بررسی رابطه بین وضعیت اشتغال زنان با میزان سلامت اجتماعی آنان (‌مورد مطالعه زنان شهر مراغه)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 دانشگاه پیام نور؛ گروه علوم اجتماعی، تهران 4697- 9395ج- ایران.

چکیده

هدف این پژوهش بررسی رابطه­ی بین وضعیت اشتغال زنان با میزان سلامت اجتماعی آنان در شهر مراغه می­باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی و از لحاظ روش گردآوری اطلاعات، روش تحقیق پیمایشی می­باشد. چارچوب تئوریکی تحقیق شامل نظریه کییز و رویکردهای مثبت و منفی ارتباط اشتغال و سلامت اجتماعی (انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و شکوفایی اجتماعی) است. جامعه آماری­ کلیه زنان بالای 25 سال شهر مراغه (40642 نفر) می­باشد و طبق فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، حجم نمونه 380 نفر برآورد گردید. گفتنی است روش نمونه­گیری از نوع خوشه­ای چند مرحله­ای و تصادفی ساده  بود. برای جمع­آوری اطلاعات از دو نوع پرسشنامه استاندارد (سلامت اجتماعی کییز) و محقق ساخته استفاده­ شد. مقدار ضریب آلفای کرونباخ 942/0 به دست آمده است که حاکی از پایایی سوالات می­باشد. برای خلاصه کردن داده­ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد و ...) استفاده شد و دربخش آمار استنباطی برای بررسی روابط بین متغیرها از آزمون t مستقل، همبستگی پیرسون، تی­تست و تحلیل واریانس استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین وضعیت اشتغال زنان با سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. هم­چنین سلامت اجتماعی در بین زنان شاغل بیشتر از خانه­دار و در بین شاغلین رسمی و پاره وقت بالاترین سطح سلامت اجتماعی دیده شد به عبارتی، شرایط شغلی بیشترین تاثیر را بر میزان سلامت اجتماعی دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The study of the relationship between women’s employment and their social health in Maragheh

نویسندگان [English]

  • Elham Masti 1
  • Sirous Fakhrayi 2
چکیده [English]

The purpose of this research is to study the relationship between women’s employment and social health in Maragheh. This research is practical and the research method is descriptive and of correlation type, and in terms of collecting data is a survey. The theoretical framework of research included the theory of Kinez and the negative and positive approach of the relationship between the employment and social health (division of homework, multiple role, social solidarity, social acceptance, social partnership, social adaptation and social development). The statistical sample is all women over 25 years (40642) and according to Cochran formula for unlimited society, the sample size estimated 380 women using multistage cluster and simple random sampling method. In order to collect the data standard questionnaire (Kinez social health) and a researcher-made questionnaire were used. The Cronbakh Alpha coefficient was obtained 0.942 which represented of question’s stability.The descriptive statistics (frequency, percent, average, standard deviation …) was used for summarizing data, and the inferential statistics was used for studying the relations among variables (the independent T test, Pearson correlation, and T test and variance analysis). The results showed that, there is a significant relationship between women’s employment and social health, in addition social health among employed women were more than housekeepers and the highest level of social health were among official and part-time employed people. In other words, job conditions had the most influence on social health.

کلیدواژه‌ها [English]

  • social health
  • employment status (part-time or full-time
  • official or contractual
  • employed or housekeeper)

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و چهارم، پائیز 1393

ص ص  133- 117 

 

 

 

 

 

بررسی رابطه بین وضعیت اشتغال زنان با میزان
 سلامت اجتماعی آنان (­مورد مطالعه زنان شهر مراغه)

الهام مستی[1]

 دکتر سیروس فخرایی[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/9/1394

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/12/1394

چکیده

هدف این پژوهش بررسی رابطه­ی بین وضعیت اشتغال زنان با میزان سلامت اجتماعی آنان در شهر مراغه می­باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی و از لحاظ روش گردآوری اطلاعات، روش تحقیق پیمایشی می­باشد. چارچوب تئوریکی تحقیق شامل نظریه کییز و رویکردهای مثبت و منفی ارتباط اشتغال و سلامت اجتماعی (انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و شکوفایی اجتماعی) است. جامعه آماری­ کلیه زنان بالای 25 سال شهر مراغه (40642 نفر) می­باشد و طبق فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، حجم نمونه 380 نفر برآورد گردید. گفتنی است روش نمونه­گیری از نوع خوشه­ای چند مرحله­ای و تصادفی ساده  بود. برای جمع­آوری اطلاعات از دو نوع پرسشنامه استاندارد (سلامت اجتماعی کییز) و محقق ساخته استفاده­ شد. مقدار ضریب آلفای کرونباخ 942/0 به دست آمده است که حاکی از پایایی سوالات می­باشد. برای خلاصه کردن داده­ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد و ...) استفاده شد و دربخش آمار استنباطی برای بررسی روابط بین متغیرها از آزمون t مستقل، همبستگی پیرسون، تی­تست و تحلیل واریانس استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین وضعیت اشتغال زنان با سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. هم­چنین سلامت اجتماعی در بین زنان شاغل بیشتر از خانه­دار و در بین شاغلین رسمی و پاره وقت بالاترین سطح سلامت اجتماعی دیده شد به عبارتی، شرایط شغلی بیشترین تاثیر را بر میزان سلامت اجتماعی دارد.

واژگان کلیدی: سلامت اجتماعی، وضعیت اشتغال (پاره­ وقت یا تمام­ وقت، رسمی یا قراردادی و شاغل یا خانه­دار).

.

 

 

مقدمه

سلامت مفهومی چند ­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­بعدی است. سازمان بهداشت جهانی(1948) سلامت اجتماعی[3]  را یکی از مؤلفه­های کلیدی سلامت معرفی کرده ­است، اما به­ دلیل فقدان ابزارهای معتبر، این مفهوم هم­چنان موضوع بحث­های سیاسی و اجتماعی است. مطالعات سلامت با استفاده از نمونه­های زیستی بیشتر بر وجه خصوصی سلامت تاکید دارد ولی افراد در درون ساختارها و در روابط اجتماعی قرار دارند(کییز، 2004: 4).

ویلکنسیون[4]  معتقد است حتی در مرفه­ترین کشورها مردمی که از رفاه کمتری برخوردارند دارای امید به زندگی کمتر و بیماری بیشتری نسبت به افراد معمول هستند. نه­ تنها تفاوت در سلامتی یک بی­عدالتی مهم اجتماعی می­باشد بلکه ذهن ما را متوجه قوی­ترین استانداردهای تعیین­کننده سلامت اجتماعی در جوامع مدرن می­سازد این تعیین­کننده­ها عبارتنداز: طبقه­ اجتماعی، انزوای اجتماعی، داشتن کار، بیکاری و تاثیر منفی آن بر سلامت ، برخورداری از حمایت اجتماعی و ... می­باشد(ویلکنسیون، 1383: 16).

با افزایش زنان تحصیل­کرده درایران و درخواست آنان برای اشتغال مطالعه­ وضعیت سلامت زنان شاغل از اهمیت زیادی برخوردار است. تعیین­کننده­های اجتماعی سلامت ناشی از امر اشتغالِ زنان، می­توانند شامل ابعادی هم­چون شاغل بودن و عدم ­اشتغال، قراردادهای اشتغال، وضعیت­های اقتصادی– اجتماعی نظیر درآمد و طبقه­ی ­اجتماعی، شبکه­های حمایت اجتماعی، تحصیلات یا حتی سن، شرایط و ویژگی­های مرتبط با کار، محیط­های اجتماعی، مهارت­های زندگی، خدمات اجتماعی باشند. اشتغال زنان و در نتیجه، مهارت­های اجتماعیِ آنان، رفتارهایی هستند که فرد را قادر به تعامل موثر و اجتناب از پاسخ­های نامطلوب می­نماید و بیانگر سلامت اجتماعی و رفتاری آنان می­باشد. این مهارت­ها ریشه در بسترهای فرهنگی و اجتماعی جامعه­ زنان داشته و شامل رفتارهایی نظیر پیشقدم شدنِ آنان در برقراری روابط جدید، تقاضای­کمک نمودن و پیشنهاد برای کمک به دیگر زنان است(گرمارودی و وحدانی­نیا، 1385: 143).

در پژوهشی با عنوان سلامت اجتماعی و متغیرهای جمعیت­شناختی در سال 2004 بر روی نمونه وسیعی ازجمعیتِ آمریکا، کییز و شاپیرو[5]  نشان دادندکه وضعیت شغلی برای سلامتِ اجتماعی زنان مهم­تر از مردان است و زنانی که وضعیت شغلی پایین­تری داشتند، سلامت اجتماعی کمتری نسبت به مردانی با همان جایگاه شغلی گزارش دادند. به طور کلی، همین­طور که جایگاه شغلی افزایش می­یابد زنان نسبت به مردان، به­طور فزاینده­ای سطوح بالاتری از پذیرش، مشارکت و انسجام اجتماعی را گزارش می­کنند در مطالعات انجام شده بر اهمیت تکثر نقش­ها و تاثیر مثبت آن در ارتقای سلامت اجتماعی زنان تاکید شده است(کییز، 2004).

سوالی که مطرح می­شود این است که آیا ایفای نقش­های متعدد- به ­ویژه در مورد زنان گسترش فعالیت­های اجتماعی و شغلی در شرایط متفاوت فرهنگی به عنوان مثال در شرایط فرهنگی جامعه­ی در حال ­گذر ایران نیز می­تواند همان آثار مثبت مورد انتظار را در مقایسه زنان شاغل و خانه­دار به ­همراه داشته باشد؟

از آن­جایی که جمعیت زنان بالای 25 سال شهر مراغه غالب بر 40642 نفر می­باشد و اغلب نیازهای زنان خانه­دار و شاغل نادیده گرفته شده این نیاز در شهر مراغه احساس گردید که به بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و وضعیت اشتغال زنان پرداخته شود کما این­که تحقیقی در این خصوص در شهر مراغه تاکنون انجام نگرفته است. مسلماً نتایج حاصل از این تحقیق می­تواند به­ بررسی رابطه­ی بین وضعیت اشتغال زنان با سلامت اجتماعی آنان کمک موثری داشته ­باشد تا بتوان میزان سلامت اجتماعی آن­ها را ارتقاء داد چرا که روابط مناسب اجتماعی و سلامت اجتماعی بالا در هر دوره­ای از پیشرفت و تکامل یک امر ضروری است و در صورت کاهش یا فقدان سلامت اجتماعی و روابط صحیح و قابل اعتماد، آسیب­های اجتماعی زیادی گریبان­گیر زنان می­شود چرا که سلامت اجتماعی خود باعث ایمنی زنان در برابر مشکلات شده و آنان می­توانند به راحتی با شرایط متغیر و رو به تکامل زندگی انطباق یابند و در جامعه و محیط خانه نقش خود را به­ خوبی ایفا کنند. سوالی که در این پژوهش مطرح است این است که رابطه­ی بین وضعیت اشتغال زنان به عنوان یک عامل اجتماعی اثرگذار بر سلامت اجتماعی و سلامتِ اجتماعی زنانِ شهر مراغه چگونه بوده و سلامت اجتماعی زنان را بر اساس وضعیت اشتغال با یکدیگر مقایسه و با ارائه­ی یافته­ها و نتایج دراین مورد، قضاوت­های دقیق­تری در زمینه­ی رابطه بین وضعیت اشتغال زنان شهر مراغه با سلامت اجتماعی آنان فراهم آورد.

در چارچوب مدل­های نظری در غرب دو رویکرد عمده- یکی با دید ­مثبت و دیگری با دید ­منفی- به  مسئله­ی رابطه اشتغال و سلامت اجتماعی در مورد زنان پرداخته است.

در چارچوب رویکرد منفی، گذشته از نظریه­ی پارسونز[6]  در مورد تفکیک کارکردی نقش زنان و مردان و تاکید بر لزوم عدم­اشتغال زنان خانه­دار، می­توان از فرضیه­های تکثر نقش[7] ،  تضاد نقش[8] ، فشار بار اضافی نقش[9] ، فرضیه­کمیابی[10]  و فرضیه فشار نقش[11]  ر­ا نام برد. هریک از این فرضیه­ها به نوعی حکایت از این دارند که زنانی که به­ کار در ازای دستمزد می­پردازند، بیشتر احتمال دارد به دلایلی چون حجم بیشتر ­کار، افزایش انتظارات و مسئولیت­های بیشتر و استرس ناشی از ایفای نقش­های سنتی همسری و مادری می­پردازند، قرار ­گیرند و هم­چنین زنان معمولاً در مشاغلی که سطوح پایین­تری دارند و در نتیجه کمتر انعطاف در موقعیت کاری­شان است متمرکز می­شوند.  

در مقابل، در چارچوب مدل­های رویکرد مثبت، به فرضیه­ی اعتلای نقش[12] ،  نظریه­ی بسط نقش[13]  و فرضیه­ تجمع ­نقش[14]  می­توان استناد نمود که طی آن نقش اشتغال که به عنوان نقش جدیدی به نقش­های سنتی ­زنان اضافه ­شده، به ­عنوان یک امر مثبت و پرفایده در نظرگرفته می­شود. در این جا مکانیزم تاثیرگذاری مثبت نقش اشتغال از طریق عزت نفس افزایش یافته، درآمد بیشتر، کسب حمایت اجتماعی گسترده­تر که با اشتغال در ازای درآمد همبسته است درجهت ارتقای سلامت اجتماعی زنان مورد­ تاکید قرار می­گیرد. آلبر[15] (1991) یادآور می­شود که"اشتغال ­به ­کار زنان" می­بایست هم به عنوان نقشی دیگر و هم به­ عنوان متغیری ساختاری در نظر گرفته شود. اشتغال به عنوان نقشی اضافه شده می­تواند در بردارنده­ تعهدات و مسئولیت­های بیشتر باشد، اما از سویی­دیگر، زنان با جایگاهی که در بازار­ کار احراز می­کنند، پاداش می­گیرند و این امر حکایت بیشتر آن­ها را بر منابع مالی در پی ­دارد و به آن­ها این فرصت را اعطا می­کند که بتوانند به نحو مثبتی بر شرایط زندگی خود و خانواده خود تاثیرگذار باشند.

بارتلی[16]  و دیگران(1992) نیز معتقدند: هرچند به ­تدریج ما در ادبیات نظری شاهد ظهور سنتزی از این دو رویکرد (مثبت و منفی) به رابطه­ی بین اشتغال و سلامت اجتماعی زنان هستیم، برخی از عوامل دیگر در این رابطه همچنان مورد غفلت واقع شده­اند. ایشان به ضرورت در نظرگرفتن ماهیت و مقدار یا حجم­کار، چه در مورد کار خانگی و کار زنان در بازار رسمیِ اشتغال اشاره داشته و تفاوت­های موجود از نظر وضعیت سلامت را در مورد انواع مشاغل مورد تاکید قرار می­دهند. ایشان هم­چنین این مسئله را که وضعیت سلامت خود تعیین­کننده ورود افراد به مشاغل خاص است، یعنی نظریه­ی انتخاب سلامت[17]  را متذکر می­شوند(بارتلی و دیگران، 1992: 313 ).  

سلامت اجتماعی ظرفیت کامل زندگی کردن به شیوه­ای است که ما را قادر به درک ظرفیت­های طبیعی خود می­کند و به جای جداکردن ما از سایر انسان­هایی که دنیای ما را می­سازند، نوعی وحدت بین ما و دیگران به وجود می­آورد. سلامت اجتماعی نقش محافظت­کننده در مقابله با فشارهای روانی دارد که از فرد در مقابل وقایع فشارآور منفی زندگی اجتماعی حمایت می­کند(صبوری، 1390: 20-19).

سلامت اجتماعی یا حداقل فقدان آن یک نگرانی مهم در نظریه­های کلاسیک جامعه­شناسی است. از نظر تجربی این موضوع ریشه در ادبیات جامعه­شناسی مربوط به ناهنجاری، بیگانگی اجتماعی دارد. دورکیم معتقد است از جمله مزایای بالقوه زندگی عمومی یکپارچگی و همبستگی اجتماعی است. یعنی یک احساس تعلق و وابستگی، درک آگاهی مشترک و داشتن سرنوشت جمعی این مزایای زندگی اجتماعی یک اساس و بنیان برای تعریف جهانی و کلی از سلامت اجتماعی است(کییز، 1998: 122).

 

نظریه سلامت اجتماعی کییز

در بررسی سلامت اجتماعی از دیدگاه کییز، نظریه­ی وی از یک اصل جامعه­شناختی و روان­شناختی نشات می­گیرد. طبق نظر کییز حلقه مفقوده در تاریخچه­ی مطالعات مربوط به سلامت پاسخ به این سوال است که آیا ممکن است کیفیت زندگی و عملکرد شخصی افراد را بدون توجه به معیارهای اجتماعی ارزیابی کرد؟ وی در پاسخ به این سوال می­گوید، عملکرد خوب در زندگی چیزی بیش از سلامت جسمی و روانی است و تکالیف و چالش­های اجتماعی را نیز در بر­می­گیرد. به نظر وی «سلامت اجتماعی عبارت است از چگونگی ارزیابی فرد از عملکردش در برابر اجتماع. فرد سالم از نظر اجتماعی، اجتماع را به صورت یک مجموعه معنا­دار، قابل فهم و بالقوه برای رشد و شکوفایی دانسته و احساس می­کند که به جامعه تعلق دارد، از طرف جامعه پذیرفته می­شود و در پیشرفت آن سهیم است»(سام آرام، 1388: 161). ابعاد پنج­گانه سلامت اجتماعی از دید کییز:

 

انسجام اجتماعی

انسجام اجتماعی، ارزیابی فرد از روابطش در جامعه و گروه­های اجتماعی است. فرد سالم احساس    می­کند که بخشی از اجتماع است و خود را با دیگرانی که واقعیت اجتماعی را می­سازند سهیم می­داند. به نظر کییز از دیدگاه دورکیم سلامت و یگانگی اجتماعی، روابط افراد را با یکدیگر از طریق هنجارها منعکس می­کند. انسجام اجتماعی احساس بخشی از جامعه بودن، فکر کردن به این­که فرد به جامعه تعلق دارد، احساس حمایت شدن از طریق جامعه و سهم داشتن در­ آن می­باشد؛ بنابراین انسجام آن درجه­ای است که در آن مردم احساس می­کنند که چیز مشترک بین آن­ها و کسانی که واقعیت اجتماعی آن­ها را می­سازند وجود دارد(سام آرام، 1388: 18).

 

پذیرش اجتماعی

افرادی که دارای این بعد از سلامت هستند، اجتماع را به صورت مجموعه­ای از افراد مختلف درک     می­کنند و به دیگران به عنوان افراد با ظرفیت و مهربان اعتماد و اطمینان دارند و باور دارند که مردم         می­توانند موثر باشند. این افراد دیدگاه مطلوبی نسبت به ماهیت انسان دارند و با دیگران احساس راحتی       می­کنند. در پذیرش اجتماعی ، فرد، اجتماع و مردم آن را با همه نقص­ها و جنبه­های مثبت و منفی باور دارد و می­پذیرد.

 

 

مشارکت اجتماعی

مشارکت­ اجتماعی باوری است که طبق آن فرد خود را عضو مهمی از اجتماع می­داند و تصور می­کند چیزهای ارزشمندی برای عرضه به جامعه دارد. مشارکت اجتماعی یعنی چه میزان فرد احساس می­کند آن­چه انجام می­دهد درنظر اجتماع ارزش­مند و در رفاه عمومی مؤثر ­است(عبدالله­تبار و همکاران، 1387: 176- 175).

 

انطباق اجتماعی

انطباق اجتماعی درک کیفیت، سازماندهی و عملکرد دنیای اجتماعی فرد است. فرد ­سالم از نظر اجتماعی سعی دارد تا در­ مورد دنیای اطراف خود بیشتر بداند. افراد ­سالم، علاقه­مند به طرح­های اجتماعی بوده و احساس می­کنند قادر به فهم وقایع اطراف­شان هستند، خود را با تصور این­که در حال زندگی در یک دنیای متکامل و عالی هستند ، فریب نمی­دهند و خواسته­ها و آرزوهای­شان را برای فهم و درک زندگی ارتقا می­بخشند.

 

شکوفایی اجتماعی

شکوفایی اجتماعی عبارت است از ارزیابی توان بالقوه و مسیر تکاملی اجتماع و باور به این­که اجتماع در حال یک تکامل تدریجی است و توان­مندی­های بالقوه­ای برای تحول مثبت دارد که از طریق نهاد­های اجتماعی و شهروندان شناسایی می­شود. افراد سالم در مورد شرایط آینده جامعه امیدوار و قادر به شناسایی نیروهای جمعی هستند و معتقدند که خود و سایر افراد از این نیروها و تکامل اجتماع سود می­برند. شکوفایی اجتماعی یعنی باور به این­که فرد سرنوشت خویش را در دست دارد و به مدد توان بالقوه­اش مسیر تکاملی را کنترل می­کند(عبداله­تبار و همکاران، 1387: 177-176).

 

نظریه بازارکار

نظریه بازارکارِ دوگانه تمایزی میان دو بازار کار قائل است: بازار ­اولیه (متشکل از حرفه­هایی که امکان آموزش و پیشرفت در آن­ها وجود دارد) و بازار ثانویه (متشکل از حرفه­های غیرتخصصی کم­ درآمد و نامطمئن) کسانی که در بخش ثانویه کار می­کنند در دوره­های کسادی­کار به­ سادگی اخراج می­شوند، دستمزدشان کم است و از شرایط کار­ نامساعد برخوردارند. بارون و نوریس[18] (1976) این نظریه را برای توضیح جایگاه زنان در بازارکار بریتانیا وضع کردند. به­ گفته­ آن­ دو در بریتانیا زنان نیروی ­کار در بخش ثانویه را تشکیل می­دهند و مردان کارکنان بخش اولیه­ بازارند. این تحلیل سبب شد در پی توضیحی باشد که تفکیک شغلی و تمرکز زنان را در حرفه­های کم­ درآمد که عنوان نیمه­ تخصصی یا غیر تخصصی داشت توجیه ­کند.

 

در عین حال تکیه­ی بررسی­ها از مسئله­ی عرضه­کار به تقاضای­کار منتقل شد. در بازار کار تقسیم­بندی­های دیگری بر مبنای سن، طبقه، قومیت، و منطقه­بندی وجود دارد(آبوت و دیگری، 1380: 202).

 

دیدگاه فمینیستی

یکی از دیدگاه­های مهمی که در جامعه­شناسی در مقابل دیدگاه کارکردگرایان قرار دارد، دیدگاه فمینیست­ها (طرفداران حقوق زنان) می­باشد که به شدت با نظریات کارکردگرایان در ارتباط با توزیع قدرت و تفکیک نقش­ها مخالف می­باشد.

تحقیقات فمینیستی­(آنجلا کویل، 1984) با مخالفت با دیدگاه سنتی که شخصیت و منزلت اصلی زن در نقش همسری و مادری است و زنان همیشه می­توانند به نقش خانگی اولیه خود باز گردند؛ معتقد است کار و هویت شغلی در زندگی بسیاری از زنان نقش عمده­ای بازی می­کند و پولی که در می­آورند، ضروری است. فمینیست­ها معتقدند زنان عمدتاً در مشاغل زنانه (خیاطی، پرستاری، منشیگری و صندوق­داری) و مشاغل بازار ثانویه (متشکل از حرفه­های غیرتخصصی کم­ درآمد و نامطمئن که امکان آموزش و پیشرفت در آن­ها نیست) قرار دارند(همان: 172).

توجه فمینیست­ها به کار خانگی و ارزش­گذاری برای آن قابل تقدیر و مورد قبول است، به نظر           می­رسد در صورتی که کار خانگی زنان به صورت معقول در نظام جامعه محاسبه شود، مهندسی اشتغال زنان نیز وضعیتی جدید و مناسب­تر خواهد یافت. جامعه­شناسانی چون گیدنز نیز بر اهمیت کار بی­مزد خانگی در اقتصاد جامعه تاکید می­کنند­(گیدنز، 1387: 196). اینان معتقدند تقسیم­کار جنسیتی ساخته و پرداخته اجتماع است و ربطی به تفاوت­های طبیعی دو جنس ندارد، یعنی شغل­ها مهرِ مردانه یا زنانه می­خورند.  خانه­داری، کارگری رایگان و بدون دستمزد است، درحالی که خانه­داری کاری واقعی است. پژوهش­های فمینیستی در مورد کارگران زن در کارخانه­ها آناپولرت(1981) حاکی است که تلقی زنان از کار در درجه اول خانه­داری است. درحالی که بررسی­های نظیر پژوهش اکلی[19]­ (1974) نشان می­دهد که اشتغال در زندگی زنان شاغل نقش محوری دارد؛ اما از زنان انتظار می­رود خود را با کار مضاعف وفق دهند.

تحقیق جامعه­شناختی احمدنیا با عنوان اثرات اشتغال برسلامت اجتماعی برگرفته از پژوهش سترگ­ (1383) در شهر تهران بیانگر این است که شرایط کاری چه در مورد کار در ازای درآمد و چه در مورد کار خانگی، بر سلامت اجتماعی زنان تاثیر می­گذارد. مطالعات در زمینه­ بررسی رابطه­ سلامت اجتماعی و اشتغال زنان، تاکنون عمدتاً درکشورهای غربی به انجام رسیده و شواهد حاکی از غلبه­ تاثیر مثبت کار بر سلامت اجتماعی زنان است.

پژوهشی توسط حسینی و تقی­پور­(1389) با عنوان ­بررسی رابطه­ی حمایت اجتماعی زنان شاغل و سلامت اجتماعی آنان، نمونه­ی تحقیق بر روی 340 نفر از زنان شاغلِ شهر تهران بوده و یافته­ها بیانگر و موید رابطه­ی مثبت بینِ حمایت اجتماعی زنان شاغل با سلامت اجتماعی آنان می­باشد.

یافته­های عبداله­تبار و دیگران(1386) درخصوص سلامت اجتماعی دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران نشان می­دهد بین متغیرهای وضعیت تاهل، مقطع تحصیلی، جنسیت، عضویت در انجمن­ها و وضعیت اشتغال دانشجویان و سلامت اجتماعی آنان رابطه معنی­داری وجود دارد.

موحدی(1388) پژوهشی با عنوان بررسی تاثیر سلامت­ اجتماعی بر کیفیت ­زندگی کارکنان بانک ­ملی شهر تهران بر روی 330 نفر از کارکنان بانک ملی تهران با روش  نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شده صورت گرفته ­است و هم­چنین بین اشتغال و سلامت اجتماعی رابطه­ی معناداری وجود دارد. یافته­ها گویای رابطه­ی مثبتی بین سلامت اجتماعی و میزان کیفیت زندگی کارکنان بوده­ است.

تحقیقی توسط آلبرایت[20]­ (1992) تحت عنوان نگرش نسبت به مادران شاغل، منطبق کردن نیازهای مادران با نیروی­کار و رابطه آن با سلامت مادران انجام گرفته است. از نظر آلبرایت غالباً در محیط­کار موانعی وجود دارد که ارتقا و پیشرفت زنان را محدود می­کند. نتایج حاصل نشان می­دهد اقدامات حمایتی در محیط کار مانند ایجاد انعطاف در ساعات کار زنان، داشتن فرصت­هایی کوتاه برای ترک محل­کار و احداث محل­هایی برای مراقبت از کودکان آن­ها در محل کارشان باشد تا بتوانند در نزدیکی محل کار به مراقبت از فرزندان بپردازند.

لاروچ[21]­  (1998) مطالعه­ای توصیفی را با عنوان سلامت اجتماعی روی 151 دانشجوی دانشگاه در بوستون ماساچوست انجام داد. نتایج نشان داد که  زنان دانشجو به نحو معناداری در ابعاد تغذیه، روابط بین فردی مسئولیت­پذیری در مقابل سلامت و سبک زندگی ارتقا ­دهنده سلامت رفتار بهتری از مردان داشتند.

کییز(1998) در تحقیق خود به بررسی رابطه­ی بین سلامت اجتماعی، از ­خودبیگانگی و ناهنجاری اجتماعی پرداخته است. وی در مطالعه سلامت اجتماعی در ایالات متحده نتایج زیر را به دست ­آورد: بین سلامت اجتماعی با رفتارهای اجتماع پسند و مسئولیت­پذیری زندگی اجتماعی رابطه­های مثبت زیادی مشاهده شد. هم­چنین سطوح سلامت اجتماعی به خصوص انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی در افرادی که با اطرافیان خود برای حل مسائل و مشکلات همکاری و همفکری می­کردند در مقایسه با افرادی که با اطرافیان خود ارتباط نداشتند میزان بالاتری داشت.

کیکو­گنانی و همکاران(2008) در پژوهشی سعی­کردند تا به ارزیابی  ارتباط بین مشارکت اجتماعی، درک از اجتماع در میان دانشجویان ایتالیایی، آمریکایی و ایرانی و تاثیر این دو متغیر بر سلامت اجتماعی بپردازند. نتایج نشان می­دهند مشارکت اجتماعی، درک اجتماعی و سلامت اجتماعی در میان دانشجویان آمریکایی در سطح بالایی قرار ­دارد. و هم­چنین مشارکت اجتماعی تنها در میان دانشجویان ایتالیایی به طور مثبت سلامت اجتماعی را پیش­بینی می­کند.

همان ­طور که پیشینه تحقیقات انجام شده نشان می­دهد، تحقیقات متعددی در خصوص سلامت اجتماعی زنان و ابعاد آن صورت­گرفته با این­حال تا حال تحقیقی­که به بررسی رابطه بین وضعیت اشتغال زنان و سلامت اجتماعی آنان به ویژه در شهر مراغه بپردازد انجام نشده است و از این نظر تحقیق حاضر با تحقیقات دیگر در این زمینه متمایز می­گردد. حال اهداف کلی و جزئی تحقیق حاضر به شرح زیر می­باشد:

- تعیین تفاوت بین وضعیت اشتغال زنان (شاغل و غیرشاغل) با میزان سلامت اجتماعی آنان در­ شهر مراغه
- تعیین تفاوت میزان سلامت اجتماعی در بین زنان شاغل پاره­وقت و تمام­وقت شهر مراغه
- تعیین تفاوت میزان سلامت اجتماعی در بین زنان شاغل رسمی و غیررسمی شهر مراغه
- تعیین تفاوت بین میزان درآمد و میزان سلامت اجتماعی زنان شاغل شهر مراغه
- تعیین رابطه­ بین سن و میزان سلامت اجتماعی زنان شهر مراغه
- تعیین تفاوت میزان سلامت اجتماعی زنان با توجه به سطح تحصیلات آنان در شهر مراغه

باتوجه به بحث­های نظری و مرور پیشینه تحقیق مدل مفهومی تحقیق درشکل شماره (1) بصورت زیر می­باشد.

 

 

شکل شماره (1): مدل تحلیلی تحقیق

 ابزار و روش تحقیق

این تحقیق برمبنای هدف جزء تحقیقات کاربردی می­باشد. جامعه آماری در پژوهش حاضر کلیه زنان بالای 25 سال شهر مراغه می­باشد که بر اساس سرشماری(1390) نفوس و مسکن کشور جمعیت زنان بالای 25 سال  40642 نفر می­باشد.

برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که با توجه به حجم جامعه تعداد 380 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد.

روش نمونه­گیری به صورت خوشه­ای چند مرحله­ای و تصادفی می­باشد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده می­شود. برای سنجش سلامت اجتماعی از پرسشنامه استاندارد سلامت اجتماعی کییز و برای سنجش وضعیت اشتغال زنان از پرسشنامه محقق ساخته استفاده می­شود.

 

روایی و پایایی پرسشنامه

برآورد «اعتبار[22] » پرسشنامه نیز از طریق «اعتبار صوری[23] » صورت گرفته است. پایایی کل مقیاس آماره «آلفا» می‌باشد. به این ترتیب پس از ارائه پرسشنامه به 30 نفر از زنان و انجام پیش­آزمون، برآورد پایایی پرسشنامه این تحقیق از طریق آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار spss انجام شد.

 

نتایج و یافته­ها

نتایج حاصل از آمارهای توصیفی نشان می­دهد در مجموعاز 380 نفر مورد نمونه 224 نفر شاغل و 156 نفر خانه­دار می­باشدکه بیشترین درصد 9/58 را شاغلین و کمترین 1/41 درصد را زنان خانه­دار به خود اختصاص دادند. میانگین سلامت اجتماعی در بین زنان شهر مراغه 945/3 می­باشد که 39 درصد سلامت اجتماعی بالا و 46 درصد سطح سلامت اجتماعی متوسط و کمترین درصد یعنی 6 درصد سلامت اجتماعی پایین داشته­اند در بین شاغلین میانگین سلامت اجتماعی 8126/3 و در بین زنان خانه­دار 0377/3 می­باشد که نشانگر سطح بالای سلامت اجتماعی در بین شاغلین می­باشد، هم­چنین 7/14 درصد شاغلین تمام ­وقت با میانگین سلامت اجتماعی2320/3 و شاغلین پاره ­وقت 2/44 درصد با میانگین سلامت اجتماعی 0061/4 می­باشد. 80 نفر شاغلین غیررسمی با میانگین سلامت اجتماعی 5157/3 و شاغلین رسمی با 144 نفر میانگین سلامت اجتماعی 9775/3 می­باشد و هم­چنین بیشترین درصد 1/41  زنان خانه­دار و کمترین درصد 1/21 را شاغلین غیر­ رسمی به خود اختصاص داده است. 15 درصد کم­ سواد و ابتدایی، 8/25 درصد دارای مدرک دیپلم و پیش­دانشگاهی، 10 درصد دارای مدرک فوق­دیپلم، 8/40 درصد دارای مدرک لیسانس و 4/8 درصد دارای مدرک فوق­لیسانس و بالاتر می­باشند. بیشترین درصد 8/40 دارای مدرک تحصیلی لیسانس  و 4/8 درصد دارای مدرک فوق­لیسانس و بالاتر می­باشد. هم­چنین بیشترین درصد 2/43 درآمد بالا و کمترین درصد 3/10 به گروه کم ­درآمد تعلق دارد.

 

 

 

یافته­های استنباطی

شش فرضیه برای آزمون ارائه شده است که با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون دو متغیره مورد آزمون قرار گرفتند و نتایج حاصله به شرح جداول می­باشد.

فرضیه 1: بین وضعیت اشتغال زنان با سلامت اجتماعی آنان رابطه وجود دارد.

 

جدول شماره (1): آزمون  تی­تست 

متغیر وابسته

جنسیت

میانگین

انحراف معیار

درجه آزادی

t

معناداری

سلامت اجتماعی

شاغل

8126/3

47755/0

378

15/274

000/0

غیرشاغل

0377/3

49902/0

 

برای سنجش فرضیه از آزمون تی­تست استفاده شده است با توجه به این­که سطح معنی­داری کمتر از 05/0 است نشان از تفاوت سلامت اجتماعی بین دو گروه زنان شاغل و غیرشاغل می­باشد و سلامت اجتماعی در بین شاغلین بیشتر از غیر شاغلین می­باشد، بنابراین رابطه معنی­دار است.

فرضیه 2: میزان سلامت اجتماعی در بین زنان شاغل رسمی و غیررسمی در شهر مراغه تفاوت معنا­- داری با هم دارد.

جدول شماره (2): آزمون  برابری میانگین­ها برای نمونه­های مستقل 

متغیر وابسته

نوع شغل

میانگین

انحراف معیار

درجه آزادی

t

معناداری

سلامت اجتماعی

تمام وقت

2320/3

22125/0

092/160

810/18-

000/0

پاره وقت

0061/4

37164/0

 

برای سنجش میانگین یک متغیر در دو گروه از آزمون برابری میانگین­ها برای نمونه­های مستقل استفاده می­کنیم با توجه به جدول شماره (2) سطح معنی­داری کمتر از 05/0 است و فرضیه مورد تایید قرار می­گیرد و سلامت اجتماعی در بین دو گروه تفاوت معناداری دارد.

فرضیه 3: میزان سلامت اجتماعی در بین زنان شاغل رسمی و غیررسمی تفاوت معناداری دارد.

 

جدول شماره (3): آزمون  برابری میانگین­ها برای نمونه­های مستقل 

متغیر وابسته

قرارداد شغل

میانگین

انحراف معیار

درجه آزادی

t

معناداری

سلامت اجتماعی

رسمی

9775/3

42987/0

222

813/7

000/0

غیررسمی

5157/3

41282/0

 

از آزمون برابری میانگین­ها برای نمونه­های مستقل استفاده شده است با توجه به جدول شماره (3) سطح معنی­داری کمتر از 05/0 است فرضیه مورد تایید است و سلامت اجتماعی بین دوگروه تفاوت معنا­- داری دارد و سطح سلامت اجتماعی در بین شاغلین رسمی از غیررسمی اندکی بیشتر است.

فرضیه 4: بین سلامت اجتماعی و سن رابطه­ معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (4): نتایج آزمون  پیرسون

فرضیه

تعداد

ضریب همبستگی پیرسون

سطح معنی­داری

بین سلامت اجتماعی زنان و سن رابطه وجود دارد.

380

357/0-

000/0

 

با توجه به این­که هر دو متغیر در سطح فاصله­ای است از ضریب هبستگی پیرسون استفاده شده است. سطح معناداری کمتر از 05/0 است و ضریب پیرسون 357/0- است. بنابراین فرضیه مورد تایید قرار می­گیرد و بین سن و میزان سلامت اجتماعی زنان شهر مراغه رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه 5: بین سلامت اجتماعی بر حسب تحصیلات تفاوت معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (5):  تحلیل واریانس یک­طرفه مقایسه میزان سلامت اجتماعی زنان براساس تحصیلات  

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

بین گروهی

369/58

4

592/14

410/63

000/0

درون گروهی

296/86

375

230/0

 

 

جمع

665/144

379

 

 

 

 

برای سنجش این فرضیه از آزمون تحلیل واریانس استفاده شده است با توجه به جدول شماره (5) 410/63 f=و سطح معنی­داری 000/0 این فرضیه مورد تایید می­باشد و سلامت اجتماعی در بین گروهای تحصیلی متفاوت می­باشد هم­چنین آزمون LSD برای مقایسه گروه­های تحصیلی استفاده شده است. همان ­طور که ملاحظه می­شود سطح سلامت اجتماعی در بین گروه­های تحصیلی بالا بیشتر است.

 

جدول شماره (6): آزمون LSD

سطح معناداری

انحراف معیار

تفاوت میانگین(I- J)

(J)گروه

(I)گروه

008/0

07991/0

21384/0-

دیپلم

 

000/0

10046/0

46725/0-

فوق­دیپلم

 

000/0

07431/0

79868/0-

لیسانس

کم­سواد وابتدایی

000/0

10597/0

34526/1-

فوق لیسانس و بالاتر

 

008/0

07991/0

21384/0

کم­سواد وابتدایی

 

006/0

09167/0

25341/0-

فوق­دیپلم

دیپلم

000/0

06191/0

58483/0-

لیسانس

 

000/0

09767/0

13141/1-

فوق­لیسانس وبالاتر

 

000/0

10046/0

46725/0

کم­سواد وابتدایی

 

006/0

09167/0

25341/0

دیپلم

فوق­دیپلم

000/0

08684/0

33143/0-

لیسانس

 

000/0

11510/ 0

87801/0-

فوق­لیسانس و بالاتر

 

000/0

07431/0

79868/0

کم­سواد و ابتدایی

 

000/0

06191/0

58483/0

دیپلم

لیسانس

000/0

8684/0

33143/0

فوق­دیپلم

 

000/0

09315/0

54658/0-

فوق­لیسانس و بالاتر

 

000/0

10597/0

34526/1

کم­سواد و ابتدایی

 

000/0

09767/0

13141/1

دیپلم

فوق­لیسانس و بالاتر

000/0

11510/0

87801/0

فوق­دیپلم

 

000/0

09315/0

54658/0

لیسانس

 

             

فرضیه 6 : بین سلامت اجتماعی زنان برحسب درآمد تفاوت معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره (7):  تحلیل واریانس یک­طرفه مقایسه میزان سلامت اجتماعی زنان براساس درآمد      

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

بین گروهی

671/79

4

918/19

920/114

000/0

درون گروهی

994/64

375

173/0

 

 

جمع

665/144

379

 

 

 

 

 

برای سنجش فرضیه از آزمون تحلیل واریانس یک ­طرفه استفاده شده است با توجه به جدول شماره (7) و سطح معناداری 000/0 فرضیه مورد تایید قرار می­گیرد و هم­چنین برای مقایسه سلامت اجتماعی در بین گروه­های درآمدی از LSD استفاده شده است.

                                          

 

جدول شماره (8): آزمون  LSD

سطح معناداری

انحراف معیار

تفاوت میانگین(I- J)

(J) درآمد

(I) درآمد

000/0

07341/0

28167/0-

تا500 هزار تومان

 

000/0

07341/0

00834/1-

تا1 میلیون

 

000/0

05103/0

82596/0-

تا5/1 میلیون

بدون درآمد

000/0

09099/0

29342/1-

بیش از 5/1

 

000/0

07341/0

28167/0

بدون درآمد

 

000/0

09309/0

72667/0-

تا1 میلیون

تا 500 هزار تومان

000/0

07668/0

54429/0-

تا5/1 میلیون

 

000/0

10749/0

01175/1-

بیش از 5/1

 

000/0

07341/0

00834/1

بدون درآمد

 

000/0

09309/0

72667/0

تا500 هزار تومان

تا 1 میلیون

018/0

07668/0

18238/0

تا5/1 میلیون

 

008/0

10749/0

28508/0-

بیش از 5/1

 

000/0

05103/0

82596/0

بدون درآمد

 

000/0

07668/0

54429/0

تا500 هزار تومان

تا 5/1 میلیون

018/0

07668/0

18238/0-

تا1 میلیون

 

000/0

09364/0

46746/0-

بیش از 5/1

 

000/0

09099/0

29342/1

بدون درآمد

 

000/0

10749/0

01175/1

تا500 هزار تومان

بیش از 5/1

008/0

10749/0

28508/0

تا1 میلیون

 

000/0

09364/0

46746/0

تا5/1 میلیون

 

 

نتیجه­گیری

نتایج تحقیق نشان می­دهدکه شرایط کاری چه درمورد کار در ازای درآمد و چه در مورد کار­خانگی، بر سلامت اجتماعی فرد تاثیر می­گذارند و نتایج به دست آمده کمابیش با یافته­های تحقیقات غربی کییز و شاپیرو در خصوص معنی­داری و جهت رابطه متغیرهای عمده حاضر در مدل نظری تحقیق هماهنگی نشان می­دهد. هم­ چنین با یافته­های حسینی و تقی­پور در خصوص رابطه بین اشتغال و سلامت اجتماعی همخوانی دارد. ولی با تحقیق احمدنیا در خصوص رابطه سلامت و اشتغال ­زنان همخوانی ندارد. هم­چنین نتایج تحقیق با تحقیق موحدی درخصوص رابطه معنادار کیفیت زندگی­کارکنان با میزان سلامت اجتماعی همخوانی دارد. نتایج تحقیق با یافته­های عبداله­تبار و همکاران نیز درخصوص معنی­داری رابطه بین ­سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال با سلامت اجتماعی همخوانی دارد. طبق نظریه بازار کار سلامت اجتماعی در بین شاغلین رسمی و پاره­ وقت بالا می­باشد. توجه به ابعاد مختلف سلامت، به ویژه سلامت‌ اجتماعی و عوامل دخیل در آن، در مورد جامعه ما که به عنوان یک جامعه دارای جمعیت جوان است، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از سوی دیگر، در دهه‌های اخیر، با ورود زنان به دانشگاه‌ها و متعاقباً تقاضای آن­ها برای ورود به بازار کار مواجه هستیم و از آن­جایی­که شغل به عنوان یک تعیین­ کننده اجتماعی موثر بر سلامت افراد مطرح است و سلامت زنان سلامت خانواده و نهایتاً سلامت جامعه را در بر خواهد داشت. از این­ رو سوال مهمی که به ذهن متبادر می‌شود این خواهد بود که کدام جنبه از اشتغال بیشترین تاثیر را بر سلامت اجتماعی دانشجویان زن دارد. به دنبال طرح این مساله، تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین میزان سلامت اجتماعی و اشتغال زنان شکل گرفته است.

جامعه آماری، زنانِ شهر مراغه می‌باشند که در دو بعد شاغل و غیرشاغل (1394) ساکن این شهر هستند. نمونه­گیری به روش خوشه‌ای احتمالی و نمونه آماری به حجم 380 نفر از بین خوشه­ها انتخاب شده است. روش تحقیق پیمایش و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه جمع‌آوری شده است.

علاوه بر این، چارچوب تئوریکی تحقیق شامل نظریه کییز و رویکردهای مثبت و منفی ارتباط اشتغال و سلامت است. بر اساس مدل تحلیلی، متغیرهای شغل (وضعیت اشتغال، نوع شغل و شرایط شغلی)، بر سلامت اجتماعی زنان تاثیر می‌گذارد. یافته‌ها نشان می‌دهدکه در سطح همبستگی‌های دو متغیره، داشتن و یا نداشتن شغل و نیز نوع شغل، تفاوتی در میزان سلامت اجتماعی زنان ایجاد کرده است. به عبارتی، شرایط شغلی بیشترین تاثیر را بر سلامت اجتماعی دارد. از میان متغیرهای شرایط شغلی، میزان درآمد ماهیانه و اشتغال پاره­وقت، بیشترین تاثیر را بر سلامت اجتماعی زنان داشته­اند. از میان متغیر­های زمینه­- ‌ای، بین سن، درآمد و تحصیلات با سلامت اجتماعی رابطه وجود داشته است.

با توجه به مطالب عنوان شده و از آن­جا که فرد شاغل به عنوان عضو مفیدی از جامعه صاحب مقام و منزلت و جایگاهی در محل­کار و جامعه می­شود و این جایگاه برایش احترام، استقلال فکری و اقتصادی، خودباوری و اعتماد به نفس، موفقیت، احساس ارزش­مندی و از همه مهم­تر رفع نیازها و احتیاجات مادی، معنوی و فکری را به دنبال دارد، می­توان گفت شرایط لازم برای رسیدن به سلامت اجتماعی را داراست و فرد سالم می­تواند خانواده­ای سالم را بنا نماید که فرزندان این خانواده بر اساس تجربیات دوران زندگی خویش در محدوده خانواده، بتوانند کارآفرینان و آینده­سازان جامعه باشند و به این ترتیب به ارتقاء سلامت اجتماعی جامعه­کمک نمایند. بنابراین همان­گونه که نتایج پژوهش­های مذکور و بسیاری از تحقیقات دیگر نیز نشان می­دهد اشتغال رابطه مستقیم با سلامت اجتماعی فرد، خانواده و جامعه دارد.

برخی از مزایای اشتغال از نظرِ اجتماعی عبارتست از: افزایش احساس ایمنی، ارزش­مندی، عزت نفس و نشاط، کسب هویت موفق و سازنده، کاهش اضطراب ناشی از نیازهای اقتصادی، ایجاد فرصتی برای برقراری روابط دوستانه و مشارکت­های اجتماعی، بهره­گیری از قابلیت­­ها و توان­مندی­های فردی و صرف انرژی در راه مطلوب، احساس تعلق به جامعه، ایجاد تنوع در زندگی، نظم دادن به امور روزمره، جلوگیری از رخوت، سستی،  احساس گناه یا بروز افکار خودکشی و هم­چنین رفع نیازهایی چون نیاز به موفقیت و خدمت کردن به جامعه.

از این مهم نباید غافل بود که اشتغال از عوامل اصلی همبستگی و اتحاد ملی است، این ایده (اتحاد از راه اشتغال) در بسیاری از کشورهای توسعه ‌یافته، به ‌عنوان عنصری اصلی در مدل‌های ایجاد اتحاد ملی به حساب می‌آید. بی‌شک حل معضل بیکاری، مستلزم برنامه‌ریزی علمی و دقیق و مشارکت متعهدانه تمامی مراجع تاثیرگذار است. تا اشتغال به گفتمان اخلاقی و غالب جامعه تبدیل نشود، نمی‌توان سونامی بیکاری را مهار کرد و از بین برد. راه دشواری برای مهار پدیده بیکاری، پیش­‌ِروی کشورمان است که همتی بالا و مشارکتی بی‌همتا می‌طلبد.

 

پیشنهادهای کاربردی

برخی از مهم­ترین راهکارهای رفع معضل بیکاری و هم­چنین اشتغال موثر زنان و ارتقای سلامت اجتماعی زنان خانه­دار عبارت است از:

- گسترش آموزش­های فنی و حرفه­ای

- کاهش بی­سوادی و فقر در مناطق محروم برای بهره­گیری هرچه بیشتر مردم از انواع فناوری­های جدید در جهت آموزش بهتر

- بازنشستگی پیش از موعد نیروی کار جهت ایجاد فرصت شغلی برای زنان

- وضع قانونی برای ممنوعیت کار بیش از ساعت مشخص و هم­چنین تصدی بیش از یک شغل توسط یک نفر

- ایجاد دفاتر مشاوره شغلی و حمایت از زنان جویای­کار

- تشویق بخش خصوصی در جهت اجرای پروژه­های اشتغال­زا برای زنان

- تشکیل صندوق سرمایه­گذاری اشتغال زنان و حمایت از طرح­های خوداشتغالی و کارآفرینی زنان خانه­دار، توجه به صنایع کوچک اشتغال­زا که به سرمایه­گذاری کمتری احتیاج دارند

- گسترش پروژه­های کار در منزل و بررسی و ارزیابی سالانه مشاغل مورد نیاز جامعه در سال­های آینده

 

پیشنهادهای پژوهشی

- بررسی ارتباط بین تقسیم کار خانگی با میزان سلامت اجتماعی زنان

- بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار

- بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی دانشجویان متاهل

 

منابع

آبوت، پ. (1380). جامعه­شناسی زنان. ترجمه: ن، عراقی. تهران: نشرنی.

احمد­نیا، ش. (1383). اثرات اشتغال بر سلامت­ زنان.  فصلنامه علمی­پژوهشی رفاه ­اجتماعی. شماره 12.

تقی­پور، م؛ و دیگری. (1389). بررسی رابطه­ی بین حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار. فصلنامه علمی­                                          پژوهشی. سال سوم، شماره 7.

سام آرام، ع. (1388). بررسی رابطه سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی با تاکید بر رهیافت پلیس محور.  فصلنامه علمی پژوهشی انتظامی اجتماعی. شماره اول، صص 9-29.

صبوری، س. (1390). بررسی میزان سلامت اجتماعی در بین کارمندان آموزش و پرورش شهر تهران. پایان­نامه­ کارشناسی، رشته علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، واحد تهران.

عبدالله­تبار، ه؛ ودیگری. (1387).  بررسی سلامت اجتماعی دانشجویان.فصلنامه علمی پژوهشی رفاه­اجتماعی. شماره30 و31، صص 189-171.

 گیدنز، آ. (1387). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشرنی.

موحدی، ا. (1388). بررسی تاثیر سلامت اجتماعی بر میزان کیفیت زندگی کارکنان بانک ملی ایران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علامه طباطبائی تهران.

ویلکینسون، ر. (1383). تعیین­کننده­های اجتماعی سلامت. ترجمه: م، زارع و دیگری. مرکز بین­المللی بهداشت جامعه، سازمان بهداشت جهانی، انتشارات: سیمین­دخت.

Arber, Sara. (1991)."class, Paid Employment, and Family Roles: Making sence of structural; Disadvantage, Conder and Health status". Social scince and Medicine. 32, P.p: 425-436. 

Barnett, L. J. (1993). Fire and ice in marital communication: hostile and distancing behaviors as predictors of marital distress. Journal of marriage and the family. 62, P.p: 693-707.      

Bartly, M. Popcy, J, Plewis. (1992)."Domestic condition, paid Employment and   women's Experience of  Ill- Health. Sociology of Health and  illness. 14(3), P.p: 313-343.

Keyes, Corey Lee. M. (1998). social well-being, social Psychology, Quarterly. v. 61, N. 2, P.p: 121-190.                                                                                                                                                  

Keyes, corey lee .M & Shapiro, Adam. (2004). Social wellbing in the united states: A De.

Keyes. shapiro. (2004). mental hggiene, new Jersey, Englewood cliffs. p:768.                 

 

 



1. دانش­آموخته کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.E- mail: masti4405.eli@gmail.com        

2. استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مراغه- ایران (نویسنده مسئول).                                E- mail: sfakhraei@pnu.ac.ir                                                                                                                                                      

1.  Social Health

2. Wilkinson 

3. Keyes Corey L & Shapiro Adam D

1. Talcott Parsons

Roles Multple 2.

Martikainen,1995 3.  Role Conflict

Waldron et al.1998 Role Overload  4.

Barentt,1993 Scarcity Hypothesis .5

6. Role Strain Hypothesis (Waldron et al.1998)

1. Role Enhancement (Bartly,1992)

2. Role Expansion (Sorensen&Verbugge;1987)

3. Role Accumulation (Waldron et al.1998)

4. Alber,Sara 

5. Bartley

6. HealthChoice

1. Baron andNorris 

1. Ann Oakley

1. Albright

2. Laroche

1. Validity

2.Face Validity

آبوت، پ. (1380). جامعه­شناسی زنان. ترجمه: ن، عراقی. تهران: نشرنی.

احمد­نیا، ش. (1383). اثرات اشتغال بر سلامت­ زنان.  فصلنامه علمی­پژوهشی رفاه ­اجتماعی. شماره 12.

تقی­پور، م؛ و دیگری. (1389). بررسی رابطه­ی بین حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار. فصلنامه علمی­                                          پژوهشی. سال سوم، شماره 7.

سام آرام، ع. (1388). بررسی رابطه سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی با تاکید بر رهیافت پلیس محور.  فصلنامه علمی پژوهشی انتظامی اجتماعی. شماره اول، صص 9-29.

صبوری، س. (1390). بررسی میزان سلامت اجتماعی در بین کارمندان آموزش و پرورش شهر تهران. پایان­نامه­ کارشناسی، رشته علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، واحد تهران.

عبدالله­تبار، ه؛ ودیگری. (1387).  بررسی سلامت اجتماعی دانشجویان.فصلنامه علمی پژوهشی رفاه­اجتماعی. شماره30 و31، صص 189-171.

 گیدنز، آ. (1387). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشرنی.

موحدی، ا. (1388). بررسی تاثیر سلامت اجتماعی بر میزان کیفیت زندگی کارکنان بانک ملی ایران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علامه طباطبائی تهران.

ویلکینسون، ر. (1383). تعیین­کننده­های اجتماعی سلامت. ترجمه: م، زارع و دیگری. مرکز بین­المللی بهداشت جامعه، سازمان بهداشت جهانی، انتشارات: سیمین­دخت.

Arber, Sara. (1991)."class, Paid Employment, and Family Roles: Making sence of structural; Disadvantage, Conder and Health status". Social scince and Medicine. 32, P.p: 425-436. 

Barnett, L. J. (1993). Fire and ice in marital communication: hostile and distancing behaviors as predictors of marital distress. Journal of marriage and the family. 62, P.p: 693-707.      

Bartly, M. Popcy, J, Plewis. (1992)."Domestic condition, paid Employment and   women's Experience of  Ill- Health. Sociology of Health and  illness. 14(3), P.p: 313-343.

Keyes, Corey Lee. M. (1998). social well-being, social Psychology, Quarterly. v. 61, N. 2, P.p: 121-190.                                                                                                                                                  

Keyes, corey lee .M & Shapiro, Adam. (2004). Social wellbing in the united states: A De.

Keyes. shapiro. (2004). mental hggiene, new Jersey, Englewood cliffs. p:768.