تحلیل تطبیقی جهت‌گیری ارزشی مادی و فرامادی در بین شهروندان اشنویه با تاکید بر تفاوت‌های بین ‌نسلی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز – ایران.

2 استادیار دانشگاه ارومیه– ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی جهت­گیری ارزشی مادی و فرامادی در بین شهروندان اشنویه با تاکید بر تفاوت­های نسلی انجام پذیرفت. جمعیت­آماری این تحقیق 27135 نفر می­باشد و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است، که نمونه به دست آمده از این فرمول 385 نفر می­باشد. روش تحقیق مورد استفاده پیمایش است و از طریق پرسشنامه داده­ها جمع­آوری شده است. برای برآورد پایایی ابزار اندازه­گیری از آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد بین میزان دین­داری و جهت­گیری دو نسل تفاوت نسلی وجود ندارد، از لحاظ سرمایه فرهنگی نیز تفاوت بین نسلی وجود ندارد، استفاده و تاثیر­پذیری از رسانه­های جمعی باعث تفاوت بین نسلی می­باشد. جهت­گیری ارزشی دو نسل از لحاظ شیو­های تربیتی نیز تفاوت دارند، بر اساس میزان احساس امنیت جهت­گیری ارزشی دو نسل با هم متفاوت می­باشد و  هم­چنین بر اساس نوع پایگاه اقتصادی-  اجتماعی، جهت­گیری ارزشی دو نسل متفاوت می­باشد­.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparative analysis of the physical and metaphysical value orientation among the citizens in Oshnavieh with an emphasis on generational differences

نویسندگان [English]

  • Fakhradin Mam Ali 1
  • Afshar Kabiri 2
چکیده [English]

This research is a comparative analysis of the physical and metaphysical value orientation among the citizens in Oshnavieh with an emphasis on generational differences. Statistical population was 27135 people and the sample size is 385 people according to Cochran formula. The research method is survey and data collected through a questionnaire. Cronbach's alpha was used to assess the reliability of measurement instruments. The results show that, there is no generational difference between religiosity and orientation of two generations in terms of cultural capital, but there is a generational difference between the generations, in terms of use and influence of the mass media. Value orientation of two generations is also different based on educational practices, the amount of security feeling and the type of socio-economic base.

کلیدواژه‌ها [English]

  • value orientation
  • security feeling
  • Cultural capital
  • religiosity

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هشتم، شماره بیست و نهم، زمستان 1394

ص ص 149-135

 

 

 

 

 

تحلیل تطبیقی جهت­گیری ارزشی مادی و فرامادی در
بین شهروندان اشنویه با
تاکید بر تفاوت­های بین ­نسلی

فخرالدین مام علی[1]

دکتر افشار کبیری[2]

تاریخ دریافت مقاله:30/5/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:22/8/1395

چکیده

این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی جهت­گیری ارزشی مادی و فرامادی در بین شهروندان اشنویه با تاکید بر تفاوت­های نسلی انجام پذیرفت. جمعیت­آماری این تحقیق 27135 نفر می­باشد و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است، که نمونه به دست آمده از این فرمول 385 نفر می­باشد. روش تحقیق مورد استفاده پیمایش است و از طریق پرسشنامه داده­ها جمع­آوری شده است. برای برآورد پایایی ابزار اندازه­گیری از آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد بین میزان دین­داری و جهت­گیری دو نسل تفاوت نسلی وجود ندارد، از لحاظ سرمایه فرهنگی نیز تفاوت بین نسلی وجود ندارد، استفاده و تاثیر­پذیری از رسانه­های جمعی باعث تفاوت بین نسلی می­باشد. جهت­گیری ارزشی دو نسل از لحاظ شیو­های تربیتی نیز تفاوت دارند، بر اساس میزان احساس امنیت جهت­گیری ارزشی دو نسل با هم متفاوت می­باشد و  هم­چنین بر اساس نوع پایگاه اقتصادی-  اجتماعی، جهت­گیری ارزشی دو نسل متفاوت می­باشد­.

واژگان کلیدی: جهت­گیری ارزشی، احساس امنیت، سرمایه فرهنگی و دین­داری.

 

مقدمه

در دنیای دگرگون و متحول کنونی، جوامع در ابعاد و زمینه­های گوناگون و مختلف دچار تغییر و تحول  می­شوند، چرا که تغییر یکی از بدیهی­ترین خصوصیات جوامع است. از جمله مهم­ترین این تغییر و تحولات، تغییر در فرهنگ و ارزش­های آن­ها است. ارزش­ها و تغییر و تحولات ارزشی جوامع از جمله موضوعات مهمی است که افکار جامعه­شناسان و روان­شناسان اجتماعی را به خود جلب کرده است. گسترش تکنولوژی و شبکه­های اطلاعاتی و رسانه­های­جمعی باعث شده است که سطح سواد و آگاهی بالا رفته، مرزهای جغرافیایی و قراردادی جوامع شکسته­شده و دنیا یکپارچه به سوی دهکده جهانی پیش برود و فرهنگی که در آن شکل می­گیرد، فرهنگ جهانی نامیده­ شده که با شتاب هم در حال گسترش است. کشور ایران، طی دو سه دهه اخیر، شاهد حوادث و تغییر و تحولات شگرفی از جمله انقلاب اسلامی و جریان تحول و توسعه سیاسی در سال­های اخیر بوده است­که باعث بالا رفتن آگاهی، اطلاعات و سطح سواد مردم شده است. هم­چنین با افزایش دانشگاه­ها و موسسات آموزش­عالی جامعه به آگاهی عمومی بالاتری رسیده، که بیش از هر زمان دیگری دگرگونی و تغییر و تحول ارزشی درآن را سبب شده و هم­چنان به صورت رو به رشد در حال گسترش است. ارزش­ها در جامعه به مثابه پدیده­های اجتماعی از مشخصه­های مهم جوامع می­باشند که از شکل­گیری و کنترل کنش­ها و گرایش­ها، باورهای افراد و نیز ساخت­دهی به نظام فرهنگی هر جامعه، نقش بسیار مهمی را در تحولات آن به عهده دارد، به گونه­ای که سوگیری ارزشی، یکی از مهم­ترین سطوح تغییرات در نگرش، باورها و سطوح توسعه­ای جوامع به حساب می­آید، چرا که ارزش ریشه در باور، عقاید و چشم­اندازهای جامعه دارد. از این روست که تغییر ارزش­ها به تغییر در نظام فرهنگی و اجتماعی منجر می­گردد و بر این اساس است­که می­توان انتظار چالش­های مختلفی را از ناحیه آن داشت.

شاید عمده­ترین چالش­های ممکن در جوامع جدید، چالش در مورد ساختار ارزش­ها باشد، چالشی که با کندن از ارزش­های سنتی و تمایل به سوی ارزش­های مدرن همراه است و تعارض و تقابل در نظام ارزشی جوامع را به همراه دارد. آن­چه امروز به ویژه در سه دهه بعد از انقلاب اسلامی در جامعه ایران با توجه به گسترش آموزش و پرورش، رشد رسانه­ها و نفوذ آن­ها درزندگی فردی و جمعی، رشد شهرنشینی، تمرکز فزاینده جمعیت در شهر­ها، افزایش سطح آموزش زنان، توسعه فرایندهای تفکیک اجتماعی، گذار از جنگ، اهمیت امور اقتصادی و ... رخ داد؛ زمینه­های ظهور سطوح متفاوتی از ارزش­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ... را میسر ساخت به گونه­ای که در سطح درون اجتماع و بین جامعه­ای می­توان تعارض­ها و تفاوت­هایی را شاهد بود. دگرگونی ارزش­ها در میان نسل­ها به عنوان پدیده­ای اجتماعی و فرهنگی به تدریج به سیاست و هنجارهای فرهنگی جوامع انتقال یافته است. این جا به جایی الزامات گسترده­ای در بر خواهد داشت، به نظر می­رسد که این فرایند دگرگونی ارزشی در ایجاد فضای باز سیاسی (دموکراتیزه کردن) در تمام جوامع مفید می­باشد­(آبرامسون و دیگری، 1992). طبیعی­ترین نتیجه این فرایند این بود که نسل جدید، نسلی شد که اولاً بسیار با شتاب، اجتماعی می­گردید و ثانیاً در راه اجتماعی ­شدن تنها منبع ارزش­گذار او دیگر خانواده و سنت حاکم بر خانواده نبود. زیست جهان متفاوت نسل نو یا به تعبیر مانهایم تجربیات دگرگون آنان­، که سبب تحولات صنعتی و سپس اجتماعی- فرهنگی به وجود آمد، بین جهان­بینی نسل جدید و نسل قدیم شکاف انداخت و از این مهم­تر، امکان ظهور و بروز این شکاف را در زبان و رفتار گروه جدید فراهم ساخت. نسل­های جوان­تر با پذیرش عقاید و ارزش­های جدید، نقش تعیین­کننده­ای در شکل دادن به تغییرات اجتماعی بر عهده می­گیرند و حال آن­که، نسل­های قدیمی­تر با پایبندی بیشتر و ارزش­های جدید، نقش تعیین­کننده­ای را در شکل دادن بیشتر به عقاید و ارزش­های سنتی جامعه، در برابر تغییرات سریع، مقاوت نشان می­دهند. در این بین شهرستان اشنویه نیز به دلیل بافت متفاوت قومی و فرهنگی و وجود آماربالای جوانان و هم­چنین به سبب پدیدآمدن نسلی با هنجارها، ارزش­ها و انتظارات متفاوت از گذشتگان چنین می­نمایاند که مساله تفاوت بین نسلی دغدغه برنامه­ریزان اجتماعی و فرهنگی را به خود مشغول داشته باشد و بر این اساس است که مساله اساسی این پژوهش در پی پاسخ به آن است، شناسایی و تدقیق وضعیت تفاوت نسل در شهرستان اشنویه بوده است، بنابراین با شواهد در دسترس پیرامون تفاوت­های نسلی شهرستان اشنویه میان فرزندان و والدین، در ابعاد ارزش­های مادی و فرامادی اعم از شیوه­های تربیتی خانواده، احساس امنیت، استفاده از رسانه­های­جمعی، سرمایه فرهنگی و ارزش­های مذهبی بررسی می­گردد.

 

اهداف تحقیق

اهداف کلی

1. تعیین تفاوت جهت­گیری ارزشی در بین دو نسل شهروندان شهر اشنویه

2. تطبیق جهت­گیری ارزشی (مادی و فرامادی) دو نسل شهروندان شهر اشنویه.

 

اهداف جزئی

1. تعیین تفاوت جهت­گیری ارزشی نسل اول شهروندان شهر اشنویه بر­حسب شیوه­های تربیتی خانواده

2. تعیین تفاوت جهت­گیری ارزشی نسل دوم شهروندان شهراشنویه برحسب شیوه­های تربیتی خانواده

3. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل اول (والد) شهروندان شهر اشنویه بر­حسب میزان احساس امنیت

4. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل دوم (فرزند) شهروندان شهر اشنویه بر­حسب میزان احساس امنیت

5. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل اول (والد) شهروندان شهر اشنویه برحسب میزان استفاده از وسایل رفاهی

6. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل دوم (فرزند) شهروندان شهر اشنویه برحسب میزان استفاده از وسایل رفاهی

7. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل اول (والد) شهروندان شهر اشنویه بر­حسب میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های­جمعی

8. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل دوم (فرزند) شهروندان شهر اشنویه بر­حسب میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی

9. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل اول (والد) شهروندان شهر اشنویه بر­حسب میزان دین­داری

10. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل دوم (فرزند) شهروندان شهر اشنویه بر­حسب میزان دین­داری

11. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل اول (والد) شهروندان شهر اشنویه بر­حسب سرمایه فرهنگی

12. تعیین رابطه جهت­گیری ارزشی نسل دوم (فرزند) شهروندان شهر اشنویه بر­حسب سرمایه فرهنگی

13. تعیین تفاوت جهت­گیری ارزشی دو نسل شهروندان شهر اشنویه بر­حسب پایگاه اقتصادی و اجتماعی

 

فرضیه‌های تحقیق

1. به نظر می­رسد بین شیوه­های تربیتی خانواده و جهت­گیری ارزشی نسل اول تفاوت وجود دارد.

2. به نظر می­رسد بین شیوه­های تربیتی خانواده و جهت­گیری ارزشی نسل دوم تفاوت وجود دارد.

3. به نظر می­رسد بین میزان احساس امنیت و جهت­گیری ارزشی نسل اول رابطه وجود دارد.

4. به نظر می­رسد بین میزان احساس امنیت و جهت­گیری ارزشی نسل دوم رابطه وجود دارد.

5. به نظر می­رسد بین میزان استفاده از وسایل رفاهی و جهت­گیری ارزشی نسل اول رابطه وجود دارد.

6. به نظر می­رسد بین میزان استفاده از وسایل رفاهی و جهت­گیری ارزشی نسل دوم رابطه وجود دارد.

7. به نظر می­رسد بین میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های­جمعی و جهت­گیری ارزشی نسل اول رابطه وجود دارد.

8. به نظر می­رسد بین میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های­جمعی و جهت­گیری ارزشی نسل دوم رابطه وجود دارد.

9. به نظر می­رسد بین میزان دین­داری و جهت­گیری ارزشی نسل اول رابطه وجود دارد.

10. به نظر می­رسد بین میزان دین­داری و جهت­گیری ارزشی نسل دوم رابطه وجود دارد.

11. به نظر می­رسد بین سرمایه فرهنگی و جهت­گیری ارزشی نسل اول رابطه وجود دارد.

12. به نظر می­رسد بین سرمایه فرهنگی و جهت­گیری ارزشی نسل دوم رابطه وجود دارد.

13. به نظر می­رسد بین پایگاه اقتصادی و اجتماعی و جهت­گیری ارزشی دو نسل تفاوت وجود دارد.

 

تعریف و نحوه سنجش متغیر وابسته/ملاک

تعریف مفهومی متغیر وابسته (ملاک) و متغیر (پیش­بین)

- ارزش: به طور کلی می­توان گفت؛ ارزش­ها، معیارها، استانداردها و عنصر مرکزی در جهت­دهی به رفتار افراد در جامعه هستند­(یوسفی­، 1383).

- نظام ارزش­ها: منظور از نظام ارزش­ها مجموعه­ای از روش­های مرتبط با هم است که رفتار و کارهای فرد را نظم می­بخشد، در نظام ارزشی، ارزش­ها منسجم، مرتبط و هماهنگ هستند(یوسفی، 1383)

ارزش­ها، احساسات ریشه­دار و عمیقی است که اعضای جامعه در آن شریکند. این ارزش­ها هستند که اعمال و رفتار افراد در جامعه را تعیین می­کنند­(کوئن، 1382 و داریاپور، 1386). در واقع ارزش­ها، استانداردها و معیارهایی برای ارزیابی اعمال و پیامدها، قضاوت کردند درباره ایده او رفتار، طرح­ریزی و هدایت رفتار، تصمیم­گیری بین شقوق، مقایسه کردن خود با دیگران، مدیریت کردن تعاملات اجتماعی و ارائه آن به دیگران را فراهم می­کنند(cilali and Teaur, 1998).

- تفاوت نسلی: تفاوت نسلی به معنای قبول حضور سه نسل مستقل مرتبط با یکدیگر در متن اجتماعی و فرهنگی است. هر نسلی با توجه به درک و فهمی که از اوضاع و موقعیت­های پیرامونی دارد، هویت مستقلی که درعین حال نیز به لحاظ حضور همزمان رابطه تعاملی پیدا می­کنند(آزاد ارمکی، 1386: 56 و کاظمی­پور، 1388: 16).

- نسل: نسل در جمعیت­شناسی به گروهی از افراد اطلاق می­شود که مرحله­ای از حیات را با یکدیگر آغاز کرده یا پایان داده باشند­(­ساروخانی، 1370: 107).

- سرمایه فرهنگی: سرمایه فرهنگی یعنی قدرت شناخت و قابلیت استفاده از کالاهای فرهنگی در هر فرد و آن در برگیرنده تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی­شدن در فرد انباشته می­شود(بوردیو، 1381).

- پایگاه اجتماعی: پایگاه اجتماعی- اقتصادی، پایگاهی است که فرد در میان یک گروه دارد، یا به مرتبه اجتماعی- اقتصادی یک گروه در مقایسه با گروه‏های دیگر گفته می‏شود. به بیان دیگر، موقعیتی که یک فرد یا خانواده با ارجاع به استانداردهای میانگین رایج درباره ویژگی‏های فرهنگی، درآمد موثر، دارایی‏های مادی و مشارکت در فعالیت‏های گروهی- اجتماعی به دست می‏آورد­(کوئن­، 1373: 240).

- رسانه­های­جمعی: به مجموعه‌ای از ابزارها اطلاق می‌شود که به نحوی اطلاعات را به شکل جهانی توزیع می‌کنند(برزگر، 1385).

- احساس امنیت: امنیت به معنای حفاظت در برابر خطر (امنیت عینی)، احساس ایمنی (امنیت ذهنی) و رهایی از تردید (اعتماد به دریافت­های شخصی) می­باشد­(بوزان، 1378: 52) به عقیده بوزان امنیت بشری به 5 دسته تقسیم می­شود که عبارت است از: امنیت نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست­محیطی­(همان: 34).

 

تعاریف عملیاتی متغیر پیش­بین )­ملاک(

ارزش­های فرا­مادی شامل:

- احترام به اندیشه­ها

- اعطای حق مشارکت در تصمیم­گیری مهم دولت

- آزادی بیان

- جامعه انسانی و دوستانه­تر

- زیبا­تر کردن چهره شهرها و حومه­های آن­ها

ارزش­های مادی شامل:

بعد اول: امنیت اقتصادی

- مبارزه با تورم یا افزایش قیمت­ها

- اقتصاد پایدار و با ثبات

بعد دوم: امنیت جانی

- نیروی دفاعی قوی

- حفظ نظم

- مبارزه با جرم و جنایت

سرمایه فرهنگی: شامل سه بعد سرمایه فرهنگی خانواده یا فضای فرهنگی خانواده، هنر دوست بودن خانواده و سرمایه فرهنگی خود فرد.

دین­داری: شامل اعتقاد به جهنم و بهشت، اعتقاد به معاد، اعتقاد به شیطان، اعتقاد به گناه، اعتقاد به روح و اعتقاد به خدا.

  پایگاه اقتصادی و اجتماعی عبارت است از: منزلت شغلی پدر، میزان تحصیلات پدر و درآمد خانواده.

استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های ­جمعی: منظور استفاده از محتوای رسانه­های جمعی شبکه­های تلویزیون داخلی، فیلم­های سینمایی، شبکه­های ماهواره­ای­ و استفاده از شبکه­های اینترنتی خواهد بود، از جمله برنامه­های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، موزیک، فیلم و سریال علمی است.

وسایل رفاهی: در این تحقیق منظور از وسایل رفاهی نوع مالکیت منزل، امکانات و وسایل مورد استفاده در خانواده شامل وسایل ضروری، وسائل لوکس و زینتی، وسایل الکترونیکی شخصی و اینترنت است.

احساس امنیت: در این تحقیق احساس امنیت در سه بعد امنیت جانی، امنیت شغلی و امنیت مالی سنجیده شد و در سطح  فاصله­ای سنجیده می­شود.

شیوه­های تربیتی: شیوه­های تربیتی با استفاده از 4 سوال با طیف لیکرت و در سطح اسمی­، که شامل دو قسم شیوه تربیتی همنوایی و شیوه تربیتی خود رهبری می­باشد.

 

تحقیقات انجام شده

پژوهش الیاسی(1386) که درباره سنجش رابطه گسست نسلی با سبک فرزند­پروری پدران صورت گرفت. در این تحقیق که از روش پیمایشی و در نمونه­ای به حجم 200 پدر و پسر دانش­آموز که به صورت تصادفی گزینش شده بودند نشان داد که اولاً بین دو سوم نوجوانان و پدران آنان گسست روانی وجود دارد؛ ثانیاً بین رشد اخلاقی پدران و میزان گسست روانی آنان رابطه معنی­داری وجود دارد؛ ثالثاً بین رشداخلاقی پدارن و نگرش­های سیاسی آنان با نگرش­های فرزندان­شان رابطه وجود دارد(الیاسی، 1386).

تحقیق دیگری با عنوان نقش شکاف­انداز تجربیات نسلی در ایران توسط کاشی و گودرزی بر مبنای تحلیل یافته­های موج نخست پیمایش ملی ارزش­ها و نگرش­های ایرانیان­، در سال 1383 انجام شد، در این پژوهش، تفاوت ارزش­ها و نگرش­های نسلی مورد بررسی قرار گرفت.

محققان با تکیه بر رویکرد تجربه نسلی و با استناد به نظریه روانکاوانه کریستوفر بالس، دو تجربه گرم و فراگیر جنگ و انقلاب را، کانون اصلی و همگرایی و واگرایی­های میان گروه­های سنی در ایران دانسته و نسل­های گوناگون را بر مبنای نسبتی که با تجربیات نسل جنگ، نسل دارای خاطره موثر از جنگ و نسل فاقد خاطره جنگ داشتند. در این پژوهش، باور به گرایش­های نسلی، در سه حوزه ارتباطات چهره به چهره، حوزه تعمیم یافته اجتماعی و حوزه تعاملات نهادی مورد بررسی قرار گرفته است.

یافته­های این تحقیق وجود تعارض ارزشی و نگرش نسلی را تایید نمی­کند، اما تجربیات نسلی را در بروز تفاوت میان نسل­های گوناگون، نمایان می­سازد(­کاشی و دیگری، 1384: 251).

زهرا داریارپور(1386) استادیار دانشگاه شاهد درپژوهشی تحت عنوان ساختار ارزشی و مناسبات نسلی بر مبنای چارچوب نظری شواتز، ارزش­های جوانان و بزرگسالان را با هم مقایسه نمود. یافته­های پژوهش وی نشان دادکه کم اهمیت­ترین ارزش­ها درنزد بزرگسالان، بلند­پروازی، حادثه­جویی و خوشگذرانی است. مهم­ترین ارزش­ها در نزد بزرگسالان امنیت، مساوات و فرصت­های یکسان است. مهم­ترین ارزش­ها در نزد جوانان سلامتی، احترام و آزادی است. ارزش­های جوانان در 28 مورد با بزرگسالان دارای تفاوت معنی­داری است. میزان اهمیت جوانان به انواع ارزشی امنیت­، سنت، جهان­گرایی و بر­انگیختگی با بزرگسالان متفاوت است.

یوسفی(1383) در بررسی تفاوت ارزش­های پدران با فرزندان­شان و عوامل تاثیرگذار بر آن در شهر تهران با استفاده از روش پیمایشی و تکنیک پرسشنامه و مصاحبه به جمع­آوری اطلاعات پرداخته است. نتایج پژوهش وی نشان داد که بین متغیر­های تضاد هنجاری نسل­ها، استبدادگرایی پدران، حشو ارزشی پدران، بحران هویت نسل فرزندان، فرد­گرایی نسل فرزندان­، فاصله تحصیلی والدین با فرزندان و شکاف بین­نسل­ها رابطه معنی­داری وجود دارد.

قاضی­نژاد درسال 1383 در پایان­نامه خود باعنوان نسل­ها و ارزشی نسل جوان و بزرگسال به شناخت و تحلیل پدیده تفاوت یا شکاف نسلی در بعد ارزش­ها می­پردازد. داده­ها حاکی از آن هستند که هر چند برخی شباهت­های ارزشی، به ­ویژه در زمینه ارزش­های مرتبط باسطوح اجتماعی و ملی نظیر نظم، امنیت، همکاری و توسعه در میان سه نسل وجود دارد. در خصوص شمار درخور توجهی از مقولات و جهت­گیری­های ارزشینظیر ارزش­های مربوط به اعتقاد و پای­بندی مذهبی بین سه نسل و عمدتاً بین نسل­های سوم (جوان) و دوم (میانه) تفاوت جدی و معنی­داری وجود دارد­(قاضی­نژاد، 1383).

اسماعیلی درسال1381، به بررسی فاصله پیری نسلی و تغییرات فرهنگی درجامعه شهری اصفهان پرداخته است. یافته­ها حاکی از آن است که در برخی از موارد و موضوع ما، از جمله عقاید و باورها و رفتارهای مذهبی، جامعه شهری اصفهان در حالت فاصله­گیری نسلی شدیدتری قرار گرفته است(اسماعیلی، 1381).

ربانی و محمد­زاده­(1385)، بررسی کیفی شکاف نسلی ارزشی بین مادران و دختران در مشهد با تاکید بر ارزش­های دینی را انجام داده است که هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی شکاف نسلی ارزشی بین مادران و دختران با تاکید بر ارزش­های دینی در شهرمشهد است. جامعه آماری مادران و دختران در شهر مشهد را در­ بر ­می­گیرد که بر اساس سرشماری سال 1385، 1203476 نفر بوده­اند. از میان دختران جوان 18 تا 29 ساله و والدین آن­ها 30 نفر به روش نمونه­گیری هدف­مند انتخاب شدند. روش تحقیق کیفی بوده است، نتایج این پژوهش نشان داد که مادران در زمینه ارزش­های دینی بر روی دختران­شان تاثیر به سزایی داشته­اند و اختلاف بین دختران و مادران در زمینه این ارزش­ها بر روابط بین آن­ها تاثیرگذار نیست. بر این اساس، می­توان گفت بین دختران جوان و مادران آن­ها در زمینه ارزش­های دینی تفاوت نسلی وجود دارد.

یوت شونفولونگ(2001) در مقاله­ای تحت عنوان بررسی انتقال بین نسلی ارزش­ها که بر روی 200 تن از پدران و فرزندان ترکیه­ای ساکن در دو منطقه آلمان و 100 تن از پدران و فرزندان ساکن در ترکیه انجام داده بود، به این نتیجه رسید که بین فردگرایی- جمع­گرایی و انتقال ارزشی رابطه وجود دارد. به این صورت که در فرهنگ­های جمع­گراتر انتقال ارزشی بهتر صورت می­گیرد، "هر چه قدر جوانان جمع­گراتر باشند، بیشتر به آمال و خواسته­های خانوادگی وفادارند و فردگرایی جوانان بستری برای فاصله افتادن بین جوانان و بزرگسالان است"( 2001: 174,­Schonpflug).

رابرت پاتنام(2000) جامعه­شناس آمریکایی یکی از کسانی است که تفاوت نسلی را به طور تجربی به تصویر کشیده است، وی به خوبی نشان داده است که از دهه 60 تا به امروز، جامعه آمریکا شاهد افول تدریجی آن­چه وی سرمایه اجتماعی می­نامد، بوده است. نشانه­های عمده این افول را پاتنام در تضعیف ارتباطات اجتماعی، افول حساسیت­های سیاسی، تخریب اعتماد عمومی و خود ­محوری شدن روز­افزون آمریکایی­ها می­بیند. نکته محوری در مطالعه پانتام که به بحث ما مربوط می­شود، این است که این روند نزولی مشارکت مدنی­، نسل به نسل شدت گرفته است تا جایی که کمترین میزان مشارکت مدنی و حساسیت اجتماعی را در میان متولدین دهه­های 60 و 70 می­توان مشاهده کرد. مهم­ترین این تمایزات عبارت است از: فردگرایی و نیز مادی­گرایی بیشتر جوانان­، ارتباطات کم عمق اجتماعی، نارضایتی بیشتر، مشارکت اجتماعی کمتر، سوء­ظن و بی­اعتمادی نسبت به سایرین و نیز نسبت به حکومت­(Putnam, 2000: 260).

لیاث کولیک­(2005) در تحقیقی به بررسی تطبیقی تاثیر متغیرهای زمینه­ای بر نگرش­های راجع به زندگی خانوادگی در بین والدین و فرزندان پرداخته است. نمونه این تحقیق شامل 98 نوجوان (با میانگین سن 15 سال) 98 پدر و 98 مادر در اسرائیل بوده است. هدف این تحقیق بررسی نگرش­های والدین و فرزندان راجع به سه جنبه خانوادگی نقش­های جنسیتی، همجنس­گرایی و طلاق و بررسی این مساله که کدام متغیرهای پس زمینه­ای والدین بر این نگرش­ها موثرند بوده است. در این راستا سه دسته از متغیرهای زمینه­ای تحلیل شده­اند: متغیرهای شخصی (سن، دین­داری و قومیت)، متغیرهای شغلی، تحصیلی (سطح تحصیلات، فشار کاری و درآمد) و متغیرهای خانوادگی (مدت زمان ازدواج و تعداد فرزندان). نتایج این تحقیق نشان­دهنده تاثیر بیشتر متغیرهای زمینه­ای بر نگرش­های والدین نسبت به نگرش فرزندان بوده و قدرت تبیین این متغیرها را نشان می­دهد. اما طبق نتایج، تفاوت زیادی در نگرش­های دو نسل گزارش نشده است. نتایج این تحقیق در کل تصویر پیچیده­ای از انتقال بین نسلی را نشان می­دهد که در برخی حوزه­ها ضعیف­تر از حوزه­های دیگر صورت می­گیرد. در تحلیل این مساله محقق وضعیت گذار از سنت به مدرنیته و هم­چنین جوان بودن جامعه اسرائیل را در کنار متغیرهای زمینه­ای تحقیق مهم دانسته و بر چالش­های فراروی محققان روابط خانوادگی و انتقال بین نسلی در کشورهای در حال گذار تاکید می­کند.

برودی و همکاران(1994) نیز تحلیلی طولی از داده­های پیمایش ملی کودکان در آمریکا مربوط به مقاطع زمانی (1987 و 1981) انجام داده­اند. نمونه آن­ها شامل 592 خانواده که در هر دو پیمایش شرکت داشته­اند بوده است. نتایج تحلیلی نشان داد که نوجوانانی که به صورت فعال در تصمیم­گیری­های خانواده شرکت داده شده­اند و روابط آن­ها با پدران­شان صمیمی­تر بوده است (بر­ اساس داده­های 1981)، در پیمایش شش سال بعد نگرش­های آن­ها با پدرانشان شباهت بیشتری داشته است.

 

جامعه آماری و حجم نمونه

در این تحقیق جامعه آماری عبارت از تمام افراد شهر اشنویه می­باشد که در فاصله سنی 60-14 سال قرار دارند، حجم کل جامعه آماری 27135 است. مشتمل بر دو نسل اول (پدر)، نسل دوم (فرزند، پسر) می­باشد.

برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که در نهایت 376 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. این تحقیق شامل کلیه افراد (مربوط به شهروندان) شهر اشنویه با دامنه سنی 60-14 ساله می­باشد که بر اساس آمار اخذ شده از شبکه بهداشت و درمان شهرستان اشنویه و بر اساس آخرین آمار سال 93 تعداد 27135 نفر هستند.

در این تحقیق از روش نمونه­گیری خوشه­ای چند ­مرحله­ای جهت انتخاب نمونه استفاده شده است. بدین صورت که ابتدا از کل شهر به صورت تصادفی ساده 5 محله انتخاب شده است، سپس از میان محلات مجدداً به صورت تصادفی کوچه­هایی برای نمونه­گیری انتخاب شده و نهایتاً در داخل هر کوچه خانوارها نیز تصادفی انتخاب گردیدند و از هر خانوار یک فرزند با یکی از والدین (فرد 60-14 ساله) برای تکمیل پرسشنامه انتخاب شد.

 

 

ابزارهای اندازه‌گیری

با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته با درجه­بندی طیف لیکرت به اندازه­گیری می­پردازیم.

 

اعتبار و پایایی

پایایی مقیاس با استفاده از روش آلفای کرونباخ و اعتبار محتوا از طریق اعتبار صوری سنجیده شد.

 

جدول شماره (1): میزان پایایی 

متغیرها

میزان آلفای کرونباخ

جهت­گیری ارزشی

86/0

دین­داری

88/0

احساس امنیت

86/0

سرمایه فرهنگی

82/0

 

 

 

 

 

 

روش تحقیق (چگونگی جمع‌آوری داده‌ها)

نوع روش تحقیق روش پیمایش است. در مرحله اول که به صورت کتابخانه‌ای می­باشد، از فیش به عنوان ابزارگردآوری و در مرحله دوم که به صورت میـدانی بود، بـرای گـردآوری داده‌ها از ابـزار پرسشـنامه محقق ساخـته جهت سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد.

 

یافته‌ها

از نظر تحصیلات نمونه‌ مورد بررسی، در نسل اول (والد) مقطع‌ تحصیلی فوق دیپلم با (6/34) درصد بیشترین فراوانی و خواندن و نوشتن با (3/0) درصد کمترین درصد فراوانی را دارد. در نسل دوم (فرزند) کمترین فراوانی مربوط به بی­سواد (0/0) درصد و بیشترین فراوانی مربوط به مقطع دیپلم با (8/37) درصد می­باشد. درآمد دو گروه با هم سنجیده شده است، ابتدا به صورت یک سوال باز و به صورت طیف فاصله­ای سنجیده شد و بعد به صورت طیف رتبه­ای به 7 رتبه تقسیم کردیم. بیشترین فراوانی درآمد دو گروه، 700000 تا 1000000 تومان با (2/24) درصد می­باشد. از نظر نوع منزل مسکونی از کل نمونه مورد بررسی، نوع منزل مسکونی شخصی با 9/72 درصد، بیشترین فراوانی و نوعی منزل مسکونی سازمانی با 9/2 درصد کمترین درصد فراوانی را دارد. از نظر نوع شغل، بیشترین فراوانی در نسل اول (والد) شغل کشاورزی با (2/42) درصد و در نسل دوم (فرزند) شغل دانش­آموز  با (2/23) درصد می­باشند.

 

 

 

بحث و نتیجه‌گیری

هدف این تحقیق، تعیین تفاوت جهت­گیری ارزشی دو نسل و عوامل مرتبط با آن می‌باشد. بدین‌ منظور پس از بررسی رویکردهای تئوریکی مختلف و متغیرهای زمینه‌ای، مدل تحلیلی مبتنی بر تلفیق تئوری‌ها به دست آمد. سپس به بررسی مدل فوق، با توجه به داده‌های حاصل از روش پیمایش که در سطح شهر اشنویه از طریق نمونه‌گیری خوشه­ای چند­مرحله­ای به دست آمد، پرداختیم. برای آگاهی از خلاصه‌ی نتایج حاصل از این تحقیق، در ادامه، به تشریح نتایج بر اساس اهداف و فرضیات تحقیق می‌پردازیم.

فرضیه‌ اول بیان می‌کرد که بین جهت­گیری ارزشی دو نسل تفاوت وجود دارد. نظریه اینگلهارت در خصوص دگرگونی ارزشی پیش­بینی می­کند که جایگزینی جمعیت نسل جدید به تدریج به جا­به­جایی بلند­مدت از ارزش­های مادی به ارزش­های فرامادی منجر خواهد شد. این نظریه نه تنها امکان پیش­بینی جهت دگرگونی در آینده، بلکه دامنه این دگرگونی را که از جایگزینی نسلی انتظار می­رود، فراهم می­کند. با توجه به این امر که جایگزینی نسلی تنها عامل درگیر نیست، بلکه مولفه­ای مهم در دگرگونی ارزشی به شمار می­رود.

بررسی اینگلهارت در کشورهای غربی میان گروه­های سنی مختلف بیانگر آن است که گروه­های سنی جوان­تر نسبت به گروه­های سنی مسن­تر سطوح بالاتری از فرامادی­گری را دارند. وی با اشاره به مطلعات خود که به صورت پانل انجام شده است، نتیجه­گیری می­کند که جایگزینی نسل جدید و جوان، تحول اساسی از ارزش­ها را موجب خواهد شد. غالب تحقیقات بر تفاوت بین نسلی در زمینه ارزش­ها و جهت­گیری نسل­ها تاکید کرده­اند و کمتر بر تفاوت و شکاف بین نسلی در این باب اشاره دارند. میان گروه­های سنی شباهت­ها و تفاوت­هایی مشاهده می­شود. یعنی می­­توان تحلیل یافته­ها را یک­باره بر مبنای شباهت­ها و دیگر بار بر­ مبنای تفاوت­ها سامان داد و نتایج به دست ‌آمده مشابه با تحقیقات انجام‌ شده الیاسی­(1386)، دادایار­(1386)، یوسفی­(1383)، ابراهیمی­(1386)، قاضی­نژاد­(1383)، اسماعیلی­(1381)، ربانی و محمدزاده (1385)، فلاح­(1387) و کاشی همسو می­باشد.

فرضیه‌ دوم بیان می‌کرد که بین شیوه­های تربیتی و جهت­گیری ارزشی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج تفاوت میانگین در نسل والد نشان ‌داد که بین دو متغیر شیوه­های تربیتی در نسل اول (والد) با سطح معنی‌داری (001/0) و کوچک­تر از (05/0) می‌باشد تفاوت تایید گردید، هم­چنین در نسل دوم (فرزند) با سطح معنی­داری (004/0) تفاوت تایید گردید، بنابراین شیوه­های تربیتی خانواده در دو نسل  باعث ایجاد تفاوت نسلی می­باشد. بر طبق نظریه شواتز و گیسون­(1998) دیدگاه خرد بر روابط بین نسلی در سطح خانواده­ها متمرکز است، در این دیدگاه آن­چه اهمیت دارد پیوستگی و انسجام بین شخصی است و زمان به لحاظ وقایع مربوط به رشد فرد و چرخه زندگی مورد توجه قرار می­گیرد. در واقع چگونگی جامعه­پذیری فرد برای ورود به دوره بلوغ و انتقال ارزش­ها، گرایش­ها و رفتارها حائز اهمیت است، نتیجه‌ به دست ‌آمده با تحقیق الیاسی­(1386) همسو می‌باشد.

فرضیه‌ سوم بیان می‌کرد که بین میزان احساس امنیت و جهت­گیری ارزشی رابطه وجود دارد. نتایج روابط همبستگی نشان داد که بین دو متغیر میزان احساس امنیت و جهت­گیری ارزشی در نسل اول (والد)­، برابر با (84/0) و سطح معنی­داری (242/0) است و بزرگ­تر از (05/0) می‌باشد بنابراین رابطه‌ی معنی‌داری نیست­؛ اما در نسل دوم با ضریب همبستگی (185/0-) و سطح معنی­داری (010/0)­، رابطه معنی­دار است­، بنا به تعبیر اینگلهارت، فرامادیون کسانی هستند که در دوران شکل­گیری شخصیت­شان (پیش از بلوغ) دارای امنیت سازنده بودند، یعنی دارای امنیت اقتصادی و جانی. این افراد کسانی هستند که اولویت­های ارزشی­شان فرامادی­گرایانه است، چرا که آن­ها امنیت مادی و جانی را مسلم فرض کرده­اند. بنابراین یک دسته نیازهای دیگری برای آن­ها مطرح می­شود، نیازهایی چون خود شکوفایی، عشق و دلبستگی که نیازهای سطح بالا هستند. آن­ها کسانی هستند که به انتخاب انسانی اهمیت بسیار زیادی می­دهند. ولی مادی­گرایان افرادی هستند که به دلیل نداشتن احساس امنیت سازنده ناشی از دوران شکل­گیری شخصیت­شان و وضعیت اقتصادی فعلی، دارای اولویت مادی­گرایانه هستند. اینان بیشتر بر امنیت اقتصادی و جانی تاکید می­کنند. همین امر منجر به جهت­گیریهای بسیار متفاوت مادیون و فرامادیون نسبت به بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می­شود و نگرش­های آن­ها را نسبت به بسیاری از هنجارهای سنتی جنسیتی مانند­: روابط جنسی نامشروع، فحشا، سقط جنین، طلاق و ... متفاوت می­کند. به منزله یک تعمیم گسترده می­توان اظهار داشت مادیون بسیار بیشتر از فرامادیون از هنجارهای سنتی حمایت می­کنند. با توجه به نتایج این روابط، تفاوت نسلی بر­حسب اساس امنیت در بین دو نسل وجود دارد و با تحقیقات قاضی­نژاد­(1383) همسو می­باشد.

فرضیه‌ چهارم بیان می‌کردکه بین میزان استفاده ازوسایل رفاهی و جهت­گیری ارزشی رابطه‌ معناداری وجود دارد؛ نتایج نشان داد ضریب همبستگی بین نسل اول (والد) 988/0 و سطح معنی‌داری آن 001/0- می‌باشد، کمتر از 05/0 است پس رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری وجود دارد و در نسل دوم (فرزند) ضریب همبستگی (252/0) با سطح معنی­داری (000/0) نیز معنی­دار می­باشد. گیدنز معتقد است مختصات زندگی نسل­ها در شرایط اجتماعی جدید متحول شده است. این تحول در نظام فکری او در مفاهیمی مثل شیوه زندگی، اعتماد، رابطه ناب، خصوصی­سازی و شور و شوق انعکاس یافته است. به نظر گیدنز، اختلاف بین نسل­ها در واقع نوعی به حساب آوردن زمان در جامعه مدرن است. او از زوایای گوناگونی تحولات و تغییرات نسلی را مورد توجه قرار داده است. از دید وی، شیوه زندگی یا سبک زندگی، تعریف جدیدی از برنامه­های زندگی ارائه می­دهد و نتیجه عملی آن، تغییر رفتارها و تحول هنجارها و ارزش­ها در حوزه مصرف و بازتولید آن است. هر چه وضع و حال جامعه و محیطی که فرد در آن به سر می­برد، به دنیای مدرن نزدیک­تر باشد، شیوه زندگی او نیز با ارزش­های جدید سر و کار بیشتری خواهد داشت.

فرضیه‌ پنجم بیان می‌کرد که بین میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی و جهت­گیری ارزشی رابطه معناداری وجود دارد؛ نتایج همبستگی در نسل اول (والد) برابر با (084/0) و سطح معنی­داری (243/0)­، فرضیه تایید نمی­گردد و هم­چنین در ضریب همبستگی نسل دوم برابر با (174/0) و سطح معنی­داری (016/0) فرض تایید می­گردد، بنابراین فرض تفاوت بین­ نسلی برحسب استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی تایید می­گردد­. مارگارت مید توضیح می­دهدکه پیوستگی فرهنگی نسل­ها، که عامل انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر است، در جامعه کنونی از میان رفته و نسل­های مختلف به واسطه رشد سریع تکنولوژی علمی­، انقلاب فن­آوری و توسعه وسایل ارتباط جمعی و ارتباطات، امکان درک یکدیگر و گفت­گو با هم را از دست داده­اند، به زعم وی تنها بیگانگی نسل دوم (جوان) مطرح نیست بلکه به همان اندازه باید به بیگانگی نسل اول (بزرگسال) نیز توجه کرد، هر دو معانی موجود در گفتگو­ها را درک نمی­کنند. از نظر اینگلهارت نیز رشد و اشاعه رسانه­های جمعی منجر به تغییر در مهم­ترین ارزش­ها می­شود که با تحقیقات معدنی و خسروانی همسو می­باشد.

فرضیه‌ ششم بیان می‌کرد که بین سرمایه فرهنگی با جهت­گیری ارزشی رابطه معناداری وجود دارد؛ نتایج نشان‌داد، ضریب همبستگی نسل اول (والد) 253/0 با سطح معنی­داری 000/0 فرضیه تایید می­گردد و در نسل دوم نیز با ضریب همبستگی 237/0 و سطح معنی­داری 001/0 تایید شده است، بنابراین بین دو نسل بر­حسب سرمایه فرهنگی تفاوت نسلی وجود ندارد. اینگلهارت در این باره می­نویسد: فراگرد دگرگونی ارزش­ها در میان نسل­ها به تدریج به سیاست و هنجار­های فرهنگی جوامع پیشرفته انتقال می­یابد. تحول از ارزش­های مادی به فرامادی، مسائل سیاسی جدیدی را به مرکز صحنه آورده و نیرو محرکه اصلی بسیاری از جنبش­ها گردیده است، احزاب موجود را دچار انشعاب­کرده، موجب پیدایش احزاب جدید شده و معیارهایی را که مردم با آن درک ذهنی خود را از سعادت ارزشیابی می­کنند، دگرگون کرده است. از دید اینگلهارت خیزش فرامادی­گری تنها یک جنبه از فراگرد گسترده دگرگونی فرهنگی است که به گرایش­های مذهبی، نقش­های جنسیتی، هنجارهای­ جنسی و هنجارهای فرهنگی جوامع غرب شکل نوینی بخشیده است. اختلافات بسیار جزئی در ترجیحات ارزشی دو نسل وجود دارند، نتیجه به دست آمده با تحقیقات یوسفی (1383) همسو می­باشد.

فرضیه هفتم بیان می‌کرد که بین میزان دین­داری با جهت­گیری ارزشی رابطه معناداری وجود دارد؛ نتایج نشان‌داد، ضریب همبستگی نسل اول (والد) 244/0 با سطح معنی­داری 000/0 فرضیه تایید می­گردد و در نسل دوم نیز با ضریب همبستگی 237/0 و سطح معنی­داری 001/0 تایید شده است. بنابراین بین دو نسل بر­حسب میزان دین­داری تفاوت نسلی وجود ندارد. نتیجه به دست آمده با تحقیقات ملکی(1375)، قاضی­نژاد(1383)، اسماعیلی­(1381) و ربانی و محمدزاده­(1385)، همسو می­باشد.

فرضیه‌ هشتم بیان می‌کند، بین پایگاه اقتصادی و اجتماعی و جهت­گیری ارزشی تفاوت نسلی وجود دارد؛ در آنالیز واریانس یک­ طرفه نسل اول سطح معنی‌داری برابر (004/0) است. با توجه به کوچک­تر بودن سطح معنی‌داری آنالیز واریانس از 05/0، تفاوت معنی‌دار می‌باشد. در آنالیز واریانس یک ­طرفه نسل دوم سطح معنی‌داری برابر 015/0 است. با توجه به کوچک­تر بودن سطح معنی‌داری آنالیز واریانس از 05/0، تفاوت معنی‌دار می‌باشد در نتیجه جهت­گیری ارزشی در سطوح مختلف پایگاه اقتصادی و اجتماعی تفاوت معنی‌داری دارد. تفاوت بین نسلی بر­حسب پایگاه اقتصادی و اجتماعی دو نسل وجود ندارد. نتیجه به دست آمده با تحقیقات فلاح­(1387)­، همسو می­باشد. این ­که شخص ارزش­های مادی داشته باشد یا فرامادی، تاثیر مهمی بر این داردکه او بر اشکال اقتصادی یا غیراقتصادی موفقیت تاکید ورزد. طبق داده­های زمینه­یابی نوسان سنج اروپا، در همه کشورها، پرسش­ شوندگان مادی دستمزد خوب و شغل امن را انتخاب می­کنند، درحالی­که فرامادیون، کار با مردمی را دوست دارند و احساس رضایت می­کنند را انتخاب می­کنند. در کل، فرامادیون دو برابر بیش از مادیون این ارزش­ها را انتخاب می­کنند. بنابراین دستمزد بالا به هیچ وجه برای قشرهای جوان­تر و ماهرتر نیروی­کار برانگیزاننده نیست. آن­ها بیشتر در جستجوی کار جالب، معنادار و مورد علاقه هستند و از این رو فرامادیون درآمدشان از همتایان مادی خود کمتر است.

کشورهایی که نسبت فرامادیون در آن­ها تقریباً زیاد است در مقایسه با کشورهایی که سهم مادیون در آن­ها بیشتر است از آهنگ رشد اقتصادی کمتری برخوردارند. این امر بازتاب تفاوت­های سطح فردی در انگیزه­های متداول است که ریشه در ارزش­های تلقین شده دوران کودکی دارد. چرا که در کشورهایی که دارای نسبت زیادی از فرامادیون هستند، کمتر به موفقیت اقتصادی اهمیت می­دهند و بیشتر در جستجوی وجهه شغلی، تجربه­های جالب و به طور کلی کیفیت زندگی مطلوب هستند.

 

پیشنهادهای کاربردی

1. سیاست‌های دولت باید از طریق ارزش‌های فرهنگی جدید با اشکال مختلف جامعه‌پذیری بیشتر رفتار و انگیزه‌های مردم را دگرگون سازد، لازمه‌ تغییر رفتار و انگیزه مردم نیز به وجود آمدن احزاب و انجمن‌های گوناگون در جامعه می‌باشد.

2. با توجه به تحولات فرهنگی جهانی در تعامل با تحولات اجتماعی ایران، موجب پیدایش مجموعه‌ای از ارزش‌های جدید از قبیل  اهمیت پیدا کردن تحصیلات، فعالیت‌های هنری، اوقات فراغت و غیره در میان جوانان شده ‌است، بنابراین باید مفری برای توسعه تغییرات به وجود‌ آمده در راستای سیاست‌های دولت نیز اعمال شود.

 

 

 

منابع

آزاد­ ارمکی، غ، ر. (1383). جامعه­شناسی در ایران. پژوهشکده علوم انسانی جهاد دانشگاهی تهران.

اسماعیلی، ر. (1381). فاصله­گیری نسلی و تغییرات فرهنگی در جامعه شهری اصفهان. آموزه. شماره 13، صص 24-19.

الیاسی، م، ح. (1386). سنجش گسست نسلی با سبک فرزند­پروری پدارن. مجله جوانان و مناسبات نسلی. شماره 1، صص 39-25.

اینگلهارت، ر؛ و همکاران. (1378). امنیت اقتصادی و دگرگونی ارزشی. ترجمه: ش، شفیع­خانی. نامه پژوهش. شماره­های 14 و 15.

برزگر، م. (1385). اصول و مفاهیم فن­آوری اطلاعات. تهران: انتشارات بهینه.

بوردیو، پ. (1381). نظریه کنش، دلایل عملی و انتخاب عقلانی. ترجمه: س، م، مردی­ها. تهران: انتشارات نقش و نگار.

بوزان، ب. (1378). مردم، دولت­ها و هراس. ترجمه: پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

داریاپور، ز. (1386). ساختار ارزشی و مناسبات نسلی. فصلنامه تخصصی جوانان و مناسابات نسلی. شماره اول.

ربانی، ر؛ و دیگری. (1384). فاصله نسلی با تاکید بر وضعیت دین­داری و ارزش­های اجتماعی، (مطالعه موردی شهر دهدشت). مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان. سال دوم، شماره 19، صص 21-20.

ساروخانی، ب. (1370). دایرة­المعارف علوم اجتماعی. تهران: انتشارات کیهان. چاپ اول.

قاضی­نژاد، م. (1383). نسل­ها و ارزش­ها: بررسی و تحلیل جامعه­شناختی تفاوت گرایشات ارزشی نسل جوان و بزرگسال. پایان­نامه دکتری جامعه­شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

کاشی، غ، ر؛ و دیگری. (1384). نقش شکاف­انداز تجربیات نسلی در ایران. رفاه اجتماعی. شماره 16، صص 292-251.

کوئن، ب. (1374). مبانی جامعه­شناسی. ترجمه: غ، ع، توسلی. تهران: انتشارات سمت.

یوسفی، ن. (1383). شکاف بین نسل­ها، بررسی نظری و تجربی. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

Abramson, P. & Ronald, I. (1992). Generational Replacemenet-political scince. No. 22, P.p: 183-225.

Cileli, M. & Tezer, E. (1998). Life and value orientations of Turkish university students. Adolescence. Vol. 32 & 33.

Putnam, R. (2000). Bowing Alone, the collaps and Revival of American community. New York: Simon and Schuster.

 

 



[1]. دانش­آموخته کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز – ایران.    

[2]. استادیار دانشگاه ارومیه– ایران (نویسنده مسئول).              

آزاد­ ارمکی، غ، ر. (1383). جامعه­شناسی در ایران. پژوهشکده علوم انسانی جهاد دانشگاهی تهران.

اسماعیلی، ر. (1381). فاصله­گیری نسلی و تغییرات فرهنگی در جامعه شهری اصفهان. آموزه. شماره 13، صص 24-19.

الیاسی، م، ح. (1386). سنجش گسست نسلی با سبک فرزند­پروری پدارن. مجله جوانان و مناسبات نسلی. شماره 1، صص 39-25.

اینگلهارت، ر؛ و همکاران. (1378). امنیت اقتصادی و دگرگونی ارزشی. ترجمه: ش، شفیع­خانی. نامه پژوهش. شماره­های 14 و 15.

برزگر، م. (1385). اصول و مفاهیم فن­آوری اطلاعات. تهران: انتشارات بهینه.

بوردیو، پ. (1381). نظریه کنش، دلایل عملی و انتخاب عقلانی. ترجمه: س، م، مردی­ها. تهران: انتشارات نقش و نگار.

بوزان، ب. (1378). مردم، دولت­ها و هراس. ترجمه: پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

داریاپور، ز. (1386). ساختار ارزشی و مناسبات نسلی. فصلنامه تخصصی جوانان و مناسابات نسلی. شماره اول.

ربانی، ر؛ و دیگری. (1384). فاصله نسلی با تاکید بر وضعیت دین­داری و ارزش­های اجتماعی، (مطالعه موردی شهر دهدشت). مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان. سال دوم، شماره 19، صص 21-20.

ساروخانی، ب. (1370). دایرة­المعارف علوم اجتماعی. تهران: انتشارات کیهان. چاپ اول.

قاضی­نژاد، م. (1383). نسل­ها و ارزش­ها: بررسی و تحلیل جامعه­شناختی تفاوت گرایشات ارزشی نسل جوان و بزرگسال. پایان­نامه دکتری جامعه­شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

کاشی، غ، ر؛ و دیگری. (1384). نقش شکاف­انداز تجربیات نسلی در ایران. رفاه اجتماعی. شماره 16، صص 292-251.

کوئن، ب. (1374). مبانی جامعه­شناسی. ترجمه: غ، ع، توسلی. تهران: انتشارات سمت.

یوسفی، ن. (1383). شکاف بین نسل­ها، بررسی نظری و تجربی. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

Abramson, P. & Ronald, I. (1992). Generational Replacemenet-political scince. No. 22, P.p: 183-225.

Cileli, M. & Tezer, E. (1998). Life and value orientations of Turkish university students. Adolescence. Vol. 32 & 33.

Putnam, R. (2000). Bowing Alone, the collaps and Revival of American community. New York: Simon and Schuster.