بررسی رابطه ویژگی‌های شخصیتی و سلامت عمومی با رشد اعتقادی در بین دانش‌آموزان دختر و پسر آموزش و پرورش تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 کارشناس‌ارشد روان‌شناسی عمومی و دانشجوی دکتری مدیریت بحران پژوهشگاه شاخص پژوه اصفهان- ایران.

3 دانشگاه تربیت معلم شهید مدنی، آذرشهر– ایران.

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ویژگی­های شخصیتی و سلامت عمومی با رشد اعتقادی در بین دانش­آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه نواحی 1 و 5 آموزش و پرورش تبریز در سال­ تحصیلی 93-1392 انجام پذیرفت. به همین منظور 377 نفر با روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه­های رشد اعتقادی، سلامت عمومی (GHQ-28) و پنج عاملی شخصیت (NEO-FFI) توسط آن­ها پاسخ داده شد. نتایج آزمون رگرسیون چند­متغیری نشان داد که از بین چهار مولفه سلامت عمومی، تنها مولفه افسردگی رابطه معنی­دار با رشد اعتقادی دارد، درحالی­که سایر مولفه­ها پیش­بین معنی­دار برای متغیر رشداعتقادی نبودند. آزمون همبستگی نیز نشان دادکه با افزایش رشد اعتقادی، تمامی مولفه­­های سلامت عمومی و نمره کل آن افزایش می­یابد، یعنی رشد اعتقادی بالامنجر به افزایش سلامت عمومی می­شود. هم­چنین نتایج تحلیل رگرسیون برای ویژگی­های شخصیتی نشان داد که بین برون­گرایی، موافق ­بودن و با وجدان ­بودن با رشد اعتقادی رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد، در حالی که بین ویژگی شخصیتی گشودگی با رشد اعتقادی، رابطه منفی و معنی­دار وجود داشت. در نهایت، نتایج آزمون همبستگی، حاکی از وجود رابطه منفی و معنی­دار بین ویژگی شخصیتی روان­آزردگی با رشد اعتقادی بود، در صورتی که رابطه ویژگی­های شخصیتی برون­گرایی، موافق­بودن و با وجدان­بودن با رشد اعتقادی مثبت و معنی­دار به دست آمد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relationship between personality characteristics and General Health with Belief Development of girl and boy high school students (case study: 1st and 5th areas of Office of Education in 1392-1393)

نویسندگان [English]

  • Alireza Aghdami Baher 1
  • Nader Mogadam Dizaj Heris 2
  • Hamid Abasian 2
  • Golamreza Golmahammadnezhad 3
چکیده [English]

The goal of present research is to determine the relationship between personality characteristics and General Health with Belief Development of girl and boy high school students of 1st and 5th areas of Office of Education in 1392-1393. In this regard, 377 students were selected by the Random Stratified Sampling Method and then the following tests were administered: Belief Development Inventory, General Health (GHQ-28), and NEO Five-Factor Inventory (NEO-FFI). Results of multivariate regression showed that, only depression component of General Health was meaningfully related with Belief Development and other three components of General Health were not meaningful predictors of Belief Development. Correlation Test showed that, in the course of Belief Development, all the components of General Health and the total score increases. Also analysis of variance of personality characteristics showed that, there is a positive and meaningful relationship between Extraversion, Agreeableness, and Conscientiousness with Belief Development. At same time there was a negative and meaningful relationship between Openness to Experience and Belief Development. At last correlation test showed a negative and meaningful relationship between Neuroticism and Belief Development. The same test showed a positive and meaningful relationship between Extraversion,Agreeableness and Conscientiousness with Belief Development.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • belief development
  • General Health
  • personality characteristics
  • high school students

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و سوم، تابستان 1393

ص ص 114- 99 

 

 

 

 

 

بررسی رابطه ویژگی­های شخصیتی و سلامت عمومی با رشد
اعتقادی در بین دانش­آموزان دختر و پسر آموزش و پرورش تبریز
[1]

علیرضا اقدمی­باهر[2]

نادر مقدم دیزج هریک[3]

حمید عباسیان[4]

دکتر غلامرضا گل­محمدنژاد[5]

تاریخ دریافت مقاله:2/2/1394

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:18/12/1394

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ویژگی­های شخصیتی و سلامت عمومی با رشد اعتقادی در بین دانش­آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه نواحی 1 و 5 آموزش و پرورش تبریز در سال­ تحصیلی 93-1392 انجام پذیرفت. به همین منظور 377 نفر با روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه­های رشد اعتقادی، سلامت عمومی (GHQ-28) و پنج عاملی شخصیت (NEO-FFI) توسط آن­ها پاسخ داده شد. نتایج آزمون رگرسیون چند­متغیری نشان داد که از بین چهار مولفه سلامت عمومی، تنها مولفه افسردگی رابطه معنی­دار با رشد اعتقادی دارد، درحالی­که سایر مولفه­ها پیش­بین معنی­دار برای متغیر رشداعتقادی نبودند. آزمون همبستگی نیز نشان دادکه با افزایش رشد اعتقادی، تمامی مولفه­­های سلامت عمومی و نمره کل آن افزایش می­یابد، یعنی رشد اعتقادی بالامنجر به افزایش سلامت عمومی می­شود. هم­چنین نتایج تحلیل رگرسیون برای ویژگی­های شخصیتی نشان داد که بین برون­گرایی، موافق ­بودن و با وجدان ­بودن با رشد اعتقادی رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد، در حالی که بین ویژگی شخصیتی گشودگی با رشد اعتقادی، رابطه منفی و معنی­دار وجود داشت. در نهایت، نتایج آزمون همبستگی، حاکی از وجود رابطه منفی و معنی­دار بین ویژگی شخصیتی روان­آزردگی با رشد اعتقادی بود، در صورتی که رابطه ویژگی­های شخصیتی برون­گرایی، موافق­بودن و با وجدان­بودن با رشد اعتقادی مثبت و معنی­دار به دست آمد.

واژگان کلیدی: رشد اعتقادی، سلامت عمومی، ویژگی­های شخصیتی و دانش­آموزان متوسطه.

مقدمه

دین بزرگ­ترین موهبتی است­که خداوند بر بندگان خود ارزانی داشته است. اکنون که این موهبت بزرگ در اختیار بشر قرار داده شده است،‌ بنابراین خرد و عقل حکم می­کند که از این هدیه خداوند آن­گونه که شایسته است مراقبت و پاسداری شود.

یکی از قدیمی­ترین، جامع­ترین، پایدارترین و موثرترین ابعاد شکل­دهنده وجود انسان دین است؛‌ چرا که جزء یکی از مهم­ترین ابعاد فرهنگی است که مردم­شناسان و دیگر علمای اجتماعی، آن را مطالعه و بررسی نموده­اند. دین و اعتقادات دینی، نه تنها در تمام جوامع انسانیِ شناخته شده حضور دارد، بلکه به نحو برجسته­ای با دیگر نهادهای فرهنگی، کنش­متقابل دارد(علمی، 1381). در دین اسلام آموزه­های زیادی وجود دارد که به افراد سفارش می­کنند توجه خود را به صورت آگاهانه و اختیاری بر موضوعاتی متمرکز ساخته و از موضوعاتی دیگر منصرف سازد. خداوند در قرآن کریم می­فرماید: «­ای کسانی که ایمان آورده­اید ... خدا را فراوان یاد کنید تا رستگار شوید.[6]» در آیه دیگری می­فرماید: «­ای کسانی که ایمان آورده­اید، خدا را بسیار یاد کنید.[7]» امروزه توجه و گرایش به سمت معنویت و دین، به طور عام و دعا به طور خاص، و ارتباط دایمی انسان با خداوند یگانه، و اعتقاد به وجود دایمی او در لحظه­های حساس، تاثیر به سزایی در ایجاد بهداشت روانی سالم و درمان بیماری­های جسمانی و روانی می­تواند داشته باشد(الوین، 2001). از نماز به مثابه تکیه­گاهی نیرومند که انسان را به مبدایی از رحمت نامحدود و بی­انتها مرتبط می­سازد، یاد شده است که با اتکا به آن می­توان با روحی مطمئن و آرام، امواج سهمگین را در هم شکست(وفایی بوربور، 1378؛ به نقل از سید موسوی و دیگری، 1388).

در دین­داری، سه بعد مهم وجود دارد که سبب رضایت از زندگی می­گردد: 1. حمایت اجتماعی: گروه­های مذهبی یکی از منابع مهم حمایت اجتماعی به شمار می­روند. متدینانی که در فعالیت­های اجتماعی دینی مشارکت دارند، شبکه فعالی را به وجود می­آورند که هنگام گرفتاری­ها و ناراحتی­ها از آنان حمایت می­کنند؛ 2. تقرب به خداوند: احساس تقرب به خداوند یکی از منابع مهم رضایت از زندگی است. تقرب به خداوند صرف نظر از حضور در اماکن مذهبی، با رضایت و خشنودی از زندگی همبستگی دارد؛ 3. باورهای راسخ و محکم: وجود این­گونه باورها در فرد، صرف نظر از عبادت و شبکه اجتماعی، سبب رضایت از زندگی می­گردد(نوری و دیگری، 1388).

یکی از اموری که در اسلام بر آن تاکید شده است، اهتمام به نعماتی است که خداوند در اختیار بشر قرار داده است. قرآن می­فرماید: «­نعمت خدا را بر خود، کتاب آسمانی و حکمتی را که خدا بر شما نازل کرده به خاطر داشته باشید.[8]» در آیه دیگری آمده است:

«­پس نعمت­های خدا را یاد کنید، شاید که رستگار شوید.[9]» یاد کردن نعمت­ها، نیازمند توجه حسی و قلب به این نعمت­ها است. کسی که به نعمت­ها و امکانات زندگی خود توجه دارد، احتمالاً رضایت بیشتری از زندگی خود خواهد داشت(نوری و دیگری، 1388).

از نعمت­های مهمی که به بسیاری از انسان­ها اعطا شده است، سلامت است. سلامت از نیازهای اساسی انسان است که در توسعه پایدار نقش حیاتی دارد. اگر چه در ابتدا فقط به سلامت جسم به عنوان سلامتی توجه می­شد، اما با پیشرفت علم  و رسیدن به سطحی قابل­قبول از سلامت جسمانی و مبارزه علیه بسیاری از بیماری­ها، بشر به جنبه­های دیگر سلامت، از جمله سلامت روان توجه کرده است(عبدی­ماسوله و همکاران، 1386). طبق تحقیقات انجام شده، میزان شیوع اختلال­های روانی در کشورهای در حال رشد رو به افزایش است. شاید بتوان دلیل این فزونی را تا اندازه­ای به رشد روزافزون جمعیت، دگرگونی­های اجتماعی، گسترش شهرنشینی، زندگی در خانواده­های ناکارآمد و مشکلات اقتصادی نسبت داد(علیزاده و دیگری، 1380). مطالعات انجام شده بر روی اختلالات روانی نشان­دهنده آن است که آمار اختلال­های روانی در اکثر جوامع درحال افزایش است، به طوری­که سازمان بهداشت جهانی پیش­بینی نموده است که تا سال 2020 اختلال­های خلقی دومین طبقه ازبیماری­های شایع در جهان خواهد بود(به نقل از صادقیان و همکاران، 1388). یکی از محورهای ارزیابی سلامتی جوامع مختلف، بهداشت روانی آن جامعه است (ساکی و دیگری، 1381). علت این همه توجه به بهداشت روان این است که سلامت جسمی، روانی و اجتماعی، لازمه رشد و شکوفایی انسان­ها می­باشد(احمدی و همکاران، 1386). بهداشت روانی، هنر توسعه و سلامتی روان است که تاکید بر سطح بالای سازگاری احساسی- عاطفی در رفتار فرد با جهان اطراف و خلق راه­های انعطا­ف­پذیر و پخته با استفاده از استعدادها و ظرفیت­ها دارد. به عبارت دیگر، بهداشت روانی عبارت است ازتوان مقابله و سازگاری و ایجاد ارتباط منطقی در سه فضای زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی. بهداشت روانی، امری نسبی است، زیرا افراد جامعه با هم متفاوت هستند؛ ارزش­ها، نیازها و مسائل­شان در شرایط و موقعیت­های زمانی و مکانی و موقعیت­های مختلف، تغییر و تحول پیدا می­کند. ولی آن­چه ازهمه مهم­تر است، سطح بالای سازگاری و انطباق با محیط و شرایط است(نوابخش و دیگری، 1385). سلامت روانی، نقش مهمی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می­کند(ساکی و دیگری، 1381). به اعتقاد لاپسلی[10](1989) سلامت روان به معنای اجرای موفقیت­آمیز عملکرد روانی است که منجر به فعالیت­های سازنده، برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه و توانایی تطبیق با تغییرات یادگیری و اعتماد به نفس می­شود(به نقل از احمدی و همکاران، 1386). سلامت روان عبارت است از رفتار موزون و هماهنگ با جامعه، شناخت و پذیرش واقعیت­های اجتماعی و قدرت سازگاری با آن­ها و شکوفایی استعدادهای فطری خویش(اسدی­نوقابی و دیگری، 1379). مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکا به خود، ظرفیت رقابت، و خودشکوفایی توانایی­های بالقوه فکری و هیجانی و ... است. سلامت روان چیزی فراتر از نبود اختلال­های روانی است و آن­چه مسلم است این است که حفظ سلامت روان نیز مانند سلامت جسم حائز اهمیت است(عبدی­ماسوله و همکاران، 1386). نتایج تحقیق کندلر[11](2003) نشان داد که نگرش منفی افراد نسبت به زندگی که در اثر نداشتن باورهای مذهبی به وجود می­آید موجب افزایش ریسک ایجاد بیماری­های روانی می­شود و به طور کلی زنان و مردان مذهبی کم­تر دچار اضطراب و اختلال­های اضطرابی می­شوند(به نقل از گنجی و دیگری، 1389).

یکی دیگر از موضوعاتی که می­تواند با دین­دار بودن افراد در ارتباط باشد شخصیت است. مدی[12] شخصیت را مجموعه­ای با ثبات از تمایلات و ویژگی­ها می­داندکه مشترکات و تفاوت­های رفتاری روان­شناختی (افکار، احساسات و اعمال) افراد را تعیین می­کند و ممکن است به آسانی، به عنوان نتیجه فشارهای زیست­شناختی و اجتماعی زمان قابل درک نباشد(مدی، 1989). صفات شخصیت، اولین راهنمای تشخیص وضعیت شناختی و عاطفی افراد هستند و بر نقش­های اجتماعی- عاطفی و رفتارهای بین­فردی یا شغلی افراد تاثیر می­گذارند(موینی­هان[13] و دیگری، 2001). آلپورت معتقد است که نظام ارزشی دینی به تنهایی قادر است که شخصیت را سازماندهی کند. عملکرد یک نظام ارزشی، وحدت بخشی به شخصیت و ساختن آن است. به عقیده آلپورت همه نظام­های ارزشی (علم و دانش، ارزش­های سیاسی، ارزش­های زیبایی­شناختی، ارزش­های اقتصادی، ارزش­های اجتماعی و نظام ارزشی دینی) قادر به یکپارچه­سازی شخصیت نیستند. وی معتقد است نظام ارزشی دینی تنها نظامی است که می­تواند به صورت کامل و مستمر به شخصیت، وحدت و یکپارچگی ببخشد(راس، 1373). همه انسان­ها از حیث داشتن شخصیت، به معنای وسیع کلمه روان­شناسی، با هم همانند هستند؛ یعنی هر کسی شخصیتی دارد. ولی این شخصیت یا خویشتن، در همه یکسان نیست، بلکه در هر کسی به صورت خاصی می­باشد که او را از دیگران متمایز می­سازد. تفاوت­هایی که افراد با هم دارند به حدی است که نمی­توان از میان آن­ها حتی دو نفر را یافت که از هر لحاظ شبیه یکدیگر باشند(قراباغی، 1382).

به اعتقاد هاریسون(2001) با وجود این که مدت­هاست تصور می­شود بین مذهب و سلامت روانی ارتباط مثبتی وجود دارد، اخیراً روان­شناسی­ مذهبی، شواهد تجربی بسیاری را در این زمینه فراهم کرده است(به نقل از رجایی و همکاران، 1388). در ادامه به برخی از آن­ها اشاره می­شود.

در یک پژوهش توسط مک کولاف[14] و دیگری(2005) که به بررسی رابطه دین­داری و عوامل رشدی مربوط به تغییرات خودسنجی سلامتی در طی بزرگسالی (20 تا 94 سال) می­پرداخت، نتایج نشان داد که حتی بعد از کنترل رفتارهای سلامتی، حمایت اجتماعی/ فعالیت اجتماعی و چهار مورد از پنج ویژگی شخصیتی بزرگ، زنانی که در دهه 1940، بسیار دین­دار بودند در طول زندگی، میانگین خودسنجی سلامتی­شان بالا بود و نرخ اُفت کم­تری داشتند. اما در مورد مردان، ارتباط بین دین­داری با عوامل رشدی مربوط به گزارش سلامتی خود، معنی­دار نبود. مارتین[15] و همکاران(2003) در بررسی خود به این نتیجه رسیدندکه کسانی که به طور منظم به کلیسا می­روند سبک زندگی سالم­تری دارند، بیشتر ورزش می­کنند، کمتر سیگاری هستند و در دبیرستان در آزمون­های مربوط به زبان، مهارت بیشتری ازخود نشان می­دادند. هم­چنین شواهد نشان داد که عاطفه منفی، یعنی داشتن نمره بالا در مقیاس مشکلات اجتماعی، در بین افرادی که به کلیسا می­روند بیشتر بود. تحقیق نونی و وودرام(2002) نشان داد الزام رفتن به کلیسا و حمایت اجتماعی ایجاد شده در اثر حضور در کلیسا و انجام مراسم دعا، از عوامل موثر بر سلامت روانی هستند و با آن رابطه مثبت دارند(به نقل از رجایی و همکاران، 1388). مایرز(2000) نیز در بررسی خود به این نتیجه دست یافت که افراد معنوی­تر، از شادابی بیشتری برخوردارند و شرکت در مناسک مذهبی، رابطه مثبتی با احساس خوب بودن آن­ها دارد(به نقل از همان منبع). در یک مطالعه بر روی 1040 بزرگسال (436 مرد و 604 زن) نتایج نشان داد که بین گرایش به روان­پریشی با جهت­گیری مذهبی، رابطه منفی وجود دارد. هم­چنین بین ویژگی­های شخصیت وسواسی با جهت­گیری مذهبی، ارتباط مثبت اما متوسط وجود داشت(مالتبی[16]، 1999). در بررسی فضل­الهی قمشی و دیگری(1391) نتایج نشان­دهنده این بود که بین رشد اعتقادی و سلامت روانی دانشجویان ارتباط مثبت وجود دارد. در این مطالعه، رابطه بین سلامت روانی و رشد اعتقادی دانشجویان پسر مثبت و معنادار و دانشجویان دختر مثبت بود. در مطالعه تکلوی ­ورنیاب و دیگری(1389) نتایج تحقیق نشان داد که اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی، رابطه منفی معناداری با عمل به باورهای دینی دارند. یعنی با افزایش اعمال دینی، از میزان اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی افراد کاسته می­شود. در بررسی دیگری، یافته­ها بیانگر این بود که بین باورهای مذهبی با میزان اضطراب آزمودنی­ها ارتباط منفی معنادار وجود دارد؛ یعنی با افزایش باورهای مذهبی، از میزان اضطراب افراد کاسته می­شود(گنجی و دیگری، 1389). در بررسی شجاعیان و دیگری(1381) آن­ها دریافتند که بهره­گیری از دعا با سلامت روانی آزمودنی­ها رابطه معنادار دارد و با افزایش استفاده از دعا، سلامت روانی افراد نیز افزایش می­یابد. هم­چنین استفاده از دعا با زیرمقیاس­های اضطراب و افسردگی پرسشنامه سلامت عمومی، رابطه معنادار منفی داشت. به عبارت دیگر، افزایش استفاده از دعا با کاهش نمره­های اضطراب و افسردگی همراه بود.

در پژوهش هنینگزگارد[17] و دیگری(2008) که به بررسی رابطه بین دین­داری، معنویت و شخصیت در یک سطح و چند سطح می­پرداخت، یافته­ها نشان داد که در سطح یک متغیره، بین تمام متغیرهای      دین­داری و معنویت (به جز جهت­گیری بیرونی) با پنج ویژگی­شخصیتی ارتباط معناداری وجود دارد. با این حال در سطح چند متغیره نیز جهت­گیری بیرونی و جهت­گیری جستجوی وجودی و جهت­گیری درونی، ارتباط معناداری با پنج ویژگی شخصیتی داشتند. در بررسی دیگری که توسط جانستون[18] و دیگری(2008) انجام شد و به مطالعه ارتباط ویژگی­های شخصیتی اسکیزوتایپال و نگرش مذهبی در بین مسلمانان می­پرداخت، یافته­ها بیانگر این بودکه بین نگرش نسبت به اسلام، انجام فریضه نماز و حضور درمسجد همبستگی بالایی وجود دارد، اما بین این ویژگی­ها و صفات اسکیزوتایپال، رابطه منفی ضعیفی وجود داشت. در ضمن، متغیرهای سن و محبوبیت اجتماعی بر رابطه مذهبی بودن و ویژگی­های اسکیزوتایپی تاثیری نداشتند اما متغیر جنسیت نقش تعدیل­ کننده بر ارتباط آن­ها داشت. رول[19](2008) با بررسی رشد معنوی در مدارس عمومی و مذهبی، به ارتباط بین معنویت با عواملی مانند جامعه، هویت و شخصیت دست یافت. او معتقد است دانش­آموزان دارای ابعاد دینی و معنوی متفاوتی هستند که نیازمند رشد و پرورش این ابعاد هستند و این وظیفه معلمان است­که از طریق روش­های تدریس خود این ابعاد را پرورش داده و سازماندهی کنند. در مطالعه هیلس[20] و همکاران(2004) پژوهشگران به بررسی رابطه عوامل شخصیتی اولیه آیزنک و جنبه­های گوناگون جهت­گیری و عمل دینی پرداختند. نتایج نشان داد که بین تمام متغیرهای دینی با روان­پریشی، همبستگی منفی وجود دارد. در بررسی مک کولاف و همکاران(2003) رابطه پنج ویژگی شخصیتی با دین­داری در بزرگسالی، در نمونه­ای متشکل از 492 نوجوان 12 تا 18 سال و به مدت 19 سال بررسی شد. مشخص شد که در میان پنج ویژگی، با وجدان­بودن ارتباط زیادی با دین­داری در اوایل بزرگسالی دارد. در بین نوجوانان دارای ثبات هیجانی، در مقایسه با نوجوانان دارای ثبات هیجانی پایین، ارتباط بین تربیت دینی در کودکی و دین­داری در بزرگسالی ضعیف بود. به عبارت دیگر نوجوانان دارای ثبات هیجانی پایین به احتمال بیشتری از نظر دین­داری به والدین خود شبیه بودند. لویس[21] و دیگری(1994) طی پژوهشی به بررسی رابطه نگرش­های مذهبی و ویژگی­های شخصیت وسواسی در نمونه­ای از بزرگسالان انگلیسی شامل 14 نفر مرد و 85 نفر زن پرداختند و رابطه معناداری بین مقیاس نگرش به مسیحیت و مقیاس ویژگی­های وسواسی به دست آوردند(کلانتری، 1378؛ به نقل از احمدی و دیگری، 1381).

در مطالعه­ی اونتراینرا[22] و همکاران(2010) رابطه بین سلامت دینی/ معنوی، شاخص­های سلامت روان­شناختی (دین­داری کلی، سلسله مراتب نیازها و احساس انسجام) و پنج ویژگی شخصیتی بررسی شد. یافته­ها بیانگر این بود که سلامت دینی/ معنوی همبستگی معناداری با جنبه­های گوناگون سلامت روان­شناختی و شخصیت دارد (مثلاً برون­گرایی، روان­رنجوری و گشودگی). به طور کلی یافته­های تحقیق از ایده کارکرد سلامتی­زای دین­داری/ معنویت حمایت می­کرد. شریفی و همکاران(1382) در بررسی خود نشان دادند که بازخورد مذهبی با اختلال در سلامت عمومی رابطه منفی و با شکیبایی رابطه مثبت و معنادار دارد. درپژوهش رجایی و همکاران(1388) نتایج نشان داد، افرادی که نمره­های بالایی در باورهای مذهبی اساسی داشتند، در بحران هویت، نمره­های کمتر و در سلامت عمومی، نمره­های بیشتری کسب کردند. در بررسی حبیب­وند(1388) یافته­ها بیانگر این بود که رابطه بین جهت­گیری مذهبی با اختلال­های روانی منفی و معنی­دار و ارتباط جهت­گیری مذهبی با پیشرفت تحصیلی مثبت و معنی­دار است. یعنی با افزایش جهت­گیری مذهبی، از میزان اختلال­ها کاسته شده و پیشرفت تحصیلی دانشجویان افزایش می­یابد. با این تفاصیل، پژوهش حاضر در صدد بررسی رابطه ویژگی­های شخصیتی و سلامت عمومی با رشد اعتقادی در بین دانش­آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه نواحی 1 و 5 آموزش و پرورش تبریز در سال تحصیلی 93-1392 می­باشد.

 

روش پژوهش

طرح پژوهش از نوع طرح‌های همبستگی است. جامعه پژوهش، شامل کلیه دانش­آموزان دختر و پسر مقاطع اول، دوم و سوم متوسطه نواحی 1 و 5 آموزش و پرورش شهرستان تبریز در سال تحصیلی 93-1392 بود. با توجه به جدول کرجسی و دیگری(1970) و با در نظر داشتن تعداد افراد جامعه پژوهش، تعداد 377 نفر به عنوان آزمودنی برای اجرای پژوهش حاضر نیاز بود. این تعداد آزمودنی با توجه به جنسیت و مقطع تحصیلی آن­ها و با روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی انتخاب شدند.

پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-28):این پرسشنامه دارای 28 سوال است و به بررسی وضعیت روحی و روانی فرد در یک ماه اخیر می‌پردازد و نوع علایم و نشانه‌های جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی را بررسی می‌کند. روش نمره­گذاری پرسشنامه به این ترتیب است که از گزینه الف تا د، نمره صفر، یک، دو و سه تعلق می­گیرد. در نتیجه نمره فرد در هر یک از خرده مقیاس­ها از صفر تا 21 و در کل پرسشنامه از صفر تا 84 خواهد بود. نجفی و همکاران(1379) پایایی آن را با روش آزمون- آزمون مجدد 89/0 به دست آورده‌اند. بهمنی و دیگری(1385) نیز پایایی کل پرسشنامه را 85/0 و برای خرده مقیاس­های نشانه­های جسمانی، اضطراب و بی­خوابی، ناکنش­وری اجتماعی و افسردگی به ترتیب 85/0، 78/0، 79/0 و 91/0 به دست آورده­اند.

پرسشنامه سنجش رشد اعتقادی (SBD):این پرسشنامه دارای 51 گویه بوده و توسط معنوی­پور و دیگری(1383) ساخته و هنجاریابی شده است. پرسشنامه پنج عامل عواطف دینی، باورهای دینی، دانش دینی، آثار دینی و اعمال دینی را مورد بررسی قرار می­دهد. نمره­گذاری آن به روش لیکرت بوده و پس از تعیین جهت سوال­ها، صورت می­پذیرد. ضریب اعتبار نهایی آزمون 91/0 گزارش شده است که نشان­دهنده اعتبار قابل­قبول پرسشنامه می­باشد(همان).

پرسشنامه پنج­عاملی شخصیت (NEO-FFI):این پرسشنامه دارای 60 سوال است­که برای نخستین بار در سال 1985 ساخته شده و در سال 1991 مورد بررسی مجدد قرار گرفته است. این پرسشنامه از پنج عامل شخصیت، شامل انعطاف­پذیری (O)، روان­رنجوری (N)، برون­گرایی (E)، دلپذیربودن یا گشودگی (A)، و با وجدان­بودن (C) تشکیل شده است. پرسشنامه از لحاظ ساختاری و گزاره­ها از نوع پنج درجه­ای لیکرت است که مقوله­های پاسخ آن یکسان است. این پرسشنامه به صورت پرسش­های ماتریسی، سازمان­دهی شده است و در شمار پرسش­های پاسخ بسته به شمار می­آید. پرسشنامه از اعتبار و قابلیت لازمی برخوردار است. در یک بررسی، آلفای محاسبه شده بر روی 40 نفر از کارشناسان وزارت جهاد کشاورزی برابر 74/0 به دست آمده است. در ضمن ضریب قابل اعتماد برای هر یک از عوامل، 85/0 برای روان­رنجوری، 70/0 برای برون­گرایی، 68/0 برای انعطاف­پذیری، 54/0 برای گشودگی و 82/0 برای با وجدان­بودن گزارش شده است(به نقل از حجازی و دیگری، 1381).

لازم به یادآوری است که به منظور بررسی وضعیت رشد اعتقادی، با در نظر گرفتن متغیرهای جنسیت و پایگاه اقتصادی (به ویژه پایگاه اقتصادی) نمونه­های تحقیق از دو ناحیه 1 و 5 آموزش و پرورش انتخاب شد. بافت اقتصادی این دو ناحیه امکان اعمال بیشترین دستکاری متغیر مستقل را برای بررسی تاثیر سطوح آن در متغیر وابسته یعنی رشد اعتقادی فراهم می­کند. اصلی که «کرلینجر» در کنترل واریانس متغیر وابسته از آن با عنوان  اصل حداکثر یاد می­کند(شریفی و دیگری، 1385).

 

یافته­ها

فرضیه اول پژوهش رابطه بین مولفه­های سلامت عمومی و رشد اعتقادی را مورد بررسی قرار می­داد.

برای بررسی فرضیه اول از آزمون رگرسیون چند­متغیری استفاده گردید. نتایج به شرح جدول زیر است.

 

جدول شماره (1): خلاصه آماره­های آزمون رگرسیون

رگرسیون

(همزمان)

مقدار بتا

مقدار t

معنی­داری

ANOVA

مقدار

R

مقدار

R2

 

 

 

 

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی­داری

 

 

شکایات جسمانی

003/0-

037/-

971/0

رگرسیون

29/19648

4

07/4912

79/11

000/0

335/0

113/0

اضطراب و بیخوابی

108/0

376/1-

170/0

باقیمانده

11/154968

372

58/416

 

 

 

 

 

نارساکنش­وری اجتماعی

085/0

24/1

216/0

کل

4/174616

376

 

 

 

 

 

افسردگی

304/0-

192/4-

000/0

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر وابسته: رشد اعتقادی (نمره کل)

 

نتایج نشان می­دهد که از بین چهار مولفه سلامت عمومی، تنها مولفه افسردگی، پیش­بین معنی­دار برای متغیر رشد اعتقادی و در سطح اطمینان 99 درصد است. مقدار مجذور­ات نیز نشان می­دهد که 11 درصد از واریانس متغیر وابسته (رشد اعتقادی) از طریق مولفه­های سلامت عمومی قابل پیش­بینی است. با توجه به علامت مقدار بتای اصلاح شده (192/4-) برای مولفه افسردگی و هم­چنین در نظر گرفتن این مطلب که در آزمون سلامت عمومی، بالا بودن نمرات به معنای بیشتر بودن مشکلات مربوط به سلامت عمومی است، می­توان اظهار داشت که با افزایش رشد اعتقادی میزان افسردگی کاهش می­یابد.

برای بررسی رابطه تک­تک مولفه­های سلامت عمومی و هم­چنین نمره کل سلامت عمومی با رشد اعتقادی، از آزمون معنی­داری ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. ماتریس همبستگی برای فرضیه­های فوق به شرح زیر است:

 

جدول شماره (2): خلاصه آماره­های آزمون معنی­داری ضرایب همبستگی

 

 

شکایات جسمانی

اضطراب و بیخوابی

نارسا کنش­وری اجتماعی

افسردگی

سلامت عمومی

(نمره کل)

رشد اعتقادی

(نمره کل)

مقدار ضریب

معنی­داری

مقدار ضریب

معنی­داری

مقدار ضریب

معنی­داری

مقدار ضریب

معنی­داری

مقدار ضریب

معنی­داری

207/0-

000/0

263/0-

000/0

179/0-

000/0

325/0-

000/0

289/0-

000/0

 

 نتایج نشان می­دهد که هر چهار مولفه سلامت عمومی و نمره کل آن با متغیر رشد اعتقادی رابطه معنی­دار دارد. برای تمامی مقادیر، ضرایب به دست آمده با بیش از 99 درصد اطمینان معنی­دار است.            هم­چنین ملاحظه می­شود که علامت ضرایب به دست آمده منفی است؛ پس با توجه به این که در آزمون سلامت عمومی، بالا بودن نمره آزمودنی حاکی از بالا بودن مشکلات مربوط به سلامت عمومی است، لذا می­توان نتیجه گرفت که رشد اعتقادی بالا منجر به کاهش مشکلات سلامت عمومی در افراد می­شود.

فرضیه سوم پژوهش رابطه ویژگی­های شخصیتی با رشد اعتقادی را مورد بررسی قرار می­داد.

برای بررسی این فرضیه از آزمون رگرسیون چند­متغیری استفاده گردید. نتایج به شرح جدول زیر است:

 

جدول شماره (3): خلاصه آماره­های آزمون رگرسیون

رگرسیون

(همزمان)

مقدار بتا

مقدار t

معنی­داری

ANOVA

مقدار

R

مقدار

R2

 

 

 

 

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی­داری

 

 

روان­آزردگی

010/0

174/0

862/0

رگرسیون

174/26333

5

63/5266

17/13

000/0

388/0

151/0

برون­گرایی

144/0

496/2

013/0

باقی­مانده

229/148283

371

68/399

 

 

 

 

گشودگی

151/0-

012/3-

003/0

کل

403/174616

376

 

 

 

 

 

موافق ­بودن

142/0

552/2

011/0

 

 

 

 

 

 

 

 

با­وجدان ­بودن

208/0

314/3

001/0

 

 

 

 

 

 

 

 

    متغیر وابسته: رشد اعتقادی (نمره کل)

نتایج نشان می­دهد که از بین پنج مولفه ویژگی­های شخصیتی، تنها مولفه روان­آزردگی پیش­بین معنی­دار برای متغیر رشد اعتقادی نمی­باشد، در حالی که سایر مولفه­ها پیش­بین معنی­دار برای متغیر رشد اعتقادی هستند. مقدار مجذور­ات نیز نشان می­دهد که 15 درصد از واریانس متغیر وابسته (رشد اعتقادی) از طریق مولفه­های ویژگی­های شخصیت قابل پیش­بینی است. با توجه به علامت مقادیر بتای اصلاح شده می­توان گفت بین برون­گرایی، موافق­ بودن و با­وجدان ­بودن با رشد اعتقادی، رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد، در حالی که بین ویژگی شخصیتی گشودگی با رشد اعتقادی رابطه منفی و معنی­دار است. هم­چنین نتایج این جدول نشان می­دهد مولفه­های گشودگی و باوجدان ­بودن با بیش از 99 درصد سطح اطمینان،  پیش­بین­های معنی­دار برای متغیر رشد اعتقادی هستند، در حالی که مولفه­های برون­گرایی و موافق ­بودن با بیش از 95 درصد سطح اطمینان، پیش­بین­های معنی­دار برای رشد اعتقادی محسوب می­شوند.

برای بررسی رابطه تک­تک ویژگی­های شخصیت با رشد اعتقادی، از آزمون معنی­داری ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. ماتریس همبستگی برای فرضیه­های فوق به شرح زیر است:

 

جدول شماره (4): خلاصه آماره­های آزمون معنی­داری ضرایب همبستگی

 

روان­آزردگی

برون­گرایی

گشودگی

موافق ­بودن

با­وجدان ­بودن

رشد اعتقادی

(نمره کل)

مقدار ضریب

معنی داری

مقدار ضریب

معنی داری

مقدار ضریب

معنی داری

مقدار ضریب

معنی داری

مقدار ضریب

معنی داری

199/0-

000/0

238/0

000/0

083/0-

108/0

274/0

000/0

324/0

000/0

 

   نتایج نشان می­دهد که رابطه ویژگی شخصیتی روان­آزردگی با رشد اعتقادی منفی و مقدار آن از لحاظ آماری معنی­دار است (با بیش از 99 درصد سطح اطمینان)؛ بدین معنی که رشد اعتقادی پایین با بالا بودن روان­آزردگی همراه است. رابطه ویژگی شخصیتی برون­گرایی، موافق­ بودن و با­وجدان ­بودن با رشد اعتقادی، مثبت و مقدار آن از لحاظ آماری و در سطح اطمینان 99 درصد معنی­دار است؛ بدین معنی که رشد اعتقادی بالا با بالا بودن برون­گرایی، با­وجدان ­بودن و موافق­ بودن همراه است. رابطه ویژگی شخصیتی گشودگی با رشد اعتقادی، منفی است ولی مقدار آن از لحاظ آماری معنی­دار نیست.

 

 بحث و نتیجه­گیری

اولین یافته پژوهش این بود که از بین چهار مولفه سلامت عمومی، تنها مولفه افسردگی پیش­بین معنی­دار برای رشد اعتقادی است. در حالی که سایر مولفه­ها پیش­بین معنی­دار برای متغیر رشد اعتقادی نبودند. با توجه به یافته­ها می­توان اظهار داشت که بالا بودن رشد اعتقادی منجر به کاهش میزان افسردگی می­شود. این یافته با نتیجه بررسی تکلوی­ ورنیاب و دیگری(1389) مبنی بر کاهش افسردگی با افزایش رشد اعتقادی افراد هم­راستا است. این یافته پاسخ محکمی است برای منتقدانی که معتقدند که دین اسلام به طور کل و مذهب تشیع به طور خاص، غمگینی و به عبارتی افسردگی را در بین مردم رواج می­دهد. به عنوان مثال کلین من و گود در پژوهش خود به این موضوع اشاره کرده­اند که نشانه­های افسردگی مانند غم، ناامیدی، ناخشنودی، لذت نبردن از رویدادها در زندگی و در روابط اجتماعی و در جوامع مختلف، معانی بسیار متفاوتی دارند. برای مسلمانان شیعه در ایران، اندوه، تجربه­ای مذهبی است که با پیامدهای مصیبت­بار زندگی کردنِ به حق در دنیای ناعادلانه، ارتباط دارد؛ بنابراین توانایی تجربه کردن کامل اندوه، علامت عمق شخصیت و آگاهی است­(کلین­من و گود؛ به نقل از باچر و همکاران، 1392). پس با توجه به دیدگاه کلین­من و گود، می­توان این­گونه اظهار داشت که چون در مذهب تشیع، غمگین بودن و افسردگی به نوعی مطلوب و موجه در نظر گرفته می­شود، لذا افرادی که رشد اعتقادی بیشتری دارند از میزان افسردگی بالاتری نیز برخوردار خواهند بود؛ اما یافته­های پژوهش حاضر این موضوع را تایید نمی­کند. بنابراین، یکی از راه­های کاهش افسردگی درجامعه، ترویج دین و عمل نمودن خالصانه به فرامین الهی توسط افراد می­تواند باشد.

بررسی رابطه تک­تک مولفه­های سلامت عمومی و نمره کل متغیر سلامت عمومی با رشد اعتقادی نشان داد که هر چهار مولفه سلامت عمومی و نیز نمره کل سلامت عمومی با متغیر رشد اعتقادی رابطه معنی­دار دارند. با توجه به این یافته­ها، می­توان نتیجه گرفت که رشد اعتقادی بالا منجر به افزایش سلامت عمومی افراد می­شود و با آن رابطه مستقیم دارد. این یافته با نتایج پژوهش­های اونتراینر و همکاران(2010)، مک­کولاف و دیگری(2005)، مارتین و همکاران(2003)، نونی و دیگری(2002)، مایرز(2000)، مالتبی(1999)، فضل­الهی قمشی و دیگری(1391)، تکلوی­ ورنیاب و دیگری(1389)، گنجی و دیگری(1389)، رجایی و همکاران(1388)، حبیب­وند(1388)، شریفی و همکاران(1382) و شجاعیان و دیگری(1381) هماهنگ است. بنابراین با توجه به یافته­های پژوهش حاضر می­توان اظهار داشت افرادی که مقید به مبانی اعتقادی و دینی خود هستند از لحاظ سلامت عمومی در وضعیت بهتری قرار خواهند داشت. شاید یکی از دلایل این امر توجه دین و اعمال دینی بر رعایت اصول بهداشت روان و نیز تاکید بر موضوعات اجتماعی چون صله ارحام است. هم­چنین می­توان گفت که دین اسلحه­ای است که هر فردی آن را داشته باشد در برابر هجمه اضطراب، ترس، ناامیدی و تردید می­تواند از خویشتن خویش به خوبی دفاع کند.

یافته دیگر پژوهش این بود که از بین پنج مولفه ویژگی­های شخصیتی، تنها مولفه روان­آزردگی پیش­بین معنی­دار برای متغیر رشد اعتقادی نیست. در حالی که سایر مولفه­ها پیش­بین معنی­دار برای متغیر رشد اعتقادی بودند. یافته­ها بیانگر این بود که بین برون­گرایی، موافق ­بودن و با­وجدان ­بودن با رشد اعتقادی رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد، در حالی که بین ویژگی شخصیتی گشودگی با رشد اعتقادی، رابطه منفی و معنی­دار بود. نتایج این پژوهش با یافته­های پژوهش اونتراینر و همکاران(2010)، هنینگز گارد و دیگری(2008)، جانستون و دیگری(2008)،‌ رول(2008)، هیلس و همکاران(2004)، مک­کولاف و همکاران(2003) و لویس و دیگری(1999) در یک راستا است. با توجه به این که برون­گراها افرادی اجتماعی هستند، دیگران را دوست دارند، تمایل به شرکت در اجتماعات دارند، در عمل قاطع و فعال هستند و به موفقیت در آینده امیدوارند؛ و افرادی که در شاخص موافق­بودن، نمره بالایی می­گیرند از جمله ویژگی­های­شان، نوع­دوستی، همدردی با دیگران، کمک به دیگران و عدم خود­محوری است، لذا در تفسیر نتایج به دست آمده می­توان این گونه اظهار داشت که رشد اعتقادی، صفات مثبت انسانی و بشر دوستانه را در افراد تقویت می­کند. این موضوع موقعی آشکارتر می­شود که مطلع باشیم، افراد موافق، اعتقاد دارند که دیگران نیز با آنان همان­گونه رفتار می­کنند که او با آنان رفتار می­کند و به عبارتی دیگر، از حسن­نیت زیادی برخوردار هستند و به اطرافیان خود نگرش منفی ندارند. یکی دیگر از ویژگی­های شخصیتی که با رشد اعتقادی رابطه مثبت و معنی­دار دارد، با­وجدان ­بودن است. افرادی که در این شاخص نمره بالایی می­گیرند، دقیق، وقت­شناس، پایبند به اصول اخلاقی، توان­مند در اداره کردن کشش­ها و نیازهای خود و قابل اعتماد هستند. بنابراین در جمع­بندی از نتایج ارتباط این سه شاخص شخصیتی با رشد اعتقادی می­توان گفت افرادی که از رشد اعتقادی بالایی برخوردار هستند، در مجموع افرادی انسان­دوست، منظم، اجتماعی و دقیق هستند و اصول اخلاقی برای آن­ها مهم است. یکی دیگر از یافته­ها ارتباط منفی بین گشودگی و رشد اعتقادی بود. افراد دارای گشودگی بالا، افراد تجربه­پذیری هستند که در باروری تجارب درونی و دنیای اطراف، کنجکاو بوده و زندگی سرشار از تجربه را می­پسندند، آن­ها از نظریه­های جدید استقبال کرده و طالب ارزش­های غیر­متعارف هستند و به آزادی در زمینه امور اخلاقی و اجتماعی تمایل دارند. با توجه به این که پذیرش دستورات دینی، بدون قید و شرط بوده و نمی­توان به فرامین الهی و چرایی آن­ها شک نمود، لذا طبیعی به نظر می­رسد افرادی که در شاخص گشودگی شخصیتی، نمره پایینی می­گیرند از رشد اعتقادی بالایی برخوردار باشند.

بررسی رابطه تک­تک ویژگی­های شخصیتی با رشد اعتقادی نشان داد که  رابطه ویژگی شخصیتی روان­آزردگی با رشد اعتقادی منفی و معنی­دار است؛ بدین معنی که رشد اعتقادی پایین با بالا بودن روان­آزردگی همراه است. رابطه ویژگی­های شخصیتی برون­گرایی، موافق ­بودن و با­وجدان­ بودن با رشد اعتقادی مثبت و معنی­دار به دست آمد. بنابراین، می­توان اظهار داشت که رشد اعتقادی بالا با بالا بودن برون­گرایی، موافق­ بودن و با­وجدان ­بودن همراه است. یافته دیگر این بود که رابطه ویژگی شخصیتی گشودگی با رشد اعتقادی منفی است، ولی مقدار آن از لحاظ آماری معنی­دار نبود. همان­گونه که در بند قبلی اشاره شده است در اکثر پژوهش­ها بین ویژگی­های شخصیتی و رشد اعتقادی، ارتباط معنی­داری مشاهده شده است. با توجه به این که در فرضیه قبلی تفسیر نتایج مربوط به تمام شاخص­ها بررسی شده است لذا با توجه به نتایج به دست آمده در این فرضیه، به بررسی ارتباط شاخص روان­رنجوری با رشد اعتقادی پرداخته می­شود. با توجه به این که افرادی که در شاخص روان­رنجوری نمره بالایی می­گیرند دارای احساسات منفی مانند ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دایمی و فراگیر هستند، لذا می­توان اظهار کرد افرادی که از رشد اعتقادی بالایی برخوردار هستند از نظر عاطفی باثبات می­باشند، آرام هستند، خُلق یکنواختی دارند، و به راحتی می­توانند بدون این که آشفته شوند یا رفتارهای نامناسب نشان دهند، با شرایط استرس­زا به صورت مناسبی رو به رو شوند. 

در پایان پیشنهاد می­شود که خانواده­ها و به ویژه مسئولین آموزش و پرورش کشور با ایجاد شرایط مناسب و بهتر از پیش، ارتباط صمیمانه و آزاد با کودکان و نوجوانان برقرار نمایند، و مباحثه در مورد موضوعاتی که موجبات تفکر سطح عالی آن­ها در مورد موضوع­های دینی را ترغیب نماید، آغاز نمایند یا تداوم بخشند. هم­چنین با ایجاد فرصت­هایی برای مشارکت در فعالیت­های فوق برنامه و برنامه­های آموزش دینی، موجبات رشد اعتقادی کودکان و نوجوانان را بیش از پیش فراهم آورند تا آن­ها در برابر تاثیرهای مخرب شبیخون فرهنگی مصون بمانند. هم­چنین با توجه به این که سلامت عمومی از جمله متغیرهایی است که در طول زمان می­تواند به شدت تغییر یابد، مطالعه آن در سنین و مراحل مختلف تحصیل می­تواند نتایج جالبی را فراهم نموده و به سوال­های متعددی در ارتباط با آهنگ تغییرات آن در سنین مختلف پاسخ دهد. لذا شایسته است که به موضوع سلامت عمومی در قالب پژوهش­های طولی نیز پرداخته شود.

 

منابع

احمدی، ز؛ و دیگران. (1386). بررسی سلامت روان دانشجویان پرستاری و غیر­پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود و مقایسه آن­ها با یکدیگر. مجله علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی. 17، 2، صص111- 107.

احمدی، غ؛ و دیگری. (1381). بررسی پاره­ای از ویژگی­های شخصیتی، خانوادگی و آموزشی دانش­آموزان نمازگزار پسر دوره راهنمایی منطقه جی شهر اصفهان.‌ علوم انسانی الزهرا. 12، 42، صص12-1.

اسدی­نوقابی، ا. ع؛ و دیگری. (1379). روان­پرستاری- بهداشت روان(1).تهران: نشر و تبلیغ بشری.

باچر، ج؛ و دیگران. (1392). آسیب­شناسی روانی. ترجمه: ی، سیدمحمدی. تهران: ارسباران.

بهمنی، ب؛ و دیگری. (1385). هنجاریابی ملی و ارزیابی شاخص­های روان­سنجی پرسشنامه سلامت عمومی برای دانشجویان علوم پزشکی ایران. مجموعه مقالات سومین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان ایران. صص67-62.

تکلوی ­ورنیاب، س؛ و دیگری. (1389). بررسی رابطه عمل به باورهای دینی و سلامت روان در بین دانشجویان دختر دانشگاه محقق اردبیلی. اولین همایش کشوری دانشجویی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت.

حبیب­وند، ع. (1388). رابطه جهت­گیری مذهبی با اختلالات روانی و پیشرفت تحصیلی. روان­شناسی و دین. شماره 3، صص 45-38.

حجازی، ی؛ و دیگری. (1382). رابطه میان ویژگی­های شخصیتی و عملکرد شغلی. فصلنامه روان­شناسی و علوم­تربیتی. 32، 2، صص 67-55.

راس، آ. (1373). روان­شناسی شخصیت. ترجمه: س، جمالفر. تهران: بعثت.

رجایی، ع؛ و دیگران. (1388). باورهای مذهبی اساسی، بحران هویت و سلامت عمومی جوانان. روان­شناسیتحولی (روان­شناسان ایرانی). 6، (22)، صص 107-97.

ساکی، ک؛ و دیگری. (1381). بررسی وضعیت سلامت روانی دانشجویان علوم پزشکی ایلام. مجله دانشگاه علوم پزشکی ایلام. 10، 35-34، صص 25-11.

سیدموسوی، پ؛ و دیگری. (1388). ارزیابی روایی افزوده مقابله مذهبی در پیش­بینی تعالی پس ضربه­ای و درماندگی در دانشجویان ایرانی. فصلنامه روان­شناسی و دین. 2، 3، صص 178-157.

شجاعیان، ر؛ و دیگری. (1381). ارتباط دعا با سلامت روانی و عملکرد شغلی کارکنان فنی صنایع مهمات سازی. روان­پزشکی و روان­شناسی بالینی ایران. 30، صص 40-33.

شریفی، ح؛ و دیگری. (1385). روش­های تحقیق در علوم رفتاری. تهران: سخن.

شریفی، ط؛ و دیگران. (1382). نگرش دینی و سلامت عمومی و شکیبایی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، اندیشه و رفتار. 1، صص 99-89.

صادقیان، ع؛ و دیگران. (1388). بررسی وضعیت سلامت روانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان در سال1385. مجله تحول و توسعه آموزش پزشکی.1، 1، صص52-44.

عبدی­ماسوله، ف؛ و دیگران. (1386). بررسی رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان: یک مطالعه در 200 پرستار. مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم‌ پزشکی تهران. 65، 6، صص 75-65.

علمی، ق. (1381). نظریه دینی اوانس پریچارد. مقالات و بررسی­ها. 35، صص 258-243.

علیزاده، ش؛ و دیگری. (1380). بررسی همه­گیری شناسی اختلال­های روانی در یک روستای استان تهران. فصلنامه اندیشه و رفتار. 7،(1 و 2).

فضل­اللهی قمشی، س؛ و دیگری. (1391). رابطه بین رشد اعتقادی و سلامت روانی دانشجویان. مطالعات اسلام و روان­شناسی، 6، 10،‌ صص 117-105.

قراباغی، ح. (1382). رابطه بین عوامل (صفات) شخصیتی و رضایت شغلی کارکنان کارخانه تراکتورسازی ایران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی دانشگاه تبریز.

قرآن مجید.

گنجی، ط؛ و دیگری. (1389). باورهای مذهبی دانشجویان پرستاری کارشناسی و ارتباط آن با میزان اضطراب آنان. نشریه دانشکده پرستاری و مامایی. دانشگاه علوم پزشکی ایران، 23(64)، صص 51-44.

معنوی­پور، د؛ و دیگری. (1383). ساخت و هنجاریابی مقیاس سنجش رشد اعتقادی دانش­آموزان مقطع متوسطه شهر تهران. فصلنامه نوآوری­های آموزشی.  9، 3، صص137-120.

نجفی، م؛ و دیگران. (1379). رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان مرکز تحقیقات و تولید سوخت هسته‌ای اصفهان. مجله دانشگاه علوم‌پزشکی شهر کرد. سال 2، شماره 2، صص 43-41.

نوابخش، م؛ و دیگری. (1385). نقش دین و باورهای مذهبی بر سلامت روان. پژوهش دینی. 14، صص 94-71.

نوری، ن؛ و دیگری. (1388). بررسی رابطه خوش­بینی سرشتی و خوش­بینی از دیدگاه اسلام با رضایت­مندی از زندگی. فصلنامه روان­شناسی و دین. 2، 3، صص 68-29.

Elvin, J. (2001). Religions vole involve in healing confirmed. Journal of Insight. P.p: 18-83.

Henningsgaard, J. M. & Arnua, R. C. (2008). Relationships between religiosity, spirituality, and personality: A multivariate analysis, Personality and Individual Differences. 45, 8. P.p: 703–708.

Hills, P. Francis, L. J. Argylea, M., & Jackson, C. J. (2004). Primary personality trait correlates of religious practice and orientation, Personality and Individual Differences. 36, 1. P.p: 61–73.

Johnstone, J. & Tiliopoulos, N. (2008). Exploring the relationship between Schizotypal personality traits and religious attitude in an International Muslim sample. Archive for the psychology of religious. 30, 1. P.p: 241- 253.

Krejcie, R. V., & Morgan. D. W. (1970). Determining sample size for  research. Activities Educational  and  Psychological  Measurement, 30:608.

Maddi, Salvator. R. (1989). Personality theories.Wadsworth. Inc.

Maltby, J. (1999). The internal structure of a derived, revised, and amended measure of the religious orientation scale: The age universal I-E scale-12. Social Behaviour and Personality. 27. P.p: 407-412.

Martin, T., Kirkcaldy, B. D. & Siefen, G. (2003). Religiosity and health among German adolescents. Journal of Managerial Psychology. 18(5), P.p:  453-470.

McCullough, M. E. & Laurenceau, J. P. (2005). Religiousness and the trajectory of self-rated health across adulthood. Personality and Social Psychology Bulletin. 31, 560-573.

McCullough, M. E., Tsang, J., & Brion, S. (2003). Personality traits in adolescence as predictors of religiousness in early adulthood: Findings from the Terman Longitudinal Study.Personality and Social Psychology Bulletin. 29, P.p: 980-991.

Moynihan, L. M. & Peterson, R. S. (2001). A contingent Configuration approach to understanding the role of personality in organizational groups. Research in Organizational Psychology. 23, P.p: 327-328.

Revell, L. (2008). Spiritual development in public and religious schools: A case study, Religious, Education. 103, P.p: 102-118.

Unterrainer, H. F., Ladenhaufc, K. H., Moazedie, M. L., Wallner-Liebmannb, S. J., & Fink. A. (2010). Dimensions of Religious/Spiritual Well-Being and their relation to Personality and Psychological Well-Being, Personality and Individual Differences. 49, 3, P.p: 192–197.

 

 



1. این مقاله از طرح پژوهشی و با حمایت معاونت محترم پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز استخراج شده است.

2. گروه روان­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

3. کارشناس­ارشد روان­شناسی عمومی و دانشجوی دکتری مدیریت بحران  پژوهشگاه شاخص پژوه اصفهان- ایران. 

4. کارشناس­ارشد روان­شناسی صنعتی و مدرس دانشگاه پیام نور شهرستان نقده- ایران.

5. دانشگاه تربیت معلم شهید مدنی، آذرشهر– ایران.

 

1. سوره انفال، آیه 45

2. سوره احزاب، آیه 41

3. سوره بقره، آیه 231

1. سوره اعراف، آیه 69

2. Lapsley

1. Kendler

2. Madi

3. Moynihan

4. Mc Cullough

1. Martin

2. Maltby

3. Henningsgaard

1. Johnstone

2. Revell

3. Hills

4. Luis 

احمدی، ز؛ و دیگران. (1386). بررسی سلامت روان دانشجویان پرستاری و غیر­پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود و مقایسه آن­ها با یکدیگر. مجله علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی. 17، 2، صص111- 107.

احمدی، غ؛ و دیگری. (1381). بررسی پاره­ای از ویژگی­های شخصیتی، خانوادگی و آموزشی دانش­آموزان نمازگزار پسر دوره راهنمایی منطقه جی شهر اصفهان.‌ علوم انسانی الزهرا. 12، 42، صص12-1.

اسدی­نوقابی، ا. ع؛ و دیگری. (1379). روان­پرستاری- بهداشت روان(1).تهران: نشر و تبلیغ بشری.

باچر، ج؛ و دیگران. (1392). آسیب­شناسی روانی. ترجمه: ی، سیدمحمدی. تهران: ارسباران.

بهمنی، ب؛ و دیگری. (1385). هنجاریابی ملی و ارزیابی شاخص­های روان­سنجی پرسشنامه سلامت عمومی برای دانشجویان علوم پزشکی ایران. مجموعه مقالات سومین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان ایران. صص67-62.

تکلوی ­ورنیاب، س؛ و دیگری. (1389). بررسی رابطه عمل به باورهای دینی و سلامت روان در بین دانشجویان دختر دانشگاه محقق اردبیلی. اولین همایش کشوری دانشجویی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت.

حبیب­وند، ع. (1388). رابطه جهت­گیری مذهبی با اختلالات روانی و پیشرفت تحصیلی. روان­شناسی و دین. شماره 3، صص 45-38.

حجازی، ی؛ و دیگری. (1382). رابطه میان ویژگی­های شخصیتی و عملکرد شغلی. فصلنامه روان­شناسی و علوم­تربیتی. 32، 2، صص 67-55.

راس، آ. (1373). روان­شناسی شخصیت. ترجمه: س، جمالفر. تهران: بعثت.

رجایی، ع؛ و دیگران. (1388). باورهای مذهبی اساسی، بحران هویت و سلامت عمومی جوانان. روان­شناسیتحولی (روان­شناسان ایرانی). 6، (22)، صص 107-97.

ساکی، ک؛ و دیگری. (1381). بررسی وضعیت سلامت روانی دانشجویان علوم پزشکی ایلام. مجله دانشگاه علوم پزشکی ایلام. 10، 35-34، صص 25-11.

سیدموسوی، پ؛ و دیگری. (1388). ارزیابی روایی افزوده مقابله مذهبی در پیش­بینی تعالی پس ضربه­ای و درماندگی در دانشجویان ایرانی. فصلنامه روان­شناسی و دین. 2، 3، صص 178-157.

شجاعیان، ر؛ و دیگری. (1381). ارتباط دعا با سلامت روانی و عملکرد شغلی کارکنان فنی صنایع مهمات سازی. روان­پزشکی و روان­شناسی بالینی ایران. 30، صص 40-33.

شریفی، ح؛ و دیگری. (1385). روش­های تحقیق در علوم رفتاری. تهران: سخن.

شریفی، ط؛ و دیگران. (1382). نگرش دینی و سلامت عمومی و شکیبایی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، اندیشه و رفتار. 1، صص 99-89.

صادقیان، ع؛ و دیگران. (1388). بررسی وضعیت سلامت روانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان در سال1385. مجله تحول و توسعه آموزش پزشکی.1، 1، صص52-44.

عبدی­ماسوله، ف؛ و دیگران. (1386). بررسی رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان: یک مطالعه در 200 پرستار. مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم‌ پزشکی تهران. 65، 6، صص 75-65.

علمی، ق. (1381). نظریه دینی اوانس پریچارد. مقالات و بررسی­ها. 35، صص 258-243.

علیزاده، ش؛ و دیگری. (1380). بررسی همه­گیری شناسی اختلال­های روانی در یک روستای استان تهران. فصلنامه اندیشه و رفتار. 7،(1 و 2).

فضل­اللهی قمشی، س؛ و دیگری. (1391). رابطه بین رشد اعتقادی و سلامت روانی دانشجویان. مطالعات اسلام و روان­شناسی، 6، 10،‌ صص 117-105.

قراباغی، ح. (1382). رابطه بین عوامل (صفات) شخصیتی و رضایت شغلی کارکنان کارخانه تراکتورسازی ایران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی دانشگاه تبریز.

قرآن مجید.

گنجی، ط؛ و دیگری. (1389). باورهای مذهبی دانشجویان پرستاری کارشناسی و ارتباط آن با میزان اضطراب آنان. نشریه دانشکده پرستاری و مامایی. دانشگاه علوم پزشکی ایران، 23(64)، صص 51-44.

معنوی­پور، د؛ و دیگری. (1383). ساخت و هنجاریابی مقیاس سنجش رشد اعتقادی دانش­آموزان مقطع متوسطه شهر تهران. فصلنامه نوآوری­های آموزشی.  9، 3، صص137-120.

نجفی، م؛ و دیگران. (1379). رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان مرکز تحقیقات و تولید سوخت هسته‌ای اصفهان. مجله دانشگاه علوم‌پزشکی شهر کرد. سال 2، شماره 2، صص 43-41.

نوابخش، م؛ و دیگری. (1385). نقش دین و باورهای مذهبی بر سلامت روان. پژوهش دینی. 14، صص 94-71.

نوری، ن؛ و دیگری. (1388). بررسی رابطه خوش­بینی سرشتی و خوش­بینی از دیدگاه اسلام با رضایت­مندی از زندگی. فصلنامه روان­شناسی و دین. 2، 3، صص 68-29.

Elvin, J. (2001). Religions vole involve in healing confirmed. Journal of Insight. P.p: 18-83.

Henningsgaard, J. M. & Arnua, R. C. (2008). Relationships between religiosity, spirituality, and personality: A multivariate analysis, Personality and Individual Differences. 45, 8. P.p: 703–708.

Hills, P. Francis, L. J. Argylea, M., & Jackson, C. J. (2004). Primary personality trait correlates of religious practice and orientation, Personality and Individual Differences. 36, 1. P.p: 61–73.

Johnstone, J. & Tiliopoulos, N. (2008). Exploring the relationship between Schizotypal personality traits and religious attitude in an International Muslim sample. Archive for the psychology of religious. 30, 1. P.p: 241- 253.

Krejcie, R. V., & Morgan. D. W. (1970). Determining sample size for  research. Activities Educational  and  Psychological  Measurement, 30:608.

Maddi, Salvator. R. (1989). Personality theories.Wadsworth. Inc.

Maltby, J. (1999). The internal structure of a derived, revised, and amended measure of the religious orientation scale: The age universal I-E scale-12. Social Behaviour and Personality. 27. P.p: 407-412.

Martin, T., Kirkcaldy, B. D. & Siefen, G. (2003). Religiosity and health among German adolescents. Journal of Managerial Psychology. 18(5), P.p:  453-470.

McCullough, M. E. & Laurenceau, J. P. (2005). Religiousness and the trajectory of self-rated health across adulthood. Personality and Social Psychology Bulletin. 31, 560-573.

McCullough, M. E., Tsang, J., & Brion, S. (2003). Personality traits in adolescence as predictors of religiousness in early adulthood: Findings from the Terman Longitudinal Study.Personality and Social Psychology Bulletin. 29, P.p: 980-991.

Moynihan, L. M. & Peterson, R. S. (2001). A contingent Configuration approach to understanding the role of personality in organizational groups. Research in Organizational Psychology. 23, P.p: 327-328.

Revell, L. (2008). Spiritual development in public and religious schools: A case study, Religious, Education. 103, P.p: 102-118.

Unterrainer, H. F., Ladenhaufc, K. H., Moazedie, M. L., Wallner-Liebmannb, S. J., & Fink. A. (2010). Dimensions of Religious/Spiritual Well-Being and their relation to Personality and Psychological Well-Being, Personality and Individual Differences. 49, 3, P.p: 192–197.