بررسی آسیب‌شناختی ‌اجتماعی بالا رفتن سن ازدواج از دیدگاه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه، گروه علوم اجتماعی؛ ارومیه- ایران.

چکیده

هدف از انجام این تحقیق بررسی آسیب­شناختی اجتماعی بالا رفتن سن ازدواج از دیدگاه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه می­باشد. جامعه­آماری، دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی‌ واحد ارومیه به تعداد 4631 نفر بوده و برای تحقیق مورد­ نظر، بر­اساس فرمول کوکران، تعداد 364 نفر به­عنوان حجم نمونه انتخاب­ شدند. برای نمونه­گیری جاز  روش خوشه­ای  استفاده­شد.  ابزار  تحقیق­ در  این  پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن به صورت صوری و پایایی آن از طریق پیش­آزمون و آلفای کرونباخ در مجموع 87/0 به­ دست­آمد. طبق یافته­ها، دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه عوامل تاثیر­گذار بر بالارفتن سن ازدواج را در درجه­ اول عوامل اجتماعی،    دوماقتصادی و سوم فرهنگی می‌دانند و متغیر­های سطح تحصیلات والدین و وضعیت اشتغال دانشجویان با مجموع  عوامل  سه­گانه  رابطه معناداری ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Social pathology study of marriage age increasing in the view of Uremia IAU (Islamic Azad University) female students

نویسندگان [English]

  • Marziyeh Kheiri 1
  • Mahdi Hajiagha 2
چکیده [English]

The purpose of this research is to consider social pathology of marriage age increasing in the view of Uremia IAU (Islamic Azad University) female students. Statistical community includes Uremia IAUfemale students totally 4631. Based on Cochran formula, 364 subjects were selected as samples. Clustering method was used in order to sampling. Data gathering tools was a researcher made questionnaire which its validity obtained formally and its reliability through pre-test and α-Cronbach 87%. Research results showed that, Uremia IAU (Islamic Azad University) female students have prioritized factors effective on increasing marriage age as social, secondly economic, and finally cultural factors. The variables of parents’ educational level and students’ occupational position don’t have any meaningful relationship with these triple factors.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Marriage age increasing
  • Social Factors
  • economic factors
  • Cultural Factors

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هشتم، شماره سی­ام، بهار 1395

ص ص 138-125

 

 

 

 

 

بررسی آسیب­شناختی ­اجتماعیبالا رفتن  سن ازدواج
از دیدگاه
دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه

مرضیه خیری[1]

دکتر مهدی حاجی آقا[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/7/1394

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/6/1395

چکیده

هدف از انجام این تحقیق بررسی آسیب­شناختی اجتماعی بالا رفتن سن ازدواج از دیدگاه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه می­باشد. جامعه­آماری، دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی‌ واحد ارومیه به تعداد 4631 نفر بوده و برای تحقیق مورد­ نظر، بر­اساس فرمول کوکران، تعداد 364 نفر به­عنوان حجم نمونه انتخاب­ شدند. برای نمونه­گیری جاز  روش خوشه­ای  استفاده­شد.  ابزار  تحقیق­ در  این  پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن به صورت صوری و پایایی آن از طریق پیش­آزمون و آلفای کرونباخ در مجموع 87/0 به­ دست­آمد. طبق یافته­ها، دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه عوامل تاثیر­گذار بر بالارفتن سن ازدواج را در درجه­ اول عوامل اجتماعی،    دوماقتصادی و سوم فرهنگی می‌دانند و متغیر­های سطح تحصیلات والدین و وضعیت اشتغال دانشجویان با مجموع  عوامل  سه­گانه  رابطه معناداری ندارد.

واژگان­کلیدی: بالا رفتن سن ازدواج، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی.

 

مقدمه

از پیامد­های زندگی در جامعه­ امروزی، تغییر در شکل زندگی انسان است. انسان امروز در هر دو بعد فردی و جمعی، شیوه­ای متفاوت از زندگی را انتخاب کرده­است. یکی از این موارد، اختلاف در شیوه تشکیل بنیان خانواده است که این اختلاف هم دوران قبل از ازدواج و هم دوران پس از ازدواج را در بر می‌گیرد. زندگی مجردی در دنیای امروز، تنگنا­های عرفی و اجتماعی نسل‌های پیشین را ندارد. حق­انتخاب انسان‌ها درنحوه انتخاب همسر و روابط ­اجتماعی گسترده سبب ­شده، نیاز به ازدواج از یک ضرورت قطعی به یک انتخاب رفتاری تقلیل یابد. اگر فرض ما بر این باشد که «ازدواج پیوند بین دو جنس بر  پایه ­ روابط پایای جنسی محسوب ‌شود، ازدواج مستلزم انعقاد  قراردادی اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب­گردد»(ساروخانی، 1385: 23). تعریف کارلسون نیز در مورد ازدواج چنین است: «ازدواج فرآیندی است که از کنش ­متقابل در دو  فرد (یک زن و یک مرد) که برخی شرایط قانونی را تحقق بخشیده­اند و مراسمی جهت برگزاری زناشویی خود برپا داشته­اند و به­ طورکلی عمل آنان مورد پذیرش قرارگرفته و ازدواج اطلاق شده­­است»(کارلسون[3] ، 1963: 63). تغییر در الگوی ازدواج، یکی از شاخصه‌های اصلی تغییرات اجتماعی و فرهنگی است. اگر شواهد، نشان‌دهنده‌ کاهش بسیار در آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق باشد، جامعه با فروپاشی خانواده و در نهایت نوع­گرایی افراطی رو­ به ­رو خواهد شد(آزاد ارمکی، 1386: 99).

منظور از سن ازدواج سنی است که افراد در آن سن به زندگی زناشویی وارد می­شوند. طبق بررسی­های به ­عمل آمده، عوامل تعیین­ کننده سن ازدواج در زمان گذشته و حال تغییر یافته­اند. درگذشته سن زنان در اولین ازدواج بستگی به نوسانات اقتصادی داشت(میشل، 1378: 33).

بالاج  رفتن  سن ازدواج، یعنی میزان عقب ­افتادن سن مطلوب ازدواج جوانان درجامعه، برحسب متغیرهای کمی سال­ها و یا متغیرهای کیفی میزان تاخیر  سن ازدواج (کم، متوسط، زیاد) قابل محاسبه و بررسی است (اسکندری، 1388: 12). طبق اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، میانگین سن ازدواج برای پسران 29 و دختران 28 سال است. این اعداد و ارقام، از بالا بودن نامعقول سن تاهل خبر می‌دهد(رحیمی، 1393: 4).

تاخیر ازدواج را هم می‌توان متغیری درون خانوادگی دانست و هم برون ­­خانوادگی. از این جهت که عوامل درون ­خانوادگی مثل فرهنگ و دیدگاه خانواده، وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده و هم­چنین عوامل برون خانواده، در  واقع شرایط جامعه   بر  سن ازدواج تاثیرمی­گذارند(احمدی، 1389: 2). توجه و اهمیت به مقوله ازدواج همواره مورد تاکید جامعه‌شناسان خصوصاً در حوزه مطالعات خانواده بوده و عدم تحقق آن درشرایط و زمان به­ هنگام، به دغدغه ذهنی و فکری مسئولین این حوزه تبدیل شده­­است. قطعاً بالا رفتن سن ازدواج عوامل و عواقب گوناگونی دارد. در کشور ما به دلیل جوانی جمعیت، در حال حاضر جوانان با مسایل مختلفی رو به رو هستند و مسایل و مشکلاتی که جوانان ما را احاطه­کرده، باعث بالا رفتن سن ازدواج در کشور شده­است و این زنگ خطری برای خانواده ها و دولت است که نیاز به بررسی جدی و رفع سریع این مشکل به ظاهر سطحی، اما در واقع خطر­ناک می­باشد.

هدف اصلی در تحقیق حاضر، بررسی آسیب شناختی­اجتماعی بالا رفتن سن ازدواج از دیدگاه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه است.

عوامل اجتماعی

آسیب شناختی­اجتماعی، عوامل  ایجاد­کننده­ آسیب­ها و آفت­های اجتماعی جرا  مورد مطالعه  قرار  می­دهد.کاربرد این دانش در حوزه  مطالعات خانواده و  خانواده­شناسی   یعنی،  شناسایی عواملی که سلامت و استحکام خانواده را تهدید می­کند و ازدواج موفق و پایدار را آسیب­پذیر می­سازد، می­باشد(به­پژوه، 1389: 20).

یکی از عوامل مهمی که موجب بالا رفتن سن ازدواج می‌شود، ادامه تحصیلات است. جوانان ازدواج را با درس   خواندن  ناسازگار می‌دانند. به عقیده آنان ازدواج مسئولیت آفرین است و شخص را مقید می‌سازد. در نتیجه، سن ازدواج بالارفته و پسران و دختران بر­خلاف میل­ طبیعی، خویشتن را ملزم می‌دانندکه ازدواج را تا پایان دوره تحصیلات به تاخیر بیندازند(امینی، 1392: 25).

داشتن یک زندگی قابل‌قبول و متناسب با توقعات جامعه در جوامع جدید، اغلب مستلزم گذراندن یک دوره بلندمدت تحصیلی است. کسب مدارک تحصیلی، موجب اعتبار اجتماعی و اقتصادی افراد می‌گردد و زمینه استخدام آسان­تر آن‌ها را در مراکز اداری، کارخانه‌ها و غیره فراهم می‌کند. بنابراین، جوانان و مخصوصاً پسران برای آن که بتوانند در آینده از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بهتری برخوردار شوند، ناگزیرند دهه‌ سوم زندگی خود را نیز برای تحصیل صرف­ کنند، تحصیلات عالی برای زنان بیشتر از این جهت اهمیت یافته که موقعیت اجتماعی آنان را افزایش می‌دهد. زنانی که تحصیلات بالاتری دارند، معمولاً می‌توانند با مردانی ازدواج کنند که از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بالا­تری برخوردارند(بستان، 1389: 12). بالا رفتن جرایم و آسیب­های اجتماعی و خانوادگی مانند اعتیاد، بی­بند­ و باری، همسر آزاری، طلاق، روابط سرد همسران، دخالت اطرافیان و مانند ­آن، نه تنها موجب از هم­پاشیدگی خانواده­ها شده، بلکه موجب سلب اعتماد جوانان از ازدواج گردیده و سبب شده­­است جوان امروز به ازدواج به­ عنوان عامل خوشبختی نگاه نکند(رجبی، 1386: 145).

تجربیات زندگی دیگران در امر زناشویی، می‌تواند در انسان شوق و جاذبه یا تنفر و دافعه ایجاد نماید. تجربیات شیرین، همراه با تفاهم و همدلی در زندگی افراد، اشتیاق به تشکیل زندگی را در دیگران تقویت می‌کند. بالعکس شکست‌ها، منازعات و اختلافات درمیان برخی از خانواده‌ها به­ ویژه در میان زوج‌های جوان، وحشت و تنفر از ازدواج را موجب می­شود(درخشان، 1383: 150).

فضایی که یک جوان در آن پرورش پیدا می‌کند با تنوعات رفتاری همراه است. تمامی رفتار­های حاکم در خانواده، بر نحوه­ زندگی او اثر گذار می‌باشد. آزادی‌ها، نوع معاشرت، آداب حاکم بر خانواده، برخوردها، احساسات، عواطف، گزینش‌ها، وظیفه‌شناسی، تقید یا عدم تقید و­ ... ­از جمله رفتارهایی هستند که هر چند ساده و سطحی به­ نظر می‌آیند، اما هر کدام می‌توانند منشا تحولاتی عظیم در زندگی باشند. مثلاً، پیوند جوانی که در یک خانواده‌ مقید و منضبط تربیت ‌یافته با جوانی­ که از تعهد و تقید لازم و چندانی برخوردار نیست، نمی‌تواند یک پیوند پایدار باشد. تنوع­های رفتاری موجود در هر فضای تربیتی، موجب پدید آمدن شخصیتی می­شودکه برآیند رفتار­ها در آن فضای خاص را دارا می­باشد. بنابراین فضاهای تربیتی حاکم بر خانواده‌ها نیز می­توانند موانعی برای ازدواج محسوب شوند(همان، 1383: 151). در یک ارزیابی ­کلی، با توجه به تنوع الگوهای ازدواج در گستره­ زمان، فرهنگ­ها و نگرش­های ارزشی گوناگون نسبت به هر یک از این الگو ها، به­ نظر می‌رسد ارائه تعریفی جامع از این پدیده بسیار دشوار ‌باشد. نمونه‌هایی از قبیل مشروعیت چندهمسری در بسیاری از جوامع، مشروعیت ازدواج موقت در اسلام، تایید ازدواج دو همجنس از سوی برخی نحله‌های جدید و نیز برخی دولت‌های غربی و ظهور کمون‌های جنسی در برخی جوامع، جامعیت تعاریف مرسوم ازدواج را نقض می‌کند. حتی برخی تمایل دارند همخانگی یا زندگی مشترک زن و مرد بدون عقد ازدواج[4]  را که عادتاً به عنوان الگویی مقابل ازدواج مطرح می‌شود، درقالب مفهوم ازدواج بگنجانند. آن­ها با استناد به این­که زوج‌های هم­خانه معمولاً روابط درازمدتی با یکدیگر دارند و در دهه‌های اخیر به ­تدریج از حقوق زن و شوهرها نیز برخوردار گردیده‌اند، ادعای تغییر مفهوم ازدواج را مطرح می‌کنند (لاوسون و دیگری، 2001: 146).

اگر­چه زندگی اجتماعی یکی از ضروریات حیات انسان است، به­ گونه­ای که بشر بدون اجتماع قادر به ادامه­ زندگی نیست، ولی با این حال اگر در برنامه­ریزی و سیاست­گذاری اداره جامعه، دقت کافی نشود، مشکلات زیادی به وجود می­آید. از جمله­ این مشکلات عبارتند از: انحرافات اخلاقی پسران، بی‌اعتمادی دختران نسبت به پسران، عدم مسئولیت­پذیری دختران و ایده آل­گرایی­ آن­ها  نسبت به داشتن حداکثر معیارهای لازم در پسران.

 

عوامل اقتصادی

یکی از مهم­ترین دلایل بالا رفتن سن ازدواج  جوانان، عوامل اقتصادی است که به برخی از آن­ها اشاره می­گردد. یکی از موانع مهم ازدواج، بیکاری است. با ­این­که غریزه جنسی در جوانان بسیار نیرومند است و آنان را به­ سوی ازدواج  و تشکیل  خانواده  دعوت می‌کند، اما وقتی بیکار و بی­درآمد باشند و توانایی تامین هزینه‌های ازدواج و زندگی آینده را نداشته باشند، نمی‌توانند به­ موقع ازدواج کنند و  ناچارند  غریزه‌ جنسی را  سرکوب­کنند و ازدواج را تا پیدا کردن شغل و درآمد مناسب به­ تاخیر بیندازند. متاسفانه به ­دلیل جوانی جمعیت، مشاغل محدود و تقاضای زیاد جوانان برای کار، کشور ما با مشکل بیکاری مواجه است. بنابراین می‌توان یکی از مهم‌ترین موانع ازدواج را بیکاری جوانان کشور دانست(امینی، 1392: 48).

بدین­ترتیب داشتن شغل مناسب درسن ازدواج موثر است. جوانان غالباً زمانی ازدواج می‌کنند که یقین داشته باشند از عهده تامین معاش خانواده طبق آداب و رسوم طبقه اجتماعی خود بر خواهند آمد و چون افراد نمی‌توانند در سنین معینی مثلاً بیست تا بیست و پنج سالگی درآمد کافی داشته باشند، لذا نوع شغل اهمیت پیدا می‌کند و به­عنوان مانعی اساسی فرا روی ازدواج جوانان قرار­می‌گیرد. در جامعه کنونی ما نیز نظام مشاغل جدید در برابر مشاغل سنتی آن­طور طراحی ‌شده که عموماً از کانال نظام آموزشی می‌گذرد که خود مستلزم گذراندن سال‌های طولانی آموزش می­باشد و باعث بالا رفتن سن ازدواج افراد می‌شود (مجدالدین و دیگری، 1386: 142).

جوانان زیادی اعم از بی‌سواد، کم ­­­سواد یا فارغ‌التحصیل دانشگاهی وجود ­دارندکه    به  سن ازدواج رسیده­- ‌اند، اما کار مناسبی ندارند. این افراد برای زندگی روزمره خود یا چشم به کمک پدر و مادر دوخته‌اند و یا به کارهای نامناسبی نظیر دلالی، سیگار­فروشی و ... و یا در مورد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به مشاغل غیر تخصصی نظیر منشیگری، فروشندگی و مشاغل کم­ درآمد دیگر اشتغال ورزیده‌اند و به  هیچ‌ وجه امکان تشکیل خانواده و تامین هزینه‌های زندگی را ندارند. در نتیجه با حالت یاس و ناامیدی، با وجود احساس نیاز و علاقه، با مشکلات ازدواج مواجه می­شوند و فرضاً اگر با چنین شرایطی ازدواجی انجام گیرد، نهایت آن ناسازگاری و طلاق خواهد­ بود(حسینی، 1391: 167).

 

عوامل فرهنگی

گرچه کشور ما از یک فرهنگ غنی برخوردار است،اما به دلایلی هم­چون نفوذ فرهنگ غرب و مانند آن، نقش فرهنگ اصیل کشورمان کمرنگ شده ­است. عوامل ­فرهنگی را  می­توان ازچند جهت در بالا رفتن سن ازدواج موثر دانست.

برخی بر این باورند که ازدواج باعث ایجاد محدودیت در بسیاری از خواسته­ها و نیاز­های آنان می­شود. از این رو، این افراد ترجیح می­دهندمجرد و آزادانه زندگی کنند. این گرایش تنها مختص پسران نیست، برخی از دختران نیز ازدواج را نوعی محدودیت و موجب سلب آزادی­های فردی خود می­دانند. شاید  بیشتر افرادی که ازدواج را عامل محدود­کننده­ آزادی­های فردی می­دانند، فلسفه و حقیقت ازدواج را به خوبی درک نکرده و مدافع آزادی به معنای غربی آن می­باشند. به ­نظر می­رسد بین افزایش سن ازدواج و انحرافات اخلاقی رابطه­ای دو ­سویه برقرار است. برخی پژوهش­ها نشان می­دهند که روابط آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی، نیاز به ازدواج را در بین آن­ها کمرنگ کرده­است. در تحقیقی که مشکلات و موانع ازدواج جوانان و به ­ویژه دختران مورد بررسی قرار ­گرفته، به ­این نکته اشاره شده ­است که برخی جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود به ارتباط با جنس مخالف بسنده می­کنند، از این ­رو روابط آزاد دختر و پسر و وجود زمینه­های انحرافی یکی از عوامل افزایش سن ازدواج عنوان شده­­است. با توجه به این تحقیق، روابط آزاد دختر و پسر و امکان بهره­گیری جنسی بدون ازدواج که مسئولیت چندانی بر عهده­ فرد نمی­گذارد،خود یکی از عوامل افزایش سن ازدواج جوانان است(شجاعی، 1384: 49).

تایلر  در کتاب جوامع ابتدایی(1871) فرهنگ را چنین تعریف می­کند: "فرهنگ، مجموعه پیچیده­ای از معارف، اعتقادات، هنر­ها، صنایع، تکنیک­ها، اخلاق، قوانین، سنت­ها و بالاخره تمام عادت­ها، رفتار­ها و ضوابطی است که انسان به ­عنوان عضو جامعه آن را از جامعه خود فرا­ مـی­گیـرد و در قبال انجام تعهداتی

به ­عهده دارد. این خرده­ نظام از طریق مدرسه و خانواده در جهت بیان و انتقال فرهنگ و باورهای جامعه به افراد عمل می‌کند. مجموعه­ این فرایندها که به ­مدد آن‌ها اجتماعی شدن افراد تحقق می‌یابد، در حکم حفظ الگو هستند(کرایب، 1378: 59).

 

پیشینه­ تحقیق

همیلتون[5]   و سیون[6] (2007) درمقاله­ای تحت عنوان: "طبقه، جنسیت و ازدواج" نقش عوامل اجتماعی  را در افزایش تقاضا برای ازدواج بین مردان و زنان موثر  دانستند و به این  نتیجه  رسیدند که تقاضای ازدواج برای افراد بستگی به وضعیت اقتصادی، اجتماعی افراد دارد. به اظهار  وی بر اساس تحقیقات محققانی مانند فرگوسن[7] ، گولد شرو[8]   و ویت[9]  دو عاملی که در تاخیر زمان ازدواج و عدم ازدواج زنان تاثیر بسیار داشته است عبارت‌اند از: تلاش برای تحصیلات بالاتر و شغل مناسب است.

لیندسی[10] (2003) خاطر نشان می‌سازدکه تا سال 1945 چنین تصور ­می‌شد که زنان بعد از اتمام تحصیلات ازدواج می‌کنند، اما اکنون که به آزادی بیشتری دست‌ یافته‌اند، سن ازدواج آنان از 30 سال نیز فرا تر  رفته است.

مک دونالد[11]  و هیول[12]    (1994) در  مورد  علل  افزایش  سن جازدواج چنین  اظهار  می‌کنند  که  تحصیلات عالی و اشتغال زنان با تاخیر ازدواج همبستگی مثبت و مستقیم نشان می‌دهد.

در  بررسی "عوامل موثر در تاخیر ازدواج جوانان بین 25 تا 39 ساله مجرد در منطقه 21 تهران"مقدس­زاده اردبیلی(1391) به نتایج زیر دست یافت: وضعیت اقتصادی خانواده (نداشتن وضعیت مالی مناسب، عدم توانایی خانواده دختر در تامین جهیزیه)، تاثیر­پذیری از فرهنگ غربی، آداب  و  سنن دست و پا گیر (دخالت نابجای خانواده، مهریه، آداب و سنن)، ناهنجاری­های اجتماعی (وجود فساد و فحشا در جامعه، کوتاهی خانواده­ها، دوستی‌های خیابانی، ترس از خیانت همسر، ارضای نامشروع نیازهای جنسی)، عوامل اجتماعی (شرایط اجتماعی،  برنامه‌های دولت، رسانه‌های گروهی، مشکل سربازی، تجمل­گرایی و زیاده خواهی جوانان، انتخاب همسر بدون دخالت واسطه) وضعیت روانی جوانان (عدم پذیرش مسئولیت زندگی، وضعیت دخترها و پسرها) در تاخیر ازدواج جوانان نقش موثری دارند.

پورگتابی و  غفاری(1390) علل افزایش سن ازدواج دختران در پنج شهر ایران ­(تهران، ساری، خرم‌آباد، مشهد و  سنندج) را مورد بررسی  قراردادند. آن­ها در این تحقیق دریافتندکه دخترانی­که دیرتر ازدواج می‌کنند از تحصیلات بالاتری برخوردارند و نگرشی فرا­مادی به ازدواج دارند و اعتقاد دارند که با ازدواج، هزینه‌ فرصت‌های از دست رفته بیش از فرصت ازدواج است.

سپیدنامه(1388) در  تحقیقی که به    بررسی مهم­ترین موانع ازدواج جوانان استان ایلام پرداخته، این موانع را بدین ترتیب بیان کرده­اند: 1. موانع اقتصادی، 2. موانع اجتماعی، 3. موانع فرهنگی، 4. موانع سازمانی و دولتی و 5. موانع فردی. درادامه این موانع با ذکر مهم­ترین موارد بیان می­شوند. موانع اقتصادی شامل: ‌مساله اشتغال، مسکن، هزینه‌های قبل و بعد از ازدواج‌. موانع اجتماعی شامل: از دست دادن فرصت‌های شغلی به قصد یافتن مشاغل با جایگاه اجتماعی بالا از سوی مردان، افزایش سطح تحصیلات زنان و  سخت­گیری خانواده‌ها درانتخاب همسر. موانع فرهنگی شامل: تعیین مهریه سنگین، توقعات بالای خانواده‌ها،  قاعده ازدواج بر اساس نوبت سنی در فرزندان همجنس و رسوم دست و پا گیر. موانع سازمانی و دولتی شامل: نبود مکان‌های مناسب و تعریف شده جهت آشنایی جوانان‌، ناکار آمدی نهادهای متولی امر ازدواج جوانان و گسترش روابط آزاد جنسی، ناکار آمدی رسانه‌ها در الگو بخشی و در پایان، موانع فردی ازدواج جوانان، سخت­گیری و وسواس در انتخاب همسر می­باشد.

در رابطه با عوامل بالا رفتن سن ازدواج نظریه­های مختلفی ارائه شده­است که در زیر به برخی از آن­ها اشاره می­شود.

 

تئوری کارکردگرایی ساختاری تالکوت پارسنز

یکی از اصلی‌ترین نظریاتی که جامعه‌شناسان در تحلیل مسایل خانوادگی به آن توجه داشته‌اند، نظریه کارکردگرایی ساختاری است. این­ نظریه توجه ما را به چگونگی شکل‌گیری رفتارهای فردی به وسیله ساختارها متمرکز می‌کند. اگرچه افراد امکان انتخاب برای عمل دارند، ولی انتخاب‌ها از طریق ساختارها شکل داده ­می‌شود. درمدل پارسنز چهارخرده نظام فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نظام یافته است که در ارتباط با یکدیگر هستند و به ترتیب عهده‌دار کارکرد حفظ و تداوم الگوها، نیل به اهداف، انطباق با شرایط محیطی، ایجاد یگانگی و انسجام اجتماعی می‌باشند(صدیق اورعی، 1387: 39).

 

نظریه‌ پایان پدرسالاری کاستلز

کاستلز اعتقاد دارد: انقلابی در حال وقوع است، اما نه انقلابی که نهضت‌های دهه شصت و هفتاد را اعلام و دنبال کرده‌اند. البته در این نهضت‌ها عوامل مهمی در توجه انقلاب جنسی به واقع موجود بوده است. ویژگی این انقلاب از هم ­گسیختن پیوندهای ازدواج، خانواده، ناهمجنس­گرایی و نیاز­ جنسی است. این  چهار عامل­که طی دوقرن گذشته تحت شرایط پدرسالاری مدرن به ­هم پیوسته‌اند، اکنون فرایند مستقل شدن رامی‌گذرانند(کاستلز، 1380: 282).

 

نظریه­ مدرنیزاسیون ویلیام گود

طبق نظر ویلیام گود زمان ازدواج جوانان از مدرنیزاسیون در سطوح فردی و اجتماعی تاثیر می­پذیرد. ازبین مهم­ترین فاکتورهای مدرنیزاسیون می‌توان به گسترش فرصت‌های تحصیلی، تغییر کار و فعالیت‌های شغلی، اشتغال زنان و شهر­نشینی اشاره ­کرد. ازدواج در مناطق شهری به دلیل شیوه‌های متفاوت زندگی و نیز کنترل اجتماعی ضعیف‌تر نسبت به مناطق روستایی، با تاخیر صورت می‌گیرد(احمدی، 1389). ویلیام گود  بر ­اساس این تئوری، دگرگونی‌های  به ­­وجود  آمده درخانواده را  نتیجه اجتناب‌ناپذیر دگرگونی‌های ساختاری (جامعه) و دگرگونی‌های ایدئولوژیکی می‌داند. به عقیده وی زمانی ­که دگرگونی‌های ساختاری و ایدئولوژیکی در سطح کلان (دگرگونی‌هایی مانند صنعتی­شدن، شهرنشینی و ...) رخ می‌دهد، سازمان‌های سطوح خرد (خانواده) نیز اجباراً باید خود را با این دگرگونی‌ها انطباق دهند(اعزازی، 1385: 17).

 

تئوری گزینش معقولانه هکتور

تمایز اساسی میان این تئوری با سایر تئوری­های مطرح درخصوص ازدواج این است که اکثر نظریات بیشتر به ازدواج به­ عنوان یک عمل اخلاقی می‌نگرند، اما این تئوری بیشتر به  ازدواج  از دیدگاه فایده­گرایانه می‌نگرد. متفکرانی که بر ­اساس تئوری گزینش معقولانه به تبیین عمل جمعی می‌پردازند، بر این باورند که مردم به رفتارهایی تمایل دارند که نفع آن‌ها در آن رفتار بیشتر تامین می‌شود. این تئوری معتقد  است این افراد آگاه و  هدف­مند  در  هر شرایطی به دنبال بیشینه کردن سود خود هستند(لیتل، 1373: 69).

 

تئوری نوگرایی آنتونی گیدنز

به اعتقاد گیدنز خانواده در سراسر جهان درجهت­های مشخصی درحال تغییر است. او نام این تحول را جهت­های تغییر گذاشته است. اگر چه خود گیدنز اشاره می‌کندکه ایران در خلال انقلاب اسلامی برخلاف مسیر تحول در سراسر جهان حرکت کرده ­است، اما اعتقاد دارد که این امر، امری استثنایی است. اشکال دیدگاه گیدنز این است­که او انقلاب اسلامی را نتیجه بازگشت به ارزش‌های سنتی می‌داند، در صورتی که تحولات سالیان اخیر نشان داده که جهت‌های تغییر در ایران نیز مشابه غرب و سایر جوامع بشری بوده است. از دیدگاه این محقق جهت‌های تغییر عبارتند از:

1. کلان­ها و دیگر گروه‌های خویشاوندی به هم پیوسته نفوذ خود را از دست می‌دهند.

2. روندی کلی در جهت انتخاب آزادانه همسر مشاهده می‌شود.

3.حقوق زنان هم از نظر حق انتخاب در ازدواج و هم تصمیم‌گیری در خانواده بیش از پیش  به رسمیت شناخته می‌شود.

4.بیشتر ازدواج‌ها در فرهنگ‌های سنتی، ازدواج‌های خویشاوندی بوده که عموماً این گرایش روز به روز کمرنگ­‌تر می‌شود.

5.آزادی جنسی در جوامعی که بسیار سخت‌گیر بوده رواج یافته و گاهی این فرایند پیشرفت زیادی نکرده و تغییراتی در جهت معکوس نیز رخ داده­است. مانند آن­چه پس از انقلاب اسلامی ایران، اواخر دهه 70، روی داد (مقامات مسئول ایران در صدد بر­آمده‌اند قوانین و رسومی که آزادی جنسی را محدود می‌سازد، احیا کنند) با این همه این­گونه موارد استثنایی هستند.

از آن ­چه  گیدنز در­باره جهت‌های تغییر اظهار کرده، می‌توان ارتباطاتی را با تحولات ازدواج در ایران پی ‌گرفت:

1. در ایران نیز از اثر و نفوذ گروه‌های خویشاوندی کاسته شده است.

2. روند کلی در جهت انتخاب آزادانه­ همسر مشاهده می‌شود.

3. حقوق زنان در انتخاب همسر و تصمیم­گیری پدر خانواده بیش از پیش به رسمیت شناخته می‌شود.

4. از نسبت ازدواج‌های خویشاوندی به شدت کاسته شده­است.

5. بر میزان آزادی‌های جنسی افزوده شده­است(احمدی، 1389: 52).

باتوجه به پیشینه­ها و نظریات مطرح شده مدل تحلیلی زیر برای تحقیق حاضر در نظر گرفته  شده است.

 

 

شکل شماره (1): مدل تحلیلی بالا رفتن سن ازدواج دانشجویان دختر

 

روش تحقیق

این تحقیق از لحاظ اجرایی، تحقیقی کاربردی و از لحاظ زمانی جزء تحقیق‌های مقطعی و با توجه به میزان ژرفایی، جزء تحقیق‌های پهنانگر می‌باشد. جامعه­آماری، دانشجویان دختر دانشگاه آزاداسلامی‌ واحد ارومیه در سال تحصیلی 93-1392 بوده و بر اساس اعلام معاونت دانشجویی دانشگاه، تعداد این دانشجویان 4631 نفر بوده است­که در 3 دانشکده مشغول به تحصیل بوده­اند. بر­اساس فرمول کوکران تعداد 364 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای نمونه­گیری از روش خوشه‌ای استفاده­ شد. ابزار تحقیق در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن به صورت صوری و پایایی آن از  طریق پیش­آزمون در مجموع 87/0 به ­دست آمد که در جدول (1)، نتیجه مشروح آزمون آلفای کرونباخ مشاهده می‌شود.

 

 

 

 

جدول شماره (1):  نتایج آزمون آلفای کرونباخ

متغیر

مقدار آلفا

عامل اقتصادی

72/0

عامل اجتماعی

77/0

عامل فرهنگی

71/0

جمع

87/0

 

یافته‌های تحقیق

در بررسیحاضر 364 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه مورد بررسی قرارگرفتند. جوان­ترین دانشجو، 18 سال و مسن­ترین دانشجو، 48 سال داشت. رشته تحصیلی 82/50% از این دانشجویان علوم پایه، 28%  فنی و مهندسی و 2/21% دامپزشکی و پیراپزشکی بود. در این میان از نظر وضعیت اقتصادی، 8/53% خانواده‌های این دانشجویان درسطح متوسط به پایین، 9/23% در سطح متوسط و 3/22% در سطح بالاتر از متوسط قرار داشتند.

در پرسشنامه تحقیق حاضر جهت اطلاع از سن مناسب ازدواج از نظر پاسخگویان، پرسش مستقلی در نظر گرفته­ شد که در نمودار شماره ­(1) و جدول شماره ­(2)، نتایج به ­صورت توصیفی آمده ­است. طبق این یافته، 2/2 درصد از پاسخگویان سن ایده­آل ازدواج را بین  سنین 20-18 سالگی، 7/27 درصد بین 23-21 سالگی، 1/54 درصد بین 26-24 سالگی، 8/11 درصد بین 29-27 سالگی و فقط 8/3 درصد سن  ایده­آل ازدواج را 30 سالگی به بالا گزارش نمودند. می‌توان نتیجه ­گرفت که پاسخگویان سن 30 سالگی به بعد را سن بالایی برای ازدواج می‌دانند.

 

 

 

 

 

                       

                                          

                                             نمودار شماره (2):  سن ایده­آل ازدواج از دیدگاه پاسخگویان

 

جدول شماره (2):  سن ایده­آل ازدواج از نظر پاسخگویان

گروه سنی

فراوانی

درصد

20-18

8

2/2

23-21

101

7/27

26-24

197

1/54

29-27

43

8/11

30 به ­بالا

14

8/3

تعداد کل

363

7/99

 

بررسی نتایج آزمون فریدمن در پاسخ به این پرسش که کدام یک از عوامل سه­گانه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ازنظر دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه مهم­ترین عامل بالا رفتن سن ازدواج است؟ نتایج جدول شماره(3) به ­دست ­آمد. همان ­طور که­­ ملاحظه  می‌گردد، 77/0 دانشجویان عامل اجتماعی را مهم­ترین عامل بالارفتن سن ازدواج دانسته­اند.

 

جدول شماره (3):  نتایج آزمون فریدمن. اولویت­بندی عوامل سه­گانه در بالارفتن سن ازدواج

 

عوامل

Mean

Rank

میانگین

انحراف معیار

df

X2

P

قضاوت

 

عامل اجتماعی

96/1

95/3

77/0

3

76/105

000

H1

پذیرش

 

عامل اقتصادی

30/2

19/4

68/0

 

عامل فرهنگی

74/1

76/3

67/0

                   

 

 برای سنجش رابطه بین تحصیلات مادر پاسخگویان و مجموع عوامل سه­گانه (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) بالا رفتن سن  ازدواج از  ضریب   همبستگی اسپیرمن استفاده ­شد که رابطه  معناداری مشاهده نگردید.

 

جدول شماره (4): ضریب همبستگی بین تحصیلات مادر
و مجموع عوامل سه­گانه بالا رفتن سن ازدواج

متغیر

تحصیلات مادر

مجموع عوامل سه­گانه

 

ضریب همبستگی 02/0  

سطح معناداری 67/0

تعداد پاسخگویان 364

 

برای سنجش رابطه میزان تحصیلات پدر و مجموع عوامل سه­گانه (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی) بالا رفتن سن ازدواج، از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده گردید. همان­طور که درجدول شماره (5) نشان داده شده­است، رابطه معناداری بین این دو مشاهده نمی­شود.

 

  جدول شماره (5): ضریب همبستگی بین تحصیلات پدر و
 مجموع عوامل سه­گانه بالا رفتن ­سن ازدواج

متغیر

تحصیلات پدر

مجموع عوامل سه­گانه

 

ضریب همبستگی  004/0

سطح معناداری      93/0

تعداد پاسخگویان    364

جهت سنجش تفاوت هریک از عوامل سه­گانه بالا رفتن سن ازدواج با وضعیت اشتغال از آزمون T استفاده ­گردید. طبق جدول شماره (6)، نتایج مقایسه میانگین نمرات عوامل سه­گانه (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) در رابطه با وضعیت اشتغال، نتایج معناداری مشاهده نشد. لذا بین وضعیت اشتغال دانشجویان و نمره‌های عوامل سه­گانه ارتباط آماری معناداری وجود ندارد.

 

جدول شماره (6): مقایسه میانگین نمره‌های عوامل سه­گانه (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) در رابطه با وضعیت اشتغال پاسخگویان

عوامل

اشتغال

تعداد

میانگین

انحراف معیار

t

df

sig

اجتماعی

شاغل

42

35/46

23/6

45/1-

83/50

264/0

بیکار

321

83/47

82/5

اقتصادی

شاغل

42

52/30

42/4

37/0

95/52

29/0

بیکار

322

24/30

54/4

فرهنگی

شاغل

42

92/42

05/6

66/0-

05/52

82/0

بیکار

322

59/43

25/6

 

نتیجه‌گیری

در تحقیق حاضر دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه، اولین عامل تاثیر­گذار بر بالا رفتن سن ازدواج را عامل اجتماعی،  سپس اقتصادی و نهایتاً فرهنگی می­دانند. نتیجه تحقیق  حاضر  مبنی­ بر  این که عامل اجتماعی مهم­ترین عامل تاخیر درسن ازدواج است، همسو با یافته‌های مرادی، صفاریان(1388) و مقدس­­زاده اردبیلی(1391) می‌باشد.

در اولویت­بندی عوامل اصلی سه­گانه، عوامل فرعی (که زیر ­گروه عوامل اصلی به شمار می‌آیند) نیز رتبه­بندی شدند که به ­علت حجم زیاد از آوردن مشروح آن در متن مقاله خودداری کردیم و ناچار در این بخش خلاصه­ای از آن را ارائه می­نماییم.

مطابق پاسخ نمونه‌های تحقیق نتایج زیر به­ دست آمد:

در زیر­مجموعه عوامل اجتماعی، انحرافات اخلاقی پسران و بی­اعتمادی به پسران، مهم­ترین عوامل بازدارنده ازدواج به­ موقع قلمداد شده­اند. در زیر­مجموعه عوامل اقتصادی، مهم­ترین ملاک، داشتن شغل و ثبات اقتصادی بوده ­است. با توجه به تحول در الگوهای ارزشی و دادن اهمیتی ویژه به مادیات، بالا بودن مهریه، پشتوانه­ای مالی  در نظر گرفته ­می‌شود. هم­چنین کانستیل شیل شرایط حاد اقتصادی را دلیلی برای افزایش سن ازدواج می­داند. در آمریکا به­دلیل فشار اقتصادی در سال­های 1932-1930 نرخ ازدواج به 13% کاهش یافت. کاکاشه(1390) در تحقیق خود در بررسی ازدواج جوانان به اثر­گذاری بیشتر عامل اقتصادی در مقایسه با سایر عوامل اشاره کرده­ است. یافته‌های تحقیق حاضر نیز با یافته‌های مقدس­زاده اردبیلی(1391)، سپید­نامه(1388) و صفاری و مرادیان(1388) همسو می‌باشد. در زیر­مجموعه عامل فرهنگی، نا­امیدی جوانان به آینده، طرح الگوی ازدواج موقت و وسواس در انتخاب همسر، چند­همسری و ایجاد بی­اعتمادی در زنان به ­عنوان مهم­ترین عوامل بازدارنده ازدواج به ­موقع مطرح شده­اند. یافته‌های این تحقیق با یافته‌های میری و همکاران(1374)، شکیبی و آقاخانی(1382)، ضرابی و مصطفوی(1390)، اسکندری چراتی(1388)، ربانی و سارانی(1380) و شجاعی (1380) همسو می­باشد.

از مقایسه­ نتایج حاصل از آزمون رابطه سطح تحصیلات پدر و مادر به­ طور مجزا با مجموع عوامل سه­گانه ازدواج رابطه معناداری به­ دست نیامد و این یافته با یافته‌های  سپید­نامه(1388) همسو می‌باشد.

 

پیشنهاد­ها

با توجه به یافته‌های تحقیق موارد زیر پیشنهاد می‌شوند:

- افزایش سطح آگاهی  و اطلاعات جوانان و خانواده ها در مورد ازدواج و مزایای مرتبط با آن و همین­ طور خطرات ناشی از بالا رفتن سن ازدواج.

- برخورداری جوانان از حمایت­های تحصیلی در دوران تحصیلات دانشگاهی.

- حمایت همه ­جانبه دولت از جوانان در سن ازدواج.

- ساخت مسکن های ارزان قیمت و واگذاری آن به جوانان به­صورت استیجاری و یا به ­شرط تملیک.

- اطلاع ­رسانی مناسب از طریق رسانه­های جمعی در مورد ازدواج آسان، آگاهانه و به ­هنگام.

- نمونه تحقیق صورت گرفته در بین دانشجویان دختر می­باشد، لازم است این تحقیق­­ بین دانشجویان پسر نیز انجام­گیرد.

 

منابع

آزاد  ارمکی، ت. (1386). جامعه­شناسی خانواده ایرانی. تهران: انتشارات سمت.

احمدی، ا. (1389). تنگناوتاخیردرایران. تهران: نشر راهدان.

اسکندری ­چراتی، آ. (1388). بررسی عوامل ­اجتماعی موثر بر تاخیر سن ازدواج در ایران با تاکید بر استان گلستان. فصلنامه تخصصی جامعه­شناسی. سال چهارم، شماره سوم، ناشر: دانشگاه آزاد آشتیان.

اعزازی، ش. (1385). جامعه­شناسی خانواده باتاکیدبرنقش،ساختاروکارکردخانواده دردوران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

امینی، ا. (1390). ازدواج، موانع و راه­حل­ها. قم: موسسه بوستان کتاب.

بستان ­نجفی، ح. (1389). اسلام وجامعه­شناسی خانواده. قم: انتشارات سبحان.

به­پژوه، ا. (1389). آسیب­شناسی خانواده. مجله­پیوند. شماره 375، صص 24- 20.

حسینی، ­م. (1391). آموزش ومشاوره قبل ازازدواج. تهران: نشر آوای نور.

درخشان، ب. (1383). موانع و راهکار­های ازدواج. مجموعه مقالات همایش ازدواج دانشجویی، راهکارها و چالش­ها. کاشان: انتشارات مرسل.

رجبی، ع. (1386). سن ازدواج، عوامل افزایش   و راهبردهای کاهش آن. مجلهمعرفت. شماره 112، صص       154- 143.

رحیمی، ا. (1393). آسیب­شناسی بالا رفتن سن ازدواج. روزنامه جام­جم. شماره 109271.

ساروخانی، ب. ( 1385). دایرة­المعارف علوم اجتماعی. تهران: نشر­کیهان.

شجاعی، م. (1384). تحلیل روان شناختی افزایش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقی جوانان. مجله­ معرفت. شماره 97، صص 53- 46.

صدیق اورعی، غ. (1378). مسایل اجتماعی جوانان. مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی.

کاستلز، م. (1380). عصراطلاعات قدرت و هویت. ترجمه: ح، چاوشیان. تهران: انتشارات طرح نو.

کرایب، ی. (1378). نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس. ترجمه: ع، مخبر. تهران: انتشارات آگاه.

لیتل، د. (1373). تبییندرعلوم­اجتماعی، درآمدی به فلسفه  علمالاجتماع. ترجمه: ع،  سروش. تهران: نشر­ صراط.

مجد الدین، ا؛ و دیگری. (1386). بررسی دلایل و آثار افزایش سن ازدواج دختران روستایی در آشتیان. مجله شناخت. شماره 53، صص 386- 375.

میشل، آ. (1378). جامعه­شناسی خانواده و ازدواج. ترجمه: ف، اردلان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

Karlsson, G. (1963). Adaprobability andcommunication marriage totow. beamibster press.

Lawson, T. (2001). Dictionaryof Sociology.London and Chicago:Fitzroy Dearborn Publishers.

 

 

 

 

 



1. کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.                        E- mail: m.khiri933@yahoo.com

2.عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه، گروه علوم اجتماعی؛ ارومیه- ایران.

 

1. Karlson

1. Cohabitation

1. Hamilton

2. Siowen

3. Fergusen

4. Goldsher

5. Veat

6. Lindsei

7. Macdonald

8.  Haeool

آزاد  ارمکی، ت. (1386). جامعه­شناسی خانواده ایرانی. تهران: انتشارات سمت.

احمدی، ا. (1389). تنگناوتاخیردرایران. تهران: نشر راهدان.

اسکندری ­چراتی، آ. (1388). بررسی عوامل ­اجتماعی موثر بر تاخیر سن ازدواج در ایران با تاکید بر استان گلستان. فصلنامه تخصصی جامعه­شناسی. سال چهارم، شماره سوم، ناشر: دانشگاه آزاد آشتیان.

اعزازی، ش. (1385). جامعه­شناسی خانواده باتاکیدبرنقش،ساختاروکارکردخانواده دردوران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

امینی، ا. (1390). ازدواج، موانع و راه­حل­ها. قم: موسسه بوستان کتاب.

بستان ­نجفی، ح. (1389). اسلام وجامعه­شناسی خانواده. قم: انتشارات سبحان.

به­پژوه، ا. (1389). آسیب­شناسی خانواده. مجله­پیوند. شماره 375، صص 24- 20.

حسینی، ­م. (1391). آموزش ومشاوره قبل ازازدواج. تهران: نشر آوای نور.

درخشان، ب. (1383). موانع و راهکار­های ازدواج. مجموعه مقالات همایش ازدواج دانشجویی، راهکارها و چالش­ها. کاشان: انتشارات مرسل.

رجبی، ع. (1386). سن ازدواج، عوامل افزایش   و راهبردهای کاهش آن. مجلهمعرفت. شماره 112، صص       154- 143.

رحیمی، ا. (1393). آسیب­شناسی بالا رفتن سن ازدواج. روزنامه جام­جم. شماره 109271.

ساروخانی، ب. ( 1385). دایرة­المعارف علوم اجتماعی. تهران: نشر­کیهان.

شجاعی، م. (1384). تحلیل روان شناختی افزایش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقی جوانان. مجله­ معرفت. شماره 97، صص 53- 46.

صدیق اورعی، غ. (1378). مسایل اجتماعی جوانان. مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی.

کاستلز، م. (1380). عصراطلاعات قدرت و هویت. ترجمه: ح، چاوشیان. تهران: انتشارات طرح نو.

کرایب، ی. (1378). نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس. ترجمه: ع، مخبر. تهران: انتشارات آگاه.

لیتل، د. (1373). تبییندرعلوم­اجتماعی، درآمدی به فلسفه  علمالاجتماع. ترجمه: ع،  سروش. تهران: نشر­ صراط.

مجد الدین، ا؛ و دیگری. (1386). بررسی دلایل و آثار افزایش سن ازدواج دختران روستایی در آشتیان. مجله شناخت. شماره 53، صص 386- 375.

میشل، آ. (1378). جامعه­شناسی خانواده و ازدواج. ترجمه: ف، اردلان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

Karlsson, G. (1963). Adaprobability andcommunication marriage totow. beamibster press.

Lawson, T. (2001). Dictionaryof Sociology.London and Chicago:Fitzroy Dearborn Publishers.