بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با ازدواج زودرس در شهرستان نقده

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 دانشگاه پیام نور؛ گروه علوم اجتماعی، تهران 4697- 9395ج- ایران.

چکیده

 هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با ازدواج زودرس در شهرستان نقده است. در این پژوهش 292 نفر از زنان به شیوه نمونه­گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب­ شدند. روش آماری در این پژوهش شامل همبستگی پیرسون، آزمونt و آزمون Anova است. که از برآوردهای نرم­افزار SPSS نسخه 20 استفاده شده­است.
از جمله عوامل اجتماعی که در این تحقیق با سن ازدواج زنان رابطه آن­ها سنجیده شده­است، عوامل اجتماعی ازقبیل میزان استفاده از رسانه‌های جمعی، میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده‌ها، سهل­گیری انتخاب همسر از سوی خانواده­ها، احساس امنیت زنان، میزان بی­اعتمادی نسبت به زنان و هم­چنین عوامل زمینه‌ای مانند پایگاه اجتماعی، اقتصادی و سطح تحصیلات در بین زنان می­باشد.
نتایج تحقیق نشان می­دهد، بین متغیر میزان استفاده از رسانه­های جمعی با سطح معنی­داری (017/0)، هم­چنین بین میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده‌ها  (000/0)، بین میزان سهل‌گیری انتخاب همسر از سوی خانواده‌ها  (000/0)، میزان امنیت اجتماعی زنان  (000/0) و میزان بی‌اعتمادی نسبت به زنان (000/0) با سن ازدواج، رابطه مثبت و معنی­داری وجو­دارد. هم­چنین بین متغیرهای زمینه­ای با سطح معنی‌داری، پایگاه اقتصادی و اجتماعی  (002/0)، سطح تحصیلات (000/0)، سن ازدواج و محل زندگی (001/0) رابطه مثبت و معنی‌داری وجود­ دارد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigation of the social factors associated with early marriage in Naghadeh

نویسندگان [English]

  • Habibe Ebrahimi 1
  • Sirous Fakhrayi 2
چکیده [English]

The present study aims to investigate the social factors associated with early marriage in Naghadeh city. In this study, 292 women were selected by systematic random sampling method. Statistical methods were Pearson correlation, t-test and Anova test. The social factors which their relationship with women’s marriage were measured are the use of mass media, traditional customs and behavior of families, easy selection of the partner, women's sense of security and the distrust of women. Also, there are some underlying factors such as, social status, economic and educational levels among women.The results show a positive and meaningful correlation between the rate of mass media (the level of significance 0/017) ,traditional customs and behavior of households (0/000), easy selection of the partner (0/000), the amount of social security for women (0/000) and the distrust of women (0/000) with  marriage age. Also, there is a positive and meaningful relationship between underlying variables such as the social and economic base (0/002), education (0/000), marriage age and living place (0/001).     

کلیدواژه‌ها [English]

  • early marriage
  • Social Security
  • social media
  • social distrust

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال ششم، شماره بیست و یکم، زمستان 1392

ص ص 110-93

 

 

 

 

 

بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با ازدواج زودرس در شهرستان نقده

حبیبه ابراهیمی[1]

دکتر سیروس فخرایی2

تاریخ دریافت مقاله:22/9/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:3/9/1394

چکیده

 هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با ازدواج زودرس در شهرستان نقده است. در این پژوهش 292 نفر از زنان به شیوه نمونه­گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب­ شدند. روش آماری در این پژوهش شامل همبستگی پیرسون، آزمونt و آزمون Anova است. که از برآوردهای نرم­افزار SPSS نسخه 20 استفاده شده­است.

از جمله عوامل اجتماعی که در این تحقیق با سن ازدواج زنان رابطه آن­ها سنجیده شده­است، عوامل اجتماعی ازقبیل میزان استفاده از رسانه‌های جمعی، میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده‌ها، سهل­گیری انتخاب همسر از سوی خانواده­ها، احساس امنیت زنان، میزان بی­اعتمادی نسبت به زنان و هم­چنین عوامل زمینه‌ای مانند پایگاه اجتماعی، اقتصادی و سطح تحصیلات در بین زنان می­باشد.

نتایج تحقیق نشان می­دهد، بین متغیر میزان استفاده از رسانه­های جمعی با سطح معنی­داری (017/0)، هم­چنین بین میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده‌ها  (000/0)، بین میزان سهل‌گیری انتخاب همسر از سوی خانواده‌ها  (000/0)، میزان امنیت اجتماعی زنان  (000/0) و میزان بی‌اعتمادی نسبت به زنان (000/0) با سن ازدواج، رابطه مثبت و معنی­داری وجو­دارد. هم­چنین بین متغیرهای زمینه­ای با سطح معنی‌داری، پایگاه اقتصادی و اجتماعی  (002/0)، سطح تحصیلات (000/0)، سن ازدواج و محل زندگی (001/0) رابطه مثبت و معنی‌داری وجود­ دارد.

واژگان کلیدی : ازدواج زودرس، امنیت اجتماعی، رسانه­های جمعی ، بی­اعتمادی اجتماعی.

 

 

 

مقدمه

 ازدواج یکى از اساسى‌ترین و در عین حال حساس‌ترین مراحل زندگى انسان به شمار مى‌رود. انسان بنابر سرشت و ماهیت وجودى خویش و وابستگى به غیر در پاسخ به نیازهاى درونى و بیرونى خود همواره از فردگرایى گریزان بوده­است. حتى انسان بدوى نیز بى­نیاز از زندگى مشترک (خانوادگى و گروهى) نبوده­است. ازدواج اصلى‌ترین و عالى‌ترین نمود این پاسخ است. و مظهرى از قانون گروه‌گرایى اوست(احمدی، 1384: 31).

از دیدگاه جامعه­شناسی، ازدواج یک قرارداد اجتماعى و ضامن بقاى نسل انسان است و آرامش و امنیت در یک جامعه، نتیجه ازدواج سالم و محیط آرام‌بخش خانواده است. از آن­جایی­که ازدواج عامل پیدایی خانواده است، ولی ازدواج زودهنگام می­تواند منجر به بروز اختلالاتی در پیدایش و شکل‌گیری خانواده‌های جدید و هم­چنین خود شخص گردد(بهنام، 1383: 136).

 ازدواج زودهنگام عبارتست از هر ازدواجی که درسنین زیر 18سالگی صورت گرفته، در صورتی که دختر از نظر جسمی، فیزیولوژیکی و روانی برای ازدواج و فرزندآوری آماده نیست(یونیسف، 2006: 6).

در حال حاضر اگرچه بیشتر دختران در سنین بالا ازدواج می‌کنند، ولی در بسیاری از مناطق ازدواج زودهنگام رایج است. به­طورکلی، 20 تا50 درصد از زنان در کشورهای در حال توسعه (به خصوص در صحرای جنوب آفریقا و جنوب آسیا) در سنین زیر 18سال ازدواج می‌کنند(سینک، 2009: 20).

 ازدواج زودهنگام، تجاوز به حقوق انسانی دختران بوده و در اکثر توافق‌نامه‌های بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته­است. بیانیه جهانی حقوق بشر بیان می‌کند: «همه مردان و زنان در تمام طول دوران زندگی خود و سوای نژاد، ملیت یا مذهب خود از حق ازدواج و تشکیل خانواده برخوردارند. مردان و زنان در هنگام ازدواج، در طول زندگی زناشویی و هم­چنین در هنگام فروپاشی ازدواج از حقوق برابر برخوردارند. ازدواج بایستی با رضایت کامل و آزاد زوجین صورت گیرد»(موسوی بلادی، 1387: 112). بنابراین دخترانی که در سنین پایین ازدواج می‌کنند، به علت این­که به بلوغ کافی نرسیده‌اند، ازدواج آن­ها همراه با رضایت کامل و آزاد نبوده و حقوق انسانی آن­ها رعایت نشده است(آبدخت، 1389: 45).

دخترانی که به علت ازدواج زودهنگام ترک تحصیل می‌کنند، دانش و مهارت لازم را در زندگی کسب نکرده و در شکل‌دهی به هویت خود با مشکل مواجه شده و به دلیل نداشتن اعتماد به نفس کافی، همواره متکی به دیگران بوده و از قدرت تصمیم‌گیری بالایی در زندگی برخوردار نیستند(گود، 1382: 60.(

تاثیرات منفی ازدواج زودهنگام فقط محدود به زنان و فرزندان آن­ها نشده بلکه بر روی نهاد خانواده و جامعه هم اثرگذار است. ازدواج زودهنگام منجر به کاهش کیفیت زندگی زنان و کمرنگ ‌شدن نقش زنان در جامعه می‌شود. ازدواج زودهنگام منجر به ورود زنان به «چرخه فقر» شده و زنان، فرزندان و خانواده‌های آن­ها را در فقر مداوم نگه می‌دارد. ازدواج زودهنگام مانع از ارتقای شغلی و تحصیلی زنان شده و بنابراین منجر به کاهش رشد اقتصادی و توسعه در جامعه می‌شود(صدیق، 1386: 20).

عوامل متعددی در بروز حادثه ازدواج زودهنگام دخیل می‌باشد، که از آن جمله می‌توان به عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی و غیره اشاره نمود. با توجه به این­که ازدواج زودهنگام اثرات سویی برای فرد، خانواده و اجتماع دارد و عوارض این مشکل می‌تواند در جامعه نیز شیوع و گسترش یابد، و جامعه را به سوی مشکلات گوناگون سوق دهد؛ از این رو بررسی مساله ازدواج زودهنگام دختران از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار است و با توجه به این­که تاکنون علیرغم توجه به مساله ازدواج، ازدواج زودهنگام دختران کمتر مورد بررسی دقیق قرار گرفته است، و شهرستان نقده نیز یکی از شهرستان‌هایی است که ازدواج در سنین پایین نسبت به سایر شهرستان‌های استان و کشور بیشتر صورت می­گیرد، بنابراین در این پژوهش سعی شده­است با برآورد عوامل اجتماعی موثر، به بررسی ازدواج زودهنگام دختران شهرستان نقده پرداخته شود.

بنابراین تحقیق حاضر به بررسی این پرسش خواهد پرداخت که:

عوامل اجتماعی موثر بر ازدواج زودهنگام دختران شهرستان نقده کدام است؟

ازدواج به ­عنوان یکی از رویدادهای مهم و حیاتی در زندگی روزمره افراد جامعه می‌باشد و از جنبه‌های مختلف می‌توان آن را مورد بررسی قرار داد. یکی از این زوایا سن شروع و به اصطلاح وارد شدن به ازدواج است. ازدواج علاوه بر پاسخگویی به نیازهای جنسیتی و عاطفی فرد، نیازهای اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی او را نیز تنظیم می‌کند و به ­خاطر اهمیت و تاثیری که دارد، به ­عنوان هنجاری پذیرفته شده در تمامی کشورهای دنیا به حساب می‌آید(آزاد ارمکی، 1386: 81).

 از بعد سنی یکی از اشکال ازدواج، ازدواج زودهنگام می‌باشد. آمارها نشان می‌دهد درسطح جهانی، ۳۶ درصد زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج کرده‌اند. سالانه ۱۴ میلیون نوبالغ ۱۵ تا ۱۹ ساله زایمان می‌کنند و دختران زیر ۱۵ سال، ۵ برابر بیش از دختران سن بیست سالگی دستخوش مرگ و میر در طول بارداری یا زایمان می‌شوند. دختران زیر سن ۱۸ سالگی، ۶۰ درصد بیش از دختران بالای ۱۹ سالگی شاهد مرگ و میر نونهالانشان در یک سال اول زندگی‌شان هستند و حتی اگر شانس زنده ماندن داشته ­باشند، بیشتر در معرض بیماری‌های کم­وزنی، کمبود مواد غذایی و دیرکرد در رشد جسمی و شناختی قرار می­گیرند(گیدنز، 1388: 141).

دختران با ازدواج اجباری و زودهنگام، از فرآیند آموزش و تحصیل دور مانده و با فقر آموزشی رو به رو می­شوند و از سوی دیگر به دلیل همین کم­سوادی و دانش اندک، توانایی رویارویی با مسایل خانوادگی را نداشته و در توسعه خانواده و تربیت فرزندان نیز سرمایه مناسبی محسوب نمی‌شوند. بنابراین دختران و زنان بیشترین قربانیان این پدیده هستند. پس از جدایی و طلاق‌های شایع در این طیف و گروه سنی ازدواج­کرده‌ها نیز، به دلیل همان فقر آموزش و مهارت، ادامه زیست برای خانواده‌هایی که این کودکان سرپرستی آن را بر عهده دارند، بسیار مشکل‌آفرین است. از این روست که ازدواج زودهنگام و اجباری سبب‌ساز تحکیم و شیوع فقر و زنانه شدن بیشتر آن­ها می‌شود(رفیع­پور، 1382: 35).

 

ادبیات تحقیق

تحول و دگرگونی خانواده و ازدواج در ایران

خانواده یکی از قدیمی­ترین نهادهای اجتماعی است، که به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران، تاریخی به قدمت حیات انسان دارد. به لحاظ اهمیت و نقشی که این نهاد در سلامت و تداوم حیات جامعه دارد، همواره یکی از موضوعات مورد علاقه و توجه متفکران اجتماعی و تاریخی بوده­است. آن­چه مسلم است، خانواده همچون سایر سازمان­ها و نهادهای تشکیل دهنده جامعه، در طول تاریخ دچار دگرگونی­های عمیق گردیده است. وسعت و اهمیت این تغییرات تا آن­جا است که امروزه بسیاری از جامعه‌شناسان و صاحب­نظران نگران آینده این نهاد بوده و از کاهش اهمیت و حتی زوال آن به ویژه در جوامع پیشرفته سخن می‌گویند(گیدنز، 1383: 121).

تشکیل خانواده و ازدواج در وهله اول ممکن است امری شخصی و خصوصی تلقی شود، اما واقعیت آن است که کمتر حوزه‌ای از حیات انسانی یافت می‌شود که روابط بین فرد و جامعه در آن این چنین تحت انتظام هنجارها قرار گرفته باشد. هر چند افراد ممکن است به هنگام انتخاب همسر و شریک زندگی خود و در واقع تشکیل خانواده احساس کنند که آزادانه دست به انتخاب می‌زنند، اما آن­ها به­طور ناخودآگاه از الگوها و قواعد بسیار دقیق و پیچیده تبعیت می‌کنند، این قواعد و الگوها در طی تاریخ دچار تحولات بسیاری شده‌اند(اعزازی، 1386: 185).

در این قسمت تلاش بر این است تا تحولات و دگرگونی‌هایی که در امر ازدواج در ایران به­وجود آمده است از لحاظ تاریخی و اجتماعی مورد ملاحظه قرار­گیرند.

 به­­طور کلی خانواده ایرانی اشکال مختلفی را به خود دیده است و دچار دگرگونی‌هایی در طول تاریخ گردیده است به ­طوری­ که یکی از متفکران اجتماعی روند این دگرگونی را این­گونه تعریف می‌کند: به طور کلی دگرگونی خانواده ایرانی با ابعاد مختلف آن در نیم قرن اخیر آرام و کند، اما مستمر و قاطع بوده است. از زمان­های دور شکلی از خانواده در جامعه ما وجود داشته که جامعه‌شناسان آن را به اصطلاح کلی "خانواده گسترده" توصیف کرده‌اند. خانواده­ای بر اساس شرایع اسلامی و سنت ‌های ایرانی، خانواده‌ای که مذهب و سنت و شیوه تولید اقتصادی جوامع کشاورزی، مبانی آن را تشکیل می‌داد. این خانواده بر­اساس "پدرتباری" و "پدرمکانی" و اولویت جنس مرد استوار بود و سازمان مرتبی داشت که زیر نظر پدر اداره می­شد. خانواده واحد تولید و مصرف بود و این امر نه تنها در روستاها بلکه در شهرها نیز که مراکز مهم صنایع ‌دستی بودند به چشم می‌خورد. سرای خانوادگی، سنت‌ های متعددی را در خود جای داده و پاسدار سنت‌ ها بوده­است. روابط افراد بر سلسله مراتبی مبتنی بود که همه آن را قبول داشتند. برخورد با تمدن صنعتی غرب و پیامدهای آن، که عبارت است از تغییرات ساخت اقتصادی جامعه، رواج شهرنشینی و دخالت دولت از عوامل عمده تغییر در خانواده ایرانی و به ویژه شکل شهری آن می‌باشد(بهنام، 1383: 136).

خانواده پدرسالار ایرانی دارای کارکردهای متعدد و متنوعی بوده است. از آن­جا که نظام اقتصادی مبتنی بر تولید کشاورزی بود، خانواده واحد تولیدی به شمار می‌رفت و افزایش تعداد افراد خانواده موجب فزونی فعالیت‌های اقتصادی و رفاه ‌اجتماعی می‌شد. بنابراین تدارک خانواده بزرگ و اولاد به لحاظ اقتصادی اهمیت خاصی داشت. سایر کارکردهای خانواده ایرانی عبارت بودند از کارکردهای زاد و ولدی، تربیتی، دینی، تفریحی، حمایت از کودکان، زنان و سالخوردگان، تعیین جایگاه و موقعیت اجتماعی افراد در یک جامعه کاستی و اشرافی، تامین نیازهای عاطفی و شخصی فرد و بالاخره همسرگزینی برای فرزندان به­عنوان یک تکلیف دینی(تیلر، 1388: 86).

به­طور کلی می­توان گفت که تحول خانواده در دوران جدید، با صنعتی شدن اروپای غربی آغاز شد و بر­اساس حقوق اجتماعی تازه که نتیجه انقلاب‌های فکری قرون جدید بود، شکل جدیدی از خانواده پدید آمد. دلایل اصلی تحول خانواده عبارت بودند از: تغییر خصوصیات شکل تولید و بهره‌برداری، تحریک نیروی کار، افزایش فعالیت‌های بخش صنایع و خدمات، بالا رفتن سطح مصرف و استفاده از کالاها و خدمات مصرفی تازه. این دگرگونی موجب شده که مسئولیت‌های جمعی و عمومی جانشین مسئولیت‌های خانوادگی شوند و فرد خود را متعلق به جامعه بداند و خانواده نقش حمایتی خود را از دست بدهد. این تقسیم جدید نقش­ها باعث تغییراتی در شخصیت افراد شد و شکل خانواده جدید را دگرگون کرد(آشفته، 1385: 112).

خانواده ایرانی در هفتاد سال اخیر دگرگونی‌های نسبتاً چشمگیری را از لحاظ ساخت،کارکرد و ارزش‌های فرهنگی تجربه کرده­است. دلایل اصلی این تحولات در ایران عبارت بودند از: آغاز نوسازی لوازم و پیامدهای آن، از جمله تغییر ساخت اقتصادی، رواج شهرنشینی، اشاعه فرهنگی غرب، دخالت دولت در امر خانواده از طریق وضع قوانین در مورد ازدواج و طلاق، مهاجرت روستاییان به شهر و پدید آمدن امکان رشد طبقات متوسط در شهرهای ایران از طریق رشد آموزش عمومی و تخصصی جهت تصدی مشاغل صنعتی و خدماتی. این تحولات موجب شد تا جامعه ایرانی سادگی قدیم خود را از دست بدهد و گروه‌های گوناگونی از لحاظ ساخت و کارکرد پیدا شوند و روابط میان این گروه‌ها نیز پیچیدگی بسیار پیدا کند(تنهایی، 1382: 214).

از نظر اشکال ازدواج نیز خانواده ایرانی در نیم قرن اخیر شاهد سیری از چند زنی به یک زنی بوده است. از دلایل این تحول می­توان به ضرورت تحرک جغرافیایی، اشتغال زنان به فعالیت‌­ های اقتصادی بیرون از خانه، زیاد بودن فرزندان در جامعه غیرکشاورزی، دشواری معیشت خانوادگی و افزایش هزینه‌های زندگی و افزایش توقعات زنان اشاره کرد. اعتقاد به سلسه مراتب، اعتبار و قدرت رییس خانواده، برتری جنس مرد در نقش پدر، برادر و شوهر در جامعه شهری در حال تحول است. به عبارت دیگر خانواده ایرانی فعلاً در حالت انتقال از نظام پدرسالاری به سیستم خانواده مدرن است. این دگرگونی در میان شهرنشینان رایج‌تر از روستاییان است. وجدان اجتماعی اقشار آگاه جامعه، تعدد زوجات را منع می‌کند و برای عامه مردم موانعی جلوی این کار را گرفته است. تهاجم و نفوذ تمدن غرب و تحول اقتصاد کشاورزی به صنعتی به خانواده شهری شکل جدیدی داده است. در مجموع می‌توان گفت ازدواج در ایران بر اثر تحولات ژرفی که در اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این جامعه صورت گرفته مرحله انتقالی را طی می‏کند و مشخصات قبلی آن دستخوش دگرگونی شده­است(هیول، 1388: 152).

ازدواج را می­توان از دیدگاه‌های مختلف مورد مطالعه قرار داد. به همین جهت تعاریف متفاوتی برای ازدواج ارائه شده­است:

ازدواج را گاه رسم و گاه نهاد اجتماعی خوانده‌اند و به پیوند جسمانی و اشتراک در زندگی میان مرد و زن اطلاق می‌شود که به موافقت قانون یا عرف و یا دین حاصل می‌گردد(میشل، 1384: 82).

 کارلسون در اثرش تحت عنوان انطباق‌پذیری و ارتباط در ازدواج، این تعریف را از ازدواج به ­دست می‌دهد: «ازدواج فرایندی است، از کنش متقابل بین دو فرد. یک مرد و یک زن، که برخی شرایط قانونی را تحقق بخشیده‌اند و مراسمی برای برگزاری زناشویی خود برپا داشته‌اند و به­ طور کلی عمل آنان مورد پذیرش قانونی قرار گرفته­است»(تیلر، 1388: 81).

سن شروع پیوند جنسی (ازدواج) در جوامع مختلف، بین زن و مرد کاملاً فرق می‌کند. عوامل موثر در سن ازدواج عبارتند از: سن بلوغ، مقررات دینی و مذهبی، آداب و سنن، فرهنگ جامعه، قوانین و مقررات اجتماعی، وضع اقتصادی، نوع شغل، میزان تحصیلات و جنس فرد. عامل مهم دیگری که در سن ازدواج موثر است، نظام خانواده است. در جوامعی که«نظام خانواده گسترده» شایع است، سن ازدواج معمولاً پایین است. در این نظام که مسئولیت تربیت فرزندان بین همه اعضای خانواده مشترک است، بچه­ها به آسانی مورد قبول قرار می‌گیرند. برعکس در جوامعی که هنجار آن، خانواده هسته‌ای است مسئولیت بزرگ کردن فرزندان عمدتاً بر دوش والدین بوده و ازدواج آن­قدر به تاخیر می‌افتد تا فرد بتواند از عهده این مسئولیت­‌ها برآید.

بنابراین می‌توان گفت که سن ازدواج، از بسیاری از عوامل اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی تبعیت  می­کند. معمولاً در اغلب جامعه‌ها برای مردان و زنان با توجه به شرایط جسمانی، سن بلوغ و موازین عرفی و مذهبی، حداقل سن برای ازدواج تعیین می‌شود که قبل از رسیدن به آن برای هر دو جنس ازدواج قانونی ممنوع است.

هوارد تیلر می‌گوید: با توجه به این­که یکی از عوامل اصلی ازدواج کشش جنسی است، بنابراین عامل بلوغ در آن نقش اساسی دارد و ازدواج در بیشتر موارد پس از سن بلوغ انجام می‌شود. سن متوسط بلوغ برای افراد از کمی بیش از 12 سال تا 17 سال تغییر می‌کند. او در ادامه می‌افزاید: «البته شواهد نشان می‌دهد که نوسان سنی فوق بین جمعیت­های مختلف دارای مبانی وراثتی است، ولی به ­طورکلی سن متوسط بلوغ در برخی از جوامع زودتر فرا می‌رسد و در برخی دیرتر. این نوسان عموماً متناسب با وضع تغذیه و استانداردهای زندگی در ارتباط است»(همان: 81).

البته باید اشاره کرد سن شروع بلوغ همیشه به این مفهوم نیست که زن بلافاصله بعد از آن می‌بایست ازدواج نماید. آلن‌ژیراد می‌نویسد: «آگاهی‌های جمعیت‌شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج بسیار مفید است. می‌دانیم که بیشتر اوقات افراد هنگامی باهم پیوند زناشویی می‌بندند که از لحاظ سنی به هم نزدیک باشند»(ساروخانی، 1385: 52).  

دوبله سی لوگلینل خاطر نشان می‌سازد: «در رژیم قدیم هر چه سطح زندگی پایین‌تر بود سن ازدواج دختر عقب‌تر می‌رفت ولی در سن ازدواج مردان تاثیری نداشت. از طرف دیگر هنگام بحران و کمی محصول، سن ازدواج در طبقات فقیر از دو حال خارج نبود، یا دخترها خیلی زود شوهر می‌کردند و یا اصلاً شوهر نمی‌کردند.» او نتیجه می‌گیرد که وقتی سطح زندگی اقتصادی- اجتماعی پایین بیاید روز­ به ­روز تعداد زن­هایی که از شوهرانشان مسن­تر هستند بیشتر می‌شود(میشل، 1384: 142). 

آشفته تهرانی در مقاله آمارهای زیستی در ایران و جهان می‌نویسد: «هر چه ازدواج بین زنان و مردان در سنین پایین­تر و نزدیک­تر به سن بلوغ صورت­گیرد پیشرسی ازدواج در آن جامعه بیشتر است. در بیشتر کشورهای توسعه‌نیافته زنان کمتر از20سال به زناشویی و فرزندزایی می‌پردازند و حال آن­که در جامعه­های پیشرفته سن زناشویی به ­منظور به تاخیر انداختن باروری حتی به بعد از 35 سالگی نیز می‌رسد(آشفته تهرانی، 1385: 159).

 با توجه به این­که شواهد حاکی از آن است که سن ازدواج افزایش یافته است، ولی هنوز هم در بسیاری از مناطق به­دلایل مختلف، دختران در سنین پایین و غیرقانونی تن به ازدواج می‌دهند. و با توجه به این­که این نوع ازدواج‌ها به­صورت قانونی و ثبت شده نمی‌باشند تا آمار دقیق آن­ها مشخص­گردد ولی متاسفانه آمار این نوع ازدواج‌ها رو به افزایش می­باشد.

 

تئوری کارکرد گرایی دورکیم

 امیل دورکیم­(1916-1858) در کتاب تقسیم کار اجتماعی ضمن اشاره به انتقال انسجام از مکانیکی به ارگانیکی، آثار آن را به ­صورت بروز بی‌هنجاری، اختلال و نابسامانی در روابط، قواعد و ارزش‌های اجتماعی بررسی می‌کند. به عقیده وی با گذر به جامعه ارگانیکی وجدان جمعی ضعیف می‌شود، فردیت افراد رشد می‌یابد و اختلال و نابسامانی در قواعد و ارزش‌ها شایع می‌گردد. به عقیده دورکیم خانواده تحولات عمده‌ای را پشت سر گذاشته است. وی می‌گوید: خانواده گروه طبیعی نیست که به وسیله والدین بنا شده باشد، بلکه نهادی است اجتماعی که عوامل اجتماعی آن را به­وجود آورده‌اند. زیرا قاعده دورکیم به این است که هر عمل اجتماعی را به وسیله یک عامل اجتماعی دیگر تبیین می‌کند. از طرف دیگر، خانواده زن و شوهری که بر­مبنای ازدواج است، انتهای تحولی است که در جریان آن خانواده پدید می­آید. به طوری که ارتباط مستقیم فرد با اجتماع وسعت بیشتری می‌گیرد. این تحول از اولین شکل خانواده که یک گروه سیاسی خانوادگی است آغاز می‌شود و پس از گذشت از مراحل کلانی در خانواده پدر‌سری رم قدیم در خانواده پدری ژرمنی، به خانواده زن و شوهر امروز منتهی می‌شود. خانواده هسته‌ای کوچک‌ترین واحد خانوادگی است هم اسلاف از آن جدا شده‌اند،‌ هم اخلاف در آن به غایت اندک است(آزاد ارمکی، 1386: 231).

 

تئوری نوگرایی آنتونی گیدنز

یکی از مهم­ترین آفت‌های اجتماعی که هر جامعه‌ای را با مشکل جدی مواجه می‌سازد، فقدان اعتماد میان اعضای جامعه یا به اصطلاح بی‌اعتمادی است. گسترش بی‌اعتمادی و دورویی در روابط اجتماعی و گسترش انواع انحرافات اخلاقی در سطح جامعه، به نهاد خانواده و مناسبات انسانی نیز تسری یافته و اساساً کیفیت ارتباط با دیگران را دچار شک و تزلزل کرده­است(گیدنز، 1388: 241).

اگر سایر ویژگی‏های مدرنیسم مانند خردگرایی، فردگرایی، افسون‏زدایی، پوچ‏گرایی و دگرگونی را نیز در نظر بگیریم، در هر کدام از آن­ها نیز می‏توانیم این تحولات را شرح دهیم. اما مساله این است که مدرنیته و ابعاد مختلف آن، بدون واسطه‏های تغییر از جمله شهرنشینی،کاهش نفوذ نظام خویشاوندی، تحرک جغرافیایی، تکنولوژی و تکنولوژی اطلاعات، اشتغال زنان، جنبش حقوق زنان و تنوع‏پذیری نهادهای اجتماعی نمی‏توانستند در خانواده موثر باشند. به بیان دیگر، تغییری که در جامعه مدرن اتفاق افتاده، باعث شده­است برخی از ویژگی‏های ازدواج در جامعه سنتی، مانند نوع انتخاب همسر و دخالت در آن، ازدواج‏های فامیلی، چند زنی، قابلیت فرزندآوری، فاصله سنی زن و مرد، پدیده ازدواج مجدد و ... تغییر­کنند.

 

آبراهام مازلو

مازلو معتقد است که نیازهای انسان دارای یک سلسله مراتب هستند: نیازهای پایین یا دون و نیازهای عالی. یعنی برای انسان‌ها ابتدا نیازهای جسمی (نیاز پایین) مهم هستند. بعد از ارضای نیازهای جسمی نیاز به ایمنی برای انسان مطرح می‌شود و بعد از آن روابط، بعد احترام تا بالاخره در انسان‌هایی که همه نیازهایشان برطرف شده­است، نیاز متعالی به تفکر درباره معنی و محتوا (به خود رسیدن) مطرح          می­شود(رفیع­پور، 1377: 41). بنابراین بر طبق این نظریه نیاز به عزت نفس، تایید، احترام، منزلت و خویشتن­یابی موجب گرایش به پدیده­ای مانند ازدواج در سنین پایین می‌شود.

 

رسانه­های جمعی

 یکی دیگر از نهادهای مهم که نقش موثری در گرایش افراد به ازدواج بازی می­کند، وسایل ارتباط جمعی است که با بخش بزرگی از مردم سر وکار داشته و وظیفه اطلاع­رسانی به آنان را بر عهده دارد. رسانه­ها عقاید، ارزش‌ها و انتظارات افراد را تحت تاثیر قرار می­دهد و ارزش‌ها و سبک زندگی آنان از طریق رسانه­ها ممکن می­شود(بابائی، 1389: 29).

نسل جوان، امروزه در مقایسه با نسل­های گذشته کمتر زیر بار ارزش‌های دیکته شده توسط خانواده می‌رود و به ­طور خلاصه می‌توان گفت امروزه تنها مسجدها و مدرسه­ها و سایر نهادهای اجتماعی جایگزین نقش تربیتی فرزندان نشده­اند، بلکه رسانه نیز نقش مهمی در این میان دارد و فرزندان  الگوهای رفتاری خود را در بسیاری موارد از رسانه اخذ می­کنند(خسروی، 1389: 50).

جامعه شبکه­ای به­ عنوان یک پدیده نوظهور هم دارای آثار مثبت و هم دارای آثار منفی بر هویت دینی و اجتماعی است. از جمله آثار مثبت آن می­توان به افزایش منابع هویتی و آزادی عمل افراد برای کسب منابع مورد نیاز، رهایی افراد از چنگال ایدئولوژی­های هویت­ساز خاص، فراهم آمدن واقعیت به گونه­ای مجازی، دسترسی آسان به اطلاعات و منابع معرفتی و فقدان موانع در این راستا اشاره کرد. از سوی دیگر به آثار منفی چنین پدیده­ای نیز همانند تکه پاره گشتن سریع جوامع، دگرگونی منابع فرهنگی، به چالش کشیدن هویت­های اصیل و سنتی، رواج هویت­های سیال و ناپایدار و ... اشاره کرد(همان: 60).

 

هدف کلی

تعیین عوامل اجتماعی مرتبط بر ازدواج زودرس در شهرستان نقده.

 

اهداف اختصاصی

-                    تعیین تفاوت بین میزان تحصیلات و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده.

-                   تعیین رابطه بین استفاده از رسانه‌های جمعی و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده.

-                   تعیین تفاوت بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده.

-                   تعیین رابطه بین سنتی بودن آداب و رفتارها و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده.

-                   تعیین رابطه بین سهل‌گیری انتخاب همسر از سوی خانواده عروس و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده.

-                    تعیین تفاوت بین محل زندگی خانواده و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده.

-                   تعیین رابطه بین میزان احساس امنیت زنان و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده.

-                    تعیین رابطه بین میزان بی‌اعتمادی نسبت به زنان و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده.

 

ابزار و روش تحقیق

در این مطالعه از تکنیک فیش­برداری برای جمع­آوری اطلاعات اسنادی استفاده­ شد و با استفاده از اطلاعات اسنادی ابعاد مفهومی و نظری موضوع مورد بررسی قرار گرفت. و با به کارگیری روش پیمایشی، چگونگی توزیع و روابط بین متغیرهای ملاک (وابسته) و پیش­بین (مستقل) تحقیق در جامعه مورد مطالعه، بررسی شد. به­عبارت دیگر این تحقیق از نظرکنترل شرایط پژوهشی یک تحقیق پیمایشی است، که ازنظر زمانی به­صورت مقطعی انجام شده است. در این تحقیق برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه استفاده شد.

جامعه آماری تحقیق حاضر را زنان متاهل زیر 29 سال شهرستان نقده تشکیل می‌دهند که در سال 1392 ازدواج کرده­اند که بر­اساس آخرین آمار ثبت احوال شهرستان نقده در سال1392 تعدادآن­ها 1225 نفر می­باشند(اداره ثبت احوال شهرستان نقده). حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران 292 نفر است.

 در این تحقیق برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد، که به دو صورت پرسش باز و پرسش­های بسته می‌باشد، که برای سنجش پرسش­ها، از ارائه گویههایی به شکل طیف لیکرت استفاده شد.

 برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم­افزار spss استفاده شد. از پارامترهای آمار توصیفی مثل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، ضریب کجی برای توصیف داده‌ها استفاده شد و برای سنجش معناداری رابطه بین دو متغیر از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس و آزمون تی­تست استفاده شد.

 

پایایی و روایی پرسشنامه      

 پایایی و روایی مقیاس، با استفاده از روش آلفای کرونباخ و اعتبار محتوا سنجیده شد. جدول زیر میزان آلفای کرونباخ متغیرهای تحقیق را نشان می­دهد.

 

 

جدول شماره (1):  میزان پایایی متغیرهای تحقیق

متغیرها

میزان آلفای کرونباخ

سن ازدواج

83/0

رسانه اجتماعی

72/0

امنیت اجتماعی

69/0

بی­اعتمادی

69/0

جمع کل

73/0

 

یافته­های استنباطی

آزمون فرضیه 1: بین میزان تحصیلات و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده تفاوت وجود­دارد.

 

جدول شماره (2): آزمون تحلیل واریانس یک طرفه بین میزان تحصیلات و سن ازدواج افراد

متغیر

سن ازدواج

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معنی­دار

میزان تحصیلات

بین گروه­ها

654/238

6

776/396

311/8

000/0

درون گروه­ها

675 /2340

286

213/8

 

 

کل

329/4721

292

 

 

 

 

باتوجه به سطح معنی­داری (000/0) که­ کوچکتر از (05/0) می­باشد،  بین سن ازدواج و میزان تحصیلات افراد مورد مطالعه، تفاوت معنی­داری وجود­ دارد؛ بدین معنی که بین میزان تحصیلات (خواندن و نوشتن، ابتدایی، راهنمایی، دیپلم، فوق­دیپلم، لیسانس و فوق­لیسانس) و سن ازدواج تفاوت وجود­دارد. مطابق جدول، کمترین تفاوت میانگین در بین تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و بیشترین آن در بین تحصیلات فوق­لیسانس و خواندن و نوشتن می­باشد. هم­چنین با احتمال 95 درصد (معنی‌داری)، وجود این رابطه تایید شده است.

پس­ از انجام تحلیل واریانس­ رد فرضیه صفر بدان­ معناست که بین میانگین­ها (دست­کم بین دو میانگین) تفاوت معنی­داری وجود­ دارد، اما معلوم نیست که تفاوت واقعی درکجاست. برای مشخص شدن این تفاوت یکی ازقدیمی­ترین آزمون­هایی­که برای مقایسه­های پس ازتجربه به کار می­رود روش کمترین تفاوت معنی­دار فیشر (L.S.D)[2] است.

آزمون فرضیه 2: بین میزان استفاده از رسانه­های جمعی و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده رابطه وجود ­دارد.

 

 

 

 

جدول شماره (3): ضریب همبستگی پیرسون بین سن ازدواج و میزان استفاده از رسانه­های جمعی

میزان استفاده از رسانه­های جمعی

سن ازدواج

 

 

140/0

1

میزان همبستگی

 

017/0

 

درجه معنا داری

سن ازدواج

292

292

N

 

1

*140/0

میزان همبستگی

 

 

017/0

درجه معنا داری

میزان استفاده از رسانه­های جمعی

292

292

N

 

 

همان­طورکه در جدول ملاحظه­می­شود، با توجه به سطح معنی­داری (017/0)  که کوچکتر از (05/0) می‌باشد، که با احتمال 95 درصد (معنی­داری)، وجود این رابطه تایید شده است. بنابراین بین میزان استفاده از رسانه‌های جمعی و سن ازدواج دختران رابطه مثبت و معنی‌داری وجود­دارد؛ بدین­معنی هر چقدر میزان استفاده از رسانه‌های جمعی بیشتر باشد سن ازدواج نیز بالاتر می‌رود.

آزمون فرضیه 3: بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده تفاوت وجود­دارد.

 

جدول شماره (4): آزمون تحلیل واریانس یک طرفه بین نوع  پایگاه اجتماعی و اقتصادی و سن ازدواج افراد

متغیر

سن ازدواج

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

طبقات

بالا

متوسط

پایین

میانگین سن ازدواج

پایگاه

بین گروه­ها

625/200

2

313/100

413/0

002/0

92/20

11/8

8/16

اجتماعی

درون گروه­ها

704/4520

290

643/15

 

 

 

 

 

اقتصادی

کل

329/4721

292

 

 

 

 

 

 

 

همان­طور که در جدول ملاحظه می­شود، با توجه به سطح معنی­داری (002/0) که کوچکتر از (05/0) می­باشد، بنابراین با احتمال 95 درصد، وجود این رابطه تایید شده است. بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی و سن ازدواج دختران تفاوت معنی­داری وجود ­دارد؛ بدین ­معنی که بین طبقات اقتصادی و اجتماعی (پایین، متوسط، بالا) و سن ازدواج تفاوت وجود ­دارد.

جدول بیانگر این است که کمترین تفاوت معنی­داری میانگین بین دو طبقه بالا و متوسط به مقدار       (81040/2T=) و بیشترین آن بین دو طبقه پایین و بالا به مقدار (07459/4-T=) می­باشد. و همه طبقات بالا، متوسط و پایین در بررسی دو به دو با یکدیگر تفاوت معنی­داری باهم دارند. 

آزمون فرضیه 4: بین میزان سنتی بودن آداب و رفتارها و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده رابطه وجود­ دارد.

 

جدول شماره (5): ضریب همبستگی پیرسون بین سن ازدواج و میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده­ها

میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده­ها

سن ازدواج

 

 

254/0-

1

میزان همبستگی

 

000/0

 

درجه معناداری

سن ازدواج

292

292

N

 

1

**254/0

میزان همبستگی

 

 

000/0

درجه معناداری

میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده­ها

292

292

N

 

 

 همان­طور که در جدول ملاحظه می­شود، با توجه به سطح معنی­داری (000/0)  که کوچکتر از (05/0) می­باشد، بنابراین با احتمال 95 درصد (معنی­داری)، وجود این رابطه تایید شده است، بدین­معنی که بین میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده­ها و سن ازدواج دختران، رابطه معکوس و معنی­داری وجود دارد؛ یعنی این که هر چقدر آداب و رسوم خانواده­ها سنتی­تر باشد، سن ازدواج نیز پایین­تر می­آید.                              آزمون فرضیه 5: بین میزان سهل­گیری انتخاب همسر از سوی خانواده دختر و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده رابطه وجود دارد.

 

جدول شماره (6): ضریب همبستگی پیرسون بین سن ازدواج و میزان سهل­گیری ازدواج از سوی خانواده­ها

میزان سهل­گیری ازدواج از سوی خانواده­ها

سن ازدواج

 

 

313/0-**

1

میزان همبستگی

 

000/0

 

درجه معنا­داری

سن ازدواج

292

292

N

 

1

**313/0-

میزان همبستگی

 

 

000/0

درجه معنا­داری

میزان سهل­گیری ازدواج از سوی خانواده دختر

 

292

292

N

 

 

همان­طور که در جدول ملاحظه می­شود، با توجه به سطح معنی­داری (000/0) که کوچکتر از (05/0)  می­باشد با احتمال 95درصد معنی­­داری، وجود این رابطه تایید شده است. بنابراین بین میزان سهل­گیری ازدواج از سوی خانواده دختر و سن ازدواج دختران رابطه معکوس و معنی­داری وجود دارد؛ بدین­­معنی که هر چه میزان سهل­گیری ازدواج از سوی خانواده دختر کمتر باشد سن ازدواج پایین­تر می­آید.

آزمون فرضیه 6: بین محل زندگی خانواده و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده تفاوت وجود دارد.

 

جدول شماره (7):   مقایسه سن ازدواج  بر اساس محل زندگی (شهر و روستا)

 

تفاوت میانگین­ها

T

Df

معنی­داری

شهر

روستا

میانگین

میانگین

با فرض برابری واریانس­ها

60658/1

207/3

290

001/0

45/18

84/16

با فرض نابرابری واریانس­ها

60658/1

3/289

976/184

001/0

همان­طور که در جدول ملاحظه می­شود، با توجه به سطح معنی­داری (001/0) که کوچکتر از (05/0)   می­باشد با احتمال 95 درصد (معنی داری)، وجود این تفاوت تایید شده­است بدین­ معنی که بین محل زندگی و سن ازدواج دختران، تفاوت معنی­داری وجود دارد. به­عبارت دیگر سن ازدواج در شهر و روستا متفاوت است.

آزمون فرضیه 7: بین میزان احساس امنیت زنان و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده رابطه وجود­ دارد.

جدول شماره (8):  ضریب همبستگی پیرسون بین سن ازدواج و میزان احساس امنیت زنان

میزان احساس امنیت زنان

سن ازدواج

 

 

 

466/0 **

1

میزان همبستگی

 

 

000/0

 

درجه معنا­داری

سن ازدواج

 

292

292

N

 

 

1

**466/0

میزان همبستگی

 

 

 

000/0

درجه معنا­داری

میزان احساس امنیت زنان

292

292

N

 

 

 

همان­طور که در جدول ملاحظه می­شود، با توجه به سطح معنی‌داری (000/0) که کوچکتر از (05/0)  می­باشد که با احتمال 95 درصد (معنی­داری)، وجود این رابطه تایید شده ­است. بنابراین بین میزان احساس امنیت زنان، و سن ازدواج دختران رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد، بدین­معنی که هر چقدر میزان احساس امنیت زنان بیشتر می­شود سن ازدواج آن­ها نیز بالاتر می­­رود.

آزمون فرضیه 8: بین میزان بی‌اعتمادی نسبت به زنان و سن ازدواج در میان دختران شهرستان نقده رابطه وجود ­دارد.

جدول شماره (9): ضریب همبستگی پیرسون بین سن ازدواج و میزان بی‌اعتمادی نسبت به زنان

میزان بی‌اعتمادی نسبت به زنان

سن ازدواج

 

 

244/0- **

1

میزان همبستگی

 

000/0

 

درجه معناداری

سن ازدواج

292

292

N

 

1

**244/0-

میزان همبستگی

 

 

000/0

درجه معناداری

میزان بی‌اعتمادی نسبت به زنان

 

292

292

N

 

 

همان­طور که در جدول ملاحظه می­شود، با توجه به سطح معنی­داری (000/0) که کوچکتر از (05/0)  می­باشد که با احتمال 95 درصد (معنی­داری)، وجود این رابطه تایید شده ­است.

بنابراین بین میزان بی‌اعتمادی نسبت به زنان و سن ازدواج دختران رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد؛ بدین­ معنی که هر چقدر میزان بی­اعتمادی به زنان بیشتر باشد، سن ازدواج دختران پایین‌تر می­آید.

 

بحث و نتیجه­گیری

 با توجه به نتایج آماری به ­دست آمده از تجزیه و تحلیل یافته‌ها از نظر تئوری می‌توان چنین بحث و نتیجه‌گیری کرد که کمترین تفاوت سن ازدواج در مقاطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی و بیشترین تفاوت مربوط به مقاطع تحصیلی فوق‌لیسانس و خواندن نوشتن می‌باشد. نتایج تجزیه و تحلیل حاصل از داده‌ها، از نظر تئوریک با تحقیقات مصطفوی(1391) و مردای(1390) همسو می‌باشد. بین میزان استفاده از رسانه‌های جمعی ازدواج و سن ازدواج دختران رابطه مثبت و معنی‌داری وجود­دارد. این را یافته‌های حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد، که رسانه­های جمعی از جمله ماهواره­ها سیلی از اطلاعات را به درون خانه می­آورد، ولی باید گفت که بسیاری از این اطلاعات کاملاً گزینش شده و انحرافی       می­باشند، که سبب منحرف شدن جوانان و کاهش گرایش‌های دینی آن­ها و رغبت به سوی تهاجم فرهنگی و گرایش به لغزش­های اخلاقی و اجتماعی آنان می­گردد. و ازدواج در سنین پایین بسیار پایین شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی و سن ازدواج  دختران تفاوت معنی‌دار وجود ­دارد. بدین‌ معنی که با توجه به پایگاه اقتصادی و اجتماعی سن ازدواج افراد متفاوت است. بر طبق آزمون کمترین تفاوت میانگین بین دو طبقه بالا و متوسط و بیشترین آن بین دو طبقه پایین و بالا می‌باشد. به عقیده کارلسون وضعیت اقتصادی افراد یکی از عوامل موثر بر سن ازدواج افراد می‌باشد. با توجه به نظریه کارکردگرایی ساختاری پارسنز در مورد فرآیند هسته­ای شدن خانواده به اهمیت شغل پرداخته و بر­اساس متغیرهای الگویی خویش اهمیت آن را ناشی از ماهیت نظام تقسیم‌کار در جوامع صنعتی جدید می­داند. به نظر وی از اثرات پیچیدگی نظام این است که از شغل یک رکن اصلی پایگاه اجتماعی می‌سازد. نتایج این فرضیه با تحقیق معبودیان(1390) و مرادی(1390) همسو می‌باشد. با توجه به ضریب همبستگی (254/0-) سطح معنی­داری (000/0) بین میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده‌ها و سن ازدواج می‌توان این­گونه نتیجه‌گیری کرد که هر چه میزان سنتی بودن آداب و رفتار خانواده­ها بیشتر باشد، سن ازدواج  نیز پایین­تر می­آید. البته با توجه به نظریه پارسونزنظام اجتماعی، به­ عنوان نظام اجتماعی کل و تقسیمات جزئی آن در خرده نظام‌های اندام واره، شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی و تعیین وظایف و کارکردهای هر کدام از این خرده نظام‌ها، 5 سنخ (الگوی شخصیتی) را بیرون می­کشد، که به متغیرهای الگویی مشهورند. این متغیرها به صورت دوتایی در تقابل با یکدیگر قرار    می­گیرند و هر یک از عناصر این جفت­ها معرف گرایشات شخصیتی افراد در جامعه است. سنتی بودن آداب و رفتارها، سن ازدواج را تحت تاثیر متغیرهای الگویی قرار می­دهد. کارلسون، آداب و سنن افراد جامعه را یکی از عوامل موثر بر سن ازدواج بیان می­کند. با توجه به سطح معنی­داری (000/0) و مقدار همبستگی (313/0-) بین میزان سهل­گیری ازدواج از سوی خانواده دختر و سن ازدواج این­گونه نتیجه‌گیری می‌شود که هر چه میزان سهل‌گیری از سوی خانواده دختر بیشتر باشد، سن ازدواج پایین‌تر می­آید و بالعکس بر­اساس دیدگاه مرتن می‌توان اذعان کرد که پدیده اجتماعی ازدواج به ­عنوان یکی از اهداف تعیین­شده جامعه با راه‌ها و وسایل مورد نیاز در جهت رسیدن به آن هماهنگ نیست. بین شهر و روستا و سن ازدواج تفاوت وجود­دارد. به عبارتی متغیر نوع محل زندگی بر سن ازدواج دختران تاثیر دارد. بنابراین سن ازدواج در شهر بیشتر از روستاها می­باشد. نتیجه به ­دست آمده با توجه به سطح معنی‌داری (001/0) و کمتر بودن از (05/0) بین محل زندگی و سن ازدواج می‌توان این گونه نتیجه گرفت که نتایج آماری به­ دست آمده از تجزیه و تحلیل با تحقیقات مرادی(1390) و مسعودی بلادی(1387) همسو   می­باشد. با توجه به سطح معنی­داری (000/0) و مقدار همبستگی (244/-) بین میزان بی­اعتمادی اجتماعی و سن ازدواج دختران نتیجه می‌گیریم که هر چه میزان بی­اعتمادی اجتماعی از طرف خانواده به دختران بیشتر می­شود، سن ازدواج دختران پایین­تر می­آید. و بالعکس هرچه ازدواج در سنین بالاتر صورت بگیرد، میزان اعتماد خانواده به دختران بیشتر و به­­­عبارتی بی­اعتمادی به دختران کمتر می­شود. با توجه به تئوری نوگرایی آنتونی گیدنز یکی از مهم­ترین آفت­های اجتماعی که هر جامعه­ای را با مشکل جدی مواجه می­سازد، فقدان اعتماد میان اعضای جامعه یا به اصطلاح بی­اعتمادی است. گسترش بی‌اعتمادی و دورویی در روابط اجتماعی و گسترش انواع انحرافات اخلاقی در سطح جامعه به نهاد خانواده و مناسبات انسانی نیز تسری یافته و اساساً کیفیت ارتباط با دیگران را دچار شک و تزلزل کرده است. بنابراین با توجه به سطح معنی­داری (000/0) و مقدار همبستگی (466/0) می­توان نتیجه‌گیری کرد که هر چه میزان امنیت اجتماعی زنان بیشتر باشد، سن ازدواج نیز بالاتر می­آید.

 

پیشنهادها

- بیان مستدل و منطقی علل، پیامدها و اثرات مثبت و منفی سن ازدواج و راهکارهای تعدیل آن، از طریق ایجاد برنامه­های تجزیه و تحلیل و نقد مسائل اجتماعی جوانان با حضور متخصصان و مشارکت جوانانی که دارای دیدگاه‌ها و عقاید فکری مختلف هستند.

 - آگاه‌سازی و بیان ریشه‌ها و معانی ذاتی ازدواج با توجه به عدم آگاهی برخی از افراد از معانی و ریشه‌های ازدواج.

 - تولید و ساخت فیلم‌ها، سریال‌ها و مستندهای آگاهی دهنده به افراد، درمورد اثرات و پیامدهای ازدواج زودرس.

- تولید و ساخت برنامه‌هایی با محتوای چگونگی ایجاد خانواده سالم، نقش و ویژگی‌های آن، به­ منظور حذف اثرات نامطلوب ازدواج زودرس.

 - نظرسنجی از قشرهای مختلف جوان، در گروه­های سنی مختلف، جهت ارزیابی برنامه­های فعلی رسانه‌ها و بکارگیری پیشنهادهای آنان برای ایجاد برنامه‌های متنوع و جذاب در زمینه‌های مختلف، با هدف کاهش توجه به برنامه‌های ماهواره‌ای.

 

پیشنهادهای پژوهشی

انجام مطالعات تطبیقی برای بررسی مسائل اجتماعی از جمله سن ازدواج؛ زیرا همان‌طور که گفته شد مسائل اجتماعی مختلف از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مختلف نشات می‌گیرند، بنابراین برای به­ دست آوردن نتایج مکمل و صریح، انجام مطالعه تطبیقی مانند بررسی یک مساله اجتماعی در دو شهر مختلف، می­تواند، بسیار موثر باشد.

 

منابع

آبدخت، ح. (1389). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بیندختران شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد. دانشگاه علامه طباطبائی.

آزاد ارمکی، ت. (1386). جامعه­شناسی خانواده ایرانی. تهران: انتشارات سمت.

آشفته تهرانی، ا. (1385). آمارهای زیستی در ایران و جهان. فصلنامه جمعیت. سازمان ثبت احوال. شماره 15و16. 

آندره، م. (1384): جامعه­شناسی خانواده و ازدواج. ترجمه: ف، اردلان. تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

احمدی، ع. (1384). بررسی تاثیر ازدواج زودهنگام بر ترک تحصیل زنان نوجوان در ایران با رویکرد چند سطحی.تهران: انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش­های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه.

اعزازی، ش. (1386). جامعه­شناسی خانواده با تاکید بر نقش، ساختار و کارکردخانواده در دوران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

 بابائی، م. (1389). جامعه­شناسی خانواده و ازدواج. ترجمه: ف، اردلان. تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

 بهنام، ج؛ و دیگری. (1383). مقدمه­­ای بر جامعه­شناسی ایران. تهران: انتشارات خوارزمی.

 تنهایی، ح. (1382). جامعه­شناسی نظری. تهران: انتشارات بهمن برنا.

 تیلر، ه. (1388). باروری و جمعیت. ترجمه: ز، پور­انصاری. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

خسروی، س. (1389). بررسی میزان دینداری دانش­آموزان دوره متوسطه شهرستان پاوه و عوامل مرتبط با آن. پایان­نامه کارشناسی­ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی تهران.

رفیع‌پور، ف. (1377). سنجش گرایش روستاییان نسبت به جهادسازندگی. تهران: وزارت جهاد سازندگی.

 ساروخانی، ب. (1385). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده.تهران: انتشارات سروش.

صدیق اورعی، غ. (1386). مسائل اجتماعی جوانان.مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی.

گود، و. (1382). خانواده و جامعه. ترجمه: و، ناصحی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

گیدنز، آ. (1388). پیامدهای مدرنیت. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز.

گیدنز، آ. (1383). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

موسوی بلادی، ص. (1387). بررسی تحول ازدواج در ایران. فصلنامه جمعیت. سازمان ثبت احوال تهران. شماره27 و 28.

 هیول، م. (1388). بررسی علل افزایش سن ازدواج.  ویژه­نامه علمیاستانداری مازندران.

سایت­ها و نهادهای اداری.

 اداره ثبت احوال شهرستان نقده.

UNFPA. (2006). Ending Child Marriage: A Guide For Global Action, International Planned Parenthood Federation and the Forum on Marriage and the Rights of Women and Girls, London.

Singh S. R. Samara. (2009). “Early marriage Among Women in Developing Countries”, International Family Planning Perspectives. 22 (4): 148-175.

 

 



1. کارشناسی­ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.                    E-mail: ebrahimi_Habibe@yahoo.com

2. استادیار گروه علوم­اجتماعی دانشگاه پیام نور.                                                                E-mail: sfakhraei@pnu.ac.ir

 

1.Fisher Least Significant Difference

 

آبدخت، ح. (1389). بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بیندختران شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی­ارشد. دانشگاه علامه طباطبائی.

آزاد ارمکی، ت. (1386). جامعه­شناسی خانواده ایرانی. تهران: انتشارات سمت.

آشفته تهرانی، ا. (1385). آمارهای زیستی در ایران و جهان. فصلنامه جمعیت. سازمان ثبت احوال. شماره 15و16. 

آندره، م. (1384): جامعه­شناسی خانواده و ازدواج. ترجمه: ف، اردلان. تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

احمدی، ع. (1384). بررسی تاثیر ازدواج زودهنگام بر ترک تحصیل زنان نوجوان در ایران با رویکرد چند سطحی.تهران: انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش­های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه.

اعزازی، ش. (1386). جامعه­شناسی خانواده با تاکید بر نقش، ساختار و کارکردخانواده در دوران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

 بابائی، م. (1389). جامعه­شناسی خانواده و ازدواج. ترجمه: ف، اردلان. تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

 بهنام، ج؛ و دیگری. (1383). مقدمه­­ای بر جامعه­شناسی ایران. تهران: انتشارات خوارزمی.

 تنهایی، ح. (1382). جامعه­شناسی نظری. تهران: انتشارات بهمن برنا.

 تیلر، ه. (1388). باروری و جمعیت. ترجمه: ز، پور­انصاری. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

خسروی، س. (1389). بررسی میزان دینداری دانش­آموزان دوره متوسطه شهرستان پاوه و عوامل مرتبط با آن. پایان­نامه کارشناسی­ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی تهران.

رفیع‌پور، ف. (1377). سنجش گرایش روستاییان نسبت به جهادسازندگی. تهران: وزارت جهاد سازندگی.

 ساروخانی، ب. (1385). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده.تهران: انتشارات سروش.

صدیق اورعی، غ. (1386). مسائل اجتماعی جوانان.مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی.

گود، و. (1382). خانواده و جامعه. ترجمه: و، ناصحی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

گیدنز، آ. (1388). پیامدهای مدرنیت. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز.

گیدنز، آ. (1383). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

موسوی بلادی، ص. (1387). بررسی تحول ازدواج در ایران. فصلنامه جمعیت. سازمان ثبت احوال تهران. شماره27 و 28.

 هیول، م. (1388). بررسی علل افزایش سن ازدواج.  ویژه­نامه علمیاستانداری مازندران.

سایت­ها و نهادهای اداری.

 اداره ثبت احوال شهرستان نقده.

UNFPA. (2006). Ending Child Marriage: A Guide For Global Action, International Planned Parenthood Federation and the Forum on Marriage and the Rights of Women and Girls, London.

Singh S. R. Samara. (2009). “Early marriage Among Women in Developing Countries”, International Family Planning Perspectives. 22 (4): 148-175.