بررسی رابطه همنشینی دوستانه با مسئولیت‌پذیری اجتماعی (کارکنان شهرداری کلانشهر تبریز)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز ‌_ ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز _ ایران.

چکیده

هدف این مطالعه بررسی رابطه همنشینی دوستانه با میزان مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری تبریز می­باشد­. که با استفاده از روش تحلیلی پیمایشی انجام گردید­. جامعه­ی آماری این مطالعه کارکنان شهرداری کلان شهر تبریز است­. ابزار مورد استفاده پرسشنامه است که سئوالات آن بر اساس طیف لیکرت در پنج درجه تنظیم گردید. حجم نمونه مورد مطالعه با استفاده از فرمول کوکران 249 نفر بود که با استفاده از دو روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای و تصادفی ساده انتخاب گردید. برای ارائه­ نتایج از روش­ها و آماره­های توصیفی و نیز برای آزمون فرضیه­ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با نرم­افزار SPSS انجام گردید. نتایج حاصل ازاین پژوهش نشان می­دهدکه میانگین مسئولیت­پذیری اجتماعی برابر 135 است­که این نمره در مقایسه با میانگین مورد انتظار (105­) درحد بالاتری قرار دارد و نشان می­دهد که کارکنان در شهرداری مذکور از مسئولیت­پذیری بیشتری برخوردارند. نتایج نشان می­دهد مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری تبریز با همنشینی دوستانه رابطه­ای معنادار دارد­.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examination of the relationship between friendly companionship and social responsibility(Tabriz municipal employees)

نویسندگان [English]

  • Karim Godrati 1
  • Samad Sabagh 2
چکیده [English]

The aim of present study is to examine friendly companionship andTabriz municipal employees’ social responsibility.This is a survey study and the population of it is Tabriz municipal employees. The instrument used in the study is a questionnaire that was set on five point Likert scale.  Based on Cochran formula the sample of the study was 249 which was selected using stratified random and simple random sampling methods. Descriptive analysis is used to show the results and in order to test the hypothesis the Pearson correlation is used. According to results, the average of social responsibility is 135 which are above the expected average (105) thatshows the municipal employees havemore responsibility. Also, there is a meaningful relationshipbetweenTabriz municipal employees’ social responsibility and friendly companionship.

کلیدواژه‌ها [English]

  • socialresponsibility
  • friendlycompanionship
  • Tabrizmunicipal employees

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و چهارم، پاییز1393

ص­ص116-99

 

 

 

 

 

بررسی رابطه همنشینی دوستانه با مسئولیت­پذیری اجتماعی

(کارکنان شهرداری کلانشهر تبریز)

      کریم قدرتی[1]    

        دکتر صمد صباغ [2]                                                                                                                                                                              

تاریخ دریافت مقاله:9/10/1394

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:13/2/1395

چکیده

هدف این مطالعه بررسی رابطه همنشینی دوستانه با میزان مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری تبریز می­باشد­. که با استفاده از روش تحلیلی پیمایشی انجام گردید­. جامعه­ی آماری این مطالعه کارکنان شهرداری کلان شهر تبریز است­. ابزار مورد استفاده پرسشنامه است که سئوالات آن بر اساس طیف لیکرت در پنج درجه تنظیم گردید. حجم نمونه مورد مطالعه با استفاده از فرمول کوکران 249 نفر بود که با استفاده از دو روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای و تصادفی ساده انتخاب گردید. برای ارائه­ نتایج از روش­ها و آماره­های توصیفی و نیز برای آزمون فرضیه­ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با نرم­افزار SPSS انجام گردید. نتایج حاصل ازاین پژوهش نشان می­دهدکه میانگین مسئولیت­پذیری اجتماعی برابر 135 است­که این نمره در مقایسه با میانگین مورد انتظار (105­) درحد بالاتری قرار دارد و نشان می­دهد که کارکنان در شهرداری مذکور از مسئولیت­پذیری بیشتری برخوردارند. نتایج نشان می­دهد مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری تبریز با همنشینی دوستانه رابطه­ای معنادار دارد­.

واژگان کلیدی: مسئولیت­پذیری اجتماعی، همنشینی دوستانه، کارکنان و شهرداری کلان شهر تبریز.

 

مقدمه

از جمله مسائلی که امروزه تفکر و تعمق درباره آن مهم به نظر می­رسد­، مسئولیت اجتماعی کارکنان است­. مسئولیت اجتماعی به مثابه­ی جواز اجتماعی­، شکلی از بیمه در برابر خطرهای پیش­بینی نشده در سازمان و هم­چنین نوعی شهرت و منافع عمل می­کند(Fernando, 2007: 6).

ترنرمسئولیت اجتماعی را رفتار اخلاقی­، قانونی و نوع دوستانه درمحل کار­، بازار و اجتماعات تعریف می­-­کند که در آن سود­دهی جمعی به عنوان هدفی مهم در نظر گرفته می­شود(Turner, 2004: 5)­.

کاستکا و بالزاروار مسئولیت اجتماعی را تعهد مداوم برای رفتار به شیوه­ی اخلاقی و با بهبود کیفیت زندگی  افراد  و  خانواده­های­شان­، به علاوه بهبود اجتماع و جامعه در مقیاس و­سیع­تری می­داند­(.(Castka & Balzarova, 2007: 276 ایران نژاد­پاریزی بر این باور است که مسئولیت­پذیری اجتماعی تعهد تصمیم­گیران برای اقداماتی است که به طور کلی علاوه بر تامین منافع خودشان­، موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم می­آورد­(نژاد­پاریزی، 1371: 24).

مارکمن و تتلوک مسئولیت­پذیری اجتماعی را فرایندی اجتماعی دانسته­اند که افراد از طریق آن خود را جزئی از سازمان می­دانند و گرایش می­یابند که همواره این سازمان را موفق ببینند­. در واقع مسئولیت­پذیری اساسی­ترین شیوه جهت­دهی به فعالیت افراد درسازمان است، چرا که از درون افراد سرچشمه می­گیرد و یک تعهد درونی برای انجام کارها به نحو مطلوب و با حداکثر توانایی است­(مارکمن و دیگری­، 2000).

درجمع­بندی از تعاریف فوق از دیدگاه جامعه­شناسی­ می­توان مسئولیت­پذیری اجتماعی­، نقش اجتماعی مورد انتظار از افراد بر اساس تقسیم­کار انجام یافته­، در برابر خویش و انسان­های دیگر جامعه برای برقراری یک زندگی اجتماعی مطلوب و توام با آرامش و رفاه و همبستگی بیشتر تعریف کرد­. به عبارتی مسئولیت­پذیری اجتماعی می­تواند فاصله­ اجتماعی کارکنان یک سازمان را با افراد دیگر آن جامعه تعیین کند.

مسئولیت­پذیری اجتماعی­ کارکنان شهرداری­های هر شهر با توجه به شرح وظایف متعدد تعریف شده در قوانین و مقررات شهرداری­ها و تبصره­های مصوب و ابلاغ­های مستمر و مکرر از طریق قوه مقننه و قوه مجریه و در برخی موارد آرای وحدت رویه­های صادره از دیوان عدالت کشور می­تواند به عنوان موضوعی با اولویت مطالعه­ علمی برای محافل علمی و مسئولین شهرداری­ها قرار گیرد­. درطول سال­های گذشته تاکنون شهرداری­ها­، جزء حساس­ترین سازمان­های مسئول در شهرها می­باشند که بر خلاف سایر ارگان­ها بیشترین مراوده و برخورد خدماتی را کارکنان شهرداری کلانشهر تبریز در طول شبانه­روز با اقشار مختلف مردم حتی سایر ارگان­ها و ادارات و بخش­های خصوصی و نیمه­ خصوصی و نظامی را به عهده دارند و موظف به پاسخگویی درخصوص­کیفیت یا نواقص خدمات ارائه شده می­باشند به صورتی­که نقص در ارائه خدمات مثلاً در تنظیف شهر و جمع­آوری زباله یا نقص در ارائه خدمات حمل ونقل عمومی می­تواند ساکنین آن شهر را مورد تهدید جدی قرار داده و مشکلات و عواقب سوء مختلفی به همراه داشته باشد­.

این پژوهش تلاش می­کند رابطه علمی همنشینی دوستانه با مسئولیت­پذیری اجتماعی در بین کارکنان شهرداری کلان شهر تبریز را بررسی و تعیین کند و با ارائه­ یک الگوی مناسب از نحوه تعاملات این مقوله­ها با یک­دیگر­، مسئولان مربوط را علاوه بر آشنا نمودن بیشتر با واقعیت­های موجود­، در فراهم­سازی بستر مناسب جهت گسترش مسئولیت­پذیری برای اجرای مطلوب نقش­های اجتماعی­،کارکنان شهرداری را یاری دهد.

هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه همنشینی دوستانه با مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری کلان شهر تبریز است­.

 

پیشینیه تحقیق

یافته­های پژوهش در مورد رابطه بین ارائه تسهیلات رفاهی با مسئولیت­پذیری کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی نور، نشان دادکه بین این دو رابطه معناداری وجود ندارد. با توجه به این­که از بین تسهیلات رفاهی تنها تسهیلات اعتباری بامسئولیت­پذیری رابطه داشت می­توان باافزایش میزان تسهیلات، تقویت نظام توزیع عادلانه، پاسخ به نیازهای ضروری مرتبط در افزایش مسئولیت­پذیری کارکنان موثر واقع شد. و در نهایت با توجه به عدم رابطه معنی­دار بین ارائه تسهیلات رفاهی با مسئولیت­پذیری کارکنان، شاید عوامل غیر­مادی مانند همکاری بین کارکنان، احترام متقابل بین سازمان و کارکنان و توجه به نیازمندی­ها و ابعاد روانی و اجتماعی کارکنان برارتقاء مسئولیت­پذیری کارکنان موثر واقع شود، لذا انجام پژوهش­هایی جهت تعیین تاثیر این عوامل بر مسئولیت­پذیری پیشنهاد می­گردد­(نصیری­پور و همکاران، طرح پژوهشی).

درمطالعه­ا­ی با ارائه­ مدلی تلفیقی، تاثیرات برنامه­های آموزشی بر رویکرد حفظ محیط زیست مسئولیت­-­ پذیری اجتماعی بررسی شده است. نتایج بیان می­دارند مدل تحقیق، مدلی قوی برای پیش­بینی رویکرد حفظ محیط زیست مسئولیت­پذیری بوده و این­که برنامه­های آموزش منابع انسانی و مدیریت دانش تاثیر تعیین­کننده­ای بر مسئولیت­پذیری اجتماعی دارند. در نهایت چهار اقدام آموزشی راهبردی برای بهبود بحران­های زیست محیطی در جهت تدوین استراتژی جامع، آموزش مسئولیت محیط زیست در پست­های سازمانی، آموزش آشنایی با قوانین محیط­زیست و اجرای ­برنامه­های آموزشی جهت ایجاد فرهنگ­سازمانی مبتنی بر محیط زیست پیشنهاد می­شود­(رضایی راد، طرح پژوهشی).

سعیدی مقدم­(1374) از دانشگاه تربیت معلم در پایان­نامه  کارشناسی ­ارشد  در مورد­ ویژگی­های مسئولیت­پذیری دختران نوجوان تحقیقی به عمل آورده و به مقایسه­ی فرزندان و گروهی از مادران مذهبی و غیر­مذهبی پرداخته است. وی نتیجه می­گیرد که فرزندان مادران مذهبی و غیر­مذهبی از نظر مسئولیت­پذیری تفاوتی با یک­دیگر ندارند، اما زمانی که مادر مذهبی بودن را به معنی مسئول بودن در برابر خدا و دستوراتش بداند­، اساس حس مسئولیت­پذیری به فرزند هم منتقل می­شود­(اسکویی، 1388؛ به نقل از زیور ­دار، 1385).

در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه بین سبک زندگی دبیران با میزان مسئولیت­پذیری آنان در شهرستان ملکان انجام و نتایج تحقیق بیانگر وجود رابطه­ معنی­داری بین سبک زندگی و میزان مسئولیت­پذیری دبیران بود طبق آزمون t میزان مسئولیت­پذیری و ابعاد آن به غیر ازبعد فرهنگی بر اساس سبک زندگی دبیران متفاوت بدست آمد و دبیرانی­که سبک زندگی­مدرن داشتند مسئولیت­پذیرتر از سایرین بودند­. هم­چنین میزان مسئولیت­- ­پذیری براساس جنسیت دبیران نیز معنی­دار به دست آمد و دبیران مرد متعهد­تر و مسئولیت­پذیرتر از زنان بودند­. ولی بین جنسیت و سبک زندگی دبیران رابطه­ معنی­داری به دست نیامد­(نریمان­زاده­، 1391).

پورکران­(1385) طی تحقیقی­که دربین دانش­آموزان دختر و پسر تیز­هوش وعادی دررابطه با مسئولیت­- ­پذیری و ویژگی­های شخصیتی آن­ها به عمل آورده به این نتیجه رسیده که بین درون­گرایی و مسئولیت­پذیری رابطه­ی منفی وجود دارد به طوری­که هر چه درون­گرایی بیشتر بوده مسئولیت­پذیری دانش­آموزان در مقابل کمتر بوده است­. هم­چنین بین سطح بالای تفکر و مسئولیت­پذیری نیز رابطه­ی مثبت برقرار بوده است به این صورت که شخصی که دارای سطح بالایی از مسئولیت­پذیری باشد­، مسئولیت­پذیری بیشتری را نیز خواهد داشت. در واقع می­توان گفت از مهم­ترین نتایج این تحقیق این است که به منظور بالا بردن مسئولیت­پذیری لازم است تا افراد از دامنه­ی درون­گرایی به برون­گرایی حرکت نمایند.

در مطالعه­ای­که با هدف بررسی تاثیر جامعه‏پذیری سازمانی برمسئولیت اجتماعی­کارکنان بر شرکت نفت کرمانشاه انجام شده است. نتایج حاصل ازاین پژوهش نشان می‏دهد کارکنان درسازمان مذکور از مسئولیت‏­- پذیری کمتری برخوردارند. نتایج نشان می‏دهد که جامعه‏پذیری سازمانی با مسئولیت اجتماعی در همه ابعاد دارای رابطه معنادار است. نتایج نشان می‏دهد کارکنان برای انجام مشاغلی که به آنان واگذار می‏شود، به مهارت‏های ویژه نیاز دارند، ولی آنان به آگاهی از هدف‏های بنیادی سازمان، وسیله‏های دستیابی به این هدف‏ها، مسئولیت‏های کاری خود و الگوهای رفتاری مورد پذیرش برای نقش‏هایی که از آنان توقع می‏رود نیز نیاز دارند. بنابراین، کارکنان از راه پذیرفته شدن در اجتماع سازمان، به شکل رسمی یا غیررسمی، از راه تماس‏های پیوسته و تجربه کاری با دیگران، به این اطلاعات دست می‏یابند­(حقیقتیان، 1392).

 

چارچوب نظری

هانس ورنر بیر هوف

پروفسور هانس ورنر بیرهوف در طی مطالعاتش در زمینه روان­شناسی اجتماعی و با انتشار کتاب­هایی چون مسئولیت­(2001) و نوع­دوستی در نظام­های اجتماعی­(2002) در باب مسئولیت­پذیری اجتماعی به بیان نظرات خود پرداخته است. بیرهوف معتقد است که مسئولیت اجتماعی دارای دو معنی است: معنای نخست به بسط توجه به دیگری و اطمینان از رفاه دیگران در زندگی جمعی اشاره کرد که وی این بخش را در ارتباط با همدلی می­بیند و در معنای دوم دست یافتن به اهداف فردی بدون در نظر گرفتن انتظارات به حق دیگران که وی آن را در ارتباط با احساس گناه می­داند­(بیرهوف­، 1387: 225­­).

بیرهوف مسئولیت اجتماعی را برای جوامع کنونی عمدتاً که با تقسیم کار بالا و پیچیدگی روابط مشخص نمی­شوند لازم دانسته و معتقد است که روابط افراد با یکدیگر می­بایست با معیارهای اخلاق اجتماعی تنظیم گردد­. این امر از یک سو باعث می­شود تا ما در بسیاری رفتار و عملکردهای خویش که صرفاً ناظر به اهداف فردی و شخصی است تجدید­نظر کنیم و نیز از سوی دیگر تا بسیاری از رفتارهای ما برای دیگران و برعکس­، رفتار دیگران برای ما در موقعیت­های مختلف اجتماعی قابل پیش­بینی گردد­.

او هم­چنین اظهار می­دارد که معیارهای اخلاقی مسئولیت­، می­تواند یکی از مختصات جهانی جوامع بشری قرارگیرد­. لذا درهمین راستا به نقل از لیلی و لوبر می­نویسدکه مسئولیت­پذیری را می­توان در روابط مختلف از جمله­، در روابط والدین و فرزندان و بین دوستان و همسایگان و در میان اعضا­ی یک گروه مشاهده کرد­. اما تجلی واقعی و نمود مشخص آن را می­توان در روابط بین­گروهی و برون­گروهی مشاهده کرد­­(Lili & Luber, 2001: 228).

بنابراین از نظر بیرهوف مسئولیت­پذیری اجتماعی از مهم­ترین خصلت­های اجتماعی است که در قالب روابط مبتنی بر همدلی و عاطفه میان افراد جامعه نمود می­یابد­.

 

امیل دورکیم

از نظر دورکیم انسان موجودی است دو بعدی که یک بعد آن بدن و میل و اشتهای او و بعد دیگر شخصیت اجتماعی وی است از میان دو بعد مذکور تنها بعد اجتماعی توسط جامعه جنبه انسانی پیدا می­کند و انسان به معنای کامل آن شکل می­گیرد. به نظر دورکیم حالات نفسانی و نیازهای انسان به وسیله اخلاق مشترک تحت نظر قرار می­گیرد، قواعد اخلاقی دارای خصوصیات اجباری هستند و اخلاق جمعی هم به صورت بیرونی و هم از طریق درونی افراد را تحت فشار قرار می­دهند­. واقعیت­های اجتماعی غیر­مادی به عنوان عوامل بیرونی­، اندیشه و کنش انسان را شکل می­دهند اما عامل درونی که افراد خود را از طریق آن کنترل می­کنند اخلاق اجتماعی درونی شده آن­ها است­(ریتزر­، 1374­: 57).

به عقیده دورکیم آن­چه که افراد یک جامعه را گرد هم می­آورد و موجب پیوند میان آن­ها می­شود یک اخلاق مشترک نیرومند و قوی یا همان وجدان جمعی است که شیرازه جوامع ابتدایی تا نوین است­(ریتزر­، 1374: 57­) از نظر دورکیم قسمت عمده حالت­های وجدانی­، از طبیعت روان­شناسی ما نیست­، بلکه بیشتر ناشی از نحوه تعامل و برخورد افرادی است که با هم در ارتباط­اند و از هم تاثیر می­پذیرند میزان اثر پذیری افراد از یکدیگر به تعداد دوری و نزدیکی آن­ها از یکدیگر بستگی دارد و چون وجدان­جمعی محصول زندگی جمعی وگروهی است فقط می­توان از دیدگاه گروه آن را توجیه کرد و حجم و تراکم گروه نیز در چگونگی شکل­گیری وجدان جمعی موثر است. دورکیم معتقد است برای شکل­گیری امر اجتماعی­، باید وجدان­های فردی به شکل خاص به هم بپیوندد و در واقع زندگی اجتماعی حاصل همین ترکیب است­(توسلی­، 1385: 66).

 

تالکوت پارسونز

پارسونز در نظریه کنش­اجتماعی خود­، فرد را به عنوان یک کنشگر اجتماعی در نظر می­گیرد که این کنشگر دارای اراده عمل و اختیار می­باشد. به عبارت دیگر فرد بعنوان یک عضوی از یک­کل به نام نظام اجتماعی است که در حال کنش و فعالیت می­باشد. وی معتقد است­که کنش افراد در درون نظام اجتماعی به گونه­ای می­باشد که منطبق بر خواست نظام اجتماعی عمل کنند و همین امر زمینه­ساز نظم اجتماعی خواهد بود­(توسلی­، 1385­: 24 و کرائیب­، 1389: 154–153).

پارسونز ضمن ارادی خواندن کنش افراد درعین حال­،کنش اجتماعی متاثر از چهارخرده نظام قرارمی­گیرد:

1. خرده نظام فرهنگی­که براساس آن می­توان­گفت نماد دینی به نوعی مسئولیت ثبات اخلاقی جامعه را به عهده دارد و از ارزش­های فرهنگی حمایت می­کند­.

2. نهادهای قانونی و حقوقی که هنجارهای اجتماعی را تنظیم می­کنند و در کل اشاره دارند به خرده نظام اجتماعی­.

3. نهادهای اقتصادی که حیات اقتصادی جامعه را از طریق انطباق با محیط طبیعی تامین می­سازد­.

4. نهادهای سیاسی که مامور مراقبت از اهداف عمومی جامعه است(همان­: 24).

بنابر­این کنش اجتماعی از نظر پارسونز ارادی و داوطلبانه است که در بستر اجتماعی (نظام اجتماعی) و با توجه به کارکرد و نقش­هایی که دارند صورت می­گیرند­. یعنی­کنش افراد درجامعه در عین ارادی بودن تحت شرایط اجتماعی آن جامعه که در قالب ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی نمود دارند سمت و سویی جمعی و اجتماعی به خود می­گیرند که این امر موجب نظم جامعه خواهد بود­.

نظام اجتماعی از نظر پارسونز­، قبل از هر چیز شبکه­ای از روابط متقابل میان افراد و گروه­ها است­. کنشگران نظام اجتماعی تنها افراد منفرد نیستند­، بلکه گروه­های اجتماعی­، اجتماعات محلی یک ملت را نیز در بر می­گیرند­. این طرح نمای کنش­متقابل پارسونزی به ما اجازه می­دهد تا دامنه طرح­مان را در همه­ سطوح واقعیت اجتماعی به کار بریم و صرفاً به سطح کنش­ متقابل فردی محدود ننماییم.

پارسونز برای این که یک کنش ­متقابل اجتماعی تحقق یابد­، سه عنصر را لازم می­بینید که این سه عنصر عبارتنداز:

نخست این­که باید میان کنشگران­، انتظارات متقابل وجود داشته باشد تا عمل خود نزد دیگری و بر عکس عمل دیگری نزد خود در موقعیت­های متعدد اجتماعی قابل پیش­بینی گردد.

دومین عنصر کنش­متقابل هنجارها و ارزش­ها است­. عنصری که مبنا و ملاک ارزیابی در عنصر اول است و رفتار­کنندگان را اداره می­کند.

سومین عنصر­، ضمانت اجراهای رسمی یا غیر­رسمی هستند که بر اساس آن نظام پاداش یا کیفر برای کنش­ها تعیین می­گردد. از ترکیب این سه عنصر است که پارسونز به مفهوم نقش اجتماعی می­رسد که مجموعه انتظارات­، هنجارها و ضمانت اجراهای نهادی شده آشکار و پنهانی است که رفتار کنشگران (جوان) را به واسطه­ی موقعیتی که در ساختار اجتماعی دارند (شهروندی­)، تعیین می­کند(روشه­، 1376: 96-95).

پارسونز در تحلیل خود در درجه نخست به نقش‌های اجتماعی توجه دارد تا به کنشگران جمعی، به این صورت که افراد کنشگر، بیشتر و قبل از هر چیز به عنوان ایفاگر نقش‌های اجتماعی هستند. نقش متشکل از دو بخش «انتظارات من» و «مسئولیت» می‌باشد. مسئولیت به دو گونه انجام می‌شود: بر اساس اجبار یا همان کنترل بیرون و یا احساس تکلیف نسبت به جمع که در قالب الزام درونی نمایان می‌گردد. وی حالت اخیر را معرف نهادینه شدن به معنای عملکرد مثبت می‌بیند. در حالت نهادینه شدن جهت‌گیری‌های فرد همیشه به سمت جمع و نظام اجتماعی خواهد بود. کنش­متقابل که پارسونز از آن یاد می‌کند اساساً همانند یک مبادله است.

همان­طوری­ که گفته شد مسئولیت‌پذیری از جمله ویژگی‌هایی است که در جریان اجتماعی شدن و جامعه‌پذیری درفرد شکل می‌گیرد و به خاطر زمینه‌های روانی و اجتماعی آن، درسطوح فردی و اجتماعی قابل بررسی است. بر همین اساس صاحب‌نظران و محققان در پژوهش‌ها و بررسی‌های خود کمتر مساله مسئولیت‌پذیری را بصورت جداگانه و موضوع خاص قرار دادند. بلکه بیشتر به این موضوع در قالب مساله اجتماعی شدن و ارتباط آن با عوامل اجتماعی­کننده جامعه، از جمله خانواده و مدرسه که به ترتیب اولین و دومین محیط و عامل اجتماعی­کننده افراد است، پرداخته‌اند. در ارتباط با اجتماعی شدن، دیدگاه­‌های متعددی توسط جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی مطرح گردیده است که هرکدام عوامل و عناصری را به عنوان متغیرهای موثر در اجتماعی شدن مورد تاکید قرار دادند­(خوش‌بین، 1390).

 

ساومس میلر

وی در اثر خود «کنش اجتماعی» ضمن اشاره به انواع کنش فردی و جمعی، ضرورت و اهمیت اخلاق مسئولیت و توجه به حقوق دیگران را در کنش جمعی مورد توجه قرار می‌دهد. میلر به طور کلی، اظهار می‌دارد که در امر مسئولیت‌پذیری جمعی سه نوع مسئولیت‌پذیری را می‌توان از هم تشخیص و تفکیک نمود.

نخست، مسئولیت‌پذیری طبیعی­ که بر اساس آن هر کنشگری به طور خودکار و شخصی قائل به آن است. چیزی که ما از آن در تقسیم‌بندی خود تحت عنوان مسئولیت‌پذیری شخصی از آن نام بردیم.

مسئولیت‌پذیری نسبت به نقش، نوع دیگری است که میلر مطرح می‌کند. بر اساس آن کنشگر با توجه به نقش و موقعیت خویش مکلف است تا آن را به جا آورد. دراین نوع در نظر گرفتن دیگران بنا به نقش‌­- های تعیین شده لازم است و لذا فرد را متعهد به انجام آن می‌نماید.

و نهایتاً، مسئولیت‌پذیری اخلاقی­که به زعم میلر، از آن­جا که اشاره به بد و خوب بودن چیزی و عملی دارد، لذا می‌تواند امری نسبی تلقی­شود. اما باید توجه داشت­که دربحث از مسئولیت‌پذیری جمعی، اخلاقی بودن و نظر به حقوق دیگران عنصر اصلی تلقی می‌گردد.

میلر براین باور است­که مسئولیت‌پذیری از حقوق برمی‌خیزد و با مطرح­کردن انواع حقوق، (حقوق فردی، جمعی و بین‌المللی) بیان می‌دارد که مسئولیت‌پذیری نیز  در این سه سطح قابل بررسی خواهد بود. وی در ادامه، عامل وابستگی افراد در امور مختلف جامعه را مطرح می‌کند و می‌‌گوید که این وابستگی، نقش مهمی را در مسئولیت‌پذیری جمعی کنشگران ایفا کرده، به طوری­که بدون این وابستگی پذیرفتن مسئولیت معنایی نمی‌داشت. او در این رابطه یک محیط کارگاهی را مثال می‌زند که در آن هر کسی به منظور انجام بهتر کار می‌بایست در قبال نقش خود مسئولیت‌پذیر باشد.

این امر نه تنها از نظر فردی (مسئولیت‌پذیری فردی­ـ طبیعی) برای او مهم است، بلکه می‌بایست به لحاظ جمعی (مسئولیت‌پذیری جمعی) نیز مهم باشد­(Miller, 2004: 234-245).

بنابراین از نظر میلر، مسئولیت‌پذیری اجتماعی (جمعی) بر محوریت اخلاق جمعی و توجه به نقش‌های اجتماعی است که می‌چرخد و نیز وابستگی افراد در امور مختلف به خصوص در عصر کنونی آن را موجب و مهم می‌نماید.

 

ماکس‌ وبر

به نظر وبر اخلاق اعتقادی بر بنیان وجدان درونی افراد شکل می‌گیرد. زمانی ­که نتیجه یک عمل که بر اساس اخلاق اعتقادی صورت گرفته باشد، نتیجه‌ای نامطلوب داشته باشد. طرف­دار اخلاق اعتقادی مسئولیت آن را نه به فاعل کنش، بلکه به جهان، به حماقت‌های آدمیان یا حتی به اراده الهی که آدمیان را چنین خلق کرده است نسبت می‌دهد. اما اخلاق مسئولیت بر عکس همراه است با انجام عمل با استناد به پیامدهای آن. برطبق اخلاق مسئولیت‌ گفته می‌شودکه کنشگر بایستی در موقعیت اجتماعی قرار گرفته و با لحاظ کردن تصمیم‌های ممکن اقدام به عمل نموده که این عمل وی با خود پیامدهایی را، که به زعم وبر غالباً مثبت و در راستای خیر جمعی است در پی خواهد داشت. وبر تمایل داشت تا شهروند فلورانسی را که به اعتقاد ماکیاول عظمت مدینه را به رستگاری روح خویش ترجیح داده است به عنوان نماد و سمبل اخلاق مسئولیت در نظر بگیرد­(آرون، 1386: 55).

وبر که با مشاهده روند بورکراتیزه شدن و عقلایی­ شدن فراگیر نتایج این روند را چندان مطلوب نمی‌دید، از شخصیت‌زدایی، از خود بیگانگی و نابودی تعهد اجتماعی به عنوان نتایج تلخ این بورکراتیزه شدن یاد می‌کرد­(کوزر، 1387: 318).

لذا برای مرتفع کردن این مشکلات وی بر اهمیت داشتن اخلاق مسئولیت و خیر جمعی در کنار منافع شخصی تاکید داشت. هدف اساسی و اصلی در اخلاق مسئولیت همانا کارایی و اثربخشی است و بر این اساس نیازمند انتخاب وسایل متناسب با هدف‌های موردنظر می‌باشد­(کوزر، 1387: 596).

اراده­گرایی کنشگر در نزد وبر اهمیت حیاتی دارد. او با اذعان به وجود ارزش‌هایی که همگی در اجتماع بشری شکل گرفته‌اند، اظهار می‌داردکه ما دریک اجتماع مجبور به انتخاب‌هایی هستیم­که این امر فداکاری­- ‌هایی را با خود به همراه خواهد داشت. در واقع وبر توجه به منافع جمعی را در جامعه، لازمه­ی اخلاق مسئولیت می‌داند.

مسئولیت‌پذیری اجتماعی را در آراء وبر می‌توان در رجوع به تمایز و تفکیکی که بین انواع کنش قائل بود نیز درک کرد. تلاش وبر درجامعه‌شناسی بر این بود تا به شیوه‌ایی ملموس زندگی انسان­ها را در متن جامعه بفهمد. این­که انسان­ها چگونه در اجتماع و جامعه رفتار می‌کنند، چگونه به روابط اجتماعی شکل می‌دهند و چگونه آن­ها را دستخوش تغییر می‌کنند. از اینرو بر مفاهیمی چون کنش جمعی و مسئولیت­-‌ پذیر بودن در قبال کنش تاکید اساسی داشت­(Tarner & Rojek, 2001: 114-115).

وبر جامعه‌شناسی را علمی می‌دانست که در راستای فهم کنش اجتماعی است. منظور وی از کنش در واقع یک رفتار انسانی (خواه به عنوان کنش بیرونی و خواه یک­کنش درونی) می‌باشد وبر در همین رابطه از انواع کنش بحث می‌کند و آن­ها را از یکدیگر تمیز می‌دهد.

1. کنش سنتی: غالبا مبتنی بر یک کنش ماشینی و اطلاعات ناآگاهانه از کنش اجتماعی است.

2. کنش عاطفی: در بر گیرنده عناصر غیر قابل فهم از سنخ غریزی، حسی و هیجانی است که باید از راه روان‌شناسی یا روان­کاوی تبیین گردد.

3. کنش معطوف به ارزش: رفتاری که عمدتاً از اعتقاد کنشگر الهام می‌گیرد. در این حالت با اخلاقی کامل، خود را در خدمت یک ارزش یا یک آرمان از سنخ دینی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظایر آن قرار می‌دهد. با احساس به این­که خود را برای انجام فلان عمل بی‌چون و چرا ممکن می‌بیند.

4. کنش عقلانی معطوف به هدف: رفتاری است که در آن بالاترین درجه بداهت عقلانی مطرح است سرشت رفتار مزبور این است­که وقتی هدف آن پس از تفکر عمیق‌ تعیین شده مناسب­ترین وسایل را با به حساب آوردن پیامدهای قابل پیش‌بینی که ممکن است جریان عمل را دچار مشکل کند، انتخاب می‌کند. این نوع کنش مختص جوامع کنونی است­که در آن کارها و روند امور بیش از هر زمان دیگری عقلانی و مبتنی بر محاسبه سود و زیان گشته است و همین امر است­که وبر را از کاهش توجه به خیرجمعی به نفع خیر شخصی نگران می‌سازد­(به نقل از خوش‌بین، 1390).

در نهایت می‌توان گفت که مسئولیت‌پذیری اجتماعی از نگاه وبر یک خصیصه اخلاقی است که معطوف به اهداف جمعی است تا فردی. لذا به زعم او داشتن رفتار مسئولانه در قبال دیگران و توجه به مبانی ارزش‌های جمعی در جامعه نوین که در آن کنش‌ها هرچه بیشتر عقلانی و معطوف به اهداف شخصی شده است، بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد.

 

زیمل

درجوامع جدیدکه ساخت اجتماعی و صدور جامعه­شناختی روابط اجتماعی بصورت ساخت­های مستقل مجزا و عینی، حاکم بر رفتار انسان­اند، انواع روابط اجتماعی- اقتصادی و به مراتب خلق و خوی انسان معاصر را نیز متحول می­سازد. افزایش اندازه­ی جامعه و عدد افراد باعث شده است که فاصله­ی میان افراد زیادتر شود و موجب گردد تا انسان از بار تعلقات عاطفی، شخصی و فامیلی خارج و تحت قوانین مجرد و غیر­شخصی جامعه­ بزرگ، به عنوان یک عضو «گمنام» عمل کند. بدین­شکل که فاصله­ی زیاد باعث می­شود تا در نوع جدید جامعه­، افراد تحت حکم و سلطه خود نه با برخوردهای شخصی، بلکه با قوانین و اصول غیر­شخصی و عینی اداره نمایند. از این روی تحمل ساختی و سلطه­ حاکمیت توسط افراد راحت­تر و با کمترین تنش­های روحی انجام شده و باعث می­شود تا گرایش به زندگی در جوامع جدید افزایش یابد.

پس روستاها به شهرها تبدیل می­شود و افراد فامیل و آشنایان محلی به غریبه­هایی بدل می­گردند که در شهرهای بزرگ توده عظیم و انبوه غریبه­ها یا گمنامان شهروند را تشکیل می­دهند. روابط اجتماعی در میان این انبوه غریبه­ها نیز از نوعی روابط غیر­شخصی، عینی و دیکته شده توسط نظام اداری عقلانی حاکم سخن می­گوید­(تنهایی­، 1389­: 212).

 

پول معیار واقعیت­ها

اگر توجه کنیم که چگونه ساخت فاصله­دار جامعه جدید منجر به غیر­شخصی شدن اصول و پایه­های اصل جامعه می­شود و این فرایند اگرچه به شیئی­شدن نظام کمک می­کند موجب افزایش عقلانیت در نظام اجتماعی می­گردد آنگاه به نزدیکی هرچه بیشتر وبر و زیمل پی خواهیم برد و نیز اگر به اهمیت تاثیر پول بر فرهنگ عینی و دنیای درونی انسان هر عصر توجه کنیم، تاملات وی را در قلمرو جامعه­شناسی مارکس روشن­تر می­بینیم ولی زیمل نه راه مارکس را پی گرفت و نه راه وبر را. او برآن بود که هم­چون مارکس و وبر تاثیر پول و نظام اقتصادی بر جوامع و فرهنگ عینی و ذهنی همیشه با نوعی زندانی کردن انسان در چارچوب فرایند عینی ساخت جامعه همراه است، اما نه سوسیالیسم یا کمونیسم و نه هیچ تجربه دیگری قادر به نجات و رهایی انسان از این زندان­، یا به قول وبر «قفس آهنین» نخواهد شد.

هم­چنین برخلاف وبر بر آن بود که نه کنش­مندی انسان یا فرایند تفسیر مشترک، بلکه فاصله میان افراد، با همراهی و کارکرد تسریع­کننده پول به­ عنوان میانجی و معیار داد و ستد اجتماعی- اقتصادی، تعیین­­کننده ویژگی­های عصر بورژوازیک است. پس پول در فرایند روز­افزون فاصله اجتماعی موجب می­شود که جامعه نه براساس کنش­مندی انسانی، بلکه برمبنای ساخت­های فرایند گونه­ی عینی و فشارآوری عمل ­کند که هر چه بیشتر به سوی انگاره­های غیر­شخصی رفته و برمبنای نظام­های اقتصادی بلند­مدت­انگارانه و موسسات اقتصادی بزرگ ساخت اداره شود. به دیگر سخن­، رابطه­ای مستقیم میان فرایندهای اندازه و عدد، فاصله­ اجتماعی، غیرشخصی شدن روابط اجتماعی، شیئی­شدن اشکال جامعه، عقلانی شدن قوانین و روابط اجتماعی و رشد و داد­وستد مبنی بر پول موجود است.

 

 

 

شکل شماره (1): نمایه­ رابطه متقابل پول و غربت و بیگانگی

منبع:(تنهایی­، 1389­: 215)

هومنز

اصول بنیادی کار هومنز را معمولاً می­توان به شرح خود وی در 6 گزاره توضیح داد. او خود مسر بود که پایه توضیحات خویش را با توجه به فضای روان­شناختی که افراد و گروه­ها درگیر آن هستند توضیح دهد، تحلیلی که می­تواند در مقیاسی کلان استفاده شود. به دیگر سخن می­توان گفت که اگر چه کاربری پژوهشی نظریه هومنز، گونه­ای از کاربری در مقیاس موضوع­های خرد بود، اما شالوده نظریه هومنز یا دیگر داد­وستدیان الزاماً محدود به جامعه­شناسی خرد نیست و می­تواند تحلیل­های تضادی و کنش بر مبنای احتساب سود و زیان را در مقیاس­های میانی و کلان نیز مورد مطالعه قرار دهد.

1. گزاره­ی انگیزه یا گزاره­ی تاریخ­:

اگر در گذشته و تاریخ تجربه فرد یا جامعه­ای، رخداد و یا انجام عملی موجب تنبیه و یا پاداش بوده است، به دلیل همین تجربه تاریخی احتمال می­رود که مشابه آن عمل در صورتی­که تکرار پاداش را نوید دهد درزمان حال نیز تکرار شود. این­گزاره به نوعی تحلیل و تبیین تاریخی می­تواند روابط احتمالی موجود بر سر مثلاً تضاد اعراب و اسرائیل را پیش­بینی کند.

2. گزاره­ی پیروزی یا موفقیت­ و یا گزاره­ی سازمانی:

از میان تمام اعمالی که افراد یا گروه­ها در یک موقعیت سازمانی، در زمانی مشخص انجام می­دهند آن دسته از الگوهای رفتاری پایدار و تکراری می­شوند و با اشکال ثابت و منظم باز تکرار خواهند شد که بیشترین پاداش را از گروه یا سازمان و یا نهاد اجتماعی خویش دریافت کرده باشند.

3. گزاره­ی ارزش­:

به هر میزانی که نتیجه عمل فردی توسط دیگران ارزشمند­تر شناخته شود، نشانگر مساله­ی تایید یا پذیرش اجتماعی است، این عمل با ارزش شناخته شده و در ساخت رفتاری او قوام بیشتری می­گیرد یا در آینده بیشتر تکرار می­شود.

4. گزاره­ی محرومیت– سیری­:

بر اساس این گزاره، به هر میزانی که پاداش هر کرداری به طور منظم فعال­تر، تکراری­تر و نزدیک­تر به هم باشد کمتر می­توان تکرار آن را در آینده انتظار داشت. این گزاره ناشی از توجه هومنز به روحیه­ی فرد­­گرایی و کنش­گری آدمی درجهان صنعتی و مدرن است. گزاره­ محرومیت- سیری می­تواند هم معنی با نظریه­ی اقتصادی قانون چرخش­های کاهیده و یا قانون خاموشی در نظریه­ی رفتار­گرایی در روان­شناسی اسکینر باشد.

5. گزاره­ پرخاشگری- پذیرش یا گزاره­ی تضادی­:

هر گاه در روابط اجتماعی پاداش عملی کمتر از انتظار و چشم داشت باشد و یا تنبیه ناموجه و یا زیادتر از انتظار به دنبال داشته باشد پرخاش فرد در برابر دیگری را به دنبال خواهد داشت، همین پرخاشگری به عنوان ارزشی از سوی فرد پذیرفته و اجرا می­شود. زیرا که در برابر شرایط مورد توافق و قرارداد، به گونه­ مطلوب و مورد انتظار انجام نشده است. این گزاره تبیین­کننده­ روابط تضاد­گرایانه در نظریه هومنز می­باشد.

6. گزاره­ی خردمندانه یا حسابگرانه – نگاره­ حسابگرانه­ی فردی­:

در میان دو کنش؛ انتخاب فرد به حاصل ضرب ارزش و احتمال نتیجه مربوط می­شود: (VXP=C) یا (ارزش X احتمال = انتخاب) یعنی هرچه احتمال و ارزش نتیجه از نظر فرد بیشتر باشد فرد در میان کشاکش دو راه­، راه محتملاً سود آفرین­تر را بر می­گزیند­(تنهایی، 1389: 337 _ 336). این نظریه­های هومنز را می­توان در جامعه فعلی و مدرن که فرد­گرایی رشد بیشتری داشته است در بعد­های اقتصادی، اخلاقی، قانونی و نوع­دوستانه مسئولیت­پذیری اجتماعی مورد بهره­برداری قرار داد­.

 

دیدگاه­های مدیریت و مسئولیت­پذیری اجتماعی

از جمله این دیدگاه­ها نظریه­ی راولز است­. راولز در کتاب نظریه­ عدالت در زمینه­ مسئولیت اجتماعی سه اصل زیر را بیان می­کند­: 1. هرشخص نسبت به­کل سیستم اجتماعی حقوق مساوی دارد­، 2. هرنوع نابرابری اجتماعی و اقتصادی باید به نفع محروم­ترین طبقات برنامه­ریزی شود، 3. هر اداره شغل یا موقعیتی باید به عنوان یک فرصت برابر عادلانه بر روی همگان گشوده شود­­(Ravelz, 1971: 302)­. کارول­(1999) در مطالعه­ای­که با عنوان هرم مسئولیت اجتماعی بنگاه منتشرکرد برای هر بنگاه چهار دسته مسئولیت اجتماعی قایل شده است به تعبیری دیگر او مسئولیت اجتماعی هر بنگاه را برآیند چهار مولفه زیر می­داند­:

1. مسئولیت­های اقتصادی­: بنگاه­ها موظفند نیازهای اقتصادی جامعه را برآورند و کالاها و خدمات مورد نیاز آن را تامین کنند و انواع گروه­های مردم را از فرایند کار بهره­مند سازند.                 

2. رعایت قوانین و مقررات عمومی­: به بهداشت و ایمنی کارکنان و مصرف­کنندگان خود توجه کنند، محیط زیست را نیالایند­، از معاملات درون سازمانی بپرهیزند­، دنبال انحصار نروند و مرتکب تبعیض قومی و جنسی نشوند.

3. رعایت اخلاق کسب و کار­: در این قلمرو اصولی چون صداقت و انصاف و احترام جای دارد انتظار می­رود که ارزش­ها و هنجارهای جامعه را مد نظر داشته باشند و به آن­ها احترام بگذارند.

4. مسئولیت­های بشر­دوستانه­: تعبیر دیگر کارول از این مولفه­، یعنی شهروند خوب بودن است و این یعنی­، مشارکت بنگاه در انواع فعالیت­هایی که از معضلات جامعه بکاهد و کیفیت زندگی مردم را بهبود بخشد­­(Carroll, 1999: 269 & Cruz, 2007: 19).

کارول بر این باور است که حیات بنگاه به حیات جامعه بستگی مستقیم دارد و بنگاه­، درون­دادهای خود را از جامعه می­گیرد و برون­دادهای خود را به درون جامعه می­ریزد­، بنابر­این­، مسئولیت­های اجتماعی بنگاه­ها­، همه­جانبه و فراگیر است و آن­ها باید درحل معضلات اجتماعی­، با جامعه مشارکت ورزند. وی این مسئولیت­ها را به هرمی تشبیه کرده است که هر چه از قاعده مسئولیت­های اقتصادی به سمت راس مسئولیت­های بشر­دوستانه آن پیش­ رفته شود­، از شدت و وسعت مسئولیت­ها کاسته شود­.

مسئولیت­پذیری اجتماعی سازمانی از نظر دراکر به صورت ذیل خلاصه می­شود­:

1. پرداختن تمام و کمال به مسئولیت و وظیفه­، رسالت اصلی بنگاه است­. یعنی اگر وظیفه­ی آن تولید خودرو است­، این کار را به بهترین وجه ممکن انجام دهد و در مسیر تکامل و بهبود آن مستمر بکوشد­.

2. مسئولیت فراورده­ها و خدمات­: سازمان و مدیران آن در برابر پیامدها و عوارض محصولات خود مسئول­ هستند و باید در برابر آن پیامدها مسئول نگاه داشته شوند­.

3. مسئولیت فرایندها­: سازمان و مدیران آن نسبت به فرایندهای تولید مسئول هستند، فرایندهای تولید نباید هزینه­ی اجتماعی تولید­ کنند و چنان­چه از روی ضرورت چنین وضعی رخ دهد­، میزان آن هزینه­ها باید در کمترین حد ممکن باشند­. مثلاً اگر بنگاه مورد نظر­، تولید­کننده­ی انواع نئوپان باشد­، این کار نباید با ویران کردن منابع جنگلی همراه باشد به طوری که ضایعات آن به ویژه چسب و مواد شیمیایی محیط زیست را آلوده نکند، ذرات معلق و غبار را مهار کند و در موارد ناگزیر نظیر آلودگی صوتی آسیب را به کمترین میزان ممکن برساند­(امینی­، 1387: 48­).

4. مسئولیت اخلاقی­: بنگاه و مدیران آن باید در دادو­ستد کسب و کار­، به اصول اخلاقی متعارف جامعه احترام گذارند و خود را به اصول آن مقید و پایبند بدانند­(Duraker, 1984: 26)­. دراکر نتیجه می­گیرد که بخشی از این مسئولیت متوجه بنگاه و بخشی از آن متوجه نهادهای ذی­صلاح مانند دولت و سازمان­های وابسته به آن است، آن­ها باید امکان تولید پروژه حل یک معضل و نابسامانی اجتماعی را در یک فرصت و کسب بررسی کنند­.

 

روش پژوهش

برای آزمون رابطه بین عوامل اجتماعی در نظر گرفته شده در این تحقیق با میزان مسئولیت­پذیری اجتماعی از روش پیمایش با تکنیک پرسشنامه استفاده شد­. ابزار جمع­آوری اطلاعات پرسشنامه می­باشد و طیف مورد استفاده در طراحی پرسشنامه از نوع طیف لیکرت می­باشد. جامعه­ی آماری این تحقیق شامل کارکنان (­رسمی­) شهرداری کلان شهر تبریز می­باشد که منظور از کارکنان شامل آن بخشی از کارکنان در شهرداری می­باشد که با شهرداری تبریز به صورت مستقیم جهت اشتغال دارای قرارداد کاری و مستخدم رسمی آن مجموعه بوده و از شهرداری تبریز حقوق و مزایا به صورت مستقیم دریافت می­نمایند که تعداد آن­ها طبق اعلام کارگزینی شهرداری تبریز 678 نفر است. یکی از فرمول‌های معمول برای محاسبه حجم نمونه فرمول کوکران است: (n=(N×t2×p×q)÷(N×d2+ t2×p×q در فرمول فوق معمولاً؛ حداکثر اشتباه مجاز (d) معادل 05/0، ضریب اطمینان 95/0، 96/1=t و مقادیر p و q نیز هرکدام معادل 5/0 و حجم جامعه=N در نظر گرفته می‌شود. مقدار P برابر با 5/0 در نظر گرفته می‌شود. زیرا اگر 5/0=P باشد n حداکثر مقدار ممکن خود را پیدا می‌کند و این امر سبب می‌شود که نمونه به حد کافی بزرگ باشد(سرمد و همکاران، 1388). در این فرمول N مساوی 678 نفر که طبق فرمول کوکران­، تعداد نمونه مورد نیاز برای کارکنان 249 نفر می­باشد. شیوه نمونه­گیری از نوع روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی با توجه به چارت سازمانی و آمار کارکنان زن و مرد فعال در بخش­های اداری مختلف شهرداری تبریز می­باشد­.

در خصوص اعتبار پرسشنامه از مستندات پرسشنامه مسئولیت­پذیری اجتماعی مرادی به تعداد 35 گویه در چهار بعد قانونی­، اقتصادی و اخلاقی و نوع­دوستی استفاده و بهره­برداری شده است­. مرادی در مقاله­ی خویش در خصوص تاثیر جامعه­پذیری سازمانی بر مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شرکت نفت کرمانشاه بیان         می­دارند­: "به منظور بررسی قابلیت داده­ها جهت انجام تحلیل عاملی تاییدی­، از آزمون کفایت نمونه­برداری        ­(KMO) استفاده گردید که مقدار ماتریس 864/. است­. بنابر­این به حذف هیچ گویه­ای از این مجموعه لازم نیست­. "نامبرده هم­چنین از آزمون کفایت کرویت بارتلت نیز استفاده و اعلام داشته­اند­:"در سطح 95 درصد معنادار است­. جهت پایایی ابزار پژوهش از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده گردید، نتایج نشان می­دهد که طیف­ها از پایایی بالاتر از 75 درصد که در پژوهش­های اجتماعی مد نظر است برخوردارند­." علاوه بر استناد به پایایی مرادی­، مجدداً با تغییرات اندکی که در پرسشنامه­ی مسئولیت­پذیری با توجه به نوع محیط اداری شهرداری لحاظ گردید، پایایی با تکنیک آلفای کرونباخ در پرسشنامه­های توزیع شده در بین 35 نفر از کارکنان شهرداری بررسی و پایایی معادل 85 درصد ملاحظه گردید.

 

یافته­های توصیفی

بررسی­ها نشان می­دهد میانگین مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری کلان­شهر تبریز برای 249 نفر از نمونه برابر با عدد 135 می­باشد، هم­چنین ملاحظه می­شود 0/14 درصد از نمونه مورد مطالعه مجرد و 0/86 درصد متاهل می­باشند که بیشترین فراوانی مربوط به نمونه متاهل می­باشد. 7/17 درصد از نمونه مورد مطالعه زن و 3/82 درصد مرد می­باشند که بر اساس نمونه­گیری طبقه­ای تعداد کارکنان زن و مرد تعیین شده است­. میانگین سنی­کارکنان نمونه انتخاب شده 40 سال می­باشد و درآمد میانگین ماهیانه نمونه مورد مطالعه برابر 2416000 تومان با انحراف استاندارد 73171/3 به ­دست آمده است، به­ طوری­که حداقل درآمد ماهیانه­ی هرفرد نمونه مورد مطالعه 800 هزار تومان و حداکثر آن 4 میلیون تومان می­باشد. سطح تحصیلات 0 درصد از نمونه مورد مطالعه بی­سواد، 7/1 درصد ابتدایی، 6/4 درصد راهنمایی، 8/3 درصد متوسطه، 7/20 درصد دیپلم، 9/16 درصد فوق­دیپلم، 3/28 درصد لیسانس، 5/21 درصد فوق لیسانس، 1/2 درصد دکتری و 4/0 درصد حوزوی می­باشدکه بیشترین فراوانی مربوط به سطح تحصیلات لیسانس و کمترین فراوانی مربوط به سطح تحصیلات حوزوی می­باشد.

 

 

 

یافته­های تحلیلی

بر اساس اطلاعات به دست آمده در مطالعات پیمایشی، ملاحظه می­شود که مقدار ضریب همبستگی بین میزان همنشینی با دوستان با میزان مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری با سطح معنی­داری 023/0 p=به­ دست آمده است که این مقدار کمتر از سطح خطا (05/0) است و مشخص می­شود که آماره­ی آزمون در ناحیه­ی 1H قرار می­گیرد، بنابراین خلاف فرض صفر (­ادعای محقق) تایید می­شود. به عبارت دیگر فرضیه­ی پژوهشی این مقاله تحقیقی مبنی بر این­که «بین میزان همنشینی با دوستان با میزان مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری رابطه­ی معنی­دار و مستقیم وجود دارد» در سطح خطای 5%  تایید می­شود.

 

بحث و نتیجه­گیری

 مسئولیت­پذیری اجتماعی طبق تعاریف نظری بیشتر از دو بخش عمده ترکیب وظایف و تعهد اجتماعی مورد نظر اندیشمندان قرار گرفته است­. مسلماً عوامل­ اجتماعی متعددی­، احتمال رابطه­ معنی­داری با مسئولیت ­پذیری اجتماعی می­تواند داشته باشد. چنان­چه در مطالعات انجام یافته­ قبلی نیز برخی از این موارد بررسی شده و با نظریه­های موجود تبیین و تحلیل شده است­. در خصوص مسئولیت­پذیری اجتماعی نیز باید گفت که این متغیر را در چهار بعد­: قانونی­، اخلاقی­، اقتصادی و نوع­دوستی مورد سنجش قرار داده­ایم­.

رابطه­ی متغیر میزان همنشینی با دوستان با میزان مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان شهرداری تبریز معنی­دار می­باشد به عبارتی این متغیر جزء متغیرهای فعال جمعی اوقات فراغت می­باشد که با مسئولیت­پذیری اجتماعی رابطه دارد­که دراین خصوص می­توان استنباط و استدلال­کرد که با استفاده از نظریه دورکیم میزان همنشینی با دوستان نشانی از همبستگی اجتماعی و جامعه­پذیری در بین نمونه­ها می­باشد که مرادی نیز در نتیجه تحقیق خویش در این خصوص به رابطه­ معنی­دار بین جامعه­پذیری سازمانی با مسئولیت­پذیری اجتماعی در بین کارکنان شرکت نفت دست یافته بودند.

هم­چنین با توجه به چارچوب مطالعات نظری رابطه­ معنی­داری همنشینی دوستانه با مسئولیت­پذیری اجتماعی­، از منظر بیرهوف قابل تایید می­باشد­. بیرهوف معتقد است که مسئولیت اجتماعی دارای دو معنی است: معنای نخست به بسط توجه به دیگری و اطمینان از رفاه دیگران در زندگی جمعی اشاره کرد که وی این بخش را در ارتباط با همدلی می­بیند و در معنای دوم دست یافتن به اهداف فردی بدون در نظر گرفتن انتظارات به حق دیگران که وی آن را در ارتباط با احساس گناه می­داند­(بیرهوف­، 1387: 225). بیرهوف مسئولیت اجتماعی را برای جوامع کنونی عمدتاً با تقسیم کار بالا و پیچیدگی روابط مشخص نمی­شوند لازم دانسته و معتقد است که روابط افراد با یک­دیگر می­بایست با معیارهای اخلاق اجتماعی تنظیم گردد­. این امر از یک سو باعث می­شود تا ما در بسیاری رفتار و عملکردهای خویش که صرفاً ناظر به اهداف فردی و شخصی است تجدید ­نظر کنیم و نیز از سوی دیگر تا بسیاری از رفتارهای ما برای دیگران و بر عکس­، رفتار دیگران برای ما در موقعیت­های مختلف اجتماعی قابل پیش­بینی گردد­. پس رابطه­ دوستانه و همنشینی ناظر بر همدلی می­باشد که با مسئولیت­پذیری اجتماعی رابطه دارد.

رابطه­ معناداری همنشینی دوستانه با مسئولیت­پذیری اجتماعی هم­چنین با نظریه علمی زیمل نیز می­تواند قابل تبیین باشد به صورتی که هر چقدر ارتباط عاطفی دربین کارکنان در اثر همنشینی دوستانه افزایش یابد بر میزان فاصله اجتماعی تاثیر گذاشته و می­تواند با میزان مسئولیت­پذیری اجتماعی رابطه داشته باشد­.

مسئولیت‌پذیری اجتماعی از نگاه وبر یک خصیصه اخلاقی است که معطوف به اهداف جمعی است تا فردی. لذا به زعم او داشتن رفتار مسئولانه درقبال دیگران و توجه به مبانی ارزش‌های جمعی درجامعه نوین که در آن کنش‌ها هر چه بیشتر عقلانی و معطوف به اهداف شخصی شده است، بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد. در چنین جوامعی هر چه کنش­ها عاطفی و معطوف به ارزش­های اخلاقی و دوستانه باشد می­تواند فرد­گرایی را کاهش دهد که این کنش­ها بیشتر از طریق همنشینی دوستانه محقق خواهد گردید­.

 

پیشنهادها

- میزان مسئولیت­پذیری اجتماعی در بین کارکنان هر مجموعه­ای علی­الخصوص مجموعه­ی اداری نظیر شهرداری مسلماً از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و سطح این میزان می­تواند در رشد و توسعه­ی یک شهر و ساکنانش تاثیرگذار باشد لذا بررسی­عوامل مرتبط با آن برای بالابردن سطح میزان مسئولیت­- ­پذیری اجتماعی دارای اهمیت شایانی است که در این تحقیق نمونه­ای از این عوامل مورد سنجش قرار گرفت لازم است دیگر عواملی که به نوعی با مسئولیت­پذیری اجتماعی در بین افراد مرتبط است مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد.

- نتایج تحقیق نشان می­دهد همنشینی دوستانه در جنبه­ مثبت و حسن اخلاقی می­تواند در مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان رابطه علمی داشته باشد­. فلذا پیشنهاد می­گردد با برگزاری اردوهای مختلف گردشگری و تفریحی به صورت هدف­مند ارتباط دوستانه مدیران با ابواب جمعی خویش و ارتباط کارکنان با کارکنان تقویت گردد.

 

منابع

ابزری، م.­ (1386). مسئولیت اجتماعی و اخلاق کار در مدیریت کیفیت نوین. فرهنگ مدیریت. سال پنجم، شماره 15، صص 42- 5­.

آدلر­، ا. (1370). روان­شناسی فردی­. ترجمه­: ز، شرف­شاهی­. تهران­: انتشارات تصویر. چاپ دوم.

ارل، ب. (1385). روش­های تحقیق در علوم اجتماعی. ترجمه: ر، فاضل. تهران: نشر سمت. جلد اول.

ارون، ر. (1386). مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه­شناسی. ترجمه: ب، پرهان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی­. چاپ پنجم.

استونز­، ر. (1379). متفکران بزرگ جامعه­شناسی. ترجمه: م، میردامادی­. تهران: نشر مرکز. چاپ اول.

اسکویی، ص. (1389). بررسی نقش خانواده در مسئولیت­پذیری اجتماعی جوانان­. پایان­نامه دوره­ی کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

بوردیو، پ. (1379). تکوین تاریخی زیباشناسی ناب. فصلنامه­ی ارغنون. ترجمه: م، فرهاد­پور. شماره 17.

بوردیو، پ. (1381). نظریه کنش. ترجمه: م، مردی­ها. تهران­: انتشارات نقش نگار.

بیرهوف­، ه. (1387). رفتارهای اجتماعی مطلوب­. ترجمه: ر، صدقی­نژاد. تهران: نشر سمت.

تنهایی­، ح. (1389). درآمدی بر مکاتب و نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: انتشارات بهمن.

جنکینز، ر؛ و دیگری. (1385). ترجمه: ل، جوافشانی و دیگری. صص136- 135.

حساس یگانه، ی؛ و دیگری.­ (1393).­ مسئولیت اجتماعی شرکت­ها، سیر تکامل مفاهیم و تعاریف. حسابداررسمی. شماره (39) پیاپی 59.

ربانی­، ر؛ و دیگری. (1380). مبانی جامعه­شناسی. تهران­: آوای نور.

رضائیان­، ع. (1387). رفتار سازمانی (مفاهیم­، نظریه­ها و کاربردها). دانشگاه تهران: انتشارات دانشکده مدیریت. چاپ اول.

رضائی­راد؛ و همکاران. بررسی رابطه بین برنامه­های آموزشی ضمن خدمت با مسئولیت­پذیری کارکنان در حمایت از محیط زیست. دانشگاه مشهد، طرح پژوهشی.

رفعت­جاه­، م .(1387) .تاثیر موقعیت شغلی بر سبک زندگی زنان شاغل .فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات.                             صص 160- 139.

ریتزر، ج. (1374). نظریه­ی جامعه­شناسی دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. نشر علمی.

زاهدی­ اصل، جامعه‌شناسی فراغت. جزوه درسی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص9.

سازمان ملی جوانان، (1381). بررسی وضعیت اوقات فراغت جوانان.

سایت مجازی شهرداری تبریز- معاونت توسعه و برنامه­ریزی شهرداری کلان شهر تبریز.

ستوده­، ه. (1392). آسیب­شناسی اجتماعی (جامعه­شناسی انحرافات ). صص33-32­.

سمرقندیان­، ع. (1390). مدیریت اوقات فراغت­. سازمان فرهنگی و هنری شهرداری مشهد. مشهد: انتشارات بوی شهر بهشت.

 شریفیان، م؛ و دیگران. (1376). چگونگی پرداختن به فعالیت‌های فراغت بین نوجوانان و جوانان. تهران: دبیرخانه شورای عالی جوانان. ص3­.

فیاض، ا؛ و دیگری. (1392). دلالت­های تربیتی مسئولیت­پذیری اجتماعی در آموزه­های اسلام. مقاله ارائه شده به اولین همایش مجازی ره ­آوران آموزش.

کوزر­، ل؛ و دیگری. (1387). نظریه­های بنیادی جامعه­شناسی. فرهنگ ارشاد. تهران­: نشر نی. چاپ چهارم.

کوهستانی، ح؛ و دیگری. (­1378).  پژوهشی در اوقات فراغت و راه‌های بهره‌وری از آن. مشهد: انتشارات تیهو. ص 48­.

گودرزی، م؛ و دیگری. (1379). تحلیل میزان و نوع فعالیت­های فراغتی و ورزشی استادان دانشگاه تهران. مجله حرکت. شماره 4.

گیدنز­، آ. (1386). با همکاری کرن برد سال­، جامعه­شناسی.ترجمه­: ح، چاوشیان. تهران­: نشر نی­.

لومسدن، ل. (1380).­ بازاریابی گردشگری. ترجمه: م، ابراهیم گوهریان. تهران: نشر دفتر پژوهش­های فرهنگی.

مرادی، ف. (1392). بررسی شیوه­های تصمیم­گیری مدیران با مسئولیت­پذیری کارکنان، (مطالعه­ی موردی دانشگاه سمنان­). فصلنامه فرهنگ در دانشگاه اسلامی. سال دوم.

مرادی­، گ. (1392)­. بررسی تاثیر جامعه­پذیری سازمانی بر مسئولیت اجتماعی کارکنان، (مورد مطالعه شرکت نفت کرمانشاه ). مجله جامعه­شناسی کاربردی. دوره بیست و چهارم­، شماره سوم، صص 96-7.

مرتضوی­، س. (­1389). بررسی نقش تعدیل­گری متغیر اهمیت مسئولیت­ اجتماعی بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی و تعهد سازمانی. مجله علوم اجتماعی. دانشگاه فردوسی مشهد. صص 217 - 193­.

مهرآئین، م. (1389). حوزه­های تخصصی جامعه­شناسی. تهران: انتشارات جامعه­شناسان­.

نریمان­زاده­. (1391). بررسی رابطه بین سبک زندگی دبیران با میزان مسئولیت­پذیری آنان در شهرستان ملکان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد­، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.

نصیری­پور و همکاران. (­1391). رابطه بین ارائه تسهیلات رفاهی با مسئولیت­پذیری کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی نور. مجله سلامت و بهداشت. شماره سوم­، صص 37- 28.

Cardebat, J and et al. (2010). What corporate social responsibility reporting  adds to financial return? Journal of Economics and International finance. P.p:   20-27.

Carroll, A. B. (1979). A three dimensional model of corporate social performance.  Academy of Management Review. P.p: 497-505.

Carroll, A. B. (1991). The pyramid of corporate social responsibility: toward the moral management of organizational stakeholders. Business Horizons. (Jul - Aug), P.p: 39-48.

Carroll, A. B. (1998). The four faces of corporate citizenship. Business and Society Review. P.p: 1-7.

Carroll, A. B. (1999). Corporate social responsibility - evolution of a definitional construct. Business & Society. P.p: 268-295.

Fleming, M. (2002). what is safety culture? Rail Way safety ever green.

Friedman, M. (1970). The Social Responsibility of Business Is to Increase Its Profits. The New York, Times Magazine.

John srud, Pk. (2002). Faculty members moral and their intention to leave. Journal Vov  zooz. 10(9):136.

Markman, K. D Tettlok, P. E. (2000). Accountability and close call counterfactuals, The loser who nearly won and the winner who nearly lost, Personality and Social.

Rawls, J. (1971). A Theory of Justice, Cambridge, Mass: Harvard University Press. Psychology Bulletin. 26, P.p:1213-1214.

Schuyt, T. Smit, J. Bekkers, B. Constructing a Philanthropy-scale: Social  Responsibility and Philanthropy, Vrije Universiteit, Department of   Philanthropy, Faculty of Social Sciences, Amsterdam, the Netherlands.

Walker, W. J. (2009). Predicting two types of proactive socialization tactics: the  roles of context, experience, and age, A Dissertation Presented to the Academic Faculty, in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree Doctor of Philosophy in the College of Management, Georgia Institute of technology.

Wentzel, K. R. (1991). "Social Competence at School: Relationn between Social Responsibility and Academic Achievement". Reviewed Educational  Research. V. 61, P.p: 1-24.

 

 



[1]. دانش­آموخته کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز  ­_ ایران.

[2]­. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز  _ ایران.  

ابزری، م.­ (1386). مسئولیت اجتماعی و اخلاق کار در مدیریت کیفیت نوین. فرهنگ مدیریت. سال پنجم، شماره 15، صص 42- 5­.

آدلر­، ا. (1370). روان­شناسی فردی­. ترجمه­: ز، شرف­شاهی­. تهران­: انتشارات تصویر. چاپ دوم.

ارل، ب. (1385). روش­های تحقیق در علوم اجتماعی. ترجمه: ر، فاضل. تهران: نشر سمت. جلد اول.

ارون، ر. (1386). مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه­شناسی. ترجمه: ب، پرهان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی­. چاپ پنجم.

استونز­، ر. (1379). متفکران بزرگ جامعه­شناسی. ترجمه: م، میردامادی­. تهران: نشر مرکز. چاپ اول.

اسکویی، ص. (1389). بررسی نقش خانواده در مسئولیت­پذیری اجتماعی جوانان­. پایان­نامه دوره­ی کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

بوردیو، پ. (1379). تکوین تاریخی زیباشناسی ناب. فصلنامه­ی ارغنون. ترجمه: م، فرهاد­پور. شماره 17.

بوردیو، پ. (1381). نظریه کنش. ترجمه: م، مردی­ها. تهران­: انتشارات نقش نگار.

بیرهوف­، ه. (1387). رفتارهای اجتماعی مطلوب­. ترجمه: ر، صدقی­نژاد. تهران: نشر سمت.

تنهایی­، ح. (1389). درآمدی بر مکاتب و نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: انتشارات بهمن.

جنکینز، ر؛ و دیگری. (1385). ترجمه: ل، جوافشانی و دیگری. صص136- 135.

حساس یگانه، ی؛ و دیگری.­ (1393).­ مسئولیت اجتماعی شرکت­ها، سیر تکامل مفاهیم و تعاریف. حسابداررسمی. شماره (39) پیاپی 59.

ربانی­، ر؛ و دیگری. (1380). مبانی جامعه­شناسی. تهران­: آوای نور.

رضائیان­، ع. (1387). رفتار سازمانی (مفاهیم­، نظریه­ها و کاربردها). دانشگاه تهران: انتشارات دانشکده مدیریت. چاپ اول.

رضائی­راد؛ و همکاران. بررسی رابطه بین برنامه­های آموزشی ضمن خدمت با مسئولیت­پذیری کارکنان در حمایت از محیط زیست. دانشگاه مشهد، طرح پژوهشی.

رفعت­جاه­، م .(1387) .تاثیر موقعیت شغلی بر سبک زندگی زنان شاغل .فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات.                             صص 160- 139.

ریتزر، ج. (1374). نظریه­ی جامعه­شناسی دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. نشر علمی.

زاهدی­ اصل، جامعه‌شناسی فراغت. جزوه درسی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص9.

سازمان ملی جوانان، (1381). بررسی وضعیت اوقات فراغت جوانان.

سایت مجازی شهرداری تبریز- معاونت توسعه و برنامه­ریزی شهرداری کلان شهر تبریز.

ستوده­، ه. (1392). آسیب­شناسی اجتماعی (جامعه­شناسی انحرافات ). صص33-32­.

سمرقندیان­، ع. (1390). مدیریت اوقات فراغت­. سازمان فرهنگی و هنری شهرداری مشهد. مشهد: انتشارات بوی شهر بهشت.

 شریفیان، م؛ و دیگران. (1376). چگونگی پرداختن به فعالیت‌های فراغت بین نوجوانان و جوانان. تهران: دبیرخانه شورای عالی جوانان. ص3­.

فیاض، ا؛ و دیگری. (1392). دلالت­های تربیتی مسئولیت­پذیری اجتماعی در آموزه­های اسلام. مقاله ارائه شده به اولین همایش مجازی ره ­آوران آموزش.

کوزر­، ل؛ و دیگری. (1387). نظریه­های بنیادی جامعه­شناسی. فرهنگ ارشاد. تهران­: نشر نی. چاپ چهارم.

کوهستانی، ح؛ و دیگری. (­1378).  پژوهشی در اوقات فراغت و راه‌های بهره‌وری از آن. مشهد: انتشارات تیهو. ص 48­.

گودرزی، م؛ و دیگری. (1379). تحلیل میزان و نوع فعالیت­های فراغتی و ورزشی استادان دانشگاه تهران. مجله حرکت. شماره 4.

گیدنز­، آ. (1386). با همکاری کرن برد سال­، جامعه­شناسی.ترجمه­: ح، چاوشیان. تهران­: نشر نی­.

لومسدن، ل. (1380).­ بازاریابی گردشگری. ترجمه: م، ابراهیم گوهریان. تهران: نشر دفتر پژوهش­های فرهنگی.

مرادی، ف. (1392). بررسی شیوه­های تصمیم­گیری مدیران با مسئولیت­پذیری کارکنان، (مطالعه­ی موردی دانشگاه سمنان­). فصلنامه فرهنگ در دانشگاه اسلامی. سال دوم.

مرادی­، گ. (1392)­. بررسی تاثیر جامعه­پذیری سازمانی بر مسئولیت اجتماعی کارکنان، (مورد مطالعه شرکت نفت کرمانشاه ). مجله جامعه­شناسی کاربردی. دوره بیست و چهارم­، شماره سوم، صص 96-7.

مرتضوی­، س. (­1389). بررسی نقش تعدیل­گری متغیر اهمیت مسئولیت­ اجتماعی بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی و تعهد سازمانی. مجله علوم اجتماعی. دانشگاه فردوسی مشهد. صص 217 - 193­.

مهرآئین، م. (1389). حوزه­های تخصصی جامعه­شناسی. تهران: انتشارات جامعه­شناسان­.

نریمان­زاده­. (1391). بررسی رابطه بین سبک زندگی دبیران با میزان مسئولیت­پذیری آنان در شهرستان ملکان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد­، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.

نصیری­پور و همکاران. (­1391). رابطه بین ارائه تسهیلات رفاهی با مسئولیت­پذیری کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی نور. مجله سلامت و بهداشت. شماره سوم­، صص 37- 28.

Cardebat, J and et al. (2010). What corporate social responsibility reporting  adds to financial return? Journal of Economics and International finance. P.p:   20-27.

Carroll, A. B. (1979). A three dimensional model of corporate social performance.  Academy of Management Review. P.p: 497-505.

Carroll, A. B. (1991). The pyramid of corporate social responsibility: toward the moral management of organizational stakeholders. Business Horizons. (Jul - Aug), P.p: 39-48.

Carroll, A. B. (1998). The four faces of corporate citizenship. Business and Society Review. P.p: 1-7.

Carroll, A. B. (1999). Corporate social responsibility - evolution of a definitional construct. Business & Society. P.p: 268-295.

Fleming, M. (2002). what is safety culture? Rail Way safety ever green.

Friedman, M. (1970). The Social Responsibility of Business Is to Increase Its Profits. The New York, Times Magazine.

John srud, Pk. (2002). Faculty members moral and their intention to leave. Journal Vov  zooz. 10(9):136.

Markman, K. D Tettlok, P. E. (2000). Accountability and close call counterfactuals, The loser who nearly won and the winner who nearly lost, Personality and Social.

Rawls, J. (1971). A Theory of Justice, Cambridge, Mass: Harvard University Press. Psychology Bulletin. 26, P.p:1213-1214.

Schuyt, T. Smit, J. Bekkers, B. Constructing a Philanthropy-scale: Social  Responsibility and Philanthropy, Vrije Universiteit, Department of   Philanthropy, Faculty of Social Sciences, Amsterdam, the Netherlands.

Walker, W. J. (2009). Predicting two types of proactive socialization tactics: the  roles of context, experience, and age, A Dissertation Presented to the Academic Faculty, in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree Doctor of Philosophy in the College of Management, Georgia Institute of technology.

Wentzel, K. R. (1991). "Social Competence at School: Relationn between Social Responsibility and Academic Achievement". Reviewed Educational  Research. V. 61, P.p: 1-24.