مطالعه رابطه بین نوع و میزان تماشای سریال‌های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک- ایران.

چکیده

هدف پژوهش­حاضر، مطالعه رابطه بین نوع (ژانر) و میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی ماهواره و سبک زندگی می­باشد. روش پژوهش، پیمایشی ازنوع تحلیلی است. جامعه­آماری این پژوهش، دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در نیمسال اول تحصیلی 95- 1394 می­باشد که حجم نمونه آن با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 362 نفر تعیین شده، ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است که بر اساس چهارچوب نظری توسط محقق طراحی شده است. داده­ها از طریق نرم­افزار spss تجزیه و تحلیل شده­اند. چارچوب نظری تحقیق برمبنای نظریات "تاثیر­پذیری مخاطب از رسانه" هم­چون نظریه کاشت، نظریه وابستگی مخاطب، نظریه انتظارات اجتماعی و نظریات سبک زندگی بوردیو و گیدنز استوار است. یافته­های پژوهش نشان داد، به طور کل اکثریت دختران پاسخگو (4/56 درصد) ادعا داشته‌اند، میزان تاثیرگذاری سریال­های ترکی زبان بر سبک زندگی­شان درحد کم می­باشد. هم­چنین مهم­ترین نتایج حاکی ازآن است که بین میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی آن­ها رابطه معناداری وجود دارد و بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی، سبک گذراندن اوقات فراغت، نحوه پوشش (مدگرایی)، روابط میان فردی و گرایش­های مذهبی دانشجویان رابطه وجود دارد و بین نوع سریال­های ترکی زبان­اصلی و میزان مصرف­- ­گرایی دانشجویان دختر مجرد رابطه معناداری وجود ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between the type and the amount of watching Turkish series and single female students’ lifestyle in Islamic Azad university of Uremia

نویسندگان [English]

  • Vahideh T arzami Nejhad 1
  • Razieh Sefidgar 2
چکیده [English]

This study aims to investigate the relationship between type (genre) and amount of watching Turkish series and female students’ lifestyle. The method of this study is survey. The population of this study consists of female students in Islamic Azad University of Uremia in the first semester of 94-95 educational year. The volume of the sample is determined by Cochran formula as 362 and this is done through random sampling method. The data was collected by a researcher-made questionnaire which was analyzed by SPSS software. The theoretical framework of research is based on the views of "the influence of media" such as “cultivation” theory, “media dependency” theory, “social expectations” theory and theory of lifestyle by Giddens and Bourdieu. According to the results, the majority of female respondents (56/4 %) claim that the effect of the Satellite Turkish language series on their lifestyle is low. The most important results also show that: There is a significant relationship between amount of watching Turkish series and also, there is a significant relationship between amount of watching the Turkish series and way of spending leisure, how to dress (fashion), interpersonal relationships, religious attitude. There is no significant relationship between amount of watching Turkish series and level of consumerism.

کلیدواژه‌ها [English]

  • lifestyle
  • Turkish language series
  • genre
  • amount of watching
  • the female single students
  • Uremia

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هفتم، شماره بیست و هفتم، تابستان 1394

ص ص 135-119

 

 

 

 

 

مطالعه رابطه بین نوع و میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه

دکتر وحیده ترزمی­نژاد[1]

راضیه سفیدگر[2]

تاریخ دریافت مقاله:19/3/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:29/5/1395

چکیده

هدف پژوهش­حاضر، مطالعه رابطه بین نوع (ژانر) و میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی ماهواره و سبک زندگی می­باشد. روش پژوهش، پیمایشی ازنوع تحلیلی است. جامعه­آماری این پژوهش، دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در نیمسال اول تحصیلی 95- 1394 می­باشد که حجم نمونه آن با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 362 نفر تعیین شده، ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است که بر اساس چهارچوب نظری توسط محقق طراحی شده است. داده­ها از طریق نرم­افزار spss تجزیه و تحلیل شده­اند. چارچوب نظری تحقیق برمبنای نظریات "تاثیر­پذیری مخاطب از رسانه" هم­چون نظریه کاشت، نظریه وابستگی مخاطب، نظریه انتظارات اجتماعی و نظریات سبک زندگی بوردیو و گیدنز استوار است. یافته­های پژوهش نشان داد، به طور کل اکثریت دختران پاسخگو (4/56 درصد) ادعا داشته‌اند، میزان تاثیرگذاری سریال­های ترکی زبان بر سبک زندگی­شان درحد کم می­باشد. هم­چنین مهم­ترین نتایج حاکی ازآن است که بین میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی آن­ها رابطه معناداری وجود دارد و بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی، سبک گذراندن اوقات فراغت، نحوه پوشش (مدگرایی)، روابط میان فردی و گرایش­های مذهبی دانشجویان رابطه وجود دارد و بین نوع سریال­های ترکی زبان­اصلی و میزان مصرف­- ­گرایی دانشجویان دختر مجرد رابطه معناداری وجود ندارد.

واژگان کلیدی:سبک زندگی، سریال­های ترکی زبان، نوع سریال، میزان تماشا، دختران مجرد دانشجو و ارومیه.

 

 

مقدمه

در دهه­های پایانی قرن بیستم، جهان شکل تازه­ای به خود گرفت و حتی می­توان گفت، وارد مرحله جدیدی شده است. آن­چه موجب شکل‌­گیری این مرحله جدید شده است، چیزی جز تحولات پرشتاب تکنولوژیک نیست، که تمامی جنبه­های زندگی انسان معاصر را تحت تاثیر قرار داده و متحول کرده است. عصر کنونی را بسیاری عصر انقلاب اطلاعات و ارتباطات نامیده­اند. عصری که در واقع می­توان گفت وسایل ارتباط جمعی پیچیده­ترین ابزار القای اندیشه­ها و کار­آمدترین سلاح­ها برای تسخیر آرام جوامع هستند. در چند دهه اخیر با توجه به سرعت سرسام­آور پیشرفت و رشد تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، هر روزه بر پیچیدگی و کارآمدی این ابزار و وسایل در جهان افزوده می­شود. گستردگی و پیچیدگی جامعه انسانی در عصر کنونی، وجود رسانه­های جمعی را در صحنه مناسبات اجتماعی انسان­ها، امری اجتناب­ناپذیر نموده است. تصویری که از حقیقت در ذهن خود می­سازیم، نمادی از ادراک و برداشت ما از واقعیت محسوس و ملموس زندگی است­(شاه­محمدی، 1385: 8). اگر چه پیش از این انسان­ها در ارتباطی رو در رو با یکدیگر بوده­اند و رونق و ترویج روش­های زندگی از طریق همین ارتباطات رو در رو و با روندی بسیار کند و ضعیف همراه بوده است و لیکن با توجه به فن‌آوری­های (تکنولوژی) امروزی، می­توان به جرأت بیان نمود که قدرت ما فوق تکنولوژی به جایی رسیده است که جوامع بشری به صورت آنلاین با هم در ارتباط بوده و همین باعث شده است تا سبک­ها و روش­های زندگی جدیدی در سطح دنیا در حال چرخش و تغییر باشد­(خوشنویس، 1388: 6). برلسون و جانوویتس[3]  درباره تاثیر رسانه می­نویسد: رسانه­ها دارای اثرات وسیع و گوناگونی هستند. این تاثیرات روانی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند که بر عقاید، ارزش­ها، مهارت­ها و سلیقه­ها اثر می­گذارند­(مرادی، 1383: 229). بسیاری از اندیشمندان عصر ما، وسایل ارتباط جمعی را مدار اندیشه خود می­دانند. مک لوهان معتقد بود که هر کسی این وسایل ارتباطی را در اختیار داشته باشد حتی فرهنگ عام را نیز تحت نفوذ دارد و می­گوید اگر ارشمیدس[4]  نقطه اتکایی می­خواست تا جهان را دگرگون کند، من رسانه­ها را می­خواهم تا جوامع را دگرگون سازم­(ساروخانی، 1378: 27). مخاطبان و بینندگان رسانه­ها از جمله عوامل اصلی در تحقیق رسانه­ها می­باشند. امروزه رسانه­های همگانی نفوذ قدرت فرهنگی را با شتاب گوناگونی، فراوانی داده­اند. قدرت فرهنگی توانایی افراد یا گروه­ها برای پدید آوردن معانی و ساخت شیوه­های زندگی است که برای احساسات، عواطف و اندیشه­های خود و دیگران جذابیت دارد. این قدرت به چیزی همانند است که گیدنز آن ­را" سیاست زندگی، سیاست گزینش سبک و تصمیم­گیری­های زندگی می­خواند"­(خوشنویس، 1388: 6). گیدنز در این زمینه می­نویسد: "ظهور تلویزیون بر الگوهای زندگی روزانه به شدت تاثیر­گذارده است، زیرا بسیاری از مردم فعالیت­های دیگر را پیرامون برنامه­های تلویزیونی معینی تنظیم می­کنند"­(گیدنز، 1373: 475). امروزه ماهواره، به عنوان یکی از رسانه ارتباط جمعی، قدرت فرهنگی عظیمی را در بر دارد که تاثیر شگرفی برتصمیم‌گیری­های زندگی و سبک زندگی افراد می­گذارد و جهت­گیری جامعه­شناسی معاصر، به سمت پذیرش اهمیت رو به افزایش حوزه مصرف و فعالیت­های سبک زندگی در شکل دادن به هویت شخصی و جمعی است­(گیدنز، 1382: 119). تغییر خصوصیت در هر جامعه‌ای اجتناب­ناپذیر است و نسل جوان جامعه هم از این خصوصیت مستثنی نمی‌باشد. سبک زندگی تحت تاثیر رسانه­هایی مانند: تلویزیون، ماهواره و گسترش ارتباطاتی مانند: تلفن ‌همراه و اینترنت دچار تغییرات زیادی شده است. جوانان که در این تولید و باز تولید فرهنگ بیش از سایرین درگیر هستند، این تغییرات را با سرعت بیشتری پذیرفته­اند. در این میان مطالعات زنان، دختران و رسانه­ها یکی از حوزه­های مورد توجه علوم ارتباطات اجتماعی است که می­توان از زوایای مختلف به آن پرداخت، یکی از این زوایا تاثیری است که رسانه بر سبک زندگی دختران مجرد جامعه می­گذارد. در حال حاضر، شاهد تهی شدن سبک زندگی زنان و دختران از مولفه‌های بومی و جایگزین شدن معیارهای فرهنگ مدرن و ناهمخوان با ارزش‌های ملی و دینی، همراه با آسیب‌هایی که به زنان و دختران، به سبب این ناهمخوانی به بدنه جامعه وارد می‌شود، هستیم.

در واقع با پیشرفت ارتباطات، جوامع دستخوش تغییرات بسیاری شده­اند. رسانه­های همگانی مانند: تلویزیون و ماهواره در سطح جامعه جایگاهی را اشغال کرده­اند که از آن جایگاه، به طور فزآینده در سطح ملی و بین­المللی مطرح شده­اند، از آن­جا که فرهنگ از طریق رسانه­های جمعی جریان می­یابد، اشکال متفاوت زندگی توسعه می­یابند، در این رابطه می­توان گفت رسانه­ها بر شیوه­های زندگی و سلیقه­های عمومی در جامعه تاثیر می­گذارند. درحال حاضر به دلیل اهمیت رسانه­های جمعی، به­ ویژه تلویزیون، بیش از هر زمان دیگری تحت بررسی و مطالعه دقیق و منظم قرار گرفته­اند. ازچند دهه قبل به موضوع ارتباطات به­ ویژه ارتباط جمعی توجه بیشتری شده و به رابطه رسانه­ها با جامعه و تاثیرات اجتماعی و تعامل آن­ها تاکید بیشتری نهاده شده است. سبک زندگی از مفاهیمی است ­که در دنیای امروز ازآن استفاده می­شود و به دلیل گستردگی آن در رشته­های مختلف کاربرد دارد­(خوشنویس، 1388: 5).

سبک زندگی، رفتاری است در زندگی روزمره که هر فرد را از دیگری متمایز می­کند. از زاویه‌ای دیگر، سبک زندگی به فعالیت روزانه مربوط بوده و به عادات پوشیدن، خوردن، پیروی از مد، محیط و توجه برای رو به رو شدن با دیگران اطلاق می­شود­(گیدنز، 1382: 120). سبک زندگی را می­توان به مجموعه­ای از رفتارها تعبیر کرد که فرد آن­ها را به کار می­گیرد تا نه فقط نیازهای جاری او را برآورند، بلکه روایت خاصی را که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران مجسم سازد.

عادات، رفتارها و ارزش­ها که بنیادهای سبک زندگی را تشکیل می­دهند، سازنده هویت شخصی افراد هستند. از سوی دیگر به دلیل کارکردهای اجتماعی رسانه­های جمعی (در این بین ماهواره و سریال­های آن)­، نقش رسانه­ها در نشان دادن و به تصویر کشیدن سبک زندگی بر همگان آشکار و واضح است و تاثیر­گذاری رسانه­های جمعی بر عقاید، ارزش­ها و رفتارها­، موضوع بسیاری از تحقیقات ارتباطی در نیم قرن اخیر بوده است. پدیده سبک زندگی از مشخصات جهان نوین و مدرنیته است و به تعبیر دیوید چنی[5] "­کسانی که در جوامع مدرن زندگی می­کنند، برای توصیف کنش­های خود و دیگران از مفهوم سبک زندگی استفاده می‌کنند. افراد تحت تاثیر رسانه­ها به سلیقه­ها و ارزش­های خود شکل    می­دهند و این سلیقه­ها و ارزش­هاست­که منجر به بروز رفتار و نهایت شکل­گیری سبک زندگی آن­ها می­شود"­(چنی، 1378: 23). در گذشته به سبب وجود ارتباطات سنتی روابط چهره به چهره بر روابط اجتماعی غالب بود. افراد در ارتباطات چهره به ­چهره ­کسب خبر می­نمودند و روند فرهنگ­پذیری بیشتر درخانواده و گروه همسالان شکل می­گرفت. اما امروزه عواملی چون وسایل ارتباط جمعی در این جوامع عامل مهمی در تاثیر­گذاری و فرهنگ­پذیری افراد به شمار می­روند. تلویزیون و ماهواره از جمله رسانه­های جمعی هستند که، اکثر مردم از آن­ها استفاده می­کنند. این نوع رسانه­های جمعی توانسته­اند بینندگان زیادی را به خود جذب کنند. در نتیجه دامنه موضوعات مورد بحث زیادی را به خود اختصاص داده­اند. از جمله مباحثی که در این زمینه مطرح شده­اند این است که، رسانه­های جمعی، به خصوص برنامه­های تلویزیونی ماهواره، مانند: سریال­ها که از اقبال بیشتری در نزد مخاطبان برخوردار است، چه تاثیری بر رفتار و سبک زندگی افراد جامعه می­گذارند؟ و این تاثیرات به چه عواملی بستگی دارد؟ در طول دهه گذشته یافتن پاسخی روشن و قطعی برای این­گونه پرسش­ها، ذهن بسیاری از محققان علوم ارتباطی و برنامه­ریزان رسانه­ای را به خود مشغول کرده است. دشواری پاسخگویی به این پرسش­ها، درکشورهایی که با قانون منع استفاده ازتجهیزات دریافت برنامه‌های تلویزیونی ماهواره مواجه بوده­اند (مانند ایران) نمود بیشتری دارد.

برای این پژوهش از سریال­های زبان اصلی شبکه­های ماهواره­ای ترکیه و سن پاسخگویان و جنسیت آن­ها به عنوان متغیر کنترل استفاده کرده­ایم، چرا که سریال­های پر مخاطب این شبکه­ها می­تواند بازنمایی از نگرش­ها و ارزش­های موجود در جامعه غیر­ایرانی باشد که به شکلی بر رفتار مخاطبان ایرانی و انتخاب­های­شان و الگوی مصرف­شان نمود پیدا کرده است. سریال­های شبکه‌های ماهواره­ای­کشورهای ترکیه طی دهه‌­های گذشته به زمینه اشتراکات فرهنگی و قرابت زبانی موفق شده­اند به انحای مختلف، مخاطبانی از مناطق شمال غرب (آذری زبانان) کشورمان جذب کنند. در این میان مطالعات زنان، جوانان و رسانه­ها یکی از حوزه­های مورد توجه علوم ارتباطات اجتماعی است که می­توان از زوایای مختلف به آن پرداخت، یکی از این زوایا، جایگاهی است که رسانه­ها در تغییر سبک زندگی در جامعه ایفاء می­کند. جوانان در هر جامعه­ای پیشگام استقبال از تغییرات فرهنگی هستند و بخشی از جامعه به شمار می­آیند که استعداد گسست فرهنگی و عدم باز­آفرینی شیوه­های سنتی زندگی را از خود نشان می­دهند­(ذکائی، 1386: 136). در نهایت با توجه اهمیت موضوع، پژوهش حاضر در پی مطالعه رابطه بین نوع (ژانر[6] سریال­ها) و میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه است.

برنامه‌های ماهواره به دلیل نیاز بالای جامعه به دریافت اطلاعات، اخبار، سرگرمی و ... خیلی زود جای خود را در بین خانواده‌های ایرانی باز کرده‌اند و در هر خانواده‌ای از کوچک و بزرگ بینندگانی دارند که در ساعات مختلف شبانه روز پای آن می‌نشینند و در کنار این برنامه‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای، خواسته یا ناخواسته شیوه زندگی مردم به ­ویژه جوانان از آنان تاثیر می‌پذیرد، اشتراکات فرهنگی و قرابت زبانی مردم ارومیه با کشور ترکیه و گرایشات آنان به شبکه­های ماهواره­ای زبان اصلی این کشور (ترکیه) دلیل انتخاب این جامعه آماری بوده است.

 

اهداف پژوهش

- تعیین رابطه بین نوع و میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر  مجرد 20 الی 25 سال دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه

 1. تعیین رابطه بین میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال

2. تعیین رابطه بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال

تعیین رابطه بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و شیوه گذراندن اوقات فراغت دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال

3. تعیین رابطه بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و میزان مصرف­گرایی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال

4. تعیین رابطه بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و نحوه پوشش (مدگرایی) دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال

5. تعیین رابطه بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و روابط میان فردی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال

6. تعیین رابطه بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و گرایش­های مذهبی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال.

فرضیه‏های تحقیق

1. بین میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

2. بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

3. بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و گذراندن اوقات فراغت دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

4. بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و میزان مصرف­گرایی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

5. بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و نحوه پوشش (مدگرایی) دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

6. بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و روابط میان فردی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

7. بین نوع سریال­های ترکی زبان اصلی و گرایش­های مذهبی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

 

­­­­

شکل شماره (1):مدل تحلیل پژوهش

 

تعاریف نظری و عملیاتی متغیر­ها

تعریف نظری و عملیاتی متغیر وابسته (سبک زندگی)

مولفه­های بررسی سبک زندگی از تنوع بالایی برخوردار است، یکی از راه­هایی که می­توان به درک بهتری ازمفهوم "سبک زندگی" دست یافت، بررسی عناصر و مولفه­هایی است­که دانشمندان مختلف برای سبک زندگی بر شمرده­اند، در این­ جا منظور از مولفه، اموری است که مصداق عینی سبک زندگی محسوب می­شوند. هر چند عناصر و اجزای مذکور، برای سبک زندگی نه به منزله شمارش کامل همه اجزا، بلکه به منزله بیان نمونه­هایی چند انجام می­گیرد، اما با نگاهی به همین موارد، می­توان به جمع­بندی بهتری از سبک زندگی رسید. ادوارد فرن، این مولفه­ها را درسه گروه فعالیت­ها (مانند: کارو سرگرمی)، علاقه­مندی­ها (مانند: خانواده و رسانه) و عقاید (مانند: موضوعات سیاسی و اجتماعی) دسته­بندی می­کند(Fern, 2001: 175). مهدوی کنی پیشنهاد می­کند، عناصر مذکور درچهار مقوله طبقه‌بندی شود: اموال (سرمایه‌ها و مصرفی)، فعالیت‌ها (عادات، شغل­، گذران اوقات فراغت و ...)، نگرش‌­ها و گرایش­‌ها و روابط انسانی (از بین فردی گرفته تا اجتماعی) (مهدوی کنی، 1386: 25). با گذشت زمان و درآغاز قرن بیستم، به­جای تمرکز بر رفتارهای مصرفی و تکیه برجنبه­های عینی زندگی انسان (نیازهای اولیه، مانند: خوردن، پوشیدن و مسکن)، جنبه­های ذهنی و نیازهای ثانوی انسان (مانند: روابط انسانی، نگرش­ها و گرایش­ها) مورد توجه قرارگرفت، اگر چه محوریت و تکیه بر رفتار مصرفی در تمامی سال­های قرن بیستم تداوم یافت­ Chaney, 1993: 176)). محور مولفه­های سبک زندگی که با توجه به موارد بیان شده و جوان بودن جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفته است، شامل: گذراندن اوقات فراغت، الگوی مصرف (میزان مصرف­گرایی)، نحوه پوشش (مد و مدگرایی)، روابط میان فردی و نگرش­های مذهبی خواهد بود.

متغیر وابسته اصلی این پژوهش "تغییر سبک زندگی" مجموع متغیر­های گذراندن اوقات فراغت، الگوی مصرف، نحوه پوشش، روابط میان فردی و نگرش مذهبی را شامل می­شود.

 

 گذراندن اوقات فراغت

فراغت مجموعه­ای از مشغولیت­ها است­که افراد آن را پس از انجام وظایف کاری، خانوادگی و اجتماعی به اختیار خود برای استراحت، تفریح، افزودن به دانش یا مهارت­های خود به کار می­برند و متضمن رضایت و خشنودی است­(تورکیلدسن، 1382: 56).

درتحقیق حاضر برای سنجش متغیر "گذراندن اوقات فراغت" یازده معرف جدول زیرمورد استفاده قرار می­گیرد، هر کدام از این معرف­ها یک مقیاس پنج درجه­ای (خیلی­کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی­زیاد) را شامل می­شود.

جدول شماره (1): یکی از شاخص­های متغیر وابسته (گذراندن اوقات فراغت)

معرف­ها

مقیاس سنجش

اوقات فراغتم را با تماشای سریال­های ماهواره­ای ترکی زبان اصلی سپری می‌کنم

ترتیبی

اوقات فراغتم را با بازی­های کامپیوتری سپری می‌کنم

ترتیبی

اوقات فراغتم را در شبکه­های مجازی می­گذرانم (فیس­بوک، اینستاگرام، تلگرام و ...)

ترتیبی

اوقات فراغتم را با گشتن در خیابان­ها می‌گذرانم

ترتیبی

اوقات فراغتم را با خانواده می‌گذرانم

ترتیبی

اوقات فراغتم را با دوستان و همسالانم می‌گذرانم

ترتیبی

در زمان اوقات فراغتم مطالعه می‌کنم

ترتیبی

در زمان اوقات فراغتم به سینما می‌روم

ترتیبی

در زمان اوقات فراغتم ورزش می‌کنم

ترتیبی

در زمان اوقات فراغتم فعالیت­های دینی و مذهبی انجام می‌دهم

ترتیبی

دوست دارم اوقات فراغتم را همانند شخصیت­های سریال سپری کنم

ترتیبی

 الگوی مصرف (مصرف­گرایی)

علاقه شدید به خرید و مصرف کالا‌های تبلیغ شده در رسانه­های جمعی را مصرف­گرایی می­گویند (خوشنویس، 1388: 10).

مصرف‌گرایی به ‌عنوان یک فرایند اجتماعی، بر مصرفِ مصرفی تکیه­کرده و مصرف هر‌ چه بیشتر کالاهای مصرفی، اعم از بادوام و بی‌دوام را مورد تاکید قرار می‌دهد. در این فرهنگ، افراد در خرید همیشگی کالاها و خدمات جدید، درگیر می‌شوند؛ در حالی‌که هیچ توجهی به نیاز یا عدم نیاز به این کالا و خدمات، قابلیت دوام آن­ها، مبدأ تولید یا پیامدهای زیست محیطی تولید و مصرف آن‌ها، نمی‌کنند. در واقع بایدمصرف ‌گرایی یا مصرف‌زدگی را «از بین بردن یا صرف‌کردن از طریق به ‌کار بردن و هزینه کردن بیهوده» دانست ­(اسحاقی، 1388: 12).

در تحقیق حاضر برای سنجش متغیر "الگوی مصرف یا مصرف­گرایی­" شش معرف جدول زیر مورد استفاده قرار می­گیرد، هرکدام از این معرف­ها یک مقیاس پنج درجه­ای (خیلی­کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی ­زیاد) را شامل می­شود.

 

جدول شماره (2): معرف­سازی یکی از شاخص­های متغیر وابسته (الگوی مصرف یا مصرف­گرایی)

معرف­ها

مقیاس سنجش

علاقه­مند به خرید لوازم مدرن و به روز  هستم

ترتیبی

به اجناس لوکسی که در سریال­ها به نمایش در می­آید علاقه دارم

ترتیبی

ملاک اصلی خریدهایم شیک بودن است

ترتیبی

علاقه­مند به خرید اجناس با مارک­های معروف هستم

ترتیبی

مجذوب دارایی و اموال دیگران، حتی شخصیت­ها در سریال­ها می­شوم

ترتیبی

شخصیت­های سریال مرا ترغیب به خرید بیشتر می­کنند

ترتیبی

 

 

 

 

 

 

 

 نحوه پوشش "مد و مدگرایی"

مد و مدگرایی در بسیاری از جلوه­های مادی و غیر­مادی هم­چون پوشش، آرایش و گفتار به گونه‌ای فراگیر درسطح جامعه به چشم می­خورد، مدها بخشی از الگو­های فرهنگی هستندکه در جامعه ایجاد  می­شوند و بخشی از جامعه، آن­ها را در برهه­ای از زمان می­پذیرند و سپس از بین می­روند. رویکردی از جامعه‌­­­­شناسی، مد را دگرگونی­هایی می­داند که زود رواج می­یابد و عمری بالنسبه محدود دارد، مانند: کفش، سخن و رفتار که چهره­ای از فرهنگ است که جنبه­های پایدار دارد و افراد به جهت اعتباری که بدان وابسته است، به طور سطحی به آن گرایش نشان می­دهند. هم­چنین مد می­تواند تقلید از شیوه­های نو برای کسب اعتبار ناشی از پیش­تاز بودن باشد که شخص برای رسیدن به آن، گاه به مخارج غیر­ضروری و هنگفتی تن در می‌دهد­(کرباسیان، 1391: 75).

در تحقیق حاضر برای سنجش متغیر "نحوه پوشش یا مد و مدگرایی" هفت معرف جدول زیر مورد استفاده قرار می­گیرد، هرکدام از این معرف­ها یک مقیاس پنج درجه­ای (خیلی­کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی­زیاد) را شامل می­شود.

 

جدول شماره (3):  معرف­سازی یکی از شاخص­های متغیر وابسته (نحوه پوشش یا مد و مدگرایی)

معرف­ها

مقیاس سنجش

اعتقاد و علاقه­ای به پوشش­های مرسوم جامعه ندارم (مانتو، روسری و ...)

ترتیبی

علاقه به پوشیدن لباس­های تنگ و کوتاه دارم

ترتیبی

علاقه به آرایش کردن دارم

ترتیبی

برای خروج از منزل آرایش می­کنم

ترتیبی

در انتخاب لباس­هایم از شخصیت­های سریال­ها پیروی می­کنم

ترتیبی

علاقه­مندم به سبک شخصیت­های سریال آرایش کنم

ترتیبی

مد روز بودن (به روز بودن) خودم، خانواده و دوستانم برایم اهمیت دارد

ترتیبی

 

روابط میان فردی

روابط بین فردی فرآیندی است­که در آن یک فرد اطلاعات و احساسات خود را ازطریق پیام­های کلامی و غیر‌کلامی به یک فرد یا افراد دیگر می­رساند. این توانایی موجب تقویت رابطه گرم و صمیمی با دیگران، حفظ و ارتقاء سلامت روانی، قطع روابط نا‌سالم، حل مسائل و مشکلات خود با دیگران و رفع تضادها و تعارض‌ها می­شود. هم­چنین در این گونه روابط نقش گیرنده و فرستنده پیام به طور مداوم جا به جا می‌شود. روابط میان فردی یک تعامل گزینشی و نظام­مند منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که موجب خلق معانی مشترک بین آن­ها می­شود­(ساجدی و همکاران، 1388: 25).

در تحقیق حاضر برای سنجش متغیر "روابط میان فردی" شش معرف جدول زیر مورد استفاده قرار می­گیرد، هر کدام از این معرف­ها یک مقیاس پنج درجه­ای (خیلی ­کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی­ زیاد) را شامل می­شود.

جدول شماره  (4): معرف­سازی یکی از شاخص­های متغیر وابسته (روابط میان فردی)

معرف­ها

مقیاس سنجش

سریال­های ترکی زبان، نگرشم را در مورد دوستی با جنس مخالف تغییر داده است

ترتیبی

سریال­های ترکی زبان، نگرشم را در مورد رابطه با نا­محرم تغییر داده است

ترتیبی

سریال­های ترکی زبان سبک رفتارم را با خانواده­ام تغییر داده است

ترتیبی

سریال­های ترکی زبان سبک رفتارم را با دوستانم تغییر داده است

ترتیبی

سریال­های ترکی زبان  معیارهایم را برای انتخاب دوست تغییر داده است

ترتیبی

سریال­های ترکی زبان اعتمادم را به جنس مخالف تغییر داده است

ترتیبی

نگرش مذهبی

مذهب یکی ازموثرین عوامل در تاریخ بشری است. نگرش مذهبی عبارت است از: اعتقادات منسجم و یکپارچه توحیدی­که خداوند را محور امور می­داند و ارزش­ها، اخلاقیات، آداب و رسوم و رفتارهای انسان با یکدیگر، طبیعت و با خویشتن را تنظیم می­کند. فانک و والنگز[7]  دین را سبک زندگی یا نظام باورهایی دانسته­اند که رابطه غایی فرد را با خدا و عالم هستی تنظیم می­نماید­(حیدری و عنایتی، 1389: 62 ).

درتحقیق حاضر برای سنجش متغیر "نگرش مذهبی" شش معرف جدول زیر مورد استفاده قرار  می­گیرد. هر کدام از این معرف­ها یک مقیاس پنج درجه­ای (خیلی­کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی ­زیاد) را شامل می­شود.

جدول شماره (5): معرف­سازی یکی از شاخص­های متغیر وابسته (نگرش مذهبی)

معرف­ها

مقیاس سنجش

به جا آوردن اعمال مذهبی و واجبات دینی (نماز و روزه) برایم اهمیت دارد

ترتیبی

معتقد به حفظ حجاب هستم

ترتیبی

معتقد به رعایت شئونات با نامحرمان هستم

ترتیبی

در روابط با دیگران خط قرمزهای دینی را رعایت می­کنم

ترتیبی

رفتارهای رایج مذهبی در سریال­ها برایم دارای اهمیت است

ترتیبی

تماشای سریال­ها ترکی زبان می­تواند در تغییر باورهای مذهبی موثر باشد

ترتیبی

 

میزان تماشای سریال­ها

میانگین زمانی است که مخاطبان در طول 24 ساعت به تماشای سریال­های زبان اصلی ماهواره ترکیه اختصاص می­دهند.

در تحقیق حاضر برای سنجش متغیر "میزان تماشای سریال" از پاسخگویان در زمینه میانگین استفاده از شبکه­های ترکیه طی یک روز سوال به عمل خواهد آمد.

 

متغیر مستقل (نوع  یا ژانر سریال­ها)

مفهوم‎ ‎ژانر‎‎، بر­گرفته ازکلمه‎ ‎فرانسوی‎ ‎به معنای‎ نوع، دسته، گونه و مشتق از واژه لاتین(genus) ‎‏ است‏.با ریشه­دار شدن سینما و تنوع موضوع­ها و سبک­ها کم کم نیاز به دسته­بندی فیلم­ها‎، موجب شد تا اصطلاح ژانر در سینما نیز مورد استفاده قرار گیرد. "ژانر و فرم­های ژانری خاص در طول تاریخ هالیوود تطور یافته‌اند. به طوری که صنعت فیلم و تماشاگر به یک اندازه یاد گرفته­اند که از طریق آن حرف بزنند و از طریق آن به تفکر بپردازند"­(فیلیپس، 1377: 121). انواع ژانر شامل: کمدی، درام، اکشن، ماجرایی، موزیکال، عشقی، وحشت، جنایی، تخیلی، وسترن، تاریخی، جنگی و ...می­باشد ولی شواهد نشان می­دهد اکثر سریال­های ترکیه مضمونی عاشقانه، تاریخی، کمدی و درام دارند.

ژانر عاشقانه:داستان­های عاشقانه که این عشق و محبت بین یک جنس مذکر با یک جنس مونث است و عشق­های جنس­های موافق در این ژانر نمی­گنجد. ادب عاشقانه شرح دلبری­، دلدادگی، وصل و فراق است و این مخاطب است که بنابر دیدگاه و روحیات خود به این مفاهیم عینیت می‌بخشد. پس در ادبیات عاشقانه یک نوع مخاطب محوری وجود دارد که طبق آن، مخاطب آزادانه می‌تواند به تأویل و تعبیر متن بپردازد.

ژانر تاریخی: داستان آن در دوران قدیم و باستانی سیر می‌کند.

ژانر درام: به موضوعات غمگین می­پردازد و داستان موضوعی حزن­انگیز و غمگین دارد. درام نام ژانری در سینماست که در آن کاراکترهای فیلم در چارچوبی واقعی با مشکلات احساسی رو به رو می‌شوند.

ژانرکمدی: به موضوعات خنده­دار می­پردازد و داستان موضوعی شاد دارد. در سینمای­‌کمدی هدف غایی فیلم­ساز خنداندن تماشاگر است. بر این اساس تضاد موجود در روند شکل‌گیری فیلم و میان انگاره‌‌های مرتبط با کنش و واکنش‌ها؛ سیالیتی را جمع می‌کند که تماشاگر را به خنده وا می‌دارد.

در ظاهر هدف کمدی خنده و تفریح است اما درحقیقت مسائل جدی در پرده شوخی نموده می­شود. در کمدی شخصیت قهرمانان و شکست‌های­شان بیشتر جنبه شادی‌آور و عمدتاً سرگرمی دارد و معمولاً بیننده بدان توجه جدی نمی­کند. تماشاگر از قبل می­داند که فاجعه بزرگی اتفاق نخواهد افتاد بلکه سیر حوادث در جهت کامرانی قهرمان یا قهرمانان است. قهرمانان کمدی اکثراً افرادی از قشر متوسط یا پایین جامعه­اند که در طول نمایش مرتکب اشتباهات و یا رفتارهایی می‌شوندکه مخاطب بر دردسرساز بودن یا اشتباه بودن آن­ها اشراف کامل دارد­(تهرانی، 1393: 33).

در تحقیق حاضر برای سنجش متغیر "نوع یا ژانر سریال" هفت معرف جدول زیر مورد استفاده قرار می­گیرد. هرکدام از این معرف­ها یک مقیاس شش درجه­ای (اصلاً، خیلی­کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی­ زیاد) را شامل می­شود.

جدول شماره (6): معرف­سازی متغیر مستقل (نوع یا ژانر سریال­ها)

معرف­ها

مقیاس سنجش

میزان تماشای سریال­هایی با موضوع کمدی

ترتیبی

میزان تماشای سریال­هایی با موضوع عاشقانه

ترتیبی

میزان تماشای سریال­هایی با موضوع درام (غم­انگیز)

ترتیبی

میزان تماشای سریال­هایی با موضوع تاریخی

ترتیبی

میزان تماشای سریال­هایی با موضوع اکشن

ترتیبی

میزان تماشای سریال­هایی با موضوع تخیلی

ترتیبی

میزان تماشای سریال­هایی با موضوع جنایی

ترتیبی

 

 

روش پژوهش

تحقیق حاضر به روش پیمایشی می­باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین نوع و میزان تماشای سریال­های ترکی زبان اصلی و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 95-1394 می­باشد، از نظر زمانی مقطعی و با توجه به حجم نمونه از نوع مطالعات پهنانگر و کاربردی محسوب می­شود.

 

 

جامعه آماری وحجم نمونه

مجموع دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در نیمه اول سال تحصیلی 95- 1394 برابر با  14234 نفر می­باشد، جامعه آماری در پژوهش حاضر، دانشجویان دختر این واحد دانشگاهی می­باشد که تعداد آن­ها بر اساس مستندات 6183  نفر می­باشد. با توجه به نوع تحقیق تلاش بر آن شد تا در پیمایش دانشجویان، از میان دختران مجرد 25-20 ساله­ای که مخاطب سریال­های ترکی زبان هستند نمونه­گیری انجام پذیرد. در این تحقیق حجم نمونه، شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه هستند که به صورت مستمر یا مقطعی مخاطب سریال­های ترکی زبان اصلی می­باشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 362 نفر محاسبه شده است. روش نمونه­گیری در این پژوهش، تصادفی است، بدین صورت که بعد از مشخص شدن حجم نمونه پرسشنامه­ها به طور تصادفی بین دختران مجرد 25-20 سالی که مخاطب سریال­های ترکی زبان اصلی ماهواره هستند، توزیع گردید.

 

 

ابزار گردآوری اطلاعات

ابزار جمع­آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بر اساس چهارچوب نظری و شامل 44 سوال اصلی و سه سوال زمینه­ای می­باشد که بر اساس اهداف و سوالات تحقیق تهیه شده و برخی از سوالات در قالب طیف لیکرت، برخی به صورت باز و برخی چند­گزینه­ای طراحی گردیده است، قبل از ویرایش نهایی به منظور تعیین اعتبار صوری سوال­های پرسشنامه، از چند کارشناس حوزه سنجش و پژوهش استفاده شد به طوری که بر اساس نظر کارشناسان، تعدادی از سوالات که دارای ابهام بودند، تغییر و برخی از سوالات غیر­ضروری و تکراری نیز حذف شدند. جهت بررسی پایایی از آماره آلفای کرونباخ استفاده شد.

 

 

جدول  شماره (7): اعتبار و پایایی متغیرهای تحقیق

متغیر

تعداد گویه

مقدار آلفا

بین نوع سریال­های ترکی زبان و سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

7

711/0

بین نوع سریال­های ترکی زبان و گذراندن اوقات فراغت دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

11

773/0

بین نوع سریال­های ترکی زبان و میزان مصرف­گرایی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

6

719/0

بین نوع سریال­های ترکی زبان و نحوه پوشش (مدگرایی) دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

7

744/0

بین نوع سریال­های ترکی زبان و روابط میان فردی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

6

758/0

بین نوع سریال­های ترکی زبان و آداب و رسوم گرایش­های مذهبی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال رابطه وجود دارد.

6

782/0

 

یافته­های حاصل از آزمون کرونباخ نشان می­دهد که کلیه متغیرهای تحقیق دارای آلفای بالاتر از 7/0 می­باشند، یعنی گویه­های در نظر گرفته­شده جهت سنجش هر یک از متغیرهای تحقیق از همبستگی درونی بالایی برخوردار بوده و مناسب سنجش متغیرهای مورد نظر می­باشند.

 

یافته­ها

طبق یافته­های این تحقیق، اکثریت دختران پاسخگو (5/18 درصد) در رشته روان­شناسی تحصیل می­نمایند. مقطع تحصیلی 8/10 درصد از پاسخگویان فوق ­دیپلم، مقطع تحصیلی 5/60 درصد لیسانس و 7/28 درصد از دانشجویان پاسخگو درمقطع فوق ­لیسانس و بالاتر تحصیل می­کنند. به لحاظ سطح اقتصادی خانوادهپاسخگویان، سطح اقتصادی خانوادههیچ یک از پاسخگویان در حد خیلی بد نبوده، 4/4 درصد از پاسخگویان، دارای سطح اقتصادی در حد بد، 1/27 درصد از پاسخگویان سطح اقتصادی در حد متوسط، 4/56 درصد دارای سطح اقتصادی در حد خوب بوده و 2/12 درصد از آن­ها دارای سطح اقتصادی در حد خیلی­خوب می­باشد. به لحاظ اولویت تماشای انواع سریال­های ترکی زبان، سریال­های عاشقانه ترکیه برای اکثر پاسخگویان (4/51 درصد) در اولویت اول قرار دارد، در اولویت دوم نیز سریال­هایی با موضوع درام قرار دارد، یعنی (7/49 درصد) از دختران پاسخگو برای اولویت دومشان به گزینه سریال­های درام پاسخ داده­اند و در مورد اولویت سوم نیز اکثریت پاسخگویان (2/44 درصد) به گزینه سریال­هایی با موضوع کمدی پاسخ داده­اند.

بررسی­های حاصل از فرضیه اول: مبنی بر وجود رابطه بین میزان تماشای سریال­های ترکی زبان و سبک زندگی، را مورد آزمون قرار می­دهدکه جهت آزمون این فرضیه از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد، نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مقدار آماره F، 12/7 بوده و با توجه به این­که میزان خطای آزمون (000/0sig=) می­باشد، بنابراین می­توان با اطمینان 99 درصد گفت که بین دو متغیر رابطه معناداری وجود دارد و فرضیه محقق تایید می­شود. نتیجه به دست آمده ازاین فرضیه با نتایج تحقیق رحمان­زاده و طهماسبی­­(1390) و مهدی­زاده و خسروی­(1388) مبنی براین که هر اندازه تماشای  سریال­های ماهواره بیشتر می‌شود، سبک زندگی افراد نیز مطابق با این سریال­ها تغییر پیدا می­کند همسو و هم­جهت بوده و با نظریه کاشت (گربنر) که بر تماشای زیاد تلویزیون و تاثیر در جهان­بینی و نظام ارزشی بینندگان اشاره دارد هماهنگ می­باشد.

بررسی­های حاصل از فرضیه دوم: تاثیر نوع سریال­های ترکی زبان را بر سبک زندگی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال مورد آزمون قرار می­دهد که از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. نتایج به دست آمده از این آزمون نشان می­دهد که بین متغیر نوع سریال­ها و متغیر سبک زندگی دختران همبستگی وجود دارد. شدت همبستگی بین این دو متغیر، برابر 311/0 بوده و جهت رابطه نیز مثبت می­باشد و با توجه به این ­که سطح معناداری آزمون کمتر از 05/0 و برابر با (000/0sig=)   می­باشد با اطمینان 99 درصد می­توان گفت نتیجه به دست آمده قابل تعمیم به جامعه آماری بوده و فرضیه محقق تایید می­شود. نتایج حاصل از این بخش پژوهش نیز با نظریه انتظارات‌ اجتماعی (ویکتور وروم) مبنی بر آشنا­سازی مخاطبان جوان با انتظارات اجتماعی و تغییر سبک‌های رفتاری در قالب تنوع برنامه­ها همسو و هماهنگ بوده است.

بررسی حاصل از فرضیه سوم پژوهش:مبنی بر رابطه بین نوع سریال­های ترکی زبان و گذراندن اوقات فراغت دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال را مورد آزمون قرار می­دهد که از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. نتایج به دست آمده از این آزمون نشان می­دهد که بین متغیر نوع سریال­ها و متغیر گذراندن اوقات فراغت همبستگی وجود دارد. شدت همبستگی بین این دو متغیر، برابر 136/0 بوده و جهت رابطه نیز مثبت می­باشد و با توجه به این­که سطح معناداری آزمون کمتر از 05/0 و برابر با (010/0=sig) می­باشد با اطمینان 99 درصد می­توان گفت نتیجه به دست آمده قابل تعمیم به جامعه آماری بوده و فرضیه محقق تایید می­شود.نتایج حاصل از این بخش پژوهش با نتایج تحقیقات فتحی و مختارپور­(1393)، مبنی ­براستفاده از رسانه­های نوین تصویری و شکل­گیری سبک زندگی ویژه در حوزه‌های مختلف زندگی از جمله اوقات فراغت و شیوه گذران آن هماهنگی دارد.

بررسی حاصل از فرضیه چهارم: تاثیر نوع سریال­های ترکی زبان را بر میزان مصرف­گرایی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال مورد آزمون قرار می­دهد که از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. شدت همبستگی بین این دو متغیر، برابر 094/0 بوده و جهت رابطه نیز مثبت می­باشد و با توجه به این­که سطح معناداری آزمون بیشتر از 05/0 و برابر با (07/0sig =) می­باشد می­توان گفت که همبستگی بین دو متغیر معنادار نمی­باشد و فرضیه محقق رد می­شود. یافته­های به ­دست آمده این بخش از پژوهش با نتایج تحقیقات نزیمی­(1393)، خوشنویس­(1388) و پژوهش ربانی و رستگار­(1387) مبنی بر وجود رابطه بین مصرف رسانه­ای مخاطب و مصرف‌گرایی هماهنگی دارد و با نظریات زیمل و بودریو در حوزه مصرف و سبک زندگی همسو می­باشد.

بررسی حاصل از فرضیه پنجم:مبنی بر رابطه بین نوع سریال­های­ ترکی­ زبان و نحوه پوشش (مدگرایی) دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال را مورد آزمون قرار می­دهدکه از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. نتایج به دست آمده از این آزمون نشان می­دهدکه بین متغیر نوع سریال­ها و متغیر نحوه پوشش (مدگرایی) همبستگی وجود دارد. شدت همبستگی بین این دو متغیر، برابر 125/0 بوده و جهت رابطه مثبت می­باشد و باتوجه به این­که سطح معناداری آزمون­کمتر از 05/0 و برابر با (017/0sig =) می­باشد با اطمینان 99 درصد می­توان گفت نتیجه به دست آمده قابل تعمیم به جامعه آماری بوده و فرضیه محقق تایید می­شود. این بخش از تحقیق با نظریه سبک زندگی گیدنز در باب مد هماهنگی داشته، هم­چنین نتایج این بخش با تحقیقات فتحی و مختارپور­(1393) و نزیمی­(1393) در باب تاثیر رسانه­های دیداری بر مُد‌گرایی همسو می­باشد.

بررسی حاصل از فرضیه ششم: تاثیر نوع سریال­های ترکی زبان را بر روابط میان فردی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال مورد آزمون قرار می­دهد که از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. نتایج به دست آمده از این آزمون نشان می­دهد که بین متغیر نوع سریال­ها و متغیر روابط میان فردی دختران همبستگی وجود دارد. شدت همبستگی بین این دو متغیر، برابر 171/0 بوده و جهت رابطه مثبت می­باشد و با توجه به این­که سطح معناداری آزمون کمتر از 05/0 و برابر با (001/0­=­sig) می­باشد با اطمینان 99 درصد می­توان­گفت نتیجه به دست آمده قابل تعمیم به جامعه آماری بوده و فرضیه محقق تایید می­شود. یافته­های به دست آمده این بخش از پژوهش با نتایج تحقیقات رحمان­زاده و طهماسبی (1390)، خوشنویس ­(1388) و ونیک رشینان و باج پایی درسال 1996 مبنی بر وجود رابطه بین نوع محتویات رسانه­ای و تاثیرش بر روابط میان فردی آنان هماهنگی دارد و با نظریات بودریو در حوزه منش و مجموعه­ای از خلق و خوهای پایدار در افراد که کردارهای خاصی پدید می­آورد مانند روابط میان فردی، همسو می­باشد.

بررسی حاصل از فرضیه هفتم: مبنی بر رابطه بین نوع سریال­های ترکی زبان و گرایش­های مذهبی دانشجویان دختر مجرد 20 الی 25 سال را مورد آزمون قرار می­دهد که از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. نتایج به دست آمده از این آزمون نشان می­دهدکه بین متغیر نوع سریال­ها و متغیر گرایش­های مذهبی همبستگی وجود دارد. شدت همبستگی بین این دو متغیر، برابر 156/0 بوده و جهت رابطه مثبت می­باشد و با توجه به این­که سطح معناداری آزمون کمتر از 05/0 و برابر با (003/0sig =)    می­باشد با اطمینان 99 درصد می­توان گفت نتیجه به دست آمده قابل تعمیم به جامعه آماری بوده و فرضیه محقق تایید می­شود. نتایج این بخش ازتحقیق با پژوهش­های فتحی و مختارپور­(1393)­، نزیمی­(1393)، امام جمعه­زاده و همکارانش ­(1392) و کوهی و همکارانش(1393) مبنی بر نوع محتویات رسانه­ای و تاثیرش بر گرایشات مذهبی آنان هماهنگی وجود دارد.

یافته­های حاصل از بررسی متغیر وابسته پژوهش یعنی سبک زندگی دختران 20 تا 25 سال، که حاصل جمع پنج متغیر (اوقات فراغت، مصرف­گرایی، روابط بین فردی، مدگرایی و نگرش مذهبی) می­باشد حاکی از آن است که به طور کل 1/9 درصد از پاسخگویان میزان تاثیر سریال­های ترکی زبان بر سبک زندگی­شان را در حد خیلی کم دانسته­اند، میزان تاثیر سریال­های ترکی زبان بر سبک زندگی 4/56 درصد از پاسخگویان در حد‌ کم بوده، میزان تاثیر سریال­های ترکی زبان بر سبک زندگی 8/26 درصد از پاسخگویان در حد متوسط می­باشد، 7/7 درصد از پاسخگویان دختر نیز میزان تاثیر را درحد زیاد می‌دانند و هیچ یک از پاسخگویان میزان تاثیر سریال­ها بر سبک زندگی­شان را در حد خیلی­ زیاد ندانسته‌اند.

 

پیشنهادهای کاربردی پژوهش

با توجه به این که ماهواره در این چند دهه اخیر وارد کشور ما شده است. بنابراین در آینده می­تواند تاثیرات بیشتر خود را بر روی سبک زندگی و مولفه­های آن نشان دهد که این امر می­تواند باعث کمرنگ شدن و از بین رفتن سبک زندگی ایرانی که پیوندی عمیق با اعتقادات، ارزش­ها و باورهای مردم کشور دارد منجر شود، بنابراین باید به فکر راه­کارهایی بود تا تاثیرات مخرب ابزارهای نوین فن­آوری بر سبک زندگی را به حداقل رساند. در مجموع از یافته­های این پژوهش می­توان پیشنهادات و راهکارهایی را برای کاهش تاثیر­پذیری و تغییر سبک زندگی، ارائه نمود که مهم­ترین آن­ها عبارت است از:

- پایش مداوم و بررسی رابطه بین سبک زندگی تلویزیونی با سبک زندگی جامعه مخاطب برای اصلاح الگوی مصرف رسانه­ای.

- فاقدان سواد رسانه­ای، طعمه­های اصلی در فضاهای رسانه­ای به شمار می­آیند، اما افراد دارای سواد رسانه‌ای نه تنها اسیر محصولات رسانه­ای نمی­شوند، بلکه قضاوت‌های صحیح‌تری از محیط پیرامون خود و اطلاعات دریافتی از رسانه­ها خواهند داشت، به همین منظور سعی گردد، سطح سواد رسانه‌ای را در بین اقشار جامعه به خصوص قشرجوان بالا برد و این امر را می­توان با گنجاندن واحد‌های درسی مرتبط با سواد رسانه‌ای در واحدهای درسی دانشگاهی و دبیرستان محقق ساخت.

- رسیدگی و سامان بخشیدن به وضعیت پیچیده رسانه ملی و مشکلات عدیده فرا‌­روی آن و توجه به ابعاد کمی و کیفی برنامه­های تولیدی.

- افزایش سطح کیفی زندگی در جامعه و توجه ویژه به جوانان و مشکلات آنان از طریق برنامه­ها و خوراک صحیح رسانه­های داخلی­.

- بررسی علل استفاده و رضایت­مندی از ماهواره در نزد مخاطبان این رسانه و سعی در پیاده نمودن این عوامل در رسانه داخلی، البته با توجه به مصالح جامعه و تا جایی که با آداب و رسوم و ارزش­های حاکم منافاتی نداشته باشد.

-  متغیر­های سن و جنسیت و اوقات فراغت به طور جدی مد‌نظر برنامه­ریزان رسانه­ای قرار گیرد.

- به مقوله­هایی که باعث گردیده مخاطبان از رسانه داخلی رویگردان بوده و به رسانه­های بیگانه و برنامه­های خاص آن بپردازند پرداخته شود.

 

منابع

اسحاقی، ح. (1388). بایدها و نبایدهای مصرف. قم: دفتر عقل. چاپ اول.

تورکیلدسن، ج. (1382). اوقات فراغت و نیازهای مردم. ترجمه: ع، اردکانیان و دیگری. تهران: انتشارات نوربخش.

تهرانی، م. (1393). آشنایی با ژانر کمدی. همشهری آنلاین.

چنی، د. (1378). سبک زندگی. ترجمه: ح، چاووشیان. انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.

حیدری رفعت، ا؛ و دیگری (1389). رابطه بین نگرش دینی و شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس. فصلنامه روان­شناسی و دین. سال سوم، شماره 4، صص 76-61.

خوشنویس، ن. (1388). بررسی‌ تاثیر برنامه­های تلویزیونی بر سبک زندگی. ماهنامه علمی و تخصصی انجمن روابط عمومی ایران. شماره 69، صص 13-4.

ذکائی، م، س. (1386). فرهنگ مطالعات جوانان. تهران: انتشارات آگه.

ساجدی، س؛ و همکاران. (1388). فصلنامه دانش و پژوهش در روان­شناسی کاربردی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان). شماره سی و نهم، صص 41-23.

شاه محمدی، ع. (1385). فرهنگ علوم ارتباطات. تهران: انتشارات زرباف.

فیلیپس، پ. (1377). ژانر، ستاره، مولف. ترجمه: ف، محمدی. تهران: بنیاد سینمایی فارابی. شماره 29.

کرباسیان، ق. (1391). رسانه و مدگرایی. مجله مطالعات اجتماعی و رسانه. سال اول، شماره 1، صص 102-72.

گیدنز، آ. (1382). تجدد و تشخص (جامعه و هویت شخصی در عصر جدید). ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی. چاپ دوم.

مهدوی کنی، س. (1387). دین و سبک زندگی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع). چاپ دوم.

مهدوی‌کنی، س. (1386). مفهوم سبک زندگی، (گستره آن در علوم اجتماعی). فصلنامه تحقیقات فرهنگی. سال اول، شماره1، صص 199-23.

Chaney, D. (1993). Fictions of Collective Life. NewYork: Routledge.

Fern, E. F. (2001) .Advanced Focus Group Research. London: Sage. Touris Studies, University of Technology, Sydney.

 

 

 

 



[1]. کارشناس­ارشد ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.    

[2]. گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک- ایران.  

1. Berlelson & Janowits

2. Archimedes

 

 

1.  Gener

1. Funck & Valengez

اسحاقی، ح. (1388). بایدها و نبایدهای مصرف. قم: دفتر عقل. چاپ اول.

تورکیلدسن، ج. (1382). اوقات فراغت و نیازهای مردم. ترجمه: ع، اردکانیان و دیگری. تهران: انتشارات نوربخش.

تهرانی، م. (1393). آشنایی با ژانر کمدی. همشهری آنلاین.

چنی، د. (1378). سبک زندگی. ترجمه: ح، چاووشیان. انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.

حیدری رفعت، ا؛ و دیگری (1389). رابطه بین نگرش دینی و شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس. فصلنامه روان­شناسی و دین. سال سوم، شماره 4، صص 76-61.

خوشنویس، ن. (1388). بررسی‌ تاثیر برنامه­های تلویزیونی بر سبک زندگی. ماهنامه علمی و تخصصی انجمن روابط عمومی ایران. شماره 69، صص 13-4.

ذکائی، م، س. (1386). فرهنگ مطالعات جوانان. تهران: انتشارات آگه.

ساجدی، س؛ و همکاران. (1388). فصلنامه دانش و پژوهش در روان­شناسی کاربردی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان). شماره سی و نهم، صص 41-23.

شاه محمدی، ع. (1385). فرهنگ علوم ارتباطات. تهران: انتشارات زرباف.

فیلیپس، پ. (1377). ژانر، ستاره، مولف. ترجمه: ف، محمدی. تهران: بنیاد سینمایی فارابی. شماره 29.

کرباسیان، ق. (1391). رسانه و مدگرایی. مجله مطالعات اجتماعی و رسانه. سال اول، شماره 1، صص 102-72.

گیدنز، آ. (1382). تجدد و تشخص (جامعه و هویت شخصی در عصر جدید). ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی. چاپ دوم.

مهدوی کنی، س. (1387). دین و سبک زندگی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع). چاپ دوم.

مهدوی‌کنی، س. (1386). مفهوم سبک زندگی، (گستره آن در علوم اجتماعی). فصلنامه تحقیقات فرهنگی. سال اول، شماره1، صص 199-23.

Chaney, D. (1993). Fictions of Collective Life. NewYork: Routledge.

Fern, E. F. (2001) .Advanced Focus Group Research. London: Sage. Touris Studies, University of Technology, Sydney.