بررسی میزان سلامت اجتماعی در میان معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل و عوامل اجتماعی مرتبط با آن

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاداسلامی واحد تبریز- ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور اردبیل

چکیده

هدف این پژوهش بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی معلمان می­باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی می­باشد. بنابراین از لحاظ روش گردآوری اطلاعات، روش تحقیق پیمایشی می­باشد. جامعه ­آماری کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل (1957 نفر) می­باشد  و طبق فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، حجم نمونه 321 نفر برآورد گردید. گفتنی است، روش نمونه­گیری از نوع تصادفی ساده بود. برای جمع­آوری اطلاعات از دو نوع پرسش­نامه استاندارد  و محقق ساخته استفاده­شد. پرسشنامه سلامت­اجتماعی (کییز) و عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی (محقق ساخته) که مقدار ضریب آلفای کرونباخ به ­ترتیب 776/ 0و 834/0 به دست آمده­ است که حاکی از پایایی سوال­ها می­باشد.  برای خلاصه­کردن داده­ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف­استاندارد و...) استفاده ­شد و در بخش آمار استنباطی برای بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، هم­چنین از تحلیل واریانس و تی مستقل استفاده­گردید. نتایج تحقیق نشان­داد که بین سلامت اجتماعی معلمان تفاوت معناداری وجود­دارد. بین متغیرهای بیگانگی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعهداجتماعی، مسئولیت­پذیری  و احساس امنیت محیط­شهری با سلامت اجتماعی معلمان رابطه معناداری وجود دارد، ولی بین سن، تعداد فرزندان و میزان درآمد با سلامت اجتماعی معلمان رابطه معناداری وجود ندارد. هم­چنین بین جنسیت و میزان سلامت اجتماعی معلمان تفاوت معناداری وجود ­ندارد. از طرفی بین سلامت اجتماعی معلمان بر­حسب تحصیلات تفاوت معناداری وجود دارد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The study of the rate of social health among primary school teachers in Ardabil and social factors associated to it

نویسندگان [English]

  • Mohammad Zali Arallou 1
  • mohsen alaei 2
2 assistant professor in Payam Noor Un.
چکیده [English]

The aim of this study was to evaluate social factors associated with social health of teachers. The goal of this study was applied and the research method was descriptive and correlation one; so in terms of data collection method it is a survey research method. The population of all primary school teachers in the city of Ardabil was 1975 people and according to Cochran formula for infinite population, the sample size was estimated 321 people. The sampling method was simple random. Both standard and self-made questionnaire were used for collecting data. Social health questionnaire (Keyes) and social factors associated with public health (self-made) in which the Cronbach's alpha coefficient obtained 0/776 and 0/834 respectively that were indicative of the reliability of questions. To summarize the data, the descriptive statistics (frequency, percentage, mean, standard deviation …) was used and also inferential statistics was used for examining the relationship between variables (the Pearson correlation coefficient, as well as analysis of variance and independent T-test). The results indicated that, there is a significant difference between social health of teachers. And also there is a significant relationship between variables of social alienation, social trust, social commitment, responsibility, sense of security in the urban environment and social health of teachers, but there is no significant relation between age, number of children, income and social health of teachers. Also there is no significant difference between gender and social health of teachers. On the other hand, there is a significant difference between social health of teachers in terms of education.

کلیدواژه‌ها [English]

  • social health
  • social alienation
  • Social trust
  • social commitment
  • responsibility
  • a sense of security in the urban environment and primary school teachers of Ardabil

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و دوم، بهار 1393

ص ص 140- 123

 

 

 

 

 

بررسی میزان سلامت اجتماعی در میان معلمان دوره ابتدایی
شهرستان اردبیل و عوامل اجتماعی مرتبط با آن

محمد ذالی آراللو[1]

 دکتر محسن علایی[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/2/1394       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:13/2/1394

چکیده

هدف این پژوهش بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی معلمان می­باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی می­باشد. بنابراین از لحاظ روش گردآوری اطلاعات، روش تحقیق پیمایشی می­باشد. جامعه ­آماری کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل (1957 نفر) می­باشد  و طبق فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، حجم نمونه 321 نفر برآورد گردید. گفتنی است، روش نمونه­گیری از نوع تصادفی ساده بود. برای جمع­آوری اطلاعات از دو نوع پرسش­نامه استاندارد  و محقق ساخته استفاده­شد. پرسشنامه سلامت­اجتماعی (کییز) و عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی (محقق ساخته) که مقدار ضریب آلفای کرونباخ به ­ترتیب 776/ 0و 834/0 به دست آمده­ است که حاکی از پایایی سوال­ها می­باشد.  برای خلاصه­کردن داده­ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف­استاندارد و...) استفاده ­شد و در بخش آمار استنباطی برای بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، هم­چنین از تحلیل واریانس و تی مستقل استفاده­گردید. نتایج تحقیق نشان­داد که بین سلامت اجتماعی معلمان تفاوت معناداری وجود­دارد. بین متغیرهای بیگانگی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعهداجتماعی، مسئولیت­پذیری  و احساس امنیت محیط­شهری با سلامت اجتماعی معلمان رابطه معناداری وجود دارد، ولی بین سن، تعداد فرزندان و میزان درآمد با سلامت اجتماعی معلمان رابطه معناداری وجود ندارد. هم­چنین بین جنسیت و میزان سلامت اجتماعی معلمان تفاوت معناداری وجود ­ندارد. از طرفی بین سلامت اجتماعی معلمان بر­حسب تحصیلات تفاوت معناداری وجود دارد.

واژگان کلیدی:سلامت اجتماعی، بیگانگی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعهد اجتماعی، مسئولیت­پذیری، احساس امنیت محیط شهری و معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل.

 

مقدمه

سلامت، مفهومی است که قدمتی به اندازه طول عمر بشر دارد. از زمان پیدایش انسان و شکل­گیری جوامع بشری مفاهیم بیماری و سلامت نیز با او بوده­اند و در هر برهه از زمان تعریف خاصی از سلامت ارائه شده ­است. در واقع تندرستی چه به­ صورت جمعی و چه به ­صورت فردی یکی از مسائل مهم حیات انسان به­ شمار می­آید. از دوران ما­قبل تاریخ تاکنون بشر به­ منظور حصول سلامت و هم­چنین تبیین علت بیماری تلاش­کرده ­است. مدت­های دراز انسان به­­دنبال عوامل موثر برسلامت می­گشت و گه­گاه   نظریه­های متعددی پیش­کشیده می­شدکه دراین میان اعتقادات ماورایی، که بیماری­های انسانی را به خشم خدا و حلول روح شیطان نسبت می­داد از دیگر عوامل پر رنگ­تر می­نمود، به ­طوری­که اپیدمی­ها تا هزاران سال، مکافات تبهکاری بشر تقلی می­شد. در پاره­ای از موارد شدت این اپیدمی­ها و قدرت آن­ها در مبتلا کردن ناگهانی تعداد زیادی از مردم به­ حدی بودکه حتی به تعویض حکومت­ها می­انجامید. درطول سال­های گذشته در اکثر کشورهای مشرق زمین این تصور ریشه دوانیده بود که اپیدمی­ها یک بلای   آسمانی هستندکه خداوند جهت ریشه­کن کردن حکام مستبد و گروه مفسدین بر مردم نازل می­دارد. به طور اخص می­توان وبا را نام برد که از شایع­ترین این اپیدمی­ها بود، به­ طوری که برای مدت­های طولانی گروهی از مردم  بازگشت به معنویت و خوردن سوده یاقوت (که نمادی از معنویت تلقی می­شود) را تنها راه درمان آن می­دانستند(صائبی، 1368، به نقل از پور ماجد، 1390).

برخی کشورها در سال­های اخیر تغییر پارادایم نسبت به تفکر پیرامون سلامت را پایه­ریزی نموده­اند. پارادایم قدیم بر بیماری تاکید می­کرد، در حالی­که پارادایم جدید بر سلامت، عملکرد و بهزیستی (آسایش) تاکید می­کند. اختلاف نظر در مورد فضا و مفهوم سلامت رایج است، چرا که سلامت می­تواند دارای ابعاد پزشکی، اجتماعی، اقتصادی و روانی و ابعاد بسیار دیگری باشد. سلامت ممکن است به ­عنوان فقدان بیماری، داشتن توانایی استقامت و کیفیت زندگی بالا تعریف شود(هزار­جریبی و دیگری، 1391).

مطالعات نشان داده­ است که در بین عوامل موثر بر ایجاد سلامت، سهم هر دسته از عوامل حدوداً به قرار زیر است:

 سهم سیستم ارائه سلامت ( بیمارستان­ها، کلینیک­ها، داروها و ...) به میزان 25 درصد، سهم عوامل ژنتیکی و بیولوژی 15 درصد و سهم عوامل فیزیکی، زیست ­محیطی و عوامل رفتاری 10 درصد. این در حالی است که سهم عوامل اجتماعی موثر بر سلامت 50 درصد می­باشد(مرندی، 1385: 44).

سازمان­ها رکن اساسی اجتماع کنونی را تشکیل می­دهند. آن­ها ما را احاطه کرده­اند و سازمان آموزش و پرورش که از طریق معلمان و دانش­آموزان در کل خانواده­ها و در نهایت در کل جامعه احاطه دارد. در صورتی که موانع و مشکلات در این سازمان نمایان شود، اثرات آن در تعلیم و تربیت دانش­آموزان پدیدار می­شود و در کل، سیستم جامعه در ابعاد مختلف تاثیر می­گذارد(احدپور، 1387).

تمام اقشار جامعه با مشکلات و مسائل خاص خود رو به رو بوده و گاهی عوامل خطرسازی آن­ها را تهدید می­کند. معلمان نیز از این امر مستثنا نبوده و در عین فعالیت فرهنگی و آموزشی خود با عواملی دست وپنجه نرم می­کنندکه بی­تردید می­تواند برای­سلامت آن­ها مخاطره­آمیز باشد. آن­ها فشارهای روحی و جسمی متعددی را متحمل می­شوند و بر اثر کار شدید و مشکلاتی که  در  روابط بین­فردی در مدرسه با مدیر، دیگر همکاران و دانش­آموزان پیدا­می­کنند، هم­چنین، انرژی فراوانی که  برای کنترل رفتارهای نابهنجار دانش­آموزان صرف ­می­کنند، دایماً در حال تنش به سر می­برند(هزار­جریبی و دیگری، 1391).

سالم بودن معلمان نه ­تنها به خودی خود ارزش­مند است، بلکه معلمان در صورت احراز سلامتی می­توانند سایرنیازهای خود را برطرف سازند و به اهداف­شان نایل شوند. علاوه­ براین، برخورداری از سلامت، احساس امنیت معلمان را تامین می­کند و به آنان اطمینان می­دهد که قادر به ایفای نقش­های اجتماعی خود خواهند بود(همان).

مسلماً نتایج حاصل از این تحقیق و پژوهش­های مشابه می­تواند منجر به شناسایی میزان سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل وعوامل اجتماعی مرتبط باآن شود، تا بتوان میزان سلامت اجتماعی آن­ها را ارتقا داد. چراکه روابط مناسب اجتماعی و سلامت اجتماعی بالا درهر  دوره­ای از پیشرفت و تکامل، یک امر ضروری است و در صورت کاهش یا فقدان سلامت اجتماعی و روابط صحیح و قابل اعتماد، آسیب­های اجتماعی زیادی گریبان­گیر معلمان می­شود. هم­چنین سلامت اجتماعی، خود باعث ایمنی معلمان در برابر مشکلات می­شود و آن­ها می­توانند به راحتی با شرایط متغیر و رو به تکامل زندگی انطباق یابند و در جامعه نقش بسیار مهم خود را به خوبی ایفا کنند. بی­شک برای رسیدن به این هدف و ارتقا سلامت اجتماعی معلمان، شناسایی عوامل اجتماعی مرتبط با آن اهمیت فراوان  می­یابد. پرسشی که در این­جا مطرح است این است که، میزان سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل چقدر است؟ و چه عوامل اجتماعی با میزان سلامت اجتماعی آن­ها ارتباط دارد؟ و کدام یک از این عوامل می­تواند باعث کاهش یا ارتقای این بعد از سلامت در بین معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل شود؟

 

سلامت اجتماعی

عموماً دو رویکرد متفاوت در تعریف سلامت وجود دارد که عبارتند از:

 1. رویکرد بیماری محور

این  رویکرد  با حضور  و  عدم حضور  بیماری در  مقوله­های مختلف جسمانی  و  روانی محدوده  شده ­است (شربتیان، 1391: 155). از این منظر، سلامتی حالتی است که علایم بیماری در فرد وجود نداشته باشد و سلامت، هدف نهایی پزشکی می­باشد. در این دیدگاه نقش عوامل تعیین­کننده زیست­محیطی، اجتماعی و روان­شناختی نادیده گرفته­می­شود(سجادی و دیگری، 1384: 247).

2. رویکرد سلامت محور:

که  در  آن سلامتی  را  به ­عنوان  حالت  برخورداری از درجه بالایی  از  بهزیستی  تعریف­ می­کنند. طبق  نظریه سلامتی، فردی سالم فرض می­شود که درجات­عالی، شاخص­های سلامت را دارا باشد(بلانکو ودیاز، 2007: 63). داوانی و همکاران، عقیده دارند که سلامت حقیقی، فرآیند نیرومند شدن و قادر بودن توام با داشتن یک زندگی خوب را منعکس می­کند. سلامت اجتماعی، ظرفیت کامل زندگی کردن به شیوه­ای است که  ما را قادر به درک ظرفیت­های طبیعی خود می­کند  و  به ­جای  جدا­ کردن ما از سایر انسان­هایی که دنیای ما را می­سازند، نوعی وحدت بین ما و دیگران به­وجود می­آورد. سلامت ­اجتماعی، نقش محافظت کننده در مقابله با فشارهای روانی دارد که  از فرد در  مقابل وقایع فشارآور  منفی زندگی اجتماعی حمایت           می­کند(صبوری،1390: 20-19).

سلامت اجتماعی یا حداقل فقدان آن یک نگرانی مهم در نظریه­های کلاسیک جامعه­شناسی است. از نظر تجربی این موضوع ریشه در ادبیات جامعه­شناسی مربوط به  ناهنجاری بیگانگی اجتماعی دارد. دورکیم معتقد است از جمله مزایای بالقوه زندگی عمومی، یکپارچگی و همبستگی اجتماعی است.  یعنی یک احساس تعلق و وابستگی، درک آگاهی مشترک و داشتن سرنوشت­ جمعی. این مزایای زندگی اجتماعی، یک اساس و بنیان برای تعریف جهانی و کلی از سلامت اجتماعی است(کییز، 1998: 122).

لارسون[3] و ­­کییز[4] با توجه به رویکرد سلامت محور، یک چارچوب مفهومی و نظری برای سلامت اجتماعی ارائه داده­اند. لارسون(1996) سلامت اجتماعی را ارزیابی فرد از کیفیت روابطش با افراد دیگر (نزدیکان  و  گروه­های اجتماعی) که وی عضوی از آن­هاست تعریف می­کند و معتقد است­که مقیاس سلامت اجتماعی، بخشی از سلامت فرد را می­سنجد و شامل پاسخ­های درونی فرد (احساس، تفکر و رفتار) است که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعی­اش می­باشد(لارسون، 1996: 183).

 

سلامت اجتماعی از دیدگاه کییز

کار کییز ازیک اصل جامعه­شناختی و روان­شناختی نشات می­گیرد. طبق­نظر کییز حلقه مفقوده در تاریخچه مطالعات مربوط به سلامت، پاسخ به­این پرسش است که آیا ممکن است کیفیت زندگی و      عملکرد شخصی افراد را بدون توجه به معیارهای اجتماعی ارزیابی­کرد؟ وی در پاسخ به این پرسش می­گوید: عملکرد خوب در زندگی چیزی بیش از سلامت جسمی و روانی است و تکالیف و چالش­های اجتماعی را نیز در­بر می­گیرد. به نظر وی، سلامت اجتماعی عبارت ­است از: چگونگی ارزیابی فرد از عملکردش در برابر اجتماع. فرد سالم، ازنظر اجتماعی، اجتماع را به­صورت یک مجموعه معنادار، قابل فهم وبالقوه برای رشد و شکوفایی دانسته و احساس می­کند که به جامعه تعلق دارد، از طرف جامعه پذیرفته می­شود و در پیشرفت آن سهیم است (سام آرام، 1388: 161).

کییز ابعاد سلامت اجتماعی را با در نظر گرفتن الگوی سلامت مطرح می­کند. در واقع مدل چند وجهی کییز از سلامت اجتماعی شامل پنج جنبه می­شود که عبارتند از:

شکوفایی اجتماعی

انسجام اجتماعی­­­

 

همبستگی اجتماعی

 

پذیرش اجتماعی

 

مشارکت اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل شماره (1): ابعاد سلامت اجتماعی (کییز، 1998)

 

انسجام اجتماعی

انسجام اجتماعی، ارزیابی فرد از روابطش درجامعه و گروه­های اجتماعی است. فردسالم، احساس  می­کند که بخشی از اجتماع است و خود را با دیگرانی­که واقعیت اجتماعی را می­سازند سهیم می­داند. به نظر کییز از دیدگاه دورکیم سلامت و یگانگی اجتماعی، روابط افراد را با یکدیگر از طریق هنجارها منعکس می­کند. انسجام اجتماعی، احساس  بخشی از جامعه بودن، فکر کردن به این که فرد به جامعه تعلق دارد، احساس حمایت شدن از طریق جامعه و سهم داشتن در آن می­­باشد؛ بنابراین انسجام، آن درجه­ای است که در آن مردم احساس می­کنند که چیز مشترکی بین آن­ها و کسانی که واقعیت اجتماعی آن­ها را می­سازند وجود دارد(سام آرام، 1388: 18).

 

پذیرش اجتماعی

افرادی که دارای این بعد از سلامت هستند، اجتماع را به ­صورت مجموعه­ای از افراد مختلف درک
می­کنند و به دیگران، به ­عنوان افراد با­ظرفیت و مهربان، اعتماد و اطمینان دارند و باور دارند که مردم می­توانند ساعی و موثر باشند. این افراد دیدگاه مطلوبی نسبت به ماهیت انسان دارند و با دیگران احساس راحتی می­کنند. در پذیرش اجتماعی، فرد، اجتماع و مردم آن را با همه نقص­ها و جنبه­های مثبت و منفی باور دارد و می­پذیرد(عبدالله تبار و دیگری، 1387: 175).

 

مشارکت اجتماعی

مشارکت اجتماعی، باوری است که طبق آن فرد خود را عضو مهمی از اجتماع می­داند و تصور می­کند چیزهای  ارزش­مندی برای  عرضه به  جامعه دارد. مشارکت اجتماعی یعنی،  چه میزان  فرد احساس  می­کند  که  آن­چه انجام  می­دهد،  در  نظر اجتماع ارزشمند  و  در  رفاه عمومی  موثر است(عبدالله تبار  و دیگری، 1387: 176-175).

 

انطباق اجتماعی

انطباق اجتماعی، درک کیفیت، سازماندهی و عملکرد دنیای اجتماعی فرد است. فرد سالم از نظر اجتماعی سعی دارد تا در مورد دنیای اطراف خود  بیشتر بداند. افراد سالم، علاقه­مند به طرح­های اجتماعی بوده و احساس می­کنند قادر به فهم وقایع اطرافشان هستند. خود را با تصور این­که در حال زندگی در یک دنیای متکامل و عالی هستند،  فریب نمی­دهند  و  خواسته­ها و  آرزوهایشان  را برای فهم و  درک زندگی ارتقا  می­بخشند.

 

شکوفایی اجتماعی

شکوفایی اجتماعی عبارت است از ارزیابی توان بالقوه و مسیر تکاملی اجتماع، و باور به این­که اجتماع در حال یک تکامل تدریجی است و توانمندی­های بالقوه­ای برای تحول مثبت دارد که از طریق نهادهای اجتماعی و شهروندان شناسایی می­شود. افراد سالم، درمورد شرایط آینده جامعه امیدوار و قادر به شناسایی نیروهای جمعی هستند و معتقدندکه خود و سایر افراد ازاین نیروها و تکامل­اجتماع سود می­برند. شکوفایی اجتماعی، یعنی باور به این­که فرد سرنوشت خویش را در دست دارد و به مدد توان بالقوه­اش مسیرتکاملی راکنترل می­کند(عبدالله­تبار و دیگری، 1387: 177-176).

از آن­جایی که سلامت اجتماعی در میان افراد جامعه با عوامل اجتماعی متعددی در ارتباط است، از این رو با این بررسی می­توان ریشه­های ایجاد سلامت اجتماعی و هم­چنین تداوم آن را پیدا کرد و بر­ آن اساس شرایط مناسبی را برای تربیت شهروندان یک جامعه با سلامت اجتماعی بالا مهیا کرد. پس از بررسی و  توصیف مفهوم سلامت اجتماعی، به بررسی عوامل اجتماعی چهارگانه اعتماد ­اجتماعی، بیگانگی اجتماعی، تعهد اجتماعی و مسئولیت­پذیری اجتماعی به ­عنوان متغیرهای دیگر تحقیق می­پردازیم.

 

بیگانگی اجتماعی

بیگانگی درتعریفی وسیع و عام به ­معنای احساس انفصال، جدایی وعدم پیوند ذهنی (شناختی) و عینی (کنشی) بین فرد و محیط پیرامون او (یعنی جامعه، انسان­های دیگر، ساختارهای اجتماعی و خود) است(زکی، 1388: 27). بیگانگی در جامعه­ امروز همه­جانبه است و شامل رابطه­ انسان با کار، مواد مصرفی، ­ کشور، همکار، دیگران­ و باخود شخص می­شود. بیگانگی، یکی ازعوامل تاثیرگذار برفرآیندهای مشارکت اجتماعی و فرهنگی بوده که به مثابه­ مانعی در راه مشارکت فرهنگی، اجتماعی  و  سیاسی تلقی می­شود.

هر یک از جامعه­شناسان صور خاصی از واقعیات اجتماعی را در بروز بیگانگی دخیل دانسته­اند. بنا­بر تعریف مارکس، بیگانگی، حالت کسی است که بر اثر اوضاع و احوال گرداگردش، اوضاع مذهبی، اقتصادی، سیاسی، دیگر از خود اختیاری ندارد؛ تا جایی­که با او چون شی  رفتار می­شود و او برده­ اشیا و خاصه   برده­ پول می­گردد و درحقیقت، بودن را فدای داشتن می­کند. دورکیم، بیگانگی را مترادف با کلمه آنومی دانسته ­است که به ­نوعی حالت فکری اطلاق می­شود که  فرد در آن به واسطه­ اختلالات اجتماعی، سر درگمی در انتخاب هنجارها، تبعیت از قواعد رفتاری به احساس   پوچی دچار است. اریک فروم­(1995) در تعریف از خودبیگانگی می­گوید: بیگانگی   حالتی است که فرد از ­خود­ بیگانه، و خود را در مرکز عالم به حساب نمی­آورد و خالق اعمال خود نیست، بلکه اعمال و نتایج حاکم بر وی هستند، از آن اطاعت  می­کند و یا حتی آن را ستایش می­کند. شخص مبتلا به پدیده­ بیگانگی نه باخود و نه با سایرین تماس ندارد (فروم، 1360: 147).

جورج زیمل زندگی در مادرشهر (متروپلیس­ها) را که، رقابت، تقسیم  کار، یکنواخت  شدن روابط، تخصص، فردگرایی، قبول روح عینی و طرد روح ذهنی را به  فرد تحمیل می­کند و  او  را  به  بیگانگی  سوق  می­دهد.

ردانی انسان مدرن به شمار می­آید. از نظر زیمل تقسیم­کار گرچه سرچشمه یک زندگی فرهنگی تمایز­یافته است اما در ضمن، فرد را به انقیاد و اسارت نیز می­کشاند(کوزر، 1387: 267-265).

 

اعتماد اجتماعی

اعتماد­اجتماعی، یکی از مولفه­های مهم سرمایه­ اجتماعی می­باشد. اعتماد، به­ عنوان شاخصی از
سرمایه­ اجتماعی از عواملی است که زمینه­ساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه است. پوتنام سرمایه­ی اجتماعی را به­ عنوان شبکه­هایی از انجمن­های ارادی و خود­جوش معرفی می­کند که به ­وسیله­ اعتماد، گسترش یافته­اند. اعتماد، احساس روابط اجتماعی است و رابطه مستقیم با میزان روابط اجتماعی دارد(نیازی و دیگری، 1390: 152-151).

اهمیت اعتماد در روابط و پیوندهای اجتماعی به ­گونه­ای است که می­توان اعتماد را عنصر اساسی زندگی اجتماعی تلقی نمود که زمینه­ی همکاری و تعامل را در ابعاد مختلف جامعه گسترش می­دهد. در حالی­که کاهش اعتماد ­اجتماعی در جامعه موجب می­گردد، همواره نوعی ترس از برقراری ارتباط و احساس ناامنی بین اعضا به ­وجود آید که مانع از تداوم و تقویت رابطه و کاهش همکاری و تعاملات     می­گردد که در این صورت فردگرایی و منفعت­طلبی که منشا بسیاری از انحرافات و نابسامانی­های اجتماعی است، در جامعه رواج می­یابد(نیک ورز، 1389: 2).

نیکلاس لومان(1973) اعتماد را نوعی رابطه اجتماعی با قوانین خاص خودش می­داند و به­ نظر او اعتماد مکانیسمی اجتناب­ناپذیر و ضروری در کاهش معضلات اجتماعی موجود در روابط اعضا و عناصر
سیستم­های اجتماعی است. بدون وجود اعتماد، هیچ انسانی توانایی ایستادگی در مقابل معضلات اجتماعی را ندارد(قریشی، 1388: 81).

 

تعهد اجتماعی

هر فردی عضو گروه و جامعه­ای است که به ­خاطر این عضویت، هنجارها و ارزش­هایی را می­پذیرد و اصولی را رعایت می­کند و در جامعه نقش­هایی را می­پذیرد. میزان احساس مسئولیت افراد نسبت به این نقش­ها را می­توان تعهد اجتماعی نامید. به­ عبارتی دیگر می­توان تعهد اجتماعی را میزان پای­بندی افراد به نقش­های اجتماعی­شان نامید. فرد متعهد، کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد و اهدافی را که به ­خاطر آن­ها و برای حفظ پیمان بسته است صیانت کند(ایمان و دیگری، 1388: 157).

گیلیلند و بیلو[5](2002) بر­ این باورند که تعهد به ­عنوان یک قصد و نیت برای تداوم و حفظ روابط ارزش­مند اجتماعی بین افراد یک جامعه عمل می­کند. بسیاری از محققان علوم اجتماعی و رفتاری، تعهد اجتماعی را به­عنوان مجموعه­ای از عقاید و افکار و باورها تلقی­می­کنند که افراد رفتار خود در روابط اجتماعی را براساس آن­ها تشکیل می­دهند و این­که تا چه حد، ارزش­ها و اهداف شخصی­شان با دیگر اعضای­­­جامعه سازگاری و همخوانی دارد. تری وهاگ(1969)  بر­این باورند افرادی که تعهد گروهی کمی دارند، نسبت به افرادی که عضویت گروه برایشان مهم­تر است و تعهد بالایی دارند، کمتر احتمال دارد مطابق با هنجارهای گروهی رفتار کنند. تعهد اجتماعی، با تنظیم روابط هر سیستم به کاهش پیچیدگی روابط اجتماعی کمک می­کند و رفتار دیگران را قابل پیش­بینی می­سازد. این  امر خود به افزایش اعتماد اجتماعی  و  در نتیجه افزایش احساس  امنیت  اعضای  جامعه  و  کاهش ناهماهنگی شناختی آنان کمک می­کند. در نهایت  این­که، ثبات رفتاری اعضای جامعه را سبب می­شود؛ بنابراین تعهد اجتماعی عاملی برای ارضای نیازهای اعضای جامعه، و در نتیجه همبستگی و انسجام   اجتماعی است(تری و هاگ، 1969؛ به  نقل از ایمان  و  دیگری، 1388: 158).

 

مسئولیت­پذیری اجتماعی

مسئولیت­پذیری  اجتماعی، شکلی از ارتباط با جامعه است که  تا حدی به ­نحوه و چگونگی آگاهی فرد از دنیای پیرامونش مرتبط می­شود. اگر افراد تصور درستی از جامعه، عناصر اجتماعی و چگونگی ارتباط
آن­ها با یکدیگر داشته باشند، تا حد زیادی در نحوه و چگونگی ارتباط آن­ها موثر خواهد بود. مسئولیت اجتماعی به ­طور طبیعی وجود ­ندارد، بلکه شامل عقاید، حساسیت­ها­ و اختیاراتی که باید از طریق تلاش­های هوشیارانه و برنامه­های اجتماعی توسعه پیدا کند. توسعه­ مسئولیت اجتماعی اساساً مرتبط با توسعه­ آگاهی­های اجتماعی، نگرانی برای سرنوشت دیگران و آمادگی برای انجام کنش است. فرد مسئول کسی است که عواقب رفتار خود را به­عهده می­گیرد، قابل اتکا و قابل اعتماد است و به گروه احساس تعهد دارد (ایمان ودیگری، 1389: 120).

گفتنی است که عوامل دیگری نیز با سلامت اجتماعی ارتباط دارند که عبارتند از: امنیت محیط شهری و برخی متغیرهای زمینه­ای (سن، جنسیت، تحصیلات، پایگاه اقتصادی و اجتماعی و غیره).

شایان  ذکر است که شرایط فیزیکی محله و محیط اجتماعی نیز دارای اهمیت بالقوه در ارتباط با سلامت اجتماعی است. ویژگی­های فیزیکی محله برای افراد فرصت­هایی را مهیا می­کند تا با  دیگران تعامل کنند و به ­طور غیر­رسمی رفتار دیگران را کنترل کنند. محله­ها جاهایی هستندکه افراد درآن­ها عمل می­کنند و طی آن نیازهای خود را تامین می­نمایند. افراد در این محله­ها مواد غذایی و دیگر مواد مصرفی (مواد غیر قانونی) را تامین می­کنند. منابع موجود در محله به احتمال زیاد برای افراد فقیر از اهمیت زیادی برخوردار می­باشند، ‌به این دلیل که این افراد از توانایی تحرک کمتری برخوردارند و نمی­توانند خارج از محله خود نیازهایشان را تامین­کنند. بر­همین  اساس اگر محله­ای ازلحاظ شرایط فیزیکی و محیط اجتماعی از وضعیت مطلوبی  برخوردار نباشد، این فقرا و افراد طبقات پایین جامعه خواهند بود که از اینج وضعیت متضررمی­شوند، چرا که ثروت­مندان از آن­جا که از توان تحرک بیشتری برخوردار هستند می­توانند  نیازهای غذایی، بهداشتی و ... را بامسافرت به جاهای دیگر تامین­کنند(کوهن[6]، 2003؛ به­نقل ازخیرالله­پور، 1383: 23).

تحقیق­هایی که در رابطه با سلامت اجتماعی کار شده­­است، متنوع می­باشد که هر کدام از منظرهای متفاوتی به موضوع سلامت اجتماعی می­پردازد که به بعضی از آن­ها که به این تحقیق نزدیک­تر می­باشد اشاره می­شود.

عبدالله­تبار و همکاران(1387) به­بررسی سلامت اجتماعی دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی شهر تهران و ارتباط با آن با متغیر­های دموگرافیک اجتماعی پرداخته­اند. در این مطالعه بین متغیر سلامت اجتماعی با متغیر وضعیت تاهل، مقطع تحصیلی، جنس، عضویت در انجمن­ها و وضعیت اشتغال ارتباط معناداری وجود ­داشت ولی با متغیر­های رشته تحصیلی، تحصیلات والدین و سن دانشجو ارتباط معناداری وجود نداشت. یافته­ها نشان­می­دهد که میانگین نمرات سلامت اجتماعی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد بالاتر از دانشجویان کارشناسی می­باشد.  هم­چنین میانگین نمرات سلامت اجتماعی دانشجویان پسر بیش از دانشجویان دختر بود.

سام آرام(1388) در مقاله­ای به­بررسی رابطه سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی با تاکید بررهیافت پلیس جامعه محور می­پردازد، یافته­های این پژوهش نشان می­دهند که رابطه مستقیمی بین افزایش ناامنی اجتماعی و کاهش میزان سلامت اجتماعی در جامعه وجود ­دارد هم­چنین شاخص سهم داشت اجتماعی یکی  ازابعاد سلامت اجتماعیااست که از مهم­ترین عوامل تحقق هدف پلیس جامعه محور یعنی توان­مندسازی اجتماع به ­منظور کمک به رفع و حل مشکلات جرم و بی­نظمی در اجتماع است بنابراین امکان تحقق اهداف پلیس جامعه محور در جامعه­ای با افراد دارای سلامت اجتماعی بالا به ­دلیل سهولت مشارکت اجتماعی و افزایش اعتماد اجتماعی بیشتر است.

گنگرلو(1387) به ­سنجش میزان سلامت اجتماعی دانشجویان شاهد مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی در دانشگاه علامه طباطبایی و مقایسه آن با میزان سلامت اجتماعی دانشجویان غیرشاهد می­پردازد. نتایج این پژوهش نشان می­دهد که بین میزان سلامت اجتماعی دانشجویان شاهد و غیرشاهد تفاوت معناداری وجود ­ندارد. در گروه دانشجویان شاهد، دانشجویانی که از سلامت اجتماعی بالایی برخوردار بودند، کمتر تمایل داشتند تا سهمیه­دار بودن خود را پنهان نمایند و در مقابل دانشجویانی با سلامت اجتماعی پایین، از این­که سایر افراد بدانند که آن­ها با سهمیه شهدا وارد دانشگاه شده­اند نگران بوده و تمایل به مخفی­کاری داشتند. هم­چنین دانشجویان متاهل و به­ طور کلی دانشجویان شاهد زن از سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار بودند.

کییز(1998) در تحقیق خود به بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و از خود بیگانگی و ناهنجاری اجتماعی پرداخته است. وی در مطالعه سلامت اجتماعی در ایالات متحده نتایج زیر را به ­دست آورد. بین سلامت اجتماعی با رفتارهای اجتماع ­پسند و مسئولیت­پذیری زندگی اجتماعی رابطه­های مثبت زیادی مشاهده ­شد. هم­چنین سطوح سلامت اجتماعی به ­خصوص انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی در افرادی­که با اطرافیان خود برای­حل مسائل و مشکلات همکاری وهمفکری می­کردند درمقایسه با افرادی که با اطرافیان خود ارتباط نداشتند، میزان بالاتری داشت.

کیکوگنانی و همکاران(2008) در پژوهشی سعی کردند تا به ارزیابی ارتباط بین مشارکت اجتماعی و درک از اجتماع  در میان دانشجویان ایتالیایی، آمریکایی و ایرانی و تاثیر این دو متغیر بر سلامت اجتماعی بپردازند. در این پژوهش جهت تهیه پرسش­های سلامت اجتماعی از پرسش­نامه کییز(1998) استفاده گردید که شامل 33 گویه می­باشد. نتایج نشان می­دهند، مشارکت اجتماعی، درک اجتماعی و سلامت اجتماعی در میان دانشجویان آمریکایی در سطح بالایی قرار­ دارد. و هم­چنین مشارکت  اجتماعی تنها  در میان دانشجویان ایتالیایی به­ طور مثبت، سلامت اجتماعی را پیش­بینی می­کند.

دقت و توجه به پیشینه تحقیقات انجام شده، نشان­دهنده این موضوع است که این تحقیقات هر کدام ازیک بعد به سلامت اجتماعی پرداخته، حال آن­که سلامت­اجتماعی موضوعی است­که دارای­ابعاد مختلفی می­باشد. در این تحقیق بعضی از عوامل اجتماعی که با سلامت اجتماعی رابطه دارند، بررسی شده­ است. حال اهداف کلی و جزئی تحقیق حاضر به شرح زیر می­باشد:

- بررسی میزان سلامت­اجتماعی در میان معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل و عوامل­اجتماعی           مرتبط  با  آن.

- تعیین رابطه بین بیگانگی اجتماعی و سلامت اجتماعی.

- تعیین رابطه بین اعتماد اجتماعی و سلامت اجتماعی.

- تعیین رابطه بین تعهد اجتماعی و سلامت اجتماعی.

- تعیین رابطه بین مسئولیت­پذیری و سلامت اجتماعی.

- تعیین رابطه بین متغیرهای زمینه­ای و سلامت اجتماعی.

- تعیین رابطه بین امنیت محیط شهری و سلامت اجتماعی.

با عنایت به ادبیات و پیشینه تحقیق مدل مفهومی تحقیق حاضر به شکل زیر می­باشد:

سلامت اجتماعی

پذیرشاجتماعی

مشارکتاجتماعی

انطباقاجتماعی

شکوفاییاجتماعی

انسجاماجتماعی

بیگانگی اجتماعی

اعتماد اجتماعی

تعهد اجتماعی

متغیرهای زمینه­ای

مسئولیت­پذیری اجتماعی

امنیت محیط شهری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل شماره (2): مدل تحلیلی تحقیق

 

 ابزار و روش تحقیق

این­پژوهش ازنظر هدف تحقیق، کاربردی می­باشد و ازلحاظ روش­تحقیق، توصیفی و ازنوع همبستگی می­باشد و هدف آن بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی معلمان می­باشد. بنابراین از لحاظ روش گردآوری اطلاعات، روش تحقیق پیمایشی می­باشد. و ازنظر جمع­آوری اطلاعات کتابخانه­ای است. جامعه آماری در این تحقیق، متشکل از تمامی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل می­باشد.

کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل 1957 نفر است، که از این تعداد 1065 نفر معلمان ابتدایی ناحیه یک و 892  نفرمعلمان ابتدایی ناحیه دو می­باشد. ضمناً تعداد 682  نفر زن، تعداد 383 نفر مرد در ناحیه یک و تعداد 597 نفر زن و 295 نفر مرد در ناحیه دو مشغول به فعالیت هستند و طبق فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، حجم نمونه 321 نفر برآورد گردید. گفتنی است برای انتخاب نمونه آماری از جامعه آماری مورد مطالعه از دو روش نمونه­گیری طبقه­بندی شده و نمونه­گیری تصادفی ساده استفاده شده ­است.

 

روایی و پایایی پرسشنامه

در این تحقیق برای تعیین روایی ابزار جمع­آوری اطلاعات، از روایی نمادی یا صوری استفاده­گردید. بدین ترتیب که پرسشنامه اولیه تنظیم­شده در اختیار اساتید و صاحب­نظران دانشگاهی رشته علوم­اجتماعی قرار­گرفت تا در رابطه با این­که پرسش­های مطرح شده، آن­چه را که مد­نظر است، اندازه­گیری جمی­کند یا خیر، اظهار نظر نمایند. سپس نظرات اساتید و صاحب­نظران در پرسشنامه لحاظ و تغییرات لازم در پرسش­ها به­وجود آمد. در این تحقیق از دو نوع پرسشنامه استاندارد و محقق­ساخته استفاده­ شد و برای بررسی پایایی آن، پیش­آزمون در بین30 نفر اجرا شد و نتیجه به این صورت است:

 پرسشنامه سلامت اجتماعی (کییز) و عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی (محقق ساخته) که مقدار ضریب آلفای کرونباخ به­ ترتیب 776/0 و 834/0 به­ دست آمده ­است که حاکی از پایایی پرسش­ها می­باشد.

 

نتایج و یافته­ها

برای خلاصه کردن داده­ها، از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد و...) استفاده شد. نتایج حاصل از آمارهای توصیفی نشان می­دهد از کل پاسخگویان 5/65 درصد پاسخگویان را زنان و 5/34 درصد را مردان تشکیل­داده­اند. هم­چنین 5/54 درصد پاسخگویان از بین معلمان ابتدایی ناحیه یک اردبیل و 5/45 درصد از بین معلمان ابتدایی ناحیه دو اردبیل می­باشند. 8/6 درصد پاسخگویان مجرد و 2/93 درصد نیز متاهل می­­باشند. بر اساس نتایج به ­دست ­آمده 7/24 درصد پاسخگویان دارای مدرک تحصیلی کاردانی، 2/71 درصد لیسانس و 1/4 درصد نیز فوق­لیسانس می­باشند. از لحاظ وضعیت سکونت 24 درصد پاسخگویان در بالای شهر، 3/49 درصد در پایین شهر و 7/26 درصد نیز در مرکز شهر ساکن هستند. گفتنی است،  میانگین  سنی  پاسخگویان 40 سال، با کمترین سن 19 و بیشترین سن 73 سال    می­باشد. هم­چنین  میانگین  درآمد  پاسخگویان نه­صد ­و ­هشتاد هزار تومان، کمترین درآمد پانصد هزار تومان و بیشترین درآمد دو میلیون­ و پانصد هزار تومان است.

توصیف متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق نشان می­دهد که 69 درصد پاسخگویان از میزان سلامت اجتماعی بالایی برخوردار هستند. از سوی دیگر 30 درصد پاسخگویان از میزان سلامت اجتماعی پایینی برخورداند، گفتنی است­که برای سنجش سلامت­اجتماعی معلمان، 33 پرسش درقالب طیف­لیکرت طراحی شد. به ­طوری­که کمترین نمره 33 و بیشترین نمره سلامت اجتماعی 165 می­باشد. در تحقیق حاضر نیز میانگین نمره سلامت اجتماعی معلمان 98 به ­دست آمده است که با گرفتن درصد، 59 درصد به ­دست می­آید. لذا می­توان گفت نمره سلامت اجتماعی معلمان 59 درصد می­باشد. حدود 79 درصد پاسخگویان از لحاظ میزان انسجام اجتماعی در سطح بالایی قرار داشته و در مقابل 11 درصد پاسخگویان از لحاظ میزان انسجام اجتماعی درسطح پایین قرار دارند. میزان پذیرش اجتماعی در بین 5/67 درصد پاسخگویان بالا بوده و از سوی دیگر حدود 19 درصد پاسخگویان از پذیرش اجتماعی پایینی برخوردار می­باشند. 5/28 درصد پاسخگویان میزان مشارکت اجتماعی را در بین جامعه آماری، بالا ارزیابی کرده­اند، از سوی دیگر 5/62 درصد پاسخگویان چنین اعتقادی ندارند. میزان انطباق اجتماعی دربین 61 درصد پاسخگویان بالا بوده و این مساله در 2/26 درصد پاسخگویان پایین می­باشد.  

با توجه به نتایج به­ دست آمده می­توان گفت: میزان شکوفایی اجتماعی در بین 57 درصد پاسخگویان در حد  بالایی می­باشد، از سوی دیگر 30 درصد پاسخگویان میزان شکوفایی اجتماعی پایینی دارند. 83 درصد پاسخگویان از اعتماد ­اجتماعی بالایی برخوردار هستند، این در حالی است که فقط 8 درصد     پاسخگویان میزان اعتماد اجتماعی را پایین  ارزیابی  نموده­اند. 95 درصد پاسخگویان معتقدند از مسئولیت­پذیری اجتماعی بالایی برخوردار بوده و در مقابل کمتر از 2 درصد پاسخگویان با ا­ین نظر مخالفت کرده­اند.

میزان تعهد اجتماعی 91 درصد پاسخگویان  در حد بالایی می­باشد. نتایج،  حاکی از این است که 5/59 درصد پاسخگویان، نسبت به امنیت محیط شهری نگرش مثبتی دارند و از سوی دیگر حدود 30 درصد پاسخگویان، نسبت به امنیت محیط شهری نگرش منفی دارند و 10 درصد نیز دراین خصوص نظر بینابین دارند. هم­چنین میزان بیگانگی اجتماعی در بین 14 درصد در حد بالا بوده و در مقابل در بین 73 درصد پاسخگویان بیگانگی اجتماعی  مشاهده نمی­شود.

 

یافته­های استنباطی

در بخش آمار استنباطی برای بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، هم­چنین از تحلیل واریانس و تی مستقل استفاده­ گردید. در ادامه با بررسی فرضیه­ها و ارائه آمار استنباطی به زوایای پنهان موضوع می­پردازیم.

فرضیه 1: به­نظر می­رسد بین میزان سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل تفاوت معناداری وجود­ دارد.

جدول شماره (1): آزمون  تی تک نمونه­ای سلامت اجتماعی معلمان

متغیر

میانگین

T

درجه آزادی

سطح معناداری

 

سلامت اجتماعی

 

70717/73

368/126

320

000/0

 

 

 

با استناد به جدول شماره       (1) می­توان گفت، سطح معناداری حاصله (000/0) کوچک­تر از سطح  استاندارد (05/0) است. بنابراین بین سلامت اجتماعی معلمان تفاوت معناداری وجود­ دارد، در نتیجه  این فرضیه  تایید می­شود.

به­ منظور آزمون فرضیه­های تحقیق زیر ازآماره همبستگی پیرسون استفاده شده ­است و خلاصه نتایج آزمون فرضیه­های تحقیق در جدول شماره (2) درج شده است.  

فرضیه 2: بین بیگانگی­اجتماعی و سلامت­اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل رابطه وجوددارد.

فرضیه 3: بین اعتماد اجتماعی و سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل رابطه وجود­دارد.

فرضیه 4: بین تعهد اجتماعی و سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل رابطه وجود­دارد.

فرضیه 5: بین مسئولیت­پذیری و سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل رابطه وجود­دارد.

فرضیه 6: بین احساس امنیت محیط شهری و سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل رابطه وجود­دارد.

فرضیه 7: بین متغیرهای زمینه­ای (سن، میزان درآمد و تعداد فرزندان) با میزان سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل رابطه معناداری وجود­دارد.

 

جدول شماره (2): آزمون ضریب همبستگی پیرسون

بیان فرضیه

ضریب همبستگی پیرسون

معناداریضریبهمبستگی

تعداد

نتیجه­گیری

بیگانگی اجتماعی و سلامت اجتماعی معلمان

**249/0

000/0

321

رد فرضیه صفر و قبول فرضیه تحقیق

اعتماد اجتماعی و سلامت اجتماعی معلمان

**281/0

000/0

321

رد فرضیه صفر و قبول فرضیه تحقیق

تعهد اجتماعی و سلامت اجتماعی معلمان

**193/0

000/0

321

رد فرضیه صفر و قبول فرضیه تحقیق

مسئولیت­پذیری و سلامت اجتماعی معلمان

**202/0

000/0

321

رد فرضیه صفر و قبول فرضیه تحقیق

احساس امنیت محیط شهری  و سلامت  اجتماعی معلمان

**215/0

000/0

321

رد فرضیه صفر و قبول فرضیه تحقیق

سن با میزان سلامت اجتماعی معلمان

090/0-

117/0

321

رد فرضیه تحقیق

درآمد با میزان سلامت اجتماعی معلمان

013/0

840/0

321

رد فرضیه تحقیق

تعداد فرزندان با میزان سلامت اجتماعی معلمان

099/0-

108/0

321

رد فرضیه تحقیق

 

 

بر­ اساس نتایج تحلیل آماری، بین متغیرهای بیگانگی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعهد اجتماعی،  مسئولیت­پذیری و احساس امنیت محیط شهری با سلامت اجتماعی معلمان رابطه معناداری وجود­ دارد، ولی بین سن، تعداد فرزندان و میزان درآمد، با سلامت اجتماعی معلمان رابطه معناداری وجود ­ندارد.

فرضیه 8: بین جنسیت و میزان سلامت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل تفاوت معناداری وجود ­دارد.

جدول شماره (3): آزمون لون برای بررسی پیش­فرض تساوی واریانس­های گروه­ها

متغیر وابسته

F

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معناداری (P)

میزان سلامت اجتماعی

259/9

1

321

003/

 

 

برای بررسی تفاوت بین دو گروه مورد بررسی، از تی­تست مستقل استفاده شده ­است، که پیش­فرض تساوی واریانس­ها برای این تحلیل با استفاده از آزمون لون بررسی ­شد، که نتایج در جدول شماره (3) آمده است. بر­ اساس نتایج این جدول پیش­فرض عدم تساوی واریانس­های نمره­های دو گروه تایید می­شود (003/0P>). با رعایت این پیش­فرض،  تحلیل تی مستقل انجام ­شد. نتایج در جدول شماره (4) آمده ­است.

جدول شماره (4): آزمون تی مستقل

منغیر وابسته

جنسیت

مبانگین

انحراف معیار

درجه آزادی

T

معناداری

میزان سلامت اجتماعی

زن

51/72

76727/11

319

528/1-

128/0

مرد

43/74

52362/9

 

همان­گونه که مشاهده­ می­شود، برای بررسی میزان سلامت اجتماعی بر­حسب جنسیت، از آزمون تی مستقل استفاده شده ­است. که بر اساس جدول شماره (4) میزان t برابر با 528/1- بوده و مقدار sig برابر 128/0 است و چون این مقدار از (05/0) بیشتر است، لذا فرض صفر تایید ­شده و فرض تحقیق مورد پذیرش قرار نمی­گیرد. بین جنسیت و میزان سلامت اجتماعی معلمان، تفاوت معناداری وجود­ندارد.

فرضیه فرعی 9: بین تحصیلات و میزان سلامت اجتماعی معلمان، تفاوت معنی­داری وجود­دارد.

 

جدول شماره (5):  تحلیل واریانس یک­طرفه مقایسه میزان سلامت اجتماعی معلمان براساس تحصیلات پاسخگویان

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

بین گروهی

349/955

2

675/477

721/4

010/0

درون گروهی

527/29238

289

171/101

 

 

جمع

877/30193

291

 

 

 

 

 

همان­گونه در جدول شماره (5) مشهود است، سطح معناداری حاصله (010/0) کمتر از سطح استاندارد (05/0) است، بنابراین بین سلامت اجتماعی معلمان بر حسب تحصیلات، تفاوت معناداری وجود­ دارد. بنابراین آزمون تعقیبی شفه، برای شناخت تفاوت­ها استفاده ­می­شود. همان­گونه که در جدول شماره (6) مشاهده ­می­شود، بین سلامت اجتماعی دارندگان تحصیلات فوق­دیپلم و لیسانس و هم­چنین لیسانس و     فوق­لیسانس، تفاوت معناداری مشاهده نمی­شود، ولی بین دو گروه تحصیلی فوق­دیپلم و فوق­لیسانس از نظر سلامت اجتماعی تفاوت معناداری مشاهده می­شود، به ­طوری که میزان سلامت اجتماعی دارندگان مدرک تحصیلی فوق­لیسانس بیش از افراد فوق­دیپلم است.

 

جدول شماره (6): آزمون تعقیبی شفه

(I) گروه

(J) گروه

تفاوت میانگین (I-J)

انحراف معیار

سطح معناداری

 
 

فوق­دیپلم

لیسانس

04327/3-

37534/1

088/0

 

فوق­لیسانس

58333/8-

13626/3

025/0

 

لیسانس

فوق­دیپلم

04327/3

37534/1

088/0

 

فوق­لیسانس

54006/5-

98619/2

181/0

 

فوق­لیسانس

فوق­دیپلم

58333/8

13626/3

025/0

 

لیسانس

54006/5

98619/2

181/0

 

نتیجه­گیری

در این تحقیق، سعی­شده است با استفاده از دیدگاه سلامت اجتماعی­کییز و ابعاد پنچ­گانه وی (پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، همبستگی اجتماعی و انسجام اجتماعی) به سنجش و بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت اجتماعی در بین معلمان پرداخته ­شود.

لازم به ذکر می­باشد، که تاکید بر عوامل اجتماعی سلامت، به­ جای اکتفا به عوامل زیست ­محیطی آن، با کشف تاثیر سلامت اجتماعی بر سلامت کل، دیگر نمی­توان در مورد سلامت، حتی سلامت جسمی،   مستقل از رفاه اجتماعی، پژوهش و سیاست­گذاری کرد. آثار وفاق اجتماعی که خود محصول عدالت اجتماعی و مشارکت اجتماعی است، فقط به ارتقای سلامت روانی جامعه و بهبود کیفیت زندگی اجتماعی محدود نمی­شود؛ حتی برای بهبود امید به زندگی هم، چاره­­ای جز توسل به مولفه­هایی نظیر مشارکت و همکاری بین­بخشی نمانده­است. بنابراین با بهبود تصمیم­گیری، برنامه­ریزی و سیاست گذاری مبتنی­ بر یافته­های پژوهش­های اجتماعی در نظام توسعه اجتماعی و ارتقا سلامت می­توان به این مهم دست یافت. بنابر آن­چه گذشت، معلمان رکن اصلی آموزش و پرورش هستند و باراصلی آموزش و پرورش دانش­آموزان را بر دوش می­کشند و آن­ها را برای زندگی آماده می­کنند. معلمان برای آن­که بتوانند نقش خود را به درستی ایفا کنند، باید از سلامت اجتماعی کافی به ­منظور برقراری تعاملات مفید و رویارویی با مسائل، مشکلات، کشمکش­ها، ناملایمات و  ... برخوردار باشند.

نتایج این پژوهش نشان داد، بین زن و مرد از نظر میزان برخورداری از سلامت اجتماعی تفاوت معناداری به ­دست نیامد؛ این یافته با نتایج مطالعات خارجی مانند کوهن و سایم(1985)، گاردیو و آزپیازو(2002) هم­خوانی ندارد. هم­چنین، با یافته­های پژوهش­های داخلی مانند آژیر(1385)، مبنی­بر تفاوت معنادار میزان سلامت اجتماعی برحسب جنسیت و هم­چنین عبدالله­تبار و دیگران(1386) بین دانشجویان دختر و پسر و جمعه نیا(1387) در بین دانش­آموزان دختر و پسر، همسو نیست. دلایل این ناهمخوانی عبارت­اند از این­که تحقیقات مشابه، عمدتاً در بین افراد شاغل و غیرشاغل (مردان و زنان) انجام شده ­است؛ درحالی که در تحقیق حاضر، هر دو جنس شاغل، (معلم) هستند. هم­چنین در پژوهش حاضر، به ­دلیل اشتغال هر دو جنس، نابرابری اجتماعی محسوسی بین آن­ها وجود ­ندارد و زنان فرصت مناسبی برای تعاملات و افزایش شبکه­های اجتماعی دارند و از استقلال مالی برخوردار هستند.

از طرفی نتایج این تحقیق با نتایج تحقیق کییز(1998) هم­خوانی دارد، وی در تحقیق خود به بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی از خود بیگانگی و ناهنجاری اجتماعی پرداخته ­است. وی در مطالعه سلامت اجتماعی در ایالات متحده نتایج زیر را به­ دست آورد:

بین سلامت اجتماعی با رفتارهای اجتماع­پسند و مسئولیت­پذیری زندگی اجتماعی، رابطه­های مثبت زیادی مشاهده­ شد. هم­چنین، سطوح سلامت اجتماعی به ­خصوص انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی در افرادی که با اطرافیان خود برای حل مسائل و مشکلات، همکاری و هم­فکری می­کردند، در مقایسه با افرادی که با اطرافیان خود ارتباط نداشتند، میزان بالاتری داشت.

 

پیشنهادهای کاربردی

- در گزینش و جذب معلمان علاوه بر سلامت روانی، سلامت اجتماعی آنان نیز مدنظر قرار گیرد، تا نسل آینده را معلمانی تربیت کنند که از سلامت اجتماعی مناسبی برخوردارند.

 - نظام آموزش و پرورش یکی از ارکان توسعه اجتماعی در جامعه به­ شمار می­رود و یکی از اهداف بسیار مهم نظام آموزشی، توسعه مهارت­های اجتماعی است .این مهارت­­ها بر سلامت اجتماعی افراد تاثیر بسزایی می­گذارد؛ بنابراین به­ منظور ارتقای سلامت اجتماعی معلمان، کارگاه­های آموزشی مهارت های اجتماعی و زندگی در دوره­ تربیت معلم و ضمن خدمت، برای آنان برگزار شود.

- ارائه خدمات مشاوره­­ای به معلمانی که دارای سلامت اجتماعی پایین می­باشد. با توجه به این­که میزان سلامت­اجتماعی معلمان متفاوت می­باشد، نیاز است، متناسب با میزان سلامت اجتماعی، مددکاران اجتماعی به ارائه خدمات مشاوره­ای بپردازند. ضمناً می­توان از طریق روش مددکاری فردی و گروهی به ارائه خدمات مشاوره­ای به افراد اقدام نمود. افرادی که در سطح سلامت اجتماعی پایین­تری قرار­دارند، نیاز به تعداد جلسات بیشتری دارند.

 

پیشنهادهای پژوهشی

همان­طور که اشاره­شد سلامت اجتماعی دارای ابعاد مختلفی می­باشد. در این میان برخی عواملی که مهم به­ نظر می­رسد و با سلامت اجتماعی معلمان رابطه نزدیکی دارد، برای بررسی پیشنهاد می­شود:

- بررسی تاثیر عوامل سازمانی بر سلامت اجتماعی معلمان.

- بررسی نقش عوامل فردی مدیران (شخصیت، نگرش، یادگیری و ادراک) بر سلامت اجتماعی.

 - بررسی ارتباط بین سلامت اجتماعی معلمان با رفتارهای شهروندی و مسئولیت سازمانی.

 - بررسی رابطه بین سبک­های رهبری با سلامت اجتماعی معلمان.          

 

   منابع

احدپور، ا. (1387). میزان رضایت معلمان از کادر اداری در مناطق و نواحی استان اردبیل.

ایمان، م؛ و دیگری. (1388). بررسی رابطه  بین رضایت  اجتماعی و هویت ملی با تعهد اجتماعی جوانان شهر شیراز. جامعه­شناسی کاربردی. شماره 34، صص 174-155.

ایمان، م؛ و دیگری. (1389). بررسی و تبیین رابطه بین مسئولیت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در بین جوانان شهر شیراز. جامعه­شناسی کاربردی. شماره 37، صص 42-19.

پورماجد، م. (1390). بررسیمکانیسماثرتدین برسلامت، (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز). پایان­نامه کارشناسی­ارشد، رشته جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز.

خیرالله­پور، ا. (1383). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت روانی با تاکید بر سرمایه اجتماعی، (مطالعه موردیدانشجویان دانشگاه شهید بهشتی). پایان­نامه کارشناسی­ارشد.

زکی، م. (1388). بیگانگی اجتماعی جوانان، (مورد مطالعه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان). پژوهش جوانان، فرهنگ و جامعه. شماره 3، صص 51-25.

سام آرام، ع. (1388). بررسی رابطه سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی با تاکید بر رهیافت پلیس محور. فصلنامه علمی پژوهشی انتظامی اجتماعی. شماره اول، صص 29-9 .

سجادی، ح؛ و دیگری. (1384). شاخص­های سلامت اجتماعی. مجله­ سیاسی- اقتصادی. دوره­ 19، شماره­ 304.

شربتیان، م. (1391). تاملی بر پیوند معنایی مولفه­های سرمایه اجتماعی و میزان بهره­مندی از سلامت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد. فصلنامه جامعه­شناسی مطالعات جوانان. شماره 5.

صبوری، س. (1390). بررسی میزان سلامت اجتماعی در بین کارمندان آموزش و پرورش شهر تهران. پایان­نامه­ کارشناسی علوم­اجتماعی، دانشگاه پیام نور تهران.

عبدالله­تبار، ه؛ و دیگری. (1387). بررسی سلامت اجتماعی دانشجویان. فصلنامهعلمی پژوهشی رفاه اجتماعی. شماره 31و30، صص 189-171.

فروم، ا. (1360). جامعه سالم . ترجمه: ا، تبریزی. تهران: انتشارات کتابخانه بهجت.

قریشی، ف. (1388). بررسی نقش عوامل فرهنگی، اجتماعی مرتبط بر شکل­گیری اعتماد اجتماعی شهروندان تبریز. جامعه­شناسی کاربردی. شماره 36، صص 102-75.

کوزر، ل. (1387). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

مرندی، س. (1385). عوامل اجتماعی سلامت در کتاب جامع بهداشت عمومی. تهران: وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، معاونت تحقیقات و فن­آوری، کمیته رایانه طب و بهداشت. چاپ دوم.

نیازی، م؛ و دیگری. (1390). بررسی رابطه بین اعتماد اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی در بین زنان مناطق شمال و مناطق جنوب شهر تهران. فصلنامه مطالعات شهری دانشگاه آزاد دهاقان. سال اول، شماره اول، صص 178-147.

نیک­ورز، ط. (1389). بررسیرابطه سرمایه اجتماعی با میزانسلامت اجتماعی  دانشجویان دانشگاه شهید باهنرکرمان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، رشته جامعه­شناسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان.

هزارجریبی، ج؛ و دیگری. (1391). تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت روانی اجتماعی. فصلنامه علوم­اجتماعی. شماره 59.

Blanco, A. & diaz, D. (2007). social order and mental health: a social well-bing approach, autonomy university of Madrid. psychology in spain.   v. 11(5).

Keyes, Corey Lee, M. (1998). social well-being. social Psychology. Quarterly vol. 61, N. 2, pp 121-190

Larson, J. (1996). the measurement of social well-being. social Indicators Research. 28, pp 285-296.

 

 

 

 

 



1. کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاداسلامی واحد تبریز- ایران.                              E- mail: m_zali2010@yahoo.com

2. استاد­یار جامعه­شناسی دانشگاه پیام نور اردبیل، گروه علوم اجتماعی؛ اردبیل- ایران (نویسنده مسئول).

 E- mail: moalaei@gmail.com              

                                                                                                                                                                      

 

1. Larson

2. keyes

 

1. Gilliand & Bello

[6]. cohen

احدپور، ا. (1387). میزان رضایت معلمان از کادر اداری در مناطق و نواحی استان اردبیل.

ایمان، م؛ و دیگری. (1388). بررسی رابطه  بین رضایت  اجتماعی و هویت ملی با تعهد اجتماعی جوانان شهر شیراز. جامعه­شناسی کاربردی. شماره 34، صص 174-155.

ایمان، م؛ و دیگری. (1389). بررسی و تبیین رابطه بین مسئولیت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در بین جوانان شهر شیراز. جامعه­شناسی کاربردی. شماره 37، صص 42-19.

پورماجد، م. (1390). بررسیمکانیسماثرتدین برسلامت، (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز). پایان­نامه کارشناسی­ارشد، رشته جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز.

خیرالله­پور، ا. (1383). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت روانی با تاکید بر سرمایه اجتماعی، (مطالعه موردیدانشجویان دانشگاه شهید بهشتی). پایان­نامه کارشناسی­ارشد.

زکی، م. (1388). بیگانگی اجتماعی جوانان، (مورد مطالعه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان). پژوهش جوانان، فرهنگ و جامعه. شماره 3، صص 51-25.

سام آرام، ع. (1388). بررسی رابطه سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی با تاکید بر رهیافت پلیس محور. فصلنامه علمی پژوهشی انتظامی اجتماعی. شماره اول، صص 29-9 .

سجادی، ح؛ و دیگری. (1384). شاخص­های سلامت اجتماعی. مجله­ سیاسی- اقتصادی. دوره­ 19، شماره­ 304.

شربتیان، م. (1391). تاملی بر پیوند معنایی مولفه­های سرمایه اجتماعی و میزان بهره­مندی از سلامت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد. فصلنامه جامعه­شناسی مطالعات جوانان. شماره 5.

صبوری، س. (1390). بررسی میزان سلامت اجتماعی در بین کارمندان آموزش و پرورش شهر تهران. پایان­نامه­ کارشناسی علوم­اجتماعی، دانشگاه پیام نور تهران.

عبدالله­تبار، ه؛ و دیگری. (1387). بررسی سلامت اجتماعی دانشجویان. فصلنامهعلمی پژوهشی رفاه اجتماعی. شماره 31و30، صص 189-171.

فروم، ا. (1360). جامعه سالم . ترجمه: ا، تبریزی. تهران: انتشارات کتابخانه بهجت.

قریشی، ف. (1388). بررسی نقش عوامل فرهنگی، اجتماعی مرتبط بر شکل­گیری اعتماد اجتماعی شهروندان تبریز. جامعه­شناسی کاربردی. شماره 36، صص 102-75.

کوزر، ل. (1387). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

مرندی، س. (1385). عوامل اجتماعی سلامت در کتاب جامع بهداشت عمومی. تهران: وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، معاونت تحقیقات و فن­آوری، کمیته رایانه طب و بهداشت. چاپ دوم.

نیازی، م؛ و دیگری. (1390). بررسی رابطه بین اعتماد اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی در بین زنان مناطق شمال و مناطق جنوب شهر تهران. فصلنامه مطالعات شهری دانشگاه آزاد دهاقان. سال اول، شماره اول، صص 178-147.

نیک­ورز، ط. (1389). بررسیرابطه سرمایه اجتماعی با میزانسلامت اجتماعی  دانشجویان دانشگاه شهید باهنرکرمان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، رشته جامعه­شناسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان.

هزارجریبی، ج؛ و دیگری. (1391). تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت روانی اجتماعی. فصلنامه علوم­اجتماعی. شماره 59.

Blanco, A. & diaz, D. (2007). social order and mental health: a social well-bing approach, autonomy university of Madrid. psychology in spain.   v. 11(5).

Keyes, Corey Lee, M. (1998). social well-being. social Psychology. Quarterly vol. 61, N. 2, pp 121-190

Larson, J. (1996). the measurement of social well-being. social Indicators Research. 28, pp 285-296.