بررسی رابطه میان مهارت‌های اجتماعی و اعتماد به نفس در دختران فراری

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای مددکاری اجتماعی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی‌شهر.

2 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال

چکیده

فرار از خانه از جمله رفتارهای ناسازگارانه نوجوانان است و با توجه به پیامدهای سوء آن یکی از آسیب­های اجتماعی و خانوادگی جامعه محسوب می­شود. آسیبی که می‌تواند بهداشت روانی فرد و جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. در این میان  روند رو به افزایش آمار فرار دختران از خانه نگرانی­هایی را به دنبال داشته است. پدیده فرار دختران پدیده­ای چند علتی است که ریشه‌های آن را می­توان در فقر، طلاق، جدایی‌های عاطفی والدین، رفاه و آزادی بیش از حد، تعرض جنسی اطرافیان، اعتیاد، شکاف بین نسل­ها و اختلاف فرزندان و والدین جستجو کرد. در این مقاله به بررسی رابطه میان مهارت­های اجتماعی و اعتماد به نفس با کاهش فرار از خانه دختران 12 تا 18 ساله شهر اصفهان پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که با افزایش اعتماد به نفس و مهارت­های اجتماعی میزان فرار از خانه دختران کاهش می‌یابد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the relationship between social skills and self-confidence in runaway girls.

نویسندگان [English]

  • Mohammad Reza Iravani 1
  • Jafar Ebrahimi 2
چکیده [English]

Running away from home is one of the maladaptive behaviors of adolescents and regarding its adverse consequences, it is one of the social damages of the community. Damage that could affect the individual and community's mental health.Meanwhile there are more concerns about the increasing number of girls run aways.
Girls running away roots in poverty, divorce, extreme prosperity and freedom, sexual assault, addiction, the gap between generations and the conflicts between children and parents.
This article examines the relationship between social skills and self-confidence and reduction of the escape of the girls aged 12 to 18 in Isfahan.
The results showed that with increased self-confidence and social skills the amount of girls running away from home decreases.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Run Away From Home
  • Self- Confidence
  • social skills
  • Adolescent girls

 

 

 

 

بررسی رابطه میان مهارت­های اجتماعیو
اعتماد به نفس در دختران فراری

 

دکتر محمد رضا ایروانی[1]

جعفر ابراهیمی[2]

چکیده

فرار از خانه از جمله رفتارهای ناسازگارانه نوجوانان است و با توجه به پیامدهای سوء آن یکی از آسیب­های اجتماعی و خانوادگی جامعه محسوب می­شود. آسیبی که می‌تواند بهداشت روانی فرد و جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. در این میان  روند رو به افزایش آمار فرار دختران از خانه نگرانی­هایی را به دنبال داشته است. پدیده فرار دختران پدیده­ای چند علتی است که ریشه‌های آن را می­توان در فقر، طلاق، جدایی‌های عاطفی والدین، رفاه و آزادی بیش از حد، تعرض جنسی اطرافیان، اعتیاد، شکاف بین نسل­ها و اختلاف فرزندان و والدین جستجو کرد. در این مقاله به بررسی رابطه میان مهارت­های اجتماعی و اعتماد به نفس با کاهش فرار از خانه دختران 12 تا 18 ساله شهر اصفهان پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که با افزایش اعتماد به نفس و مهارت­های اجتماعی میزان فرار از خانه دختران کاهش می‌یابد.

واژگان کلیدی:فرار از خانه، اعتماد به نفس، مهارت­های اجتماعی، دختران نوجوان.

 

مقدمه

کودکان یا نوجوانان فراری کسانی هستند که حداقل یک شب بدون اجازه والدین خانه را ترک کنند. پدیده فرار دختران در سال­های اخیر رو به فزونی نهاده است و توجه بسیاری از متخصصان، سیاست­گذاران و اذهان عمومی را به خود معطوف ساخته است. فرار دختران به عنوان یکی از چالش­های اجتماعی نیاز به مدیریت قوی اجتماعی در زمینه آسیب­های اجتماعی دارد. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت سالانه بیش از یک ملیون نوجوان 19-13 ساله از خانه فرار می­کنندکه از این تعداد 74 درصد دختر و 26 درصد پسر هستند(محمدخانی، 1386). پلیس روزانه 90 نفر از جوانان فراری را که قربانی تجاوز و غیره شده­اند دستگیر می­کند، اکثر آنان در ترمینال­ها ایستگاه­های راه­آهن، پارک­ها و ... به سر می­بردند(رسول­زاده طباطبایی و همکاران، 1384). فرار نوعی رفتار سازش نایافته است که در فرایند آن، کودک یا نوجوان به منظور رهایی از مشکلات موجود در خانه یا به خاطر جاذبه­های بیرون از خانه، بدون اجازه والدین یا سرپرست قانونی خودآگاهانه خانه را ترک می­کند و سریعاً بدون واسطه به خانه بر نمی­گردد(همان؛ هومر، 1973- به نقل از محمدخانی، 1386). با توجه به بکارگیری رویکرد انگیزشی در مورد دختران فراری انگیزه­های آن­ها را به دو نوع طبقه­بندی می­کند:

- فرار از وضعیت نامناسب خانواده، به عنوان مثال: تعارضات واختلافات خانوادگی.

- فرار برای رسیدن به اهداف خاص، برای مثال: روابط عاشقانه و رمانتیک، گشت و گذار، ارتباط جنسی و ... .

 هومر با رد این عقیده که رفتار فرار از خانه صرفاً واکنشی به تعارضات و کشمکش­های خانوادگی یا فریاد برای کمک­خواهی باشد، اظهار می­دارد که بسیاری از کودکان صرفاً به دلایل خانوادگی فرار نمی­کنند. نوجوانانی که برای رسیدن به هدفی اقدام به فرار می­کنند ممکن است مشکلاتی با خانواده یا مدرسه و جامعه داشته باشند ولی بیشتر در جستجوی هیجان هستند. هومر این دختران را جستجوگران لذت می­نامد. آن­ها به سوی مکان­ها و افرادی فرار می­کنند که از آن منع شده­اند مانند روابط جنسی، مواد و مشروبات الکلی، و معمولاً جذب گروه­های بزهکاری می­شوند.

در این رویکرد، توجه به خصوصیات شخصیتی به عنوان توضیحی برای رفتار فرار از خانه در نظر گرفته شده است که مهارت­های اجتماعی و اعتماد به نفس از آن جمله­اند.

اعتماد به نفس عبارت است از احساس ارزش­مند بودن، این احساس از مجموعه افکار، احساس­ها، عواطف و تجربیات­مان در طول زندگی ناشی می­شود و داشتن اعتماد به نفس سالم یک نیاز اساسی انسان است و چیزی است که ما پیوسته برای رسیدن به آن تلاش می­کنیم. با این حال بعضی مردم هرگز به خودانگاره­ای که بتوانند با آن احساس راحتی کنند نمی­رسند و تا ابد زندگی­شان بر اثر شک­هایی که نسبت به خود دارند دستخوش ناراحتی و عذاب می­شود. همه  افراد صرف نظر از سن، جنس و زمینه فرهنگی و جهت و نوع کاری که در زندگی دارند نیازمند اعتماد به نفس هستند.

نینوایی شرط رسیدن به شکوفایی را ارضای نیاز به عزت نفس و رسیدن به آن می­داند. وی برای دست­یابی به خوشبختی اعتماد به نفس را مهم می­داند و می­گوید: نیاز اصلی ما در زندگی داشتن (احساس خوب) در مورد خودمان است ما نیاز داریم از نظر جسمانی، فکری، احساسی و عاطفی انسان خوب و با ارزشی باشیم و چنین احساس انگیزه و محرک ما برای توفیق در انجام همه اموری است که در زندگی به عهده می­گیریم. چنین احساسی محرک ما برای زندگی است این احساسی که از آن به عنوان اعتماد به نفس یاد می­کنیم نیازی قطعی و اساسی است و بدون دادن اعتبار و ارزش لازم به خودمان هرگز قادر نخواهیم بود که از احساس آرامش و آسایش درون خود، برخوردار شویم همه امیدها و آرزوهای ما بر اساس این نیاز اصلی استوار است و درجه خوشبختی ما در زندگی بستگی به ارضاء نیازها دارد(نینوایی، 1375).

انسانی که دارای حرمت نفس نیست به میزان فقدان آن خود را مجبور به کسب نوع کاذب آن می­نماید تا با توسل به تصویر دروغین و بدلی آن چهره خود را بیاراید و با این حس ناامیدی و این باور که رو در رویی باجهان بدون برخورداری از حرمت نفس به منزله  بی­پناه کردن و خلع سلاح خویش است که نهایتاً منجر به تخریب نفس می­گردد خود را از نظر روانشناسی به طربق باطل و بیراهه سوق می­دهد. انسان به چنین اعتماد به نفسی نیاز دارد زیرا شک در کارآیی آن­چه سرمایه  بقای اوست در حکم فلج کردن، متوقف کردن و محکوم به درماندگی و بیچار­گی است که منجر به عدم صلاحیت و شایستگی او برای زیستن می­گردد(الماسی، 1375).

در واقع پدیده فرار یکی از مبرم­ترین فرآیندهای سوء رفتار و فقدان پایگاه سالم اجتماعی و توجه نکردن به تأمین نیازهای اولیه روانی و جسمانی دختران است. این معضل نوظهور نیست و در هر جامعه­ای که به نوعی با آسیب­ها و ناهنجاری­ها دست به گریبان است، بروز می­کند و به دنبال انواع جرایم و انحرافات اجتماعی را یدک می­کشد. ماهیت فرار را می­توان نوعی ساز وکار اجتماعی یا نوعی واکنش حیات­بخش و جبرانی خواند که آدمی برای نجات و رهایی خود از رنج  به آن تن می­دهد. پناه بردن نوجوان به خیابان­ها به علت رهایی از رنج و آلام درون منزل را (کارل هونای) تضاد درونی فرد می­داند. تضاد به این معنا که از یک طرف جوان خواهان استقلال و از طرف دیگر خواهان همبستگی است.

حل نشدن چنین تعارضی باعث می­شود که او راهی جز فرار و مأمنی ایمن­تر از آن نیابد. هرچند اگر نوجوان توان مقاومت را در خود می­یافت که این دو را در محیط خانه و مدرسه تلقین کند تن به فرار نمی­داد. فرار را می­توان نوعی اختلال رفتاری دانست که در روابط با واکنش­های سازگار خود را به صورت آشفته نشان می­دهد
(احدی و دیگری، 1382).

عزت نفس و اعتماد به نفس بالا در جوانان به استقلال و مستقل بودن آنان کمک شایانی می­کند و در برابر شکست­ها مقاوم می­شود هیچ وقت نباید در برابر شکست جوان­ها را سرزنش کنیم بلکه باید بفهمانیم که شکست مقدمه پیروزی است چون با این کار در واقع تیشه به ریشه جوان زده­اید و در واقع عزت نفس او را کاهش داده­اید (www.aftab.ir). نظریه­پردازان زیادی درمورد اعتماد به نفس نظریه­پردازی کرده­اند که در ادامه  به نظریات دورکیم  مازلو و مرتن اشاره خواهیم کرد.

طبق نظریه مزلو (1965) همه افراد جامعه ما (به جز برخی از بیماران) به یک ارزشیابی ثابت و استوار و معمولاً عالی از خودشان احترام به خود یا عزت نفس و یا احترام به دیگران تمایل یا نیاز دارند. ارضای نیاز به عزت نفس به احساساتی از قبیل: حقارت، ضعف  و درماندگی می­شود. این احساسات به نوبه خود به وجود آورنده دلسردی و یاس اساسی خواهد شد و یا این که گرایش­های روان­نژندانه یا حیرانی را به وجود خواهد آورد. ارزشیابی ضرورت اعتماد به نفس بنیادی و درک این مطب را که مردم بدون آن چه قدر احساس درماندگی می­کنند را می­توان به آسانی از طریق مطالعه به دست آورد. در نهایت به نظر مزلو برای رسیدن به خود شکوفایی و راس هرم نیازهای مالی انسان که مهم­ترین و بالاترین انگیزه در انسان است، ارضای نیاز سطح پایین، از جمله عزت نفس ضروری است(رضوی، 1372).

مهارت­های اجتماعی  شامل مجموعه­ای از توانایی­ها هستند که قدرت سازگاری و رفتار مثبت و کارآمد را افزایش می­دهند. در نتیجه شخص قادر می­شود بدون این که به خود یا دیگران صدمه بزند، مسئولیت­های مربوط به نقش اجتماعی خود را بپذیرد و با چالش­ها و مشکلات روزانه زندگی به شکل مؤثر روبرو شود. و در پژوهش انجام شده این گونه مهارت­ها توسط آزمون مهارت­های اجتماعی از گروه نمونه سنجیده شده است که توسط نمره به دست آمده آزمودنی می­توان پی به میزان این مهارت­ها در وی برد.

محققان تأثیر مثبت مهارت­های زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، استفاده از ظرفیت­ها و توان­مندی­های هوشی و شناختی، پیشگیری از رفتارهای خشونت­آمیز، افزایش خود اتکایی و اعتماد به نفس و ... مورد تایید قرار داده­اند. به ویژه در کاهش سوء مصرف مواد و نقش کلیدی مهارت­های زندگی تاکید می­شود. هم چنین آموزش این مهارت­ها به عنوان یک روش عام پیشگیری از آسیب­های فردی و اجتماعی مورد تاکید بوده است. در مطالعه اسمیت (2004) نشان داده شد که آموزش مهارت­های زندگی به طور قابل توجهی منجر به کاهش مصرف الکل و مواد مخدر درجوانان می­گردد. اسمیت و گری (2005) نیز نشان دادند آموزش مهارت­های زندگی اثر معنی­داری بر توانایی­های رهبری و مدیریت در جوانان دارد.

 

انواع مهارت­های اجتماعی

سازمان بهداشت جهانی این مهارت­ها را با عناوین ده گانه زیر مشخص نموده است که هریک از این مهارت­ها رمز برخورداری و دانستن تمرین و به کارگیری هرچه بیشتر در زندگی روزمره است.

 

مهارت خودآگاهی

توانایی شناخت از نقاط ضعف و قوت خواسته­ها، نیازها، رغبت­ها و تصویر واقع­بینانه از خود است تا حقوق فردی اجتماعی و مسئولیت­های خود را بهتر بشناسیم با کسب این مهارت به سؤال اساسی «من کیستم» پاسخ می­گوییم.

 

مهارت همدلی

همدلی یعنی این که فرد بتواند مسائل دیگران را حتی در آن زمانی که در آن شرایط قرار ندارند درک کنند و به آنها احترام بگذارند. این مهارت موجب می­شود تا به دیگران توجه کرده و آن­ها را دوست داشته باشیم و خود نیز مورد توجه و دوست داشتن دیگران قرار بگیریم و با ایجاد روابط اجتماعی بهتر به هم نزدیک شویم.

 

مهارت روابط بین فردی 

مهارتی است که موجب می­شود ضمن تقویت روحیه­ی مشارکت اعتماد واقع­بینانه و همکاری با دیگران بتوانیم مرزهای روابط بین خود و کسانی که دوست­شان داریم را تشخیص داده و در جهت ایجاد روابط صمیمانه و دوستانه قدم برداریم هرچه زودتر به دوستی­های نامناسب و ناسالم خود خاتمه دهیم پیش از آن که مورد آسیب جدی قرار بگیریم.

 

مهارت ارتباط مؤثر  

     کسب این مهارت به ما می­آموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهیم و چگونه دیگران را از احساس و نیازهای خود آگاه نماییم تا ضمن به دست آوردن خواسته­های خود طرف مقابل نیز احساس رضایت نماید.

 

مهارت مقابله با استرس 

دردنیای امروز همواره با تغییرات وسیع وپیچیده­ای مواجهیم و هرتغییری با فشارهای روحی و روانی (استرس )همراه است. میزان استرس اگر بیشتر از حد و طولانی باشد بر زندگی و عملکرد ما تأثیر منفی گذاشته و مشکلانت جدی و زیادی را برای ما به وجود خواهد آورد. فراگیری این مهارت به ما کمک می­کند تا استرس­های مخالف و اثرات آن را شناخته و راه­های کاهش و یا مدیریت بر آن­ها را کسب نماییم.

 

مهارت مدیریت بر هیجان­ها 

اگر بتوانیم مدیریت مطلوبی بر هیجان­های خود مانند شادی، غم، خشم، یاس، اضطراب و ... داشته باشیم رویاها، خاطرات و ادراکات ما جان می­گیرد.کسب این مهارت به ما کمک می­کند تا ضمن شناسایی هیجان­های خود و دیگران و تأثیر آن بر تفکر رفتارهای­مان بتوانیم در مقابله با آن­ها واکنش مناسب را از خود بروز دهیم.

 

مهارت حل مسئله          

ما هر روز با مسائلی روبه رو هستیم که برخی ساده و برخی پیچیده­اند. مهارت حل مسئله این توانایی را به ما می­دهد که با توجه به تجارب علمی و توانمندی­های خود بتوانیم در جهت «حل مسئله» با مشکل قدم برداشته و به نتیجه مطلوب دست یابیم.

 

مهارت تصمیم­گیری               

انسان در مسیر زندگی همواره نیازمند تصمیم­گیری­های مختلف است و موفقیت در زندگی در گرو تصمیم­گیری درست و به جای اوست. مهارت تصمیم­­گیری به ما کمک می کند تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع­بینانه خود از بین راه­حل­های مختلف بهترین راه­حل را انتخاب کرده و به کار بگیریم وپذیرای پیامدهای آن نیز باشیم.

 

مهارت تفکر خلاق             

   فکر کردن مهارتی است که از کودکی می­آموزیم. مهارت تفکر خلاق قدرت کشف و تولید اندیشه­ای جدید را برای ما فراهم می­آورد. مهارت تفکر خلاق به ما کمک می­کند تا در مواجهه با حوادث ناگوار چه گونه احساسات منفی خود را به احساسات مثبت تبدیل کنیم. تفکر خلاق «نوع دیگر دیدن» است در این تفکر هیچ گاه مشکل یک عامل مزاحم به حساب نمی­آید بلکه یک فرصت برای کشف راه حل­­های نو و بدیع تلقی می­شود که تاکنون کسی به آن توجه نکرده است.

 

مهارت تفکر نقادانه     

  نوع دیگر از تفکر است، کسب این مهارت به ما می­آموزد تا هرچیزی را به سادگی و دربست قبول یا رد نکنیم ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال کنیم سپس بپذیریم یا رد کنیم.کسانی که از تفکر نقادانه برخور دارند فریب دیگران را نمی­خوردند و به راحتی جذب گروه­ها و افراد و مواد مخدر نمی­شوند چرا که همواره با سؤال کردن به عاقبت کار می­اندیشند.

با مشخص شدن رابطه بین مهارت­های اجتماعی و اعتماد به نفس دختران فراری از خانه می­توان تأثیر این مقوله را بر میزان فرار دختران از خانه را مشخص کرد و مسلماً پس از آن به این مسئله پی برد که به فرض مستقیم بودن رابطه مورد نظر با آموزش­ها و پیشگیری­های لازم چه گونه می­توان با بالا بردن عزت نفس و مهارت­های اجتماعی در این افراد از جامعه مانع بالا رفتن آمار بیشتر آن­ها گردید.

در این پژوهش این فرضیه مورد بررسی قرار می­گیرد که آیا بین میزان اعتماد به نفس و مهارت­های اجتماعی دختران فراری رابطه وجود دارد؟

 

جامعه آماری

جامعه آماری، 100 نفر از جوانان دختر (18-12) ساله شهر اصفهان بوده­اند که به نوعی خانه خود را به قصد فرار ترک نموده­اند به طوری که ترک این افراد به مدت یک روز یا بیشتر باشد.

 

نمونه آماری

در گروه آزمایش مورد نظر 70 نفر از دختران فراری به روش نمونه­گیری به صورت تصادفی ساده  انتخاب شده­اند.

 

ابزار گردآوری اطلاعات

پرسشنامه اعتماد بنفس کوپراسمیت: آزمون فوق پیش از همه در مجله روان­شناسی فرانسه به چاپ رسیده است. در واقع خود این آزمون­ها آزمون شده است. بدین ترتیب که سؤالات پس از پاسخ­گویی تعداد زیادی آزمودنی تصحیح و ویرایش شده است. به علاوه روی صدها نفر از دو جنس و در همه شرایط بارها اجرا شده و به دین وسیله اعتبار و روایی آن­ها مورد تأیید قرار گرفته است. بنابراین سؤالات باقی مانده چکش خورده، از ابهام­ها به دور مانده به صورت کاملاً روشن توضیح داده شده است. اعتبار و روایی این آزمون­ها در هیچ موردی کمتر از 70%  نبوده است.

آزمون مهارت­های اجتماعی (TISS) یا سیاهه مهارت­های اجتماعی ایندر بیتزن و فوستر: این آزمون درسال 1992 طراحی شده است. نحوه ارزشیابی مهارت اجتماعی هر فرد توسط این پرسشنامه به این صورت است که اگر فردی نمره­اش در بخش منفی به طور معناداری بالاتر از میانگین گزارش شده برای آن بخش باشد و یا در بخش مثبت نمره­اش به طور معناداری بالاتر از میانگین گزارش  شده برای آن بخش باشد و یا در بخش مثبت نمره­اش به طور معناداری پایین­تر از میانگین بخش مثبت باشد، حدس زده می­شود که آن شخص دارای مشکلات اجتماعی (ناشی از نقص در مهارت­های اجتماعی) است.

این پرسشنامه  (TISS) در سال 1378 توسط امینی در سطح شهر اصفهان برای دانش­آموزان دختر مقطع دوم راهنمایی، اعتباریابی شده که نتایج آن حاکی از این بوده است که بیست سؤال بخش مثبت دارای ضریب اعتباری 71% و بیست سؤال منفی، دارای ضریب اعتباری 68%  به دست آمد(www.hooshazma.com).

 

نتایج و یافته­های حاصل از فرضیات پژوهشی (آمار استنباطی)

بین میزان اعتماد به نفس و مهارت­های اجتماعی دختران فراری 18-12 ساله شهر اصفهان رابطه مستقیم دارد.

 

جدول شماره (1): ضریب همبستگی پیرسون بین میزان اعتماد به نفس و مهارت­های اجتماعی

 

اعتماد به نفس

مهارت­های اجتماعی

ضریب همبستگی

اعتماد به نفس

مهارت­های اجتماعی

1

417/0

417/0

1

سطح معناداری

اعتماد به نفس

مهارت­های اجتماعی

0

000

000

0

تعداد

اعتماد به نفس

مهارت­های اجتماعی

80

80

80

80

 

نتایج جدول فوق نشان می­دهد r مشاهده شده (4∑17/0r=) در سطح آلفای 5 درصد معنادار است و فرض صفر رد می­شود و جهت رابطه به صورت مثبت و مستقیم است یعنی هرچه اعتماد به نفس بیشتر باشد مهارت­های اجتماعی بیشتر است.

جدول فوق روش به کار رفته در رگرسیون را نشان می­دهد. متغیر مستقل اعتماد به نفس و متغیر وابسته مهارت­های اجتماعی است و جدول فوق نشان می­دهد متغیر اعتماد به نفس به روش (Enter) وارد معادله شده است و با وارد شدن این متغیر ضریب تعیین (R2) در جدول زیر به دست آمده است.

 

جدول شماره (2): آزمون رگرسیون و ضریب تعیین

مدل

R

ضریب تعیین

ضریب تعدیل

میزان خطای انحراف از برآورد

1

417/0

174/0

163/0

430/6

 

نتایج جدول فوق نشان می­دهد متغیر ضریب تعیین یعنی اعتماد به نفس 417/0= R2 به دست آمده است و این مقدار نشان می­دهد 417/0 درصد تغییرات در مهارت­های اجتماعی به اعتماد به نفس افراد مربوط  است و بقیه به عوامل دیگر بستگی دارد.

 

جدول شماره (3): تحلیل واریانس مربوط به رگرسیون فرضیه اول

مدل

جمع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

 1

رگرسیون

073/697

1

073/697

427/16

000

باقیمانده

477/3224

78

339/41

 

 

جمع

550/3903

79

 

 

 

 

نتایج جدول تحلیل واریانس در فوق نشان می­دهد  F مشاهده شده (427/16F=) در سطح آلفای 5 درصد معنادار است و فرض صفر رد می­شود جدول تحلیل واریانس نیز معنی­دار بودن رگرسیون و رابطه خطی بین متغیرها را نشان می­دهد.

 

 

           جدول شماره (4): جدول بتا مربوط به نتایج اصلی رگرسیون فرضیه اول

مدل

طریق استاندارد ضرایب استاندارد شده

t

سطح معناداری

B

خطای استاندارد

بتا

1

شیب خط

940/141

012/2

 

555/70

000/0

اعتماد به نفس

332/0

082/0

417/0

053/4

000

 

در این جدول مقدار t ضریب رگرسیون نیز محاسبه شده است و سطح معنی­داری آن در سطح آخرین ستون آمده است. نتایج آزمونt  نشان می­دهد t مشاهده شده (555/70=t) در سطح آلفای 5 درصد معناداراست. به عبارتی اثر متغیر اعتماد به نفس در مهارت­های اجتماعی مؤثر است و تأثیر آن در پیشگویی متغیر وابسته (مهارت­های اجتماعی) قابل مشاهده است.

 

بحث و نتیجه­گیری

به طورکلی نوجوانان در دوران بلوغ درشرایط خاصی بسرمی­برند هویت­شان درحال شکل­گیری است و در صدد حل بحران هویت خود هستند. در این شرایط اگر خانواده آن­ها را مزاحم بداند یا غیرتحمل به نظر برسند برای نجات خود به دنبال مأمن و پناهگاهی می­گردند و سرگردان می­شوند کم تجربگی این نوجوانان باعث می­شود که طعمه گروه­های ضد اجتماعی یا آسیب­زا شوند و پس از اغفال­، ناخواسته بسوی فحشاء مواد مخدر و یا دیگر بزهکاری­های اجتماعی کشیده می­شوند.

نتایج پژوهش­های خارجی نیز حاکی از آنند که عوامل بیرونی از جمله بدرفتاری والدین، فقر فرهنگی واقتصادی، بحران خانواده، طلاق والدین مؤثرند. هم­چنین اهمیت عزت نفس که به احساساتی از قبیل اعتماد به نفس و ارزش و مثمر ثمر بودن ختم می­شود در این پژوهش مورد تأکید قرارگرفته شده و هم­چنین باتوجه به داده­های به دست آمده در مواردی چون اعتقاد به مناسک دینی در دختران عادی و فراری رابطه معنی­داری در سطح 01/0 مشاهده می­شود و این موضوع که دختران فراری بیش از دختران عادی از قانون سرپیچی می­کنند و کمتر از دختران عادی احساس امنیت دارند.

بی­تردید توجه به کنترل فرزندان در خانواده توسط اولیا به عنوان مهم­ترین نهاد اجتماعی یکی ازاساسی­ترین ومهم­ترین عوامل در پیشگیری ازگرایش افراد به بزه بوده و چه بسا که در صورت عدم توجه والدین به این مهم، پیامدهای ناگواری را برای فرزندان آنان در پی خواهد داشت که از نمونه­های آن می­توان به اعتیاد، فرار از منزل و ... اشاره کرد که هریکی از این موارد نیز دیگر جرائمی چون خرید و فروش مواد مخدر، سرقت، روابط نامشروع، گرفتاری در باندهای فساد وفحشاء وحتی جرائم خشن را به دنبال دارد.

 

منابع

 احدی، ح، و محسنی، ن، چ. (1371). مفاهیم بنیادی در روانشناسی نوجوانی و جوانی. تهران: انتشارات بنیاد.

احدی، ح، فروغی ابری، ا، ع، و آقایی، ا. (1382). مجموعه مقالات بزه، دیدگاه­ها و راهکارهای پیشگیرانه. تهران: چاپ اول. 

اشرفی، م، ر. (1372). دنیای جوان. انتشارات سپهر، چاپ دوم، ص 36.

استیفن، م. (1378). دیباجه­ای به جامعه­شناسی. انتشارات ققنوس، ص 267.

الماسی، م. (1375). بررسی رابطه اعتماد به نفس و انتخاب رشته تحصیلی در دانش­آموزان پسر و دختر سال دوم نظام متوسطه. تهران: دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی.

بیابانگرد، ا. (1382). روش­های افزایش اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان. تهران: انجن اولیاء ومربیان، ص 96-97.

حیدری، م. (1381). روانشناسی فرار از خانه. انتشارات مهر قائم.

ستوده، ه، ا. (1384). جامعه­شناسی مسائل اجتماعی ایران. تهران: انتشارات ندای آریانا، چاپ اول.

ستوده، ه، ا. (1384). آسیب­شناسی اجتماعی. تهران: انتشارات آوای نور، ص 132 و 86-85.

شامبیاتی، ه. (1373). بزهکاری اطفال و نوجوانان. تهران: انتشارات کیان، ص 267.

شفیع­آبادی، ع. (1371). نظریه­های مشاوره و روان درمانی. دانشگاه تهران، چاپ چهارم، ص 126-122.

عمید،ح. (1365). فرهنگ سه جلدی. تهران: انتشارات سپهر، چاپ دوم، ص 1815.

قائمی، ع. (1373). سازگاری و تربیت دختران. تهران: انجن اولیاء و مربیان، ص 27-24.

مزلو، ا، ا، ا. (1369). زمینه رانشناسی. تهران: انتشارات رشد، جلد اول، ص 181.

نینوایی، ژ. (1375). اعتماد به نفس راه خوشبختی. تهران: انتشارات ندای فرهنگ، چاپ دوم، ص 11،13،218.

ویلیام اسکید، م. (1373). تفکر نظری درجامعه­شناسی. ترجمه: ع، م، حاضری و دیگران. تهران: انتشارات نی.

اسمایلز، س. (1333). اعتماد به نفس. ترجمه: دشتی، تهران: چاپ ابن سینا.

رسول­زاده طباطبایی، ک، و همکاران. (1384). بررسی مقایسه­ای ویژگی­های شخصیتی، شرایط اجتماعی و اقتصادی دختران فراری و دختران غیر فراری. دو ماهنامه علمی پژوهشی دانشور رفتار، دانشگاه شاهد، سال دوازدهم، دوره جدید، شماره 10.

محمدخانی، ش. (1386). عوامل روانی اجنماعی مؤثر در فرار دختران از خانه. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال ششم، شماره 25.

WWW.jahannews

WWW.aftab.ir

WWW.tebyan-hamedan.ir

WWW.hooshazma.com



1-    دکترای مددکاری اجتماعی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی­شهر.

 E-mail: iravani@iaukhsh.ac.ir

2- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال.

E-mail:ebrahimi_aukh@yahoo.com

 

 احدی، ح، و محسنی، ن، چ. (1371). مفاهیم بنیادی در روانشناسی نوجوانی و جوانی. تهران: انتشارات بنیاد.

احدی، ح، فروغی ابری، ا، ع، و آقایی، ا. (1382). مجموعه مقالات بزه، دیدگاه­ها و راهکارهای پیشگیرانه. تهران: چاپ اول. 

اشرفی، م، ر. (1372). دنیای جوان. انتشارات سپهر، چاپ دوم، ص 36.

استیفن، م. (1378). دیباجه­ای به جامعه­شناسی. انتشارات ققنوس، ص 267.

الماسی، م. (1375). بررسی رابطه اعتماد به نفس و انتخاب رشته تحصیلی در دانش­آموزان پسر و دختر سال دوم نظام متوسطه. تهران: دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی.

بیابانگرد، ا. (1382). روش­های افزایش اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان. تهران: انجن اولیاء ومربیان، ص 96-97.

حیدری، م. (1381). روانشناسی فرار از خانه. انتشارات مهر قائم.

ستوده، ه، ا. (1384). جامعه­شناسی مسائل اجتماعی ایران. تهران: انتشارات ندای آریانا، چاپ اول.

ستوده، ه، ا. (1384). آسیب­شناسی اجتماعی. تهران: انتشارات آوای نور، ص 132 و 86-85.

شامبیاتی، ه. (1373). بزهکاری اطفال و نوجوانان. تهران: انتشارات کیان، ص 267.

شفیع­آبادی، ع. (1371). نظریه­های مشاوره و روان درمانی. دانشگاه تهران، چاپ چهارم، ص 126-122.

عمید،ح. (1365). فرهنگ سه جلدی. تهران: انتشارات سپهر، چاپ دوم، ص 1815.

قائمی، ع. (1373). سازگاری و تربیت دختران. تهران: انجن اولیاء و مربیان، ص 27-24.

مزلو، ا، ا، ا. (1369). زمینه رانشناسی. تهران: انتشارات رشد، جلد اول، ص 181.

نینوایی، ژ. (1375). اعتماد به نفس راه خوشبختی. تهران: انتشارات ندای فرهنگ، چاپ دوم، ص 11،13،218.

ویلیام اسکید، م. (1373). تفکر نظری درجامعه­شناسی. ترجمه: ع، م، حاضری و دیگران. تهران: انتشارات نی.

اسمایلز، س. (1333). اعتماد به نفس. ترجمه: دشتی، تهران: چاپ ابن سینا.

رسول­زاده طباطبایی، ک، و همکاران. (1384). بررسی مقایسه­ای ویژگی­های شخصیتی، شرایط اجتماعی و اقتصادی دختران فراری و دختران غیر فراری. دو ماهنامه علمی پژوهشی دانشور رفتار، دانشگاه شاهد، سال دوازدهم، دوره جدید، شماره 10.

محمدخانی، ش. (1386). عوامل روانی اجنماعی مؤثر در فرار دختران از خانه. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال ششم، شماره 25.

WWW.jahannews

WWW.aftab.ir

WWW.tebyan-hamedan.ir