مصرف کالاهای فرهنگی و عوامل موثر بر آن (مطالعه موردی: جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 گروه ارتباطات اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک – ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

این پژوهش به ارزیابی عوامل موثر بر مصرف کالاهای فرهنگی میان جوانان می­پردازد. هدف اصلی تحقیق­حاضر، شناخت نقش برخی عوامل فردی واجتماعی چون سن، جنسیت، وضعیت تاهل، تحصیلات، مدت زمان گذران اوقات فراغت و درآمد بر میزان مصرف کالاهای فرهنگی میان جوانان است. روش پژوهش پیمایشی است. جامعه آماری جوانان 18 تا 29 ساله شهرستان خوی که تعداد آن­ها 88404 نفر است و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 382 نفر محاسبه گردیده. برای انتخاب نمونه، از روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چند مرحله­ای متناسب با حجم استفاده شده و ابزار عمده جمع­آوری داده­ها «پرسشنامه استاندارد» است. توصیف و تبیین داده­ها با استفاده از روش­های آماری متناسب با سطح سنجش متغیرها صورت گرفته است. یافته­ها و نتایج تحقیق نشان می­دهد که میان سن و تحصیلات جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی رابطه وجود دارد؛ به طوری­که میزان مصرف کالاهای فرهنگی درسنین 26 تا 29 سال به طور معنی­داری بیشتر از 18 تا 21 سال است. هم­چنین نتایج نشان می­دهد که مصرف کالاهای فرهنگی در جوانان فوق­لیسانس و بالاتر به طور معنی­­داری بیشتر از سایرین است. ولی بین جنسیت، وضعیت تاهل، درآمد و مصرف کالاهای فرهنگی رابطه معنی­­داری وجود ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Consumption of cultural goods and effective factors on it Case study: youngsters 18 to29 in Khoy

نویسندگان [English]

  • Rooya Hajizadeh 1
  • Ebtesam Razavi Dinani 2
چکیده [English]

This project evaluates the factors which affect the consumption of cultural goods. The main objective of the study is to find out the role of some individual and social factors such as age, gender, marital status, education, leisure, and income in the rate of the consumption of cultural goods among the youths. This is a survey research. The population of the study was 88404 ranging from 18 to 29 years old in Khoy and the sample size was 382 people according to Cochran formula. Random cluster sampling appropriate to the volume was used and the main instrument of data collection was a standard questionnaire.  The data analysis was done through statistical methods appropriate to the level of measuring variables. The findings represent that, there is a relationship between the age and education of the youths and the consumption of the cultural goods, as the rate of the consumption of the cultural goods in 26 to29year old youths is higher than 18 to 21 year old youths meaningfully.Furthermore, the results imply that, the consumption of cultural goods is higher in postgraduates significantly. However, there is no significant relationship between gender, marital status, income and the consumption of cultural goods.

کلیدواژه‌ها [English]

  • cultural goods
  • the consumption of cultural good

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هشتم، شماره بیست و نهم، زمستان 1394

ص ص 112-93

 

 

 

 

 

مصرف کالاهای فرهنگی و عوامل موثر بر آن
(مطالعه موردی: جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی)

رویا حاجی­زاده[1]

دکتر ابتسام رضوی دینانی[2] 

تاریخ دریافت مقاله:19/6/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:3/8/1395

چکیده

این پژوهش به ارزیابی عوامل موثر بر مصرف کالاهای فرهنگی میان جوانان می­پردازد. هدف اصلی تحقیق­حاضر، شناخت نقش برخی عوامل فردی واجتماعی چون سن، جنسیت، وضعیت تاهل، تحصیلات، مدت زمان گذران اوقات فراغت و درآمد بر میزان مصرف کالاهای فرهنگی میان جوانان است. روش پژوهش پیمایشی است. جامعه آماری جوانان 18 تا 29 ساله شهرستان خوی که تعداد آن­ها 88404 نفر است و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 382 نفر محاسبه گردیده. برای انتخاب نمونه، از روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چند مرحله­ای متناسب با حجم استفاده شده و ابزار عمده جمع­آوری داده­ها «پرسشنامه استاندارد» است. توصیف و تبیین داده­ها با استفاده از روش­های آماری متناسب با سطح سنجش متغیرها صورت گرفته است. یافته­ها و نتایج تحقیق نشان می­دهد که میان سن و تحصیلات جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی رابطه وجود دارد؛ به طوری­که میزان مصرف کالاهای فرهنگی درسنین 26 تا 29 سال به طور معنی­داری بیشتر از 18 تا 21 سال است. هم­چنین نتایج نشان می­دهد که مصرف کالاهای فرهنگی در جوانان فوق­لیسانس و بالاتر به طور معنی­­داری بیشتر از سایرین است. ولی بین جنسیت، وضعیت تاهل، درآمد و مصرف کالاهای فرهنگی رابطه معنی­­داری وجود ندارد.

واژگان کلیدی: کالاهای فرهنگی و مصرف کالای فرهنگی.

 

مقدمه

مصرف فرهنگ و کالاهای فرهنگی، فعالیتی اجتماعی و کرداری روزمره است و به واسطه همین کردارهایی که ما مصرف فرهنگی می­نامیم، فرهنگ تولید و بارور می­شود. در مصرف فرهنگی است که هم خلاقیت خود را در ساختن فرهنگ و هم تعلقات خود را به صنایع فرهنگی که ابزارها و هم شرایط ما در بروز خلاقیت­های­مان هستند نشان می­دهیم. مصرف فرهنگی سبک خاص زندگی ما را شکل می­دهد، نیازها و تمایلات ما را سامان می­بخشد، مواد لازم برای تولید تخیلات و رویا­های­مان را فراهم می­کند، نشان­دهنده تفاوت­ها و تمایزات اجتماعی است و نمایانگر تولیدات ثانویه ما در به کارگیری ابزارهای موجود است­(استوری، 1386: 46).

جامعه ایران هم در سالیان اخیر با گسترش شهرگرایی، رشد صنعت و تولید انبوه کالاها و به مدد رسانه­های ارتباطی و موج تبلیغات کالاها با پدیده مصرف­گرایی به طور عام و مصرف کالاهای فرهنگی به طور خاص به اشکال گوناگون مواجه شده است. به طوری که، با بالا رفتن سطح زندگی و رفاه، نیازهای تفریحی و فرهنگی برای گذران اوقات فراغت پدیدار شد تا جایی­که کم کم دولت نیز که در آغاز مداخله و مشارکت در امور فرهنگی و تفریحی را از وظایف خود نمی­دانست، به دنبال مداخله در امور اقتصادی، به سیاست­گذاری درامور فرهنگی پرداخت. این امر ابتدا درکشورهای توسعه­یافته صورت گرفت؛ اما به تدریج دولت­های کشورهای در حال توسعه هم، از جمله کشور ایران، از آن­ها تقلید کردند. مجموعه نمایشگاه کتاب، جشنواره فیلم، نمایش، موسیقی، مطبوعات و نظایر آن از یک طرف نشان ­دهنده میزان تمایل دولت به دخالت در مصرف کالاهای فرهنگی و از طرف دیگر نشان­ دهنده پیوستن بسیاری از آحاد ملت، به خصوص جوانان، به صف مصرف­کنندگان فرآورده­های فرهنگی در ایران است. در حال حاضر، درایران دستگاه­های گوناگونی هم­چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت علوم تحقیقات و فن­آوری، صدا و سیما، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و وزارت آموزش و پرورش به امر همگانی کردن فرهنگ می­پردازند که با  مرور برخی آمارها، استفاده کردن افراد، به خصوص قشر جوان که آینده­سازان کشورند، از کالاهای فرهنگی در جامعه، آگاهی از نیازهای آنان اهمیت فراوانی دارد­(الیاسی و همکاران، 1390). هدف اصلی تحقیق حاضر، شناخت رابطه هر یک از متغیرهای مستقل چون سن، جنس، وضعیت تاهل، تحصیلات، نحوه گذران اوقات فراغت و درآمد بر میزان مصرف کالاهای فرهنگی میان جوانان است. آن­چه مهم می­نماید آگاهی از میزان پذیرش و گستردگی ابعاد الگوهای مصرف فرهنگی و نیز پی بردن به چگونگی مصرف آن­هاست که باید در راس امور فرهنگی و جزء اصلی برنامه­ریزی مدیران و مسولان قرار گیرد تا به رفع موانع و مشکلات موجود در تمام ابعاد توسعه اجتماعی- فرهنگی شهر کمک کند. شهرستان خوی یکی از کهن­ترین مراکز تمدن در شمال غرب ایران و کانون بسیاری از حوادث تاریخی بوده و هم­چنین هجدهمین شهر فرهنگی تاریخی ایران به شمار می­رود. این شهر، نزدیک­ترین شهر به دروازه اروپا (ترکیه) است که مسافت آن با شهر وان در کشور ترکیه از طریق پایانه مرزی رازی خوی 120 کیلومتر است­(خوی، ویکی­پدیا دانشنامه آزاد)، اما متاسفانه شهرستان خوی که ملقب به دارالمومنین است، در سال­های اخیر به علت استفاده روزافزون مردم این شهر از برنامه­های شبکه­های ماهواره­ای و هم­چنین به خاطر مسافرت­های مکرر مردم این شهر به کشور ترکیه تحت تاثیر فرهنگ کشور همسایه قرار گرفته و اعتقادات مذهبی و باورهای دینی جوانان شهر نسبت به گذشته کمرنگ­تر شده است. بنابراین با توجه به موقعیت خاص شهر و برای حفظ اصالت فرهنگی و دینی و هویت اجتماعی جوانان، برنامه­ریزی فرهنگی برای این شهر ضرورتی حتمی دارد، اما انجام آن مانند هر نوع برنامه­ریزی دیگر، نیازمند داشتن اطلاعات دقیق از وضعیت ارزش­ها و نگرش­های فرهنگی مردم است. برای نیل به برنامه­ریزی هر چه بهتر، تلاش این پژوهش معطوف به سنجش میزان مصرف کالاهای فرهنگی در بین جوانان خویی، شناسایی عوامل موثر بر میزان و نوع مصرف این نوع کالاهاست.

از آن­جایی که حفظ فرهنگ ملی و بومی یک کشور تاثیر زیادی در حفظ وحدت و انسجام آن کشور دارد، بنابراین آن­چه می­تواند فرهنگ­های ملی و بومی را در عصر جهانی­شدن پویا و بالنده نگه دارد نه تسلیم در برابر فرهنگ­­های دیگر و نه ایستادگی و دیوارکشی برای ممانعت از ورود جلوه­ها و آثار دیگر فرهنگ­هاست، که البته در عصر ارتباطات محدودیت­های زمان و مکان برداشته شده، ناممکن است، بلکه شناخت پیشینه و داشته­های فرهنگی ملی و بومی و به کارگیری آن­ها در آثار هنری با زبان معاصر و جهانی است.

بنابراین، یکی از دغدغه­های نظری مهم در عرصه هر جامعه­ای این است که چه عواملی نوع و میزان مصرف فرهنگی و کالاهای فرهنگی را تعیین می­کنند. هم­چنان که محصولات در جوامع گسترش می­یابند و مصرف فرهنگی نقش مهم­تری در خلق هویت­ها و نیز اقتصاد ایفا می­کند، طرح این پرسش نیز بیشتر اهمیت می­یابد. به همین ترتیب، پاسخ نیز بخشی از تلاش برای رونمایی تغیرات اجتماعی و فرهنگی جامعه هست. باتوجه به این­که درحال حاضر مصرف­کالاهای فرهنگی و برنامه­ریزی درباره الگوی مصرف کالاهای فرهنگی یکی از مسائل موردتوجه برنامه­ریزان فرهنگی کشور است، دراین پژوهش تلاش می­شود با مطالعه دقیق نظریات حوزه مصرف و فرهنگ پژوهش­های پیشین، ابزاری مناسب برای جمع­آوری داده­های مورد نیاز طراحی گردد و به شیوه­ای کاملاً علمی و دقیق به سوالات مطرح شده پاسخ داده شود.

 

اهداف تحقیق

هدف اصلی

- تعیین عوامل تاثیرگذار بر مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی.

 

اهداف جزئی

1. تعیین میزان مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی

2. تعیین پرمصرف­ترین کالای فرهنگی در بین جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی

3. تعیین رابطه بین سن و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی

4. تعیین رابطه بین جنس و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی

5. تعیین رابطه بین وضعیت تاهل و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی

6. تعیین رابطه بین تحصیلات و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی

 7. تعیین رابطه بین درآمد و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی

8. تعیین رابطه بین نحوه گذران اوقات فراغت و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان 18 الی 29 ساله شهرستان خوی.

 

مبانی نظری تحقیق

نقشکالاهای فرهنگی در عصر ما دارای اهمیت به سزایی است تا جایی که برخی از کارشناسان آن را جانشینی برای فرهنگ می­دانند. به عنوان مثال، اگر ماهواره را در نظر بگیریم و آن را نه از بعد منفی، بلکه از جنبه مثبت و مفید بررسی و ارزیابی کنیم نقش آن در تمام زمینه­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، هنری و ... در می­یابیم یا شبکه جهانی اینترنت که به وسیله آن در هر دقیقه میلیون­ها انسان در سراسر جهان به تبادل اطلاعات و افکار می­پردازند، در سایه اختراعات، نوآوری­ها و فن­آوری­ها جهان پهناور ما، چنان به هم  نزدیک گشته که از آن به عنوان دهکده جهانی یاد می­کنند(عابدینی و دیگری، 1391). در این­جا یک سوال اساسی مطرح می­شود و آن این است­که ابعاد مختلف زندگی اقتصادی-اجتماعی افراد یک جامعه چه رابطه­ای می­تواند با مصرف کالاهای فرهنگی داشته باشد؟ از نظر مارکس ساختار اقتصادی در هر جامعه به مثابه زیر­بنا و کالاهای فرهنگی به عنوان جزئی ازفرهنگ درزمره روبنای فرهنگی جامعه محسوب می­شود طبقه اجتماعی نیز در ساختار اقتصادی جامعه قرار می­گیرد و اساس طبقه را مالکیت خصوصی تشکیل می­دهد که در اثر انباشت سرمایه­ها، دارایی­ها به وجود می­آید و نه تنها جزء مالکیت خصوصی به شمار می­رود بلکه می­توان بهکمک آن چیزهای با ارزشی تولید کرد و ثروت­اندوزی نمود. از طرف دیگر طبقه تنها از بعد عینی تشکیل نشده و به عوامل ذهنی هم­چون خودآگاهی طبقاتی نیز بستگی دارد. روبنا منشاء ساختار عقاید و اندیشه­هاست که  بر زندگی انسان­ها تاثیر به سزایی دارد. بنابراین  نظام آموزشی و رسانه­های گروهی جزئی از روبنا  به حساب می­آیند و در عصر ما  نیز به عنوان ابزاری برای فراگیری عقاید و تبادل اطلاعات در تمام جوامع حتی کم رشد یافته­ترین آن­ها به کار می­رود. مارکس هم­چنین به هنر جهانی یا جهانی ­شدن مصرف اشاره دارد که طی آن نیاز افراد تنها  از داخل جامعه تامین نمی­شود بلکه افراد با ایجاد زمینه­های مناسب به مصرف کالاهای خارجی خواهند پرداخت. او معتقد است افراد جامعه با وابستگی به مصرف جهانی هم از محصولات مادی و هم از محصولات فکری خارجی استفاده خواهند کرد. به همین دلیل نیز در زمینه فکری و فرهنگی برخاستن ادبیات جهانی را نوید می­هد­(افروغ، 1377: 182). از نظر وبر حوزه فرهنگی جامعه را باید به منزله محصول عوامل اقتصادی و هم به عنوان فرایندهایی درک کرد که کنشگران اجتماعی برای متمایز ساختن خویش به عنوان کسانی که بهگروه­های منزلتی خاصی تعلق دارند در پیش می­گیرند­(خادمیان، 1391: 75). وبر در مقایسه با نظریه­پردازان مکتب فرانکفورت و فرهنگ توده­ای و حتی پست مدرنیست­هایی که برای ایشان افراد فقط ظرفی تو خالی برای مصرف جریان بی­پایان دال­های شناور است؛ نگاه خوش­بینانه­ای نسبت به مصرف فرهنگی دارد. از نظر او افراد در انتخاب و مصرف کالاهای فرهنگی، قدرت انتخاب دارند و می­توانند این کالاها را برای تشخص و تمایز خویش در میان سایر گروه­ها به کار گیرند­(بنت، 1396: 92). هم­چنین وبر در پژوهشی درباره اخلاق پروتستان و روحیه سرمایه­داری، اولین مطالعه جدی خود را درباره تاثیر دین بر سبک زندگی انجام داد. آن­چنان که وبر کالونیسم را توصیف می­کند می­توان آن را یک سبک زندگی خواند؛ محدود کردن مصرف به واسطه ارزش­های اخلاقی و دینی. کاتز گرو نشان داده است­که در آلمان، اسرائیل و ایتالیا هر قدر افراد دین­دار هستند کمتر در فعالیت و مصرف فرهنگی متعالی مشارکت می­کنند، اما در آمریکا و سوئد کاملاً بر عکس است­(فاضلی، 1382: 103؛ به نقل از کاتز گرو). وبر علاوه بر بعد اقتصادی ساختار اجتماعی، به ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز توجه دارد. در بین طبقات اجتماعی طبقه ثروتمند همواره سعی می­کند خرید کالاهای گران ­قیمت را به انحصار خود درآورد و امتیازات گونه­های مفید اجتماعی و آموزش را تا آن­جا که با هزینه سر وکار دارد انحصاری کند، زیرا استفاده از کالاهای گران ­قیمت به سبب هزینه­بر بودن تنها در انحصار اقشار بالای جامعه است. اگر چه تمامی کالاهای فرهنگی از جمله رادیو و تلویزیون، کتاب و روزنامه هزینه چندانی در بر ندارد اما بر این اساس این انتظار وجود دارد که کالاهای گران قیمت­تر مانند: موسیقی یا تئاتر و سینما منحصر به قشرهای بالای جامعه باشد. هم­چنین طرف­داری از انواع موسیقی در بین قشرهای گوناگون متفاوت است. از طرف دیگر باید به تفاوت میان ادیان مختلف به لحاظ تقید به زهد و تقوی اشاره نمود و این که استفاده ازکالاهای فرهنگی می­تواند بیانگر دنیا­طلبی باشدکه در بین ادیان گوناگون می­تواند متفاوت باشد (فردرو و دیگری،  1379). یکی از شیوه­های رایج برای هویت­یابی و بازنمایی خویشتن، به ویژه در دوران معاصر، مصرف فرهنگی است. افراد درمصرف فرهنگی، انواع کالاها و نمادهای ارزش­مند را نه به خاطر ارزش مادی­شان بلکه به دلیل ارزش فرهنگی آن­ها و به منظور ایجاد تصاویری مطلوب از خویش در ذهن دیگران مصرف می­کنند­(قانعی­راد و دیگری، 1385: 129). به تعبیر پیر بوردیو، مصرف کالاهای فرهنگی، یکی از گویاترین شاخص­ها برای بررسی موقعیت­ها و شیوه­های زندگی در میان گروه­های اجتماعی است. گروه­های اجتماعی تلاش می­کنند که با برگزیدن و بروز رفتارهای خاص، که به سلیقه­های فرهنگی و هنری خاصی نیز متکی هستند، خود را از دیگران متمایز کرده و بازتولید اجتماعی خویش را ممکن سازند. آن ­چه به عنوان فرهیختگی از آن یاد می­شود، می­تواند نتیجه فعالیت فرهنگی از این نوع  باشد(غیاث­وند و دیگری، 1388). ازنظر بوردیو مصرف فرهنگی نوعی خلق ارتباط است(با­کاک، 1381: 96). ازنظر وی مصرف، پاسخ به نیازهای بیولوژیکی نیست بلکه به صورتی فعال درگیر نشانه­ها، نمادها، ایده­ها و ارزش­هایی است که برای جدا کردن گروه­های اجتماعی از هم به کار می­رود. بوردیو استدلال می­کند که تمایزهای اجتماعی را می­توان در مجموعه متنوعی از اعمال اجتماعی مشاهده کرد. از جمله اعمالی که به صورت سنتی مربوط به فراغت می­شوند: مانند تعطیلات، ورزش­ها، مطالعه، موسیقی، سینما و سایر امور ذوقی­(اباذری، 1381: 15). وی در بحث همسانی ادعا  می­کندکه نقشه قشر­بندی اجتماعی و قشربندی فرهنگی به هم پیوندخورده است. افراد سطوح بالای اجتماعی، کسانی هستند که فرهنگ نخبه و عالی را مصرف می­کنند و افراد سطوح پایین­تر اجتماعی آن­هایی هستند که ترجیح می­دهند فرهنگ­های عامیانه و توده را مصرف کنند و وضعیت­های متنوع میانی نیز تشخیص داده می­شوند. بنابراین از نظر بوردیو مصرف به ویژه (مصرف کالاهای فرهنگی) متاثر از ذائقه افراد است که این ذائقه خود نتیجه پیشینه طبقاتی آن­هاست. بوردیو در پی تحقیقاتی که در دهه 70 در فرانسه انجام داده بود، دستاورد وی در این تحقیق که در میان اقشار بالای جامعه فرانسه انجام شده بود، رسیدن به این نکته کلیدی بود که گروه­های خاص اجتماعی با الگوهای مصرفی درهمه زمینه­ها از جمله در نوع تغذیه، ورزش و مصرف کالاهای فرهنگی و حتی مبلمان منزل سعی در مجزا نمودن خویش از دیگران و ارائه سبک زندگی متمایز خود را دارند. بوردیو نشان می­دهد که در میدان­های اجتماعی، انواع سرمایه وجود دارند. برای مثال: تحصیلات، زیبایی­شناسی، ذوق، ثروت و درآمد که میزان برخورداری از این­ها در میدان اجتماعی موجب شکل­گیری گروه­های خاص با سبک­های زندگی ویژه خواهد شد. او در این تحقیقات توجه ویژه­ای به مصرف کالاهای فرهنگی به عنوان محصولاتی که سرمایه اقتصادی چندانی نمی­طلبد، نمود و مصرف محصولات فرهنگی را به عنوان شاخص سبک زندگی تعیین نمود و به سبک­های زندگی متعالی و عامیانه دست یافت­(دورینگ، 1378: 95)، و تفاوت­های لایه­های اجتماعی را با ابزار قریحه هنری تبیین نمود. وی در تحلیل روابط میان متغیرهایی چون درآمد، شغل، تحصیلات و سکونت به این نتیجه می­رسد که انواع سرمایه­ها به صورتی نابرابر در میان مردم توزیع شده­اند و نوع و میزان سرمایه ارثی یا اکتسابی را می­توان با توجه به تفاوت­های قابل مشاهده در درآمد، شغل، تحصیلات و سکونت ترسیم نمود. او مدلی از سبک­های زندگی و فعالیت­های مرتبط با آن­ها می­سازد که از طریق منش به خاستگاه اجتماعی و تحصیلات باز می­گردد. سلسله مراتب سه پله­ای ذوق و سلیقه یعنی معنی «والا»، «میان مایه» و«عامی» به خاستگاه اجتماعی و سطح تحصیلات مربوط می­شوند­(چاوشیان، 1381: 45)، و از این رهگذر، مصرف انواع کالاهای فرهنگی به نسبت سطح آن­ها در سلسله مراتب ارزش­های هنری می­تواند مصرف­کنندگان را به مثابه صاحبان سبک­های فرهنگی متعالی، میان­ مایه و عامیانه، هویت بخشد و معرفی نماید(خادمیان، 1390: 72). پترسون و سیمکوس­(1992) در تحقیقی نشان دادند، اقشار بالای جامعه نسبت به قشرهای پایین، الگوهای مصرف متنوع­تری دارند. این نظریه­پردازان، اقشار بالای جامعه را که از الگوی مصرف متنوع­تری برخوردارند، همه چیز پسند و اقشار پایین جامعه را خاص پسند نام نهادند­(صمیم، 1387: 8؛ به نقل از چان و دیگری­، 2005: 4). طرف­داران این مبحث معتقدند وابستگی قشر پایین جامعه یا همان خاص پسندان به استفاده از مصرف فرهنگی توده، نوعی انحصار­طلبی فرهنگی را در آنان ایجاد می­کند. این انحصار­طلبی فرهنگی در بسیاری از مواقع ابزاری است که قشر پایین برای نشان دادن تمایز اجتماعی­شان استفاده می­کنند(کشوری چرمی، 1390). از نظر جان فیسک عمل تولید فرهنگی تا حد زیادی به ظرفیت خلاق افرادی بستگی داردکه مصرف و استفاده آنان ازمحصولات و تصاویر فرهنگی منجر به آفرینش معناهای تازه­ای می­شود(به نقل از استوری، 1386: 90). آن­چه توزیع می­شود کالاهای کامل و تمام شده­ای نیستند؛ بلکه منابعی برای زندگی روزمره و مواد خامی است که فرهنگ مردم به وسیله آن به خود شکل می­دهد. هر عمل مصرف نوعی عمل معنا بخشیدن است­(کشوری چرمی، 1390).

دیوید چینی سه نوع نظریه در باب فرهنگ مصرف ارائه می­دهد:

1. نظریه­هایی که مصرف را از وجوه توسعه سرمایه­داری می­دانند.

2. نظریه­هایی که توجه جامعه­شناختی بیشتری به رابطه مصرف، کالا و روش­های تعیین پایگاه دارند.

روش­های مختلف استفاده از کالاها که مردم برای آفریدن پیوندها یا تمایزهای اجتماعی آن­ها را در پیش می­گیرد.­

3. نوع سوم، نظریه­هایی که به خلاقّیت مصرف­کننده می­پردازند، یعنی زیبایی­شناسی مصرف.

چینی درشرح این نگرش خویش با مثالی از مصارف عمده فرهنگی مردم جهان بحث را پیش می­برد؛ این مثال بسیار پرطرفدار در زمینه موسیقی و طرف­داران آن در اروپاست. او معتقد است که تا پیش از تفوق و همه­گیری رسانه­های جمعی و به وجود آمدن صنایع تفریح عمومی مانند: تلویزیون و رادیو، کنسرت­های موسیقی از نمادهای اصلی ذوق و قریحه فرهنگ اروپایی بود و به ویژه نخبگان فرهنگی همان­ها بودند که به قول آدورنو تنها ارکستر سمفونی را می­پسندیدندکه نشانه نوعی نظم منطقی در همه امور بود. این موسیقی فاخر و با شکوه را عوام نمی­شنیدند زیرا هم در دسترس ایشان نبود و هم اساساً با ساختار ذوقی آن­ها همخوانی نداشت. موسیقی مجلل اپرایی، به قدری فاخر بود که گاه ارکستر مجلسی­های کوچک­تر و آسان­یاب­تر در مقابل آن موسیقی عوامی جلوه می­کرد. به هر روی این مرزبندی­های میان خاص و عام پیشتر هم وجود داشت اما هجوم رسانه­های دوربرد فرهنگی، همگان را به میدان مصرف فرهنگی دعوت نمود و همین به مناقشه میان فرهنگ والا و فرهنگ عوام انجامید. درنگاه چینی، انتخاب حاصل نگرش­ها، ارزش­ها و ذائقه­های خاص هر گروه اجتماعی است و این انتخاب­ها به نسبت جنسیت، قومیّت، شهری و روستایی بودن، شاغل و بیکار بودن و ... متفاوت است. او معتقد است که افزایش مصرف و تجمّل پدیده­ای شهری است و دو مورد از عوامل موثر بر مصرف­گرایی را تفاوت جنس و حاشیه­نشینی می­داند و بر آن است که مطابق مطالعات حوزه مصرف، زنان آسیب­پذیری بیشتری در مقابل تحریک­های غیر­عقلانی تبلیغات دارند. او همین نکات را در بسط و توسعه صنایع تفریحی و نیز کالاهای فرهنگی و در نتیجه رشد روزافزون و کمّی فرهنگ توده­ای آورده است. البته او معتقد است که نگرانی تفکراتی چون مکتب فرانکفورت بی­اساس است زیرا بررسی ذائقه­ها پیچیده­تر از آن است که به قول نخبه­گرایان گذشته، سطوح فرهنگ توسط رسانه­های توده­ای تنزل یابند و چنان همگانی شوندکه به گونه­ای شبیه­سازی و همگون­سازی فرهنگی برسد­(خادمیان، 1390: 141). نگرش مکتب فرانکفورت و نظریه­های انتقادی در باب صنعت و فرهنگ­سازی مورد انتقادات بسیاری قرار گرفته است. از دیدگاه منتقدین، این نظریه بر برخی از مفاهیم قابل بحث و مشاجره­انگیز و مبهم مانند: خواست­های راستین بشری در مقابل خواست­های کاذب، انفعال مطلق توده­ها در مقابل صنعت فرهنگ، ساختگی بودن فرآورده­های فرهنگی، نقش ایدئولوژیک کالاهای فرهنگی در حفظ سلطه­ سرمایه­داری، خصلت مصرف­ کالایی فرهنگی و غیره استوار است. چنین مفاهیمی هیچ­گونه امکانی برای مقاومت و قوه تشخیص و تمیز دریافت ­کنندگان کالاهای فرهنگی باقی نمی­گذارد و کل فرهنگ توده­ای مدرن را فرایندی تحمیلی و غیر خود­جوش و در خدمت تضمین نظام سرمایه­داری تلقی می­کند.

 

پیشینه تجربی

بررسی مصرف کالاهای فرهنگی برای اولین­بار توجه یونسکو را به خود جلب نمود. در نوزدهمین اجلاس یونسکو  در نایروبی(1979) توجه به توسعه فرهنگی به صورت توصیه به مشارکت گسترده مردم درزندگی فرهنگی مطرح شد. دراین راستا یونسکو باهدف دست­یابی به داده­هایی درباره مشارکت خصوصاً از نوع شفاهی با همکاری موسسه پژوهشی فاس، مدلی برای پیمایش میزان دست­یابی به منابع فرهنگی و مشارکت در فعالیت­های فرهنگی طراحی کرد­(خادمیان، 1390: 91). این مطالعه در سه کشور هند، اندونزی و کره انجام شد و منابع فرهنگی قابل دسترس در این تحقیق به موارد زیر محدود می­شد:                                                                      

 الف) رسانه­های سنتی برای انتشار فرهنگ که عبارت بود از: سنت­های شفاهی. 

 ب) کالاها (ابزار و تجهیزات) ضروری برای انجام فعالیت در زمینه هنرها و صنایع دستی، بازی و ورزش.

درباره مشارکت در فعالیت­های فرهنگی نیز به این دو مورد اشاره شد: 

 الف) شناسایی فعالیت­های که از خلال آن، منابع فرهنگی در دسترس، مورد استفاده قرار می­گیرند.

  ب) شناسایی فعالیت­های انجام شده در فراغت. 

دراین پژوهش، منابع فرهنگی در معنای وسیع کلمه عبارت بود از: مجموع کالاها و اشیاء در دسترس که انجام فعالیت­های فرهنگی را ممکن یا آسان می­کرد. از نظر سازمان یونسکو، فعالیت­های فرهنگی آن­هایی هستند که اعضای جامعه از طریق آن خود را محقق می­سازند و استعدادها و شخصیت خود را شکوفا می­کنند.

رجب­زاده پژوهشی نسبتاً جامع در شهر اصفهان را با الگوگیری از پژوهش یونسکو در سه کشور هند، اندونزی و کره به انجام رساند که در هشت جلد تنظیم شده است. جلد نخست به توصیف ویژگی­های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اصفهان می­پردازد. در جلد دوم، متغیر پایگاه و متغیرهای دیگری مانند: جنسیت با نوع و میزان مطالعه کتاب، مورد آزمون همبستگی قرارگرفته­اند. در جلد سوم، همبستگی موارد یاد شده با میزان و نوع مطالعه روزنامه و مجله سنجیده شد؛ به همین ترتیب در جلد چهارم، رادیو و تلویزیون، درجلد پنجم، ضبط صوت و سی دی در جلد ششم، ورزش در جلد هفتم، فعالیت­های دستی و هنری و در جلد هشتم، رسانه­های سنتی هم­چون دید و بازدید، میهمانی، شب­نشینی، جلسه­های قرآن و جلسه­های روضه و دعا  بررسی شده­اند. نتایج به دست آمده بدین قرارند: 

الف) رغبت اندک جامعه مورد مطالعه به فرهنگ مکتوب (روزنامه، مجله و کتاب) و تسلط و فراگیری مطلق رسانه­های تصویری به ­ویژه تلویزیون نسبت به سایر کالاها.                                                                                                                                                  

ب) سهم اندک انجمن­ها، موسسه­ها و سازمان­های فعال در عرصه اجتماعی.

ج) تماشای تلویزیون، معاشرت خانوادگی و استراحت در منزل، به مثابه شیوه­های گذران اوقات فراغت در شهر اصفهان.              

 ه) بی­رغبتی به ورزش و مطالعه به عنوان ابزارهای فراغتی مهم در جامعه(وحیدا و دیگری،11383: 26).

 محسن فردرو درتحقیقی درسال 1379 با عنوان پایگاه اجتماعی- اقتصادی و مصرف­کالاهای فرهنگی که در دو منطقه جنوبی و شمالی شهر تهران (مناطق 19 و 3) انجام داد به مقایسه میزان استفاده شهروندان از تک تک کالاهای فرهنگی پرداخت. نتایج نشان می­دهد که تلویزیون با میانگین بیش از دو ساعت در روز برای هر فرد، پر­مصرف­ترین­کالای فرهنگی است و بعد از آن رادیو، ویدئو، سینما و ماهواره قرار دارند­(فردرو، 1379).

فاضلی(1384) در مطالعه­ای با عنوان جامعه­شناسی مصرف موسیقی در تهران، در صدد دست­یابی به این است که چه عواملی نوع و میزان مصرف فرهنگی مردم را تعیین می­کند؛ چر­ا که امروزه نقش مصرف در خلق  هویت­ها و هم­چنین اقتصاد فرهنگ بسیار مهم است. او، برای بررسی این مسئله، از نظریه تحلیل طبقاتی پیر بوردیو (P. Bourdieu) استفاده کرده و دو متغیر کلیدی طبقه اجتماعی و سرمایه فرهنگی را برای تبیین مصرف موسیقی در نظر گرفته است. نتایج تحلیل نشان داده که، با وجود تایید شدن تمایز طبقاتی در مصرف موسیقی، تبیین ­کنندگی کم و هم­چنین ضرایب همبستگی اندک مشاهده شده در اغلب آزمون­ها لزوم بازنگری در نظریه طبقاتی مصرف فرهنگی را خاطر نشان می­کند. او نتیجه می­گیرد که، برای بررسی مصرف موسیقی، علاوه­بر اتکا به نظریه­های طبقاتی، باید به دیگر متغیرها و شرایط خاص هر جامعه نیز توجه کرد.

مجید الیاسی و همکاران در تحقیقی که در سال 1390 با عنوان بررسی عوامل موثر بر مصرف کالاهای  فرهنگی در بین جوانان که در شهر گرگان انجام دادند یافته­ها و نتایج تحقیق نشان می­دهد که میان جنسیت و مصرف کالاهای فرهنگی تفاوت است؛ به طوری که مردان بیشتر از زنان کالاهای فرهنگی مصرف می­کنند­. هم­چنین سطح تحصیلات، سن، مدت زمان گذران اوقات فراغت و پایگاه اجتماعی – اقتصادی با میزان مصرف کالاهای فرهنگی رابطه مثبت دارد.

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان­(1389) در مطالعه پیرامون تاثیر مصرف کالاهای فرهنگی جدید بر خانواده به این نتایج رسیدند که والدین، رسانه­های مدرن را به منزله یکی از مهم­ترین منابع خود برای آشنایی با شیوه­های جامعه­پذیرکردن فرزندان برگزیده­اند، از این رو، الگوی هویت­پذیری نسل نو تا حد زیادی از اوقات فراغت و محصولات فرهنگی فراغتی تاثیر می­پذیرد. در این میان، نقش رسانه­های جدید در تغییر نگر­ش به زندگی  و تحول در ارزش­های اخلاقی منحصر به فرد است.

عابدینی و مولایی در تحقیقی که در سال(1391) با عنوان بررسی جامعه­شناختی رابطه سرمایه­های اجتماعی، با میزان مصرف کالاهای فرهنگی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی خلخال انجام دادند. یافته­ها و نتایج تحقیق نشان می­دهد همبستگی بین عضویت در گروه­ها به عنوان مولفه، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی به عنوان مولفه­های سرمایه اجتماعی با میزان مصرف کالاهای فرهنگی تایید شد. افراد درسنین بالا و بعد از تشکیل خانواده تمایل به گذران اوقات فراغت ازطریق کالاهای فرهنگی دارند. ولی جوانان به علت روحیه استقلال­طلبی و آزادی­خواهی بیشتر تمایل به مادی­گرایی دارند و به دنبال مدها هستند تا کالاهای مرتبط با فرهنگ.

چان وگلدتراپ(2007) در تحقیق خود نشان داده­اند که، عواملی بر مشارکت و مصرف فرهنگی تاثیرگذار هستند. تکنولوژی به همراه با سبک زندگی و عوامل دموگرافیک، به نظر می­رسد تغییر جهت مهمی را در فعالیت­ها، رخدادها و محصولات سنتی زندگی مردم به وجود آورده­اند. ترکیب دموگرافیک عامل مهم ­دیگری در میزان مشارکت در فعالیت­ها­ی مختلف است. آن­ها بیان می­دارند که جمعیت در آینده مسن­تر، آموزش دیده­تر و دارای حق انتخاب بیشتری است و این تغییرات بر میزان مصرف کالاهای فرهنگی تاثیر­گذار هستند. عامل دموگرافیک دیگر اندازه، ترکیب و موقعیت جغرافیایی جمعیت مهاجر و عامل سوم تحصیلات است. تحصیلات بالاتر باعث مشارکت بیشتر در امور فرهنگی می­شود. بوکدی (2007) درپژوهش خود به این نتیجه رسیده که وضعیت افراد در پایگاه اجتماعی تاثیر معناداری بر کتاب­خوانی، تحصیلات، درآمد و طبقه اجتماعی دارد. به ­علاوه پایگاه برتنوع موضوعات مطالعه تاثیر دارد، اما در عوض پایگاه عامل مهمی در مطالعه مقالات، مجلات و روزنامه­­ها نیست. در حالی که تحصیلات و درآمد در این خصوص تاثیرگذار هستند. این حاکی از آن است که روزنامه­ها و فرهنگ­ها از حوزه فرهنگ نخبگان خارج شده­اند، ولی کتاب هنوز هم وابسته به این حوزه از فرهنگ است.

تورچ­(2007) معتقد است­که، مطالعات نشان داده که درآمد خانوار، درکانادا یک عامل مهم مشارکت در مصرف فرهنگ است. در ضمن میزان تحصیلات نیز در این خصوص تاثیر­گذار است. نوع فعالیت اقتصادی افراد نیز موثر است، به عنوان مثال افرادی که در مشاغل مدیریتی، بازرگانی یا مالی مشغول هستند، 8 درصد بیشتر از افراد بیکار یا شاغل به مشارکت در مصرف فرهنگ فعالیت دارند، 8 درصد افرادی­که درمشاغل اولیه تولیدی فعال هستند تمایل به مشارکت دارند. افرادی­که دارای والدین تحصیل ­کرده هستند و تحصیلات دانشگاهی بیشتری دارند به این امور می­پردازند؛ به علاوه پایگاه مادی و محل اقامت آن­ها نیز در این زمینه تاثیرگذار (مشارکت در مصرف فرهنگ) است.

نتایج تحقیق جردی لاپرسینتاس و ارکیلاگارسیا الوارز در سال 2002 با عنوان مصرف محصولات فرهنگی، (تحلیلی از فضای اجتماعی اسپانیا) نشان می­دهد که محصولات فرهنگی دارای ویژگی­های نمادین هستند؛ یعنی ویژگی­هایی که به وسیله آن مصرف­کنندگان متمایز می­شوند و نشان می­دهد که اعضای طبقات اجتماعی معینی هستند. طبقات اجتماعی پایین­تر که فاقد آموزش­های اولیه هستند محصولاتی مرتبط با ارزش­های سنتی و فرهنگ­عامه مصرف می­کنند. درمقابل بالاترین طبقات اجتماعی که با تحصیلات دانشگاهی شناخته می­شوند. موقعیت اجتماعی برترشان را با مصرف محصولات فرهنگی بالا و نوین به نمایش می­گذارند. هم­چنین با افزایش سن مصرف ­کننده، مصرف فرهنگی به ارزش­های سنتی نزدیک­تر می­شود، در حالی که مصرف­ کنندگان جوان عمدتاً ارزش­های نوین را ترجیح می­دهند. این رابطه برای هر دوی مرد و زن صدق می­کند. اما داده­ها نشان می­دهد که زنان محصولات فرهنگی بیشتری استفاده می­کنند، در مقابل مردادن ترجیحاتی برای محصولات عامه دارند. این داده­ها نشان دهنده ارتباط بین سطح آموزشی، سن و جنسیت است(سلیمانی، 1390: 88­؛ به نقل از سینتاس و دیگری، 2002).

 

فرضیه­ها

1. بین سن و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان رابطه وجود دارد.

2. بین جنس و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان تفاوت وجود دارد.

3. بین وضعیت تاهل و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان تفاوت وجود دارد.

4. بین تحصیلات و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان تفاوت وجود دارد.

5. بین درآمد و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان رابطه وجود دارد.

6. بین نحوه گذران اوقات فراغت و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان تفاوت وجود دارد.

 

تعریف مفهومی و عملیاتی

متغیر وابسته:

مصرف فرهنگی، فعالیتی اجتماعی و کرداری روزمره است که نیازها و تمایلات انسان­ها را سامان داده، مواد لازم برای تولید تخیلات و رویاها فراهم می­کند و نشان ­دهنده تفاوت­ها و تمایزات اجتماعی است­(کاظمی،  1387: 143).

 

متغیرهای مستقل:

گذران اوقات فراغت: یعنی زمانی که پس از به انجام رساندن کار و شغل روزانه باقی ­می­ماند. به عبارت دیگر سرگرمی­ها، تفریحات و فعالیت­هایی که افراد به هنگام آسودگی از کار عادی با شوق و رغبت به آن می­پردازند.

تعریف عملیاتی متغیرها

متغیر وابسته:

کالاهای فرهنگی عبارت است از: کلیه اقلام مصرفی که با فرهنگ و دانش انسان مرتبط هستند. این کالاها، مصارف زیر را برای افراد جامعه دارا هستند.

1. مصارف خواندنی: اقلام مصرفی هم­چون کتاب، روزنامه و مجله که از طریق مطالعه مورد استفاده قرار می­گیرند.

2­. مصارف سمعی: اقلام مصرفی هم­چون رادیو، موسیقی که از طریق شنیدن مورد استفاده قرار می­گیرند.

3. مصارف بصری: اقلام مصرفی هم­چون تلویزیون و ماهواره و مصارف فاخر، چون (سینما و تئاتر)،  نمایشگاه­های هنری، موزه­ها­ و کنسرت که از طریق مشاهده مورد استفاده قرار می­گیرند.

4. مصارف چند رسانه­ای: اقلام مصرفی هم­چون اینترنت و تلفن ­همراه که از طریق مشاهده، شنیدن و خواندن مورد استفاده قرار می­گیرند.

 

متغیرهای مستقل:

سن: در این تحقیق جوانان 18 الی 29 سال برای دسترسی به نتایج دقیق­تر در سه گروه سنی 18 الی 21 و 22 الی 25 و 26 الی 29 سال گروه­بندی شده­اند.

گذران اوقات فراغت: در این تحقیق متغیر گذران اوقات فراغت به عنوان متغیر مستقل تاثیرگذار بر مصرف کالاهای فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. لذا در تعریف عملیاتی آن، گزینه­های مربوط به مصرف­کالاهای فرهنگی ازجمله: رسانه­های تلویزیون، سینما، تئاتر، رادیو، کتاب، روزنامه، مجله، موسیقی، کنسرت، موزه­ها، نمایشگاه­های هنری، شبکه­های تلویزیونی ماهواره­ای، اینترنت و تلفن ­همراه که در گذران اوقات فراغت مخا­طبان اهمیت قابل توجهی دارند. به طور کلی در 13 گویه پنج گزینه­ای طیف لیکرت مورد بررسی و سنجش قرارگرفته است. برای به دست­آوردن امتیاز مربوط به هر پاسخگو، مجموع امتیازات مربوط به سوالات متغیر وابسته با هم جمع شده است. این امتیاز دامنه­ای از 13 تا 65 را خواهد داشت. هر چه این امتیاز بالاتر باشد، نشان­دهنده مصرف بیشتر کالاهای فرهنگی در جامعه مورد نظر خواهد بود و برعکس­.

 

روش تحقیق

 روش پژوهش حاضر روش پیمایش می­باشد.

 

ابزار گردآوری اطلاعات

در بخش نظری، با بهره­گیری از منابع، مطالعه کتب، مقالات، طرح­های پژوهشی انجام یافته،          پایان­نامه­های انجام شده و سایر اسناد و فیش­برداری انجام گرفته است و در بخش میدانی نیز با مشخص نمودن جامعه آماری و تعیین حجم ­نمونه و با توزیع پرسشنامه­ها در بین جوانان 18 تا 29 ساله شهرستان خوی اطلاعات لازم گردآوری شده است. پرسشنامه یکی از روش­های متداول در گرد­آوری اطلاعات میدانی است که امر گردآوری اطلاعات را در سطح وسیع، امکان­پذیر می­سازد. پرسشنامه تحقیق حاضر با استفاده از پرسشنامه استاندارد «سرمایه فرهنگی» بوردیو که هدف آن سنجش ارزش­ها و نمودهای فرهنگی و هنری است، استفاده شده است. این پرسشنامه در بعد سرمایه فرهنگی عینی، مصرف کالاهای فرهنگی را مورد توجه قرار داده است. پرسشنامه «سرمایه فرهنگی» بوردیو 22 سوال داشته که در طراحی پرسشنامه تحقیق، با انجام کمی تغییرات، از سوالات این بخش استفاده شده است­(گرامی، 1391).

 

اعتبار و پایایی پرسشنامه

اعتبار این تحقیق از نوع روایی صوری است و هم­چنین روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات اساتید راهنما و مشاور، ارزیابی و تایید شده است. یعنی از نظر صاحب­نظران و متخصصان این پرسشنامه توان­مندی سنجش متغیرهای تحقیق را دارد. پایایی پرسشنامه طراحی شده برای انجام این پژوهش نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای مجموع 13 سوال مربوط به متغیر وابسته محاسبه گردید و مقدار 722/0 به دست آمد. بنابر­این می­توان گفت پرسشنامه تحقیق از قابلیت اعتماد کافی برخوردار می­باشد.

 

جامعه آماری

جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی جوانان بین 18 تا 29 ساله شهرستان خوی هست، که تعداد آن­ها 88 هزار و 404 نفر است­(طبق آخرین سرشماری سال 1391، فرمانداری خوی). در این تحقیق از نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای متناسب با حجم استفاده شده است. بدین صورت که طبق تقسیمات شهری، شهرستان خوی به 16 حوزه (109 محله) تقسیم شده است که این حوزه­های 16گانه، هرکدام محله­هایی را شامل می­شوند. سپس، خیابان­های اصلی هر محل شناسایی شدند و خانوارهای ساکن در آن­ها، به طور تصادفی  انتخاب شده­اند. آن­ گاه با یکی از افراد خانواده که در دامنه سنی 18 تا 29 سال بود، پرسشنامه در اختیارشان قرار داده شد. در این پژوهش سعی کرده­ایم تعداد پاسخگویان زن و مرد مساوی باشد تا امکان مقایسه فراهم باشد. حجم نمونه در این پژوهش نیز با استفاده از فرمول برآورد حجم نمونه کوکران و با ضریب اطمینان 95 % به میزان 382 نفر تعیین شد.

 

یافته­ها و نتایج

- فرضیه اول: بین سن جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه، از آنالیز واریانس یک­ طرفه استفاده شده است. سطح معنی­داری آنالیز واریانس برابر 002/0 است. با توجه به کوچک­تر بودن سطح معنی‌داری آنالیز واریانس از 05/0، فرض صفر رد می‌شود. در نتیجه میزان مصرف کالاهای فرهنگی جوانان در سنین مختلف تفاوت معنی‌داری دارد. به عبارتی بین سن جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتیجه این فرضیه با نتایج تحقیقات الیاسی و همکاران(1390) و عابدینی و مولایی­(1391) مطابقت دارد.

- فرضیه دوم: بین جنسیت جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه وجود دارد.

میانگین مصرف کالاهای فرهنگی در زنان برابر 96/2 و در مردان برابر 96/2 و سطح معنی‌داری برابر 947/0 است. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون t که بزرگ­تر از 05/0 است فرض صفر رد نمی‌شود. در نتیجه میزان مصرف کالاهای فرهنگی در بین جوانان زن و مرد تفاوت معنی‌داری ندارد. به عبارتی بین جنسیت جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه معنی‌داری وجود ندارد. نتیجه این فرضیه با نتایج تحقیق عابدینی و مولایی(1391) مطابقت دارد.

- فرضیه سوم: بین وضعیت تاهل جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه وجود دارد.

میانگین مصرف کالاهای فرهنگی در جوانان مجرد برابر 95/2 و در جوانان متاهل برابر 01/3 و سطح معنی‌داری برابر 298/0 است. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون t که بزرگ­تر از 05/0 است فرض صفر رد نمی‌شود. در نتیجه میزان مصرف کالاهای فرهنگی در بین جوانان مجرد و متاهل تفاوت معنی‌داری ندارد. به عبارتی بین وضعیت تاهل جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه معنی‌داری وجود ندارد. نتیجه این فرضیه با نتایج تحقیق عابدینی و مولایی(1391) مطابقت دارد.

- فرضیه چهارم: بین تحصیلات جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه، از آنالیز واریانس یک­طرفه استفاده شده است. سطح معنی­داری آنالیز واریانس برابر 001/0 است. با توجه به کوچک­تر بودن سطح معنی‌داری آنالیز واریانس از 05/0، فرض صفر رد می‌شود. در نتیجه میزان مصرف کالاهای فرهنگی جوانان در تحصیلات مختلف تفاوت معنی‌داری دارد. به عبارتی بین تحصیلات جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه معنی­داری وجود دارد. نتیجه این فرضیه با نتایج تحقیق الیاسی و همکاران­(1390) مطابقت دارد.

- فرضیه پنجم: بین درآمد جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه، از آنالیز واریانس یک­ طرفه استفاده شده است. سطح معنی­داری آنالیز واریانس برابر 814/0 است. با توجه به بزرگ­تر بودن سطح معنی‌داری آنالیز واریانس از 05/0­، فرض صفر رد نمی‌شود، در نتیجه میزان مصرف کالاهای فرهنگی جوانان در درآمد مختلف تفاوت معنی‌داری ندارد. به عبارتی بین درآمد جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی توسط آن‌ها رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

- فرضیه ششم: بین نحوه گذران اوقات فراغت و مصرف کالاهای فرهنگی توسط جوانان رابطه وجود دارد.

برای اولویت‌بندی کالاهای فرهنگی مصرف­ شده از آزمون فریدمن استفاده شده است. میانگین و میانگین رتبه‌های هر یک از کالاها محاسبه شده است. متغیری که کمترین مصرف را داشته باشد دارای کمترین رتبه خواهد بود. مقدار خی‌دو برابر 29/2015، درجه آزادی برابر 12 و سطح معنی‌داری 001/0 است. چون سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 است فرض صفر رد می‌شود. بنابراین بین میانگین رتبه‌های کالاهای فرهنگی مصرف شده اختلاف معنی‌داری وجود دارد. اولویت‌بندی­کالاهای فرهنگی مصرف شده در بین جوانان استفاده از اینترنت پرمصرف‌ترین و نواختن سازهای موسیقی کم­مصرف‌ترین کالاهای فرهنگی در بین جوانان هستند در نتیجه این فرضیه با نتایج تحقیق الیاسی و همکاران­(1390) مطابقت دارد.

 

نتیجه­گیری و بحث

به میزانی که جامعه به سطوح بالاتری از رشد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می­رسد، فرهنگ و حیات فرهنگی مردم اهمیت بیشتری می­یابد و مطالعه سبک زندگی فرهنگی مردم که درمصرف فرهنگ تجلی پیدا می­کند مهم­تر می­شود. مصرف فرهنگی مردم در فرآیندی متقابل تا اندازه­ای سبب شکل دادن به ارزش­ها و نگرش­های ایشان است. بنابراین لازم است تا سبک زندگی فرهنگی مردم بررسی شود.

در عصر کنونی فرهنگ، گوی سبقت را از دیگر حوزه­ها ربوده و مصرف فرهنگی در زندگی روزمره اهمیت زیادی یافته است؛ به گونه­ای که ترجیحات فرهنگی به عنصر مهمی درهویت افراد تبدیل گردیده است. به تعبیر پیر بوردیو، مصرف­کالاهای فرهنگی یکی از گویاترین شاخص­ها برای بررسی موقعیت­ها و شیوه­های زندگی در میان گروه­های اجتماعی است. گروه­های اجتماعی تلاش می­کنند که با برگزیدن و بروز رفتارهای خاص، که به سلیقه­های فرهنگی و هنری خاصی نیز متکی هستند، خود را از دیگران متمایز کرده و بازتولید اجتماعی خویش را ممکن سازند. آن­چه به عنوان فرهیختگی از آن یاد می­شود، می­تواند نتیجه فعالیت فرهنگی از این نوع باشد­(کشوری چرمی، 1390)­. یافته­ها و نتایج تحقیق نشان می­دهد، که رابطه بین سن جوانان و مصرف کالاهای فرهنگی تایید شد. یعنی افرادی که به سنین بالاتر می­رسند بیشتر تمایل به گذران اوقا­ت فراغت از طریق کالاهای فرهنگی دارند. سن به دلایل متعدد می­تواند نقش تعیین ­کننده­ای در مصرف فرهنگی افراد داشته باشد­. افراد در سنین مختلف نیازمندی­های متفاوتی دارند و از توان متفاوتی برای برآوردن نیاز خود برخوردارند؛ قریحه آن­ها  نیز درطول عمر متحول می­شود و هر چه سن افراد افزایش می­یابد تجربه سال­های گذشته به منبعی برای شکل دادن به سبک زندگی و الگوی مصرف و فعالیت افراد تبدیل می­گردد­(کشوری چرمی، 1390). هم­چنین نتیجه این تحقیق با نتایج تحقیقات­(الیاسی و همکاران، 1390) و (عابدینی و دیگری، 1391) مطابقت دارد. در این تحقیق مردان و زنان از لحاظ استفاده کالاهای فرهنگی در شرایط مساوی اجتماعی قرار دارند و ضریب نفوذ این کالاها برای دو جنس یکسان است. مطابق با تحقیقی سالیوان و کاتزجرو در مورد جنسیت انجام دادن و به این نتیجه رسیدن که دیگر مردانگی و زنانگی را نمی­توان با ملاک­های داوری پیشین سنجید؛ زنان به افق­های جدیدی دست یازیده و رفته رفته درجوامع پیشرفته به فرصت­های برابر با مردان نزدیک شده­اند. سالیوان و کاتزجرو که بیشترین تحقیقات را در خصوص رابطه قریحه فرهنگی و جنسیت انجام داده­اند بر آنندکه در دنیای امروز می­توان نظریه زیمل را در خصوص سلیقه­های مصرفی به رابطه مصرف فرهنگی و جنسیت نیز تسّری داد. بنابر تئوری زیمل، گروه­های فرودست اجتماعی با برگرفتن ذوق­ها و سلیقه­های گروه­های فرادست درصد ترفیع جایگاه خویش هستند، سالیوان و کاتزجرو با بهره­گیری از این تئوری معتقدندکه زنان در آغاز راه برابری خواهی درجستجوی ارتقاء موقعیت اجتماعی خویش با برگزیدن الگوهای مصرفی فرهنگی مردان توانستند به این ارتقاء دست یابند. به هر روی امروز زنان بیشتری در زمره نخبگان فکری و روشنفکران جامعه قرار دارند(سالیوان و کاتزجرو، 2002: 13) و با نتیجه تحقیق (عابدینی و دیگری، 1391) مطابقت دارد.

هم­چنین در این تحقیق زنان و مردان از لحاظ وضعیت تاهل نیز در استفاده از کالاهای فرهنگی شرایط یکسان دارند و با نتیجه تحقیق­(عابدینی و دیگری، 1391) مطابقت دارد.

رابطه بین تحصیلات و مصرف کالاهای فرهنگی نیز در این تحقیق تایید شد. یعنی با میزان افزایش تحصیلات جوانان مصرف­کالاهای فرهنگی آنان نیز افزایش می­یابد. همان طور که آبل درمی­یابد کسانی که تحصیلات بالاتری دارند کار خود را تحت کنترل می­گیرند و با بالا رفتن تحصیلات در شبکه­ای از افراد قرار می­گیرند که الگوی رفتاری مشابه و مبتنی بر انتخاب فرهنگی دارند و به این ترتیب بر سبک زندگی فرد تاثیر می­گذارند(فاضلی، 1382). بنابراین به طورکلی می­توان گفت­که تحصیلات­ نقش مهمی در نوع و شیوه مصرف فرهنگی افراد دارد. تحصیلات می­تواند میزان سرمایه فرهنگی و منابع فرهنگی در اختیار افراد را تحت تاثیر قرار دهد و در نوع و شیوه مصرف یا سبک زندگی خاص افراد موثر واقع شود. علاوه ­بر این تحصیلات باعث می­شود که مشارکت و فعالیت فرهنگی افراد فزونی یابد و افراد پیچیدگی شناختی و ذایقه خوب پیدا کنند­(کلانتری و همکاران، 1392) و با نتیجه تحقیق(الیاسی و همکاران، 1390) همسو می­باشد.

هم­چنین به تعبیر وبر استفاده از کالاهای گران قیمت به سبب هزینه بر بودن تنها در انحصار اقشار بالای جامعه  است. همان­طور که اولویت‌بندی کالاهای فرهنگی مصرف­شده در اوقات فراغت جوانان نیز نشان می­دهد نواختن سازهای موسیقی، تماشای تئاتر، رفتن به کنسرت به دلیل هزینه ­بر بودن کمترین میزان استفاده را داشتند، از طرفی در این پژوهش رابطه بین درآمد و مصرف کالاهای فرهنگی تایید نشده و این نمی­توانند دلیل بر انحصاری نبودن کالاهای گران قیمت باشد، چون همان­طور که در الویت­بندی مشاهده می­شود کالاهای گران قیمت پایین­ترین میزان مصرف را نشان می­دهند. از طرف دیگر در جامعه فعلی ایران اکثر جوانان (18 الی 29) ساله یا بیکارند، یا درآمد پایینی دارند و این خود نشان ­دهنده عدم استفاده جوانان از کالاهای گران قیمت می­باشد و تنها با نتیجه این تحقیق نمی­شود گفت رابطه­ای بین درآمد و مصرف کالاهای فرهنگی وجود ندارد و نتیجه را به کل جامعه تعمیم داد و هم­چنین تحقیقی که در آن رابطه بین درآمد و مصرف کالاهای فرهنگی را نهی کرده باشد نیافتم.

رابطه بین نحوه گذران اوقات فراغت و مصرف کالاهای فرهنگی نیز در این تحقیق تایید شد و با نتیجه تحقیق الیاسی و همکاران­(1390) مطابقت دارد و امروزه یکی از معیارها و مشخصه­های میزان توسعه­ یافتگی جوامع «چگونگی استفاده از اوقات فراغت» است. به گونه­ای­که فرانسیس دوگه می­گوید: به من بگویید اوقات فراغت خود را چگونه می­گذرانید تا بگویم چه کسی هستید و فرزندان خود را چگونه تربیت می­کنید(صباغ لنگرودی، 1377) و از آن­جا که یکی از دستاوردهای دگرگونی­های سریع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، افزایش اوقات فراغت و مصرف فرهنگی است. نحوه گذران اوقات فراغت جوانان نیز بامصرف­کالاهای فرهنگی پیوند دارد. در راستای توجه به نحوه­گذران اوقات فراغت و مصرف کالاهای فرهنگی برخی از صاحب­نظران با توجه به تحولات اجتماعی و افزایش سطح سواد انتظار دارند که متقاضیان کتاب، فیلم، موسیقی و سایر فرآورده­های فرهنگی افزایش یابد و این در حالی است که مصرف این کالاها و برنامه­ریزی در خصوص الگوی مصرف آن­ها درحال حاضر به یکی از مسائلی تبدیل شده که مورد توجه برنامه­ریزان فرهنگی است(رضائیان و دیگری، 1386).

 

پیشنهادها

- دادن آگاهی به جوانان

بی­تردید شرط اصلی موفقیت در هر کاری، داشتن یک سلسله آگاهی­هاست تا فرد به کمک آن بتواند بر ابعاد متعدد مساله مورد نظر اشراف پیدا کند و در هر مورد اقدامات لازم را به عمل آورد. بر این اساس، اولین و مهم­ترین گام، در امر مبارزه با مد­گرایی افراطی، ارتقاء سطح بینش جوانان است؛ یعنی جوان، علاوه­بر کسب اطلاع از ماهیت و علل گرایش به مد، اولاً باید حد معقول و متعادل آن را با توجه به فرهنگ جامعه اسلامی بشناسد. ثانیاً اهداف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی استمعار در زمینه ترویج مد­گرایی را به خوبی تشخیص دهد. ثالثاً، ابزار شگردها و شیوه­های گوناگونی را که استعمار در پیشبرد اهداف خویش از آن­ها استفاده می­کند بشناسد. فقط در این صورت است که جوان نه تنها تحت تاثیر تبلیغات دشمنان قرار نمی­گیرد بلکه روز به روز بیشتر در مسیر رشد و تعالی معنوی و ارزش­های اجتماعی قرار می­گیرد و از به وجود آمدن زمینه نفوذ فرهنگی و اعتقادی بیگانگان جلوگیری می­کند.

- تقویت ایمان و ترویج ارزش­های معنوی

در طول تاریخ، هیچ عاملی مهم­تر از تقویت ایمان و باورهای اعتقادی و رشد ارزش­های معنوی مانع پیشبرد اهداف استعماری نبوده است. از این رو، استعمار همواره می­کوشد، ازطریق تضعیف اصول اعتقادی و ارزش­های اجتماعی قشر جوان و بی­اعتنا کردن آنان به ارزش­های معنوی، زمینه اجرای اهداف خود را فراهم کند. در چنین شرایطی، هیچ کاری به اندازه تقویت باورها، ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی و دینی و پرورش ایمان موثر نیست. تقویت باورهای دینی و ارزش­های اجتماعی و پی­ریزی بینش صحیح در زمینه ارزش­های دینی و رعایت آن­ها، هم­چون سنگری مستحکم، مردم و به ویژه نسل جوان را در برابر هجوم همه ­جانبه فرهنگی استعمار در امان نگه می­دارد. بنابراین، مسئولان فرهنگی و فرهیختگان جامعه به مقاوم کردن مردم و به ویژه جوانان در این زمینه موظف­اند.

- پاسخ به نیازهای نسل جوان

قشر جوان جامعه، علاوه­بر نیازهای زیستی مشترکی که با سایر اقشار جامعه دارد، سلسله نیازهای روانی و عاطفی ویژه­ای نیز دارد که از ارضا نشدن آن­ها مسائل و مشکلات زیادی برای جامعه به بار می­آورد. از جمله پیامدهای تامین نشدن نیازهای روحی و روانی جوانان، پیدایش خلا فکری و فرهنگی است که زمینه­ساز نفوذ عناصر فرهنگی بیگانه و هجوم فکری و تبلیغی فرهنگ­های بیگانه است؛ مثلاً الگوطلبی که از ویژگی­های مهم دوره جوانی و نوجوانی است. جوان در مسیر کسب کمال به طور طبیعی مایل است از طریق تاسی به منش و رفتار افرادی که آنان را مظهر کمالات می­داند خود را به فضایل و ارزش­های اخلاقی آراسته کند. روشن است که اگر جوان به الگوی مناسبی درجامعه خود دست نیابد، به الگو­ها و ارزش­هایی که بیگانگان با استفاده از ابزارهای تبلیعی به تمجید از آن­ها می­پردازند گرایش پیدا می­کند. بنابراین، ضرورت دارد که درمحیط زندگی جوان الگوهای مناسبی­که با فرهنگ و ارزش­های پذیرفته شده جامعه سازگاری دارند وجود داشته باشد تا این نیاز اصیل انسانی به صورت شایسته با توجه به مبانی اعتقادی و ارزشی او تامین شود و زمینه هرگونه کشش به سوی الگوهای تحمیلی و درعین حال زیان بار از بین برود. بر همین اساس، اگر به سایر نیازهای زیستی­، ذهنی، عاطفی، اعتقادی و فرهنگی جوان پاسخ مناسب داده نشود، جوانان به دنبال ارضای کاذب نیازهای خود رفته و الگوهای نادرست را ملاک عمل خویش قرار می­دهند.

حاصل آن که متولیان امور مربوط به جوانان و امور فرهنگی موظف­اند نیازها و خواسته­های قشر جوان را بشناسند و آن گاه با دقت کامل برای تامین صحیح و به موقع نیازهای او برنامه­ریزی کنند. این کار هم موجبات رشد و تعالی جوان را فراهم و هم موثرترین راه نفوذ فرهنگ بیگانه را مسدود می­کند. البته، خود جوانان نیز در این زمینه مسئولیت خطیری به عهده دارند که نباید به بهانه کوتاهی برخی مسئولان نهادهای فرهنگی جامعه­، از آن سر باز زنند.

- مدیریت اوقات فراغت

تشکیل اردوهای­کارآموزی و مهارت­افزایی، اردوهای سازندگی، گروه­های حفاظت از محیط زیست، گروه­های امداد و رویارویی با بحران­های اجتماعی از جمله زمینه­هایی است که می­تواند به تقویت هم­گرایی، احساس مسئولیت اجتماعی، تقویت نشاط و در عین حال به حل مشکلات اجتماعی کمک کند­.

- مسئولیت رسانه ملی 

 مهم­ترین مسئولیت رسانه ملی، ایفای نقش موثر در شکل­گیری هویت مقاومت و جریان­های قوی ضد فرهنگی، بر اساس هویت اسلامی ایرانی است که در این زمینه می­تواند اقداماتی مانند: اعتماد­سازی، آگاهی­بخشی و تولید برنامه­های ایجابی برنامه­هایی ارائه دهد که زمینه­ساز اصلاح روابط خانوادگی و ترویج ارزش­های اخلاقی باشد.

- مسئولیت نخبگان 

انتظار آن است که نخبگان برای همه محصولات فرهنگی پیوستی تحلیلی تدوین و فضای بحث و گفتگو درباره این محصولات را غنی­سازی­کنند. رسانه ملی و دیگر رسانه­ها می­­توانند فرصت لازم را برای بحث و بررسی نخبگان فراهم سازند.

- مسئولیت خانواده

خانواده با پیگیری ارتقاء آگاهی و رفع موانع تربیت، تقویت پایگاه هویت­بخش و نظارت بر حوزه مباحات، ارتباط با پایگاه­های هویت­بخش و مطمئن و ارتباط با خدا، می­تواند مسئولیت فرهنگی خود را در قبال اعضا و در برابر اجتماع به نحوی نسبتاً مطلوب ایفا کند.

 

 

منابع

استوری، ج. (1386). مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه. ترجمه: ح، پاینده. تهران: نشر آگه.

الیاسی، م؛ و همکاران. (1390). بررسی عوامل  موثر بر مصرف کالاهای فرهنگی در بین جوانان. جامعه پژوهی فرهنگی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. سال دوم، شماره دوم.

باکاک، ر. (1381). مصرف. ترجمه: خ، صبری. تهران: نشر و پژوهش شیرازه.

بنت، ا. (1386). فرهنگ و زندگی روزمره. ترجمه: ل، جو­افشانی و دیگری. تهران: نشر اختران.

چاوشیان، ح. (1381). سبک زندگی و هویت اجتماعی. پایان­نامه دکتری جامعه­شناسی، دانشگاه تهران.

خادمیان، ط. (1387). سبک زندگی و زندگی مصرفی، (مطالعه در حوزه جامعه­شناسی فرهنگی و دیباچه­ای بر سبک زندگی فرهنگی ایرانیان). تهران: جهان کتاب.

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان مرکز مدیریت حوزه­های علمیه خواهران (1389). تاثیر مصرف کالاهای فرهنگی جدید بر خانواده، (بیانیه تحلیلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان به مناسبت روز زن). تهران: مرکز مدیریت حوزه­های علمیه خواهران.

صمیم، ر. (1386). پژوهشی جامعه­شناسی در باب مصرف موسیقایی در بین افرادی با پایگاه­های اجتما­عی متفاوت (مطالعه موردی تهران). نشریه هنرهای زیبا. شماره 32.

عابدینی، ص؛ و دیگری. (1391). بررسی جامعه­شناختی رابطه سرمایه­های اجتماعی، با میزان مصرف کالاهای فرهنگی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی خلخال. پژوهش­نامه علوم اجتماعی. سال ششم، شماره سوم.

غیاث­وند، ا؛ و دیگری. (1388). بررسی تاثیر سبک زندگی بر سبک مصرف کتب و نشریات. فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. سال ششم، شماره 18.

فاضلی، م. (1386). جامعه­شناسیمصرفموسیقی. تهران: نشر پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.   

فاضلی، م. (1384). جامعه­شناسی مصرف موسیقی. مجله مطالعات فرهنگی و ارتباطات.

فردرو، م؛ و دیگری. (1378). بررسینقشپایگاهاقتصادی-اجتماعیدر مصرفکالاهای فرهنگی.­ تهران: نشر زهد، چاپ اول.

قانعی­راد، م، ا؛ و دیگری. (1385). نگاهی به عوامل فرهنگی افزایش ورود دختران به دانشگاه­ها، پژوهش زنان. شماره 4، صص 138­-115.

کاظمی، ع. (1387). ­مطالعاتفرهنگی،مصرففرهنگیوزندگیروزمرهدرایران.

کشوری چرمی، م. (1390). بررسی میزان مصرف کالاهای فرهنگی و عوامل موثر بر آن در بین شهروندان مشهدی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد برنامه­ریزی رفاه اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی.

کلانتری؛ و همکاران. (1392). تحصیلات و مصرف فرهنگی در شهر تهران. مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران. دوره دوم، شماره 1.

Bukodi, E. (2007). Social Stratification and cultural consumption in Hungry.                                                                                                       

Chan, T. & et al. (2007). Social stratification and cultural Consumption.  The visual arts in England. Poetics. 35, P.p: 168-190.                                                  

Torche, F. (2007). Social stauus and cultural consumption. The case of reading in chile. Poetics. 35(2-3), P.p: 10-92.

 

 



[1]­. کارشناس­ارشد ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.     

[2]­. گروه ارتباطات اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک –  ایران (نویسنده مسئول).   

استوری، ج. (1386). مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه. ترجمه: ح، پاینده. تهران: نشر آگه.

الیاسی، م؛ و همکاران. (1390). بررسی عوامل  موثر بر مصرف کالاهای فرهنگی در بین جوانان. جامعه پژوهی فرهنگی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. سال دوم، شماره دوم.

باکاک، ر. (1381). مصرف. ترجمه: خ، صبری. تهران: نشر و پژوهش شیرازه.

بنت، ا. (1386). فرهنگ و زندگی روزمره. ترجمه: ل، جو­افشانی و دیگری. تهران: نشر اختران.

چاوشیان، ح. (1381). سبک زندگی و هویت اجتماعی. پایان­نامه دکتری جامعه­شناسی، دانشگاه تهران.

خادمیان، ط. (1387). سبک زندگی و زندگی مصرفی، (مطالعه در حوزه جامعه­شناسی فرهنگی و دیباچه­ای بر سبک زندگی فرهنگی ایرانیان). تهران: جهان کتاب.

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان مرکز مدیریت حوزه­های علمیه خواهران (1389). تاثیر مصرف کالاهای فرهنگی جدید بر خانواده، (بیانیه تحلیلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان به مناسبت روز زن). تهران: مرکز مدیریت حوزه­های علمیه خواهران.

صمیم، ر. (1386). پژوهشی جامعه­شناسی در باب مصرف موسیقایی در بین افرادی با پایگاه­های اجتما­عی متفاوت (مطالعه موردی تهران). نشریه هنرهای زیبا. شماره 32.

عابدینی، ص؛ و دیگری. (1391). بررسی جامعه­شناختی رابطه سرمایه­های اجتماعی، با میزان مصرف کالاهای فرهنگی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی خلخال. پژوهش­نامه علوم اجتماعی. سال ششم، شماره سوم.

غیاث­وند، ا؛ و دیگری. (1388). بررسی تاثیر سبک زندگی بر سبک مصرف کتب و نشریات. فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. سال ششم، شماره 18.

فاضلی، م. (1386). جامعه­شناسیمصرفموسیقی. تهران: نشر پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.   

فاضلی، م. (1384). جامعه­شناسی مصرف موسیقی. مجله مطالعات فرهنگی و ارتباطات.

فردرو، م؛ و دیگری. (1378). بررسینقشپایگاهاقتصادی-اجتماعیدر مصرفکالاهای فرهنگی.­ تهران: نشر زهد، چاپ اول.

قانعی­راد، م، ا؛ و دیگری. (1385). نگاهی به عوامل فرهنگی افزایش ورود دختران به دانشگاه­ها، پژوهش زنان. شماره 4، صص 138­-115.

کاظمی، ع. (1387). ­مطالعاتفرهنگی،مصرففرهنگیوزندگیروزمرهدرایران.

کشوری چرمی، م. (1390). بررسی میزان مصرف کالاهای فرهنگی و عوامل موثر بر آن در بین شهروندان مشهدی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد برنامه­ریزی رفاه اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی.

کلانتری؛ و همکاران. (1392). تحصیلات و مصرف فرهنگی در شهر تهران. مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران. دوره دوم، شماره 1.

Bukodi, E. (2007). Social Stratification and cultural consumption in Hungry.                                                                                                       

Chan, T. & et al. (2007). Social stratification and cultural Consumption.  The visual arts in England. Poetics. 35, P.p: 168-190.                                                  

Torche, F. (2007). Social stauus and cultural consumption. The case of reading in chile. Poetics. 35(2-3), P.p: 10-92.