نقش اجتماعی هیات مدیره در محافظه‌کاری حسابداری شرکت‌های پذیرفته ‌شده در بورس اوراق بهادار تهران

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته‌ کارشناسی‌ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال- ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرند، گروه حسابداری؛ مرند- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

محافظه­کاری به عنوان یکی از اصول کاربردی در تدوین استانداردهای حسابداری پدیدار شده است. حسابداران در شناسایی سود و زیان تمایل دارند که درجه تایید اخبار خوب (سود) نسبت به درجه تایید اخبار بد (زیان) زیادتر باشد. بر این اساس محافظه­کاری مخلوق عدم تقارن در تایید وضعیت سود و زیان است. در این تحقیق، تجزیه و تحلیل جامعی روی، بررسی تاثیر اهرم مالی و ترکیب هیات مدیره در محافظه­کاری حسابداری در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام گرفت. ترکیب هیات مدیره با استفاده از معیارهای استقلال اعضای هیات مدیره، تعداد اعضای هیات مدیره و دوگانگی وظیفه مدیرعامل سنجش شده است. هم­چنین برای سنجش محافظه­کاری و بررسی تاثیر متغیرهای مستقل بر آن از مدل تعدیل شده باسو توسط خان و واتز­(2007) استفاده شد. در این تحقیق اثرات سه متغیر اعم از اندازه شرکت، اهرم مالی و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه که انتظار می­رفت بر روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته اثرگذار باشد کنترل گردید. جامعه مورد مطالعه شامل 72 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران می­باشد. قلمرو زمانی تحقیق شامل یک دوره پنج ساله بر اساس صورت­های مالی سال­های 1389_ 1385 شرکت­های مورد مطالعه است. جهت آزمون فرضیات از آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است. در کل نتایج تحقیق حاکی از وجود رابطه­ی منفی و معنی­دار بین استقلال اعضای هیات مدیره و محافظه­کاری می­باشد ولی بین دوگانگی وظیفه مدیرعامل و تعداد اعضای هیات مدیره با محافظه­کاری رابطه­ی معنی­دار مشاهده نگردید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Social role of Board of Directors on Accounting Conservatism of Companies Listed in Tehran Stock Exchange

نویسندگان [English]

  • Mohammad Amin Hakimi 1
  • Heydar Mohammadzadeh Salteh 2
چکیده [English]

Conservatism has emerged as one of the practical principles in the development of accounting standards. In recognizing profits and losses, accountants desire more validity for good news (profits) than for bad news (losses). Accordingly, conservatism is the product of asymmetry in the income statement verification. In this research, a comprehensive investigation is conducted on the impact of financial leverage and the composition of the board of directors (the board) on accounting conservatism in firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE). Board combination was examined using board independence criteria, board size, and CEO duality. Moreover, to measure conservatism and the effects of independent variables on it, Basu’s model (Default-Adjusted-Basu) modified by Khan and Watts (2007) was used. In this research, the impacts of variables which were expected to have an influence on the relationship between independent and dependent variables, namely firm size, financial leverage, and the price/book ratio, were controlled. A number of 72 firms listed on the TSE constituted the population of the study and were studied based on their financial statements for the period 2006-2010. To test the hypotheses, correlation test and multivariate regression analysis were used. In general, the results are indicative of a significant relationship between board independence and accounting conservatism but there is no significant relationship between CEO duality and board size with conservatism.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Board Independence
  • Board Size
  • CEO Duality
  • Accounting Conservatism

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و سوم، تابستان 1393

ص ص 146- 131 

 

 

 

 

 

نقش اجتماعی هیات مدیره درمحافظه­کاری حسابداری شرکت­های
 پذیرفته­شده در بورس اوراق بهادار تهران

محمد امین حکیمی[1]

دکتر حیدر محمد­زاده سالطه[2]

تاریخ دریافت مقاله:22/9/1394       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:13/12/1394

چکیده

محافظه­کاری به عنوان یکی از اصول کاربردی در تدوین استانداردهای حسابداری پدیدار شده است. حسابداران در شناسایی سود و زیان تمایل دارند که درجه تایید اخبار خوب (سود) نسبت به درجه تایید اخبار بد (زیان) زیادتر باشد. بر این اساس محافظه­کاری مخلوق عدم تقارن در تایید وضعیت سود و زیان است. در این تحقیق، تجزیه و تحلیل جامعی روی، بررسی تاثیر اهرم مالی و ترکیب هیات مدیره در محافظه­کاری حسابداری در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام گرفت. ترکیب هیات مدیره با استفاده از معیارهای استقلال اعضای هیات مدیره، تعداد اعضای هیات مدیره و دوگانگی وظیفه مدیرعامل سنجش شده است. هم­چنین برای سنجش محافظه­کاری و بررسی تاثیر متغیرهای مستقل بر آن از مدل تعدیل شده باسو توسط خان و واتز­(2007) استفاده شد. در این تحقیق اثرات سه متغیر اعم از اندازه شرکت، اهرم مالی و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه که انتظار می­رفت بر روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته اثرگذار باشد کنترل گردید. جامعه مورد مطالعه شامل 72 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران می­باشد. قلمرو زمانی تحقیق شامل یک دوره پنج ساله بر اساس صورت­های مالی سال­های 1389_ 1385 شرکت­های مورد مطالعه است. جهت آزمون فرضیات از آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است. در کل نتایج تحقیق حاکی از وجود رابطه­ی منفی و معنی­دار بین استقلال اعضای هیات مدیره و محافظه­کاری می­باشد ولی بین دوگانگی وظیفه مدیرعامل و تعداد اعضای هیات مدیره با محافظه­کاری رابطه­ی معنی­دار مشاهده نگردید.

واژگانکلیدی:استقلال اعضای هیات مدیره، تعداد اعضای هیات مدیره، دوگانگی وظیفه مدیرعامل و محافظه­کاری حسابداری.

 

مقدمه

تشکیل شرکت­های بزرگ و به دنبال آن، مسائل مربوط به تفکیک مالکیت از مدیریت و پیامدهای خوشایند و ناخوشایند آن در اواخر سده­ی نوزدهم و اوایل دهه­ی بیستم در سطح جهانی مطرح شد. اما موضوع حاکمیت شرکتی به شکل کنونی، ابتدا در دهه­ی 1990 در انگلستان، امریکا و کانادا و در پاسخ به مشکلات مربوط به کارایی هیات مدیره­ی شرکت­های بزرگ مطرح گردید. پس از اندک مدتی،  بحران­های مالی سال­های اخیر منجر به تاکید بیشتری به برقراری مکانیزم­­های حاکمیت شرکتی در این کشورها و سایر کشورهای دنیا شده است. نیاز به حاکمیت شرکتی ناشی از تضاد منافعی است که بین مشارکت­کنندگان در شرکت وجود دارد. مدیران مالی همواره درگیر اتخاذ تصمیم در ارتباط با تامین مالی با نگرش تحلیل هزینه منفعت هر روش و نیز تطبیق نرخ بازده سرمایه­­گذاری­ها و نرخ بهره­ی پرداختی می­باشند. این پدیده به علت ظهور پارادایم نمایندگی و هم­چنین تغییرات بازده و ریسک ناشی از عملکرد تامین مالی شرکت­ها، یکی از چالش برانگیزترین مباحث حوزه­ی بازارهای تامین سرمایه­ی است.

عوامل موثر بر نگرش مدیران مالی در ارتباط با منابع و مصارف سرمایه، چرایی و چگونگی انتخاب منبعی خاص را با توجه به مقتضیات محیط بیرون و نیز پدیده­های غالب درون شرکتی تعیین می­کند. در این خصوص محافظه­کاری یکی از ویژگی­های گزارشگری مالی است که در قالب یک میثاق محدود کننده در چارچوب اصول و مفاهیم حسابداری ایفاگر نقش مهمی در محدود کردن رفتارهای خوش­بینانه­ی مدیران در جایگاه تهیه­کنندگان اطلاعات و اِعمال برآوردی از حداقل عایدات توسط سرمایه­گذاران و اعتبار­دهندگان در جایگاه مهم­ترین استفاده­ کنندگان است. تحقیقاتی که درباره­ محافظه­کاری انجام گرفته است، مؤید اهمیت نقش این میثاق­حسابداری در زمینه­های مختلفی ازقبیل برطرف­کردن مسائل برخاسته از نمایندگی، بی­اثر ساختن مسائل ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی بین استفاده­کنندگان آگاه و ناآگاه، احقاق حقوق ذی­نفعان عمده، تاثیر مثبت بر کاهش هزینه­های استقراض و هزینه­های ­سرمایه، نقش بازدارندگی در قبال وقوع رسوایی­های مالی و هم­چنین نقش انکارناپذیر آن در مبحث حاکمیت شرکتی  است. ساختار سرمایه­ از ترکیب بهینه بدهی و حقوق صاحبان سهام برای تامین منابع مالی مورد نیاز شرکت­ها تعیین می­گردد. این سازوکار باید به گونه­ای ترسیم گردد که بتواند غایت همه­ی شرکت­ها را که همان حدّاکثر­­-سازی ارزش است، خلق کند. اما پیگیری هدف مذکور هرچند که در نظر اول ساده و دلپسند می­آید؛ اما این هدف نمی­تواند رهنمودی کاربردی و مفید واقع گردد. در واقع مساله­ اصلی این است که مدیران مالی چگونه این کار را انجام دهند. علی­رغم این، در شرایط تحول­پذیر امروزی شرکتی می­تواند صاحبان اصلی خود (سهامداران) را از سود بیشتر برخوردار کندکه بتواند به بهترین طریق ممکن از عهده­ مدیریت سرمایه (تهیه و مصارف سرمایه­) برآید. تحقق این مهم، مدیران مالی را مجاب می­کند که با توجه به پارامترهای کمی موجود در صورت­های مالی به خصوص سودآوری، نقدینگی، فروش، سود عملیاتی و فرصت­های رشد آتی و نیز متغیرهای­کیفی حاکم برعملکرد شرکت­ها ازجمله نوع صنعت، دیدگاه عمومی و ترکیب مالکیت، بتوانند بهترین ترکیب بهینه­ سرمایه را خلق کنند. بنابراین ضرورت انجام یک پژوهش گسترده در زمینه­ بسط مبانی نظری و عملی کاربرد میثاق حسابداری محافظه­کاری و بررسی رابطه­آن باترکیب اعضای هیات مدیره وساختارسرمایه ضروری به نظر می­رسد. هدف این تحقیق  بررسی نقش اجتماعی هیات مدیره برمحافظه­کاری حسابداری شرکت­های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران می­باشد.

 

پیشینه تحقیق

نتایج تحقیق روزلیندا­(2009) بیانگر رابطه ضعیف نظام راهبری شرکتی با افزایش محافظه­کاری در صورت­های مالی می­باشد. وی دریافت که استقلال کمیته حسابرسی و اندازه هیات مدیره هیچ­گونه تاثیری بر افزایش محافظه­کاری در صورت­های مالی ندارد. استفاده از 5 حسابرس مستقل بزرگ نیز تاثیر کمی بر افزایش محافظه­کاری داشته است. تفکیک وظایف رئیس هیات مدیره از مدیرعامل و میزان استقلال هیات مدیره تاثیر محدودی بر محافظه­کاری داشته است.

ووچان­چی و دیگران­(2009) نیز دریافتندکه نسبت بالاتر سهام دردست سهام­داران نهادی منجر به کاهش تقاضا برای محافظه­کاری گردیده و ازسویی دیگر تفکیک ریاست هیات مدیره از مدیرعامل باعث کاهش تقاضا برای محافظه­کاری می­گردد.

لیم  (2009) در تحقیقی تحت عنوان « بررسی رابطه­ی محافظه­کاری حسابداری با حاکمیت شرکتی» به این نتیجه رسید که یک ارتباط مثبت بین میزان مدیران مستقل در هیات مدیره و محافظه­کاری حسابداری وجود دارد. هم­چنین در هیچ یک از مدل­های سنجش محافظه­کاری ارتباطی بین اندازه­ی هیات مدیره و میزان مدیران مستقل در کمیته­ی حسابرسی با محافظه­کاری حسابداری وجود ندارد.

مرادزاده فرد و همکاران­(1390)، در تحقیقی به بررسی ارتباط بین ساز و کارهای راهبری شرکتی و محافظه­کاری حسابداری در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. یافته­­های این تحقیق در خصوص ارتباط بین محافظه­کاری و نظام راهبر­ی شرکتی بیانگر وجود رابطه مثبت بین درصد مالکیت نهادی سهام و درصد اعضای غیر­موظف هیات مدیره و رابطه منفی بین تفکیک وظایف رئیس هیات مدیره از مدیرعامل با محافظه­کاری در شرکت­های بورس اوراق بهادار تهران بوده است. ضمن این­که بین محافظه­کاری و وجود حسابرسی داخلی در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ای مشاهده نگردید. هم­چنین بین اهرم مالی به عنوان متغیر کنترل و محافظه­کاری رابطه منفی معنی­دار وجود دارد. نتیجه کلی تحقیق، تاییدکننده دیدگاه مکمل در خصوص ارتباط بین محافظه­کاری و مکانیزیم­های راهبری شرکتی می­باشد.

رحمانی و همکاران­(1390)، در تحقیقی به بررسی اثر ساختار مالکیت اصلی بر محافظه­کاری در سود پرداختند. به طور کلی نتایج تحقیق بیانگر رابطه منفی بین میزان مالکیت سهام­دار کنترل­کننده و سطح محافظه­کاری در سود است. این نتیجه با کاهش سطح قراردادهای برون سازمانی سازگار است. به علاوه، بین این انحراف با محافظه­کاری در سود رابطه منفی به دست آمد. زمانی که این تفاوت افزایش می­یابد، شرکت با هزینه­های زیادتر قراردادهای برون سازمانی رو­به­رو می­شود. هم­چنین بین اهرم مالی به عنوان متغیر کنترل و محافظه­کاری رابطه منفی معنی­دار وجود دارد.

حساس­یگانه و شهریاری­(1389) در تحقیقی به بررسی رابطه بین تمرکز مالکیت و محافظه­کاری پرداختند. برای بررسی این رابطه، از مدل رگرسیون استفاده شده است. آن­ها بر اساس اطلاعات مالی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی1385-1381­(285 سال- شرکت) به این نتیجه رسیدند که با در نظر گرفتن متغیرهای کنترلی، از قبیل: اندازه، رشد، اهرم مالی و ... رابطه منفی معناداری میان تمرکز مالکیت و محافظه­کاری وجود دارد. این نتیجه­گیری مطابق با فرضیات منافع شخصی و اتحاد استراتژیک و ناهماهنگ با فرضیه نظارت فعال است. هم­چنین در این تحقیق رابطه معناداری بین اهرم مالی با محافظه­کاری مشاهده نشد.

کرمی و همکاران­(1389) به بررسی تاثیر ساز­و­کارهای نظام راهبری شرکت بر میزان محافظه­کاری در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. یافته­ها بیانگر وجود رابطه مثبت بین درصد مالکیت اعضای هیات مدیره و سرمایه­گذاران نهادی با محافظه­کاری و رابطه منفی بین نسبت اعضای غیر­موظف هیات مدیره و محافظه­کاری است.

محمودزاده و همکاران­(1388) در تحقیقی به بررسی رابطه بین برخی مکانیزم­های حاکمیت شرکتی و محافظه­کاری در گزارشگری مالی پرداختند. در این مقاله، محافظه­کاری با استفاده از 2 مدلِ باسو­(1997) و رویچوداری و واتز­(2006) اندازه­گیری شده و مالکیت سهام­داران نهادی، تمرکز مالکیت و استقلال اعضای هیات مدیره به عنوان مکانیزم­های حاکمیت شرکتی در نظر گرفته شده است. نتایج بیانگر عدم وجود رابطه بین مکانیزم­های حاکمیت شرکتی و محافظه­کاری در گزارشگری مالی است. البته در این تحقیق آثار برخی متغیرهای کنترلی نیز در نظر گرفته شده است. مانند اهرم مالی که رابطه­ای منفی و معنی­دار با محافظه­کاری دارد.

 

فرضیه‌های تحقیق

این تحقیق شامل سه فرضیه به ترتیب ذیل می­باشد:

1. میزان استقلال هیات مدیره بر محافظه‌کاری در گزارشگری مالی تاثیر دارد.

2. تعداد اعضای هیات مدیره بر محافظه­کاری در گزارشگری مالی تاثیر دارد.

3. دوگانگی وظیفه مدیرعامل بر محافظه‌کاری در گزارشگری مالی تاثیر دارد.

 

 

 

روش و قلمرو تحقیق

با توجه به این­که این تحقیق به دنبال بررسی نقش اجتماعی هیات مدیره در محافظه­کاری حسابداری است، لذا روش تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی و از نوع علی پس رویدادی بوده و با توجه به این­که می­تواند مورد استفاده طیف وسیعی از استفاده­کننده­گان اطلاعات مالی قرار گیرد از نوع کاربردی است.

 

قلمرو زمانی تحقیق

قلمرو زمانی تحقیق شامل یک دوره زمانی پنج ساله بر اساس صورت­های مالی سال­های 1389-1385شرکت­های مورد مطالعه می­باشد.

 

قلمرو مکانی تحقیق

قلمرو مکانی تحقیق شامل بورس اوراق بهادار تهران می­باشد.

 

جامعه و نمونه آماری تحقیق

با توجه به طول دوره مورد بررسی، نمونه­ها باید به نحوی انتخاب شوند که در این مدت، بازار فعال داشته باشند تا امکان آزمون فرضیه­ها فراهم شود. بدین منظور طرح زیر برای انتخاب نمونه­ها به کار گرفته شده است:

1. شرکت از ابتدای سال 1389- 1385 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشد.

2. سال مالی شرکت به 29 اسفند ختم شود و شرکت در دوره­ی مورد مطالعه، سال مالی خود را تغییر نداده باشد.

3. جزء بانک­ها و موسسات مالی (شرکت­های سرمایه‌گذاری، واسطه‌گری مالی، شرکت­های هلدینگ، بانک­ها و لیزینگ‌ها) نباشد.

4. اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه­ی متغیرهای تحقیق در سال­های مورد بررسی در دسترس باشد.

5. شرکت­ها جزء شرکت­های فعال بورس بوده و یا حداقل در روزهای مورد بررسی فعال باشند.

با توجه به محدودیت­های ذکر شده، تعداد 360 مشاهده برای هر متغیر که مربوط به 72 شرکت        می­باشند، به عنوان نمونه تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند.

محدودیت­های انتخاب نمونه به شرح زیر اعمال شده­اند:

 

 

 

جدول شماره (1)­: نحوه انتخاب شرکت­های نمونه

شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تا پایان سال 89

342

شرکت­های واسطه­گری مالی و بیمه­ای و بانک­ها

44

شرکت­هایی که پایان سال مالی آن­ها منتهی به اسفند ماه نیست

117

شرکت­هایی که بیش از شش ماه وقفه عملیاتی داشتند.

36

شرکت­هایی که اطلاعات آن­ها در دسترس نیست  و یا از بورس حذف شده­اند.

73

شرکت­های باقی­مانده در نمونه آماری تحقیق

72

 

 تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق و نحوه اندازه­گیری آن­ها

متغیرهای مستقل: ترکیب هیات ­مدیره  شامل معیارهای زیر می­باشد:

   1. استقلال اعضای هیات مدیره (BoardInd)

در تحقیق حاضر از نسبت مدیران غیر­موظف هیات مدیره به کل اعضاء برای سنجش میزان استقلال اعضای هیات مدیره استفاده شده است.

2. تعداد اعضای هیات مدیره (BSize)

این متغیر نشان­دهنده نسبت اعضا غیر­موظف هیات مدیره به کل اعضای هیات مدیره می‌باشد.

3. دوگانگی وظیفه مدیرعامل (CEO)

یک وظیفه عمده هیات مدیره نظارت بر عملکرد مدیریت می‌باشد. بر اساس تئوری نمایندگی، استقلال هیات مدیره از مدیریت، رئیس هیات مدیره و بالاترین مقام اجرایی نباید شخص واحدی باشند. عدم انتخاب یک نفر در دو سمت (NON-Duality) یک متغیر تصنعی است که ارزش یک زمانی به آن تعلق می‌گیرد که دو شخص متفاوت سمت‌های ریاست هیات مدیره و مدیریت عامل را به عهده بگیرند هر دو آن­ها جزء سهامداران عمده نیز نباشند. برای کمی کردن این متغیر از متغیر‌های اسمی (0 و 1) استفاده گردید.

 

متغیر وابسته: محافظه­کاری حسابداری

در تحقیق حاضر از یک مدل رگرسیون چند­متغیره که الهام گرفته از مدل باسو­(1997) و مدل تعدیل شده­ی باسو که توسط رویچوداری و واتز­(2006) مطرح گردیده برای بررسی رابطه­ی ترکیب هیات مدیره و محافظه­کاری استفاده شده است. شرح هر یک از مدل­ها به صورت زیر می­باشد:

مدل باسو: تمایل به سرعت بخشیدن در شناسایی زیان­ها و به تعویق انداختن شناسایی سود­ها معرف محافظه­کاری از دیدگاه سود و زیانی است و بر همین اساس باسو در سال 1997 میلادی معیار عدم تقارن زمانی سود را معرفی نمود. مدل باسو به صورت زیر است:

                                         

Ei,t= سود قبل از اقلام غیر­مترقبه­ی شرکت i در سال t

Pi,t-1= ارزش بازار سرمایه­ی شرکت i در ابتدای سال t

Ri,t= بازده سالانه­ی سهام شرکت i در سال t

Di,t= یک متغیر مجازی 0 و 1 که اگر R≤0باشد مقدار آن برابر یک و در غیر این صورت، صفر منظور می­شود.

β= پاسخ و واکنش سود به بازده مثبت را اندازه­گیری می­کند.

3β+β2= پاسخ و واکنش سود به بازده منفی را اندازه­گیری می­کند.

محافظه­کاری یعنیβ2 < 3 β+ β2به عبارت دیگر 0< 3β باشد.

مدل تعدیل شده­ی باسو: مدل باسو در تحقیقات زیادی مورد آزمون و سنجش قرار گرفت که نتایج آن حاکی از وجود رابطه­ی منفی بین این معیار با نسبت M/B (یک معیار قدیمی و شناخته شده برای محافظه­کاری) بود، از این رو نتایج مذکور منجر به زیر سوال رفتن اعتبار مدل باسو شد. پس از انتقاداتی که نسبت به معیار باسو وارد آمد رویچوداری و واتز در سال 2006 میلادی طی تحقیق تجربی خود نشان دادند که اگر دوره­ی برآورد عدم تقارن زمانی سود از یک دوره به چند دوره افزایش یابد رابطه­ی بین معیار عدم تقارن زمانی سود و نسبت M/B در پایان آن دوره­ی طولانی مثبت خواهد شد. بنابراین نتایج تحقیق رویچوداری و واتز­(2006) منجر شد که معیار باسو به صورت عدم تقارن زمانی سود چند دوره­ای تعدیل شود. در این تحقیق نیز با استفاده از مدل زیر که بر­گرفته از معیار عدم تقارن زمانی سود یک دورای (مدل باسو) و معیار عدم تقارن زمانی چند دوره­ای (مدل رویچوداری و واتز) است، رابطه­ی بین اهرم مالی و ترکیب هیات مدیره در محافظه­کاری مورد بررسی قرار می­گیرد.

 

در مدل فوق:

Attribkt= به ترتیب در فرضیه­ی k ام (دوم، سوم و چهارم) معادل میزان استقلال اعضای هیات مدیره، تعداد اعضای هیات مدیره و دوگانگی وظیفه مدیرعامل شرکت در سال t است.

MBt= متغیر کنترلی نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه­ی شرکت در سال t

Levt = متغیر کنترلی اهرم شرکت در سال t

Sizet= متغیر کنترلی اندازه­ی شرکت در سال t

در مدل فوق به ترتیب در فرضیه­های دوم، سوم و چهار (­معادل میزان استقلال اعضای هیات مدیره، تعداد اعضای  kام) هیات مدیره و دوگانگی وظیفه مدیرعامل شرکت در سال t است.

MBt = متغیر کنترلی نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه­ی شرکت در سالt

Levt = متغیر کنترلی اهرم شرکت در سالt

 Size= متغیر کنترلی اندازه­ی شرکت در سال t


جدول شماره (2)­: یافته­های توصیفی

ارزش

متوسط

میانه

مد

انحراف معیار

ماکزیمم

مینیمم

360

0/45

0/40

0/60

0/29

0/00

1/00

360

5/03

5/00

5/00

0/23

5/00

7/00

360

0/62

0/63

0/55

0/16

0/15

1/08

360

3/60

2/50

1/62

3/44

0/33

27/25

360

11/81

11/70

12/00

0/71

7/21

13/86

360

0/19

0/18

-1/29

0/18

-1/29

0/68

360

15/58

7/15

-8/50

8/21

-63/60

297/20

 

 

                    جدول شماره (3)­: آمار توصیفی متغیر  Board Ind

ارزش

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی

داده­های صحیح

درصد تجمعی

0

65

18/1

18/1

18/1

0/14

4

1/1

1/1

19/2

0/2

37

10/3

10/3

29/4

0/4

79

21/9

21/9

51/4

0/6

96

26/7

26/7

78/1

0/8

64

17/8

17/8

95/8

1

15

4/2

4/2

100

جمع

360

100

100

 

 

 

جدول شماره (4)­: آمار توصیفی متغیرBSize

 

 

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی

داده­های صحیح

درصد تجمعی

ارزش

5

355

98/6

98/6

98/6

7

5

1/4

1/4

100

جمع

360

100

100

 

 

 

 

 

جدول شماره (5) : آمار توصیفی متغیرCEO

 

 

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی

داده­های صحیح

درصد تجمعی

ارزش

0

283

78/6

78/6

78/6

1

77

21/4

21/4

100

جمع

360

100

100

 

 

جدول شماره (6) : آزمون همبستگی

متغیرها

همبستگی پیرسون

همبستگی اسپیرمن

EP

EP

ضریب همبستگی پیرسون

Sig

سطح معنی­-­داری

معنی­داری همبستگی

ضریب همبستگی اسپیرمن

Sig

سطح معنی­داری

معنی­داری همبستگی

EP

1

-----

-----

1

-----

-----

D

-0/195

0/000

معنی­دار

-0/358

0/000

معنی­دار

R

-0/036

0/497

غیر­معنی­دار

0/352

0/000

معنی­دار

R*D

0/248

0/000

معنی­دار

0/380

0/000

معنی­دار

R*BoardInd

-0/055

0/296

غیر­معنی­دار

0/266

0/000

معنی­دار

R*Bsize

-0/036

0/502

غیر­معنی­دار

0/353

0/000

معنی­دار

R*CEO

0/072

0/175

غیر­معنی­دار

0/178

0/001

معنی­دار

R*MB

0/042

0/426

غیر­معنی­دار

0/256

0/000

معنی­دار

R*LEV

-0/169

0/001

معنی­دار

0/344

0/000

معنی­دار

R*Size

-0/043

0/417

غیر­معنی­دار

0/357

0/000

معنی­دار

D*R*BoardInd

-0/236

0/000

معنی­دار

-0/281

0/000

معنی­دار

D*R*Bsize

-0/248

0/000

معنی­دار

-0/380

0/000

معنی­دار

D*R*CEO

-0/062

0/238

غیر­معنی­دار

-0/112

0/034

معنی­دار

D*R*MB

0/142

0/007

معنی­دار

0/379

0/000

معنی­دار

D*R*LEV

0/256

0/000

معنی­دار

0/380

0/000

معنی­دار

D*R*Size

0/247

0/000

معنی­دار

0/379

0/000

معنی­دار

آزمون فرضیه­ها

جهت آزمون فرضیه­ها از آزمون رگرسیون خطی چند­متغیره به صورت ترکیبی (سال- شرکت) استفاده شده است. در این روش کلیه اطلاعات گرد­آوری شده 72 شرکت در طی 5 سال وارد معادله رگرسیون می­شوند. در این روش چون تعداد مشاهدات بالا می­رود در نتیجه دقت آن از روش مقطعی (سال به سال) بیشتر می­باشد.

 

جدول شماره (7)­: جدول  معادله رگرسیون خطی چند متغیره

متغیرهای توضیحی و مستقل

روش رگرسیونی ENTER

β

Sig

آمارهt

Βoمقدار ثابت

232/0

0/000

16/942

Β1  D

-0/038

0/115

-1/582

Β2  R

0/009

0/020

2/333

Β3R*LEV

-0/010

0/000

-9/450

Β4R*MB

0/004

0/519

0/646

Β5R*Size

0/000

0/427

-0/795

Β6R*D

0/003

0/0281

0/227

Β7D*R*LEV

0/017

0/001

3/432

Β8D*R*MB

-0/007

0/676

-0/419

Β9D*R*Size

0/000

0/787

-0/271

دوربین واتسون

1/521

R squareضریب تعیین

0/315

Adjusted R squarضریب تعیین تعدیل شده

0/297

معنی داری کل مدل Anova

آمارهF

17/863

 

Sig

0/000

 

             

 

آزمون فرضیه اول

مقدار ضریبB7 که اختلاف حساسیتE/P  به بازده­های مثبت و منفی را نشان می­دهد بزرگ­تر از صفر (0/012) و معنی­دار بوده­که گویای این مطلب است­که واکنش E/P به بازده منفی سریع­تر از واکنش E/P به بازده مثبت است. به عبارتی مثبت بودن ضریبB7  وجود عدم تقارن زمانی در شناسایی اخبار بد نسبت به اخبار خوب دلالت دارد و نشانگر محافظه­کاری است. هم­چنین مقدار ضریبB3 منفی (-0/003) و سطح معنی­داری آن قابل­قبول (0/000) است و این نشان می­دهد  بین واکنشE/P  به بازده­های مثبت با درصد اعضای غیر موظف هیات مدیره رابطه منفی وجود دارد.

سطح معنی­داری Β8 از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد کمتر (0/016) است و هم­چنین رقم بتا        (-0/007)منفی می­باشد لذا وجود رابطه معنی­دار و منفی بین درصد اعضای غیرموظف هیات مدیره و محافظه­کاری مورد تایید می­باشد. به عبارتی شرکت­های با درصد اعضای غیر­موظف هیات مدیره بالا گرایش کمتری به گزارشگری محافظه­کارانه دارند.

سطح معنی­داری Β9 از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد کمتر (019/0) است و هم­چنین رقم بتا (019/0)مثبت می­باشد، بنابراین رابطه مثبت و معنی­دار بین اهرم مالی و محافظه­کاری وجود دارد.        هم­چنین سطح معنی­داری Β10 و Β11 از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد بیشتر (­ 0/951و0/961) است،   لذا نمی­توان رابطه­ای معنی­دار بین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه و اندازه شرکت با محافظه کاری مشاهده نمود.

 

آزمون فرضیه دوم

مقدار ضریبB7 که اختلاف حساسیتE/P  به بازده­های مثبت و منفی را نشان می­دهد بزرگ­تر از صفر (0/005) و معنی­دار بوده که گویای این مطلب است که واکنش E/P به بازده منفی سریع­تر از واکنش E/P به بازده مثبت است. به عبارتی مثبت بودن ضریبB7 بر وجود عدم تقارن زمانی در شناسایی اخبار بد نسبت به اخبار خوب دلالت دارد و نشانگر محافظه­کاری است. مقدار ضریبB3  مثبت (0/003) و سطح معنی­داری آن از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد بیشتر (0/421) است و این نشان می­دهد بین واکنشE/P  به بازده­های مثبت با تعداد اعضای هیات مدیره رابطه­ای وجود ندارد.

سطح معنی­داری Β8 از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد بیشتر (0/974) است لذا وجود رابطه معنی­دار بین تعداد اعضای هیات مدیره و محافظه­کاری مورد تایید نمی­باشد.

سطح معنی­داریΒ9  از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد کمتر (0/000) است و هم­چنین رقم بتا    (0/018) مثبت می­باشد بنابراین رابطه مثبت و معنی­دار بین اهرم­ مالی و محافظه­کاری وجود دارد. هم­چنین سطح معنی­داری Β10 و Β11 از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد بیشتر ( 0/639  و 0/890) است لذا نمی­توان رابطه­ای معنی­دار بین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه و اندازه شرکت با محافظه کاری مشاهده نمود.

 

 آزمون فرضیه سوم

مقدار ضریبB7 که اختلاف حساسیت  E/Pبه بازده­های مثبت و منفی را نشان می­دهد بزرگ­­تر از صفر (0/001) و معنی­دار بوده که گویای این مطلب است که واکنش E/P به بازده منفی سریع­تر از واکنش E/P به بازده مثبت است. به عبارتی مثبت بودن ضریب B7  بر وجود عدم تقارن زمانی در شناسایی اخبار بد نسبت به اخبار خوب دلالت دارد و نشانگر محافظه­کاری است. مقدار ضریبB3  مثبت (0/000) و سطح معنی­داری آن از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد بیشتر(0/352) است و این نشان می­دهد بین واکنشE/P  به بازده­های مثبت با دوگانگی وظیفه مدیرعامل رابطه­ای وجود ندارد.

سطح معنی­داری Β8 از سطح خطای قابل­قبول 5  درصد بیشتر (0/475) است لذا وجود رابطه معنی­دار بین دوگانگی وظیفه مدیرعامل و محافظه­کاری مورد تایید نمی­باشد.

سطح معنی­داری B9 از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد کمتر (000/0) است و هم­چنین رقم بتا (018/0) مثبت می­باشد. بنابراین رابطه مثبت و معنی­دار بین اهرم مالی و محافظه­کاری وجود دارد. هم­چنین سطح معنی­داری B10 و B11 از سطح خطای قابل­قبول 5 درصد بیشتر (705/0 و 591/0) است، لذا نمی­توان رابطه­ای معنی­دار بین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه و اندازه شرکت با محافظه­کاری مشاهده نمود.

 

جدول شماره (8) : آزمون فرضیه

                         فرضیه

نتیجـه

فرضیه اول

میزان اهرم مالی بر محافظه­کاری

 در گزارشگری مالی تاثیر دارد.

تایید

فرضیه دوم

میزان استقلال هیات مدیره

بر محافظه‌کاری در گزارشگری مالی تاثیر دارد.

تایید

فرضیه سوم

تعداد اعضای هیات مدیره

 بر محافظه­کاری در گزارشگری مالی تاثیر دارد.

رد

فرضیه چهارم

دوگانگی وظیفه مدیرعامل

 بر محافظه‌کاری در گزارشگری مالی تاثیر دارد.

رد

 

نتیجه و تفسیرآزمون فرضیه‌ اول

نتایج تحقیق نشان می­دهد که بین استقلال هیات مدیره و محافظه­کاری رابطه معنی­دار وجود دارد. هم­ چنین بتای مدل رگرسیون بیان می­کند که این رابطه به صورت منفی می­باشد به عبارتی با افزایش استقلال هیات مدیره، رغبت برای گزارشگری محافظه­کارانه کاهش پیدا می­کند. بدین ترتیب فرضیه اول مورد تایید قرار می­گیرد.

از آن­جا که مسئولیت­های اعضای موظف هیات مدیره ارتباط نزدیکی با مدیر­عامل دارد، انتظار          می­رود وظیفه نظارت بر مدیریت عمدتاً بر عهده اعضای غیر­موظف هیات مدیره قرار گیرد، بنابراین اعضای غیر­موظف هیات مدیره از جایگاه مهمی در حل مشکل نمایندگی بین مدیران و مالکان برخوردارند. در این راستا برخی تحقیقات به این نتیجه رسیده­اند که هیات مدیره­هایی که اعضای غیر­موظف در آن­ها تسلط دارند، بیشتر در راستای منافع سهام­داران گام برداشته و با احتمال بیشتری مانع عملکرد ضعیف اعضای هیات مدیره می­شوند. هم­چنین مشخص شده است که شرکت­های دارای هیات مدیره با اکثریت اعضای غیر­موظف، کمتر درگیر تقلب­های حسابداری هستند.

برخلاف انتظار نتایج این تحقیق نشان می­دهد با افزایش استقلال هیات مدیره استفاده از روش­های محافظه­کارانه کاهش می­یابد، به عبارتی با توجه به نتایج تحقیق مدیران غیر­موظف نتوانسته­اند نقش نظارتی فعالی بر عملکرد شرکت­های بورس اوراق بهادار تهران داشته و مانع استفاده از روش­های متهورانه حسابداری توسط مدیران شوند، که دلیل آن ممکن است این مطلب باشد که در این تحقیق، مدیرانی که در شرکت سمت اجرایی ندارند به عنوان مدیر غیر­موظف تعریف شدند و فرض شده است که مستقل از شرکت هستند، در حالی که ممکن است آنان واقعاً مستقل نباشند به عنوان نمونه، بسیاری از آن­ها عملاً توسط شرکت­های بزرگ سرمایه­گذاری، تجاری، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره منصوب می­شوند یا ممکن است به دلیل مدت زمان طولانی عضویت در هیات مدیره به آن شرکت وابستگی پیدا کرده باشند. یا این­که مدیران غیر­موظف تحت تاثیر مدیران موظف قرار گرفته باشند. دلایلی که ممکن است مدیران غیر­موظف تحت تاثیر مدیران موظف قرار گرفته باشند: 1. فقدان دانش و تخصص کافی برای ارزیابی تصمیمات مدیران 2. فقدان انگیزه در چالش کشیدن این تصمیم­ها.

 

نتیجه و تفسیرآزمون فرضیه‌ دوم

نتایج تحقیق نشان می­دهد که بین تعداد اعضای هیات مدیره و محافظه­کاری رابطه معنی­دار وجود ندارد بدین ترتیب فرضیه دوم مورد تایید قرار نمی­گیرد.

هیات مدیره­ی شرکت­ها یکی از این مکانیزم­های قوی حاکمیت شرکتی می­باشد و به عقیده­ی فاما و جنسن­(1983) نقش مرکزی را در حاکمیت شرکتی بازی می­کنند لیم(2009). به طوری که یک هیات مدیره­ی موثر با تعداد کافی، مدیریت شرکت را به اعمال رویه­های محافظه­کارانه سوق می­دهد تا از رفتارهای خوشبینانه­ی مدیریت و افزایش ریسک دعاوی حقوقی بر علیه شرکت، جلوگیری کند.

با توجه به این­که در این تحقیق اکثر شرکت­های نمونه دارای تعداد اعضای هیات مدیره پنج نفره هستند و فقط شرکت بازرسی و فنی تکین دارای هیات مدیره هفت نفره می­باشد بنابراین انتظار می­رود که تغییرات متغیر تعداد اعضای هیات مدیره بر محافظه­کاری تاثیری نداشته باشد.

 

نتیجه و تفسیرآزمون فرضیه‌ سوم

نتایج تحقیق نشان می­دهد که بین دوگانگی وظیفه مدیرعامل و محافظه­کاری رابطه معنی­دار وجود ندارد بدین ترتیب فرضیه سوم مورد تایید قرار نمی­گیرد.

نتایج تحقیقات احمد و دیولمن­(2007) و ژوآ نهو­(2009) بیانگر عدم وجود رابطه معنادار بین محافظه­کاری با تفکیک وظایف مدیرعامل از رئیس هیات مدیره بوده است و نتیجه تحقیق ووچان چی و دیگران­(2009) بیانگر وجود رابطه معکوس بین محافظه­کاری و تفکیک وظیفه مدیرعامل از رئیس هیات مدیره می­باشد. ضمن این­که نتیجه تحقیق روزلیندا­(2009) برخلاف تحقیقات ذکر شده بیانگر وجود رابطه ضعیف مثبت بین این دو متغیر بوده است. وجود نتایج متناقص در این خصوص ممکن است به علت تفاوت در محیط تجاری و اقتصادی پژوهش­های صورت گرفته و نیز تفاوت در کیفیت، اهمیت و وظایف رئیس هیات مدیره و میزان تاثیرگذاری مدیرعامل بر اعضای هیات مدیره بوده باشد.

 

پیشنهادهای حاصل از نتایج تحقیق

1. با توجه به این­که در اهمیت حاکمیت شرکتی برای موفقیت شرکت­ها و رفاه اجتماعی شکی نیست و اصلاح و ارتقا حاکمیت شرکتی موجب توسعه بازار سرمایه خواهد شد و رشد و توسعه اقتصادی را به همراه خواهد داشت. براساس مبانی نظری و پیشینه عملی در سراسر دنیا، برای اطمینان از کارکرد مناسب شرکت­ها و بازار سرمایه و افزایش اعتماد سرمایه­گذاران داخلی و خارجی ارتقا حاکمیت شرکتی ضرورت حیاتی دارد. در کشور ما نیز اخیراً نه با قانون، بلکه با تصویب آیین­نامه اصول حاکمیت شرکتی، روش­های نظارت و کنترل بر شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار مورد توجه قرار گرفته است و مقررات متعدد و مناسبی جهت گسترش بازار سرمایه توسط مسئولان بورس تدوین و به اجرا گذاشته شده است، لکن برای ارتقا سیستم حاکمیت شرکتی کافی به نظر نمی­رسد. افزون بر آن، بدون انجام اصلاحات اساسی در سیستم حاکمیت شرکتی، عرضه سهام شرکت­های ایرانی در بازارهای بین­المللی سرمایه، غیر­ممکن بوده و ورود گسترده سرمایه­گذاران خارجی در بازار سرمایه نیز بعید به نظر می­رسد. لذا با توجه به تاثیر منفی استقلال هیات مدیره بر محافظه­کاری و هم­چنین عدم تاثیر تعداد اعضای هیات مدیره و دوگانگی وظیفه مدیرعامل بر افزایش استفاده از روش­های محافظه­کارانه به سازمان بورس اوراق بهادار و سایر ارگان­های مسئول پیاده­سازی سیستم حاکمیت شرکتی پیشنهاد و تاکید می­شود تا با اجرای مکانیزم­های کارآمد سیستم حاکمیت شرکتی را در کشورمان ارتقا دهند.

2. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد که بین درصد اعضای غیر موظف هیات مدیره (استقلال اعضای هیات مدیره) و محافظه­کاری رابطه منفی معنادار وجود دارد، که این امر می­تواند نشان­دهنده­ی عدم آشنایی این اعضا با نقش مهم نظارتی خود بر عملکرد مدیریت و نبود نقش موثر آن­ها در بهبود کیفیت گزارشگری مالی باشد، لذا پیشنهاد می­شود این اعضا با وظایف و نقش خود بیشتر آشنا شوند تا بتوانند نقش موثری را در امر حاکمیت شرکت­ها ایفا کنند.

 

 

 

 

 

 

منابع

بادآور نهندی، ی؛ و دیگران. (1388). بررسی رابطه بین برخی مکانیزم­های حاکمیت شرکتی و محافظه­کاری درگزارشگری مالی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

حساس­یگانه، ی؛ و دیگری. (1389). بررسی رابطه بین تمرکز مالکیت و محافظه­کاری در بورس اوراق بهادار تهران. مجله پژوهش­هایحسابداریمالی. سال دوم، شماره دوم، شماره پیاپی (4)، ص 77.

حساس­یگانه، ی؛ و دیگری (1387). تاثیر حاکمیت شرکتی بر کاهش مدیریت سود. فصلنامهمطالعاتحسابداری. شماره 17، ص151.

حساس­­یگانه، ی. (1385). حاکمیت شرکتی در ایران. فصلنامهحسابرس. سال هشتم، شماره32.

حساس­یگانه، ی. (1384). فلسفه­یحسابرسی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ اول.

حساس­یگانه، ی؛ و دیگری. (1386). همگرایی درحاکمیت شرکتی. ماهنامهحسابدار. سال بیست و دوم، شماره 191.

رحمانی، ع؛ و دیگران. (1390). بررسی رابطه بین مالکیت اصلی و محافظه­کاری در سود. مجلهدانشحسابداری. سال دوم، شماره 6 ، صص 63-43.

رضازاده، ج؛ و دیگری. (1387). رابطهبینعدمتقارناطلاعاتیومحافظه­کاریدرگزارشگریمالی، (بررسی­های حسابداریوحسابرسی). سال 15، شماره 54، صص 80-63.

سینایی، ح؛ و دیگری (1384). بررسی تاثیر ویژگی­های شرکت­ها بر ساختار سرمایه (اهرم مالی).­ پژوهشنامهعلومانسانیو اجتماعی. سال پنجم، شماره­ی نوزدهم.

شعری، ص؛ و دیگری. (1389). رابطه درصد اعضای غیر­موظف در ترکیب هیات مدیره و سرمایه­گذاران نهادی با پیش­بینی سود شرکت­ها. فصلنامهمطالعاتحسابداری. شماره 17، صص 104-63.

شورورزی، م؛ و دیگری. (1388). نبود تقارن اطلاعاتی و نقش اطلاعاتی محافظه­کاری. فصلنامه حسابدار. شماره 210.

فروغی، د؛ و دیگری. (1390). بررسی عوامل موثر بر اعمال محافظه­کاری حسابداری. فصلنامه پژوهش­های تجربی حسابداری مالی. سال اول، شماره­ی اول.

فعلی، م. (1387). بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و ارزش شرکت. دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت.

قالیباف اصل، ح؛ و دیگری. (1386). بررسی تاثیر ترکیب هیات مدیره برعملکرد شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.  فصلنامه تحقیقات مالی. دوره 9، شماره 23، صص 48-33.

Abe de Jong, et al. (2002). International Corporate Governance and Firm Performance:an Empirical Analysis. Journal of Financial Economics. 41, P.p:173-202.

Ahmed, A. & Duellman, S. (2005). Evidence on the Role of Accounting Conservatism in Corporate Governanc. Working Paper Syracuse University. http://www.ssrn.com

Ahmed, A. S. & Duellman, S. (2007).Accounting Conservatism and Board of Director Characteristics: An Empirical Analysis, Journal of Accounting and Economics. V. 43(2-3), P.p: 411- 437.

Ajinkya, B. Bhojraj, S. & Sengupta, P. (2005). "The association between Outsider Directors and Institutional Investors and the Properties of Management Earnings Forecasts". journal of accounting research. No. 43, v. 3 june, P.p: 343-376.

Astami Emita, T. (2006). Accounting Policy Choice and Firm Characteristics in the Asia Pacific Region: An International Empirical Test of Costly Contracting Theory. International Journal of Accounting. 41, P.p: 1-21.

Azofra, V. Castrillo, L. & Delgado, M. (2007). Ownership Concentration, Debt Financing and the Investment Opportunity Set as Determinants of Accounting Discretion. Empirical Evidence From Spain, Spanish Journal of Finance and Accounting. No. 115, P.p: 215-255.

Ball, R. and Shivakumar, L. (2005). Earning Quality in U.K. Private Firms. Journal of Accounting and Economics. V. 39, P.p: 83-128.

Basu, S .(1997). The Conservatism Principle and the Asymmetric Timeliness of Earnings. Journal of Accounting and Economics. P.p: 24-37.

Beasley, M. S. (1996). An Empirical Analysis of the Relation Between the Board of Director Composition and Financial Statement Fraud. The Accounting Review. V. 71(4), P.p: 443-465.

Beaver, W. and Ryan, S. (2004). Conditional and Unconditional Conservatism. Conceptsand Modeling, Review of Accounting Studies. V. 10(2-3), P.p: 269-309.

Beekes, W. Pope, P. and Young, S. (2004). The Link Between Earnings Timeliness, Earnings Conservatism and Board Composition. Evidence from the U.K, Corporate Governance, An International Review. V. 12(1), P.p: 47-59.

Coles, J. McWilliams,W. Victoria, B. and Sen, N. (2001). An Examination of theRelationship of Governance Mechanism to Performance. Journal of Management. V.27, P.p: 23-50.

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1. دانش‌آموخته‌ کارشناسی­ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال- ایران.

2. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرند، گروه حسابداری؛ مرند- ایران (نویسنده مسئول).

                                                                                                             E- mail: h_salteh@marandiau.ac.ir 

بادآور نهندی، ی؛ و دیگران. (1388). بررسی رابطه بین برخی مکانیزم­های حاکمیت شرکتی و محافظه­کاری درگزارشگری مالی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

حساس­یگانه، ی؛ و دیگری. (1389). بررسی رابطه بین تمرکز مالکیت و محافظه­کاری در بورس اوراق بهادار تهران. مجله پژوهش­هایحسابداریمالی. سال دوم، شماره دوم، شماره پیاپی (4)، ص 77.

حساس­یگانه، ی؛ و دیگری (1387). تاثیر حاکمیت شرکتی بر کاهش مدیریت سود. فصلنامهمطالعاتحسابداری. شماره 17، ص151.

حساس­­یگانه، ی. (1385). حاکمیت شرکتی در ایران. فصلنامهحسابرس. سال هشتم، شماره32.

حساس­یگانه، ی. (1384). فلسفه­یحسابرسی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ اول.

حساس­یگانه، ی؛ و دیگری. (1386). همگرایی درحاکمیت شرکتی. ماهنامهحسابدار. سال بیست و دوم، شماره 191.

رحمانی، ع؛ و دیگران. (1390). بررسی رابطه بین مالکیت اصلی و محافظه­کاری در سود. مجلهدانشحسابداری. سال دوم، شماره 6 ، صص 63-43.

رضازاده، ج؛ و دیگری. (1387). رابطهبینعدمتقارناطلاعاتیومحافظه­کاریدرگزارشگریمالی، (بررسی­های حسابداریوحسابرسی). سال 15، شماره 54، صص 80-63.

سینایی، ح؛ و دیگری (1384). بررسی تاثیر ویژگی­های شرکت­ها بر ساختار سرمایه (اهرم مالی).­ پژوهشنامهعلومانسانیو اجتماعی. سال پنجم، شماره­ی نوزدهم.

شعری، ص؛ و دیگری. (1389). رابطه درصد اعضای غیر­موظف در ترکیب هیات مدیره و سرمایه­گذاران نهادی با پیش­بینی سود شرکت­ها. فصلنامهمطالعاتحسابداری. شماره 17، صص 104-63.

شورورزی، م؛ و دیگری. (1388). نبود تقارن اطلاعاتی و نقش اطلاعاتی محافظه­کاری. فصلنامه حسابدار. شماره 210.

فروغی، د؛ و دیگری. (1390). بررسی عوامل موثر بر اعمال محافظه­کاری حسابداری. فصلنامه پژوهش­های تجربی حسابداری مالی. سال اول، شماره­ی اول.

فعلی، م. (1387). بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و ارزش شرکت. دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت.

قالیباف اصل، ح؛ و دیگری. (1386). بررسی تاثیر ترکیب هیات مدیره برعملکرد شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.  فصلنامه تحقیقات مالی. دوره 9، شماره 23، صص 48-33.

Abe de Jong, et al. (2002). International Corporate Governance and Firm Performance:an Empirical Analysis. Journal of Financial Economics. 41, P.p:173-202.

Ahmed, A. & Duellman, S. (2005). Evidence on the Role of Accounting Conservatism in Corporate Governanc. Working Paper Syracuse University. http://www.ssrn.com

Ahmed, A. S. & Duellman, S. (2007).Accounting Conservatism and Board of Director Characteristics: An Empirical Analysis, Journal of Accounting and Economics. V. 43(2-3), P.p: 411- 437.

Ajinkya, B. Bhojraj, S. & Sengupta, P. (2005). "The association between Outsider Directors and Institutional Investors and the Properties of Management Earnings Forecasts". journal of accounting research. No. 43, v. 3 june, P.p: 343-376.

Astami Emita, T. (2006). Accounting Policy Choice and Firm Characteristics in the Asia Pacific Region: An International Empirical Test of Costly Contracting Theory. International Journal of Accounting. 41, P.p: 1-21.

Azofra, V. Castrillo, L. & Delgado, M. (2007). Ownership Concentration, Debt Financing and the Investment Opportunity Set as Determinants of Accounting Discretion. Empirical Evidence From Spain, Spanish Journal of Finance and Accounting. No. 115, P.p: 215-255.

Ball, R. and Shivakumar, L. (2005). Earning Quality in U.K. Private Firms. Journal of Accounting and Economics. V. 39, P.p: 83-128.

Basu, S .(1997). The Conservatism Principle and the Asymmetric Timeliness of Earnings. Journal of Accounting and Economics. P.p: 24-37.

Beasley, M. S. (1996). An Empirical Analysis of the Relation Between the Board of Director Composition and Financial Statement Fraud. The Accounting Review. V. 71(4), P.p: 443-465.

Beaver, W. and Ryan, S. (2004). Conditional and Unconditional Conservatism. Conceptsand Modeling, Review of Accounting Studies. V. 10(2-3), P.p: 269-309.

Beekes, W. Pope, P. and Young, S. (2004). The Link Between Earnings Timeliness, Earnings Conservatism and Board Composition. Evidence from the U.K, Corporate Governance, An International Review. V. 12(1), P.p: 47-59.

Coles, J. McWilliams,W. Victoria, B. and Sen, N. (2001). An Examination of theRelationship of Governance Mechanism to Performance. Journal of Management. V.27, P.p: 23-50.