بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با مشارکت سیاسی شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان‌، گروه علوم اجتماعی؛ آذرشهر – ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی با مشارکت سیاسی شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند بود. روش تحقیق حاضر از حیث روش توصیفی-   همبستگی و از حیث هدف کاربردی می­باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر را شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند تشکیل دادند که بر اساس اطلاعات کسب شده از مرکز ملی آمار و سالنامه آماری آذربایجان­شرقی 45503 نفر بود که با کمک فرمول کوکران تعداد 381 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از دو پرسشنامه مشارکت سیاسی تینگ چانگ(2009) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال­(1998) استفاده شد. نتایج نشان داد بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند ارتباط معنی­داری وجود دارد. هم­چنین بین سرمایه اجتماعی و ابعاد مشارکت سیاسی (مشارکت در رای­گیری­ها، فعالیت­های انتخاباتی، تماس با سیاست­مداران، انجام فعالیت­های اعتراضی و عضویت در گروه­های سیاسی) در بین شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند رابطه معنی­داری وجود داشت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between social capital and political participation of citizens 18 to 40 years in Marand

نویسندگان [English]

  • Mohammad Imani 1
  • Samad Rasoulzadeh Agdam 2
چکیده [English]

The aim of this study was to investigate the relationship between social capital and political participation of citizens 18 to 40 years in Marand. The current study was descriptive-analytic and in terms of purpose it is functional. The population of the study is all citizens (18 to 40) in Marand and the sample of the study is 381 people who were selected by Cochran Formula. To collect data two questionnaires of political participation (Ting Chang 2009) and social capital (Nahapiet and Ghoshal 1998) were used. Data analysis of variance and regression analysis was performed using the software spss 19. The results showed that there is a significant relationship between social capital and political participation of citizens 18 to 40 years in Marand. As well as there is a significant relationship between social capital and political participation dimensions (participation in elections, electoral activities, contacts with politicians, protesting activities and membership in political groups) among citizens 18 and 40 in Marand

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social capital
  • political participation
  • electoral activities
  • contacts with politicians
  • protesting activities
  • membership in political groups

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال نهم، شماره سی و سوم، زمستان 1395

ص ص 81-67

 

 

 

 

 

بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با مشارکت سیاسی شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند

محمد ایمانی[1]

دکتر صمد رسول­زاده اقدم[2]

تاریخ دریافت مقاله:19/6/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:15/10/1395

چکیده

هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی با مشارکت سیاسی شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند بود. روش تحقیق حاضر از حیث روش توصیفی-   همبستگی و از حیث هدف کاربردی می­باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر را شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند تشکیل دادند که بر اساس اطلاعات کسب شده از مرکز ملی آمار و سالنامه آماری آذربایجان­شرقی 45503 نفر بود که با کمک فرمول کوکران تعداد 381 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از دو پرسشنامه مشارکت سیاسی تینگ چانگ(2009) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال­(1998) استفاده شد. نتایج نشان داد بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند ارتباط معنی­داری وجود دارد. هم­چنین بین سرمایه اجتماعی و ابعاد مشارکت سیاسی (مشارکت در رای­گیری­ها، فعالیت­های انتخاباتی، تماس با سیاست­مداران، انجام فعالیت­های اعتراضی و عضویت در گروه­های سیاسی) در بین شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند رابطه معنی­داری وجود داشت.

واژگان کلیدی: سرمایه اجتماعی، مشارکت سیاسی، مشارکت در رای­گیری­ها، فعالیت­های انتخاباتی، تماس با سیاستمداران، انجام فعالیت­های اعتراضی و عضویت در گروه­های سیاسی.

 

بیان مساله

بررسی مشارکت سیاسی در چهارچوب ساختارهای احاطه شده اجتماعی، راه را برای یک چشم­انداز وسیع در مورد مشارکت سیاسی هموار کرده و توجه را به سمت نکات مبهم و باریک که به آن، دقت نشده است جلب می­کند. بیشتر تحقیقات صورت گرفته بر روی مشارکت سیاسی، از نوع تعیین ویژگی­های شخصیتی مشارکت ­کنندگان و یا از نوع تعیین ویژگی ساختارهای سیاسی کشورها بوده که به دلیل بی­توجهی به شبکه روابط اجتماعی (سرمایه اجتماعی) یعنی عوامل غیر­ اقتصادی، مورد انتقاد قرار گرفته است. امروزه مشارکت سیاسی ازدید دانشمندان علوم اجتماعی و سیاسی فرآیندی است­که در شبکه متغیری از روابط اجتماعی واقع شده و این روابط اجتماعی می­توانند رابطه بازیگران را با منابع و فرصت­ها، محدود یا تسهیل کنند. از مشارکت سیاسی تعریف­هایی چند شده است. آلن بیرو در فرهنگ علوم اجتماعی، مفهوم کلی مشارکت را «سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن» می­داند­(بیرو، 1367: 257). در تعریفی دیگر، مشارکت سیاسی به فرآیندی گفته می­شود که در آن قدرت سیاسی میان افراد و گروه­های جامعه توزیع می­شود، به گونه­ای که همه شهروندان و گروه­های فعال و خواهان مشارکت سیاسی از حق انتخاب شدن، تصمیم­گیری، سیاست­گذاری، ارزیابی، انتقاد، اعتراض، اظهارنظر و انتخاب کردن و رأی دادن بهره­­مند باشند. پاره­ای از کارشناسان نیز مشارکت سیاسی را درگیر شدن در سطوح گوناگون فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی می­دانند­(راش، 1377: 123). مشارکت سیاسی، پدیده­ای جهانی است، نه به این معناکه همه افراد لزوماً به فعالیت سیاسی می­پردازند و نه این که ازنظر شکل یا وسعت در همه جوامع به یک اندازه معمول است، بلکه به این معنی که در همه جوامع یافت می­شود­(راش، 1377: 123) و شرایط پذیرش تغییرات را فراهم می­سازد. اما برای مشارکت سیاسی، بر اساس رویکردهای متفاوت، تعاریف گوناگونی ارائه شده است. گیدنز[3]  دربحث از مشارکت سیاسی به مردم­سالاری مشارکتی اشاره کرده است­(نیازی، 1381: 32). به اعتقاد وینر[4]  مشارکت سیاسی عبارت است از: هر عمل داوطلبانه، موفق یا ناموفق، سازمان یافته یا بدون سازمان یافته و دوره­ای یا مستمر شامل روش­های مشروع یا نامشروع برای تاثیر بر انتخاب رهبران و سیاست­ها و اداره امور عمومی در هر سطحی از حکومت محلی و ملی است­(دارابی، 1394). از طرفی، امروزه درکنار سرمایه­های انسانی، اقتصادی و فیزیکی، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی دربررسی­های اقتصادی و اجتماعی جوامع مطرح شده است. سرمایه اجتماعی مانند مفاهیم سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی (ابزار و آموزش­هایی­ که بهره­وری فردی را افزایش می­دهد)، به ویژگی­های سازمان اجتماعی مانند شبکه­ها، هنجارها و اعتماد اشاره دارد که هماهنگی و همکاری برای کسب سود متقابل را تسهیل می­کند. می­توان سرمایه اجتماعی را این­گونه تعریف­کرد: «سرمایه اجتماعی آن دسته ازویژگی­های زندگی اجتماعی، شبکه­ها، هنجارها و اعتماد است که مشارکت­ کنندگان را قادر می­سازد تا به شیوه­ای موثرتر اهداف مشترک خود را تعقیب نمایند»­(فیلد، 1388: 55). سرمایه اجتماعی یکی از اصلی­ترین و مهم­ترین مولفه­های دخیل در موضوع­های شهری محسوب می­شودکه بی­توجهی به آن به معنای کنار گذاشتن عاملی کلیدی در امر برنامه­ریزی شهری است­(عیوض­لر، 1391: 5).

سرمایه اجتماعی از مفاهیم سهل و ممتنع است و به فراخور مکان، معانی گوناگون به خود می­گیرد. علت، آن است که به گفته نان کی ول­(2002): «این مفهوم در حال پدید آمدن دایمی است و هنوز به فرجام خود نرسیده است»­(پیران و دیگری، 1385­: 15). گرچه به سادگی می­توان سرمایه اجتماعی را میزان اعتبار و نفوذی دانست که فردی برای تحقق خواست­های خود دارد، ولی از لحاظ علمی، سرمایه اجتماعی دارا بودن معیارها و شبکه­هایی است که بر پایه آن عمل گروهی از افراد را برای ایجاد یک سود دوجانبه آسان می­کند­(معدن­دار آرانی و دیگری، 1388: 39؛ به نقل از وول کاک، 1998). ماهیت و شکل سرمایه اجتماعی در گذر زمان متغیر است. عوامل متعدد و بسیار متفاوتی همزمان بر کارکرد آن اثر می­گذارد و ترکیب این عناصر بسیار پیچیده است؛ به ­ویژه امروزه محدوده کاربرد سرمایه اجتماعی چنان گسترده شده است که ناگزیر با تناقضات گوناگون همراه شده و ابعاد و جوانب متعدد یافته است. سرمایه اجتماعی، گاه متغیری مستقل شمرده شده و مجموعه­ای­­کما بیش گسترده ازمتغیرهای دیگر را که وابسته شمرده می­شوند جان می­بخشد(عابدی اردکانی و دیگری، 1393). در همان حال، در سطح دیگر، متغیری واسطه­ای یا میانگیر می­شود و درسطح سومی به متغیری وابسته که برآیند کنش و واکنش­های متغیرهای دیگر است بدل می­شود. بدین سان، روشن است که هیچ پژوهشی نمی­تواند یک­باره همه ابعاد را در­ بر گیرد و با چنین ویژگی­هایی، هر پژوهشگر از ظن خود با این مفهوم همراه می­شود. با توجه به این­ که سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینی است­که نقش بسیار مهم­تری از سرمایه فیزیکی و انسانی در جوامع ایفا می­کند و امروزه در جامعه­شناسی و اقتصاد و به تازگی در علوم سیاسی به صورت گسترده­ای مورد استفاده قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها و ارتباط­های میان اعضای یک شبکه به عنوان منبعی با ارزش اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا و جامعه می­شود. لذا در این تحقیق به دنبال این هستیم که آیا بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند رابطه­ای وجود دارد؟

 

هدف اصلی تحقیق

- تعیین ارتباط بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند.

 

اهداف فرعی

- تعیین میزان ارتباط بین سرمایه اجتماعی و مشارکت در رای­گیری­ها در میان شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند

- تعیین میزان ارتباط بین سرمایه اجتماعی و فعالیت­های انتخاباتی در میان شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند

- تعیین میزان ارتباط بین سرمایه اجتماعی و تماس با سیاستمداران در میان شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند

- تعیین میزان ارتباط بین سرمایه اجتماعی و انجام فعالیت­های اعتراضی در میان شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند

- تعیین میزان ارتباط بین سرمایه اجتماعی و عضویت در گروه­های سیاسی در میان شهروندان 18 تا 40 سال شهر مرند.

 

پیشینه تحقیق

محمدی­فر و همکاران(1394) به بررسی رابطه میان سرمایه اجتماعی و فرهنگ سیاسی دانشجویان دانشگاه اصفهان پرداختند. روش تحقیق پیمایش، ابزار گردآوریِ اطلاعات، پرسشنامه و جامعه آماری آن، دانشجویان کارشناسی­ارشد دانشگاه اصفهان است که تعداد 120 نفر از آنان به شیوه تصادفی سیستماتیک برای این مطالعه انتخاب شده­اند. نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان می­دهد که بین متغیر میزان انسجام اجتماعی با فرهنگ سیاسی محدود­ (38/0-)، مشارکتی (42/0) و تبعی (16/0-)، هم­چنین میان متغیر امنیت اجتماعی با فرهنگ سیاسی محدود (19/0-)، تبعی (14/0-) و مشارکتی (29/0) رابطه وجود دارد.

دارابی(1394) به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر مشارکت سیاسی زنان در استان همدان (مطالعه موردی شهر نهاوند) پرداخت. روش تحقیق، پیمایشی بوده و داده‌های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه به دست آمده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه زنان نهاوندی 18 سال و بالاتر در نظر گرفته شده که تعداد 400 نفر بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای چند­مرحله‌ای انتخاب شده‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بین مشارکت سیاسی زنان و متغیرهای سرمایه اجتماعی، موقعیت طبقاتی، وسایل ارتباط جمعی، تجربه مشارکت سیاسی و اثر­بخشی سیاسی رابطه معناداری وجود دارد، اما بین متغیر عضویت در سازمان‌های مدنی و دسترسی به شخصیت‌های سیاسی با مشارکت سیاسی زنان رابطه معنادار وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیونی حاکی از آن است که به ترتیب متغیرهای سرمایه اجتماعی، موقعیت طبقاتی، وسایل ارتباط جمعی، تجربه مشارکت سیاسی و اثربخشی سیاسی در مجموع 12 درصد از تغییرات مشارکت سیاسی زنان را تبیین می­کنند. نمودار تحلیل مسیر نیز نشان داد که متغیر سرمایه اجتماعی نسبت به دیگر متغیرها دارای تاثیر بیشتری بر مشارکت سیاسی زنان بود. اسلامی مرزنگلانه و همکاران­(1393) به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و مشارکت زنان در فعالیت‌های ورزشی (مورد مطالعه زنان شهر گرگان) پرداختند. نوع تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است، جامعه آماری پژوهش زنان 18 سال به بالای ساکن شهر گرگان هستند که تعداد آن‌ها 164535 نفر بوده است. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 415 نفر تعیین شد و نمونه‌ها با نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. روش جمع­آوری داده‌ها، میدانی و ابزار سنجش آن، پرسشنامه محقق‌ ساخته بوده است. یافته­ها نشان داد همه ابعاد سرمایه اجتماعی (عضویت رسمی، مشارکت رسمی، اعتماد نهادی و مشارکت غیررسمی)، به‌ جز بعد اعتماد بین ‌شخصی با مشارکت ورزشی زنان رابطه معنی‌دار دارند. میانگین مشارکت زنان در فعالیت­های ورزشی با متغیرهای سن، وضعیت تاهل، تعداد فرزندان (دختر و پسر)، سطح تحصیلات والدین، منزلت شغلی پدر، مکان سکونت در شهر (ناحیه) و به‌کارگیری وسایل ارتباط جمعی (به غیر از تماشای تلویزیون داخلی) رابطه معنی­دار دارد، اما با وضعیت اشتغال، نوع شغل، میزان درآمد، نوع مسکن، شغل­مادر و منطقه مسکونی تفاوت معنادار ندارد. طبق نتایج، در حالت کلی با افزایش سرمایه اجتماعی زنان مشارکت آنان نیز در فعالیت­های ورزشی افزایش می‌­یابد. 

ذوالفقاری و رضی(1392) به بررسی رابطه میان سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی (مطالعه موردی جوانان 20 تا30 سال شهر نورآباد لرستان) پرداختند. در این پژوهش با بهره‌گیری از نظریه پاتنام به عملیاتی کردن مفهوم سرمایه­اجتماعی پرداخته‌ایم. براین اساس به بررسی تجربی فرضیه رابطه بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی جوانان 20 تا 30 سال شهر نورآباد پرداخته شد. برای بررسی این رابطه یک نمونه 375 نفری انتخاب شد که به منظور بالا بردن اعتبار کار تعداد 430 پرسشنامه پخش شده، که در نهایت 408 پرسشنامه قابل استفاده بوده‌اند. نمونه‌گیری به صورت خوشه‌ای چند­مرحله‌ای انجام شده است. روش تحقیق از نوع پیمایشی است. نتایج نشانگر این است که، تمایل پاسخگویان به مشارکت سیاسی در سطح متوسطی قرار دارد و از لحاظ میانگین مشارکت سیاسی بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد. آزمون رابطه میان سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی بیانگر رابطه معناداری میان این دو متغیر می‌باشد و نتیجه آزمون رگرسیون میان متغیر‌های مستقل و متغیر وابسته‌ مشارکت سیاسی حاکی ازآن است­که 28 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیر‌های (تعهد مدنی، اعتماد، وضعیت تاهل، جنسیت، تحصیلات و شبکه روابط) تبیین می‌شود.  

امام جمعه­زاده و همکاران­(1391) به بررسی رابطه میان سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان پرداختند. روش تحقیق پژوهش درجمع­آوری و تجزیه و تحلیل داده­ها، روش پیمایشی می­باشد. این مطالعه بر روی 188 نفر از دختران و سران دانشجوی دانشگاه اصفهان صورت گرفته است؛ برای جمع­آوری اطلاعات، از پرسشنامه استفاده شده است که اعتبار آن، به روش صوری و پایایی آن، به کمک آماره آلفای کرونباخ سنجیده شده است و داده­ها از طریق نرم­افزار spss تحت محیط ویندوز تجزیه و تحلیل شدند. با تقسیم سرمایه اجتماعی به سه متغیر (اعتماد اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و شبکه­های اجتماعی)، به همراه در نظر گرفتن دو وجه از مشارکت سیاسی یعنی عوامل روان­شناختی– نگرشی و شیوه مشارکت (رسمی یا غیر­رسمی). مقاتلی و حراقی(1390) به ارائه مدل ساختاری سرمایه اجتماعی و مشارکت اجتماعی، سیاسی و ورزشی جوانان (مطالعه موردی در استان بوشهر) پرداختند. به همین جهت تحقیق حاضر با سه فرضیه: 1. بین سرمایه اجتماعی و مشارکت اجتماعی­جوانان استان بوشهر رابطه معناداری وجود دارد. 2. بین سرمایه اجتماعی و مشارکت ورزشی جوانان استان بوشهر رابطه معناداری وجود دارد. 3. بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی جوانان استان بوشهر رابطه معناداری وجود دارد. به تبیین و بررسی موضوع می­پردازند. روش تحقیق از نظر هدف، «کاربردی» و از نقطه نظر روش، «توصیفی- پیمایشی» می­باشد. جامعه آماری مورد مطالعه، جوانان بین20 تا 35 سال استان بوشهر می­باشد که با روش نمونه­گیری به صورت طبقه­ای نسبی انتخاب گردید. در این پژوهش، از آمار توصیفی، برای بررسی وضعیت جمعیت­شناختی پاسخگویان و از آمار استنباطی برای آزمون فرضیه­ها استفاده شده است، با توجه به مدل مفهومی پژوهش جهت ارزیابی و پردازش مدل از روش معادلات ساختاری (نرم­افزار Amos) استفاده شده است. ابزار استفاده شده جهت جمع­آوری داده­های اولیه در این پژوهش، پرسشنامه می­باشد. اعتبار محتوایی پرسشنامه نیز بااستفاده از نظرخواهی از اساتیدعلوم اجتماعی صورت گرفت، هم­چنین پس از اعمال نظرات آن­ها در مورد محتوای پرسشنامه اشکالات موجود در پرسشنامه رفع و پرسشنامه مورد تایید قرار گرفت. هم­چنین برای اطمینان از اعتبار سازه، آزمون KMO برای هریک از متغیرهای پرسشنامه انجام گرفت. یافته­های پژوهش نشان می­دهدکه سرمایه اجتماعی بر مشارکت اجتماعی، ورزشی و سیاسی تاثیر مثبت و مستقیم دارد. بدین لحاظ هر سه فرضیه به ترتیب با ضریب مشارکتی 875/0 (اجتماعی)، 795/0 (ورزشی) و 814/0(سیاسی) با نسبت بحرانی بیش از 96/1 با سطح معناداری کمتر از 05/0 تایید گردید­. با توجه به نتایج به ­دست آمده پیشنهاد می­گردد، به منظور افزایش مشارکت در جامعه همه نهادها به تقویت هر ­کدام از ابعاد شناختی، ساختاری و رابطه­ای سرمایه اجتماعی در سه حوزه اجتماعی، ورزشی و سیاسی همت گمارند.

تنی و هانکوینت[5] (2012) در پژوهشی با عنوان «مشارکت سیاسی بالا، سرمایه اجتماعی بالا» به بررسی ارتباط سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی با استفاده از روش­های همبستگی و رگرسیون چند متغیره به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی در بین جوانان بلژیک می­پردازند. آن­ها جوانان بلژیکی را به شش گروه، اصلی طبقه­بندی می­کنند که از میان این شش گروه دو طبقه از آن­ها یعنی متعهدین و دین­داران فعالیت