دانش بومی کاربرد اجزاء درخت بلوط در عشایر رستم

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسنده

مدرس دانشگاه‌، پژوهشگر مسایل روستایی، عشایری و دانش بومی.

چکیده

علی­رغم نیاز روز افزون جوامع روستایی و عشایری به کاربرد تکنولوژی­های جدید، پذیرش این تکنولوژی در روستاها بسیار کم است. بررسی­ها نشان می­دهد که علت این عدم پذیرش تناسب نداشتن تکنولوژی با شرایط محیطی روستاهاست. دانشمندان معتقدند که برای پذیرش این دانش­، باید به دانش بومی متوسل گردید. این مقاله سعی دارد یک جنبه از این دانش را بررسی کند.
در این تحقیق با روش میدانی به بررسی دانش بومی کاربرد  اجزاء درخت بلوط در طایفه رستم از ایل ممسنی فارس پرداخته شده است. در این تحقیق، بخشی از مناطق قلمرو طایفه رستم ایل ممسنی فارس انتخاب گردید و از بین آن مناطق نیز،­­ روستاهایی که دارای دانش بومی غنی­تر در استفاده از بلوط بودند، انتخاب گردیدند و از این میان با روش نمونه­گیری گلوله برفی، افراد مورد مطالعه انتخاب شدند. در این تحقیق از تکینیک­های مشاهده مشارکتی، مشاهده آزاد و مصاحبه نیمه­ساختار یافته استفاده شد و در برخی موارد به ناچار، از اسناد نیز بهره برده شد. در این تحقیق مشخص شد که در منطقه مورد مطالعه از یک­سو، با توجه به نظریه نوسازی مبنی بر مباینت دانش بومی و توسعه، دانش بومی در دوران­هایی که حاکمیت داشته، نه تنها مباینتی  با آن نداشته و به عنوان یک مانع به حساب نمی­آمده است؛ بلکه از پایداری در توسعه نیز برخوردار بوده است. نمود آن استفاده مردم از فرآورده­های بلوط در بخش­های متعدد از زندگی خود بوده­اند و سال­های سال با این درخت زیست کرده­اند، اما ورود برنامه­های مربوط به نوسازی، موجب تغییرات اساسی در ساختارهای جامعه مورد مطالعه، با تغییر سبک زندگی منطقه مورد مطالعه، بهره­برداری از دانش بومی نیز رو به ضعف رفته است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Indigenous knowledge of the use of oak tree components in Rustam nomads

نویسنده [English]

  • Jalal Youssefi
چکیده [English]

Despite increasing requirements of rural and tribal communities to use new technologies, the adoption of this technology in rural areas is very low. Surveys show that, the reason of this rejection is the incompatibility of technology with the rural environment. Scientists believe that, to accept the new technologies, it should be referred to indigenous knowledge. In this field study, the indigenous knowledge of the use of oak tree components in Rustam tribe from Mamasani tribe of Fars has been evaluated. Some regions of the territories of Rustam tribe were selected and among those regions, villages that have rich indigenous knowledge in the use of oak were selected. The subjects of the study were selected by snowball sampling method. In this study the techniques of participant observation, free observation and semi-structured interviews were used, and in some cases, documents were also used inevitably. It was found that, in the study area according to the modernization theory based on the compatibility of indigenous knowledge and development, indigenous knowledge has not only been incompatible and an obstacle at the times it was governed, but also it was sustainable in development. The example of this, is the use of oak products by people in their lives and living with this tree for many years. But the arrival of modernization program, caused fundamental changes in the structures of the studied population, and with the lifestyle changes in this area, the utilization of indigenous knowledge has been weakened.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Indigenous knowledge
  • Oak
  • Iranian oak
  • Tanan
  • mate
  • Modernization

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و یکم، زمستان 1392

ص ص143- 125

 

 

 

 

 

دانش بومی کاربرد اجزاء درخت بلوط در عشایر رستم

جلال یوسفی[1]

تاریخ دریافت مقاله:19/7/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:30/10/1394

چکیده

علی­رغم نیاز روز افزون جوامع روستایی و عشایری به کاربرد تکنولوژی­های جدید، پذیرش این تکنولوژی در روستاها بسیار کم است. بررسی­ها نشان می­دهد که علت این عدم پذیرش تناسب نداشتن تکنولوژی با شرایط محیطی روستاهاست. دانشمندان معتقدند که برای پذیرش این دانش­، باید به دانش بومی متوسل گردید. این مقاله سعی دارد یک جنبه از این دانش را بررسی کند.

در این تحقیق با روش میدانی به بررسی دانش بومی کاربرد  اجزاء درخت بلوط در طایفه رستم از ایل ممسنی فارس پرداخته شده است. در این تحقیق، بخشی از مناطق قلمرو طایفه رستم ایل ممسنی فارس انتخاب گردید و از بین آن مناطق نیز،­­ روستاهایی که دارای دانش بومی غنی­تر در استفاده از بلوط بودند، انتخاب گردیدند و از این میان با روش نمونه­گیری گلوله برفی، افراد مورد مطالعه انتخاب شدند. در این تحقیق از تکینیک­های مشاهده مشارکتی، مشاهده آزاد و مصاحبه نیمه­ساختار یافته استفاده شد و در برخی موارد به ناچار، از اسناد نیز بهره برده شد. در این تحقیق مشخص شد که در منطقه مورد مطالعه از یک­سو، با توجه به نظریه نوسازی مبنی بر مباینت دانش بومی و توسعه، دانش بومی در دوران­هایی که حاکمیت داشته، نه تنها مباینتی  با آن نداشته و به عنوان یک مانع به حساب نمی­آمده است؛ بلکه از پایداری در توسعه نیز برخوردار بوده است. نمود آن استفاده مردم از فرآورده­های بلوط در بخش­های متعدد از زندگی خود بوده­اند و سال­های سال با این درخت زیست کرده­اند، اما ورود برنامه­های مربوط به نوسازی، موجب تغییرات اساسی در ساختارهای جامعه مورد مطالعه، با تغییر سبک زندگی منطقه مورد مطالعه، بهره­برداری از دانش بومی نیز رو به ضعف رفته است.

واژگان کلیدی: دانش بومی، بلوط، بلوط ایرانی، تانن، جفت و نوسازی.  

 

 

 

مقدمه

با وجود پیشرفت فن­آوری­های نو در زمینه­های متعدد کشاورزی و دامداری و عرضه به جامعه و استفاده از این تکنولوژی­ها در جوامع شهری، در روستاها و مناطق عشایری این تکنولوژی از اقبال چندانی در پذیرش از سوی مردم برخوردار نبوده است و«در بررسی­های به عمل آمده در نقاطی از دنیا چنین بر می­آید که علم و معرفت دانشمندان غربی رو به تحلیل رفته است»(چمبرز­، 1376: 98 ). و تجربه­های موجود بیانگر این واقعیت است که فن­آوری­های ارائه شده به جوامع روستایی، به طورکلی کاربرد قابل قبولی در بین روستاییان ندارند و از نرخ عدم پذیرش بالایی برخوردارند.­­ از آن­جا که فن­آوری جدید بیرون از روستا به وجود آمده و از نظر شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اقلیمی تفاوت زیادی با شرایط جامعه بومی دارد؛ بنابراین، پایین بودن نرخ پذیرش این فن­آوری و ناکارایی ضمنی آن­ها اجتناب نا­پذیر است. به همین منظور، برای افزایش کارایی و تقویت جنبه­های  کاربردی فن­آوری­های ارائه شده به جوامع روستایی، استفاده از دانش بومی این جوامع می­تواند راه­گشا باشد.

توجه به دانش بومی[2] به عنوان دانشی که حاصل تجربیات چند هزار ساله است و در روند زمان با عمل سرشته گردیده است؛ در توسعه روستایی عاملی مهم به حساب می­آید. مصلحین روستایی به عنوان کسانی که در امر توسعه روستایی دخیل­اند، اگر بتوانند در فرآیند برنامه­ریزی روستایی، جهت توسعه آن به این دانش که ریشه در محل دارد و با ساختار­های روستا سرشته است، توجه نمایند؛ می­توانند گام­های موثری در توسعه روستایی بردارند. دانش بومی جنبه­های مختلفی دارد. از این جنبه­ها می­توان به دانش بومی کشاورزی، بهداشت و درمان، دامداری و دامپروری، صنایع، زبان­شناسی، زنبورداری و طیور، جنگل و مرتع­، کشاورزی، صنعت و حرفه و امور غیر­حرفه­ای اشاره کرد(یوسفی، 1390: 23).

مردم  بومی از استعداد­ها و توانایی­های خاصی در خصوص شناخت و نحوه استفاده از این جنبه­ها برخوردارند و این دانش را طی سالیان دراز و با آزمایش عملی به دست آورده­اند. به عنوان مثال؛        می­توان از دانش مردم در استفاده از اجزاء درخت بلوط ایرانی نام برد.

در این تحقیق، هدف کلی، آشنایی با نحوه استفاده مردم طایفه رستم از ایل ممسنی استان فارس از بلوط ایرانی و کاربردهای آن در دانش بومی آنان است. که برای دست­یابی به این هدف، بایستی اهداف جزئی­تری را نیز مورد بررسی قرار داد که به شرح زیر است­:

بررسی دانش بومی از منظر اندیشمندان این دانش در ابعاد مفهوم و  ویژگی­ها، بررسی سابقه دانش بومی استفاده از گیاه بلوط، بررسی دانش بومی استفاده از بلوط در منطقه مورد مطالعه و سوال­های این چنینی به ذهن متبادر می­شود که:

دانش بومی چیست و مشخصات آن کدامند؟

دانش بومی بلوط چیست و دارای چه بخش­هایی است؟

چه کاربردهایی از دانش بومی در زمینه اجزاء درخت بلوط در طایفه رستم از ایل ممسنی فارس وجود دارد؟

در طول دهه­های1950 و1960 میلادی، با توجه به نظریه نوسازی، به دانش بومی به عنوان یک مانع ناکارآمد و مطلق برای توسعه می­نگریستند. در این نظریه­، با پیروی از الگوهای دوتایی پارسنز، یکی از این مقولات تقسیم­بندی «سنت-مدرن» است، که معتقد است هر چه سنتی است با نوآوری و تجدد مباین است. اما در حال حاضر دانش بومی به طور فزاینده­ای به عنوان یک منبع اساسی با ارزشی به رسمیت شناخته شده است. در واقع این دانش به عنوان پاسخ به شکست تئوری­های بزرگ توسعه توسط کشورهای بزرگ قد علم کرده و از جمله راه حل­های فنی­گرا مربوط به اکثریت دهقانان و کشاورزان کوچک برای چشم­انداز تغییر از  دهه­های قبل در جهان است(­413 :Agrawall, 1995).  

بنابراین بایستی گفت که؛ دانش بومی، بدون هزینه و در درسترس بوده و از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه است(یوسفی، 1392: 9). 

 

پیشینه تحقیق

وارن[3]دانش بومی را دانش محلی می­داند که منحصر به یک فرهنگ مشخص و یا جامعه معین است. دانش بومی با دانش علمی که توسط دانشگاه­ها و مجامع علمی و تحقیقاتی ایجاد شده است؛ تفاوت دارد. این دانش، مبنایی برای تصمیم­گیری­های محلی در زمینه کشاورزی، بهداشت، تهیه و تبدیل مواد غذایی، آموزش، مدیریت و منابع طبیعی و فعالیت­های متعدد دیگری در سطح جوامع روستایی است(کریمی، 1383: 47).

لیونبرگر و گوین[4] دانش بومی[5]را دانشی می­دانند که کشاورزان آن را به کمک تجربه خود، آموخته و از نسلی به نسل دیگر منتقل می­کنند. این دانش به تدریج رشد کرده، در طول زمان مورد آزمایش قرار گرفته و با محیط سازگار شده است(Lionberger  & Gwin, 1991).

یوسفی(1390) دانش بومی، دانشی است که طی زمان در یک جامعه با توجه به فرهنگ خاص آن شکل گرفته و مبتنی بر تجربه، آزمون عملی و غیر­رسمی  است که به صورت شفاهی و سینه به سینه به نسل حاضر منتقل شده است(یوسفی، 1390: 30).

آت[6]: دانش بومی را در تمام فرهنگ­های محلی عنوان می­کند که از تعامل میان مردم و محیط در زمینه­هایی مانند کشاورزی، صیادی، طبابت، مدیریت، منابع طبیعی و مهندسی حاصل می­شود. نظام­های دانش محلی بیانگر گذشته و تجارب مردم، روابط اجتماعی و نظام­های تبادل اطلاعات میان آن­ها بوده که می­تواند بیشترین نقش را در نظام­های تولیدات کشاورزی ایفا کند(رضوی، 1384: 23 ).  

در مورد ویژگی­های دانش بومی نظر اندیشمندان این رشته به طور خلاصه در ادامه خواهد آمد: خصوصیاتی چون انباشته بودن[7]، پویا بودن[8]، همه­گیر بودن، سرشته بودن با فرهنگ بومی               (Grenier, 1998)، محلی بودن، ضمنی و غیر­مدون بودن، انتقال به صورت شفاهی، تجربی است تا تئوری، فرا گرفته شده از طریق تکرار، تغییر مداوم(شریف­زاده و همکاران، 1382: 42)، کل­نگر، به سرعت در حال نابودی است، عملی است(عمادی و دیگری، 1378)، بر پایه تجربه بودن، مبتنی بر آزمون و خطا(زارع و دیگری، 1381­: 52)، عمومی­گرا بودن، تلفیق کردن فرهنگ و اعتقادات دینی، و در نهایت آن­که نظام­های دانش بومی، کمترین خطر­پذیری با بیشترین سود­دهی را ترجیح می­دهند                    (Evelyn, 1995).

سازمان ملل متحد[9]؛ سازمانی تحت عنوان برنامه زیست محیطی سازمان ملل[10]، با علامت اختصاصی UNEP دارد که در زمینه­های متعدد به بررسی این دانش می­پردازد و در حال حاضر چکیده نتایج را در سایت خود می­گذارد. از جمله بررسی­های انجام گرفته توسط این نهاد می­توان به: تغییرات آب و هوایی، مبارزه با بحران­ها، فجایع و بلایا­ی طبیعی، مدیریت اکوسیستم، مواد شیمیایی و فاضلاب، بهره­وری منابع و ... اشاره کرد. هم­چنین تحقیقات دیگری در این خصوص انجام شده است از جمله:

دانش بومی و توانمند­سازی، بررسی توسعه روستایی از درون: این مقاله توسط دیوید­.­ دبیلیو جی گئو[11]نوشته شده است. این مقاله با بررسی شواهدی از شکست دانش نوین، در باره برنامه­های منطقه­ای، معتقد به توانمند­سازی توسعه از درون است که این کار را با دانش بومی امکان پذیر می­داند. این مقاله در سال 1998  به چاپ رسیده است(, 1998gegeo).

استفاده از دانش بومی به وسیله زنان در اجتماعات روستایی نیجریه: این تحقیق که به وسیله ام. اتوکون ول و آیان بود[12] از آفریقا در ژوئیه 2008 صورت گرفته است، به نقش زنان در برخورد با دانش بومی در عرصه­های متعدد در اجتماعات روستایی کشور نیجریه پرداخته استwole & Ayanbode, 2008)).

دانش بومی و توسعه پایدار: توسط مروین کلاکستون[13] صورت گرفته است. در این تحقیق آمده است که تنوع زیستی، دانش بومی و توسعه پایدار، بسیار نزدیک به هم و مرتبط هستند. سیستم­های دانش بومی، مخزن دانش از گونه­های مختلف حیوانات و گیاهان در روی زمین هستند. برداشت متناسب از این گونه­ها بر اساس ساختار موجود، ضمن حفاظت از این گونه­ها  از ضربه مواد شیمیایی به زمین و زیست محیط کم می­کند(Claxton, 2010).

نقش دانش و نوآوری بومی در ایجاد حاکمیت مواد غذایی در بین مردم «اونیدا ویسکانسین» نویسنده این موضوع، جنیفر ماری وازکوز[14] است. این کتاب که در سال 2011 منتشر شده است، در باره               نوآوری­های مردم بومی در زمینه­های متعدد در رابطه با جنگل و مرتع در دنیا، به خصوص در آمریکای لاتین و برخی از کشورهای آفریقایی استVasquez, 2011)).

دانش بومی در کشاورزی پایدار و توسعه روستایی: نویسندگان این کتاب مایکل وارن و کریستین کاشمن[15]هستند. این نوشته از سری نوشته­های سازمان محیط زیست بین المللی است که در باره دانش بومی در کشاورزی پایدار و توسعه روستایی نوشته شده است. این نوشته دارای چندین مقاله است که هر کدام به صورت مجزا به موضوع می­پردازند(Warren& kashman, 1988).

فرهنگ به عنوان یک کلید بعد از توسعه پایدار: این تحقیق،­­­ توسط نانسی داکسبوری و الین جیلت در فوریه 2007، با پشتیبانی از چند سازمان در کانادا انجام شده است. نویسندگان در این تحقیق به بررسی مفاهیم، عناوین و مدل­های دانش بومی می­پردازند و بر کارآمدی دانش بومی در امر توسعه و                   برنامه­ریزی توسعه­ای تاکید می­کنند(Duxbury & Gillette, 2007).  

ایران نیز، در باره دانش بومی، پژوهش­های فراوانی صورت گرفته است از جمله؛ جواد صفی­نژاد: آبیاری سنتی و قنات­ها(1368) و (1373)، مرتضی فرهادی: واره(1386)، مال؛ تعاونی­های سنتی(1379)، فرهنگ یاری­گری در ایران(1373)، اشرقی: دانش بومی و برنامه­ریزی توسعه­(1377)، امان­اللهی بهاروند: کوچ­نشینی در ایران(1367)، گروسی­(1379)، شاه حسینی: آیین چوپانی و آب­دهی در مرتع(1384)، وثوقی: شیوه غارس و مالکی(1386)، یوسفی: دانش بومی استفاده از بلوط(1383)، دانش بومی با تاکید بر جامعه روستایی ایران(1390)، دانش بومی «مجموعه مقالات»(1392) و ده­ها پژوهشگر دیگر،که در زمینه دانش بومی کار کرده­اند.

 

پیشینه تحقیق پیرامون بلوط

از بین دانشمندانی که بلوط­ها را مورد مطالعه قرار داده­اند Camus دانشمند فرانسوی است که در سال­های 38-1936 به تهیه منوگرافی گونه­ها و واریته­های بلوط جهان و از جمله ایران پرداخت. زهری دانشمند اسرائیلی نیز در سال63-1961 مطالعاتی در باره بلوط­های ایران منتشر ساخت . آقای جوانشیر نیز در سال1967 گونه­های موجود ایران را مورد مطاله قرار داد.

مطاله دیگری توسط دو دانشمند شوروی به نام­های  Menitskyو  Browiczدر سال­های 1971 در فلورا پراسیکا منتشر ساخته و تغییرات زیادی در گونه­های قبلی داده است ولی در همان حدود باقی­مانده و نسبت به استفاده از بلوط و... اشاره نشده است(یوسفی­، 1382­­).

دکتر حبیب­الله ثابتی نیز ضمن مطالعات گونه­های آذر­بایجان و سردشت­، چند گونه جدید را              جمع­آوری نموده است. این مطالعه نیز در حد مونوگرافی باقی­مانده است. البته دکتر ثابتی در کتاب «جنگل­های ایران» ضمن بر شمردن خصوصیات کلی بلوط چند سطری پیرامون وضعیت اکولوژیکی آن نوشته است.

مطالعات پراکنده­ای نیز سال­های گذشته صورت گرفته که نتایج آن به صورت کنفرانس، مقاله و پایان­نامه در بعضی محافل ارائه گردیده است. از  این دسته به مواردی  اشاره می­گردد.

مهرداد بیگی اقدام به جمع آوری مقالات ارائه شده در سمیناری در یاسوج درسال 1361 نموده تحت عنوان «نگاهی به اوضاع طبیعی و کشاورزی استان کهکیلویه و بویر احمد»­­(سخنرانی در سیمینار کاربرد بلوط در تغذیه دام و صنایع). این کتاب شامل یک طرح پیشنهادی تهیه مواد غذایی دام و طیور از میوه بلوط در استان کهکیلویه و بویراحمد و نیز مقالاتی است که پیرامون استفاده از بلوط در تغذیه دام و طیور و هم­چنین استفاده از اجزا بلوط و تانن آن در چرم­سازی و ... نیز تجزیه شیمیایی بلوط ایرانی و امکان استفاده از آن است. 

آقای کریم جوانشیر در سال 1349 در نشریه شماره 17 دانشکده منابع طبیعی طبقه­بندی جدیدی به گونه­های بلوط داده است­(متوسلیان).

در بعد پایان­نامه نویسی نیز کارهایی صورت پذیرفته که هرچند موضوعات  آن­ها در راستای         گیاه­شناسی بلوط می­باشد ولی به طور مختصر به چند پایان­نامه اشاره می­رود.

1. فروغ احمدی­ (بررسی عوامل بیماری­زای ملخ بال کوتاه ایرانی در استان کهکیلویه و بویراحمد).

2. رسول­علی اشرافی­پور­ (بررسی و تعیین مناسب­ترین ابعاد شبکه آمار­برداری و سطح قطعه نمونه در    جنگل­های بلوط ممرزستان «منطقه لوه»).

3. علی­محمد پور­عسکری (تعیین بهترین تراکم کشت بذر گونه­های افرا «پلت» و بلوط «بلند مازو»).

4. جواد ترکمن (آنا­لیز مواد استخراجی پوست پنج­گونه از درختان پهن­برگ ایرانی).

5. محمد­حسین توکل (کاربرد عکس­های هوایی به منظور بررسی­های کمی در  جنگل­های غرب ایران«منطقه نوژیان»).

6 . اصغر  حجگزار (تاثیر باکتری  Berlinerبر روی جوانه خوار بلوط Linne و مقایسه آن با سموم شیمیایی).

7. علی­اصغر دردایی (بررسی تاثیر Lepion .... و Dimilin .... بر رویلاروهای دم قهوه­ای بلوط Lymantridae و Lep (L.) ... در شرایط گلخانه­ای).

8 . داود درگاهی (بررسی خصوصیات مرفولوژیک و جنگل­شناسی بلوط در ارتفاعات مختلف  «­جنگل­های منطقه گرگان»).

9. حبیب دهقان منشادی (مطالع و بررسی امکان افزایش عمر مفید تراورس­های راه­آهن جمهوری اسلامی ایران).

10. غلامرضا عرفانیان (بررسی امکان تکثیر رویش «قلمه» سه­گونه درختان جنگلی افرا پلت- نمدار- بلوط بلند مازوی جنگل­های زرین علی­آباد کتول) .  

11. علیرضا ­عشوری (تدوین برنامه خشک کردن چوب بلوط « به ضخامت 25 میلی­متر»).

12. اصغر فلاح (مقایسه  نمونه­برداری با قطعات نمونه دارای مساحت ثابت و قطعات نمونه دارای مساحت تغییر «رلاسکوب» در جنگل­های بلوط شمال «­لوه گرگان»).

13. خدیجه کیا­رستمی (تانن­ها در کشت ­بافت و گیاه بلوط).

14. محمود متوسلیان(اندازه­گیری مواد مغز دانه بلوط و بررسی ارزش غذایی و دارویی).

15.  ناصر مهاجر (بررسی وضعیت حیات طبیعی بلوط بلند مازو در طرح جنگل­داری لوه).

16. رضا موسوی (بررسی و تعیین قطر و سن بهره­برداری اقتصادی بلوط «بلند مازو» طرح جنگل­داری).

17. حیدر میرزایی (تاج پوششی جنگل بر زیر اشکوب مرتعی در جنگل­های بلوط غرب «­کرمانشاه»).      18. بابک نصرتی (بررسی مقایسه­ای کامبیوم بخش سالم با بخش سرطان بلند مازو).

19.  مسعود یوسفی (بررسی اثر تعرضات انسان و دام  بر ساختار جنگل­های بلوط یاسوج «منطقه پاتاوه»).

20. دانش بومی استفاده از بلوط در شهرستان ممسنی پایان­نامه کارشناسی­ارشد توسعه روستایی جلال یوسفی در دانشگاه تهران در سال 1382 نیز موردی در باره بلوط است.

21. کار دیگری درباره بلوط کتاب جامعه­شناسی بلوط است که در سال 1392 توسط جلال یوسفی و محمد­مهدی یوسفی منتشر شده است.

 

مبانی نظری تحقیق

 مبانی نظری در این تحقیق به طور خاص، نظریه نوسازی است. اصطلاح نوسازی[16] برای تحلیل مجموعه پیچیده‌ای از تحولاتی که در همه زمینه‌ها، برای انتقال از جامعه سنتی و کشاورزی به جامعه صنعتی رخ می‌دهد، به کار برده می‌شد. نوسازی شامل تحولات در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و روانی است. این دیدگاه نظری، در دهه 1950 میلادی، با توجه به تحولات جهانی بر سر کار آمد و یکی دو دهه میدان­دار بود. اصطلاح نوسازی گرچه به صورت معادلی برای توسعه به کار می‏رود، اما دارای مفهوم خاص خود می‏باشد که با  مفهوم توسعه متفاوت است. نوسازی در طول          دهه­های50 و 60 میلادی، پارادایم غالب در مطالعات توسعه بود. نظریه نوسازی[17] دارای ابعاد مختلفی از جمله: نوسازی روانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است که هر کدام خود دارای            صاحب­نظران متعددی است. یکی از اعتقادات صاحب­نظران نظریه نوسازی این است که سنتی بودن جامعه (الگوها و ارزش­های جامعه سنتی) منجر به عقب­افتادگی جامعه و باز ایستادن آن از توسعه خواهد شد(ازکیا، 1381: 120-69). بر همین مبناست که در زمان حضور این نظریه و غالب شدن آن در دنیا، به خصوص در جهان سوم، آغاز نابودی چیزهای سنتی در جامعه بود . دانش بومی یکی از همین عناصر جامعه بود که با این دیدگاه به نابودی گرایید. بنابراین، در این مقاله با توجه به نظریه نوسازی که توسعه را در یک بُعد، منوط به از بین بردن ساخت سنتی جوامع می­داند، بررسی در حوزه دانش بومی پیرامون اجزاء بلوط صورت می­گیرد تا در پایان ملاحظه شود که علاوه بر آن چه در مقدمه آمد، چه عرصه­هایی از دانش بومی در این زمینه طایفه رستم از ایل ممسنی استان فارس،  وجود دارد تا بر این مبناء بتوانیم به پایداری دانش بومی (در این جا بهره­برداری از درخت بلوط) برسیم که در این صورت تباین            سنت- مدرن نظریه نوسازی باطل خواهد شد. بنابراین آن زمان ما به این امر پی خواهیم برد که آیا دانش بومی، ضد توسعه است و یا این که در فرآیند توسعه بی­تاثیر است و از طرفی آن که آیا این دانش         می­تواند در توسعه جامعه، جایگاهی هم داشته باشد؟

 

ابزار و روش تحقیق

جامعه آماری در این تحقیق، طایفه رستم از ایل ممسنی استان فارس است.[18]در این تحقیق،  منطقه از نظر جغرافیایی با توجه به ساختارهای طایفه­ای، مکانی، ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، به 5 منطقه تقسیم گردید. از این تعداد 2 ناحیه فاقد شرایط و  ویژگی­های لازم برای این تحقیق بودند و لذا 3 منطقه انتخاب گردید. در این 3  ناحیه 10 پاره روستا و آبادی وجود دارد که از این تعداد 2 آبادی خالی از سکنه است. بنابراین از این تعداد، 8 آبادی و روستا دارای سکنه بوده که کل آبادی­ها دارای شرایط و ویژگی­های لازم برای انجام تحقیق بودند. این روستاها همه  به صورت متحرک بودند و با جنگل و مرتع رابطه متقابل داشته و از دانش بومی اجزاء درخت بلوط بهره­گرفته و در حال حاضر نیز        (هرچند در سطح پایین) بهره می­گیرند و در این باره مطلع به حساب می­آیند. 3 ناحیه مورد مورد مطالعه با ویژگی­هایی چون: استفاده از درخت بلوط بیش از سایرین، به کاربردن اصول دانش بومی، دارای­ دام، داشتن سابقه عشایری ، سابقه استفاده از درخت بلوط، پراکندگی قومی و فرهنگی و شباهت در ساختارهای قومی و قبیله­ای منطقه مورد مطالعه این تحقیق و یا جامعه آماری آن را تشکیل می­دهد. نواحی سه­گانه مورد مطالعه به عنوان نمونه تحقیق به شرح زیر است: 1. دلی قاید شفیع 2. بردکوه       3. تیره سادات میریوسفی.

در مورد ویژگی­های افراد مورد مصاحبه و نحوه انتخاب افراد مورد مصاحبه، نیز ذکر این نکته ضروری است که، پس از انتخاب مناطق، به تناسب جمعیت هر روستا (در برخی از ناحیه­ها به دلیل کمی جمعیت خانوار و وجود تشابه فرهنگی بالا) با تعداد افراد حایز شرایط، مصاحبه گردید. تعداد افراد مورد مصاحبه قرار گرفته در کل نمونه آماری، 10 نفر از 50 خانوار بودند. انتخاب تعداد افراد، بر اساس اشباع پاسخ­ها صورت گرفت. این افراد دارای شرایط و ویژگی­های زیر بودند: آشنایی با دانش بومی و زوایا و نحوه­های کاربرد آن در جنگل و مرتع، دارای سن بالا و مطلع از ساختار زندگی عشیره­ای و روستایی.

روش تحقیق مورد استفاده، روش میدانی است و از تکنیک­ها و ابزاری مشاهده مشارکتی، مشاهده آزاد و مصاحبه نیمه ساختار یافته و اسناد استفاده گردید. برای انتخاب نمونه­ها از روش نمونه­گیری گلوله برفی یا زنجیره­ای استفاده گردید. زیرا وضعیت پراکنش منطقه و زمان، اجازه بررسی تک تک خانوارها را برای محقق محدود می­نمود و از طرفی محقق، نسبت به افراد حایز شرایط جهت مصاحبه اطلاعی نداشت، بنابر­این؛ بهترین روش انتخاب افراد، نمونه­گیری به روش گلوله برفی یا زنجیره­ای مد نظر قرار گرفت. چرا که «این فن شامل شناسایی برخی افراد مهم یک جمعیت و مصاحبه با آن­هاست، سپس محقق به پیشنهاد این افراد برای مصاحبه به سراغ افراد دیگر می­رود. در این روش، هسته کوچک اصلی، با افزایش مرحله­ای، رشد می­کند و مانند گلوله برفی که با غلتاندن بر روی زمین برفی ساخته می­شود، نمونه تحقیق نیز افزایش می­یابد. از نمونه­گیری گلوله برفی هنگامی می­توان استفاده کرد که اعضای گروه هدف به نوعی در یک شبکه با یکدیگر در ارتباط بوده و دارای ویژگی­های مشترک            می­باشند»( ازکیا، 1382: 255). 

در این تحقیق در آن بخش  که مربوط به دانش بومی و راه­های استفاده از آن بوده، از روش­های تجزیه و تحلیل توصیفی­[19] و در جاهایی که تغییرات و علل تضعیف یا تقویت موضوع سخن آمده است، از روش  تجزیه و تحلیل علی یا تبیینی­[20] استفاده شده است.

 

یافته­های تحقیق

معرفی درخت بلوط

هر چند در دنیا نزدیک به شش­گونه و در ایران دویست­گونه و واریته از بلوط شناسایی و معرفی شده است، اما به طور کلی در کشور می­توان بلوط را به سه دسته کلی تقسیم نمود که عبارتند از: بلند مازو          (دار مازو)، شاه بلوط و بلوط ایرانی.

بلند مازو: این درخت در جنگل­­ها به شکل گروهی است و تا 1000 متر از سطح دریا می­روید. درختی است بزرگ که ارتفاع آن به 40 متر و قطر آن به 3 متر می­رسد(­ثابتی: 113).«­میوه درخت بلند مازو درشت و بیضوی و به شکل کشیده است و در داخل پیاله­ای سخت و استخوانی قرار گرفته است»                (­همان: 114).

شاه بلوط: درختی است با ریشه­ای عمودی و عمیق و شاخه­ای بلند و برگ­های پهن و در حاشیه دندانه­دار و دارای گوشوارک است. گل­ها تک جنسی بوده و در گل آذین دم گربه­ای مجتمع می­شوند ...، شاه بلوط را به چهار دسته تقسیم کرده­اند که عبارتند از: شاه بلوط آمریکایی، شاه بلوط چینی، شاه بلوط شیرین یا اروپایی و شاه بلوط ژاپنی(­یوسفی، 1383­).

بلوط ایرانی: این درخت معمولاً به طور خودرو و طبیعی در جنگل­های معتدله کوهستانی تحت تاثیر آب و هوای مدیترانه­ای می­روید. برگ و شاخه­های کرک­دار دارد و این برگ­ها خاکستری متمایل به سبز است. بلوط ایرانی یک پایه دارای گلهای نر و ماده که از هم جدا هستند و بر روی یک درخت قراردارند و با ارتفاع بین 3-4 متر بارور شده و میوه می­دهد. عمری طولانی داشته و سازمان خواروبار جهانی عمر آن­ها را بین 1500 تا 2000 سال بر آورد کرده است. بلوط حاضر در این تحقیق همین نوع از بلوط است. این بلوط در ایران در منطقه زاگرس می­روید.

میوه بلوط ایرانی از دو جزء کپسول و پیاله تشکیل شده است و کپسول نیز دارای سه قسمت است. پوسته خارجی که دور کپسول را فرا گرفته است و حدود 7% وزن میوه را به خود اختصاص می­دهد. جَفت (­تانن) پوسته نازکی است که به دور مغز پیچیده است (­دومین پوست دانه). در منطقه مورد مطالعه 3 درصد میوه خشک را شامل می­شود. مغز بلوط آخرین قشر میوه بلوط است. مغز ابتدا نرم بوده که به مرور زمان پس از گردآوری به تدریج با تبخیر آب  درون آن خشک می­گردد. پس از خشک شدن از وزن مغز کاسته می­شود زیرا 40 درصد آن را آب و املاح تشکیل می­­دهد.

 

پراکندگی جغرافیایی

درختان بلوط از نظر شرایط رشد تابع شرایط خاص آب و هوایی هستند. آب و هوای معتدل شمالی و آب و هوای کوهستانی معتدل جهت رشد این گیاه مناسب است. از طرف دیگر این درختان در ارتفاع         1000 تا1200 متر از سطح دریا می­رویند، از این رو باید رویشگاه این گیاه را در جاهایی از جهان که دارای چنین  شرایطی است، جستجو کرد. از این رو درخت بلوط در نقاطی از قاره­های آسیا ، اروپا و آمریکا که دارای شرایط فوق باشند می­روید.

در ایران بلوط بلند مازو و شاه بلوط در استان­های شمالی کشور می­رویند و بلوط ایرانی نیز در منطقه زاگرس (در غرب ایران) از سردشت، کردستان، کرمانشاه­، ایلام­، قسمتی از خوزستان، لرستان، چهار محال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد ­تا فارس (­منطقه رویشی زاگرس) نزدیک به سه میلیون هکتار،          هم­چنین بخش عظیمیجاز استان آذر­بایجان­شرقی گونه­های مختلفی از درختان بلوط به وفور دیده               می­شود.

 

بلوط در دانش بومی منطقه مورد مطالعه

قبل از پرداختن به موارد استفاده از اجزاء درخت بلوط در دانش بومی مردم منطقه مورد مطالعه، به طور خلاصه به مراحل جمع­آوری میوه، و آماده­سازی آن طی فرآیند مختلف اشاره می­شود.

برداشت (گردآوری میوه بلوط): زمان مناسب برای گردآوری میوه از درخت در منطقه مورد مطالعه اواخر مهر و اوایل آبان ماه است. میوه درخت با تکان دادن و گاه با زدن چوب بر شاخه­ها به زیر درخت می­ریزد. سپس در ظرف­های مخصوص ریخته و توسط دام­ها به خانه حمل می­شود.

پوست کندن بلوط: عملیات پوست­گیری بلافاصله بعد از آوردن میوه به خانه شروع می­گردد. اغلب این کار در شب و توسط زنان صورت می­گیرد. مردم اغلب در روزها مشغول کارند و از این رو شب­ها اقدام به پوست­گیری بلوط می­نمایند. وسیله پوست­گیری میوه بلوط در این منطقه «رُنجِک» نام دارد که از یک تیغه آهنی کمانه­ای و یک دسته چوبی تشکیل می­گردد.

خشک کردن بلوط: پس از پوست­گیری میوه­های بلوط، میوه­های پوست­گیری شده بر روی یک پارچه، زیلو یا نی­چیت ریخته شده و در زیر نور مستقیم خورشید قرار داده می­شود تا آب و املاح درون میوه تبخیر گردد. حدود سه روز طول می­کشد تا میوه­ها خشک گردیده و پوسته نازک از آن جدا گردد. در طول روزها هر از مدتی بلوط­ها با دست به هم زده می­شود تا نور به همه جای قسمت­های میوه­ها برسد.

جدا­سازی جفت از مغز: تانن یا جفت به صورت ورقه­ای نازک به دور میوه قرار دارد که پس از تابش نور و خشک شدن میوه از آن جدا می­گردد. برای این کار با دست میوه­ها به هم زده می­شود تا عمل   جدا­سازی صورت گیرد.

 

موارد استفاده مشتقات بلوط

استفاده غذایی

از قدیم­الایام از میوه بلوط در منطقه مورد مطالعه هم برای خود و هم برای دام­ها استفاده می­شده است. در ادامه در این قسمت به نحوه استفاده از بلوط در تغذیه انسان و دام پرداخته می­شود.

غذای انسان: در دانش بومی مردم استفاده غذایی به شکل­های مختلف بوده است. شکل­هایی چون: نان بلوط، شیره بلوط، کباب بلوط و بلوط آب­پز که غالب استفاده به صورت نان بوده است.

تهیه نان بلوط: نان بلوط طی فرآیندی تهیه می­گردید. ابتدا آرد بلوط آماده می­شد. میوه خشک شده با آسیاب سنگی دستی توسط زنان خرد می­شد البته به صورتی که کاملاً آرد نشود. در منطقه مورد مطالعه بدان «جفکه»[21] می­گویند. پس از آن که میوه خرد شد، مرحله خمیر آغاز می­شود. مقداری آب گرم بر روی آرد به دست آمده ریخته می­شود تا خیس بخورد. سپس آن را به هم می­زنند و برای خواب آماده    می­کنند. خواباندن کلگ به این صورت است که خمیر آماده شده را در ظرف بافته شده­ای از ساقه­های بادام به نام «­گیره»[22] می­ریزند. سپس آن را با پتو، لحاف یا وسایل مشابه می پوشانند تا به خوبی گرم شود. این امر به خاطر گرم شدن آرد و بیرون زدن شیره تلخ درون آن است.  هنگام گذاشتن در ظرف و پوشاندن آن، زنان به گویش محلی می­خوانند« دو شو و تو، شو سه شوه میرمله او». یعنی دو شب در حالت تب (­عرق کردن) و شب سوم آماده برای شنا کردن که اعتقاد بر این است اگر این شعر خوانده نشود، محصول درستی به دست نخواهد آمد.

پس از دو شبانه روز آن را از زیر وسایل بیرون آورده و برای مرحله آب­کشی آماده می­کنند. گیره را در مسیر آب قرار می­دهند به صورتی که آب مانند آبشار از بالا بر روی آن ریخته و از زیر آن بیرون برود. گیره دارای منفذهایی است که به راحتی آب را از خود رد می­کند. در این عمل شیره­های تلخ که بیرون آمده­اند با آب بیرون برده می­­شوند و این پالایش موجب شیرینی خمیر می­گردد. پس از این مرحله خمیر آماده شده مجدداً با آسیاب سنگی آسیاب می­گردد تا دانه­های میوه خرد شده و به صورت خمیر در آیند. اصطلاحاً می­گویند گلگ ساییده شده. در این مرحله خمیر برای تهیه نان آماده می­شود. نان بلوط به دو صورت نان خالص و مخلوط با آرد گندم تهیه می­شود.

نان بلوط خالص: اگر خمیر بلوط را بدون مخلوط کردن با آرد دیگری به نان تبدیل کنند، نان به دست آمده، نان بلوط خالص است. خمیر بلوط به سختی پهن می­گردد و از سویی نیز به دلیل قابض بودن کمتر مورد استفاده قرار می­گرفت، با این حال برخی از مردم به دلیل این که از وضعیت اقتصادی پایینی برخوردار بودند، از این نان استفاده می­کردند.

نان بلوط به صورت مخلوط: این نان­، نانی است که از خمیر تشکیل شده از آرد بلوط و آرد دیگری چون گندم و یا جو درست شده است. از نظر اجتماعی این نوع نان در بین خانواده­ها دارای نقش بوده است. هرچه وضعیت اجتماعی و منزلت افراد بالاتر بوده نانشان سفیدتر بوده است. یعنی آرد دیگری غیر از بلوط در آن از درصد بیشتری برخوردار بوده است. معمولاً 25 درصد آرد بلوط و 75 درصد را آرد دیگری تشکیل می­داده است، با این حال در برخی موارد به صورت 50 درصد هم گزارش شده است.

خوراک دام: از دانه­ای بلوط پس از خشک شدن، با همراه کردن آب گرم و نرم کردن دانه­ها، به صورت جدا و هم­چنین به همراه کاه و سایر علف­های دیگر برای تغذیه دام­ها استفاده می­شده است.

 

استفاده از چوب درخت بلوط

در گذشته در منطقه مورد مطالعه از چوب درخت بلوط استفاده­های متعددی می­شده است. از این موارد می­توان به وسایل کشاورزی و زرع مانند گاوآهن چوبی، یوغ برای بستن گاو­های نر در هنگام کشت و سایر ابزار­های مربوطه و وسایل حمل و نقل مانند: کجاوه سنتی، و نیز خانه­سازی به خصوص ستون­ها و تیرک دسته کلنگ، چماق، قنداق تفنگ و غیره اشاره نمود.

شیوه دامداری استفاده از چوب این درخت را در کنار دیگر درختان جزء ملزومات زندگی مردم منطقه مورد مطالعه قرار داده بود، هرچند در حال حاضر با تغییر سبک زندگی استفاده از چوب این درخت در دانش بومی مردم محدود شده است.

 

استفاده دارویی از اجزاء بلوط

در منطقه مورد مطالعه یکی از کاربرد­های اجزاء درخت بلوط، استفاده از آن در امر دارو و درمان بوده است. در ادامه به صورت مختصر موارد استفاده از محصولات این درخت در موارد دارو و درمان خواهد آمد:

اسهال: برای مداوای اسهال از نان بلوط و گاهی از آرد آن استفاده می­شده است. در صورتی که اسهال خونی و یا شدید بود، نان بلوط را با ماست و یا دوغ مصرف می­کردند. گاهی این نان را با عسل برای بند آمدن اسهال استفاده می­کردند.

سوختگی: برای مدوای سوختگی مردم منطقه مورد مطالعه از پودر برگ خشک بند شده بلوط استفاده می­کنند. آنان این پودر را بر محل سوختگی می­ریزند که این امر موجب درمان سوختگی         می­شده است.

دردهای معده­ای: یکی از کاربردهای دیگر میوه بلوط در امر درمان، کاربرد آن در مداوای زخم معده و اثنی­عشر بوده است. اگر به مدت دو هفته هر روز یک بار جفت را بعد از شام و قبل از صبحانه به همراه گل انار مصرف کنند، موجب از بین رفتن التهاب معده و مداوای زخم اثنی­عشر می­گردد. هم­چنین از خاکستر چوب بلوط برای ترش کردن استفاده می­شده است. گاهی نیز از جفت پخته برای مداوای معده استفاده می­گردیده است که البته این مورد اخیر بسیار تلخ است.

آنژین و گلو درد: در منطقه  مورد مطالعه جهت رفع گلو درد، پودر سرشاخه­های تازه بلوط را جوشانده و سپس غرغره می­کنند. در دانش بومی مردم 50 تا 60 گرم پوست ساقه­های بلوط خشک شده که به صورت پودر در آمده باشد را در یک لیتر آب می­جوشانند، سپس می­گذارند خنک شود و از آن روزی سه یا چهار بار با غرغره می­کنند. این دارو برای رفع آنژین و گلو درد بسیار مفید است.

آلرژی و درد مفاصل: جوشانده پوست بلوط جهت حساسیت و درد مفاصل پا مفید است، از این رو بایستی پا را در آب جوشانده پوست درخت بلوط گذاشت و مدتی نگه­ داشت تا آب سرد شود.

بهداشت پوست: در دانش بومی مردم، از پودر صاف شده جفت جهت نرم کردن پوست لطافت آن و نیز درمان سوختگی پوست استفاده می­گردد، به همین لحاظ کودکانی که ران پایشان به خاطر تماس با ادرار زخم می­شود با ریختن پودر جفت، جاهای زخم شده آن را مداوا می­کنند.

خاصیت ضد عفونی: از جفت پخته شده جهت  ضد­عفونی نمودن  معده و  رحم حیوانات استفاده می­شد.   به این ­صورت که  اگر حیوانی بر اثر مسمومیت شکمش باد می­کرد، جفت پخته به آن می­خوراندند. بزها و گوسفندانی که پس از زایمان رحمشان عفونت می­نمود جفت پخته شده سرد شده را از پایین به آنها تنقیه کرده و برای مدتی سرشان را پایین نگه داشته تا آب جفت در شکمشان مانده و عفونت را از بین ببرد.

خونریزی­ها: جوشانده پوست بلوط همراه با زاج سفید به صورت محلول شستشو برای جلوگیری از خونریزی بینی بکار می­رود. هم­چنین در دانش بومی منطقه مورد مطالعه از زغال بلوط جهت بند آمدن خون استفاده می­نمایند. هم­چنین جوشانده پوست بلوط برای جلوگیری از خونریزی لثه کاربرد دارد. 

  سرفه: در دانش بومی مردم منطقه مورد مطالعه، برای درمان حمله­های متناوب سرفه­های تشنجی و تحریک­پذیر اندام­های تنفسی از برگ خشک شده بلوط استفاده می­کنند.­30 گرم از برگ خشک شده و پودر شده بلوط را در حدود نیم لیتر آب جوش حل می­کنند و روزی سه یا چهار بار و در هر نوبت به اندازه یک قاشق غذاخوری به بیمار می­خورانند.

دردهای زنان: خانم­هایی که دچار عارضه ترشحات سفید شده­اند اگر 50 تا 60 گرم پوست شاخه­های جوان بلوط خشک شده و به صورت پودر درآمده را در یک لیتر آب سرد بریزند و ظرف آن را روی آتش ملایمی 12 دقیقه بجوشانند و بعد آنرا بگذارند تا سرد شود و هر روز دوبار صبح و شب به وسیله انژکسیون گرم آن خود را شستشو دهند، جلوی ترشحات سفید را گرفته و به کلی درمان خواهند شد.

هم­چنین دو عدد بلوط را خوب می­سایند و با روغن و تخم پنبه مخلوط­، خمیر نموده از آن شیاف­هایی کوچک درست کرده و موقع خواب یک عدد از شیاف­ها را در موضع قرار می­دهند.

 

استقاده از بلوط در چرم سازی و دباغی

از تانن موجود در بلوط در امر دباغی و چرم­سازی در دانش بومی منطقه مورد مطالعه استفاده        می­شود. دراین رابطه ساخت مشک آب و دوغ از اهمیت ویژه­ای برخوردار بود. زنان منطقه پوست گوسفند و بز را به مدت یک هفته در جفت (­تانن) پخته قرار می­دادند و سپس آن را بیرون آورده و طی مراحلی از جمله پاک­کردن گوشت­های اضافی، چاقوکشی پوست، جرّ دادن آن و غیره، پوست را دباغی می­کردند.

 

استفاده از بلوط در رنگرزی

دانش بومی منطقه مورد مطالعه در امر رنگ کردن به خصوص رنگ نمودن نخ­ها برای دست بافته­ها،  غنی است. آنان از گیاهان متعدد دارای رنگ که بومیان آن گیاهان را به خوبی می­شناختند برای رنگ کردن استفاده می­کردند. از این گیاهان می­توان به گردو، خویش، بلوط نام برد. بلوط دارای رنگ­های متنوعی در تانن خود است که در رنگ کردن، تثبت رنگ­ها و هم­چنین رنگ­های مخلوط از این گیاه استفاده می­شده است.

 

استفاده زیست محیطی

بلوط از درختان پهن­برگ جنگلی است که در سه زمینه از آن استفاده می­شود:

منبع تولید اکسیژن: مهم­ترین فایده درختان برای موجودات زنده تولید اکسیژن است. درختان گاز کربنیک را گرفته و در عوض اکسیژن پس می­دهند و این عمل طی جریانی به نام فتوسنتز صورت                  می­گیرد. مردم به عمل بازده اکسیژن و دفع گاز کربنیک درختان آگاهی دارند از این رو شب­ها در زیر درخت سبز نمی­خوابند و اعتقاد دارند که در حمله از ما «­بهتران» دچار خفگی شده و یا لب­هایشان فلج شده است.

حفظ خاک: در­ختان علاوه بر تولید انرژی از نظر محافظت از خاک نیز درخور توجه می­باشند. درختان بلوط از نظر ریشه به طوری هستند که بهتر از دیگر درختان میتوانند در حفظ خاک موثر باشند. ریشه درختان بلوط زنجیر­وار و کنگره کنگره است و این کنگره­ها همچون تور ماهی­گیری به هم وصل بوده و تا فاصله زیادی خاک را در بغل می­گیرند و با این عمل مانع از فرسایش خاک می­گردند. هم­چنین  درختان بلوط پهن و درهم هستند و این شکل و شمایل آن­ها جلوی باران را سد نموده و مانع از ریزش مستقیم باران بر خاک می­گردند و از طرفی تنه درختان جلوی سیلاب­ها را گرفته و مانع از شستن خاک می­گردد.

منبع تولید آب: چنان­که بیان گردید، درختان بلوط با داشتن ریشه­ای مخصوص به خود خاک را به هم فشرده که این امر ضمن جلوگیری از فرسایش خاک  باعث می­گردد که خاک آب  بسیار زیادی را درخود ذخیره نماید . مقدار آب ذخیره شد در خاک به وسیله درخت بلوط بین 500 تا2000 لیتر است. از این رو درختان بلوط از نظر منبع آب­های زیر زمینی  و آب چشمه­­ها بسیار حائز اهمیت می­باشند.

مردم منطقه دارای  بلوط، به خوبی از آثار زیست محیطی درختان بلوط در تلطیف هوا و خنک کردن آن آگاهی دارند. از قدیم این درختان نزد مردم محترم بودند. اما به تدریج که عشایر تخته قاپو شدند و با یک جانشین شدن مردم شیوه زندگی آنان از کوچ­نشینی و اقتصاد مبتنی بر دامداری به یک جانشینی و اقتصاد مبتنی بر کشاورزی تغییر یافت.

 

جمع­بندی

ازجمله برنامه­هایی­که از بالا بر روستا­ها تحمیل شد و اجرای این برنامه (­هرچند ناقص) ساخت منطقه را به هم ریخت و موجب تغییر در ساختارهای آن گردید، تباین سنت و مدرنیته بود که توسط شاگردان پارسنز و به تبعیت از متغیر­های الگویی او (­به عنوان بخشی از تبارشناسی نوسازی) صورت گرفت.

از این رو با لحاظ دو انگاری­های متعدد از جمله « سنت- مدرن»[23]  نوسازی[24] در این دیدگاه به وضوح دیده می­شود. از منظر « سنت- مدرن» هرچه سنتی است، با جریان نوسازی و رشد جامعه متباین و مغایر است و لذا برای پیشرفت جامعه باید عناصر سنتی را از جامعه روستایی زدود و عناصر مدرن را جایگزین آن کرد. از همین روست که در فرآیند اجرای این برنامه ما شاهد رها شدن دانش بومی و به مرور زمان ضعف و گاه تخریب آن می­شویم.

در این پژوهش، یافته­ها نشان می­دهد که دانش بومی بلوط در منطقه مورد مطالعه، از غنای کافی برای امرار معاش زندگی بومیان در قبل از اصلاحات ارضی  برخوردار بوده است و از طرفی مردم با این دانش آشنایی کامل داشته و همین امر نیز موجب گردیده بود که بهره­برداری از پایداری برخوردار باشد.  هم­چنین این دانش نه تنها با توسعه و پیشرفت جامعه مباینتی نداشته، بلکه یافته­های تحقیق حاکی از آن بود که از پایداری برخوردار بوده و  می­تواند همگام با توسعه به پیش برود.

بنابراین باید توجه داشت، بلوط درخت تنومندی است که با عمری قریب به 20 قرن در زمینه­های متعددی چون: تامین نیازهای خوراکی انسان و دام، تامین نیازهای دارویی، صنعت چوب، صنایع رنگرزی و چرم­سازی و ... در دانش بومی مردم از جایگاه ویژه­ای برخوردار بوده است. هر چند امروزه جریان نوسازی با تغییر در شیوه زیست مردم، استفاده از آن را به ورطه فراموشی سپرده است، با این حال احیاء مجدد استفاده از آن در منطقه مورد مطالعه و مناطق دارای شرایط مشابه می­تواند در توسعه روستایی و عشایری دارای نقش شایانی باشد.

با احیاء مجدد استفاده از بلوط (­البته با ادغام دانش بومی و نوین پیرامون بلوط) می­توان در امر اشتغال مردم بومی، جلوگیری از تخریب منابع طبیعی، حفظ خاک و غیره جایگاه ویژه­ای برای این گیاه در توسعه منطقه پیدا کرد.

 

منابع

احمدی­، ف. (1374). بررسی عوامل بیمار­ی­زای ملخ بال کوتاه ایرانی در استان کهکیلویه و بویراحمد­. پایان­نامه  کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

از­کیا­، م. (1381). جامعه­شناسی توسعه. تهران: موسسه نشر کلمه. چاپ چهارم.

ازکیا، م .(1382). روش­های کاربردی تحقیق. تهران: انتشارات کیهان. 

اشرافی­پور، ر. (1374). بررسی و تعیین مناسب­ترین ابعاد شبکه آمار­برداری و سطح قطعه نمونه دزر جنگل­های بلوط ممرزستان(منطقه لوه). پایان­نامه  کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

اشرقی، چ. (1377).دانش بومی و برنامه­ریزی توسعه. مجله جنگل و مرتع. شماره­ی40­، سازمان جنگل­های مراتع و آبخیزداری کشور، پاییز.

امان­الهی بهاروند، س. (1367). کوچ نشینی در ایران، پژوهشی درباره عشایر و ایلات. تهران: انتشارات آگاه. چاپ دوم.

پاپ­زن، ع. (1382). طراحی مدل تلفیقی دانش بومی و رسمی به منظور دست­یابی به رهیافتی رسانه­ای. مشارکتی در استان کرمانشاه، پایان­نامه دوره­ دکتری، دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران.  

پور­عسکری، ع. (1374). تعیین بهترین تراکم کشت بذر گونه­­های افرا (پلت) و بلوط (بلند مازو). پایان­نامه         کارشناسی­ارشد، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.

ترکمن، ج. (1374). آنا­لیز مواد استخراجی پوست پنج­گونه از درختان پهن برگ ایرانی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.  

توکل­، م. (1357). کاربرد عکس­های هوایی به منظور بررسی­های کمی در جنگل­های غرب ایران (­منطقه نوژیان). پایان­نامه  کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

ثابتی، ح.(1346). جنگل­های ایران، تهران. تهران:انتشارات کتابخانه ابن­سینا.

چمبرز، ر. (1376). توسعه روستایی، اولویت بخشی به فقرا (­حمایت از اقشار آسیب­پذیر). ترجمه: م، ازکیا. انتشارات دانشگاه تهران.

حجگزار، ا. (1377). تاثیر باکتری Berlinerبر روی جوانه خوار بلوطLinne و مقایسه آن با سموم شیمیایی.         پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

دردایی، ع. (1379). بررسی تاثیر..….Lepionو …...Dimilin بر رویلاروهای دم قهوه­ای بلوطLymantridae و Lep (L.) در شرایط گلخانه­ای. پایان­نامه کارشناسی، دانشگاه ارومیه دانشکده کشاورزی.

درگاهی، د. (1360). بررسی خصوصیات مرفولوژیک و جنگل­شناسی بلوط در ارتفاعات مختلف (جنگل­های منطقه گرگان). پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

دهقان منشادی، ح. (1372). مطالع و بررسی امکان افزایش عمر مفید تراورس­های راه­آهن جمهوری اسلامی ایران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

رزاقی، م. (1378). طراحی تلفیقی دانش بومی و نوین در تهیه الگوی ترویج کشت بنه (در منطقه رویشی زاگرس). پایان­نامه دوره دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی.

رضوی، س .(1384).دانش بومی کشاورزی و منابع طبیعی  و تلفیق آن با دانش نوین.مجله جهاد. سال بیست و پنجم، شماره­ی 269. 

زارع، ح؛ و دیگری. (1381). نگرش به دانش بومی. مجله جهاد. سال نوزدهم، شماره­ی 231-230.  

شاه­حسینی، ع. (1384). آیین چوپانی. فصلنامه عشایری ذخائر انقلاب- سازمان امور عشایر ایران. شماره­ی 46-45.

شریف­زاده­؛ و همکاران .(1382). ساخت­دهی چارچوبی برای ارتقای کاربری و توسعه نظام­های دانش بومی در توسعه پایدار. مجله جهاد. سال بیست و سوم، شماره­ی 261-260 .   

عرفانیان، غ. (1373). بررسی امکان تکثیر رویش (قلمه) سه­گونه درختان جنگلی افرا پلت- نمدار- بلوط بلند مازوی جنگل­های زرین علی­آباد کتول. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.

عمادی، م؛ و دیگری.(1378). دانش بومی و توسعه پایدار روستاها، دیدگاهی دیرین در پهنه­ای نوین. روستا و توسعه. شماره­ی 33.

غفاری، ت .(1370). مراتع پشتوانه اقتصادی. فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب. شماره­ی 14­، ناشر: سازمان امور عشایر کشور.

فرهادی، م.(1373). فرهنگ یاریگری در ایران. تهران: مرکز نشردانشگاهی. جلد اول.

فرهادی، م.(1379). مال، تعاونی سنتی عشایر ایران. فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب. دوره جدید، شماره­ی 4-3.

فرهادی، م. (1386). واره «درآمدی به مردم­شناسی و جامعه­شناسی تعاون». تهران: شرکت سهامی انتشارات. چاپ دوم.

فلاح، ا. (1374). مقایسه نمونه­برداری با قطعات نمونه ­دارای مساحت ثابت و قطعات نمونه دارای مساحت تغییر(رلاسکوب) در جنگل­های بلوط شمال(لوه گرگان)­.پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.  

کریمی، س .(1383). دانش بومی در فرآیند توسعه. مجله جهاد. شماره­ی 262-261. 

کیا­رستمی، خ. (1370). تانن­ها در کشت ­بافت و گیاه بلوط. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران دانشکده علوم.  

متوسلیان، م. (1357). اندازه­گیری مواد مغز دانه بلوط و بررسی ارزش غذایی و دارویی آن.پایان­نامه کارشناسی­ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران.

مرکز آمار ایران.(1390). سرشماری عمومی نفوس و مسکن.

موسوی، ر. (137). بررسی و تعیین قطر و سن بهره­برداری اقتصادی بلوط (بلند مازو) طرح جنگل­داری لوه. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.  

مهاجر، ا. (137). بررسی وضعیت حیات طبیعی بلوط بلند مازو در طرح جنگل­داری لوه. پایان­نامه کارشناسی­ارشد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.  

میرزایی، ح. (1374). تاج پوششی جنگل بر زیر اشکوب مرتعی در جنگل­های بلوط غرب (کرمانشاه). پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران. 

نصرتی، ب. (1377). برسی مقایسه­ای کامبیوم بخش سالم با بخش سرطان بلند مازو. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

وثوقی، م. (1386). جامعه­شناسی روستایی. تهران: انتشارات کیهان. چاپ دوازدهم.

یوسفی، ج. (1383). دانش بومی استفاده از بلوط در شهرستان ممسنی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد در رشته توسعه روستایی، زیر نظر مصطفی ازکیا، دانشگاه تهران.

یوسفی، ج. (­1390). دانش بومی با تاکید بر جامعه روستایی ایران. تهران: ­انتشارات راه سبحان با همکاری سازمان جنگل­ها، مراتع و آبخیزداری کشور.

یوسفی، ج .(1392). دانش بومی«­مجموعه مقالات». تهران: انتشارات کتاب اول.

یوسفی، م. (1378). بررسی اثر تعرضات انسان و دام بر ساختار جنگل­های بلوط یاسوج (منطقه پاتاوه). پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

Agrawal, A. (1995). Dismantling the Drivide Between Indigenous and scientific knowledge. Development and change. Vol. 26. No, 3.

Claxton, M. (2010). Indigenous Knowledge and Sustainable Development. istingushed Lecture, The Cropper FoundUWI, St Aud Tobago gustine, Trinidad anSeptember 1.

   Evelyn, M. (1995). Framework for Enhancing the Use of Indigenous Knowledge. IK Monitor 3(2).

Gegeo, W. (1998). TheContemporaryPacific.Vol. 10, Number 2, Fall 1998. P.p: 289–315.

Grenier, L. (1998). Working with Indigenous Knowledge. A Guide for Researchers International Development and Research Centre, Ottowa, Canada.

Lionberger, H.F. & Gwin, P.H. (1991). Technology Transfer: From Researchers. To Users: A Textbook of Successful Research Extension Strategies Used to Develop Agriculture. Columbia, MO: University of Missouri, University Extension.

marie.batiste@usask.ca.

Vazquez, J. (2011). The role of indigenous knowledge and innovation in creating food sovereignty in the Oneida Nation of Wisconsin.

Warren D, M. & Krishman, K. (1988). Indigenous Knuowledge for Sustainable Agriculture and Rural Development. IIED, November.

Wole, Olatokun M. & Ayanbode. (2008). Traditional Knowledge for Sustainable Development: A  Case from the Health Sector in Kerala, India, Indian Journal of Traditional Knowledge .Vol. 8(2). April 2009.

 

 

 

 

 

 



1. مدرس دانشگاه­، پژوهشگر مسایل روستایی، عشایری و دانش بومی.          E-mail: yousefi1442@Gmail.com

[2]. Indigenous Knowledge

[3]. warren

[4]  .Lionberger and Gwin

[5] .Context of Indegenous Knowled

1. Att

2. Cumulative

[8]. Dynamic

[9]. United Nations

[10]. United Nation Environment Program

[11]. W,Ggeo

7. Olatokun Wole M& Ayanbode

[13]. Mervyn Claxton

[14] . Jennifer Marie Vazquez

[15]. Michael.Warren And Kristian Cashman

 

[16]. Modernization

[17]. Modernization Theory

1. شهرستان رستم به مرکزیت شهر مصیری با وسعت 12000 کیلومتر مربع، یکی از شهرستان­های استان فارس است­(سرشماری عمومی نفوس و مسکن، 1390) که در غرب این استان قرار دارد. این شهرستان در غرب رشته کوه اصلی زاگرس قرار دارد. از شمال و غرب به استان کهگیلویه و بویراحمد و از شرق و جنوب به شهرستان ممسنی  محدود می­شود. این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و سورنا است و دارای آب و هوای سرد و معتدل است. جمعیت این شهرستان بر اساس آمار­گیری جاری 1390 تعداد 60000 نفر بوده است که حدود 44/12 در صد در شهر مصیری و بقیه در روستاها و آبادی­ها ساکن بوده­اند(سرشماری عمومی نفوس و مسکن، 1390)­.

[19].Ddscripitve Analysis

[20] . Causl Analysis

[21] . Jafka

[22] . Girra

[23]. Modern-Tradition

[24]. Modernization

احمدی­، ف. (1374). بررسی عوامل بیمار­ی­زای ملخ بال کوتاه ایرانی در استان کهکیلویه و بویراحمد­. پایان­نامه  کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

از­کیا­، م. (1381). جامعه­شناسی توسعه. تهران: موسسه نشر کلمه. چاپ چهارم.

ازکیا، م .(1382). روش­های کاربردی تحقیق. تهران: انتشارات کیهان. 

اشرافی­پور، ر. (1374). بررسی و تعیین مناسب­ترین ابعاد شبکه آمار­برداری و سطح قطعه نمونه دزر جنگل­های بلوط ممرزستان(منطقه لوه). پایان­نامه  کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

اشرقی، چ. (1377).دانش بومی و برنامه­ریزی توسعه. مجله جنگل و مرتع. شماره­ی40­، سازمان جنگل­های مراتع و آبخیزداری کشور، پاییز.

امان­الهی بهاروند، س. (1367). کوچ نشینی در ایران، پژوهشی درباره عشایر و ایلات. تهران: انتشارات آگاه. چاپ دوم.

پاپ­زن، ع. (1382). طراحی مدل تلفیقی دانش بومی و رسمی به منظور دست­یابی به رهیافتی رسانه­ای. مشارکتی در استان کرمانشاه، پایان­نامه دوره­ دکتری، دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران.  

پور­عسکری، ع. (1374). تعیین بهترین تراکم کشت بذر گونه­­های افرا (پلت) و بلوط (بلند مازو). پایان­نامه         کارشناسی­ارشد، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.

ترکمن، ج. (1374). آنا­لیز مواد استخراجی پوست پنج­گونه از درختان پهن برگ ایرانی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.  

توکل­، م. (1357). کاربرد عکس­های هوایی به منظور بررسی­های کمی در جنگل­های غرب ایران (­منطقه نوژیان). پایان­نامه  کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

ثابتی، ح.(1346). جنگل­های ایران، تهران. تهران:انتشارات کتابخانه ابن­سینا.

چمبرز، ر. (1376). توسعه روستایی، اولویت بخشی به فقرا (­حمایت از اقشار آسیب­پذیر). ترجمه: م، ازکیا. انتشارات دانشگاه تهران.

حجگزار، ا. (1377). تاثیر باکتری Berlinerبر روی جوانه خوار بلوطLinne و مقایسه آن با سموم شیمیایی.         پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

دردایی، ع. (1379). بررسی تاثیر..….Lepionو …...Dimilin بر رویلاروهای دم قهوه­ای بلوطLymantridae و Lep (L.) در شرایط گلخانه­ای. پایان­نامه کارشناسی، دانشگاه ارومیه دانشکده کشاورزی.

درگاهی، د. (1360). بررسی خصوصیات مرفولوژیک و جنگل­شناسی بلوط در ارتفاعات مختلف (جنگل­های منطقه گرگان). پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

دهقان منشادی، ح. (1372). مطالع و بررسی امکان افزایش عمر مفید تراورس­های راه­آهن جمهوری اسلامی ایران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

رزاقی، م. (1378). طراحی تلفیقی دانش بومی و نوین در تهیه الگوی ترویج کشت بنه (در منطقه رویشی زاگرس). پایان­نامه دوره دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی.

رضوی، س .(1384).دانش بومی کشاورزی و منابع طبیعی  و تلفیق آن با دانش نوین.مجله جهاد. سال بیست و پنجم، شماره­ی 269. 

زارع، ح؛ و دیگری. (1381). نگرش به دانش بومی. مجله جهاد. سال نوزدهم، شماره­ی 231-230.  

شاه­حسینی، ع. (1384). آیین چوپانی. فصلنامه عشایری ذخائر انقلاب- سازمان امور عشایر ایران. شماره­ی 46-45.

شریف­زاده­؛ و همکاران .(1382). ساخت­دهی چارچوبی برای ارتقای کاربری و توسعه نظام­های دانش بومی در توسعه پایدار. مجله جهاد. سال بیست و سوم، شماره­ی 261-260 .   

عرفانیان، غ. (1373). بررسی امکان تکثیر رویش (قلمه) سه­گونه درختان جنگلی افرا پلت- نمدار- بلوط بلند مازوی جنگل­های زرین علی­آباد کتول. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.

عمادی، م؛ و دیگری.(1378). دانش بومی و توسعه پایدار روستاها، دیدگاهی دیرین در پهنه­ای نوین. روستا و توسعه. شماره­ی 33.

غفاری، ت .(1370). مراتع پشتوانه اقتصادی. فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب. شماره­ی 14­، ناشر: سازمان امور عشایر کشور.

فرهادی، م.(1373). فرهنگ یاریگری در ایران. تهران: مرکز نشردانشگاهی. جلد اول.

فرهادی، م.(1379). مال، تعاونی سنتی عشایر ایران. فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب. دوره جدید، شماره­ی 4-3.

فرهادی، م. (1386). واره «درآمدی به مردم­شناسی و جامعه­شناسی تعاون». تهران: شرکت سهامی انتشارات. چاپ دوم.

فلاح، ا. (1374). مقایسه نمونه­برداری با قطعات نمونه ­دارای مساحت ثابت و قطعات نمونه دارای مساحت تغییر(رلاسکوب) در جنگل­های بلوط شمال(لوه گرگان)­.پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.  

کریمی، س .(1383). دانش بومی در فرآیند توسعه. مجله جهاد. شماره­ی 262-261. 

کیا­رستمی، خ. (1370). تانن­ها در کشت ­بافت و گیاه بلوط. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران دانشکده علوم.  

متوسلیان، م. (1357). اندازه­گیری مواد مغز دانه بلوط و بررسی ارزش غذایی و دارویی آن.پایان­نامه کارشناسی­ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران.

مرکز آمار ایران.(1390). سرشماری عمومی نفوس و مسکن.

موسوی، ر. (137). بررسی و تعیین قطر و سن بهره­برداری اقتصادی بلوط (بلند مازو) طرح جنگل­داری لوه. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.  

مهاجر، ا. (137). بررسی وضعیت حیات طبیعی بلوط بلند مازو در طرح جنگل­داری لوه. پایان­نامه کارشناسی­ارشد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.  

میرزایی، ح. (1374). تاج پوششی جنگل بر زیر اشکوب مرتعی در جنگل­های بلوط غرب (کرمانشاه). پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران. 

نصرتی، ب. (1377). برسی مقایسه­ای کامبیوم بخش سالم با بخش سرطان بلند مازو. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

وثوقی، م. (1386). جامعه­شناسی روستایی. تهران: انتشارات کیهان. چاپ دوازدهم.

یوسفی، ج. (1383). دانش بومی استفاده از بلوط در شهرستان ممسنی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد در رشته توسعه روستایی، زیر نظر مصطفی ازکیا، دانشگاه تهران.

یوسفی، ج. (­1390). دانش بومی با تاکید بر جامعه روستایی ایران. تهران: ­انتشارات راه سبحان با همکاری سازمان جنگل­ها، مراتع و آبخیزداری کشور.

یوسفی، ج .(1392). دانش بومی«­مجموعه مقالات». تهران: انتشارات کتاب اول.

یوسفی، م. (1378). بررسی اثر تعرضات انسان و دام بر ساختار جنگل­های بلوط یاسوج (منطقه پاتاوه). پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

Agrawal, A. (1995). Dismantling the Drivide Between Indigenous and scientific knowledge. Development and change. Vol. 26. No, 3.

Claxton, M. (2010). Indigenous Knowledge and Sustainable Development. istingushed Lecture, The Cropper FoundUWI, St Aud Tobago gustine, Trinidad anSeptember 1.

   Evelyn, M. (1995). Framework for Enhancing the Use of Indigenous Knowledge. IK Monitor 3(2).

Gegeo, W. (1998). TheContemporaryPacific.Vol. 10, Number 2, Fall 1998. P.p: 289–315.

Grenier, L. (1998). Working with Indigenous Knowledge. A Guide for Researchers International Development and Research Centre, Ottowa, Canada.

Lionberger, H.F. & Gwin, P.H. (1991). Technology Transfer: From Researchers. To Users: A Textbook of Successful Research Extension Strategies Used to Develop Agriculture. Columbia, MO: University of Missouri, University Extension.

Vazquez, J. (2011). The role of indigenous knowledge and innovation in creating food sovereignty in the Oneida Nation of Wisconsin.

Warren D, M. & Krishman, K. (1988). Indigenous Knuowledge for Sustainable Agriculture and Rural Development. IIED, November.

Wole, Olatokun M. & Ayanbode. (2008). Traditional Knowledge for Sustainable Development: A  Case from the Health Sector in Kerala, India, Indian Journal of Traditional Knowledge .Vol. 8(2). April 2009.