بررسی عوامل مرتبط با گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار مدعو دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

چکیده

مقاله حاضر با هدف بررسی عوامل مرتبط با گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه در میان دانشجویان کارشناسی ارشد زن غیرشاغل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال تحصیلی 1389- 1388 انجام شده است. متغیرهای مستقل در این مقاله شامل انگیزه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و کلیشه­های جنسیتی است. متغیر وابسته گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه می­باشد.
در این مقاله پس از تعاریف مفهومی گرایش و اشتغال به تئوری­های توضیح دهنده گرایش پرداخته می­شود. در مرحله بعدی نظریه جامعه­پذیری فرهنگی، دیدگاه فمینیستی، تئوری­های تقسیم کار جنسیتی اقتصادی، فرایند تجزیه جنسیتی کار درجهان غرب و نظرات تصورات قالبی رفتار پرداخته شده و فرضیه­های مربوط بحث و نتیجه­گیری شده است.
جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی ارشد زن غیرشاغل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال تحصیلی 1389-1388 است که تعداد کل آن­ها 1887 نفر می­باشد. از این تعداد، طبق فرمول کوکران و برحسب واریانس به دست آمده از پیش آزمون پرسشنامه، حجم نمونه آماری به تعداد 216 نفر محاسبه و انتخاب شد. نمونه­گیری به شیوه خوشه­ای و به تفکیک دانشکده انجام گرفت.
در آزمون روابط متغیرها، از تحلیل آماری رگرسیون چندگانه به روش Enter و آزمون­های r پیرسون استفاده شده و نتایج به دست آمده به شرح زیر می­باشد: گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه با انگیزه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و کلیشه­های جنسیتی آنان رابطه مستقیم و معنی­داری دارد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the factors associated with the tendency of students to work outside home.

نویسندگان [English]

  • Nematolah Tagavi 1
  • Mina Soltani 2
چکیده [English]

This paper aims to examine factors associated with the tendency of female students to work outside the home among non-working graduate female students in Islamic Azad University of Tabriz in 1389.Independen variables in this article are economic, social, cultural and family motivations and gender stereotypes. Dependent variable is the tendency of students to work outside the home.
The population is non-working graduate female students in Islamic Azad University of Tabriz which are 1887 students. The sample population is 216 which are calculated and selected using Kokran formula and survey.In testing variables multiple regression method and Pearson r were used.
The results showed that female students tendency to work outside home has a significant relationship with the economic, social, cultural and family motivations and gender stereotypes. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tendency
  • Employment
  • Economic
  • Social
  • Cultural and Family Motivations
  • Gender Stereotype

 

 

 

 

 

بررسی عوامل مرتبط با گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه

 

دکتر نعمت­الله تقوی[1]

مینا سلطانی[2]

 

چکیده

مقاله حاضر با هدف بررسی عوامل مرتبط با گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه در میان دانشجویان کارشناسی ارشد زن غیرشاغل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال تحصیلی 1389- 1388 انجام شده است. متغیرهای مستقل در این مقاله شامل انگیزه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و کلیشه­های جنسیتی است. متغیر وابسته گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه می­باشد.

در این مقاله پس از تعاریف مفهومی گرایش و اشتغال به تئوری­های توضیح دهنده گرایش پرداخته می­شود. در مرحله بعدی نظریه جامعه­پذیری فرهنگی، دیدگاه فمینیستی، تئوری­های تقسیم کار جنسیتی اقتصادی، فرایند تجزیه جنسیتی کار درجهان غرب و نظرات تصورات قالبی رفتار پرداخته شده و فرضیه­های مربوط بحث و نتیجه­گیری شده است.

جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی ارشد زن غیرشاغل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال تحصیلی 1389-1388 است که تعداد کل آن­ها 1887 نفر می­باشد. از این تعداد، طبق فرمول کوکران و برحسب واریانس به دست آمده از پیش آزمون پرسشنامه، حجم نمونه آماری به تعداد 216 نفر محاسبه و انتخاب شد. نمونه­گیری به شیوه خوشه­ای و به تفکیک دانشکده انجام گرفت.

در آزمون روابط متغیرها، از تحلیل آماری رگرسیون چندگانه به روش Enter و آزمون­های r پیرسون استفاده شده و نتایج به دست آمده به شرح زیر می­باشد: گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه با انگیزه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و کلیشه­های جنسیتی آنان رابطه مستقیم و معنی­داری دارد.

واژگان کلیدی:گرایش، اشتغال، انگیزه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی وکلیشه­های جنسیتی.

 

بیان مسئله

 امروزه شاغل بودن زنان یکی از مسایلی است که در اجتماع مطرح است که در اجتماع مطرح است. زنان به علل گوناگون به کار روی می­آورند و حتی علاوه بر مسئولیت خود در خانه و تربیت فرزندان، مسئولیت­های اجتماعی را نیز پذیرا شده­اند. در این­جاست که ما با قشری به عنوان زنان شاغل روبرو هستیم. افرادی که در دو جبهه مهم یعنی جامعه و خانواده مشغول خدمت و انجام وظیفه می­باشند. با تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی و پیچیده­تر شدن تقسیم کار، امروزه زنان علاوه بر ایفای نقش در خانواده، پذیرای مسئولیت­های عمده­تری نظیر اشتغال در بیرون ازخانه می­باشند. اشتغال زنان با مسائل عمده­تری نظیر اشتغال در بیرون از خانه می­باشند. ورود ماشین و صنعت بر اشتغال زنان اثرگذاشته و آنان را از مشاغل سنتی به سوی بخش­های صنعتی سوق داده است. یکی از بسترهای اساسی توسعه در هر کشور افزایش سطح تحصیلات و مهارت­های لازم برای توان­مندسازی در زمینه اشتغال و کاریابی محسوب می­شود و بر این اساس در کشور ایران در دهه­های 70 و 80 سرمایه­گذاری­های زیادی در زمینه آموزش عمومی، فنی و حرفه­ای و عالی انجام پذیرفته و خیل عظیمی از زنان با بهره­گیری از آموزش­ها در راستای توان­مندسازی خویش تلاش نموده وتوانسته­اند مهارت­های لازم را برای فعالیت در عرصه­های مختلف اقتصادی و اجتماعی به دست آوردند. آنان انتظار دارند تا جامعه پذیرای آنان بوده و بستر لازم جهت ایفای نقش آنان در جامعه فراهم آورد و پایگاه اجتماعی و اقتصادی و موقعیت مطلوب­تری برای آنان فراهم شود. با وجود این که زنان ایرانی به انحای مختلف سعی در بروز خلاقیت و نشان دادن توان­مندی­های خود در عرصه­های مختلف اقتصادی و اجتماعی دارند، اما چنین به نظر می­رسد که بسترهای مورد نیاز برای حضور زنان در عرصه­های مختل به نحومطلوب فراهم نشده وجامعه کمترپذیرای فعالیت آنان، بالاخص درعرصه اقتصادی است. بنابراین لازم است تا تمهیدات لازم نظیر توان­مندسازی و تقویت مهارت­های آنان در راستای استفاده بهینه از توانایی­ها و شایستگی­های زنان در عرصه­های مختلف بالاخص در اقتصاد فراهم شود و فراهم سازی شرایط حضور بیشتر زنان در جامعه ناظر بر دو بعد فردی و اجتماعی است. بعد فردی در چارچوب خانواده و در احراز شرایط اختصاصی و بعد اجتماعی به شرط حضور در فعالیت­های اقتصادی و اجتماعی و پذیرش مسئولیت در اجتماع تحقق می­یابد(موسی­پور، 1387: 5-4).

گروهی ازجامعه­شناسان براساس یافته­های تحقیقاتی بر این باورند که زنان درمراحل مختلف جامعه­پذیری با نقش­های جنسیتی مواجه می­شوند ارزش­های فرهنگی که زنان را در خانه به تصویر می­کشد، با ساختار شغلی که زنان را به استخدام دعوت می­کند در تضاد است زیرا نگرش زنان نسبت به خود، در نیاز به پیشرفت و عدم اطمینان نسبت به آینده تاثیر می­گذارند(شادی­طلب، 1381: 152ـ 151).

میزان مشارکت زنان ایرانی در فعالیت­های اقتصادی و تولیدی در سال 15 سال گذشته کاهش یافته است. در فاصله­ی سال­های 70 – 1355 با وجود افزایش تعداد زنان فعال از 449 هزار به 630 هزار نفر، میزان مشارکت زنان در اقتصاد کشور به دلیل موانع اقتصادی بازارکار از9/12 به 7/8 درصد سقوط کرده است. این داده­ها نشان می­دهدکه شرایط و امکانات لازم برای استفاده از سرمایه­گذاری­های انجام شده در زمینه منابع انسانی، حداقل در مورد زنان فراهم نشده و نمی­توان انتظار داشت که بهره­وری از نیروی کار زنان با این نوع سرمایه­گذاری ارتقاء یابد(سخاوت، 1380: 34-33).

در مواردی، موانع و مشکلات موجود ریشه­های فرهنگی و تاریخی دارد، لذا به راحتی نمی­توان آن­ها را از میان برداشت. براساس مطالعات و تحقیقاتی که در سال 1994 روی نقش زنان درتوسعه صورت گرفته، سه عامل عمده مؤثر برموقعیت ضعیف زنان در جامعه شناسایی گردیده است:

1- فرهنگ مدیریتی که در آن تسلط با مردان است و بدین سبب مردان به راحتی تعویض اختیار (موقعیت) نمی­نمایند.

2- روند گذشته جامعه که تبعیض­هایی را بین دو جنس به وجود آورده است.

3- نادیده گرفتن پناسیل­ها و توانایی­های زنان در امور مربوط به مدیریت اقتصادی (شیخی، 1380: 173- 172).

با این وجود نتیجه­ی نظرسنجی­ها در ایران نشان می­دهد که وضعیت کشور ما از نظر فعالیت زنان در عرصه­های اقتصادی مطلوب نیست و عوامل متعددی در این مسئله مؤثرند، به طوری که می­توان گفت وجود کلیشه­های جنسیتی، انتخاب شغل را برای زنان محدود می­سازد، آنان نسبت به مردان پاداش کمتری می­گیرند و اغلب زنان در برنامه­های آموزشی و ارتقای شغلی نادیده گرفته می­شوند(نوروزی و دیگری، 1385: 2).

 

تعریف مفهومی گرایش و اشتغال

 1) گرایش

از نظر لغت­شناسی گرایش دارای دو جزء است که هر دو به معنای انطباق می­باشد. یک جزء آن به معنای استعداد یا تمایل و بیانگر تناسب، صلاحیت و یا توانایی است و جزء دیگر آن ازهنر گرفته شده است که معنای اظهار حالت یا اشکال بیان یا مجموعه­ای از حالات تجسم شده است. آلپورت در نظریه شخصیت خود، گرایش را یک حالت روانی آمادگی برای انجام یک عمل که بر اساس تجربیات سازمان یافته و روی عکس­العمل افراد نسبت به پدیده­ها و موفقیت­ها به صورت پویا مؤثر است، معرفی می­کند(پرچمی، 1382: 8). روزنبرگ و هاولند در تعریف گرایش می­گویند گرایش، آمادگی (تمایل قبلی برای پاسخی مسلم، قطعی و معلوم به محرک­های خاص است. این پاسخ­ها با احساس که مربوط به ارزیابی احساسی مثل دوست داشتن یا نداشتن است)، شناخت (که مربوط به عقاید، باورها و ایده­ها درباره موضوع گرایش است) و رفتار (که مربوط به تصمیمات رفتاری یا تمایلات کنشی است) مرتبط هستند. برای بررسی گرایش­های افراد، می­توان از سه جزء، یعنی احساسات، شناخت و رفتار بهره گرفت(همان منبع). رفیع­پور به نقل از درور فروهیخ (Frohick)، گرایش را به معنای نظامی از تمایلات، عقاید و اعتقادات یک فرد نسبت به پدیده­های محیط خود معرفی می­کند. این نظام از تمایلات  و ... در طول زمان و در پی تاثیرات محیطی و تجربیات قبلی، شکل­گیری می­شود وکم و بیش دارای قوام و دوام است. گرایش به یک موضوع، علاوه بر ایجاد رابطه­ی متقابل میان افراد، زمینه را برای فعالیت افراد در یک گروه متشکل آماده می­سازد. لذا اهداف و آرمان­های خود و موضوع گرایش ارتباط بسیار نزدیکی پیدا می­کند. لذا با گرایش به سمت آن موضوع سعی در دنبال کردن اهداف خود دارد و بدین طریق نیازهای مختلف خود را برآورده می­سازد. پس به گرایش از دو سو می­توان نگریست: نخست از دیدگاه فردی که به موضوعی گرایش پیدا می­کند ودوم این که موضوع گرایش چه هدفی را ازپیوستن افراد به آن دنبال می­کند. آن­چه در جامعه کنونی ما شایسته بررسی است، هر دو جهت موضوع می­باشد. خصوصاً آن افرادی که به موضوعی گرایش پیدا می­کنند، از قشر زنان، به ویژه زنان شاغل که نیمی از جامعه را تشکیل می­دهند. اگر به مسایل این قشر خاص و حساس توجه نشود، چه بسا جامعه در آینده دچار مشکل خواهد شد. به طور کلی پذیرفته شده است که اگر گرایش­های دارای ماهیت اجتماعی نقش احساسی را در اقدامات جامعه مدرن بازی می­کنند و برکیفیت زندگی همه افراد آن جامعه تاثیر می­گذارند. اگر گرایش­های مطلوب شناسایی شوند و اجتماع هم با آن­ها موافق باشد؛ کیفیت بهتری از زندگی تضمین خواهد شد. اصولاَ با شناسایی عوامل مرتبط با گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه، می­توان عواملی را که تاثیر زیادی دارند، با ایجاد بسترهای مناسب تقویت کرد و عواملی را که مانع گرایش زنان به اشتغال در خارج از خانه می­شود شناسایی نمود و راه حل­های مناسبی برای اصلاح یا تسهیل این موانع ارائه نمود تا گرایش مورد نظر تقویت و گسترش یابد.

 2) اشتغال  

وضعیت­ داشتن شغل و مشغول بودن به­ شغل معین را اشتغال گویند. اشتغال به وضعیتی اطلاق می­شود که درآن به ازای شرکت مستقیم وفعال درجریان تولید و انجام خدمات، پاداش یا فردی به صورت نقدی یا جنسی پرداخت می­شود، و شاغل کسی است که شغلی را داراست و به این شغل به عنوان حرفه و تخصص آگاهی دارد. اشتغال ترتیبی است قراردادی به منظور کار کردن برای دیگری، کارفرما یا استخدام کننده معمولاً ویژگی­های زیر را دارد:

1ـ از لحاظ مکانی از خانه جدا است. 

2ـ زمان انجام دادن آن در اوقات مشخص است که از فعالیت­های دیگر متمایز است.

3ـ منبع در آمد است.

4ـ هویت وپایگاه اجتماعی را در داخل جامعه مشخص می­کند(تقوی، 1388: 115).

 

نظریه­های  مرتبط با گرایش زنان به اشتغال

تئوری انگیزش: برای تعیین و تبیین گرایش زنان به اشتغال نظرات مختلفی ارائه شده که در این قسمت به نظریات انگیزشی فروید، مک کله­لند، هرزبرگ، مزلو و وروم می­پردازیم. درروان­شناسی و روان­شناسی­اجتماعی، تئوری­های گوناگونی برای تعریف انگیزه­های بشری آورده شده­اند. طبق نظر فروید، انسان­ها توسط عوامل ناخود آگاه به عمل برانگیخته می­شوند. از نظر وی، (Id) نام دارد و نشان از غرایز اساسی بشر دارد. مفهوم­سازی آگاهانه ما ازخود (Igo) سعی درکنترل این عناصر دارد و هدایتگر درونی غیرآگاه دیگر یعنی فراخود (Super Igo) افکار و اعمال خود را مورد نقد و بررسی قرار داده و هنگامی که به نظر می­رسد خود تسلیم نهاد شده است، دچار گناه و هیجان می­شود. فراخود نتیجه جامعه­پذیری اولیه، به خصوص آموخته­ها از طریق والدین در دوران کودکی است(50 :1980 Hofstede,).

نظریه جامعه­پذیری فرهنگی: هافشتد با طرح نظریه جامعه­پذیری فرهنگی، رفتار کاری و سازمانی افراد در انواع جوامع به تصویر می­کشد. با رای کشورهایی با ویژگی پرهیز از عدم اطمینان، «فراخود» (Super Igo) هم­چون یک نیروی درونی عمل می­کند. انجام کار دقیق وسخت، راهی برای کاهش فشاراست. این وضعیت درکشورهایی با سطح پایین فردگرایی تقویت می­شود. احساس درونی مسئولیت در مقابل اجتماع، نقش مهمی در این جوامع ایفا می­کند. در جوامع فردگرا، نیاز به عمل بر اساس منافع فردی طبق تئوری انتظار قابل تبیین است. در این جوامع اعمال افراد به خاطر انتظار کسب رضایت صورت می­گیرد. چهار ویژگی فاصله قدرت، پرهیز از عدم اطمینان، جمع­گرایی و مردانگی تعیین کننده­ی توصیفی از سیستم­های ارزشی هر جامعه است. ترکیبی از این ویژگی­ها در تعریف ساختار سازمان کاری کارآمد نقشی اساسی دارد. به عنوان مثال، افراد در کشورهایی با فاصله قدرت زیاد، ترجیح می­دهند تصمیمات به صورت متمرکز گرفته می­شود، زیرا حتی سرپرستان نیازمند وابستگی به سرپرستان مافوق خود هستند. در مقابل در کشورهای با فاصله قدرت کم، افراد قدرت کم، افراد ترجیح می­دهند تصمیمات  غیر متمرکز اتخاذ شود50) .(Ibid:

دیدگاه فمینیستی: در این دیدگاه دو مفهوم متفاوت قابل پیگیری است. این دو مفهوم که در دهه 80  بحث­های بسیاری را به همراه داشت، عبارتند از: برابری جنسیتی وتفاوت­های جنسیتی. در مفهوم برابری جنسیتی، اصول مورد توجه گرایش به کوچک شهری یا حتی فراموشی تفاوت­های جنسیتی است. علت این بی­توجهی آن است که این­گونه تمایزات، مانعی برای رسیدن به برابری­های اجتماعی واقتصادی محسوب می­شود. در این صورت، تفاوت­های جنسیتی باید به عنوان یک مقوله بی­ربط در مکاتب، وضع قانون، دادگاه­ها و اشتغال در نظر گرفته شده کنار گذاشته شود.(Doucet, 1995: 272)

تئوری­های تقسیم کار جنسیتی اقتصادی: سه دسته تئوری به تبیین این مفهوم می­پردازند:

1) نئوکلاسیک­ها: تراکم زنان در بعضی از مشاغل، سرمایه انسانی، مهارت و تخصص کمتر آن­ها،

2) تئوری جدا سازی بازار کار: شرایط نابرابر و متفاوت کار برای زنان و مردان،

3) نظریه طرف­داران حقوق اجتماعی زنان: موقعیت فروتر زنان دربازار کاربه تبعیت ازنظام­های جامع اجتماعی که ناشی از موقعیت کمتر زن در خانه و فرمانبرداری وی از مرد است. فیمینیسم لیبرال با پافشاری بر حقوق برابر، معتقد است که سرمایه انسانی و استعداد زنان ناشی از فرصت­هایی است که برای ارتقای توانایی آن­ها در اختیارشان گذاشته می­شود. در صورت وجود چنین فرصت­هایی، جوهره­ی وجود زنان، همتراز مردان آشکار خواهد شد و همانند آن­ها از کار لذت خواهند برد. سازمان بوروکراسی، سازمان سلسله مراتبی، محدودکننده و غیرانسانی است که انتخاب را از انسان­ها می­گیرد و حتی ممکن است نتایج ناخواسته و نارضایتی به همراه آورد. بدین ترتیب قابل رها کردن است(Tepper man, 1998: 34).

فرایند تجزیه جنسیتی کار:بسیاری ازتحقیقات در مورد مشاغل مختلف، ازکار یدی گرفته تا غیریدی، نشان می­دهد که مؤلفه­های مرتبط با شغل، مثل عزت نفس، فشار کار، رضایت شغل و مانند آن پیش­بینی کننده­هایی دقیق برای رفتار کارکنان اعم از زن و مرد هستند گرچه در ورود به مشاغلی که به صورت سنتی مردانه تلقی می­شده افزایش اساسی از جانب زنان صورت گرفته است. ولی هنوز تجزیه­ی جنسیتی مشاغل یکی ازپایدارترین اشکال بازارکار است. محتوا و شرایط کار برای زنان نسبت به مردان کمتر مورد توجه و مطالعه قرارگرفته و درمقابل اندکی ازتحقیقات به رابطه بین پذیرش مسؤلیت­های خانگی وپیامد آن برای کنش مردانه پرداخته­اند(Emslie, 1999:36).

 

 

 

 

نظرات تصورات قالبی رفتار (کلیشه­های جنسیتی)

الف) تعریف کلیشه یا تصورات قالبی رفتار: تعریف کلیشه از وشستاکون عبارت است از: «گرایش به یکنواختی و یکسان­سازی، یعنی حذف خصوصیات فردی و تفاوت­ها و روحیه انتقادی در مباحثه و ابراز عقیده». کلیشه از آن­جا که با تصمیم نابجا و ساده­انگاری افراطی همراه است، پدیده­ای منفی به حساب می­آید که تعریف واقعیت را در پی دارد. نادرستی کلیشه نیز در آن است که بی هیچ مبنای علمی و با استناد به یک تفاوت کاذب طبیعی خصوصیاتی را به یک قوم نسبت می­دهد.

ب) محتوای کلیشه­ها: کلیشه­ها در برگیرنده تصاویر، نگرش­ها، احساسات یا اعمال هستند. کلیشه­ها ممکن است به جنبه جسمانی یک گروه انسانی (زنان یا مردان) یا به خصوصیات فکری، عاطفی و از موقعیت اجتماعی یک گروه انسانی مربوط شوند. ذهن انسان با کلیشه­سازی به عملی دوگانه دست می­زند: از یک سو خصوصیات و توانایی­هایی را به زنان نسبت می­دهد که در مردان از آن­ها نشانی نیست و از سوی دیگر مردان را از ویژگی­ها و توانایی­هایی بهره­مند می­سازد که زنان از آن محرومند (میشل، 1376: 22).

 

اهداف پژوهش

هدف­های این پژوهش را تحت عناوین هدف­های کلی و هدف­های جزیی می­توان بیان کرد.

هدف کلی: تعیین رابطه هریک ازعوامل مرتبط با گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه. 

هدف­های جزیی: 

1) تعیین رابطه بین انگیزه­های اقتصادی باگرایش زنان دانشجو به اشتغال درخارج از خانه.

2) تعیین رابطه بین انگیزه­های اجتماعی با گرایش زنان دانشجو به اشتغال درخارج از خانه.

3) تعیین رابطه بین انگیزه­های فرهنگی با گرایش زنان دانشجو به اشتغال درخارج از خانه.

4) تعیین رابطه بین انگیزه­های خانوادگی با گرایش زنان دانشجو به اشتغال درخارج از خانه.

5) تعیین رابطه بین کلیشه­های جنسیتی با گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه.

 

فرضیه­های پژوهش

1- بین وجود انگیزه­های اقتصادی و گرایش زنان دانشجو به اشتغال درخارج ازخانه رابطه وجود دارد.

2- بین وجود انگیزه­های اجتماعی و گرایش زنان دانشجو به اشتغال درخارج ازخانه رابطه وجود دارد.

3- بین وجود انگیزه­های فرهنگی و گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج ازخانه رابطه وجود دارد.

 4- بین وجود انگیزه­های خانوادگی وگرایش زنان دانشجو به اشتغال درخارج از خانه رابطه وجود دارد.

5- بین وجود کلیشه­های جنسیتی وگرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه رابطه وجود دارد.

 

روش تحقیق

این پژوهش از نظرکنترل شرایط پژوهش یک مطالعه پیمایشی است و چون در یک مقطع زمانی معین صورت گرفته یک مطالعه مقطعی می­باشد از آن­ جا که روی یک جمعیت معرف انجام می­گیرد تا قدرت تعمیم­پذیری فراهم شود یک تحقیق پهنانگر می­باشد.

 

 

 جامعه آماری و حجم نمونه

جمعیت مورد مطالعه در این تحقیق دانشجویان کارشناسی ارشد زن غیرشاغل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به تعداد1887 نفر در سال تحصیلی 89 – 1388 می­باشد. که از بین آن­ها طبق فرمول تعیین حجم نمونه کوکران حدود 216 نفر نمونه انتخاب شده که به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای بوده است.

 

ابزار گرداوری اطلاعات

برای اندازه­گیری متغیرهای مستقل و هم چنین متغیر وابسته پرسشنامه­ای با 23 سوال توسط پژوهشگرساخته شد. در نمره­گذاری این پرسشنامه از روش لیکرت استفاده شده و نمره­های هر سئوال از 1 تا 5  می­باشد.

 

اعتبار و پایایی وسیله اندازه­گیری (Validity & Reliability)

   برای تأمین اعتبار ابزار از روش اعتبار صوری (توافق تعدادی از متخصصان فن در این زمینه) استفاده شده است.

برای محاسبه پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. آلفای کرونباخ نشان دهنده میزان هماهنگی درونی گویه­ها و نیز احتمال تکرارپذیری نتایج در شرایط مشابه است.

جدول شماره (1): پایایی گویه­های مربوط به سازه­های مورد بررسی

متغیر

تعداد گویه­ها

مقدار آلفا

گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه

5

75/0

انگیزه­های اقتصادی

3

71/0

انگیزه­های اجتماعی

4

60/0

انگیزه­های فرهنگی

3

63/0

انگیزه­های خانوادگی

3

80/0

کلیشه­های جنسیتی

5

73/0

روش تجزیه و تحلیل داده­ها  

داده­های گرد آوری شده با نرم افزارآماری spss تجزیه و تحلیل شدند. برای توصیف صفت­های کمی از شاخص­های مرکزی و پراکندگی و برای توصیف صفت­های کیفی درصد محاسبه شد.  برای آزمون فرضیه­ها از آزمون­های r پیرسون و هم چنین برای تبیین گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه بر اساس متغیرهای مستقل از رگرسیون چندگانه به روش Enter   استفاده شده است.

 

یافته­ها

یافته­های توصیفی:در مطالعه­ی حاضرکه میانگین میزان گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه به طور کلی 93/78% محاسبه و میانگین میزان انگیزه­های اقتصادی 99/84%، میانگین میزان انگیزه­های اجتماعی 41/71%، میانگین میزان انگیزه­های فرهنگی 95/73% ، میانگین میزان انگیزه­های خانوادگی 97/66%  و میانگین میزان کلیشه­های جنسیتی 43%  محاسبه شده است.

 

توزیع پراکندگی متغیرهای مستقل و وابسته

بر اساس اطلاعات جدول شماره (2) میانگین میزان گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه به طورکلی 68/17±93/78، میانگین میزان انگیزه­های اقتصادی 17/14±99/84 ، میانگین میزان انگیزه­های اجتماعی 75/17±41/71، میانگین میزان انگیزه­های فرهنگی 83/15±95/73، میانگین میزان انگیزه­های خانوادگی 26/21±97/66 و میانگین میزان کلیشه­های جنسیتی 26/21±10/47 به دست آمده است که توضیح آن در جدول ذیل گزارش شده است. 

 

 

 

 

جدول شماره (2): توزیع پراکندگی میزان متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق

متغیر

میانگین

انحراف معیار

واریانس

حداقل

حداکثر

دامنه تغییرات

ضریب کجی

تعداد مشاهدات

گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه

93/78

68/17

81/312

20

100

80

58/1-

216

انگیزه­های اقتصادی

99/84

17/14

04/201

67/16

100

33/83

25/1-

216

انگیزه­های اجتماعی

41/71

75/17

19/315

75/18

100

25/81

61/0-

216

انگیزه­های فرهنگی           

95/73

83/15

72/250

0

100

100

70/0-

216

انگیزه­های خانوادگی 

97/66

26/21

10/452

0

100

100

64/0-

216

کلیشه­های جنسیتی

10/47

26/21

75/507

0

90

90

08/0

216

 

آزمون فرضیه­ها 

فرضیه­های 1 تا 5: رابطه بین انگیزه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و کلیشه­های جنسیتی با گرایش آنان به اشتغال.

بر اساس اطلاعات ردیف اول جدول شماره (3)، مطابق آزمون ضریب همبستگی پیرسون ملاحظه می­شود که بین انگیزه­های اقتصادی و گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه رابطه معنی­دار وجود دارد. به طوری که ضریب همبستگی برابر با 56/0=r  با سطح معنی­داری 04/0=p، بین انگیزه­های اجتماعی و گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه رابطه معنی­دار وجود دارد. به طوری که ضریب همبستگی برابر با 66/0=r  با سطح معنی­داری 02/0=p، بین انگیزه­های فرهنگی و گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه رابطه معنی­دار وجود دارد. به طوری که ضریب همبستگی برابر با 60/0=r  با سطح معنی­داری 03/0=p ، بین انگیزه­های خانوادگی و گرایش زنان به اشتغال در خارج از خانه رابطه معنی­دار وجود دارد. به طوری که ضریب همبستگی برابر با 89/0=r  با سطح معنی 000/0=p و بین کلیشه­های جنسیتی و گرایش زنان به اشتغال در خارج از خانه رابطه معنی­دار وجود دارد. به طوری که ضریب همبستگی برابر با 82/0=r  با سطح معنی 01/0=p  محاسبه شده است.

 

             جدول (3): همبستگی بین متغیرهای مستقل و گرایش زنان به اشتغال

متغیرها

مقدار آزمون

سطح معنی­داری

میزان گرایش زنان به اشتغال و انگیزه­های اقتصادی

56/0=r

04/0=p

میزان گرایش زنان به اشتغال و انگیزه­های اجتماعی

66/0=r

02/0=p

میزان گرایش زنان به اشتغال و انگیزه­های فرهنگی

60/0=r

03/0=p

میزان گرایش زنان به اشتغال و انگیزه­های خانوادگی

89/0=r

00/0=p

میزان گرایش زنان به اشتغال و کلیشه­های جنسیتی

82/0=r

01/0=p

 

تبیین گرایش زنان به اشتغال در خارج از خانه بر اساس متغیرهای مستقل معنی­دار :

بر اساس داده­های جدول ضریب همبستگی چندگانه برابر با 06/0=R می­باشد و ضریب تبیین برابر با 64/0 است. مدل مذکور نشان می­دهد 64 درصد از تغییرات متغیر وابسته (گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه) ناشی از متغیرهای مستقلی است که وارد مدل نهایی تحلیل شده­اند و 36 درصد تغییرات متغیر وابسته ناشی از عوامل دیگری است که در این تحقیق مد نظر قرار نگرفته است. هم چنین شکل رگرسیونی تبیین شده آزمون تحلیل واریانس، خطی است. زیرا مقدار آزمون برای تعیین معناداری اثر متغیرهای مستقل بر میزان گرایش زنان دانشجو به اشتغال درخارج از خانه  29/0 با سطح معنی­داری 91/0 است.

 

جدول شماره (4): ضریب همبستگی چند گانه برای تبیین میزان گرایش زنان به اشتغال

 

ضریب همبستگی چندگانه

ضریب تبیین

ضریب تبیین خالص

اشتباه معیار برآورد

متغیرهای مستقل

066/0

64/0

019/0

85/17

نتیجه­گیری

گذشته از روابط موقت بین متغیرهای مستقل و گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج ازخانه به عنوان موضوعی که درنگاه اول آگاهانه به نظرمی­رسد موضوعی است که دغدغه خودآگاهانه بودن آن با عنایت به تعدد انواع عوامل مرتبط با آن و
محدودیت­هایی که ازلحاظ فرهنگی و اجتماعی قالب شده در سنت­ها و آداب و رسوم ما حاکم شده جای تردید دارد. تصورات قالبی و تجارب زندگی که در طول فرایند اجتماعی شدن به تثبیت الگوهای زنانگی در زنان و مردانگی در مردان منجر شده و خانه­داری، همسرداری، بچه­داری و یا شغل­های دون پایه­ای نظیر منشیگری برای زنان و شغل­های اقتصادی سطوح بالا نظیر مدیریت و تصمیم­گیری از آنِ مردان در ذهن اغلب افراد جای گرفته است. با ایجاد تغییراتی در ارزش­های فرهنگی با گذار جامعه از سنتی به مدرن، در نگرش­ها، ارزش­ها و نوع زندگی آنان می­تواند اقدامات اساسی ایجاد شود.

 وجود فشارهای اجتماعی در جهت قبول نقش­های قالبی پذیرفته شده در جامعه برای زنان، برای گرایش آنان به اشتغال در خارج از خانه آسیب­های جدی وارد کرده است.

در این میان، افزایش آگاهی­های زنان، توان­مندسازی آنان در ابعاد مختلف و ایجاد بسترهای مناسب می­تواند در حد زیادی در جبران آسیب­ها و جلوگیری از لطمه­های روحی و روانی بعدی گامی اساسی محسوب گردد.

طبق نظریه مزلو سلسله مراتبی از نیازهای انسانی را، از نیازهای اولیه تا نیازهای سطح بالاتر، فرمول­بندی کرده است. نیازهای اولیه بیشتر روان­شناختی هستند که با نیاز به امنیت، نیازهای اجتماعی، عزت و بالاخره نیاز به خود واقعیت بخشی و خود شکوفایی دنبال می­شوند. خود واقعیت بخشی با نیاز به کسب موفقیت مک کله­لند مطابق است، اما برد وسیع­تری دارد. تئوری مزلو از سلسله مراتب نیازها، بر اساس شرط ارضای نیازهای سطح بالاتر پس از ارضای نیازهای سطح پایین­تر برقرار است. این فرضیه بیانگر همبستگی بین انگیزه­های اقتصادی بر گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه تأکید دارد.

طبق نظریه جامعه­پذیری هافشتد با طرح نظریه­ی جامعه­پذیری فرهنگی، رفتار کاری و سازمانی افراد در انواع جوامع به تصویر می­کشد. با رای کشورهایی با ویژگی پرهیز از عدم اطمینان، «فراخود» هم­چون یک نیروی درونی عمل می­کند. انجام کار دقیق و سخت، راهی برای کاهش فشار است.

 این وضعیت درکشورهایی با سطح پایین فردگرایی تقویت می­شود. احساس درونی مسئولیت در مقابل اجتماع، نقش مهمی در این جوامع ایفا می­کند. در جوامع فردگرا، نیاز به عمل براساس منافع فردی طبق تئوری انتظار قابل تبیین است. در این جوامع اعمال افراد به خاطرانتظارکسب رضایت صورت می­گیرد دررابطه انگیزه­های اجتماعی با گرایش زنان به اشتغال در خارج از خانه همبستگی وجود دارد بیانگر آن است که با افزیش انگیزه­های اجتماعی بر گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه افزوده می­شود. یافته­ها و نتایج به دست آمده از مقاله حاضر، یافته­ها و نتایج پیشین را تقریباً تأیید می­کند و به تعمیم نتایج کمک می­کند. طبق نظر والری وستر و آربر در تحقیقی با عنوان «توان­مندسازی زنان و سرمایه­گذاری­های کلان­تر برای فرزندان» به نتایجی هم­چون: بهینه­سازی وضعیت زنان به ویژه در مورد داشتن استقلال مالی در سطح فردی و اشتغال به عنوان نقشی اضافه شده می­تواند در بردارنده تعهدات و مسئولیت­های بیشتر باشد، اما از سوی دیگر زنان با جایگاهی که در بازار کار احراز می­کنند، پاداش می­گیرند و این امر حاکمیت بیشتر آن­ها را بر منابع مالی در پی دارد و به آن­ها این فرصت را اعطا می­کند که بتوانند به نحومثبتی برشرایط زندگی خود وخانواده خود تأثیر داشته باشند. این فرضیه که بین انگیزه­های اقتصادی و خانوادگی با گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه همبستگی وجود دارد بیانگر آن است که با افزایش انگیزه­های اقتصادی و خانوادگی بر گرایش زنان دانشجو به اشتغال در خارج از خانه افزوده می­شود. یعقوب جباریان کوشش نموده تا با اشاره­ای گذرا به حضور انسان در اجتماع و نوع اشتغال هر دو جنس و تأثیر فرهنگ، آداب، سنن و عرف در جوامع مختلف بر نوع و چگونگی اشتغال زنان با ذکر موانع قانونی، با نگاهی منتقدانه به قوانین موجود یکی از مهم­ترین عوامل تأثیرگذار بر عدم اشتغال زنان، یعنی فقدان قوانین به بحث گذاشته نشان می­دهدکه عوامل فرهنگی برگرایش زنان به اشتغال تاثیر مثبتی دارد و در تحقیق حاضر نیز چنین برآمده است.

زنجانی­زاده و هم­چنین تحقیقات موسی­پور، اعظم­زاده در رابطه کلیشه­های جنسیتی باگرایش زنان­ به اشتغال ازدیدگاه­های فمینیستی، تئوری­های جنسیتی نظریات تصورات قالبی رفتار، تئوری­های تجزیه جنسیتی استفاده کرده­اند همگی نشانگر ارتباط تنگاتنگ بین کلیشه­های جنسیتی با گرایش زنان به اشتغال می­باشد که بیانگر این است که با کاهش میزان کلیشه­های جنسیتی درمیان زنان دانشجوی ارشد غیرشاغل به گرایش آنان به اشتغال افزوده می­شود.

 

پیشنهادها

1-     پیشنهادهای کاربردی

به مسؤلان مربوطه توصیه می­شود که:1) ایجاد بستر مناسب برای اشتغال زنان در خارج از خانه با کارآفرینی و گسترش بخش­های خصوصی 2) تغییر و اصلاح دیدگاه مردان و مثبت­اندیشی بیشتر آنان در مورد اشتغال زنان، اصلاح و تغییر هنجارها و آداب و رسوم غلط ایرانی مخصوصاً شهرستانی­ها و روستاییان، از طریق رسانه­های عمومی به خصوص تلویزیون (فیلم­ها و برنامه­های آموزشی و ...).

2- پیشنهادهای پژوهشی

رشد و شکوفایی یک کشور امری همه جانبه و فراگیر است که مسؤلیت آن بر دوش همه مردم است.  بنابراین ایجاد فرصت­هایی که زمینه مشارکت عادلانه­ی همه­ی اقشار جامعه را فراهم آورد و آن را از مزایای اجتماعی و اقتصادی آن بهره­مند سازد از ضروریات رشد و پیشرفت تمامی جوامع محسوب می­شود. در این میان عنایت ویژه به موقعیت زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی جامع به منظور اتخاذ سیاست­های حمایتی جهت ارتقای کمی و کیفی وضعیت کنونی زنان در اشتغال از یک سو و بهره­گیری درست و منطقی از توانایی­ها و استعدادهای آن­ها از سوی دیگر از اهمیت به سزایی بر خوردار است، حقیقت این است که تاکنون میزان حضور و مشارکت زنان با موانع عقیدتی، سنتی و حتی قانونی، به ویژه در بخش وسیعی از فعالیت­های سرنوشت ساز در جامعه از تصمیم­گیری، مدیریت، حق مالکیت و اشتغال همراه بوده و هست. پست­هایی که به زنان اختصاص دارد از تنوع و دستمزد کمتری برخوردار است. تبعیض جنسی میان حرفه­های مختلف در اکثر جوامع هنوز پا برجاست. از این رو نگرش برنامه­ریزان و خط­مشی تدوین­کنندگان درآستانه ورود به قرن 21 باید معطوف به افزایش مشارکت زنان در فعالیت­های سرنوشت ساز جامعه ازجمله تصمیم­گیری، مدیریت، حق مالکیت و اشتغال با از بین بردن موانع عقیدتی، سنتی و حتی قانونی باشند. از این رو پیشنهاد می­شود رابطه گرایش زنان به اشتغال در خارج از خانه با سایر متغیرهای مستقلی مانند انگیزه­های شخصی، ارزش­مندی (عزت نفس) و انگیزه­های رفاهی بررسی شوند.

 

منابع

پرچمی، د. (1382). سنجش گرایش مردم به بسیج. فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات بسیج، سال پنجم، دوره جدید، شماره 19.

تقوی، ن. (1388). مبانی جمعیت­شناسی. تهران: انتشارات آیدین، ویرایش سوم، چاپ نهم.

خسروی، ز. (1378). نقش زن در یافته­های نوین پژوهشی. پژوهشکده مطالعات زنان، دانشگاه الزهرا.

دانش، ع . (1382). اشتغال زنان و مسایل آن­ها از چشم­اندازهای مختلف. تهران: انتشارات دریای اندیشه.

راودراد، ا. (1379). تحلیلی بر نقش زن در توسعه با تأکید بر اشتغال. نامه علوم اجتماعی، شماره 15.

زنجانی­زاده، ه. (1383). موانع علمی و نظری مشارکت زنان. جزوه درسی.

سخاوت، ج . (1380). مجموعه مقالات همایش مسایل اجتماعی ایران. انجمن جامعه­شناسی ایران، تهران: موسسه نشرکلمه، ص 42.

سفیری ، خ . (1377). جامعه­شناسی اشتغال زنان. تهران: انتشارات تبیان.

سیف، ع. (1379). روانشناسی پرورشی (روانشناسی یادگیری و آموزشی). تهران: انتشارات آگاه.

شادی­طلب، ژ. (1381). توسعه و چالش­های زنان ایران. تهران: انتشارات قطره.

شولتز، د و سیدنی، ا. (1370).  تاریخ روانشناسی نوین. ترجمه: ع، ا؛ سیف. تهران: انتشارات رشد، جلد دوم.

شهرآرای، م. (1375). انگیزه پیشرفت در زنان، بررسی پژوهش­های نیم قرن اخیر. مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره یازدهم، شماره اول و دوم، ص 33 و34.

شیخی، م. (1380). جامعه­شناسی زنان و خانواده. تهران: انتشارات شرکت سهام.

کار، م. (1378). زنان در بازار کار ایران، به انضمام تئوری­های جنسیتی [ریچارد وانکر ، کاترین هین]. ترجمه: پ، رئیسی­فرد. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

موسی­پور، ع. (1387). بررسی راهکارهای توسعه اشتغال زنان در استان آذربایجان­شرقی. تبریز: ناشر معاونت برنامه­ریزی استانداری آذربایجان­شرقی.

میشل، آ. (1376). پیکار با تبعیض جنسی. ترجمه: م، ج؛ پوینده. تهران: انتشارات آگاه.

نوروزی، ل. (1385). وضعیت زنان در بازاراشتغال. روزنامه عصر اقتصاد، شماره 671، 25 خرداد، ص 5 .

یزدخواستی، ب. (1372). زنان و تغییرات اجتماعی. تهران: انتشارات سازمان برنامه و بودجه.

Bradley, H. (1996). Fractured   Identities, Changing Pattern Inequality. Polity Press, P. 39.

Doucet, A. (1995). Gender Equality and Gender Differences in Household Work and Parenting. Women Studies, International  Forum, Vol. 18, No. 3.

Emslie, C. Hunt, K. Macintyre S. (1999). Problematizing Gender Work and Heath, Social and Medicine. Vol. 48, 33 – 48.

Feingold, A. (1996). Cognitive Gender Differences: Where Are They, And Why Are There, Learning and Individual.

Gott Schall, Karin. (1998). Doing gender while doing job, in Proceedings on
    internalization, Gender.
Goldman Monika, (HG) October.

Hersberg, F. (1957). Job Attitude: Review of Research and Opinion.
  Pittsburg, Psychological Service Pittsburg .

Hofstede, G. (1980). Motivation, Leadership and Organization: Do
     American Theories apply Abroad?.
Organizational Dynamics; summer.

Tepperman, L. (1998). A Brief Introduction to Sociology. Prentice Hall, Canada.

 

 



1- استادیار مدعو دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

2- دانش­آموخته کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

E-Mail: mina_soltani70@yahoo.com

پرچمی، د. (1382). سنجش گرایش مردم به بسیج. فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات بسیج، سال پنجم، دوره جدید، شماره 19.

تقوی، ن. (1388). مبانی جمعیت­شناسی. تهران: انتشارات آیدین، ویرایش سوم، چاپ نهم.

خسروی، ز. (1378). نقش زن در یافته­های نوین پژوهشی. پژوهشکده مطالعات زنان، دانشگاه الزهرا.

دانش، ع . (1382). اشتغال زنان و مسایل آن­ها از چشم­اندازهای مختلف. تهران: انتشارات دریای اندیشه.

راودراد، ا. (1379). تحلیلی بر نقش زن در توسعه با تأکید بر اشتغال. نامه علوم اجتماعی، شماره 15.

زنجانی­زاده، ه. (1383). موانع علمی و نظری مشارکت زنان. جزوه درسی.

سخاوت، ج . (1380). مجموعه مقالات همایش مسایل اجتماعی ایران. انجمن جامعه­شناسی ایران، تهران: موسسه نشرکلمه، ص 42.

سفیری ، خ . (1377). جامعه­شناسی اشتغال زنان. تهران: انتشارات تبیان.

سیف، ع. (1379). روانشناسی پرورشی (روانشناسی یادگیری و آموزشی). تهران: انتشارات آگاه.

شادی­طلب، ژ. (1381). توسعه و چالش­های زنان ایران. تهران: انتشارات قطره.

شولتز، د و سیدنی، ا. (1370).  تاریخ روانشناسی نوین. ترجمه: ع، ا؛ سیف. تهران: انتشارات رشد، جلد دوم.

شهرآرای، م. (1375). انگیزه پیشرفت در زنان، بررسی پژوهش­های نیم قرن اخیر. مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره یازدهم، شماره اول و دوم، ص 33 و34.

شیخی، م. (1380). جامعه­شناسی زنان و خانواده. تهران: انتشارات شرکت سهام.

کار، م. (1378). زنان در بازار کار ایران، به انضمام تئوری­های جنسیتی [ریچارد وانکر ، کاترین هین]. ترجمه: پ، رئیسی­فرد. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

موسی­پور، ع. (1387). بررسی راهکارهای توسعه اشتغال زنان در استان آذربایجان­شرقی. تبریز: ناشر معاونت برنامه­ریزی استانداری آذربایجان­شرقی.

میشل، آ. (1376). پیکار با تبعیض جنسی. ترجمه: م، ج؛ پوینده. تهران: انتشارات آگاه.

نوروزی، ل. (1385). وضعیت زنان در بازاراشتغال. روزنامه عصر اقتصاد، شماره 671، 25 خرداد، ص 5 .

یزدخواستی، ب. (1372). زنان و تغییرات اجتماعی. تهران: انتشارات سازمان برنامه و بودجه.

Bradley, H. (1996). Fractured   Identities, Changing Pattern Inequality. Polity Press, P. 39.

Doucet, A. (1995). Gender Equality and Gender Differences in Household Work and Parenting. Women Studies, International  Forum, Vol. 18, No. 3.

Emslie, C. Hunt, K. Macintyre S. (1999). Problematizing Gender Work and Heath, Social and Medicine. Vol. 48, 33 – 48.

Feingold, A. (1996). Cognitive Gender Differences: Where Are They, And Why Are There, Learning and Individual.

Gott Schall, Karin. (1998). Doing gender while doing job, in Proceedings on
    internalization, Gender.
Goldman Monika, (HG) October.

Hersberg, F. (1957). Job Attitude: Review of Research and Opinion.
  Pittsburg, Psychological Service Pittsburg .

Hofstede, G. (1980). Motivation, Leadership and Organization: Do
     American Theories apply Abroad?.
Organizational Dynamics; summer.

Tepperman, L. (1998). A Brief Introduction to Sociology. Prentice Hall, Canada.