بررسی جامعه‌شناختی عوامل مرتبط با ازدواج دیررس جوانان ازدواج ‌کرده بالای 30 سال شهر بناب

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه اجتماعی دانشگاه پیام‌ نور تهران – ایران (نویسنده مسئول).

2 گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز – ایران.

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی جامعه­شناختی عوامل مرتبط با ازدواج دیررس در بین جوانان ازدواج ­کرده بالای 30 سال شهربناب می­پردازد. برای چارچوب نظری تحقیق ازمدل کارکردگرایی- ساختاری پارسونز، تئوری رابرت­کی­مرتن، تئوری ویلیام­گود، شلسکی، گرانسهایم، تامپسون، گیدنز و تئوری­ماکس هورکهایمر استفاده شده است. روش پژوهش از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق، جوانان ازدواج ­کرده بالای 30 سال (بین 30 تا 39 سال­) شهر بناب است که تعدادشان (966) نفر می­باشد، با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه به دست آمده از جامعه آماری (197) نفر می­باشد و روش نمونه­گیری به صورت نمونه­گیری تصادفی سیستماتیک بوده است. نتایج به دست آمده از تحقیق حاکی از آن است که بین میزان تمایل به ادامه تحصیل، میزان مشکل ­پسندی جوانان، میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر، میزان احساس مشکل اشتغال جوانان پسر و میزان تمایل به داشتن زندگی مجردی با دیررسی ازدواج جوانان رابطه معناداری وجود داشته است. رابطه متغیرهای پایگاه اقتصادی-اجتماعی، میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر و سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده با دیررسی ازدواج جوانان معنادار نبوده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigation of the sociological factors associated with married young people’s delayed marriage over 30 years old in Bonab

نویسندگان [English]

  • Sirous Fakhrayi 1
  • Mahnaz Pourtaghi 2
چکیده [English]

The present study investigates the sociological factors associated with married young people’s delayed marriage over 30 years old, in Bonab. The theoretical framework of the study is Parsons’ structural functionalism model, Robert king Merton’s theory, William Goode’ theory, Schelsky, Granshaym, Thompson, Giddens and Max Horkheimer theory. The method of the study is survey and statistical Society of it, is married young people over 30 years(between 30-39 years) old in Bonab who were 996.Using Cochran formula and systematic random sampling method, the sample size obtained are 197 people. The results show that, there is a meaningful relationship between variables such as willingness to further education, fastidious, tendency for female youth employment, employment problem of young male feeling and the desire to have a single life with delayed marriage. Also, there isn’t a meaningful relationship between socio-economic bases, the youth trust towards each other and the rigor of marriage in the family with delayed marriage.

کلیدواژه‌ها [English]

  • delayed marriage
  • Family
  • Youth
  • social-economic status
  • education continuance

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هفتم، شماره بیست و هفتم، تابستان 1394

ص ص 80-63

 

 

 

 

 

بررسی جامعه­شناختی عوامل مرتبط با ازدواج دیررس
 جوانان ازدواج ­کرده بالای 30 سال شهر
بناب

دکتر سیروس فخرایی [1]

 مهناز پورتقی [2]

تاریخ دریافت مقاله:19/2/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:30/5/1395

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی جامعه­شناختی عوامل مرتبط با ازدواج دیررس در بین جوانان ازدواج ­کرده بالای 30 سال شهربناب می­پردازد. برای چارچوب نظری تحقیق ازمدل کارکردگرایی- ساختاری پارسونز، تئوری رابرت­کی­مرتن، تئوری ویلیام­گود، شلسکی، گرانسهایم، تامپسون، گیدنز و تئوری­ماکس هورکهایمر استفاده شده است. روش پژوهش از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق، جوانان ازدواج ­کرده بالای 30 سال (بین 30 تا 39 سال­) شهر بناب است که تعدادشان (966) نفر می­باشد، با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه به دست آمده از جامعه آماری (197) نفر می­باشد و روش نمونه­گیری به صورت نمونه­گیری تصادفی سیستماتیک بوده است. نتایج به دست آمده از تحقیق حاکی از آن است که بین میزان تمایل به ادامه تحصیل، میزان مشکل ­پسندی جوانان، میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر، میزان احساس مشکل اشتغال جوانان پسر و میزان تمایل به داشتن زندگی مجردی با دیررسی ازدواج جوانان رابطه معناداری وجود داشته است. رابطه متغیرهای پایگاه اقتصادی-اجتماعی، میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر و سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده با دیررسی ازدواج جوانان معنادار نبوده است.

واژگان کلیدی: دیررسی ازدواج، خانواده، جوانان، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و ادامه تحصیل.

 

مقدمه

ازدواج به عنوان یکی از رویدادهای مهم و حیاتی در زندگی روزمره افراد جامعه می­باشد و از جنبه­های مختلف می­توان آن را مورد بررسی قرارداد. یکی از زوایا سن شروع و به اصطلاح واردشدن به سن ازدواج است. ازدواج علاوه ­برپاسخگویی به نیازهای جنسیتی و عاطفی­فرد، نیازهای اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی او را نیز تنظیم می­کند و به خاطر اهمیت و تاثیری که دارد، به عنوان هنجاری پذیرفته شده درتمامی کشورهای دنیا به حساب می­آید، به لحاظ اجتماعی وفرهنگی بی­توجهی والدین نسبت به ازدواج امری ناپسند به شمار می­آید، چرا که بقاء خانواده درگرو بقاء و سامان­دهی ازدواج است(آزاد ارمکی­، 1386: 99)، در سال­های اخیر پدیده ازدواج که منشاء وقوع ولادت و باروری و به عنوان عامل بسیار موثر بر ساخت سنی و جنسی، جمعیت و افزایش آن محسوب می­شود، در کشور دستخوش تحولات قابل توجهی شده است. ازدیاد جمعیت دختر و پسر واقع در مدار ازدواج که بیش از 1/3 درصد جمعیت کشور را تشکیل داده­اند و حاصل افزایش شدید موالید دهه 60 می­باشند از یک سو و از سوی دیگر بازتاب تحولات واقع شده در حوزه­های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نظیر افزایش شهرنشینی و باسوادی و به­ ویژه تحصیلات زنان و تمایل به کسب درآمد و شغل مناسب در قبل از ازدواج که از نشانه­های حرکت جامعه به سوی مدرنیزه شدن می­باشد. افزایش سن ازدواج در کشور برای دولت مردان و جامعه محققین نگران ­کننده گردیده است­(کاظمی­پور، 1384: 107). امروزه وقتی مسئله ازدواج در خانواده­ها و در میان جوانان مطرح می­شود غالباً به جای این­که به ضرورت این امر بیندیشند، تصوری مبهم در واقع کوهی از مشکلات و موانع در مقابل دیدگان­شان مجسم می­گردد. مهریه سنگین و مخارج هنگفت خرید طلا و جواهر، هدایا و لباس گوناگون، هزینه­های هنگفت جشن­های عقد و عروسی و هزینه اجاره، رهن یا خرید، بارداری، فقدان شغل و ده­ها مسئله دیگر خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی مسئله ازدواج جوانان را به تاخیر می­اندازد(اسکندری چراتی، 1387: 11). ازدواج پیمان مقدسی است که در میان تمام اقوام و ملل در تمامی زمان­ها و مکان­ها وجود داشته است، ازدواج سر آغاز تشکیل خانواده است و خانواده یکی از قدیمی­ترین نهاد اجتماعی است­که تاریخی به قدمت حیات انسان دارد­(گیدنز، 1388: 17)، در واقع میل به ازدواج از اصلی­ترین و مهم­ترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است و چه بسا دختران و پسران که امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می­جستند حالا آن را پیشرو دارند و در صدد بهره­برداری صحیح و دلپسند از زندگی می­باشند، با این تفاوت که خانواده­های امروزی در مسیر تحولات­شان با دو تحول عمده ساختاری و کارکردی در این زمینه درگیر شده­اند، تحول ساختاری براین مبنا که حوزه ساختاربندی قدرت درخانواده را تعیین می­کند و حوزه کارکردی به وظایفی که خانواده درطول حیات خود برعهده داشته است اشاره می­کند، در راستای این تحولات است که جامعه­شناسان مسیر تحولات خانواده را از خانواده­های «گسترده» به «هسته­ای» شناسایی کرده­اند، با این نگاه به خانواده و آسیب­شناسی تحولات آن می­توان مسئله تاخیر سنی ازدواج را در میان جوانان به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا که آن­ چه درجامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده هسته­ای و در برخی مناطق در مرحله گذار از این وضعیت می­باشد، با این توضیح مسئله تاخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش طلاق و ... را می­توان در نوع ساختار و کارکرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته­ای تشریح نمود. چرا که نگاهی به گذشته خانواده­های گسترده در ایران بیانگر آن است که زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تکیه بر ازدواج­های درون ­همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است، ولی امروزه در خانواده­های هسته­ای با تاخیر سنی ازدواج، تکرار و افزایش طلاق و تکیه بر ازدواج­های برون­ همسری مواجه هستیم، آمارهای موجود نشان می­دهد که میانگین سن ازدواج در ایران با تحولات عمده­ای رو به رو شده است، بر این اساس سن ازدواج زنان بین سال­های (1381-1345) با افزایش تدریجی همراه بوده است و این افزایش در یکی دو دهه اخیر شتاب بیشتری داشته است، به طوری که در سال 1381 بیش از 1/4 درصد دختران 29-25 ساله هنوز ازدواج نکرده بودند، هم­چنین سن ازدواج زنان در ایران طی سال­های سرشماری (1381- 1345) به تدریج افزایش یافته و از 4/18 به 2/23 درصد رسیده درصورتی­که سن متوسط ازدواج مردان فقط از 8/25 به 9/25 سال رسیده است­(کاظمی­پور، 1384: 106). تاخیر در سن ازدواج می­تواند تبعات اجتماعی زیادی به همراه داشته باشد، ازجمله آسیب­ها و مضرات دیر ازدواج کردن می­توان به عدم مسئولیت­پذیری و بی­توجهی به آن در سایر زمینه­های زندگی، گرایش به ارتباطات غیر­متعارف دختر و پسر، هدر رفتن سنین جوانی و طراوت، بدخلقی در زندگی به دلیل عدم ­ارضای نیازهای فرد، دل نگرانی والدین از دیر ازدواج کردن فرزندان، افسردگی و اختلالات جنسی، پناه بردن به مواد مخدر و بسیاری از آسیب­های دیگر اشاره نمود، در شهر بناب نیز بر اساس آمارهای به دست آمده در سال­های 1390­، 1391 و 1392 آمار ازدواج­های بالای 30 سال به ترتیب از 31/16، 78/17، 46/19 درصد بوده است(سازمان ثبت احوال شهر بناب)، که این خود نشان ­دهنده افزایش سن ازدواج­های بالای 30 سال دراین شهر بوده است، لذا تحقیق حاضر در صدد بررسی این سوال بوده است که عوامل اجتماعی مرتبط با ازدواج دیر­رس (مورد مطالعه جوانان بالای 30 سال شهر بناب) کدامند؟

 

اهداف تحقیق

- مطالعه جامعه­شناختی عوامل مرتبط با ازدواج دیررس مورد مطالعه جوانان ازدواج ­کرده بالای 30 سال شهر بناب     

 - تعیین تفاوت بین نوع پایگاه اقتصادی– اجتماعی خانواده و دیررسی ازدواج جوانان

- تعیین رابطه بین میزان تمایل به ادامه تحصیل و دیررسی ازدواج جوانان

- تعیین رابطه بین میزان مشکل­ پسندی جوانان و دیررسی ازدواج­شان

 - تعیین رابطه بین میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر و دیررسی ازدواج آنان

 - تعیین رابطه بین میزان احساس مشکل اشتغال جوانان پسر و دیررسی ازدواج آنان

 - تعیین رابطه بین میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر و دیررسی ازدواج آنان

- تعیین رابطه بین میزان تمایل به زندگی مجردی و دیررسی ازدواج جوانان

 - تعیین رابطه بین میزان سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده و دیررسی ازدواج­شان.

 

چارچوب نظری

ازدواج به عنوان یک متغیر وابسته توسط صاحب­نظران مختلف اقتصادی و اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، از دیدگاه جامعه­شناسی ازدواج یک قرارداد اجتماعی و ضامن بقاء نسل انسان است و آرامش و امنیت در یک جامعه نتیجه ازدواج سالم و محیط آرام بخش خانواده است. سن ازدواج در یک جامعه تا حدودی نشان ­دهنده شیوه سازمان­دهی زندگی خانوادگی و هم­چنین بیانگر فرصت­هایی است که زنان و مردان جوان در زمان ازدواج از آن برخوردار هستند. ازدواج دیر­رس به نوبه خود می­تواند عوارض و پیامدهای جدی برای جوانان به همراه داشته باشد، از جمله این عوارض و آسیب­ها مثل عدم مسئولیت­پذیری، گرایش به ارتباطات غیر­متعارف دختر و پسر، هدر رفتن سنین جوانی و طراوت، بدخلقی در زندگی به دلیل عدم­ارضای نیاز­های فردی، دل نگرانی والدین از دیر ازدواج کردن فرزندان، افسردگی، اختلالات جنسی، پناه بردن به مواد مخدر و ... را می­توان اشاره نمود.   

در مدل کارکردگرایی ساختاری پارسونز چهار خرده نظام فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نظام یافته است که در ارتباط با یکدیگر هستند و به این ترتیب عهده­دار کارکرد حفظ و تداوم الگوها، نیل به اهداف، انطباق با شرایط محیطی، ایجاد یگانگی و انسجام اجتماعی می­باشند. البته این مدل انتزاعی بوده و در همه سطوح کلان، میانه و حتی گروه­های کوچک قابلیت تعمیم دارد و در هر خرده نظام نیز می­توان این چهار کارکرد را جست و جو کرد(صدیقی، 1374). این مدل کارکردگرایی پارسونز برای متغیر نوع پایگاه اقتصادی-اجتماعی اخذ شده است به همراه تئوری تورم رکودی که به عنوان یک نحله فکری در جامعه­شناسی معتقد است که در دوره­های رواج و رونق اقتصادی مردم بیشتر ازدواج می­کنند و در دوره­های بحران و رکود اقتصادی ازدواج­ها به تاخیر می­افتند و یا اصلاً منفی می­شوند، در این دیدگاه از میان ابعاد عمده ازدواج تنها به یکی ازاین موانع که وجه اقتصادی آن می­باشد پرداخته و به مسئله ازدواج تنها ازیک زاویه می­نگرد و آن از زاویه وضعیت اقتصادی­است(مجد­الدین، 1386)، از تئوری­های بی­سازمانی اجتماعی رابرت­کی مرتن و امیل دورکیم برای متغیر میزان مشکل­ پسندی جوانان استفاده شده است که بر اساس این تئوری­ها درتحلیل مسائل اجتماعی ازدواج زمانی رخ می­دهدکه جامعه بتواند اهداف مشخص فرهنگی و راه­های وصول به آن­ها را مشخص نماید تا جامعه درحالتی متعادل و منسجم حفظ شود و تداوم یابد، بر اساس این رهیافت هر­گاه وسایل و اهداف در یک گروه اجتماعی و یا به طور کلی­تر در ساختار جامعه، هماهنگ باشند جامعه دچار مشکل نخواهد بود ولی چنان­چه اهداف و وسایل با ساختار جامعه مغایرت و عدم هماهنگی را داشته باشد جامعه دچار مشکل خواهد بود(مجد­فر، 1383). امیل دورکیم­(1916-1858) در کتاب تقسیم کار اجتماعی ضمن اشاره به انتقال انسجام از مکانیکی به ارگانیکی، آثار آن را به صورت بروز بی­هنجاری، اختلال و نا­بسامانی در روابط، قواعد و ارزش­های اجتماعی بررسی می­­کند، به عقیده وی با گذر به جامعه ارگانیکی وجدان ­جمعی ضعیف می­شود، فردیت افراد رشد می­یابد و اختلال و
 نا­بسامانی در قواعد و ارزش­ها شایع می­گردد، از تئوری مدرنیزاسیون ویلیام گود و هم­چنین از تئوری­های شلسکی، گرانسهایم و تامپسون برای متغیر­های میزان تمایل به ادامه تحصیل، میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر، میزان تمایل به زندگی مجردی و میزان مشکل اشتغال جوانان پسر استفاده شده است، بر اساس تئوری مدرنیزاسیون ویلیام گود دگرگونی­های به وجود آمده در خانواده را نتیجه اجتناب­ناپذیر دگرگونی­های ساختاری (جامعه­) و دگرگونی­های ایدئولوژیکی می­داند به عقیده وی زمانی که دگرگونی­های ساختاری در سطح کلان (دگرگونی­هایی مانند: شهرنشینی، صنعتی ­شدن، آموزش همگانی و ...) و دگرگونی­های ایدئولوژیکی نیز در سطح کلان رخ می­دهد، سازمان­های سطوح خرد (خانواده) نیز اجباراً باید خود را با این دگرگونی سطح کلان انطباق دهند(اعزازی، 1387: 17)، از مهم­ترین شاخص­های مدرنیزاسیون می­توان به گسترش فرصت­های تحصیلی، تغییرات وسیع در نیروی­کار و فعالیت­های شغلی، اشتغال زنان و شهرنشینی اشاره کرد­(محمودیان، 1383). نظر شلسکی مبنی بر این است که با کار کردن زن در بیرون از خانه امنیت و موجودیت خانواده که به وجود آورنده و زیر­بنای معنوی رفتار است، به خطر افتاده و سبب نابسامانی­هایی در روابط اجتماعی در درون خانواده می­گردد. الیزابت بک گرانسهایم نیز اشاره جالبی به خانواده دارد، او با اشاره به نظریه­های کارکردگرایان که در آن تقسیم نقش میان زن و مرد به صورت مرد شاغل، زن خانه­دار است، می­گوید، در الگوی ایده­آل خانواده کارکردگرایان کلیه اعضاء خانواده حداقل توقع را از پدر- شوهر دارند و سعی در فراهم کردن آسایش و رفاه و به نوعی محافظت او در برابر مشکلات جهان خارج دارند، تا پدر- شوهر از مشکلات اجتماعی فارغ گشته و در محیط خانواده امکان شکوفایی و ثبات شخصیت خود را به دست آورد از دید گرانسهایم این ترکیب اصلاً خانواده نیست، بلکه نوعی خاص از «زندگی مجردی» است، این مدل زندگی مرد مجردی است که زن و فرزند هم دارد. ادوارد تامپسون در کتاب «ایجاد طبقه کارگر انگلیسی­» با لحنی شورانگیز به توصیف آثار انقلاب صنعتی می­پردازد و معتقد است «هر مرحله در تفکیک تکامل تخصص صنعتی ضربه­ای را نیز بر اقتصاد خانواده وارد می­ساخت و روابط متداول بین مرد و زن و والدین و فرزندان را مختل می­کرد و شکافی بارز را بین «کار» و «زندگی» پدید می­آورد. یک ­صد سال کامل طول کشید تا عوایدی از این تفکیک به شکل ابزار صرفه­جویی کار در منزل [یعنی وسایل مدرن خانه­داری­] نصیب زنی شود که خارج از خانه شاغل بود، در طول این دوره زنگ کارخانه­ها هر بامداد خانواده را با خشونت از هم می­پاشید­(سگالین، 1370: 89). برای متغیر میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر هم از تئوری نوگرایی، ریسک و مخاطره گیدنز استفاده شده است. گیدنز در تئوری خود معتقد است که عنصر اساسی دیگر ریسک اعتماد است، از نظر گیدنز ما در دنیایی زندگی می­کنیم که لبریز از ریسک­هاست، در جامعه سنتی از نظر گیدنز، ریسک وجود ندارد بلکه در دنیای مدرن ریسک وجود دارد مثل ازدواج که درجوامع سنتی از پیش انتخاب شده است و ریسک­کمتری وجود دارد، در دنیای پر از ریسک امروزی و مدرنیته انسان­ها با بی­نهایت انسان دیگر مواجه می­شوند، پس ریسک بیشتری وجود دارد، در دنیای پر از ریسک باید اعتماد کرد­(گیدنز، 1388)، پس بنابراین یکی از مهم­ترین آفت­های اجتماعی که هر جامعه­ای را با مشکل جدی مواجه می­سازد فقدان اعتماد میان اعضای جامعه یا به اصطلاح بی­اعتمادی است. گسترش بی­اعتمادی و دو رویی در روابط اجتماعی و گسترش انواع انحرافات اخلاقی در سطح جامعه به نهاد خانواده و مناسبات انسانی نیز تسری یافته و اساساً کیفیت ارتباط با دیگران را دچار شک و تزلزل کرده است­(گیدنز، 1388). برای متغیر سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده هم از تئوری مکتب فرانکفورت (ماکس هورکهایمر) می­توان استفاده کرد، ایشان در مقاله­ای مشهور با نام خانواده و اقتدار در دوران معاصر به خصوص بر روی روش­های اقتداری پدر خانواده تاکید کرده و با توجه به پیشینه تاریخی اقتدار، وجود آن را در حال حاضر در خانواده مضر تشخیص داده و در مقاله خود می­نویسد، از میان تمام نهاد­های اجتماعی که فرد را برای قبول اقتدار (یا دیکتاتوری در سطح جامعه­) آماده می­سازد، خانواده در مقام اول قرار دارد­(اعزازی، 1387: 20)، لذا در پژوهش مذکور متغیر­های اجتماعی مرتبط باازدواج دیررس عبارت است­از: نوع پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده، میزان تمایل به ادامه تحصیل جوانان، میزان مشکل­ پسندی جوانان، میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یک­دیگر، میزان مشکل اشتغال جوانان پسر، میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر، میزان تمایل به زندگی مجردی و میزان سخت­گیری در ازدواج از سوی خانواده بر روی جوانان می­باشد. 

 

تحقیقات انجام یافته

کاظمی­پور­(1384) پژوهشی تحت عنوان تحول در سن ازدواج جوانان به­ ویژه دختران طی یک دهه اخیر دریافت­این تحولات باعث افزایش سن ازدواج دردختران 3/22 بوده است و 80 درصد از پاسخگویان مشکلات مالی و اقتصادی را مهم­ترین دلیل افزایش سن ازدواج پسران اعلام کرده­اند. وی با اشاره به تصور عمومی مبنی بر این­ که مشکلات اقتصادی و بیکاری مهم­ترین مانع ازدواج به موقع است افزود اگر این طور باشد جوانان بی­سواد و کم­سواد که مشکل بیشتری در یافتن شغل و حل مسائل اقتصادی دارند، اصلاً نباید ازدواج کنند در حالی که نتایج مطالعات نشان می­دهد که این افراد بسیار زودتر از سایرین ازدواج می­کنند، در واقع این موضوع ثابت می­کند که میزان تحصیلات با افزایش سن ازدواج رابطه مستقیم دارد به طوری که هر چه فرد تحصیلات بیشتری دارد، توقع بالاتری از اشتغال و سطح زندگی دارد، بنابراین دیرتر ازدواج می­کند(کاظمی­پور، 1384: 5). اسکندری چراتی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزاد­شهر پژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر تاخیر سن ازدواج با تاکید بر استان­گلستان در سال 1387 انجام داد. روش پژوهش وی اسنادی و پیمایشی و شیوه نمونه­گیری­اش خوشه­ای منطقه­ای و تصادفی ساده بود. جامعه آماری محقق در این پژوهش جوانان در سن ازدواج (35-18 سال) این شهر و جامعه نمونه 390 نفر بود که با فرمول کوکران انتخاب گردید. نتایج پژوهش وی نشان داد که بین متغیر­های ادامه تحصیل، بالا بودن انتظارات و سخت­گیری در انتخاب همسر، نداشتن شغل مناسب، فقرخانواده، موقعیت اجتماعی خانواده و وضع ظاهری با تاخیر در سن ازدواج جوانان رابطه معناداری وجود دارد.

آبدخت(1384) به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بین دختران شهر تهران پرداخت. محقق در این پژوهش با استفاده از روش علی-مقایسه­ای و با توسل به پرسشنامه در صدد رسیدن به اهداف تحقیق مبادرت ورزید. جامعه آماری محقق در این پژوهش دختران ازدواج­کرده و نکرده واقع در سنین 40-25 ساله شهر تهران و حجم نمونه 252 نفر بود و با روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای گردآوری شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که دختران ازدواج­ نکرده نسبت به دختران ازدواج ­کرده از تحصیلات بالاتری برخوردارند، به ­علاوه بیشترین شاغلین را دختران ازدواج­ نکرده تشکیل می­دادند تا دختران ازدواج­کرده، دختران ازدواج ­نکرده از پایگاه اجتماعی-اقتصادی بالاتری نسبت به دختران ازدواج ­کرده برخوردارند و بالاخره این­که دختران تحصیل ­کرده، تحصیلات و دختران ازدواج­ کرده سن را جزء معیارهای نخستین انتخاب همسر قراردادند. حسین­زاده­(1387) پژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل جامعه­شناختی موثر بر تاخیر در سن ازدواج جوانان برای اخذ مدرک کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی در شهرستان گرمسار انجام داد. چارچوب نظری محقق را دیدگاه­های کارکردگرایی تشکیل می­دهند، بر اساس تئوری­های مزبور فرضیاتی با اهداف شناخت زمینه­ها و عوامل­ گوناگون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج و میزان اهمیت هریک از عوامل فوق به آزمون گذاشته شد، در این پژوهش محقق به طور همزمان از روش­های اسنادی و روش پیمایش استفاده نمود، برای دقت در سنجش متغیر­ها سن ازدواج دو نسل (والدین و فرزندان آن­ها) مقایسه و سپس سن پیشنهادی والدین برای ازدواج فرزندان خود با سن واقعی ازدواج آن­ها مورد توجه قرار گرفت، نتایج پژوهش وی نشان داد که ارتباط معنی­داری بین وضعیت شغلی، میزان تحصیلات، وضعیت مسکن جوانان و میزان درآمد خانواده با تاخیر در سن ازدواج جوانان وجود دارد.                                     

پور­کتابی و غفاری­(1390) تحقیقی تحت عنوان علل افزایش سن ازدواج دختران در شهرهای مختلف ایران انجام دادند که در این تحقیق از روش پیمایشی استفاده شده است و جامعه آماری آن در دو گروه دختران مجرد و زنان متاهل 25 تا 44 ساله ساکن در مراکز شهری کشور با حجم نمونه بالغ­بر 1291 نفر می­باشد، شهر­های مورد نظر در این تحقیق 5 شهر تهران، ساری، خرم­آباد، مشهد و سنندج بوده است و نتایج به دست آمده حاکی از آن است­که دخترانی که دیر­تر ازدواج می­کنند، از تحصیلات بالاتری برخوردارند، نگرش فرا­مادی به ازدواج دارند و اعتقاد بیشتری دارند که با ازدواج، هزینه فرصت­های از دست­ رفته بیش از فرصت ازدواج است. شهروزی­(1386) پژوهشی تحت عنوان بررسی پیامد اجتماعی افزایش سن ازدواج دختران دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران انجام داد. محقق در این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و جامعه آماری که 218 نفر بود و با روش نمونه­گیری تصادفی ساده گردآوری شد، نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که بین سطح تحصیلات عالی، استقلال طلبی، فشار اجتماعی، روش انتخاب همسر و افزایش سن ازدواج دختران رابطه معنادار وجود دارد.

هیوول(­1944) پژوهشی تحت عنوان بررسی علل افزایش سن ازدواج انجام داد، وی در مورد علل افزایش سن ازدواج چنین اظهار می­کند، عوامل متعددی بر زمان ازدواج موثر هستند، یکی از مهم­ترین عوامل موثر، تحصیلات عالی زنان است، که با تاخیر ازدواج همبستگی نشان می­دهد، دومین عامل اشتغال زنان می­باشد، از عوامل دیگر، دشواری دسترسی به زوج مناسب است که در اثر پدیده­ای به نام عدم تعادل جنسی در هنگام ازدواج ناشی می­شود و عامل دیگر، میزان آزادی در انتخاب همسر می­باشد. ازدواج­های ترتیب داده شده نسبت به ازدواج­های آزاد در سنین پایین­تری اتفاق می­افتد، در ممالک غربی، تقریباً افراد آزادی کاملی در انتخاب شریک زندگی­شان دارند، در کشورهای در حال توسعه، ازدواج­های ترتیب داده شده در سیستم­های خانواده هسته­ای احتمالاً کمتر از سیستم­های خانواده گسترده است، این چنین ازدواج­ها (­ترتیب داده شده) مسئولیت بزرگی برای خانواده محسوب می­شود و توسط والدین یا خویشان یا دایه­ها صورت می­گیرد­(هیوول، 1388: 78). جین پل ساردن برای نشان دادن تفاوت­های الگوی ازدواج اروپای شرقی و غربی وضعیت زناشویی را در 21 کشور اروپایی با استفاده از تحلیل نسلی و خوشه­ای بررسی نمود، یافته­های پژوهشی وی نشان داد که در دو دهه اخیر ازدواج در اروپای شرقی زودرس بوده و عمومیت بیشتری داشته است، اما در اروپای غربی کاملاً برعکس بوده و حتی نسبت بالایی از افراد هرگز ازدواج ­نکرده دیده می­شود که تمایل به زندگی مجردی را دارند علاوه ­بر این ساردن دریافت که میانگین سن در اولین ازدواج برای مردان و زنان اروپای شرقی به ترتیب 1/25 و 1/­22 بوده، در حالی که ارقام مشابه در اروپای غربی 2/27 و 8/24 بوده است­(حسین­زاده­، 1387: 44).
دوبل سی گلینل خاطر­نشان می­سازد که در رژیم استبدادی فرانسه قبل از سال 1789 «هر چه سطح زندگی پایین­تر بود، سن ازدواج دختر عقب­تر می­رفت، ولی در سن ازدواج مردان تاثیری نداشت، از طرف دیگر بحران و بدی محصول­، در طبقات فقیر از دو حالت خارج نبود، یا دخترها خیلی زود ازدواج می­کردند و یا اصلاً ازدواج نمی­کردند، وی نتیجه می­گیرد که وقتی سطح زندگی اقتصادی و اجتماعی پایین بیاید روز به روز تعداد زن­هایی که از شوهرشان مسن­تر هستند، بیشتر می­شود، در بعضی از روستاها عروس، کوچک­تر از30 الی 35 بود بر عکس طبقه اعیان و اشراف نگران سن ازدواج فرزندان نیستند­(گلینل­، 1789: 142). سوزان فرگوسن در تحقیق خود عنوان چالش ازدواج سنتی که تعدادی از زنان آمریکایی، چینی و ژاپنی ازدواج ­نکرده (مجرد) را بررسی کرده، به این نتیجه رسیده است که چگونگی زناشویی والدین، موقعیت این زنان به عنوان دختر بزرگ خانواده و یا تنها دختر، اهداف تحصیلی و فقدان خواستگار مناسب از جمله عواملی است که بر عدم تمایل آن­ها به ازدواج تاثیر گذاشته است. به گفته فرگوسن بر اساس تحقیقات محققینی مانند: گرسون، گولدشر و ویت دوعامل در تاخیر زمان ازدواج و عدم ­ازدواج زنان تاثیر بسیار داشته است. این دوعامل عبارت است از: تلاش برای تحصیلات بالا و شغل مناسب­(فرهمند بیگی، 1387).

فرضیه­ها

1. بین نوع پایگاه اقتصادی - اجتماعی خانواده و دیررسی ازدواج جوانان تفاوت وجود دارد.

2. بین میزان تمایل به ادامه تحصیل و دیررسی ازدواج جوانان رابطه وجود دارد.

3. بین میزان مشکل ­پسندی جوانان و دیررسی ازدواج­شان رابطه وجود دارد.

4. بین میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر و دیررسی ازدواج آنان رابطه وجود دارد.

5. بین میزان احساس مشکل اشتغال جوانان پسر و دیررسی ازدواج آنان رابطه وجود دارد.

6. بین میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر و دیررسی ازدواج آنان رابطه وجود دارد.

7. بین میزان تمایل به زندگی مجردی و دیررسی ازدواج جوانان رابطه وجود دارد.

8. بین میزان سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده و دیررسی ازدواج­شان رابطه وجود دارد.

 

متغیرهای تحقیق

الف) متغیرهای پیش­بین (x) مستقل شامل: نوع پایگاه اقتصادی-اجتماعی، میزان تمایل به ادامه تحصیل، میزان مشکل ­پسندی جوانان، میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر، میزان مشکل اشتغال جوانان پسر، میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر، میزان تمایل به زندگی مجردی و میزان سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده می­باشند.

ب) متغیر ملاک (y) وابسته شامل: دیررسی ازدواج جوانان بالای 30 سال شهر بناب می­باشد.

خانواده: گروهی از افراد (دو یا بیشتر) که میان آن­ها روابط خویشاوندی برقرار است و در مکانی واحد زیست می­کنند(مجدفر، 1383: 229).

ازدواج: عملی است که پیوند بین دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایایی جنسی، موجب می­شود (ساروخانی، 1385: 25).

 

تعریف مفهومی دیررسی ازدواج

عبارت است از: میزان عقب افتاد سن مطلوب ازدواج جوانان در جامعه بر­حسب متغیرهای کمی سال­ها و یا متغیر­های­ کیفی­(اسکندری چراتی، 1387: 12). ازدواجی که دیرتر از سن مناسبی که در هر جامعه برای ازدواج تعیین کرده است صورت می­گیرد(عمید، 1374: 1463).

منظور از ازدواج­های دیر­رس در این تحقیق، ازدواج­های بالای 30 سال می­باشد که در این­جا برای سنجش آن از افراد، سوال شده است­که سن ازدواج خود را ذکر کنند، لازم به توضیح است­که تمام نمونه­های انتخاب شده پاسخگویانی بوده است که سن ازدواج­شان بالای 30 سال می­باشد چون ما قبلاً از سازمان بهداشت مرکزی شهر بناب مشخصات کامل آنان را گرفته و به سراغ­شان رفتیم و جامعه آماری ما متشکل از افرادی است که سن ازدواج آن­ها در گروه سنی 39-30 سالگی قرار داشته­اند، لذا در این تحقیق برای سنجش میزان دیررسی ازدواج از پاسخگویان سن ازدواج­شان پرسیده شده است.

 

تعریف مفهومی پایگاه اقتصادی- اجتماعی

ارزش و اعتباری است که گروه یا جامعه برای نقش اقتصادی-اجتماعی قائل است(مجدفر، 1383: 296).

برای سنجش این متغیر از سوال­های زیر استفاده شده است: میزان تحصیلات خود پاسخگو، همسر و والدین­شان، میزان درآمد خانواده خود پاسخگو و شغل پاسخگو، همسر و والدین­شان مد­نظر قرار گرفته است. دراین تحقیق سعی شده است­که سوالاتی در مورد میزان علاقه­مندی به ادامه تحصیل از پاسخگویان قبل از ازدواج­شان پرسیده شود، نظیر: قبل از ازدواج تا چه اندازه تمایل به ادامه تحصیل داشتید و ... مد­نظر قرار گرفته است.

 

تعریف مفهومی میزان مشکل­پسندی جوانان

میزان مشکل ­پسندی جوانان درانتخاب همسر، به میزان سخت­گیری­هایی­که جوانان درانتخاب همسر دارند را دربر­می­گیرد.

این متغیر با گویه­هایی نظیر: آراستگی، زیبایی ظاهر و خوش­اندام بودن همسر، سن مناسب همسر، داشتن اعتقادات مذهبی و رعایت حجاب، داشتن شغل مناسب و درآمد بالای همسر مدنظر قرار می­گیرد.

 

تعریف مفهومی میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر

به میزان داشتن اعتماد یا اطمینان به کسی یا چیزی اطلاق می­شود­(سیف­، 1391)، در این تحقیق میزان اعتماد جوانان مجرد دختر و پسر به یکدیگر مد­نظر قرار می­گیرد.

در این تحقیق متغیر میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر با گویه­هایی نظیر: قبل از ازدواج تا چه اندازه نسبت به خواستگار خود (پاسخگویان زن) و یا گزینه مورد نظر برای ازدواج (پاسخگویان مرد) اعتماد داشتید، قبل از ازدواج تا چه اندازه پدر و مادرتان اجازه برقراری ارتباط با فرد مورد نظرتان را به منظور آشنایی بیشتر می­دادند، قبل از ازدواج تا چه اندازه والدین­تان اجازه رفت و آمد خانوادگی برای برقراری ارتباط بیشتر با همدیگر را می­دادند و قبل از ازدواج تا چه اندازه همسر فعلیتان با رفتارهایش اعتمادتان را بیشتر به خودش جلب می­کرد، مد­نظر قرار می­گیرد.

 

تعریف مفهومی مشکل اشتغال جوانان پسر

داشتن مشکل در پیدا کردن شغل مناسب در­خور شان و منزلت خود فرد.

در این تحقیق مشکل اشتغال جوانان پسر با گویه­هایی مثل: به نظر شما پیدا کردن شغل برای ازدواج جوانان تا چه اندازه ضرورت دارد، قبل از ازدواج تا چه حد تمایل به یافتن شغل ثابت داشتید و تا چه اندازه قبل از پیدا کردن شغل مناسب حاضر به پذیرفتن ازدواج بودید، پرسیده شده است.

 

تعریف مفهومی میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر

به میزان میل، علاقه و رغبتی­ که جوانان دختر برای داشتن شغل دارند را میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر می­گوییم.

در این تحقیق میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر با گویه­هایی مثل: به نظر شما پیدا کردن شغل برای ازدواج جوانان تا چه اندازه ضرورت دارد، قبل از ازدواج تا چه حد تمایل به یافتن شغل ثابت داشتید و تا چه اندازه قبل از پیدا کردن شغل مناسب حاضر به پذیرفتن ازدواج بودید، پرسیده شده است.

 

تعریف مفهومی میزان تمایل به زندگی مجردی

جوانانی که تمایل به داشتن زندگی مجردی و تنها زیستن دارند.

در این تحقیق متغیر میزان تمایل به زندگی مجردی با گویه­هایی نظیر: به نظر من جوانان قبل از ازدواج باید زندگی مجردی را تجربه کنند تا به پختگی برسند، امروزه اغلب جوانان قبل از قبول مسئولیت خانوادگی تمایل به زندگی مجردی دارند و در پیش گرفتن زندگی مجردی و ازدواج در سن بالا باعث می­شود که خانواده­ها استحکام بیشتری پیدا کنند، مد­نظر قرار می­گیرد.

 

تعریف مفهومی میزان سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده

سخت­گیری­هایی که از سوی خانواده مخصوصاً والدین در انتخاب همسر برای جوانان صورت می­گیرد را سخت­گیری در ازدواج جوانان می­گوییم­.

در این تحقیق میزان سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده با گویه­هایی نظیر: برخی معتقدند در انتخاب همسر درآمد و وضعیت اقتصادی همسر و خانواده او از ملاک­های درجه اول است، به نظرم خانواده­ها لازم است نسبت به مسئولیت­پذیری همسر اهمیت بیشتری بدهند، به نظرم خانواده­ها لازم­است نسبت به خلق ­و خوی و اخلاقیات همسر بهای بیشتری بدهند و به نظرم خانواده­ها باید به داشتن شغل بهتر و تحصیلات بالای همسر اهمیت بیشتری بدهند مد­نظر قرار می­گیرد.

 

 

 

جامعه آماری

جامعه آماری تحقیق حاضر را جوانان ازدواج­ کرده بین 30 تا 39 سال تشکیل می­دهد­که در سال­های (90، 91 و 92) در شهر بناب ازدواج کرده­اند و تعداد آنان 966 نفر می­باشد که البته این رقم یک رقم خام بوده است که ما ازدواج­های مجدد را کنار گذاشته و فقط جوانانی را مورد بررسی قرار دادیم­که برای اولین بار دراین سال­ها ازدواج می­کردند. برای به دست آوردن حجم نمونه متناسب با جامعه آماری این پژوهش از فرمول کوکران استفاده شد، دراین تحقیق بر اساس نمونه­گیری تصافی سیستماتیک ابتدا جامعه آماری را بر حجم نمونه تقسیم می­کنیم تا میزان فاصله نمونه­گیری انتخاب نمونه­ها به دست بیاید در این­ جا جامعه آماری (966) نفر تقسیم بر تعداد حجم نمونه (197) نفر که حدود (5) می­آید، سپس با انتخاب عدد تصادفی (به قید قرعه) از اعداد زیر 10 عدد به فرض عدد 5 انتخاب میشود بر اساس فاصله نمونه­گیری به ترتیب و به طور سیستماتیک (منظم) اعداد 5، 10، 15، 20 و ... را انتخاب و سپس به سراغ افرادی که قبلاً به ترتیب اعداد مشخص شده بود رفتیم و با توجه به این­ که در این تحقیق مشخصات دقیق (اعم از نام و نام­خانوادگی و آدرس دقیق محل سکونت) همه ازدواج کرده­ها بر اساس اطلاعات موجود در مرکز بهداشت شهر بناب به دست آمده بود توانستیم بعد از مشخص شدن نمونه­ها به سراغ آن­ها رفته و داده­های مورد نیاز را جمع­آوری کنیم.

 

اعتبار و پایایی

برای تعیین اعتبار از اعتبار صوری (نظرات اساتید محترم) استفاده شد و برای اندازه­گیری پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ استفاده شده است و جدول زیر میزان آلفای کرونباخ متغیرهای تحقیق را نشان می­دهد.   

 

جدول شماره (1): ضریب آلفای کرونباخ برای عوامل

موثر بر جامعه­شناسی ازدواج دیررس جوانان

متغیرها

میزان آلفای کرونباخ

ادامه تحصیل

917/0

مشکل­ پسندی

864/0

اعتماد جوانان

941/0

احساس مشکل اشتغال پسران

719/0

تمایل به اشتغال دختران

716/0

تمایل به زندگی مجردی

841/0

سخت­گیری در ازدواج از سوی والدین

905/0

 

با توجه به جدول شماره (1)، ضریب آلفای کرونباخ برای عوامل موثر بر جامعه­شناسی ازدواج دیررس جوانان به دست آمده است و چون این مقدارها بالاتر از حد قابل ­قبول یعنی 7/0 می­باشند، لذا این امر نشانگر پایایی مناسب متغیر­های مورد نظر می­باشد.

 

روش تحقیق

روش این تحقیق بنا به ماهیت و نوع موضوع توصیفی از نوع پیمایش می­باشد، این تحقیق از نظر زمانی مقطعی، از نظر دامنه پهنانگر، از نظر وسعت خرد و از نظر هدف کاربردی است.

با توجه به این ­که روش تحقیق ما به صورت پیمایشی بوده است اما از روش اسنادی هم غافل        نمانده­ایم، برای به دست آوردن آمارهای مربوط به سال­های 90، 91 و 92 از سازمان ثبت احوال شهر بناب مدد گرفتیم، سپس به سازمان بهداشت مرکزی بناب مراجعه کرده و مشخصات افرادی (نام، نام­خانوادگی، شماره تلفن، نشانی محل سکونت) که در طی این سه سال ازدواج کرده بودند در دفتر­های مخصوصی بایگانی شده بود را از آن­ جا گرفته و سپس به در خانه­شان رفتیم و پرسشنامه­ها را در اختیارشان قرار دادیم­.

 

ابزارهای اندازه­گیری

در این تحقیق برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که به دو صورت پرسش باز و سوالات بسته ­استفاده شد، که برای سنجش سوالات، از ارائه گویه­ها به شکل طیف لیکرت استفاده شد و هم­چنین برای پاسخگویان بی­سواد از مصاحبه استفاده شد.

 

یافته­های تحقیق

این تحقیق در صدد بررسی جامعه­شناختی عوامل مرتبط با ازدواج دیررس جوانان ازدواج­ کرده بالای 30 سال شهر بناب می­باشد. عوامل مرتبط با دیررسی ازدواج در این تحقیق شامل: نوع پایگاه اقتصادی-اجتماعی، میزان تمایل به ادامه تحصیل، میزان مشکل ­پسندی جوانان، میزان اعتماد جوانان نسبت به یک­دیگر، میزان اشتغال جوانان دختر و پسر، میزان تمایل به زندگی مجردی و میزان سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده می­باشد که ما در مدل تحقیق نیز این عوامل را به صورت مدل ترسیم نموده­ایم و سپس با توجه به داده­های حاصله با استفاده از روش پیمایش از طریق نمونه­گیری تصادفی سیستماتیک در طی سال­های 1390­، 1391 و 1392 پرداختیم و متاسفانه به دلیل آماده نبودن داده­های سال 1393 در سازمان ثبت احوال شهر بناب ما فقط توانستیم به داده­های این سه سال متوالی بسنده نماییم.

ازدواج به عنوان یک متغیر وابسته توسط صاحب­نظران مختلف اقتصادی و اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، از دیدگاه جامعه­شناسی ازدواج یک قرارداد اجتماعی و ضامن بقاء نسل انسان است و آرامش و امنیت در یک جامعه نتیجه ازدواج سالم و محیط آرام بخش خانواده است. سن ازدواج در یک جامعه تا حدودی نشان­دهنده شیوه سازمان­دهی زندگی خانوادگی و هم­چنین بیانگر فرصت­هایی است که زنان و مردان جوان در زمان ازدواج از آن برخوردار هستند. ازدواج دیر­رس به نوبه خود می­تواند عوارض و پیامدهای جدی برای جوانان به همراه داشته باشد، از جمله این عوارض و آسیب­ها مثل عدم مسئولیت­پذیری، گرایش به ارتباطات غیر­متعارف دختر و پسر، هدر رفتن سنین جوانی و طراوت، بدخلقی در زندگی به دلیل عدم­ارضای نیاز­های فردی، دل نگرانی والدین از دیر ازدواج کردن فرزندان، افسردگی، اختلالات جنسی، پناه بردن به مواد مخدر و ... را می­توان اشاره نمود، در مدل کارکردگرایی ساختاری پارسونز چهار خرده نظام فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نظام یافته است که در ارتباط با یکدیگر هستند و به این ترتیب عهده­دار کارکرد حفظ و تداوم الگوها، نیل به اهداف، انطباق با شرایط محیطی، ایجاد یگانگی و انسجام اجتماعی می­باشند، البته این مدل انتزاعی بوده و در همه سطوح کلان، میانه و حتی گروه­های کوچک قابلیت تعمیم دارد و در هر خرده نظام نیز می­توان این چهارکارکرد را جست و جو کرد­(صدیقی، 1374). این مدل کارکردگرایی پارسونز برای متغیر نوع پایگاه اقتصادی-اجتماعی اخذ شده است به همراه تئوری تورم رکودی که به عنوان یک نحله فکری درجامعه­شناسی معتقد است­که در دوره­های رواج و رونق اقتصادی مردم بیشتر ازدواج می­کنند و در دوره­های بحران و رکود اقتصادی ازدواج­ها به تاخیر می­افتند و یا اصلاً منفی می­شوند، وی به مساله ازدواج تنها از یک بعد اقتصادی نگاه می­کند­(مجدالدین، 1386). امیل دورکیم(­1858-1916) در کتاب تقسیم کار اجتماعی ضمن اشاره به انتقال انسجام از مکانیکی به ارگانیکی، آثار آن را به صورت بروز بی­هنجاری، اختلال و نا­بسامانی در روابط، قواعد و ارزش­های اجتماعی بررسی می­کند، به عقیده وی با گذر به جامعه ارگانیکی وجدان­جمعی ضعیف می­شود، فردیت افراد رشد می­یابد و اختلال و نا­بسامانی در قواعد و ارزش­ها شایع می­گردد. دورکیم معتقد است که خانواده گروه طبیعی نیست که به وسیله والدین بنا شده باشد، بلکه نهادی است اجتماعی که عوامل اجتماعی آن را به وجود آورده­اند، زیرا قاعده دورکیم بر این است که هر عمل اجتماعی را به وسیله عمل اجتماعی دیگر تبیین می­کند­(آزاد ارمکی، 1386).

یافته­های جمعیتی تحقیق حاضر نشان می­دهد که 9/57 درصد نمونه مورد مطالعه را مرد و 1/42 درصد نمونه مورد مطالعه را زن تشکیل می­دهد. از نظر سطح تحصیلات، تحصیلات خود پاسخگو: زیر دیپلم 2/12، دیپلم 7/46، فوق ­دیپلم 9/24، لیسانس 2/11، فوق­ لیسانس و بالاتر 1/5 می­باشد. تحصیلات همسر، زیردیپلم 2/14، دیپلم 2/44، فوق­دیپلم 9/25، لیسانس 7/10، فوق­لیسانس و بالاتر 1/5 می­باشد. تحصیلات پدر، زیر دیپلم 2/49، دیپلم 5/34، فوق­ دیپلم 2/13، لیسانس 3، فوق­لیسانس و بالاتر 0 می­باشد. تحصیلات مادر، زیر دیپلم 9/62، دیپلم 3/21، فوق­ دیپلم 7/15، لیسانس 0، فوق­لیسانس و بالاتر 0 می­باشد. منزلت شغلی خود پاسخگو: مشاغل سطح پایین 4/27، مشاغل سطح متوسط 6/41 و مشاغل سطح بالا 31 درصد می­باشد. منزلت شغلی همسر: مشاغل سطح پایین 5/33، مشاغل سطح متوسط 33 و مشاغل سطح بالا 5/33 درصد می­باشد. منزلت شغلی پدر: مشاغل سطح پایین 3/20، مشاغل سطح متوسط 6/41 و مشاغل سطح بالا 1/38 درصد می­باشد. منزات شغلی مادر: مشاغل سطح پایین 4/57، مشاغل سطح متوسط 5/34 و مشاغل سطح بالا 1/8 درصد می­باشد­. متوسط درآمد خانواده در ماه: خانواده­هایی با درآمد سطح پایین 1/41 درصد، درآمد سطح متوسط 7/43 درصد و درآمد سطح بالا 2/15 درصد می­باشد.

 

نتیجه­گیری

در تحقیق حاضر با توجه به چارچوب نظری و مدل تحلیلی تحقیق فرضیه استخراج شده است که جهت آزمون فرضیه­ها و نیز گزارش یافته­های جانبی تحقیق، از روش­های آماری متفاوتی نظیر آزمون تحلیل واریانس و آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است، بنابراین می­توان گفت:

- بین نوع پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده و دیررسی ازدواج جوانان تفاوت وجود دارد.

از آن­جا که سطح معنی­داری آزمون مربوطه برابر 098/0 می­باشد که بزرگ­تر از 05/0 است، بنابراین می­توان گفت که بین نوع پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده و دیررسی ازدواج جوانان تفاوت معناداری وجود ندارد، بر این اساس می­توان گفت که این نتایج با تحقیقات کاظمی­پور(1384)، آبدخت(1384)، حسین­زاده(1387)، دوبل سی گلینل(1389) و اسکندری چراتی(1387) همسو نمی­باشد.

- بین میزان تمایل به ادامه تحصیل و دیررسی ازدواج جوانان رابطه وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری که 002/0 بوده و این سطح از حداقل سطح معنی­داری 05/0 کوچک­تر بوده لذا می­توان گفت که بین میزان تمایل به ادامه تحصیل و دیررسی ازدواج جوانان رابطه معناداری وجود دارد و هم­چنین این نتایج با یافته­های کاظمی­پور(1384)، اسکندری چراتی(1387)، آبدخت(1384)، حسین­زاده(1387)، شهروزی­(1386)، هیوول(1988)، فرگوسن(2000) و پور­کتابی و غفاری همسو می­باشد.

- بین میزان مشکل ­پسندی جوانان و دیررسی ازدواج­شان رابطه وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری آزمون پیرسون که 033/0 بوده و این سطح از حداقل سطح معنی­داری 05/0 کوچک­تر می­باشد، پس بنابراین می­توان گفت­ که بین میزان مشکل­ پسندی جوانان و دیررسی ازدواج­شان رابطه معناداری وجود دارد و هم­چنین این نتایج با یافته­های اسکندری­چراتی(1387)، شهروزی ­(1386) و هیوول(1988) همسو می­باشد.

- بین میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یک­دیگر و دیررسی ازدواج آنان رابطه وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری آزمون پیرسون 700/0 بوده و این سطح از حداقل سطح معنی­داری 05/0 بزرگ­تر می­باشد، بنابرین می­توان گفت که بین میزان اعتماد جوانان مجرد نسبت به یکدیگر و دیررسی ازدواج آنان رابطه معنی­داری وجود ندارد و با توجه به تئوری نوگرایی آنتونی­گیدنز یکی از مهم­ترین آفت­های اجتماعی که هر جامعه­ای را با مشکل جدی مواجه می­سازد فقدان اعتماد میان اعضای جامعه یا به اصطلاح بی­اعتمادی است. گسترش بی­اعتمادی و دورویی در روابط اجتماعی و گسترش انواع انحرافات اخلاقی در سطح جامعه به نهاد خانواده و مناسبات انسانی نیز تسری یافته و اساساً کیفیت ارتباط با دیگران را دچار شک و تزلزل کرده است­(گیدنز، 1388).

- بین میزان احساس مشکل اشتغال جوانان پسر و دیررسی ازدواج آنان رابطه وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری آزمون پیرسون 008/0 بوده و این سطح از حداقل سطح معنی­داری 05/0 کوچک­تر می­باشد پس بنابراین می­توان گفت­که بین میزان احساس مشکل اشتغال­جوانان پسر و دیررسی ازدواج­شان رابطه معناداری وجود دارد و هم­چنین این نتایج با یافته­های کاظمی­پور(1384)، اسکندری چراتی(1387) و حسین­زاده(1387)، هم­سو می­باشد.

- بین میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر و دیررسی ازدواج آنان رابطه وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری آزمون پیرسون 026/0 بوده و این سطح از حداقل سطح معنی­داری 05/0 کوچک­تر بوده است، پس بنابرین می­توان گفت بین میزان تمایل به اشتغال جوانان دختر و دیررسی ازدواج آنان رابطه معنی­داری وجود دارد و هم­چنین این نتایج با یافته­های کاظمی­پور(1384)، اسکندری چراتی(1387)، آبدخت(1384)، حسین­زاده(1387)، هیوول(1988) و فرگوسن(2000) همسو می­باشد.

- بین میزان تمایل به زندگی مجردی و دیررسی ازدواج جوانان رابطه وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری آزمون پیرسون 049/0 بوده و این سطح از حداقل سطح معنی­داری 05/0 کوچک­تر بوده است، پس بنابرین می­توان گفت بین میزان تمایل به زندگی مجردی و دیررسی ازدواج جوانان رابطه معنی­داری وجود دارد و هم­چنین این نتایج با یافته­های جین پل ساردن(1387) همسو می­باشد. بر اساس تئوری مدرنیزاسیون ویلیام گود دگرگونی­های به وجود آمده در خانواده را نتیجه اجتناب­ناپذیر دگرگونی­های ساختاری (جامعه­) و دگرگونی­های ایدئولوژیکی می­داند، به عقیده وی زمانی­که دگرگونی­های ساختاری درسطح کلان (دگرگونی­هایی مانند: شهرنشینی، صنعتی­ شدن، آموزش همگانی و ...) و دگرگونی­های ایدئولوژیکی نیز درسطح کلان رخ می­دهد، سازمان­های سطوح خرد (خانواده) نیز اجباراً باید خود را با این دگرگونی سطح کلان انطباق دهند­(اعزازی، 1387: 17). امیل دورکیم(­1916-1858) در کتاب تقسیم کار اجتماعی ضمن اشاره به انتقال انسجام از مکانیکی به ارگانیکی، آثار آن را به صورت بروز بی­هنجاری، اختلال و نا­بسامانی در روابط، قواعد و ارزش­های اجتماعی بررسی می­کند، به عقیده وی با گذر به جامعه ارگانیکی وجدان جمعی ضعیف می­شود، فردیت افراد رشد می­یابد و اختلال و نا­بسامانی در قواعد و ارزش­ها شایع می­گردد.

- بین میزان سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده و دیررسی ازدواج­شان رابطه وجود دارد.

با توجه به سطح معنی­داری آزمون پیرسون 499/0 بوده و این سطح از حداقل سطح معنی­داری 05/0 بزرگ­تر بوده است، پس بنابرین می­توان گفت بین میزان سخت­گیری در ازدواج جوانان از سوی خانواده و دیررسی ازدواج­شان رابطه معنی­داری وجود ندارد، در تئوری مکتب فرانکفورت، هورکهایمر در مقاله­ای مشهور با نام خانواده و اقتدار در دوران معاصر به خصوص بر روی روش­های اقتداری پدر خانواده تاکید کرده و با توجه به پیشینه تاریخی اقتدار، وجود آن را در حال حاضر در خانواده مضر تشخیص داده و در مقاله خود می­نویسد، از میان تمام نهاد­های اجتماعی که فرد را برای قبول اقتدار (یا دیکتاتوری در سطح جامعه) آماده می­سازد، خانواده در مقام اول قرار دارد­(اعزازی، 1387: 20).

 

پیشنهادها

با توجه به فرضیات مطرح شده در تحقیق و نتایج گرفته شده از آن­ها می­توان گفت­که در بین جوانان اعتماد به جنس مخالف کمتر شده، مخصوصاً در شهر بناب و این یکی از دلایل عقب­ افتادگی سن ازدواج در این شهر است که در این خصوص پیشنهاد می­گردد که:

1. با وجود بی­اعتمادی­هایی که در شهر بناب به جنس مخالف می­شود، باید زمینه­هایی مناسب و درست برای ایجاد اعتماد در بین جوانان فراهم گردد، به نوعی اعتماد­سازی صورت گیرد و در این خصوص هم خود آنتونی گیدنز می­گوید که در دنیای پر از ریسک باید اعتماد کرد.

2. رسانه­ها نیز در این خصوص (بی­اعتمادی جوانان نسبت به یکدیگر در مورد ازدواج) بیکار ننشینند و راهکارهای مناسبی را دراین زمینه به گوش مردم، مخصوصاً جوانان برسانند البته با دعوت از جامعه­شناسان، روان­شناسان و اساتید مرتبط با این موضوع.   

3. همه مسئولان و دست­ا­ندرکاران شهر بناب با به وجود آوردن فضای مناسب در دانشگاه­ها و ایجاد مراکز مشاورای خبره در خصوص اعتماد­سازی و هم­چنین با به وجود آوردن اعتماد به نفس (البته بعد از انجام تحقیقات در خصوص همسر مورد نظر) جوانان را در این امر مهم یاری نمایند.

4. با این ­که شبکه سلامت هر هفته یک برنامه در مورد ازدواج دارد امید است که رسانه­ها با تهیه فیلم­ها و سریال­ها و مستندهای آگاهی­دهنده به جوانان و خانواده­ها، آنان را در خصوص امر ازدواج در سنین مناسب ­کمک نمایند.

5. با انجام تحقیقات متعدد در مورد ازدواج دیررس و  هم­چنین در مورد اعتماد­سازی در بین جوانان (در خصوص انتخاب همسر) می­تواند کمکی برای همه جوانان به ­ویژه جوانان شهر بناب باشد.  

در خصوص فرضیات میزان احساس مشکل اشتغال جوانان (پسر) و میزان تمایل به داشتن شغل جوانان (دختر)، از آن­ جا که هر دو فرضیه تایید شده می­باشند با وجود این می­توان پیشنهاد کرد که:

6. درست است که داشتن شغل برای جوانان پسر الزامی است اما این ضرورت برای جوانان دختر وجود ندارد، پس بنابراین دختران نباید به خاطر این مساله (داشتن شغل) ازدواج خود را به تاخیر بیندازند.

7. مسئولان و دست­ا­ندرکاران شهر باید اشتغال­زایی بیشتری برای جوانان بنابی به وجود آورند تا مشکل اشتغال جوانان حل شود و آنان در سنین مناسب اقدام به ازدواج نمایند.

امید است که نتایج حاصل از این پژوهش بتواند راهکارهای مناسبی را در اختیار خانواده­ها، مسئولان، متولیان بخش فرهنگی و دولتمردان این شهر قرار دهد تا بتوانند با شناخت عوامل تاثیر­گذار بر این پدیده برنامه­ریزی­های مقتضی را در جهت داشتن شهری با سن ازدواج مناسب انجام دهند و ارزش­های جوانان را از ازدواج ­گریزی به سمت ازدواج­ گزینی سوق دهند.

 

منابع

آبدخت، ح. (1384). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بین دختران شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی.

آزاد ارمکی، ت. (1386). جامعه­شناسی خانواده ایرانی. تهران: انتشارات سمت.

اسکندری چراتی، آ. (1387). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر تاخیر سن ازدواج در ایران با تاکید بر استان گلستان. فصلنامه تخصصی جامعه­شناسی. دانشگاه آزاد آشتیان. سال چهارم، شماره سوم.

اعزازی، ش. (1387). جامعه­شناسی خانواده با تاکید بر نقش­، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

بودن، ر. (1370). تحرک اجتماعی. ترجمه: مومنکاشی. گناباد: نشر مرندیز.

حبیب­پورکتابی، ک؛ و دیگری. (1390). علل افزایش سن ازدواج دختران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

حسین­زاده، ر. (1387). بررسی عوامل جامعه­شناختی موثر در تاخیر ازدواج جوانان شهرستان گرمسار­. پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد گرمسار.

دوبلسی، گ. (1789). بررسی رژیم استبدادی فرانسه و سن ازدواج. پایان­نامه کارشناسی­ارشد.

ساروخانی، ب. (1385). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده. تهران: انتشارات سروش.

سگالین، م. (1370). جامعه­شناسی تاریخی خانواده. ترجمه: ح، الیاسی. تهران: نشر مرکز.

سیف، ع، ا. (1391). روان­شناسی پرورشی نوین. تهران: نشر دوران. 

شهروزی، ل. (1386). بررسی پیامد اجتماعی افزایش سن ازدواج دختران دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه تهران.

عمید، ح. (1374). فرهنگ لغت عمید. تهران: انتشارات امیرکبیر.

فرهمند بیگی، س. (1387). بررسی رفتارهای فردگرایانه و جمع­گرایانه به تفکیک جنس در تاخیر در ازدواج. پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد تهران مرکزی.

کاظمی­پور، ش. (1384). تحول در سن ازدواج جوانان به ویژه دختران طی یک دهه اخیر. پژوهش زنان. شماره سه.

گیدنز، آ. (1388). پیامدهای مدرنیته. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز.

گیدنز، آ. (1383). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

مجدالدین، ا. (1386). بررسی دلایل و اثرات افزایش سن ازدواج دختران روستایی در ایران. فصلنامه تخصصی جامعه­شناسی. دانشگاه آزاد آشتیان. سال دوم، شماره چهارم.

مجدفر، ف. (1383). جامعه­شناسی عمومی. تهران: انتشارات شعاع.

محمودیان، ح. (1383). سن ازدواج در حال فزایش، بررسی عوامل پشتیبان. مجله علوم اجتماعی. شماره24.

هیوول، م. (1388). بررسی علل افزایش سن ازدواج. ویژه­نامه علمی استانداری مازندران.

 

 



[1]. استادیار گروه اجتماعی دانشگاه پیام­ نور تهران – ایران (نویسنده مسئول).

[2]. گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز – ایران.

آبدخت، ح. (1384). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بین دختران شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی.

آزاد ارمکی، ت. (1386). جامعه­شناسی خانواده ایرانی. تهران: انتشارات سمت.

اسکندری چراتی، آ. (1387). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر تاخیر سن ازدواج در ایران با تاکید بر استان گلستان. فصلنامه تخصصی جامعه­شناسی. دانشگاه آزاد آشتیان. سال چهارم، شماره سوم.

اعزازی، ش. (1387). جامعه­شناسی خانواده با تاکید بر نقش­، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

بودن، ر. (1370). تحرک اجتماعی. ترجمه: مومنکاشی. گناباد: نشر مرندیز.

حبیب­پورکتابی، ک؛ و دیگری. (1390). علل افزایش سن ازدواج دختران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

حسین­زاده، ر. (1387). بررسی عوامل جامعه­شناختی موثر در تاخیر ازدواج جوانان شهرستان گرمسار­. پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد گرمسار.

دوبلسی، گ. (1789). بررسی رژیم استبدادی فرانسه و سن ازدواج. پایان­نامه کارشناسی­ارشد.

ساروخانی، ب. (1385). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده. تهران: انتشارات سروش.

سگالین، م. (1370). جامعه­شناسی تاریخی خانواده. ترجمه: ح، الیاسی. تهران: نشر مرکز.

سیف، ع، ا. (1391). روان­شناسی پرورشی نوین. تهران: نشر دوران. 

شهروزی، ل. (1386). بررسی پیامد اجتماعی افزایش سن ازدواج دختران دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه تهران.

عمید، ح. (1374). فرهنگ لغت عمید. تهران: انتشارات امیرکبیر.

فرهمند بیگی، س. (1387). بررسی رفتارهای فردگرایانه و جمع­گرایانه به تفکیک جنس در تاخیر در ازدواج. پایان­نامه کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد تهران مرکزی.

کاظمی­پور، ش. (1384). تحول در سن ازدواج جوانان به ویژه دختران طی یک دهه اخیر. پژوهش زنان. شماره سه.

گیدنز، آ. (1388). پیامدهای مدرنیته. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز.

گیدنز، آ. (1383). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

مجدالدین، ا. (1386). بررسی دلایل و اثرات افزایش سن ازدواج دختران روستایی در ایران. فصلنامه تخصصی جامعه­شناسی. دانشگاه آزاد آشتیان. سال دوم، شماره چهارم.

مجدفر، ف. (1383). جامعه­شناسی عمومی. تهران: انتشارات شعاع.

محمودیان، ح. (1383). سن ازدواج در حال فزایش، بررسی عوامل پشتیبان. مجله علوم اجتماعی. شماره24.

هیوول، م. (1388). بررسی