بررسی رابطه تقدیرگرایی و بهره‌مندی از رسانه‌های ارتباطی در بین شهروندان ارومیه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 . کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه جامعه‌شناسی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

رابطه تقدیرگرایی و بهره­مندی از رسانه­های ارتباطی در بین شهروندان ارومیه به عنوان هدف اصلی این تحقیق مطرح شده است. متغیر تقدیرگرایی بر اساس نظریه راجرز به عنوان متغیر ملاک مطرح است و متغیر رسانه­های ارتباطی بر اساس نظریه وابستگی و استفاده و رضامندی به عنوان متغیر مستقل مطرح شده است. حجم نمونه این تحقیق به روش نمونه­گیری تصادفی متناسب با جامعه آماری شهروندان شهر ارومیه برابر با 384 نفر است. در این تحقیق از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای جمع­- آوری داده­های مورد نیاز بهره برده و به منظور بررسی پایایی ابزار تحقیق از آلفای کرونباخ برابر82/0 استفاده شده­است. نتایج حاصل ازتحلیل داده­ها و یافته­های تحقیق نشان دادکه بین تقدیرگرایی و استفاده شهروندان از ماهواره، مجلات، رادیو،اینترنت رابطه معنادار وجود داشته است و بین تقدیرگرایی و استفاده شهروندان ازتلویزیون، کتاب، روزنامه رابطه معنادار وجود ندارد و هم­چنین براساس نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک طرفه متغیرهای زمینه­ای جنسیت و سطح تحصیلات با متغیر ملاک رابطه معنادار وجود داشته­اند و رابطه متغیر نوع شغل بامتغیر ملاک رابطه وجود نداشته است و هم­چنین یافته­ها نشان می­دهد که رسانه های ارتباطی7/8 درصد تقدیرگرایی را تبیین می­کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between fatalism and the use of media among Uremia citizens

نویسندگان [English]

  • Farhad Majdi Fard 1
  • Samad Sabagh 2
چکیده [English]

The main goal of this study is to determine the relationship between fatalism and the use of communicational media among Uremia citizens. In this researchfatalismis dependent variable based on Parsons Theory and communicational media is independent variable based on Reliance, Use and Satisfaction theory respectively. The sample of the research is 384 Uremia citizens which are determined by stratified sampling. In order to gather the required dataa self-designed questionnaire was used and to obtain the reliability of the research alpha Cronbach was used. The results show that, there is a significant relationship between fatalism and participants’ use of TV, magazines, radio and Internet. On the other hand,there is not a significant relationship between fatalism and participants’ use of TV, book and newspaper. Also, the analysis of the results of One-Way An ova has shown that, there is a significant relationship between participants’ gender and their level of literacy and fatalism. In the same veinparticipants’ type of job has no significant relationship with their fatalism. Moreover,communicational media can predict 8.7 percent of participants’ fatalism.                                                                                                                           

کلیدواژه‌ها [English]

  • fatalism
  • communicational media
  • Uremia citizens

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هفتم، شماره بیست و هشتم، پائیز 1394

ص ص 75-57

 

 

 

 

 

بررسی رابطه تقدیرگرایی و بهره­مندی از رسانه­های ارتباطی در بین شهروندان ارومیه

فرهاد مجدی فرد[1]

دکتر صمد صباغ[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/2/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/5/1395

چکیده

رابطه تقدیرگرایی و بهره­مندی از رسانه­های ارتباطی در بین شهروندان ارومیه به عنوان هدف اصلی این تحقیق مطرح شده است. متغیر تقدیرگرایی بر اساس نظریه راجرز به عنوان متغیر ملاک مطرح است و متغیر رسانه­های ارتباطی بر اساس نظریه وابستگی و استفاده و رضامندی به عنوان متغیر مستقل مطرح شده است. حجم نمونه این تحقیق به روش نمونه­گیری تصادفی متناسب با جامعه آماری شهروندان شهر ارومیه برابر با 384 نفر است. در این تحقیق از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای جمع­- آوری داده­های مورد نیاز بهره برده و به منظور بررسی پایایی ابزار تحقیق از آلفای کرونباخ برابر82/0 استفاده شده­است. نتایج حاصل ازتحلیل داده­ها و یافته­های تحقیق نشان دادکه بین تقدیرگرایی و استفاده شهروندان از ماهواره، مجلات، رادیو،اینترنت رابطه معنادار وجود داشته است و بین تقدیرگرایی و استفاده شهروندان ازتلویزیون، کتاب، روزنامه رابطه معنادار وجود ندارد و هم­چنین براساس نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک طرفه متغیرهای زمینه­ای جنسیت و سطح تحصیلات با متغیر ملاک رابطه معنادار وجود داشته­اند و رابطه متغیر نوع شغل بامتغیر ملاک رابطه وجود نداشته است و هم­چنین یافته­ها نشان می­دهد که رسانه های ارتباطی7/8 درصد تقدیرگرایی را تبیین می­کنند.

واژگان کلیدی:تقدیرگرایی، رسانه­های ارتباطی، شهروندان ارومیه.

 

مقدمه

تقدیرگرایی و یا به بیان­لاتین "فاتالیسم" اعتقاد و باوری فرهنگی و گروهی ­است­که بنا بدان شخص تقدیرگرا (فاتالیست) کلیه امور و همه پدیده­ها را در حیات اجتماعی خویش به کارکرد نیروها و عوامل ماوراء­الطبیعه و متافیزیکال نسبت می­دهد و این نیروها را در همه اوضاع و احوال ناظر بر افعال و کردار خود می­داند. این باور بخشی از قلمرو فرهنگ عامه است و در نقطه مقابل خردگرایی و تدبیرگرایی قرار می­گیرد. فرد خردگرا معتقد است که قادر به تغییر سرنوشت خود می­باشد. اما در سرنوشت­گرایی (تقدیر­- گرایی) همه امور پدیده­ها در زندگی فرد مبتنی بر شانس و اقبال و سرنوشت است،  به گونه­ای که فرد هیچ نقشی دربسیاری از امور زندگی خود ندارد و به عنوان کنشگری منفعل و بی­اراده تابع نیروهایی است که او را در فکر و رفتار هدایت می­کنند(مقصودی و دیگری، 1386: 20).

درایران تقدیرگرایی ریشه عمیقی در ذهنیات و خلقیات ایرانیان از جمله فضلا و ادبای ما دارد تا جایی که بسیاری از شاعران در ظاهر به تناسب قافیه و در باطن به دلایل محتوایی تدبیر را در برابر تقدیر قرار داده و آن را بی­ارزش نمایانده­اند. یا عبارت­ها و ضرب­المثل­هایی در مذمت تدبیر وجود دارد مانند: "تقدیر چو سابق است تدبیر چه سود؟"  و "تقدیر برابر با ترک تدبیر است". یا "کسی­که ترک تدبیرکند به تقدیر راضی شود". با توجه به این­که تدبیر معادل قدیمی چیزی است که امروزه مدیریت خوانده می­شود طبیعی است که در جهانی که براساس مدیریت و تدبیر اداره می­شود چنین نگرشی چه پیامدهای منفی و ویران کننده­ای خواهد داشت.

بسیاری از صاحب‌نظران بر این باورند که شرط اساسی پیشرفت و توسعه، وجود بسترهای مساعد و مناسب فکری و ذهنی است که می­تواند پذیرای حرکت‌های آینده باشد. تا زمانی که اذهان، گرایشات و فرهنگ رایج مردم مساعد و همسو با فرهنگ توسعه نباشد، علی­‌رغم تجیهز بسترهای اقتصادی و مالی، امکان پیشرفت وجود نخواهد داشت. یکی از نهادهای اساسی در نشر، القاء و تغییر نگرش‌ها و گرایشات مردم در جهان کنونی رسانه‌های ارتباطی می­‌باشند. فراگیری تأثیر رسانه‌ها در جوامع مدرن، توسط برنت (1988)، فلراس(1994)، هوور(1993) و مک ایل­رایت(1994) مورد بررسی و تأکید واقع شده­است. پیش­- شرط ضروری توسعه در هر جامعه‌ای وجود انسان­مدرن با خصوصیات ویژه است. دربررسی جنبه‌های عام انسان نو، برخصوصیاتی مانند داشتن روحیه­علمی، احترام به علم و قبول آن درحل مشکلات بشری، عدم تقدیرگرایی و ارجاع امور به سرنوشت، برنامه­ریزی اوقات و نگاه به آینده، روحیه تساوی­‌جویی و عدالت­-‌ طلبی، احترام به حقوق دیگران، مشارکت در سازمان‌ها و جریانات رأی­‌گیری، داشتن آرزوهای بزرگ برای خود و بچه‌ها، رقابت­سیاسی نهادینه، اشتیاق به کسب اطلاعات درسطح ملی و بین‌المللی، انگیزه اکتساب، تمایل به مصرف کالاها و تکنولوژی جدید، زندگی در مناطق شهری، نگرش‌های جدید به سلامت و کار، پس­انداز، تمایل به تحرک جغرافیایی، به تأخیر انداختن خشنودی‌های سریع و ... تأکید شده است (Melkote: 47). بنابراین برای ترزیق پیش­شرط­های ضروری توسعه برای جامعه و هم­چنین برای پرورش انسان­ نو با خصوصیات علمی و روحیه بالا و مصمم برای پیشرفت و توسعه جامعه، ما به رسانه­های ارتباطی متکی می­شویم. چون این رسانه­های ارتباطی هستندکه افکار و عناصر ذهنی نو را به افراد جامعه انتقال می­دهند و زمینه­ لازم را برای پیشرفت و توسعه جامعه از لحاظ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی،  اجتماعی را فراهم می­آورند. یکی از مؤثرترین عوامل اجتماعی در شکل­دهی رفتارها در جامعه امروزی،  رسانه­های همگانی (ارتباط جمعی) است. جامعه­شناسان بر این باورند که رفتار آدمی از طریق متغیرهای زیادی شکل می­گیرد. خانواده، آموزش و پرورش، گروه همسالان و ... از متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر رفتارند. اما رسانه­ها به جهت گستردگی و تنوع از نقش بسیار بالایی برخوردار است. ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر. به طور کلی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام­های خود به ایشان از وسایل مختلف استفاده می­کند. از جانب دیگر، چارلز کولی به عنوان یکی ازمعتبرین محققان این رشته ارتباط را مکانیسمی می­داندکه از خلال آن روابط انسان­ها برقرار می­شود و بسط می­یابد(ساروخانی، 1387: 20). این تحقیق به بررسی رابطه تقدیرگرایانه نسبت به بهره­مندی از رسانه­های ارتباطی در بین شهروندان ارومیه می­پردازد. یعنی این که بهره­مندی از رسانه­های ارتباطی (تلویزیون، رادیو،  روزنامه­ها، مجلات و ...) چه نقشی در میزان نگرش تقدیرگرایانه در بین شهروندان ارومیه دارد. اگر رسانه­های ارتباطی بسترهای فکری آموزشی لازم را برای جامعه فراهم آورد پیشرفت­های ذهنی و فکری افراد بالا رفته و روحیه تدبیرگرایی و خردگرایی افراد تقویت می­شود و امور شخصی و اجتماعی خویش را در کنترل خود می­بیند و این نیز باعث توسعه و پیشرفت جامعه خواهد شد. در غیر این صورت افراد جامعه نمی­توانند پذیرای توسعه و اندیشه­های نوین و عناصر ذهنی نو که بستر و زیربنای توسعه فرهنگی سیاسی اجتماعی جامعه است باشند.

ضمن بررسی­های به عمل آمده پیرامون این موضوع، تحقیقات زیادی انجام شده است. اما نقش مهم رسانه­های ارتباطی در تحقیقات به صورت جداگانه و برجسته خیلی مورد توجه پژوهشگران واقع نشده است. از تحقیقاتی­که به این موضوع پرداخته­اند هر کدام ابعادی از این موضوع را مورد پژوهش قرار داده­اند، از جمله این تحقیقات: رفیعی(1382)، کریم­زاده(1389)، محسنی تبریزی و دیگران(1385)، پشنگ (1382)، ملکشاهی(1387)، فرینا(1385). براین اساس دراین تحقیق به دنبال این هستیم تا ضمن بررسی تقدیرگرایی و بهره­مندی از رسانه­های ارتباطی و هم­چنین با طبقه­بندی رسانه­های ارتباطی و رابطه آن­ها بر میزان تقدیرگرایی را مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم. بنابراین تحقیق حاضر در صدد پاسخگویی به این سؤال است: آیا بین رسانه­های ارتباطی با تقدیرگرایی رابطه وجود دارد؟

 

اهداف تحقیق

- بررسی رابطه تقدیرگرایی و بهره­مندی از رسانه­های ارتباطی در بین شهروندان ارومیه.

- تعیین تفاوت جنسیت افراد و تفاوت آن با تقدیرگرایی.

- تعیین تفاوت سطح تحصیلات افراد و رابطه آن با تقدیرگرایی.

- تعیین میزان تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه.

- تعیین میزان استفاده شهروندان از رسانه­های ارتباطی.

- تعیین رابطه میزان استفاده از اینترنت با تقدیرگرایی.

- تعیین رابطه میزان استفاده از روزنامه با تقدیرگرایی.

- تعیین رابطه میزان استفاده از مجلات با تقدیرگرایی.

- تعیین رابطه میزان استفاده از تلویزیون با تقدیرگرایی.

- تعیین رابطه میزان استفاده از رادیو با تقدیرگرایی.

- تعیین رابطه میزان استفاده از برنامه­های ماهواره با تقدیرگرایی.

 

پیشینه تجربی تحقیق

کریم­زاده(1389) در تحقیقی به عنوان سبک زندگی و نگرش­های تقدیرگرایانه که انجام داده است و روش تحقیق این پژوهش به صورت تلفیقی است. یعنی ابتدا داده­ها به صورت پیمایش و با استفاده از پرسشنامه جمع­آوری و سپس برای تکمیل پژوهش با 6 نفر مصاحبه صورت گرفته است.

جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 90-1389 تشکیل می­دهند که با حجم نمونه 400 نفر مورد مطالعه قرار گرفته­اند. در این پژوهش به مطالعه تأثیر پایگاه اقتصادی– اجتماعی، سرمایه اقتصادی، رشته تحصیلی، سرمایه فرهنگی و جنس مدیریت بدن بر میزان تقدیرگرایی پرداخته شده است. یافته تحقیق نشان می­دهد که بین متغیرهای سرمایه فرهنگی، مدیریت بدن و رشته تحصیلی با میزان تقدیرگرایی رابطه وجود دارد. محسنی تبریزی و دیگران(1384) درتحقیقی به عنوان تقدیرگرایی و عوامل مؤثر برآن: سنجش میزان تقدیرگرایی در زنان بالغ شهرهای مراکز استان­های کشور پرداخته­اند. روش تحقیق این پژوهش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه است و جامعه آماری آن کلیه زنان بالغ ساکن در مراکز استان­های کشور 15 سال به بالا است و حجم نمونه آن 9500 نفر است نتایج حاصل از آزمون فرضیات این تحقیق و طبق مدل تحلیلی زیر است:

1. تقدیرگرایی و احساس کارآمدی سیاسی به طور معکوسی همبسته­اند، به طوری­ که با افزایش احساس کارآمدی سیاسی در زنان، میزان تقدیرگرایی آنان کاهش می­یابد.

2. رابطه معناداری میان تقدیرگرایی و احساس بی­قدرتی و فتور سیاسی زنان وجود دارد به طوری­که با افزایش میزان احساس بی­قدرتی سیاسی در آنان میزان فاتالیسم نیز افزایش می­یابد.

3. میزان تقدیرگرایی زنان بر حسب سطح تحصیلات آنان تغییر می­کند.

4. میزان تقدیرگرایی زنان برحسب منشأ جغرافیایی آنان تغییر می­کند.

5. میزان تقدیرگرایی زنان برحسب گروه­های سنی آنان تغییر نمی­کند.

6. میزان تقدیرگرایی زنان برحسب وضعیت تاهل آنان تغییر نمی­کند.

7. میزان تقدیرگرایی زنان برحسب وضعیت فعالیت اقتصادی آنان تغییر می­کند.

پشنگ(1382) تحقیقی به عنوان رابطه بین تقدیرگرایی و توسعه اجتماعی با تاکید بر نویسندگان اجتماعی عصر پهلوی دوم انجام داده است. روش مورد استفاده دراین تحقیق، تحلیل محتوا است. یافته­- های این پژوهش نشان می­دهد که این نویسندگان نوع تلقی­های متفاوتی از تقدیرگرایی دارند و گرایش فکری آنان بر دریافت آنان از این مقوله موثر است. بر این اساس شریعتی و مطهری که از نویسندگان اسلامگرا به شمار می­آیند به تقدیرگرایی از نوع اصیل آن معتقد بوده و آن را عاملی مهم در پیشرفت و توسعه اجتماعی جوامع می­دانند. رحیمی که از نویسندگان سکولار محسوب می­شود، اصولاً به وجود و حضور چنین مقوله­ای در زندگی اجتماعی انسان­ها اعتقادی ندارد و همه چیز را منوط به اراده و عمل انسان و آزادی وی در انتخاب می­داند. صادق هدایت دیگر نویسنده سکولار، برعکس رحیمی همه چیز را از دیدگاه آن نوع از تقدیرگرایی می­بیند که منجر به رخوت و سستی و پذیرش وضع موجود می­شود در واقع تقدیرگرایی هدایت و مانع توسعه اجتماعی محسوب می­گردد. طبری نویسنده مارکسیست، ریشه­های پیدایش تقدیرگرایی را در عوامل اقتصادی و تقسیم طبقاتی می­داند و آن را مانع تغییر اوضاع زندگی اجتماعی می­پندارد و آریان­پور اصولاً ویژگی توسعه یافتگی و نو بودن را در عدم پذیرش تقدیر می­داند. به طور کلی ارتباط بین این دو مقوله در آثار ایشان به صورت مستقیم و آشکاری مطرح نشده است، اما بررسی دقیق این آثار و تحلیل محتوای­شان، نوع نگرش آن­ها را به این موضوع آشکار کرده است. رفیعی (1382) در تحقیقی به عنوان بررسی عوامل اجتماعی بر میزان تقدیرگرایی پرداخته است. روش تحقیق این پژوهش پیمایش و ابزار جمع­آوری داده­ها پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش عبارتند از کلیه دانش­آموزان دختر و پسر دبیرستان­های شهر فردوس در سال تحصیلی 82-1381 که تعداد کل جامعه آماری 2532 نفر است که قریب نیمی دختر و نیمی پسر در 16 دبیرستان می­باشند. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که بین متغیرهای ساخت مقتدرانه خانوادهماری آآاآمائلنلدتلذازیلذات

 

 

، میزان دین­داری، پایگاه اجتماعی- اقتصادی و جنسیت با میزان تقدیرگرایی رابطه وجود دارد. از نتایج دیگر تحقیق، تائید وجود رابطه بین جنسیت و تقدیرگرایی است. میزان تقدیرگرایی در دختران، بیش از پسران است، محدودیت­هایی که جنس زن در ساخت­های اجتماعی داشته، توانایی­کم این جنس را در تغییر این محدودیت­ها زمینه فکری را فراهم می­کند تا میزان تقدیرگرایی بیشتری داشته باشند. این جریان را می­توان در شرایط تاریخی گذشته ایران جستجو کرد، با توجه به نظر محققین و شواهدی که از وضعیت روستاییان ذکر شد، انتظار می­رفت که دانش­آموزانی که سابقه زندگی در روستا را داشتند، میزان تقدیرگرایی کمتری داشتند، هرچند این اختلاف فاحش نیست، چرا که میانگین تقدیرگرایی دانش­آموزانی که سابقه زندگی روستایی نداشتند 04/37% و میانگین گروه دیگر 47/35%، این نتیجه حاکی از نزدیک بودن میزان تقدیرگرایی این ­دوگروه بوده است. دلیل دیگر برای­کاهش 57/1% از میزان تقدیرگرایی دانش­­آموزان روستایی ممکن است این باشدکه از آن جا که قسمتی از نمونه آماری دانش­آموزان روستایی برای تحصیل نتوانسته­اند به شهر بیایند، بر محیط سخت زندگی­شان فائق آیند و با پذیرش هر مشکلی به محیط شهری آمده تا با تلاش و کوشش خود آینده خویش را رقم بزنند. چنین شرایطی زمینه را فراهم کرده تا میزان تقدیرگرایی آن­ها کمتر شود.

اغلب محققین غربی(راجرز، 1966؛  لویس، 1967؛  لوی، 1973؛ روزن، 1984؛ کارستیرز، 1985؛ پک و گوررو، 1997؛ چهی­بر، 2005) بر این اعتقاد بودند که کم و بیش در جوامع سنتی و در نزد گروه­های فرودست، کم سواد و طبقات پایین با مشاغل کشاورزی و دام­داری و نیز در بسیاری از مناطق روستایی و عشایری جوامع در حال توسعه و هم چنین در نزد برخی از گروه­های مذهبی و قشری و نیز در بین زنان متعلق به طبقات و اقشار فرودست، کم درآمد، کم سواد و بی­سواد جامعه اعتقاد به تقدیر و سرنوشت به مثابه نوعی باور فرهنگی شیوع و رواج دارد. به زعم این صاحب­نظران در این جوامع افراد درک نازلی از توانایی خود نسبت به کنترل آینده خود دارند، به طوری که آنان کلیه امور و پدیده­ها را در حیات اجتماعی خویش به کارکرد نیروها و عوامل ماوراء­الطبیعه و متافیزیکال نسبت می­دهند.

گروهی از صاحب­نظران با توجه به فاتالیسم به عنوان واقعیتی اجتماعی می­کوشند با اریه تعریفی مفهومی از آن،  شاخص­ها و نگرش­های تقدیرگرایی را مشخص و ضمن کمی کردن فاتالیسم به ارایه تعریفی عملیاتی از آن اهتمام کنند. این گروه از صاحب­نظران و محققین هم­چنین به طور اخص به اتیولوژی و سبب­شناسی تقدیرگرایی می­پردازند و با تعیین، تشخیص و تمییز عوامل و متغیرهای دخیل می­کوشند با ارایه مدلی نظری از تقدیرگرایی به تست تجربی و نیکویی برازش مدل نظری اقدام نمایند. از این منظر، فاتالیسم متغیری متأثر از عواملی چند در نظر آمده است. این عوامل هر کدام با وزن­های نسبی متفاوت بر تقدیرگرایی تأثیر می­گذارند برخی از این عوامل اجتماعی و برخی فردی و روان­شناسی­اند. بر این اساس فاتالیسم متأثر از وضعیت اجتماعی اقتصادی خانواده منشا جغرافیایی، سطح تحصیلات، سن، وضعیت فعالیت اقتصادی، نیاز به موفقیت، یادگیری، احساس خود اثربخشی، احساس بی­قدرتی و فتور و نظایر آن در نظر گرفته شده است. در این گروه افرادی چون لرنر، راجرز، تکس، فاستر، لوئیسر، روزن فیلد، مانفرد، فلوریس اورتیز و پک و گوررو و دیگران قرار دارند. راجرز، لوئیس، فاستر، مانفرد و دیگران ضمن ارایه تعریفی مفهومی از تقدیرگرایی به تعیین نشانگرهای فاتالیسم، ساخت مقیاسی جهت اندازه­گیری آن و ارایه تعریفی عملیاتی از آن پرداخته­اند. به عنوان مثال در تعریف مفهومی راجرز، لوئیس، مانفرد و فاستر تقدیرگرایی به وضعیتی فکری اطلاق می­شود که در آن افراد درک نازلی از توانایی خود نسبت به کنترل آینده خود دارد(محسنی تبریزی، 1383). در مدل نظری فلورس اورتیز(1994) متغیرهای جنسیت، باورها و ارزش­های فرهنگی، سطح تحصیلات، موقعیت اقتصادی، پایگاه طبقاتی و یادگیری اجتماعی از عوامل مؤثر بر تقدیرگرایی محسوب می­شوند. در عین حال تقدیرگرایی خود به عنوان متغیری مستقل بر رفتار سیاسی فرد تأثیرگذار است(Flores-Ortiz, 1994: 149). پک و گوررو(1997) نیز عواملی نظیر سطح تحصیلات، نیاز به موفقیت، احساس خود اثربخشی و انگیزه اقتصادی را به طور معکوس بر درجه فاتالیسم افراد مؤثر می­دانند. بر اساس یافته­های تجربی آنان با افزایش سطح تحصیلات، نیاز به موفقیت، احساس خود اثربخشی و انگیزه اقتصادی در سطح افراد از میزان تقدیرگرایی آنان کاسته می­شود. در مدل نظری جاگار(1992) متغیرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی، منشاء جغرافیایی، سن، جنسیت، نیاز به موفقیت و احساس بی­قدرتی از عوامل مؤثر بر تقدیرگرایی محسوب می­شود. بر اساس یافته­های تجربی جاگار، افراد پایگاه اقتصادی- اجتماعی پایین، با منشاء روستایی، با جنسیت مؤنث با احساس نیاز به موفقیت پایین و احساس بی­قدرتی بالا دارای درجه احساس فاتالیسم بالایی هستند(Jaggar, 1992: 42-63).

گروهی دیگر از محققین و صاحب­نظران به طور اخص به بررسی مناسبات و همبستگی­های متقابل میان تقدیرگرایی و برخی متغیرهای روانی- اجتماعی نظیر احساس بی­قدرتی، احساس نیاز به موفقیت (N-Ach)، احساس خود اثربخشی، مشارکت و میل به کار گروهی، احساس بی­میلی و بی­تفاوتی سیاسی و نظایر آن پرداخته و کوشیده­اند با استعانت از اطلاعات تجربی، فرضیات مربوط به روابط میان تقدیرگرایی و هریک از این متغیرها را تست کنند. دراین گروه محققینی چون آلوین(1991)، اورباخ و فیگرت(1995)، آیزن و فیش­باین(1980)، بپرد، گونزالس، پارادا، کوهن و کورتز(1999)، گمسون(1986)، پرچرون(1998)، مک کله­لند(1959) و سندرز فیلیپس(1986) و دیگران قرار دارند.

آلوین در مطالعه نگرش­ها و رفتار سیاسی، فاتالیسم را به عنوان گونه­ای اعتقاد و باور گروهی بر رفتار سیاسی فرد مؤثر می­داند. از نظر آلوین تقدیرگرایی مشارکت سیاسی را کاهش می­دهد و متقابلاً میل به شرکت سیاسی و فعالیت با فاتالیسم رابطه معکوس دارد(Alwin, 1991: 121-132). اورباخ و فیگرت نیز میان تقدیرگرایی، مشارکت سیاسی، احساس بی­قدرتی و جنسیت روابط معنی­داری را برقرار می­کنند. بر اساس یافته­های تجربی آنان تقدیرگرایی برحسب جنسیت متغیر است، با مشارکت سیاسی روابط معکوس و با احساس بی­قدرتی سیاسی رابطه مستقیم دارد(Auerbach, 1995: 131-155 Figert,). فیش­باین و آیزن نیز تقدرگرایی و کنش مدلل را به طور متقابل و معکوسی همبسته می­دانند(Ajzen, 1980: 62-68 Fishbein,). ویلیام گمسون جامعه­شناس سیاسی آمریکایی نیز میان بی­تفاوتی و بی­میلی سیاسی و تقدیرگرایی رابطه مستقیمی را برقرار می­سازد(Gomson, 1986: 103-104). پرچرون در مطالعه ارزش­های اجتماعی و نگرش­های سیاسی والدین و فرزندان در فرانسه میان متغیرهای سن و احساس بی­- معنایی سیاسی از یک سو و تقدیرگرایی از سوی دیگر روابط معنی­داری را یافته است. بنا به یافته­های پرچرون، تقدیرگرایی با سن،  و احساس بی­معنایی و پوچی سیاسی روابط معنی­داری دارد، به طوری که با سن و احساس­پوچی و بی­معنایی سیاسی رابطه مستقیمی را نشان می­دهد(Percheron, 1998: 315-329). دیوید مک کله­لند نیز در نظریه نیاز به موفقیت، انگیزش به پیشرفت (N-Ach) را به طور معکوسی با متغیرهای تقدیرگرایی، احساس بی­قدرتی و آیین­منشی همبسته می­داند(Mcclelland, 1963: 161-172). بالاخره، سندرز فیلیپس نیز میان فاتالیسم، جنسیت، منطقه مسکونی و سطح تحسیلات رابطه معنی­داری قائل است. براساس یافته­های تجربی­او میزان تقدیرگرایی در زنان طبقات پایین، ساکنین مناطق روستایی و افراد با سطح  تحصیلات پایین و یا بی­سواد بیشتر است(Sanders- Philips, 1996: 88-97). گروهی از محققین نیز که عمدتاً با رویکرد جامعه­شناسی سیاسی به مطالعه رفتار سیاسی پرداخته­اند، کوشیده­اند با تاکید بر عوامل اثرگذار بر رفتار سیاسی در گروه­ها و طبقات مختلف جوامع، این عوامل را برجسته سازند. از این منظر برخی از متغیرهای اثرگذار بر رفتار سیاسی به عنوان عوامل تقویت کننده احتمال شرکت و فعالیت فرد در فراشدهای سیاسی و اجتماعی را افزایش داده و برخی نیز در مقابل انگیزش به مشارکت سیاسی و اجتماعی را در او به مثابه عامل بازدارنده کاهش می­دهند. در این میان تقدیرگرایی به عنوان عامل بازدارنده و کاهش دهنده مشارکت سیاسی در نظر گرفته شده است. در این گروه به محققینی چون شوارتز، پنمن، میلر، لیپست، لسین، جاگار، فلورس اورتیز، گمسون، آلوین و چهی­بر می­توان اشاره کرد. شوارتز درمطالعه بیگانگی سیاسی و رفتارسیاسی ضمن تست تجربی رابطه بیگانگی سیاسی با تقدیرگرایی متذکر می­شود که نه تنها بیگانگی سیاسی و فاتالیسم به طور معنی­داری همبسته­اند بلکه هر دو متغیر به طور معکوسی برمشارکت سیاسی تاثیرگذاشته است و به عنوان عوامل بازدارنده شرکت سیاسی به حساب می­آیند(Schwartz, 1975: 92-103). پتمن نیز میان متغیرهای جنسیت، سطح تحصیلات، مشارکت سیاسی و تقدیرگرایی رابطه معنی­داری برقرار می­سازد. بر اساس یافته­های تجربی او مشارکت سیاسی بر حسب جنسیت، سطح تحصیلات، تقدیرگرایی تغییر می­کند. زنان به نسبت کمتر از مردان، افراد با سطح تحصیلات پایین و میزان تقدیرگرایی بالا معمولا کمتر در فراشدهای سیاسی  مشارکت می­کنند (Pateman,  1998: 123-139). عزت نفس رابطه معکوسی و با بی­میلی سیاسی رابطه مستقیم دارد. عزت نفس نیز به طور معکوسی با بی­میلی سیاسی همبسته است(Miller, 2002: 744-761). سی­مور مارتین لیپست نیز در رابطه رفتار سیاسی، بی­اعتمادی سیاسی، احساس بی­قدرتی سیاسی، تقدیرگرایی پایین را از عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی مطرح می­سازد و آن­ها را به عنوان عوامل بازدارنده و از موانع مشارکت سیاسی برمی­شمارد(Lipset, 1960: 143-172)؛(محسنی­تبریزی و همکاران، 1384، www.noormags.ir).

 

نقد و ارزیابی تحقیقات انجام شده

در تحقیقاتی که در ایران انجام شده است در زمینه تقدیرگرایی این است که اهمیت این موضوع به صورت مشخص و مهم مورد توجه واقع نشده است. در حالی که این موضوع (تقدیرگرایی) حتی امروزه هم در ادبیات روزمره مردم هم­چنان درگردش است و هم این­که این موضوع بیشتر توسط محققان غربی صورت گرفته است، و هم­چنین تحقیقی جامع درباره متغیرهای موجود در عنوان تحقیق مورد توجه قرار نگرفته است. لذا در این تحقیق سعی می­شود رابطه تقدیرگرایی را با رسانه­ها مورد بررسی قرار دهد.

فرضیه­ها

1. بین سطح تحصیلات و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه تفاوت وجود دارد.

2. بین تفاوت جنسیت و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه تفاوت وجود دارد.

3. بین میزان استفاده از تلویزیون و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

4. بین میزان استفاده از اینترنت و تقدیر گرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

5. بین میزان استفاده از رادیو و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

6. بین میزان مطالعه کتاب و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

7. بین میزان مطالعه مجلات و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

8. بین میزان مطالعه روزنامه و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

9. بین میزان استفاده از برنامه­های ماهواره­ای و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

 

تعریف نظری متغیرها

تقدیرگرایی

در فرهنگ حییم به معنای کیش جبری آمده است(حییم، 1379: 143). محمدرضا باطنی آن را به معنای تقدیرگرایی، سرنوشت­گرایی و جبرگرایی توصیف نموده است(باطنی، 1371: 311). تقدیرگرایی در علوم اجتماعی به معنای پذیرش بی­چون و چرای وقایع و تسلیم در برابر آن، منبعث از اندیشه­ای که آنان را خارج از حیطه تسلط انسان می­داند. این واژه در برابر اختیارگرایی آمده است(ساروخانی، 1375: 280). تقدیرگرایی در این پژوهش به عنوان متغیر تابع و وابسته است.

 

رسانه

رسانه این واژه media است. هر وسیله­ای که توسط آن اطلاعات عینی به فاصله معینی ارسال می­گردد یا در طول زمان (نشریات نوار) انتقال می­یابد. رسانه در واقع گیرنده را به فرستنده مربوط می­کند که می­تواند یک سنگ نوشته ساده باشد یا نظیر یک سیستم ارتباط ماهواره­ای پیچیده طراحی گردد(ملوین دفلور، اورت ای. دنیس، 715:1387).

 

اینترنت

در اواخر دهه1960 پدیده­ای به نام اینترنت جهان را متحول کرد. تأسیس شبکه آرپانت درسال 1969 به عنوان منشأ پیدایش اینترنت شناخته شد. در حقیقت اینترنت مجموعه­ای از میلیون­ها کامپیوتری است که ازطریق شبکه­های مخابراتی به یکدیگر متصلند. به­عبارتی دیگر مجموعه­ای از هزاران شبکه ماهواره­ای- رایانه­ای است که تعداد زیادی از رایانه­ها را در یک شبکه پیچیده بزرگ و قابل اطمینان به یکدیگر وصل می­کند. اینترنت هیچ سازمان مدیریتی یا سرپرست حقوقی ندارد و به خودی خود واقعیتی مستقل ندارد و تنها از تألیف تشکیلات مستقل دیگر حیات یافته است. از طریق این فناوری جدید می­توان پست الکترونیکی(E- mail) ایجاد کرد و بدون صرف وقت و هزینه­های پستی زیاد می­توان عکس­ها و نامه­- های متنی خود را برای یک یا چندین نفر به طور همزمان ارسال­کرد، هم­چنین می­توان سایت­های (site) مختلفی ساخت و از این طریق به شبکه جهانی وب (Web) پیوست و از قابلیت­های تصویری، صوتی و حتی فیلم درآن استفاده کرد. فناوری چت (Chat) یا گفتگو یکی دیگر از راه­های ارتباطی جدید در اینترنت است که در آن می­توان علاوه بر مکالمه با چندین نفر به طور همزمان تصاویر یکدیگر را نیز چک کرد. شبکه­های خبری، موتورهای جستجو و FTPها نیز از دیگر قابلیت­های موجود در اینترنت است. سیستمی متشکل از هزاران کامپیوتر و شبکه­های کوچک و بزرگ که از طریق خطوط تلفنی با سرعت بالا به همدیگر مرتبط هستند(دفلور، ملوین. دنیس، 1387: 709).

 

تلویزیون

پرمخاطب­ترین رسانه در جهان، تلویزیون است و این آمار در ایران به مراتب بیشتر است و این تنوع و کثرت مخاطب به دلیل وجود صدا و تصویر به طور همزمان است و در سال­های اخیر شاهد توانایی پخش مستقیم و زنده نیز بر این جذابیت افزوده است. تلویزیون گرچه در بدو ورود به ایران چندان مورد توجه قرارنگرفت و حتی برخی آن را نامحرمی در محیط خانوادگی محسوب می­کردند، اما با گذشت زمان جای خود را در خانواده­های ایرانی بازکرد به طوری­که برنامه­های نیمه­وقت صدا وسیمای ایران به برنامه­های 24 ساعته و از 2 شبکه به 7 شبکه ارتقاء یافت. تلویزیون به علت قابلیت استفاده از تصویر در تمام حیطه­ها جذابیت مخصوص به خود دارد. تلویزیون قابلیت تغییر فرهنگ جامعه را داراست و به همین علت است­که صدا و سیمای جمهوری اسلامی زیر نظر رهبری جامعه اسلامی اداره می­شود تا این­که مورد سوء استفاده جناح­ها و گروه­ها و دسته­ها قرار نگیرد. امروزه طبقه متوسط و مذهبی جامعه که توانایی اتصال به شبکه­های ماهواره­ای را ندارند از تلویزیون به عنوان بهترین رسانه جمعی استفاده می­کنند و همواره نقد و نظر درباره این رسانه بیشتر و پر جنجال­تر از بقیه رسانه­ها حتی رسانه­هایی چون روزنامه­ها و مجلات برای جذب مخاطبان خود به تلویزیون و جذابیت­های آن متوسل می­شوند(دفلور، ملوین. دنیس، 1387: 287).

 

ماهواره

اولین ماهواره­ها در سال1980 با 12 هزار مدار تلفنی و تنها 2 کانال تلویزیونی در مدار قرار گرفتند و نسل ششم آن­ها با 3 برابر ظرفیت نسل پنجم و با سیستم­های دیجیتالی پیچیده و در سال1986 ساخته و به کار گرفته شد. ماهواره­های تلویزیونی (DBS) ماهواره­هایی هستندکه در واقع به عنوان یک فرستنده پر قدرت تلویزیونی درفضا عمل می­کنند. مهم­ترین برتری یک ماهواره تلویزیونی آن است­که می­تواند تمامی نقاط کور یک کشور را که فرستنده­های زمینی قادر به پوشش آن­ها نیستند تحت پوشش در آورد. امروزه شبکه­های ماهواره­ای فراوانی به وجود آمده­اند، از شبکه­های علمی و تحقیقاتی و ورزشی گرفته تا شبکه­های مبتذل رقص وپایکوبی درآن یافت می­شود و شبکه­های فارسی­زبان نیز به خیل وسیع آن­ها پیوسته­- اند این پایگاه­ها که اکثراً متعلق به گروه­های ایرانی خارج از کشور و ضد انقلابی هستند برای جذب مخاطب بیشتر از انواع و اقسام حربه­ها استفاده می­کنند(آذری، 1388).

 

رادیو

در سال 1319 رادیو وارد ایران شد. رادیو رسانه­ای است صوتی­که با استفاده از امواج به انتقال مطالب می­پردازد. در ابتدا فقط یک شبکه رادیویی ملی در ایران وجود داشت اما اکنون هر استان دارای شبکه رادیویی محلی و اضافه بر آن شبکه­های رادیویی سراسری متفاوتی از قبیل فرهنگ، معارف، قرآن، جوان و ... وجود دارد. این تنوع شبکه­ها فرد را در انتخاب آزاد می­گذارد و طبعاً انتخاب راحت­تر خواهد بود. رادیو با تمام فوائدش که از جمله آن، دسترسی همیشگی به آن (حتی بدون برق) است دارای نواقصی است، رادیو از نعمت تصویر بی­بهره است و مسئولان و مجریان رادیو باید تمام توان و نیروی هنری خود را صرف صدا کنند تا از این طریق فضاسازی مناسبی در ذهن شنونده ایجاد کند. شنونده اگر از موسیقی برنامه خوشش نیاید دیگر رادیو کارآیی خود را از دست می­دهد اما همین مسأله اگر در مورد تلویزیون به وجود آید با قطع صدا همه چیز را ازدست نمی­دهد بلکه می­توان کماکان از تصویر استفاده کرد و لذت برد (دفلور، ملوین. دنیس، 1387: 260).

 

مجله

مجله رسانه­ای است مکتوب، دارای صفحاتی بیشتر از روزنامه، با اهدافی خاص و از پیش تعیین شده. متوسط یک مجله از 20 صفحه تا 300 صفحه نیز وجود داردکه البته تعداد صفحات بالا، بیشتر اختصاص به مجلات و نشریات تبلیغی دارد. در کشور ما به طور متوسط حدود 500 عنوان مجله با تیراژهای بسیار بالا به چاپ می­رسد که در بازه­های زمانی: هفته­نامه، گاهنامه، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه، سالنامه و انواع و اقسام مختلف دیگر به دست خوانندگان می­رسد. در تقسیم­بندی مجلات می­توانیم آن­ها را به نشریات زرد و غیر آن تقسیم کنیم. مجلات زرد آن دسته از نشریات هستند که با جنجال و هیاهو سعی درجذب مخاطب دارند. هدف دراین مجله­ها جذب مخاطب (به هر وسیله­ای) و به دنبال آن سود اقتصادی است. این نشریات در ارائه مسایل و مشکلات اقتصادی جامعه چند راه پیش می­گیرند:

1. بزرگ­نمایی، اغراق و زیاده­روی در بیان مشکلات اقتصادی و ... تا این که افکار عمومی مشوش شده و راه تفهیم و تفاهم منطقی و عاقلانه بسته شود. 2. سطحی­سازی و نادیده گرفتن مسایل عمقی و اخذ نتایج سریع و غیر منطقی 3. رواج مصرف­گرایی مثل تبلیغات زیبایی اندام، کالاها و لوازم آرایشی
4. مطالب وحشتناک و حوادث تلخ همراه با تیترهای دلهره­آور که باعث رواج و شکستن قبح و زشتی این اعمال می­شود. مجله اساساً به معنای انبارهای کالاهای مختلف و معمولاً اشیاء نظامی نظیر سلاح­های مختلف و یا مواد منفجره است. استفاده از این واژه در رسانه­های جمعی به معنای مجموعه­ای از نوشتار­- های متنوع است. مجلات به صورت­ادواری چاپ و منتشر می­شوند ولی دوره چاپ آن­ها معمولاً طولانی­تر از روزنامه است و معمولاً بر روی کاغذهای به مراتب بهتر از روزنامه چاپ و به خوبی مجلد می­شوند (همان: 712).

 

روزنامه

روزنامه رسانه­ای است­ که به صورت روزانه جدیدترین اخبار و اطلاعات را در حوزه­های مختلف فرهنگی، هنری، ورزشی، سیاسی و اقتصادی به اقشار مختلف جامعه ارائه می­دهند. همواره روزنامه­ها به صورت مکتوب منتشر می­شوند و این مکتوب بودن آثار مثبت و منفی فراوانی به دنبال دارد که مسئولین دست­اندرکاران روزنامه­ها به هدف دست­یابی به آثار مثبت آن تلاش می­کنند. امروزه درکشور ما حدود 35 عنوان روزنامه­ها با تیراژ نسبتاً بالایی به چاپ می­رسد و این در حالی است که پر تیراژترین آن­ها روزنامه جام­جم است­که درمقایسه با جمعیت حدود 70 میلیونی ایران عددی ناچیز محسوب می­شود و این درحالی است که تعداد قابل توجهی از این روزنامه­ها صرفاً اقتصادی یا سیاسی بوده و مورد توجه و استفاده گروه و قشر خاصی از مردم قرار می­گیرد. نشریاتی که به صورت چاپ مکانیکی مرتباً چاپ می­گردند و اخبار عمومی یا اختصاصی را منتشر می­سازند. این روزنامه­ها در دسترس کلیه طبقات اجتماعی قرار دارند و توسط آن­ها قابل خواندن است و انتشار آن­ها در طول زمان ادامه یافته است و معمولاً عمری طولانی دارند(همان: 719).

 

کتاب

کتاب دارای مشخصات منحصر به فردی است­که آن را ازسایر وسایل ارتباطی متمایز می­کند. مطمئناً با وسایل چاپی دیگر نظیر روزنامه و مجله تفاوت دارد. صفحات کتاب­ها جمع­آوری و مجلد می­شود و از آغاز تا پایان، در مورد مطلب به خصوص و اغلب جامع و بدون دنباله است. به دلیل آن که کتاب­ها گاهی به پیش از یک سال برای کامل شدن نیاز دارند، حتی بعد از مرگ نویسنده هم می­توان دست نوشته­ها را برای چاپ به ناشر سپرد. زیرا کتاب برخلاف روزنامه­ها و مجلات به گذشت زمان، به سرعت کهنه نمی­- شود ولی به هرحال مثل هر وسیله ارتباطی دیگری توسط متخصصان فن­کدگذاری و به دقت نظیر همان رسانه­ها به مخاطبان متنوع عرضه می­شود(همان: 88).

 

روش تحقیق

در این تحقیق به لحاظ گستردگی جامعه آماری و هم­چنین به تناسب هدف تحقیق از روش پیمایش استفاده گردیده است. اعتبار ابزار اندازه­گیری بر اساس اعتبار صوری اقدام گردید. برای محاسبه ضریب قابلیت اعتماد ابزار اندازه­گیری از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.

 

جدول شماره (1): آلفای کرونباخ عوامل مورد بررسی در پرسشنامه

ردیف

عامل مورد بررسی

آلفای کرونباخ

1

پرسشنامه تقدیرگرایی

838/0

2

پرسشنامه بهره­مندی از رسانه­های ارتباطی

813/0

3

آلفای کل

825/0

 

جامعه آماری

جامعه آماری در این تحقیق شامل تمامی شهروندان شهر ارومیه می­باشد. تعداد شهروندان طبق سرشماری سال 1390 برابر با 667499 است. نمونه آماری مورد مطالعه در این پژوهش 384 نفر شهروندان ارومیه است. به منظور تعیین حجم نمونه ساده­ترین استفاده از فرمول کوکران می­باشد. جهت برآورد حجم نمونه از جامعه فوق با توجه به در دسترس بودن چارچوب نمونه­برداری از فرمول کوکران با مفروضه­های زیر استفاده شده است:

(667499=N، 96/1=t، 05/0=d، 5/0=p و 5/0=q) براساس فرمول فوق مقدار N به دست آمده برابر 93/383 می­باشد. محقق پس از برآورد حجم نمونه آماری، متناسب با هدف تحقیق از روش­های مختلفی عمل نمونه­گیری را انجام دهد(نصرتی، 1393).

16n=t2pqd21+1nt2pqt2- 1 ">

 

16 n=1/96أ—196 +0/5أ—0/50/5أ—0/51+1667499أ—1/96أ—1/96أ—0/5أ—0/50/05أ—0/05=384/161+5/75521461455373">

 

16n=384/161/000575521461455=383/93 ~384">

روش نمونه­گیری و تخصیص نمونه

دراین تحقیق از روش نمونه­گیری آسان و دسترس متناسب باحجم نمونه استفاده شده است. ملاحظه می­شود که حجم نمونه 384 نفر 216 نفر (3/56) آن شهروندان مرد و 168 نفر (8/43) شهروندان زن را تشکیل داده­اند.

 

نتایج تحقیق

در این بخش ابتدا به نتایج توصیفی و سپس به نتایج تحلیلی (رابطه و همبستگی بین متغیرها و ...) آزمون فرضیه­ها اشاره می­شود:

نتایج نشان دادکه بین سطح تحصیلات و تقدیرگرایی رابطه مثبت ومعنی­داری وجود دارد. نتایج نشان داد که بین جنسیت و تقدیرگرایی رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. نتایج نشان داد که بین نوع شغل فرد و تقدیرگرایی هیچ رابطه معنی­داری وجود ندارد.

نتایج نشان داد که بین میزان استفاده از تلویزیون و تقدیرگرایی در سطح آماری 1 درصد ارتباط هیچ معنی­داری وجود ندارد و با اطمینان 99 درصد بین این دو متغیر هیچ رابطه­ای وجود ندارد.

نتایج نشان داد که بین میزان استفاده از اینترنت و تقدیرگرایی در سطح آماری 1 درصد ارتباط مثبت و معنی­دار وجود دارد و با اطمینان 99 درصد بین این دو متغیر رابطه ایجاد شده مثبت و معنی­دار است.

نتایج نشان دادکه بین میزان استفاده ازرادیو و تقدیرگرایی درسطح آماری 1 درصد ارتباط هیچ معنی­داری وجود ندارد و با اطمینان 99 درصد بین این دو متغیر هیچ رابطه­ای وجود ندارد.

نتایج نشان دادکه بین میزان مطالعه­کتاب و تقدیرگرایی درسطح آماری 5 درصد ارتباط معنی­دار وجود دارد و با اطمینان 95 درصد بین این دو متغیر رابطه ایجاد شده بین این دو متغیر مثبت و معنی­دار است.

نتایج نشان داد که بین میزان مطالعه مجلات و تقدیرگرایی در سطح آماری 1 درصد ارتباط مثبت و معنی­دار وجود دارد و با اطمینان 99 درصد بین این دو متغیر رابطه ایجاد شده مثبت و معنی­دار است.

نتایج نشان دادکه بین میزان مطالعه روزنامه و تقدیرگرایی درسطح آماری 1 درصد ارتباط هیچ معنی­داری وجود ندارد و با اطمینان 99 درصد بین این دو متغیر هیچ رابطه­ای وجود ندارد.

نتایج نشان داد که بین میزان استفاده از ماهواره و تقدیرگرایی در سطح آماری 5 درصد ارتباط معنی­دار وجود دارد و با اطمینان 95 درصد بین این دو متغیر رابطه ایجاد شده بین این دو متغیر مثبت و معنی­دار است.

نتایج نشان دادکه رسانه­های ارتباطی 7/8 درصد تقدیرگرایی را تبیین می­کنند ومیزان F محاسبه شده نشان داد که میزان این تاثیر که رگرسیون نشان می­دهد، در سطح آماری 1 درصد معنادار است. نتایج و فرمول به دست آمده نشان داد که با توجه به عدد ثابت که شیب خط بوده و مثبت می­باشد، رسانه­های ارتباطی درکل همگام با تقدیرگرایی عمل می­کنند. هم­چنین نتایج نشان دادکه میزان استفاده از تلویزیون 2 درصد، میزان استفاده از اینترنت 4/20 درصد، میزان استفاده از رادیو 1 درصد، میزان مطالعه کتاب 1 درصد، میزان مطالعه مجلات 9/18 درصد، میزان مطالعه روزنامه 3/4 درصد منفی و میزان استفاده از ماهواره 5/2 درصد تقدیرگرایی را تبیین می­کنند.

نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر با نتایج تحقیق کریم­زاده(1389)، که در تحقیقی به عنوان سبک زندگی و نگرش­های تقدیرگرایانه که انجام داده است نتیجه گرفت بین متغیرهای سرمایه فرهنگی، مدیریت بدن و رشته تحصیلی با میزان تقدیرگرایی رابطه وجود دارد، همخوانی دارد.

نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر با نتایج تحقیق محسنی­تبریزی و دیگران(1385)، که در تحقیقی به عنوان تقدیرگرایی و عوامل مؤثر برآن در زنان بالغ شهرهای مراکز استان­های کشور پرداخته­اند، نتیجه گرفتند میزان تقدیرگرایی زنان بر حسب سطح تحصیلات آنان تغییر می­کند، همخوانی دارد.

نتایج به دست آمده ازتحقیق حاضر با نتایج تحقیق پشنگ(1382)، که درتحقیقی به عنوان رابطه بین تقدیرگرایی و توسعه اجتماعی با تاکید بر نویسندگان اجتماعی عصر پهلوی دوم انجام داده است. نتیجه گرفت­که این نویسندگان نوع تلقی­های متفاوتی از تقدیرگرایی دارند و گرایش فکری آنان بر دریافت آنان ازاین مقوله موثر است، همخوانی دارد. نتایج به دست آمده ازتحقیق حاضر با نتایج تحقیق رفیعی(1382)، که در تحقیقی به عنوان بررسی عوامل اجتماعی بر میزان تقدیرگرایی پرداخته است نتیجه گرفت که بین متغیرهای ساخت مقتدرانه خانواده، ماری آآاآمائلنلدتلذازیلذات

 

 

، میزان دین­داری، پایگاه اجتماعی- اقتصادی و جنسیت بامیزان تقدیر­- گرایی رابطه وجود دارد، همخوانی دارد.

نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر با نتایج تحقیق فلورس اورتیز(1994)، که بیان نمودند متغیرهای جنسیت، باورها و ارزش­های فرهنگی، سطح تحصیلات، موقعیت اقتصادی، پایگاه طبقاتی و یادگیری اجتماعی از عوامل مؤثر بر تقدیرگرایی محسوب می­شوند، همخوانی دارد.

نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر با نتایج تحقیق پک و گوررو(1997)، که نشان دادند با افزایش سطح تحصیلات،  نیاز به موفقیت،  احساس خود اثربخشی و انگیزه اقتصادی در سطح افراد از میزان تقدیرگرایی آنان کاسته می­شود، همخوانی دارد. نتایج به دست آمده ازتحقیق حاضر با نتایج تحقیق جاگار (1992)، که نشان دادند متغیرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی، منشاء جغرافیایی، سن، جنسیت، نیاز به موفقیت و احساس بی­قدرتی از عوامل مؤثر بر تقدیرگرایی محسوب می­شود، همخوانی دارد.

 

نتیجه­گیری و بحث

- بین جنسیت و تقدیرگرایی در بین شهروندان شهر ارومیه تفاوت وجود دارد.

نظریه خرده فرهنگ دهقانی که در سنت حوزه واقعیت اجتماعی و مکتب ساختاری- کارکردی آن خصوصاً نظریه کنش تالکت پارسونز عرضه گردیده است معتقد است ساختارهای اجتماعی و فرهنگی سازندگان اصلی شخصیت و رفتار انسان­ها هستند کنش اجتماعی درقالب هنجارها و ارزش­های اجتماعی سازمان می­یابد و هنجارهای اجتماعی کنش فرد را در جهت همنوایی نهایی نظام ارزش­های اجتماعی سوق می­دهد. طبق این نظریه فرهنگ به عنوان یکی از چهار نظام تـأثیرگذار بر کنش افراد متشکل از افکار، ارزش­ها، هنجارها، باورها، مفاهیم ذهنی و سمبلیک، انگیزه­ها و نگرش­هاست که به مثابه نیروی عمده­ای عناصر گوناگون نظام اجتماعی را به هم پیوند می­دهد و میانجی­کنش متقابل میان کنشگران است. از این منظر فرهنگ نظام الگودار و سازمان یافته­ای از نمادهاست که هدف­های جهت­گیری کنشگران، جنبه­های ملکه ذهن شده نظام شخصیتی و الگوهای نهادمند نظام اجتماعی را در بر می­گیرد.

درنظام فرهنگی ما قوانینی مانند مساوات حقوق زن و مرد در تصمیم­گیری­ها، ابرازعقیده و مشارکت­- های مدنی فرهنگی و اداره امور اجتماعی اقتصادی آن چنان مورد پذیرش و اجرا واقع نمی­شود و این امر باعث می­شود که زنان در بسیاری از امورات اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی و حتی در بعضی از حقوق شخصی خودشان مانند ادامه تحصیل و انتخاب هدف­های زندگی خود و ... به حاشیه رانده شوند. این امر زنان را هرچه بیشتر در چهارچوب خانه محدود می­کند و باعث می­شود بیشتر از مردان تقدیرگراتر باشند و برای رهایی از سلطه این فرهنگ و بن­بست­ها به نیروهای متافیزیکی پناه ببرند و یا برای توجیه موقعیت خودشان دست نیروهای ماوراءالطبیعه وتقدیر را دخیل بدانند و همان طور که مانفرد می­گوید از ویژگی­- های جامعه تقدیرگرا غلبه عرفبر قانون است.

- بین سطح تحصیلات و تقدیرگرایی در بین شهروندان شهر ارومیه تفاوت وجود دارد.

همان طور که مانفرد تقدیرگرایی را به عنوان یک ارزش و اعتقاد فرهنگی خاص جوامعی می­داند که در آن، جامعه دارای برخی از ویژگی­هایی هستند از قبیل: 1. حداقل تحرک طبقه­ای و حرفه­ای (شغلی) دیده می­شود. 2. حداقل تقسیم­کار و تخصص درجامعه مشهود است. 3. انسجام اجتماعی از نوع مکانیکال است. 4. نوعی احساس ناتوانی، ناامیدی و بی­قدرتی در برابر واقعیات حاکم همراه با نوعی تسلیم و رضا در جامعه حاکم است. 5. روح جمعی بر اراده فردی رجحان دارد.

ارومیه شهری است که از نظر موقعیت جغرافیایی از شمال غرب و غرب با کشور ترکیه و عراق هم مرز است و پتانسیل خوبی برای فرصت­های شغلی و درآمدی دارد اما به دلیل عدم سرمایه­گذاری و ایجاد فرصت­های شغلی و عدم زمینه­سازی مناسب برای ایجادکانال­های تجاری دراین شهر با دوکشور همسایه و ... و هم­چنین طبق خبر رسانی شبکه 5 استان آذربایجان­غربی بیش از 81 هزار تحصیل کرده در مقطع لیسانس و لیسانس به بالا لشکر باسواد بیکار وجود دارد که شغلی برای آن­ها مهیا نشده است و این همه تحصیلکردگان و هم­چنین کسانی که در حال ادامه تحصیل هستند به امید این که بعد از اتمام دوره تحصیلی­شان شغلی برای خودشان بیابند و یا دولت برای آن­ها شغلی مهیا کند درطی سپری­کردن مراحل تحصیلی خودشان هستند، با این وجود که پس از اتمام دوره تحصیلی­شان با دستی خالی و بدون شغل به آغوش جامعه بر می­گردند و مجبور به انجام کارهایی می­شوند که اشخاص دیگر بدون تحصیلات آن کارها را انجام می­دهند و هم­چنین همان مزدی را می­گیرند که یک شخص بی­سواد هم در قبال همان کار آن را دریافت می­کند و این به گفته مانفرد نوعی احساس ناتوانی، ناامیدی و بی­قدرتی دربرابر واقعیات حاکم همراه با نوعی تسلیم و رضا در جامعه در فرد را به وجود می­آورد. این امر در ادامه عدم تقسیم کار درست بر اساس رشته تحصیلی و تخصص در فرد است و همین طور این امر می­تواند موجب شود که تحصیل­کردگان برای رهایی از این وضع موجود بخت و اقبال را باور کنند و به نیروهای ماورایی متوسل شوند و شانس را باید یار بدانند تا در سازمان یا ارگانی از دولت استخدام شوند. کسانی که شاغل شده­اند باز شانس را یار دانسته­اند و هم­چنین کسانی که شاغل نشده­اند شانس را یار ندانسته­اند. به باور عامیانه این قدر است.

1. بین میزان استفاده از اینترنت و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

2. بین میزان استفاده از مجله و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

3. بین میزان استفاده از ماهواره و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

4. بین میزان استفاده از رادیو و تقدیرگرایی در بین شهروندان ارومیه رابطه وجود دارد.

طبق نظریه وابستگی: 1) مردم در تمام جوامع به اطلاعات نیاز دارند تا برای مسائل متعددی مثل تغذیه، مسکن، اشتغال و ... به آن مراجعه کنند. 2) جوامع شهری از مردمی که مشابه هم نیستند و با ویژگی­های متفاوت نژادی، شغلی و تخصصی تشکیل شده که مخاطب برای آگاهی از دیگران و ویژگی­- های آن­ها به رسانه­ها وابسته است. 3) مردم اطلاعات ناچیزی را از طریق سینه به سینه و شبکه­های نهادینه شده اجتماعی دریافت می­کنند. 4) بنابر اصول مذکور مردم بیشتر و بیشتر به رسانه­ها وابسته می­- شوند. وابستگی به رسانه­ها دارای دو بعد اجتماعی و فردی است. مارشال مک ­لوهان مدعی است ­که رسانه­های ارتباطی امتداد حواس انسان­ها هستند. امروزه در عصری زندگی می­کنیم که رسانه­های ارتباطی دنیای بشری را تحت سلطه خود در آورده است به طوری که انسان برای انجام هر کاری مجبور به استفاده از رسانه است و به آن وابسته شده است نظیر: تبلیغات، آموزش، یادگیری، آگاهی و ... از رسانه­ها نشأت می­گیرد. رسانه­ها به جهت گستردگی و تنوع در شکل­دهی رفتارها در جامعه امروزی از نقش بسزایی برخوردارند. همان­طورکه گفته شد طبق نظریه­کنش پارسونز فرهنگ به عنوان یکی از چهار نظام تأثیرگذار بر کنش افرادکه متشکل از افکار، ارزش­ها و هنجارها و مفاهیم ذهنی و سمبلیک، انگیزه­- ­­ها و نگرش­هاست. طبق این نظر مطالعه کتاب، مجلات، روزنامه و تماشای تلویزیون و برنامه­های ماهواره­ای و گوش دادن به رادیو و گشت در دنیای اینترنت، کنش است. همین کنشی که از کنشگر سر می­زند تأثیر گرفته از نظام فرهنگی مسلط برآن است. این که چه محتوایی از رسانه­ها را برگزیند یا رسانه چه موضوع یا محتوایی را دنبال کند که قابل پذیرش مخاطب باشد ... که این همان فرض اصلی استفاده و رضامندی است که افراد مخاطب، کم و بیش به صورت فعال، به دنبال محتوایی هستند که بیشترین رضایت را برای آنان فراهم سازد. میزان این رضایت بستگی به نیازها و علایق فرد دارد.

مجموع نیازها و انگیزه­های مخاطب در استفاده از رسانه­ها را می­توان در چهار مقوله اصلی جای داد:
- آگاهی و نظارت: مردم به منظور کسب اخبار و اطلاعات از دنیای پیرامون و نظارت بر محیط اجتماعی خویش، از رسانه­ها استفاده می­کنند.

- روابط شخصی: مردم درفرایند ارتباط، رسانه­ها را همراه و همنشین خود تلقی می­کنند و از محتوای رسانه­ای برای ارتباط و گفتگو با دیگران استفاده می­کنند.

- هویت شخصی: مردم از رسانه­ها برای کسب خود آگاهی، یافتن الگوهای رفتاری و تقویت ارزش­- های شخصی استفاده می­کنند.

- سرگرمی و گریز از واقعیت: مردم از رسانه­ها برای سرگرم شدن و گریز از مشکلات زندگی روزمره و تخلیه عاطفی استفاده می­کنند.

بر اساس این نظریات می­توان نتیجه گرفت که مخاطبان یا استفاده کنندگان رسانه­های ارتباطی محتوایی از رسانه­ها یا موضوعاتی را در رسانه­ها دنبال می­کنند یا به آن علاقه نشان می­دهند که رضایت آن­ها را فراهم کنند. نباید فراموش کرد که رسانه­ها علاوه بر این که زمینه ذهنی لازم را برای پذیرش فرهنگ و الگوهای رفتاری تازه را فراهم می­سازند از سوی دیگر نیز می­توانند در جهت تحکیم­سازی و انتقال هنجارها و ارزش­های بنیادی عمل کنند. مانند فال حافظ که بیشترین خوانندگان را دارد و برگه­- های اول و دوم بعضی مجلات با فال شروع می­شوند یا تماشای سریال­های ماهواره­ای­که ذهنیت تقدیر­- گرایی یا کارکرد نیروهای متافیزیکی دارند مانند کلید اسرار و ... و یا اینترنت که طالع­بینی اینترنتی محفل گرمی را در دنیای مجازی برای خود باز کرده است. شبکه­های اجتماعی مانند: تلگرام، واتس آپ و غیره نیز می­توانند در زمینه تقدیرگرایی نقش داشته باشند و به ترویج تقدیرگرایی بپردازند مانند چت کردن در شبکه­های اجتماعی­که بیشتر محتوایی­کوچه بازاری دارند تا محتوایی علمی یا فرهنگی و هم­چنین برنامه­های رادیویی مخصوصاً برنامه­های مذهبی و ... می­تواند در انتقال و گسترش تقدیرگرایی عمل کنند. از نظر هارولد لاسول جامعه­شناس و نظریه­پرداز ارتباطی امریکایی، رسانه­ها در حکم انتقال دهنده فرهنگ، برای انتقال اطلاعات، ارزش­ها و هنجارها از یک نسلی به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند. آن­ها از این راه با گسترش بنیان تجربه مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش می­دهند. از نظر مک کوئیل نیز، مخاطبان از رسانه­ها برای کسب تأیید ارزش­های شخصی، جذب الگوهای رفتاری، هم ­ذات­پنداری با دیگران و پیدا کردن بینش راجع به خود استفاده می­کنند.

 

منابع

آذری، غ، ر. (1388). ماهواره و بی­خویشتن­شدگی مخاطبان. نشریه پژوهش سنجش. سال نهم، شماره 1.

آزاد ارمکی، ت. (1376). مطالعه موردی درباره تقدیرگرایی فرهنگی در ایران. مجله فرهنگ. شماره 22 و 32، 280-191.

حییم، س. (1379). فرهنگ معاصربزرگ انگلیسی- فارسی. تهران: فرهنگ. چاپ شانزدهم.

دی فلور، م؛ و دنیس، ا، ر. (1383). شناخت ارتباطات جمعی.ترجمه: س، مردای. زیرنظر ن، باهنر، انتشارات دانشکده صدا و سیما.

ریتز، ج. (1374).  نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر.ترجمه: م، ثلاثی. تهران: علمی. چاپ شانزدهم.

ﺳﺎروﺧﺎنی، ب. (1375). ﻣﻘﺪﻣﻪای ﺑﺮ داﻳﺮه­اﻟﻤﻌﺎرف ﻋﻠﻮم اﺟﺘﻤﺎعی.ﺗﻬﺮان: اﻧﺘﺸﺎرات ﻛﻴﻬﺎن. چاپ اول.

ساروخانی، ب. (1387). جامعه­شناسی ارتباطات. تهران: اطلاعات. چاپ اول.

سورین، و؛ و تانکارد، ج. (1384). نظریه­های ارتباطات. ترجمه: ع، ر، دهقان. انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم.

گیدنز، آ. (۱۳۷۷). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

گیل، د؛ و آدمز، ب. (1384). الفبای ارتباطات.ترجمه: م، مهاجر و دیگری. مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه، چاپ اول.

لیتل، ا، ج. (1384). نظریه‌های ارتباطات. ویراستاران: ع، قاسم­نژاد جامعی و دیگران. تهران: انتشارات جنگل.

محسنی تبریزی، ع، ر؛ و دیگران. (1384). تقدیرگرایی و عوامل مؤثر بر آن. مجله مطالعات علوم اجتماعی ایران. دانشگاه آزاد واحد خلخال، شماره 7، 27-1.

محسنی تبریزی، ع، ر. (1371). بیگانگی: مفهوم­سازی و گروه­بندی تئوری­های بیگانگی در مکاتب جامعه­شناسی و روان­شناسی.مجله نامه علوم اجتماعی. دوره جدید، جلد دوم، شماره 2.

محسنی تبریزی، ع، ر. (1379). بررسی زمینه‌های روان­شناسی اجتماعی اشتغال و فرهنگ کار.تهران: سازمان مرکزی تعاون روستایی. چاپ اول.

مصطفوی، ا؛ و دیگری. (1392). درآمدی بر مفهوم «ترویج علم» در رسانه­ها و تحلیل محتوای مجله علمی عمومی «اطلاعات علمی»، فصلنامه ترویج علم. سال چهارم، شماره چهارم.

مک­کوئیل، د. (۱۳۸۲). درآمدی بر نظریه‌های ارتباطات جمعی. ترجمه‌: پ، اجلالی. تهران: نشر مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها. چاپ اول.

ملکشاهی،  م، م. (1387).  زنان و مسئله تقدیرگرایی مورد مطالعه زنان شهر ایلام، مجله فرهنگ ایلام. شماره 20 و 21، 53-40.

موسوی، م، ط. (1383). تحلیل مشارکتی در تهران (رویکرد خرده- فرهنگ دهقانی راجرز)، مجله رفاه اجتماعی. شماره 190، 327-301.

مهرداد، ه. (1380). مقدمه­ای بر نظریات و مفاهیم ارتباطات جمعی. انتشارات فاران، چاپ اول.

نصرتی، ش. (1393). پایگاه پارس مدیر.

نیکو، م؛ و دیگران. (1381). شناخت مخاطب تلویزیونی با رویکرد استفاده و رضامندی.تهران: انتشارات سروش.

ﻳﻮﺳﻔﻴﺎن، ﺟ. (1375). ﻧﮕﺎهی ﺟﺎﻣﻌﻪ­ﺷﻨﺎختی ﺑﻪ ﺳﻌﺪی. اﻃﻼﻋﺎت علمی. ﺳﺎل دهم، ﺷﻤﺎره­ﻫﺎی 8 و 9.

Alwin, D,. F. (1991). Political Attitudes over the life span. Madison, WL: University of wisconsin press.

Auerbach, J. D & Figert, A., E. (1995). Sex Differentces in social carees: public policy and sociology, Journal of  health and social Behavior.

Melkote, Srinivas R. (1991). Communication or development in the third world. Sage Publication.

Redfield, R. Tempoztlaion. (1930). A Maxican village. chicago University of chicago press.

 

 



1. کارشناسی ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.    

2. استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه جامعه­شناسی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).              

 

     

آذری، غ، ر. (1388). ماهواره و بی­خویشتن­شدگی مخاطبان. نشریه پژوهش سنجش. سال نهم، شماره 1.

آزاد ارمکی، ت. (1376). مطالعه موردی درباره تقدیرگرایی فرهنگی در ایران. مجله فرهنگ. شماره 22 و 32، 280-191.

حییم، س. (1379). فرهنگ معاصربزرگ انگلیسی- فارسی. تهران: فرهنگ. چاپ شانزدهم.

دی فلور، م؛ و دنیس، ا، ر. (1383). شناخت ارتباطات جمعی.ترجمه: س، مردای. زیرنظر ن، باهنر، انتشارات دانشکده صدا و سیما.

ریتز، ج. (1374).  نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر.ترجمه: م، ثلاثی. تهران: علمی. چاپ شانزدهم.

ﺳﺎروﺧﺎنی، ب. (1375). ﻣﻘﺪﻣﻪای ﺑﺮ داﻳﺮه­اﻟﻤﻌﺎرف ﻋﻠﻮم اﺟﺘﻤﺎعی.ﺗﻬﺮان: اﻧﺘﺸﺎرات ﻛﻴﻬﺎن. چاپ اول.

ساروخانی، ب. (1387). جامعه­شناسی ارتباطات. تهران: اطلاعات. چاپ اول.

سورین، و؛ و تانکارد، ج. (1384). نظریه­های ارتباطات. ترجمه: ع، ر، دهقان. انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم.

گیدنز، آ. (۱۳۷۷). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

گیل، د؛ و آدمز، ب. (1384). الفبای ارتباطات.ترجمه: م، مهاجر و دیگری. مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه، چاپ اول.

لیتل، ا، ج. (1384). نظریه‌های ارتباطات. ویراستاران: ع، قاسم­نژاد جامعی و دیگران. تهران: انتشارات جنگل.

محسنی تبریزی، ع، ر؛ و دیگران. (1384). تقدیرگرایی و عوامل مؤثر بر آن. مجله مطالعات علوم اجتماعی ایران. دانشگاه آزاد واحد خلخال، شماره 7، 27-1.

محسنی تبریزی، ع، ر. (1371). بیگانگی: مفهوم­سازی و گروه­بندی تئوری­های بیگانگی در مکاتب جامعه­شناسی و روان­شناسی.مجله نامه علوم اجتماعی. دوره جدید، جلد دوم، شماره 2.

محسنی تبریزی، ع، ر. (1379). بررسی زمینه‌های روان­شناسی اجتماعی اشتغال و فرهنگ کار.تهران: سازمان مرکزی تعاون روستایی. چاپ اول.

مصطفوی، ا؛ و دیگری. (1392). درآمدی بر مفهوم «ترویج علم» در رسانه­ها و تحلیل محتوای مجله علمی عمومی «اطلاعات علمی»، فصلنامه ترویج علم. سال چهارم، شماره چهارم.

مک­کوئیل، د. (۱۳۸۲). درآمدی بر نظریه‌های ارتباطات جمعی. ترجمه‌: پ، اجلالی. تهران: نشر مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها. چاپ اول.

ملکشاهی،  م، م. (1387).  زنان و مسئله تقدیرگرایی مورد مطالعه زنان شهر ایلام، مجله فرهنگ ایلام. شماره 20 و 21، 53-40.

موسوی، م، ط. (1383). تحلیل مشارکتی در تهران (رویکرد خرده- فرهنگ دهقانی راجرز)، مجله رفاه اجتماعی. شماره 190، 327-301.

مهرداد، ه. (1380). مقدمه­ای بر نظریات و مفاهیم ارتباطات جمعی. انتشارات فاران، چاپ اول.

نصرتی، ش. (1393). پایگاه پارس مدیر.

نیکو، م؛ و دیگران. (1381). شناخت مخاطب تلویزیونی با رویکرد استفاده و رضامندی.تهران: انتشارات سروش.

ﻳﻮﺳﻔﻴﺎن، ﺟ. (1375). ﻧﮕﺎهی ﺟﺎﻣﻌﻪ­ﺷﻨﺎختی ﺑﻪ ﺳﻌﺪی. اﻃﻼﻋﺎت علمی. ﺳﺎل دهم، ﺷﻤﺎره­ﻫﺎی 8 و 9.

Alwin, D,. F. (1991). Political Attitudes over the life span. Madison, WL: University of wisconsin press.

Auerbach, J. D & Figert, A., E. (1995). Sex Differentces in social carees: public policy and sociology, Journal of  health and social Behavior.

Melkote, Srinivas R. (1991). Communication or development in the third world. Sage Publication.

Redfield, R. Tempoztlaion. (1930). A Maxican village. chicago University of chicago press.