بررسی رابطه بین احساس امنیت اجتماعی و مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

اگر چه یکی از متداول ترین شیوه‌های تامین امنیت اجتماعی در جوامع جهان سوم، استفاده از عوامل قهر آمیز است: اما به تجربه ثابت شده است به رغم سریع­الوصول بودن امنیت از این نوع، پایداری و دوام آن­کم و ناچیز است. ثبات وپایداری امنیت تنها از رهگذر نهادینه­کردن آن دریک جامعه احساس مشارکت و مسئولیت عمومی در قبال امنیت اجتماعی حاصل می‌شود. جامعه آماری این تحقیق دانش‌آموزان دبیرستان‌های شهر شوط به تعداد 1961نفر و نمونه آماری مورد مطالعه در این تحقیق320 نفر می‌باشد که متناسب باحجم و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شده­اند. حجم نمونه آماری درتحقیق حاضر با استفاده از رابطه نمونه‌گیری کوکران به دست آمده است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه می‌باشد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد بین میزان احساس امنیت جانی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان دبیرستان‌های شهر شوط رابطه وجود دارد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the relationship between social security and social participation among high school students in Shoot

نویسندگان [English]

  • Mehdi Rezazadeh 1
  • Mahmood Elmi 2
چکیده [English]

However one of the most common ways to provide social security in third world countries is the use of violent, but experience has proved that despite the quick accessibility of this type of security, stability and durability of it is very low. Stability of security comes only through the establishment of it in a society and the feeling of public participation and responsibility for social security. Statistical population of the study is all high school students of Shoot (1961) and the sample of the study is 320 students who were selected through stratified sampling method. The sample size was obtained using Cochran sampling formula. This research is a survey and the data gathered by a questionnaire. The results show that, there is a relationship between the feeling of security and social participation among high school students in Shoot.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Security
  • social participation
  • Students

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و سوم، تابستان 1393

ص ص  130- 115 

 

 

 

 

 

بررسی رابطه بین احساس امنیت اجتماعی و مشارکت اجتماعی

در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط

مهدی رضازاده[1]

دکتر محمود علمی[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/9/1394

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/12/1394

چکیده

اگر چه یکی از متداول ترین شیوه‌های تامین امنیت اجتماعی در جوامع جهان سوم، استفاده از عوامل قهر آمیز است: اما به تجربه ثابت شده است به رغم سریع­الوصول بودن امنیت از این نوع، پایداری و دوام آن­کم و ناچیز است. ثبات وپایداری امنیت تنها از رهگذر نهادینه­کردن آن دریک جامعه احساس مشارکت و مسئولیت عمومی در قبال امنیت اجتماعی حاصل می‌شود. جامعه آماری این تحقیق دانش‌آموزان دبیرستان‌های شهر شوط به تعداد 1961نفر و نمونه آماری مورد مطالعه در این تحقیق320 نفر می‌باشد که متناسب باحجم و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شده­اند. حجم نمونه آماری درتحقیق حاضر با استفاده از رابطه نمونه‌گیری کوکران به دست آمده است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه می‌باشد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد بین میزان احساس امنیت جانی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان دبیرستان‌های شهر شوط رابطه وجود دارد.

واژگان کلیدی: امنیت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، دانش‌آموزان.

 

مقدمه

امنیت اجتماعی همواره به­عنوان یکی از نیازهای اساسی هرجامعة انسانی مطرح بوده است، زیرا وجود این پدیده در سطح جوامع نظم و بقاء را به عنوان مهم­ترین کارکرد اساسی خود به وجود می‌آورد. در واقع این پدیده از اصلی‌ترین و اساسی‌ترین­کار ویژه‌های نهاد اجتماعی­حکومت یا همان دولت می‌باشدکه مردم حق خود را در مورد دفاع ازحریم عمومی و خصوصی، حفظ جامعه به نهاد اجتماعی حکومت تفویض می‌کنند، که این مسئله براساس دیدگاه نخبه‌گرایی بیانگر نقش بارز نهاد اجتماعی حاکمیت درتأمین امنیت درسطح جامعه بر عهده حکومت می‌باشد. در مقابل این ایده، باید اشاره به این کرد که آن­چه منشاء این فرایند است باید در فرایندهای بنیادی‌تر مورد بحث قرار گیرد؛ که این فرایند (امنیت اجتماعی) در بطن جامعه جای دارد؛ بنابراین استمرار وجود ارزش‌های فرهنگی، فرایند اجتماعی شدن، وفاق و همکاری اجتماعی
و ... در بین شهروندان می‌تواند از مهم­ترین عوامل ارتقاء و تقویت امنیت اجتماعی به صورت واقعی باشد و متقابلا این خود راه را برای مشارکت اجتماعی همه احاد جامعه فراهم می‌کند؛ در حالی که نظام‌های دولتی و حکومتی با توسل به قدرت نظامی‌شان و اقدامات و خط مشی‌های قهرآمیز و اجباری امنیت از جمله امنیت اجتماعی را می‌خواهند بسترسازی نمایند(غفاری، 1390: 86).

احساس امنیت پدیده ای روان­شناختی- اجتماعی است که دارای ابعاد گوناگون می‌باشد، این احساس ناشی از تجربه‌های مستقیم و غیر مستقیم افراد از شرایط و اوضاع محیط پیرامونی است و افراد مختلف به صورت‌های گوناگون آن را تجربه می‌کنند. به لحاظ روش­شناسی احساس امنیت سازه­ای چند بعدی است و در ارتباط با شرایط اجتماعی و افراد مختلف به گونه‌های متفاوت ظهور یافته و به اشکال مختلف نیز قابل سنجش و اندازه­گیری است. بر این مبنا به نظر می­رسدکه احساس امنیت با بسیاری از متغیر‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی­جامعه ارتباط داشته باشد. تفسیر درست و یا نادرست افراد و تجارب آن‌ها از شرایط اجتماعی همواره احساس امنیت را در طیفی از احساس امنیت درست و واقعی و کاذب و غیر واقعی قرار می‌دهد. گاهی اوقات ساختارهای اجتماعی و انتظامی جامعه امنیت بالایی را نشان می­- ‌دهند. اما برداشت افراد از فضای اجتماعی یا اطلاعات آنان در مورد دیگران، آنان را در مخمصه روانی احساس ناامنی قرار می‌دهد. برخی افراد جامعه نیز به خاطر تامین منافع خویش با پذیرش ریسک‌های گوناگون نا خواسته خود را در معرض احساس نا امنی قرار می‌دهند، که این شرایط خود ساخته با فضایی کلان و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جامعه فاصله دارد و بالعکس گاهی اوقات برخی افراد در فضایی کاملا نا امن زندگی می‌کنند اما هیچ گونه احساس ناامنی نمی­نمایند.

به عنوان مثال می‌توان به مقایسه میزان سرقت خودرو در دو شهر تهران و توکیو اشاره کرد که هر دو شهر با داشتن حدود 12 میلیون جمعیت (ثابت و شناور) و وجود 5 میلیون خودرو در توکیو و 3 میلیون خودرو در تهران میزان سرقت سالانه خودرو در تهران حدود 10 هزار دستگاه ولی در توکیو 100 هزار دستگاه است که علی­رغم میزان بالای سرقت در توکیو نسبت به تهران احساس نگرانی از این وضعیت در توکیو به واسطه وجود نظام تامین اجتماعی که بلافاصله خودرو از طریق بیمه تامین می‌شود بسیار پایین‌تر ازتهران است. احساس امنیت فرایندهای روانی و اجتماعی است­که صرفاً برافراد تحمیل نمی‌شود، بلکه اکثر افراد جامعه براساس نیازها، علایق، خواسته‌ها و توان­مندی‌های شخصیتی و روانی خود درایجاد و از بین بردن آن نقش اساسی دارد. بر اساس تمایز میان مرز احساس و واقعیت می‌توان احساس امنیت را از امنیت واقعی تفکیک کرد. گاهی ممکن است نا امنی‌هایی در جامعه وجود داشته باشد. ولی مردم احساس امنیت کنند زمانی نیز موارد و مصادیق ایجاد ناامنی کم است اما مردم احساس ناامنی می‌کنند. عوامل و زمینه‌های متعددی در شکل‌گیری فضای احساس ناامنی در جامعه حتی در شرایطی که امنیت عینی قابل قبول باشد، نقش ایفا می‌کنند در این میان نقش مشارکت اجتماعی جایگاه ویژه ای دارد(پایگاه داده‌های اجتماعی پلیس، 1385: 95).

نقش امنیت در هر سطحی و با هرگونه بُعدی در بسترسازی توسعة جوامع انسانی، فراهم آوردن فضای فکری، مدیریت زندگی اجتماعی، مشارکت در روابط اجتماعی و بالاخره زمینه سازی برای سعادت دنیوی و اخروی بشر را برای شهروندان هر جامعه­ای فراهم می‌کند. از این رو امنیت در طول تاریخ رشد و تعالی جوامع انسانی را رقم زده است و بر همین مبنا حوزه‌های مطالعات امنیتی سطوح و ابعاد متعددی را پوشش می‌دهد.

با توجه به چنین اهتمامی امنیت اجتماعی به عنوان یکی از شاخص‌های عمده پدیده امنیت جزء نیازهای اساسی انسان و فصل مشترک همة مشکلات انسان از بیماری روانی گرفته تا خودکشی، اعتیاد و بزهکاری است. بحث امنیت اجتماعی به خصوص درتامین بهداشت اجتماعی و روانی و در کاهش آسیب­‌های اجتماعی و روانی، هم­چنین در گسترش مشارکت اجتماعی، سلامت روانی اهمیت بسیاری دارد. بنابراین آرامش، رفاه، رشد، شکوفایی انسان، بروز استعدادها و خلاقیت‌ها و نیل به تمام کمالات انسان در سایه امنیت از جمله امنیت اجتماعی حاصل خواهد شد.

بر این اساس نظام اجتماعی در هر جامعه ای برای اعمال کارکردهایش نیازمند امنیت اجتماعی است، زیرا شرایط جدید جوامع ناشی از رشد شهرنشینی، و گزلشافتی شدن روابط اجتماعی موجب این شده که همبستگی‌های اجتماعی، مشارکت‌های مدنی، سرمایه‌های اجتماعی روابط جمعی و ... کاهش یابد و حیات جمعی به سمت فردی شدن و تضعیف کارکردهای نهادهای اجتماعی سوق یابد، و این مسائل باعث رشد آسیب‌های اجتماعی و بروز جرائم و انحرافات اجتماعی در حد وسیع و گسترده می‌گردد؛ از سوی دیگر کار ویژه‌های نهادهای درون نظام اجتماعی در حال کمرنگ شدن و کاهش بوده است، به گونه‌ای که ابعاد مختلف امنیت با افزایش جرائم در وضعیت بحرانی شدید قرار گرفته است و فرصت‌ها و خلاقیت‌های شهروندان در حال امحاء بوده و این مسائل باعث شده که نگرانی‌های بسیاری در زمینه حیات جمعی جامعه افزایش یابد. استمرار وجوه امنیت اجتماعی‌می‌تواند امنیت جامعه و نهادهای اجتماعی را تضمین و تامین نماید را برای مشارکت سازنده همگان در فرایند تصمیم گیری و درنتیجه توسعه جامعه فراهم نماید.

درجامعه‌ای که موضوعاتی چون «فاصله طبقاتی، فقر، فحشاء، اعتیاد، تعارضات بینشی و ایدئولوژیکی، بهداشت، روابط شی‌انگارانه رابطه‌های انسانی، تضادها، سوء تفاهم‌ها، سوء تعبیرها، ازخود بیگانگی‌ها، گم­‌گشتگی، و ...». به عنوان برخی از انحرافات و آسیب‌های اجتماعی مطرح است، طبیعی است که امنیت اجتماعی مخدوش شده ومشارکت اجتماعی تحت­الشعاع قرار می‌گیرد.

از آنجا که یکی از مهم‌ترین اولویت‌های جوامع امروزی، افزایش مشارکت همه اقشار جامعه در فعالیت‌های اجتماعی است. نبود امنیت اجتماعی در جامعه منجر به احساس بیگانگی اجتماعی و فرهنگی و رشد بی تفاوتی‌ها و بسیاری از آسیب‌های دیگر در جامعه می‌شود که عواقب سنگینی در جامعه دارد و از موانع توسعه در جامعه محسوب می‌شود(ایرانزاده، 1375: 21).

مشارکت از دیرباز با زندگی انسان انسان پیوند داشته است. نبود مشارکت اجتماعی در جامعه منجر به احساس بیگانگی اجتماعی و فرهنگی و رشد بی‌تفاوتی‌ها بسیاری ار آسیب‌های دیگر در جامعه می‌شود که عواقب سنگینی درجامعه دارد و ازموانع توسعه درجامعه محسوب می‌شود. بی­شک در ایجاد و گسترش مشارکت اجتماعی و امنیت اجتماعی هم­چون پدیده‌های دیگر عوامل اجتماعی و اقتصادی مانند میزان تحصیلات، شغل درآمد، پایگاه آقتصادی و اجتماعی می‌توانند دخیل باشند(ترابی و دیگری، 1384: 26). تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطه احساس امنیت اجتماعی و مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط انجام میشود. در ضمن شناخت تاثیر متغیر‌های گوناگون جنس، پایگاه اجتماعی، شغل، تحصیلات بر میزان مشارکت آنها نیز مد نظر قرار خواهد گرفت.

 

ضرورت تحقیق و اهمیت مسئله

نیاز به امنیت از عمیق‌ترین و حیاتی‌ترین نیازهای انسان می‌باشد و در هیچ دوره ای از تاریخ، بشر بی‌نیاز ازآن نبوده و نخواهدبود. به خاطر اهمیت این موضوع است­که این مسئله درقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته و در آن بیش از 30 مورد صریحا به بیان موضوع امنیت اجتماعی پرداخته است(خوشفر، 1383: 26).

هیچ عنصری برای پیشرفت، توسعه و تکامل جامعه و همچنین شکوفایی استعدادها مهم‌تر از عنصر امنیت و تامین آرامش در جامعه نبوده و توسعه اجتماعی و فرهنگی، خلاقیت و فعالیت ارزشمند بدون امنیت امکان پذیر نخواهد بود. بنابراین انسان برای رسیدن به یک درجه موفقیت در زندگی و برای رسیدن به اهداف والای انسانی، بعد از برآوردن نیازهای فیزیولوژیکی، نیاز به امنیت و احساس امنیت دارد. تا زمانی که فرد احساس امنیت نکند هیچ پیشرفتی نخواهد کرد(عربی، 1383: 191). برای دستیابی به توسعه همه جانبه فرهنگی و اجتماعی باید میزان امنیت اجتماعی و مشارکت اجتماعی افزایش یابد. مدارس به عنوان یکی از مولفه‌های اساسی جامعه برای دست­یابی به توسعه اجتماعی و فرهنگی مطرح هستند. زیرا از یک سو مهارت‌ها و نگرش‌های لازم را برای توسعه موجب می‌شود و از سوی دیگر قابلیت‌های­لازم را برای­سازگاری و انعطاف دربرابر رویکردهای جدید و درگیرشدن با تغییرات تکنولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم می‌سازد و نیز دانش‌آموزان به­عنوان رکن اساسی جامعه و آینده­ساز محسوب می‌شوند. از آن­جا که دانش‌آموزان در عرصه‌های مختلف زندگی، مانند دوستان، آشنایان، و همسایه‌ها و ... احساس امنیت داشته باشند، عزت نفس، بهره وری، کارآیی و عملکرد تحصیلی‌شان بهبود می‌یابد. بنابراین میزان احساس امنیت در بین دانش‌آموزان بر کیفیت تحصیلات‌شان تاثیر به سزایی داشته باشد و موفقیت‌هایشان در عرصه‌های مختلف علمی و اجتماعی افزایش یابد که این امر می‌تواند بر توسعه جامعه گام نخستین و مهم تلقی شود.

افزایش جمعیت، صنعتی شدن و شهرنشینی به عنوان پدیده­ای فراگیر مخصوصاً در کلانشهرهای بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه از جمله ایران و مشکلات ناشی از آن، باعث شده است، بسیاری از نظریه­پردازان به مشارکت شهروندان در امور شهری توجه خاصی نمایند(عباس­زاده و همکاران، 1387: 1).

بنابراین مشارکت به معنای عام آن از دیر باز با زندگی انسان پیوند داشته و همراه با تکامل او تحول یافته است. مشارکت به مفهوم امروزی مدنظر نگارنده، پس از جنگ جهانی دوم در برخی از کشورهای صنعتی جهان به ویژه آن‌ها که در جنگ شکست خورده و ویرانی بسیاری را متحمل شده بودند در قلمرو اقتصادی و صنعتی آغاز شد. با این­که اندیشه مشارکت در تمامی ابعاد زندگی شکل­گرفته است لیکن هنوز آن‌گونه که باید و شاید مشارکت درهمه ابعاد زندگی گسترش نیافته است. در میان عواملی که از گسترش سریع مشارکت جلوگیری می‌کنند، نبود فلسفه ای که زیرساز کوشش‌های مشارکت جویانه را فراهم آورد و میزان آن را افزایش داده و فهم آن را آسان گرداند و به آن تعهد بیفزاید کاملاً در خور توجه است. بنیادی‌ترین اندیشه بسترساز مشارکت پذیرش اصل برابری و ایجاد امنیت برای انسان‌هاست. انسان‌ها هر گاه در پیوند با همدیگر اهمیت و وزن برابر یابند و دغدغه‌های کمتری داشته باشد مشارکت به معنای واقعی کلمه پدید خواهد آمد.

مفهوم امنیت ناظر بر سلامت افراد جامعه در مقابل اقدامات خشونت­آمیز و رفع دغدغه‌های ذهنی (احساس­عدم امنیت) شهروندان است. زیرا اگراعضای یک جامعه نسبت به ارزش‌های حیاتی­مانند تمامیت ارضی و رژیم سیاسی احساس تعلق کرده و در احیاء و ارتقای هویت ملی بکوشند انسجام اجتماعی وجود خواهد داشت. اما اگر این گروه‌ها اطمینان خاطر خود را نسبت به سلامت جامعه از دست دهند و با تکیه بر تمایز مذهبی، دینی و قومی درمشروعیت ارزش‌های حیاتی تردید کنند. آن گاه نظام اجتماعی گسیخته و زمینه برای جنگ داخلی، مداخله خارجی و امنیتی شدن مسائل مهیا می‌شود و زمینه مشارکت اجتماعی کم رنگ می­شود(مرکز مطالعات برنامه‌ریزی شهری، 1380: 103).

چون مشارکت­اجتماعی می‌تواند تابعی از امنیت و عومل مرتبط با این پدیده باشد. لذا فقدان یا اختلال در امنیت، پیامدها و باز تاب‌های نگران کننده‌ای برای دولت‌ها داشته که در صورت عدم تحقق آن مانع تحقق اهداف و تهدیدکننده ارزش‌ها وکمال مطلوب نظم اجتماعی و توسعه جامعه خواهدشد است(توسلی، 1369: 241)

 در همین رابطه دولت‌ها و نظام‌های سیاسی سالانه بودجه هنگفتی را هزینه می‌نمایند. تحقیقات و نظرسنجی­هایی که همه ساله از سوی دولت‌ها در سطح کشور‌ها به اجرا در می‌آید، نمونه ای از آن­هاست. به عنوان مثال نتیجه نظرخواهی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسنا) بیانگر آنست که 81 درصد ایرانیان به گونه‌ای احساس ناامنی می‌نمایند(کلاهچیان، 1384: 154).

مشارکت قشر دانش‌آموز به عنوان پل ارتباطی بین مردم و قدرت‌های حاکم باعث به بار نشستن آرمان‌های توده مردم می‌شود. پس شناخت میزان مشارکت دانش‌آموزان عوامل تعیین کننده آن در امور اجتماعی و فرایند تصمیم‌گیری ضروری به نظر می­رسد.

هدف اصلی تحقیق، تعیین رابطه میزان احساس امنیت اجتماعی با میزان مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط و اهداف اختصاصی آن عبارتند از:

- تعیین رابطه میزان احساس امنیت سیاسی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط

- تعیین رابطه میزان احساس امنیت جانی و میزان احساس مشارکت اجتماعی در بین دانش­آموزان متوسطه شهر شوط

- تعیین رابطه میزان احساس امنیت مالی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط

- تعیین رابطه میزان احساس امنیت فرهنگی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط

- تعیین تفاوت میزان مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان، بر حسب جنس انها

- تعیین تفاوت میزان مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط بر حسب سطح پایگاه اجتماعی آن­ها.

 

پیشینه

ساروخانی و هاشمی(1390) در پژوهشی به بررسی نگرش جوانان شهر ساری به مشارکت اجتماعی و احساسی امنیت اجتماعی در بین آن­ها پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه جوانان 29-15 سال شهر ساری تشکیل داده­اند. نتایج این پژوهش نشان داد که بین مشارکت اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی در بین جوانان شهر ساری رابطه معناداری وجود دارد.

«بررسی عوامل موثر به میزان احساس امنیت اجتماعی از دیدگاه شهروندان تهرانی» به سفارش معاونت اجتماعی ناجا در سال 1382 و توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان (ایسپا) انجام شده است. حجم نمونه این تحقیق 147 نفر از افراد بالای 18 سال مناطق 22گانه تهران بوده است. در چارچوب نظری این تحقیق از نظریه‌های مرتون، مورز و دیگران استفاده شده است.

بر اساس نتایج حاصله از این تحقیق مشخص شده است که میزان احساس امنیت در محل سکونت اکثر پاسخگویان در حد کمی دارد. پاسخگویان در تعامل با محیط اجتماعی خود از سوی دیگران احساس امنیت نمی­کنند و حدود 40 درصد از پاسخگویان میزان امنیت را در منطقه زندگی خود زیاد ارزیابی کرده و60 درصد ازآنان میزان امنیت درشهر تهران را کم و بسیارکم دانسته­اند. اکثر پاسخگویان عملکرد نیروی انتظامی را در خصوص ایجاد و حفظ امنیت مطلوب ارزیابی کرده‌اند. در بخش مربوط به نتایج دو متغیره تحقیق مشخص شده است­که بین درآمد افراد و میزان امنیت­اجتماعی آنان رابطه­مثبت و معنی‌داری وجود دارد. اما در کل می‌توان نتیجه گرفت که میزان امنیت اجتماعی شهروندان تهرانی در حد کمی قرار دارد (ایسپا، 1383).

«امنیت اجتماعی در سنندج» عنوان تحقیق دیگری است­که در سال 1384 توسط جمیل صمدی بگه جان به عنوان پایان­نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران انجام یافته است. هدف اصلی این مطالعه سنجش میزان امنیت اجتماعی و احساس امنیت در میان ساکنین شهر سنندج بود که جامعه آماری آن کلیه شهروندان کُرد بالای 18 سال ساکن در مناطق حاشیه و مرکزی شهر سنندج بود و روش جمع­آوری اطلاعات در این تحقیق مصاحبه عمیق می‌باشد. تئوری‌های نظریه­پردازان مکتب کپنهاگ از جمله باری بوزان، اُل ویور و مولر، شکل دهنده اساس چارچوب نظری این تحقیق بوده است.

بر اساس نتایجی که از مصاحبه با 60 نفر از ساکنین حاشیه و مرکز سنندج به دست آمده، مشخص شده است که 70 درصد مصاحبه شونده‌ها بر سرقت و قتل به عنوان عوامل اصلی احساس ناامنی تاکیده کرده­اند. در خصوص سیاسی، هویتی قومی و مذهبی پاسخگویان 70 درصد از سوی سازمان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی، زمانی که فرد برای گرفتن امتیازی (استخدام در ادارات، گزینش در کنکور، کار کردن در یک شرکت و غیره) با شخصی از هویت قومی و مذهبی متمایز رقابت می‌کنند، مورد تهدید قرار گرفته­اند. 70 درصد از پاسخگویان این­گروه معتقدندکه امنیت سیاسی وجود نداشته واگر یکی از وابستگان نزدیک فعالیت سیاسی داشته، امتیازاتی را از آن‌ها گرفته­اند و امنیت آن­ها تهدید شده است. در گروهی دیگر از افراد مورد مطالعه که به قاچاق کالا اشتغال داشته­اند نیز اشاره کرده­اند که موقعیت­هایی برای دوستان­شان پیش آمده­که به صرف سنی یا کرد بودن، از سوی ارگان‌های رسمی مورد تهدید قرار گرفته­اند.

درکل، 20 درصد از سالمندان و میانسالان معتقدند که در موقعیت‌های پیش آمده که مذهب و قومیت معیار امتیاز بوده، به صرف سنی یا کرد بودن از استخدام در ادارات جلوگیری شده است اما جوانان در این باره نظر عکس داشته­اند، به طوری که موقعیت تهدیدزدایی برای 60 درصد ازجوانان به علت سنی یا کرد بودن پیش آمده و از استخدام و به وجود آمدن فرصت‌های مناسب کاری برای آن­ها جلوگیری به عمل آمده است(صمدی بگه­جان، 1384: 122)

خوشفر(1378) تحقیقی با عنوان «بررسی مشارکت مردم در ایجاد حفظ و گسترش امنیت اجتماعی» انجام داده است. این تحقیق به روش پیمایشی و برای ساکنان 20 سال به بالای مراکز شهرستان‌های استان مازندران به انجام رسیده است.

جوادی­نیا(1379) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل موثر بر میزان مشارکت پسران دبیرستان شهرستان کرج در فعالیت‌های فوق­برنامه درس» انجام داده است. اهداف تحقیق عبارتند از شناخت عواملی که بر مشارکت دانش‌آموزان تاثیر می‌گذارد که با شناخت این عوامل می‌توان راهکارهایی در جهت افزایش زمینه‌های مشارکتی ارائه کردکه در نهایت با گسترش مشارکت درسطح مدارس شاهد رشد خلاقیت و نوآوری دانش‌آموزان، اعتلای شخصیت آنان و جلوگیری از بروز انحرافات اجتماعی درمحیط­-‌ های گرم آموزشی هستیم.

مصطفی کامل­السعید(1381) مطالعه­ای با عنوان مشروعیت و امنیت در کشورهای عربی به سنجش و مقایسه امنیت عمومی شامل (امنیت رژیم و جامعه) در کشورهای مصر، الجزایر، عراق لیبی و عربستان سعودی در فاصله سال­های 1989 تا 1996 اقدام کرد.

روش مطالعه اسنادی بوده و داده‌های آنان بر اساس آمار و اطلاعات منتشر شده سازمان‌های حقوق بشر و سایر منابع رسمی جمع­آوری شد. یافته‌ها نشان می‌دهدکه از میان کشورهای بررسی شده عربستان سعودی بیشترین میزان امنیت و مشروعیت را داراست. دو کشور مصر و لیبی با وجود تفاوت در ساختار سیاسی­شان رتبه دوم را دارند. الجزایر به دلیل جنگ­های داخلی و عراق به دلیل جنگ دوم خلیج فارس چهارمین و پنجمین مقام را به خود اختصاص داده اند(کامل­السعید، 1381).

 

فرضیه‌ها

- بین میزان احساس امنیت سیاسی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان شهر شوط رابطه وجود دارد.

- بین میزان احساس امنیت جانی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان شهر شوط رابطه وجود دارد.

- بین میزان احساس امنیت مالی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط رابطه وجود دارد.

- بین میزان احساس امنیت فرهنگی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط رابطه وجود دارد.

- میزان مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان، بر حسب جنس آن­ها متفاوت است.

- میزان مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان، بر حسب سطح پایگاه اجتماعی آن­ها متفاوت است.

تعریف متغیرها

امنیت اجتماعی

مفهوم امنیت اجتماعی را به اختصار می‌توان به عنوان امنیت ازخطراتی­که متوجه ارزش‌های اجتماعی افراد و اعضای یک جامعه یا مصونیت از احساس احتمال خطر نسبت به حفظ و بقای این ارزش‌های اجتماعی است تعریف کرد(مولر[3]، 2000؛ افشار، 1385). امنیت و احساس امنیت به لحاظ این که مفاهیمی عینی و ذهنی هستند به سختی می‌توان آن را تعریف کرد. تعریف لغوی امنیت عبارت است از حفاظت در مقابل خطر (امنیت عینی) احساس ایمنی (امنیت ذهنی) و رهایی از تردید (اعتماد به دریافت‌های شخصی) است(بوزان 1983: 52؛ به نقل از عربی، 1384 : 193).

 

مشارکت اجتماعی

مشارکت اجتماعی به همکاری و روابط هدف‌مند افراد در جهت نیل به اهداف مشترک گروه و جامعه اطلاق می‌شود یکی از کامل‌ترین تعاریف مشارکت توسط «آبهوف» و «کوهن» بیان شده است آبهوف و کوهن بیش از هر چیز به دخالت مردم در فرایند تصمیم‌گیری تاکید دارند و معتقدند «مشارکت یعنی شرکت افراد در تصمیم­گیری، اجرا، ارزشیابی و تقسیم منافع حاصل از یک پروژه»(آبهوف و کوهن 40: 1996). از دیدگاه واژه­شناسی، مفهوم مشارکت با تعاون، همیاری و دیگر یاری متفاوت است. هر چند که در بعضی از متون، این کلمات را به صورت معادل به کار می‌برند.

 

تعریف عملیاتی احساس امنیت اجتماعی

امنیت اجتماعی با توجه به نظریه پارسونز که توسط چلبی بسط داده شده ناظر به چهار بعد امنیت مالی، امنیت جانی، امنیت فکری و امنیت جمعی است. هم­چنین باری بوزان که یکی از نظریه­پردازان معاصر در حوزه امنیت اجتماعی است، هویت و تهدیدات متوجه به آن را اساس مطالعات امنیت اجتماعی می‌داند.

 در این تحقیق با توجه به جمع­بندی تعاریف و نظریه‌های مختلف در خصوص امنیت اجتماعی چهار بعد برای سنجش متغیر امنیت اجتماعی طراحی شده است که عبارتند از: 1. امنیت جانی، 2. امنیت مالی، 3. امنیت سیاسی، 4. امنیت فرهنگی. در بین ابعاد مذکور، امنیت جانی و امنیت مالی به بسط نظریه پارسونز توسط چلبی مربوط بوده و ابعاد دیگر نیز علاوه بر در ارتباط بودن با مباحث مذکور درحوزه امنیت فکری، با مباحث مطرح شده توسط باری بوزان و سایر اعضای مکتب کپنهاگ نیز به لحاظ توجه به امنیت فرهنگی، تعاریف عملیاتی هریک از ابعاد در ذیل ارائه می‌شود:

1. امنیت جانی، امنیت جانی معطوف به میزان اطمینان افراد و اعضای جامعه از حیث حفظ سلامت و زندگی آنان در برابر حوادث و سوانح و هم­چنین خشونت‌های محتمل در جامعه است. سوالات 31 تا 33 برای سنجش میزان احساس امنیت از این حیث، طراحی شده اند.

2. امنیت مالی: منظور از بررسی امنیت مالی در این تحقیق بررسی میزان اطمینان دانش‌آموزان در خصو ص حفظ خود و مصونیت از سرقت و دزدی آنان و هم­چنین نظر آنان در باب میزان دزدی و سرقت در جامعه است. گویه‌های 34 تا 36 برای سنجش این بعد از متغیر امنیت اجتماعی طراحی شده است.

3. امنیت سیاسی: بعد امنیت سیاسی به منظور بررسی میزان احساس امنیت دانش‌آموزان از حیث نقد مسئولان اجرایی و عدم به وجود آمدن مخاطرات اجتماعی و سیاسی برای آنان در صورت اعتراض به مشکلات صنفی. بدین منظور گویه‌های 37 تا 39 طراحی شده است.

4. امنیت فرهنگی: این بعد از متغیر امنیت اجتماعی معطوف به هویت اجتماعی افراد در مباحث مربوط به نظریه­پردازان مکتب کپنهاگ است که به بررسی میزان احساس امنیت افراد در رابطه با حفظ فرهنگ بومی و محلی، آزادی اندیشمندان و سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی کشور با فرهنگ محلی دانش‌آموزان که در نهایت به حفظ فرهنگ و سنن آنان می‌انجامد.

 

روش تحقیق

در این تحقیق به لحاظ گستردگی جامعه آماری و هم­چنین به تناسب هدف تحقیق از روش پیمایش استفاده گردید و از ابزار پرسشنامه برای جمع­آوری اطلاعات و داده‌های مورد نیاز استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق دانش‌آموزان دختر و پسر متوسطه شهر شوط که در سال تحصیلی 94- 1393 مشغول به تحصیل بوده­اند می‌باشد. تعداد این دانش‌آموزان 1961 نفر می‌باشدکه با استفاده ازفرمول­کوکران حجم نمونه 320 نفر به دست آمد که با استفاده از روش نمونه­گیری طبقه­ای انتخاب شده­اند.

 

یافته­ها

- فرضیه اول: بین میزان احساس امنیت سیاسی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط رابطه وجود دارد.

یافته­ها نشان می­دهدکه مؤلفه احساس امنیت­سیاسی دارای میانگین (55/29) و انحراف معیار (05/3) می­باشد و متغیر میزان مشارکت اجتماعی دارای میانگین (39/64) و انحراف معیار (33/5) می‌باشد. هم­- چنین، یافته­ها بیانگر این است که ضریب همبستگی بین احساس امنیت سیاسی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان برابر با 431/0r= و 001/0sig= می­باشد. لذا به لحاظ آماری این طور می­توان بیان داشت که بین احساس امنیت سیاسی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به این معنی که، با احساس امنیت سیاسی، میزان مشارکت اجتماعی بیشتر می‌شود. (جدول شماره 1)

جدول شماره (1): ضریب همبستگی بین احساس امنیت سیاسی و

میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان

متغیرها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

ضریب پیرسون

سطح معناداری

احساس امنیت سیاسی

320

55/29

05/3

431/0

001/0

میزان مشارکت اجتماعی

320

39/64

33/5

 

- فرضیه دوم: بین­میزان احساس امنیت­جانی و میزان مشارکت اجتماعی دربین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط رابطه وجود دارد.

یافته­ها نشان می­دهد که مؤلفه احساس امنیت جانی دارای میانگین (90/28) و انحراف معیار (37/3) می‌باشد و متغیر میزان مشارکت اجتماعی دارای میانگین (39/64) و انحراف معیار (33/5) می­باشد. هم­- چنین، یافته­ها بیانگر این است که ضریب همبستگی بین احساس امنیت جانی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان برابر با 218/0r= و 001/0sig= می­باشد. لذا به لحاظ آماری این طور می‌توان بیان داشت­که بین احساس امنیت جانی و میزان مشارکت اجتماعی دربین دانش‌آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به این معنی که، با احساس امنیت جانی، میزان مشارکت اجتماعی بیشتر می‌شود. (جدول شماره 2)

جدول شماره (2):  ضریب همبستگی بین احساس امنیت جانی و

میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان

متغیرها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

ضریب پیرسون

سطح معناداری

احساس امنیت جانی

320

90/28

37/3

218/0

001/0

میزان مشارکت اجتماعی

320

39/64

33/5

 

-         فرضیه سوم: بین میزان احساس امنیت مالی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط رابطه وجود دارد.

یافته­ها نشان می­دهد که مؤلفه احساس امنیت مالی دارای میانگین (53/16) و انحراف معیار (95/2) می­باشد و متغیر میزان مشارکت اجتماعی دارای میانگین (39/64) و انحراف معیار (33/5) می­باشد. هم­- چنین، یافته­ها بیانگر این است که ضریب همبستگی بین احساس امنیت مالی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان برابر با 253/0r= و 001/0sig= می­باشد. لذا به لحاظ آماری این طور می­توان بیان داشت­که بین احساس امنیت مالی و میزان مشارکت اجتماعی دربین دانش‌آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به این معنی که، با احساس امنیت مالی، میزان مشارکت اجتماعی بیشتر می‌شود. (جدول شماره 3)

 

 

جدول شماره (3):  ضریب همبستگی بین احساس امنیت مالی و

 میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان

متغیرها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

ضریب پیرسون

سطح معناداری

احساس امنیت مالی

320

53/16

95/2

253/0

001/0

میزان مشارکت اجتماعی

320

39/64

33/5

 

 

- فرضیه چهارم: بین میزان احساس امنیت فرهنگی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط رابطه وجود دارد.

یافته­ها نشان می­دهدکه مؤلفه احساس امنیت­فرهنگی دارای میانگین (77/29) و انحراف­معیار (00/4) می­باشد و متغیر میزان مشارکت اجتماعی دارای میانگین (39/64) و انحراف معیار (33/5) می­باشد. هم­- چنین، یافته­ها بیانگر این است­که ضریب همبستگی بین احساس امنیت­فرهنگی ومیزان­مشارکت اجتماعی در بین دانش­آموزان برابر با 359/0r= و 001/0sig= می­باشد. لذا به لحاظ آماری این طور می­توان بیان داشت که بین احساس امنیت فرهنگی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش­آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به این معنی که، با احساس امنیت فرهنگی، میزان مشارکت اجتماعی بیشتر می‌شود. (جدول شماره 4)

جدول شماره (4): ضریب همبستگی بین احساس امنیت فرهنگی و

 میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان

متغیرها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

ضریب پیرسون

سطح معناداری

احساس امنیت فرهنگی

320

77/29

00/4

359/0

001/0

میزان مشارکت اجتماعی

320

39/64

33/5

 

 

 

 

 

 

 

 

- فرضیه پنجم: بین دختران و پسران دانش‌آموزان متوسطه شهرشوط ازنظر میزان مشارکت اجتماعی تفاوت وجود دارد.

نتایج حاصل از یافته­ها نشان می­دهد، میانگین و انحراف معیار میزان مشارکت اجتماعی دانش­آموزان پسر به ترتیب (18/64) و (46/5) و میانگین و انحراف معیار مشارکت اجتماعی دانش­آموزان دختر به ترتیب (63/64) و (19/5) می­باشد. هم­چنین، مقدار t محاسبه شده (752/0) با درجه آزادی 318 معنادار نمی­باشند. لذابه لحاظ آماری این­طور می­توان نتیجه­گیری­کردکه درمتغیر میزان مشارکت اجتماعی دانش­- ­آموزان بر اساس متغیر جنسیت تفاوت معنادار نمی­باشد. (جدول شماره 5)

 

 

جدول شماره (5): بررسی وضعیت میزان مشارکت اجتماعی
 دانش‌آموزان بر اساس متغیر جنسیت

متغیر

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

T

درجه آزادی

سطح معناداری

مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان

پسر

171

18/64

46/5

752/0

318

359/0

دختر

149

63/64

19/5

 

- فرضیه ششم: بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی و میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط تفاوت وجود دارد.

نتایج حاصل از یافته­ها نشان می­دهد که مقدار F محاسبه شده (804/0) با درجات آزادی (13 و 306) معنی­دار نمی­باشد. لذا به لحاظ آماری این طور می­توان نتیجه­گیری کرد که در متغیر میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان بر اساس پایگاه اجتماعی و اقتصادی تفاوت معناداری وجود ندارد.

 

 

جدول شماره (6): بررسی میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان

بر اساس پایگاه اجتماعی و اقتصادی

متغیر

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

مجذور میانگین

F

سطح معناداری

مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان

بین گروهی

137/300

13

087/23

804/0

656/0

درون گروهی

460/8792

306

734/28

مجموع

597/9092

319

 

نتایج حاصل از این تحقیق همسو با نتایج تحقیق(ساروخانی و هاشمی، 1390؛ صمدی بگه­جان، 1384؛ ایسپا 1383؛ جوادی نیا، 1379؛ خوشفر، 1378) می‌باشد.

نتایج پژوهش ساروخانی و هاشمی(1390)، نشان داد که بین مشارکت اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی در بین جوانان شهر ساری رابطه معناداری وجود دارد. صمدی بگه جان (1384)، در پژوهشی با عنوان «امنیت اجتماعی در سنندج» به این نتایج دست یافت که 70 درصد مصاحبه شونده‌ها بر سرقت و قتل به عنوان عوامل اصلی احساس ناامنی تاکیده کرده­اند. در خصوص سیاسی، هویتی قومی و مذهبی پاسخگویان 70 درصد از سوی سازمان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی، زمانی که فرد برای گرفتن امتیازی (استخدام در ادارات، گزینش درکنکور، کارکردن در یک شرکت و غیره) با شخصی ازهویت قومی و مذهبی متمایز رقابت می‌کنند، مورد تهدید قرار گرفته اند. 70 درصد از پاسخگویان این گروه معتقدند که امنیت سیاسی وجود نداشته و اگر یکی از وابستگان نزدیک آن­ها فعالیت سیاسی داشته، امتیازاتی را از آن‌ها گرفته‌اند و امنیت آن­ها تهدید شده است. در گروهی دیگر از افراد مورد مطالعه که به قاچاق کالا اشتغال داشته اند نیز اشاره کرده‌اندکه موقعیت هایی برای دوستان­شان پیش آمده­که به صرف سنی یا کرد بودن، از سوی ارگان‌های رسمی مورد تهدید قرار گرفته اند. در کل، 20 درصد از سالمندان و میانسالان معتقدند که در موقعیت‌های پیش آمده که مذهب و قومیت معیار امتیاز بوده، به صرف سنی یا کرد بودن از استخدام در ادارات جلوگیری شده است اما جوانان در این باره نظر عکس داشته اند، به طوری که موقعیت تهدیدزدایی برای 60 درصد از جوانان به علت سنی یا کرد بودن پیش آمده و از استخدام و به وجود آمدن فرصت‌های مناسب کاری برای آن­ها جلوگیری به عمل آمده است.

ایسپا(1383)، در پژوهشی و در «بررسی عوامل موثر به میزان احساس امنیت اجتماعی از دیدگاه شهروندان تهرانی»، به این نتایج دست یافتند که میزان احساس امنیت در محل سکونت اکثر پاسخگویان در حد کمی دارد. پاسخگویان در تعامل با محیط اجتماعی خود از سوی دیگران احساس امنیت نمی­کنند و حدود 40 درصد از پاسخگویان میزان امنیت را در منطقه زندگی خود زیاد ارزیابی کرده و 60 درصد از آنان میزان امنیت در شهر تهران را کم و بسیار کم دانسته­اند. اکثر پاسخگویان عملکرد نیروی انتظامی را درخصوص ایجاد وحفظ امنیت مطلوب ارزیابی­کرده­اند. دربخش مربوط به نتایج دومتغیره تحقیق مشخص شده است که بین درآمد افراد و میزان امنیت اجتماعی آنان رابطه مثبت و معنی­د­اری وجود دارد. اما درکل می‌توان نتیجه گرفت که میزان امنیت اجتماعی شهروندان تهرانی در حد کمی قرار دارد که در مجموع در رابطه با این تحقیق می‌توان گفت این پیمایش از چارچوب و روش علمی قابل قبولی برخوردار است، لیکن محققان در بخش چارچوب نظری توجهی به نظریه‌های مکتب کپنهاگ، نظیر نظریه بوزان و ویور نداشته­اند و درنتیجه ازبعد فرهنگی و هویتی امنیت اجتماعی­که ازابعاد اساسی این متغیر محسوب می‌شوند غفلت شده است. کرکه­آبادی(1373) در تحقیقی با عنوان «بررسی عوامل موثر به میزان مشارکت دانش­- ‌آموزان در فعالیت‌های مدارس راهنمایی شهر تهران» انجام داده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که تاثیر پنداشت دانش‌آموزان از خود، پنداشت دانش‌آموزان از مدرسه خود، پنداشت دانش‌آموزان از اولیای مدرسه و معلمین و خانواده خود بر سطح مشارکت دانش‌آموزان در فعالیت‌های مدرسه­ای تاثیر معناداری داشته است.

 

بحث و نتیجه‌گیری

نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که بین میزان احساس امنیت سیاسی، جانی، مالی و فرهنگی با میزان مشارکت اجتماعی در بین دانش‌آموزان متوسطه شهر شوط رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد که این نتیجه همسو با مطالعات نظری و نظریات مرتبط با این متغیرها و هم­چنین همسو با نتایج تحقیقات تجربی داخلی و خارجی مرتبط با موضوع تحقیق می‌باشد. بر اساس نتایج تحقیق به نظر می‌رسد میزان مشارکت دانش‌آموزان با شاخص­های توسعه­انسانی فاصله قابل­توجهی دارد و این مساله اقدامات و تلاش­های کارشناسانه و مستمر برنامه­ریزان و مسئولین را طلب می‌کند زیرا نهاد آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد زیربنایی در تعلیم و تربیت محسوب می‌شود و در سرنوشت و میزان توسعه یافتگی جامعه تاثیر مستقیم دارد. نهاد آموزش و پرورش می‌تواند با برنامه­های تربیتی خود زمینه شکوفایی استعدادهای افراد را فراهم سازد و با توجه به نتایج به دست آمده در زمینه مشارکت پایین­تر دخترها نسبت به پسرها لازم است برای رسیدن به توسعه پایدار و همه جانبه همه افراد جامعه (دختر و پسر) شیوه­های جدیدی اتخاذ نمایید تا انگیزه لازم مشارکت فارغ از کلیشه­های جنسیتی در مدرسه و جامعه فراهم شود و دخترها نیز چون پسرها استقلال و اعتماد به نفس بالایی به دست آورند. البته نهاد آموزش و پرورش می‌تواند بخشی از این مسئولیت را به عهده گیرد و این امر مستلزم همکاری سایر نهادهای فرهنگی و اجتماعی، نظام و انتظامی و قضایی جامعه است. با توجه به تغییر شرایط جامعه و آشنایی بیشتر دانش‌آموزان با دانش و فناوری­های جدید به نظر می‌رسد شکل مشارکت دانش‌آموزان نیز تغییر کرده است و شیوه­های مشارکت قبلی برای دانش‌آموزان جذابیت چندانی ندارد. بنابراین، با توجه به نظریات گیدنز و سیورالا می‌توان گفت که امروزه شکل و نوع مشارکت تغییر کرده است و افراد در واقع به بازاندیشی رفتار خود می‌پردازند و براساس عقلانیت نوع رفتار خود را انتخاب می‌کنند. بنابراین، دانش‌آموزان نیز بر همین اساس فعالیت‌ها خود را در ارتباط با اهداف و اولویت­های تحصیلی و شغلی­خود انتخاب می‌کنند. پس لازم است­که برنامه­- ریزان آموزشی با در نظر گرفتن این شرایط و حساس بودن وضعیت دانش‌آموزان هم از لحاظ روانی و هم آینده کشور باید زمینه­های مشارکت جدیدتر و جذاب­تر را برای دانش‌آموزان فراهم نمایند به گونه­ای که این فعالیت‌ها هم نیازهای روانی و شخصیتی آن­ها را فراهم نماید و هم این­که برای ورود به جامعه اصول جامعه مدنی و شهروندی را نیز فرا گیرد. هر اندازه دانش‌آموزان در فعالیت­های مدرسه مشارکت داشته باشند درآینده نیز برای مشارکت درجامعه انگیزه بیشتری خواهندداشت چون فضای­مشارکتی و دموکراسی برای آن­ها نهادینه شده است و به سرنوشت کشور خود تعلق و تعهد خاصی خواهند داشت در این صورت است که ما می‌توانیم شاهد تحقق توسعه پایدار در جامعه باشیم.

 

 منابع

افتخاری، ا. (1382). روش­شناسی اثباتی درمطالعات امنیتی. مطالعات راهبردی. تهران، شماره 15.

افشار، ز، ا. (1385). امنیت اجتماعی زنان در شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

ایسپا، ا. (1382). بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی از دیدگاه شهروندان تهرانی. مرکز افکارسنجی دانشجویان (ایسپا)، تهران.

بشیریه، ح. (1382). جامعه­شناسی سیاسی؛ نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی. تهران: نشر نی. چاپ نهم.

بوزان، ب، (الف). (1380). امنیت کشور، نظم نوین جهانی و فراسوی آن. ترجمه: ا، پارساپور. فصلنامه فرهنگ اندیشه. تهران، سال اول، شماره­های 3 و 4.

بوزان، ب. (1378). مردم، دولت‌ها و هراس. ترجمه: پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران.

پوتنام، ر. (1379). دموکراسی و سنت‌های مدنی. ترجمه: م، ت، دلفروز. تهران: انتشارات وزارت کشور.

چلبی، م. (1375). جامعه شناسی نظم. تهران: نشر نی.

خوشفر، غ، ر. (1378). بررسی میزان مشارکت مردم در ایجاد امنیت اجتماعی شهرستان‌های استان مازندران. معاونت پژوهشی استانداری مازندران.

ریتزر، ج. (1381). نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی. چاپ ششم.

شریفی دریاز، م. (1384). بررسی اقتدارگرایی و عوامل مؤثر بر آن با تاکید بر احساس امنیت. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، تهران.

صمدی بگه‌جان، ج. (1384). امنیت اجتماعی در شهر سنندج. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.

کریمی، ی. (1375). روان­شناسیاجتماعی. تهران: ارسباران.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

مولر، ج. (1386). استدلال آماری در جامعه­شناسی. ترجمه: ه، نایبی. تهران: نشر نی.

نوذری، ح. (1381). بازخوانیهابرماس؛ درآمدیبراندیشه‌ها ونظریه­هاییورگنهابرماس. تهران: نشر چشمه.

نویدنیا، م. (1382). درآمدی بر امنیت اجتماعی، فصلنامه مطالعات راهبردی. تهران: سال ششم، شماره 19، صفحه 76-55.

ولی‌پور زرومی، ح. (1383). گفتمان‌های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران. تهران پژوهشکده مطالعات راهبردی.

ویور، ا. (1380). امنیتی­کردن و غیرامنیتی کردن. ترجمه: م، ع، صدوقی. فصلنامه فرهنگ­اندیشه. تهران: سال اول، شماره­های 3 و 4.

Aizen, I & fishbein, m. (1980). unders tanding attitude and predicting social behaviar englewoodcilffs. ng: prentice-hall.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1. دانش­آموخته کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2. استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

1. Moller

افتخاری، ا. (1382). روش­شناسی اثباتی درمطالعات امنیتی. مطالعات راهبردی. تهران، شماره 15.

افشار، ز، ا. (1385). امنیت اجتماعی زنان در شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

ایسپا، ا. (1382). بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی از دیدگاه شهروندان تهرانی. مرکز افکارسنجی دانشجویان (ایسپا)، تهران.

بشیریه، ح. (1382). جامعه­شناسی سیاسی؛ نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی. تهران: نشر نی. چاپ نهم.

بوزان، ب، (الف). (1380). امنیت کشور، نظم نوین جهانی و فراسوی آن. ترجمه: ا، پارساپور. فصلنامه فرهنگ اندیشه. تهران، سال اول، شماره­های 3 و 4.

بوزان، ب. (1378). مردم، دولت‌ها و هراس. ترجمه: پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران.

پوتنام، ر. (1379). دموکراسی و سنت‌های مدنی. ترجمه: م، ت، دلفروز. تهران: انتشارات وزارت کشور.

چلبی، م. (1375). جامعه شناسی نظم. تهران: نشر نی.

خوشفر، غ، ر. (1378). بررسی میزان مشارکت مردم در ایجاد امنیت اجتماعی شهرستان‌های استان مازندران. معاونت پژوهشی استانداری مازندران.

ریتزر، ج. (1381). نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی. چاپ ششم.

شریفی دریاز، م. (1384). بررسی اقتدارگرایی و عوامل مؤثر بر آن با تاکید بر احساس امنیت. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، تهران.

صمدی بگه‌جان، ج. (1384). امنیت اجتماعی در شهر سنندج. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.

کریمی، ی. (1375). روان­شناسیاجتماعی. تهران: ارسباران.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

مولر، ج. (1386). استدلال آماری در جامعه­شناسی. ترجمه: ه، نایبی. تهران: نشر نی.

نوذری، ح. (1381). بازخوانیهابرماس؛ درآمدیبراندیشه‌ها ونظریه­هاییورگنهابرماس. تهران: نشر چشمه.

نویدنیا، م. (1382). درآمدی بر امنیت اجتماعی، فصلنامه مطالعات راهبردی. تهران: سال ششم، شماره 19، صفحه 76-55.

ولی‌پور زرومی، ح. (1383). گفتمان‌های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران. تهران پژوهشکده مطالعات راهبردی.

ویور، ا. (1380). امنیتی­کردن و غیرامنیتی کردن. ترجمه: م، ع، صدوقی. فصلنامه فرهنگ­اندیشه. تهران: سال اول، شماره­های 3 و 4.

Aizen, I & fishbein, m. (1980). unders tanding attitude and predicting social behaviar englewoodcilffs. ng: prentice-hall.