بررسی رابطه میزان دین‌داری و سبک زندگی جوانان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه آموزشی جامعه شناسی دانشگاه آزاد دهاقان

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی بررسی مسائل اجتماعی ایران و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه- ایران.

چکیده

جهت­گیری جامعه­شناسی معاصر به سمت پذیرش اهمیت رو به افزایش حوزه مصرف و فعالیت­های سبک زندگی در شکل دادن به هویت شخصی و جمعی است. در این پژوهش با استفاده از روش میدانی، تکنیک پیمایش و ابزار تحقیق پرسشنامه به دنبال پاسخ به این سوال اصلی هستیم که چه رابطه­ای بین میزان دین­داری و ابعاد مختلف سبک زندگی از دیدگاه جوانان شهر اصفهان وجود دارد؟ جامعه آماری پژوهش حاضر شهر اصفهان می­باشد که تعداد 372 نفر از جوانان 18 تا 29 سال این شهر به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. در جهت پاسخگویی به سوال اصلی این پژوهش، به بررسی و تحلیل متغیرهای دین­داری در سه بعد مناسکی، پیامدی و اعتقادی، سن، وضعیت تاهل و تحصیلات به عنوان متغیرهای مستقل و سبک زندگی به عنوان متغیر وابسته پرداخته شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد هنجارهای مصرف) رابطه وجود دارد؛ بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد روابط بین شخصی) رابطه وجود دارد؛ بین دین­داری و میزان کل سبک زندگی رابطه وجود دارد؛ سبک زندگی پاسخگویان بر حسب تحصیلات آنان متفاوت است؛ سبک زندگی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل آنان متفاوت است. اما بین متغیرهای دین­داری و بعد مدیریت بدن سبک زندگی و هم­چنین سن و سبک زندگی ارتباط معناداری مشاهده نشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examine the relationship between religiosity and youth lifestyle

نویسندگان [English]

  • seyednaser hejazi 1
  • Habil Heydarkhani 2
1 Department of Sociology, Dehghan Azad University
چکیده [English]

Contemporary sociological orientation toward appreciating the importance of consumption and lifestyle activities is important in shaping personal and collective identity. Using field survey techniques and the questioner this study is to answer this question that, what is the relationship between religiosity and various aspects of life from the viewpoints of young adults in Esfahan. The population of the study
is (372 young people aged 18 to 29 years) is used as the sample size. In order to answer the main research question, religiosity variables in three components of ceremonial aspects, consequences and belief, age, marital status, and education as were analyzed as independent variables and the dependent variable was lifestyle. The results show that, there is a relationship between religiosity and lifestyle (after consumption norms also, there is a relationship between religiosity and lifestyle (after interpersonal relations) anda relationship exists between religiosity and the whole lifestyle. The lifestyle of respondents varies depending on their education, and marital status. But there is no relationship between religiosity variables and body management and lifestyle and also, there was no significant correlation between age and lifestyle.

کلیدواژه‌ها [English]

  • lifestyle
  • religiosity
  • Body Management
  • consumption norms
  • Interpersonal relationships

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و سوم، تابستان 1393

ص ص 98 - 81

 

 

 

 

 

بررسی رابطه میزان دین­داری و سبک زندگی جوانان

سید ناصر حجازی[1]

هابیل حیدرخانی[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/7/1394

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/12/1394

چکیده

جهت­گیری جامعه­شناسی معاصر به سمت پذیرش اهمیت رو به افزایش حوزه مصرف و فعالیت­های سبک زندگی در شکل دادن به هویت شخصی و جمعی است. در این پژوهش با استفاده از روش میدانی، تکنیک پیمایش و ابزار تحقیق پرسشنامه به دنبال پاسخ به این سوال اصلی هستیم که چه رابطه­ای بین میزان دین­داری و ابعاد مختلف سبک زندگی از دیدگاه جوانان شهر اصفهان وجود دارد؟ جامعه آماری پژوهش حاضر شهر اصفهان می­باشد که تعداد 372 نفر از جوانان 18 تا 29 سال این شهر به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. در جهت پاسخگویی به سوال اصلی این پژوهش، به بررسی و تحلیل متغیرهای دین­داری در سه بعد مناسکی، پیامدی و اعتقادی، سن، وضعیت تاهل و تحصیلات به عنوان متغیرهای مستقل و سبک زندگی به عنوان متغیر وابسته پرداخته شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد هنجارهای مصرف) رابطه وجود دارد؛ بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد روابط بین شخصی) رابطه وجود دارد؛ بین دین­داری و میزان کل سبک زندگی رابطه وجود دارد؛ سبک زندگی پاسخگویان بر حسب تحصیلات آنان متفاوت است؛ سبک زندگی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل آنان متفاوت است. اما بین متغیرهای دین­داری و بعد مدیریت بدن سبک زندگی و هم­چنین سن و سبک زندگی ارتباط معناداری مشاهده نشد.

واژگان کلیدی: سبک زندگی، دین­داری، مدیریت بدن، هنجارهای مصرف و روابط بین شخصی.

 

مقدمه

بعد ازجنگ جهانی دوم، سطح مصرفی زندگی­مردم افزایش یافت و مصرف­گرایی رواج پیدا کرد. درجریان رواج مصرف­گرایی و امکان انتخاب و گزینش کالاها، افراد صاحب سبک زندگی شدند. نشانه­های گسترش سبک زندگی حاصل از جامعه مصرفی را جامعه­شناسانی چون وبلن[3]، وبر[4] و زیمل[5] در اوایل قرن بیستم به تصویر کشیدند­(باکاک، 1381). تداول استفاده از این مفهوم به سال­های دهه 80 بر می­گردد. ریمر[6] چهار دلیل عمده را در تجدید حیات این مفهوم نام می­برد: فرآیندهای فردی­شدن، رشد طبقه­ی متوسط شهری، گفتمان پست مدرنیسم و سهم موثر آثار بوردیو خصوصاً، کتاب "تمایز" وی، است­(ریمر، 1995). همه­ی این عوامل باعث شدند کهدر دهه اخیر، سازه­های اجتماعی که در بستر هویت معنا پیدا می­کنند مثل طبقه (نظام تولید) از بین بروند. با توجه به چرخش ایجاد شده در جامعه­شناسی امروز- که برای تعریف مبنای هویت اجتماعی افراد، توجه خود را از فعالیت­های تولیدی به فعالیت­های مصرفی معطوف داشته است- می­توان نتیجه گرفت که مفهوم سبک زندگی[7]، بدیل یا جایگزینی برای مفهوم طبقه شده است­(اباذری و دیگری، 1381: 7).

در گذشته، هویت و سبک زندگی فرد از بدو تولد به صورت اجباری با آن فرد زاییده می­شد، و افراد طبقات و اقشار مختلف هیچ دخالتی درانتخاب شیوه زندگی و هویتی خود نداشتند. در جوامع سنتی انتخاب‌های مبتنی بر مصرف به شکل گسترده­ای بر اساس، طبقه، کاست، محیط روستا یا خانواده دیکته می­شود، در حالی که در جوامع مدرن به هر حال مردم دارای آزادی عمل بیشتری در انتخاب‌ کالاها و خدمات و فعالیت­هایی هستند که به نوبه خود هویت اجتماعی را خلق می­کند­(سولومون به­نقل از رسولی، 1994: 438). درجوامعی که سنت­گرایی را کنار گذاشته­اند، سبک زندگی تبدیل به معضلی برای مردم شده است­(رسولی، 1382: 55). برای نمونه وقتی که افراد انگاره­های سنتی را از هم فرو می­پاشند و مسیر زندگی خویش را خودشان تعیین می­کنند، سازماندهی زمان و فضا قابل انعطاف­تر می­گردد­(هیوود و همکاران،1380: 378).

اما در انتخاب سبک زندگی عوامل مختلفی تاثیرگذار هستند که باعث می­شود فرد سبک زندگی متفاوتی از دیگران را در پیش گیرد. یکی از مهم­ترین این عوامل میزان دین­داری و به خصوص مهم­ترین شاخص دین­داری (دین اسلام) یعنی نماز می­باشد. دین­داری بدون شک در زندگی هر کسی تاثیرگذار خواهد بود و ابعاد مختلف زندگی او را تحت تاثیر قرار می­دهد. با توجه به مهم بودن مسئله­ی سبک زندگی جوانان و هم­چنین تاثیرگذاری دین­داری در آن در این پژوهش به دنبال بررسی این هدف اصلی هستیم که میزان دین­داری چه تاثیری بر سبک زندگی جوانان دارد. محدوده مکانی پژوهش حاضر شهر اصفهان و محدوده زمانی آن سال 1393 می­باشد.

در عرصه مطالعات سبک زندگی، صاحب­نظران زیادی به گونه مستقیم و یا غیر­مستقیم اظهارنظر کرده­اند. نظریاتی را که در این عرصه مطرح می­شود، می­توان به دو رویکرد گوناگون تقسیم نمود؛ در رویکرد کلاسیک، که توسط نظریه­پردازان کلاسیک مطرح می­شوند، تاکید اصلی علت پیدایش سبک زندگی، یا بر ساختارهای پهن­دامنه است یا بر ساختارهای تنگ­دامنه، و پیوندی میان آن­ها دیده نمی­شود. اما در رویکرد معاصر، نوعی رابطه­گرایی میان ساختار و عاملیت در ظهور سبک زندگی تاثیرگذار است.

در واقع، ماکس وبر[8] نخستین کسی است که اصطلاح سبک زندگی را به کار می­برد­(تامین، 1378). وبر در تداوم و تکامل بر اندیشه مارکس، با نقد تلقی رابطه یک سویه میان جایگاه طبقاتی و تفکرات و شیوه­های زندگی، چشم­انداز گسترده­ای را در مطالعات سبک زندگی گشود. وبر در مطالعات تاریخی گسترده خود روشن ساخت­که نمی­توان­کنش­های اجتماعی (جامعه­ای) را صرفاً بااتکا به مفاهیم اقتصادی درک کرد؛ چرا که حتی در ارزیابی منافع اقتصادی نیز اندیشه­های ناشی از خرده فرهنگ­ها و سبک­های زندگی موثرند­(بندیکس، 1382: 98).

وبر، نقش نظام فرهنگی و ارزش­ها و هنجارهای مورد تاکید این نظام را بر کنش­های افراد، مهم و اساسی ارزیابی می­کند .­از دیدگاه وی، انتخاب­های افراد در جامعه و به تبع آن کنش­های آنان، متاثر از معنای ذهنی است که افراد تحت تاثیر فرهنگ برای کنش­های خود قائلند. بر اساس مدل وبر تعاملِ تمایلات و منابع، کنش یا به تعبیری انتخاب­های فرد یا جمع را پدید می­آورد که به الگو یا مجموعه حاصل از آن، سبک زندگی می­گوییم. به بیانی مشروح­تر، تمایلات فرد یا جمع، جهت کنش را تعیین و منبع در دسترس ­که در پیوند با عوامل ساختاری، فرصت­های زندگی ­فرد یا جمع را پدید می­آورند بستر بروز کنش را فراهم می­کنند­(مهدوی­کنی، 1387: 219).

مبتنی بر این رویکرد، وبر سعی می­کند خصوصیات رفتاری و شرایط بومی هر مردمی را با توجه به آموزه­های دینی ایشان تبیین نماید. وبر این توانایی بالقوه را در دین می­بیند که بتواند بر رفتار مردم و شیوه تفکر ایشان اثرگذارد و معتقد است که «ایده­ها نیروهای موثر در تاریخ هستند»­(وبر، 1385: 12).

البته وبر دین را تنها عامل موثر بر شرایط اجتماعی و رفتاری نمی­داند؛ بلکه در کنار دین، عامل­های دیگر اجتماعی را نیز دخیل می­داند. به عنوان مثال، او به وجود رابطه­ای دوطرفه (متقابل) بین عوامل اقتصادی و فرهنگی باور داشت. رهاورد مهم رویکرد وبر، امکان درک تاثیر ارزش­ها و باورها بر رفتار بشری است. نظریه کنش وبر، بررسی تاثیر دین­داری (التزام به باورها و عقاید دینی و به موجب آن اعمال دینی) بر سبک زندگی (اعمال و کنش­های روزمره) را معنادار و ممکن می­سازد. می­توان دیدگاه وی را این­گونه بیان کرد که بشر بر مبنای شیوه تفکر خود، جامعه خود را می­سازد و دین از مهم­ترین مولفه­های شکل­دهنده شیوه تفکر است­(کرمی قهی و دیگری، 1392: 88).

آثار وبلن[9] را باید نقطه آغاز هر­گونه بحثی در باره مصرف، الگوهای مصرف و سبک زندگی دانست­(دی مگیو به نقل از فاضلی، 20:1382). تورستن وبلن گرچه مستقیماً درباره سبک زندگی صحبت نکرده است، اما این ایده را مطرح کرده که داشتن سبکی خاص به معنای چیزی بیشتر از علایق خاص فراغت است. داشتن سبک زندگی خاص و خودنمایی برای نشان­دادن تعلق به گروهی خاص در جامعه به برجسته کردن تمایزهای گروه­های دیگر منجر شده است­(گیبینز و دیگری، ۱۳۸1: ۱۲۴). زیمل مفهوم سبک زندگی را بیشتر در قالب بحث در مورد صورت و سبک و تقابل آن با محتوا ارائه می­کند. او در جایی می­گویدکه سبک زندگی، تجسم تلاش انسان است برای یافتن ارزش­های بنیادی یا به تعبیری فردیتبرتر خود در فرهنگ عینی­اش و شناساندن آن به دیگران؛ به عبارت دیگر، انسان برای معنایمورد نظر خود (فردیت برتر)، شکل (صورت) های رفتاری­ایی را برمی­گزیند. زیمل، توان چنین گزینشی را سلیقه زندگی و این اشکال به هم مرتبط را سبک زندگی می­نامد. او در جایی دیگر معتقد است سبک زندگی، عینیت بخشی به ذهنیات در قالب اشکال شناخته شده اجتماعی است؛ نوعی بیان فردیت برتر و یکتایی در قالبی است که دیگری (یا دیگران) این یکتایی را درک کنند­(مهدوی­کنی، 1386: 205).

چنی[10] معتقد است که فرهنگ معاصر هنوز در معرض تغییرات اجتماعی و فرهنگی قرار دارد، به این معنا که جوامع توده‏ای معاصر از مرحله‏ی شیوه‏های زندگی وارد مرحله‏ی سبک زندگی شده است­(چنی، 2001: 77). وی معتقد است که مردم سبک‌های زندگی را در زندگی روزمره برای مشخص کردن و تبیین پیچیدگی‌های وسیع‌تر هویت و پیوستگی به کار می‌برند­(چنی، 1996: 12). چنی می­گوید سبک زندگی مهم­ترین منبع هویت است. یعنی این­که مهم است که شما چه می­پوشید، چه فرشی دارید و چه ذایقه­ای نسبت به موسیقی دارید. این اهمیتش مانند تعلق شما به طبقه اجتماعی در روزگاران گذشته است. بنابراین، سبک زندگی را می­توان الگوهایی از کنش دانست که تمیزدهنده افراد جامعه است. سبک ­زندگی را باید پاسخ­های کارکردی به نوگرایی دانست­(همان: 4). پس سبک زندگی به زعم چنی، از مشخصه­های جوامع مدرن تلقی می­شود­(رسولی، 1382: 58). دیوید چنی سبک­های زندگی را  سازمان اجتماعی مصرف می­خواند. به اعتقاد وی سبک­زندگی راه الگومند مصرف، درک یا ارج نهادن به محصولات فرهنگی مادی است، و منش و راهی برای استفاده از کالاها و مکان­ها و زمان­های خاص است­(چنی، 1996: 61). مایک فدرستون نیز اشاره می­کند که واژه­ی سبک زندگی در درون فرهنگ معاصر، به نوعی فردیت، ابراز وجود و خودآگاهی سبک­گرایانه اطلاق می­شود. از نظر وی، بدن، لباس، طرزبیان، فراغت، ترجیحات خوردن و نوشیدن، خانه، اتومبیل، انتخاب محل برای تعطیلات و غیره به عنوان شاخص­های سبک زندگی به حساب می­آید­(ربانی و دیگری، 1387: 45).

بودریار[11] برای تحلیل مصرف از مفهوم ارزش استفاده مارکس آغاز می­کند. وی استدلال می­کند مصرف ابژه­ها، معطوف به مصرف سوژه­های کارکردی آن­ها نیست، بلکه معانی و نشانه­های نمادین همراه ابژه­ها مصرف می­شود. او مصرف را، مصرف نشانه­ها و امری نمادین می­داند­(بودریار، 2001). از این دیدگاه مصرف نشانه­ها و معنای نمادین کالاها در خدمت ساخت سازه هویتی مصرف­کننده برای اعاده و تایید هویت فردی و اجتماعی است. به عبارتی دیگر افراد، هویت چه کسی بودن خویش را از طریق آن­چه که مصرف می­کنند، تولید می­کنند یا بهتر بگوییم جعل می­کنند. این تلقی از مصرف تا آن اندازه آن را مطلق ساخته که تمام کنش­ها و رفتارهای انسان مدرن را دربر می­گیرد. از این رو خود و آگاهی و تصور ما از خودمان عمیقاً متاثر از تلقی دیگران از ماست؛ ما مصرف می­کنیم تا تصور دیگران از خود را اصلاح و اثبات کنیم و به همان کسی تبدیل شویم که درسر داریم. زیرا عقیده من درباره خودم همان تصور من از تلقی دیگران از من است. این همان ترفندی است که تبلیغات برای اغوای مصرف­کننده به کار می­بندند­(دسمون، 2003) در مجموع بودریار معتقد است که آن ­چه سازنده ذهنیت، آگاهی و نگرش ماست گفتمان رسانه‌ای یا واقعیت‌های مجازی است که رسانه‌ها می‌سازند و خلق می‌کنند. ما دنیا را طوری می‌بینیم که رسانه‌ها برای ما می‌سازند. به عقیده بودریار انگاره‌های مجازی­مهم‌تر و واقعی‌تر از واقعیت برای ما شده‌اند و این‌ها هستندکه آگاهی‌های مارا شکل می‌دهند و می‌سازند.

سبک­های زندگی از نظر گیدنز[12] برنامه­هایی مهم­تر از فعالیت­های فراغتی هستند­(گیدنز، 1382: 18). سبک زندگی مجموعه­ای نسبتاً هماهنگ از همه رفتارها و فعالیت­های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره به حساب می­آید. سبک زندگی مستلزم مجموعه­ای از عادت­ها و جهت­گیری­ها و بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی، پیوند بین گزینش­های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منظم را تامین می­کند. هم­چنین، سبک زندگی نیز با هویت شخصی ارتباط دارد. زیرا روایت خاصی را که فرد برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران مجسم می­کند و مستلزم تصمیم­گیری­های روزانه درباره نحوه پوشش، مصرف، کار و فراغت است. به ویژه در فرهنگ مصرف­گرای دوران معاصر به علت تکثر یافتن زمینه­های عمل و مراجع، انتخاب سبک زندگی بیش از پیش در ساخت هویت شخصی اهمیت یافته است­(گیدنز، 1382: 121). اما بنیامین معتقد است که کنشگر در سبک زندگی از یک سو، عاملی فعال و از سوی دیگر، فردی بیگانه است که در میان جماعت گمنام و سرگردان مانده و در چنبره بتوارگی کالا اسیر است. برای مثال، کنشگر در مراکز خرید،

خیابان­های شلوغ و پرجنب و جوش، فضای امنی برای خود فراهم می­سازد، اما از طرف دیگر تبدیل به فردی می­شود که به نمایش کالاها خیره شده و کالاهای لوکس و شیک زیر نور وسیله­ای را مشاهده می­کند­(کاظمی، 1386: 9).

بوردیو[13] در کتاب تمایز[14]­(1984) به تحلیل انتخاب­های سبک زندگی پرداخته است. از نظر وی، تمایزات اجتماعی و ساختاری در دهه اخیر مدرنیته به طور روزافزونی از رهگذر صور فرهنگی بیان می­شوند، و می­توان دید که سبک و سیاق استفاده از کالا به خصوص آن  دسته از کالاها که ممتاز قلمداد می­شوند، تشکیل­دهنده یکی از نشانه­های کلیدی هویت و نیز سلاحی ایده­آل در استراتژی­های تمایز است­(بوردیو، 1984: 30). بوردیو در کتاب تمایز شیوه­هایی را تحلیل کرد که گرو­ه­های هم­رده و هم­طبقه خود را به وسیله آن، از الگوهای مصرفی گروه دیگر متمایز می­کنند. بوردیو نشان می­دهد که چگونه گروه­های خاص، به ویژه طبقات اجتماعی- اقتصادی، از میان انواع کالاهای مصرفی، روش­های لباس پوشیدن، غذا خوردن، آرایش کردن، مبلمان و تزئین داخلی منزل و ... انتخاب­هایی را انجام می­دهند تا روش زندگی مجزای خود را مشخص و خود را از دیگران متمایز کنند­(حمیدی و دیگری، 1386: 72). در تایید این امر بوردیو کارگرانی را مثال می­زند که به رغم داشتن استطاعت مالی در تهیه غذاهای بورژوازی، هم­چنان غذاهای سنگین، چرب و حجیم را می­پسندند و یا زنان کارگری که علی­رغم قدرت خرید میلی به خرید از فروشگاه­های بورژوازی را ندارند­(بوردیو، 1984: 379). از نظر وی سبک­های زندگی و ذایقه­هایی که بر مبنای سرمایه­های مختلف شکل می­گیرد به مصرف کالاهایی می­انجامد که تمایز اجتماعی ایجاد می­کند. این منطق تمایز در مصرف، در کانون توجه بوردیو قرار دارد­(ساترتون[15]، ۲۰۰۱).

در نظریه بوردیو سبک زندگی که شامل اعمال طبقه­بندی شده و طبقه­بندی کننده فرد در عرصه­هایی چون تقسیم ساعات شبانه­روز، نوع تفریحات و ورزش، شیوه­های معاشرت، اثاثیه و خانه، آداب سخن گفتن و راه­ رفتن است، در واقع عینیت­ یافته و تجسم ­یافته ترجیحات افراد است­(باکاک، ۱۳۸۱: 96).  بوردیو سبک زندگی را چنین توصیف می­کند: سبک و شیوه، بیشترین توانایی را برای بیان ویژگی­هایی دارد که همه دنیای فعالیت­ها را در خود خلاصه کرده است(بوردیو، 1984: 285). وی سبک زندگی را فعالیت­های نظا­م­مندی می­داندکه از ذوق و سلیقه فرد ناشی می­شوند و بیشتر جنبه­عینی و خارجی دارند و در عین حال به صورت نمادین به فرد هویت می­بخشند و میان اقشار مختلف اجتماعی تمایز ایجاد می­کنند در واقع به ازای هر سطحی از موقعیت­ها، سطحی از سبک زندگی­ها و ذایقه­ها وجود دارد که بر اثر شرایط اجتماعی مناسب با آن به وجود می­آیند­(بوردیو، ۱۳۸۰: 35). سبک زندگی دارایی­هایی است که به وسیله آن، اشغال­کنندگان موقعیت­های مختلف خودشان را با قصد تمایز یا بدون قصد آن از (دیگران) تمایز می­بخشند­(پیشین: ۲۴۹). بوردیو معتقد است که پرورش فرد در خانواده و طبقه خاص تاثیر شگرفی بر انتخاب نوع سبک زندگی دارد­(واین[16]، 2000: 4).

 

اهداف تحقیق

- بررسی ارتباط بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد مدیریت بدن) جوانان.

- بررسی ارتباط بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد هنجارهای مصرف) جوانان.

- بررسی ارتباط بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد رواط بین شخصی) جوانان.

- بررسی ارتباط بین دین­داری و میزان کل سبک زندگی جوانان.

- بررسی ارتباط بین سن و سبک زندگی جوانان.

- بررسی ارتباط سبک زندگی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل آنان.

- بررسی ارتباط سبک زندگی پاسخگویان بر حسب تحصیلات آنان.

بعد اعتقادی

بعد پیامدی

بعد مناسکی

 

 

دین­داری

 

سبک زندگی

مدیریت بدن

هنجارهای مصرف

روابط بین شخصی

 

متغیرهای جمعیتی

تاهل

سن

تحصیلات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل شماره (ا): مدل نظری پژوهش

 

 

 

ابزار و روش تحقیق

تحقیق حاضر براساس نوع داده­های جمع­آوری وتحلیل شده، تحقیقی­کمی است و از لحاظ نوع برخورد با مساله مورد بررسی و ورود به آن مطالعه­ای میدانی است .­تکنیک مورد استفاده در این پژوهش پیمایش می­باشد.

جامعه آماری این مطالعه کلیه­ جوانان 18 تا 29 سال شهر اصفهان می­باشد. از آن­جا که به طور طبیعی امکان مطالعه دیدگاه­های تمامی شهروندان وجود نداشت از شیوه­ی «نمونه­گیری» برای تبیین نظریات افراد مورد مطالعه استفاده شده است و بر اساس آن تعدادی از افراد (372 نفر) که معرف جامعه آماری تشخیص داده شدند به عنوان نمونه انتخاب و مطالعه شده است. در این پژوهش برای جمع­آوری اطلاعات مورد نیاز از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. پیش از آغاز پیمایش، پرسشنامه­ی ابتدایی مورد آزمون اولیه قرار گرفت و با استفاده از نتایج به دست آمده، نقایص موجود برطرف و پرسشنامه نهایی تنظیم شد. روش نمونه­گیری در این پژوهش شیوه نمونه­گیری دو مرحله­ای با استفاده از نمونه­گیری خوشه­ای و سپس نمونه­گیری تصادفی ساده می­باشد. پس از گردآوری داده­ها تجزیه و ­تحلیل آن­ها با استفاده از نرم افزار آماری  SPSSانجام گردید و در این رابطه برای آزمون فرضیات، تست­های آماری متناسب با هر فرضیه به کار گرفته شد.

در این رابطه جهت اطمینان از اعتبار لازم به مشاوره و بهره­گیری از نظرات اساتید و کارشناسان مربوطه و هم­چنین از آزمون آلفای کرونباخ جهت پایایی پرسشنامه اقدام شده است.

 

جدول شماره (1): تعریف مفهومی متغیرهای پژوهش

نام متغیر

تعریف مفهومی

دین­داری

عبارت است از وضعیت اعتقادی، احساسی، ادراکی و عاطفی انسان در مواجهه با امور قدسی که در ابعاد مختلفی چون بعد اعتقادی، بعد مناسکی، بعد اخلاقی و بعد رفتاری را در بر می­گیرد­(بیدگلی، 1379: 5).

 

سبک زندگی

در نظریه بوردیو سبک زندگی که شامل اعمال طبقه­بندی شده و طبقه­بندی کننده فرد در عرصه­هایی چون تقسیم ساعات شبانه­روز، نوع تفریحات و ورزش، شیوه­های معاشرت، اثاثیه و خانه، آداب سخن گفتن و راه ­رفتن است، در واقع عینیت­ یافته و تجسم ­یافته ترجیحات افراد است­(باکاک، ۱۳۸۱: 96).

مدیریت بدن

مدیریت بدن به معنای نظارت و مراقبت و دستکاری مستمر ویژگی­های ظاهری و مرئی بدن است.

هنجارهای مصرف

هنجارهای مصرف، معیارها و موازینی هستند که فرد بر مبنای آن­ها، در زمینه مصرف کالاها و زمان و مکان آن، دست به انتخاب و تصمیم­گیری می­زند. اگر انتخاب­های مصرفی فرد بر اساس مجموعه واحدی از ارزش­ها صورت پذیرد، طبعاً می­توان انتظار داشت که نوعی انسجام و سازگاری بین این انتخاب­ها وجود داشته است.

روابط بین شخصی

منظور از این بعد، نحوه سازمان دادن به روابط خود با دیگران؛ هم درخانواده و هم در اجتماع بیرون از خانواده است.

 

 

 

 

جدول شماره (2): تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش

نام متغیر

تعریف مفهومی

دین­داری

در این پژوهش دین­داری با سه شاخص بعد مناسکی، بعد اعتقادی و بعد پیامدی سنجیده شده است. بعد مناسکی شامل انجام بعضی از اعمال مانند نماز، روزه­داری و ... است. در این پژوهش با توجه به موضوع برخواندن نماز تاکید بیشتری شده است و نمازهای مستحبی و هم­چنین نماز جماعت و جمعه در تحقیق گنجانده شده است. بعد اعتقادی شامل اعتقاد به وجود خدا، بهشت و جهنم، وجود شیطان و ... است. بعد پیامدی بهبررسیافکارواعمالیمی­پردازدکهفردبه واسطهاعتقاداتوتجربیات دینی­اش،خودراملزمبهرعایتآن­هامی­داند. مانند حجاب، مصرف خوراکی­های خاص و ...

سبک زندگی

در این پژوهش سبک زندگی با سه شاخص مدیریت بدن، هنجارهای مصرف و روابط بین شخصی سنجیده شده است.

مدیریت بدن

برای سنجش مدیریت بدن در این پژوهش  ازسهشاخصکلیآرایشبدن جراحی­های زیبایی و رویه­های لاغری استفاده شده است.

هنجارهای مصرف

برایعملیاتی کردنمفهومهنجارهایمصرف، ازمعرف­هایانتخابپوشاکواولویت­هایهزینه­ای(غیر ازمایحتاج)سودجسته­ایم.

روابط بین شخصی

روابط بین شخصی با دو شاخص روابط افراد در خانواده و در اجتماع و محیط زندگی غیر از خانوادگی­اش سنجیده شده است.

 

یافته­ها

یافته­های توصیفی

 

جدول شماره (3): آمار توصیفی متغیر دین­داری

وضعیت مولفه

شاخص­های توصیفی

متغیرهای پژوهش

جمع کل

خیلی زیاد

زیاد

متوسط

کم

خیلی کم

انحراف معیار

میانگین

372

142

110

85

25

10

99/0

93/3

بعد اعتقادی

372

80

127

90

55

20

84/0

51/3

بعد مناسکی

372

124

83

95

52

18

96/0

65/3

بعد پیامدی

372

84

124

90

51

23

90/0

69/3

نمره کل دین­داری

 

یافته­ها نشان می­دهد که در بین شاخص­های دین­داری، بعد اعتقادی دارای بیشترین میانگین (39/3=X) و بعد مناسکی دارای کمترین میانگین (51/3= X) می­باشد. هم­چنین وضعیت کلی مولفه­های دین­داری نشان می­دهد که در همه مولفه­ها، پاسخگویان اذعان داشته­اند که از نظر آن­ها دین­داری بالاتر ازحد متوسط (3=X) می­باشد، نمره کل میزان دین­داری بیانگر این امر است که دین­داری در میان پاسخگویان بیش از حد متوسط (69/3=X) می­باشد.

 

جدول شماره (4): آمار توصیفی متغیر سبک زندگی

وضعیت مولفه

شاخص­های توصیفی

متغیرهای پژوهش

جمع کل

خیلی زیاد

زیاد

متوسط

کم

خیلی کم

انحراف معیار

میانگین

372

80

127

104

30

31

21/1

52/3

مدیریت بدن

372

71

101

129

45

26

27/1

39/3

روابط بین شخصی

372

104

83

135

32

18

98/0

59/3

هنجارهای مصرف

372

85

104

123

36

25

15/1

50/3

نمره کل سبک زندگی

 

یافته­های نشان می­دهد که در بین شاخص­های سبک زندگی، مدیریت بدن دارای بیشترین میانگین (52/3=X) و بعد روابط بین شخصی دارای کمترین میانگین (39/3=X) می­باشد.

 

یافته­های  استنباطی

برای استفاده از آزمون­های پارامتریک، پیش شرط­هایی وجود دارد که عبارتند از: شرط نرمال بودن داده­ها، و شرط تصادفی بودن داده­ها. شرط اول برای کلیه داده­ها بایستی مورد استفاده قرار گیرد، اما شرط دوم تنها برای داده­های تاریخی (داده­هایی که در طول زمان به دست آمده است ـ مانند تحلیل­های رگرسیون زمانی) مورد استفاده قرار می­گیرد. بنابراین از این آزمون برای بررسی شرط مورد نظر استفاده خواهیم کرد. جهت بررسی نرمال بودن عامل­ها از آزمون تک نمونه­ای کلموگروف ـ اسمیرنف به قرار زیر استفاده می­شود.

 

جدول شماره(5): آزمون کلموگروف ـ اسمیرنوف برای تعیین نرمال بودن متغیرهای پژوهش

مولفه­های پژوهش

بعد اعتقادی

بعد پیامدی

بعد مناسکی

مدیریت بدن

روابط بین شخصی

هنجارهای مصرف

تعداد

372

372

372

372

372

372

پارامترهای نرمال

میانگین

93/3

65/3

51/3

52/2

39/3

59/3

انحراف معیار

99/0

96/0

84/0

21/1

27/1

98/0

مقادیر کلموگروف- اسمینرف

782/0

25/1

84/2

15/2

35/2

76/2

سطح معناداری (دو دامنه)

080/0

061/0

123/0

147/0

129/0

111/0

 

با توجه به جدول شماره 5 می­توان نتیجه گرفت که چون مقادیر سطح معناداری کلیه متغیرهای پژوهش بیشتر از 05/0 می­باشند پس می­توان گفت که این مولفه­ها به لحاظ توزیع داده­ها نرمال می­باشند. پس می­توان در تحلیل فرضیه­های پژوهش، آزمون­های پارامتریک را به کار گرفت.

فرضیه شماره 1: بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد مدیریت بدن) رابطه وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده می‎­شود. یافته­ها به شرح زیر می­باشد:

 

جدول شماره (6): ضریب همبستگی دین­داری و  سبک زندگی (بعد مدیریت بدن)

 

سبک زندگی (بعد مدیریت بدن)

دین­داری

شدت رابطه

13/0

سطح معناداری

07/0

تعداد

372

 

نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می­دهد که چون مقدار (13/0=r) در سطح معناداری (07/0=a) معنادار نیست، لذا فرض صفر تایید و فرض تحقیق با 95% اطمینان رد می­گردد. بنابراین بین دین­داری و مدیریت بدن، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود ندارد.

فرضیه شماره 2: بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد هنجارهای مصرف) رابطه وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده می­شود. یافته­ها به شرح زیر می­باشد:

 

جدول شماره (7): ضریب همبستگی دین­داری و  سبک زندگی (بعد هنجارهای مصرف)

 

سبک زندگی (هنجارهای مصرف)

دین­داری

شدت رابطه

37/0

سطح معناداری

000/0

تعداد

372

 

نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می­دهد که چون مقدار (37/0=r) در سطح معناداری (05/0=a) معنادار است، لذا فرض صفر رد و فرض تحقیق با 95% اطمینان تایید می­گردد. بنابراین بین دین­داری و هنجارهای مصرف، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود دارد، و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم و با شدت متوسط می­باشد. پس هر چه دین­داری افزایش یابد، تنظیم هنجارهای مصرف نیز افزایش می­یابد.

فرضیه شماره 3: بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد روابط بین شخصی) رابطه وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده می‎­شود. یافته­ها به شرح زیر می­باشد:

 

جدول شماره (8): ضریب همبستگی دین­داری و  سبک زندگی (بعد روابط بین شخصی)

 

سبک زندگی (بعد روابط بین شخصی)

 

دین­داری

شدت رابطه

43/0

 

سطح معناداری

000/0

 

تعداد

372

       

 

نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می­دهد که چون مقدار (43/0=r) در سطح معناداری (05/0=a) معنادار است، لذا فرض صفر رد و فرض تحقیق با 95% اطمینان تایید می­گردد. بنابراین بین دین­داری و روابط بین شخصی، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود دارد، و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم و با شدت متوسط می­باشد. پس هر چه دین­داری افزایش یابد، روابط بین شخصی نیز افزایش می­یابد.

فرضیه شماره 4: بین دین­داری و میزان کل سبک زندگی رابطه وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده می­شود. یافته­ها به شرح زیر می­باشد:

 

جدول شماره (9): ضریب همبستگی دین­داری و  سبک زندگی

 

سبک زندگی

 

دین­داری

شدت رابطه

31/0

 

سطح معناداری

000/0

 

تعداد

372

       

 

نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می­دهد که چون مقدار (31/0=r) در سطح معناداری (05/0=a) معنادار است، لذا فرض صفر رد و فرض تحقیق با 95% اطمینان تایید می­گردد. بنابراین بین دین­داری و سبک زندگی، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود دارد، و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم و با شدت متوسط می­باشد.

فرضیه شماره 5: بین سن و سبک زندگی رابطه وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده می­شود. یافته­ها به شرح زیر می­باشد:

 

جدول شماره (10): ضریب همبستگی سن و  سبک زندگی

 

سبک زندگی

 

سن

شدت رابطه

14/0

 

سطح معناداری

12/0

 

تعداد

372

       

 

نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می­دهد که چون مقدار (14/0=r) در سطح معناداری (12/0=a) معنادار است، لذا فرض صفر تایید و فرض تحقیق با 95% اطمینان رد می­گردد. بنابراین بین سن و سبک زندگی، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود ندارد و بنابراین فرضیه شماره 5 پژوهش رد می­گردد.

فرضیه شماره 6: سبک زندگی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل آنان متفاوت است.

 

 

 

جدول شماره (11): شاخص­های آماری مربوط به آزمون t

برای مقایسه میانگین نمرات دو گروه مستقل

وضعیت تاهل

میانگین

انحراف استاندارد

خطای استاندارد میانگین

متاهل

35/3

420/0

284/0

مجرد

65/3

856/0

243/0

 

 

جدول شماره (12): آزمون t برای مقایسه میانگین نمرات دو گروه مستقل

 

F

سطح معناداری

t

درجه آزادی

سطح معناداری

خطای استاندارد

 

سبک زندگی

با فرض برابری واریانس­ها

21/9

000/0

45/4

371

000/0

21/0

 

بدون فرض برابری واریانس­ها

45/4

12/371

000/0

48/0

                 

 

- صورت بندی فرضیه:

   Ho: µ1=µ2

   H1: µ1≠µ2

- محاسبه ی مقدار t: 45/4t =

- تعیین درجه­ی آزادی: 371 = df 

- استخراج t جدول : با درجه آزادی 371 برابر است با  96/1=t

- مقایسه و نتیجه­گیری: برای بررسی میزان سبک زندگی، tمحاسبه شده بیشتر از تی بحرانی است. پس فرض تحقیق تایید می­شود.

بر اساس آزمون لون (Leven)، چون سطح معناداری کمتر از 05/0 است (000/0Sig=) بنابراین از نتایجی که فرض مساوی بودن واریانس­ها را لحاظ کرده، استفاده می­شود. از آن­جایی که سطح معناداری آزمون­های لِون کمتر از 05/0 است پس بایستی از آزمون دوم یعنی آزمون t تست برای دو گروه مستقل استفاده نمود.

بر اساس جدول شماره (12)، در مورد میزان سبک زندگی در بین دو گروه می­توان گفت: مقدار t محاسبه شده 45/4 و از سوی دیگر مقدار t جدول با درجه آزادی 371 برابر 96/1 می­باشد، بنابراین چون قدر مطلق t محاسبه شده بیشتر از t جدول می­باشد پس می­توان ادعا کرد که در سطح معناداری 05/0 و با 95%  فاصله اطمینان، سبک زندگی در بین دو گروه متاهل و مجرد متفاوت است و این تفاوت به لحاظ آماری معنادار است. از سوی دیگر سطح معناداری از 05/0 کمتر بوده و می­توان با 95% اطمینان فرض تحقیق را تایید کرد.

فرضیه شماره 7: سبک زندگی پاسخگویان بر حسب تحصیلات آنان متفاوت است.

از آن­جاکه 6 گروه تحصیلی بی­سواد، ابتدایی، دیپلم، فوق­دیپلم، لیسانس و فوق­لیسانس مورد مطالعه قرار گرفته­اند (برای دیگر سطوح تحصیلی پاسخ ­دهنده­ای وجود نداشته است)، جهت بررسی تفاوت میان این 6 گروه از آزمون تحلیل واریانس یک­طرفه استفاده شده است. یافته­ها به شرح جدول زیر است:

 

جدول شماره (13): آزمون تحلیل واریانس یک­طرفهبرای بررسی سبک زندگی بر حسب گروه­های تحصیلی

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

مجذور میانگین

Fمقدار

میانگین

سطح معناداری

تفاوت بین­گروهی

937/0

5

312/0

26/11

25/3

000/0

تفاوت درون گروهی

86/70

366

103/0

کل

80/71

371

-

 

- صورت­بندی فرضیه برای تفاوت بین 6 گروه تحصیلی

   H0: µ1 = µ 2= µ3= µ4= µ5= µ6

   H1: µ1 ≠ µ2 ≠ µ3≠ µ4≠ µ5≠ µ6

- محاسبه­ی مقدار F: 26/11Ftotal =­  

- تعیین درجه­ی آزادی:  درجه آزادی سطری 5 و ستونی 349

- استخراج FJجدول : 27/3F(df: 5 , 349 , p=0.05)=

- مقایسه: f T> f j

بر اساس جدول فوق می­توان استدلال کرد که چون مقدار fهای محاسبه شده سبک زندگی بیشتر از f بحرانی می­باشند، پس با فاصله اطمینان 95% می­توان ادعا کرد که بین میانگین گروهای تحصیلی در سبک زندگیتفاوت معناداری وجود دارد. از سوی دیگر مقادیر سطح معناداری نوع متغیر فوق کمتر از 05/0 (000/0Sig=) می­باشد. پس با 95% اطمینان می­توان ادعا کرد که بین گروه­های تحصیلی به لحاظ سبک زندگیتفاوت معناداری وجود دارد.

در ادامه جهت بررسی تفاوت میان سطوح تحصیلی از آزمون تعقیبی شفه استفاده شده است. یافته­ها به شرح جدول  زیر می­باشد. لازم به ذکر است که تنها سطوح معنادار گزارش شده­اند.

 

 

 

 

 

جدول شماره (14):  آزمون تعقیبی شفه برای مقایسه سبک زندگی بر حسب سطح تحصیلات

متغیر پژوهش

سطح تحصیلات

تفاوت بین سطوح تحصیلی

خطای استاندارد

سطح معناداری

سبک زندگی

بی­سواد

سیکل

0.87

.357

0.087

دیپلم

.021

.639

0.043

ارشد

0.76

.377

0.037

فوق­دیپلم

سیکل

.067

.713

0.098

دیپلم

0.56

357.

0.064

ارشد

دیپلم

.43

.537

0.048

سیکل

0.48

.435

0.033

نتایج آزمون تعقیبی نشان می­دهد که تفاوت در میان سطوح تحصیلات بی­سوادی، با دیپلم و بالاتر، ارشد و سیکل دیده می­شود. میان دیگر سطوح تحصیلی تفاوت معنادار دیده نشد. هم­چنین بین مقطع ارشد با دو مقطع دیپلم و سیکل به لحاظ سبک زندگی تفاوت معناداری وجود دارد.

 

بحث و نتایج

سبک­های زندگی در دوران مدرن شکل­دهنده هویت شخصی و اجتماعی افراد هستند. با این حال، همین سبک­ها متاثر از عوامل بسیاری چون اقتصاد، سیاست، فرهنگ و همین­طور مذهب­اند. از آن­جا که در جامعه ایرانی مذهب رکن اساسی زندگی فردی و اجتماعی تلقی می­شود، در این مقاله با توجه به نظرات وبر و بوردیو، دین بعنوان یک سرمایه موثر بر سبک­های زندگی جوانان در نظر گرفته شده است. در این پژوهش دین­داری در سه بعد مناسکی، پیامدی و اعتقادی و سبک زندگی نیز در سه بعد مدیریت بدن، هنجارهای مصرف و روابط بین شخصی مورد بررسی قرار گرفت.

با توجه به اهمیت موضوع دین­داری و سبک زندگی، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه­ی میزان دین­داری و سبک زندگی دختران به دنبال ارتباط بین متغیرهای دین­داری در سه بعد مناسکی، پیامدی و اعتقادی، سن، وضعیت تاهل و تحصیلات به عنوان متغیر مستقل و سبک زندگی به عنوان متغیر وابسته می­باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر جوانان 18 تا 29 سال شهر اصفهان می­باشد که 372 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفته است.

نتایج آمار توصیفی متغیر دین­داری حاکی از آن است که در بین شاخص­های دین­داری، بعد اعتقادی دارای بیشترین میانگین (93/3= X) و بعد مناسکی دارای کمترین میانگین (51/3= X) می­باشد. هم­چنین وضعیت کلی مولفه­های دین­داری نشان می­دهد که در همه مولفه­ها، پاسخگویان اذعان داشته­اند که از نظر آن­ها دین­داری بالاتر از حد متوسط (3=X) می­باشد، نمره کل میزان دین­داری بیانگر این امر است که دین­داری در میان پاسخگویان بیش از حد متوسط (69/3=X) می­باشد. در بین شاخص­های سبک زندگی نیز، مدیریت بدن دارای بیشترین میانگین (52/3=X) و بعد روابط بین شخصی دارای کمترین میانگین (39/3=X) می­باشد.

نتایج آزمون فرضیه­های تحقیق نیز حاکی از آن است که:

فرضیه شماره 1: بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد مدیریت بدن) رابطه وجود دارد.

نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می­دهد که چون مقدار (13/0r=) در سطح معناداری (07/0=α) معنادار نیست، لذا فرض صفر تایید و فرض تحقیق با 95% اطمینان رد می­گردد. بنابراین بین دین­داری و مدیریت بدن، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود ندارد.

فرضیه شماره 2: بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد هنجارهای مصرف) رابطه وجود دارد.

بین دین­داری و هنجارهای مصرف، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود دارد، و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم و با شدت متوسط (37/0r=) می­باشد. پس هر چه دین­داری افزایش یابد، تنظیم هنجارهای مصرف نیز افزایش می­یابد.

فرضیه شماره 3: بین میزان دین­داری و سبک زندگی (بعد روابط بین شخصی) رابطه وجود دارد.

بین دین­داری و روابط بین شخصی، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود دارد، و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم و با شدت متوسط (43/0 r=) می­باشد. پس هر چه دین­داری افزایش یابد، روابط بین شخصی نیز افزایش می­یابد.

فرضیه شماره 4: بین دین­داری و میزان کل سبک زندگی رابطه وجود دارد.

بین دین­داری و سبک زندگی، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود دارد، و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم و با شدت متوسط(31/0r=) می­باشد.

فرضیه شماره 5: بین سن و سبک زندگی رابطه وجود دارد.

نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می­دهد که چون مقدار (14/0r=) در سطح معناداری (12/0=α) معنادار است، لذا فرض صفر تایید و فرض تحقیق با 95% اطمینان رد می­گردد. بنابراین بین سن و سبک زندگی، به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود ندارد و بنابراین فرضیه شماره 5 پژوهش رد می­گردد.

فرضیه شماره 6: سبک زندگی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل آنان متفاوت است.

نتایج آزمون تی نشان می­دهد در سطح معناداری 05/0 و با 95%  فاصله اطمینان، سبک زندگی در بین دو گروه متاهل و مجرد متفاوت است و این تفاوت به لحاظ آماری معنادار است. از سوی دیگر سطح معناداری از 05/0 کمتر بوده و می­توان با 95% اطمینان فرض تحقیق را تایید کرد.

فرضیه شماره 7: سبک زندگی پاسخگویان بر حسب تحصیلات آنان متفاوت است.

نتایج آزمون تحلیل واریانس یکراهه نشان می­دهد که با فاصله اطمینان 95% می­توان ادعا کرد که بین میانگین گروهای تحصیلی در سبک زندگی تفاوت معناداری وجود دارد. چون مقادیر سطح معناداری نوع متغیر تحصیلات و سبک زندگی کمتر از 05/0 (000/0Sig=) می­باشد. پس با 95% اطمینان می­توان ادعا کرد که بین گروه­های تحصیلی به لحاظ سبک زندگی تفاوت معناداری وجود دارد.

 

پیشنهادهای تحقیق

- در رابطه با بررسی نقش دین و دین­داری در مباحث اجتماعی، انتخاب مفهوم سبک زندگی، مناسب به نظر می­رسد. چرا که این مفهوم در برگیرنده مولفه­هایی مانند الگوهای مصرف و رفتارهای فراغتی است که عنصر انتخاب درآن­ها، نقشی اساسی دارد و دین اسلام به سبب دربرداشتن نمادها، شعایر و مناسک، دستور­- العمل­های اخلاقی و هنجارها و مرتبط­بودن با احساسات حرمت یاخوف، می­تواند درعرصه­هایی مانند مصرف و فراغت، موقعیت­ها یا فرصت­های انتخاب را محدود کند و یا برعکس موقعیت­ها یا فرصت­هایی جدید را بیآفریند. بنابراین به کارگیری آموزه­های اسلام برای انتخاب سبک زندگی مناسب کافی است.

- شفاف نمودن و تفسیر روشن مفاهیم دینی و معارف مذهبی و اسلامی با توجه به مقتضیات زمان و جامعه و الگوی ایرانی اسلامی.

- تاکید بر مشترکات و برجسته نمودن مفاهیم اساسی دین و زدودن خرافات از آن.

- برقراری ارتباط و تعامل مستمر نخبگان دینی با جوانان و برخورد اثباتی و استدلالی در پاسخ دادن به شبهات فکری ایشان. نخبگان دینی بایستی با زبان و افکار جوانان آشنا شوند و متناسب با آن با جوانان تعامل برقرار کنند.

- تلاش بیشتر مسئولان و متولیان اموردینی جوانان برای تعریف رابطه­ی دین و دنیا ، ظاهر و باطن و ... .

- درخصوص مفهوم سبک زندگی­ایرانی اسلامی­لازم است­که متولیان امرچارچوب، حدود و شاخصه­- ­های آن را دقیقاً برای جوانان تعریف کنند تا مسیر خود را بر اساس آموزه­ها و باورهای دینی درست انتخاب نمایند و مولفه­هایی چون الگوی مصرف و فعالیت­های فراغتی را براساس باورهای­دینی و سبک زندگی خودی (ایرانی) انتخاب کنند و دچار اشتباه نشوند چرا که بیگانگی در فرهنگ، دین، ارزش­ها و ... را موجب می­شود.

 

منابع

اباذری، ی؛ و دیگری. (۱۳۸۱). از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی: رویکردهای نوین در تحلیل جامعه­شناختی. نامه علوم اجتماعی. شماره ۲۰، صص 3-۲۷.

باکاک، ر. (۱۳۸۱). مصرف. ترجمه: خ، صبوری. تهران: انتشارات شیرازه.

 بندیکس، ر. (۱۳۸2). سیمای فکری ماکس وبر. ترجمه: م، رامبد. تهران: انتشارات هرمس.

بوردیو، پ. (۱۳۸۰). نظریه کنش. دلایل عملی و انتخاب عقلانی. ترجمه: م، مردیها. تهران: انتشارات نقش و نگار.

بیدگلی، م. (1379). بررسی عوامل اجتماعی فرهنگی موثر بر از خودبیگانگی دانشجویان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه اصفهان.

تامین، م. (۱۳۷8). جامعه­شناسی قشربندی و نابرابری­های اجتماعی. ترجمه: ع، نیک­گهر. تهران: نشر توتیا.

 حمیدی، ن؛ و دیگری. (1386). سبک زندگی و پوشش زنان در تهران. فصلنامهتحقیقاتفرهنگی. سال اول، شماره ۱، صص92-65 .

ربانی، ر؛ و دیگری. (1387). جوان، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی. ماهنامه مهندسی فرهنگی. سال سوم، شماره 23 و 24.

رسولی، م. (1382). بررسی مولفه­های سبک زندگی در تبلیغات تجاری تلویزیون. فصلنامه دانشگاه علامه طباطبایی. شماره23.

 فاضلی، م. (۱۳۸۲). مصرف و سبک زندگی. قم: صبح صادق.

کرمی قهی، م؛ و دیگری. (1392). سنجش بررسی رابطه دین­داری و سبک زندگی (مورد مطالعه: زنان 20 ساله و بالاتر شهر تهران). زندرفرهنگوهنر. دوره 5، شماره 1.

گیبینز، ج؛ و دیگری. (۱۳۸۱). سیاست پست مدرنیته. ترجمه: م، انصاری. تهران: انتشارات گام نو.

گیدنز، آ. (1382). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشرنی. چاپ دهم.

مهدوی­کنی، م. (1387). دینوسبکزندگی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق. چاپ اول.

وبر، ماکس. (1385). اخلاقپروتستانیوروحسرمایه­داری. ترجمه: ع، رشیدیان و دیگری. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

هیوود، ل؛ و همکاران. (1380). اوقات فراغت. ترجمه: م، احسایی. تهران: امید دانش.

 

Bourdieu, P. (1984). Distinction. London: Routledge and Kegan Paul.

Chaney, D. (1996). Lifestyle, London, Routledge.

Chaney, D. (2001). "FromWays  ofLife to Lifestyle: Rethinking Culture as Ideology and Sensibility, in J. Lull (ed.)". Culture in the Communication Age, cited In Taylor, Lisa. P.p: 75-88.  

Desmond‚ J. (2003). Consuming Behaviour. NewYork: Palgrave.  

Reimer, B. (1995). Youth and Modern lifestyles. in J. Fornas and G. Bolion(ens) Youth Culture in Late Modernity, London: sage.

Southerton Dale. (2001). "Consuming Kitchens: Taste, context and identity formation ". Journalof Consumer Culture. V. 1(2), P.p: 179–203.

Wynne, Derek. (2000). Leisure, Lifestyle and new middle class. London and New York: Routledge.

 

 



1. عضو هیات علمی و دانشجوی دکتری جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان- ایران.E- mail: hejazinaser@yahoo.com            2. دانشجوی دکتری جامعه­شناسی بررسی مسائل اجتماعی ایران و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه- ایران.

 

[3] .Veblen

[4]. Weber

[5] . Simmel

[6] . Reimer

5. Lifestyle

[8]. Max Weber

[9]. Veblen

2. Cheney

 

[11]. Baudrillard

2. Giddens

1. Bourdieu

2. Distinction

3. Southerton

1. Wynne

اباذری، ی؛ و دیگری. (۱۳۸۱). از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی: رویکردهای نوین در تحلیل جامعه­شناختی. نامه علوم اجتماعی. شماره ۲۰، صص 3-۲۷.

باکاک، ر. (۱۳۸۱). مصرف. ترجمه: خ، صبوری. تهران: انتشارات شیرازه.

 بندیکس، ر. (۱۳۸2). سیمای فکری ماکس وبر. ترجمه: م، رامبد. تهران: انتشارات هرمس.

بوردیو، پ. (۱۳۸۰). نظریه کنش. دلایل عملی و انتخاب عقلانی. ترجمه: م، مردیها. تهران: انتشارات نقش و نگار.

بیدگلی، م. (1379). بررسی عوامل اجتماعی فرهنگی موثر بر از خودبیگانگی دانشجویان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه اصفهان.

تامین، م. (۱۳۷8). جامعه­شناسی قشربندی و نابرابری­های اجتماعی. ترجمه: ع، نیک­گهر. تهران: نشر توتیا.

 حمیدی، ن؛ و دیگری. (1386). سبک زندگی و پوشش زنان در تهران. فصلنامهتحقیقاتفرهنگی. سال اول، شماره ۱، صص92-65 .

ربانی، ر؛ و دیگری. (1387). جوان، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی. ماهنامه مهندسی فرهنگی. سال سوم، شماره 23 و 24.

رسولی، م. (1382). بررسی مولفه­های سبک زندگی در تبلیغات تجاری تلویزیون. فصلنامه دانشگاه علامه طباطبایی. شماره23.

 فاضلی، م. (۱۳۸۲). مصرف و سبک زندگی. قم: صبح صادق.

کرمی قهی، م؛ و دیگری. (1392). سنجش بررسی رابطه دین­داری و سبک زندگی (مورد مطالعه: زنان 20 ساله و بالاتر شهر تهران). زندرفرهنگوهنر. دوره 5، شماره 1.

گیبینز، ج؛ و دیگری. (۱۳۸۱). سیاست پست مدرنیته. ترجمه: م، انصاری. تهران: انتشارات گام نو.

گیدنز، آ. (1382). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشرنی. چاپ دهم.

مهدوی­کنی، م. (1387). دینوسبکزندگی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق. چاپ اول.

وبر، ماکس. (1385). اخلاقپروتستانیوروحسرمایه­داری. ترجمه: ع، رشیدیان و دیگری. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

هیوود، ل؛ و همکاران. (1380). اوقات فراغت. ترجمه: م، احسایی. تهران: امید دانش.

 

Bourdieu, P. (1984). Distinction. London: Routledge and Kegan Paul.

Chaney, D. (1996). Lifestyle, London, Routledge.

Chaney, D. (2001). "FromWays  ofLife to Lifestyle: Rethinking Culture as Ideology and Sensibility, in J. Lull (ed.)". Culture in the Communication Age, cited In Taylor, Lisa. P.p: 75-88.  

Desmond‚ J. (2003). Consuming Behaviour. NewYork: Palgrave.  

Reimer, B. (1995). Youth and Modern lifestyles. in J. Fornas and G. Bolion(ens) Youth Culture in Late Modernity, London: sage.

Southerton Dale. (2001). "Consuming Kitchens: Taste, context and identity formation ". Journalof Consumer Culture. V. 1(2), P.p: 179–203.

Wynne, Derek. (2000). Leisure, Lifestyle and new middle class. London and New York: Routledge.