شناسایی عوامل مرتبط با گرایش به جهانی شدن فرهنگ در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی، تبریز- ایران.

2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد- ایران

3 دانشگاه تبریز

چکیده

پژوهش حاضر به منظور شناسایی عوامل مرتبط با گرایش به جهانی شدن فرهنگ دربین دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی واحدتبریز به انجام رسیده است. پرسش اصلی این است­که عوامل تأثیرگذار برگرایش دانشجویان به جهانی شدن فرهنگ کدامند؟
نوع روش تحقیق پیمایشی می‌باشد و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز تشکیل می‌دهد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 377 نفر به دست آمده و با استفاده از شیوه نمونه گیری مطبق نمونه‌ها انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. داده‌ها با استفاده ازنرم­افزار آماری SPSS تحلیل گردید و آزمون‌های تی­تست، تحلیل واریانس یک‌طرفه و پیرسون برای آزمون رابطه بین متغیرها مورد استفاده قرار گرفتند.
یافته‌ها نشان داد بین هویت ملی، اعتماد اجتماعی و هویت قومی با گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد؛ و طبقات بالا گرایش بیشتری نسبت به جهانی شدن فرهنگ دارند.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Identifying Associated Factors with Trends of Globalization of culture among Students of Islamic Azad University of Tabriz

نویسندگان [English]

  • Khosro Akbari 1
  • Hussein Mirzaei 2
  • tavakkol aghayari 3
3 university of tabriz
چکیده [English]

Present Study has been accomplished in order to identify associated factors with the trend of globalization of culture among students of Islamic Azad University of Tabriz. The key question is that, what are the Factors influencing Students’ trends toward cultural globalization? This research is a survey and the population is all students of Islamic Azad University of Tabriz and the sample is 377 students determined by Cochran formula and stratified sampling method. Measuring instrument was a researcher-made questionnaire. The data was analyzed using the SPSS 21 software and t-test, ANOVA and One-way Pearson methods are used to examine the relationship between variables.                                                         
The results show that there is a relationship between national identity, social trust and ethnic identity with cultural globalization. The findings of this study confirm the theoretical perspective of sociologists such as Giddens, Robertson, Putnam and Weber.                                                                                                                 

کلیدواژه‌ها [English]

  • globalization of culture
  • National Identity
  • Social trust
  • ethnic identityand media access

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال پنجم، شماره نوزدهم، تابستان 1392

ص ص 55-39

 

 

 

 

 

شناسایی عوامل مرتبط با گرایش به جهانی شدن فرهنگ

در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

خسرو اکبری[1]

دکتر حسین میرزایی[2]

دکتر توکل آقایاری [3]

تاریخ دریافت مقاله:1/3/1394       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:29/4/1394

چکیده

پژوهش حاضر به منظور شناسایی عوامل مرتبط با گرایش به جهانی شدن فرهنگ دربین دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی واحدتبریز به انجام رسیده است. پرسش اصلی این است­که عوامل تأثیرگذار برگرایش دانشجویان به جهانی شدن فرهنگ کدامند؟

نوع روش تحقیق پیمایشی می‌باشد و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز تشکیل می‌دهد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 377 نفر به دست آمده و با استفاده از شیوه نمونه گیری مطبق نمونه‌ها انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. داده‌ها با استفاده ازنرم­افزار آماری SPSS تحلیل گردید و آزمون‌های تی­تست، تحلیل واریانس یک‌طرفه و پیرسون برای آزمون رابطه بین متغیرها مورد استفاده قرار گرفتند.

یافته‌ها نشان داد بین هویت ملی، اعتماد اجتماعی و هویت قومی با گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد؛ و طبقات بالا گرایش بیشتری نسبت به جهانی شدن فرهنگ دارند.

واژگان­کلیدی: جهانی­شدن فرهنگ، هویت ملی، اعتماد اجتماعی، هویت قومی و دسترسی به رسانه.

 

         مقدمه

امروزه پیشرفت همه جانبه فنی و الکترونیکی مفهوم «مرز» بین کشورها را تا حدود زیادی از بین برده است و فرهنگ‌های گوناگون جهان در حال به هم پیوستن می‌باشند(گیدنز، 1379).

جهانی شدن فرهنگی عبارتست ازشکل­گیری و گسترش فرهنگی­خاص درعرصه جهانی. این فرایند، موجی از همگونی فرهنگی را در جهان پدید می‌آورد و همه خاص‌های فرهنگی را به چالش می‌طلبد (گل­محمدی، 1386: 95).

پدیده‌ی جهانی شدن بر حسب نظریات مختلف با تعابیر متفاوت جهانی­سازی، جهان­گرایی و جهان گستری یاد می‌شود، عرصه‌های گوناگون سیاست، اقتصاد و فرهنگ جهان کنونی را در نوردیده، فرآیند جدیدی است که ریشه‌های اولیه آن را باید در رشد سرمایه­داری جدید دانست و سابقه آن به اواخر قرن شانزدهم باز می‌گردد و امروز مفهومی وسیع‌تر از عرصه اقتصاد و گسترده‌تر از مفهوم بازارهای مشترک را به خود گرفته است‌(گیدنز، 1379).

متفکرین مختلف در خلال بحث‌های چند سال اخیر خود غالباً نظرات کاملاً متضادی درباره جهانی شدن داشته‌اند: به تعبیر آنتونی گیدنز برخی با بدبینی کامل آن را رد می‌کنند و برخی افراطیون استدلال می‌کنندکه: جهانی­شدن نه­تنها یک حقیقت است، بلکه پیامدهای آن درهرجا احساس می‌شود و نمی‌توان در برابرش مقاومت کرد، زیرا سبب تشدید پیوندهای متقابل جهانی شده و تا حدود زیادی از اهمیت مرزهای ملی کاسته است و فرهنگ و اقتصاد جهانی را همگن می‌سازد‌(هلد، 2000‌: ‌22).

عرصه‌های جهانی شدن: در بررسی نظری آثار، جهانی شدن در سه عرصه‌ زندگی اجتماعی مهم و اساسی تلقی می‌شود که دیوید هلد آن را به شرح زیر بیان می‌کند:

1. عرصه‌های اقتصادی : نظام‌های خاص تولید، مبادلات و مصرف کالاها و خدمات ملموس.     

 2. عرصه سیاست و حکومت: نظام‌های اجتماعی، تمرکز و اعمال قدرت و نیز نهادینه شدن این اقدامات در قالب اقتدار سیاسی و دیپلماسی که به تثبیت کنترل بر جمعیت و سرزمین منجر می‌شود.    

 3. عرصه‌­فرهنگی: نظام‌های اجتماعی­خاص تولید، مبادله ونهادهایی­که گویای واقعیت‌ها، احساسات، مفاهیم، اولویت‌ها، ذوق و سلیقه و ارزش‌ها می‌باشد. ما در این پژوهش بیشتر با بعد فرهنگی جهانی شدن یا همان جهانی شدن فرهنگ سر و کار داریم و تئوری‌ها در این فصل بر این مبنا انتخاب شده‌اند.

از آن­جایی که جنبه‌ فرهنگی جهانی شدن مورد بررسی می‌باشد و دانشجویان به عنوان قشر برجسته‌ فرهنگی در جامعه می‌باشند و نمونه‌ای از اقشار فرهنگی جامعه هستند و بیشترین ارتباط را با فرهنگ و رسانه‌های ارتباط جمعی دارند لذا گرایش‌ها و نظرات آن‌ها پیرامون جهانی شدن فرهنگ دارای اهمیت می‌باشد.

جامعه ایران در چند دهه اخیر به دلیل قرار گرفتن در متن شرایط اجتماعی و بین‌المللی و ارتباطات گسترده و تعامل با جوامع دیگر، با دگرگونی‌های مهمی روبرو بوده است(رضایی و همکاران، 1385). انجام چنین تحقیقی از آن جهت ضرورت دارد که ما با پدیده رو به گسترش جهانی شدن درهمه زمینه‌ها و به ویژه فرهنگ مواجه هستیم و ازطرف دیگر جامعه ما دارای ارزش‌ها، مذاهب و آئین‌های ملی وقومی بوده و اغلب جوانان در برابر الگوهای مذهبی، ملی، محلی و جهانی متفاوت قرار گرفته‌اند. برخی از این جوانان با فاصله گرفتن از بنیادهای سنتی و در شرایط ضعف در برنامه­ریزی‌ها و سیاست­گذاری‌های متناسب با تغییرات جهانی و یا عدم تشخیص الگوهای ملی ومحلی، عدم پرداخت جدی به مسأله جهانی شدن فرهنگ در دانشگاه‌ها و محافل علمی و چگونگی برخورد با این پدیده و تأثیر آن بر هویت‌های دینی، ملی و محلی، دچار نوعی ابهام، عدم تعادل و توازن لازم بین سطوح مختلف هویت و به تبع آن دچار نوعی بحران هویت می‌شوند؛ لذا آگاهی نسبت به هویت‌ها و توانایی در ترکیب و نحوه تعامل آن‌ها با یکدیگر موجب شکل دادن به الگوهای کنشی جوانان شده و راه را برای تعاملات اجتماعی بهتر و انسانی‌تر باز می‌کند و عدم آگاهی از هویت‌ها و نحوه ترکیب آن‌ها به ویژه در میان دانشجویان به عنوان قشر پژوهشگر و تأثیرگذار درحال و آینده کشور ما را دچار وضعیت و شرایط ناپایدار و بی­ثبات و سرانجام بحران هویت می‌کند. ازاین رو پرداختن به موضوع جهانی شدن فرهنگ و شناسایی عوامل موثر بر ایجاد گرایش به این پدیده در میان دانشجویان، این تحقیق را ضروری می‌نماید و تحقیقات انجام یافته در این مورد به ویژه در سطح دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بسیار اندک بوده و تنها به بررسی برخی متغیرها پرداخته شده است، بنابراین پژوهش حاضر از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار است.

جهانی شدن فرهنگی عبارتست از شکل­گیری و گسترش فرهنگی­خاص درعرصه جهانی. این فرایند موجی از همگونی فرهنگی را در جهان پدید می‌آورد و همه خاص‌های فرهنگی را به چالش می‌طلبد (گل­محمدی، 1386: 98).

هلد و همکارانش (1999) عوامل جهانی شدن فرهنگی را به شرح ذیل معرفی می‌کنند:

- فناوری‌های رسانه‌ای جدید: فرهنگ مصرفی غربی اکنون بر دوش انقلاب ارتباطی سوار است، تغییرات فناوری، سرعت، توان و پیچیدگی سیستم‌های ارتباطی مخابراتی را تغییر داده است، به گونه‌ای که در فاصله زمانی بسیار کوتاه یک اختراع موجب اختراع دیگری می‌شود.

- ساختار کمپانی‌های رسانه‌ای جهانی: تنها فناوری نیست ­که به عنوان کارگزار جهانی­شدن فرهنگ عمل می‌کند، بلکه نقش ساختاری شرکت‌های رسانه‌ای نیزقطعی است. تعمیق روزافزون بازارهای جهانی در مورد فیلم، موسیقی، تلویزیون و اخبار با توسعه صنایع فرهنگی چند ملیتی همراه بوده است که خود بخشی ازتوافق‌ها و پروژه‌ها است و اکنون فقط حدود بیست و پنج شرکت بزرگ که اغلب درآمریکا قرار دارند بر بازارهای جهانی تلویزیون، اخبار و سرگرمی احاطه دارند: مانند بی. بی. سی (BBC)، سی. بی. اس (CBS)، سی ان ان (CNN) آسوشیتدپرس و رویتر. سپس هلد، موسیقی پاپ، تلویزیون، سینما و گردشگری را کارگزاران اصلی جهانی شدن فرهنگ را معرفی می‌کند.

- موسیقی پاپ: موسیقی پاپ بدون تردید یکی از مؤثرترین «جهانی­سازان» است. موسیقی پاپ آمریکایی و سپس بریتانیایی بربازار موسیقی سایه افکنده و از اواسط دهه 1950 بخشی از فرهنگ جهان را تشکیل می‌دهد. همان­گونه­که رابرتسون (1991) عنوان می‌کند، سهم موسیقی جهانی دربازار موسیقی، در مقایسه با پاپ غربی بسیار اندک است.

- تلویزیون: امروزه دسترسی جهانی به تلویزیون بسیار بالاست. اغلب گیرندگان در کشورهای مرکز یافت می‌شوند و رشد تعدادکانال‌های زیرزمینی نه ماهواره‌ای تقاضا برای واردات تولید غربی افزایش داده است. ورزش تلویزیون به ویژه فوتبال، مخاطبان زیادی را در جلوی تلویزیون می‌نشاند.

- سینما: شاید بزرگ‌ترین گام برای ظهور فرهنگ جهانی به گونه‌ای که امروزه ما دریافت می‌کنیم، با دسترسی همگانی برتصاویر درحال حرکت و ضبط صدا برداشته شد. واترز(1995) معتقد است این­گونه فناوری‌ها با از بین بردن خطوط متمایز میان فرهنگ‌های غربی بالا و پایین نقش مهمی در دموکراتیزه کردن جوامع بازی کرده‌اند.

- گردشگری: امروزه مردم بیشتری در جهان مسافرت می‌کنند و اغلب توریست‌ها از کشورهای امریکای شمالی، اروپای غربی و ژاپن می‌باشند و تأثیر آن‌ها بر ویژگی‌های فرهنگی و اقتصادی جوامع محلی می‌تواند تعیین کننده باشد(Beynon, 2000: 8-14).

ماکس وبرنوسازی و تجدد را عواملی بسیارموثر در فرایند جهانی­شدن می­دانست­ ازدیدگاه وبر، فرایند عقلانیت چونان حلالی جهانی­ساز است­ که با گسترش آن همه فرهنگ­ها کم وبیش ویژگی­های مشترک پیدا می­کنند. این ویژگی‌های مشترک عبارتند از: غیرشخصی شدن روابط، پیشرفت فن­آوری، اهمیت­یابی تخصص و گسترش کنترل فنی عقلانی بر فرایندهای طبیعی و اجتماعی(گل­محمدی، 1383: 24).

رولاندرابرتسون: جهانی­شدن مفهومی است­که هم برتراکم جهان و هم به تشدیدآگاهی درباره‌ جهان به عنوان یک کل منبع شده است، او به وابستگی متقابل و واقعی جهان و هم آگاهی یکپارچگی جهان اشاره می‌کند(رابرتسون، 1380: 35). دیدگاه رابرتسون درباره­گوناگونی فرهنگ‌ها از یک سو و یگانه شدن فرهنگی از سوی دیگر می‌باشد. بخش عمده‌ این مسأله این است که چگونه وجه جهانی جنبه‌های کلان زندگی با وجه محلی یعنی جنبه‌های خرد زندگی انطباق می‌یابد. به این ترتیب محلی­گرایی مقاومت در برابر جهانی شدن نیست بلکه به منزله‌ برگرداندن وجوه کلان زندگی به زبان بومی است(همان: 18). رابرتسون مسأله‌ دیگری را در چارچوب جهانی شدن مطرح می‌کند که مسأله‌ عام­گرایی و خاص­گرایی می‌باشد. وی مسأله عام و خاص­گرایی را به طور خاص درمورد ژاپن مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است و یاد آور شده که ژاپن اندیشه‌هایی را که بیرون از جامعه‌ خود بوده، گرفته و با روش‌های خاص آن‌ها را درونی کرده و به آن‌ها هویت ژاپنی داده است و اکنون به یک سرمشق جهانی در سطح عام تبدیل شده است و رابرتسون از آن به عنوان محلی­سازی جهانی نام می‌برد(همان).

مارشال مک­لوهان ازجمله نظریه­پردازانی است که نگاهی فرهنگی به جهانی­شدن دارد. به اعتقاد وی «پیشرفته‌ترین و گسترده‌ترین فرایند جهانی­شدن از زمانی آغاز شد که رسانه‌های الکترونیک پا به عرصه ارتباطات گذاشتند». به نظر مک­لوهان این رسانه‌ها ما را قادر می‌کنند جهان را چونان یک­کل درک کنیم (مک لوهان، 1964: 358). وی معتقد است در دهکده­ جهانی انسان­ها به سمت ارزش­ها و مبانی مشترک تسهیل کننده­ زندگی اجتماعی، قواعد مشترک بازی و روش­های مورد توافق حل مسأله حرکت می­کنند و فرهنگ­های قوی­تر نقش بیشتری در شکل دادن به آن ارزش‌ها، قواعد و روش­ها دارند ولی فرهنگ­ها یکسان نمی­شوند و یک فرهنگ ادامه­ حیات را از دست نمی­دهد(محمدی، 1376: 69).

جیمز روزه­نا معتقد است­که ما درجهان­کنونی شاهد دوگونه حرکت تمرکزگرا و گریز ازمرکز می‌باشیم. درحالی­که حرکت تمرکزگرا با تکیه بر فرایند جهانی­­شدن قصد دارد تا باگشودن مرزهای ملی مجموعه‌ای از هنجارها، عادات، آداب و فعالیت‌های مشترک مبتنی بر منابع همگانی را در جوامع مختلف پایه­گذاری کند اما حرکت دیگری نیز در قالب محلی­گرایی سعی دارد تا هویت و فرهنگ بومی خود را حفظ نموده و تعین بیشتری به منافع ملی­کشور بدهد. درحقیقت روزه­نا هیچ­گونه ناسازگاری میان جهانی­شدن و محلی­گرایی نمی‌بیند و دیدگاه همگرایی وی دقیقاً دال بر این موضوع است. براین اساس وی محلی­گرایی را تنها حرکتی در جهت اضمحلال فرایند جهانی شدن نمی‌داند، بلکه معتقد است در نهایت به علت افزایش بیش از حد در میزان وابستگی متقابل، محلی­گرایی نیز درجات انطباق با جهانی شدن سوق پیدا می‌کند.

به عقیده‌ی پوتنام در بستر تعاملات و کنش‌های گروهی، اعتماد به منزله یک مکانیسم اجتماعی با کارکردهای متعدد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روان­شناسی خود نقش­مهمی را دراین زمینه ایفا می‌کند. در واقع زندگی انسان بدون احساس اعتماد به خود، اعتماد به آینده و اعتماد به جهان پیرامون خود همراه با اضطراب و کشمکش تحمل­ناپذیری است­که ممکن است باعث از هم­پاشیدگی فرد و نابودی وی شود. اعتماد، رشد انسان و شکوفایی استعدادها و توانایی‌های او را تسهیل می‌کند و رابطه او با دیگران و جهان را به رابطه‌ای خلاق و شکوفا تبدیل می‌سازد تا فرد بتواند آرامش، امنیت، آزادی و استقلال را در کنار دیگران و با دیگران تجربه کند(پوتنام، 1993: 80).

مانوئل کاستلز(1389) و رولاند رابرتسون(1383) و آنتونی گیدنز(1382) از جمله نظریه­پردازان مشهوری هستند که طرح عظیم نظریه خود را حول ­محور رابطه جهانی­شدن و هویت بنا کرده‌اند. کاستلز در کتاب «قدرت هویت» و رابرتسون در کتاب «جهانی شدن، تئوری‌های اجتماعی و فرهنگ جهانی» مسائل عمده جهان و نیروهای اصلی پویش آن را با رجوع به رابطه جهانی شدن و هویت تحلیل کرده‌اند و با وجود تفاوت در ارزیابی ملازمت جهانی شدن و هویت، بر قدرت هویت تاکید کرده و آن را پایه پویایی‌های کنونی عرصه جهانی قرار داده‌اند. کاستلز هویت را در چارچوب نیروهای مقاومت در برابر جهانی شدن نیروهایی­که سنگرهایی برای مقاومت و بقاء براساس اصول­گوناگون یا متضاد با اصول مورد حمایت نهادهای­جامعه ساخته می‌شود مفهوم­بندی می‌کند درحالی­که رابرتسون هویت را درزمره نیروهای اصلی پویایی جهانی شدن تحلیل کرده است. رابرتسون جهانی شدن را دربطن نظریه‌ای تبیین می‌کندکه فرمول­بندی عام شدن­خاص و خاص شدن­عام مشخص ­کننده آن است. رابرتسون هویت جویی را نه تنها نیرویی در برابر جهانی شدن نمی‌داند بلکه آن ‌را جریانی برای پیش بردن جهانی شدن تحلیل می‌کند در نظریه رابرتسون برای جهانی شدن باید از مسیر هویت جویی به پیشرفت خود ادامه داد.

هویت ملی پدیده اجتماعی، سیاسی و مدرن است که از اواخر قرن نوزدهم به کشورهای جهان سوم و تازه استقلال یافته، راه پیدا کرده است به همین دلیل می‌توان شکل­گیری هویت ملی را با شکل­گیری ملت به معنای امروزی آن مقارن دانست(علم، 1386). هویت ملی به دلیل تأثیر زیادش در تمامی حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی مهم‌ترین نوع از انواع هویت است(احمدی، 1383). به عبارت روشن‌تر هویت ملی فراگیرترین و در عین حال مشروع‌ترین سطح هویت در تمامی نظام‌های اجتماعی است(حیدری، 1383). این اصطلاح در عین حال مفهومی دو وجهی است که همانند اصطلاح هویت، همزمان برافتراق و اشتراک دلالت دارد و امری انباشتی و تراکمی است. درتعریف هویت ملی نکته اصلی این است­که فرد خودش را عضو چه واحد سیاسی می‌داند و تا چه اندازه احساس یگانگی با واحد سیاسی می‌کند. به عبارت دیگر، مسأله این است: افرادی که از لحاظ فیزیکی در یک جغرافیای سیاسی خاص و نظام حکومتی خاص قرار دارند، آیا خود را از لحاظ روانی نیز عضو این نظام سیاسی می‌دانند یا نه؟(قیصری، 1377).

هویت قومی نیز پدیده‌ای پویا، چند بعدی و همیشه در حال تحول است که تعاریف مختلفی از آن صورت گرفته است تاجفل[4] آن را بخشی از مفهوم فرد می‌داند که از آگاهی‌اش نسبت به عضویتش در یک گروه قومی با ارزش‌ها و احساسات مربوط به آن ناشی می‌شود. هلمز[5] هویت قومی را احساس تعلق فرد به یک گروه قومی می‌داند که این گروه میراث فرهنگی، ارزش‌ها و منش‌های خاص خود را دارد (فینی، 2007).

آرزو شالفروش در سال 1389 تحقیقی با عنوان ابعاد هویتی (دینی، قومی، ملی و جهانی) در بین دانش آموزان دختر و پسر پایه دوم متوسطه در رشته‌های ریاضی و تجربی در نواحی پنج‌گانه تبریز با جامعه آماری 385 نفر انجام داده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که: بین مشارکت گروهی و ابعاد هویت رابطه معناداری وجود دارد و با افزایش مشارکت گروهی، هویت جهانی غالب شده و با کاهش مشارکت گروهی، هویت قومی غالب می‌شود. این تحقیق هم­چنین بین میزان احساس تبعیض، پایگاه اجتماعی خانواده دانش­آموز و جنسیت با ابعاد هویت نیز رابطه معنی­داری را نشان می‌دهد.

میشل لاروچ[6] و رنیم حلب4(2010) درتحقیقی با عنوان جهانی­شدن، فرهنگ، مذهب و ارزش درسال 2010 به مقایسه فرهنگ مصرف مسلمانان و مسیحیان لبنان تحت تأثیر جهانی شدن پرداخته و به این نتیجه رسیده‌اند که با وجود تفاوت بین خرده فرهنگ‌ها در درون جامعه از قبیل معنادار بودن ارتباط بین هویت قومی و فرهنگ جهانی مصرف برای مسلمانان، جهانی شدن به طور یکنواخت بر همه گروه‌های قومی و مذهبی در داخل کشور تأثیر می‌گذارد(لاروچ، 2010).

لیندر درتحقیقی با عنوان جهانی شدن، فرهنگ و اطلاعات به بررسی تعامل جهانی شدن، فرهنگ و اطلاعات پرداخته و به این نتیجه رسیده­که شفافیت دانش جهانی دارای دوجنبه است: یکی ارائه محصول بیشتر و دیگری ارائه اطلاعات و خدمت به مصرف ­کننده. وی معتقد است با توجه به این­ که مصرف کنندگان دارای نظام ارزشی متفاوت هستند آگاهی آنان در مورد روند تولید، شرایط ­کاری و دستمزد کارگران، شرایط و چگونگی مواد اولیه تولید بر روی انتخاب آنان تأثیر می‌گذارد و ارائه این اطلاعات به مدد جهانی شدن می‌تواند صورت بگیرد(لیندر، 2010).

 

فرضیه‌های تحقیق

- ‌دانشجویان با پایگاه اقتصادی، اجتماعی متفاوت ازنظر گرایش به جهانی شدن فرهنگ با هم متفاوتند.

- بین میزان تعلق به هویت ملی دانشجویان و گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد.

- بین میزان اعتماد اجتماعی دانشجویان و گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد.

- بین میزان تعلق به هویت قومی دانشجویان و گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد.

- بین میزان دسترسی به رسانه‌های ارتباط جمعی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد.

- دانشجویان دختر و پسر از نظر گرایش به جهانی شدن فرهنگ با هم متفاوتند.

- دانشجویان شهری و روستایی از نظر گرایش به جهانی شدن فرهنگ با هم متفاوتند.

- دانشجویان با قومیت‌های متفاوت از نظر گرایش به جهانی شدن فرهنگ با هم متفاوتند.

- دانشجویان با رشته‌های تحصیلی متفاوت از نظر گرایش به جهانی شدن فرهنگ با هم متفاوتند.

متغیرهای پیش­بین: هویت ملی، هویت قومی، اعتماد اجتماعی، دسترسی به رسانه.

متغیرهای زمینه­ای: جنسیت، محل سکونت، قومیت، رشته تحصیلی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی.

متغیر ملاک: گرایش به جهانی شدن فرهنگ.

 

ابزار و روش تحقیق

تحقیق حاضر براساس هدف، از نوع کاربردى و براساس نحوه گردآورى داده‌ها، پیمایشی است. ابزار اصلی جمع­آوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. هم­چنین تحقیق حاضر از لحاظ میزان ژرفایى پهنانگر بوده و با در نظر گرفتن معیار زمان، مقطعى است که در نیمۀ اول سال 1392 انجام گرفته است.

جامعه آماری مورد نظر شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز است که بر اساس آمار ارائه شده از سوی مسئولان دانشگاه 20242 نفر (11423 مرد و 8819 زن) می‌باشد که از میان آن‌ها 377 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه تعیین شده‌اند. واحد تحلیل در این پژوهش فرد است.

روش نمونه­گیری این پژوهش طبقه‌ای بوده است. دراین سنجش برای سنجش اعتبارسازه­ها از اعتبار صوری استفاده شده است. برای بررسی قابلیت پایایی سوال­های پرسشنامه مربوط به هر یک از متغیرها و سازه ها از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شده است و پایایی سوال‌های به دست آمده برای هر یک از متغیرهای تحقیق طبق آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 به دست آمده است که نشان دهنده قابلیت اطمینان (پایایی) بالای پرسشنامه است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss نسخه 21 و در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است.

 

یافته­های تحقیق

در این تحقیق 14.1 درصد دانشجویان دانشجوی رشته علوم انسانی، 19.9 درصد علوم پایه، 58.1 درصد فنی و مهندسی و 8 درصد ادبیات و زبان­های خارجی قرار داشتند. 87.5 درصد دانشجویان آذری، 9.5 درصد فارس زبان و 2.9 درصد کرد بوده­اند. هم‌چنین 42.4 درصد دانشجویان زن و 57.6 درصد مرد بودند.

از نظر سطح طبقه اجتماعی 41.1 درصد از پاسخگویان در سطح پایین، 53.5 درصد در سطح متوسط و 5.4 درصد نیز در سطح بالا قرار داشتند.

 

کشیدگی

چولگی

انحراف معیار

واریانس

میانگین

بیشترین

کمترین

متغیر

2.02

0.75

9.13

83.44

51.80

102

23

گرایش به جهانی شدن فرهنگ

جدول شماره (1): شاخص­های توصیفی مربوط به متغیر ملاک تحقیق

 

جدول (1) نشان می‌دهد متوسط گرایش به جهانی شدن فرهنگ 13/9±80/51 بود و کمترین نمره گرایش به جهانی شدن فرهنگ 33 و بیشترین نمره 102 می­باشد و ضریب کجی (چولگی) 75/0sk= است­که بیانگر مثبت بودن توزیع داده­هاست و درمجموع می‌توان گفت گرایش دانشجویان به جهانی­شدن فرهنگ در حد متوسط می‌باشد.

 

کشیدگی

چولگی

انحراف معیار

واریانس

میانگین

بیشترین

کمترین

متغیر

1.31

1.36

9.85

97.12

17.53

48

8

هویت ملی

جدول شماره (2): شاخص­های توصیفی مربوط به متغیر پیش­بین هویت ملی

 

جدول (2) نشان می‌دهد میانگین گرایش به هویت ملی 85/9±53/17 و حداقل میزان گرایش 8 و حداکثر 48 می‌باشد.

جدول شماره (3): شاخص­های توصیفی مربوط به متغیر پیش­بین اعتماد اجتماعی

کشیدگی

چولگی

انحراف معیار

واریانس

میانگین

بیشترین

کمترین

متغیر

0.99

0.10-

5.30

28.11

23.16

38

9

اعتماد اجتماعی

 

جدول (3) ملاحظه می‌شود میانگین اعتماد اجتماعی 30/5±16/23 به دست آمده که حداقل میزان اعتماد اجتماعی 9 و حداکثر 38 می­باشد.

 

جدول شماره (4): شاخص­های توصیفی مربوط به متغیر پیش­بین هویت قومی

کشیدگی

چولگی

انحراف معیار

واریانس

میانگین

بیشترین

کمترین

متغیر

0.23

0.51

8.81

77.76

33.24

62

13

هویت قومی

 

در جدول (4) ملاحظه می‌شود میانگین اعتماد اجتماعی 30/5±24/23 بوده و حداقل نمره گرایش به هویت قومی 13 و حداکثر 62 می‌باشد.

 

کشیدگی

چولگی

انحراف معیار

واریانس

میانگین

بیشترین

کمترین

متغیر

0.18-

0.04

6.93

48.09

28.19

49

10

دسترسی به رسانه

جدول شماره (5): شاخص­های توصیفی مربوط به متغیر پیش­بین دسترسی به رسانه

 

جدول (5) نشان می‌دهد میانگین دسترسی به رسانه 93/6±19/28 بوده و حداقل نمره دسترسی به رسانه 10 و حداکثر 49 می‌باشد.

- دانشجویان با پایگاه اقتصادی– اجتماعی متفاوت از نظر گرایش به جهانی­ شدن فرهنگ باهم متفاوتند. جهت آزمون فرضیه فوق با توجه به سطح سنجش متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. بر اساس جدول شماره (6) نتایج حاصل از این آزمون نشان داد که بین این دو متغیر رابطه معنی­داری وجود دارد و دانشجویان طبقات بالا گرایش بیشتری جهانی شدن فرهنگ دارند.

 

جدول شماره (6): مقایسه گرایش به جهانی شدن فرهنگ بر اساس پایگاه اقتصادی- اجتماعی

متغیر وابسته

پایگاه اقتصادی- اجتماعی

ضریب همبستگی

معنی­داری

تعداد مشاهدات

گرایش به جهانی شدن فرهنگ

5.659

0.004

268

- بین میزان تعلق به هویت ملی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد.

بر اساس جدول شماره (7) و مطابق آزمون همبستگی پیرسون انجام شده ملاحظه می‌شود مقدار ضریب همبستگی پیرسون برابر با 28/0r= با سطح معناداری 000/0p= به دست آمده که چون سطح معناداری از 05/0 کمتر است نتیجه می‌گیریم رابطه معنی­دار و مستقیمی بین تعلق به هویت ملی و گرایش به جهانی شدن برقرار است که با توجه به مقدار r بسیار ضعیف است.

 

جدول شماره (7): ضریب همبستگی بین جهانی شدن فرهنگ و گرایش به هویت ملی

متغیر

مقدار آزمون

سطح معنی­داری

جمع

هویت ملی

28/0

000/0

377

 

- بین میزان اعتماد اجتماعی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد.

هردو متغیر اعتماداجتماعی و گرایش به جهانی­شدن فرهنگ درسطح فاصله‌ای اندازه‌گیری شده است، برای سنجش رابطه بین دو متغیر از آزمون همبستگی پیرسون استفاده می‌کنیم و مطابق جدول شماره (8) چون سطح معناداری این آزمون برابر با 000/0P= و کمتر از 05/0 می‌باشد بنابراین نتیجه می‌گیریم همبستگی معناداری بین دو متغیر اعتماد اجتماعی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ وجود دارد. هم­چنین جهت رابطه بین دو متغیر مثبت می‌باشد و نشان دهنده آن است که با افزایش میزان اعتماد اجتماعی احتمال گرایش به جهانی شدن فرهنگ افزایش می‌یابد.

           

جدول شماره (8): ضریب همبستگی بین  جهانی شدن فرهنگ و اعتماد اجتماعی

متغیر

مقدار آزمون

سطح معنی­داری

جمع

اعتماد اجتماعی

27/0

000/0

377

- بین میزان تعلق به هویت قومی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد.

هر دو متغیر تعلق به هویت قومی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ در سطح فاصله‌ای اندازه­گیری شده است، برای سنجش رابطه بین دومتغیر از آزمون همبستگی پیرسون استفاده می‌کنیم و براساس اطلاعات جدول شماره (9) چون سطح معناداری این آزمون برابر با 003/0 P=و 15/0r= و سطح معناداری­کمتر از 0/05 می‌باشد بنابراین نتیجه می‌گیریم همبستگی مثبت و معناداری بین دو متغیر هویت قومی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ وجود دارد.

 

جدول شماره (9): ضریب همبستگی بین  جهانی شدن فرهنگ و گرایش به هویت قومی

متغیر

مقدار آزمون

سطح معنی­داری

جمع

هویت قومی

15/0

003/0

377

- بین میزان دسترسی به رسانه و گرایش به جهانی شدن فرهنگ رابطه وجود دارد.

براساس جدول شماره (10) و مطابق آزمون همبستگی پیرسون انجام شده ملاحظه می‌شود مقدار ضریب همبستگی پیرسون برابر با 05/0r= با سطح معناداری 29/0P= به دست آمده که چون سطح معناداری از 05/0بیشتر است نتیجه می‌گیریم رابطه بین تعلق به هویت ملی و گرایش به جهانی شدن معنادار نیست.

جدول شماره (10): ضریب همبستگی بین  جهانی شدن فرهنگ و دسترسی به رسانه

متغیر

مقدار آزمون

سطح معنی­داری

جمع

دسترسی به رسانه

05/0

29/0

377

 

- گرایش به جهانی شدن فرهنگ در بین دانشجویان دختر و پسر متفاوت است.

بر اساس اطلاعات جدول شماره (11) ملاحظه می‌شود مقدار 90/0t=- با سطح معنی­داری 36/0p= به دست آمده و می‌توان گفت که گرایش به جهانی شدن فرهنگ در میان دانشجویان دختر و پسر متفاوت نیست و فرض تحقیق مورد تایید قرار نمی‌گیرد.

 

جدول شماره (11): آزمون مقایسه گرایش به جهانی شدن فرهنگ  در بین دختران و پسران مورد مطالعه

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آزمون تی تست برای مقایسه میانگین‌ها

t

df

سطح معنی­داری

جنسیت

 

مرد

160

30/51

89/8

908/0

375

365/0

زن

217

17/52

30/9

 

- گرایش به جهانی شدن فرهنگ در بین دانشجویان شهری و روستایی متفاوت است.

براساس اطلاعات جدول شماره (12) ملاحظه می‌شود مقدار 244/0t= با سطح معنی­داری 811/0p= به دست آمده و می‌توان نتیجه گرفت که گرایش به جهانی شدن فرهنگ در بین دانشجویان شهری و روستایی یکسان است و فرضیه تحقیق رد می‌شود.

 

جدول شماره (12): آزمون مقایسه گرایش به جهانی شدن فرهنگ  در بین دانشجویان شهرنشین و روستانشین مورد مطالعه

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آزمون تی تست برای مقایسه میانگین‌ها

t

df

سطح معنی­داری

محل سکونت

شهر

335

36/51

69/8

143/2-

94/46

037/0

روستا

42

33/55

60/11

 

- گرایش به جهانی شدن فرهنگ در بین قومیت‌های آذری، فارس و کرد متفاوت است.

جدول شماره (13) آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه نشان می‌دهد سطح معناداری آزمون برابر با 34/0 و بزرگ‌تر از 05/0 می‌باشد بنابراین می‌توان نتیجه­گرفت گرایش به جهانی شدن فرهنگ دربین دانشجویان آذری، فارس و کرد متفاوت نیست.

 

جدول شماره (13): آزمون مقایسه گرایش به جهانی شدن فرهنگ  بر اساس قومیت دانشجویان مورد مطالعه

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه

F

سطح معنی­داری

قومیت

آذری

330

92/51

17/9

1.079

 

0.347

 

فارس

36

69/50

96/9

کرد

11

81/51

13/1

 

- گرایش به جهانی شدن فرهنگ در بین دانشجویان رشته‌های تحصیلی مختلف، متفاوت است.

 براساس اطلاعات جدول شماره (14) وآزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه ملاحظه می‌شود سطح معناداری آزمون برابر با 19/0 و بزرگ‌تر از 05/0 می‌باشد بنابراین می‌توان نتیجه گرفت گرایش به جهانی شدن فرهنگ دربین دانشجویان رشته‌های علوم انسانی، علوم پایه، فنی ومهندسی و ادبیات و زبان‌های خارجی متفاوت نیست.

 

جدول شماره (14): آزمون مقایسه گرایش به جهانی شدن فرهنگ  بر اساس رشته تحصیلی دانشجویان مورد مطالعه

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه

F

سطح معنی­داری

رشته تحصیلی

 

علوم انسانی

53

47/50

28/11

1.196

 

0.195

 

علوم پایه

75

81/53

48/8

فنی و مهندسی

219

49/51

99/8

ادبیات و زبان‌های خارجی

30

40/51

88/6

 

       

 

 

       نتیجه­گیری

شناخت عوامل مرتبط باگرایش به جهانی­شدن فرهنگ هدف اصلی این تحقیق بودکه متغیرهای پیش­بین عبارت بودند از: پایگاه اقتصادی– اجتماعی هویت ملی، اعتماد اجتماعی، هویت قومی، دسترسی به رسانه، جنسیت، محل سکونت، قومیت و رشته تحصیلی. 

- در خصوص رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ نتیجه آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه نشان داد که گرایش به جهانی شدن فرهنگ در بین دانشجویان متفاوت است و دانشجویان دارای پایگاه اقتصادی– اجتماعی بالاتر گرایش بیشتری به جهانی شدن فرهنگ از خود نشان دادند و این یافته با نظریات وبر، بودریار و رابرتسون که شکل زندگی، کار و درآمد و برخورداری از امکانات مادی را شاخصه پایگاه اقتصادی– اجتماعی می‌دانستند و هم­چنین تحقیق محمدبخش در میان دانشجویان دانشگاه تبریز که نشان داد دانشجویان با پایگاه اقتصادی اجتماعی بالا تمایل بیشتری به جهانی شدن از خود نشان داده‌اند، همخوانی دارد.

- در مورد رابطه بین متغیر هویت ملی و گرایش به جهانی­شدن فرهنگ آزمون همبستگی پیرسون نشان داد رابطه معناداری بین این دو متغیر وجود دارد و این یافته موید نظریه رابرتسون می‌باشد که معتقد است برای جهانی شدن باید از مسیر هویت جویی به پیشرفت خود ادامه داد و هم­چنین گیدنز که هویت را در یک رابطه دیالکتیک بین اجتماع‌های محلی تا اجتماع جهانی می‌داند و معتقد است به میزانی که سطح اجتماعات و دایره تعاملات فرد گسترده‌تر می‌گردد، گرایش به سمت هویت جمعی عام‌تر فراهم می‌گردد، می‌باشد.

- در مورد رابطه بین اعتماد اجتماعی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین دو متغیر رابطه معناداری وجود دارد و نظریه پوتنام که اعتماد را زمینه ساز رشد انسان و شکوفایی استعدادها و ایجاد کننده رابطه خلاق میان فرد با دیگران و جهان بیان می‌کند و هم­چنین اینگلهارت­که معتقد است رشد اعتماد اجتماعی درافراد باعث احساس امنیت، آزادی، استقلال و همبستگی اجتماعی هر کدام از طرفین رابطه می‌گردد و اعتماد، زمانی شکل می‌گیردکه افراد، دربارة زندگی و بقای خویش، یعنی آینده وجهان پیرامونشان، امید و اطمینان داشته باشند و هم­چنین دیدگاه جانسون که اعتماد را برای رشد و گسترش روابط ضروری می‌داند و معتقد است برای ایجاد ارتباطات اجتماعی، شخص باید بتواند فضایی آکنده ازاعتماد را ایجاد کند مورد تایید قرارگرفت و می‌توان گفت درجامعه‌ای که افراد دارای میزان بالایی از اعتماد اجتماعی هستند به فرهنگ جهانی نیز اعتماد داشته و گرایش بیشتری به جهانی شدن فرهنگ دارند.

- در باره رابطه بین هویت قومی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ آزمون همبستگی پیرسون نشان داد رابطه معناداری بین دو متغیر وجود دارد و نظریه روزه­نا تأییدی بر این یافته است جائی که جیمز روزه­نا معتقد است که ما در جهان کنونی شاهد دو گونه حرکت «تمرکزگرا» و «گریز ازمرکز» می‌باشیم. درحالی­که حرکت تمرکزگرا با تکیه برفرآیند جهانی­شدن، قصد دارد تا باگشودن مرزهای ملی مجموعه‌ای از هنجارها، عادات، آداب و فعالیت‌های مشترک مبتنی بر منافع همگانی را درجوامع مختلف پایه­گذاری کند؛ حرکت دیگری نیز درقالب «محلی­گرایی» سعی دارد، تا هویت و فرهنگ بومی خود را حفظ نموده و تعین بیشتری به منافع ملی کشور دهد. بنا به استدلال وی، هرچندکه ممکن است به ظاهر میان این دو جریان تناقض و تضادی جدی به چشم بخورد، اما واقعیت این است که رابطه بین این دو حرکت رابطه‌ای علی و معلولی بوده هرگونه پیشرفت در فرآیند جهانی شدن، موجبات توسعه فرآیند محلی کردن را فراهم می‌سازد. در حقیقت روزه­نا هیچ­گونه ناسازگاری میان جهانی شدن و محلی­گرایی نمی‌بیند، و دیدگاه «واهمگرایی» وی دقیقاً «دال بر این موضوع است. بر این اساس، وی واگرایی و محلی­گرایی را نه تنها حرکتی در جهت اضمحلال فرآیند جهانی شدن نمی‌داند، بلکه معتقد است که در نهایت به علت افزایش بیش از حد در میزان وابستگی متقابل، محلی­گرایی نیز در جهت انطباق با جهانی شدن سوق پیدا می‌کند.

بررسی رابطه بین دو متغیر دسترسی به رسانه و گرایش به جهانی شدن فرهنگ با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مورد آزمون قرار گرفته و مقدار (290/0P=) نشان داد که رابطه بین دو متغیر معنادار نبوده و فرض اصلی مورد تایید قرار نمی‌گیرد و نظریه تامپسون که ارتباطات و رسانه را یکی از مهم‌ترین وسایل و اسباب جهانی شدن فرهنگ ذکر کرده، هم­چنین آنتونی گیدنز که جهانی شدن را با گسترش وسایل ارتباطی و ناتوانی مرزها و حاکمیت‌های ملی درکنترل رسانه‌های بین‌المللی مرتبط دانسته و معتقد بودکه با انتشار وسایل ارتباطی اندک اندک کل مرده جهان دارای فرهنگ مشترک می‌شوند و مک­لوهان که رسانه را مهم‌ترین عنصر و تجلی ارتباطات می‌دانست و رسانه‌های همگانی را به عنوان پیام یا وسیله پیام رسان به دلیل داشتن مخاطبین انبوه و امکان گسترش شبکه ارتباطی، دارای استعداد جهانی شدن فرض می‌کرد، در این پژوهش مورد تایید قرار نمی‌گیرد.

جهانی شدن به عنوان یک پدیده یا فرایند تغییراتی را با خود همراه دارد، بهترین راه برای جوامع در حال توسعه در قبال آن مدیریت تغییر است که اتخاذ بهینه این سیاست منوط به اعتماد به نفس، آگاهی از خود و اطلاع از شرایط جدید جهانی است. کشورهای در حال توسعه با کسب آمادگی لازم می‌توانند از هدر رفتن فرصت‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی جلوگیری­کرده و با ارتقای­ دانایی، دانش و فن­آوری­های اطلاعاتی در جهت بهره­برداری از دستاوردهای مثبت جهانی شدن اهتمام و تلاش نمایند و در این باره، اتخاذ تدابیر لازم، برنامه­ریزی دقیق، بهره­مندی از کلیه امکانات و منابع موجود، افزایش آگاهی عمومی جامعه و توسعه شناخت جامع و تخصصی در سطوح مختلف تصمیم گیرندگان کشوری نسبت به ابعاد مختلف این فراگرد ضروری است. 

گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی از قبیل رادیو، تلویزیون، موبایل، ماهواره و اینترنت و وسایل واقعیتی است که به سرعت فراگیر شده و تمامی مردم دنیا (به تناسب پیشرفت و دسترسی) از این تکنولوژی‌ها برخوردار شده و به انبوهی از اطلاعات در حداقل زمان دسترسی پیدا کرده و با افرادی که به لحاظ مکانی ازآن‌ها خیلی دور هستند، به راحتی تماس برقرار می‌کنند. دراین تحقیق ما به دنبال شناسایی عوامل موثر بر گرایش به جهانی شدن فرهنگ در بین دانشجویان به عنوان برجسته‌ترین قشر فرهنگی که در فضای تحقیق و پژوهش قرار داشته و ازتکنولوژی‌های نوین ارتباطی به جهت ضرورت تحصیل استفاده می‌کنند، بودیم و دراین تحقیق ازتئوری‌های نظریه­پردازان مشهور این حوزه چون آنتونی­گیدنز، مارشال مک­لوهان، رولاند رابرتسون، دیوید هلد، مالکوم واترز، بروس کوئن، ژان بودریار، ماکس وبر، سن سیمون، جیمز کلمن، مانوئل کاستلز، آنتونی اسمیت، پیتر ال­برگر و جان تامپسون در زمینه جهانی­شدن فرهنگ و ارتباط آن با متغیرهای سازه‌ای هم­چون هویت ملی، اعتماد اجتماعی، هویت قومی، هویت دینی و دسترسی به رسانه بهره­گیری­ کرده و برای سنجش روابط هر یک از متغیرهای پیش­بین با متغیر ملاک گرایش به جهانی شدن از آزمون‌های آماری متناسب با سطح سنجش گویه­ها از قبیل تی­تست، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی پیرسون استفاده کرده‌ایم. آن­چه در این تحقیق به دست آمده وجود رابطه معنادار بین متغیرهای محل سکونت، پایگاه اقتصادی– اجتماعی، هویت ملی، اعتماد اجتماعی و هویت قومی با متغیر ملاک گرایش به جهانی شدن فرهنگ است و اثبات موقت تئوری‌های اندیشمندانی چون کوئن، وبر، بودریار و رابرتسون در خصوص رابطه بین پایگاه اقتصادی– اجتماعی با گرایش به جهانی شدن فرهنگ، گیدنز و رابرتسون در خصوص رابطه بین تعلق به هویت ملی و هویت قومی با گرایش به جهانی شدن فرهنگ، پوتنام و گیدنز در مورد رابطه بین اعتماد اجتماعی و گرایش به جهانی شدن فرهنگ بود.

 

        پیشنهادهای اجرایی تحقیق

1. براساس نتایج به دست آمده از پژوهش اخیر میانگین دین­داری دانشجویان درسطح پایین می‌باشد؛ لذا پیشنهاد می‌شود برنامه­ریزان و سیاست­گذاران فرهنگی کشور از جمله وزارت­خانه‌ها و سازمان‌های فرهنگی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا سازمان تبلیغات اسلامی (به عنوان سازمانی که بیشترین ارتباط را با جامعه‌ی روحانیت و وعاظ دارد)، روی عنصر دین و تقویت باورها و ارزش‌های دینی در جامعه به ویژه در بین دانشجویان اهتمام بیشتری داشته باشند.

2. براساس یافته‌های تحقیق میانگین اعتماد اجتماعی دربین دانشجویان در سطح پایین بود. پیشنهاد می‌شود رسانه‌های ارتباط جمعی و به ویژه رادیو، تلویزیون­که بیشترین ارتباط را با مردم دارند، و می‌توانند بر افزایش سطح اعتماد اجتماعی اثرگذار باشند، با تهیه و پخش فیلم‌ها و برنامه‌های مناسب با بهره­گیری از نظرات متخصصین امر نسبت به تقویت این مهم اقدام نمایند.

 3. با توجه به سطح پایین میزان تعلق به هویت ملی پیشنهاد می‌شود دستگاه‌های فرهنگی، مراکز و موسسات آموزشی و رسانه‌های ارتباط جمعی اقدامات لازم جهت شناسایی و برجسته­سازی بنیان­ها، اسطوره‌ها، خاطرات و تاریخ مشترک دینی و ملی به عمل آورند.

 

 پیشنهادهای پژوهشی

1. از آن­جا که بیشتر پژوهش‌هایی که درباره نگرش‌ها و باورها صورت می‌گیرد (از جمله پژوهش اخیر)، از نوع مقطعی هستند و پژوهش‌های مقطعی نیز اگرچه کارکردها و فواید متعددی دارند، ولی لازم است چنین تحقیقاتی طی فواصل زمانی تجدید شوند تا روند تغییرات نگرش‌ها و باورها مورد بررسی و عوامل موثر بر آن دقیق‌تر شناسایی شوند. چرا که مطالعاتی که با فاصله‌ زمانی یک یا چند سال انجام می‌گیرند، می‌توانند به شناخت روند تغییرات منجر شده و مسئولان ذی‌ربط را در سیاست­گذاری یاری رسانند.

2. هرکار پژوهشی نیازمند تحلیل مناسب فضای موردمطالعه درهمه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. کیفیت، چگونگی وساختار این عوامل دربین گروه‌های مختلف اجتماعی و قومی متفاوت است، آن­چه دراین پژوهش مورد بررسی قرارگرفت گرایش به بعد فرهنگی جهانی­شدن دربین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تبریز بود. پیشنهاد می‌شود درپژوهش‌های آتی­گرایش به ابعاد سیاسی، اقتصادی جهانی شدن در بین دانشجویان و سایر اقشار جامعه مورد بررسی قرار گیرد.

3. امروزه بیشتر تحقیقات و کارهای پژوهشی­ کمی و پیمایشی است، می‌طلبد تاکید بیشتری بر تحقیقات کیفی، ژرفانگر، مبتنی بر ارتباط متقابل، مشاهده مشارکتی درونی، نزدیکی فرهنگی و مصاحبه‌های اکتشافی صورت گیرد.

 

     منابع

آزادارمکی، ت. (1380). تلقی از جهان و تغییرات فرهنگی ناشی از آن (جامعه و فرهنگ، مجموعه مقالات). تهران : انتشارات آرون، چاپ اول.

اوحدی، م. ( 1376). رسانه‌ها وجهانی شدن فرهنگ در رسانه‌ها و فرهنگ. تهران : انتشارات سروش.

بروجردی، م. (1378). روشنفکران ایرانی و غرب. ترجمه‌: ج، شیرازی. تهران : نشر پژوهش فرزان­روز.

تامین، م. (1373). جامعه­شناسی قشربندی و نابرابری‌های اجتماعی. ع، ا، نیک­گهر. تهران: انتشارات توتیا.

جواهری، ف. (1386). کند و کاوی در آثار قشربندی جامعه، بررسی تأثیر پایگاه اجتماعی– اقتصادی دانشجویان بر گرایش‌ها و رفتار آنان. پژوهشنامه علوم انسانی. شماره 53. 

دواس. د، ا. (1376). پیمایش در تحقیقات اجتماعی. ترجمه: ه، نائبی، تهران: نشرنی.

  رابرتسون، ر . (1380). جهانی شدن تئوری‌های اجتماعی و فرهنگی جهانی. ترجمه‌: ک، پولادی. تهران: نشر ثالث.

رفیع­پور، ف. (1373). سنجش گرایش روستائیان نسبت به جهاد سازندگی. تهران: مرکز تحقیقات روستایی جهاد سازندگی.

سرمدی، ز؛ و دیگران. ( 1381). روش‌های تحقیق در علوم رفتاری. تهران: انتشارات آگاه.

سلیمی، ح. ( 1379). فرهنگ­گرایی، جهانی شدن و حقوق بشر. تهران: مرکز انتشارات وزارت امور خارجه.

شالفروش شتربانی، آ. (1389). بررسی ابعاد هویتی (جهانی، ملی، قومی و دینی) دانش­آموزان دوره متوسطه و عوامل مرتبط با آن. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.

قدیمی، م. (1386). بررسی میزان اعتماد اجتماعی و عوامل موثر بر آن در بین دانشجویان دانشگاه‌های زنجان. دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشنامه علوم انسانی. شماره 53.

گیدنز، آ. (1388). پیامدهای مدرنیته. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز. چاپ پنجم.

گیدنز، آ. ( 1379). جهان رها شده. ترجمه: ع، ا، سعیدی؛ و دیگری. تهران: انتشارات علم و ادب. چاپ اول.

هلد، د؛ و دیگری. (1388). نظریه‌های جهانی شدن. ترجمه: م، کرباسیان. تهران: نشر سرچشمه.

Brown, G. J. (2006). High School Students’ Perceptions of and Attitudes toward: Globalizatioin Estado de México, México, and Texas, U.S.A.

Inglehart, Ronald. (1999). Trust; Well- being and Democracy. In Warren Marke (ed.) Democracy and Trust. Cambridge: Cambridge University Press. 88-120.

jiwon, o. (2007) globalization, medias and east asia cultural assumptions.

Laroche, M., & Hallabm R. (2010). Globalization, culture, religion, and values: Comparing consumption patterns of Lebanese Muslims and Christian.

Leidner, D. E. (2010). Globalization, culture, and information: Towards global Knowledge transparency.

Mingaleva, Zh and Mirskikh, I. (2012). Globalization in education in Russia an Analysis of International Baccalaureate Students.

Nettl, J. P. & Robertson, R. (1968). International Systems and the Modernization of NewYork: Basi Societies.

 

 



1. کارشناس ارشد جامعه­شناسی، تبریز- ایران.                                                         khosrw_akbary@yahoo.com E- mail:

2. استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد- ایران.                             E- mail: h_mirzaei2010@yahoo.com

3. استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز- ایران.                                               t.aghayari@tabrizu.ac.irE- mail:

[4]. Tajfel

[5]. Helms

3. Michel Laroche

Ranim Hallab 4.

 

آزادارمکی، ت. (1380). تلقی از جهان و تغییرات فرهنگی ناشی از آن (جامعه و فرهنگ، مجموعه مقالات). تهران : انتشارات آرون، چاپ اول.

اوحدی، م. ( 1376). رسانه‌ها وجهانی شدن فرهنگ در رسانه‌ها و فرهنگ. تهران : انتشارات سروش.

بروجردی، م. (1378). روشنفکران ایرانی و غرب. ترجمه‌: ج، شیرازی. تهران : نشر پژوهش فرزان­روز.

تامین، م. (1373). جامعه­شناسی قشربندی و نابرابری‌های اجتماعی. ع، ا، نیک­گهر. تهران: انتشارات توتیا.

جواهری، ف. (1386). کند و کاوی در آثار قشربندی جامعه، بررسی تأثیر پایگاه اجتماعی– اقتصادی دانشجویان بر گرایش‌ها و رفتار آنان. پژوهشنامه علوم انسانی. شماره 53. 

دواس. د، ا. (1376). پیمایش در تحقیقات اجتماعی. ترجمه: ه، نائبی، تهران: نشرنی.

  رابرتسون، ر . (1380). جهانی شدن تئوری‌های اجتماعی و فرهنگی جهانی. ترجمه‌: ک، پولادی. تهران: نشر ثالث.

رفیع­پور، ف. (1373). سنجش گرایش روستائیان نسبت به جهاد سازندگی. تهران: مرکز تحقیقات روستایی جهاد سازندگی.

سرمدی، ز؛ و دیگران. ( 1381). روش‌های تحقیق در علوم رفتاری. تهران: انتشارات آگاه.

سلیمی، ح. ( 1379). فرهنگ­گرایی، جهانی شدن و حقوق بشر. تهران: مرکز انتشارات وزارت امور خارجه.

شالفروش شتربانی، آ. (1389). بررسی ابعاد هویتی (جهانی، ملی، قومی و دینی) دانش­آموزان دوره متوسطه و عوامل مرتبط با آن. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.

قدیمی، م. (1386). بررسی میزان اعتماد اجتماعی و عوامل موثر بر آن در بین دانشجویان دانشگاه‌های زنجان. دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشنامه علوم انسانی. شماره 53.

گیدنز، آ. (1388). پیامدهای مدرنیته. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر مرکز. چاپ پنجم.

گیدنز، آ. ( 1379). جهان رها شده. ترجمه: ع، ا، سعیدی؛ و دیگری. تهران: انتشارات علم و ادب. چاپ اول.

هلد، د؛ و دیگری. (1388). نظریه‌های جهانی شدن. ترجمه: م، کرباسیان. تهران: نشر سرچشمه.

Brown, G. J. (2006). High School Students’ Perceptions of and Attitudes toward: Globalizatioin Estado de México, México, and Texas, U.S.A.

Inglehart, Ronald. (1999). Trust; Well- being and Democracy. In Warren Marke (ed.) Democracy and Trust. Cambridge: Cambridge University Press. 88-120.

jiwon, o. (2007) globalization, medias and east asia cultural assumptions.

Laroche, M., & Hallabm R. (2010). Globalization, culture, religion, and values: Comparing consumption patterns of Lebanese Muslims and Christian.

Leidner, D. E. (2010). Globalization, culture, and information: Towards global Knowledge transparency.

Mingaleva, Zh and Mirskikh, I. (2012). Globalization in education in Russia an Analysis of International Baccalaureate Students.

Nettl, J. P. & Robertson, R. (1968). International Systems and the Modernization of New York: Basi Societies.