.

 

ابزار اندازه­گیری

ابزار اندازه­گیری تحقیق حاضر به صورت پرسشنامه (پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ) می­باشد، که پرسشنامه ساخته شده شامل اطلاعات دموگرافیک و سوالاتی در ارتباط با نوع ازدواج (سنتی و مدرن) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ جهت بررسی وضعیت رضایت زناشویی مورد استفاده قرار گرفت­. والسون و همکاران ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه را 92/0 به دست آورده است.

 

یافته­های تحقیق

یافته­ها نشان می­دهد که از میان 382 نفر زنان 179 یعنی 48 در­صد و تعداد مردان 202 نفر با درصد 53 می­باشد­. تعداد زنان و مردان در حجم نمونه انتخابی تقریباً برابر می­باشد. بیشتر زوجین مورد مطالعه سطح تحصیلات­شان با 7/5 درصد در حد متوسط یعنی دیپلم می­باشد و بعد از آن 31 درصد افراد سطح تحصیلات­شان در مقطع لیسانس و فقط یک نفر بی­سواد بوده است. سطح ابتدایی و راهنمایی نیز جمعاً 13 در­صد از افراد را تشکیل می­دهند. 75 درصد یا سه چهارم افراد مورد مطالعه سطح تحصیلات­شان در حد متوسط به بالا می­باشند­. توصیف وضعیت تحصیلی همسر پاسخگویان نیز نشان می­دهد که مانند پاسخگویان سطح تحصیلات دیپلم با 4/39 درصد بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است و بعد از آن مقطع لیسانس با 1/29 درصد در ردی بعدی قرار دارد، هیچ یک از همسر پاسخگویان بی­سواد نبوده و حدود یک چهارم همسران تحصیلات­شان زیر دیپلم می­باشد. 75 در­صد همسران سطح تحصیلات­شان متوسط به بالا بوده است.

وضعیت رضایت زناشویی در بین زوجین با سبک سنتی

با توجه به دامنه تغییرات این شاخص که بین 31/31 تا 46/68 نوسان داشته است که انحراف معیار برابر 26/­10 است و بیانگر این است که پراکندگی نمرات شاخص پیرامون میانگین چندان زیاد نیست که  از این رو، آماره میانگین می­تواند بهترین توصیف­کننده توزیع باشد. مقدار متوسط شاخص 69/48 بود که نشان­دهنده رضایت از زناشویی متوسط به پایین زوجین با سبک زناشویی سنتی می­باشد.

 

وضعیت رضایت زناشویی در بین زوجین با سبک مدرن

با توجه به دامنه تغییرات این شاخص که بین 89/30 تا30/69 نوسان داشته است. انحراف معیار برابر 45/­9 است و بیانگر این است که پراکندگی نمرات شاخص پیرامون میانگین چندان زیاد نیست و از این رو، آماره میانگین می­تواند بهترین توصیف ­کننده توزیع باشد. مقدار متوسط شاخص 62/51 بود که نشان­ دهنده رضایت از زناشویی متوسط به بالای زوجین با سبک زناشویی مدرن می­باشد.

1. در فرضیه اول از آزمون تی تست دو گروه مستقل استفاده شد و با فرض برابری واریانس­ها سطح معنی­داری آزمون تی برای این فرضیه بیشتر از سطح (05/0) بوده و تفاوت معنی­داری بین جنسیت یعنی مرد و زن بوده است و میزان رضایت از زناشویی در سبک زناشویی سنتی وجود ندارد. هم­چنین در آزمون تی ­تستی که برای افرادی که سبک زناشویی مدرن دارند گرفته شد با فرض برابری واریانس­ها، سطح معنی­داری آزمون تی این فرضیه مورد تایید قرار نگرفته و هیچ تفاوتی بین جنسیت و میزان رضایت از زناشویی در این گروه وجود ندارد.

2. بین فاصله سنی و میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی رابطه وجود دارد.

در فرضیه دوم از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. با توجه به سطح معنی­داری (804/0) رابطه­ای بین این دو متغیر وجود ندارد، بنابراین فرضیه مورد نظر تایید نشد و بین میزان فاصله سنی زوجین با سبک زناشویی سنتی و میزان رضایت از زناشویی آن­ها رابطه­ای وجود ندارد.

3. بین اقتدار خانوادگی و میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی رابطه وجود دارد­.

در این فرضیه از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد، سطح معنی­داری (001/0) است. پس زوجینی که سبک زناشویی­شان سنتی است نشان می­دهد، بین میزان اقتدار خانوادگی زوجین با سبک زناشویی سنتی و میزان رضایت از زناشویی آن­ها رابطه وجود دارد و با توجه به ضریب همبستگی (278/0) رابطه­ای مستقیم و مثبت بین دو متغیر وجود دارد، یعنی هر­چه میزان اقتدار خانوادگی در بین زوجینی که سبک زناشویی سنتی دارند بالا باشد، به همان نسبت میزان رضایت آن­ها از زندگی­شان بالاتر می­رود.

هم­چنین آزمون همبستگی که برای زوجین دارای سبک زناشویی مدرن گرفته شد سطح معنی­داری (001/0) نشان از تایید این فرضیه در بین این گروه نیز می­باشد و با توجه به ضریب همبستگی (504/0) رابطه­ای مستقیم و مثبت بین میزان اقتدار خانوادگی زوجینی که سبک زناشویی مدرن دارند و میزان رضایت از زناشویی آن­ها وجود دارد و هرچه میزان اقتدار خانوادگی در بین این گروه از زوجین بالاتر باشد میزان رضایت از زناشویی آن­ها نیز بالاتر می­رود.

4. بین میزان پای­بندی دین و میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی رابطه وجود دارد.

برای بررسی رابطه بین دو متغیر در فرضیه چهارم از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج این آزمون که برای زوجین با سبک زناشویی سنتی گرفته شده است با سطح معنی­داری (000/0) نشان از تایید این فرضیه در این گروه از زوجین و ضریب همبستگی (404/0) نشان ­دهنده رابطه مستقیم و مثبت بین این دو متغیر است. بنابراین بین میزان پای­بندی به دین زوجین سنتی و میزان رضایت از زناشویی آن­ها رابطه وجود دارد. به عبارتی هرچه میزان پای­بندی به دین در این گروه از زوجین بالاتر برود میزان رضایت از زناشویی آن­ها نیز بیشتر می­شود. هم­چنین نتایج آزمون پیرسون برای زوجین با سبک زناشویی مدرن برای بررسی رابطه بین پای­بندی به دین و میزان رضایت از زناشویی نشان می­دهد که فرضیه مورد نظر دراین گروه از زوجین نیز مورد تایید می­باشد، یعنی هر­چه میزان پای­بندی به دین در بین زوجین با سبک زناشویی مدرن بالاتر باشد میزان رضایت آن­ها از زناشویی­شان بیشتر می­شود­.

5. میزان رضایت زناشویی برحسب پایگاه اقتصادی- اجتماعی متفاوت است­.

برای آزمون این فرضیه از تحلیل واریانس یک­ طرفه استفاده شده است. بر اساس نتایج تحلیل واریانس بیانگر آن است که میانگین میزان رضایت از زناشویی بر­ حسب طبقه اجتماعی به لحاظ آماری تفاوت معناداری دارد. بعد از انجام تحلیل واریانس و مشاهده‌ی معناداری آن، نظر به این­که در آزمون لِوِن مقدار سطح معنی­داری به دست آمده (237/0=sig­ و 451/1=­levene) از 05/0 بزرگ­تر می­باشد، لذا واریانس­ها همگن هستند. حال از طریق آزمون تعقیبی LSD به این موضوع پرداخته شده است که معناداری آزمون بین کدام جفت از میانگین‌های مورد بررسی، بوده است. نتایج آزمون گویای آن است که تفاوت معنادار آزمون به معناداری میانگین پایگاه اجتماعی متوسط به پایین (036/0=­sig) بوده است به این صورت که زوجینی که پایگاه اقتصادی پایینی دارند دارای رضایت زناشویی پایین­تری نسبت به زوجین دارای پایگاه اجتماعی متوسط می­باشند.

اما نتایج آزمون تحلیل واریانس برای بررسی تفاوت بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رضایت از زناشویی زوجینی­که سبک زناشویی مدرن دارند با فرض برابری واریانس نشان می­دهدکه تفاوت بین این دو متغیر معنی­دار نیست. بنابراین میزان رضایت از زناشویی زوجینی که سبک زندگی آن­ها مدرن است بر اساس پایگاه اقتصادی- اجتماعی متفاوت نیست.

6. میزان رضایت زناشویی بر ­حسب تحصیلات متفاوت است­.

 بزرگ­ترین میانگین رضایت از زناشویی به ترتیب برای سطح تحصیلات فوق­لیسانس و بالاتر­، دیپلم­، راهنمایی­، لیسانس­، دبیرستان و ابتدایی مشاهده شده است. از آن­ جا که متغیر مستقل به صورت مقیاس ترتیبی و متغیر وابسته به صورت فاصله‌ای اندازه‌گیری شده‌اند، برای آزمون این فرضیه از تحلیل واریانس یک ­طرفه استفاده شده است. بر اساس نتایج تحلیل واریانس بیانگر آن است که میانگین میزان رضایت از زناشویی بر­حسب تحصیلات به لحاظ آماری تفاوت معناداری دارد. بعد از انجام تحلیل واریانس و مشاهده‌ی معناداری آن، حال با توجه به فرض عدم یکسانی واریانس­ها (003/0 , sig=706/3F=) از طریق آزمون تعقیبی دانت سی[3]  به این موضوع پرداخته شده است که معناداری آزمون بین کدام جفت از میانگین‌های مورد بررسی، بوده است. نتایج آزمون گویای آن است که تفاوت معنادار آزمون به معناداری میانگین تحصیلات ابتدایی با فوق­لیسانس و بالاتر، راهنمایی با فوق­لیسانس و بالاتر، دبیرستان با فوق­لیسانس و بالاتر، دیپلم با فوق­لیسانس و بالاتر و لیسانس با فوق­لیسانس و بالاتر بوده است. میانگین رضایت از زناشویی برحسب تحصیلات تفاوت دارد. بزرگ­ترین میانگین رضایت از زناشویی به ترتیب برای سطح تحصیلات ابتدایی، فوق­لیسانس و بالاتر، دبیرستان، لیسانس، دیپلم و راهنمایی مشاهده شده است، ولی میانگین رضایت از زناشویی زوجین با سبک زناشویی مدرن بر­حسب تحصیلات تفاوت دارد. بزرگ­ترین میانگین رضایت از زناشویی به ترتیب برای سطح تحصیلات ابتدایی، دبیرستان، فوق­لیسانس و بالاتر، لیسانس، دیپلم و راهنمایی مشاهده شده است. از آن ­جا که متغیر مستقل به صورت مقیاس ترتیبی و متغیر وابسته به صورت فاصله‌ای اندازه‌گیری شده‌اند، برای آزمون این فرضیه ازتحلیل واریانس یک­ طرفه استفاده شده است. بر اساس نتایج تحلیل واریانس بیانگر آن است که میانگین میزان رضایت از زناشویی بر­حسب تحصیلات به لحاظ آماری تفاوت معناداری ندارد، زیرا سطح معنی­داری حاصله (067/0=sig­) از 05/0 بزرگ­تر است.

7. میزان رضایت زناشویی بر­حسب تعداد فرزندان متفاوت است.

برای بررسی رابطه بین تعداد فرزندان که به صورت فاصله­ای سنجیده شد و میزان رضایت از زناشویی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد، در هر دو گروه از زوجین (سنتی و مدرن) نتایج نشان­ دهنده وجود رابطه و تایید این فرضیه در هر دوگروه می­باشد، اما با توجه به ضریب همبستگی برای زوجین با سبک زناشویی مدرن و سنتی که به ترتیب دارای مقدار (196/0- و 186/0-) می­باشد، نشان از رابطه معکوس و منفی بین این دو متغیر است، یعنی هر چه تعداد فرزندان هر دو گروه زوجین (دارای سبک زناشویی سنتی و مدرن) بیشتر باشد میزان رضایت از زناشویی آن­ها پایین­تر می­آید.         

 

نتایج تحلیل چند­متغیره رضایت از زناشویی زوجین با سبک زناشویی سنتی

در پژوهش حاضر، از رگرسیون چند­متغیره، برای تبیین واریانس متغیر ملاک از طریق برآورد سهم هر متغیر پیش­بین در این واریانس استفاده شده است که در متغیر دین­داری حدود 3/16 درصد از واریانس متغیر ملاک را تبیین می­کند (مجذور R تنظیم­شده­=­163/0). اضافه کردن متغیر تعداد فرزندان به متغیر دین­داری باعث اضافه شدن 5/6 درصد از واریانس توضیح داده شده است (065/0­=­تغییر مجذور R) و نهایتاً در مدل سوم اضافه شدن متغیر اقتدار خانوادگی باعث اضافه شدن تنها 2 درصد از واریانس توضیح داده شده است (020/0­=­تغییر مجذور R) که این مدل 8/24 درصد واریانس کل را تبیین می­کند (مجذور R تنظیم شده­=­248/0). پس با توجه به ضریب تعیین (R2­) می­توان بیان نمود که 8/24 درصد تغییرات رضایت از زناشویی زوجین با سبک زناشویی سنتی، توسط تغییرات در متغیرهای پیش­بین دین­داری، تعداد فرزندان و اقتدار خانوادگی تبیین می­گردد. مقدار شاخص دوربین- واتسون برابر با 127/2 است. چون این مقدار بین 5/1 و 5/2 قرار دارد نتیجه می­گیریم­که خطاها مستقل ازهم هستند و خود همبستگی وجود ندارد. یافته­های تحلیل رگرسیون درخصوص فرضیه فوق تحقیق نشان می­دهد که متغیرهای دین­داری، تعداد فرزندان و اقتدار خانوادگی به گونه­ای معنادار می­توانند رضایت از زناشویی زوجین با سبک زناشویی سنتی (05/0≥p-value) را پیش­بینی نمایند به طوری ­که این اثرگذاری برای دو متغیر پیش­بین دین­داری و اقتدار خانوادگی مثبت و برای متغیر تعداد فرزندان منفی برآورد شده است.

 

نتایج تحلیل چند­متغیره رضایت از زناشویی زوجین با سبک زناشویی مدرن

در بررسی رگرسیون چند­متغیره برای زوجینی که دارای سبک زناشویی مدرن هستند نتایج نشان می­دهد که متغیر اقتدار خانوادگی 18 درصد، متغیر پایبندی به دین 24 درصد و متغیر تعداد فرزندان تنها 3 درصد و در مجموع متغیرهای این تحقیق، 43 درصد از واریانس متغیر رضایت از زناشویی را تبیین و پیش­بینی می­کنند. یافته­های تحلیل رگرسیون در خصوص فرضیه فوق تحقیق نشان می­دهدکه متغیرهای اقتدار خانوادگی،  دین­داری و تعداد فرزندان به گونه­ای معنادار می­توانند رضایت از زناشویی زوجین با سبک زناشویی مدرن (05/0≥p-value) را پیش­بینی نمایند به طوری­ که این اثرگذاری برای دو متغیر پیش­بین دین­داری و اقتدار خانوادگی مثبت و برای متغیر تعداد فرزندان منفی برآورد شده است.

 

بحث و نتیجه­گیری

1. میزان رضایت زناشویی برحسب جنسیت متفاوت است­.

بر اساس نتایج تحلیل آماری تفاوت معنی­داری بین جنسیت یعنی مرد و زن بودن و میزان رضایت زناشویی در سبک زناشویی سنتی و مدرن وجود ندارد و آزمون تی تست نیز این فرضیه را هم تایید نکرده است. بنابراین تحقیقاتی که رحمانی و همکاران در سال 1390 در رابطه با رضایت زناشویی در تهران انجام دارند در مورد رابطه جنسیت و میزان رضایت زناشویی به همان نتیجه در تحقیق حاظر رسیدند، یعنی نتیجه تحقیقاتی آن­ها هم نشان داده است که تفاوت معناداری بین جنسیت زن و مرد بودن و میزان رضایت زناشویی وجود ندارد. هم­چنین نتیجه این تحقیق با یافته­های موسوی و همکارانش نیز همخوانی دارد.

2. بین فاصله سنی و میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی تفاوت وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری (804/0) رابطه­ای بین این دو متغیر وجود ندارد، بنابراین فرضیه مورد نظر تایید نشد و بین میزان فاصله سنی زوجین با سبک زناشویی سنتی و مدرن میزان رضایت از زناشویی آن­ها رابطه­ای وجود ندارد. نتیجه این فرضیه با توجه به نظریه همسان همسری که در مورد فاصله سنی زوجین بحث می­کند که حیات خانواده از عناصر متعددی تشکیل شده است که سن زوجین و فاصله آن یکی از آن­هاست­. بنابراین لزوماً در نتیجه یک عامل این حیات خانوادگی در معرض تهدید قرار نمی­گیرد و بسیارند افرادی که شکاف وسیعی زندگی آنان را از همسران­شان جدا می­سازد، ولی علی­رغم آن از زندگی زناشویی موفقی برخوردار هستند، پس می­توان گفت چنان­چه عوامل دیگری بر این عامل افزوده شوند و با آن بیامیزند و موجبات تقویت آن را فراهم سازند که زندگی خانوادگی به مخاطره می­افتد­، هر چند شکاف سنی را هم می­توان از عواملی دانست که در صورت ترکیب با دیگر عواملی منفی می­تواند موجبات کاهش ابعاد کیفی و حتی قطعی پیوند زوجیت گردد و باعث نارضایتی زناشویی شود اما میزان این تاثیر در همه جا یکسان نیست. پس می­توان نتیجه گرفت فاصله سنی نمی­تواند رضایت زناشویی زوجین را تعیین کند و این فرضیه رد شده و تایید نمی­گردد.

3. بین اقتدار خانوادگی و میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی تفاوت وجود دارد­.

بین میزان اقتدار خانوادگی زوجین با سبک زناشویی سنتی و مدرن و میزان رضایت از زناشویی آن­ها رابطه وجود دارد و با توجه به ضریب همبستگی (278/0) رابطه­ای مستقیم و مثبت بین دو متغیر وجود دارد، یعنی هر چه میزان اقتدار خانوادگی در بین زوجینی که سبک زناشویی سنتی و مدرن دارند بالا باشد به همان نسبت میزان رضایت آن­ها از زندگی­شان بالاتر می­رود. نتیجه این فرضیه با نظریه منابع همخوانی دارد. برای استخراج این فرضیه از نظریه منابع استفاده شده است­که در این نظریه کارل مارکس و ماکس وبر طبقات اجتماعی را به عنوان برآیندهای متفاوت در قدرت در نظر می­گیرندکه تعیین می­کند چه کسی و چگونه بیشتر­ین منابع ثروت، قدرت و مقام را در جامعه و خانواده به دست خواهند آورد. علاوه­ بر این، نظریه بلاد و ولف برای تعیین اقتدار از روش تصمیم­گیری استفاده می­کند که در سال 1960 به وجود آمد­. در این روش معمولاً از یکی از اعضای خانواده سوال می­شود چه کسی در خانواده تصمیم نهایی را می­گیرد یا حرف آخر را می­زند؟ سوال­هایی در مورد تصمیم­گیری خانوادگی مانند خرید اتومبیل­، هزینه کردن بودجه خانواده و ... پرسیده می­شود­، بنابراین فردی که حرف آخر را می­زند­، اقتدار و قدرت بیشتری دارد­. پس باید گفت که با تایید این فرضیه می­توان نتیجه گرفت در خانواده­ها هر چه قدر قدرت یکی از زوجین بیشتر باشد رضایت زناشویی نیز بیشتر خواهد بود­.  

4. بین میزان پای­بندی دین و میزان رضایت زناشویی بر­حسب سبک زناشویی تفاوت وجود دارد.

نتایج این آزمون که برای زوجین با سبک زناشویی سنتی و مدرن گرفته شده است با سطح معنی­- داری (000/0) نشان از تایید این فرضیه دراین گروه از زوجین و ضریب همبستگی (404/0) نشان­ دهنده رابطه مستقیم و مثبت بین این دو متغیر است، بنابراین بین میزان پای­بندی به دین زوجین سنتی و مدرن و میزان رضایت از زناشویی آن­ها رابطه وجود دارد، به عبارتی هرچه میزان پای­بندی به دین در این گروه از زوجین بالاتر برود میزان رضایت از زناشویی آن­ها نیز بیشتر می­شود­. مطابق با نظریه همسان همسری لاک و برگس­، در هر لحظه­، بخت هر فرد بیشتر در را­ستای ازدواجی همسان­گزینی عمل می­کند تا ناهمسان­گزینی­. وود­، در اثرش­، ازدواج از دیدگاه مذهبی می­گوید: هر قدر همگونی میان دو همسر از نظر مذهب و نژاد کمتر باشد اختلاف و کشمکش ایشان بیشتر است­. شنگ و یامامورا­، بر این باورندکه هر قدر پیوندهای قوی و فرهنگی میان زن و شوهر محکم­تر باشد، خطر جدایی در میان­شان کمتر است­. به طور کلی­، هر قدر درجه همگونی همسران بیشتر باشد، زناشویی آنان استواری و پایدار­تر است(سحابی و همکاران­، 1392)­. پس با توجه به گفته­های باورمن، لاک و برگس می­توان گفت که پای­بندی به دین   می­تواند در رضایت زناشویی تاثیر بگذارد. نتیجه این تحقیق این را هم تایید می­کند.

5. میزان رضایت زناشویی برحسب پایگاه اقتصادی- اجتماعی متفاوت است.

بر اساس نتایج میانگین میزان رضایت از زناشویی بر­حسب طبقه اقتصادی- اجتماعی به لحاظ آماری تفاوت معناداری دارد. نتیجه این فرضیه را می­توانیم با یکی از نظریه­پردازان مبادله اسکانزونی که سعی کرده حفظ ثبات ازدواج سنتی را که بر اساس تقسیم کار برحسب جنس است به وسیله مبادله پایاپای توجیه کند وفق دهیم. این محقق به نظریه مبادله آلوین­گولدنر اشاره می­کندکه برحسب آن (اصل مبادله) یک مکانیزم مادی و خاصی است که برای حفظ هر نوع نظام اجتماعی پایداری وجود دارد. وقتی یک طرف از طرف دیگر سود می­برد در مقابل متعهد می­شود. هدیه گیرنده نسبت به هدیه دهنده مقروض است و تا زمانی­ که بدهی­اش را نپردازد مقروض خواهد ماند، اما به محض این­که قرضش را ادا کرد دوباره این جریان از نو آغاز می­شود و با این ترتیب فرآیند مبادله دائماً ادامه خواهد یافت و بعلاوه اشیاء مورد مبادله­، الزاماً نباید از نظر کیفیت و کمیت مساوی باشند. از نظر اسکانزونی مبادله موجد ثبات است­، زیرا مبادله یک سلسله از تعهدات دائمی و درباره پرداخت­ها را در درون نظام نقش برقرار می­سازد که هر نقش شامل حقوق و تکالیف است­. پس نتیجه این فرضیه این می­تواند باشد که هر چه قدر در خانواده پایگاه اقتصادی-  اجتماعی بیشتر باشد، رضایت زناشویی نیز بیشتر خواهد بود­.

6. میزان رضایت زناشویی بر­حسب تحصیلات متفاوت است­­.

نتایج تحلیل واریانس بیانگر آن است که میانگین میزان رضایت از زناشویی بر­حسب تحصیلات به لحاظ آماری تفاوت معناداری دارد که نتیجه این فرضیه با نظریه همسان همسری همخوانی دارد­. در مورد نظریه همسان همسری انسان­ها در ازدواج به دنبال افرادی هستند که ویژگی­هایی همسانی داشته و مکمل همدیگر باشند، زیرا پیش فرضیات این است که هر چه قدر تجارب و دستاوردهای­شان به هم نزدیک­تر باشد آسان­تر می­توانند اندیشه، احساسات و جهان­بینی همدیگر را در­یابند و برعکس اگر این اتفاق در امر    همسر­گزینی از سوی دو زوج اتفاق نیافتد ناسازگاری در بین آن­ها ایجاد می­شود و موجب جدایی و طلاق می­شود­. همیشه افراد دنبال ازدواج با فردی هستند که در هر موردی با هم سنخیت داشته باشند، می­توانند راحت­تر همدیگر را درک کنند. یکی از این همسانی­ها، همسانی در مورد میزان تحصیلات در میان زوجین می­باشد، رضایت زناشویی را در خانواده­ها بیشتر می­کند­. پس می­توان نتیجه گرفت هر چه قدر همسانی در تحصیلات بین زوجین بیشتر باشد، رضایت از زناشویی هم بیشتر خواهد بود. 

7. میزان رضایت زناشویی بر­حسب تعداد فرزندان متفاوت است. هر چه تعداد فرزندان هر دو گروه زوجین (دارای سبک زناشویی سنتی و مدرن) بیشتر باشد، میزان رضایت از زناشویی آن­ها پایین­تر می­آید که این با نتیجه تحقیق صداقت که در سال 1382 انجام داده بود همخوانی دارد، یعنی هر چه تعداد فرزند بیشتر باشد، رضایت کمتر است­.

 

پیشنهادهای کاربردی

1. برگزاری کلاس­های آموزشی برای زوجین درمورد چگونگی رفتار با همدیگر در خانواده و چگونگی ارتقاء رضایت از زندگی

2. با توجه به نتیجه تحقیق حاضر که بین عامل میزان پای­بندی به دین و میزان رضایت زناشویی برحسب سبک زناشویی رابطه وجود دارد تایید گردیده است که به مسئولان مربوط توصیه می­شود که به منظور شناساندن ارزش­های دینی و باورهای دینی از روش­ها و شیوه­های اصولی، علمی، منطقی و با توجه به ویژگی­های روان­شناختی افراد استفاده شود­.

3. برگزاری کلاس­های مستمر برای زوجین قبل از ازدواج در مورد بهره­گیری از ارزش­های دینی و تعملات صحیح نیز از پیشنهاد­های کاربردی این پژوهش می­باشد­­.

4. برگزاری کلاس­های در مراکز مشاوره درباره نحوه همسرگزینی قبل از ازدواج و همسرداری بعد از ازدواج

5. پیشنهاد می­شود که در مراکز مشاوره قبل از ازدواج از یک جامعه­شناس خانواده استفاده گردد تا در مورد نحوه اداره موفق زندگی و یا نحوه ارتباط درست در خانواده و تبادل نظر در بین زوجین آموزش لازم داده شود.      

 

منابع

الماسی، نفیسه؛ خیبری، محمد؛ فراهانی، ابوالفضل و حمایت­طلب، رسول. (1389). رابطه سبک زندگی و رضایت زناشویی در ورزشکاران و مقایسه آن با افراد عادی. فصلنامه مدیریت ورزشی. شماره 5، صص 87-7.

جعفری، علیرضا. (1386). بررسی اثربخشی آموزش مهارت­های ارتباطی پیش از ازدواج بر افزایش رضایت زناشویی پس از ازدواج. فصلنامه علوم رفتاری.

روحانی، عباس؛ معنوی­پور، داود. (1387). رابطه عمل به باورهای دینی با شادکامی و رضایت زناشویی در دانشگاه آزاد اسلامی مبارکه. فصلنامه دانش و پژوهش در روان­شناسی. شماره­های سی پنجم و سی و ششم.

زندی­پور، طیبه؛  مومنی جاوید، مهرآور. (1390). بررسی رابطه رضایت زناشویی و رضایت شغلی در کارکنان شرکت آب و فاضلاب استان تهران. فصلنامه مشاوره شغلی و سازمانی. دوره سوم، شماره 7، صص 129-113.

ساروخانی، باقر. (1379). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده. تهران: انتشارات سروش.

سحابی، جلیل؛ خانی، سعید و خانی، اسعد. (1392). الگوهای ازدواج و ارتباط آن با رضایت زناشویی مورد مطاله دانشجویان همسر­دار دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج. فصلنامه مطالعات جامعه­شناختی جوانان. سال چهارم، شماره دوازدهم، صص 112-77.

طاهری تیمورلویی، طاهره. (1389). تعیین عوامل اجتمایی- فرهنگی مرتبط با میزان رضایت از زندگی زناشویی در میان زنان متاهل شهر آذر­شهر­. پایان­نامه کار­شناسی­ارشد.

قلی­زاده­، زلیخا؛ برزگری، لیلا؛ غریبی، حسن و باباپور خیردین، جلیل. (1389). بررسی رابطه پنج عامل شخصیتی با رضایت زناشویی. دو ماهنامه علمی-پژوهشی دانشور رفتار/ روان­شناسی بالینی و شخصیتی. سال هفدهم، شماره 43.

موسوی­، اسماعیل؛ نوابی­نژاد، شکوه و عاطف وحید، محمدکاظم. (1384). تاثیر روابط قبل از ازدواج بر تعارضات زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه­های دولتی شهر تهران. فصلنامه تازه­های پژوهش­های مشاوره. جلد 6، شماره 22­.

وزیری، مژده. (1394). پیش­بینی رضایت زناشویی زوج­ها بر اساس نیاز­های اساسی آن­ها. فصلنامه رویش­ روان روان­شناسی. سال 4، شماره 12.

یزدانی، کریم. (1389). بررسی عوامل اجتمایی مرتبط با سازگاری زناشویی در بین معلمان متاهل مدرس راهنمایی شهر مرند. پایان­نامه کارشناسی­ارشد.

 

 

 

 

 



1. دانش­آموخته کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز  ایران.    

[2]­. استادیار دانشگاه پیام ­نور مرکز مهاباد، مهاباد  ایران (نویسنده مسئول).

[3].Dunnett C

الماسی، نفیسه؛ خیبری، محمد؛ فراهانی، ابوالفضل و حمایت­طلب، رسول. (1389). رابطه سبک زندگی و رضایت زناشویی در ورزشکاران و مقایسه آن با افراد عادی. فصلنامه مدیریت ورزشی. شماره 5، صص 87-7.

جعفری، علیرضا. (1386). بررسی اثربخشی آموزش مهارت­های ارتباطی پیش از ازدواج بر افزایش رضایت زناشویی پس از ازدواج. فصلنامه علوم رفتاری.

روحانی، عباس؛ معنوی­پور، داود. (1387). رابطه عمل به باورهای دینی با شادکامی و رضایت زناشویی در دانشگاه آزاد اسلامی مبارکه. فصلنامه دانش و پژوهش در روان­شناسی. شماره­های سی پنجم و سی و ششم.

زندی­پور، طیبه؛  مومنی جاوید، مهرآور. (1390). بررسی رابطه رضایت زناشویی و رضایت شغلی در کارکنان شرکت آب و فاضلاب استان تهران. فصلنامه مشاوره شغلی و سازمانی. دوره سوم، شماره 7، صص 129-113.

ساروخانی، باقر. (1379). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده. تهران: انتشارات سروش.

سحابی، جلیل؛ خانی، سعید و خانی، اسعد. (1392). الگوهای ازدواج و ارتباط آن با رضایت زناشویی مورد مطاله دانشجویان همسر­دار دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج. فصلنامه مطالعات جامعه­شناختی جوانان. سال چهارم، شماره دوازدهم، صص 112-77.

طاهری تیمورلویی، طاهره. (1389). تعیین عوامل اجتمایی- فرهنگی مرتبط با میزان رضایت از زندگی زناشویی در میان زنان متاهل شهر آذر­شهر­. پایان­نامه کار­شناسی­ارشد.

قلی­زاده­، زلیخا؛ برزگری، لیلا؛ غریبی، حسن و باباپور خیردین، جلیل. (1389). بررسی رابطه پنج عامل شخصیتی با رضایت زناشویی. دو ماهنامه علمی-پژوهشی دانشور رفتار/ روان­شناسی بالینی و شخصیتی. سال هفدهم، شماره 43.

موسوی­، اسماعیل؛ نوابی­نژاد، شکوه و عاطف وحید، محمدکاظم. (1384). تاثیر روابط قبل از ازدواج بر تعارضات زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه­های دولتی شهر تهران. فصلنامه تازه­های پژوهش­های مشاوره. جلد 6، شماره 22­.

وزیری، مژده. (1394). پیش­بینی رضایت زناشویی زوج­ها بر اساس نیاز­های اساسی آن­ها. فصلنامه رویش­ روان روان­شناسی. سال 4، شماره 12.

یزدانی، کریم. (1389). بررسی عوامل اجتمایی مرتبط با سازگاری زناشویی در بین معلمان متاهل مدرس راهنمایی شهر مرند. پایان­نامه کارشناسی­ارشد.