بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و فرهنگی با میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان ۱۲-۱۸ سال مقیم مراکز تحت حضانت بهزیستی و کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز- ایران.

2 گروه علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی و تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

چکیده

تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و فرهنگی با میزان نشاط اجتماعی می­پردازد. جامعه آماری پژوهش را کودکان و نوجوانان ۱8-۱2 سالِ مقیم مراکز تحت حضانت بهزیستی و کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوامِ شهر تبریز تشکیل می­دهند. که تعداد آن­ها 890 می­باشد، که 800 نفر، تحت حضانت اقوام و 90 نفر نیز تحت حضانت بهزیستی بودند. از بین آن­ها تعداد 333 نفر با استفاده از فرمول نمونه­گیری کوکران و به شیوه نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب گردید. با توجه به مفهوم­سازی انجام شده از نشاط اجتماعی و رابطه آن با سرمایه فرهنگی و اجتماعی، هشت فرضیه جهت آزمون ارائه گردید. جهت آزمون فرضیه­ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی­تست و رگرسیون خطی چند­متغیره استفاده گردید. نتایج فرضیه­ها نشان داد که؛ بین میزان سرمایه فرهنگی و هم­چنین سرمایه اجتماعی با نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت بهزیستی و اقوام رابطه معنی­داری وجود دارد. بین سن و میزان سرمایه اجتماعی هر دو گروه از کودکان رابطه معنی­دار گزارش نشد. میزان سرمایه اجتماعی بر اساس جنسیت، در بین کودکان تحت حضانت اقوام تفاوتی نداشته، اما در بین کودکان بهزیستی تفاوت معنی­داری وجود داشت. به طوری که در بین پسران، بیشتر از دختران می­باشد. در بررسی رابطه بین سن و میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان اقوام معنی­دار نبوده، اما در بین کودکان بهزیستی رابطه معنی­دار و معکوس وجود دارد. هم­چنین در بررسی رابطه بین سن و سرمایه فرهنگی در بین کودکان هر دو گروه رابطه معنی­دار وجود داشت. اما میزان سرمایه فرهنگی هردو گروه از کودکان تفاوت معنی­دار بین دختران و پسران وجود نداشت. میانگین میزان نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت اقوام 18/39 درصد و در سطح متوسط به پایین و میانگین میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان تحت حضانت بهزیستی 39/24 درصد و در سطح پایین گزارش شد. به عبارتی میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان تحت حضانت اقوام با اختلاف 15 درصدی، نسبت به کودکان تحت حضانت بهزیستی بالاتر می­باشد.    

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between social and cultural capital and social vitality of children and young adults 12-18 under the custody of welfare centers and children and young adults under the custody of relatives

نویسندگان [English]

  • Rogaye Salamati 1
  • Davood Ebrahimpoor 2
2 Department of Social Sciences, Faculty of Humanities and Education, Islamic Azad University, Tabriz Branch
چکیده [English]

This study examines the relationship between social and cultural capital and social vitality. The study population is12-18 years old children and adolescents (total 890) under the custody of welfare centers (90) and children under the custody of relatives (800) in Tabriz city. 333 people using the Cochran formula and stratified random sampling method was selected as a sample of the study. According to the concept of doing social vitality and its relation to social and cultural capital eight hypotheses proposed to be tested. To test the hypothesis, Pearson correlation, T test and linear regression were used.Results show that, there is a significant relationship between cultural and social capital and social vitality of children and adolescents under the custody of welfare centers and relatives. There was no significant relationship between age and social capital of both groups. Also, there was no difference in the amount of social capital based on gender among children under the custody of relatives; however, there is a significant difference among children under the custody of welfare centers in such a way that among boys are more than girls. There was not significant relationship between age and social vitality among children of relatives, but there is an inverse correlation among children of welfare centers. Also, there was a significant relationship between age and cultural capital among children in both groups.  Finally, the reported average of social vitality of children under the custody of relatives is 39.18% and lower than the average, and social vitality of children under the custody of the Welfare centers is 24.39% average and at a low level. In other words, social vitality among children under the custody of relatives (with 15 percent difference) is higher than that of the children under the custody of Welfare centers.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social vitality
  • Social capital
  • Cultural capital
  • children under the custody of Welfare centers
  • children under the custody of relatives

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هشتم، شماره سی و دوم، پاییز 1395

ص ص 96-73

 

 

 

 

 

بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و فرهنگی با میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان ۱۲-۱۸ سال مقیم مراکز تحت حضانت
بهزیستی و کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام

رقیه سلامتی[1]

 دکتر داوود ابراهیم­پور[2]

تاریخ دریافت مقاله:21/4/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/8/1395

چکیده

تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و فرهنگی با میزان نشاط اجتماعی می­پردازد. جامعه آماری پژوهش را کودکان و نوجوانان ۱8-۱2 سالِ مقیم مراکز تحت حضانت بهزیستی و کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوامِ شهر تبریز تشکیل می­دهند. که تعداد آن­ها 890 می­باشد، که 800 نفر، تحت حضانت اقوام و 90 نفر نیز تحت حضانت بهزیستی بودند. از بین آن­ها تعداد 333 نفر با استفاده از فرمول نمونه­گیری کوکران و به شیوه نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب گردید. با توجه به مفهوم­سازی انجام شده از نشاط اجتماعی و رابطه آن با سرمایه فرهنگی و اجتماعی، هشت فرضیه جهت آزمون ارائه گردید. جهت آزمون فرضیه­ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی­تست و رگرسیون خطی چند­متغیره استفاده گردید. نتایج فرضیه­ها نشان داد که؛ بین میزان سرمایه فرهنگی و هم­چنین سرمایه اجتماعی با نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت بهزیستی و اقوام رابطه معنی­داری وجود دارد. بین سن و میزان سرمایه اجتماعی هر دو گروه از کودکان رابطه معنی­دار گزارش نشد. میزان سرمایه اجتماعی بر اساس جنسیت، در بین کودکان تحت حضانت اقوام تفاوتی نداشته، اما در بین کودکان بهزیستی تفاوت معنی­داری وجود داشت. به طوری که در بین پسران، بیشتر از دختران می­باشد. در بررسی رابطه بین سن و میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان اقوام معنی­دار نبوده، اما در بین کودکان بهزیستی رابطه معنی­دار و معکوس وجود دارد. هم­چنین در بررسی رابطه بین سن و سرمایه فرهنگی در بین کودکان هر دو گروه رابطه معنی­دار وجود داشت. اما میزان سرمایه فرهنگی هردو گروه از کودکان تفاوت معنی­دار بین دختران و پسران وجود نداشت. میانگین میزان نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت اقوام 18/39 درصد و در سطح متوسط به پایین و میانگین میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان تحت حضانت بهزیستی 39/24 درصد و در سطح پایین گزارش شد. به عبارتی میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان تحت حضانت اقوام با اختلاف 15 درصدی، نسبت به کودکان تحت حضانت بهزیستی بالاتر می­باشد.   

واژگان کلیدی: نشاط اجتماعی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، کودکان تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام.

 

مقدمه

شادی موهبتی است که، ارزش آن برای کسی که دچار گرفتاری­ها و افسردگی­ها شده است، بیشتر است. شادی موضوعی کاملاً فردی نیست و تا حدودی یکی از خواص جامعه است. شادی جامعه تابعی از عواملی است که بیشتر در آن­ها تجلی می­یابند­(آرگایل، 1382: 327). شادکامی و نشاط از ویژگی­ها و روحیاتی است که در زندگی اجتماعی نقشی اساسی و بنیادین ایفا می­کند. به گونه­ای که در مقایسه با هر خصلت و روحیه دیگر، بیشترین سهم را در بهبود روابط و معاشرت­ها بر عهده دارد. انسان موجودی هدف­مند است، از زمانی­که پا به عرصه این جهان می­گذارد و به خود، اهداف خود و به جهانی­که پیرامون وی است وقوف پیدا می­کند، در پی آن است تا، اهداف خویش را تحقق بخشد. اگرچه اهداف انسان ریشه در نیازهایی دارد که او را در کنش­متقابل با دیگران بر ابعاد بر شمرده شده وقوف یافته و از تمام امکانات برای دستیابی به آن­ها بهره می­گیرد. نقش ارزش­ها در احساس خوشبختی و نشاط و در تحقق اهداف نقشی اساسی است. این ارزش­ها هستندکه اهداف را تعیین می­نمایند و تحقق اهداف، احساس خوشبختی و نشاط را ممکن می سازد. به عبارتی احساس خوشبختی و نشاط، بازتاب توازن میان آرزوها و خواسته­های فردی و میزان تحقق آن­ها است. زمانی که انسان اهداف خود را محقق می­یابد، احساس نشاط و رضایت می­کند، درصورتی که به اهداف خود دست پیدا نکند، نشاط، شادکامی و رضایت­مندی وی کاهش می­یابد. گام نهادن در مسیر توسعه و یا ایجاد جامعه­ای که در آن آرامش و سعادت محقق شود، به زمینه یا مقدماتی نیاز دارد که با اتکاء به آن، این خواست تحقق پیدا یابد. از جمله این مقدمات، شادی و نشاط فردی و اجتماعی می­باشد. امروزه باور اساسی بر آن است که در مورد یک ملت تنها با رشد اقتصادی، نمی­توان قضاوت کرد. بلکه احساس خشنودی، امنیت، رضایت اجتماعی و شادمانی و نشاط مردم نیز مهم است. در یک جامعه مطلوب، برابری آموزش، بهداشت و احترام به حقوق دیگر انسان­ها و برخورداری از نیازهای اساسی از ملزومات یک جامعه و شاخص­های توسعه آن به شمار می­رود(خیرالله­پور، 1385). یکی از چالش­های فرا­روی انسان در دنیای امروز، احساس بهزیستی و شادمانی است، چرا که با وجود پیشرفت­های چشم­گیر در فن­آوری و تامین آسایش انسان، احساس شادمانی وی افزایش نیافته است­(قطره­ای، 1385: 8).

بر طبق گزارش­های موجود، مردم ایران جز افسرده­ترین مردمان کشورهای جهان هستند و افسردگی جزء شایع­ترین بیماری­های روانی است. تعداد بیماران روانی و بیماران افسرده ثبت شده ایران، حدود 15 میلیون نفر اعلام شده و از طرفی جمعیت افراد افسرده را حدود 10 تا 12 درصد کل جمعیت کشور ذکر کرده­اند. در کشور ما سن افسردگی از 27 سال به 17 سال رسیده است­(­نشریه آمار، 1383: 30).

نشاط اجتماعی یکی از اصلی­ترین نیازهای جوامع امروزی است، چرا که شهروندان کلانشهرها کمتر فرصت این را پیدا می­کنند که به خودشان و نیازهای­شان فکر کنند و به شدت مستعد افسردگی می­شوند. جامعه با نشاط و فرهمند، جامعه­ای است­که استعدادهای افراد آن شکوفا شده و رفاه و امنیت را برای آحاد آن جامعه به ارمغان آورد. در مقابل، جامعه افسرده، خموده و غمگین، هر روز بر مشکلاتش افزوده شده و با شتاب رو به انحطاط می­گراید. انسان موجودی هدف­مند و جویای شادکامی و سعادت است و شادی به عنوان یکی از نیازهای روانی او به دلیل تاثیرات عمده­ای که بر شکل­گیری شخصیت و مجموع زندگی­اش دارد، همواره اهمیت داشته است. نشاط هر جامعه­ای موتور محرکه آن است، تاثیر نشاط اجتماعی آن­ چنان است که جامعه­شناسان سال­هاست درباره آن صحبت می­کنند­. پرسش اصلی در این تحقیق رابطه بین نشاط اجتماعی با سرمایه اجتماعی و فرهنگی در بین دو گروه از انسان­هاست­. برای پاسخگویی به این پرسش لازم است از حیث نظری تعریفی از نشاط اجتماعی و عوامل موثر بر آن را داشته باشیم. شادی در لغت به معنای شادکامی، شادمانی و مسرَت آمده است(دهخدا). از لحاظ مفهومی این پدیده هر چند از زوایای گوناگون تعریف شده است ولی در هر حال، نشاط اجتماعی از طریق هنجارهای جامعه معنا می­یابد. به طور کلی می­توان گفت: نشاط و شادی تحت تاثیر جامعه و شرایط فردی انسان­ها قرار دارد. شادکامی موجب تحرک فیزیکی و شکوفایی ظرفیت­های جدید در جامعه می­شود. برقراری گسترده روابط اجتماعی، گسترش مشارکت­های مردمی و هدفمندی جامعه از آثار نشاط اجتماعی است­(هزار­جریبی، 1389: 33). نشاط اجتماعی حاصلِ عواملی است که از جامعه­ای به جامعه­ای دیگر متفاوت­اند. این تفاوت، ناشی از فرهنگ جوامع است. مقبولیت اجتماعی، امید به آینده، عدالت اجتماعی، پای­بندی به معتقدات دینی، بیگانگی، همبستگی و محرومیت اجتماعی از عواملی هستندکه درکاهش و افزایش نشاط اجتماعی موثرند­(هزارجریبی و دیگران، 1388: 123). با ورود به هزاره سوم میلادی، شهرها به­ ویژه کلانشهرها با مسائل عدیده­ای درگیر هستند که، نمود عینی آن­ها را در گسترش آلودگی­ها، مسائل زیست­محیطی، بالارفتن جرائم و در نهایت در پایین آمدن نشاط اجتماعی افراد می­توان مشاهده نمود. شادی و نشاط یکی از احساسات ریشه­ای مثبت و یکی از ضروری­ترین خواسته­های فطری و نیازهای روانی انسان، نقش تعیین کننده­ای در تامین سلامت فرد و جامعه داشته و از آن­ جایی که شادی همواره با خرسندی، خوش­بینی و امید و اعتماد همراه است. می­تواند نقش تسریع­کننده­ای در فرایند توسعه جامعه داشته باشد­(خیرالله­پور، 1385: 128). از سال 2000 به بعد در نگاه سازمان ملل، برای تعیین سطح توسعه­یافتگی ­کشورها، متغیرهای شادکامی، امید به آینده، خشنودی و رضامندی افراد جامعه نیز به عنوان یک متغیر کلیدی وارد محاسبات شده است­(هزار­جریبی و دیگری، 1389: 32). در سند چشم­انداز بیست ساله جمهوری اسلامی نیز، با درک اهمیت این موضوع، بر لزوم توجه به نیروی انسانی سالم و فراهم کردن زمینه­های رشد و تعالی استعدادهای انسانی و پرورش­های سالم، کارا و متعهد و با نشاط تاکید شده است­(هزارجریبی و دیگری، 1391: 330). در نتیجه، با مطرح شدن روزافزون شادی، در امر سلامتی ­روان و خوشبختی و هم­چنین تاثیر آن در تقویت قوای روانی انسان، برای مقابله با پیچیدگی­ها و مشکلات دنیای امروز، توجه و نظر محققان و اندیشمندان و حتی عوام نسبت به آن تغییر کرده است، چرا که طبق نتایج تحقیقات موجود، شادی صرف­نظر از چگونگی کسب آن می­تواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد­­(مایزر[3] ، 2002: 481).

همان­گونه که اشاره شد، سن افسردگی در ایران به 17 سال رسیده است. بنا بر این، در تحقیق حاضر کودکان 12 تا 18 سال، در دو گروه تحت حضانت بهزیستی و اقوام برای سنجش میزان نشاط اجتماعی انتخاب شده­اند. با توجه به مطالب فوق، در این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سوالات هستیم 1. میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام چه قدر است؟ 2. بین میزان سرمایه­های اجتماعی و فرهنگی و میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام چه رابطه­ای وجود دارد؟

افزایش نشاط و سرزندگی و امیدآفرینی فردی و اجتماعی مفهومی بیش از یک احساس شادی، رضایت و خرسندی سطحی و معمولی دارد. به تجربه ثابت شده، شادی و نشاط ماده اولیه تغییر جامعه و تحول و تکامل درونی انسان­هاست. در جامعه خوشحال و خرسند، تولیدِ بهتر، اشتغالِ بیشتر و اقتصادِ سالم­تر خواهد بود و بدون شک، در چنین محیطی، امنیت اجتماعی و فردی راحت­تر به دست می­آید. در محیط شاد، ذهنِ انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شکوفا می­شود. شاد بودن جامعه، یکی از عوامل موثر به توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است و باعث کاهش نابسامانی­های خانوادگی، افزایش میل و رغبت تحصیلی، دل به کار دادن و افزایش تولید می­شود­(فرجی و دیگری، 1392: 89).

شادمانی و رضایت مردم از زندگی، به عنوان یکی از شاخص­های توسعه مطرح است. بین شادی و زندگی رابطه مستقیمی وجود دارد، یعنی کسی که در ظاهر و باطن شاد است. چهره­ای گشاده دارد، امیدواری، پویایی و تفکر منطقی بر وجودش حکمفرماست. شادی، تصمیم­گیری را برای او آسان می­سازد و تلاش و قدرت بهره­مندی از فکر و عقل را برای او راحت­تر می­نماید. چنین انسانی، زمین را برخود تنگ نمی­بیند، در کوچه باغ زندگی او، از بن­بست خبری نیست، در نتیجه، از زندگی کردن لذت می­برد و وجودش برای خود و دیگران ارزش­مند می­گردد­(رحیمی یگانه، 1385: 25).

جامعه از سویی به وجود آورنده شرایطی است که می­تواند فرد را به سوی تحقق اهداف و آرزوهای فردی سوق دهد و از سوی دیگر زمینه­ساز تحقق فضایی است که، فرد می­تواند به کنش­ متقابل و ارتباط با همنوعانی که باعث ایجاد آرامش، امنیت و اطمینان خاطر وی برای یک زندگی مناسب می­باشند، مبادرت ورزد. نشاط در زندگی، ترکیبی است از شرایط فردی و اجتماعی و در واقع خود نشانه­ای است از، نگرش­های مثبت نسبت به جهان و محیطی که فرد را فراگرفته و در آن زندگی می­کند. نشاط در زندگی، احساس خوشبختی، اعتماد متقابل و احساس تعهد همه در یک دسته فرهنگی قرار دارند و نشانه نگرش فرد به خود و جهان پیرامونی است. سطح پایین نشاط اجتماعی به گرایش­های منفی نسبت به جامعه مربوط می­شود­(ازکمپ، 1373: 66).

در توجیه ضرورت پژوهش حاضر نیز، می­توان به دو مسئله اشاره کرد­: اول این که، یکی از مهم­ترین اصول در حوزه مدیریت منابع انسانی، توجه به مقوله شادی و نشاط انسان­هاست، زیرا انسان با نشاط، انسانی کارا، مولد، مبتکر و سازنده است و همین اعمال مثبت به سلامت فیزیکی و روانی او نیز کمک شایانی خواهد کرد. همان ­گونه که در طرح مسئله نیز عنوان شد، نظریه­های نوین توسعه، پیشرفت هر جامعه را، در گرو استفاده بهینه از نیروی انسانی آن جامعه می­دانند. بنابراین هرگونه برنامه­ریزی توسعه و سیاست­گذاری فرهنگی، مستلزم بذل توجه به مقوله شادی و نشاط است. اما در نظر گرفتن این مقوله، نیازمند شناخت و بررسی دقیق و علمی آن است و از این منظر، پژوهش حاضر و نیز پژوهش­های مشابه ضرورت می­یابند. مسئله دوم، پیامدهای نشاط اجتماعی چه از بعد سلبی و چه از بعد ایجابی است. نتایج تحقیقات متعدد نشان می­دهندکه، افرادی­که شاد هستند، احساس امنیت بیشتری می­کنند آسان­تر تصمیم می­گیرند و نسبت به کسانی که با آن­ها زندگی می­کنند، بیشتر اظهار رضایت می­کنند­(مایزر، 2002: 481). با توجه به این­ که تحقیق حاضر به بررسی میزان نشاط اجتماعی کودکان و نوجوانان 18-12 سال تحت حضانت بهزیستی و اقوام که یکی از قشرهای آسیپ­پذیر جامعه و محروم از کانون گرم خانواده می­باشد، می­پردازد. کودکان با نشاط، درجامعه احساس خوشبختی، اعتماد متقابل و احساس تعهد بیشتری دارند و به تجربه ثابت شده است که شادی و نشاط، ماده اولیه تغییر جامعه و تحول و تکامل درونی انسان­هاست، بنابراین کم­ توجهی به مسئله شادی که یکی از شاخص­های پیشرفت جامعه و از اصول برنامه­ریزی توسعه و سیاست­گذاری فرهنگی است، باعث بالا رفتن افسردگی­ که یکی از شایع­ترین بیماری­های روانی است، می­شود و در جامعه ما، که سن افسردگی به 17 سال تنزل پیدا کرده است، پرداختن به مسئله شادی، بیش از پیش ضروری به نظر می­رسد.     

به نظر سیمن، واژه بیگانگی امروزه چنان متداول شده که، در تبیین هر چیزی بدان رجوع می­شود.  سیمن صور و انواع تظاهرات رفتار بیگانه­گونه را در 5 نوع (احساس بی­قدرتی، بی­هنجاری یا احساس ناهنجاری، احساس انزوای اجتماعی و احساس تنفر قابل تمیز داده است­)(محسنی تبریزی، 1370: 67). سیمن نیز، با استعانت از مفهوم بیگانگی، کوشیده است ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه مدرن را مسئول شرایطی بداند که در آن انسان، قادر به فراگیری نحوه و چگونگی­کنترل عواقب و نتایج اعمال و رفتارهای خود نیست. از طرفی نحوه کنترل و مدیریت جامعه بر سیستم پاداش اجتماعی، به گونه­ای است­که فرد ارتباطی بین خود و پاداش ماخوذه ازجامعه نمی­تواند برقرار کند و در چنین وضعیتی است که احساس بیگانگی بر فرد چیره می­شود و باعث نارضایتی و کاهش شادی و نشاط فرد می­شود و او را به کنشی منفصلانه، ناسازگارانه و خشونت­آمیز درقبال جامعه سوق می­دهد­(محسنی تبریزی، 1374: 92).

باید خاطر­نشان ساخت­که، نظریه­های اجتماعی که درباره بیگانگی مطرح شده­اند، تلویحاً در برگیرنده مقوله رضایت از زندگی هم هستند. به عبارت دیگر، می­توان احساس بیگانگی اجتماعی را، تلویحاً به معنای تبیین نارضایتی و عدم بهروزی به شمار آورد. به عبارت دیگر، بیگانگی اجتماعی به طور کلی به معنای بیگانگی فرد از جنبه­های اصلی وجود اجتماعی­اش بوده و به طور ضمنی، مبیّن نارضایتی و ناخرسندی است­(محسنی تبریزی، 1373: 73).

بر اساس دیدگاه محرومیت نسبی، فرد به مقایسه خود با افراد دیگر و گروه مرجع دست می­زند و دوست دارد که شرایطی مشابه با آن­ها داشته باشد. اگر در نتیجه مقایسه، برای فرد، چنین پنداشتی به وجود آید که، بر اساس میزان سرمایه­گذاری و تلاش، پاداش و نتیجه­ای که عایدش شده است در مقابل با دیگران عادلانه و منصفانه نیست، دچار احساس محرومیت نسبی می­شود. این امر به بروز نارضایتی و احساس کسالت و عدم شادکامی درسطح فردی و اجتماعی می­انجامد­(خورشیدی، 1393: 6). کمپر و کولین[4] (1990)  با دو مفهوم رابطه­ای قدرت و منزلت در تئوری­اش منشاء اجتماعی عواطف را در سطح تعاملات اجتماعی توضیح می­دهد. از نظر او افسردگی به عنوان یک عاطفه، پیامد از دست دادن منزلت می­باشد. به عبارتی، روابط قدرت و منزلت بین کنشگران اجتماعی، حامل پیامدهای عاطفی برای آن­هاست. وقتی منزلت یک کنشگر افزایش می­یابد، این افزایش منزلت به طور معمول موجب احساس خشنودی در او می­شود­(محسنی تبریزی، 1387: 229-226).

خودِ انسان از نظر گافمن­(1964)، در صحنه نمایش و از طریق اجرای نمایش، در ارتباط با حضار شکل می­گیرد و به وجود می­آید. به نظر گافمن، خود، یک چیزِ اندامی نیست که جای خاصی داشته باشد­(ریتزر، 1377: 291). به عبارت دیگر، هر کسی که بین هویت بالقوه و هویت بالفعل­اش، شکافی وجود داشته باشد داغ خورده است­(ریتزر، 1377: 562). داغ یک آسیب اجتماعی یا زیستی است که، تصور ذهنی دیگران را نسبت به هویت انسان مخدوش و متزلزل می­کند و اگر خودپنداره مورد انتظارش نباشد منجر به ناخوشایندی می­شود­، به عبارتی اگر خودپنداره مورد انتظارش باشد (مثبت) منجر به شادی و شادکامی (نشاط) می­گردد و احتمالاً باعث انگشت­نما شدن فرد می­شود و تصور و خودپنداره فرد را از هویتش، متزلزل می­سازد و هویت ذاتی و موجود فرد را دچار گسست و شکاف می­کند­(گافمن، 1964؛ به نقل از ریتزر، 1377: 24).

جنسیت نیز موضوع تحقیقات زیادی در ارتباط با شادمانی بوده است. داینر و همکاران(1999) معتقدند که، میزان شادمانی زنان و مردان برابر است، اما هنگامی که افسردگی را در نظر می­گیریم، موضوع تا حدودی پیچیده می­شود، به این صورت که با وجود شادی یکسان زنان و مردان، افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. توضیح این امر توسط داینر و همکاران این است که، زنان نسبت به مردان هم عاطفه منفی بیشتری و هم عاطفه مثبت بیشتری را تجربه می­کنند و برآیند این دو عاطفه، شادی زنان و مردان را یکسان می­سازد.

ریچاردز­(2000­) سرمایه اجتماعی یا همبستگی اجتماعی را، چگونگی شبکه روابط اجتماعی، دوستی­ها، احساس کنترل شخصی و اعتماد اجتماعی می­داند. به عقیده او، سرمایه اجتماعی بیش از سرمایه انسانی (سطح تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی فرد و ...) بر میزان شادمانی افراد جامعه اثر می­گذارد­(میرشاه جعفری، 1381).

- هزار­جریبی و همکارانش درسال 1388 نشان دادند که، تقویت نشاط اجتماعی در جامعه به صورت تک علّتی نمی­باشد، بلکه مجموعه­ای ازعوامل فردی و فرا­فردی (مثل احساس محرومیت، ارضاء نیازها، احساس مقبولیت نزد دیگران، احساس عدالت توزیعی، فضای عمومی جامعه و پایگاه اقتصادی و اجتماعی) می­باشد، که در تقویت و یا کاهش نشاط در افراد جامعه تاثیر دارد و هم­چنین دریافتند که، در مجموع سه متغیر امید به آینده، ارضاء نیاز عاطفی و مقبولیت اجتماعی توانسته، 537/0 از تغییرات متغیر نشاط اجتماعی را تبیین کنند­(هزار­جریبی و همکاران، 1388: 146-119).

- نتایج مطالعه طلیعه خادمیان و طوبی فرجی(1392)، در تحقیقی با عنوان "عوامل موثر در میزان نشاط اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شرق تهران" نشان­دهنده آن است که، میزان نشاط دانشجویان درحد متوسط و پایین می­باشد. هم­چنین مطابق یافته­های تبیینی بین متغیرهای تاهل، میزان درآمد ماهیانه خانوار و میزان نشاط آن­ها، ارتباط معنی­داری وجود دارد­. هم­چنین بین متغیرهای اعتماد اجتماعی، رضایت از زندگی، خودپنداره مثبت و میزان احساس نشاط همبستگی مثبت و معنی­دار و بین متغیرهای احساس محرومیت نسبی و احساس بیگانگی اجتماعی با احساس نشاط همبستگی معنی­دار و معکوسی وجود دارد­. مطابق یافته­ها بین جنس و میزان نشاط اجتماعی آنان ارتباط معنی­داری وجود ندارد. 

- نتایج تحقیق ربانی و دیگران­(1386)، در شهر اصفهان نشان می­دهد که میانگین شادی پاسخگویان، 23/56 بوده، که تقریباً در حد متوسط قرار دارد. چلبی و موسوی­(1387) در شهر تهران و سه شهر یزد، اردکان و میبد، میانگین شادمانی کل پاسخگویانِ هر 4 شهر نمونه، 60/48 بوده، که کمی پایین­تر از حد متوسط قرار دارد.

- هزار­جریبی و آستین­فشان­(1388)، در تحقیقی در استان تهران، به این نتیجه رسیده­اند که، میزان شادی و نشاط 18 درصد از پاسخگویان کم و بسیار کم، 54 درصد متوسط و 28 درصد زیاد و خیلی زیاد بوده است. هزار­جریبی و صفری شالی در سال 1389 در استان مرکزی تحقیقی را انجام داده­اند که میزان شادکامی 6/18 درصد از پاسخگویان، در حد کم­، 7/61 درصد در حد متوسط و 6/19 درصد در حد زیاد بوده است.

- باصری(1389) تحقیقی را در 11 استان کشور انجام داده است. میانگین نمره کل شادی پاسخگویان، در معادل 19/56 بوده، که در حد متوسط قرار دارد.

- دهقانی­(1390)، در قالب پایان­نامه دانشجویی، به بررسی میزان شادی و عوامل موثر بر آن پرداخته­اند. تحقیق دهقانی در بین دانشجویان دانشگاه­های پلی­تکنیک و علامه طباطبایی صورت گرفته و نتایج تحقیق آن نشان می­دهد که، میزان شادی 35 درصد از پاسخگویان پایین، 3/37 درصد متوسط و 8/27 درصد بالا بوده است. میانگین نمره شادی کل پاسخگویان 2/44 با دامنه بین 17 تا 74 بوده است.

- مطالعه خوشفر و همکاران­(1392) در بین جوانان شهر بابلسر، نشان داد که، میزان شادی 4/32 درصد کل پاسخگویان پایین، 6/37 درصد متوسط و 30 درصد بالا بوده است. میانگین نمره شادی کل پاسخگویان 3/58 با دامنه بین 24 تا 95 بوده است.

- ویدا صیفوری و علی فلاحتی­(1390)، در تحقیقی با عنوان "بررسی اهمیت و ضرورت نشاط از دیدگاه قرآن و تعالیم دینی­" به این نتیجه رسیدند که، خوشحالی در جامعه به تولید بهتر و اشتغال بیشتر منجر می­شود و امنیت اجتماعی فراهم می­آورد.

- محمدرضا ایروانی­(1390)، در بررسی تاثیر "برنامه­های شادی­آفرین بر کاهش افسردگی شهروندان ساکن اصفهان­" به این نتیجه رسیدند که، بین سلامت روحی و کاهش اضطراب و نشاط رابطه وجود دارد. سیف­اله فضل­الهی و همکارانش­(1389)، در تحقیقی با عنوان "سنجش میزان عوامل موثر بر شادی دانشجویان پردیس قم" به این نتیجه رسیدند که، تعامل اجتماعی، امکانات رفاهی، محیط اجتماعی، مشارکت در جمع، عضویت در گروه­ها از عوامل موثر در نشاط اجتماعی هستند.

- اسنوپ(2008)، تحقیقی با عنوان "مذهبی بودن و شادکامی در سه کشور­" انجام داد. وی در این تحقیق در پی این بود که، تاثیر مذهب را بر شادکامی بررسی کند. برای این کار وی تحقیق ارزش­های جهانی را در سه کشور آمریکا، هلند و دانمارک در سال 2000 انجام داد. وی از هفت شاخص خود گزارشی جهت مذهبی بودن استفاده کرد و شادکامی را تنها با یک سوال در مورد میزان رضایت از زندگی سنجید. همبستگی­های بین مذهبی بودن و شادکامی به نظر مثبت، ولی ناچیز می­رسید. بیشترین همبستگی مربوط به آمریکا، با مقدار 13/0 بیشترین معناداری، سپس در هلند و دانمارک با مقدار 05/0 بدون معناداری بوده است. لوایس و همکاران­(2005) در تحقیقی با عنوان "جهت­گیری مذهبی، الگوبرداری مذهبی و شادکامی در بین جوانان بریتانیا انجام داده­اند. هدف آن­ها از این تحقیق، بررسی رابطه مذهب و نشاط از طریق متون و یافتن تاثیرات این موضوع بر سلامت روانی بود. جهت این کار حجم نمونه­ای به تعداد 138 نفر از جوانان بریتانیایی انتخاب و داده­ها از طریق 2 مقیاس مذهب مقیاس جهت­گیری مذهبی (خرده مقیاس­های درونی و بیرونی) و مقیاس الگوبرداری (خرده مقیاس منفی و مثبت) و شادکامی (افسردگی- شادکامی و فرم کوتاه پرسشنامه شادکامی آکسفورد) جمع­آوری شد. به طور کلی رابطه معناداری بین نمرات مذهب و نمرات شادکامی پیدا نشد. هم­چنین همبستگی بالایی بین نمرات دو خرده مقیاس، جهت­گیری مذهبی و الگو­- برداری مذهبی، مثبت وجود داشت و رابطه معناداری با نمرات پرسشنامهِ فرم کوتاه شادکامی آکسفورد نیز داشت. هیلز و آرگایل در سال 1997 به رابطه مثبت مذهب و همبستگی­هایی میان عامل اجتماعی (OHI) و رابطه­شان با شادی که بهزیستی را تولید می­کند، پرداختند­(­هیلز[5]  و دیگری، 2001: 172-157).

آرگایل­(2001) مولفه­های رضایت از زندگی، کارآمدی و اجتماعی بودن، سلامت شناخت مثبت، احساس خوشی و عزت­نفس را از عوامل مهم شادکامی مطرح می­کند­(آرگایل، 2001: 55-44). آرگایل (1999) در یک نتیجه­گیری کلی از پژوهش­های انجام شده، در مورد ارتباط عوامل دموگرافیک دریافت که، متغیرهای مختلف دموگرافیک مثل سن، جنس، شغل، درآمد و ... فقط 15 درصد از واریانس شادی را تبیین می­کنند­(آرگایل، 1989: 203-185).

 

اهداف تحقیق

اهداف کلی

 - تعیین رابطه بین سرمایه اجتماعی و فرهنگی با میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان ۱۲-۱۸ سال مقیم مراکز تحت حضانت بهزیستی و کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام.

 

اهداف اختصاصی

- تعیین رابطه بین سرمایه فرهنگی و نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام

- تعیین رابطه بین سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام

 - تعیین رابطه بین میزان سرمایه اجتماعی و سن در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام

- تعیین تفاوت میزان سرمایه اجتماعی بر­حسب جنسیت در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام

- تعیین رابطه بین میزان نشاط اجتماعی و سن در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام

- تعیین تفاوت میزان نشاط اجتماعی بر حسب جنسیت در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام

- تعیین رابطه بین میزان سرمایه فرهنگی و سن در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام

- تعیین تفاوت میزان سرمایه فرهنگی بر­حسب جنسیت در بین کودکان و نوجوانان 18-12 سال مقیم تحت حضانت بهزیستی و کودکان تحت حضانت اقوام.

 

ابزار و روش تحقیق

جامعه آماری این تحقیق، شامل کودکان بین 18-12 ساله، از دو گروه از کودکان و نوجوانان تحت سرپرستی مراکز بهزیستی و کودکان و نوجوانانی که تحت حضانت اقوام در شهر تبریز بودند که تعداد کودکان و نوجوانان تحت مراقبت در مراکز بهزیستی 90 و تحت حضانت اقوام 800 نفر، که جمعاً 890 نفر می­باشند.

حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در سطح معناداری 5 درصد، 333 نفر به دست آمد که با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای متناسب با حجم جامعه آماری انتخاب شدند. تحقیق حاضر از نوع کمی و پیمایشی است. هم­چنین با توجه به معیار زمان، این تحقیق از نوع تحقیقات مقطعی است. در این تحقیق، برای سنجش میزان نشاط اجتماعی افراد مورد مطالعه، از پرسشنامه استاندارد آکسفورد استفاده شد. برآورد «اعتبار[6] » پرسشنامه نیز از طریق «اعتبار صوری[7] » صورت گرفته است.

 

جدول شماره (1): خروجی پایایی پرسشنامه به تفکیک متغیرهای تحقیق

متغیر

خروجی پایایی پرسشنامه (آلفای کرونباخ)

نشاط اجتماعی

959/0

سرمایه فرهنگی

783/0

سرمایه اجتماعی

796/0

کل پرسشنامه

926/0

 
یافته­ها ­

ابتدا به توصیف آماری تحقیق می­پردازیم جایی که افراد مورد مطالعه از نظر جنسیت، تعداد دختران 168 یعنی 5/50 درصد و تعداد پسران 165 نفر با درصد 5/49 می­باشد. آمار نشانگر این است که، تعداد دختران و پسران در حجم نمونه انتخابی تقریباً تعداشان برابر می­باشند.

بیشتر کودکان و نوجوانان 15 ساله هستند. بعد از آن 17 ساله­ها با 1/17 درصد، در رده بعدی قرار دارند. 2/16 درصد 18 ساله و 6/15 درصد، 16 ساله هستند. کمترین آمار نیز، مربوط به کودکان و نوجوانان 14، 13 و 12 ساله، به ترتیب با 4/14، 3/12 و 3/6 درصد می­باشد. در حالت کلی می­توان گفت که، بالای60 درصد از کودکان و نوجوانان، در سنین 15 به بالا قرار دارند. بیشتر کودکان و نوجوانان مورد مطالعه، سطح تحصیلاتشان راهنمایی با 3/39 درصد و دبیرستان با 39 درصد می­باشد. هم­چنین 8/13 درصد در مقطع پیش­دانشگاهی و کمترین آمار نیز مربوط به سطح تحصیلات ابتدایی با 87/7 درصد می­باشد.

نشاط اجتماعی: متغیر ملاک، در این تحقیق میزان نشاط اجتماعی می­باشد. این متغیر در قالب 29 گویه مطرح شد. که مقدار 0 نشان­دهنده کمترین میزان نشاط اجتماعی و نمره 3 نشان­دهنده بالاترین میزان آن است. بنابراین انتظار بر این است که تغییرات شاخص از 0-87 نوسان داشته باشد. جدول شماره (2) بیانگر این است که، انحراف معیار برابر 07/16 است، به عبارتی پراکندگی نمرات شاخص پیرامون میانگین زیاد است. میانگین نمرات نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت اقوام 09/34 و کمترین و بیشترین نمره به ترتیب 0 و 75 است و با احتساب درصد، میانگین میزان نشاط اجتماعی کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام، 18/39 درصد می­باشد که، در حد متوسط به پایین می­باشد. یکی از عوامل اجتماعی که با متغیر ملاک تحقیق (میزان نشاط اجتماعی) در این تحقیق بررسی شد، میزان سرمایه فرهنگی می­باشد. این متغیر در قالب 17 گویه، در سه بعد ذهنی، عینی و نهادی، در سطح طیف لیکرت اندازه­گیری شده است. مقدار 1 نشان­دهنده کمترین میزان سرمایه فرهنگی و نمره 5 نشان­دهنده بالاترین میزان آن است. بنابراین انتظار بر این است که، تغییرات شاخص از 85-17 نوسان داشته باشد. انحراف معیار برابر 57/6 است و بیانگر این است که، پراکندگی نمرات شاخص پیرامون میانگین چندان زیاد نیست و از این­رو، آماره میانگین می­تواند بهترین توصیف­کننده توزیع باشد. میانگین نمرات سرمایه فرهنگی کودکان تحت حضانت اقوام 91/36 و کمترین و بیشترین نمره، به ترتیب 24 و 58 است و با احتساب درصد، میانگین میزان سرمایه اجتماعی این گروه از کودکان 42/43 درصد می­باشد که، در حد متوسط می­باشد. متغیر سرمایه اجتماعی در قالب 16 گویه، در سطح طیف لیکرت، اندازه­گیری شده است. مقدار 1 نشان­دهنده کمترین میزان پایبندی و نمره 5 نشان­دهنده بالاترین میزان سرمایه اجتماعی است. بنابراین انتظار بر این است که، تغییرات شاخص از 80-16 نوسان داشته باشد. جدول شماره (2) نشان می­دهد که، انحراف معیار برابر 487/6  است. کمترین نمره 23 و بیشترین آن 60 نمره و میانگین نمرات 76/37، و با احتساب درصد، 2/47 درصد می­باشد. بنابراین، میزان سرمایه اجتماعی کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام، در حد متوسط به پایین می­باشد. هم­چنین با توجه به نزدیکی نمرات میانگین، میانه و مد، توزیع داده­ها در اطراف میانگین تا حدودی نرمال می­باشد.

 

جدول شماره (2): شاخص­های توصیفی نشاط اجتماعی، سرمایه فرهنگی و اجتماعی درکودکان تحت حضانت اقوام

متغیر

میانگین

میانه

مد

انحراف استاندارد

واریانس

کمترین

بیشترین

چولگی

کشیدگی

نشاط اجتماعی

09/34

31

29

07/16

48/258

0

75

537/0

124/1

سرمایه فرهنگی

91/36

36

34

578/6

28/43

24

58

803/0

422/0

سرمایه اجتماعی

76/37

38

36

487/6

883/46

23

60

284/0

773/0

 

جدول شماره (3) نشان می­دهد که، میانگین نمرات نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی، 72/21 آمده است و کمترین نمره 0 و بیشترین نمره 62 می­باشد و پس از به درصد رساندن، میانگین نمرات میزان نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت بهزیستی، 96/24 درصد به دست آمد که در حد پایین می­باشد. هم­چنین انحراف از معیار به مقدار 660/13، بیانگر این است که، پراکندگی نمرات پیرامون میانگین تا حدودی زیاد می­باشد. در توصیف وضعیت سرمایه فرهنگی کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی، نتایج جدول شماره (3) نشان می­دهد که، از 17 سوال مطرح شده از حد نصاب بین 85-17­، میانگین نمرات 23/34 آمده است که، کمترین نمره 23 و بیشترین نمره 48 می­باشد و پس از به درصد رساندن میانگین نمرات میزان سرمایه فرهنگی کودکان تحت حضانت بهزیستی 27/40 درصد به دست آمد که در حد متوسط می­باشد. هم­چنین انحراف از معیار به مقدار 185/7، بیانگر این است که پراکندگی نمرات پیرامون میانگین تا حدودی زیاد می­باشد. هم­چنین در آمار توصیفی میزان سرمایه اجتماعی در این گروه از کودکان جدول شماره (3) نشان می­دهد که، انحراف معیار برابر 509/7است. کمترین نمره 20 و بیشترین آن 51 نمره و میانگین نمرات 93/28 و با احتساب درصد، 2/47 درصد می­باشد که میزان سرمایه اجتماعی کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی در حد متوسط به پایین می­باشد. هم­چنین با توجه به نزدیکی نمرات میانگین، میانه و مد، توزیع داده­ها در اطراف میانگین تا حدودی نرمال می­باشد.

 

 جدول شماره (3): شاخص­های توصیفی نشاط اجتماعی، سرمایه فرهنگی و اجتماعی درکودکان تحت حضانت بهزیستی

متغیر

میانگین

میانه

مد

انحراف استاندارد

واریانس

کمترین

بیشترین

چولگی

کشیدگی

نشاط اجتماعی

72/21

20

19

660/13

61/186

0

62

174/1

844/1

سرمایه فرهنگی

23/34

32

25

185/7

626/51

23

48

355/0

206/1-

سرمایه اجتماعی

93/28

26

24

509/7

398/56

20

51

069/1

293/0

در این بخش از مطالعه، به تحلیل روابط بین متغیرهای تحقیق پرداخته خواهد شد. این تحلیل شامل بررسی روابط دو به ­دو و چندگانه خواهد بود. در تحلیل روابط دو به ­دوی متغیرها، روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته تک به تک آزمون خواهند شد، سپس رابطه بین متغیرهای زمینه­ای (سن و جنس) با متغیر وابسته و مستقل تحقیق تحلیل می­گردد.

- بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

در فرضیه اول با توجه به این­که متغیر سرمایه فرهنگی، در سطح مقیاس فاصله­ای و متغیر وابسته میزان نشاط اجتماعی، در سطح مقیاس فاصله­ای، سنجیده می­شود. بنابراین، از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. جدول شماره (4)، مربوط به این آزمون، برای هر دو گروه، کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی ارائه شده است که نتایج آن نشان می­دهد، بین میزان سرمایه فرهنگی و نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوان تحت حضانت اقوام با سطح معنی­داری (067/0)، در سطح 05/0 معنی­دار و با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون (114/0) رابطه مستقیم و مثبت وجود دارد. بنابراین، این فرضیه در مورد این گروه از کودکان و نوجوان تایید می­گردد. به عبارتی، هر چه میزان سرمایه فرهنگی، در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام بیشتر باشد، میزان نشاط اجتماعی آن­ها نیز بالاتر می­رود. هم­چنین در بررسی ابعاد سرمایه فرهنگی با میزان نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت اقوام، سرمایه ذهنی با توجه به سطح معنی­داری (000/0) و ضریب همبستگی (**538/0) در سطح 99/0 معنی­دار بوده و بعد عینی نیز، با سطح معنی­داری (006/0) و ضریب همبستگی (**321/0) در سطح 99/0 درصد معنی­دار می­باشد. بنابراین، هر­چه میزان سرمایه فرهنگی ذهنی و عینی در بین کودکان و نوجوان تحت حضانت اقوام بیشتر باشد، میزان نشاط اجتماعی آن­ها نیز بیشتر می­شود. اما با بعد نهادی، رابطه معنی­داری، با توجه به سطح معنی­داری (597/0) وجود ندارد.

نتایج آزمون پیرسون، برای کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی نیز، با توجه به سطح معنی­داری (000/0) و ضریب همبستگی (**467/0) در سطح 99/0 درصد معنی­دار بوده و بین میزان سرمایه فرهنگی و میزان نشاط اجتماعی رابطه مستقیم و همبستگی بالایی وجود دارد. به عبارتی، هر چه میزان سرمایه فرهنگی در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی بیشتر باشد، میزان نشاط اجتماعی آن­ها نیز بیشتر می­شود. هم­چنین در بررسی رابطه بین نشاط اجتماعی با تک تک ابعاد سرمایه فرهنگی، فقط با بعد عینی سرمایه فرهنگی، رابطه معنی­دار (040/0) در سطح 95/0 درصد وجود دارد. اما با ابعاد ذهنی و نهادی رابطه معنی­داری وجود ندارد.

 

 

 

جدول شماره (4): همبستگی سرمایه فرهنگی و نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوان بهزیستی و اقوام

متغیرها                                                   نشاط اجتماعی

بهزیستی

اقوام

سرمایه فرهنگی                                              ضریب همبستگی

467/0**

114/0

                                                            سطح معنی­داری

000/0

067/0

سرمایه فرهنگی ذهنی                   

074/0-

**538/0

 

231/0

000/0

سرمایه فرهنگی عینی                   

*128/0

**321/0

                                                     

040/0

006/0

سرمایه فرهنگی نهادی                     

060/0-

063/0-

                                                       

338/0

597

کل

73

260

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

 در فرضیه دوم، متغیر سرمایه اجتماعی، در سطح مقیاس فاصله­ای و میزان نشاط اجتماعی، در سطح فاصله­ای، اندازه­گیری و برای معنی­دار بودن رابطه بین آن­ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. جدول شماره (5) مربوط به این آزمون، برای هر دو گروه کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی ارائه شده است­که نتایج آن نشان می­دهد، بین میزان سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوان تحت حضانت اقوام و بهزیستی با سطح معنی­داری (000/0) رابطه معنی­دار و با توجه به ضریب همبستگی درکودکان اقوام و بهزیستی به ترتیب به مقدار (**238/0)، (**477/0)، رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد و در سطح معنی­داری 99/0 مورد تایید می­باشد. بنابراین، هرچه میزان سرمایه اجتماعی، نزد کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی بیشتر باشد، میزان نشاط اجتماعی، در بین آن­ها نیز افزایش می­یابد. هم­چنین در بررسی میزان نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت اقوام با ابعاد سرمایه اجتماعی، بعد احساس امنیت و اعتماد، با سطح معنی­داری (000/0) و ضریب همبستگی (**356/0) و بعد ارتباط با دوستان، با سطح معنی­داری (000/0) و ضریب همبستگی (**253/0)، رابطه معنی­دار درسطح 99/0 درصد مورد تایید می­باشد. بنابراین هرچه میزان احساس امنیت و اعتماد اجتماعی، و ارتباط با دوستان، در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام بیشتر باشد، میزان نشاط اجتماعی آن­ها نیز بالاتر می­رود. هم­چنین بررسی ابعاد سرمایه اجتماعی با نشاط اجتماعی کودکان در تمامی ابعاد سطح معنی­داری 99/0 به جز بعد ارتباط با دوستان، با سطح معنی­داری 95/0 درصد مورد تایید می­باشد.

 

جدول شماره (5): همبستگی سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

متغیرها                                                          نشاط اجتماعی

حضانت اقوام

حضانت بهزیستی

سرمایه اجتماعی                                              ضریب همبستگی

**238/0

**477/0

                                                      سطح معنی­داری

000/0

000/0

ارزش زندگی

054/0

**401/0

 

382/0

000/0

احساس اعتماد و امنیت

**356/0

**432/0

 

000/0

000/0

ارتباط با دوستان

**253/0

*269/0

 

000/0

022/0

مشارکت در اجتماع

058/0

**346/0

 

350/0

003/0

N

260

73

 

- بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و سن کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

 در این فرضیه نیز، با توجه به این که هر دو متغیر، در سطح سنجش فاصله­ای، هستند. از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، استفاده شد. سطح معنی­داری (526/0) جدول­شماره (6) که مربوط به کودکان و نوجوانانی است که تحت حضانت اقوام هستند نشان می­دهد، بین میزان سرمایه اجتماعی و سن آن­ها رابطه معنی­دار وجود ندارد و این رابطه در بین کودکان تحت حضانت اقوام تایید نمی­گردد. اما در بررسی ابعاد سرمایه اجتماعی با سن کودکان این گروه، بعد ارتباط با دوستان با سطح معنی­داری (099/0) و ضریب همبستگی (103/0-) مورد تایید می­باشد. بنابراین، هر چه سن کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام، بالاتر می­رود، میزان ارتباط با دوستان در بین آن­ها پایین­تر می­آید.

آزمون پیرسون، برای بررسی رابطه بین سن و میزان سرمایه اجتماعی کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی نشان می­دهد، سطح معنی­داری (969/0) می­باشد. باتوجه به بالاتر بودن ازسطح معنی­داری 05/0، رابطه بین این دو متغیر تایید نمی­شود و در بررسی رابطه سن با ابعاد سرمایه اجتماعی، بعد مشارکت اجتماعی با سطح معنی­داری (034/0)، و ضریب همبستگی (*249/0-)، در سطح 95/0 رابطه معنی­دار و معکوس وجود دارد. بنابراین، هر چه سن کودکان تحت حضانت بهزیستی بالاتر می­رود، مشارکت اجتماعی آن­ها کمتر می­شود.

 

 

 

 

جدول شماره (6): همبستگی سرمایه اجتماعی و سن کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

متغیرها                                                             سن                   

حضانت اقوام

حضانت بهزیستی

سرمایه اجتماعی                                             ضریب همبستگی

007/0-

009/0-

                                                      سطح معنی­داری

911/0

969/0

ارزش زندگی

062/0

029/0-

 

319/0

807/0

احساس امنیت و اعتماد اجتماعی

029/0-

101/0

 

645/0

395/0

ارتباط با دوستان

103/0-

027/0-

 

099/0

821/0

مشارکت در اجتماع

045/0

*249/0-

 

468/0

034/0

N

260

73

 

- بررسی تفاوت بین سرمایه اجتماعی کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی بر حسب جنسیت

 در بررسی فرضیه چهارم، با توجه به فاصله­ای بودن مقیاس متغیر سرمایه اجتماعی و اسمی بودن مقیاس متغیر جنسیت، از آزمون تی­تست دو گروه مستقل استفاده شد. که نتایج جدول (7) نشان می­دهد که در بررسی تفاوت بین سرمایه اجتماعی بر­حسب جنسیت کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام، با توجه به سطح معنی­داری (188/0)، تفاوت معنی­داری بین دختران و پسران تحت حضانت اقوام وجود ندارد. میزان نشاط اجتماعی در بین دختران این گروه، 78/47 درصد و در بین پسران، 6/46 درصد، می­باشد که تفاوت آن­چنانی مشاهده نمی­شود. بنابراین، این فرضیه در مورد کودکان تحت حضانت اقوام رد شد. هم­چنین آزمون تی­تست که برای بررسی تفاوت میانگین میزان نشاط اجتماعی در کودکان تحت حضانت بهزیستی بر­حسب جنسیت آن­ها گرفته شد، نتایج جدول (7) با سطح معنی­داری 000/0 نشان می­دهد که، تفاوت معنی­داری بین جنسیت و میزان سرمایه اجتماعی وجود دارد. میزان سرمایه اجتماعی در بین دختران 72/29 درصد و در بین پسران تحت حضانت بهزیستی 46/41 درصد می­باشد. بنابراین میزان سرمایه اجتماعی پسران نسبت به دخترانِ تحت حضانت بهزیستی بیشتر است.

 

 

 

 

 

جدول شماره (7): آزمون تفاوت میانگین سرمایه اجتماعی

کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام  و بهزیستی بر­حسب جنسیت

 

آزمون تی­تست

برای بررسی میانگین­ها

آزمون لون

برای بررسی واریانس­ها

 

تفاوت انحراف

اختلاف میانگین

سطحمعنی­داری

درجه آزادی

T

سطح معنی­داری

آماره F

کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام

55155/0-

8487/0

188/0

258

319/1

755/0

097/0

کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی

38629/1

3871/9

000/0

71

771/6-

000/0

973/36

 

جنسیت

فراوانی

میانگین میزان سرمایه اجتماعی

خطای معیار

دختر

33

72/29

849/1

پسر

40

46/41

775/7

 

 

 

 

 

- بررسی رابطه نشاط اجتماعی و سنِ کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

در بررسی رابطه بین نشاط اجتماعی و سن کودکان تحت حضانت اقوام و بهزیستی، با توجه به فاصله­ای بودنِ مقیاس اندازه­گیریِ هر دو متغیر فرضیه، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن در جدول شماره (8) نشان می­دهد که این رابطه در بین کودکان تحت حضانت اقوام با توجه به سطح معنی­داری (526/0) رد می­شود، اما در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی، با سطح معنی­داری (016/0) درسطح 95/0 درصد مورد تایید و ضریب همبستگی (*282/0-) نشانگر رابطه منفی و معکوس بین دو متغیر است. بنابراین، هر چه سنِ کودکان تحت حضانت بهزیستی بالاتر می­رود میزان نشاط اجتماعی در بین آن­ها کاهش پیدا می­کند.

 

جدول شماره (8): همبستگی  نشاط اجتماعی و سن کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

متغیرها                                                       سن

حضانت اقوام

حضانت بهزیستی

نشاط اجتماعی                                            ضریب همبستگی

040/0-

*282/0-

سطح معنی­داری

526/0

016/0

N

260

73

 

 

 

 

 

 

 

- بررسی تفاوت نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی بر­حسب جنسیت

در بررسی فرضیه ششم، با توجه به فاصله­ای بودن مقیاس اندازه­گیریِ متغیر ملاک نشاط اجتماعی و اسمی بودن مقیاس اندازه­گیری متغیر جنسیت از آزمون تی­تست دو گروه مستقل استفاده شد، که نتایج جدول شماره (9) نشان می­دهد که در بررسی تفاوت نشاط اجتماعی دختران و پسران کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام تفاوت معنی­داری وجود ندارد (666/0) و میزان نشاط اجتماعی در بین دختران این گروه 66/39 درصد و در بین پسران 66/38 درصد می­باشد که تفاوت آن­چنانی مشاهده نشد. بنابراین، این فرضیه در مورد کودکان تحت حضانت اقوام رد شد. به عبارتی میزان نشاط اجتماعی دختران و پسران تحت حضانت اقوام تقریباً یکسان است. هم­چنین در بررسی تفاوت میانگین میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان تحت حضانت بهزیستی نتایج همان ­طور که در جدول شماره (9) نشان می­دهد، سطح معنی­داری، با فرض برابری واریانس، بالاتر از سطح 05/0 درصد بوده و مورد تایید نمی­باشد. میانگین میزان نشاط اجتماعی در بین دختران تحت حضانت بهزیستی 97/21 درصد و میزان نشاط اجتماعی پسران 43/27 درصد می­باشد.

 

جدول شماره (9): آزمون تفاوت میانگین نشاط اجتماعی کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی بر­حسب جنسیت

نشاط اجتماعی

آزمون تی­تست

برای بررسی میانگین­ها

آزمون لون

برای بررسی واریانس­ها

 

تفاوت انحراف

اختلاف میانگین

سطحمعنی­داری

درجه آزادی

T

سطح معنی­داری

آماره F

کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام

99877/1

86311/0

666/0

258

432/0

088/0

564/31

کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی

1858/3

753/4-

140/0

71

492/1-

000/0

441/30

 

 - بررسی سرمایه فرهنگی و سن کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون، جدول شماره (10)، برای بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی، و سن کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی نشان می­دهد بین میزان سرمایه فرهنگی و سن کودکان تحت حضانت اقوام، با توجه به سطح معنی­داری (011/0) در سطح 05/0 معنی­دار بوده و ضریب همبستگی (*158/0) نشان­دهنده رابطه مستقیم و مثبت بین دو متغیر است، بنابراین این فرضیه در مورد کودکان تحت حضانت اقوام تایید می­گردد. پس، هر چه سن کودکان تحت حضانت اقوام بالاتر باشد، میزان سرمایه فرهنگی نیز در بین آن­ها بیشتر می­شود.

هم­چنین در بررسی ابعاد سرمایه فرهنگی، با سن کودکان تحت حضانت اقوام، بعد سرمایه ذهنی و سرمایه نهادینه شده، به ترتیب با سطح معنی­داری (003/0) و (016/0) درسطح معنی­داری 99/0 و 95/0 مورد تایید می­باشد. بنابراین، با احتمال 99 درصد، می­توان گفت که هر چه سن کودکان تحت حضانت اقوام بالاتر می­رود، میزان سرمایه فرهنگی ذهنی یا تجسم یافته آن­ها بیشتر می­شود و با احتمال 95 درصد، می­توان گفت که، هر چه سن کودکان بالاتر می­رود، میزان سرمایه فرهنگی نهادی آن­ها بیشتر می­شود. هم­چنین آزمون پیرسون برای بررسی رابطه بین سن و سرمایه فرهنگی، در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی، در جدول شماره (10) نشان می­دهد، سطح معنی­داری این رابطه (043/0) می­باشد که کمتر از سطح 05/0 بوده و مورد تایید می­باشد. بنابراین، با احتمال 95/0 درصد می­توان گفت که هر چه سن کودکان تحت حضانت بهزیستی بیشتر باشد، میزان سرمایه فرهنگی آن­ها نیز بالاتر می­رود. هم­چنین در بررسی هر سه ابعاد سرمایه فرهنگی با سن این گروه از کودکان تنها بعد سرمایه فرهنگی تجسم­یافته با سطح معنی­داری (017/0) کمتر از سطح 05/0 بوده و با احتمال 095/0 می­توان گفت که، هر چه سن کودکان تحت حضانت بهزیستی بالاتر می­رود، با توجه به ضریب همبستگی (*279/0-) میزان سرمایه فرهنگی تجسم­یافته آن­ها پایین­تر می­آید.

 

جدول شماره (10):همبستگی سرمایه فرهنگی و سن کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی

متغیرها                                                      سن

حضانت اقوام

حضانت بهزیستی

سرمایه فرهنگی                                                            ضریب همبستگی

158/0*

238/0*

سطح معنی­داری

011/0

043/0

سرمایه فرهنگی تجسم­یافته

**185/0

*279/0-

 

003/0

017/0

سرمایه فرهنگی عینیت­یافته

040/0

182/0-

 

519/0

123/0

سرمایه فرهنگی نهادینه­شده

*149/0

152/0

 

016/0

198/0

N

260

73

 

- بررسی تفاوت سرمایه فرهنگی در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی بر­حسب جنسیت 

در بررسی تفاوت میانگین میزان سرمایه فرهنگی، کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی بر اساس جنسیت، از آزمون تی­تست دو گروه مستقل، استفاده شد. که نتایج آن در جدول (11) همان­ گونه که ملاحظه می­شود، با سطح معنی­داری (916/0)، با فرض برابری واریانس و با توجه به بالاتر بودن از سطح معنی­داری 05/0 رد می­شود. میانگین میزان سرمایه فرهنگی دخترانِ تحت حضانت اقوام 37/43 درصد و میانگین میزان سرمایه فرهنگی پسران 48/43 درصد می­باشد که اختلاف ناچیزی بین آن­ها وجود دارد، به عبارتی میزان سرمایه فرهنگی دختران و پسران تحت حضانتِ اقوام تقریباً یکسان می­باشد. اما، در بررسی تفاوت میانگینِ میزان سرمایه فرهنگی­کودکان ونوجوانان تحت حضانت بهزیستی، بر­حسب جنسیت، نتایج آزمون تی­تست، در جدول شماره (11) نشان می­دهد که، سطح معنی­داری (000/0) مبنی بر تایید این فرضیه در این گروه از کودکان و نوجوانان می­باشد. میانگین میزانِ سرمایه فرهنگیِ دخترانِ تحت حضانت بهزیستی 32/35 درصد و میانگین پسران 35/44 درصد می­باشد. بنابراین میزان سرمایه فرهنگیِ پسرانِ تحت حضانت بهزیستی از دختران آن­ها بیشتر می­باشد.

 

جدول شماره (11): آزمون تفاوت میانگین سرمایه فرهنگی

کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی بر­حسب جنسیت

سرمایه فرهنگی

آزمون تی­تست

برای بررسی میانگین­ها

آزمون لون

برای بررسی واریانس­ها

 

تفاوت انحراف

اختلاف میانگین

سطحمعنی­داری

درجه آزادی

T

سطح معنی­داری

آماره F

کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام

81818/0

08593/0-

916/0

258

105/0-

384/0

761/0

کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی

437/1

669/7-

000/0

71

335/5 -

002/0

838/10

 

جنسیت

فراوانی

میانگین میزان سرمایه اجتماعی

خطای معیار

دختر

33

32/35

6400/4

پسر

40

35/44

0971/7

 

 

 

 

بحث و نتیجه‏گیری

در تحقیق حاضر، که به بررسی رابطه بین میزان سرمایه اجتماعی و فرهنگی و میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت اقوام و بهزیستی می­پردازد. نتایج تحقیق نشان داد که، در بین هر دو گروه از کودکان تحت حضانت بهزیستی و اقوام، رابطه معنی­داری، بین سرمایه فرهنگی و نشاط اجتماعی آنان وجود دارد. در واقع، داشتن سرمایه فرهنگی بالا، به نشاط و شادی در بین نوجوانان کمک شایانی می­کند. آن­ طور که سوئینگ کیم و هیسوم کیم در تحقیق خود، نشان دادند، کسانی که دارای سرمایه فرهنگی بالا هستند، رضایت از زندگی و احساس خوشبختی بیشتری دارند. هم­چنین فراوانی شرکت در فعالیت­های فرهنگی، ارتباط نزدیکی با رضایت از زندگی دارد و تنوع تجربیات فرهنگی، اثر قابل توجهی بر احساس خوشبختی افراد دارد. نتیجه تحقیق ما نیز نشان داد، هر چه بعد عینی سرمایه فرهنگی (خرید کتاب، مجله، دیدن فیلم­ها، بازی­های کامپیوتری، رفتن به موزه­ها و یا نمایشگاه­های هنری) در بین کودکان تحت حضانت بهزیستی و اقوام بیشتر باشد، میزان نشاط اجتماعی آنان نیز بالاتر می­رود و اما در بررسی متغیر سرمایه اجتماعی با میزان نشاط اجتماعی، نتایج نشان داد که، هر چه میزان سرمایه اجتماعی کودکان تحت حضانت بهزیستی و اقوام بیشتر باشد، میزان نشاط اجتماعی در بین آن­ها بیشتر می­شود. نتیجه این فرضیه، مطابق با نظریه ریچاردز می­باشد که معتقد است سرمایه اجتماعی بیش از سرمایه انسانی (سطح تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی فرد و ...) بر میزان شادمانی افراد جامعه اثر می­گذارد.

از دیگر نتایج این تحقیق این بود که، هر چه سنِ کودکان تحت حضانت بهزیستی بیشتر باشد، میزان نشاط اجتماعی آن­ها کاهش پیدا می­کند. بر اساس دیدگاه محرومیت نسبی، فرد به مقایسه خود با افراد دیگر و گروه مرجع دست می­زند و دوست دارد که، شرایطی مشابه با آن­ها داشته باشد. اگر در نتیجه مقایسه برای­فرد، چنین پنداشتی به وجود آیدکه، براساس میزان سرمایه­گذاری و تلاش، پاداش و نتیجه­ای که عایدش شده است در مقابل با دیگران عادلانه و منصفانه نیست، دچار احساس محرومیت نسبی می­شود. این امر به بروز نارضایتی و احساس کسالت و عدم شادکامی در سطح فردی و اجتماعی می­انجامد. مطابق با دیدگاه محرمیت نسبی، می­توان بیان کرد که کودکان تحت حضانت بهزیستی که سنِ بیشتری دارند به دلیل رسیدگی بیشتر به کودکان سنین پایین احساس کسالت و دچار افسردگی شده و در نتیجه شادی در بین آن­ها کاهش پیدا می­کند.

مطابق دیدگاه داینر و همکاران، میزان شادمانی زنان و مردان برابر است، اما هنگامی که افسردگی را در نظر می­گیریم، موضوع تا حدودی پیچیده می­شود. به این صورت ­که با وجود شادی یکسان زنان و مردان، افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. توضیح این امر توسط داینر و همکاران این است که، زنان نسبت به مردان هم عاطفه منفی بیشتری و هم عاطفه مثبت بیشتری را تجربه می­کنند و برآیند این دو عاطفه، شادی زنان و مردان را یکسان می­سازد. نتیجه تحقیق ما نیز نشان دادکه در بین کودکان و نوجوانان تحت حضانت بهزیستی و اقوام، تفاوت معنی­داری بین میزان نشاط اجتماعی دختران و پسران وجود ندارد، بنابراین میزان نشاط اجتماعی در بین دختران و پسران یکسان می­باشد.

ازجمله نتایج این تحقیق این بود که هر چه سن کودکان تحت حضانت بهزیستی و اقوام بیشتر باشد، میزان سرمایه فرهنگی آن­ها بالاتر می­رود. از نظر بوردیو، سرمایه فرهنگی افراد باعث ارتقاء جایگاه عینی و نمادی فرد در روابط اجتماعی می­گردد و نقش اساسی در ابعاد مختلف زندگی جمعی و فردی داشته و می­تواند به سرمایه اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. به احتمال فراوان یکی از دلایل بالا رفتن سرمایه فرهنگی در کودکان و نوجوانان در سنین بالا، سطح تحصیلات بالا و به تبع آن مطالعات بیشتر آنان می­باشد.

 

پیشنهادهای اجرایی

- با توجه به نتایج تحقیق مبنی بر نشاط اجتماعی پایین در کودکان تحت حضانت بهزیستی و اقوام و هم­چنین با توجه به این­که، سرمایه فرهنگی بیشتر به خصوص بعد عینی، باعث نشاط در کودکان می­شود، پیشنهاد می­شود: اداره بهزیستی برای کودکان، نیازهایی از قبیل: دسترسی به کتاب و کتابخانه، فیلم­های سینمایی اعم ازآموزشی و اجتماعی، بازی­های­کامپیوتری و هم­چنین بردن کودکان به موزه­ها و یا نمایشگاه­- ­های هنری را فراهم کنند تا از این طریق میزان نشاط در بین کودکان افزایش یابد.

- با عنایت به این­که، میزان سرمایه فرهنگی و اجتماعی و به تبع آن میزان نشاط اجتماعی در بین کودکان تحت حضانت بهزیستی پایین­تر از کودکان تحت حضانت اقوام می­باشد، پیشنهاد می­شود: راهکارهای لازم برای افزایش میزان سرمایه اجتماعی و فرهنگی از قبیل برگزاری مراسمات و جشن­ها، به عضویت در آوردن کودکان بهزیستی در کانون­های ورزشی، فرهنگی و مذهبی و مشارکت آن­ها در کارهای دسته­جمعی و هم­چنین برگزاری کلاس­های مهارتی از قبیل کامپیوتر، نقاشی، زبان انگلیسی، موسیقی و آواز خواندن انجام دهند.

- نتیجه تحقیق مشخص کرد که، نشاط اجتماعی در بین کودکانی که سن­شان بیشتر است، نسبت به سنین پایین­تر احساس نشاط کمتری دارند. اما، در کودکان تحت حضانت اقوام برای تمامی سنین نشاط اجتماعی یکسان است. بنابراین، پیشنهاد می­شود که زمینه­ای فراهم شود تا تمامی کودکان نهاد بهزیستی از امکانات یکسان برخوردار شوند.

- هم­چنین برای بالا بردن سرمایه اجتماعی کودکان هر دو گروه پیشنهاد می­شود زمینه­ای فراهم شود تا کودکان بهزیستی و اقوام با هم ارتباط متداول در فعالیت­های مدرسه­ای، برگزاری اردوهای دسته جمعی و ... داشته باشند، تا احساس نشاط در بین آن­ها افزایش یابد.

 

پیشنهادهای پژوهشی

- به پژوهشگران، با توجه به این­که عوامل اجتماعی مورد بررسی در این تحقیق (سرمایه اجتماعی و فرهنگی) در بین کودکان تحت حضانت اقوام تنها 10 درصد از واریانس متغیر ملاک (میزان نشاط اجتماعی) را تبیین و پیش­بینی می­کنند، توصیه می­شود عواملی از قبیل بیگانگی اجتماعی، گذران اوقات و فراقت و ... با میزان نشاط اجتماعی کودکان تحت حضانت اقوام بررسی شود.

- هم­چنین بررسی میزان سلامت اجتماعی در بین کودکان تحت حضانت بهزیستی و اقوام، موضوع مرتبطی با نشاط اجتماعی است که، نتایج آن تحقیق مکمل­کننده نتایج این پژوهش می­باشد.

 

منابع

آرگایل، م. (1382). روان­شناسیشادی. ترجمه: م، گوهری انارکی و دیگران. اصفهان: جهاد دانشگاهی.

اسماعیلی، ف. (1386). بررسینگرشزیست­محیطی دانش­آموزانسومدبیرستانشهرتهران. پایان­نامه کارشناسی،

             دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

ایروانی، م. (1390). بررسی تاثیر برنامه­های شادی آفرین بر کاهش افسردگی شهروندان ساکن شهر اصفهان. مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی. شماره 47، صص 83-64.

باصری، ا. (1389). نقش توسعه شادی و نشاط در افزایش روحیه حماسی. فصلنامه روان­شناسی نظامی. سال 1، شماره 2، صص 71-61.

جعفری، ا؛ و دیگران. (1381). شادمانی و عوامل موثر بر آن. فصلنامه تازه­های علوم­شناختی. سال4، شماره 3، صص 58-50.

خورشیدی، ر. (1393). درآمدی بر را­ههای ارتقاء نشاط اجتماعی. مجله رشد آموزش علوم اجتماعی. دوره 16، شماره 3.

خوش­فر، غ؛ و دیگران. (1392). فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی. سال سیزدهم، شماره 51، صص 314-283.

خیرالله­پور، ا. (1385). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت روانی بر سرمایه اجتماعی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی.

دهقانی، ح. (1390). بررسی رابطه مشارکت اجتماعی و شادی در میان دانشجویان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی.

ربانی، ر؛ و دیگران. (1386). فرهنگی و شادی: رویکرد نظری و تجربی در زندگی روزمره سرپرستان خانوار در شهر اصفهان. فصلنامه فرهنگی و ارتباطات. سال سوم، شماره 8، صص 68-50.

 رحیمی یگانه، ز. (1386). خانواده شاد و با نشاط، (خانواده موفق­/­دفتر 3). تهران: سازمان ملی جوانان. چاپ اول. 

رفیع­پور، ف. (1378). آنومی یا آشفتگی اجتماعی، (پژوهشی در زمینه پتانسیل آنومی در شهر تهران). تهران: انتشارات سروش.

ریتزر، ج. (1390). مبانی نظریه جامعه­شناختی معاصر و ریشه­های کلاسیک آن. ترجمه­: خ، میرزایی و دیگری. تهران: جامعه­شناسان. چاپ اول.

ریتزر، ج. (1388). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی، تهران: انتشارات علمی. چاپ چهاردهم.

صبوری، م. (1385). جامعه­شناسی سازمان­ها. تهران: نشر شب­تاب. چاپ پنجم.

صفدری، س. (1374). رضایت اجتماعی و عوامل موثر بر آن. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشکده ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی. 

صیفوری، و­؛ و دیگری. (1390). اهمیت و ضرورت شادی و نشاط از دیدگاه قرآن، روایات و تعالیم دینی. مجلهمطالعاتمعرفتیدردانشگاهاسلامی. شماره 47.

غریبی، ح. (1389). پیش‌بینی سرمایه اجتماعی بر اساس متغیرهای زمینه‌ای. فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات مدیریت آموزشی. سال دوم، شماره دوم.

فرجی، ط؛ و دیگری. (1392). بررسی نقش رضایت از زندگی بر میزان نشاط اجتماعی. فصلنامهمطالعاتجامعه­شناختیجوانان. سال چهارم، شماره دهم، صص 102-87.

فضل­اللهی، س؛ و دیگری. (1389). مجله روان­شناسی و دین. شماره 123، صص 108-89.

قطره‌ای، ف. (1385). بررسی رابطه شادکامی ‌(نشاط) و کیفیت عوامل آموزشی در دوره ابتدایی مدارس شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد روان­شناسی تربیتی، دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تربیت معلم.

گیدنز، آ. (1376). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری، تهران: نشر نی.

محسنی تبریزی، ع. (1370)­. بیگانگی. نامهعلوماجتماعی. جلد دوم­، انتشارات: دانشگاه تهران. چاپ دوم.

محسنی تبریزی، ع. (1374). جزوهدرسینظریه­هایروان­شناسیاجتماعی. دوره کارشناسی­ارشد دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

میرشاه جعفری، ا ؛ و دیگران­. (1381). شادمانی و عوامل موثر بر آن. تازه­هایعلوم­شناختی. سال چهارم ، شماره سوم.

نشریه آمار. (1383). پژوهشنامه انجمن آمار ایران.

هزارجریبی، ج؛ و دیگری. (1391). آناتومیرفاهاجتماعی. تهران: انتشارات جامعه و فرهنگ.

هزار­جریبی، ج؛ و دیگری. (1388) بررسی عوامل موثر بر نشاط اجتماعی، (با تاکید بر استان تهران). جامعه­شناسی کاربردی. سال بیستم، شماره پیاپی (33)، شماره 1.

هزارجریبی، ج؛ و دیگری. (­1389). بررسی مفهوم شادکامی اجتماعی و عوامل موثر بر آن با مطالعه موردی استان مرکزی. فصلنامهبرنامه­ریزیرفاهوتوسعهاجتماعی. شماره سوم. ناشر: نشر دانشگاه علامه طباطبایی.

هزار­جریبی، ج؛ و دیگری. (1388). رضایت از زندگی و جایگاه احساس امنیت در آن. فصلنامه پژوهشی انتظام اجتماعی. سال اول، شماه سوم.

Argyle, M. & etal. (1989). Happiness and cooperation.Personality and Individual Differences. Vol. 12, P.p: 1019-1030.

Argyle, M. (2001). The psychology of happiness.London: Routledge. P.p: 44-55.

Cook, K. (1995). Sociological Perspective on Social Psychology. Allyn and Bacon. U.S.A.

Hills, p. & etal. (2001). Happiness, introversion- extraversion and happyintrovert.Personality and Individual Differences. Vol. 30, P.p: 595-608.

Myers, D. G. (2000). The funds, friends, and faith of happy people. American Psychologist. Vol. 55, P.p: 56-67.

Snoep, L. (2008). Religiousness and happiness in three nations.A research note, J Happiness Stud.

 

 



1. دانش­آموخته جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز- ایران.

 E- mail:ebrahimpoord@iaut.ac.ir

2­. عضو عیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

[3]­. Myers

[4]­. kemper and Collins

[5].Hills

[6]. Validity

[7]­. Face Validity

آرگایل، م. (1382). روان­شناسیشادی. ترجمه: م، گوهری انارکی و دیگران. اصفهان: جهاد دانشگاهی.

اسماعیلی، ف. (1386). بررسینگرشزیست­محیطی دانش­آموزانسومدبیرستانشهرتهران. پایان­نامه کارشناسی،

             دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

ایروانی، م. (1390). بررسی تاثیر برنامه­های شادی آفرین بر کاهش افسردگی شهروندان ساکن شهر اصفهان. مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی. شماره 47، صص 83-64.

باصری، ا. (1389). نقش توسعه شادی و نشاط در افزایش روحیه حماسی. فصلنامه روان­شناسی نظامی. سال 1، شماره 2، صص 71-61.

جعفری، ا؛ و دیگران. (1381). شادمانی و عوامل موثر بر آن. فصلنامه تازه­های علوم­شناختی. سال4، شماره 3، صص 58-50.

خورشیدی، ر. (1393). درآمدی بر را­ههای ارتقاء نشاط اجتماعی. مجله رشد آموزش علوم اجتماعی. دوره 16، شماره 3.

خوش­فر، غ؛ و دیگران. (1392). فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی. سال سیزدهم، شماره 51، صص 314-283.

خیرالله­پور، ا. (1385). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت روانی بر سرمایه اجتماعی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی.

دهقانی، ح. (1390). بررسی رابطه مشارکت اجتماعی و شادی در میان دانشجویان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی.

ربانی، ر؛ و دیگران. (1386). فرهنگی و شادی: رویکرد نظری و تجربی در زندگی روزمره سرپرستان خانوار در شهر اصفهان. فصلنامه فرهنگی و ارتباطات. سال سوم، شماره 8، صص 68-50.

 رحیمی یگانه، ز. (1386). خانواده شاد و با نشاط، (خانواده موفق­/­دفتر 3). تهران: سازمان ملی جوانان. چاپ اول. 

رفیع­پور، ف. (1378). آنومی یا آشفتگی اجتماعی، (پژوهشی در زمینه پتانسیل آنومی در شهر تهران). تهران: انتشارات سروش.

ریتزر، ج. (1390). مبانی نظریه جامعه­شناختی معاصر و ریشه­های کلاسیک آن. ترجمه­: خ، میرزایی و دیگری. تهران: جامعه­شناسان. چاپ اول.

ریتزر، ج. (1388). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی، تهران: انتشارات علمی. چاپ چهاردهم.

صبوری، م. (1385). جامعه­شناسی سازمان­ها. تهران: نشر شب­تاب. چاپ پنجم.

صفدری، س. (1374). رضایت اجتماعی و عوامل موثر بر آن. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشکده ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی. 

صیفوری، و­؛ و دیگری. (1390). اهمیت و ضرورت شادی و نشاط از دیدگاه قرآن، روایات و تعالیم دینی. مجلهمطالعاتمعرفتیدردانشگاهاسلامی. شماره 47.

غریبی، ح. (1389). پیش‌بینی سرمایه اجتماعی بر اساس متغیرهای زمینه‌ای. فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات مدیریت آموزشی. سال دوم، شماره دوم.

فرجی، ط؛ و دیگری. (1392). بررسی نقش رضایت از زندگی بر میزان نشاط اجتماعی. فصلنامهمطالعاتجامعه­شناختیجوانان. سال چهارم، شماره دهم، صص 102-87.

فضل­اللهی، س؛ و دیگری. (1389). مجله روان­شناسی و دین. شماره 123، صص 108-89.

قطره‌ای، ف. (1385). بررسی رابطه شادکامی ‌(نشاط) و کیفیت عوامل آموزشی در دوره ابتدایی مدارس شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد روان­شناسی تربیتی، دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تربیت معلم.

گیدنز، آ. (1376). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری، تهران: نشر نی.

محسنی تبریزی، ع. (1370)­. بیگانگی. نامهعلوماجتماعی. جلد دوم­، انتشارات: دانشگاه تهران. چاپ دوم.

محسنی تبریزی، ع. (1374). جزوهدرسینظریه­هایروان­شناسیاجتماعی. دوره کارشناسی­ارشد دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

میرشاه جعفری، ا ؛ و دیگران­. (1381). شادمانی و عوامل موثر بر آن. تازه­هایعلوم­شناختی. سال چهارم ، شماره سوم.

نشریه آمار. (1383). پژوهشنامه انجمن آمار ایران.

هزارجریبی، ج؛ و دیگری. (1391). آناتومیرفاهاجتماعی. تهران: انتشارات جامعه و فرهنگ.

هزار­جریبی، ج؛ و دیگری. (1388) بررسی عوامل موثر بر نشاط اجتماعی، (با تاکید بر استان تهران). جامعه­شناسی کاربردی. سال بیستم، شماره پیاپی (33)، شماره 1.

هزارجریبی، ج؛ و دیگری. (­1389). بررسی مفهوم شادکامی اجتماعی و عوامل موثر بر آن با مطالعه موردی استان مرکزی. فصلنامهبرنامه­ریزیرفاهوتوسعهاجتماعی. شماره سوم. ناشر: نشر دانشگاه علامه طباطبایی.

هزار­جریبی، ج؛ و دیگری. (1388). رضایت از زندگی و جایگاه احساس امنیت در آن. فصلنامه پژوهشی انتظام اجتماعی. سال اول، شماه سوم.

Argyle, M. & etal. (1989). Happiness and cooperation.Personality and Individual Differences. Vol. 12, P.p: 1019-1030.

Argyle, M. (2001). The psychology of happiness.London: Routledge. P.p: 44-55.

Cook, K. (1995). Sociological Perspective on Social Psychology. Allyn and Bacon. U.S.A.

Hills, p. & etal. (2001). Happiness, introversion- extraversion and happyintrovert.Personality and Individual Differences. Vol. 30, P.p: 595-608.

Myers, D. G. (2000). The funds, friends, and faith of happy people. American Psychologist. Vol. 55, P.p: 56-67.

Snoep, L. (2008). Religiousness and happiness in three nations.A research note, J Happiness Stud.