بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با هویت‌پذیری (مطالعه موردی در بین دانش‌آموزان پیش‌دانشگاهی پسرانه شهرستان بوکان در سال تحصیلی 90-89)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه پیام نور گروه علوم اجتماعی تهران 193954697ج. ا. ایران.

2 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

چکیده

هدف از انجام این تحقیق سنجش تجربی مفاهیم سرمایه فرهنگی وهویت اجتماعی، رابطه ابعاد مختلف سرمایه فرهنگی بانحوه تعریف افراد ازخویشتن می­باشد وهمبستگی سرمایه فرهنگی را با هویت­های مختلف اجتماعی بررسی می­کند.این مطالعه به صورت پیمایشی در بین 250 نفر از دانش­آموزان پیش­دانشگاهی شهرستان بوکان انجام شده است. بر اساس دیدگاه پیر بوردیو سرمایه فرهنگی دارای سه بعد است: بعد ذهنی، بعد عینی و بعد نهادی. وجه دیگر این تحقیق سنجش هویت اجتماعی دانش­آموزان پیش­دانشگاهی است که شامل هویت­های قومی، ملی، دینی و جهانی می­باشد. نتایج حاصل از بررسی نشان می­دهد که همبستگی معنادار ومثبت بین سرمایه فرهنگی و هویت ملی، قومی و دینی وجود دارد. لیکن همبستگی معناداری بین سرمایه فرهنگی و هویت جهـانی وجـود ندارد. هم­چنین نوع همبستگی ابعادعینی، ذهنی ونهادی سرمایه فرهنگی با انواع هویت اجتماعی متفاوت است بدین معنا که بین بعد عینی سرمایه فرهنگی و هویت­های قومی، ملی و دینی رابطه معنی­داری وجود دارد، در حالی که بین بعد عینی سرمایه فرهنگی وهویت جهانی رابطه معنی­داری وجودندارد. هم­چنین بعدذهنی سرمایه فرهنگی و هویت­های قومی و ملی رابطه معنی­داری وجود دارد، در حالی که بین بعد ذهنی سرمایه فرهنگی و هویت­های دینی و جهانی رابطه معنی­داری وجود ندارد و نیز بین بعد نهادی سرمایه فرهنگی و هویت­های قومی، ملی، دینی و جهانی هیچ گونه رابطه معنی­داری و جود ندارد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study Of Relationship Between Cultural Capital And Identity Formation Among Boy Preuniversity Students Of Bookan City.

نویسندگان [English]

  • Sirus Fakhraei 1
  • Anvar karimian 2
چکیده [English]

This study offers empirical measures for the concepts of cultural capital and social identity, analyzes the relationship between various dimensions of cultural capital and how one defines himself and examines the correlation between cultural capital and salience of various social Identities. The study consists of a survey research conducted among 250 preuniversity students of Bookan city. Based on the theory offered by Pierre Bourdieu cultural capital has three dimensions: subjective, objective and institutional. Social Identity includes ethnical identity, national identity, religious identity and universal identity. There isn’t a positive correlation between cultural capital and the salience of the identities. Yet, the highest degrees of correlation are with ethnic and individual and national and religious identities, while the lowest is with global Identity. Also, the correlation between the various types of social identity and institutional and subjective dimensions of cultural capital is to some extent different from that with the objective dimension. Also, There is a meaningful relationship between the subjective dimension of cultural capital and tribal and national identities; while there is no meaningful relationship between the subjective dimension of cultural capital and the international and religions identities. And there is no meaningful relationship between the international dimension of cultural capital and the international, religions, national and tribal identities.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cultural capital
  • Social identity
  • Preuniversity Students
  • Cultural Reproduction

 

 

 

 

 

 

 بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با هویت­پذیری (مطالعه موردی در بین
دانش­آموزان پیش­دانشگاهی پسرانه شهرستان بوکان در سال تحصیلی 90-89)

 

دکتر سیروس فخرایی[1]

انور کریمیان[2]

 

چکیده

هدف از انجام این تحقیق سنجش تجربی مفاهیم سرمایه فرهنگی وهویت اجتماعی، رابطه ابعاد مختلف سرمایه فرهنگی بانحوه تعریف افراد ازخویشتن می­باشد وهمبستگی سرمایه فرهنگی را با هویت­های مختلف اجتماعی بررسی می­کند.این مطالعه به صورت پیمایشی در بین 250 نفر از دانش­آموزان پیش­دانشگاهی شهرستان بوکان انجام شده است. بر اساس دیدگاه پیر بوردیو سرمایه فرهنگی دارای سه بعد است: بعد ذهنی، بعد عینی و بعد نهادی. وجه دیگر این تحقیق سنجش هویت اجتماعی دانش­آموزان پیش­دانشگاهی است که شامل هویت­های قومی، ملی، دینی و جهانی می­باشد. نتایج حاصل از بررسی نشان می­دهد که همبستگی معنادار ومثبت بین سرمایه فرهنگی و هویت ملی، قومی و دینی وجود دارد. لیکن همبستگی معناداری بین سرمایه فرهنگی و هویت جهـانی وجـود ندارد. هم­چنین نوع همبستگی ابعادعینی، ذهنی ونهادی سرمایه فرهنگی با انواع هویت اجتماعی متفاوت است بدین معنا که بین بعد عینی سرمایه فرهنگی و هویت­های قومی، ملی و دینی رابطه معنی­داری وجود دارد، در حالی که بین بعد عینی سرمایه فرهنگی وهویت جهانی رابطه معنی­داری وجودندارد. هم­چنین بعدذهنی سرمایه فرهنگی و هویت­های قومی و ملی رابطه معنی­داری وجود دارد، در حالی که بین بعد ذهنی سرمایه فرهنگی و هویت­های دینی و جهانی رابطه معنی­داری وجود ندارد و نیز بین بعد نهادی سرمایه فرهنگی و هویت­های قومی، ملی، دینی و جهانی هیچ گونه رابطه معنی­داری و جود ندارد. 

واژگان کلیدی: سرمایه فرهنگی، هویت اجتماعی، دانش­آموزان پیش­دانشگاهی، بازتولید فرهنگی.

 

مقدمه

درکنار سرمایه اقتصادی به عنوان مالکیت ثروت­های مادی یا مالی که عنصر مهمی در روابط اجتماعی به خاطر تقابل بالقوه فقرا و ثروتمندان است، انواع دیگری از ســرمایه وجود دارندکه نقشی به همان اندازه مهم در پویایی اجتماعی بازی می­کنند. بوردیو همراه با سرمایه اقتصادی انواع دیگری از سرمایه را مشخص می­کندکه نقش مهمی در شکل­گیری طبقات،گروه­های اجتماعی و بازتولید اجتماعی دارد. ازجمله این سرمایه­ها، سرمایه فرهنگی است. سرمایه فرهنگی همانا مجموعه­ای ازثروت­های نمادین است که از یک سو به معلومات کسب شده برمی­گردد و از سوی دیگر به صورت­های موفقیت­های مادی. این ســرمایه به حالت عینیت یافته، میراث فــرهنگی به شکل اموال (تابلوها، کتاب­هــا، واژه­نامه­ها و ...) جلوه می­کند و نیز می­تواند به حالت نهادینه شده در جامعه به صورت عناوین، مدارک تحصیلی، موفقیت در مسابقات ورودی و غیره که به استعدادهای فـرد عینیت می­بخشد ظاهرمی­شود. ســـرمایه فرهنگی بدون کوشش شخصی کسب نمی­شود و مستلزم کار طولانی، مداوم و پیگیری یادگیری و فرهنگ­پذیری است. سرمایه فرهنگی داشتنی است که بودن شده است، ملکی است که درونی شده است و خصلت فرد شده است. سرمایه فرهنگی با سرمایه اقتصادی به شکل تنگاتنگی گره خورده است(شویره و فوتن، 1385: 97-96).

وجه دیگر این تحقیق، سنجش هویت اجتماعی است. هویت اجتماعی به ساده­ترین بیان تعریفی است که افراد بر مبنای عضویت در گروه­های اجتماعی از خویشتن دارند. تمام ویژگی­ها و رفتارهایی که تمایزی میان ما و آن­ها می­گذارند، مؤلفه­های هویت اجتماعی به شمار می­روند، مثل زبان، دین، قوم، آداب و رسوم، سرزمین، تاریخ و فرهنگ، طبقه اجتماعی، عضویت فرقه­ای و گروهی. مفهوم هویت اجتماعی دال بر وجود مجموعه رفتارهای سازمان یافته گروهی است که به لحاظ اجتماعی به صورت یکسان و مشابه انجام می­گیرند و شناسایی هویت اجتماعی تلاشی برای تحلیل الگوهای تکرارپذیری کنش­ها و نگرش­های گروهی است.

 سخن گفتن ازخصوصیات اجتماع، عقاید، ارزش­ها، رفتارها و نگرش­های متمایز گروه­های اجتماعی به معنای سخن گفتن از هویت اجتماعی است. از این منظر می­توان هویت اجتماعی را نوعی خودشناسی فرد دررابطه بادیگران دانست. این فرایند مشخص می­کند که شخص از لحاظ روانشناختی و اجتماعی کیست و چه جایگاهی دارد. در واقع، هویت معطوف است به بازشناسی مرز میان خودی و بیگانه که عمدتاً از طریق همسنخی­های اجتماعی و انفکاک درون گروه از برون گروه ها ممکن می­شود.

 

بیان مسأله و ضرورت بررسی آن

یکی ازمتغیرهای این تحقیق هویت­پذیری دانش­آموزان پیش­دانشگاهی است که از طریق دیالکتیک میان فــرد و جامعه شکل می­گیرد که معمولاً در نگرش­ها و احساســات افراد نمود می­یابد ولی بستر شـکل­گیری آن زندگی جمـعی است. هویت همواره گشوده و مستعد باز تعریف است. هویت حصـار نمی­شناسد، با ایستایی و ماندگاری بیگانه است. نــوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسـالی تعـریف می‌شود ودوره جـــوانی دوره انسجام هـویت و مدخل زندگی بزرگسالی است. در این دوره‌ است که فرد به کمال رشـد بدنی خود رسیده تـوانـایی‌های شناختی و زبانی و رشــد اجتمــاعی او از کیفیت بالایی بــرخوردار است و تغییرات روانی مـربوط به انسجام هـویت وی نیز بسیار برجسته و شوق­ آفرین است. ورود به زندگی اجتمـاعی - اقتصادی و ســازگاری و نقش آفـرینی فــرهنـگی نیز در این سـال­ها رخ می‌دهد.

انسجام هـــویت و رشد فکری دوره نوجوانی و انعطاف‌پذیری افکار باعث می‌شود که شخص بتواند در کناری قـــــرار بگیرد و به صورتی بی‌طرفانه به خود به عنوان یک شخص بنگرد. در این صورت او خواهد توانست خویشتن را به عنوان یکی از ابنا بشر، به عنوان فردی در میان افراد دیگر، به عنوان یک فــرد اندیشمند و به عنوان فرد صمیمی در اجــرای نقش‌های مختلفی که بر عهده می‌گیرد، در نظر داشته باشد.

باتوجه به این که دانش­آموزان پیش­دانشـــگاهی درآستانه ورودبه دوره جوانی می­باشند و دوران بلـوغ را طی کـرده­اند، بررسـی مسأله شکـل­گیری هــویت و عوامل مــؤثر در شکـل­گیری هویت ضروری به نظر می­رسد.

ســـرمایه در معنای عام آن تلاش برای تسخیرگذشته در زمان حال است، به تعبیر پیر بوردیو اگر در صدد فهم جهان هستیم باید ایده سرمـایه و انباشت آن، هم چنین تاثیرات آن را مجدداً به جهـان اجتمـاعی معـرفی کنیـم. به اعتقـاد بـوردیـو ســرمـایه می­تواند دارای اشــــکال مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد. یعنی این امکان وجود داردکه موقعیت افــراد و خانواده را از لحاظ سرمایه فرهنگی آن­ها مورد بررسی قرار دهیم. سرمایه آن گونه که بوردیو توصیف کرده است بیانگر سرمایه­گذاری طبقه مسلط در بازتولید مجموعه­ای از نمادها و معانی است که توسط طبقه تحت سلطه غلط درک و درونی شده است و آن را به مثابه نمـادها و معـــانی طبقه خــــود پذیرفته­اند. در این جا سرمایه­گذاری درکنش­های آموزشی فرایند بازتولید، هم­چون تعلیم و تربیت و آمــوزش قرار دارد که با هدف تلفیق توده­ها (طبقه­ی تحت سلطه) به عنوان عاملان اجتمـاعی، می­توانند سرمایه­گذاری کنند و این معانی و نمادها را به دست آورند. بدین ترتیب تصویر ساختـار اجتماعی ازمبارزه دوگانه آشتـی­ناپذیـر به تصــویر گفـتمان­های لایه­بندی شده تغییــر می­یابد. از طرف دیگر به چــگونگی ســرمــایه­گذاری عامـــلان به عنـوان کنشگرانی که برای کسب ارزش افزوده کارشان سرمایه­گذاری می­کنند، پرداخته می­شود وکنش به عنوان مؤلفه­های مهم در نظریه­های جدید سرمایه تلقی می­شود(lin, 1999: 1-5).

با قبول فرضیه بوردیو مبتنی برتاثیر سرمایه فرهنگی برهویت، تحقیق حاضر در جستجوی آن است که به بررسی پیوند و همبستگی سرمایه فرهنگی و هـــویت اجتماعی بپردازد. بنابر این مسأله اصلی در تحقیق زیر این است که آیا بین سرمایه فرهنگی وهـویت­پذیری دانش­آموزان همبستگی وجود دارد یا نه؟

به اعتقاد صاحب­نظران توسعه، سرمایه فرهنگی خود شـاخصی از توسعه­ی فرهنـگی می­باشد. با توجه به اهمیت تأمین سرمایه فرهنگی لازم است که سیاست­گذاران فرهنگی شناخت کاملی از این سرمایه و برآوردی از رشد آن در اختیار داشته باشند و چگونگی تحـولات آن را بدانند و منابع را برای تأمین این نیاز به گونه­ای متناسب تخصیص دهند. عاملان اجتماعی در بعد اول بر اساس میزان کلی سرمایه­ای که شکل­های متفاوت آن دارا هستند و در بعد دوم بر اساس ساختار سرمایه­شان یعنی بر اساس وزن نسبی هر یک از انواع مختلف سرمایه اقتصادی و فرهنگی که به صورت جداگانه دارا هستند، توزیع می­شوند. مسـأله مـورد نظر از آن جهت حائز اهمیت است که نابرابری شدید در توزیع ســرمایه فرهنگی می­تواند پیامدهای نامطلوب ذیل را برای جامـــعه به دنبال داشته باشد؛ محرومیت اکثر اعضـای جـامعه در دسترسی به منابع معرفتی، محدودشدن امکان بسط خردگرایی تعمیم یافته درعرصه­های مختلف زندگی، نزول سطح مشارکت همگانی مؤثر در تولیدات و خلاقیت­های علمی و فرهنگی، محدودیت در گردش اطلاعات و جذب دانش­های نوین و کاهش ارزش تغییر در جامعه. در چنین شرایطـی تغییرپذیـری در جامعه کاهش می­یابد و تغییــرات اجتماعی کند و ناعقلانی می­شود و اکثریت افراد جامعه نقش پیرو را بازی می­کنند. این فرض رایج و محتمل است که خـانواده ویژگی­های مورد نیاز مدرسه را فراهم و تقویت می­کند و نظام مدرسه این منابع نمادی برخاسته از نهاد خانواده را کامل می­سازد. سرمایه فرهنگی نوعی تفـکر در فرایندآماده­ سازی تقویت توسعه وگسترش این منابع محسوب می­شود.

 

 

اهداف تحقیق

هدف اصلی: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و هویت­پذیری دانش­آموزان پیش­دانشگاهی  می­باشد.

 

اهداف جزئی تحقیق

 1- تعیین رابطه بین سرمایه فرهنگی و هویت قومی دانش­آموزان پیش­دانشگاهی.

2-تعیین رابطه بین سرمایه فرهنگی و هویت ملی دانش­آموزان پیش­دانشگاهی.

3-تعیین رابطه بین سرمایه فرهنگی و هویت جهانی دانش­آموزان پیش­دانشگاهی.

4-تعیین رابطه بین سرمایه فرهنگی و هویت دینی دانش­آموزان پیش­دانشگاهی.

 

پیشینه پژوهش

تحقیق «رابطه سرمایه فرهنگی با هویت اجتماعی جوانان شهر تهران» که توسط محمود شارع­پور و غلام رضا خوش­فر انجام شده است. تحقیق مذکور از نوع پیمایشی است. برای سنجش هویت اجتماعی از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. واحد تحلیل عبارت است از فرد، گروه، طبقه. لذا واحد تحلیل، جوانان شهر تهران می­باشند. بدین ترتیب واحد تحلیل خرد است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه جوانان ساکن شهر تهران با دامنه سنی 15- 24 سال تشکیل می­دهند. تعداد نمونه­های تحقیق 437 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده است. شارع­پور با سنجش مفاهیم تجربی سرمایه فرهنگی رابطه ابعاد مختلف سرمایه فرهنگی را با نحوه تعریف افراد از خویشتن بررسی کرده است. نتایج حاصل از بررسی حاکی از این است که بین سرمایه فرهنگی و برجستگی هویت فردی و هویت خانوادگی و هویت ملی رابطه­­ای مستقیم وجود دارد، البته در این میان رابطه از آن هویت ملی با سرمایه فرهنگی است. نتایج تحقیق نشان می­دهد سرمایه فرهنگی نهادی شده بیشترین رابطه را با هویت دارد. یعنی هرچه سطح مدارک و مدارج علمی و فرهنگی فرد بالاتر می­رود، برجستگی هویت فردی نیز بیشتر می­شود. ولی در مقابل بعد عینی و ذهنی سرمایه فرهنگی بیشترین رابطه را با هویت ملی دارد. فرضیه­های اصلی پژوهش شارع­پور عبارتند از:

الف) بین سرمایه فرهنگی و برجستگی هویت فردی رابطه وجود دارد.

ب) بین سرمایه فرهنگی و برجستگی هویت خانوادگی رابطه وجود دارد.

ج) بین سرمایه فرهنگی و برجستگی هویت مذهبی رابطه وجود دارد.

د) بین سرمایه فرهنگی و برجستگی هویت ملی رابطه وجود دارد.

«مصرف کالاهای فرهنگی و سرمایه فرهنگی» این تحقیق توسط پیر اسکاندیزو در سال 2004 انجام شده است. وی بیان می­کند این که مصرف کالاهای فرهنگی (رفتن به تئاتر و اپراها، موسیقی، درام و دیدار از موزه­ها و ...) تاثیر عمیقی بر روی جامعه دارد، یک فرضیه اثبات شده است. مصرف کالاهای فرهنگی به یک نوع هویت برای افراد منجر می­شود که در نوع خودش جدید است و آمار جرم و جنایت را پایین آورده است و افراد را به خود مشغول کرده است. ایشان به این نتیجه رسیده است که مصرف کالاهای فرهنگی علاوه بر این که برای افراد خوشایند است، یک نوع کسب هویت هم برای افراد است. نتایج تحقیق نشان می­دهد با مصرف کردن این کالاهای فرهنگی که فعالیتی بازتابی و بازاندیشانه هستند یک هویت جدید را برای افراد به وجود می­آورد. مصرف کالاهای فرهنگی به عنوان شکلی ازبازی اجتماعی بر قواعدی مبتنی است که بودن با دیگران را مشخص می­کند و مصرف این گونه کالاها را در ارتباط با هویت مورد ارزیابی قرار داد. هویت­هایی مانند قومیت، جنسیت و خانواده از طریق مصرف کالاهای فرهنگی دوباره از نو شکل می­گیرد و بازسازی می­شوند. به ویژه از طریق تجربه­های خاصی که در این فضا ایجاد می­شوند، هویت­های جدیدی سر بر می­آورند.

«بررسی تاثیر نابرابری اجتماعی بر توزیع سرمایه فرهنگی و نقش سرمایه فرهنگی در بازتولید اجتماعی» این تحقیق توسط عادل ابراهیمی­لو انجام شده است. در این تحقیق سه فرضیه وجود داشته که عبارتند از: 1) وجود نابرابری اجتماعی در جامعه سبب می­شود که افراد دسترسی یکسانی به ابعاد و عناصر سرمایه فرهنگی نداشته باشند.
2) اگر تمام افراد جامعه به سرمایه فرهنگی دسترسی یکسانی نداشته باشند، احتمالاً افراد طبقات بالا از طریق دسترسی به سرمایه فرهنگی، طبقه اجتماعی خود را بازتولید می­کنند. 3) نابرابری اجتماعی درجامعه سبب می­شودتا بازتولید طبقه اجتماعی صورت گیرد. در این تحقیق سرمایه فرهنگی با شاخص­های: عضویت درکتابخانه، میزان تحصیلات پدر و مادر و خود افراد، محل تحصیل، نوع موسیقی که افراد گوش می­دهند،کلاس­های زبان خارجی، نوع ورزش و اوقات فراغت خانواده سنجیده شده است. داده­های این تحقیق نشان می­دهند هرچه نسل اول از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردار باشند، نسل دوم (فرزندان آن­ها) از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردار خواهند بود. هرچه نسل اول از طبقه اجتماعی بالاتر باشد برای نسل دوم (فرزندان خانواده) سرمایه فرهنگی بیشتری پرداخت می­شود.

 

 مبانی نظری تحقیق

سرمایه فرهنگی

بوردیو اصطلاح فضای اجتماعی را به جای طبقه می­نشاند و مقصود از آن توزیع چند بعدی صور مؤثر قدرت یا سرمایه اعم از فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی می­باشد که زیربنای موقعیت­های اجتماعی است. سخن گفتن از فضای اجتماعی به این معنا است که بدون توجه به تفاوت­های بنیادی، به خصوص تفاوت­های فرهنگی، نمی­توان هیچ­کس را باکس دیگری دریک گروه جای داد. اما این هــرگز امکان ســـازماندهی به عـــوامل دیگر را براساس اصول تقسیم­بندی منتفی نمی­کنـد( 9:Bourdieu, 1984).

از آن­جا که فضای اجتماعی درعین حال میدان نیروهای واقعی ومیدان مبارزه بر سر معیارهای شکل­گیری گروهاست، ماهیت و ترکیب طبقات متوسط را نمی­توان مستقیماً از نقش­های واقع­گرایانه­ی ساختار طبقاتی استنتاج کرد(اباذری و دیگری، 1381: 20).

میدان، عرصه اجتماعی است که مبارزه­ها یا تکاپوها بر سر منابع و منافع معین و دسترسی به آن­ها صورت می­گیرد. میدان نظام ساخت یافته موقعیت­هایی است که توسط افراد یا نهادها اشغال می­شود، که ماهیت آن تعریف کننده وضعیت برای دارندگان این موقعیت است. موقعیت­های یک میدان با یکدیگر روابط سلسله متابعت یا همگونی برقرار می­کنند که به دلیل تبدیل هریک از آن­ها به کالاها یا سرمایه است که در این میدان­ها محل نزاع می­باشند. این سرمایه­ها و کالاها را می­توان به چهار دسته تقسیم نمود. کار بوردیو را می­توان مکمل کار برنشتاین تصورکرد زیرا هر دو می­کوشند تا در آثار خود دیدگاه­های دورکیم را به یکدیگر پیوند بزنند. به اعتقاد آن­ها منبع نابرابری در جامعه فقط ماهیت اقتصادی ندارد، بلکه بیشتر ماهیت فرهنگی دارد. به زعم بوردیو، سرمایه هرگونه خاستگاه و سرچشمه در عرصه اجتماعی است که در توانایی فرد در برابر بهره­مندی از منابع خاصی که درصحنه حاصل می­گردد، مؤثر واقع می­شود(استونز، 1381: 238-237).

به طور کلی سرمایه که می­تواند قدرت به بار آورد، می­تواند خود را به چهار شکل بنیادی متجلی سازد:

الف) سرمایه اقتصادی که بلا واسطه و مستقیماً به پول تبدیل می­شود و به صورت حق مالکیت و دارایی مالی و مادی نهادی می­گردد.

ب) سرمایه اجتماعی که شامل تکالیف و الزامات اجتماعی و روابط اجتماعی یا پیوندهاست و می­تواند تحت شرایط خاص به سرمایه اقتصادی تبدیل شود.

ج) سرمایه فرهنگی مجموعه­ای از کیفیات فکری است که در شرایط خاص قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و می­تواند به صورت مدارک و مدارج تحصیلی نهادی گردد.

د) سرمایه نمادین، سرمایه­ایی است که مجموعه­ی آداب وابسته به افتخار یا حق­شناسی است که به یک فرد یا یک گروه تعلق می­گیرد و افراد متوجه تاثیرات آن­ها، آن گونه که هست، نیستند(پرستیژ و افتخار اجتماعی).

انواع سرمایه فرهنگی از دیدگاه بوردیو می­تواند به سه صورت متجلی شود:

1) حالت تجسم یافته یا ذهنی: می­توان اکثر ویژگی­های سرمایه فرهنگی را از این واقعیت استنباط کرد که این سرمایه با شخصی که درآن تجسم می­یابد، ارتباط نزدیک دارد. سرمایه تجسم یافته، نوعی ثروت بیرونی است که به عنوان بخش جدایی­ناپذیر از فرد در آمده است. این همان بخش است که بــوردیــو آن را ســـرمایه فرهنگی همراه با تولد می­نامد که نمی­توان آن را از طریق هدیه، خرید یا مبادله به دیگری منتقل کرد. این نوع سرمایه به صورت آمادگی­های مداوم ذهن و جسم تجلی می­یابد.

2) حالت عینیت یافته: یکی از بدیهی­ترین و عینی­ترین اشکال سرمایه فرهنگی، مصرف کالاهای مختلف فرهنگی در میان اقشار مختلف جامعه است که خود می­تواند تابعی از متغیرهای گوناگون فردی و اجتماعی باشد. سرمایه فرهنگی عینیت یافته در اشیای مادی، رسانه­ها نظیر نوشتار، نقاشی، ابزار و نظایر آن و به طور کلی در ماهیت آن قابل انتقال است. لذا کالاهای فرهنگی را هم می­توان به صورت مادی تخصیص داد (که منجر به سرمایه اقتصادی می­شود) و هم به صورت نمادی (که منجر به سرمایه فرهنگی می­شود).

3) حالت نهادی شده: این حالت نوعی رسمیت بخشیدن نهادی به سرمایه فرهنگی فرد است. مدارک تحصیلی و آکادمیک نمونه­ای از این حالت است.

این مدارک، نوعی نرخ تبدیل بین سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی برقرار می­سازد و این کار را از طریق تضمین ارزش مادی برای یک سرمایه تحصیلی معین انجام می­دهند. از آن جائی که منابع مادی و نمادی مدارک تحصیلی بستگی به کمیابی آن دارد، سرمایه­گذاری صورت گرفته (از لحاظ زمان، تلاش و پول) ممکن است به اندازه­ای که پیش بینی می­شود سودمند نباشد(شارع­پور، 1381: 137-136).

در تحقیق حاضر، سرمایه فرهنگی به عنوان متغیری مورد توجه قرار می­گیرد که با سنجش حالت­های سه­گانه آن سعی می­شود که به صورت یک شاخص ترکیبی در بیاید. این شاخص ترکیبی شامل تمایلات و گرایشات روانی افراد نسبت به مصرف و استفاده ازکالاهای فرهنگی، میزان مصرف مستقیم کالاهای فرهنگی به طور عینی و مدارک و مدارج تحصیلی و علمی - فرهنگی افراد است.

 

هویت اجتماعی

به لحاظ لغوی واژه هویت (Identity) از واژه (Identitas) مشتق شده است و در دو معنای ظاهراً متناقض به کار می­رود.

- همانی و یکنواختی مطلق

- تمایزی که در برگیرنده ثبات با تداوم در طول زمان (تفاوت و تعلق).

هویت پیوندی ناگسستنی با تفاوت دارد وتفاوت­ها همیشه دربرگیرنده قدرت هستند که توسط جوامع، حکومت­ها و نمادها ساخته و توسط آن­ها حفظ و تقویت می­شوند. پس هرجا تفاوت باشد قدرت وجود دارد و کسی که دارای قدرت است درباره معنای تفاوت تصمیم می­گیرد. از آن جا که مرز تفاوت و هویت بسترناپذیر و سیال هستند، تلاش قدرت برای متصلب کردن با موفقیت همراه نیست. تفاوت وهویت همیشه امکان پتانسیلی برای امتناع و مقاومت عرضه می­کند و قدرت­های مخالف با توسل برچنین امکانی، افشای ساختگی تصادفی و نفوذناپذیر بودن تفاوت و هویت ایجاد شده را در دستور کار خود قرار می دهد.

پس مرز تفاوت و هویت همواره محل نزاع هژمونی­ها و قدرت­های رقیب است. بر خلاف دوره ما قبل مدرن که انسان به واسطه سنت­ها و ساختار هویت می­یافت، انسان مدرن مستقل از تعلق­های فرهنگی تعریف می­شود. انسان مورد نظر دکارت سوژه­ای عاقل و آگاه بود.

 

ریچارد جنکینز

به نظر جنکینز شرط حیات اجتماعی هویت است اما هویت فردی نیزکه در خویشتن تجسم یافته، به طور کلی در جامعه ساخته می­شود؛ یعنی در فرایند اجتماعی شدن اولیه و  فرایندهای جاری تعامل اجتماعی که در چارچوب آن­ها افراد درطول عمرشان خود و دیگران را تعریف و باز تعریف می­کنند. «خود» ترکیبی است جاری و پویا که حاصل تعریف خود (درونی) و تعاریفی است که دیگران از خـــود عرضه می­کنند (بیرونی). جنکینـــز روی الگوی واحدی از خویشتن تأکید می­گذارد که ترکیبی دیالکتیکی از تعریف­های درونی و بیرونی است. اما خودآگاهی یا شناخت، زمانی حاصل می­شود که فرد خود را در جای دیگری تعمیم یافته اجتماعی بگذارد. به بیان جنکینز ماندگارترین مضمون در نظریه اجتماعی، تلاش در پل زدن بر شکاف تحلیلی میان فرد و جامعه (ساختار و کنش) است و هویت اجتماعی به چند دلیل مفهومی راهبردی در جهت رفع این شکاف است. به نظر ریچار جنکینز برای فهم هویت فردی و اجتماعی، می­توان از یک الگوی هویت­شناسی واحد استفاده کرد. الگویی که روند هویت­یابی را شامل دو وجه درونی و بیرونی می­داند.

جنکینز با طرح مفاهیم و مقولاتی چون در برگیرندگی و تفاوت و رده­بندی و مقاومت تلاش می­کند الگوی واحد خویش را به روندهای هویت­یابی در گروه­های اجتماعی و رده­بندی­های گوناگون و جماعت­های محلی و قومی تعمیم دهد تا روشن سازد که هم هنگامی که افراد بدون مقاومت، رده­بندی­های ازپیش تعیین شده اجتماعی را می­پذیرند و تلاش می­کنند تا خود را با آن هماهنگ سازند و هم هنگامی که سعی در شکستن این چارچوب­ها و ایجاد رده­بندی­ها و گروه­بندی­های جدید و کسب هویت­های نوین دارند، در حیطه­ای قرار دارند که وجوه درونی و بیرونی هویت، هم چون دوسویه یک واقعیت عمل می­کند. واقعیتی که در آن واحد هم هویت فردی و هم هویت اجتماعی را تعیین می­کند(جنکینز، 1383: 65-51).

 

داگلاس کلنر

کلنر در مقاله خود با عنوان «فرهنگ عامه­پسند و ساخت هویت­های پست مدرن» از سه مرحله در هویت نام برد:

1-     هویت پیشامدرن: این هویت در جوامع ما قبل مدرن ماهیت اجتماعی دارد، اما شک یا تعارض برآن تأثیرنمی­گذارد. هویت شخصی پایداراست زیرا اسطوره­های کهن و نظام­های ازپیش تعریف شده نقش آن­ها را حفاظت و تعریف می­کند، شما بخشی از یک نظام خویشاوندی کهن هستید. اندیشه­ها و رفتار شما درچارچوب یک جهان­بینی محدود، محصور شد و مسیر زندگی­تان برای شما مشخص شده است(گلن، 1384: 161-160).

طبیعت آدمی به گفته مارتین هایدگر تصویری بود که از چشم خداوند یا خدایان دیده می­شد و هویت او محصول کارکرد یک نظام مقتدر و ازپیش­تعیین شده باورهای دینی و آیین اسطوره­ای بود. انسان در نظامی نمادین جای داشت که هم شناخته شده و هم روشنگر وگشاینده امکانات بود. شخص به عنوان عضو یک کلان، یک قبیله، یک نظام خاص خویشاوندی و تعلق و گستره­ای از زندگی، یعنی در موقعیت­های اجتماعی و فرهنگی کاملاً مشخص و تثبیت شده به دنیا می­آمد و به ندرت می­توانست از سرنوشت محتوم خود بگریزد وبرای خودجایی تازه دست وپا کند. درجامعه پیشامدرن هویت مسأله نبود. افراد به گونه­ای رادیکال هویت خود را عوض نمی­کردند و بحران هویت معنا نداشت: آدمی یا شکارچی بود یا عضو قبیله­ای، همین و بس(احمدی، 1385: 39).

2-     هویت مدرن: در دوره مدرن که با عصر روشنگری آغاز می­شود فهم هویت برای اولین بار دچار بحران می­شود. هویت شخصی هم­چون فرهنگ­های پیشامدرن هم­چنان بر اساس روابط شخصی با دیگران باقی می­ماند. این هویت تا حدی ثبات خود را حفظ می­کند اما گرایش­ها و تأثیراتش شروع به تکثیرمی­کنند. درجوامع ما قبل مدرن دقیقاً می­دانستند موقعیت­شان در طایفه کجاست، ولی در جوامع مدرن مجموعه وسیعی ازنقش­های اجتماعی به شما واگذارمی­شود. کلنر می­گوید: «یکی مادر است یکی پسر، یکی استاد دانشگاه، یکی اسکاتلندی، یکی جامعه­شناسی، یکی کاتولیک و یکی همجنس­باز است یا ممکن است ترکیبی از این نقش­های اجتماعی داشته باشید». در نتیجه به جای این که با هویت­تان به دنیا آمده باشید کم­ کم می­توانید آن را انتخاب کنید. به تدریج نگران می­شوید که شاید هویت­تان ناپایدار یا شکننده و غلط است. همه این­ها بخشی از شکل خاص و مدرن هویت است. درمدرنیته این باور وجود دارد که کنار گذاشتن قید و بندها نخست پیشروی به سوی رهایی انسان را سرعت می­بخشد، اما ارج گذاشتن به حال و آینده و باطل دانستن گذشته­ای که مبنای خود و فعالیت شخص به حساب می­آید افراد را مجبور می­کند طبیعت هویت­شان را زیر سوال ببرند. خلاصه این که هویت موضوعیت می­یابد و مسأله می­شود(گلن،1384: 197-198).

3-     هویت­های پست مدرن: زندگی اجتماعی در قیاس با دوره مدرنیتـــه سریع­تر و پیچیده­تر و مقتضیات آن بیشتر و بیشتر می­شود. هویت­های محتمل بیشتری در برابر چشمان ما به نمایش گذاشته می­شوند و ما هم­چنان که در جامعه رفته رفته چند پاره می­شود، باید نقش­های زیادی را که سریعاً در حال گسترش هستند بپذیریم
(همان:162).

به نظر کلنر شرایط اجتماعی خاص باعث تشدید توجه به سبک و ظاهر می­شود و به این نکته پرداخته است که چگونه شکل­گیری هویت بیش از پیش با آن­چه می­خریم ارتباط یافته است. امروزه هــــویت خود را با استفاده از کالاهایی شکل می­دهیم که نشانه فردیت (تفاوت با گروه­های اجتماعی) و همبستگی (احساس تعلق به دیگر گروه­های اجتماعی) به حساب می­آیند. هجوم روزافزون نشانه­ها وتصاویر (رسانه­ها، نمایش­ها، تبلیغات و غیره) به بافت زندگی روزمره باعث می­شود رویای سبک­های ایده­آل زندگی را در ذهن بپروانیم و با آن­ها هم ذات­پنداری می­کنیم. بنابراین نمایش­ها، مصرف کالاها، رسانه­ها، فضاهای مجازی اینترنت انواع هویت­های خاصی رابرای افراد ایجاد می­کنند و شیوه­های ناپدیدار، متکثر و پراکنده ارتباط افراد را با یکدیگر ترغیب می­کند و نشانه­هایی که بین اعضا رد و بدل می­شود زیر سیطره هیچ اقتدار مرکزی نیست(همان: 163-164).

 

هویت و تاثیر جهانی شدن

گیدنز می­گوید: تغییر شکل هویت شخصی و پدیدۀ جهانی شدن در دوران متأخر دو قطب دیالکتیکی محلی و جهانی را تشکیل می­دهند. به عبارت روشن­تر، حتی تغییرات وجوه بسیار خصوصی زندگی شخصی نیز مستقیماً با تماس­های اجتماعی بسیار و وسیع و پر دامنه ارتباط دارد. اما سطح و ابعاد فاصله­گیری­های زمانی و فضایی در دوران تجدد کنونی به چنان حدی از گسترش رسیده است که بــرای نخستین بار درتاریخ بشریت، خود و جامعـــه درمحیطی جهــــانی با یکدیگر به تعامل می­پردازند. در وضع و حال تجدد کنونی عوامل مختلفی به طور مستقیم بر روابط بین هویت­های شخصی و نهادهای اجتماعی تأثیر می­گذارند. تجدد نوعی پویایی عنصری به امور بشری تزریق کرده است که با تغییراتی در ساختارهای اعتماد و در روش­های خطرپذیری همراه است(گیدنز، 1378: 56).

گیدنز توازی و همزیستی هویت­های خرد و کلان را مطرح می­کند. یکپارچگی جهانی منشوری سه وجهی دارد که به ویژه در بازار جهانی، قدرت­های معینی را از ملت­ها جدا می­کند. از طرف دیگر یکپارچگی جهانی، معنایی ضمنی و نیرویی مخالف دارد. از این رو یکپارچگی جهانی با فشار امکانات و تحرک­های جدیدی برای مناطق خودمختار و هویت­های فرهنگی محلی به وجود می­آورد. بنابراین می­توان گفت یکپارچگی جهانی، علاوه بر وارد کردن فشار به سطح بالا، به سمت پایین نیز فشار وارد می­کند. فشار به پایین یکپارچگی جهانی، دلیل اصلی ناسیونالیسم محلی، شکل­های محلی هویت فرهنگی و حتی حوادثی از آن نوع که در یوگسلاوی سابق و دیگر مناطق جهان اتفاق افتاده است، می­باشد(همان: 36).

هراندازه که فرهنگ­ها با یکدیگر برخورد می­کنند و گفتگو میان انسان­ها بیشتر می­شود، مشترکات میان فرهنگ­ها و هویت نیز افزایش می­یابد. به بیان روشن­تر با فشرده­تر شدن جهان، آگاهی جهان انسان­ها بیشتر می­شود. و هرچه انسان­ها نسبت به تعلق داشتن به جهان واحد بسیار بزرگ­تر آگاه شوند، فرهنگ­ها و هویت­ها فراگیرتر شکل می­گیرند. از طرف دیگر داده­هایی حاکی از خاص­گرایی­های فرهنگی هم کم نیستند. امروزه بخش­های از کره زمین در برگیرنده جنبش­های گوناگون است که تلاش برای حفظ یا احیای عناصرهویت­بخش خاص درمنطقه یا جریان­های جهانی به ویژه فرهنگ جهانی را می­توان وجه مشترک آن­ها دانست. جهانی شدن در عین حال که با نوعی همگون­سازی فرهنگی همراه است وفرهنگ واحدی را بر جهان حاکم می­کند، بسترها و امکان­های فراوانی را هم برای همزیستی، تبادل، آمیزش و تعالی فرهنگی و هم­چنین خاص­گرایی­های گوناگون فرهنگی آماده می­کند(گل­محمدی،1381: 133-132).

 

 

             متغیر مستقل                                                                                    متغیر وابسته

           
       
     
 

 

 

 

 

 

 

شکل شماره (1): مدل تحلیلی تحقیق

درمدل تحلیلی این تحقیق متغیر مستقل سرمایه فرهنگی با ابعاد سه­گانه (ذهنی، عینی و نهادی) آن که از نظریات بوردیو گرفته شده، می­باشد و متغیر وابسته هویت اجتماعی با چهاربعد (ملی، قومی، دینی و جهانی) است که از نظریات ذکر شده الهام گرفته شده است. چنان که دیده می­شود سرمایه فرهنگی در تعیین میزان هویت در افراد تاثیر دارد.

 

روش تحقیق

تحقیق حاضر از لحاظ محتوای کاری از نوع پیمایش می­باشد و در میان انواع پژوهش­های پیمایشی از نوع همبستگی است. از نظر هدف تحقیق و معیار اجرایی از نوع کاربردی می­باشد، زیرامحدود به زمان ومکان خاصی است. ازنظر شیوۀ گردآوری داده­ها و اطلاعات جزو روش­های تحقیق اسنادی و میدانی می­باشد. در این پژوهش برای اندازه­گیری متغیرها وگردآوری اطلاعات و داده­ها ازپرسشنامه کتبی استفاده شده است.

جامعه آماری

واحد آماری یا واحد تحلیل در این تحقیق کلیه­ی دانش­آموزان پیش­دانشگاهی پسر شهرستان بوکان می­باشند که در سال تحصیلی 90-1389 مشغول به تحصیل­اند. بنابراین پژوهش حاضر از لحاظ دامنه (خرد و کلان) از نوع خرد می­باشد؛ زیرا واحد تحلیل در اینجا فرد می­باشد.

نمونه آماری  و روش نمونه گیری

جامعه آماری در این پژوهش کلیه­ی دانش­آموزان پسر مقطع پیش­دانشگاهی بوکان درسال تحصیلی 90-89 تعداد آنان690 نفر می­باشند دراین تحقیق حجم نمونه براساس جدول مورگان 250 نفرمحاسبه گردید. روش نمونه­گیری تحقیق نیز با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای می­باشد که دانش­آموزان پسر در جامعه نمونه مورد نظر به صورت تصادفی انتخاب شده­اند.

استنتاج آماری تحقیق

نتایج آماری در این تحقیق شامل دو بخش می­باشد: بخش اول شامل آماره­های توصیفی مربوط به متغیرها است و بخش دوم شامل آزمون فرضیه­های تحقیق می­باشد.

جدول شماره (1): آماره­های توصیفی متغیر سرمایه فرهنگی و
هویت اجتماعی (ملی، قومی، دینی و جهانی)

متغییر ها

میانگین

میانه

نما

واریانس

انحراف معیار

دامنه

کمترین

بیشترین

هویت ملی

93/32

33

29

78/59

7/7

45

10

55

هویت قومی

30/48

50

54

88/47

92/6

40

15

55

هویت دینی

12/17

18

20

09/8

8/2

16

4

20

هویت جهانی

15/19

19

17

61/12

55/3

15

10

25

سرمایه فرهنگی

22/16

17

17

59/31

62/5

31

1

31

 

جدول شماره (2): توزیع فراوانی سرمایه فرهنگی

سرمایه فرهنگی

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

1 تا 2/6

12

8/4

8/4

2/6 تا 4/12

53

2/21

26

4/12 تا 6/18

168

2/67

2/93

6/18 تا 8/24

0

2/67

2/93

8/24 تا 31

16

8/6

100

جمع

250

100

 

جدول شماره (3): توزیع فراوانی هویت ملی

هویت ملی

سطح

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

10 تا 19

بسیارکم

8

2/3

2/3

19 تا 28

کم

65

26

2/29

28 تا 37

متوسط

111

4/44

6/73

37 تا 46

زیاد

59

6/23

2/97

46 تا 55

بسیار زیاد

7

8/2

100

جمع

 

250

100

 

 

جدول شماره (4): توزیع فراوانی هویت قومی

هویت قومی

سطح

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

15 تا 23

بسیارکم

4

6/1

6/1

23 تا 31

کم

3

2/1

8/2

31 تا 39

متوسط

17

8/6

6/9

39 تا 47

زیاد

55

22

6/31

47 تا 55

بسیار زیاد

171

4/68

100

جمع

 

250

100

 

 

جدول شماره (5): توزیع فراوانی هویت دینی

هویت دینی

سطح

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

4 تا 2/7

بسیارکم

2

8/0

8/0

2/7 تا 4/10

کم

5

2

8/2

4/10 تا 6/13

متوسط

16

4/6

2/9

6/13 تا 8/17

زیاد

73

2/29

4/38

8/17 تا 20

بسیار زیاد

154

6/61

100

جمع

 

250

100

 

 

 

جدول شماره (6): توزیع فراوانی هویت جهانی

هویت جهانی

سطح

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

10 تا 13

بسیارکم

17

8/6

8/6

13 تا 16

کم

37

8/14

6/21

16 تا 19

متوسط

73

2/29

8/50

19 تا 22

زیاد

79

6/31

4/82

22 تا 25

بسیار زیاد

44

6/17

100

جمع

 

250

100

 

 

بررسی فرضیه­های تحقیق

در این بخش به بررسی استنباطی فرضیه­های تحقیق می­پردازیم و برحسب مورد نسبت به تایید یا رد آن­ها اقدام می­کنیم.

فرضیه اول:  بین ســرمایه فرهنگی و هویت ملی دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

جدول شماره (7) ضریب رگرسیونی بین سرمایه فرهنگی و هویت ملی را نشان می­دهد. ضریب همبستگی بین این دومتغیر536/0=r و دارای سطح معنی­داری(001/0P<) می­باشد. چون این رقم (536/0) مثبت است، بیانگر وجود رابطه مستقیم میان این دو متغیر می­باشد. یعنی هرچه سرمایه فرهنگی بالاتر باشد، هویت ملی نیز افزایش می­یابد. بنا براین فرضیه اول مبنی بر وجود رابطه بین دو متغیر پذیرفته می­شود. با توجه به مقدار ضریب تعیین 287/0R2=، حدود بیست و نه درصد از تغییرات هویت ملی با تغییر در سرمایه فرهنگی قابل تبیین است. 

جدول شماره (7): ضریب رگرسیونی هویت ملی برحسب سرمایه فرهنگی

متغیر مستقل

B

خطای استاندارد

Beta

t

سطح معنی­داری

سرمایه فرهنگی

738/0

074/0

563/0

001/10

001/0

مقدار ثابت(Constant)

977/20

265/1

------

578/16

001/0

001/0Sig=        024/100 F=                287/0 R2=              536/0 R=

می­توان معادله رگرسیونی زیر را برای پیش­بینی هویت ملی برحسب میزان سرمایه فرهنگی تنظیم کرد:

(سرمایه فرهنگی× 738/0)+977/20= هویت ملی

با توجه به معادله رگرسیونی فوق، می­توان گفت در صورت کنترل متغیر سرمایه فرهنگی، نمره هویت قومی 977/20 است. هم­چنین به ازای یک واحد افزایش در سرمایه فرهنگی، 738/0 واحد در هویت ملی افزایش به وجود می­آید.

فرضیه دوم: بین سـرمایه فرهنگی و هویت قومی دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

جدول شماره(8) ضریب رگرسیونی بین سرمایه فرهنگی وهویت قومی را نشان می­دهد. ضریب همبستگی بین این دو متغیر342/0=r ودارای سطح معنی­داری(001/0P<) می­باشد. چون این رقم (342/0) مثبت است، بیانگر وجود رابطه مستقیم میان این دو متغیرمی­باشد. یعنی هرچه سرمایه فرهنگی بالاتر باشد، هویت قومی نیز افزایش می­یابد. بنابراین فرضیه دوم مبنی بر وجود رابطه بین دو متغیر پذیرفته می­شود. با توجه به مقدار ضریب تعیین 117/0R2= حدود دوازده درصد از تغییرات هویت قومی با تغییر در سرمایه فرهنگی قابل تبیین است.

 

جدول شماره (8): ضریب رگرسیونی هویت قومی برحسب سرمایه فرهنگی

متغیر مستقل

B

خطای استاندارد

Beta

t

سطح معنی­داری

سرمایه فرهنگی

421/0

073/0

342/0

734/5

001/0

مقدارثابت(Constant)

473/41

26/1

------

903/32

001/0

001/0Sig=              883/32 F=              117/0R2=              342/0 R=

می­توان معادله رگرسیونی زیر را برای پیش­بینی هویت قومی بر حسب میزان سرمایه فرهنگی تنظیم کرد:

(سرمایه فرهنگی× 421/0)+473/41= هویت قومی

با توجه به معادله رگرسیونی فوق، می­توان گفت در صورت کنترل متغیر سرمایه فرهنگی، نمره هویت قومی 473/41 است. هم­چنین به ازای یک واحد افزایش در سرمایه فرهنگی، 421/0 واحد در هویت قومی افزایش به وجود می­آید.

فرضیه سوم: بین سـرمایه فرهنگی و هویت دینی دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

جدول شماره (9) ضریب رگرسیونی بین سرمایه فرهنگی وهویت دینی را نشان می­دهد. ضریب همبستگی بین این دو متغیر279/0=r ودارای سطح معنی­داری(001/0P<) می­باشد. چون این رقم (279/0) مثبت است، بیانگر وجود رابطه مستقیم میان این دو متغیر می­باشد. یعنی هرچه سرمایه فرهنگی بالاتر باشد، هویت دینی نیز افزایش می­یابد. بنابراین فرضیه سوم مبنی بر وجود رابطه بین دو متغیر پذیرفته می­شود. با توجه به مقدار ضریب تعیین087/0R2=، حدود هفت درصد ازتغییرات هویت دینی با تغییر درسرمایه فرهنگی قابل تبیین است.

 

جدول شماره (9): ضریب رگرسیونی هویت دینی برحسب سرمایه فرهنگی

متغیر مستقل

B

خطای استاندارد

Beta

t

سطح معنی­داری

سرمایه فرهنگی

141/0

031/0

279/0

578/4

001/0

مقدار

 

 

 

 

ثابت(Constant)

833/14

530/0

------

010/28

001/0

001/0Sig=             945/20 F=                087/0R2=              279/0 R=

می­توان معادله رگرسیونی زیر را برای پیش­بینی هویت دینی بر حسب میزان سرمایه فرهنگی تنظیم کرد:

(سرمایه فرهنگی× 141/0)+833/14= هویت دینی

با توجه به معادله رگرسیونی فوق، می­توان گفت در صورت کنترل متغیر سرمایه فرهنگی، نمره هویت دینی 833/14 است. هم­چنین به ازای یک واحد افزایش در سرمایه فرهنگی، 141/0 واحد در هویت دینی افزایش به وجود می­آید.

فرضیه چهارم: بین سرمایه فرهنگی و هویت جهانی دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

جدول شماره (10) ضریب رگرسیونی بین سرمایه فرهنگی و هویت جهانی را نشان می­دهد. ضریب همبستگی بین این دو متغیر 001/0- =r و دارای سطح معنی­داری (982/0P<) می­باشدکه درسطح معنی­داری 05/0 معنی­دارنیست. بنابراین فرضیه چهارم مبنی بر وجود رابطه بین دو متغیر پذیرفته نمی­شود. با توجه به معنی­دار نبودن همبستگی نمی­توان تغییرات هویت جهانی را با تغییر در سرمایه فرهنگی تبیین کرد.   

جدول شماره (10): ضریب رگرسیونی هویت جهانی برحسب سرمایه فرهنگی

متغیر مستقل

B

خطای استاندارد

Beta

t

سطح معنی­داری

سرمایه فرهنگی

001/0

040/0

001/0-

023/0-

982/0

مقدارثابت(Constant)

167/19

689/0

------

833/27

001/0

982/0Sig=            001/0 F=           000/0R2=              001/0 R=

با توجه به معنی­دار نبودن همبستگی و ضرایب مربوطه نمی­توان معادله رگرسیونی را برای پیش­بینی هویت جهانی برحسب میزان سرمایه فرهنگی تنظیم کرد.

 

تحلیل مسیر

برای بررسی دقیق­تر روابط بین متغیرها وترسیم الگوی مسیربین متغیرها، تحلیل مسیر انجام شد که حاصل آن الگوی زیر است.

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                     شکل شماره (1): تحلیل مسیر متغیرهای تحقیق

در تحلیل مسیر فوق سرمایه فرهنگی، از بین هویت­های چهارگانه، بر هویت ملی ضریب بالاتری (738/0) را نشان داده است که در سطح معنی­داری 01/0 معنی­دار است. در مرتبه دوم سرمایه فرهنگی برهویت قومی اثرگذاراست (342/0) که در سطح معنی­داری 01/0 معنی­دار است. هم­چنین درمرتبه سوم، سرمایه فرهنگی بر هویت قومی اثرگذار است (141/0) که آن هم در سطح معنی­داری 01/0 معنی­دار می­باشد.

 

بحث و نتیجه­گیری              

- این تحقیق حکایت از آن دارد که هرچه سرمایه فرهنگی افزایش یابد، برجستگی هویت اجتماعی نیز بیشتر می­شود.

- نتایج حاصل از بررسی نشان می­دهد که همبستگی معنادار و مثبت بین سرمایه فرهنگی و هویت ملی، قومی و دینی وجود دارد. لیکن همبستگی معناداری بین سرمایه فرهنگی و هویت جهـانی وجـود ندارد.

- همچنین نوع همبستگی ابعاد عینی، ذهنی و نهادی سرمایه فرهنگی با انواع هویت اجتماعی متفاوت است. بدین معنا که بین بعدعینی سرمایه فرهنگی وهویت­های  قومی، ملی و دینی رابطه معنی­داری وجود دارد، در حالی که بین بعد عینی سرمایه فرهنگی و هویت جهانی رابطه معنی­داری وجود ندارد. هم­چنین بعد ذهنی سرمایه فرهنگی و هویت­های قومی و ملی رابطه معنی­داری وجود دارد، درحالی که بین بعد ذهنی سرمایه فرهنگی و هویت­های دینی و جهانی رابطه معنی­داری وجود ندارد و نیز بین بعد نهادی سرمایه فرهنگی و هویت­های قومی، ملی، دینی و جهانی هیچ گونه رابطه معنی­داری و جود ندارد.    

 

محدودیت­های تحقیق

1- محدودیت در تکمیل پرشسنامه­ها از سوی آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی به بهانه دامن زدن به مسائل قومی.

2- سلیقه­ای عمل کردن در مورد تعیین ملاک­های سنجش سرمایه فرهنگی و عدم معیار ثابت که خود ناشی از وجود فرهنگ­های متفاوت می­باشد.

 

منابع

احمدی، ب. (1385). معمای مدرنیته. تهران: نشر مرکز.

اباذری، ی و چاوشیان، ح. (1381). از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی، رویکردهای نوین در تحلیل جامعه­شناسی هویت اجتماعی. نامه علوم اجتماعی، شماره 20.

ابراهیمی­لو، ع. (1382). بررسی تاثیر نابرابری اجتماعی بر توزیع سرمایه فرهنگی و نقش سرمایه فرهنگی در بازتولید طبقه اجتماعی. فرهنگ و پژوهش، شماره 125.

استونز، ر. (1381). متفکران جامعه­شناسی. مترجم: م، میردامادی. تهران: نشر مرکز.

جنکینز، ر. (1383). دیالکتیک هویت. مترجم: م، رفعت­جاه. کتاب ماه علوم اجتماعی، تهران، سال هفتم.

شارع­پور، م و خوش­فر، غ، ر. (1381). رابطه سرمایه فرهنگی با هویت جوانان شهر تهران. نامه علوم اجتماعی، تهران، شماره 20، پاییز.

شویره،ک و فونتن، ا. (1385). واژگان بوردیو. تهران: نشرنی.

گلن، و. (1384). پست مدرنیسم. مترجم: ق، فخر رنجبری و دیگری. تهران: نشرماهی.

گل­محمدی، ا. (1381). جهانی شدن، فرهنگ، هویت. تهران: نشرنی.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص. مترجم: ن، موفقیان. تهران: نشرنی.

Bourdieu, P. (1984). Distinction, A Social Critique of the judgments of Taste, London:        R.K.P.

Lin, N. (1999). Building a Network Theory of Social Capital, in, Nam Lin Katern    Cook and Ronald S, Burt, Social Capital: Theory and Research, New York: Adine de
Gruyter.

 



 -[1]دانشگاه پیام نور گروه علوم اجتماعی تهران 193954697 ج. ا. ایران.

-[2] کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

احمدی، ب. (1385). معمای مدرنیته. تهران: نشر مرکز.

اباذری، ی و چاوشیان، ح. (1381). از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی، رویکردهای نوین در تحلیل جامعه­شناسی هویت اجتماعی. نامه علوم اجتماعی، شماره 20.

ابراهیمی­لو، ع. (1382). بررسی تاثیر نابرابری اجتماعی بر توزیع سرمایه فرهنگی و نقش سرمایه فرهنگی در بازتولید طبقه اجتماعی. فرهنگ و پژوهش، شماره 125.

استونز، ر. (1381). متفکران جامعه­شناسی. مترجم: م، میردامادی. تهران: نشر مرکز.

جنکینز، ر. (1383). دیالکتیک هویت. مترجم: م، رفعت­جاه. کتاب ماه علوم اجتماعی، تهران، سال هفتم.

شارع­پور، م و خوش­فر، غ، ر. (1381). رابطه سرمایه فرهنگی با هویت جوانان شهر تهران. نامه علوم اجتماعی، تهران، شماره 20، پاییز.

شویره،ک و فونتن، ا. (1385). واژگان بوردیو. تهران: نشرنی.

گلن، و. (1384). پست مدرنیسم. مترجم: ق، فخر رنجبری و دیگری. تهران: نشرماهی.

گل­محمدی، ا. (1381). جهانی شدن، فرهنگ، هویت. تهران: نشرنی.

گیدنز، آ. (1378). تجدد و تشخص. مترجم: ن، موفقیان. تهران: نشرنی.

Bourdieu, P. (1984). Distinction, A Social Critique of the judgments of Taste, London:        R.K.P.

Lin, N. (1999). Building a Network Theory of Social Capital, in, Nam Lin Katern    Cook and Ronald S, Burt, Social Capital: Theory and Research, New York: Adine de
Gruyter.