بررسی مقایسه‌ای سبک زندگی مصرفی در میان دو گروه زنان شاغل و زنان خانه‌دار در شهر میانه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

 سبک زندگی یکی از مهم‌ترین پدیده­های مورد بررسی در حال حاضر بوده که اشاره به مجموعه رفتارها، الگوها، طرز فکر و اندیشه افراد یا گروه‌ها در زندگی روزمره داردکه این عوامل موجب تمایز افراد و گروه‌ها می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه‌ای سبک زندگی مصرفی زنان شاغل و زنان خانه­دار در شهر میانه می­باشد. بررسی موارد پیشرو، با تکیه‌بر نظریات بوردیو، زیمل و وبر صورت گرفت. جامعه تحقیق شامل زنان شاغل و غیر شاغل شهر میانه می­باشد که کلیه زنان متأهل و سرپرست خانواده را در برمی­گیرد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر به دست آمد. روش نمونه‌گیری، به شیوه‌ طبقه‌ای تصادفی بوده­ است­که بدین منظور ابتدا زنان شاغل را از زنان غیرشاغل جدا کرده و سپس از میان هرکدام از گروه‌ها 200 نفر به شکل تصادفی انتخاب­گردید. روش تحقیق به‌صورت پیمایشی بوده­است. ابزار سنجش متغیرها، پرسشنامه سبک زندگی محقق ساخته ­بود که در تدوین آن از نظریه‌های جامعه­شناسان و مؤلفه‌های مورد استفاده سایر محققان درتحقیقات خود بهره­گرفتیم. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار spss صورت گرفت. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که سبک زندگی مصرفی زنان شاغل با زنان خانه­دار تفاوت معناداری دارد. بدین ­نحوکه میانگین مؤلفه­های سبک زندگی (مدیریت بدن، الگوی خرید لباس، الگوی تغذیه­ای، انتخاب محل سکونت) زنان شاغل بیشتر از زنان خانه­دار می­باشد البته در رابطه با مؤلفه فعالیت ­فراغتی، میانگین زنان خانه­دار بیشتر از زنان شاغل می­باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The comparative study of consuming lifestyle between employed and housewives in Miyaneh

نویسندگان [English]

  • Morsal Shokri 1
  • Mohammad Abbaszadeh 2
چکیده [English]

Lifestyle is one of the most important phenomena in present investigations that mentions the collections of behaviors, patterns and people or groups’ way of thinking in life. These reasons cause the difference between people and groups. The purpose of this study is the comparison of consuming life style between employed and housewives in Miyaneh. These investigations were done on the basis of Bourdieu, Weber and Zimeal Ideas. The method of research was survey and the population includes all employed women and housewives in Miyaneh, consisting of all married and family heads. The sample was 400 women using Cochran formula. The method of sampling is random selection in which first, employed women were separated from housewives, and then 200 women were selected randomly from each group. To gather the data a researcher-made questionnaire was used and the data analysis was conducted by SPSS.
The results show that there is a significant difference between consuming lifestyle of employed women and housewives in a way that the employed women’s average of lifestyle components (body management, the pattern of buying clothes, nutrition pattern, selection place of residence) is higher than that of housewives. But in relation to leisure activities, housewives’ average is higher than employed women.  

کلیدواژه‌ها [English]

  • consuming lifestyle
  • employed women
  • housewives

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال پنجم، شماره نوزدهم، تابستان 1392

ص ص 70-57

 

 

 

 

 

بررسی مقایسه­ای سبک زندگی مصرفی در میان دو گروه
زنان شاغل و زنان خانه­دار در شهر میانه

مرسل شکری[1]

دکتر محمد عباس­زاده[2]

تاریخ دریافت مقاله:30/11/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/2/1394

چکیده

 سبک زندگی یکی از مهم‌ترین پدیده­های مورد بررسی در حال حاضر بوده که اشاره به مجموعه رفتارها، الگوها، طرز فکر و اندیشه افراد یا گروه‌ها در زندگی روزمره داردکه این عوامل موجب تمایز افراد و گروه‌ها می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه‌ای سبک زندگی مصرفی زنان شاغل و زنان خانه­دار در شهر میانه می­باشد. بررسی موارد پیشرو، با تکیه‌بر نظریات بوردیو، زیمل و وبر صورت گرفت. جامعه تحقیق شامل زنان شاغل و غیر شاغل شهر میانه می­باشد که کلیه زنان متأهل و سرپرست خانواده را در برمی­گیرد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر به دست آمد. روش نمونه‌گیری، به شیوه‌ طبقه‌ای تصادفی بوده­ است­که بدین منظور ابتدا زنان شاغل را از زنان غیرشاغل جدا کرده و سپس از میان هرکدام از گروه‌ها 200 نفر به شکل تصادفی انتخاب­گردید. روش تحقیق به‌صورت پیمایشی بوده­است. ابزار سنجش متغیرها، پرسشنامه سبک زندگی محقق ساخته ­بود که در تدوین آن از نظریه‌های جامعه­شناسان و مؤلفه‌های مورد استفاده سایر محققان درتحقیقات خود بهره­گرفتیم. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار spss صورت گرفت. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که سبک زندگی مصرفی زنان شاغل با زنان خانه­دار تفاوت معناداری دارد. بدین ­نحوکه میانگین مؤلفه­های سبک زندگی (مدیریت بدن، الگوی خرید لباس، الگوی تغذیه­ای، انتخاب محل سکونت) زنان شاغل بیشتر از زنان خانه­دار می­باشد البته در رابطه با مؤلفه فعالیت ­فراغتی، میانگین زنان خانه­دار بیشتر از زنان شاغل می­باشد.

واژگان کلیدی: سبک زندگی مصرفی، زنان شاغل، زنان­خانه­دار.

 

 

مقدمه

یکی از مهم­ترین مفاهیمی که امروزه زیاد بدان توجه می شود، واژه«سبک زندگی» است. این مفهوم را نباید بافرهنگ اشتباه گرفت. چرا که فرهنگ مفهومی عام­تر است، حال آن­که سبک زندگی درواقع زیر شاخه فرهنگ است. شاید بتوان گفت که فرهنگ جمع کل سبک‌های زندگی در جامعه است؛ یعنی جمع ارزش‌ها، طرز تلقی‌ها، رسوم و ... .  سبک زندگی مجموعه اعمال و طرز تلقی‌هایی هستند که در پهنه خاصی معنی می‌دهد. سبک‌های زندگی در زندگی روزمره مردم است تا پیچیدگی‌های وسیع‌تر هویت وابستگی را نشان دهد. پس به ‌طور متمایز و مشخص، شکل مدرن موقعیت گروه‌بندی‌هاست. سبک زندگی برسازمان اجتماعی مصرف بنا نهاده شده است نه سازمان اجتماعی تولیدکه گفته می‌شود براساس ساخت طبقاتی است. پس به‌ طور خلاصه شواهد و قرائن نشان می‌دهد که اهمیت فزاینده سبک زندگی از ارزیابی مجدد فرهنگ ما صورت می‌گیردکه این مسئله جدای از ارزش پولی اشیاست، بلکه این ارزیابی مجدد معطوف به ارزش فرهنگی و اجتماعی اشیاست(فاضلی، 1385: 24).

سبک زندگی مجموعه‌ای نسبتاً هماهنگ از همه رفتارها و فعالیت‌های یک فرد معین و حالت‌ها و سلیقه­ها، مانند طرز لباس پوشیدن و طرز آرایش زنانه، چیدمان منزل و نحوه گذران اوقات فراغت و غیره در جریان روزمره زندگی هست(گیدنز، 1378: 121). طیف رفتاری که اصل انسجام بخش ‌بر آن حاکم است و عرصه‌ای از زندگی را تحت پوشش دارد و در میان گروهی از افراد جامعه قابل‌مشاهده است، الزاماً برای همه قابل‌تشخیص نیست، اگرچه محققان اجتماعی میان آن و بقیه طیف رفتارهای افراد جامعه تمایز قائل می‌شوند. البته سبک‌های زندگی می‌توانند تشخیص­پذیر یا اساساً به‌ قصد ایجاد تشخیص سامان داده شوند. در نهایت این­که سبک زندگی زائیده انتخاب‌های مردم در میان محدودیت‌های ساختاری‌شان است. محقق اجتماعی به هنگام بررسی زندگی متوجه است که انتخابگری افراد را در میان همه محدودیت‌ها بیازماید(فاضلی، 1382: 83).

ظهور جامعه مصرفی به‌ واسطه فزونی کالاهای مادی ازیک ‌سو، دموکرانیزه شدن مصرف و عمومیت یافتن آن از سوی دیگر، به انتخابی شدن زندگی روزمره می‌انجامد و همین امر نشان‌دهنده‌ اهمیت روزافزون سبک زندگی در جامعه معاصر هست. سبک زندگی نتیجه همه گزینش‌ها، ترجیح ها و رفتارهایی است که فرد در ارتباط با کالاهای مادی و فرهنگی و منزلتی به‌ویژه برای قشر متوسط است و این بدان جهت است­که نسل جدید درمقام مصرف‌کننده، بیشترین تأثیر را از تغییرات فرهنگی و اجتماعی می‌پذیرد(بیات، 1389: 14).

بنابراین سبک زندگی دلالت برشیوه‌ای از زندگی است، یا سبک زندگی علاوه برمصرف، ارزش‌ها، نگرش‌ها، مسائل جمعیتی، تفاوت‌های جنسی، موقعیت اقتصادی، شغل، طبقه اجتماعی و مشارکت در فعالیت‌های اوقات و فراغت(برای مثال، مدیریت بدن به لحاظ کمی وکیفی به ‌عنوان یکی از شاخص‌های سبک زندگی، شیوه‌های گوناگون پرورش بدن از تنوع موجود در شیوه زندگی) سرچشمه می‌گیرد. ولی تصمیم‌گیری درباره‌ شیوه‌ اصلح، صرفاً نوعی انتخاب نیست، بلکه یکی از اساسی‌ترین عناصر ساختاری هویت شخصی است(گیدنز، 1378: 250).

عطف به همه این توضیحات، سبک‌های زندگی عنصری مهم در ترسیم کردن آینده دنیای زنان هستند و لازم است تا به‌منظور آماده شدن زنان برای رویارویی با واقعیت‌ها و دشواری‌هایی که خلق می‌کنند، روند ایجاد تحول و تأثیرگذاری آن‌ها را بر اساس الگوی زندگی سنتی و مدرن به‌دقت مطالعه و مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق سبک زندگی مصرفی جامعه زنان شهر میانه به صورت مقایسه دو گروه زنان شاغل و خانه­دار، مورد بررسی قرار گرفت.

سبک زندگی اصطلاحی است که از سال 1939 به بعد در زبان انگلیسی رواج یافته است و به نظر می‌رسد تا پیش از آن جامعه و فرهنگ غربی نیازی به این مفهوم نداشته است. امروزه این اصطلاح کاربرد عامیانه‌ی زیادی در زبان انگلیسی دارد و بیشتر برای توصیف نوع و گونه خانه و اثاثیه‌ای که فرد آن را مطلوب یا ایده آل خود می‌داند به کار می‌رود(فاضلی، 1385: 14).

از آن­جائی که هر کنشگری برای پاسخ به نیازها و بیان خود به کمک امکانات و راه و روش‌های موجود، از اشیاء به شیوه‌های خاصی استفاده می‌کند، انواع، طرز رفتار، ترجیحات و جهت‌گیری‌های خاصی را در زندگی دارد. بنابراین سبک زندگی او باشخصیتش ارتباط می‌یابد. در تعریف مفهومی سبک زندگی، گیدنز معتقد است: سبک زندگی را می‌توان مجموعه‌ای کم‌ و بیش جامع از عملکردها تعبیر کرد که فرد آن‌ها را به کار می‌گیرد. این عملکردها نه‌ فقط نیازهای جاری او را برآورد می‌سازد، بلکه روایت خاصی را هم که وی برای هویت شخصی خویش برمی­گزیند، در برابر دیگران مجسم می‌سازد. سبک زندگی مجموعه‌ای نسبتاً منسجم از همه رفتارها و فعالیت‌های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره است(گیدنز، 1378: 12).

زنان نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهند و دوسوم کار همین دنیا را انجام می‌دهند. تغیر در سبک زندگی به‌ عنوان اولین عامل است­که زنان را روانه بازار کار می‌کند. در شرایطی که جامعه تبدیل به جامعه رفاهی و مصرف ‌شده و نه‌ تنها کالاهای مختلف بلکه خدمات اجتماعی نیز درجامعه عرضه می‌شود، دیگر وجود زن خانه‌دار به‌صورت تضمینی برای رفاه نیست. بسیاری از کالاهایی که خانواده کارگری تنها به سبب حضور زن خانه‌دار کسب می­کرد، امروزه به ‌صورت کالاهای مصرفی انبوه وجود دارند. بهداشت، آموزش، رسیدگی به بیماران و ... به ‌تدریج از کنترل خانواده خارج‌شده و نظارت اجتماعی یافته است. در چنین شرایطی، وجود زن در خانه به معنای محافظت از محیط خانوادگی، بلکه به معنای بی‌فایده بودن است(اعزازی، 1389: 15).

اهمیت و ضرورت پرداختن به مقوله سبک زندگی زنان شهر میانه را دو ویژگی برجسته می­کند، ویژگی اول این‌ که زنان نصفی از جمعیت جامعه شهر میانه را تشکیل می‌دهند، لذا باید آن‌ها را به‌ عنوان سرمایه‌های انسانی مؤثر در توسعه پایدار، با توسل بر انتخاب منطقی سبک زندگی قلمداد نمود که کارکردهای اساسی و بنیادی دیگری هم­چون فرزند پروری، مدیریت خانواده و جامعه‌پذیری فرزندان را در نهاد خانواده بر عهده‌دارند. ویژگی دوم این‌که آثار و پیامدهای این مسئله به ‌عنوان موضوعی میان ‌رشته‌ای نظر برنامه­ریزان را در حیطه‌های علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به خود جلب کرده است.

با توجه به این که پیروی افراد مختلف در جامعه از سبک‌های متنوعی برای زندگی فارغ از خاستگاه اقتصادی– اجتماعی‌شان و دامن زدن به این امر می‌تواند به مشکلاتی هم­چون مصرف‌گرایی بی‌رویه، چشم و هم‌چشمی، الگوهای کاذب کاری و مصرفی، رقابت ناسالم و ازخود بیگانگی بیانجامد، لذا بحث در خصوص سبک زندگی افراد جامعه و عوامل مؤثر بر شکل‌گیری آن امری لازم و ضروری است.

آن­چه در نظریه­های جامعه­شناسی کلاسیک با مفاهیم طبقه اجتماعی، قشربندی اجتماعی و منزلت اجتماعی مشخص می شود در نظریه­های اجتماعی معاصر بیشتر با مفهوم سبک زندگی مورد بحث قرار می­گیرد. استفاده از هر یک از این مفاهیم توجیه­ها و طرف­داران خاصی دارد. برای مثال جامعه­شناسان مارکسیست با تأکید بر مفهوم طبقه اجتماعی از به کاربردن اصطلاح قشربندی اجتماعی اجتناب می­کنند و معتقدند جامعه­شناسان بورژوایی با طرح مفهوم طبقه و در نهایت ساختار طبقاتی جامعه را دارند با وجود این، اصل مشترک در همه این مفاهیم و اساس بحث­های نظری در حوزه کار پژوهش حاضر، این است که می توان مشاهدات تجربی پراکنده و بی­نظمی را که بر مبنای مشابهت در برخی خصوصیات و جنبه­ها کم و بیش مهم دانسته می­شود، در چند مقوله چنان دسته­بندی کرد که بشود درباره خصوصیات، روابط یا رفتارهای آن­ها، احکامی صادر کرد.

زیمل[3]: بحث را با نظر زیمل شروع می­کنیم او در مورد سبک زندگی و معنای آن بیان­های بسیاری دارد. زیمل پیرو فلسفه و مکتب جامعه­شناسی، خود این تعابیر را بیشتر در قالب بحث در مورد صورت و سبک و تقابل آن بامحتوا و زندگی ارائه می­کند. او درجایی می­گویدکه سبک زندگی، تجسم تلاش انسان است برای یافتن ارزش­های بنیادی یا به تعبیری فردیت برتر خود در فرهنگ عینی­اش و شناساندن آن به دیگران؛ به عبارت دیگر، انسان برای معنای مورد نظر خود (فردیت برتر)، شکل (صورت)­های رفتاری­ای را برمی­گزیند. زیمل، توان چنین­گزینشی را سلیقه و این اشکال به هم مرتبط را سبک زندگی می­نامد. او درجایی دیگر معتقد است سبک­زندگی، عینیت بخشی به ذهنیات درقالب اشکال شناخته شدة اجتماعی است؛ نوعی بیان فردیت برتر و یکتایی در قالبی است که دیگری (یا دیگران) این یکتایی را درک کنند. در نتیجه، زیمل در عین پذیرش تمایز میان صورت­ها (رفتارهای محتمل در چارچوب فرهنگی عینی) و معنا (فردیت برتر)، صورت­های برگزیده و نحوة چینش آن­ها را که همانا سبک باشد درارتباط با معنا می­بیند. اگر بخواهیم با برداشت ازعبارت­های متعدد زیمل، تعریفی را پیشنهادکنیم این تعریف عبارت است­از: سبک زندگی، کلِّ بهم پیوستة صورت­هایی است­که افراد یک جامعه، مطابق انگیزه­های درونی و سلایق خودشان و به واسطة تلاشی که برای ایجاد توازنی میان شخصیت ذهنی و زیست محیط عینی و انسانی شان به انجام می رسانند، برای زندگی خود برمی گزینند(بیات، 1389: 50).

ماکس وبر[4]: نخستین کسی­که اصطلاح سبک زندگی را به کار برد. او برمبنای تعریف چند بعدی خود از قشربندی اجتماعی و تأکید بر منزلت به عنوان یکی از ابعاد مؤلفه­های قشربندی اجتماعی، اصطلاح سبک زندگی را در ارتباط با این بعد به کار گرفت.

سبک زندگی وبر در درون اصطلاح دیگری به نام فرصت­های زندگی نهفته است. هردو بعد سبک زندگی و فرصت­های زندگی از جمله پیامدهای قشربندی اجتماعی محسوب می­شود(گوشبر، 1384: 43).
   با توجه به تأکید بسیار وبر بر مسئله توزیع نابرابر ثروت در تعریف طبقه، از نظر او تفاوت افراد (پایگاه اجتماعی) در دسته­بندی­های یاد شده براساس منزلت آن­ها، شکل و تداوم می­گیرد. گروه­های منزلتی تمایل دارند در تمامی عرصه­های زندگی، خطوطی را پیرامون خود ترسیم کنند که در تعاملات اجتماعی دوستانه، ازدواج، روش­های فرزندپروری و دیگر عرصه­های زندگی جمعی تعریف متناسب با گروهی که در آن قرار دارند به آن­ها ارائه دهند(همان).

درواقع سبک زندگی به عنوان یکی از پیامدهای پایگاه اجتماعی، به صفاتی مربوط می­شود که گروه­های مربوط به پایگاه اجتماعی را از هم متمایز می­کند. گروه­هایی که هریک دارای تشخص رفتار هستند. همان گونه که وبر می­گوید: سبک زندگی هم­چون پاره­فرهنگ، متمایز­کننده طبقه اجتماعی در درون فرهنگ اصلی جامعه در نظر گرفته می­شود(رسولی، 1382: 59).

بوردیو[5]: بر اساس رهیافت نظری بوردیو، سبک­های زندگی متفاوت افراد، به با­زتولید ذائقه­ها و به طریق اولی، منش متمایز می­انجامد، زیرا سبک زندگی همان فضایی است­ که کنشگران در ذیل آن می­آموزند چگونه زندگی کنند، چه چیز را ارجح بدانند و در نهایت چه چیز را زیبا بشمارند. بدین ترتیب بوردیو در کتاب تمایز (1984) به تبیین رابطۀ میان ذائقه زیباشناختی و زمینه اجتماعی آن می­پردازد و می­کوشد دعاوی کانت، مبنی بر نوعی زیباشناسی ناب و منتزع ازحیات اجتماعی را با توجه به داده­های فراهم آمده از گروه­های اجتماعی مختلف نقد نماید، زیرا مطالعات میدانی، تفاوت­های عظیم ذائقه را نشان می­دهند و این تفاوت­ها، با نگرش فرا­­ زمانی کانت توضیح­پذیر نیستند. در نهایت می­توان گفت که مدرنیته، میل به تمایز دارد، میل به تکوین منش­های متمایز از یک سو و میل به تکوین میدان­های متمایز از سوی دیگر. بنابراین بوردیو با هرگونه اندیشۀ انتزاعی به درود می­گوید و با درک و دریافتی نوآئین نسبت به واقعیت اجتماعی به تبیین کنش در قالب نظریۀ عمل می­پردازد. هم­چنین وی در کتاب تمایز، بر حسب منطق دیالکتیکی نشان داده است که مصرف، صرفاً راهی برای نشان دادن تمایزات نیست بلکه خود راهی برای ایجاد تمایزات نیز هست. مفهوم تمایز به معنی مجموعه­ای متفاوت از رفتارها و سبک­های زندگی افراد جامعه است­که به دلیل موقعیت­های متفاوت در برخورداری از سرمایه و قرارگرفتن درمیدان­های اجتماعی گوناگون ظاهر می­شود. به باور بوردیو همۀ آن­چه سلیقۀ فرهنگی، انتخاب های هنری و ... نامیده می­شود که ممکن است کاملاً «طبیعی» و ناشی از قریحه­های ذاتی افراد شمرده شود، رابطۀ مستقیم و قابل اثباتی با وضعیت و موقعیت اجتماعی افراد دارد(فکوهی، 132 :1382). 

بدین سان از دیدگاه بوردیو، ذائقه­ها و ترجیح­های زیباشناختی گوناگون، سبک­های زندگی متفاوتی را ایجاد می­کنند؛ سبک زندگی محصول نظام­مند منش­هایی است که از خلال رابطة دوجانبه با رویه­های منش درک می­شود و تبدیل به نظام نشانه­هایی می­گردد که به گونه­ای جامع مورد ارزیابی واقع می­شود. در واقع این­گونه که بوردیو می­گوید، مصرف به عنوان نظامی از نشانه­ها و نمادها است که کارکردهایی هم­چون تمایزگذاری اجتماعی دارد، البته به نظر بوردیو معنای مصرف از همین تفاوت و تمایز ناشی می­شود و چیزی جزء آن نیست. از این رو دردیدگاه بوردیو، مصرف تنها پاسخ به نیازهای زیستی نیست بلکه به عنوان مکانیسمی از نشانه­ها و نماد­ها است که، البته خود این نشانه­ها و نمادها از خلال فرایند مصرف تولید می­شوند. لذا دراندیشه بوردیو برخلاف مارکسیسم کلاسیک، مصرف صرفاً یک متغیر وابسته نیست. بلکه یک متغیر مستقل نیز می­تواند باشد(بوردیو، 1984).

بنابراین ازنظر بوردیو، تمایزاتی­که سبک زندگی فراهم می­کند در ذوق و سلیقۀ افراد نهفته است. ذوق و سلیقۀ در وهلۀ اول و قبل از هر چیز، بی­میلی و اکراه نسبت به سلایق و علایق دیگران است. دلیل این امر آن است که اعمال و رویه­های فرهنگی مثل پوشیدن لباس جین یا تویید، بازی گلف یا فوتبال، بازدید از موزه یا نمایشگاه اتومبیل، گوش دادن به موسیقی جاز یا تماشای سریال­های کمدی، و کارهایی نظیر آن معنیِ اجتماعیِ خود، و قابلیت مشخص ساختن تفاوت و فاصلۀ اجتماعی را از برخی ویژگی­های ذاتی خود نمی­گیرند، بلکه آن را کسب می­کنند(چاوشیان، 1381: 66).

ویل[6](2001) در کار پژوهشی خود با عنوان فراغت، سبک زندگی و فرهنگ به این نتیجه می­رسد که عمد­ه­ترین اختلاف­ها در رفتارهای گذران اوقات فراغت هنوز به وسیله سن و جنس و طبقه اجتماعی تبیین می‌شود و این متغیر­ها علل اختلاف به وجود آمده در تنوعات سبک زندگی را تشریح و توضیح خواهند داد(کردی و دیگری، 1391).

کوکرهام[7]و همکاران(1997) سبک زندگی سالم در آسیای میانه (قزاقستان و قرقیزستان) را مورد بررسی قرار دادند .نتایج به دست آمده نشان داد که طول عمر مردم قرقیزستان، علی­رغم فقر اقتصادی زیاد، به دلیل رعایت سبک زندگی مناسب، از مردم قزاقستان بالاتر است(لعلی، 1391: 67).

مریم رفعت جاه(1387) در مقاله ای با عنوان«تاثیر موقعیت شغلی برسبک زندگی زنان شاغل»  نشان داد که هر چه موقعیت شغلی و سرمایه­ اقتصادی زنان مورد مطالعه ارتقا پیدا می‌کند، روابط اجتماعی آن­ها کاهش می­یابد، هم­چنین، میزان اوقات فراغت زنان رده­های متوسط شغلی، نسبت به شاغلان رده­های پایین و بالای شغلی بیشتر بوده  است، این مطالعه نشان داد؛ زنانی که دارای موقعیت شغلی بالا بوده‌اند، نسبت به زنان رده­های شغلی پایین، از سبک زندگی مصرف­گرایی فاصله گرفته و توجه به جنبه­های فایده­ای و کاربردی کالاها بیشتر می‌شود. هم­چنین، نتایج حاکی از آن است که سبک زندگی زنان را نمی­توان صرفاً از روی موقعیت شغلی آن‌ها شناخت، بلکه باید تاثیر سایر عوامل فرهنگی از جمله جنسیت، تحصیلات را در شکل­گیری سبک زندگی زنان مورد مطالعه قرارداد.

حسین کردی و سکینه هادی­زاده(1391) در مقاله­ای تحت عنوان«بررسی سبک زندگی زنان شاغل و غیر ­شاغل» به این نتایج دست یافتندکه اکثر زنان دارای سبک زندگی سنتی می­باشند. و آزمون­های مقایسه میانگین­ها نشان می‌دهد بین سبک زندگی زنان شاغل و غیر­شاغل تفاوت وجود دارد، این تفاوت در ابعاد سبک زندگی (روابط اجتماعی، مدیریت بدن، الگوی خرید) کاملاًمشهود است.

 

اهداف تحقیق

- هدف اصلی تحقیق؛ بررسی سبک زندگی زنان شاغل و غیر شاغل شهر میانه می­باشد.

اهداف فرعی

1. مقایسه سبک زندگی زنان شاغل و خانه­دار با تأکید بر مدیریت بدن.

2. مقایسه سبک زندگی زنان شاغل و خانه­دار با تأکید بر الگوی تغذیه.

3. مقایسه سبک زندگی زنان شاغل و خانه­دار با تأکید بر الگوی خرید لباس.

4. مقایسه سبک زندگی زنان شاغل و خانه­دار با تأکید بر فعالیت فراغتی.

5. مقایسه سبک زندگی زنان شاغل و خانه­دار با تأکید بر انتخاب محل سکونت.

 
      فرضیه‌های تحقیق

- فرضیه اصلی؛ بین سبک زندگی زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

فرضیه‌های فرعی

1. بین مدیریت بدن زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

2. بین الگوی تغذیه‌ای زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

3. بین الگوی خرید لباس زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

4. بین فعالیت فراغتی زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

5. بین انتخاب محل سکونت زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

ابزار و روش

تحقیق حاضر ازنظر هدف یک مطالعه کاربردی، ازنظر زمان مطالعه مقطعی و از نظر گردآوری داده­ها یک بررسی پیمایشی است.

جامعه آماری این تحقیق کلیه زنان شاغل و خانه­دار شهر میانه را در بر می­گیرد. مقصود از زنان به طور مشخص جنس مؤنث در مقابل جنس مذکر است و شامل دو گروه خاص می شود.

در این تحقیق جامعه آماری هر دو گروه زنان شاغل و خانه­دار را شامل می­شود که در حدود 32012 نفر می­باشند. این آمار از سازمان ثبت احوال شهرستان میانه اخذ گردیده است.

حجم نمونه تحقیق حاضر با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردید که به شرح زیر می­باشد: n=(N×t2×p×q)÷(N×d2+ t2×p×q)                                                                                              
     در فرمول فوق معمولاً؛ حداکثر اشتباه مجاز (d) معادل05/0، ضریب اطمینان 95/0، 96/1=t و مقادیر p و  qنیز هرکدام معادل 5/0 و حجم جامعه N در نظر گرفته می‌شود. مقدار P برابر با 5/0 در نظر گرفته می‌شود. زیرا اگر 5/0P= باشد n حداکثر مقدار ممکن خود را پیدا می‌کند و این امر سبب می‌شودکه نمونه به حد کافی بزرگ باشد(سرمد و همکاران، 1388: 186).

اگر مقدار نسبت صفت موجود در جامعه در اختیار نباشد می توان آن را 5/0=P درنظر گرفت. در این حالت مقدار واریانس به حداکثر مقدار خود می­رسد. «q درصد افرادی که فاقد آن صفت در جامعه هستند؛ (q =1-p)(رفیع­پور، 1384: 383).

بنابراین جامعه آماری ما 32012 ، لذا محاسبه تعیین حجم نمونه برای نمونه آماری زنان شهر میانه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر می­باشد.

در این تحقیق با توجه به حجم زیاد جامعه آماری و نوع روش تحقیق، از شیوه نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب استفاده شد. ابتدا زنان شاغل و غیرشاغل ازهم تفکیک داده شد سپس آن­ها را باتوجه به ویژگی­هایی مثلاَ نوع شغل (رسمی بودن زنان شاغل و یا ...) به گروه­هایی تقسیم کرده و سپس انتخاب گروه­ها به صورت کاملاً تصادفی انجام شد. گروه غیر شاغل نیز با استفاده از روش درسترس بودن و همتاسازی شده از لحاظ سن و محل و منطقه سکونت، تعداد فرزند و موقعیت اقتصادی از لحاظ سطح درآمد با گروه شاغل به صورت تصادفی انتخاب شد.

ابزار اندازه­گیری پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل 31 سؤال در طیف لیکرت است که به‌ صورت همیشه (3)، معمولاً (2)، گاهی اوقات (1) و هرگز (0) نمره­گذاری می‌شوند. 31 سوال این پرسشنامه مربوط به 5 عامل یا مؤلفه شامل: 1. مدیریت بدن، 2. الگوی تغذیه، 3. الگوی خرید لباس، 4. فعالیت فراغتی، 5. انتخاب محل سکونت، تشکیل شده است. نمره بالا در هرکدام از مؤلفه­ها و در کل پرسشنامه نشان دهندة سبک زندگی مناسب است.

 

در مطالعه حاضر ضمن ارایه مستندات لازم از تحقیقات دیگران، برای سنجش اعتبارمتغیرها از اعتبار محتوایی و هم­چنین در این بررسی برای شناخت انسجام درونی (پایایی) گویه­ها، از آلفای کرونباخ  استفاده شد که ضریب آن برای سبک زندگی 914/0می­باشد، که این ضرایب نشانگر مناسب بودن میزان انسجام درونی گویه­ها می­باشد. هم­چنین برای هر یک از ابعاد سبک زندگی ضریب آلفای کرونباخ در جدول زیر آورده شده است.

جدول شماره (1):  میزان آلفای کرونباخ (مولفه­های  سبک زندگی)

ابعاد

ضریب آلفا

تعداد گویه

مدیریت بدن

788/0

8

الگوی تغذیه

724/0

7

الگوی خرید لباس

810/0

6

فعالیت فراغتی

741/0

6

انتخاب محل سکونت

709/0

4

کل گویه­ها

914/0

31

 

به‌ منظور تجزیه وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار آماریspss استفاده شد. با توجه به این­که روش تحقیق از نوع پیمایشی هست از آمار توصیفی (توزیع فراوانی، شاخص­های مرکزی و پراکندگی) و در آمار استنباطی از آزمونt  مستقل استفاده شد.

 

یافته­ها

          توزیع فراوانی نمونه آماری پژوهش: بر اساس نمونه آماری تعیین شده ، 400 نفر به سئوال­های تحقیق جواب دادند. جدول (2) توزیع فراوانی نمونه آماری را نشان می‌دهد:

 

جدول شماره (2): توزیع فراوانی نمونه آماری پژوهش

گروه

تعداد

 

زن

شاغل

دولتی

150

خصوصی

50

خانه­دار

200

جمع کل   

                                       400

         

                                         

 

 

 

 

جدول شماره (3): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب تحصیلات

 

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

زیردیپلم

26

5/6

5/6

دیپلم وفوق دیپلم

165

2/41

8/47

کارشناسی

180

0/45

8/92

کارشناسی ارشد و بالاتر

29

2/7

100

 

       همان­ طوری که در جدول (3) مشاهده می‌شود، بیشترین فراوانی مربوط به مقطع کارشناسی و کمترین فراوانی نیز مربوط به افراد زیردیپلم هست.

 

جدول شماره (4): توصیف آماری متغیرهای سبک زندگی زنان شاغل و غیرشاغل

 

وضعیت

دامنه

حداقل نمره

حداکثر نمره

میانگین

انحراف معیار

واریانس

مدیریت بدن

شاغل

18

4

22

27/12

30/3

92/10

خانه­دار

19

2

21

04/11

70/3

69/13

الگوی تغذیه

شاغل

15

4

19

90/11

98/2

92/8

خانه­دار

15

2

17

22/9

87/2

27/8

الگوی خرید

شاغل

17

1

18

46/10

07/3

45/9

خانه­دار

18

0

18

24/9

15/3

94/9

فعالیت فراغتی

شاغل

16

2

18

25/9

12/3

77/9

خانه­دار

17

1

18

32/10

04/3

24/9

انتخاب محل سکونت

شاغل

11

1

12

08/7

47/2

14/6

خانه­دار

11

1

12

27/6

92/2

56/8

کل متغیرها (سبک زندگی)

شاغل

64

15

79

97/50

76/12

95/162

خانه­دار

61

10

71

09/46

99/11

93/143

 

همان­ طوری که در جدول (4) مشاهده می‌شود، میانگین نمره در ابعاد مدیریت بدن، الگوی تغذیه، الگوی خرید، انتخاب محل سکونت در زنان شاغل بیشتر از زنان خانه­دار هست، اما میانگین نمره در بعد فعالیت فراغتی در زنان خانه­دار بیشتراز زنان شاغل هست. اما به‌ طور کلی،  میانگین نمره سبک زندگی زنان شاغل در مقایسه با زنان غیر شاغل بالاتر است.

جدول شماره (5 ): آزمون t مستقل برای مقایسه سبک زندگی زنان شاغل و غیر شاغل

نام متغیر

وضعیت اشتغال

میانگین

df

t

Sig

(2-tailed)

الگوی تغذیه

شاغل

خانه­دار

90/11

22/9

398

15/9

000/0

الگویی خرید

شاغل

خانه­دار

46/10

24/9

398

91/3

001/0

فعالیت فراغتی

شاغل

خانه­دار

25/9

32/10

398

47/3-

001/0

محل سکونت

شاغل

خانه­دار

08/7

27/6

398

005/3

003/0

مدیریت بدن

شاغل

خانه­دار

27/12

04/11

398

52/3

000/0

 

همان­ طور که در جدول شماره (5) مشاهده می شود، برای بررسی معنی­داری تفاوت­های میانگین مولفه­های سبک زندگی دربین زنان شاغل و خانه­دار از آزمون t مستقل استفاده شد. با توجه به سطح معنی­داری حاصله فرضیه­های تحقیق تایید شده، بدین گونه که میانگین مولفه­های یادشده (به غیر از میانگین فعالیت فراغتی) دربین زنان شاغل بیشتراز زنان خانه­دار می­باشد.

 

بحث و نتایج

 - فرضیه اول: بین مدیریت بدن زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

گیدنز بر این باور است سبک زندگی کردارهایی هستند که به جریان عادی زندگی روزمره تبدیل شده­اند. به نظر گیدنز، زنان به ویژه بر اساس ویژگی­های جسمانی­شان مورد قضاوت قرار می­گیرند(گیدنز، 1384: 120).

در این تحقیق و بر طبق جدول (5) میانگین مدیریت بدن در زنان شاغل و خانه­دار عبارت از 27/12 و 04/11 می­باشد. بنابراین میانگین مدیریت بدن در زنان شاغل بیشتر از زنان خانه­دار می­باشد.

این یافته تحقیق با یافته­های تحقیق؛ کردی وهادی­زاده(1391) همسویی دارد.

- فرضیه دوم: بین الگوی تغذیه‌ای زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

گیدنز، اشکال مختلف مصرف‌گرایی منجر به سبک زندگی خاص می‌شود که این امرمتضمن انتخاب نوع خاصی از غذا می‌شود و این عوامل تحت تأثیر موقعیت اجتماعی و سرمایه اقتصادی و فرهنگی است (بابائی، 1384: 19).

در این تحقیق و بر طبق جدول (5) میانگین الگوی تغذیه در زنان شاغل و خانه­دار عبارت از 90/11 و 22/9 می­باشد. بنابراین میانگین الگوی تغذیه در زنان شاغل بیشتر از زنان خانه­دار می­باشد.

این یافته تحقیق با یافته­های تحقیق کوکرهام وهمکاران(2004) همسویی دارد.

- فرضیه سوم: بین الگوی خرید لباس زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

به نظر وبلن، ثروت مهم­ترین عامل­کسب منزلت است­که باید نمودخارجی داشته باشد و بهترین نمود آن مصرف تظاهری و نمایشی است. برای نمونه، افراد با نوع پوشش، آرایش و زیورآلات، خود و طبقة خود را از سایرین متمایز می­کنند(کوزر، 1385: 362).

در این تحقیق و بر طبق جدول (5) میانگین الگوی خرید در زنان شاغل و خانه­دار عبارت از 46/10 و 24/9 می­باشد. بنابراین میانگین الگوی خرید در زنان شاغل بیشتر از زنان خانه­دار می­باشد.

این یافته تحقیق با یافته­های تحقیق کردی و هادی­زاده(1391) همسویی دارد.

- فرضیه چهارم: بین فعالیت فراغتی زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.

آرتور آسابرگر در تعریف سبک زندگی به متغیرهایی هم­چون اوقات فراغت، سرگرمی و تفریح اشاره دارد. وی معتقد است، سبک، مد را تداعی می‌کند و با طبقه اجتماعی و اقتصادی پیوند دارد(آسابرگر، 1383: 341).

در این تحقیق و بر طبق جدول (5) میانگین فعالیت فراغتی در زنان شاغل و خانه­دار عبارت از 25/9 و 32/10 می­باشد. بنابراین میانگین فعالیت فراغتی در زنان خانه­دار بیشتر از زنان شاغل می­باشد.

          این یافته تحقیق با یافته­های تحقیق ویل (2001) همسویی دارد.

- فرضیه پنجم: بین انتخاب محل سکونت زنان شاغل و خانه­دار تفاوت معناداری وجود دارد.       

به نظر وبلن، ثروت مهم­ترین عامل کسب منزلت است که باید نمود خارجی داشته باشد و بهترین نمود آن مصرف تظاهری ونمایشی است. برای نمونه، افراد با نوع مسکن، خود و طبقة خود را از سایرین متمایز می­کنند(کوزر، 1385: 362).

در این تحقیق و بر طبق جدول (5) میانگین انتخاب محل سکونت در زنان شاغل و خانه­دار عبارت از 08/7و27/6 می باشد. بنابراین میانگین انتخاب محل سکونت در زنان شاغل بیشتر از زنان خانه­دار می­باشد.

 این یافته تحقیق با یافته­های تحقیق کوکرهام و همکاران(2004) همسویی دارد.

 

 

 

پیشنهادها

1. تحقیق مشابهی برروی مردان، دختران، پسران و نیز در بین دانشجویان و دانش­آموزان و در صورت امکان به‌صورت طولی صورت گیرد.

2. با توجه به این­که دراین تحقیق از زنان به‌عنوان قشری که بیشترین تأثیر درسبک زندگی خانواده را دارند، نام برده شده است، پیشنهاد می‌شود درتحقیقی سبک زندگی مردان و زنان مورد مقایسه قرار گیرد.

3. با توجه به نتایجی که به دست آمد پیشنهاد می‌شود آموزش سبک زندگی در برنامه‌های رسمی کشور و از سنین پایین تر به‌صورت منطقی و با برنامه­ریزی دقیق صورت گیرد.

4. پیشنهاد می‌شود ادارات مختلف برای کارمندان خود، آموزش و پرورش برای دانش­آموزان و سایر دستگاه­ها به نوبه­خود دوره­هایی تحت عنوان آموزش سبک زندگی متناسب، خارج ازبرنامه‌های فعلی برگزار نمایند.

5. در زمینه سبک زندگی کتاب­ها، کتابچه­ها، فیلم آموزشی و ... در بین شهروندان، دانش­آموزان و سایر افراد تهیه و پخش گردد.

 

منابع

آسابرگر، آ. (1383). روش‌های تحلیل رسانه‌ها. ترجمه: پ، اجلالی. تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.

اعزازی، ش. (1389). جامعه‌شناسی خانواده؛ با تأکید نقش ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر. تهران: انتشارات روشنفکران.

بیات، ص. (1389). بررسی سبک زندگی و عوامل موثر بر آن در بین دبیران شهر زنجان. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد زنجان.

فاضلی، ن. (1385). جوانان و انقلاب سبکزندگی. مجله رشد علوم اجتماعی.  دوره نهم. شماره چهارم.

فاضلی، م، ص. (1382). مصرف و سبک زندگی. قم: انتشارات صبح صادق.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص: جامعه و هویّت شخصی در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

گوشبر، ف. (1384). طبقه اجتماعی و سبک زندگی. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران.

رسولی، م ر. (1382).بررسی مؤلفه‌های سبک زندگی در تبلیغات تجاریتلویزیون. تهران: مجله علوم اجتماعی. مرکز تحقیقات و سنجش برنامه­ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

فکوهی، ن. (1382). شکل‌گیری هویتی و الگوهای محلی، ملی و جهانی؛ مطالعات موردی لرستان. مجله جامعه‌شناسی ایران. شماره چهارم.

چاوشیان تبریزی، ح. (1381). سبک زندگی و هویت اجتماعی مصرف و  انتخاب­های ذوقی به ‌عنوان شالوده تمایز و تشابه اجتماعی در دوره اخیر مدرنیته. رساله دکترا. رشته جامعه‌شناسی، دانشگاه تهران.

کردی، ح؛ و دیگری. (1391). بررسی سبک زندگی زنان شاغل و غیر شاغل. فصلنامه علمی- پژوهشی زن وجامعه. سال سوم.

لعلی، م. (1391). ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سبک زندگی. مجله پژوهش­های روان­شناختی. دانشگاه اصفهان. دوره 15، شماره 1.

رفعت­جاه، م. (1387). دختران جوان و اوقات فراغت. فصلنامه مطالعات جوانان. شماره 13.

رضوی­زاده، ن. (1386 ). بررسی تاثیر مصرف رسانه‌ها بر سبک زندگی ساکنان تهران. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

عمید ، ح. (1389). فرهنگ فارسی عمید. تهران: انتشارات راه رشد. نوبت اول.

نورنبرگ، ش. (1387). مفهوم سکونت: به‌سوی معماری تمثیلی. ترجمه: م، امیریار احمدی. تهران: نشر آگه.

رفیع­پور، ف. (1384). کندوکاوها و پنداشته­ها. تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار.

کوزر، ل. (1385). زندگی و اندیشه بزرگان بزرگان جامعه‌شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1384). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

بابایی، م. ( 1384) . پایگاه اقتصادی اجتماعی و سبک زندگی اقشار مرفه نوظهور و غیر نو ظهور در تهران. رساله دکتری. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران.

Bourdieu, p. (1984). Distinction: A Social Critique of the Judgements ofTaste. London:

       Routledge & Kegan Paul. 

Veal, A.J. (2001). Leisure, Culture and Lifestyle. Society and Leisure. Vol. 24, No. 2.

 

 

 



1. دانش­آموخته کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.    E- mail: shokri 1362@yahoo.com

2. استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).      E- mail: m-abbaszadeh2014@gmail.com

 

[3]. Zimeal

[4].Weber

[5]. Bourdieu

[6]. Veal

[7]. Cockerham

آسابرگر، آ. (1383). روش‌های تحلیل رسانه‌ها. ترجمه: پ، اجلالی. تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.

اعزازی، ش. (1389). جامعه‌شناسی خانواده؛ با تأکید نقش ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر. تهران: انتشارات روشنفکران.

بیات، ص. (1389). بررسی سبک زندگی و عوامل موثر بر آن در بین دبیران شهر زنجان. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد زنجان.

فاضلی، ن. (1385). جوانان و انقلاب سبکزندگی. مجله رشد علوم اجتماعی.  دوره نهم. شماره چهارم.

فاضلی، م، ص. (1382). مصرف و سبک زندگی. قم: انتشارات صبح صادق.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص: جامعه و هویّت شخصی در عصر جدید. ترجمه: ن، موفقیان. تهران: نشر نی.

گوشبر، ف. (1384). طبقه اجتماعی و سبک زندگی. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران.

رسولی، م ر. (1382).بررسی مؤلفه‌های سبک زندگی در تبلیغات تجاریتلویزیون. تهران: مجله علوم اجتماعی. مرکز تحقیقات و سنجش برنامه­ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

فکوهی، ن. (1382). شکل‌گیری هویتی و الگوهای محلی، ملی و جهانی؛ مطالعات موردی لرستان. مجله جامعه‌شناسی ایران. شماره چهارم.

چاوشیان تبریزی، ح. (1381). سبک زندگی و هویت اجتماعی مصرف و  انتخاب­های ذوقی به ‌عنوان شالوده تمایز و تشابه اجتماعی در دوره اخیر مدرنیته. رساله دکترا. رشته جامعه‌شناسی، دانشگاه تهران.

کردی، ح؛ و دیگری. (1391). بررسی سبک زندگی زنان شاغل و غیر شاغل. فصلنامه علمی- پژوهشی زن وجامعه. سال سوم.

لعلی، م. (1391). ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سبک زندگی. مجله پژوهش­های روان­شناختی. دانشگاه اصفهان. دوره 15، شماره 1.

رفعت­جاه، م. (1387). دختران جوان و اوقات فراغت. فصلنامه مطالعات جوانان. شماره 13.

رضوی­زاده، ن. (1386 ). بررسی تاثیر مصرف رسانه‌ها بر سبک زندگی ساکنان تهران. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

عمید ، ح. (1389). فرهنگ فارسی عمید. تهران: انتشارات راه رشد. نوبت اول.

نورنبرگ، ش. (1387). مفهوم سکونت: به‌سوی معماری تمثیلی. ترجمه: م، امیریار احمدی. تهران: نشر آگه.

رفیع­پور، ف. (1384). کندوکاوها و پنداشته­ها. تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار.

کوزر، ل. (1385). زندگی و اندیشه بزرگان بزرگان جامعه‌شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1384). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی.

بابایی، م. ( 1384) . پایگاه اقتصادی اجتماعی و سبک زندگی اقشار مرفه نوظهور و غیر نو ظهور در تهران. رساله دکتری. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران.

Bourdieu, p. (1984). Distinction: A Social Critique of the Judgements ofTaste. London:

       Routledge & Kegan Paul. 

Veal, A.J. (2001). Leisure, Culture and Lifestyle. Society and Leisure. Vol. 24, No. 2.