تحلیل رابطه استفاده از شبکه اجتماعی فیس‌بوک‌ با هویت جنسیتی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه تبریز- ایران.

2 عضو هیات علمی پژوهشی دانشگاه تبریز- ایران.

چکیده

انقلاب ارتباطات و جهانی­شدن درعصر حاضر تاثیرات شگرفی را در ابعاد گوناگون زندگی انسان­ها گذاشته است که از مهم­ترین آن­ها می­توان به تاثیرات اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی بر هویت­ها اشاره کرد. رسانه­های نوین و در رأس آن­ها شبکه جهانی اینترنت با دگرگونی در مفاهیم زمان و مکان، تغییر در اشکال نوین ارتباطی و ایجاد مراجع نوین هویت، موجب پیدایش ذهنیت­های ناپایدار و هویت­های تازه شده است. بدین جهت در پژوهش حاضر درصددیم تا به بررسی تاثیر شبکه اجتماعی فیس‌بوک بر هویت جنسیتی جوانان بپردازیم. مقاله حاضر به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه اینترنتی محقق­ساخته در بین دانشجویان­کاربر شبکه اجتماعی فیس‌بوک دانشگاه تبریز درسال ‌تحصیلی 1392-93 صورت گرفته است. یافته­های پژوهش، حاکی ازآن است که هویت جنسیتی کاربران، تحت ­تاثیر عضویت در فیس‌بوک قرار دارد. استفاده زیاد و مداوم از فیس‌بوک می­تواند جریان هویت­یابی جنسیتی را با اختلال رو به رو کند، از دیگر یافته­های پژوهش این است که بین جنس و استفاده از شبکه اجتماعی فیس­بوک رابطه­ای معنادار وجود دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The analysis of the relationship between the use of Facebook social network and gender identity among Tabriz University students

نویسندگان [English]

  • Pouyan Ehyayi 1
  • Morteza Mobarak Bakhshayesh 2
چکیده [English]

The communications revolution and globalization in present era have had a big impact on different aspects of human life of which the impact of internet and social networks on identities is the most important. New media especially internet with the change in the concepts of time and space, change in the new forms of communication and introducing new identity references cause to the emergence of new identities and unstable mentalities. In this paper the between the impact of Facebook on youngers’ identity has been considered. It is a survey and the data gathered using a researcher-made questionnaire among Facebook users in Tabriz University in 92-93 educational years. The results show that, the users’ gender identity is affected by the membership in the Facebook. High and persistent use of Facebook can cause to gender identification disorder. Also, there is a meaningful relationship between gender and the use of Facebook.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Virtual social networks
  • Facebook
  • identity and gender identity

 

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هفتم، شماره بیست و هفتم، تابستان 1394

ص ص 62-41

 

 

 

 

 

تحلیل رابطه استفاده از شبکه اجتماعی فیس‌بوک­ با
هویت جنسیتی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز

پویان احیایی[1]

مرتضی مبارک بخشایش[2]        

تاریخ دریافت مقاله:24/1/1395

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/5/1395

چکیده

انقلاب ارتباطات و جهانی­شدن درعصر حاضر تاثیرات شگرفی را در ابعاد گوناگون زندگی انسان­ها گذاشته است که از مهم­ترین آن­ها می­توان به تاثیرات اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی بر هویت­ها اشاره کرد. رسانه­های نوین و در رأس آن­ها شبکه جهانی اینترنت با دگرگونی در مفاهیم زمان و مکان، تغییر در اشکال نوین ارتباطی و ایجاد مراجع نوین هویت، موجب پیدایش ذهنیت­های ناپایدار و هویت­های تازه شده است. بدین جهت در پژوهش حاضر درصددیم تا به بررسی تاثیر شبکه اجتماعی فیس‌بوک بر هویت جنسیتی جوانان بپردازیم. مقاله حاضر به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه اینترنتی محقق­ساخته در بین دانشجویان­کاربر شبکه اجتماعی فیس‌بوک دانشگاه تبریز درسال ‌تحصیلی 1392-93 صورت گرفته است. یافته­های پژوهش، حاکی ازآن است که هویت جنسیتی کاربران، تحت ­تاثیر عضویت در فیس‌بوک قرار دارد. استفاده زیاد و مداوم از فیس‌بوک می­تواند جریان هویت­یابی جنسیتی را با اختلال رو به رو کند، از دیگر یافته­های پژوهش این است که بین جنس و استفاده از شبکه اجتماعی فیس­بوک رابطه­ای معنادار وجود دارد.

واژگان کلیدی:شبکه­­های اجتماعی مجازی، فیس­بوک، هویت و هویت جنسیتی.

 

بیان مسئله

جهان امروز جهانی است­که جامعه انسانی را با دوجهان موازی رو به رو نموده است. جهان اول؛ جهان واقعی و جهان دوم؛ جهان مجازی است. جهان اول، جهانی است که در آن زندگی و فعالیت اجتماعیِ عینی جریان دارد. جهان دوم، جهانی است که انسان­ها را در مواجهه با واقعیت­های مجازی قرار می­دهد. در جهان مجازی، انسان با سرزمینی بی­مرز و چندفرهنگی و در عین حال برخوردار از فضای واحد مواجه است­(عاملی، 1382: 144). فرایند تجدد و به ‌ویژه جهانی­شدن، این امکان را فراهم می­سازد تا انسان­ها از سلطه مرزهای مکانی رهایی یابند و در گستره بسیار پهناور فضا و زمان با یک­دیگر رابطه برقرار کنند، اگرچه در جوامع سنتی هم روابط اجتماعی درچارچوب فضا و زمان شکل می­گرفت و این روابط به واسطه وابستگی فضا و زمان به مکان، محدود و مکان­مند بودند، در این شرایط مکان کاملاً در خدمت فرهنگ و هویت­سازی سنتی قرارداشت درحالی که فرایند جهانی­شدن با فضامندساختن زندگی اجتماعی این قابلیت و توانایی مکان را به شدت کاهش می­دهد. مکان همواره به تثبیت کردن و متصلب کردن گرایش دارد، اما فضا امور را سیال­تر می­کند­(پیشگامی فرد و همکاران، 1389: 190).

در واقع انقلاب ارتباطات و جهانی­شدن در عصر حاضر تاثیرات شگرفی را در ابعاد گوناگون زندگی انسان­ها گذاشته است که از مهم­ترین آن­ها می­توان به تاثیرات اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی بر هویت­ها اشاره کرد. رسانه­های نوین و در رأس آن­ها شبکه جهانی اینترنت با دگرگونی در مفاهیم زمان و مکان، تغییر در اشکال نوین ارتباطی و ایجاد مراجع نوین هویت، موجب پیدایش ذهنیت­های ناپایدار و هویت­های تازه شده است، در جوامع امروزی بر اثر تحولات ساختاری ناشی از این انقلاب، ذهنیت و هویت سیال و ناپایدار شکل می­گیرد و برداشت انسان­ها از مفاهیم گوناگون زندگی دگرگون می­شود.

انقلاب ارتباطاتی و اطلاعاتی هزاره سوم بسیار فراتر از صرفاً الکترونیکی کردن رابطه انسان­هاست. تکنولوژی­های نوین ارتباطی و اطلاعاتی با فراهم آوردن امکان پیدایی جامعه شبکه­ای، نه تنها به افراد و جوامع در قالب‌هایی تازه، هویت‌های تازه بخشیده، بلکه رفتار ما را نسبت به خود، دیگران و جهان تغییر داده است­(اولسون، 1377: 5)، بنابراین باید اذعان داشت که بیش از هر چیز دیگر این هویت است که در بحران فرهنگی ناشی از شتاب و ژرفای تغییرات بی‌وقفه اجتماعی، مسئله آفرین می­شود و لزوم بررسی آن دوچندان مهم و ضروری می­نماید. از راه بررسی هویت درجامعه امروزی می­توان ازپیچیدگی و سرعت تغییرات اجتماعی­کاست و به انسان­ها این توانایی را بخشیدکه نظم نسبی درزندگی خود و دنیای اطراف­- ‌شان ایجاد کنند.

نقش موثر رسانه­های نوین در زندگی اجتماعی و تاثیر نافذ آن در شکل­بخشی به هویت باعث شده تفاوت­های از پیش موجود بین هویت و شیوه­های نگرش و شیوه­های رفتاری، در پرتو تازه­ای نگریسته شود. افراد هنگام استفاده از رسانه‌های ارتباطی وارد اشکال تعاملی می­شوند که از جنبه­های خاص با نوع تعامل رو در رو تفاوت دارند­(تامپسون، 1380: 90). ظهور شبکه­های اجتماعی مجازی هم­چون فیس­بوک، زندگی اجتماعی را به طریقی بنیادین دگرگون کرده است، در این شیوه­های جدید تعامل، افراد چگونه هویت خود را آشکار می­کنند؟ چگونه شبکه­های اجتماعی مجازی­که نوع جدیدی از کنش­متقابل را سامان می­دهند، معنای جنسیت و هویت جنسیتی را تغییر می‌دهند؟

هویت جنسیتی بیشتر از هرگروهی برای جوانان و نوجوانان مسئله‌ساز است، درفضای مجازی، حضور افراد می­تواند کاملاً متفاوت از جنسیت، شخصیت و شکل ظاهری ایشان باشد، به همین لحاظ کاربران و به خصوص نوجوانان فضای­مجازی را بهترین موقعیت برای ابزار احساسات و عقاید خود فارغ ازملاحظات دنیای حقیقی می­دانند. نوجوانان در فرایند تشکیل هویت واقعی خویش با چالش­های متعددی مواجهند و می­توانند هر کدام از این حالت­ها را در اینترنت و شبکه­های اجتماعی، تجربه نمایند. به عنوان مثال در زمینه هویت جنسی، معمولاً دختران نوجوان در اتاق‌های چت، خود را پسر و پسران خود را دختر معرفی می­نمایند و این حالت در دختران بیشتر اتفاق می­افتد­(فرهمند، 1387: 50).

 

مروری بر آثار دیگران

احمدی و همکاران­(1389) درمطالعه­شان باعنوان ­بررسی رابطه وسایل ارتباطی نوین باهویت جنسیتی جوانان شهر شیراز نشان دادندکه بین­کاربرد اینترنت و تلفن همراه با منطقه محل تحصیل رابطه معنا­داری وجود داشته است، بین جنس و استفاده از اینترنت نیز رابطه معنی­داری وجود داشت، اما هم­زمان رابطه­ای معنی­داری میان استفاده از تلفن همراه و جنسیت پاسخگویان وجود نداشته است، بین طبقه و کاربرد تلفن همراه و اینترنت نیز رابطه وجود داشته است، بین کاربرد اینترنت و تلفن همراه با هویت جنسیتی در میان دختران رابطه­ای معنادار وجود نداشت، درحالی که بین استفاده از اینترنت و هویت جنسیتی درمیان پسران رابطه وجود داشته است.

عریضی و همکاران­(1385) در پژوهش خود با عنوان ماهواره و هویت جنسیتی دختران جوان با هدف بررسی اثر استفاده از شبکه­های تلویزیونی ماهواره­ای بر هویت جنسیتی در یک مطالعه پیمایشی در بین دانش‌آموزان دختر دبیرستان­های شهر تهران، نشان دادندکه بین وجود ماهواره در منزل و هویت جنسیتی رابطه وجود دارد و افراد دارای ماهواره از سازه هویت جنسیتی نمره کمتری دریافت کرده­اند که نشان دهنده تغییر رفتارها و نگرش­ها به سمت الگوها و گرایش­های جدید است، بین میزان استفاده از ماهواره و هویت جنسیتی نیز همین رابطه تایید می­گردد.

پیشگامی فرد و همکاران­(1389) در پژوهشی باعنوان ­تعامل درفضای سایبر و تاثیر آن بر هویت زنان در ایران (مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه تهران)­، نشان دادند که فضای سایبر در مواردی چون حقوق زنان و آشنایی زنان ایرانی به حقوق خود، عضویت در سایت­های مربوط به زنان و ایجاد همبستگی و وحدت فکری، ایجاد اشتغال و بازاریابی اینترنتی و ابراز عقاید خود بر­خلاف گذشته از اینترنت، تاثیر معناداری بر هویت زن سنتی گذاشته، اما در مواردی چون استفاده از مدهای اینترنتی، دوست­یابی، مسائل جنسی و پیگیری اخبار زنان از طریق اینترنت نتوانسته است بر هویت سنتی زن ایرانی تاثیری ایجاد کند، در نتیجه تاثیرپذیری هویت سنتی زن ایرانی بر اثر تعامل در فضلی سایبر امری نسبی بوده است.

اروین و انگلیش[3]­ (2010) در مطالعه­شان با عنوان اجتماع در فضای مجازی: جنسیت، یادگیری جنبش اجتماعی و اینترنت، تحلیل­های منظمی از 100 وب ­سایت متعلق به سازمان­های فمنیستی در کانادا را ارائه کردند. وب سایت­ها از نظر محتوا، محبوبیت و قدرت دوام مورد تحلیل قرار گرفتند تا چگونگی نقش این وب‌ سایت­ها در آموزش زنان برای جنبش­های اجتماعی را مورد بازکاوی قرار دهند. نقش فن­آوری­های ارتباطی- اطلاعاتی در یادگیری زنان بسیار موثر بوده است و زنان از این راه بر موانع تشریک اطلاعات غلبه می­کردند، البته، برای زنان موانعی نیز در دسترسی و یادگیری رسمی از اینترنت وجود داشت.

سیارا (Siara)­(2007) در پژوهش خود باعنوان لهستانی­های مهاجرت­کرده به انگلیس، فضای مجازی و هویت، بر فضاهای اجتماعی مجازی نوین از قبیل گروه­های اینترنتی موجود که لهستانی­ها برای واکنش­های اجتماعی از این وسیله استفاده می­کنند، متمرکز می­شود. لهستانی­ها کسانی هستند که به تازگی به انگلیس مهاجرت کرده­اند. این گروه، فضای اجتماعی نوینی را به‌وجود آورده است که مباحثه­ها و گفتگوهای جدیدی را امکان­پذیر ساخته است، این مباحثه شامل گفتگو در مورد جوانب متنوع و متعدد هویت است؛ ازقبیل: نژاد، جنسیت و ابعاد اجتماعی هویت. ابعاد جدید هویت در زندگی­اجتماعی لهستانی­- ­ها در انگلیس دخالت دارند که مورد بحث و گفتگوی بسیاری از محافل شده است و از سوی دیگر، لهستانی­ها در مباحثه­های عقلانی شرکت جسته و در پی یافتن هویت خود و دیگران هستند.

 

چارچوب مفهومی پژوهش

هویت جنسیتی

دو معنای اصلی هویت، تمایز و تشابه مطلق است. جنکینز (Jenkins) هویت را این­گونه تعریف می­کند: هویت ریشه در زبان لاتین و دو معنای اصلی دارد. اولین معنای آن مفهوم تشابه مطلق را بیان می­کند؛ این با آن مشابه است. معنای دوم آن تمایز است که با مرور زمان سازگاری و تداوم را فرض می­گیرد. به این ترتیب، به مفهوم شباهت از دو زاویه مختلف راه می­یابد. مفهوم هویت، هم­زمان میان افراد یا اشیاء دو نسبت محتمل برقرار می­سازد؛ شباهت و تفاوت­(جنکینز، 1381: 5). هویت داشتن یعنی یگانه بودن، ولی از دو جنبه متفاوت: همانند دیگران بودن در طبقه خود و همانند خود بودن در گذر زمان­(Hekman, 1999 :6).

هویت، مفهومی کاملاً پیچیده است که نمی­توان به شکل درستی معنی آن را درک کرد؛ به همین دلیل از یک نسبیت خاصی برخوردار است، در پاسخ به پرسش چیستی هویت یا ارائه تعریف مشخصی از آن از منظرهای مختلف، دیدگاه‌های گوناگونی ارائه شده است، از دیدگاه روان­شناسان و نظریه­پردازان شخصیت، هویت عبارت است از: احساس تمایز شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی است­(Thompson, 1998: 9). هم­چنین می­توان هویت را آگاهی فرد نسبت به خود دانست که در نتیجه تداوم کنش­های فرد به او واگذار نمی­شود، بلکه فرد باید آن را به طور مداوم و پیوسته در زندگی روزمره ایجاد کند و نیز در فعالیت­های خویش مورد پشتیبانی قرار دهد­(گیدنز، 1378: 81)، از منظر دیگر هویت فرایند ساخته­شدن معنا بر پایه یک ویژگی فرهنگی یا یک دسته ویژگی­های فرهنگی است که بر دیگر منابع معنا برتری دارند­­(Castells, 1997: 7).

بر اساس نظریه هویت، فرآیند هویت یک سیستم کنترل است که مجموعه­ای از هنجارها و ضد هنجارها را در فرد و جامعه به وجود می­آورد. هویت مجموعه معانی است که چگونه بودن را در خصوص نقش­های اجتماعی به فرد القا می‌کند و یا وضعیتی است که به فرد می­گوید او کیست و مجموعه معانی را برای فرد تو­لید می­کند که مرجع کیستی و چیستی او را تشکیل می­دهد­(دوران، 1387: 26).

هویت در سطوح و ابعاد مختلف واکاوی شده است. هویت ملی، هویت دینی، هویت جنسیتی، هویت فردی و مواردی از این قبیل. یکی از ابعاد زندگی اجتماعی انسان، شکل­گیری هویت اجتماعی است و عوامل گوناگونی در حوزه زندگی اجتماعی مانند: خانواده و رسانه در فرآیند شکل­گیری آن نقش دارند. ­هویت اجتماعی دارای ابعاد گوناگونی چون هویت خانوادگی، هویت قومی، هویت نژادی، هویت ملی و هویت جنسیتی می­باشد.

هویت جنسیتی آن بخش از رفتارها و نگرش­های فرد نسبت به جنسیت خویش است که تحت­ تاثیر شرایط فرهنگی و اجتماعی شکل می­گیرد. هویت جنسیتی از طریق تعامل اجتماعی شکل گرفته و از کانال کارگزاران جامعه­پذیری به افراد منتقل می­گردد و افراد از طریق این هویت، در اکثر موارد به باز­تولید ارزش­ها، نگرش­ها و رفتارهایی می­پردازند که محیط اجتماعی برای یک دختر و یک پسر تصویب کرده است­(Lorber, 2000: 456)­. در واقع، منظور از هویت جنسیتی آن بخش از رفتارها و نگرش­های فرد نسبت به جنسیت خویش است­ که تحت ­تاثیر شرایط فرهنگی- اجتماعی شکل می­گیرد. به این ترتیب جنسیت یکی ازرایج‌ترین اصول طبقه­بندی و احتمالاً فراگیر­ترین این اصول است. جنسیت آشکار­- ترین وجه هویت شخصی است که در تعامل با دیگران ساخته می­شود. جنسیت به ‌عنوان یک هویت اجتماعی اولیه به تجربه فرد سامان می­بخشد و آن را در خویشتن ادغام می­کند­(احیایی، 1394: 87).

این خویشتن و ذهن محصول تعامل با دیگران است. باید بدانیم که استفاده از رسانه­های ارتباطی نوین چون اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی، شامل آفرینش انواع جدید روابط اجتماعی و راه­های تازه رابطه با خود و دیگران است، در باور افکار عمومی (تعامل افراد جامعه با یکدیگر) مسئولیت مراقبت از شوهر و فرزندان بر عهده زن است ­]یک برساخته اجتماعی[ و تامین مالی خانواده بر عهده مرد و سیاست­های رفاه اجتماعی بر این فرض بنا شده که مردم این گونه زندگی می­کنند و شیوه درست زندگی همین است­(آبوت و دیگری، 1380: 265). این شیوه زندگی از طریق رسانه بازتولید و بازنمایی می­شود. شخص از طریق ارتباط با دیگران در محیط پیرامونش به فهمی از خویش به ‌عنوان زن یا مرد دست خواهد یافت، پس عامل اساسی شناخت هویت جنسیتی از این منظر ارتباط و کنش میان فرد و دنیای اجتماعی وی خواهد بود. تمامی صور تعامل اجتماعی و ارتباط، به تعبیر رولان بارت (Roland Barthes) مبنی برتولید و مصرف نمادها هستند و یکی ازراه­های انتقال این نمادها رسانه می­باشند­(حاتمی و دیگری، 1390: 193).

 

شبکه­های اجتماعی مجازی

پیشرفت در فن­آوری اطلاعات راه و روش انسان را در ثبت و ضبط تاریخ تغییر داده است، این تغییر بر نحوه تعامل افراد با یکدیگر نیز تاثیرگذار بوده است. ‌شبکه­های اجتماعی به عنوان یکی از مهم­ترین این ابزارها، با قابلیت­ها و امکانات خود نه تنها تاثیر عمیقی بر جنبه­های اجتماعی کاربران در جوامع گوناگون گذارده، بلکه در زمینه­های مختلف به‌عنوان مثال، آموزش و پرورش، پزشکی، تجارت و قانون، کاربرد فراوان یافته است. یک شبکه اجتماعی، مجموعه­ای از خدمات مبتی بر وباست که این امکان را برای اشخاص فراهم می­آورد که توصیفات عمومی یا خصوصی برای خود ایجاد کنند، یا با دیگر اعضای شبکه ارتباط برقرار کنند، منابع خود را با آن‌ها به اشتراک بگذارند و از میان توصیفات عمومی دیگر افراد، برای یافتن اتصالات جدید جستجو کنند(احیایی، 1394: 56).

بر اساس تعریفی دیگر، شبکه­های اجتماعی، خدمات آنلاینی هستند که به افراد اجازه می­دهند در یک سیستم مشخص و معین پروفایل شخصی خود را داشته باشند، خود را به دیگران معرفی کنند، اطلاعات­شان را به اشتراک بگذارند و با دیگران ارتباط برقرار کنند، از این طریق افراد می­توانند ارتباط­شان با دیگران را حفظ کرده و هم­چنین ارتباط­های اجتماعی جدیدی را شکل­دهند­(Boyd & et al, 2007: 212). در واقع، شبکه­های اجتماعی برای افزایش و تقویت تعاملات اجتماعی در فضای مجازی طراحی شده­اند، به‌طور کلی از طریق اطلاعاتی که بر روی پروفایل افراد قرار می­گیرد مانند عکس کاربر، اطلاعات شخصی و علایق (که همه  این­ها اطلاعاتی را در خصوص هویت فرد فراهم می­آورد) برقراری ارتباط تسهیل می­گردد. کاربران می­توانند پروفایل­های دیگران را ببینند و از طریق برنامه­های کاربردی مختلف مانند ایمیل و چت با یک­دیگر ارتباط برقرار کنند­(Pempek & et al, 2009: 228).

به‌طور کلی در تعریف شبکه­های اجتماعی می­توان گفت شبکه­های اجتماعی سایت­هایی هستند که از یک سایت­ساده مانند موتور جستجوگر با اضافه شدن امکاناتی مانندچت و ایمیل و امکانات دیگر خاصیت اشتراک­گذاری را به کاربران خود ارائه می­دهند. شبکه­های اجتماعی، محل گردهمایی صدها میلیون کاربر اینترنت است که بدون توجه به مرز، زبان، جنس و فرهنگ، به تعامل و تبادل اطلاعات می­پردازند (سلطانی­فر، 1389: 53). یک شبکه اجتماعی، وب ­سایتی است که در مرحله اول به افراد و سازمان­ها اجازه می­دهد صفحات خود را روی آن ایجاد کنند و در مرحله دوم این امکان را می­دهد که این صفحات بر اساس مشترکات گوناگون به هم متصل شوند، درحقیقت یک شبکه اجتماعی سایت یا مجموعه سایتی است که کاربران آن دوست دارند علاقه­مندی­ها، افکار و فعالیت­های خود را با دیگران و دیگران هم با آنان به اشتراک بگذارند.

در ادامه به معرفی شبکه اجتماعی فیس­بوک که ازجمله پر­کاربرترین سایت­ها درزمینه ترکیب و ارتقاء ارتباطات اجتماعی موجود و هم­چنین تشکیل گروه­های اجتماعی جدید هست، پرداخته می­شود، این سایت­ از جمله شبکه­های اجتماعی مجازی هست که با سرعت در اینترنت در حال رشد و نشان­دهنده پدیده­ای غیر­معمول به نام اعتبار روز­افزون اجتماعی هست.

فیس‌بوک، یک سایت اجتماعی است که توسط سازنده جوان خود مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg) در چهارم فوریه سال 2004 راه‌اندازی شد، در این پایگاه اینترنتی می‌توان با دوستانی که دارای حساب کاربری در فیس‌بوک هستند، عکس، فیلم یا پیغام به اشتراک گذاشت، این پایگاه هم‌اکنون از نظر تعداد کاربر عضو و نیز از نظر کارشناسان و در یک جمله در زمینه کاری خود، پایگاه شماره یک جهان محسوب می‌شود. محیط فیس‌بوک درواقع مجلسی از دوستان و آشنایان یک کاربر به‌ شمار می‌آید، این پایگاه با ارائه امکان عضوگیری در تعداد بالا، به کاربران اجازه می‌دهد تا در هر لحظه دوستان جدیدی را به مجموعه خود اضافه کنند. کاربران در فیس‌بوک به‌عنوان یک عضو، می‌توانند عکس­های خود را به اشتراک بگذارند، پیغام بفرستند، عکس­ها را برای خود و دیگران علامت­گذاری کنند، روی وال‌های (Wall) خود و دیگران مطالبی بنویسند، عضو گروه­ها شوند، گروه جدیدی ایجاد کنند، ایده­های خود را در بحث­های گروهی به اشتراک بگذارند، انواع درخواست­ها را بدهند و بپذیرند و در فیس‌بوک بازی کنند. فیس­بوک توسط میلیون­ها نفر در مدت زمان کوتاهی قابل دسترسی است. هم­چنین فیس­بوک توجه محققان را در زمینه­های مختلفی چون الگوهای فعالیت­کاربران در داخل و خارج شبکه، هویت­های داخل شبکه، ظرفیت‌های تکنولوژیکی ارتباطات اجتماعی و الگوهای فرهنگی به خود معطوف ساخته است.

 

هویت و هویت جنسیتی در عرصه رسانه­های نوین

امروزه با گسترش و استفاده بیشتر از اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی، این رسانه­های نوین در شکل دادن به بینش­ها و ادراک­ها درباره مرد یا زن نقش مهمی در جامعه ایفا می­کنند. مردان و زنان در فضای مجازی این رسانه­های نوین به صورتی بازنمایی می­شوند که با نقش­های کلیشه­ای فرهنگی که در جهت بازسازی نقش­های جنسی سنتی به کار می­روند، سازگاری دارند. زنان معمولاً منفعل، تسلیم و کم اهمیت هستند و در مشاغل فرعی و کسل­ کننده­ای که جنسیت­شان، عواطف­شان و عدم پیچیدگی­شان به آن‌ها تحمیل­کرده است، ظاهر می­شوند و مردان باخصوصیاتی برعکس این نمایانده می­شوند. این رسانه­ها با نشان دادن مردان و زنان به این صورت برماهیت نقش­های جنسی و عدم برابری جنسی صحه می­گذارند(استرنیانی، 1384: 246).

به طور کلی، برای این رسانه­های نوین در زندگی روزمره، سه نقش کلی قائل شده­اند­:

1. این رسانه­های نوین به فرایند ساخته ­شدن هویت (هویت­سازی) کمک می­کنند.

2. به فرایند معنایابی کمک می­کنند.

3. به ساخت­مند­شدن زندگی روزمره کمک می­کنند. زندگی روزمره مبتنی بر عادت­هاست و از این رسانه­ها برای عادت بخشیدن به زندگی استفاده می­شود­(گیبینز و دیگری، 1388: 23).

رسانه­های نوین به‌ ویژه اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی عرصه­هایی تازه در مقابل انسان عصر حاضر گشوده است. تعاملی بودن این شبکه­های مجازی و اینترنت و قابلیت­های آن­ها، این امکان را فراهم آورده که انسان­ها بتوانند ازطریق صفحه کلید با یکدیگر ارتباط پیدا کنند و درفضایی مجازی انواع هویت­های مجازی را جعل کنند و با این شیوه فضای اینترنت به فضای تعامل میان هویت­های مجازی تبدیل گردد، در فضای مجازی شبکه­های اجتماعی اینترنتی، تعاریف فلسفی از هویت، «من» و «خود» تغییر می­کند. هویت که در فضای مجازی عبارت از مولفه­هایی متغیر در فضایی متغیر است؛ گاه بیان­گر آرمان­های فرد است و گاه جنبه­های مخفی شخصیت فردی او را می­نمایاند که در اجتماع زیر نقابی که بر صورت دارد قادر به بیان آن­ها نیست­(حاتمی و دیگری، 1390: 198)، از سوی دیگر در عالم واقع یک فرد با یک هویت با طرف مقابل ارتباط برقرار می­کند اما اینترنت به او این امکان را می­دهد که بتواند در یک لحظه چند هویت مختلف و گاه متضاد داشته باشد­(پاستر، 1377: 18)، بنابراین رسانه­های نوین برای انسان امروزی فضاهایی مجازی پدید آورده­اند. تعریف و برداشت انسان در عصر حاضر از زمان و مکان دگرگون شده و از این رو در این فضاهای مجازی هویت مجازی یا به عبارت دیگر «من اینترنتی» پدید آمده است.

در مورد هویت جنسیتی هم در عرصه این رسانه­های نوین گفتنی است که از آن­جایی که جنسیت و هویت جنسیتی، شیوه مهم و قدرتمندی در درک ما از جهان است، جامعه تا حد زیادی سوگیری جنسیتی دارد و کودکان و نوجوانان به سرعت دانش مربوط به جنسیت را فرا می­گیرند و این رسانه­های جمعی هم­چون اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی، هم منعکس­کننده کلیشه­های فرهنگی­اند و هم به آن شکل می­دهند، به همین خاطر کسانی مثل تاچمن (Tachman) اذعان می­کنند اینترنت به طور نمادین زنان را نادیده می­گیرد و به حاشیه می­راند و با نشان دادن اکثریت قاطع و خرد­کننده مردان در همه انواع محصولات در واقع به جامعه می­گوید که زنان آ­ن­قدر هم مهم نیستند­(مهدی­زاده، 1381: 125).

در فضای مجازی معمولاً زنان به‌عنوان ابژه­ها یا موجوداتی ابزاری و حاشیه­ای بازنمایی می­شوند، در حالی که این بازنمایی ربطی به زندگی پیچیده زنان ندارد، هم­چنین در رسانه­های نوین، زنان به عنوان مخاطبین، شنوندگان و بینندگان فرآورده­های فرهنگی نادیده گرفته می­شوند، بدین­سان زنان هم در نظریه­های فرهنگی و هم در فرهنگ رسانه­ای به‌عنوان مقوله­ای اجتماعی نادیده گرفته و به حاشیه رانده شده­اند­(حاتمی و دیگری، 1390: 201). بدین­گونه، می­توانیم مدعی شویم رسانه­های نوین نقش بازنمایی کلیشه­ها یا تصورات قالبی جنسیتی را به عهده می­گیرند.

چارچوب نظری

در جوامع امروزی، بر شمردن عوامل تاثیرگذار بر ذهنیت و هویت انسان ناممکن شده است. هویت بسیاری از انسان­ها زیر تاثیر کالاهایی است که مصرف می­کنند و با هر لباسی که می­پوشند و هر چیزی که می­خورند و به خانه می­برند هویتی تازه پیدا می­کنند. ایماژهایی که می­بینند، مطالبی که می­خوانند، چگونگی اندیشیدن با جنسیت خود و موضع و دیدگاه­شان نسبت به اجتماع، آرمان­ها، آرزوها و دگرگونی­هایی که به آن اعتقاد دارند یا ندارند، همه در شکل­گیری هویت نقش دارند­(قره­باغی، 1380: 270).

رسانه­ها یکی از عوامل اصلی در جریان هویت­سازی در جوامع محسوب می­شوند، از رسانه­های اولیه تا اشکال جدید فنون رسانه­ای و ارتباطات رسانه­ای در شکل دادن و جهت دادن به هویت نقش مهمی بر عهده دارند، چنان که در اکثر نظریات مربوط به هویت و نظریه­های مربوط به تاثیرات رسانه­ها، به نقش هویت­سازی آن­ها توجه شده است.

از نظر گیبنز و بوریمر­(1388: 71-‌70)، رسانه­ها به‌مثابه شیوه تبادل نظر فرهنگی عمل می­کنند، البته این انگیزه بخشی رسانه­ها کاملاً متناقض هستند. رسانه­ها با ضرس قاطع به هیچ کس نمی­گوید این روش توست، یا تو باید این گونه رفتار کنی، بلکه آنها دائماً چیزهای متفاوتی به ما می­گویند و این وظیفه ماست که بین این پیامدها دست به انتخاب و گزینش بزنیم، از میان خروجی متنوع و پیچیده رسانه­ها مردم به آن پیام­هایی گرایش پیدا می­کنند که برای آن‌ها مناسب به نظر می­رسد یعنی پیام­هایی مناسب برای موقعیت هر روزه و معمولی­شان.

از نظر لول (Lull)­(2001) تعامل متقابل میان فرد و محیط اطراف او که جنبه نمادین دارد منجر به خلق معانی می­شود که نتیجه آن طبقه­بندی زنان و مردان در دو گروه جداگانه خواهد بود و این دسته­بندی باعث تجارب جداگانه زنان و مردان می­شود. محیط پیرامون ما از طریق نمادها و معانی، برداشت ما از خود به عنوان زن یا مرد و برداشت ما از نوع رفتار، افکار و حتی ویژگی­های جسمی­مان را شکل می­دهد.

به نظر گیدنز­(1378) از عناصر مهم در این ارتباط و تعامل نمادین، زمان و مکان است، هر گونه تعامل در ظرف زمانی و مکانی خاص صورت می­گیرد. اشکال ابتدایی تعامل نیازمند مجاورت فیزیکی و زمانی کنشگران بود، اما درعصر حاضر، تصاویر عرضه شده در رسانه­ها تار و پود خاصی برای تجربه با­ واسطه پدید آورده است، این تجربه با ­واسطه همانا در­گیری تاثیرات زمانی و مکانی دور­ دست با تجربیات حس آدمی مرتبط است.

تکنولوژی­های ارتباطی به خصوص ارتباطات راه دور نقش مهمی در تعیین ارتباط ما با دیگران دارند و در نتیجه تاثیرهای انکارناپذیری بر نحوه تفکر ما و این که چه کسی هستیم، خواهند گذاشت، باید در نظر داشت که در دنیای جدید با گستردگی و پیچیدگی آن ارتباط و تعامل میان افراد و جامعه اغلب در چارچوب رسانه­های ارتباطی و اطلاعاتی انجام می­شود، اگر چه اشکال ابتدایی برقراری تعاملات نمادین نیز هم­چنان به حیات خود ادامه می­دهند، پس می­توان گفت ارتباط متقابل و رو ­­در ­­روی افراد با یکدیگر و هم­چنین ارتباط غیر مستقیم میان افراد با­واسطه رسانه­ها، در شکل‌گیری هویت جنسیتی تاثیر دارند.

از نظر جنکینز جنسیت آشکارترین وجه هویت فردی است که در تعامل با دیگران ساخته می­شود. تعیین جنسیت اغلب بدون این که نوزاد در آن هنگام به آن معرفت پیدا کند، از همان روز اول آغاز می­شود. تفکیک جنسی که به طور اجتماعی از تفاوت­های زیستی ساختار گرفته است، وجه رایج همه جوامع انسانی است. مشخصه­ها و محتوای آن از یک محل تا محل دیگر تفاوت می­کند، منتهی درهمه جا تفکیک جنسی وجود دارد. دیگران ازهمان آغاز کار نوزادان را بنا­به جنس آن­ها تعریف می­کنند و از همان آغاز کسب آگاهی تعاملی، محیطی که نوزادان در آن می­زیند، غالباً بنا­به جنس آن‌ها ساختار می­یابد. کودکان خیلی زود به شناسایی تجسم­یافته­ای از خودشان بر پایه جنسیت دست می­یابند، از نظر جنکینز، جنسیت پیش از آن که اصلی مربوط به شکل­بندی گروه باشد، یک هویت جمعی مربوط به رده­بندی است، یعنی همواره از منظر بیرونی تعریف شده است­(جنکینز، 1381: 102).

علی­رغم استدلال­ها بر له فردی بودن جنسیت، همه جوامع انسانی و همه دیدگاه­های فرهنگی از جهان به شدت ازلحاظ جنسی ساختار یافته­اند و این امر موضوعی جمعی است. جنسیت یکی از اصول رایج طبقه­- ­بندی است و برای فرصت‌های زندگی و تجربیات همه طبقات مردم متضمن الزام­های بسیاری است، به این ترتیب جنسیت از خویشاوندی یا تعلق قومی که در وهله اول نوعی از اصول شناسایی گروه هستند، متمایز می­شود، علاوه ­برآن جنسیت هر فرد تجسم­یافته باید در هنگام تولد به طور مشخص شناخته شود زیرا آن را نمی­­توان از مشخصات موضعی راجع به تولد پیش­بینی کرد­(عریضی و همکاران، 1385: 108).

بررسی مفهوم هویت جنسیتی بر اساس دیدگاه نظری جنکینز چارچوب اصلی پژوهش حاضر را به شرح زیر به‌ دست می­دهد:

الف) هویت جنسیتی محصول اجتماع و دیالکتیک متقابل فرد و جامعه است، پس شکل­گیری آن نیز از طریق ارتباط متقابل فرد و جامعه میسر خواهد بود، در این رهگذر ارتباط و تعامل میان فرد و جامعه مفهوم کلیدی در ساخت هویت جنسیتی است.

ب) تعامل میان فرد و جامعه در عرصه هویت جنسیتی به واسطه استفاده از نمادها و سمبل­هاست، در حقیقت ماهیت نمادین ساخت هویت باید همواره در نظر گرفته شود.

ج) آن‌چه در این بحث مورد نظر است بخشی از هویت جنسیتی فرد است که از طریق رسانه شکل می­گیرد و از طریق نمادهای رسانه­ای به نظام ذهنی فرد منتقل می­شود.

 

 

 

مدل نظری تحقیق

با مرور ادبیات مربوط به هویت و هویت جنسیتی می­توان­گفت که منظور ازهویت جنسیتی، آن بخش از رفتارها و نگرش­های فرد نسبت به جنسیت خویش است که تحت­تاثیر شرایط فرهنگی و اجتماعی شکل می­گیرد، باتوجه به این تعریف و با مرور پیشنیه و چارچوب نظری تحقیق، هویت جنسیتی دارای ابعاد مختلفی چون: تصور از خود، روابط قدرت در خانواده و جامعه، نقش­های خانوادگی، نیازهای مصرفی و الگوی مرجع رفتاری است، که با توجه به این ابعاد، مولفه­های تشکیل­دهنده هویت جنسیتی در مدل نظری تحقیق لحاظ و گویه­های مختلف تهیه و در پرسشنامه تنظیم گردید.

- در مولفه تصور از خود: زیبایی افراد و رسیدگی به خود و نحوه عمل آن­ها مورد پرسش قرار گرفت.

- در مولفه روابط قدرت: نگرش افراد و نحوه عملکرد آن‌ها در رابطه با سطح قدرت در خانواده و جامعه لحاظ شد.

- در مولفه نقش­های خانوادگی: انجام کارهای خانه مورد پرسش واقع شد.

- در مولفه نیازهای مصرفی: به مد لباس، آرایش مو و صورت، موسیقی، فیلم و سینما توجه شده است.

- در مولفه الگوی مرجع رفتاری: به الگوها و نقش دوستان در عرصه واقعیت و فضای مجازی پرداخته شده است.

در شکل یک، مدل نظری تحقیق با توجه به ابعاد مختلف هویت جنسیتی، تدوین شده است.

 

 

شکل شماره (1): مدل نظری تحقیق

 

در مجموع با تکیه بر چارچوب نظری، مدل مفهومی و پیشینه پژوهش می‌توان فرضیه‌های زیر را طرح نمود:

1. هویت جنسیتی دانشجویان و شاخص­های آن بیش از حد متوسط است.

2. بین جنس و استفاده از شبکه اجتماعی فیس­بوک رابطه­ای معنادار وجود دارد.

3. بین استفاده از شبکه اجتماعی فیس­بوک در میان دانشجویان پسر و هویت جنسیتی رابطه­ای معنادار وجود دارد.

4. بین استفاده از شبکه اجتماعی فیس­بوک در میان دانشجویان دختر و هویت جنسیتی رابطه­ای معنادار وجود دارد.

5. هویت جنسیتی و شاخص­های آن، در بین دختران و پسران متفاوت است.

 

روش­ تحقیق

از آن‌جایی که فضای مجازی دارای مکان خاصی در دنیای واقعی نیست و فضایی است بین رایانه­ای و مجازی، و با لحاظ کردن این نکته که دسترسی به کاربران متنوع و متفاوت شبکه اجتماعی فیس­بوک عملاً در دنیای واقعی به علت پراکندگی جغرافیایی آنان امکان­پذیر نمی­باشد و اصولاً مطالعه یک کاربر شبکه اجتماعی فیس­بوک در فضای کاربری و در محیط مورد مطالعه، شایسته­تر و پربازده­تر است، در این پیمایش از تکنیک پرسشنامه اینترنتی استفاده شده است. جمعیت آماری این پیمایش نیز شامل دانشجویان کاربر شبکه اجتماعی فیس­بوک دانشگاه تبریز است، در پیمایش فوق به علت موجود و در دسترس نبودن هیچ­گونه چارچوب نمونه‌گیری مشخص و پراکندگی جمعیت آماری مورد نظر، از نمونه­گیری غیر‌احتمالی با استفاده از نمونه­های در دسترس و داوطلبانه استفاده شده است، در واقع پرسشنامه این پژوهش در ابتدا برای نزدیک به دو‌هزار نفر از دانشجویان کاربر شبکه اجتماعی فیس­بوک دانشگاه تبریز فرستاده شد و در مرحله بعد، از پرسشنامه­­های بازگشته و تکمیل­شده توسط کاربران، با توجه به تعریف جمعیت آماری پژوهش و پس از حذف پرسشنامه­های مسئله­دار در نهایت 313 پرسشنامه مورد ارزیابی و استفاده قرار گرفت. لازم به توضیح است که این حجم نمونه با توجه به عدم اطلاع درست از تعداد واقعی جمعیت آماری مورد مطالعه و متعاقب آن عدم امکان استفاده از فرمول­های رایج تعیین حجم نمونه، به طورتجربی و با عنایت به حجم نمونه در پژوهش­های مشابه انتخاب شده است، هم­چنین برای سنجش میزان قابلیت اعتماد پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای تمام متغیرها میزان آلفا بیش از 7/0 به‌ دست آمد، این محاسبات در جدول شماره (1) نشان داده شده است.

 

جدول شماره (1): ضرایب آلفای کرونباخ برای متغیرهای پرسشنامه

متغیر

تعداد گویه

مقدار آلفای کرونباخ

تصور از خود

7

76/0

روابط قدرت

9

75/0

نقش­های خانوادگی

12

74/0

نیازهای مصرفی

13

77/0

الگوی مرجع رفتاری

8

73/0

 

 

یافته­های پژوهش

یافته­های پژوهش حاضر در دو بخش قابل ارائه است: بخش توصیفی که به معرفی سیمای پاسخگویان می­پردازد و بخش استنباطی که به آزمون فرضیات تحقیق اختصاص دارد.

 

  جدول شماره (2): توزیع فراوانی پاسخگویان بر­حسب گروه‌های سنی و جنس

 

 

گروه­های سنی

مجموع

 

 

زیر 20 سال

24- 21

29- 25

30- 34

39-35

44-40

50-45

جنس

 

زن

 

تعداد

22

65

94

31

3

0

4

219

درصد

7

8/20

30

9/9

1

0

3/1

70

مرد

تعداد

4

32

36

16

3

0

3

94

درصد

3/1

2/10

5/11

1/5

1

0

1

30

مجموع

 

 

تعداد

26

97

130

47

6

0

7

313

درصد

3/8

31

5/41

15

9/1

0

2/2

100

 

همان­گونه که در جدول شماره (2) آمده است در مجموع 30 درصد از پاسخگویان را مردان و 70 درصد را زنان تشکیل می­دهند، بر اساس آمار فوق بیشترین تعداد پاسخگویان در گروه سنی 29- 25 سال قرار دارند، هیچ یک از پاسخگویان در رده سنی 40 تا 44 سال قرار ندارند.

 

                                           جدول شماره (3): میزان هویت جنسیتی افراد و شاخص­های آن بر­حسب فراوانی و درصد

 

تصور از خود

روابط قدرت

نقش­های خانوادگی

نیازهای مصرفی

الگوی مرجع رفتاری

هویت جنسیتی

کاملاً موافقم

فراوانی

2

18

6

20

22

0

درصد

6/0

8/5

9/1

4/6

7

0

موافقم

فراوانی

36

211

18

135

107

42

درصد

5/11

4/67

8/5

1/43

2/34

4/13

بی‌نظر

فراوانی

189

80

99

146

160

267

درصد

4/60

6/25

6/31

6/46

1/51

3/85

مخالفم

فراوانی

84

4

82

12

22

4

درصد

8/26

3/1

2/26

8/3

7

3/1

کاملاً مخالفم

فراوانی

2

0

108

0

2

0

درصد

6/0

0

5/34

0

6/0

0

کل

فراوانی

313

313

313

313

313

313

درصد

100

100

100

100

100

100

 

در جدول فوق میزان هویت جنسیتی افراد و شاخص­های آن، قابل مشاهده است، بر اساس جدول فوق و نمره بین 1 تا 5 (موافقت بالا تا موافقت پایین) مشاهده می­شود که در متغیر هویت جنسیتی، بیش از 85 درصد از پاسخگویان، نظری در زمینه هویت جنسیتی ندارند، حدود 13 درصد هویت جنسیتی­شان مشخص است، هیچ­ کس در این مورد در حد بسیار بالا یا پایین نیست. در زمینه شاخص­های هویت جنسیتی باید گفت که در مورد تصور از خود، نزدیک به 27 درصد کاملاً مخالفند، موافق بودن در این متغیر به منزله اهمیت دادن به خود می­باشد. در زمینه روابط قدرت، بیش از 73 درصد از افراد، با روابط قدرت موافقند، موافق بودن در این سوال به منزله پذیرش دیدگاه­های مردسالارانه است. در زمینه شاخص نقش­های خانوادگی، نزدیک به 61 درصد از پاسخگویان مخالف و کاملاً مخالفند، مخالف بودن در این سوال به این معناست که فرد نقش­های خانوادگی را می­پذیرد. در شاخص نیازهای مصرفی، حدود نیمی از پاسخگویان، موافقند، موافقت در این سوال یعنی که نیازهای مصرفی در فرد بالاست. در شاخص الگوی مرجع رفتاری، بیش از 41 درصد از پاسخگویان ابراز موافقت کرده­اند، موافقت در این سوال به معنای این است که فرد، دوستانش را به خانواده­اش ترجیح می­دهد.

همان‌طور که قبلاً هم گفته شد، پژوهش حاضر دارای 5 فرضیه بود که به منظور بررسی صحت و سقم این فرضیات از آزمون­های آماری مختلفی استفاده شده که در این قسمت، به آن­ها پرداخته می­شود. در فرضیه اول آمده است که هویت جنسیتی دانشجویان و شاخص­های آن، بیشتر از حد متوسط است. بدین منظور با محاسبه آزمون T تک نمونه­ای به ارزیابی این فرضیه خواهیم پرداخت. جدول شماره (4) آماره آزمون T، سطح معناداری، مقدار کمینه و بیشینه را نشان می­دهد.

 

        جدول شماره (4): آزمون T تک نمونه­ای برای هویت جنسیتی و ابعاد آن

نمره آزمون = 3

 

مقایسه با حد متوسط

فاصله اطمینان95% برای اختلاف میانگین­ها

تفاوت میانگین

سطح معناداری

میانگین

t

 

حد بالا

حد پایین

بیشتر از حد متوسط

7121/0

5019/0

6070/0

000/0

6070/3

364/11

تصور از خود

کمتر از حد متوسط

2247/1-

3632/1-

2939/1-

000/0

7061/1

766/36-

روابط قدرت

بیشتر از حد متوسط

9700/0

7425/0

8562/0

000/0

8562/3

807/14

نقش­های خانوادگی

کمتر از حد متوسط

3893/1-

5564/1-

4728/1-

000/0

5272/1

692/34-

نیازهای مصرفی

کمتر از حد متوسط

1248/0-

3609/0-

2428/0-

000/0

7572/2

047/4-

الگوی مرجع رفتاری

کمتر از حد متوسط

2468/0-

3666/0-

3067/0-

000/0

6933/2

072/10-

هویت جنسیتی

 

با توجه به میانگین به‌دست آمده، هویت جنسیتی افراد، کمتر از حد متوسط (6933/2) است، اما در مورد شاخص­های آن می­توان گفت: تصور از خود و نقش­های خانوادگی، بیشتر از حد متوسط هستند و سایر شاخص­ها، شامل روابط قدرت، نیازهای مصرفی و الگوی مرجع رفتاری، کمتر از حد متوسط هستند، با توجه به این‌که مقادیر سطح معناداری در آزمون‌های فوق، کوچک­تر از 05/0 می‌باشد، فرض صفر (3=µ) در آن‌ها رد می‌شود. از آن‌جا که مقادیر کمینه و بیشینه فواصل اطمینان برای اختلاف از میانگین در سه مورد منفی و کوچک­تر از صفر است، در آن‌ها فرض 3>µ پذیرفته می‌شود، در دو مورد تصور از خود و نقش­های خانوادگی؛ مقادیر کمینه و بیشینه فواصل اطمینان برای اختلاف از میانگین مثبت و بزرگ­تر از صفر است، در آن‌ها فرض 3<µ پذیرفته می‌شود، بنابر­این هویت جنسیتی افراد و سه بُعد آن، کمتر از حد متوسط می­باشند.

فرضیه دوم مطرح می­کند که بین جنس و استفاده از شبکه اجتماعی فیس­بوک رابطه­ای معنادار وجود دارد. برای آزمون این فرضیه از آزمون­کرامر استفاده می­کنیم، درجدول شماره (5) درهر مورد آماره آزمون و سطح معناداری نشان داده شده است، همان­طور که مشاهده می­شود بین جنس با مدت عضویت و میزان استفاده از فیس­بوک رابطه­ای وجود ندارد.

    جدول شماره (5): آزمون فرضیه دوم تحقیق

 

میزان آماره

سطح معناداری

وضعیت پذیرش

رابطه جنس و مدت عضویت

116/0

380/0

رد فرضیه

رابطه جنس و میزان استفاده کلی

105/0

325/0

رد فرضیه

رابطه جنس و میزان استفاده در هر بار اتصال

081/0

556/0

رد فرضیه

 

فرضیه سوم و چهارم به ارزیابی استفاده از شبکه اجتماعی فیس­بوک و هویت جنسیتی دانشجویان دختر و پسر می‌پردازد، بدین منظور در جدول شماره (6) به ارزیابی آماره آزمون و سطح معناداری خواهیم پرداخت، باتوجه به جدول زیر و فراوانی­های به دست آمده می­توان توضیح دادکه افرادی که عضو فیس­- ­بوک هستند، هویت جنسیتی مشخص­تری دارند، اما از طرف دیگر رابطه معکوسی بین هویت جنسیتی و استفاده از فیس­بوک وجود دارد، به عبارت دیگر، هر چه استفاده از فیس­بوک بیشتر باشد، شکل­گیری هویت جنسیتی با مشکل رو به رو می­شود و نامشخص­تر است.

 

     جدول شماره (6): بررسی رابطه شبکه اجتماعی فیس­بوک و هویت جنسیتی

متغیر (Variable)

مقدار (Value)

معناداری­

آزمون فرضیه

رابطه هویت جنسیتی و عضویت در فیس­بوک

201/0

006/0

تایید فرضیه

رابطه هویت جنسیتی و مدت عضویت

007/0

856/0

رد فرضیه

رابطه هویت جنسیتی و میزان استفاده کلی

031/0-

432/0

رد فرضیه

رابطه هویت جنسیتی و میزان استفاده در هر بار اتصال

091/0-

006/0

تایید فرضیه

فرضیه پنجم مطرح می­کند که مشخص بودن هویت جنسیتی و شاخص­های آن، در بین دختران و پسران متفاوت است، بدین منظور با استفاده از آزمون T برای نمونه­های مستقل، به ارزیابی این فرضیه خواهیم پرداخت. آماره­های آزمون و سطوح معناداری در جدول شماره (7) آمده است.

 

جدول شماره (7): آزمون T برای نمونه­های مستقل

 

میانگین

آماره t

سطح معناداری

فاصله اطمینان 95% برای اختلاف میانگین­ها

پذیرش فرضیه

ارزیابی فرضیه

حد پایین

حد بالا

تصور از خود

زن

7123/3

049/3

002/0

12432/0

57693/0

تایید فرضیه

زنان بیش از مردان به خود اهمیت  می‌دهند.

 

مرد

3617/3

روابط قدرت

زن

6849/1

917/0-

360/0

22149/0-

08072/0

رد فرضیه

بین میانگین زنان و مردان، تفاوت معناداری وجود ندارد.

 

مرد

7553/1

نقش­های خانوادگی

زن

1050/4

063/7

000/0

59764/0

05921/1

تایید فرضیه

زنان بیش از مردان، نقش­های خانوادگی را می­پذیرند.

 

مرد

2766/3

نیازهای مصرفی

زن

3653/1

153/6-

000/0

71130/0-

36662/0-

تایید فرضیه

مردان بیش از زنان، نیازهای مصرفی دارند.

 

مرد

9043/1

الگوی مرجع رفتاری

زن

6667/2

319/2-

021/0

55717/0-

04567/0

تایید فرضیه

مردان نسبت به زنان بیشتر به دوستان خود اهمیت می­دهند تا خانواده.

 

مرد

9681/2

هویت جنسیتی

زن

6986/2

267/0

789/0

11313/0-

14868/0

رد فرضیه

بین میانگین زنان و مردان، تفاوت معناداری وجود ندارد.

 

مرد

6809/2

                   

 

در ادامه، مدل معادله ساختاری پژوهش حاضر ترسیم شده است، مدل با استفاده از نرم­افزار Amos رسم گردیده و ملاحظه می­شود که متغیر پنهان وابسته یعنی هویت جنسیتی از پنج بُعد تشکیل شده است، در این میان، یکی از پارامترها، ضرایب همبستگی است که تاثیر میزان استفاده از فیس­بوک را بر هویت جنسیتی نشان می­دهند، از طرف دیگر، هر یک از متغیرهای پنهان، خود با تعدادی معرف کلیدی، مورد سنجش قرار گرفته است. مقدار این پارامتر، بار عاملی نامیده می­شود و مجذور آن، ضرایب تبیین را به دست می­دهد.

 

 

 

 

شکل شماره (2): مدل معادله ساختاری

 

برازش مدل به طور کلی و البته با کمی اصلاح مدل (شامل افزودن پارامتر به عنوان همبستگی بین متغیرهای خطا و نیز مقید نمودن پارامترها) خوب است، چرا که آماره کای­اسکوئر که به لحاظ فنی شاخص بدی برازش است، برابر با 241/719 با 223 درجه آزادی است. گام قطعی در تفسیر نتایج برای مدل ساختاری مفروض، آزمون مدل است. هنگامی که شاخص­های برازش مدل قابل ­قبول­اند، مدل ساختاری مفروض به وسیله­ داده­های واریانس- کوواریانس حمایت شده است. هنگامی که شاخص­های برازش مدل قابل ­قبول نیستند، همواره می­کوشیم تا به بازتدوین مدل از طریق افزودن یا حذف کردن مسیرهایی برای دست­یابی به یک برازش بهتر بین مدل و داده­ها دست یابیم­­­(شوماخر و لومکس، 1388: 243- 248).

درجدول شماره (8)، تعدادی از مهم­ترین معیارهای برازش و تفسیر آن­ها و مقدارش در مدل مفروض آمده است، به طورکلی می­توان گفت که عمده شاخص­های برازش مدل قابل ­قبول و تا حدی قابل ­قبول هستند، بنابراین مدل ترسیم شده، مدلی است که می­تواند تا حدودی داده­های ما را با مدل نظری تطبیق دهد، به ‌عبارت دیگر، مدل ما نشان می­دهد که داده­های تجربی ما می­تواند تا حدودی با نظریه­ها پوشش داده شود.

 

 

 

 

 

 

جدول شماره (8): معیارهای برازش مدل و تفسیر برازش قابل ­قبول

معیار برازش مدل

مقدار حاصل در مدل مفروض

سطح قابل قبول

تفسیر

وضعیت پذیرش

نیکویی برازش (GFI)

88/0

0 (عدم برازش) تا 1 (برازش کامل)

مقدار نزدیک به 95/0 منعکس­کننده­ یک برازش مطلوب است.

قابل قبول

نیکویی برازش اصلاح شده (AGFI)

89/0

0 (عدم برازش) تا 1 (برازش کامل)

مقدار نزدیک به 95/0 منعکس­کننده یک برازش مطلوب است.

قابل قبول

ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA)

05/0

کوچکتر از 04/0

مقدارکمتر از 05/0 یک برازش خوب را نشان می­دهد.

قابل قبول

توکر لوئیس (TLI)

90/0

0 (عدم برازش) تا 1 (برازش کامل)

مقدار نزدیک به 95/0 منعکس­کننده یک برازش مطلوب است.

قابل قبول

شاخص برازش هنجار شده (NFI)

92/0

0 (عدم برازش) تا 1 (برازش کامل)

مقدار نزدیک به 95/0 منعکس­کننده­ یک برازش مطلوب است.

قابل قبول

کای اسکوئر نسبی (CMIN/DF)

22/3

1 تا 5

مقدارکمتر از1نشان­ دهنده ضعف برازش و مقدار بیشتر از 5 منعکس­کننده نیاز به بهبود است.

قابل قبول

شاخص برازش هنجار شده مقتصد (PNFI)

61/0

 

بالاتر از 50/0 یا 60/0

قابل قبول

شاخص برازش تطبیقی مقتصد (PCFI)

67/0

 

بالاتر از 50/0 یا 60/0

قابل قبول

 

بحث و نتیجه­گیری

فن­آوری‌های ارتباطی جدید و بزرگ­راه‌های اطلاعاتی آن، به­ویژه اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی منجر به تحول در شدت و میزان ارتباط انسان‌ها در اقصی نقاط جهان شده‌اند و تحولی کیفی در نحوه ارتباط انسان‌ها با یکدیگر ایجاد کرده‌اند، بدین معنی که امروزه با استفاده از اینترنت و با حضور در این بزرگراه، امکان بهره‌گیری از انبوهی از اطلاعات درکمترین زمان ممکن و برقراری ارتباط گفتاری نوشتاری و دیداری با هزینه‌ای نسبتاً کم فراهم آمده است. ‌ظهور این پدیده اگرچه خود معلول تحولاتی چند بوده اما پس از ظهور، خود منشاء تحولات زیادی گردیده است. یکی از این تحولات­، تحول در معنا و مفهوم هویت از یک‌ سو و هویت جنسیتی افراد به‌ویژه جوانان از سوی دیگر است، در واقع در دنیای کنونی ­که انفجار اطلاعات درآن به ‌وقوع پیوسته و بخش عظیمی از انسان‌ها و به ‌ویژه جوانان درمعرض پیامدهای آن قرار گرفته‌اند، هویت مبنا و معنای گذشته خود را از دست داده است و شدت و دامنه تغییرات هویتی در نسل‌های جدید به حدی است که در برخی موارد چالش‌ها و بحران‌های هویتی را پدید آورده است و برخلاف گذشته، فرآیند انتقال هویت بیش از آن­که در زمینه ارزش‌ها، باورها، رفتارها و خلاصه هویت‌شان از والدین خویش متاثر باشند ازرسانه‌ها، صنعت فرهنگ، همسالان و جوانان دیگر که چه بسا از دیگر کشورها باشند، تاثیر می‌پذیرند، لذا مطالعه این مسئله در دنیای کنونی حائز اهمیت است.

یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که هویت جنسیتی دانشجویان و شاخص­های آن بیش از حد متوسط است، با توجه به میانگین به‌ دست آمده، هویت جنسیتی افراد، کمتر از حد متوسط (6933/2) است، اما در مورد شاخص­های آن می­توان گفت: تصور از خود و نقش­های خانوادگی، بیشتر از حد متوسط هستند و سایر شاخص­ها، شامل روابط قدرت، نیازهای مصرفی و الگوی­مرجع رفتاری، کمتر ازحد متوسط هستند، باتوجه به این‌که مقادیر سطح معنی‌داری در آزمون‌های فوق، کوچک­تر از 05/0 می‌باشد، فرض صفر (3=µ) در آن‌ها رد می‌شود، از آن‌جا که مقادیر کمینه و بیشینه فواصل اطمینان برای اختلاف از میانگین در سه مورد منفی و کوچک­تر از صفر است، در آن‌ها فرض 3>µ پذیرفته می‌شود، در دو مورد تصور از خود و نقش­های خانوادگی؛ مقادیر کمینه و بیشینه فواصل اطمینان برای اختلاف از میانگین مثبت و بزرگ­تر از صفر است، در آن‌ها فرض 3<µ پذیرفته می‌شود، بنابراین هویت جنسیتی افراد و سه بُعد آن، کمتر از حد متوسط می­باشند.

از دیگر یافته‌های پژوهش این است که بین جنس و استفاده از شبکه اجتماعی فیس­بوک رابطه­ای معنادار وجود دارد. همان‌طور که مشاهده می­شود افرادی که عضو فیس­بوک هستند، هویت جنسیتی مشخص­تری دارند، اما از طرف دیگر رابطه معکوسی بین هویت جنسیتی و استفاده از فیس­بوک وجود دارد، به‌عبارت دیگر، هر چه استفاده از فیس­بوک بیشتر باشد، شکل‌گیری هویت جنسیتی با مشکل رو به رو می­شود و نامشخص­تر است، بنابراین می­توان گفت که عضویت در فیس‌بوک عامل تاثیرگذاری بر مشخص شدن هویت جنسیتی می­باشد، اما استفاده بیش از حد از آن می­تواند هویت جنسیتی و مشخص شدن آن را با اختلال رو به رو کند.

علاوه­بر این، یافته­ها نشان می­دهند که زنان بیش از مردان به خود اهمیت می­دهند و بیش از مردان، نقش­های خانوادگی را می­پذیرند. مردان بیش از زنان، نیازهای مصرفی دارند. مردان نسبت به زنان بیشتر به دوستان خود اهمیت می­دهند تا خانواده، اما در مورد روابط قدرت و هویت جنسیتی می­توان گفت که بین میانگین زنان و مردان، تفاوت معناداری وجود ندارد، در توضیح این امر می­توان از نظریه لول­(2001) استفاده کرد. طبق باور او، تعامل متقابل میان فرد و محیط اطراف او که جنبه نمادین دارد منجر به خلق معانی می­شود که نتیجه آن طبقه­بندی زنان و مردان در دو گروه جداگانه خواهد بود و این دسته­بندی باعث تجارب جداگانه زنان و مردان می­شود. محیط پیرامون ما ازطریق نمادها و معانی، برداشت ما ازخود به‌عنوان زن یا مرد و برداشت ما از نوع رفتار، افکار و حتی ویژگی­های جسمی­مان را شکل می­دهد.

به ‌عنوان جمع­بندی می­توان گفت­ که هویت جنسیتی تحت ­تاثیر عضویت در فیس‌بوک قرار می­گیرد. اما استفاده زیاد و مداوم از فیس­بوک می­تواند جریان هویت­یابی جنسیتی را با اختلال رو به رو کند، به طور کلی، هویت جنسیتی افراد، چندان مشخص نیست. تصور از خود و نقش­های خانوادگی در آن‌ها، بیشتر از حد متوسط است، به این معنا که به خود اهمیت می­دهند و نقش­های خانوادگی را می­پذیرند اما روابط قدرت، نیازهای مصرفی و الگوی مرجع رفتاری در آن­ها، کمتر از حد متوسط هستند، بدین معنا که دیدگاه­های اقتدار مردانه را نمی­پذیرند. نیازهای مصرفی بالایی دارند و دوستان را به خانواده خود ترجیح می­دهند. قابل ذکر است که مشخص بودن هویت جنسیتی در میان زنان و مردان تفاوت معناداری ندارد اما زنان بیش از مردان به خود اهمیت می­دهند و بیشتر نقش­های خانوادگی را می­پذیرند، اما مردان نسبت به زنان، نیازهای مصرفی بیشتری دارند و بیشتر به دوستان خود اهمیت می­دهند تا خانواده.

درتوجیه و تحلیل یافته‌های پژوهش می‌توان گفت که رسانه‌های نوین، خواه آشکار و خواه نهان مملو از گفتمان‌های جنسیتی هستند، این ‌که ما به‌عنوان فرد کیستیم و چگونه باید در فضاهای مختلف رفتار کنیم بخشی از فرهنگ جنسیتی است­که توسط نهادهایی چون رسانه بازتولید می‌شود. در عصر فراواقعیت که تمایز میان امرواقع و مجاز مخدوش گشته است، بازنمایی‌های جنسیتی در رسانه‌ها اهمیت افزون‌تری یافته است. امروزه دختران و زنان از نگاه گذشته سنتی به هویت جنسیتی که زن را موجودی ضعیف و وابسته می‌دانست فاصله گرفته و به سوی نگرشی مدرن به هویت جنسیتی که زنان را موجوداتی مستقل، قوی و با قابلیت‌های مشخص می‌داند، حرکت می‌کنند. بی‌تردید فن­آوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی در تغییر این نگرش و پیشروی به سوی دیدگاهی مدرن تاثیر بی‌چون و چرا و فراوانی داشته‌اند، این تاثیر توسط مولفه‌های زیر روشن می‌گردد:

الف) میزان دسترسی افراد به رسانه

ب) میزان استفاده از رسانه

ج) الگوی استفاده از رسانه که به‌طور مستقیم بر نگرش افراد به هویت جنسیتی خود تاثیر دارد.

درواقع می‌توان­گفت همان‌گونه که مورد تاکید مکتب مطالعات فرهنگی است جوانان (به ‌ویژه دختران و زنان) به نسبت عضویت و حضور در گروه‌های مختلف از نظر تحصیلات، سن، تاهل و اشتغال هم­چون گروه‌های تفسیرگر عمل­­ کرده و استفاده از رسانه گاه وابسته به موقعیت خاص و معطوف به وظایف اجتماعی استفاده‌ کنندگان است که خود از مشارکت افراد در جماعت‌های تفسیرگر نشات می‌گیرد.

باتوجه به مطالب بیان ­شده می‌توان به پرسش حاضر مبنی بر این‌که چه ارتباطی میان الگوی استفاده انگیزه، میزان استفاده از رسانه و نوع نگرش جوانان به هویت جنسیتی خود برقرار باشد؟ چنین پاسخ داد که: چگونگی تاثیرپذیری افراد از بازنمایی‌های رسانه‌ای با توجه به ویژگی‌های آنان با یکدیگر متفاوت می‌باشد. این چگونگی تاثیرپذیری بستگی به تفسیر آنان و استفاده انتخابگرانه از محتواهای رسانه‌ای و شکل دادن به محتواهای مورد علاقه آنان دارد. هم­چنین گفتنی است­که اگرچه دسترسی به رسانه خاصی هم­چون فیس‌بوک و استفاده از آن می‌تواند بر نگرش و هویت جنسیتی تاثیر داشته باشد ولی تغییرات داخلی جامعه و عوامل درونی خانواده‌ها نیز در این فرایند نقش مهمی دارند. هماهنگی و همراه شدن این تغییرات با الگوها و روش‌های ارائه شده به ‌وسیله مطالب شبکه‌های اجتماعی مجازی، باعث می‌شود که تغییر در هویت جنسیتی بیشتر ملاحظه شود.

 

منابع

آبوت، پ؛ و دیگری. (1380). جامعه­شناسی زنان. ترجمه: م، نجم‌عراقی. تهران: نشر نی.

احمدی، ح؛ و همکاران. (1389). بررسی رابطه وسایل ارتباطی نوین با هویت جنسیتی جوانان شهر شیراز. فصلنامه زن و جامعه. شماره 4.

احیایی، پ. (1394). فضای مجازی و تحولات هویتی در ایران. تهران: انتشارات پارسینه.

استرنیانی، د. (1384). مقدمه­ای بر نظریه­های فرهنگ عامه. ترجمه: ث، پاک­نظر. تهران: نشر گام نو.

السون، د. (1377). رسانه­ها و نمادها: صورت­های بیان و ارتباط و آموزش. ترجمه: م، مهاجر. تهران: انتشارات سروش.

پاستر، م. (1377). عصر دوم رسانه­ها. ترجمه: غ، صالح­یار. تهران: موسسه ایران.

پیشگامی ­فرد، ز؛ و همکاران. (1389). تعامل در فضای سایبر و تاثیر آن بر هویت زنان در ایران، (مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه تهران). فصلنامه زن در توسعه و سیاست. شماره 2.

تامپسون، ج. (1380). رسانه­ها و مدرنیته. ترجمه: م، اوحدی. تهران: انتشارات سروش.

جنکینز، ر. (1381). هویت اجتماعی. تهران: نشر شیرازه.

حاتمی، م، ر؛ و دیگری. (1390). رسانه و نگرش زنان به هویت خود. فصلنامه تحقیقات­ فرهنگی. شماره 2.

دوران، ب.­ (1387). هویتاجتماعی: رویکردهاونظریه­ها. تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی.

سلطانی­فر، م. (1389). دیپلماسی عمومی نوین و روابط عمومی الکترونیک. تهران: انتشارات سیمای شرق.

شوماخر، ر؛ و دیگری. ­(1388). مدل­سازی معادله ساختاری با کاربرد برنامه­های Amos،LISREL و EQS. ترجمه: و، قاسمی. تهران: انتشارات جامعه­شناسان.

عاملی، س، ر. (1382). دو جهانی شدن­ها و جامعه جهانی اضطراب. نامه علوم اجتماعی. شماره 21.

عریضی، ف؛ و همکاران. (1385). ماهواره و هویت جنسیتی دختران جوان. مجله جامعه­شناسی ایران. شماره 2.

فرهمند، م. (1387). دختران و کاربرد اینترنت. فصلنامه مطالعات راهبردی زنان. شماره 41.

قره­باغی، ع، ا. (1380). تبارشناسی پست مدرنیسم. تهران: دفتر پژوهش­های فرهنگی.

گیبینز، ج و د. (1388). سیاست پست مدرنیته. ترجمه: م، انصاری. تهران: نشر گام نو.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

مهدی­زاده، س، م. (1381). انقلاب ارتباطات، جامعه شبکه­ای و ذهنیت و هویت ناپایدار. سمینار ایران و جامعه اطلاعاتی در سال 1400. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

Boyd, D. M. & Ellison, N. B. (2007). Social Network Sites: Definition, History, and Scholarship. Journal of  Computer-Mediated Communication. 13(1), P.p: 210-230.

Castells, M. (1997). The Power of Identity. Oxford: Blackwell.

Hekman, S. (1999). Identity Crises, In S. Hekman(ed), Feminism, Identity and Differnece, Frank Cass.

Irving, C. J. & English, L. M. (2010). Community in Cyberspace: Gender, Social Movement Learning, and the internet. Adult Education Quarterly. Vol:2, No:1. P.p:1-17.

Lorber, J. (2000). Social Construction of Gender, in Edgar F. Borgatta and Rhonda g.v. Montgomery, Encyclopedia of Sociology. New York: McMillan Reference.

Lull, J. (2001). Culture in Communication Age.London: Routledge Publication.

Siara, B. (2007). Cyber Space and Identity issues at The British. Sociological Association Annual Conference University of East London. Saturday 14th April 2007.

Thompson, J. (1998). Community Identity and world Citizenship, In Archibugi, Held and Kohler(eds), Culture and global Change. London: Routledge.

­Tiffany A. & etal. (2009). College Students' Social Networking Experiences on Facebook. Journal of Applied Developmental Psychology. No. 30, P.p: 227–238.

 

 

 

 

 

 

 

 

 



.[1] دانشجوی کارشناسی­ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه تبریز- ایران.               ­pouyan_ehyayi@yahoo.com E- mail:                                           

[2]. عضو هیات علمی پژوهشی دانشگاه تبریز- ایران.                                         m.mobarak2012@yahoo.com E- mail:

[3]. Irving & English

آبوت، پ؛ و دیگری. (1380). جامعه­شناسی زنان. ترجمه: م، نجم‌عراقی. تهران: نشر نی.

احمدی، ح؛ و همکاران. (1389). بررسی رابطه وسایل ارتباطی نوین با هویت جنسیتی جوانان شهر شیراز. فصلنامه زن و جامعه. شماره 4.

احیایی، پ. (1394). فضای مجازی و تحولات هویتی در ایران. تهران: انتشارات پارسینه.

استرنیانی، د. (1384). مقدمه­ای بر نظریه­های فرهنگ عامه. ترجمه: ث، پاک­نظر. تهران: نشر گام نو.

السون، د. (1377). رسانه­ها و نمادها: صورت­های بیان و ارتباط و آموزش. ترجمه: م، مهاجر. تهران: انتشارات سروش.

پاستر، م. (1377). عصر دوم رسانه­ها. ترجمه: غ، صالح­یار. تهران: موسسه ایران.

پیشگامی ­فرد، ز؛ و همکاران. (1389). تعامل در فضای سایبر و تاثیر آن بر هویت زنان در ایران، (مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه تهران). فصلنامه زن در توسعه و سیاست. شماره 2.

تامپسون، ج. (1380). رسانه­ها و مدرنیته. ترجمه: م، اوحدی. تهران: انتشارات سروش.

جنکینز، ر. (1381). هویت اجتماعی. تهران: نشر شیرازه.

حاتمی، م، ر؛ و دیگری. (1390). رسانه و نگرش زنان به هویت خود. فصلنامه تحقیقات­ فرهنگی. شماره 2.

دوران، ب.­ (1387). هویتاجتماعی: رویکردهاونظریه­ها. تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی.

سلطانی­فر، م. (1389). دیپلماسی عمومی نوین و روابط عمومی الکترونیک. تهران: انتشارات سیمای شرق.

شوماخر، ر؛ و دیگری. ­(1388). مدل­سازی معادله ساختاری با کاربرد برنامه­های Amos،LISREL و EQS. ترجمه: و، قاسمی. تهران: انتشارات جامعه­شناسان.

عاملی، س، ر. (1382). دو جهانی شدن­ها و جامعه جهانی اضطراب. نامه علوم اجتماعی. شماره 21.

عریضی، ف؛ و همکاران. (1385). ماهواره و هویت جنسیتی دختران جوان. مجله جامعه­شناسی ایران. شماره 2.

فرهمند، م. (1387). دختران و کاربرد اینترنت. فصلنامه مطالعات راهبردی زنان. شماره 41.

قره­باغی، ع، ا. (1380). تبارشناسی پست مدرنیسم. تهران: دفتر پژوهش­های فرهنگی.

گیبینز، ج و د. (1388). سیاست پست مدرنیته. ترجمه: م، انصاری. تهران: نشر گام نو.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

مهدی­زاده، س، م. (1381). انقلاب ارتباطات، جامعه شبکه­ای و ذهنیت و هویت ناپایدار. سمینار ایران و جامعه اطلاعاتی در سال 1400. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

Boyd, D. M. & Ellison, N. B. (2007). Social Network Sites: Definition, History, and Scholarship. Journal of  Computer-Mediated Communication. 13(1), P.p: 210-230.

Castells, M. (1997). The Power of Identity. Oxford: Blackwell.

Hekman, S. (1999). Identity Crises, In S. Hekman(ed), Feminism, Identity and Differnece, Frank Cass.

Irving, C. J. & English, L. M. (2010). Community in Cyberspace: Gender, Social Movement Learning, and the internet. Adult Education Quarterly. Vol:2, No:1. P.p:1-17.

Lorber, J. (2000). Social Construction of Gender, in Edgar F. Borgatta and Rhonda g.v. Montgomery, Encyclopedia of Sociology. New York: McMillan Reference.

Lull, J. (2001). Culture in Communication Age.London: Routledge Publication.

Siara, B. (2007). Cyber Space and Identity issues at The British. Sociological Association Annual Conference University of East London. Saturday 14th April 2007.

Thompson, J. (1998). Community Identity and world Citizenship, In Archibugi, Held and Kohler(eds), Culture and global Change. London: Routledge.

­Tiffany A. & etal. (2009). College Students' Social Networking Experiences on Facebook. Journal of Applied Developmental Psychology. No. 30, P.p: 227–238.