بررسی نگرش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13 نسبت به تفاوت ارزش‌های اجتماعی آنان با والدین در رابطه با خانواده و ازدواج

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

چکیده

دردهه‌های اخیر به موازات تغییرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی­که درجامعه ایران روی داده، بسیاری از ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی دستخوش تغییر و دگرگونی شده است. تغییرات به وجود آمده در زمینه شیوه‌های همسریابی و ازدواج جوانان، از جمله مواردی است که بسیاری از خانواده‌ها را با مسائل متعددی مواجه ساخته است. در نتیجه شناخت الگوهای جامعه‌شناختی ازدواج می‌تواند حائز اهمیت باشد. هدف تحقیق حاضر، شناخت تفاوت در نگرش‌های دانشجویان و والدین در زمینه ارزش‌های خانواده و ازدواج است. روش­تحقیق درمطالعه حاضر پیمایشی و توصیفی است و ابزارجمع­آوری داده‌ها، پرسشنامه می‌باشد. برای این منظور بعد از تهیه پرسشنامه مقدماتی، آزمون مقدماتی آن و تهیه پرسشنامه نهایی اقدام به جمع­آوری داده‌ها شده است. جامعه­آماری تحقیق حاضر، دانشجویان واحدها و مراکز دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13 در سال تحصیلی 93-1392 می‌باشد که تعداد آن‌ها حدود 96000 می‌باشد. بر اساس نتایج تحقیق، بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد خصوصیات همسر خوب، نحوه انتخاب همسر، سن مناسب برای ازدواج، میزان تفاوت سنی پسر و دختر در زمان ازدواج، معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج، میزان اهمیت رضایت والدین برای ازدواج، میزان پذیرش اظهارنظرها و مشورت‌های ارائه شده از طرف والدین پس از ازدواج، میزان اهمیت رضایت والدین برای ازدواج، نگرش نسبت به نوع اقتدار در خانواده، میزان اهمیت فرزند در خانواده، تعداد مطلوب فرزندان، و میل و رغبت به رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج تفاوت وجود دارد. بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد نگرش نسبت به مکان مناسب برای زندگی پس از ازدواج، جنسیت مطلوب فرزندان و اشتغال زن در بیرون از خانه تفاوت وجود ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigating attitudes of students of Islamic Azad University (District 13) towards their differences in social values with their parents on family and marriage issues

نویسنده [English]

  • Davood Ebrahim Poor
چکیده [English]

This research aims to understand the differences in the attitudes of students and parents about the family values and marriage from students' point of view. In this paper, survey and descriptive research methods are applied and a questionnaire is the tool of collecting data. The population consisted of students in departments and centers of Islamic Azad University (District 13) during academic year of 2014-2015, estimated to be 96000 students. According to research results, there exists a difference between the attitude of the students and their parents about the characteristics of a good spouse, how to select spouse, the right age of marriage, the age difference between males and females in marriage, dating before marriage, the importance of parental consent for marriage, the reception of comments and advices provided by parents after marriage, the importance of parental consent for marriage, thinking on the kinds of authority in family, importance of children in the family, desired number of children and desire to visit family members after marriage. There is no difference between students and their parents in their attitudes towards an appropriate place to live after marriage, desired children gender and women employment outside the home.

کلیدواژه‌ها [English]

  • generational differences
  • Generation Gap
  • marriage and family values
  • children and parents

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال هفتم، شماره بیست و پنجم، زمستان 1393

ص ص114- 95

 

 

 

 

 

بررسی نگرش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13 نسبت به

تفاوت ارزش‌های اجتماعی آنان با والدین در رابطه با خانواده و ازدواج

دکتر داود ابراهیم‌پور[1]

تاریخ دریافت مقاله:24/12/1394

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:27/3/1395

چکیده

دردهه‌های اخیر به موازات تغییرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی­که درجامعه ایران روی داده، بسیاری از ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی دستخوش تغییر و دگرگونی شده است. تغییرات به وجود آمده در زمینه شیوه‌های همسریابی و ازدواج جوانان، از جمله مواردی است که بسیاری از خانواده‌ها را با مسائل متعددی مواجه ساخته است. در نتیجه شناخت الگوهای جامعه‌شناختی ازدواج می‌تواند حائز اهمیت باشد. هدف تحقیق حاضر، شناخت تفاوت در نگرش‌های دانشجویان و والدین در زمینه ارزش‌های خانواده و ازدواج است. روش­تحقیق درمطالعه حاضر پیمایشی و توصیفی است و ابزارجمع­آوری داده‌ها، پرسشنامه می‌باشد. برای این منظور بعد از تهیه پرسشنامه مقدماتی، آزمون مقدماتی آن و تهیه پرسشنامه نهایی اقدام به جمع­آوری داده‌ها شده است. جامعه­آماری تحقیق حاضر، دانشجویان واحدها و مراکز دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13 در سال تحصیلی 93-1392 می‌باشد که تعداد آن‌ها حدود 96000 می‌باشد. بر اساس نتایج تحقیق، بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد خصوصیات همسر خوب، نحوه انتخاب همسر، سن مناسب برای ازدواج، میزان تفاوت سنی پسر و دختر در زمان ازدواج، معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج، میزان اهمیت رضایت والدین برای ازدواج، میزان پذیرش اظهارنظرها و مشورت‌های ارائه شده از طرف والدین پس از ازدواج، میزان اهمیت رضایت والدین برای ازدواج، نگرش نسبت به نوع اقتدار در خانواده، میزان اهمیت فرزند در خانواده، تعداد مطلوب فرزندان، و میل و رغبت به رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج تفاوت وجود دارد. بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد نگرش نسبت به مکان مناسب برای زندگی پس از ازدواج، جنسیت مطلوب فرزندان و اشتغال زن در بیرون از خانه تفاوت وجود ندارد.

واژگان کلیدی: تفاوت نسلی، شکاف نسلی، ارزش‌های خانواده و ازدواج، فرزندان و والدین.

مقدمه

تفاوت در نظام ارزشی والدین و فرزندان که به نوعی شکاف نسلی را آشکار می‌سازد، مسئله مشترک جهان معاصر به ویژه جوامعی مانند کشور ما ایران است­که به سرعت تحول می‌یابد. «از مظاهر مهم این شکاف تغییر موقعیت اجتماعی نسل جوان معاصر به شکلی بی‌سابقه است. کاهش روز­افزون تاثیر سنت، میراث و اقتدار جامعه‌ بزرگ‌سالی بر نسل‌های جوان‌تر در اثر افزایش آگاهی، مهارت و توانایی نسل جدید در مواجهه با زندگی و جهان مدرن در مقابل ناتوانی و عدم مهارت نسل‌های سالمند و نا‌کار‌آمدی نهاد‌های سنتی نظیر خانواده، نظام آموزشی و نهاد‌های فرهنگی دیگر در انطباق خود با تحولات پر‌شتاب و پیچیده‌ی عصر جدید از وجوه مهم تغییر موقعیت نسل‌های جوان معاصر به شمار می‌روند»­(توکل و دیگری، 1385: 97-96).

خانواده ایرانی طی سده‌های اخیر در مقایسه با سده‌های گذشته تغییرات عمده­ای یافته است. از عمده‌ترین تغییرات ایجاد شده در خانواده ایرانی بالا رفتن سن ازدواج، افزایش نرخ طلاق، کاهش بعد خانوار، آزادی انتخاب همسر، ممنوعیت انتخاب همسر دوم برای مردان، امکان ارائه دعوای زنان برای طلاق، مشارکت بیشتر زنان در حوزه سیاسی به دلیل اهمیت رای هر فرد در انتخاب شدن داوطلبان و امکان ورود زنان در آموزش و مشاغل جدید است­(­آزاد ارمکی، 1389 : 72).

همزمان با این تغییرات، ارزش‌های خانواده ایرانی نیز طی سال‌های اخیر درحال تغییر است­که یکی از عوامل آن جوانی جمعیت و رشد تعداد افراد واقع در نسل میانی و تبلورش در نسل جوان است. جامعه ایرانی صاحب خصوصیات خاصی است و به تبع آن­جوانان نیز در چنین جامعه­ای دارای ویژگی‌ها و حقوق و تکالیف ویژه‌ای هستند، که تحت نظارت خانواده بودن و از نظر فکری و رفتاری تا حدی تابعی از افکار و تصمیمات خانواده و والدین بودن از خصوصیات بارز آنان است. در حالی که در غرب جوان فردی بیرون­ افتاده از خانواده و تا حد خیلی زیادی آزاد است­که تصمیماتش را خودش می‌گیرد. با توجه به این که، نهاد خانواده اثرگذارترین نهاد در نظام اجتماعی است و نحوه رفتارها و کنش‌های اجتماعی افراد در سنین بزرگسالی تا حد زیادی ریشه در نحوه جامعه­پذیری آنان در دوران کودکی و نوجوانی در این نهاد دارد، می‌توان گفت الگوهای­کنشی­کنشگران اجتماعی برگرفته از الگوهای­رفتاری و تربیتی بزرگسالان و والدین خانواده‌هاست.

هر الگوی تربیتی و رفتاری که از سوی والدین خانواده‌ها به فرزندان در جریان جامعه­پذیری انتقال می‌یابد، دربرگیرنده یک الگو و نظام فرهنگی خاصی است که در درون این نظام فرهنگی عناصر بسیار زیادی از ارزش‌ها و هنجار‌های اجتماعی مربوط به جنبه‌های مختلف رفتارهای اجتماعی وجود دارند، که راهنمای عمل فرزندان به عنوان کنشگران اجتماعی آینده می‌باشند و مطالعه آن دسته از ارزش‌هایی که در رابطه با خود نهاد خانواده و نیز چگونگی ساخت­یابی این نهاد می‌باشند، از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. چرا که برای جلوگیری از تغییرات اجتماعی و فرهنگی سریع و گاهاً غیرقابل کنترل که می‌تواند اوضاع ارزشی و فکری جامعه را عمیقاً دگرگون­کرده و جامعه از توان کافی برای­کنترل آن برخوردار نباشد باید عوامل اثرگذار بر تفاوت و شکاف بین دو نسل بزرگسال و جوان از جهات مختلف را شناخت و با طراحی و اجرای برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و فرهنگی، روند تغییرات در این زمینه را مدیریت کرده و در جهت مطلوب هدایت کرد.

احساس مطابقت فکری درباب این مقوله‌ها، درمیان افراد مورد بررسی و والدین آنان و این­که دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی ‌منطقه 13 نگرش مثبتی نسبت به وجود همسانی زیاد بین افکار خود و والدین‌شان در این موارد داشته باشند (در عین وجود میزانی از اختلاف که امری طبیعی است)، بیانگر عدم وجود شکاف نسلی خواهد بود. به هر میزان که افراد مورد بررسی احساس کنند که در این مقوله‌ها، بین نگرش‌های آنان و والدین‌شان تفاوت وجود دارد، به همان میزان از افکار و نظام ارزشی نسل گذشته دور گردیده و این دوری موجبات شکاف و گسست نسلی را درجامعه فراهم خواهدکردکه نتیجه به وجود آمدن این شکاف و گسست، تغییر در اجزای نظام فرهنگی، ناهمخوانی فرهنگی و بروز مسائل و آسیب‌های اجتماعی در سطح خانواده و پس از آن در سطح جامعه خواهد بود.

تحقیق حاضر درصدد آن است که، با شناخت نقاط اختلاف و تفاوت در نگرش­های دانشجویان (با توجه به این که این گروه شامل افرادی است که با توجه به داشتن تحصیلات بالای دانشگاهی و قرار گرفتن در محیط‌های علمی‌ و آموزشی و فراهم بودن زمینه برای ایجاد تفاوت فکری و ارزشی با والدین خود به لحاظ آشنایی آن‌ها با مسائل جامعه مدرن) و والدین (که عمدتاً افرادی هستند که به دلیل تاثیرپذیری کم و یا عدم تاثیرپذیری از رویه‌های مدرن جامعه در حالتی ایستا و عمدتاً سنتی قرار دارند) در زمینه یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که می‌تواند به عنوان عامل اساسی شکاف نسلی و در نتیجه فروپاشی اجتماعی و فرهنگی عمل کند، شرایطی را فراهم نماید که مدیران فرهنگی و سیاست­گذاران اجتماعی با مداخله در آن، بتوانند با کم کردن شکاف‌ها و تفاوت­های این دو نسل، زمینه را برای انسجام فکری و فرهنگی بیشتر در جامعه ایران فراهم نمایند.

درجامعه ایران طی سال‌های اخیر، توجه زیادی به بررسی این روابط به ویژه درسطح خرد (روابط بین­نسلی در سطح خانواده در نقش‌های والدین­ـ فرزندان­) معطوف گردیده است. بخشی ازاین مطالعات در حیطه شناخت تفاوت‌های نگرش‌ها و ارزش‌های اجتماعی دو نسل والدین و فرزندان در حوزه ارزش‌های اجتماعی صورت گرفته و پژوهش حاضر نیز برای بررسی این مساله درحوزه ارزش‌های اجتماعی مرتبط با خانواده و ازدواج انجام شده است.

 

‌فرضیه‌های تحقیق

فرضیه اصلی­: بین نگرش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13 و والدین آن­ها از دیدگاه دانشجویان در رابطه با ارزش‌های خانواده و ازدواج تفاوت وجود دارد.

 

فرضیه‌های فرعی

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد خصوصیات همسر خوب تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد نحوه انتخاب همسر تفاوت وجود دارد. 

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد سن مناسب برای ازدواج تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد میزان تفاوت سنی پسر و دختر در زمان ازدواج تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد نگرش نسبت به مکان مناسب برای زندگی پس از ازدواج تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد میزان اهمیت رضایت والدین برای ازدواج تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد میزان پذیرش اظهار نظرها و مشورت‌های ارائه شده از طرف والدین پس از ازدواج تفاوت وجود دارد. 

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد نگرش نسبت به نوع اقتدار در خانواده تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد میزان اهمیت فرزند در خانواده تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد تعداد مطلوب فرزندان تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد جنسیت مطلوب فرزندان تفاوت وجود دارد. 

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد اشتغال زن در بیرون از خانه تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد تعدد زوجات تفاوت وجود دارد.

- بین نگرش دانشجویان و والدین آنان در مورد میل و رغبت به رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج تفاوت وجود دارد.

 

مبانی نظری

درباره اختلاف نسل‌ها با یک­دیگر، مفاهیم متعددی به کار رفته است. گاهی صحبت از تفاوت نسلی[2] شده است. تفاوت اندک دو نسل در ارزش‌ها، هنجارها و یا در نگرش‌ها، طبیعی بوده و تقریباً در همه جوامع و زمان‌ها وجود داشته است. این تفاوت عمدتاً ریشه روان­شناختی دارد و افراد در سنین مختلف به دلیل شرایط متفاوت عاطفی و روانی از یکدیگر باز شناخته می‌شوند­(اینگلهارت، 1373: 86؛ به نقل از  معیدفر، 1383­: 56). اختلاف دو نسل بعضاً در مفهوم انقطاع یا گسست نسلی به کار برده می‌شود و آن عبارت است از: اختلافی در ارزش‌ها، هنجارها و یا نگرش­هاست­که موجب جدایی نسل جدید از نسل­قدیم و طغیان نسل­جدید دربرابر نسل قدیم می‌شود. دراین وضعیت، غالباً نوجوان می‌کوشند تا آخرین پیوند‌های وابستگی خود را از والدین یا نسل بالغ بگسلند و اغلب در این راه به گردنکشی و طغیانگری می‌پردازند (شرفی، 1382: 108).

گسست نسلی در خانواده میان پدر، مادر و فرزندان به معنی عدم تبعیت کامل فرزندان از پدر و مادر و تغییر گروه مرجع­جوانان است. در پدیده گسست نسل‌ها نوعی اختلال درتبعیت فرزندان از والدین به وجود می‌آید؛ به این معنا که فرزندان برای همانند­سازی، فرد دیگری را جایگزین شخصیت پدر و مادر می‌کنند (شرفی، 1382: 113).

«رایج‌ترین مفهوم به کار رفته درباره اختلاف نسلی، مفهوم شکاف نسلی[3] است»­(معیدفر، 1383: 56). در فرهنگ آکسفورد، شکاف نسلی به عنوان اختلافی در نگرش یا رفتار جوانان و افراد سالمند تعریف شده است که موجب عدم فهم متقابل آنان از یک­دیگر می‌شود­(آکسفورد، 2000). در فرهنگ وبستر، شکاف نسلی به عنوان اختلافی گسترده در خصلت‌ها و نگرش‌های میان نسل‌ها تعریف شده است­(وبستر، 2004).

گاهی نیز مفهوم شکاف نسلی، گسست نسلی و انقطاع نسلی به جای یکدیگر به کار رفته‌اند. به هر حال، در تمایز این مفاهیم دقیقی ارائه نشده است. اما شاید بتوان گفت مفهوم گسست یا انقطاع نسلی به بزرگ­ترین و گسترده‌ترین اختلاف میان نسل‌ها اشاره دارد، درحالی که منظور از شکاف نسلی وجود وجوه نازل‌تر چنین اختلافی میان نسل‌ها است. مفهوم گسست یا انقطاع نسلی­کمتر در فرهنگ‌های لاتین دیده می‌شود، اما مفهوم شکاف نسلی هم در فرهنگ‌های مختلف و هم در عنوان مقالات بارها به کار رفته و رایج است. در مقاله حاضر بیشتر از این مفهوم استفاده شده است.

در مورد تفاوت‌ها و تشابهات نظام ارزش‌ها دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. بحث تفاوت در نظام ارزش‌ها که منجر به شکاف نسلی بین والدین و فرزندان می­گردد، دیدگاه‌های گوناگونی را به خود اختصاص داده است. به اعتقاد بنگستون[4]  سه دیدگاه عمده در زمینه گسستگی نسلی وجود دارد:

1. کسانی که معتقد به شکاف نسلی عمیق هستند.

2. کسانی که وجود شکاف عمیق نسلی را یک توهم و خیال می­دانند که به غلط وسایل ارتباط­جمعی به مردم تحمیل کرده­اند.

3. کسانی که معتقد به پیوستگی و تفاضل گزینشی بین نسل‌ها هستند.

طرفداران دیدگاه اول معتقدندکه شکاف بین نوجوانان و بزرگسالان نسبتاً شایع و گسترده است. ازنظر این گروه، فرهنگ غالب جوانان مختلف و حتی متضاد با فرهنگ مسلط بزرگسالان است (از نظر پذیرش ارزش‌های غالب و مسلط). به عنوان مثال، مید[5]  معتقد است که الگوی فرهنگی جدیدی ظاهر شده است که در آن، دیگر الگوی مدل جوانان افراد معاصر نیستند. از این رو، جوانان پیشینیان را به عنوان مهاجران در زمان می­نگرند که با زمان حاضر ناآشنا، سازگاری یافته­اند، ولی کماکان بقایای گذشته را حفظ کرده و می­کنند. از سوی دیگر، جوانان زمان حاضر را می­فهمند، زیرا به غیر از آن چیزی دیگر نمی­شناسند. در نهایت، بین این دو قشر از لحاظ پذیرش ارزش‌ها و هنجارها تضاد روی می­دهد و شدید می­شود. در کل، این دیدگاه خیلی ذهنی و تئوریک و فاقد تایید تجربی است و نوعی فرض مقدم بر تجربه دارد. تضاد بین نسل‌ها ناشی از قبول ارزش‌های مختلف است که درنهایت نیز به تضاد رفتاری ختم می­شود. در آن سوی طیف، متفکران اجتماعی دیدگاه دوم مانند: دیدگاه ریس[6] ، لوبل[7] ، لیپست[8]  و آدلاتن[9]  بر این تاکید دارند که ارزش‌های جوانان اختلاف شدیدی با بزرگسالان ندارد.

این متفکران مدعی هستند درحالی­که ممکن است جوانان و بزرگسالان دارای جدایی اجتماعی باشند، شکاف بین آن‌ها در اصل ارتباطی با قبول ارزش‌های اجتماعی ندارد، بلکه جدایی بیشتر در زمینه قابلیت کاربرد موقعیتی توصیه­های هنجاری برای تحقق دادن به ارزش‌ها است. به عبارت دیگر، تضاد نسل‌ها بیشتر مربوط به آن ابزار به کار گرفته شده برای تحقق دادن به ارزش‌های مورد قبول یکسان و مشابه است نه مربوط به قبول ارزش‌های مختلف. در حالی که تا حدودی برای قبول این دیدگاه تایید تجربی وجود دارد، ولی توماس[10] معتقد است که هنوز یافته­های تحقیقاتی چندان قطعی نیستند.

دیدگاه سوم معتقد است­که تضاد اندکی بین نسل‌ها در مورد ارزش‌ها وجود دارد. در عین حال، طرف­داران این دیدگاه با فرضیه دیدگاه دوم موافق بوده و معتقدند که ارزش‌های مورد قبول یکسان و مشابه می‌توانند در قالب الگوهای رفتاری مختلفی خود را نشان دهند. بنگستون در سال 1970 ذکر کرده است که مشکل این دیدگاه در این است که دقیقاً مشخص نمی­کند که این تفاوت­ها کدام­اند، چگونه به وجود می‌آیند و در آینده عواقب وجود چنین تفاوت­هایی چه می­تواند باشد­(تیموری، 1377: 37-35).

       به نظر بنگستون، سه دیدگاه عمده در­باره شکاف یا گسست نسلی وجود دارد: 1. دیدگاهی که از وجود "شکاف بزرگ" حمایت می‌کند، 2. دیدگاهی که درنقطه مقابل، شکاف بزرگ را توهم دانسته و آن را ناشی از فریب افکار عمومی ‌از سوی رسانه‌های عمومی‌ می‌داند و 3. دیدگاه سوم، دیدگاهی است بین دو دیدگاه پیشین و اعتقاد به وجود "گسست و تفاوت انتخابی" میان نسل‌ها دارد­(بنگستون، 1970).

پیروان دیدگاه حمایت از وجود شکاف بزرگ، معتقدند این­ شکاف میان جوانان و بزرگسالان نسبتاً گسترش یافته است. دراین دیدگاه، فرهنگ جوانی از فرهنگ مسلط بزرگسالان­که برمبنای قبول ارزش­- ‌های رایج است، جدا شده و در مخالفت با آن قرار گرفته است ازاین نظر فرهنگ جدیدی را بر می‌گزینند. به طور کلی این دیدگاه ذهنی و فاقد داده‌های تجربی است، این دیدگاه نمی‌تواند توضیح دهد که چرا ارزش‌ها و هنجارهای جوانان از ارزش‌ها و هنجار‌های بزرگسالان تمایز یافته است. استدلال اساسی آنان، مبتنی بر ستیز رفتاری جوانان در برابر بزرگسالان است و بر اساس این تفاوت رفتاری حکم به ارزش‌های متفاوت می‌کنند­(روزاک، 1969؛  فریدن برگ، 1969 و اسلاتر، 1970).

نقطه مقابل این دیدگاه معتقد است، ارزش‌های جوانان (چندان که دیدگاه اول معتقد است) بی‌شباهت با ارزش‌های بزرگسالان نیست. اگرچه به نظر می‌رسد جوانان ارزش‌های اجتماعی دیگری در مقایسه با بزرگسالان دارند، اما این "شکاف" تماماً ربطی به پذیرش ارزش‌های متفاوت در میان جوانان ندارد. به نظر می‌رسد این جدایی ربطی مربوط به کاربرد وضعیتیِ مجوزهای هنجاری برای واقعیت ارزشی باشد. به عبارت دیگر، ستیز بین نسلی ناشی از وسایل به کار گرفته شده برای تحقق ارزش‌های پذیرفته­شده و مشابه با ارزش‌های بزرگسالان است و نه پذیرش ارزش‌های متفاوت با آنان­(ادلسون، 1970؛ لیپست،   1968؛ لوبل، 1968 و ریز، 1968). اگرچه یافته‌های تجربی فراوانی در تایید ­این دیدگاه وجود دارد، اما توماس این یافته‌ها را کاملاً قانع­کننده نمی‌داند­(1974).

       سومین دیدگاه یعنی"گسست و تفاوت انتخابی"، ستیز کم بین ارزش‌ها را می‌پذیرد. در عین حال مدافعان این دیدگاه با فرضیه "توهم شکاف" و القایی بودن شکاف نسلی موافق‌اند­(کینستون، 1965؛ فلاکس، 1967؛ پارسونز، 1951؛ نادل، 1956 ومرتن، 1957). مشکل این دیدگاه ازنظر بنگستون این­است که دقیقاً مشخص نمی‌کند این اختلاف‌ها چیست، چه طور ایجاد می‌شود و در آینده چه پیامد‌هایی دارد.

       اینگلهارت در کتاب خود تحت عنوان "تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی" در مورد تفاوت سنی یا نسل‌ها چهار فرضیه اساسی را مطرح ساخته و در­باره امکان یاعدم امکان شکاف یا گسست نسلی سخن گفته است­(معیدفر، 1383­: 58).

       1. فرضیه چرخه زندگی یا سالخوردگی: براساس آن گفته می‌شود که تفاوت نسل‌ها یا تفاوت ارزش­- ‌های گروه سنی مختلف، امری طبیعی و مربوط به اقتضائات روان­شناختی هر دوره­ای از زندگی است و هر گروه سنی پس از سپری کردن دوره مربوطه و رفتن به گروه سنی دیگر، ارزش‌های پیشین در او به تدریج کم­تر شده و ارزش‌های گروه سنی جدید را به خود می‌گیرد. با این وصف، اگر تفاوت‌هایی در میان جوانان با بزرگسالان در ارزش‌ها مشاهده می‌شود، در اقتضای شرایط سنی آنان است و با گذر از این شرایط و قرار گرفتن در شرایط سنی بزرگسالان، همان وضعیت بزرگسالان را پیدا می‌کنند و این چرخه همچنان در طی زمان به پیش می‌رود­(اینگلهارت: 90-86).

2. فرضیه دوره‌ای: بر اساس آن، تفاوت سنی با نسل‌ها به فرایند تدریجی تغییر ارزش‌ها در همه گروه‌های سنی با کمی ‌تفاوت ازیکدیگر مربوط می‌شود. باانجام اصلاحات بنیادی درساختارهای اقتصادی و اجتماعی و تغییر شرایط زیست، به تدریج ارزش‌های همراه با آن نیز درکلیه افراد جمعیت محل تغییرات اساسی ایجاد می‌شود. البته افراد درمسیر این تحولات ارزش‌ها با توجه به نزدیکی و دوری از این تغییرات دیرتر یا زودتر این تغییرات را به خو می‌گیرند. هم­چنین از آن­جا که شرایط گروه‌های سنی از نظر میزان پذیرش و انعطاف نسبت به تغییرات متفاوت است، بنابر­این معمولاً جوانان نسبت به گروه‌های سنی بزرگسال زود­تر در مسیر تغییرات قرار می‌گیرند­(همان: 86).

3. فرضیه گروه سنی: تفاوت سنی یا نسل‌ها را در واقع دگرگونی اساسی در ارزش‌های نسل‌های جدید با ارزش‌های نسل‌های پیشین تلقی می‌کند. در واقع، نسل جدید ارزش‌های کاملاً متفاوتی با نسل‌های قبل دارد و با گذشت زمان با ورود گسترده این نسل به عرصه‌های مختلف حیات اقتصادی و اجتماعی به تدریج فرایند جایگزینی ارزش‌های جدید به جای ارزش‌های نسل قبل انجام می‌شود­(همان: 86).

4. فرضیه ترکیبی: بر اساس آن تفاوت سنی و نسلی، ناشی از چرخه زندگی، اقتضائات سنی و تغییرات بنیادی در ارزش‌های همه گروه‌های سنی با کمی‌ تغییر از یکدیگر و تغییر دادان ارزش‌های نسل جدید است که به تدریج با نقش‌های بیشتر و رو به افزایش این نسل در حیات اقتصادی- اجتماعی، جایگزین ارزش‌های نسل قبلی می‌شود. البته می‌توان ترکیب فرضیه‌های اول و دوم را نیز در نظر گرفت­(همان: 87).

اینگلهارت در کتاب «تحول فرهنگی در جوامع پیشرفته صنعتی» کوشیده است با استفاده از مطالعات متعدد انجام یافته در کشور‌های اروپایی و آمریکا در طی سال‌های یاد شده، تحول ارزش‌ها را در جوامع صنعتی مورد بررسی قرار دهد. از نظر او در این جوامع، خواسته‌های انسان‌ها در زندگی دستخوش تحول گردیده است و گرایش به ارزش‌های مادی در نسل گذشته به ارضای این نیازها (غذا، پوشاک، مسکن و ...) در نسل جدید جای خود را به گرایش به ارزش‌های فرامادی داده است. به گفته اینگلهارت «چنین به نظر می‌آید که ارزش‌های مادی/ فرامادی بخشی از نشانگان گسترده گرایش‌هایی است که انگیزش نسبت به کار، فعالیت سیاسی، محیط زیست، انرژی هسته­ای، نقش دین در زندگانی مردم، احتمال ازدواج و تشکیل خانواده، داشتن بچه، نقش زنان، طلاق و سقط جنین را در ­بر ­می‌گیرد. همه این‌ها کاملاً مربوط می‌شوند به این که شخص ارزش‌های مادی یا فرامادی داشته و این که نگرش گروه‌های سنی جوان‌تر با نگرش‌های گروهای سنی بزرگ‌تر تفاوت دارد»­(اینگلهارت، 1373: 479؛ همان، 1382: 128- 109). در مجموع به این جمع­بندی می‌رسد که، تفاوت ارزش‌های نسلی بیشتر تحت تاثیر محیط اقتصادی­ـ اجتماعی است که نگرش فرد درطول سال‌های پیش از بلوغ درآن شکل می‌گیرد و با تغییر شرایط محیط اقتصادی­ـ اجتماعی اولویت­-­ ‌های ارزشی نسل جوان که دوره پیش از بلوغ را پشت سر گذارده، متفاوت با نگرش‌های نسل پیش از خود خواهد بود­(زارع و دیگری، 1389­: 71). از دیدگاه خرد، چگونگی جامعه‌پذیری فرد برای ورود به دوره بلوغ و انتقال ارزش‌ها، گرایش‌ها و رفتارها حایز اهمیت است­(فیدر، 1975). در این باره مطالعات متعددی صورت گرفته است­(روکیچ، 1973: 222-38؛ هوف و دیگری، 1378: 145-6؛ شوارتز و دیگری، 1998 و مور، 1999).

برخی تحقیقات داخلی به اختلافات بسیار جزئی در ترجیحات ارزشی دو نسل جوان و بزرگسال نظر دارند. جلیلی­(1377) با تحلیل ثانویه بخشی از داده‌های اولیه فرهنگی، به این نتیجه رسیده است که چیزی به نام شکاف فرهنگی وجود ندارد و در بررسی تفاوت‌های ارزشی نیز تنها تغییرات ناچیزی به چشم می‌خورد که با روندی ثابت و یکسان هر دو نسل جوان (24ـ15سال) و سالخورده (65 سال به بالا) را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد که این میزان نیز قابل اعتنا نیست. در نهایت به این نتیجه می‌رسد که فاصله سنی بر اساس ارزش‌های اجتماعی در سال 1374، (پژوهش محسنی)، در مقایسه با سال 1356 (پژوهش اسدی و محسنی) حتی کاهش پیدا کرده است­(جلیلی، 1377: 63 ؛ به نقل از زارع و دیگری، 1389­: 72).

جلیل‌وند، در تحقیق خود در باب ارزش‌های اجتماعی دو نسل مادران و دختران به این نتیجه رسیده است که تفاوت معناداری بین این دو نسل وجود دارد­(جلیل‌وند، 1376). در این باره، تحقیقات دیگری انجام گرفته که هم بر شباهت ارزش‌های اجتماعی بین دو نسل و هم بر تفاوت و تضاد و شکاف تاکید دارند (توکلی، 1378؛ توکلی، 1380؛ عظیمی ‌هاشمی، 1377؛ کاشی و دیگری، 1384؛ کاظمی‌پور، 1387 و کاشی و دیگری، 1379).

داریاپور نیز درتحقیق خود تحت عنوان «بررسی رابطه اولویت‌های ارزشی شهروندان تهرانی با جنسیت» به این نتیجه رسیده است که از میان ده نوع ارزشی، تفاوت زنان و مردان در نوع‌های ارزشی جهانگرایی (انسان دوستی)، بر­انگیختگی و لذت­گرایی معنادار است. ضمن آن که زنان در مقایسه با مردان، اولویت بالاتری برای ارزش‌هایی نظیر عدالت، صداقت، سلامت، استقلال، مذهب و جهان زیبا قائل‌اند و تفاوت آن‌ها با مردان در این موارد معنادار است­(داریاپور، 1381).

ملکی نیز در پژوهش «بررسی رابطه پایگاه اجتماعی- اقتصادی خانواده با گرایش‌های ارزشی نوجوانان» به این نتیجه رسیده است که بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی خانواده با ارزش‌های زیباشناختی و ارزش‌های اقتصادی رابطه مستقیم وجود دارد، در حالی که با اولویت‌های ارزش‌های مذهبی رابطه معکوس وجود دارد و درحالی که اولویت‌های ارزشی نوجوانان بیشتر مادی است، اما در این مورد تفاوت معنی­داری بین نوجوانان طبقات مختلف وجود ندارد­(ملکی، 1375). سرانجام، باید به این نکته نیز اشاره کرد که تحقیقات معدودی به اختلافات ارزشی و شکاف بین فرزندان و والدین اشاره دارند­(تیموری، 1377 و عباسی، 1380).

پژوهش کلدی و جمشیدی­(1384) که درباره تعارض ارزشی بین والدین و فرزندان از دیدگاه دانش‌آموزان شهرستان آمل و عوامل مرتبط با آن صورت گرفت. این تحقیق با روش پیمایشی و در نمونه‌ای به حجم 240 نفر که به صورت تصادفی انتخاب شده بود نشان داد که از نظر دانش‌آموزان، بین تشتّت ارزشی پرسیده ‌شده بین دو نسل، گروه مرجع بودن پدران برای فرزندان، میزان فردگرایی فرزندان، سبک‌های تربیتی والدین (مستبدانه، مقتدرانه و سهل‌گیرانه)، بحران هویت فرزندان، تازگی پیام ارزشی از طرف پدران و وضوح در ارزش‌های پدران، با تعارض ارزشی بین پدران­ـ فرزندان رابطه معنی‌داری وجود دارد­(کلدی و دیگری، 1384).  

پژوهش موحد و عباسی شوازی­(1385) با دو هدف بررسی چگونگی نگرش دختران جوان به دوستی معاشرت پیش از ازدواج، و هم­چنین بررسی رابطه زمینه‌های فرهنگی جامعه­پذیری با نگرش دختران به دوستی و معاشرت پیش از ازدواج انجام شده است. این پژوهش به صورت پیمایشی و در میان 360 نفر که به صورت نمونه‌گیری طبقه‌ای از دانشجویان دانشگاه انتخاب شده بودند صورت گرفت. نتایج نشان داد که نگرش و سوگیری بیش از نیمی از دختران دانشجو 6/55 درصد به این گونه دوستی‌ها میانه بوده است. تحلیل‌های دو متغیره نشان دادکه همبستگی نگرش دختران به روابط پیش از ازدواج، با متغیرهای اولویت­- ‌های ارزشی، باورهای دینی، پای­بندی به ارزش‌های دینی، نگرش دوستان، نگرش خانواده، تحصیلات پدر و مادر، دانشگاه محل تحصیل، و برخی ابزارهای رسانه‌ای، معنادار بوده است؛ در حالی که همبستگی آن با زمان حضور در دانشگاه و به کارگیری ابزارهای رسانه‌ای هم­چون روزنامه و مجله معنادار نبوده است. تحلیل چند­متغیره نیز نشان داد که تنها سه متغیر پای­بندی به ارزش‌های دینی، نگرش دوستان و نگرش خانواده، بر روی هم 5/60 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می‌کندکه در این میان، موثرترین متغیر، پای­بندی به ارزش‌های دینی بوده است. به طورکلی، می‌توان گفت اگرچه دگرگونی‌های این گستره از روابط، به سوی ارزش‌های مدرن پیش می‌رود، اما دختران هم­چنان مانند گذشته میان ارزش‌های سنتی و مدرن سرگردان‌اند­ (موحد و دیگری، 1385).

یعقوبی­(1386) در پژوهشی با عنوان مطالعه و بررسی عوامل اجتماعی موثر بر تغییر نگرش دو نسل (مادران- دختران) نسبت به ارزش‌های اجتماعی (مطالعه­ای در شهر میاندوآب) انجام داده است. این مطالعه که با روش پیمایشی و نمونه­گیری چند مرحله‌ای انجام شده است به نتایجی رسیده که حاکی از تایید فرضیه‌های پژوهشی بصورت زیر می‌باشد. بین فاصله سنی و تفاوت‌های نگرشی دو نسل (مادران- دختران) رابطه وجود دارد، بین محل سکونت و تفاوت‌های نگرشی دو نسل (مادران- دختران) رابطه وجود دارد، بین میزان استفاده خانواده‌ها از رسانه‌های جمعی و تفاوت­های نگرشی دو نسل (مادران- دختران) رابطه وجود دارد، بین میزان تحصیلات مادران و تفاوت­های نگرشی دو نسل (مادران- دختران) رابطه وجود دارد، بین وضعیت اقتصادی و تفاوت‌های نگرشی دو نسل (مادران- دختران) رابطه وجود دارد، بین میزان رضایت­مندی دختران و تفاوت‌های نگرشی دو نسل (مادران- دختران) رابطه وجود دارد و اما در نهایت نتیجه‌گیری کرده است­که بین دو نسل (مادران- دختران) نسبت به ارزش‌های اجتماعی درشهر میاندوآب تفاوت نگرشی تا حد شکاف نسلی وجود دارد­(یعقوبی، 1386).

پژوهش معیدفر­(1383) درباره شکاف نسلی یا گسست فرهنگی (بررسی شکاف نسلی در ایران) با داده‌های دو طرح ملی تحول ارزش‌ها و نگرش‌ها در سال­های 79 و 82 بررسی شده است، نشان داد تفاوت‌های بین دو نسل در برخی زمینه‌ها وجود دارد. چنان­چه پاسخ افراد به سوال‌ها در دو سال متفاوت چنین بوده است: از افراد سوال شده بود که ایمان به خدا موجب می‌شود تا انسان راحت با مشکلات کنار بیاید. در این مورد اختلاف نظر میان نسل‌ها بسیار ناچیز و قابل اغماض بوده (­3/86 درصد در برابر 4/90 درصد در سال 79 و 96 درصد در برابر 9/96 درصد در سال 82 و در طی زمان نیز کاهش یافته بود).

 

روش تحقیق

روش­تحقیق درمطالعه حاضر به صورت پیمایشی و از نوع توصیفی- تبیینی است. به لحاظ معیار زمان مطالعه مقطعی بوده و به لحاظ معیار ژرفایی از نوع پهنانگر است. ابزار جمع­آوری اطلاعات در تحقیق حاضر، پرسشنامه می‌باشد. برای این منظور بعد از تهیه پرسشنامه مقدماتی، آزمون مقدماتی آن و تهیه پرسشنامه نهایی اقدام به جمع­آوری داده‌ها شده است. پرسشنامه تحقیق در ­برگیرنده اطلاعات مربوط به متغیرها و نیز اطلاعات مرتبط با شاخص‌های تعریف­ شده برای متغیرهای مورد در فرضیه‌ها خواهد بود. پرسشنامه تحقیق حاضر حاوی تعدادی گویه می‌باشد که برای سنجش نظرات پاسخگویان در مورد هر شاخص، از مقیاس پنج درجه‌ای لیکرت استفاده شده است. پرسشنامه تحقیق شامل تعدادی سوال مربوط به سنجش ارزش‌ها و نگرش‌های اجتماعی افراد در رابطه با خانواده و ازدواج می‌باشد. تنظیم سوالات پرسشنامه بر مبنای چارچوب نظری تحقیق صورت گرفته است. برای برآورد اعتبار پرسشنامه تحقیق از شیوه سنجش اعتبار صوری استفاده گردیده و برای سنجش مطابقت شاخص‌های مطرح شده در سوالات پرسشنامه با متغیرهای تحقیق، از نظرات اساتید جامعه‌شناسی استفاده گردیده است. برای برآورد میزان پایایی پرسشنامه تحقیق، قبل از اجرای نهایی پرسشنامه، پیش­آزمون بر روی 30 نفر از افراد جامعه آماری اجرا گردیده و به روش آلفای کرونباخ میزان پایایی آن مورد محاسبه قرار گرفته که میزان آن برابر با 81/0 به دست آمده است.

جامعه آماری تحقیق حاضر، دانشجویان واحدها و مراکز دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13 در سال تحصیلی 93-1392 می­باشدکه دراین سال تحصیلی در رشته‌های تحصیلی مختلف این دانشگاه درمقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی­ ارشد و دکترا مشغول به تحصیل می‌باشند. تعداد جامعه­آماری (دانشجویان واحدها و مراکز دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13) حدود 96000 می‌باشد. حجم دقیق نمونه آماری این تحقیق پس از اجرای مطالعه اولیه درنمونه کوچکی از جامعه آماری شامل حدود 40 نفر و به دست آوردن مشخصه‌های آماری متغیر مورد نظر در فرمول برآورد حجم نمونه آماری، برآورد شده است. حجم نمونه آماری، 383 نفر تعیین شده است. روش نمونه­گیری در این تحقیق، دو مرحله­ای می‌باشد. در مرحله اول از روش تصادفی خوشه­ای برای انتخاب تعدادی از واحدها و مراکز دانشگاهی هم سطح (از نظر درجه واحد) ازمیان کل واحدها و مراکز دانشگاهی منطقه 13 استفاده شده است. درمرحله دوم از روش تصادفی طبقه­ای برای انتخاب دانشجویان شاغل به تحصیل دررشته­ها و مقاطع تحصیلی مختلف متناسب با حجم هر یک از این طبقات (تعداد دانشجویان هر رشته و مقطع تحصیلی) استفاده شده است. بدین ترتیب که از دانشجویان رشته­های مختلف تحصیلی دانشگاه آزاد اسلامی ‌منطقه 13 و در مقاطع تحصیلی مختلف نسبتی را که متناسب بانسبت نمونه آماری به کل­جامعه آماری است­ انتخاب و گردآوری داده­ها از این دانشجویان انجام شده است.

یافته‌های تحقیق

- 6/1 درصد از شهروندان مورد مطالعه در گروه سنی 25 سال، 9/78 درصد در گروه سنی 35-25 سال، 4/16 درصد در گروه سنی 45-36 سال و 1/3 درصد از شهروندان مورد مطالعه در گروه سنی 55-46 سال قرار دارند.

- 4/63 درصد شهروندان مورد مطالعه مرد و 6/36 درصد آنان زن می‌باشند. 

- مقطع تحصیلی 1/31 درصد شهروندان مورد مطالعه کارشناسی، 3/59 درصد کارشناسی­ارشد و 7/9 درصد دکترا می‌باشند.

- 7/11 درصد دانشجویان مورد مطالعه مجرد و 3/88 درصد آنان متاهل می‌باشند. 

1. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به ارزش‌های خانواده و ازدواج و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد ارزش‌های خانواده و ازدواج، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد.

 

 

جدول شماره (1): آماره‌های توصیفی آزمون t مستقل برای متغیرهای مورد مقایسه در فرضیه‌های اول تا نهم

فرضیه

متغیر

میانگین

تعداد

انحراف

استاندارد

خطای استاندارد

میانگین

 

اول

خصوصیات همسر خوب از دید دانشجویان

39/13

383

79/1

092/0

نگرش دانشجویان نسبت به خصوصیات همسر خوب از دید والدین

07/14

383

46/2

126/0

 

دوم

 

نحوه انتخاب همسر از دید دانشجویان

81/18

383

44/2

125/0

نگرش دانشجویان نسبت به نحوه انتخاب همسر از دید والدین

07/19

383

09/2

107/0

 

سوم

سن مناسب برای ازدواج از دید دانشجویان

88/8

383

76/1

090/0

نگرش دانشجویان نسبت به  سن مناسب برای ازدواج از دید والدین

06/9

383

11/2

108/0

چهارم

تفاوت سن پسر و دختر در زمان ازدواج از دید دانشجویان

17/10

383

43/2

125/0

نگرش دانشجویان نسبت به  تفاوت سن پسر و دختر در زمان ازدواج از دید والدین

41/10

383

61/2

133/0

پنجم

مکان مناسب برای زندگی برای ازدواج از دید دانشجویان

51/10

383

101/2

107/0

نگرش دانشجویان نسبت به مکان مناسب برای زندگی برای ازدواج از دید والدین

56/10

383

147/2

110/0

ششم

معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج از دید دانشجویان

87/9

383

269/1

065/0

نگرش دانشجویان نسبت به  معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج از دید والدین

10/10

383

994/1

102/0

هفتم

میزان اهمیت فرزند از دید دانشجویان

76/7

383

563/2

131/0

نگرش دانشجویان نسبت به میزان اهمیت فرزند از دید والدین

95/8

383

012/2

103/0

هشتم

اشتغال زن در بیرون از خانه از دید دانشجویان

57/7

383

670/1

085/0

نگرش دانشجویان نسبت به اشتغال زن در بیرون از خانه از دید والدین

56/7

383

1

051/0

نهم

میل و رغبت به رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج از دید دانشجویان

18/13

383

334/1

068/0

نگرش دانشجویان نسبت به  میل و رغبت به رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج از دید والدین

98/13

383

222/3

165/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره (2): نتایج آزمون tزوجی برای میانگین‌های مورد مقایسه در فرضیه‌های اول تا نهم

فرضیه

متغیر

تفاوت جفت‌ها

مقدار t

درجه

آزادی

سطح

معنی‌داری

میانگین

انحراف

استاندارد

خطای استاندارد

میانگین

 

 

 

 

 

اول

خصوصیات همسر خوب از دید دانشجویان

 

258/0-

 

017/2

 

103

 

509/2-

 

382

 

013/0

 

نگرش دانشجویان نسبت به خصوصیات همسر خوب از دید والدین

 

 

 

 

 

 

دوم

نحوه انتخاب همسر از دید دانشجویان

 

687/0-

 

177/2

 

111

 

173/6-

 

382

 

000/0

نگرش دانشجویان نسبت به نحوه انتخاب همسر از دید والدین

 

 

 

 

 

 

سوم

سن مناسب برای ازدواج از دید دانشجویان

 

175/0-

 

550/1

 

079/0

 

209/2-

 

382

 

028/0

 

نگرش دانشجویان نسبت به سن مناسب برای ازدواج از دید والدین

 

 

 

 

 

 

چهارم

تفاوت سن پسر و دختر در زمان ازدواج از دید دانشجویان

 

246/0-

 

606/1

 

082/0

 

991/2-

 

382

 

003/0

نگرش دانشجویان نسبت به  تفاوت سن پسر و دختر در زمان ازدواج از دید والدین

 

 

 

 

 

 

پنجم

مکان مناسب برای زندگی برای ازدواج از دید دانشجویان

 

047/0-

 

712/1

 

087/0

 

537/0-

 

382

 

591/0

نگرش دانشجویان نسبت به مکان مناسب برای زندگی برای ازدواج از دید والدین

 

 

 

 

 

 

ششم

معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج از دید دانشجویان

 

232/0-

 

047/2

 

105/0

 

222/2-

 

382

 

027/0

نگرش دانشجویان نسبت به معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج از دید والدین

 

 

 

 

 

 

دهم

میزان اهمیت فرزند از دید دانشجویان

 

193/1-

 

328/2

 

119

 

032/10-

 

382

 

000/0

نگرش دانشجویان نسبت به میزان اهمیت فرزند از دید والدین

 

 

 

 

 

 

سیزدهم

اشتغال زن در بیرون از خانه از دید دانشجویان

 

008/0

 

421/1

 

073/0

 

108/0

 

382

 

914/0

نگرش دانشجویان نسبت به اشتغال زن در بیرون از خانه از دید والدین

 

 

 

 

 

 

پانزدهم

میل و رغبت به رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج از دید دانشجویان

 

807/0-

 

728/2

 

139

 

787/5-

 

382

 

013/0

نگرش دانشجویان نسبت به میل و رغبت به رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج از دید والدین

 

 

 

 

 

                     

 

2. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به خصوصیات همسر خوب و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه اول، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد خصوصیات همسر خوب، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد. بر اساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت در میانگین رتبه‌های دو جفت نمرات مربوط به میزان اهمیت هر یک از پنج ویژگی مهم در انتخاب همسر از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در خصوص همین ویژگی‌ها، در مورد همه پنج ویژگی­: داشتن خانواده اصیل، مذهبی و دین­دار بودن فرد، داشتن تحصیلات عالی، نجابت و خوش اخلاق بودن فرد و داشتن ثروت و امکانات مالی، بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان در مورد میزان اهمیت هر یک از ویژگی‌های تاثیرگذار در امر انتخاب همسر، تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

3. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به نحوه انتخاب همسر و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه دوم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد نحوه انتخاب همسر از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد. براساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت درمیانگین رتبه‌های دوجفت نمرات مربوط به میزان مطلوبیت هر یک از چهار شیوه در انتخاب همسر از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در خصوص همین شیوه‌ها، درمورد سه شیوه: انتخاب همسر توسط والدین، انتخاب همسر توسط خود فرزندان و انتخاب همسر توسط خود والدین و سپس مشورت با فرزندان در مورد میزان مطلوبیت شیوه‌های انتخاب همسر، بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان در مورد میزان اهمیت هر یک از ویژگی‌های تاثیرگذار در امر انتخاب همسر، تفاوت معنی‌داری وجود دارد ولی در مورد شیوه انتخاب همسر توسط خود فرزندان و سپس مشورت با والدین بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان در مورد میزان اهمیت هر یک از ویژگی‌های تاثیرگذار در امر انتخاب همسر، تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و میزان مطلوبیت این شیوه بین فرزندان و والدین تا حد زیادی یکسان می‌باشد.

4. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به سن مناسب برای ازدواج و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. باتوجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه سوم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد سن مناسب برای ازدواج، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد. بر اساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت در میانگین رتبه‌های دو جفت نمرات مربوط به میزان مطلوبیت هریک از سه سن و زمان مناسب مطرح شده برای ازدواج از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود درخصوص همین شیوه‌ها، درمورد مطلوبیت دو مورد از سه مورد سن و زمان­: ازدواج درحین تحصیل در دانشگاه و ازدواج پس از فراغت ازتحصیل و پیدا کردن شغل مناسب بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان در مورد میزان مطلوبیت هر یک از سه مورد مطرح شده به عنوان سن و زمان مناسب برای ازدواج فرزندان، تفاوت معنی‌داری وجود دارد ولی در مورد شیوه ازدواج پس از اتمام تحصیلات متوسطه، بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان به عنوان سن و زمان مناسب برای ازدواج تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و میزان مطلوبیت این شیوه بین فرزندان و والدین تا حد زیادی یکسان می‌باشد.

5. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به میزان تفاوت سن پسر و دختر درزمان ازدواج و نگرش­آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه چهارم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد میزان تفاوت سن پسر و دختر در زمان ازدواج، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد. بر اساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت درمیانگین رتبه‌های دو جفت نمرات مربوط به میزان مطلوبیت هریک از موارد فاصله سنی بین دختر و پسر در زمان ازدواج مطرح شده در تحقیق، از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود دراین خصوص در مورد مطلوبیت سه مورد از چهار مورد فاصله سنی دختر و پسر­: سن پسر بیش از 5 سال بزرگ­تر از دختر، سن پسر کمتر از 5 سال بزرگ­تر از دختر و سن دختر اندکی بزرگ­تر از سن پسر بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان در مورد میزان مطلوبیت هر یک از سه مورد مطرح شده به عنوان فاصله سنی مناسب بین دختر و پسر در زمان ازدواج، تفاوت معنی‌داری وجود دارد ولی درمورد عدم وجود فاصله سنی بین دختر و پسر بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان به­عنوان فاصله سنی­مناسب بین دختر و پسر درزمان ازدواج، تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و میزان مطلوبیت این فاصله سنی بین فرزندان و والدین تا حد زیادی یکسان می‌باشد.

6. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به مکان مناسب برای زندگی پس از ازدواج و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود دراین مورد، تفاوت وجود ندارد. باتوجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه پنجم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد مکان مناسب برای زندگی پس از ازدواج، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار نمی‌گیرد. بر اساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت در میانگین رتبه‌های دو جفت نمرات مربوط به میزان مطلوبیت هریک از مکان‌های مطرح شده درتحقیق به عنوان مکان مناسب برای زندگی زوجین پس از ازدواج، از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این خصوص، در مورد مطلوبیت سه مورد از چهار مورد مکان مناسب برای زندگی زوجین پس از ازدواج­: خانه مجزا در نزدیکی والدین خودتان، خانه مجزا دور از والدین خود و همسرتان و خانه مشترک با والدین‌تان، بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان در مورد میزان مطلوبیت هر یک ازسه مورد مطرح شده به عنوان مکان مناسب برای زندگی زوجین پس از ازدواج، تفاوت معنی‌داری وجود دارد ولی در مورد خانه مجزا در نزدیکی والدین همسرتان، بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان به عنوان مکان مناسب برای­زندگی تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و میزان مطلوبیت­آن بین فرزندان و والدین تا حد زیادی یکسان می‌باشد.

7. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به معاشرت دختر و پسر قبل­از ازدواج و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه ششم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد. بر اساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت در میانگین رتبه‌های دوجفت نمرات مربوط به میزان مطلوبیت هریک ازچهار شیوه و میزان معاشرت بین دختر و پسر قبل از ازدواج، از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این خصوص، در مورد مطلوبیت هرچهار مورد شیوه و میزان معاشرت بین دختر و پسر قبل از ازدواج­: عدم هرگونه معاشرت بین دختر وپسر قبل از ازدواج، معاشرت بین دختر و پسر باهمراهی و نظارت والدین و خانواده‌ها، معاشرت بین دختر و پسر بدون همراهی و نظارت والدین و خانواده‌ها به مدت کوتاه و معاشرت بین دختر و پسر بدون همراهی و نظارت والدین و خانواده‌ها به مدت طولانی، بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان در مورد میزان مطلوبیت هر یک از چهار مورد مطرح شده به عنوان شیوه و میزان معاشرت بین دختر و پسر قبل از ازدواج، تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

8. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به میزان اهمیت رضایت والدین برای ازدواج و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه هفتم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد میزان اهمیت رضایت والدین برای ازدواج، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد.

9. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به میزان پذیرش اظهارنظرها و مشورت‌های ارائه شده از طرف والدین پس از ازدواج و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه هشتم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد میزان پذیرش اظهار نظرها و مشورت‌های ارائه شده از طرف والدین پس از ازدواج، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد.

 

جدول شماره (3): آماره‌های توصیفی آزمون ویلکاکسون برای متغیرهای مورد مقایسه در فرضیه‌های دهم تا پانزدهم

فرضیه

متغیر

 

تعداد

میانگین

رتبه

مجموع

رتبه‌ها

 

دهم

اهمیت رضایت والدین برای ازدواج از دید دانشجویان

رتبه‌های مثبت

262

15/139

36457

رتبه‌های منفی

24

191

4584

نگرش دانشجویان نسبت به اهمیت رضایت والدین برای ازدواج از دید والدین

ارتباط‌ها

97

 

جمع

383

یازدهم

میزان پذیرش اظهارنظرها و مشورت‌های ارائه شده از طرف والدین پس از ازدواج از دید دانشجویان

رتبه‌های مثبت

143

13/101

14461

رتبه‌های منفی

71

34/120

8544

نگرش دانشجویان نسبت به میزان پذیرش اظهارنظرها و مشورت‌های ارائه شده از طرف والدین پس از ازدواج از دید والدین

ارتباط‌ها

136

 

جمع

383

دوازدهم

نوع اقتدار در خانواده از دید دانشجویان

رتبه‌های مثبت

166

5/83

13861

رتبه‌های منفی

0

0

0

نگرش دانشجویان نسبت به نوع اقتدار در خانواده از دید والدین

ارتباط‌ها

217

 

جمع

383

سیزدهم

تعداد فرزندان مطلوب از دید دانشجویان

رتبه‌های مثبت

24

5/60

1452

رتبه‌های منفی

71

77/43

3108

نگرش دانشجویان نسبت به تعداد فرزندان مطلوب از دید والدین

ارتباط‌ها

288

 

جمع

383

چهاردهم

جنسیت مطلوب فرزندان از دید دانشجویان

رتبه‌های مثبت

72

83/99

7188

رتبه‌های منفی

95

72

6840

نگرش دانشجویان نسبت به جنسیت مطلوب فرزندان از دید والدین

ارتباط‌ها

216

 

جمع

383

پانزدهم

تعدد زوجات از دید دانشجویان

رتبه‌های مثبت

47

24

1128

رتبه‌های منفی

0

0

0

نگرش دانشجویان نسبت به تعدد زوجات از دید والدین

ارتباط‌ها

336

 

جمع

383

 

 

جدول شماره (4): نتایج آزمون ویلکاکسون برای مقایسه

میانگین رتبه‌های متغیرهای مورد مقایسه در فرضیه‌های دهم تا پانزدهم

مقدار z

سطح معنی‌داری

فرضیه

675/11-

000/0

هفتم

373/3-

001/0

هشتم

186/12-

000/0

نهم

135/3-

002/0

یازدهم

303/0-

762/0

دوازدهم

158/6-

000/0

چهاردهم

 

10. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به نوع اقتدار در خانواده و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه نهم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد نوع اقتدار در خانواده، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد.

11. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به میزان اهمیت فرزند در خانواده و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه دهم، وجود تفاوت معنی‌دار بین­دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها درمورد میزان اهمیت فرزند درخانواده از نگرش دانشجویان مورد تایید قرار می‌گیرد. بر اساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت در میانگین رتبه‌های دو جفت نمرات مربوط به میزان پذیرش هریک از موراد مطرح شده در تحقیق به عنوان میزان اهمیت وجود فرزند در زندگی خانوادگی، از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این خصوص، درمورد مطلوبیت دو مورد ازسه مورد نحوه برخورد با مساله میزان اهمیت وجود فرزند در زندگی خانوادگی­: فروپاشی خانواده درصورت عدم وجود فرزند در خانواده و احساس رضایت ازعدم وجود فرزند در صورت وجود احساس رضایت در همسر بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان در مورد میزان مطلوبیت هر یک از دو مورد مطرح شده نحوه برخورد با مساله میزان اهمیت وجود فرزند در زندگی خانوادگی، تفاوت معنی‌داری وجود دارد ولی در چشمپوشی از خواسته خود در مورد وجود فرزند به خاطر وجود نقص در همسر، بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان به عنوان نحوه برخورد با مساله میزان اهمیت وجود فرزند در زندگی خانوادگی، تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و میزان مطلوبیت این نوع برخورد و مواجهه با این مساله تا حد زیادی یکسان می‌باشد.

12. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به تعداد مطلوب فرزندان و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه یازدهم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها درمورد تعداد مطلوب فرزندان، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد.

13. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به جنسیت مطلوب فرزندان و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود ندارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه دوازدهم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد جنسیت مطلوب فرزندان، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار نمی‌گیرد.

14. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به اشتغال زن در بیرون از خانه و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود ندارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه سیزدهم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد اشتغال زن در بیرون از خانه، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار نمی‌گیرد. بر اساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت در میانگین رتبه‌های دو جفت نمرات مربوط به میزان مطلوبیت هریک از شیوه‌های مطرح شده بعنوان شیوه مطلوب مواجهه با اشتغال زن در بیرون از خانه، از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این خصوص، در مورد مطلوبیت دو مورد از سه مورد شیوه مطلوب مواجهه با اشتغال زن در بیرون از خانه­: عدم اشتغال زن بیرون ازخانه و بی‌تفاوت بودن نسبت به اشتغال زن بیرون از خانه تفاوت معنی­- ‌داری وجود دارد ولی درمورد ضرورت اشتغال زن بیرون از خانه، بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین­- ‌شان به عنوان شیوه مطلوب مواجهه با اشتغال زن دربیرون از خانه، تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و میزان مطلوبیت این شیوه مواجهه بین فرزندان و والدین تا حد زیادی یکسان می‌باشد.

15. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به تعدد زوجات و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه چهاردهم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد تعدد زوجات، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد.

16. بین دیدگاه دانشجویان نسبت به میل و رغبت به رفت وآمد و دیدار با اعضای فامیل پس ازازدواج و نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این مورد، تفاوت وجود دارد. با توجه به سطح معنی‌داری آزمون فرضیه پانزدهم، وجود تفاوت معنی‌دار بین دیدگاه دانشجویان و والدین آن‌ها در مورد میل و رغبت به رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج، از نگرش دانشجویان، مورد تایید قرار می‌گیرد. بر اساس نتایج آزمون ویلکاکسون برای بررسی تفاوت در میانگین رتبه‌های دو جفت نمرات مربوط به میزان مطلوبیت هر یک از شیوه‌های مطرح شده به عنوان شیوه مطلوب رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج، از دیدگاه دانشجویان و نیز نگرش آنان نسبت به دیدگاه والدین خود در این خصوص، در مورد مطلوبیت چهار مورد از پنج مورد شیوه مطلوب رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج­: معاشرت دایمی ‌با اکثر اعضای فامیل، معاشرت محدود با اکثر اعضای فامیل، معاشرت محدود با بعضی اعضای محدود فامیل و عدم معاشرت با هیچ یک از اعضای فامیل تفاوت معنی‌داری وجود دارد. ولی در مورد معاشرت صرفاً با والدین خود و همسر بین دیدگاه دانشجویان و دیدگاه والدین‌شان به­ عنوان شیوه مطلوب رفت و آمد و دیدار با اعضای فامیل پس از ازدواج، تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و میزان مطلوبیت این­شیوه معاشرت بین فرزندان و والدین تا حد زیادی یکسان می‌باشد.

 

پیشنهادهای تحقیق

- با توجه به این که از پانزده شاخص مختلف مورد بررسی در زمینه ارزش‌های خانواده و ازدواج و نگرش دانشجویان به این شاخص‌ها و نیز نگرش آن‌ها نسبت به نظرات والدین­شان دراین موارد، در سیزده مورد بین نگرش دانشجویان و والدین تفاوت مشاهده گردید و تنها در سه مورد بین این دو گروه تفاوتی وجود ندارد، به نظر می‌رسد بایستی در تحقیقی جداگانه به علل و عوامل و ریشه‌های این تفاوت پرداخت.

- نهادهای فرهنگی جامعه بایستی در مورد ارزش‌های خانواده و ازدواج، بحث‌های کارشناسی را در حوزه‌های مختلف و در مباحث مختلف و در شکل‌ها و قالب‌های گوناگون بین جوانان و والدین طرح نموده و این دو قشر اجتماعی را در معرض تبادل افکار و اندیشه‌ها قرار دهند تا نقاط اختلاف در نگرش‌های آنان به صورت‌های مختلف آشکار­شده و با استفاده از مبانی فکری ایرانی- اسلامی‌ و ارزش‌ها و هنجارهای برخاسته از فرهنگ دیرین و تاریخی جامعه ایران به سعی در پیدا کردن راه‌های پر­کردن این فاصله‌ها و تفاوت‌ها در نگرش‌های فرزندان و والدین شود.

 

منابع

آزاد ارمکی، ت. (1389). جامعه­شناسی خانواده ایرانی. تهران: انتشارات سمت.

آزاد ارمکی، ت. (1383). جامعه­شناسی نسلی. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

آزاد ارمکی، ت. (1382). مبانی نظری انقطاع نسلی: نگاهی به پدیده گسست نسل‌ها. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

اینگلهارت، ر. (1373). تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی. ترجمه: م، وتر. تهران: انتشارات کویر.

توکلی، م. (1378). بررسی نظام ارزش‌های دو نسل دختران (نسل انقلاب) و مادران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد تهران مرکزی- تهران.

توکل، م؛ و دیگری. (1385). شکاف نسلی در رویکردهای کلان جامعه‌شناختی. نامه علوم اجتماعی. شماره 27.

تیموری، ک. (1377). بررسی و مقایسه نظام ارزش‌های پسران و پدران و عوامل موثر بر آن در شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی تهران.

جلیلوند، ش. (1376). بررسی و مقایسه نگرش مادران و دختران (نسل قدیم و جدید) نسبت به ارزش‌های اجتماعی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد تهران مرکزی- تهران.

جلیلی،‌ ه. (1377). شکاف نسل‌ها، پیش و پس از انقلاب اسلامی. تهران: دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.

ریتزر، ج. (1380). نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

سگالین، م. (1370). جامعه‌شناسی تاریخی خانواده. ترجمه: ح، الیاسی. تهران: نشر مرکز.

صانعی، پ. (1354). جامعه‌شناسی ارزش‌ها. تهران: انتشارات جار.

عباسی شوازی، م؛ و دیگری. (1385). تفاوت‌های بین نسلی ازدواج خویشاوندی در ایران. مجله جامعه­شناسی ایران. سال 7، شماره 4، صص 119-146­. 

عبدی، ع؛ و دیگری. (1378). تحولات فرهنگی در ایران. تهران: انتشارات روشن.

عظیمی‌هاشمی، م. (1377). ارزش‌های اجتماعی و اولویت‌های ارزشی در ایران. تهران: مرکز پژوهش‌های بنیادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

کلدی، ع؛ و دیگری. (1384). تعارض ارزشی بین والدین و فرزندان از دیدگاه دانش‌آموزان شهرستان آمل و عوامل مرتبط با آن. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. شماره 9، ص 141.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص­؛ هویت شخص در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

مانهایم، ک. (1380). ایدئولوژی و اتوپیا. ترجمه: ف، مجیدی. تهران: انتشارات سمت.

معیدفر، س. (1383). شکاف نسلی یا گسست فرهنگی، (بررسی شکاف نسلی در ایران). نامه علوم اجتماعی. شماره 24، صص 80-55.

مید، م. (1374). فرهنگ و تعهد، مطالعه­ای در شکاف نسل‌ها. ترجمه: ن، فاضلی و دیگری. اراک: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی.

یعقوبی، ا. (1386). مطالعه و بررسی عوامل اجتماعی موثر برتغییر نگرش دو نسل مادران-دختران نسبت به ارزش‌های اجتماعی، (مطالعه‌ای در شهر میاندوآب). پایان‌نامه کارشناسی­ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم و تحقیقات تهران.

Acock, A. & etal. (1980).  Socialization and attribution processes: a actual versus perceived similarity among parents and youth. Journal of marriage and family.

Borgatta, E. & etal. (1992). Encyclopedia for sociology. Macmillan Publishing company. New York.                                                 

Cileli, M. & etal. (1998). Life and value orientations of Turkish university students. Adolescence. Vol. 33, No. 129. 

Diepstraten, I. & etal. (1999). Talking about my generation, ego and alter images of generations in the Nether Lands Netherlands. Journal of Social Sciences. No. 35, P.p: 91-109.

 

 



1. عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

1. Generation Difference

1. Generation Discontinuity

2. Bengston

3. Mead

1. Reiss, 1968

2. Labell, 1967

3. Lipest, 1968

4. Adelamon, 1975

5. Tomas, 1974

آزاد ارمکی، ت. (1389). جامعه­شناسی خانواده ایرانی. تهران: انتشارات سمت.

آزاد ارمکی، ت. (1383). جامعه­شناسی نسلی. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

آزاد ارمکی، ت. (1382). مبانی نظری انقطاع نسلی: نگاهی به پدیده گسست نسل‌ها. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

اینگلهارت، ر. (1373). تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی. ترجمه: م، وتر. تهران: انتشارات کویر.

توکلی، م. (1378). بررسی نظام ارزش‌های دو نسل دختران (نسل انقلاب) و مادران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد تهران مرکزی- تهران.

توکل، م؛ و دیگری. (1385). شکاف نسلی در رویکردهای کلان جامعه‌شناختی. نامه علوم اجتماعی. شماره 27.

تیموری، ک. (1377). بررسی و مقایسه نظام ارزش‌های پسران و پدران و عوامل موثر بر آن در شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی تهران.

جلیلوند، ش. (1376). بررسی و مقایسه نگرش مادران و دختران (نسل قدیم و جدید) نسبت به ارزش‌های اجتماعی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد تهران مرکزی- تهران.

جلیلی،‌ ه. (1377). شکاف نسل‌ها، پیش و پس از انقلاب اسلامی. تهران: دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.

ریتزر، ج. (1380). نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

سگالین، م. (1370). جامعه‌شناسی تاریخی خانواده. ترجمه: ح، الیاسی. تهران: نشر مرکز.

صانعی، پ. (1354). جامعه‌شناسی ارزش‌ها. تهران: انتشارات جار.

عباسی شوازی، م؛ و دیگری. (1385). تفاوت‌های بین نسلی ازدواج خویشاوندی در ایران. مجله جامعه­شناسی ایران. سال 7، شماره 4، صص 119-146­. 

عبدی، ع؛ و دیگری. (1378). تحولات فرهنگی در ایران. تهران: انتشارات روشن.

عظیمی‌هاشمی، م. (1377). ارزش‌های اجتماعی و اولویت‌های ارزشی در ایران. تهران: مرکز پژوهش‌های بنیادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

کلدی، ع؛ و دیگری. (1384). تعارض ارزشی بین والدین و فرزندان از دیدگاه دانش‌آموزان شهرستان آمل و عوامل مرتبط با آن. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. شماره 9، ص 141.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص­؛ هویت شخص در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

مانهایم، ک. (1380). ایدئولوژی و اتوپیا. ترجمه: ف، مجیدی. تهران: انتشارات سمت.

معیدفر، س. (1383). شکاف نسلی یا گسست فرهنگی، (بررسی شکاف نسلی در ایران). نامه علوم اجتماعی. شماره 24، صص 80-55.

مید، م. (1374). فرهنگ و تعهد، مطالعه­ای در شکاف نسل‌ها. ترجمه: ن، فاضلی و دیگری. اراک: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی.

یعقوبی، ا. (1386). مطالعه و بررسی عوامل اجتماعی موثر برتغییر نگرش دو نسل مادران-دختران نسبت به ارزش‌های اجتماعی، (مطالعه‌ای در شهر میاندوآب). پایان‌نامه کارشناسی­ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم و تحقیقات تهران.

Acock, A. & etal. (1980).  Socialization and attribution processes: a actual versus perceived similarity among parents and youth. Journal of marriage and family.

Borgatta, E. & etal. (1992). Encyclopedia for sociology. Macmillan Publishing company. New York.                                                 

Cileli, M. & etal. (1998). Life and value orientations of Turkish university students. Adolescence. Vol. 33, No. 129. 

Diepstraten, I. & etal. (1999). Talking about my generation, ego and alter images of generations in the Nether Lands Netherlands. Journal of Social Sciences. No. 35, P.p: 91-109.