بررسی رابطه بین سبک زندگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز – ایران.

2 گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

چکیده

این تحقیق که با عنوان بررسی رابطه بین سبک زندگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان انجام شده است، از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر زمانی، مقطعی است. هم­چنین از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی است. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان در سال تحصیلی 94-1393 به تعداد 1200 نفر و حجم نمونه 185 نفر است و روش نمونه­گیری به صورت تصادفی طبقه­ای بوده است.
طبق یافته­های تحقیق بین 1. نحوه مدیریت بدن 2. نوع فعالیت­های فراغتی3. عادت­­واره­ها و 4. نوع مصرف فرهنگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد. هم­چنین طبق نتایج مدل رگرسیونی، متغیر مصرف فرهنگی عمده­ترین نقش را در تعیین میزان باورهای دینی ایفا می­کند. پس از متغیر مصرف فرهنگی، متغیر فعالیت­های فراغتی در رتبه دوم، مدیریت بدن در رتبه سوم و عادت­واره­ها در رتبه چهارم قرار می­گیرند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between students’ religious beliefs and lifestyle in Islamic Azad University of Varzeghan

نویسندگان [English]

  • Shahla Mousazadeh 1
  • Mahmood Elmi 2
چکیده [English]

This research is an applied research and in terms of time, cross-sectional. Also in terms of user control this study is a survey. The population of the study is all students in Islamic Azad University of Varzeghan in 94-93 (1200), and the sample size is 185 students according to Cochran formula. According to research findings, there is a difference between following variables: type of body management, type of leisure activities, habits and type of cultural consumption with religious beliefs.  Also, according to the results of the regression model, the cultural consumption variable plays the most important role in determining the extent of religious beliefs. After cultural consumption, leisure activities are in the second step, body management in the third step and habits in the fourth step.

کلیدواژه‌ها [English]

  • lifestyle
  • Body Management
  • Leisure Activities
  • habits
  • consumption of cultural goods
  • religious beliefs

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هشتم، شماره بیست و نهم، زمستان 1394

ص ص 20-7

 

 

 

 

 

بررسی رابطه بین سبک زندگی و باورهای دینی
دانشجویان دانشگاه آزاد
اسلامی واحد ورزقان

شهلا موسی­زاده[1]

دکتر محمود علمی[2]

تاریخ دریافت مقاله:19/3/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:2/7/1395

چکیده

این تحقیق که با عنوان بررسی رابطه بین سبک زندگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان انجام شده است، از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر زمانی، مقطعی است. هم­چنین از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی است. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان در سال تحصیلی 94-1393 به تعداد 1200 نفر و حجم نمونه 185 نفر است و روش نمونه­گیری به صورت تصادفی طبقه­ای بوده است.

طبق یافته­های تحقیق بین 1. نحوه مدیریت بدن 2. نوع فعالیت­های فراغتی3. عادت­­واره­ها و 4. نوع مصرف فرهنگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد. هم­چنین طبق نتایج مدل رگرسیونی، متغیر مصرف فرهنگی عمده­ترین نقش را در تعیین میزان باورهای دینی ایفا می­کند. پس از متغیر مصرف فرهنگی، متغیر فعالیت­های فراغتی در رتبه دوم، مدیریت بدن در رتبه سوم و عادت­واره­ها در رتبه چهارم قرار می­گیرند.

واژگان کلیدی:سبک زندگی، مدیریت بدن، فعالیت­های فراغتی، عادت­واره­ها، نوع مصرف فرهنگی و باورهای دینی.

 

مقدمه

باورهای دینی مجموعه اقدامات، رفتارها، باورها و نگرش­هایی است که در ارتباط با اصول دین، فروع دین و دیگر حیطه­های مرتبط با مذهب عنوان می­شود. باورهای دینی به معنای خاص، همیشه باورهای مشترک جماعت معینی هستند که از گرایش خویش به آن باورها و عمل کردن به مناسک همراه با آن­ها، به خود می­بالد. این باورها نه این­ که به عنوان امری فردی توسط همه اعضای جماعت پذیرفته شده باشند، بلکه درحکم امری متعلق به تمامیت گروه تلقی می­شوند و جزیی از وحدت­گروه را تشکیل می­دهند(دورکیم، 1383: 72).

حفظ باورهای دینی و پایداری باورهای افراد جامعه درمقابل آسیب­ها و آفت­های اجتماعی به خصوص در مورد دین غالب جامعه همواره یکی از دغدغه­های جوامع دینی و از جمله جامعه دینی ایران بوده است. باورهای دینی به خصوص در سطح هنجارها، ممکن است در طول زمان بر اثر عوامل اجتماعی گوناگون دچار تغییراتی شود. یکی از این عوامل اجتماعی که متغیر مستقل این تحقیق خواهد بود؛ سبک زندگی افراد جامعه است. سبک زندگی عبارت از شیوه زندگی کردن است که شامل رفتارهای عینی در قالب مصرف می­شود. سبک زندگی همان­طور که بر بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی افراد تاثیر می­گذارند، احتمالاً بر باورهای دینی نیز بی­اثر نیست، اما احتمالاً این تاثیر، بیشتر بر باورهای نسبت به فرعیات می­تواند باشد، مانند: باورهای اجتماعی و اخلاقی­که این تاثیرات ممکن است ازدید اعضای جامعه مثبت یا منفی تلقی شود. مثبت یا منفی بودن این تاثیر به شرایط خاص اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر جامعه بستگی دارد. سبک زندگی سنتی، مدرن یا پست ­مدرن هر کدام  تاثیر خاص خود را بر باورهای دینی افراد دارد. در سبک زندگی سنتی، اعیان انتزاعی (خداوند، وحی، فرشته، رسالت و ...) حضوری مستقیم و تاثیر­گذار در زندگی فردی، اجتماعی و باورهای دینی آنان دارد. این باورها تقریباً یکسان و غیر متکثر است. در دوره مدرن به دلایل مختلف از جمله ترس تاریخی شهروندان از ارباب کلیسا، سبک زندگی افراد جامعه صورتی سکولار یافته و از اهمیت این اعیان در اندیشه افراد جامعه کاسته شده است. این بار نیز افراد جامعه در عدم اعتقاد همنوا شده­اند. اما در دوره پست­مدرن، افراد از این سبک سکولار عبور کرده و مجدداً به باورهای دینی روی آورده­اند. اما دین آنان متناسب با سبک زندگی خاص این دوره است. سبک زندگی مک دونالدیزه شده همراه با تولید سریع و انبوه، این تولید سریع و انبوه، تکثرگرایی را در همه زمینه­ها باعث شده و ازجمله این کثرت­گرایی­ها  دین­ها و باورهای انبوهی نیز به دنبال آورده و باورهای افراد را بسیار متفاوت از همدیگر ساخته است­(هاکان، 2013: 19). اگرچه سبک زندگی و ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه فعلی ایرانی بر اساس حکومت دینی استوار است، اما به خاطر نظم نوین جهانی و نقش مسلط رسانه­ها در ادغام شهروندان جوامع مختلف در نظام جهانی، در درون این فرهنگ عمومی، خرده فرهنگ­های موافق و مخالف متعددی به وجود آمده و موجب تکثر سبک­های زندگی و تکثر باورهای دینی در درون این جامعه دینی شده است.

شهر ورزقان از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در 95 کیلومتری تبریز قرار دارد. این شهر از دیر باز دارای مردمی مذهبی و پای­بند به آداب و سنن دینی بوده است. همگام با تغییر در سبک زندگی جامعه ایرانی، سبک زندگی در این شهر نیز، دچار تغییرات اساسی شده و این تغییر بر بسیاری از جنبه­های زندگی و فرهنگ ملی و به خصوص مذهبی تاثیر گذاشته است. این تحقیق با انتخاب سبک زندگی و ابعاد آن به عنوان متغیر مستقل، درصدد یافتن جواب یا جواب­هایی به این پرسش اساسی است که آیا بین سبک زندگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد؟

 

اهداف تحقیق

اهداف کلی

1. تعیین تفاوت باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان برحسب سبک زندگی

2. مشخص نمودن وضعیت باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان.

 

اهداف جزئی

1. تعیین تفاوت باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان برحسب نحوه مدیریت بدن

2. تعیین تفاوت باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان برحسب نوع فعالیت­های فراغتی

3. تعیین تفاوت باوهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان برحسب عادت­واره­ها

4. تعیین تفاوت باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان بر حسب نوع مصرف فرهنگی.

 

تحقیقات انجام شده

آزاد ارمکی و شالچی­(1384) در مقاله «دو جهان ایرانی: مسجد و کافی شاپ» با توجه به نظریه بوردیو به بررسی مقایسه­ای دو سبک زندگی در میان جوانان منطقه 3 شهر تهران می­پردازند. سبک زندگی اصول­گرایی انقلابی که متاثر از ارزش‌های انقلاب اسلامی است و اجتناب از روابط با نامحرم و دوری از مدگرایی و مصرف­گرایی غربی و تاکید بر هویت اسلامی در مقابل هویت غربی از ویژگی‌های این سبک است و سبک زندگی پسامدرن که مد­گرایی، مصرف­گرایی غربی و ارتباط با جنس مخالف از جمله ویژگی‌های این سبک است. مهدوی(1384) در پایان­نامه­ای نظری با عنوان «دین و سبک زندگی­» به بررسی رابطه این دو پرداخته است. این پایان­نامه از منظر کلان­نگر، تلاشی است برای نقش دین در تحولات فرهنگی-­­  اجتماعی ایران معاصر، به عبارتی دیگر محقق در این تحقیق درصدد است در حد امکان و در محدوده انتخابی، روشن کند اولاً چگونه دین در شرایط گذار یک جامعه سنتی به جامعه نوین باز­تولید می­شود و ثانیاً جایگاه دین در فرایند شکل­گیری باورها، گرایش­ها و تمایلات فردی از یک­ سو و کنش­ها، روابط، هنجارها، نهادها و ساختارهای اجتماعی از سوی دیگر در کجا است. این کنکاش در محدوده سبک زندگی به عنوان بخشی از زندگی روزمرهانجام پذیرفته است. (سبک زندگی در این تحقیق به اختصار عبارت است از: الگو یا مجموعه کنش­های مرجح یا رفتارهای ترجیحی). در این تحقیق تلاش می­شود تا رابطه میان دین به عنوان جوهر فرهنگ و عمیق­ترین و با ثبات­ترین لایه فرهنگ یا سبک زندگی به عنوان یکی از متحول­ترین لایه­های آن بررسی شود. پیوندی که این هر دو (دین و سبک زندگی) با مسائل کلیدی و حساس حیات بشری هم­چون مساله هویت (یا تمایز) فردی و اجتماعی و فعلیت بخشی به قدرت تشخیص و انتخاب انسانی خورده است، اهمیت چنین مطالعه­ای را روشن می­کند. در این راستا تلاش می­شود به چها سوال اصلی پاسخ داده شود:

‎۱. آیا سبک زندگی می­تواند مرتبط با (یا متاثر از) دین (یا فرهنگ دینی یا مولفه­های دینی موجود در یک فرهنگ) باشد؟

‎۲. دین چه تاثیری بر سبک زندگی و مولفه­های آن می­گذارد؟ یا به عبارتی متواضعانه­تر، چه روابطی با سبک زندگی و مولفه­های آن دارد؟

‎۳. دین چگونه و طی چه فرایندی با سبک زندگی مرتبط می­شود (­و بر آن تاثیر می­گذارد)؟

‎۴. چگونه می­توان رابطه دین و سبک زندگی را مطالعه کرد؟

این تحقیق اکتشافی است و تکیه آن ابتدا بر تحلیل فضای مفهومی دین و سبک زندگی و در مرحله بعد بر توصیف روابط احتمالی میان این دو است، اگرچه بررسی دیدگاه­ها و نظریه­ها پیرامون این موضوع حدی از تبیین را نیز در بر دارد. بخش اول پایان­نامه به مباحث نظری اختصاص دارد و بخش دوم حاوی یک مطالعه موردی است طی این مطالعه رابطه آموزه­های دینی یک مبلغ مذهبی که محوریت یکی از جلسات مذهبی هفتگی پر سابقه را بر عهده دارد با سبک زندگی شرکت­کنندگان مستمر و با سابقه آن، به صورت محدود بررسی می­شود، انتخاب این جلسه به گونه­ای صورت گرفته است که اولاً بتوان هر چه عینی­تر آموزه­های مبلغ را حتی­المقدور معرف دینی دانست که این شرکت­کنندگان بدان پای­بند هستند و ثانیاً آن را به­عنوان یک نمونه ممکن­الوقوع (به قول بوردیو) و تاحد ممکن دارای ظرفیت تعمیم ارائه کرد، این مطالعه موردی منجر به پیشنهاد مدل­واره­ای می­شود، (عمل محوری اعتدالی فردگرایانه) که سبک زندگی شرکت­کنندگان در جلسه مذکور را تا حدودی توضیح می­دهد. اهمیت این مطالعه موردی صرفاً ناشی از اهمیت بررسی روابط دین با سبک زندگی نیست بلکه بدیع بودن مطالعه جلسات مذهبی، مطالعه دین­داری با تکیه بر رفتار روزمره مومنان (و نه باورها، نگرش­ها، مناسک و نهادهای دینی)، استفاده از سبک زندگی به عنوان روش تحقیق و استفاده از راهبرد ترکیبی به عنوان راهبرد روشنی­، از دیگر موارد قابل ذکر است. این تحقیق هم­چنین نشان می­دهد می­توان از سبک زندگی برای طبقه­بندی دین­داری در جوامع مختلف بهره برد. تنهایی و خرمی(1388) تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه جامعه شناختی باورهای دینی و سبک زندگی بر اساس نظریه و روش گافمن با تاکید بر شهر کرمانشاه انجام داده­اند. این مقاله به بررسی جامعه­شناختی رابطه باورهای دینی با سبک زندگی مردم شهرکرمانشاه درسال 1388 بر اساس نظریه و روش گافمن پرداخته است. چارچوب نظری این پژوهش مبتنی بر نظریه و روش اروینگ گافمن از نظریه­پردازان مکتب کنش ­متقابل است. پژوهشگر درصدد بوده است تا رابطه باورهای دینی با سبک زندگی افراد را در جلوی صحنه و پشت صحنه زندگی آنان مورد بررسی قرار دهد. برای رسیدن به این اهداف از روش میدانی، شیوه مشاهده مشارکتی و مصاحبه غیر­رسمی استفاده شده است و با افراد شاخص در گروه نیز مصاحبه غیر­رسمی به عمل آمده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که افراد در موقعیت جلوی صحنه جنبه­ای از خود را به نمایش می­گذارند که مورد پذیرش دیگران و فرهنگ موجود جامعه باشد و در موقعیت پشت صحنه افراد از آزادی عمل بیشتری برخوردارند، زیرا تحت نظارت هنجارها و قوانین جامعه نیستند و برای حفظ منزلت اجتماعی­شان نقشی را ایفا نمی­کنند و به میزان بیشتری به خود واقعی­شان نزدیک می­شوند، درحالی که در موقعیت جلوی صحنه افراد بیشتر خود اجتماعی شده خود را به نمایش می­گذارند. نتیجه تحلیل مصاحبه­ها با افراد شاخص گروه نشان می­دهد که میان باورهای دینی و سبک زندگی افراد چه در جلوی صحنه و چه در پشت صحنه رابطه معنی­داری برقرار است. نتایج تحقیق باقری­نژاد­(1391­) با عنوان عوامل موثر برسبک زندگی دانشجویان دانشگاه آزاد پارس­آباد نشان می­دهد که از بین عواملی که با سبک زندگی رابطه معنی­داری داشته­­اند، می­توان به موارد ذیل اشاره کرد: میزان مذهبی بودن دانشجو، رشته تحصیلی دانشجو، بعد خانواده دانشجو، درآمد والدین، پایگاه اجتماعی والدین و مدپرستی والدین.

سلستین(2008) در مقاله­ا­ی با عنوان بررسی رابطه باورهایی دینی و سبک زندگی به بررسی رابطه باورهایی دینی با سبک زندگی مدیران شهر لاهور پاکستان پرداخته است که چارچوب نظری آن بر مبنای نظریه بوردیو تنظیم گردیده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مدیران شهر لاهور بوده که در یکی از مدارس این شهر مشغول به خدمت بود­ه­ا­ند. حجم نمونه تحقیق 400 نفر بوده­ که پاسخگویان با شیوه تصادفی سیستماتیک انتخاب و پرسشنامه به شیوه خود­ گزارشی توسط مدیران تکمیل گردیده­اند. نتایج پژوهش نشان داده که سطح دین­داری مدیران از سطح متوسط بالاتر بوده است که بعد اعتقادی و عاطفی دین­داری مدیران از بقیه ابعاد دین­داری قوی­تر بوده است، هم­چنین سطح سبک زندگی مدیران از سطح متوسط بالاتر بوده که بیشترین بعد آن مربوط به بعد اجتناب از داروها و مواد­ مخدر و پیشگیری از حوادث بود. تحلیل همبستگی متغیرها نیز نشان داد که کلیه ابعاد دین­داری با سبک زندگی پاسخگویان رابطه مستقیم و معنی­داری داشته است و همبستگی کانونی بین ابعاد دین­داری و سبک زندگی هم نشان داد که سطح دین­داری مدیران می­تواند سبک زندگی آن­ها را پیش­بینی کندکه درمجموع متغیر دین­داری 76 درصد از تغییرات سبک زندگی مدیران را پیش­بینی می­کند(باقری­نژاد، 1391: 37). نیازاوف­(2011) مقاله­ای با عنوان «بررسی رابطه بین میزان دین­داری و سبک زندگی شهروندان مطالعه موردی شهروندان شهر رباط مراکش» نگاشته است که چکیده آن به شرح زیر است: امروزه مفهوم سبک زندگی به عنوان بیان روش زندگی مردم و الگوهای فرهنگی و رفتاری آحاد جامعه از مفاهیم اساسی علوم انسانی به ویژه روان­شناسی و علوم اجتماعی به شمار می­آید. از سوی دیگر، دین­داری به عنوان مجموعه­ شناخت­ها، عقاید، اخلاقیات و احکام ­دینی و تمایلات نسبتاً پایدار و مثبت نسبت به دین با کارکردهای عمده­ حیات بخشی، انضباط­بخشی، خوشبختی و انسجام بخشی عامل بسیار نیرومندی درتعیین نوع سبک زندگی، مورد توجه صاحب­نظران قرار گرفته است. بر این مبنا، در این مقاله، رابطه­ بین میزان دین­داری و سبک زندگی مورد مطالعه قرار گرفته است. در واقع، هدف اساسی این مطالعه تبیین رابطه و چگونگی تعامل و پیوند دو متغیر دین­داری و سبک زندگی افراد درجامعه آماری مورد مطالعه می­باشد. این تحقیق ازنوع مطالعه پیمایشی بوده و داده­های تحقیق با استفاده از تکنیک پرسشنامه توام با مصاحبه جمع­آوری گردیده است. اعتبار و روایی مقیاس­های اصلی پژوهش شامل میزان دین­داری و سبک زندگی افراد با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی و تایید قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام شهروندان شهر رباط در نیمه اول سال 2011 می­باشد که با استفاده از فرمول نمونه­گیری کوکران تعداد 540 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش سهمیه­ای تصادفی انتخاب و بررسی شده­اند. یافته­های تحقیق رابطه بین میزان دین­داری و هر یک از ابعاد سبک زندگی و نوع سبک زندگی پاسخگویان را نشان می­دهد. در مجموع، نتایج فعالیت آماری مربوط با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن (312/0=­­rs) رابطه معنا­دار دو متغیر میزان دین­داری و نوع سبک زندگی افراد را در سطح اطمینان 99 درصد مورد تایید قرار داده است. هم­چنین، نتایج تحلیل رگرسیونی به روش گام به گام، اثرات بعد اعتقادی و بعد آگاهی دین­داری را به ترتیب با 29 و 28 درصد بر سبک زندگی شهروندان نشان می­دهد­(همان: 37). نتایج تحقیق هاکان­(2013) با عنوان تاثیر سبک زندگی بر میزان تعلق دینی جوانان شهر ازمیر ترکیه نشان می­دهد که سبک زندگی بر میزان تعلق دینی تاثیرگذار است. علاوه­بر آن بین جنسیت پاسخ‌ دهندگان، سن پاسخ‌ دهندگان، سطح سواد پاسخ ‌دهندگان، سن والدین و سواد والدین آنان با میزان تعلق دینی آن­ها رابطه معنی­داری وجود ندارد(هاکان، 2013: 96). 

 

چارچوب نظری

فیدرستون، مدیریت بدن، نحوه صحبت­کردن، فعالیت‌های فراغتی، ترجیحات خوراکی و نوشیدنی، خانه، اتومبیل، انتخاب مقصد، گذران تعطیلات و نظایر این‌ها را شاخص­های فردیت ذائقه و سبک مورد علاقه مصرف­کننده می­دانست(شهابی، 1386: 26). و­بر واژه سبک زندگی را جهت اشاره به شیوه­های رفتار، لباس پوشیدن، سخن گفتن، اندیشیدن و نگرش‌هایی که مشخص­ کننده گروه‌های منزلتی متفاوت بودند، به کار گرفت(چاوشیان و دیگران، 1389­: 24). گیدنز انسان را به عنوان عامل در شکل­گیری هویتش موثر می­داند و معتقد است که انسان تحت فشار ساختار اجتماعی سبک زندگی را بیشتر تقلید می­کند. به نظر او در دنیای متجدد کنونی، همه ما نه فقط از سبک­های زندگی پیروی می­کنیم بلکه به تعبیر دیگر ناچار به این پیروی هستیم(گیدنز، 1383: 149). بوردیو سبک زندگی را نتیجه قابل رویتی از عادت­واره  می­داند. از نظر او همه عادت­واره­هایی­ که انسان را احاطه کرده است مانند: مسکن، اسباب و اثاثیه، کتاب‌ها، سیگارها، عطرها، لباس‌ها و غیره بخشی از سبک زندگی او می­باشند(استونز، 1383: 277).

از مجموع نظرات مذکور می­توان ابعاد زیر را برای سبک زندگی مشخص نمود:

1. نحوه مدیریت بدن 2. نوع فعالیت­های فراغتی 3. عادت­واره­ها 4. نوع مصرف فرهنگی.

 

جدول شماره (1): خلاصه چارچوب تئوریک

متغیرها

مدیریت بدن

فعالیت­های فراغتی

عادت­واره­ها

مصرف فرهنگی

نظریه راهنما

فیدرستون، بوردیو

فیدرستون، بوردیو

بوردیو، گیدنز

بوردیو

 

 

سبک زندگی

باورهای دینی

نحوه مدیریت بدن، نوع فعالیت­های فراغتی، عادت­واره­ها،  نوع مصرف فرهنگی

 

 

 

 

 

شکل شماره (1): مدل مفهومی تحقیق

 

فرضیات تحقیق

­فرضیه کلی

- بین سبک زندگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

 

فرضیه­ها

1. بین نحوه مدیریت بدن و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

2. بین نوع فعالیت­های فراغتی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

3. بین نوع عادت­واره­ها و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

4. بین نوع مصرف فرهنگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

 

روش پژوهش

این تحقیق از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر زمانی، مقطعی است. هم­چنین از نظر کنترل شرایط پژوهش، یک بررسی پیمایشی است.

 

جامعه آماری، روش نمونه‏گیری و حجم نمونه

جامعه آماری این تحقیق را دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان در سال تحصیلی 94-1393 شمسی تشکیل می­دهد. تعداد این دانشجویان یا همان جامعه آماری 1200 نفر است.

حجم نمونه باتوجه به تعداد 1200 و با استفاده از فرمول حجم نمونه­کوکران به تعداد 185 نفر محاسبه می­شود.

 

 

روش نمونه­گیری نیز تصادفی طبقه­ای است. منظور از طبقه­ای بودن، انتخاب پاسخگویان بر اساس جنسیت، رشته و مقطع تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان می­باشد.

 

تعریف نظری و عملی مفاهیم و متغیرها

متغیر مستقل: سبک زندگی   

تعریف مفهومی: سبک زندگی عبارت از شیوه زندگی کردن است که شامل رفتارهای عینی در قالب مصرف می­شود(باقری­نژاد، 1391: 12).

تعریف عملیاتی: سبک زندگی در این تحقیق با مولفه­های نحوه مدیریت بدن و نوع فعالیت­های فراغتی (برگرفته از نظریات فیدرستون)، عادت­واره­ها (برگرفته از نظریات بوردیو) و نوع مصرف فرهنگی (برگرفته از نظریات دوگلاس و ایشرود) تعریف می­شوند.

 

جدول شماره (2): تعریف عملیاتی مولفه­های متغیر مستقل (سبک زندگی)

ابعاد

شاخص­ها

نحوه مدیریت بدن

1. آرایش 2. بهداشت 3. کنترل وزن 4. دستکاری پزشکی

نوع فعالیت­های فراغتی

1. مسافرت رفتن 2. مطالعه کردن 3. ورزش کردن  4. همنشینی با دوستان و بستگان

عادت­واره­ها

1. مصرف دخانیات 2. عادات غذایی3. نحوه لباس پوشیدن 4. منزوی یا اجتماعی بودن

نوع مصرف فرهنگی

1. اهل گوش کردن به موسیقی 2. اهل فیلم و سینما بودن 3. استفاده از تلویزیون و ماهواره                 4. استفاده از اینترنت (به­ ویژه فضاهای مجازی مانند چت، وایبرو ...)

 

متغیر وابسته: باورهای دینی

تعریف مفهومی: باورهای دینی مجموعه اقدامات، رفتارها، باورها و نگرش­هایی است که در ارتباط با اصول دین، فروع دین و دیگر حیطه­های مرتبط با مذهب عنوان می­شود(دورکیم، 1383: 72).

تعریف عملیاتی: این متغیر در این پژوهش با مولفه­های میزان تعلق به اصول دین و میزان تعهد به فروع دین اسلام و به طور عمده مذهب شیعه تعریف می­شود، یعنی وضعیت باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان از طریق نمره­ای که دانشجویان از سوالات مربوط به قسمت باورهای دینی (میزان تعلق به اصول دین و میزان تعهد به فروع دین اسلام) کسب می­کنند تعریف می­شود.

 

 

 

 

جدول شماره (3): تعریف عملیاتی مولفه­های متغیر وابسته (باورهای دینی)

ابعاد

شاخص­ها

تعلق به اصول دین

1. میزان اعتقاد به توحید 2. میزان اعتقاد به معاد 3. میزان اعتقاد به نبوت 4. میزان اعتقاد به عدل و ارزش­های الهی 5. میزان اعتقاد به امامت

تعهد به فروع دین

1. میزان تعهد به انجام نماز 2. میزان تعهد به انجام روزه 3. میزان تعهد به امر به معروف و نهی از منکر 4. نحوه نگرش به قوانین و سنن دینی 5. میزان تعهد به انجام مراسمات مذهبی مانند مراسم ایام محرم

 

ابزار اندازه­گیری

ابزار گردآوری داده­های­کمی (آماری): پرسشنامه محقق ساخته براساس مبانی نظری و اهداف تحقیق در این تحقیق برای اندازه­گیری متغیرها از سوال و برای اندازه­گیری سازه­ها از ابزار (مقیاس) طیف لیکرت استفاده می­شود. گزینه­هایی از (کاملاً مخالفم تا کاملاً موافقم) در سطح رتبه­ای جلوی هر سوال یا عبارت نوشته می­شودکه گزینه کاملاًموافقم نمره 1، گزینه موافقم نمره 2، گزینه تاحدودی نمره 3، گزینه موافقم نمره 4 و گزینه خیلی موافقم نمره 5 را به خود اختصاص می­دهند.

 

اعتبار و پایایی

اعتبار

در یک پژوهش برای بررسی اعتبار پرسشنامه از روش اعتبار محتوایی، ملاکی و اعتبار سازه استفاده می­شود. اعتبار محتوایی بیشترین کاربرد را در تعیین اعتبار یک مقیاس دارد. اعتبار محتوای یک ابزار اندازه­گیری به سوال­های تشکیل­دهنده آن بستگی دارد. برای تعیین اعتبار محتوایی، پرسشنامه به تعدادی از صاحب­نظران و اساتید علوم اجتماعی به­ ویژه استاد راهنمای تحقیق داده شد و از آن­ها درمورد سوالات و ارزیابی فرضیه­ها نظرخواهی گردید تا اعتبار پرسشنامه را تایید نمایند.

 

پایایی

یکی از روش­های محاسبه قابلیت پایایی، ضریب آلفای کرونباخ می­باشد که برای محاسبه آن 25 عدد از پرسشنامه، به صورت آزمایشی و به روش تصادفی در بین برخی از اعضای نمونه توزیع شد و پس از جمع­آوری آن­ها، واریانس نمرات سوالات مربوط به هر متغیر در پرسشنامه و واریانس کل آزمون محاسبه شد.

 

جدول شماره (4): جدول واریانس کل متغیرها

متغیر

واریانس کل

باورهای دینی

657/0

نحوه مدیریت بدن

547/0

نوع فعالیت­های فراغتی

519/0

نوع عادت­واره­ها

621/0

نوع مصرف فرهنگی

566/0

 و سپس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ پایایی سوالات مربوط به هر متغیر طبق جدول زیر محاسبه شد.

جدول شماره (5): جدول آلفای کرونباخ

متغیرها

آلفای کرونباخ

باورهای دینی

71/0

نحوه مدیریت بدن

85/0

نوع فعالیت­های فراغتی

82/0

نوع عادت­واره­ها

71/0

نوع مصرف فرهنگی

76/0

چون ضریب آلفای کرونباخ برای تمامی متغیرها بیش از 70/0 محاسبه گردد، پایایی پرسشنامه مطلوب ارزیابی می­شود.

 

 آزمون نرمال بودن توزیع داده­ها

برای آزمون نرمال بودن توزیع داده­ها از آزمون یک نمونه­ای کولموگوروف- اسمیرنوف استفاده شده است، که نتایج آن در جدول زیر آمده است:

 

جدول شماره (6): جدول آزمون

نرمال بودن توزیع داده­ها

متغیر

Asymp Sign

باورهای دینی

070/0

نحوه مدیریت بدن

068/0

نوع فعالیت­های فراغتی

065/0

نوع عادت­واره­ها

067/0

نوع مصرف فرهنگی

064/0

با توجه سطح معنی­داری آزمون  Kolmogorov- Smirnov Zبرای تمامی متغیرها بالاتر از 050/0 است، پس توزیع جامعه نرمال است­(کیانی، 1383: 121).

 

یافته­ها

- 1/48 درصد از پاسخگویان مرد و 9/51 درصد زن می­باشند.

- بیشترین تعداد پاسخگویان با 6/48 درصد، مربوط به گروه سنی 21 تا 25 سال و کمترین تعداد با 6/7 درصد، مربوط به گروه سنی بالای 35 سال است.

- 7/96 درصد شیعه و 3/3 درصد از پاسخگویان سنی مذهب می­باشند.

- 7/29 درصد از پاسخگویان دارای همسر و 3/71 درصد مجرد یا فاقد همسر می­باشند.   

- 7/26 درصد از پاسخگویان دانشجوی مقطع کاردانی، 8/68 درصد دانشجوی کارشناسی و 7/4 درصد دانشجوی کارشناسی­ارشد می­باشند.

- بین سبک زندگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری (006/0Sig=) که کمتر از 050/0 می­باشد، می­توان نسبت F را معنی­دار دانست، یعنی بین سبک زندگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد. هم­چنین طبق نتایج آزمون LSD سبک مدیریت بدن نسبت به سبک­های فعالیت­های فراغتی و مصرف فرهنگی نمره بالاتر و نسبت به سبک زندگی عادت­واره­ای نمره پایین­تری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند. هم­چنین سبک فعالیت­های فراغتی نسبت به مصرف فرهنگی نمره بالاتر و نسبت به عادت­واره­ها نمره پایین­تری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند، از نتایج دیگر این جدول آن که؛ سبک زندگی عادت­واره­ای نسبت به سبک مصرف فرهنگی نمره بالاتری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند.

- بین نحوه مدیریت بدن و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری (028/0­Sig=) که کمتر از 050/0 می­باشد، می­توان نسبت F را معنی­دار دانست. یعنی: بین نحوه مدیریت بدن و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد. هم­چنین طبق نتایج آزمون LSD؛ سبک آرایش نسبت به سبک­های بهداشت، کنترل وزن و دستکاری پزشکی نمره پایین­تری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند. هم­چنین سبک بهداشت نسبت به کنترل وزن نمره بالاتر و نسبت به دستکاری پزشکی نمره پایین­تری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند، از نتایج دیگر این جدول آن است که سبک کنترل وزن نسبت به سبک دستکاری پزشکی نمره پایین­تری کسب کرده­اند. این نتیجه با نتایج تحقیق آزاد ارمکی و شالچی­(1384)، مهدوی(1384)، باقری­نژاد­(1391)، سلستین(2008) و هاکان­(2013) همسویی دارد.  

- بین نوع فعالیت­های فراغتی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری (036/0Sig=) که کمتر از 050/0 می­باشد، می­توان نسبت F را معنی­دار دانست، یعنی بین نوع فعالیت­های فراغتی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد. هم­چنین طبق نتایج آزمون LSD سبک مسافرت نسبت به سبک­های مطالعه و ورزش، نمره پایین­تر و نسبت به سبک همنشینی نمره بالاتری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند. هم­چنین سبک مطالعه نسبت به سبک ورزش نمره پایین­تر و نسبت به سبک همنشینی نمره بالاتری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند، از نتایج دیگر این جدول آن است که، سبک ورزشی نسبت به سبک همنشینی نمره بالاتری کسب کرده­اند. این نتیجه با نتایج تحقیق آزاد ارمکی و شالچی­(1384)، تنهایی و خرمی (1388)­، نیازاوف­(2011) و هاکان­(2013) همسویی دارد.

- بین نوع عادت­واره­ها و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری (033/0Sig=) که کمتر از 050/0 می­باشد، می­توان نسبت F را معنی­دار دانست، یعنی بین نوع عادت واره­ها و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد. هم­چنین طبق نتایج آزمون LSD؛ سبک مصرف دخانیات نسبت به سبک­های لباس و منزوی یا اجتماعی بودن، نمره پایین­تری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند، از نتایج دیگر این جدول آن است که، سبک لباس پوشیدن نسبت به سبک منزوی یا اجتماعی بودن نمره بالاتری کسب کرده­اند. این نتیجه با نتایج تحقیق آزاد ارمکی و شالچی­(1384)، مهدوی(1384)، سلستین(2008)­، نیازاوف­(2011) و هاکان­(2013) همسویی دارد.

- بین نوع مصرف فرهنگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری (018/0­Sig=) که کمتر از 050/0 می­باشد، می­توان نسبت F را معنی­دار دانست، یعنی بین نوع مصرف فرهنگی و باورهای دینی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورزقان تفاوت وجود دارد. هم­چنین طبق نتایج آزمون LSD؛ سبک نوع غذا نسبت به سبک­های فیلم و سینما، اینترنت و ماهواره، نمره بالاتری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند. هم­چنین سبک موسیقی نسبت به سبک فیلم و سینما نمره پایین­تر و نسبت به سبک اینترنت و ماهواره نمره بالاتری از لحاظ باورهای دینی کسب کرده­اند و نیز سبک فیلم و سینما نسبت به سبک اینترنت و ماهواره نمره بالاتری کسب کرده­اند و بالاخره این که سبک ماهواره­ای نسبت به اینترنت نمره پایین­تری کسب کرده­اند. این نتیجه با نتایج تحقیق تمامی تحقیقات پیشین همسویی دارد.

هم­چنین طبق نتایج مدل رگرسیونی؛ متغیر مصرف فرهنگی عمده­ترین نقش را درتعیین میزان باورهای دینی ایفا می­کند، این متغیر با قدرت تبیین و تاثیر 23 درصدی و قابلیت پیش­بینی 51 درصدی در رتبه اول تاثیرگذاری قرار می­گیرد، هر چند این تاثیرگذاری معکوس و منفی است و به ازای یک واحد افزایش در مصرف فرهنگی (مصرف کالاهای غیر اخلاقی) 6/22 درصد از باورهای دینی فرد کاسته می­شود. پس از متغیر مصرف فرهنگی، متغیر فعالیت­های فراغتی با تاثیر 20 درصدی و قدرت پیش­بینی 40 درصدی در رتبه دوم، مدیریت بدن در رتبه سوم و عادت­واره­ها در رتبه چهارم قرار می­گیرند.

 

تحلیل براساس چارچوب نظری

طبق چارچوب نظری این تحقیق سبک زندگی از 4 بعد بر اعتقاد دینی اثر می­گذارد؛ 1. نحوه مدیریت بدن 2. نوع فعالیت­های فراغتی 3. عادت­واره­ها و 4. نوع مصرف فرهنگی.

باتوجه به آن­چه که گذشت می‌توان بیان داشت درگستره جامعه اسلامی و حتی جوامع غربی نمی‌توان سبک زندگی را از ایدئولوژی دینی به دور دانست و ارتباطی بر آن متصور نبود، چرا که در حقیقت سبک زندگی در مفهوم غربی، غالباً اگرچه اشاره به لایه‌های ظاهری سبک زندگی دارد، مخصوصاً در حوزه‌های مصرف (اعم از خوراک، پوشاک، آرایش و مسکن و ...) در واقع نمایانگر بن مایه‌های فکری فرد و جامعه می‌باشد. در گستره جامعه اسلامی نیز وضع به همین گونه است، اما با این تفاوت که شمول سبک زندگی به صراحت تنها مختص لایه‌های ظاهری زندگی نمی‌باشد و در آن می‌توان گزینه‌های دینی شریعت و اخلاقی را نیز شامل نمود و مخصوصاً این که دریک نظام اسلامی تمامی سیستم­های کشوری به یکدیگر وابسته‌اند و در جهت مطلوب آن نمی‌توان هر کدام را به سان یک جزیره جدا در نظر داشت، لذا ساده انگاریست اگر سبک زندگی را هرچند محدود در حوزه مصرف، بدون اتکا به نگرش خاصی بدانیم، چرا که اصولاً در حیطه وجودی انسان، نظر بر عمل مقدم است و با نوع نگاه به دنیا و محیط پیرامون خویش است که کیفیت و کمیت زندگی خویش را پیاده­سازی می‌کنیم، بنابراین بیهوده نیست اگر بیان شود که برای داشتن یک سبک زندگی مطلوب، دو نوع جهت­گیری لازم است وجود داشته باشد:

الف) بایدها و نبایدهای مورد قبول در زندگی مشخص گردد.

ب) شیوه‌های اجرا و به عینیت رساندن آن شناخته و بر اساس آن عمل شود.

جهت­گیری اول، به طور غالب ارزشی و اخلاقی است و جهت‌گیری دوم مبتنی بر روش‌های علمی است. اخلاق، جهت‌گیری‌های کلی زندگی انسان را معلوم می‌کند و علوم انسانی به ­ویژه روان­شناسی، شیوه‌های رسیدن به آن را فرا­روی انسان قرار می‌دهند.

 

پیشنهادهای کاربردی

نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که: همواره در رسانه­ها و تریبون­ها یادآوری شود که بدن امانتی در دست انسان است و انسان اجازه دخل و تصرف غیرمجاز روی آن را ندارد، زیرا این کار موجب تضعیف اعتقاد انسان نسبت به هنجارهای دینی و عرفی جامعه می­شود.

الگوهای متین آرایشی، بهداشتی و ... در رسانه­ها معرفی­شده و مدیریت­های غلط بدن مانند خالکوبی، آرایش غلیظ، جراحی­های غیرضروری پلاستیکی و غیره مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

برای اوقات فراغت­جوانان (دانش­آموزان و دانشجویان) برنامه­ریزی­های دقیق و اصولی همگام با تغییرات اجتماعی و پدیده جهانی­شدن انجام شود.

مساجد و انجمن­های مذهبی با تنوع بخشیدن به برنامه­های خود نقش بیشتری در اوقات فراغت جوانان ایفا نمایند.

همواره در رسانه­ها، عادات و روش­های صحیح زندگی و تاثیر آن­ها در تمام ابعاد زندگی فرد از جمله باورهای دینی و مذهبی وی یادآوری شود.

پرهیز از انزوا و قرارگرفتن در بطن جامعه و شرکت در مراسمات ملی و مذهبی مورد دیگری است که بایستی به عنوان عادت­واره­ای مطلوب جامعه همو­اره یاد­آوری شود.

موسیقی­ها و فیلم­هایی با محتوای فرهنگ و دین غالب جامعه اما با آهنگ­ها و الحان زیبا تولید و در اختیار عموم قرار گیرد.

حدود استفاده از ماهواره، اینترنت و گوشی­های هوشمند به خود خانواده­ها واگذار شود.

 

پیشنهادهای پژوهشی

محققان و کاربران گرامی می­توانند همین موضوع را با ابعاد دیگری از سبک زندگی و باورهای دینی انجام دهند، چون متغیر باورهای دینی موضوعی شخصی و حساس برای بسیاری از افراد جامعهو به خصوص پاسخگویان این تحقیق است، پیشنهاد می­شود قبل از انجام قسمت­های پیمایشی چنین تحقیقاتی با اساتید فن و به­ویژه استاد راهنما مشورت شده و از تجربیات ایشان استفاده نمود.

 

منابع

باقری­نژاد، و. (1391). عوامل موثر بر سبک زندگی دانشجویان دانشگاه آزاد پارس­آباد.پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی.

تنهایی، ح، ا. (1390). جامعه­شناسی دینی در شرق باستان. تهران: بهمن برنا. چاپ دوم.  

دورکیم، ا. (1383). صور بنیانی حیات دینی. مترجم: ب، پرهام. تهران: مرکز.

مهدوی، م، س. (1391). مفهوم سبک زندگی و گستره آن در علوم اجتماعی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. سال اول، شماره اول.

هاکان، آ. (2013). تاثیر سبک زندگی بر میزان تعلق دینی جوانان شهر ازمیر ترکیه. پایان­نامه کارشناسی­ارشد دانشگاه علوم آنکارا.

وبر، م. (1385). دین، قدرت، جامعه. ترجمه: ا، تدین. تهران: انتشارات هرمس.

ولی­زاده، م، ج. (1389). ماهیت و مفهوم زندگی در سبک زندگی اسلامی و غربی. تهران: انتشارات برهان.

یوسفی، ن. (1383). شکاف بین نسل‌ها، بررسی نظری و تجربی. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

Bourdieu, P. (1996). The Rules of Art. Translated by Susan Emanuel, Polity press.

Bourdieu, P. (1984). Distinction. London: Routledge and Kegan Paul.

Dimaggio, p. & Useem. (2004). Social class and Art Consumption. The Origins and Consequenses of class differences in exposure to the Art in America-Knulst wim & Anderias van den Broek, (2001), Lifestyle and Consumption: Consequenses of Stratification- Foot.

Goldthorpe, J. & etal. (1989). Social stratification and  cultural consumption: Music in England.

John, A.(1993). Cultural consumption and participation.

Southerton, D. (2001). Consuming Kitchens: Taste, context and identity formation.  Journal of Consumer Culture. Vol. 1(2).

Warde A, M. & Olsen, W. (1999). Consumption and the problem of variety: cultural omnivorousness. Social distinction and dining out, sociology. Vol. 33, No.1, February.

 

 



[1].  کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز –  ایران. 

2­. استادیار گروه علوم اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

 E- mail: drmahmoodelmi@gmail.com

 

باقری­نژاد، و. (1391). عوامل موثر بر سبک زندگی دانشجویان دانشگاه آزاد پارس­آباد.پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی.

تنهایی، ح، ا. (1390). جامعه­شناسی دینی در شرق باستان. تهران: بهمن برنا. چاپ دوم.  

دورکیم، ا. (1383). صور بنیانی حیات دینی. مترجم: ب، پرهام. تهران: مرکز.

مهدوی، م، س. (1391). مفهوم سبک زندگی و گستره آن در علوم اجتماعی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. سال اول، شماره اول.

هاکان، آ. (2013). تاثیر سبک زندگی بر میزان تعلق دینی جوانان شهر ازمیر ترکیه. پایان­نامه کارشناسی­ارشد دانشگاه علوم آنکارا.

وبر، م. (1385). دین، قدرت، جامعه. ترجمه: ا، تدین. تهران: انتشارات هرمس.

ولی­زاده، م، ج. (1389). ماهیت و مفهوم زندگی در سبک زندگی اسلامی و غربی. تهران: انتشارات برهان.

یوسفی، ن. (1383). شکاف بین نسل‌ها، بررسی نظری و تجربی. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

Bourdieu, P. (1996). The Rules of Art. Translated by Susan Emanuel, Polity press.

Bourdieu, P. (1984). Distinction. London: Routledge and Kegan Paul.

Dimaggio, p. & Useem. (2004). Social class and Art Consumption. The Origins and Consequenses of class differences in exposure to the Art in America-Knulst wim & Anderias van den Broek, (2001), Lifestyle and Consumption: Consequenses of Stratification- Foot.

Goldthorpe, J. & etal. (1989). Social stratification and  cultural consumption: Music in England.

John, A.(1993). Cultural consumption and participation.

Southerton, D. (2001). Consuming Kitchens: Taste, context and identity formation.  Journal of Consumer Culture. Vol. 1(2).

Warde A, M. & Olsen, W. (1999). Consumption and the problem of variety: cultural omnivorousness. Social distinction and dining out, sociology. Vol. 33, No.1, February.