شناخت‌شناسی کار آفرینی در رسانه و اندازه‌گیری میزان آن در سازمان‌های رسانه‌ای

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه ارتباطات دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز – ایران.

2 استادیار گروه مدیریت دانشکده کار آفرینی دانشگاه تهران – ایران.

چکیده

هدف تحقیق حاضر­، تدوین الگوی کارآفرینی سازمانی برای موسسات تبلیغاتی است که برای دست­یابی به الگوی مورد نظر­، با ۱۵ نفر از اطلاع ­رسانان کلیدی که با ابعاد مساله و موضوع تحقیق درگیر بوده‌ و واجد تجربه‌های مفید و مستمّر در موضوع تحقیق بودند مصاحبه­ عمیق انجام گرفته است.
روش مورد استفاده در تحقیقِ حاضر­، روش تحقیق کیفی نظریه مبنایی یا نظریه برخاسته از داده‌ها (GT) می­باشد که از طریق مصاحبه عمیق­، فعّال و اکتشافی با خبرگان، ساختار درونی ارزش‌ها­، نگرش‌ها و تجارب زیستی‌ ایشان در موضوع تحقیق، احصاء گردید. اطلاع ­رسانان و افراد خبره  در ۳ گروه و از بین افرادی انتخاب شدند که با مساله درگیر بودند­. دراین تحقیق از روش نمونه‌گیری هدف­مند­، برمبنای اصل  اشباع­‌نظری استفاده شده است. سپس داده‌ها و اطلاعات به ‌دست آمده از مصاحبه‌ها، ابتدا کدگذاری باز و محوری شدند و در همین راستا کدگذاری انتخابی انجام گرفت، از مصاحبه‌ها مجموعاً 570 گزاره‌ مفهومی اولیه درمرحله کدگذاری باز و چندتا­؟ گزاره‌ مقوله‌ای در مرحله کدگذاری محوری، به دست آمد و درنهایت در مرحله­ کدگذاری انتخابی، قضایایی که روابط تعمیم­یافته میان مقولات را منعکس می‌کنند، وضوح­کافی پیدا کردند و مدل GT نمایان شد. این مدل دارای چهار بخش نظریه، موجبات علّی، شرایط و زمینه­ها، عاملیت و کنش (راهبردها و مداخلات)، بروندادها، پیامدها و نتایج است.
بر اساس مدل سه شاخگی­، محقق سه گروه عوامل رفتاری­، محیطی و ساختاری را در بروز پدیده کار آفرینی در موسسات تبلیغاتی مورد بررسی قرار داده است­، بر اساس مدلِ به دست آمده­، پدیده­ی اصلی­، ضعفِ تخصصیِ مدیریت­، فقدانِ آموزشِ تخصصی و حرفه­ای و محیط کسب و کار است، به عبارت دیگر، در این مدل توضیح داده می‌شود که چه عواملی و تح چه شرایطی در بروز پدیده­ کارآفرینی موثر است. اطلاع­ رسانان، کار ­آفرینی را از طریق موجبات علّی آن توضیح می‌دهند و بیان می‌کنند که چه عواملی در فرایند شکل‌گیری ضعفِ تخصصی مدیریت­، فقدانِ آموزش تخصصی و حرفه­ای و محیط کسب و کار تاثیر دارد و این امر درکدام شرایط و زمینه‌ها صورت می‌گیرد­؟ و چه عاملیّت­ها و کنش­هایی (مداخلات و راهبردهایی) می‌توانند در این فرایند اثر بگذارند و چگونه این فرایند به پیامدهایی­که متضمن شکل­- ‌گیری کارآفرینی سازمانی درصنف تبلیغات است و به ‌دنبال آن بلوغ و گسترش زمینه­های کسب و کار، منجر می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Epistemology of Media Entrepreneurship and its Measuring in Media Organization

نویسندگان [English]

  • Neda Soleimani 1
  • Seyed Morteza Razavi 2
چکیده [English]

The present study aims to develop an Entrepreneurship framework for advertising agencies, to achieve the desired framework. A depth interview was done with 15 key informants who were involved dimensions of problem and had useful and ongoing experiences about the research subject. The research methodology used was based on qualitative research method, the Grounded Theory (GT), through explorative interviews with these informants, their internal structure of values, attitudes and also experiences were explored based on the research subject. Through a purposeful sampling, informants were selected from three groups that have involved the issue of research. Sampling was performed based on "theatrical saturation". Then, open coding and axial coding were applied on data obtained through interviews and selective coding was performed accordingly. Totally, 570 initial conceptual statements from the open coding and 114 categorical statements from the axial coding were obtained. Ultimately, in selective coding hypotheses reflecting the generalized relations among categories were clearly recognized and GT model appeared. This model has four theories, causal factors, conditions and areas, agency and action (strategies and interventions), outputs, outcomes and results. Based on three dimensional model (3-D model) three groups of behavioral, contextual and structural factors studied in the cause of entrepreneurship in advertising agencies, based on the obtained model, the main phenomenon is the weaknesses of professional management and absence of professional training and business environment, in other word this model explains that under what conditions, this phenomenon happens and what factors are most effective in occurrence of entrepreneurial phenomenon. Informants explain this phenomenon by its causal factors, expressing that: "which factors are effective in forming the weaknesses of professional management and absence of professional training and business environment?"-"which agencies and actions (interventions and strategies) affect the purpose?"-"how does this process lead to outcomes that guarantee the formation of Entrepreneurship in Advertising guild and consequently, maturation and expansion of business areas?"

کلیدواژه‌ها [English]

  • Media Organizations Entrepreneurship
  • Grounded Theory (GT)
  • Advertising agencies

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هفتم، شماره بیست و پنجم، زمستان 1393

ص ص 150-131

 

 

 

 

شناخت­شناسی کار آفرینی در رسانه و اندازه­گیری میزان آن در سازمان­های رسانه­ای

دکتر ندا سلیمانی[1]

دکتر سید مرتضی رضوی[2]

تاریخ دریافت مقاله:25/11/1394

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:13/3/1395

چکیده

هدف تحقیق حاضر­، تدوین الگوی کارآفرینی سازمانی برای موسسات تبلیغاتی است که برای دست­یابی به الگوی مورد نظر­، با ۱۵ نفر از اطلاع ­رسانان کلیدی که با ابعاد مساله و موضوع تحقیق درگیر بوده‌ و واجد تجربه‌های مفید و مستمّر در موضوع تحقیق بودند مصاحبه­ عمیق انجام گرفته است.

روش مورد استفاده در تحقیقِ حاضر­، روش تحقیق کیفی نظریه مبنایی یا نظریه برخاسته از داده‌ها (GT) می­باشد که از طریق مصاحبه عمیق­، فعّال و اکتشافی با خبرگان، ساختار درونی ارزش‌ها­، نگرش‌ها و تجارب زیستی‌ ایشان در موضوع تحقیق، احصاء گردید. اطلاع ­رسانان و افراد خبره  در ۳ گروه و از بین افرادی انتخاب شدند که با مساله درگیر بودند­. دراین تحقیق از روش نمونه‌گیری هدف­مند­، برمبنای اصل  اشباع­‌نظری استفاده شده است. سپس داده‌ها و اطلاعات به ‌دست آمده از مصاحبه‌ها، ابتدا کدگذاری باز و محوری شدند و در همین راستا کدگذاری انتخابی انجام گرفت، از مصاحبه‌ها مجموعاً 570 گزاره‌ مفهومی اولیه درمرحله کدگذاری باز و چندتا­؟ گزاره‌ مقوله‌ای در مرحله کدگذاری محوری، به دست آمد و درنهایت در مرحله­ کدگذاری انتخابی، قضایایی که روابط تعمیم­یافته میان مقولات را منعکس می‌کنند، وضوح­کافی پیدا کردند و مدل GT نمایان شد. این مدل دارای چهار بخش نظریه، موجبات علّی، شرایط و زمینه­ها، عاملیت و کنش (راهبردها و مداخلات)، بروندادها، پیامدها و نتایج است.

بر اساس مدل سه شاخگی­، محقق سه گروه عوامل رفتاری­، محیطی و ساختاری را در بروز پدیده کار آفرینی در موسسات تبلیغاتی مورد بررسی قرار داده است­، بر اساس مدلِ به دست آمده­، پدیده­ی اصلی­، ضعفِ تخصصیِ مدیریت­، فقدانِ آموزشِ تخصصی و حرفه­ای و محیط کسب و کار است، به عبارت دیگر، در این مدل توضیح داده می‌شود که چه عواملی و تح چه شرایطی در بروز پدیده­ کارآفرینی موثر است. اطلاع­ رسانان، کار ­آفرینی را از طریق موجبات علّی آن توضیح می‌دهند و بیان می‌کنند که چه عواملی در فرایند شکل‌گیری ضعفِ تخصصی مدیریت­، فقدانِ آموزش تخصصی و حرفه­ای و محیط کسب و کار تاثیر دارد و این امر درکدام شرایط و زمینه‌ها صورت می‌گیرد­؟ و چه عاملیّت­ها و کنش­هایی (مداخلات و راهبردهایی) می‌توانند در این فرایند اثر بگذارند و چگونه این فرایند به پیامدهایی­که متضمن شکل­- ‌گیری کارآفرینی سازمانی درصنف تبلیغات است و به ‌دنبال آن بلوغ و گسترش زمینه­های کسب و کار، منجر می‌شود.

واژگان کلیدی:کارآفرینی سازمان­های رسانه­ای، نظریه مبنایی (GT) و موسسات تبلیغاتی.

مقدمه

سازمان­های تبلیغاتی به عنوان یکی از زیر­مجموعه­های رده­ کاری خدمات که طبق تعاریف ارائه شده در زمره سازمان­های رسانه­ای طبقه­بندی می­شوند دررونق فعالیّت­های اقتصادی و نیز اطلاع­رسانی به مخاطبان نقش مهمّی به عهده دارند­. از آن­جایی که فعالیت­های تبلیغاتی بعد ازانقلاب سال ۱۳۵۷ به مدت بیش از ۱۰ سال به دلایل راهبردی و سپری شدن دوران جنگ تحمیلی با ممنوعیت رو به رو بوده است­، سازمان­های تبلیغاتی و فعالان این عرصه با ضعف­های اساسی ساختاری، تخصصی و آموزشی رو به رو بوده­اند. از سوی دیگر گسترش عرصه­های تولید و تجارت­های بین­المللی­، لزوم فراگیری قواعد بازی در این عرصه­ پر رقابت را­، هر روز بیش از پیش نمایان می­کند. کشف­، تئوریزه کردن و ارائه­ی راه حل برای بهبود شرایط فعالیت در عرصه­ی تبلیغات و مدیریت سازمان­های تبلیغاتی­، به لحاظ مدیریتی و ساختاری برای افزایش بهره­وری و شکوفایی­، امروز نه یک انتخاب که یک ضرورت است­.

 

بیان مسئله

به راستی چه عواملی با­عث نوآوری و رشد می­شوند­؟ پاسخ­، بدون شک درمفهوم کار آفرینی نهفته است. این واقعیّت­، ذات تئوری­های کار آفرینی و تحقیقات مربوط به آن است­. پژوهش­های اخیر نشان داده­اند که رشد شرکت­های کوچک و جدید و رکودها­ی متناظر آن در دهه 1970 آغاز شده است. در واقع شرکت­ها­ی کوچک به عنوان منبعِ اصلی رشد خالص مشاغل محسوب شده­اند. آیا این شواهد هنگام تسّری به صنف رسانه هم مصداق می­یابد؟ و به طور خاصّ این سوال در ذهن پژوهشگران مطرح می­شود که آیا تعریف نوآوری­، آن هنگام که به مفاهیم ناظر بر کارکرد­های رسانه­ها از جمله تنّوع (در محتوا و رسایی) دسترسی (به رسانه­ها و شبکه­های ارتباطی برای عموم) و فرآیندهای جدید با تاثیرات دموکراتیزه کردن هر چه بیشتر جامعه اطلاق می­گردد­؛ هم­چنان مصادیق خود را حفظ می­کند­؟

کدام تئوری­ها و زمینه­های تحقیقاتی ازحوزه کارآفرینی قابل تعمیم به مطالعات اقتصاد رسانه­ای است­؟

حجم قابل توجهی از رویکرد­های تحقیقاتی در حوزه اقتصاد رسانه­ها به طرح سوالات و حل مساله­هایی می­پردازد که از منظر سازمان­های صنعتی به رسانه­ها نگریسته است­.

ظهور ادبیات و دانش کار آفرینی به عنوان مکمل شیوه­های مدیریت سازمانی در صنایع و افزایش کارایی آن­ها مطرح گردیده است­. از مبانی بنیادی که درکار آفرینی و تحقیقات وابسته به آن همواره مورد تمرکز است­، مفهوم نوآوری است­. سیر استدلال­های منطقی بر همگان مبرهن ساخته است­که کار آفرینی نقش بسیار کلیدی را در صنعت رسانه به عهده دارد و نوآوری در جای جای سابقه­ی علمی و اجرایی این صنعت ریشه دوانده است­، اما درعین حال­ سهم و جایگاه کارآفرینی در رشد صنعت رسانه­ای به طور دقیق معلوم نیست­.

کارآفرینی یکی از مهم­ترین مولفه­ها در صنعت رسانه­ای است که عرصه­ی بالقوه و با ظرفیتی برای تحقیقات علمی محسوب می­شود.

این رساله قصد دارد تا زمینه­ جستاری را درخصوص ماهیّت و چیستی کار آفرینی در رسانه و تاثیر آن بر روند خلق نوآوری­ها در عرصه رسانه­ای را معرفی نماید.

با عنایت به موارد فوق­الاشاره­، سه سوال کلیدی در این تحقیق بنیادی مطرح می­شود­:

1. ­کار آفرینی رسانه­ای چیست؟

2. ­یک واحد رسانه­ای به چه ترتیبی کار آفرین خواهد بود­؟

3. ­موانع موجود بر سر راه کار آفرینی در سازمان­های تبلیغاتی در ایران کدامند؟

در روند پاسخگویی به این سوالات به مفاهیم زیر توجه خواهیم کرد­:

الف) عوامل تاثیر­گذار بر کار آفرینی رسانه­ای

ب) تمرکز بر رسانه به عنوان یک سازمان با هدف درآمد­زایی و سود­دهی

در این مسیر پس از تعریفِ کار آفرینی­، به دنبال تعمیم نظریه­ها به صنعت رسانه و نیز باز تعریف تکنیک­های عملی موجود در ادبیات رسانه­ای خواهیم بود و در نهایت قصدِ شناختِ زمینه­های بروز کار آفرینی در رسانه­ها را داریم­. به عبارت دیگر قصد داریم چشم­اندازی از مفهوم کار آفرینی در رسانه­ها را ترسیم کرده و سپس به مقایسه­ی مفهوم کار آفرینی در رسانه با سایر عرصه­ها و صنایع بپردازیم.

در حال حاضر، تحقیقات بسیار محدودی در این زمینه به چاپ رسیده که آن­ها نیز به فراخور موضوع بخشی را انتخاب کرده و در آن عمیق شده­اند و یا این ­که مفهوم را در یک رسانه خاص بررسی کرده­اند به جای این­که دیدی فرانگر و جامع را ارائه بدهند(Hoag Anne, 2005).

 

مبانی نظری تحقیق

مفهوم سازمان کارآفرین

نقش سازمان‌ها در دست­یابی به اهداف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک ­جامعه آن‌ چنان برجسته است که سازمان‌های هر جامعه را گردونه‌های تحقق اهداف آن می‌دانند. بدیهی است که ساختار سازمانی ناهماهنگ با اهداف جامعه، دیوان­سالاری بازدارنده‌ای است­ که کل جامعه را به بیراهه می‌کشاند. ایجاد سازمان‌های جدید به عنوان یکی از مهم‌ترین نیروهای توسعه اقتصادی و اجتماعی محسوب شده، تسهیلگر رشد اقتصادی بوده، باعث توسعه فناوری و ایجاد محصولات و خدمات جدید شده و در برخی موارد به‌ طور کامل به خلق صنایع جدید منجر می‌گردد. سازمان‌های جدید هم­چنین منجر به ایجاد مشاغل جدید و دستاوردهای اقتصادی شده و باعث تحرک اجتماعی بیشتر می‌شود(and Dobrev, 2005­Barnett ).

کار آفرینی فرآیند تاسیس کسب و کار بر­ مبنای یک فکر و ایده نو است که در آن یک یا گروهی از افراد که به آنان کار آفرین گفته می‌شود، فرصتی نوین را کشف کرده و یا خلق می‌کنند و وارد عرصه بازار و رقابت می‌شوند، این موضوع در سازمانی اتفاق می‌افتد که به آن سازمان کار آفرین می‌گویند(Bart, 2006). اصول کارآفرینی سازمانیِ نک و اکلس نشان می‌دهد که ساختار سازمانی، رفتارهای کارآفرینانه را ارتقا می‌بخشد و عنصری اساسی برای موفقیت کارآفرینانه سازمان است­(Echols and Neck, 1998). ساختار سازمانی، طراحی سازمان است که واحدها، بخش‌ها، شعبات و آن‌ چه که هر یک از آن­ها انجام می‌دهند و مسئول آن هستند، را شامل می‌شود. در واقع ساختار، الگوی رسمی است که چگونگی گروه­بندی مشاغل و افراد را نشان می‌دهد­(Cornwall and Perlman, 1990). پیتر دراکر نیز ساختار سازمانی را مناسب‌ترین فضا برای ایجاد کارآفرینی می‌داند­(Prokopenko and Pavlin, 1991). در یک ساختار دیوان­سالار، قدرت دانش در سطح عالی سازمان متمرکز می‌شود. ساختار دیوان­سالار همان ساختار ایستا است. ساختار ایستا ساختاری منطقی و غیرشخصی است که مبتنی بر تصمیم‌گیری متمرکز، مقررات و رویه‌های رسمی، انجام فرآیندهای سازمانی در حالتی رسمی و یکسان و وظایف تخصصی‌شده می‌باشد­(مقیمی، 1383). این در حالی است که یک سازمان کارآفرین خواهان اجتناب از ساختار ایستا و استقرار ساختار پویا است. ساختار پویا­، نوآوری و کارآفرینی را در سازمان افزایش می‌دهد. چنین ساختار سازمانی پویایی، دارای دگرگون‌پذیری و انعطاف، حداقل سلسله‌ مراتب و صرفاً مقررات ضروری بوده و بر مرزگستری افقی تاکید دارد. هدف از ساختار پویا، حفظ نوآوری و بهره‌وری در سازمان است­که برای حمایت از چنین ساختاری، توانمندسازی به عنوان بخشی از راهبرد سازمانی مورد توجه قرار می‌گیرد­(Cornwall and Perlman, 1990). سازمان‌های کارآفرین دارای ویژگی‌هایی هستند که شناسایی و تقویت آن­ها موجب ایجاد نوآوری و در نتیجه اجرای بهینه کارآفرینی سازمانی می‌گردد.

 

ابعاد سازمان‌های کارآفرین

از نظر دفت­(1998)، ابعاد سازمانی به دو گروه ساختاری و محتوایی تقسیم می‌شوند که برای ارزیابی و درک سازمان، توجه به هر دو بعد ضروری است، هر بعد هم دارای مولفه‌ها و هم دارای نشانگرهایی است.

 در جدول زیر، به ابعاد ساختاری و محتوایی سازمان‌های کارآفرین اشاره شده است.

جدول شماره (1): ابعاد ساختاری و محتوایی سازمان‌های کارآفرین

ابعاد

مولفه‌ها

شناسه (معرف‌ها) در سازمان‌های کارآفرین

ساختاری

1. میزان رسمیت

غیر­رسمی

2. تخصصی بودن

تخصصی نبودن

3. داشتن استاندارد

نداشتن استاندارد

4. سلسله‌ مراتب اختیارات

کمرنگ بودن سلسله ‌مراتب و ارتباطات افقی

5. پیچیدگی

نداشتن پیچیدگی

6. میزان تمرکز / عدم‌ تمرکز

عدم‌تمرکز

7. حرفه‌ای بودن

هم حرفه‌ای و هم غیر­حرفه‌ای

8. نسبت‌های پرسنلی

کم بودن کارکنان ستادی نسبت به کل کارکنان

محتوایی

1. اندازه

اغلب سازمان‌های کوچک

2. اهداف

داشتن اهداف روشن با چشم‌انداز و رسالت روشن، مدون، مشتری‌گرا و مثبت

3. فن­آوری

تاکید بر فناوری پیشرفته

4. فرهنگ

فرهنگ سازمانی کارآفرینانه (حامی نوآوری و خطر­پذیری)

5. محیط

تعامل زیاد با محیط (سازگاری و تاثیرگذاری بر محیط)

              

آنتونسیک و هیسریچ­(2003)، برای کارآفرینی سازمانی هشت بعد پیشنهاد نموده‌اند.

 

کارآفرینی رسانه

هاگ­(Hoag, 2005) کارآفرینی رسانه را خلق و مدیریت کسب و کار کوچک یا سازمانی می­داند­که در فعالیت­هایش نوآوری را در حوزه­ بازار رسانه­ای به کار می­گیرد. وی با اندازه­گیری معیارهای کارآفرینی در صنعت رسانه و هم­چنین میزان نوآوری­هایی­که دراین صنعت اتفاق می­افتد بیان می­داردکه نرخ کارآفرینی و تاسیس کسب و کارهای جدیدالتأسیس در صنعت رسانه در حد بالایی قرار دارد. در تشریح تعریف فوق می­توان نکات چندی را بر­شمرد­: اول از همه این ­که، این تعریف، تمامی محصولات و تولیدات رسانه­ای را در­بر­می­گیرد. دوم، نوآوری اشاره شده در این تعریف، هم شامل نوآوری بنیادین و هم نوآوری تدریجی است. شرکت­های فعال در صنعت رسانه، شامل شرکت­های انتفاعی و غیرانتفاعی هستند.

هم­چنین، در این تعریف، منظور از شرکت، تنها شرکت­های کوچک و متوسط نیستند، زیرا شرکت­های بزرگی که در صنعت رسانه فعالیت می­کنند، می­توانند نوآور باشند. به عبارت دیگر، چه بسا این شرکت­های بزرگ، به دلیل منابع مالی بیشتری­که در اختیار دارند، بهتر قادر به سرمایه­گذاری در زمینه­ نوآوری­های جدید باشند­(Bull and Willard, 1993).

واژه­ی رسانه، به رسانه­های ارتباط­جمعی سنتی و هم­چنین رسانه­های جدیدالظهور اطلاق می­شوند. از جمله رسانه­های سنتی می­توان به روزنامه­ها و کتاب­ها و رسانه­های الکترونیک سنتی مانند رادیو و تلویزیون، و رسانه­های مدرن و جدیدالظهور نیز می­توان به اینترنت اشاره کرد.

کلمه رسانه، با توجه به نوع محیط و معیار، تعاریف مختلفی دارد. به عنوان مثال، کلمه­ رسانه در عبارت رسانه­های جمعی، به ابزارهایی اطلاق می­شود که به منظور انتشار حقایق، ایده­ها و سرگرمی­هایی هم­چون روزنامه، مجله، فیلم­های سینمایی، رادیو، تلویزیون و شبکه­ جهانی وب، به کارگرفته می­شود. هم­چنین، کلمه­ رسانه، اصطلاح عمومی است که برای سیستم­های تولید و انتشار اطلاعات، سرگرمی و اعمال انواع کنترل­های اجتماعی مورد استفاده قرار می­گیرد. برخلاف یک کانال ارتباطی، که به ارتباطات میان فرستنده و دریافت ­کننده­ پیام محدود می­شود، رسانه، شامل موسساتی می­شود که تعیین­کننده­ ماهیت، برنامه­ریزی و نوع انتشار پیام نیز هستند­(Krippendorf, 1986). در اکثر موارد، رسانه به انواع ارتباطات شامل روزنامه­ها، مجلات، بیل­بوردها، رادیو، تلویزیون، نوارهای صوتی و تصویری و بازی­های کامپیوتری اطلاق می­شود (Hoag, 2005).

کارآفرینی، به عنوان یک حوزه­ عملی، ارتباط نزدیکی با رسانه و مخصوصاً مبحث مدیریت رسانه دارد. پدیده­ی کارآفرینی، صنعت رسانه را شدیداً تحت تاثیر قرارداده، به گونه­ای­که در سال­های اخیر، خلاقیّت­های بسیاری در این صنعت صورت گرفته است. ماهیت خلاقانه­ رسانه از یک سو و فرآیند هنرمندانه­ی صنعت رسانه از سوی دیگر، موجب شده است تا محصولات و خدماتی که در صنعت رسانه ارائه می­شوند، تفاوت­های زیادی با محصولات سایر صنایع داشته باشد­(Caves, 2000). از این رو، ویژگی­های اصلی فعالیت­های کارآفرینانه، مانند خلاقیت، نوآوری و روش­های جدید تفکر، به منظور کسب موفقیت در این صنعت ضروری هستند. بررسی نحوه­ی تاثیرگذاری کارآفرینی بر صنعت رسانه می­تواند کمک مفیدی به فعالان این عرصه کند.

بررسی تحقیقات انجام شده تاکنون، نشان می‌دهدکه کارآفرینی رسانه­ای تاکنون بسیارکم مورد توجه محققان قرار گرفته است­(هانگ و دیگری، 2007­: 17). با این حال تلفیق فعالیت­های کارآفرینانه در زمینه رسانه می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد. از این رو کارآفرینی رسانه‌ای به فعالیت­های کارآفرینانه­ای اطلاق می‌گردد که با هدف استخراج فرصت­های مناسب کسب و کار و سودآوری در صنعت رسانه انجام می‌شوند­(Thurik, 1999).

 

روش تحقیق کیفی با تمرکز بر روش تئوری بنیادی

هدفی که از روش تحقیق­کیفی مدل­سازی مفهومی بهره خواهیم گرفت تدوین تئوری سیر کارآفرینی سازمانی در سازمان­های تبلیغاتی تئوری بنیادی یک روش پژوهش استقرایی و اکتشافی است­ که به پژوهشگر امکان می­دهد تا به جای استفاده از تئوری­های موجود و از پیش تعریف شده خود به تدوین اقدام کند. یعنی شکل­گیری تئوری دراین استراتژی ازجز به کل است­. این استراتژی برسه عنصر مفاهیم­، مقوله­ها و قضیه­ها استوار است­. در عین حال مفاهیم، عناصر کلیدی تحلیل هستند زیرا تئوری از مفهوم­سازی و نه جمع داده­های عینی حاصل می­شود، این روش پژوهشی برای حوزه­هایی از پژوهش­که سابقه تحقیقی قوی وجود ندارد و بدنه ادبیات تحقیق به اندازه کافی تنومند نیست کاربرد دارد­. همان­طور که در بخش ادبیات تحقیق اشاره شد مبحث کارآفرینی در رسانه تاکنون در ایران مورد بررسی قرار نگرفته و پژوهش در ایران حاضر اولین گام در این عرصه به شمار می­رود و از سوی دیگر در سوابق پژوهش­های جهانی نیز زمینه­های بسیار محدودی از این حوزه مورد بررسی قرار گرفته است­.

برای تدوین تئوری مفهوم­سازی بنیادی 5 مرحله تحلیلی وجود دارد که عبارتنداز:

- طرح پژوهش

- جمع­آوری داده­ها

- تنظیم داده­ها

- تحلیل داده­ها

- مقایسه با متون

پس از تدوین سوال­های بنیادی، پژوهش در مسیر خاصی قرار می­گیرد. گام بعدی جمع­آوری داده­هایی است که در این بخش مفاهیم و مقوله­ها در حال شکل­گیری هستند­.

در این پژوهش مدل مفهومی که چهار­چوب کد­گذار­ی داده­ها خواهند بود بر اساس مدل سه شاخگی که برای شناخت مسائل سازمانی طراحی شده است استفاده خواهد شد.

این ابزار تحلیلی دارای سه بعد اساسی است که شامل: عوامل ساختاری­، عوامل رفتاری (محیطی) و عوامل زمینه­ای که هر کدام مورد بررسی قرار می­گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش انجام کار

دراین تحقیق از ابزار مصاحبه‌ اکتشافی و نیمه­ساختار یافته با مطلعین کلیدی استفاده شده است. نمونه­- ‌گیری، به‌ صورت هدف­مند و راهبردی بود و «اطلاع ‌رسانان» براساس اهداف خاص تحقیق و راهبرد­های حل مساله، انتخاب شده‌اند. بر­حسب محتوای مصاحبه اکتشافی با اطلاع‌رسانان و به روش گلوله‌ی برفی، مراجعه به اطلاع ‌رسانان دیگری ضرورت یافت، نمونه‌گیری و مصاحبه، تا زمانی ادامه پیدا کرد که فرایند تجزیه و تحلیل و اکتشاف به اشباع نظری برسد­(فراست­خواه، 1386).

با ۱۷ نفر از اطلاع‌ رسان کلیدی مصاحبه اکتشافی صورت گرفت آن­ها در ۳ گروه و ازبین کسانی بودند که با مساله درگیر بودند و با روش نمونه‌گیری هدف­مند انتخاب شدند. نمونه‌برداری، بر ­مبنای اشباع‌نظری بود.

اطلاع‌ رسانان کلیدی در سه گروه به شرح زیر انتخاب شده‌اند:

1. مدیران موسسات تبلیغاتی برتر کشور

2. مدیران دولتی با سمت­های مرتبط

3. کارشناسان و مشاوران تبلیغاتی

برخی از مصاحبه­شوندگان از مطلعین کلیدی دیگری نام می‌بردندکه نویسنده درصورت تشخیص ضرورت، با روش گلوله برفی، به سراغ مصاحبه با آن­ها نیز می‌رفت. با سه نفر از مطلعین کلیدی، نویسنده دو بار (­مجزا و با فاصله زمانی) مصاحبه کرد. داده‌ها و اطلاعات به‌ دست آمده از مصاحبه‌ها، ابتدا کدگذاری باز و محوری شدند و در همین راستا کدگذاری انتخابی انجام گرفت و از مصاحبه‌ها مجموعاً 690 گزاره‌ی مفهومی اولیه در مرحله کدگذاری باز و 114 گزاره‌ی مقوله‌ای در مرحله کدگذاری محوری، به دست آمد و نهایتاً در مرحله کدگذاری انتخابی، قضایایی که روابط تعمیم یافته میان مقولات را منعکس می‌دارند، وضوح کافی پیدا کردند و مدل GT فراهم شد.

مرحله کدگذاری باز: 690 گزاره مفهومی اولیه

مرحله کدگذاری محوری:114 گزاره مقوله‌ای

۱. مدیریت ۶  مقوله،  ۲. ساختار سازمانی۱۲ مقوله، ۳. رفتار سازمانی۷ مقوله.

۱. فرهنگ ۵ مقوله، ۲. محیط کسب و کار ۶ مقوله، ۳. تکنولوژی ۱ مقوله.

سه سطح­، سطح خرد ۳ مقوله، سطح متوسط ۵ مقوله، سطح کلان ۶ مقوله.

۱. تهدید موجودیت سازمان ۴ مقوله،  ۲. مهارت­های فردی ۲ مقوله.

مرحله کدگذاری انتخابی: ۴ مولفه نظریه

موجبات علی=­25 مقوله، شرایط و زمینه=­17 مقوله، عاملیت و کنش (راهبردها و مداخلات)­=­27 مقوله، بروندادها، پیامدها و نتایج­­=­45 مقوله.

 

نمودار شماره (1):  نقشه مفهومی کارآفرینی سازمانی در موسسات تبلیغاتی

 

به منظور اعتبار­بخشی به مدل اولیه جلسه هم‌اندیشی با تعدادی از مصاحبه‌ شوندگان (به صورت گروه کانونی) تشکیل گردید، و بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده در آن جلسه، در مدل ابتدایی اصلاح و جرح و تعدیل‌هایی صورت گرفت و مدل مذکور در قالب مدل شماره (۱) اصلاح و نهایی شد.

برنامه­ریزی و تدوین استراتژی که به آن از زاویه کوتاه­مدت بودن برنامه­ها و نیز نبود رویکرد استراتژیک در برنامه­ریزی­ها و فقدان اهداف بلند ­مدت به آن­ها نگریسته شده است، به عنوان زیر­مجموعه­ای از موجبات علی دسته­بندی شده بودکه حاضرین متفق­القول بر ضرروت قرارگیری در عوامل زمینه و محیط کسب و کار تاکید داشتند. به­ علاوه در دسته موجبات علی و در مقوله ساختار سازمانی بر اضافه نمودن مقوله­ای تحت عنوان واحد­های تخصصی با دو زیرمقوله تعدد سرویس­ها و رویکرد اجراکاری و غیر­تخصصی اذعان کردند.

 

یافته‌های تحقیق

خلاصه مهم‌ترین یافته‌های تحقیق، بر اساس اهداف اختصاصی تحقیق و در چهار نظریه: 1. موجبات علّی 2. شرایط و زمینه‌ها 3. مداخله‌گر 4. نتایج و پیامد­ها به دست آمده به این شرح است:

 

موجبات علّی

مقوله‌ موجبات علّی­­­که مستقیماً به مقوله‌ کانونی کارآفرینی در سازمان­های تبلیغاتی می‌انجامید خود از چند مقوله‌ فرعی تشکیل شده است که عبارتند از 1. مدیریت 2. ساختار سازمانی۳. رفتار سازمانی.

1. مدیریت:براساس یافته‌های تحقیق، این مقوله خود ازسه مقوله فرعی تشکیل ­شده است­که عبارتند از: نگرش کارآفرینانه، تخصص و ویژگی­های شخصیتی.

- نگرش کارآفرینانه مدیریت و صاحب سازمان­های تبلیغاتی در بروز کارآفرینی سازمانی و تجلّی  ایده­های کارآفرینانه دربستر سازمان از تاثیر به سزایی برخوردار است­. یافته­های تحقیق حکایت از آن دارد که با توجه به سابقه زمانی نه چندان بلند­ مدت این رشته از فعالیت داخل کشور و نیز بنا به دلایلی چون نبود تخصص­گرایی در این صنف­، در صورت وجود در شخص مدیر عموماً با دو زیر ­مقوله ارتباط تنگاتنگ دارد.

عدم شناخت از دانش مدیریت و اصول اولیه­ی مدیریت سازمان­ها و موسسات: نداشتن آموزش­های مهارتی و دانشگاهی در اغلب مدیران موجب شده است تا از مدیریت تنها عنوان­ها و سمت­های آن را بشناسند و از آن­جایی که تجربه­ مدیریت در سازمان­های تبلیغاتی و رسانه­ای سابقه­ای دیرپا ندارد لذا بدنه­ تخصص مدیریت­، هم به لحاظ تجربه و هم دانش در این عرصه ضعیف است. از سوی دیگر همانند آن چه که در سایر عرصه­های کسب و کار در کشور نیز متداول است وجود پدیده­ مدیر- مالک نیز یکی ­دیگر از عواملی است که رویکرد تخصص­گرایی مدیریت را تحت تاثیر قرار داده است.

ویژگی­های شخصیتی مدیریت در بروز یا عدم بروز کارآفرینی در بدنه سازمان و در عرصه­ی کسب و کار نقش اساسی دارد. ازمیان ویژگی­های شخصیتی افراد و مدیران کارآفرین­که درتحقیقات پیشین آزمون ­شده مورد تایید قرار گرفته­اند و چند ویژگی بیشتر از سایر آن­ها به عنوان موثرترین ویژگی در این تحقیق شناخته شده­اند که عبارتند ­از: نتیجه­گرایی، مهارت ارتباطی و رهبری که ضرورت و کارآمدی آن­ها توسط مصاحبه­شوندگان تایید و تاکید شد.

2. ساختار سازمانی: ساختار سازمانی که بیان ­کننده­ ویژگی­های درونی یک سازمان هستند، مبنایی ایجاد می­کند که به وسیله­ آن می­توان سازمان­ها را با هم مقایسه نمود. یافته­های این تحقیق حاکی از آن است که چند ویژگی سازمانی در بروز کارآفرینی سازمان­ها و موسسات تبلیغاتی نقش بیشتری داشته است که هر کدام از آن­ها از حیث نقاط ضعف یا محدودیت­هایی که در حال حاضر در سازمان­های تبلیغاتی با آن­ها رو به رو هستیم مورد بررسی قرار گرفته­اند.

واحدهای تخصصی یکی از اصلی­ترین عوامل زیر­مجموعه ساختار سازمانی درموسسات تبلیغاتی است. فعالیت­های تبلیغاتی در استانداردهای بین­المللی از مشاغل بسیار تخصص­گرا محسوب می­شود. فرایند تبلیغات از زیرمجموعه­های متعدد در تبلیغات گرفته تا تولید محتوا، برنامه­ریزی رسانه­ و سنجش اثربخشی تشکیل شده است. به طور کلی دو رویکرد در ساختار­بندی موسسات تبلیغاتی وجود دارد:

رویکرد اول: انتخاب یکی ازحلقه­های فرایند تبلیغات به عنوان زمینه­ مرکزی­کسب وکار ارائه­ سرویس­های محدود و تخصصی­که دراین روش معمولاً پراکندگی زمینه­های جانبی خدمات وجود نداشته و تمرکز سازمانی موجب عمیق­تر شدن و ارتقا کیفیت خدمات ارائه شده می­شود، اما از سوی دیگر بازار کار را محدود می­کند.

رویکرد دوم: در رویکرد دوم­که در بازارهای بالغ­تر روی می­دهد تولد هولدینگ­هایی­که همه­  مجموعه  خدمات را ارائه می­دهند که هر کدام در قالب یک سازمان جداگانه اما زیر­مجموعه­ی شرکت مادر فعالیت می­کنند.

3. رفتار سازمانی: رفتار سازمانی از دیگر زمینه­هایی است­که در گروه موجبات علی برای شناخت دلایل بروز یا عدم بروز کارآفرینی سازمانی در موسسات تبلیغاتی مورد بررسی قرار گرفته است. که پنج زیر­ مقوله را شامل شده است که عبارتند از: حمایت سازمان، کار تیمی، رهبری، وفاداری و انگیزش حمایت سازمان از ایده­های نو و زمینه­های کارآفرینی­که ازسوی بدنه­ سازمان شناسایی و یا ایجاد می­شود­، یکی از موثرترین زمینه­های گسترش کسب و کار و تقویت کارآفرینی سازمانی است. عدم دسترسی به منابع برای ایجاد زمینه­های لازم و تبلور فرصت­های کارآفرینی معرفی شده از سوی بدنه سازمان عمده­ترین نقطه ضعف در سازمان­های تبلیغاتی است که خود ناشی از دو دلیل عمده است: اول عدم توان­مندی مالی و تخصصی سازمان برای سرمایه­گذاری و امتحان فرصت­های جدیدکسب وکار و دیگر ضعف دانش تخصصی­که امکان ارزیابی و یا اصلاح فرصت­های مطرح شده را از مدیریت می­گیرد و به ناچار تن به نادیده گرفتن فرصت­ها می­دهد. البته عدم ­ثبات اقتصادی و نبود آمار اطلاعات لازم برای اتخاذ تصمیمات درست نیز از عوامل جانبی کندی و رکود در کارآفرینی رسانه­ای است.


       شرایط و زمینه‌ها

موجبات علّی، در شرایط خاص محیط شکل می‌گیرند و درنتیجه برای توضیح این فرایند، نیاز به فهم شرایط است. مقوله شرایط و زمینه‌ها، خود از چند مقوله­ فرعی تشکیل شده است، که بدون ترتیب اهمیت عبارتند ­از: 1. عوامل فرهنگی 2. محیط کسب و کار 3. تکنولوژی.

محیط فرهنگی یکی از زمینه­های تاثیرگذار بر فرایند ارتباطات و کسب و کار تبلیغات است. از آن ­جایی که محتوای فعالیت سازمان­های تبلیغاتی و رسانه­ای به طور اخص در ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ است­، از این رو در این پژوهش­، زیر­ مقوله­ اصلی فرهنگ مورد بررسی قرار گرفته است:

الف) فرهنگ اجتماعی: آن­چه درذهن افکار عمومی و صاحبان کالا و خدمات از فعالیت­های تبلیغاتی شکل گرفته است بدون شک با مفهوم بی­اعتمادی گره خورده است­، بدین معنا که آموزه­های فرهنگی و تاریخی همواره بر این مدعا تاثیر دارد که فرایند تبلیغات به معنای بزرگ­نمایی، اغراق و به گونه­ای دروغگویی است و از سوی دیگر سوابق شغلی دست­اندرکاران این صنف ناظر بر بی­ثباتی و غیر­تخصصی بودن ساختار سازمانی آن­ها است، از این رو بی­اعتمادی به خود سازمان و خروجی آن (­کیفیت خدمات ارائه شده­) منجر به لطمه دیدن اعتبار این صنف از سوی مخاطبان و مشتریان شده است.

ب). بنابر یافته­های این تحقیق­، فرهنگ و ارزش­های سازمانی که تعریف دقیق و بهبود مستمر آن­ها­، زمینه­ساز تعامل موثر اعضای سازمان با یکدیگر و سایر سازمان­های ذی­نفع مشتریان است­، دچار ضعف اساسی است. ارزش­هایی که در صنف رسانه از الزامات محسوب شده و در حال حاضر شفافیت به مفهوم ارائه اطلاعات کافی و صادقانه درخصوص فعالیت­هایی­که ازسوی مشتریان به پیمان­کاران تبلیغاتی واگذار می­شود از معضلات اصلی است که اعتماد مشتریان را جلب ننموده است­. محدود بودن تعداد شرکت­های تبلیغاتی، منجر به این شده است که مشتریان گزینه­های محدودی از پیمان­کاران پیش روی خود داشته باشند و این به معنای گردش اطلاعات رقبا در بین پیمان­کاران است و از آن­جایی که در بازار رقابتی اطلاعات اختصاصی مشتریان از ارزش بسیار بالایی برخوردار است، متاسفانه انتقال غیر ­اخلاقی این اطلاعات از طریق موسسات تبلیغاتی، به دلیل ضعف در ارزش­های سازمانی از جمله رازداری، معضلات اعتباری زیادی بر فعالان این صنف به وجود آورده است و این امر موجب شده تا میزان مسئولیت­پذیری در پی آن از سطح مطلوبی برخوردار نباشد که این معضلات فرهنگی و ارزش­های سازمانی از دلایلی است که پروژ­های کارآفرینی و کشف فرصت­ها از سوی مشتریان با استقبال رو به رو نمی­شود.

جایگاه و هویت شغلی شاغلان درعرصه تبلیغات و موسسات تبلیغاتی به دلیل فرهنگ اجتماعی حاکم بر این فضا و البته نتایج فعالیت­های پیشین در مجموع نسبت به ایجاد روند گسترش زمینه­های کسب و کار مثبت نبوده و با مشکل هویتی رو به روست­، که این مشکل هویتی بر حمایت­های قانونی و دولتی نیز تاثیر منفی گذاشته است­.

محیط کسب و کار­: شامل تمامی عواملی می­شود که کسب و کار تبلیغات را احاطه کرده است­. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که حداقل 3 گروه از عوامل محیطی بر کارآفرینی در حوزه­ رسانه و تبلیغات تاثیر مستقیم داشته است که عبارتند از: 1.­ ارتباط با سازمان­های بین­المللی 2­. عوامل اقتصادی 3. سیاست و موضوعات وابسته به آن.

ارتباط با سازمان­های بین­المللی که در اصل ریشه­ی اصلی آن­چه تحت عنوان الگوبرداری (­در بخش موجبات علّی­) بدان اشاره شد­، به شمار می­رود­.

- سیاست­: عوامل سیاسی که جدا کردن آن­ها از عوامل اقتصادی امکان­پذیر نیست­، به طور غیر­مستقیم بر کارآفرینی در فضای تبلیغات و رسانه اثر می­گذارد که از آن به عنوان محدودیت­های فکری و اجتماعی نام برده می­شود­، تصمیمات سیاسی­که عرصه­های اقتصادی را به­طور مستقیم هدف قرار می­دهند محدود و همه­ عوامل سیاسی هستند که فضای کارآفرینی در عرصه­ رسانه را مانند سایر زمینه­ها متاثر می­کنند­. به طور کلی می­توان گفت رکودهای زمینه­ای و زیرساختی از پیامدهای اصلی عوامل سیاسی به شمار می­روند­.

- عوامل فن­آورانه­: اگر چه فضای رسانه­ای­، تبلیغاتی و ارتباطات­، امروزه بیش از پیش به فن­آوری و کارکردهای آن وابستگی پیدا کرده است اما هنوز عوامل فن­آوری به­عنوان حلقه­های فرایندهای پشتیبانی به شمار می­روند که درصورت دسترسی و بهره­مندی ازآن­ها در ارتقای کیفیت و تسهیل امور تاثیر مستقیم دارد اما در تولد زمینه­های کارآفرینی کلیدی نیست­.

کشور ما در این عرصه از نیروهای مولد خود فن­آوری به شمار نمی­رود از این رو باید اشاره کرد که اگر چه با وجود تکنولوژی­ها زمینه­های کسب و کار جدید در این مرحله فراهم آمده است، اما از مصادیق کارآفرینی مطابق با آن­ چه در تعاریف به آن­ها اشاره کردیم نمی­باشد، چرا که صرفاً تبدیل شدن به کاربر برای فن­آوری­ها لزوماً به معنای کارآفرین شدن نیست­. از سوی دیگر آن­ چه که دراین تحقیق بدان اشاره شده است ناظر بر آن است که ورود فن­آوری­ها در این زمینه نیاز به تعدّد نیروی انسانی شاغل را به شدت کاهش داده است که خود موجب کوچک­تر شدن بدنه­ سازمان­های تبلیغاتی شده است.

 

مداخله‌گرها

از نظر مصاحبه ­شوندگان، هرچند مسئولیت توانایی مدیریت و رویکرد او ناشی ازموجبات علّی و تحت تاثیر شرایط و زمینه‌هاست، ولی در این اثنا، نقش عوامل مداخله‌گر را نباید نادیده گرفت، این عوامل با مداخلات و راهبردهای خود، می‌توانند این فرایند را تسهیل نمایند. در واقع این مداخله‌گرها، به عنوان  کارگشایان­ و میانجی‌های تغییر عمل می‌کنند. چه بسا اگر وضع موجود ساختارهای محیطی به حال خود رها شوند، هرگز اجازه فراهم آمدن موجبات علّی لازم برای ایجاد فعالیت­های کارآفرینانه اجتماعی داده نمی‌شد، این­جا است که اهمیت این عوامل مداخله‌گر خود را نشان می‌دهد. این عوامل با اقدام و ابتکارات خود، باعث بسترسازی و روان‌سازی فرایند می‌شوند.

مقوله­ی مداخله‌گرها، در یافته­های  GTدر این تحقیق، سه مقوله فرعی را در­بر­می‌گیرد: 1. سطح خرد 2. سطح متوسط. 3. سطح کلان (دولت).

 

سطح خرد

1. در سطح خرد دو زیر­ مقوله­ تاثیر­گذار توسط مصاحبه­ شوندگان شناسایی شد که عبارتند­از­: مشتری و مشاوران مستقل.

- مشتریان­: مشتریان به عنوان منبع اصلی درآمد و اصلی­ترین وابسته­ کاری سازمان­ها و موسسات تبلیغاتی­، در شکل­گیری و تغییر اصول حاکم بر فضای کسب و کار درعرصه تبلیغات مانند سایر زمینه­ها نقش کلیدی بازی می­کند. یافته­های این تحقیق سه محور اصلی را از سوی مشتریان به عنوان مداخله­گرهای اصلی شناسایی نموده است.

الف) بی­اعتمادی: رابطه اجرایی، قانونی، عاطفی و حرفه­ای بین سازمان­های تبلیغاتی و مشتریان­شان یک مداخله­گر اصلی در چگونگی شکل­گیری کارآفرینی در این عرصه شناخته شده است. با اشاره­ مجدّد به آن­چه که در عوامل زمینه­ای و ساختاری اشاره کردیم­، همواره هاله­ای از بی­اعتمادی یا به عبارت دیگر تردید در روش­ها و چگونگی اعتماد­سازی در این فضا بر کل فرایند­کاری سایه انداخته است. همان ­طور که پیشتر بدان اشاره شد، فقدان صنف تخصصی کارگزاران و سازمان­ها، وجود رانت­ها و روابط غیر­سالم، عوامل فرهنگی و تاریخی حاکم بر کسب و کار و کیفی بودن ماهیت کار به لحاظ تاثیرگذاری بر نتایج و جلب رضایت مشتری و نیز ضعف در سنجش عملکرد کارگزاران و مشاوران موجب شده است تا کسب اعتماد مشتری به اصلی­ترین دغدغه­های سازمان­های تبلیغاتی به فراموشی سپرده شود­.

ب) نبود دانش مشترک میان مشاوران و سازمان­های تبلیغاتی و مشتریان: یکی از اصلی­ترین دلایل کوتاهی عمر روابط­ کاری میان این دو است­. هم­چنین نداشتن امکان تعریف صورت مساله­های مشتریان    و انتقال نیازهای متقابل و دریافت پاسخ­های مقتضی­، از تبعات فقدان این دانش مشترک است.

البته عدم بلوغ حرفه­ای و ساختاری صاحبان کسب و کار و فضای رقابتی خود از مجموعه عواملی است که در تعریف جایگاه خدمات تبلیغاتی خلل جدی وارد کرده و موجب ایجاد سدّی جدی در برخورد با ایده­ها و فرصت­های کارآفرینی گردیده است. سطح تقاضای مشتری که در اصل پیامد عامل فوق به حساب می­آید خود مداخله­گری جدّی برای تعیین سطح تعاملاتی فی­مابین شده است.

ضعف تخصص دو سویه (­مشتری و کارگزار­) باعث شده است تا با دو رویه کلی رو به رو باشیم. اول­،  کارگزاران با مشتریانی روبه­رو هستندکه نیاز خود را نمی­دانند و به دلایل مختلف هنوز به بلوغ کافی برای بهره­مندی از یک سرویس یکپارچه و تاثیر­گذار را ندارند. پس سازمان­های تبلیغاتی با حداکثر ظرفیت کار نمی­کنند و مجبور به ­استفاده از ابتدایی­ترین و غیر­رقابتی­ترین تخصص­های خود هستند و فرصت­گسترش کسب و کار و تعامل و کارآفرینی از آن­ها گرفته می­شود و دوم­، مشتریان توان­مندی لازم را در کارگزاران برای برآورده کردن نیازهای خود نمی­بینند و موسسات تبلیغاتی از ایفای نقش خلاقانه خود در حل کردن معضلات و تعریف راه­حل­های بیشتر بازمانده و به سطح اجرا کار تنزل پیدا می­کند که هر دوی این­ها از سوی مصاحبه­ شوندگان تحت عنوان سطح نیاز مشتری به عنوان اصلی­ترین مداخله­گر مطرح شده است.

ج) سطح تقاضای مشتری: این عامل ­که خود وابسته­ای است از دو عاملی که در بالا بدان­ها اشاره شد. این امر واقعیتی انکار­نا­پذیر است که سطح تقاضای مشتریان در بازار و نوع نگاه آن­ها به کار­گزاران تبلیغاتی از عوامل مهمی برای ارتقا و یا تنزل سطح فعالیت­های پیمان­کاران است. واقعیت این است که نوع نگاه صاحبان کالا و خدمات که خود بر­گرفته از سطح دانش علمی و فنی آن­ها است­، در اصل صورت مساله فعالیت­های شرکت­های تبلیغاتی را تدوین می­کند. بعد از پایان دوران جنگ ۸ ساله ایران و عراق و شروع دوران سازندگی که با تولد تولید­کنندگان داخلی و تقویت آن­ها از یک سو و ورود سرمایه­گذاران خارجی از سوی دیگر همراه بوده است درتغییر و ارتقاء روز افزون سطح تقاضای مشتریان تاثیر به­سزایی گذاشته است. و هم­چنین بایستی اشاره کرد که، بخش بزرگی از آن­چه امروز تحت عنوان دانش تبلیغات و نوآوری­های کسب و کار تبلیغات نام برده می­شود، مرهون تقاضای مشتریانی است­که به واسطه حضورشان استاندارد­های بین­المللی و دانش فنی را با خود وارد بازار ایران کرده­اند.

سطح متوسط

 برای ایجاد کارآفرینی درموسسات تبلیغاتی و رسانه در سطح متوسط دو زیر­مقوله ذیل بایستی مدنظر گرفته شود:

صنف و اتحادیه: نقش وجود صنف و اتحادیه در توسعه و شکوفایی هر زمینه کسب و کار برهیچ کس پوشیده نیست. از آن­جایی که موسسات تبلیغاتی و رسانه­ای در ایران دارای اتحادیه نیستند و صنف نیز در سطح انجمن صنفی شرکت­های تبلیغاتی به صورت نیمه ­فعال به حیات خود ادامه می­دهد­، بنابراین خود این امر یکی از اصلی­ترین ضعف­های بنیادی­گسترش زمینه­های کسب وکار و کارآفرینی به شمار می­رود. یافته­های این تحقیق سه زیر­مقوله­ی برجسته را مورد بررسی قرار داده است:

الف) نبود واحد نظارتی و ارزیاب باعث شده تا با رشد عرضی شدیدی در این صنف رو به رو باشیم. علی­رغم ثبت قانونی بیش از 4 هزار واحد صنفی­، شمار فعالان جدی در این صنف در سراسر ایران از ۴۰ شرکت تجاوز نمی­کند که خود غیر­تخصصی بودن و غیر ­متمرکز بودن دامنه فعالیت­ها موجب می­شود که به طور مستقیم بر آسیاب آن­چه که در زیر ­مقوله تعامل با مشتریان بدان اشاره شد آب می­ریزد و بر شکل­گیری یک محیط کاسب­کارانه بدون تخصص دامن می­زند و از هر گونه فیلتراسیون جدی و طبقه­بندی مشاغل جلوگیری می­کند.

ب) نقص ساختاری و ماهیتی صنف به لحاظ پاسخگویی و قدرت اجرایی و تعامل قانون­گذاران و تعریف دامنه عملکرد و زمینه فعالیت واحدهای صنفی موجب شده تلاش­های اندک صورت گرفته در ایجاد نظا­م­مندی در فعالیت­های صنفی همواره ناکام باقی­بماند.

ج) ضعف تخصصی و ناکارآمدی اجرایی موجب شده است تا خود فعالان این عرصه­ صنف را به­عنوان بالاترین واحد مرجع به رسمیت نشناخته و عملاً به حاشیه رانده شود. البته گفتنی است معضلات فرهنگی ناشی از ضعف کار گروهی و رویکرد منطقی به فعالیت­های مدنی و NGO از عوامل کلیدی ضعف و ناکارآمدی اجرایی محسوب می­شود.

صاحبان رسانه­ها را می­توان اصلی­ترین مداخله­گر در سطح متوسط در عرصه تبلیغات به شمار آورد. از آن­جایی که بخش عمده­ای از فعالیت­های تبلیغاتی به اطلاع رسانی محتوای تهیه شده از طریق رسانه­ها از اصلی­ترین عوامل فعالیت­های تبلیغاتی رسانه­ای محسوب می­شود، صاحبان رسانه­ها که دراصل خوراک و سفارش­های خود را بایستی از سازمان­های تبلیغاتی دریافت کنند به دلیل نبود مالکیت­، روابط کاری حاکم در بازار حال حاضر تبلیغات ایران خود به گلوگاه تبدیل شده است.

از آن ­جایی که بزرگترین بخش کسب و درآمد و گردش مالی در فرایند تبلیغات به خرید و فروش فضای رسانه­ای اختصاص دارد­، ازاین رو صاحبان رسانه اعم ازصوتی و تصویری­، آنلاین، چاپی و محیطی به بخش فربه این چرخه تبدیل شده­اند­.

نداشتن ساز­و­کار­های سنجش اثر­بخشی­کارکرد رسانه­ها و نظام­های پایش ­رسانه و صد البته ضعف دانش تخصصی، باعث شده است که بخش برنامه­ریزی رسانه و خرید و فروش آن فاقد هر­گونه معیار علمی و قابل ردگیری باشد و عملاً به نوعی فعالیت واسطه­گری فروش بدل شده است که فعالیت در آن به کمترین دانش و مهارت تخصصی نیاز دارد. به گفته­ خود فعالان این عرصه آن­چه برای موفقیت در این زمینه مهم و ضروری است دانش اقتصاد و مدیریت مالی است تا دانش تخصصی تبلیغات. از این رو است که گرایش موسسات تبلیغاتی به مالکیت رسانه­ها به هر شکل و نیز چرخش از فعالیت­های تخصصی که با سدهای متعددی رو به رو است به سمت خرید و فروش و واسطه­گری رسانه­ای به گونه­ای روزافزون وجود دارد.

 

سطح کلان

کلان­ترین سطح مداخله­گرها به متولیان نظام آموزشی و قانون­گذاران اختصاص دارد که مانند آن­ چه که متداول است به نهادهای دولتی و تعامل فی­مابین آن­ها وابستگی تام دارد.

نظام آموزشی­: مقصود از نظام آموزشی حال حاضر­، نظام آموزشی دانشگاهی و فنی و حرفه­ای است که خروجی آن­ها علی­القاعده باید نیروی متخصص آماده به کار می­باشدکه درایران با ضعف جدی رو به روست. علی­رغم آن­که عمر قدیمی­ترین دانشگاه صنف تبلیغات در دنیا فراتر از 100 سال است­، آموزش دانشگاهی این رشته درایران عمری کمتر از 10 سال داردکه محدود به مقطع کارشناسی­ارشد در دانشگاه صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران است که پس از گذشت ۱۰ سال هنوز ماهیت داخلی و درون سازمانی داشته و به عرصه­ آموزش­عالی راه پیدا نکرده است. آن­چه بدیهی است حوزه تبلیغات یک زمینه میان­ رشته­ای محسوب می­شود، آموزش­های مهارتی و هنری نیز سهم به سزایی در آن دارند. قطع ارتباط بین دانش­ آموختگان دانشگاهی و تدوین سرفصل براساس نیاز بازار از یک سو و نیز غیر­دانشگاهی و غیرمنسجم بودن آموزشگاه­ها از سوی دیگر باعث شده تا فضای غیر­تخصصی این زمینه هر روز بیش از پیش بر ریشه­ی این نهاد نوپا تیشه بزند. نبود مراکز آموزشی میان دوره­ای و کوتاه­ مدت و مهارتی نیز از ضعف­های کلیدی این بخش به شمار می­رود.

نهادهای قانون­گذار و متولی­: که دراصل عالی­ترین سطح تاثیر­گذار درگروه مداخله­گرها محسوب می­شوند­، از معضلات جدی رنج می­برند که در قالب سه زیر­مقوله اصلی به آن­ها اشاره می­شود:

الف) تعدد متولیان: تعدد متولیان نظارتی، قانون­گذار و پاسخگو درعرصه تبلیغات ایران موجبات آشفتگی و عدم یکپارچگی رویه­های اجرایی و نظارتی شده است.

معاونت مطبوعاتی و تبلیغات وزارت ارشاد، سازمان زیباسازی شهرداری، معاونت بازرگانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و قانون مطبوعات همه و همه متولیان متعددی هستندکه هر کدام به فرا خور زمینه عملکرد قوانین و نظارت­های خاص خود را دارند که در بسیاری موارد جنبه مدون و مکتوب نیز نداشته و زمینه سردرگمی­کارگزاران و کندی فرایندهای اجرایی را فراهم آورده است. ازسوی دیگر این امر موجب پراکندگی و مسئولیت­گریزی متولیان از نقش حمایتی و بستر­سازی­های لازم شده است و صنف تبلیغات و شرکت­های وابسته مانند طفل سر راهی از اداره­ای به اداره دیگر به گدایی اندکی حمایت و سازماندهی و یکپارچگی سردرگم هستند.

ب) روزآمد نبودن و عدم تطابق قوانین و رویکردهای اجرایی با آن ­چه که نیاز بازار پویا و رو به رشد تبلیغات در دنیا و ایران است، به عمیق­تر شدن این شکاف دامن می­زند. ازآن­ جایی که عرصه تبلیغات هر روز به واسطه یک نوآوری جدید در زمینه برقراری ارتباط مخاطبان به حیات خود ادامه می­دهد. پویایی قانون­گذاران و متولیان و همپایی و همراهی در سازماندهی و دیوان­سالار کردن روند تعامل نقش بسیار موثری در ایجاد انگیزش برای مدیران و صاحبان سازمان­های تبلیغاتی برای کارآفرینی و سرمایه­گذاری در زمینه­های گسترش کسب و کار را فراهم می­کند.

طولانی ­مدت بودن و ناکارآمد بودن فرآیندهای­کسب مجوز که خود ناشی از تعدد متولیان است باعث شده در بسیاری از موارد کسب حمایت­ها و مجوزها ماه­ها بعد از بین رفتن فرصت شناسایی­شده فراهم گردد.

ج) نقش سازمان­های قانون­گذار عمدتاً ماهیت­کنترل و نظارتی داشته و غالباً با رویکرد تعیین حدود و ثغور دامنه فعالیت­ها شکل گرفته و مدیریت می­شود­، این درحالی است که این زمینه کسب و کار درحال حاضر به عنوان یکی از پیش­فرض­های رونق اقتصادی بیش از پیش نیازمند تقویت نقش حمایتی و بستر­سازی است.

 

پیامد­ها و نتایج

مطابق نمودار شماره (۱) و مقوله‌ها و فرایندهای پیش ­گفته، سرانجام به مقوله‌ای تحت عنوان نتایج و پیامدها منتهی می‌شود. درواقع نظریه‌ برخاسته از داده‌ها، ازیک الگوی «اگر، پس، آن­گاه» استفاده می‌کند ­(فراست­خواه، 1385). بدین­معنا که اگر کنش‌های مناسبی متناسب با شرایط و زمینه‌ها وجود داشته باشد پس موجبات علّی شرایطی فراهم می‌آورند و آن­گاه شاهد پیامدها و نتایج خواهیم بود. مقوله «پیامدها و نتایج» همان­ طور که در الگوی مفهومی نمودار (۱) ملاحظه می‌شود پیامدها خود، در ­برگیرنده چند مقوله فرعی است که بدون قید اهمیت عبارتند از:

پیامدهای تعامل آن­چه که یافته­های این بررسی در قالب مدل ارائه شده است، در خلاصه­ترین حالت آن تهدید موجودیت سازمان­های تبلیغاتی است، آن­چه که از آن در دانش کارآفرینی رسانه به شاخص پویایی تعبیر شده است که جزییات بر طبق یافته­های این تحقیق در ارتباط با کارآفرینی سازمانی به شرح ذیل خلاصه شده است:

1. جدا شدن فرصت­ها از بدنه سازمان

2. خروج سرمایه­ها و افت گردش مالی

3. افت کیفیت خدمات ارائه شده

منابع

جوانمردی، ح. (1384). ارزیابی خوانندگان مطبوعات از انتشار اخبار حوادث. مجله رسانه. شماره 63،  صص 101-69.

خواجه­ئیان، د. (1389). ارائه چهارچوب تجاری سازی نوآوری­های دیجیتالی در شرکت­های کارآفرین رسانه‌ای. طرح تحقیق (پروپوزال) پایان­نامه دکتری مدیریت رسانه، دانشگاه تهران.

خواجه­ئیان، د. (1389). مفهوم‌سازی خط‌مشی‌گذاری رسانه‌ای: شناسایی مولفه‌ها، فرایند و حوزه عمل. پژوهش­­های ارتباطی.

دهشیری، م. (1388). رسانه و فرهنگ­سازی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. دوره دوم، شماره 8، صص 208-179.

روشندل اربطانی، ط. (1386). چیستی مدیریت رسانه. فصلنامه رسانه. شماره 70.

روشندل اربطانی، ط؛ و دیگری. (1389). نقش رسانه­های جمعی در پیشگیری از جرم. فصلنامه دانش انتظامی.

ساروخانی، ب. (1377). جامعه‎شناسی ارتباطات. تهران: انتشار اطلاعات.

کازینو، ژ. (1364). قدرت تلویزیون. مترجم: ع، اسدی. انتشارات امیرکبیر.

کوپاهی، م. (1382). اصول اقتصاد کشاورزی. انتشارات دانشگاه تهران.

لی، ج. (1356). به سوی سیاست­های ارتباطی واقع­بینانه. ترجمه: خ، جهانداری. تهران: انتشارات رادیو و تلویزیون ملی ایران، صص 28 -27.

لیتل‌جان، ا. (1384). نظریه‌های ارتباطات. ترجمه: م، نوربخش و دیگری. انتشارات جنگل.

Adolescents and Civil Engagement: Social Entrepreneurship and Young People.(2007). United Nations Children’s Fund (UNICEF), New York.

Alex, Nicholls. (2009). ‘We do good things, don’t we?’ ‘Blended Value Accounting’ in Social Entrepreneurship. Accounting, Organizations and Society. 34: P.p: 755–769.

Alka, Srivastva. (2004). InSearch of Noble Organizing: A Study In Social Entrepreneurship. Dissertation Adviser: Prof. David Cooperrider, Department of Organizational Behavior CASE WESTERN RESERVE UNIVERSITY.

Alvord, Sarah H; Brown, L. David and Letts, Christine W. Social Entrepreneurship Ledership That Facilitaes Societal Transformation an Explortory Study.WORKING PAPERS CENTER FOR PUBLIC LEADERSHIP.

Ataöv, Anlı & Haider, Jawaid. (2006). From Participation to Empowerment: Critical Reflections on a Participatory Action Research Project with Street Children in Turkey. Children, Youth and Environments 16(2).

Austin, gamesa. Grossman, Allen. (2001). Entrepreneurship in the social sector, Harvard College.

Authenticity, non profit Entrepreneurshio in the social sector. (2001).  Harvard College.

Botsman. P. and Latham, M. (1998). "Enabling state: people before bureaucracy", Pluto Press, Annandale, P.p: 59-72.

Boyte, H. C. and Kari, N. N. (1996). "Meanings of Citizenship". www.cpn.org.

Bradner, jeann. (2001). "Volunteer management", in Connors tracy, the non profit handbook manayemet. John wiley sinsinc.

Catano, victo; r pond, morgan & kelloway, Kevin. (2001). "exploring commitment and Leadership in volunteer organizations", Leadership & organization development yournal. Vol. 22, No. 6.

Center of nonprofit management. (2001). The skills of management of nonprofit organizations, C.N.M (slowenia).

Certo, S. Travis & Miller, Toyah. (2008). Social entrepreneurship: Key issues and concepts. Business Horizons. 51, P.p: 267—271.

Cornwall yeffrey & Perlman Baron. (1999). organizational Entrepreneurship, Richard Irwin.

Crick, B. (2001). "Citizens: Towards a Citizenship Culture". U.S.A.: Blackwell Publishers.

Davila-Orgega, Luis and Emily Freeburg. (2006). Youth, Democratic Governance and the MDGs Report in Asia and the Pacific. Global Youth Action Network.

Davis, Susan. (2002). Social Entrepreneurship: Towards an entrepreneurial culture for social and economic development.

Dees, J. G. (1998). The meaning of social entrepreneurship. www. gpnnet.com/perspective/social_entrepreneurship.htm.

Deleon, P. (1992). "The Democratization of the Policy Sciences". Public Administration Review, Vol. 52, P.p: 237- 245.

Denhardt, R. B. (1999). "Theories of Public organization". Wadsworth publisher.

Echols, Ann & Neck, Christopher. (1998)."the impact of behaviors and structure on corporate Entrepreneurial success". journal of managerial psychology. Vol 13, N. ½.

Edwards, Michael & Hulme, David & Wallace, Tina. (2000). NGOs in a global future: marryiny local del: very to world wide leverage, NGOs conference.

Eric, Stevens& Christopher. (2008). Social Entrepreneurship and Earned Income Opportunities: an Examination of the Importance of Institutional Factors in Predicting Entrepreneurial Action Among Nonprofit Organizations. Dissertation Advisor: Diana Bilimoria, Ronald Fry, Melvin Smith. Department of Organizational Behavior Case Western Reserve University.

Fischer, F. (1993). "Citizen Participation and the Democratization of Policy expertise: from theoretical inquiry to Practical Cases", Policy Science, Vol. 26, No. 3, P.p: 121- 125.

Fowler, A. (2000). "NGDOS as a moment history: beyond aid to social entrepreneurship of civic innovation?" Third word Quarterly, Vol. 21, No. 4, P.p: 637-654.

Gergory D. J. (1998). "Enterprising nonprofits: what do you do when traditional Sources of funding fall short?" HBR, January/ February: P.p: 555- 567.

Guclu, Ayse & Dees, J. Gregory. (2002). The Process of Social Entrepreneurship: Creating Opportunities Worthy of Serious Pursuit. by the Fuqua School of Business.

Hamilton, Aldwayn. (1999). the nature of NGO- private sector collaborations for development in developing countries, Rongead.

Jenssen, jan & Havnes, Preanders. (2002). "Public interrention in the entrepreneurial process: a study based on three norwegian Cases", international yournal of entrepreneurial behavior & reseatch. Vol. 8, No. 3.

Johnson, Sherrill. (2000). Literature Review on Social Entrepreneurship, Canadian center for social entrepreneurship.

King, C. S; Feltey K. M. and Bridget, O. (1998). "The Question of Participation: Toward Authentic public Participation in Public Administration." Public Administration Review (PAR). July/August, Vol. 58, No. 4, P.p: 223- 234.

Lewis, Andrew. (2003). Non Government Organizational Tool Assessment Social Entrepreneurship, university of Wisconsin Extension.

Lewis David. (2001). The Mangement of Non –govermmental Development organizations, taylor & Francies group.

Mair, Johanna& Martı, Ignasi. (2006). Social entrepreneurship research: A source of explanation, prediction, and delight. Journal of World Business. 41, P.p:  36–44.

Mair, Johanna & Robinson, Jeffrey. (2006). Social entrepreneurship. New York, Palgrave Macmillan.

Mort, G. S, Weerawardena, J. & Carnegie, Kashonia. (2003). "Social Entrepreneurship: Towards Conceptualization. "International Journal of nonprofit and voluntary sector, marketing". Vol. 8, No. 1, P.p: 76–88.

multidimensional model”. Journal of World Business. Vol. 41, P.p: 21-35.

Nahapiet, S. and Ghoshal, A. (1998). "Social Capital, Intellectual Capital,and the organizational Advantage". Academy of Management Review Vol. 23, No. 3, P.p:  64- 72.

Nelson, Russell. (2000). The application of empowermet theory to street children of the developing world. Thesis of master of art. The university of British Columbia.

Orhan, Muriel & scott, Don, (2001). "why women enter in entrpreneurship" an explanatory model". women in management reviw. Vol. 16, No. 5.

Parbhu, Ganesh. (1999). "Social Entrepreneurial Leadership". Career development international. Vol. 4, No. 3.

Rao, subba& Rao Vsp. (1996). personnel & Humam Resource management. konark publichers pvt.

Rennie, Henry G. (2006). 21 Social Entrepreneurship and Regional Economic Development: A Conceptual Framework. Springer, EnterprisingWorlds. P.p: 257–270.

Robinson, Brain. (1994). "Voluntary Bodies as Learning Organizations". the Learning organization. Vol.1, No. 3.

Roper, Juliet and Cheney, George. (2005). "Leadership, Learning and Human Resource Management, the Meaning of Social Entrepreneurship Today". Corporate Governance. Vol.5, No.3, P.p: 95-104.

Seelos, C., & Mair, J. (2005). Social entrepreneurship: Creating new business models to serve the poor. Business Horizons, 48(3), P.p: 241—246.

Sen, Pritha Ashoka’s. (2007). big idea: Transforming the world through social entrepreneurship.Futures 39, P.p:  534–553.

Stoll, K. (2002). "Youth and Sustainability: Social capital, social entrepreneurship and youth civic engagement and building blocks for sustainable communities-" A case study of the headquarters youth facility. Murdoch University.

Thijssen, Thomas J. P. and Fons T.J. Vernooij. (2007). SOCIAL Entrepreneurship and CulULTURAL CHANGE: The Relevance of a Public Sector Experiment for Innovative Education. london: Springer. P.p: 555–579.

Thompson yohn, (2002). "the world of the social entrepreneur". The international yournal of public sector management. Vol. 15, No. 5.

Torimiro,  Dixon O. & Dionco-Adetayo,  Rlinda. (2005). Children involvement in entrepreneurship in rural communities: an attitudinal analysis. Technovation. P.p: 683–689.

Urban, Boris. (2008). Social entrepreneurship in South AfricaDelineating the construct with associated skills. International Journal of Entrepreneurial Behaviour & Research. Vol. 14, No. 5, P.p: 346-364.

Usaid, (2000). new patthership initiative: NGO emporerment, NPI core report.

Weerawardena, J. and Mort, G. S. (2006). “Investigating social entrepreneurship: a multidimensional model”.  Journal of World Business. Vol. 41, P.p: 21-35.

WHO (World Health Organization). Responsibilities of Street Educators. Module2.

WHO (World Health Organization). Responding to the Needs and Problems of Street Children. Module 6.

WHO (World Health Organization). Involving the Community. Module 9.

WHO (World Health Organization). Implementing a Street Children Project. Module. 10.

Yavas, ugur & Riecken, Glen. (1997). "conducting a situation analysis for volunteer organizations" an improred model", marketing intelligence & planning, Vol. 15, No.6.

 

 

 



[1]. استادیار گروه ارتباطات دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز – ایران.

[2]. استادیار گروه مدیریت دانشکده کار آفرینی دانشگاه تهران – ایران.

جوانمردی، ح. (1384). ارزیابی خوانندگان مطبوعات از انتشار اخبار حوادث. مجله رسانه. شماره 63،  صص 101-69.

خواجه­ئیان، د. (1389). ارائه چهارچوب تجاری سازی نوآوری­های دیجیتالی در شرکت­های کارآفرین رسانه‌ای. طرح تحقیق (پروپوزال) پایان­نامه دکتری مدیریت رسانه، دانشگاه تهران.

خواجه­ئیان، د. (1389). مفهوم‌سازی خط‌مشی‌گذاری رسانه‌ای: شناسایی مولفه‌ها، فرایند و حوزه عمل. پژوهش­­های ارتباطی.

دهشیری، م. (1388). رسانه و فرهنگ­سازی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. دوره دوم، شماره 8، صص 208-179.

روشندل اربطانی، ط. (1386). چیستی مدیریت رسانه. فصلنامه رسانه. شماره 70.

روشندل اربطانی، ط؛ و دیگری. (1389). نقش رسانه­های جمعی در پیشگیری از جرم. فصلنامه دانش انتظامی.

ساروخانی، ب. (1377). جامعه‎شناسی ارتباطات. تهران: انتشار اطلاعات.

کازینو، ژ. (1364). قدرت تلویزیون. مترجم: ع، اسدی. انتشارات امیرکبیر.

کوپاهی، م. (1382). اصول اقتصاد کشاورزی. انتشارات دانشگاه تهران.

لی، ج. (1356). به سوی سیاست­های ارتباطی واقع­بینانه. ترجمه: خ، جهانداری. تهران: انتشارات رادیو و تلویزیون ملی ایران، صص 28 -27.

لیتل‌جان، ا. (1384). نظریه‌های ارتباطات. ترجمه: م، نوربخش و دیگری. انتشارات جنگل.

Adolescents and Civil Engagement: Social Entrepreneurship and Young People.(2007). United Nations Children’s Fund (UNICEF), New York.

Alex, Nicholls. (2009). ‘We do good things, don’t we?’ ‘Blended Value Accounting’ in Social Entrepreneurship. Accounting, Organizations and Society. 34: P.p: 755–769.

Alka, Srivastva. (2004). InSearch of Noble Organizing: A Study In Social Entrepreneurship. Dissertation Adviser: Prof. David Cooperrider, Department of Organizational Behavior CASE WESTERN RESERVE UNIVERSITY.

Alvord, Sarah H; Brown, L. David and Letts, Christine W. Social Entrepreneurship Ledership That Facilitaes Societal Transformation an Explortory Study.WORKING PAPERS CENTER FOR PUBLIC LEADERSHIP.

Ataöv, Anlı & Haider, Jawaid. (2006). From Participation to Empowerment: Critical Reflections on a Participatory Action Research Project with Street Children in Turkey. Children, Youth and Environments 16(2).

Austin, gamesa. Grossman, Allen. (2001). Entrepreneurship in the social sector, Harvard College.

Authenticity, non profit Entrepreneurshio in the social sector. (2001).  Harvard College.

Botsman. P. and Latham, M. (1998). "Enabling state: people before bureaucracy", Pluto Press, Annandale, P.p: 59-72.

Boyte, H. C. and Kari, N. N. (1996). "Meanings of Citizenship". www.cpn.org.

Bradner, jeann. (2001). "Volunteer management", in Connors tracy, the non profit handbook manayemet. John wiley sinsinc.

Catano, victo; r pond, morgan & kelloway, Kevin. (2001). "exploring commitment and Leadership in volunteer organizations", Leadership & organization development yournal. Vol. 22, No. 6.

Center of nonprofit management. (2001). The skills of management of nonprofit organizations, C.N.M (slowenia).

Certo, S. Travis & Miller, Toyah. (2008). Social entrepreneurship: Key issues and concepts. Business Horizons. 51, P.p: 267—271.

Cornwall yeffrey & Perlman Baron. (1999). organizational Entrepreneurship, Richard Irwin.

Crick, B. (2001). "Citizens: Towards a Citizenship Culture". U.S.A.: Blackwell Publishers.

Davila-Orgega, Luis and Emily Freeburg. (2006). Youth, Democratic Governance and the MDGs Report in Asia and the Pacific. Global Youth Action Network.

Davis, Susan. (2002). Social Entrepreneurship: Towards an entrepreneurial culture for social and economic development.

Dees, J. G. (1998). The meaning of social entrepreneurship. www. gpnnet.com/perspective/social_entrepreneurship.htm.

Deleon, P. (1992). "The Democratization of the Policy Sciences". Public Administration Review, Vol. 52, P.p: 237- 245.

Denhardt, R. B. (1999). "Theories of Public organization". Wadsworth publisher.

Echols, Ann & Neck, Christopher. (1998)."the impact of behaviors and structure on corporate Entrepreneurial success". journal of managerial psychology. Vol 13, N. ½.

Edwards, Michael & Hulme, David & Wallace, Tina. (2000). NGOs in a global future: marryiny local del: very to world wide leverage, NGOs conference.

Eric, Stevens& Christopher. (2008). Social Entrepreneurship and Earned Income Opportunities: an Examination of the Importance of Institutional Factors in Predicting Entrepreneurial Action Among Nonprofit Organizations. Dissertation Advisor: Diana Bilimoria, Ronald Fry, Melvin Smith. Department of Organizational Behavior Case Western Reserve University.

Fischer, F. (1993). "Citizen Participation and the Democratization of Policy expertise: from theoretical inquiry to Practical Cases", Policy Science, Vol. 26, No. 3, P.p: 121- 125.

Fowler, A. (2000). "NGDOS as a moment history: beyond aid to social entrepreneurship of civic innovation?" Third word Quarterly, Vol. 21, No. 4, P.p: 637-654.

Gergory D. J. (1998). "Enterprising nonprofits: what do you do when traditional Sources of funding fall short?" HBR, January/ February: P.p: 555- 567.

Guclu, Ayse & Dees, J. Gregory. (2002). The Process of Social Entrepreneurship: Creating Opportunities Worthy of Serious Pursuit. by the Fuqua School of Business.

Hamilton, Aldwayn. (1999). the nature of NGO- private sector collaborations for development in developing countries, Rongead.

Jenssen, jan & Havnes, Preanders. (2002). "Public interrention in the entrepreneurial process: a study based on three norwegian Cases", international yournal of entrepreneurial behavior & reseatch. Vol. 8, No. 3.

Johnson, Sherrill. (2000). Literature Review on Social Entrepreneurship, Canadian center for social entrepreneurship.

King, C. S; Feltey K. M. and Bridget, O. (1998). "The Question of Participation: Toward Authentic public Participation in Public Administration." Public Administration Review (PAR). July/August, Vol. 58, No. 4, P.p: 223- 234.

Lewis, Andrew. (2003). Non Government Organizational Tool Assessment Social Entrepreneurship, university of Wisconsin Extension.

Lewis David. (2001). The Mangement of Non –govermmental Development organizations, taylor & Francies group.

Mair, Johanna& Martı, Ignasi. (2006). Social entrepreneurship research: A source of explanation, prediction, and delight. Journal of World Business. 41, P.p:  36–44.

Mair, Johanna & Robinson, Jeffrey. (2006). Social entrepreneurship. New York, Palgrave Macmillan.

Mort, G. S, Weerawardena, J. & Carnegie, Kashonia. (2003). "Social Entrepreneurship: Towards Conceptualization. "International Journal of nonprofit and voluntary sector, marketing". Vol. 8, No. 1, P.p: 76–88.

multidimensional model”. Journal of World Business. Vol. 41, P.p: 21-35.

Nahapiet, S. and Ghoshal, A. (1998). "Social Capital, Intellectual Capital,and the organizational Advantage". Academy of Management Review Vol. 23, No. 3, P.p:  64- 72.

Nelson, Russell. (2000). The application of empowermet theory to street children of the developing world. Thesis of master of art. The university of British Columbia.

Orhan, Muriel & scott, Don, (2001). "why women enter in entrpreneurship" an explanatory model". women in management reviw. Vol. 16, No. 5.

Parbhu, Ganesh. (1999). "Social Entrepreneurial Leadership". Career development international. Vol. 4, No. 3.

Rao, subba& Rao Vsp. (1996). personnel & Humam Resource management. konark publichers pvt.

Rennie, Henry G. (2006). 21 Social Entrepreneurship and Regional Economic Development: A Conceptual Framework. Springer, EnterprisingWorlds. P.p: 257–270.

Robinson, Brain. (1994). "Voluntary Bodies as Learning Organizations". the Learning organization. Vol.1, No. 3.

Roper, Juliet and Cheney, George. (2005). "Leadership, Learning and Human Resource Management, the Meaning of Social Entrepreneurship Today". Corporate Governance. Vol.5, No.3, P.p: 95-104.

Seelos, C., & Mair, J. (2005). Social entrepreneurship: Creating new business models to serve the poor. Business Horizons, 48(3), P.p: 241—246.

Sen, Pritha Ashoka’s. (2007). big idea: Transforming the world through social entrepreneurship.Futures 39, P.p:  534–553.

Stoll, K. (2002). "Youth and Sustainability: Social capital, social entrepreneurship and youth civic engagement and building blocks for sustainable communities-" A case study of the headquarters youth facility. Murdoch University.

Thijssen, Thomas J. P. and Fons T.J. Vernooij. (2007). SOCIAL Entrepreneurship and CulULTURAL CHANGE: The Relevance of a Public Sector Experiment for Innovative Education. london: Springer. P.p: 555–579.

Thompson yohn, (2002). "the world of the social entrepreneur". The international yournal of public sector management. Vol. 15, No. 5.

Torimiro,  Dixon O. & Dionco-Adetayo,  Rlinda. (2005). Children involvement in entrepreneurship in rural communities: an attitudinal analysis. Technovation. P.p: 683–689.

Urban, Boris. (2008). Social entrepreneurship in South AfricaDelineating the construct with associated skills. International Journal of Entrepreneurial Behaviour & Research. Vol. 14, No. 5, P.p: 346-364.

Usaid, (2000). new patthership initiative: NGO emporerment, NPI core report.

Weerawardena, J. and Mort, G. S. (2006). “Investigating social entrepreneurship: a multidimensional model”.  Journal of World Business. Vol. 41, P.p: 21-35.

WHO (World Health Organization). Responsibilities of Street Educators. Module2.

WHO (World Health Organization). Responding to the Needs and Problems of Street Children. Module 6.

WHO (World Health Organization). Involving the Community. Module 9.

WHO (World Health Organization). Implementing a Street Children Project. Module. 10.

Yavas, ugur & Riecken, Glen. (1997). "conducting a situation analysis for volunteer organizations" an improred model", marketing intelligence & planning, Vol. 15, No.6.