بررسی رابطة مهارت‌های اجتماعی با سازگاری زناشویی زنان شاغل تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضوهیئت علمی پژوهشکده علوم اقتصادی تهران.

2 کارشناسی‌ارشد رشته‌ جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد‌اسلامی واحد تبریز.

چکیده

 با توجه به این­­­که خانواده یک نهاد اصلی و مهم می­باشد حفظ پایه­های آن در سلامت روانی و رفتاری زوجین بسیار مهم می­باشد. و فقدان مهارت­های ارتباطی و توانایی­های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مشکلات و مسائل آسیب­پذیرنموده و آن­ها را درمعر­ض انواع اختلالات روانی، اجتماعی و رفتاری قرارمی­­­دهد. از این ر­و یکی از راه­های پیشگیری از بروزمشکلات زناشویی آموزش مهارت­های اجتماعی است.           
در این تحقیق هدف اصلی، تعیین رابطه بین مهارت­های اجتماعی و سازگاری زناشویی زنان شاغل تبریز می­­باشد. اهداف اختصاصی آن تعیین رابطه بین مهارت­های رفتاری و شناختی، میزان استقلال­طلبی زنان، سن زنان و براساس آشنایی قبل از ازدواج (متغیر مستقل) با میزان رضایت زناشویی (متغیر وابسته) می‌باشد. چارچوب نظری آن را نظریه­های فریمو، نای، گازدا، گاتمن،  مارکس، انگلس و روشه تشکیل می­دهند.
روش:  روش تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری آن  زنان 55-20 ساله شهر تبریز و حجم نمونه آن 381  نفر و شیوه نمونه­­­گیری،  طبقه­­ای­متناسب می­باشد. ابزار تحقیق پرسش­نامه است­که برای سؤال­های مهارت­های اجتماعی از پرسش­­نامه محقق ساخته و برای سنجش متغیرملاک (سازگاری زناشویی ) از پرسش­نامه اسپاینر استفاده شده است. برای ارائه نتایج از روش­ها وآماره‌های توصیفی و نیز برای آزمون فرضیه‌ها از ضریب همبستگی پیرسون،Ttest ، استفاده شد و تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم افزار spss انجام گردید.
یافته­های تحقیق:رابطه معنی­دار بین متغیرهای مهارت­های اجتماعی (رفتاری- شناختی) استقلال­طلبی زنان، سابقه آشنایی قبل از ازدواج، سن زنان و سازگاری زناشو­یی وجود دارد. سازگاری زناشویی زنان شاغل، بیش از هر متغیر دیگری از متغیر مهارت­های شناختی زوجین، متأثر می­باشد. آخرین عامل تأثیرگذار استقلال­طلبی زنان می­باشد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the relationship between social skills and marriage consistency of Tabriz working women.

نویسندگان [English]

  • Kamran Sedaghat 1
  • Nazli Pour lotfolahi 2
چکیده [English]

Since family is a main and basic entity, maintaining of its basis has an important role in psycho-behavioral healthiness of couples. Lack of relational skills and sentimental, mental and social capabilities makes people vulnerable in facing problems and exposes them to different kinds of mental, social and behavioral disturbances. So training of social skills is one of the preventing ways of occurrence of marriage problems.
The main aim in this research is to determine the relationship between social skills and marriage consistence of working women in Tabriz and professional aims include determination of relation between behavioral and cognitional skills with marriage consistency, the extent of women’s independency demand and marriage consistency, marriage consistency, women’s age and marriage consistency and comparison of marriage consistence of familiarity before marriage and its theoretical framework consists of theories of Freimo, Nay, Gazda, Gatman, Roushe, Marks, Angles.
The method of research is metrical. Its statistical population is women who have age range of 20-50 in Tabriz and its sample volume is 381 and the way of sampling is a proper level that was done by simple random method. The tool of researching is a questionnaire that for questions of social skills, the researcher-built questionnaire was used and Spiner questionnaire was used for evaluation of criterion variable (marriage consistency). In order to present results, descriptive methods and statistics were used and correlation coefficient of Pierson, Variance analysis and T-test were used in order to examine hypothesis. Analysis of data was done with spss software.
Results show that there is a meaningful relation between variables of social skills (behavioral – cognitional), women’s independency, levels of women’s history of familiarity before marriage, duration of marriage, women’s age and marriage consistency. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Marriage Consistency
  • Social Skills (behavioral – cognitional)
  • working women
  • Independency Demanding
  • Personal Factors

 

 

 

 

 

بررسی رابطة مهارت­های اجتماعی با سازگاری
زناشویی زنان شاغل تبریز  

 

دکترکامران صداقت[1]

نازلی پورلطف­الهی[2]

 

چکیده

 با توجه به این­­­که خانواده یک نهاد اصلی و مهم می­باشد حفظ پایه­های آن در سلامت روانی و رفتاری زوجین بسیار مهم می­باشد. و فقدان مهارت­های ارتباطی و توانایی­های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مشکلات و مسائل آسیب­پذیرنموده و آن­ها را درمعر­ض انواع اختلالات روانی، اجتماعی و رفتاری قرارمی­­­دهد. از این ر­و یکی از راه­های پیشگیری از بروزمشکلات زناشویی آموزش مهارت­های اجتماعی است.           

در این تحقیق هدف اصلی، تعیین رابطه بین مهارت­های اجتماعی و سازگاری زناشویی زنان شاغل تبریز می­­باشد. اهداف اختصاصی آن تعیین رابطه بین مهارت­های رفتاری و شناختی، میزان استقلال­طلبی زنان، سن زنان و براساس آشنایی قبل از ازدواج (متغیر مستقل) با میزان رضایت زناشویی (متغیر وابسته) می‌باشد. چارچوب نظری آن را نظریه­های فریمو، نای، گازدا، گاتمن،  مارکس، انگلس و روشه تشکیل می­دهند.

روش:  روش تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری آن  زنان 55-20 ساله شهر تبریز و حجم نمونه آن 381  نفر و شیوه نمونه­­­گیری،  طبقه­­ای­متناسب می­باشد. ابزار تحقیق پرسش­نامه است­که برای سؤال­های مهارت­های اجتماعی از پرسش­­نامه محقق ساخته و برای سنجش متغیرملاک (سازگاری زناشویی ) از پرسش­نامه اسپاینر استفاده شده است. برای ارائه نتایج از روش­ها وآماره‌های توصیفی و نیز برای آزمون فرضیه‌ها از ضریب همبستگی پیرسون،Ttest ، استفاده شد و تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم افزار spss انجام گردید.

یافته­های تحقیق:رابطه معنی­دار بین متغیرهای مهارت­های اجتماعی (رفتاری- شناختی) استقلال­طلبی زنان، سابقه آشنایی قبل از ازدواج، سن زنان و سازگاری زناشو­یی وجود دارد. سازگاری زناشویی زنان شاغل، بیش از هر متغیر دیگری از متغیر مهارت­های شناختی زوجین، متأثر می­باشد. آخرین عامل تأثیرگذار استقلال­طلبی زنان می­باشد.

واژگان کلیدی: سازگاری زناشویی، مهارت­ها­ی رفتاری و شناختی، زنان شاغل، استقلال­طلبی، عوامل­فردی.

 

مقدمه و بیان مسأله

هاکینز رضایت­مند­­ی زناشویی را احساسات عینی ازخشنودی،  رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و شوهر موقعی­­که تمام جنبه­های ازدواج­شان را در نظر بگیر­ند، تعریف می­­کند. طبق تعریف فردی رضایت­مندی زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت­بخش است که زن و شوهر از جنبه­های مختلف روابط زناشویی دارند(زرین­صدف، 1387: 39).

با توجه به این­­که خانواده یک نهاد اصلی و مهم می­­باشد حفظ پایه­های آن در سلامت روانی و رفتاری زوجین بسیار مهم می­باشد به همین خاطر فقدان مهارت­ها و توانایی­های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مشکلات و مسائل آسیب­پذیر نموده و آن­ها را در معرض انواع اختلال­های روانی، اجتماعی و رفتاری قرار می­دهد. از این رو یکی از راه­های پیشگیری از بروز مشکلات زناشویی آموزش مهارت­ها­­ی اجتماعی است.

بنابراین در زمینه خانواده و تربیت فرزندان وکودکان، روابط زناشویی و تحقیق درباره این­که چگونه بگوییم رفتارکنیم و بیندیشیم که حرف­های درست، خلاق و سالم ما را بچه­ها و افرادخانواده گوش کنند، مهارت­های اجتماعی کمک می­کند.  به­ خصوص یکی از عوامل بسیار مهم مشکلات زناشویی را در فقدان «ارتباط مؤثر» باید جستجوکرد.

از این مباحث می­­­توان نتیجه گرفت مهارت­های ارتباطی به فردکمک می­کند تا بتواندکلامی و غیرکلامی و مناسب با فرهنگ، خود را بیان کند.  بدین­ معنی­که فرد بتواند نظرها، عقاید، خواسته­ها،  نیازها و هیجان­های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. و این توانایی به ایجاد روابط دوستانه کمک می­کند و در سلامت روانی و اجتماعی،  روابط گرم­ خانوادگی به عنوان یک منبع مهم، حمایت اجتماعی و قطع روابط ­اجتماعی ناسالم نقش مؤثردارد.

سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس خوشبختی و رضایت از هم دیگر دارند. سازگاری در ازدواج از طریق علاقه ­متقابل، مراقبت از یکدیگر، پذیرش، درک ­یکدیگر و ارضای نیازها ایجاد می­شود(سین­ها و ماکرجک؛ به نقل از قائمیان، 1388).

درباره سازگاری زناشویی دیدگاه­ها و نظریه­های مختلفی وجودارد بعضی­ها می­گویند موفقیت در ازدواج بستگی به قدرت رؤیا دارد، بستگی به این داردکه تاچه اندازه به عشق متعهد هستید. جمعی دیگر موفقیت روابط صمیمانه را به بخت و اقبال نسبت می­دهند، جمعی دیگرهم به شور واشتیاق و به وجود علایق و یا ارزش­های مشترک اشاره می­کنند. بعد از بررسی صدها رابطه به این نتیجه رسیدیم که کسانی در روابط صمیمانه خود موفق می­شوندکه از مهارت­های ویژه­ای برخوردارند. به این نتیجه رسیدیم که روابط پایا و پردوام را زوج­هایی تحقق می­بخشندکه بامهارت­های میان­ شخصی آشنایی دارند: مانندگوش دادن پویا، ارتباط روشن، مذاکره، برخورد مناسب با خشم و چیزهای دیگر. اگر در یک رابطه زناشویی این مهارت­ها وجود داشته باشند می­تواند دستمایه شادی و درغیر این­ صورت منبع بزرگ رنج و تألم باشد(مک­کی و دیگری، 1379: 6).

افزایش روزافزون طلاق در دنیای­کنونی،  هر چند­که در مقیاسی کمتر،  متأسفانه جامعه فعلی ما را نیز در برگرفته است و نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر و نیز از هم­گسیختگی کانون­های گرم بسیاری از خانواده­ها و تأثیرهای سوء این جدایی بر افراد خانواده نیاز به رسیدگی و رفع این مشکل را مطرح ساخته است.

 عوامل زیادی وجود دارندکه بر تصمیم­های مربوط به طلاق تأثیر می­­­گذارند. زوج­­ها هم نیازهای شخصی و هم تأثیرهای اجتماعی، فرهنگی را با خود به درون ازدواج می­­آورند. با وجود این ممکن است که مشکلات رابطه­ای زمینه ­ساز اصلی همه مسائل باشند(برنشتاین و برنشتاین، 1377: 28). پس از سال­ها رشد کند، درمان خانواده و به ویژه زناشویی درمانی،  بر اساس نظریه­های متنوع علمی به جایگاه شایسته خود در درمان­های روان­شناختی رسیده­ است و به عنوان شیوه­های مؤثر و کار ساز در کاهش مشکلات خانوادگی، میان فردی، روابط زن و شوهر یا مشکلات زناشویی مورد تأیید صاحب­نظران قرارگرفته است.گرچه مشاوره مسائل خانوادگی و مشکلات بین زن و شوهر سابقه­ای بسیار طولانی و نزدیک به یک قرن دارد، اما در سه دهه اخیر، با تلاش نظریه­پردازان متخصصان روان ­درمانی و علوم ­رفتار­ی و دیگر افرادی که بر اهمیت مسائل مربوط به انسان و از جمله خانواده توجه و تأکید داشته­اند نظریه­ها و شیوه­های مؤثر جدیدی برای رفع یا کاهش مسائل میان ­فردی در خانواده ارتقای نقش­ارتباطی­مناسب، بسط پیوستگی و ادراک خانواده نسبت به نیازهای عاطفی یکدیگر و رشد و در نهایت، تمامیت خانواده مطرح شده است(همان: 11).

مهارت­های اجتماعی که به آن مهارت­های ارتباطی و روابط بین ­فردی گفته می­شود عبارت است از توانایی برقراری روابط فردی با دیگران، به نحوی­­که از نظر جامعه قابل قبول، ارزش­مند و منطبق برعرف و درعین حال برای شخص، خانواده و جامعه سودمند بوده و بهره­های دو جانبه داشته باشد. یکی از نشانه­های سلامت روانی اجتماعی وجود همین ارتباط­های اجتماعی است. داشتن روابط گرم و صمیمی با انسان­های دیگر منبع ایمنی و اعتماد، راحتی و آسایش هر انسان، سازمان و جامعه­ای است(سلیمان­زاده، 1388: 18). 

  سازگاری زناشویی وضعیتی است­که درآن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند. سازگاری در ازدواج از طریق علاقه ­متقابل، مراقبت از یکدیگر، پذیرش، درک ­یکدیگر و ارضای نیازها ایجاد می­شود(سین­ها و ماکرجک؛ به نقل از قائمیان، 1388).

در این تحقیق سازگاری زناشویی در سه بعد بررسی شده است: (رفتاری- شناختی - عاطفی) رویکرد رفتاری: (داشتن مهارت­های ارتباطی مؤثر، شرکت در امور تفریحی به طور مشترک، بحث آرام، اخذ تصمیم­­های مهم به طور مشترک، شیوه رفتار مناسب با خانواده همسر، همکاری،  قدردانی، سازش، توانایی مقابله با استرس­ها و بحران­ها و ...). رویکردشناختی :(شناخت هیجان­های خود و همسر، آگاهی داشتن از احساسات و نیازهای همسر، آگاهی از تحریف­های شناختی مثل اعتماد متقابل، و آشنایی با مهارت­های حل مسئله و ...) رویکرد عاطفی: (توانایی برقراری رابطه دوستانه و عاشقانه، ابراز علاقه و بوسیدن همسر، همدلی و صمیمیت با همسر، تبادل افکار مهیج  و ...).

 

مبانی نظری

فریمودر راستای دیدگاه نظریه­پردازان  روابط­ فردی، معتقد است که تعار­ض­های درون روانی حل ناشده خانواده مبدأ، کماکان در روابط صمیمی کنونی با  همسر یا فرزندان  برون­ریزی یا تکرار می­شوند. در حقیقت  فریمو (1981) مدعی است که کوشش (زوجین) برای حل تعارض درونی ازطریق روابط بین ­فردی (مثلاًَ، انتقاد شدید شوهر از همسر به خاطر نا­­توانی در کنار آمدن با انتظارهای شدیداً نامتناسب شوهر) کانون اصلی انواع گرفتاری­هایی است­که در ازدواج­ها و خانواده­های نا آرام مشاهده می­­شود. فریمو با کاوش این پدیده­ها از طریق مفاهیم روان­پویشی و سیستمی میان  عوامل شخصی و اجتماعی نوعی ارتباط مفهومی بر قرار می­سازد(گلدنبرگ و گلدنبرگ، 1388: 152). یکی از نظریه­های مهم در زمینه ازدواج و خانواده که توجیه مناسبی برای روابط رضایت­بخش و بالعکس می­باشد،  نظریه مبادله اجتماعی نای است. او این نظریه پاداش­ها وهزینه­های موجود در تعامل­­ها را مورد توجه قرار می­دهد، افراد به دنبال مبادلات پاداش­ دهنده هستند و تلاش کمتری را برای حفظ هزینه­ها در مقایسه با پاداش­ها می­کنند. اکثرمطالعه­ها در موردکیفیت تصمیم­­­­گیری در خانواده، توجیه علت و چگونگی تصمیم­­­­گیری ازاین نظریه­ها استفاده نمود­ه­اند. این نظریه به این مطلب اشاره داردکه هرکس منبع پول دانش، استعداد، عاطفه و ... داردکه برای پاداش مناسب با دیگران از این منابع استفاده می­­کند. چنین منابعی می­تواند منبع قدرت در تصمیم­­گیری زوجین باشد. نظریه مبادله اجتماعی به طور گسترده­­ای برای کمک به زوجین در موقعیت­های تعارض استفاده می­شود. اثر درمان­های موفق زناشویی برحداکثرسازی جنبه­های پاداش دهنده روابط و به حداقل رساندن موانع تأکید می­کند (زرین صدف، 1384: 54).

گازدا اعتقاد دارد اجتماعی نشدن هر فرد دستاورد مهارت­های ارتباطی اوست که پیشتر آموخته است. سطح برخورداری افراد از این نوع مهارت­ها می­تواند فراتر رود. افراد دارای توان بالقوه گسترده­ای  برای درک و فهم و مورد احترام واقع شدن، محبت، راستگویی، گشاده­رویی و ارتباط بیشتر با دیگران هستند. با برخورداری از پیکره­ای دانش نظری الگوهای مناسب و فرصت­های بی­شماری برای تجربه کردن،  فرایند تکامل جنبه­های انسانی به میزان شایانی می­تواند تسریع شود(سلیمان­زاده، 1388: 19). بر مبنای تحقیق­های گاتمن (1979) ثبات و رضایت زناشویی ازتوانا­یی زوج­ها در رفع تعارض­هایی که در همه ارتباط­ها ایجاد می­شود نتیجه می­­گیرد این مسئله در تعادل بین رفتار­های مثبت و منفی واقع شده است.  روش گاتمن در بررسی رفتارهای  زناشویی محدود به روش پرسش­نامه­ای نمی­شود وی علاوه بر روش پرسش­نامه­ای از روش مشاهده مستقیم (قرار دادن زوج­ها در شرایط معمول تعار­ض­ها و تمایل­ها و ثبت رفتار آن­ها) و مصاحبه نیز به خوبی استفاده می­کند و سپس نتایج حاصله از روش­هایی که خود به دست­آورده را با خود گزارشگری­های زوج­ها ترکیب می­کند و نتیجه به دست آمده را گزارش می­کند.گاتمن مکالمه­ها و رفتار­­­های زوج­ها را در یک دامنه هیجانی از قبیل نفرت، تحقیر،کج خلقی و تصدیق، درجه­بندی وکدگذاری می­کند. به نظرگاتمن زوج­های رضامند تعامل­­های مثبت­شان بیشتر از تعامل­­های منفی­شان است. و ثبات زناشویی زمانی بیشتر است­که نسبت رفتارهای مثبت به منفی کمتر از یک به پنج است. این زوج­ها تعارض­های چهره و رفتاری مثبت بیشتری را در تعامل­های­شان به نمایش می­­­گذارند(پارکر، 2002،  به نقل از مهبد، 1388). یکی از مفاهیم محوری در نظریه بافت­نگرکه توسط نگی مطرح شده است،  عبارت است ازضوابط اخلاقی ارتباط براساس این مفهوم، انصاف و عدالت میان اعضای خانواده امری است پرنوسان که در آن علایق رفاهی هرعضو از سوی دیگران به رسمیت شناخته می­شود. برای نمونه زوجین باید نوعی بده بستان متقارن به وجود­ آورندکه حقوق و مسئولیت­های هرکدام را در برابر دیگری متعادل ساخته و از این رهگذر بنای ارتباطی آنان حفظ شده و ادامه یابد. در مواقعی­که نیازهای طرفین متعارض هستند، چیزی­­­که در هر رابطه گریزناپذیر است، آنان باید بتوانند صادقانه و آزادانه بر سر این اختلاف به توافق برسند به صورتی که عدالت و انصاف در آن رابطه مجموعاً حفظ شود. عواملی­­که مسیر شکل و آزادی عمل خانواده را تعیین می­­کنند عبارتند از: عدالت و نزاکت ملاحظه نیازهای تمامی اعضای خانواده وفاداری، برابری، دوسویگی و تقابل ­مهربانی و مسئولیت. هدف اصلی درمان بافت­نگر بهبود قابلیت ارتباطی اعضای خانواده و متعادل­سازی پرداخت­های عاطفی و تبادلات اعضای خانواده است. ویژگی خانواده­های برخوردار از کارکرد کارآمد عبارت است از توانایی توافق و مذاکره بر سر نابرابری­ها و خصوصاً توانایی حفظ احساس انصاف و مسئولیت در تعامل­هایی که با یکدیگر دارند(گلدنبرگ وگلدنبرگ، 1388: 63).

  در رابطه با استقلال­طلبی زنان از نظریه­های مارکس و انگلس و روشه استفاده شده است، تابعیت زنان نه از ماهیت زیست­شناختی­شان که تغییر­ناپذیر انگاشته می­­شود، بلکه از تنظیم­های اجتماعی سرچشمه می­گیرد که سا بقه­­­ای آشکار و قابل پیشگیری دارد و مبنای رابطه­­ای تابعیت زنان در خانواده گذاشته شده است،  نهادی­که به درستی از نام لاتینی خدمتکار برگرفته شده است، زیرا خانواده  به همان­­سان که در جوامع پیچیده وجود دارد در واقع چیزی نیست جز نظامی از نقش­های مسلط و تحت­تسلط. ویژگی­های اساسی خانواده در جوامع­ غربی این است که بر محور یک زوج  زن و شوهر و فرزندان­شان در چهارچوب یک خانوار واحد ساخته شده است؛ پدرتبارانه است، یعنی تبار و مالکیت از طریق خط نسبی مردانه انتقال می­یابد، پدرسالارانه است. یعنی اقتدار دردست رئیس و مرد خانواراست، در چارچوب چنین نهادی، به ویژه مانند خانواده طبقه متوسط که زنان در بیرون خانه شغلی ندارند و در نتیجه ازاستقلال اقتصادی محرومند، زنان جزو متعلقات یا دارایی­های شخصی شوهرشان به شمارمی­­آیند(ریتزر، 1387: 480).  به نظر روشه همراه با دگرگونی­هایی که در ساخت وکارکرد خانواده درجامعه­ مدرن صورت­گرفته، موجب ­شده که پایگاه اجتماعی زنان نیز دگرگون شود.  صنعت و شهرنشینی به زنان این فرصت را داده است­که در خارج از خانه به اشتغال بپردازند. هم­چنین محیط شهری به زنان قبل از ازدواج و ضمن آن کمک کرده است. و در جوامع سنتی به دلیل سلطه­­ی مردسالاری و فقدان فرصت­های مناسب آموزشی برای زنان، آن­­ها از بیسوادی بیشتری نسبت به مردان رنج می­برند(روشه، 1377: 232).

        

فرضیه تحقیق

بین مهارت­های رفتاری زوجین و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد.

بین مهارت­های شناختی زوجین و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد.

بین میزان استقلال­طلبی زنان و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد.

بین سن زنان و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد.

سازگاری زناشویی زنان شاغل براساس آشنایی قبل ازازدواج متفاوت است.

 

روش تحقیق

این تحقیق از نوع پیما­یشی می‌باشد.

 

جامعه آماری، نمونه آماری و شیوه نمونه­گیری

جامعه آماری تحقیق حاضر را زنان 55-20 سال شهر تبریز تشکیل می­دهد که تعداد آن­ها با مراجعه به سال­ نامه آماری سال 1385،  برابر با 44939  نفر بوده است. حجم نمونه مورد نظر را با استفاده از فرمول کوکران به دست آورده­ایم­که  حجم نمونه برابر 381 نفر می­باشد.

 

 

ابزار اندازه‌گیری

برای سنجش رابطه بین متغیرها در تحقیق حاضر از پرسش­نامه استفاده شد که در مجموع ا ز 52 تشکیل شده بود. 5 سوال اول مربوط به سوال­های زمینه­ای و 27 سوال  مربوط به متغیر وابسته از پرسش­نامه آماده (اسپاینر) و20 سوال آن مربوط به سوال­های متغیر مستقل که توسط محقق ‌ساخته شده استفاده شد. پرسش­ها به صورت سئوال­های بسته و باز و در مقیاس‌های اسمی، فاصله­‌ای و رتبه‌ای طرح گردیدند و در نهایت برای سنجش متغیرهای مستقل و وابسته با احتساب مجموع نمرات برای هر شخص در رابطه با متغیرهای ذکر شده از طیف لیکرت استفاده شده است.

 

 تعیین اعتبار (Validity) ابزار پژوهش و قابلیت اعتماد (Reliability)

درتحقیق حاضر از انواع موجود اعتبار، اعتبار صوری استفاده شده است. پرسش­نامه بعد از طراحی در اختیار متخصصین و اساتید علوم اجتماعی و تعدادی از دانشجویان کارشناسی‌ارشد قرار داده شد و نظرهای آنها در مورد تک‌تک گویه‌ها جمع‌آوری گردید و در طرح نهایی پرسش­نامه اعمال گردید و پس از رفع نقایص و نارسایی‌های موجود در پرسش­نامه، برای گردآوری داده‌ها استفاده گردید. برای اندازه‌گیری قابلیت اعتماد آن نیز از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شده است که مقدار آلفای محاسبه شده برای هریک از مفاهیم بیش از 6/0 به دست آمده است. پایایی سوال­های مربوط به سازگاری زناشویی در زنان مورد مطالعه 9493/0=α به دست آمده است.

جدول شماره (1): پایایی سوال­های سازگاری زناشویی

متغیر

تعداد

میانگین

واریانس

کواریانس

همبستگی

ضریب آلفا

سازگاری زناشویی

27

4469/3

6226/1

6641/0

4131/0

9493/0

 

   روش تجزیه و تحلیل داده­ها

تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS 11 انجام شده است. آزمون­های فرضیه اول، دوم، سوم که در سطح فاصله­ای- فاصله­ای است از (ضریب همبستگی پیرسون) آزمون فرضیه چهارم در سطح فاصله­ای رتبه­ای از (آزمون ضریب همبستگی پیرسون) آزمون فرضیه پنجم که در سطح فاصله­ای- اسمی دوحالته می­باشد از (Ttest) استفاده شده است.

 

یافته‌های تحقیق

           جدول شماره ( 2): توزیع فراوانی مربوط به متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق

                                                     

 

 

مهارت­های رفتاری

 

 

متغیر

فراوانی

درصد

درصد معتبر

     بد (25- 0)

1

0.3

0.3

ضعیف (50- 25)

15

3.9

3.9

متوسط (75- 50)

184

48.3

48.3

خوب (100- 75)

181

47.5

47.5

کل

381

100.0

100.0

 

 

مهارت­های شناختی

     بد (25- 0)

19

5.0

5.0

ضعیف (50- 25)

86

22.6

22.6

متوسط (75- 50)

208

54.6

54.6

خوب (100- 75)

68

17.8

17.8

کل

381

100.0

100.0

 

 

استقلال­طلبی

 

     بد (25- 0)

188

49.3

49.3

ضعیف (50- 25)

115

30.2

30.2

متوسط (75- 50)

57

15.0

15.0

خوب (100- 75)

21

5.5

5.5

کل

381

100.0

100.0

 

 

سازگاری زناشویی

خیلی کم (20- 0)

7

1.8

1.8

     کم (40- 20)

16

4.2

4.2

متوسط (60- 40)

60

15.7

15.7

     زیاد (80- 60)

182

47.8

47.8

خیلی زیاد (100- 80)

116

30.4

30.4

کل

381

100.0

100.0

 

آشنایی قبل ازازدواج

بله

155

40.7

40.7

خیر

226

59.3

59.3

کل

381

100.0

100.0

 

جدول شماره(3): آماره­های توصیفی مربوط به متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

ضریب کجی

حداقل

حداکثر

سن زنان

381

41/34

31/7

47/0

20

53

مهارت­های رفتاری

381

95/74

25/12

705 0 /0-

13/18

100

مهارت­های شناختی

381

38/61

49/17

443 0 /0-

09/9

045/95

استقلال­طلبی

381

37/32

09/23

731/0

0

100

سازگاری زناشویی

381

97/69

98/16

200/1-

51/4

205/99

 

همبستگی بین سازگاری زناشویی و سن زنان مورد مطالعه

بین این دو متغیر رابطه معکوس وجود دارد، یعنی هر چه قدر سن فرد بالاتر می­رود، از میزان سازگاری زناشویی وی کاسته می­شود. در بررسی رابطه سن ومیزان سازگاری زناشویی، ازآزمون همبستگی پیرسون استفاده شدکه باتوجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون (156/0-) می­توان گفت که بین دو متغیر،  همبستگی وجود دارد.

 

 

جدول شماره (4):رابطه بین میزان سن زنان وسازگاری زناشویی

1

-.156

ضریب همبستگی پیرسون

سازگاری زناشویی

 

 

 

 

-.156

1

ضریب همبستگی پیرسون

سن

 

مقایسه تفاوت سازگاری زناشویی بر اساس آشنایی قبل از ازدواج

 (آزمون T-Test)، نشان می­دهد. مقدار 738/F=. دارای سطح معنی­داری 391/0p= است از این­ رو، به لحاظ آماظی بین میانگین این دو گروه، تفاوت معنی­داری وجود دارد. پس بین آشنایی قبل از ازدواج و سازگاری زناشویی در زنان مورد مطالعه، تفاوت معنی­داری وجود دارد.

جدول شماره (5 ): آماره­های توصیفی آزمون تی تست متغیرهای
 آشنایی قبل از ازدواج و سازگاری زناشویی

خطای معیار میانگین

انحراف معیار

میانگین

تعداد

آشنایی قبل از ازدواج

 

1.269

15.802

72.36

155

بله

سازگاری زناشویی

1.170

17.591

68.34

226

خیر

جدول شماره (6 ): آزمون تی­تست  دو گروه مستقل متغیر آشنایی
قبل از ازدواج و سازگاری زناشویی زنان مورد مطالعه

T-Test

برای بررسی میانگین­ها

T-Test

برای بررسی واریانس­ها

 

تفاوت انحراف

اختلاف میانگین

سطح معنی­داری دو دامنه

درجه آزادی

t

سطح معنی داری

آماره

F

 

1.761

4.01

.023

379

2.279

.391

.738

با فرض برابری واریانس­ها

سازگاری زناشویی

1.726

4.01

.021

352.667

2.325

 

 

با فرض نابرابری واریانس­ها

                   

همبستگی بین مهارت­های رفتاری زوجین و میزان سازگاری زناشویی

از آن جا ­که سازگاری زناشویی و نیز مهارت­های رفتاری زوجین در مقیاس فاصله­ای سنجیده شده­اند، بنابراین از ضریب همبستگی پیرسون استفاده کردیم و نیز با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون (361/0) می­توان گفت که بین دو متغیر، همبستگی مثبت و مستقیم وجود دارد، یعنی هرچه قدر مهار­ت ­رفتاری فرد بیشتر باشد، میزان سازگاری زناشویی وی نیز افزایش می­­یابد.

 

جدول شماره (7): رابطه بین میزان مهارت­های رفتاری زوجین با سازگاری زناشویی

.361

1

ضریب همبستگی پیرسون

سازگاری زناشویی

 

.000

.

سطح معنی داری یک دامنه

1

.361

ضریب همبستگی پیرسون

مهارت­های رفتاری زوجین

.

.000

سطح معنی داری یک دامنه

 

همبستگی بین مهارت­های شناختی  زوجین و میزان سازگاری زناشویی

برای بررسی رابطه بین سازگاری زناشویی زنان مورد مطالعه و میزان مهارت­های شناختی آن­ها، از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است­که با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون (438/0) می­توان گفت که بین دو متغیر همبستگی مثبت وجود دارد. به عبارتی، هرچه قدر مهارت­های شناختی زوجین بیشتر باشد، میزان سازگاری زناشویی آن­ها نیز افزایش می­یابد.

جدول شماره (8): رابطه بین میزان مهارت­های شناختی زوجین با سازگاری زناشویی

مهارت­های شناختی زوجین

سازگاری زناشویی

 

.438

1

ضریب همبستگی پیرسون

سازگاری زناشویی

 

.000

.

سطح معنی داری یک دامنه

1

.438

ضریب همبستگی پیرسون

مهارت­های شناختی زوجین

.

.000

سطح معنی داری یک دامنه

همبستگی بین میزان استقلال­طلبی و میزان سازگاری زناشویی

برای بررسی رابطه سازگاری زناشویی و میزان استقلال­طلبی زنان مورد مطالعه، از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. سطح معنی­داری (000/0) نشان می­دهد که بین دو متغیر مذکور، رابطه­ی معنی­دار و مستقیم وجود دارد و نیز با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون (218/0) می­­توان گفت بین سازگاری زناشویی و استقلال­­طلبی زنان، همبستگی مثبت وجود دارد. یعنی هرچه میزان استقلال زنان در نمونه مورد نظر، بیشتر باشد و از توان تصمیم­گیری بالایی برخوردار باشند، میزان سازگاری زناشویی آن­ها نیز افزایش می­یابد.

جدول شماره (9): رابطه بین میزان استقلال­طلبی زنان و سازگاری زناشویی

میزان استقلال طلبی زنان

سازگاری زناشویی

 

.218

1

ضریب همبستگی پیرسون

سازگاری زناشویی

 

.000

.

سطح معنی داری یک دامنه

1

.218

ضریب همبستگی پیرسون

میزان استقلال­طلبی زنان

.

.000

سطح معنی داری یک دامنه

 

بحث و نتیجه­گیری

رابطة مهارت­­های اجتماعی (فرضیه­های رفتاری- شناختی ) با میزان سازگاری زناشویی زنان موردمطالعه درارتباط با این فرضیه­ها، تلفیقی از نظریه­های هومنز،گازدا،  نگی،  فریمو،  نای وگاتمن استفاده شده که همگی بر نقش مهارت­های اجتماعی در زندگی تأکیدکرده­اند و بر این باور بوده­اندکه همین کنش­های متقابل است که جامعه را می­سازد و هرکس این مهارت­ها را آموزش دیده باشد در آینده فردی اجتماعی خواهد بود. از نظر بوزورمنی- نگی در بین  زوجین باید نوعی بده بستان متقارن به وجود آورندکه حقوق و مسئولیت­های هرکدام را در برابر دیگری متعادل ساخته و از این رهگذر بنای ارتباطی آنان حفظ شده و ادامه یابد. و از دیدگاه هومنز، رفتار اجتماعی به عنوان یک تبادل فعالیت ملموس یا غیرملموس وکم و بیش پاداش دهنده یا غرامت­آمیز میان دست کم دو شخص، می­باشد. هومنز معتقد بودکه انسان­ها اجتماعی­اند و بخش چشمگیری از وقت­شان را درکنش ­متقابل با همدیگر صرف می­کنند. هومنز در قضایای بنیادی خودکه همین قضایا مبنای نظریه تبادلی­اش را درباره رفتار اجتماعی تشکیل می­­­دهند. تأکید بر این نظریه داردکه هر رفتاری که پاداش بیشتری برای فرد به دنبال داشته باشدکه و یا آن فرد معتقد باشدکه چنین پاداشی در انتظار اوست احتمال این­که آن رفتار از فرد سر بزند بیشترخواهد بود(ریتزر، 1374: 424).

فریمو نیز در راستای دید­گاه نظریه­پردازان روابط فردی معتقد است که تعارض­های درون روانی حل ناشده خانواده­ مبدأ کماکان در روابط صمیمی کنونی با همسر یا فرزندان برون­ریزی یا تکرار می­شوند. در حقیقت  فریمو (1981) مدعی است که کوشش زوجین برای حل تعارض درونی از طریق  روابط بین­فردی (مثلاً) انتقاد شدید شوهر از همسر به خاطر ناتوانی در کنار آمدن با انتظارهای شدیداَ نامتناسب شوهر کانون اصلی انواع گرفتاری­هایی است که در ازدواج­ها و خانواده­های نا آرام مشاهده می­شود. فریمو با کاوش این پدیده­ها از طریق مفاهیم روان­پویشی و سیستمی  میان عوامل شخصی واجتماعی نوعی ارتباط مفهومی برقرارمی­­سازد(گلدنبرگ وگلدنبرگ، 1388: 152).

از نظر نای یکی از نظریه­های مهم در زمینه ازدواج وخانواده که توجیه مناسبی برای روابط رضایت­بخش و بالعکس می­باشد،  نظریه مبادله اجتماعی نای است. او این نظریه پاداش­ها و هزینه­های موجود در تعامل­ها را مورد توجه قرار می­دهد، افراد به دنبال مبادلات پاداش ­دهنده هستند و تلاش کمتری را برای حفظ هزینه­ها درمقایسه با پاداش­ها می­کنند(زرین صدف، 1384: 54).

گاتمن هم در مورد تعامل­های زناشویی این نتیجه را مطرح ساخت که وقتی  مکالمه­ها و رفتار­های زوج­ها را در یک دامنه هیجانی از قبیل نفرت، تحقیر،کج خلقی و تصدیق، درجه­بندی وکد­گذاری می­شوند زوج­های رضامند تعامل­های مثبت­شان بیشتر از تعامل­های منفی­شان است. الگوی تبادل اجتماعی تعامل زناشویی چنین می­پنداردکه وقتی افراد روابطی صمیمانه برقرار می­کنند فقط تا زمانی­که رابطه به اندازه کافی با توجه به پاداش­ها و هزینه­ها رضایت­بخش باشد آن را حفظ می­نماید(تیپوت وکلی، 1959؛ به نقل از مهبد، 1388). نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای سنجش فرضیه رابطه بین میزان مهارت­های شناختی و رفتاری و سازگاری زناشویی،  نشان می­دهد بین متغیرهای مهارت­های رفتاری و سازگاری زناشویی و هم­چنین بین مهارت­های شناختی و سازگاری زناشویی همبستگی مثبت وجود دارد. به عبارتی،  هر چه قدر مهارت­های شناختی و رفتاری فرد بیشتر باشد، میزان سازگاری زناشویی آن­ها نیز افزایش می­یابد. و نتایج تحقیق حاضر همسو با یافته­های رضازاده (1387)، هدی برازنده و همکاران (1383)، مهررضا (1386)، حاجی ابول­زاده (1381)، شعبانی (1385)، مهررضا و همکاران (1387 )، فتحی و همکاران (1383)، کارنی (1997)، برادبوری (2000 )، شارلین و همکاران (2000 )، جانسون (2005 )است.

رابطه بین میزان استقلال­طلبی زنان با میزان سازگاری زناشویی زنان مورد مطالعه در این فرضیه از نظریه­های مارکس و انگلس و روشه استفاده شده است. به نظرمارکس و انگلس اقتدار در دست مرد خانوار است درچارچوب چنین نهادی به ­ویژه مانند خانواده طبقه متوسط که زنان در بیرون خانه شغلی ندارند و در نتیجه از استقلال اقتصادی محرومند زنان جزو متعلقات یا دارائی­های شخصی شوهرشان به شمار می­آیند. به نظر روشه همراه با دگرگونی­هایی که در ساخت وکارکرد خانواده درجامعه مدرن صورت­گرفته، موجب شده که پایگاه اجتماعی زنان نیز دگرگون شود. صنعت و شهرنشینی به زنان این فرصت را داده است­که در خارج از خانه به اشتغال بپردازند. هم­چنین محیط شهری به زنان قبل از ازدواج و ضمن آن کمک کرده است. و درجوامع سنتی به دلیل سلطه­ی مردسالاری و فقدان فرصت­های مناسب آموزشی برای زنان، آن­ها از بیسوادی بیشتری نسبت به مردان رنج می­برند(روشه، 1377: 232).  بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، بین سازگاری زناشویی و استقلال­طلبی زنان،  همبستگی مثبت وجود دارد. بنابراین بین استقلال زنان و میزان سازگاری زناشویی رابطه معناداری وجود دارد.

مقایسه سازگاری زناشویی براساس سابقه آشنایی قبل از ازدواج زنان مورد مطالعه یافته­های حاصل از این فرضیه، همسو با یافته­های احمدی و همکاران (1384)، موحد و همکاران (1385) می­باشد و قابل کاربرد به جامعه آماری می­باشد. بنابراین رابطه معنی­دار بین سابقه آشنایی قبل از ازدواج و میزان سازگاری زناشویی وجود دارد. یعنی کسانی­که سابقه آشنایی قبل از ازدواج داشته­اند میزان سازگاری زناشویی بیشتراست.

رابطه بین سن زنان و میزان سازگاری زناشویی زنان مورد مطالعه سن به دلایل متعدد می­­تواند نقش تعیین­کننده­ای در سازگاری زناشویی زوجین داشته باشد. زیرا افراد در سنین مختلف نیازمندی­های متفاوتی دارند و از توان متفاوتی برای برآوردن نیازهای خود برخوردارند و قریحه آن­ها در طول عمرمتحول می­شود. در این پژوهش رابطه معنی­دار بین سن زنان و میزان سازگاری زناشویی وجود دارد.

 

پیشنهادهای پژوهشی

1-          ارتقای سطح آگاهی زنان  نسبت به کسب مهارت­های رفتاری و شناختی و اعمال آن­ها در زندگی زناشویی.

2-           شناسایی عوامل کاهش­ دهنده رضایت زناشویی.

3-       سنجش میزان سازگاری زناشویی از طریق عوامل دیگری ازجمله ویژگی­های شخصیتی، هوش هیجانی، گرایش­های مذهبی،  نقش عوامل اقتصادی و ... .

4-          شناسایی عواملی­که باعث می­­شوند استقلال مالی و فکری  زنان، علی­الخصوص زنان شاغل در حد بسیار پایین باشد.

 

پیشنهاد­های کاربردی

1-    آموزش مهارت­های همسرگزینی و شیوه­های موفقیت در زندگی زناشویی از طریق کتب درسی در دبیرستان­ها و مراکز دانشگاهی.

2-      فراهم­کردن امکانات آموزشی رایگان به منظورآشنایی با مهارت­های رفتاری و ارتباطی با همسر برای جوانانی­که در آستانه ازدواج قرارگرفته­اند.

3-         ایجاد فضاهای ورزشی و تفریحی مخصوص بانوان که بتوانند روحیه شادکامی را در زندگی حفظ کنند.

 

منابع

برنشتاین، ف و برنشتاین، م. (1377). شناخت و درمان اختلاف­های زناشویی (زناشویی درمانی). مترجم: ح، سهرابی. تهران: انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا.

روشه،گ. (1377). تغییرات اجتماعی. مترجم: م، وثوقی. تهران: انتشارات نی.

   ریتزر، ج. (1387). نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر. مترجم: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی. 

   زرین­صدف، ا. (1387). بررسی رابطه هوش هیجانی و رضایت زناشویی بین دانشجویان دانشگاه آزاد ساری.
   پایان­نامه کارشناسی ­ارشد رشته روان­شناسی.

سلیمان زاده، ع. (1388). بررسی رابطه بین مهارت­های اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان متوسطه شهرستان ملکان. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته جامعه­شناسی.

قائمیان اسکویی، آ. (1388). بررسی رابطه تیپ­های شخصیتی و شیوه­های حل تعارض بین­ فردی با سازگاری زناشویی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. پایان­نامه کارشناسی ­ارشد رشته روانشناسی عمومی.

گلدنبرگ، ا وگلدنبرگ، ه. (1388). خانواده درمانی. مترجم: ح، حسین­شاهی و دیگران. تهران: انتشارات روان.

مک­کی، م و فانینگ، پ و پالگ، ک. (1379). رابطه مؤثر (مهارت­­های زناشویی). مترجم: م، قراچه­داغی. تهران: انتشارات راسرار دانش.

مهبد، ن. (1388). بررسی ویژگی­های شخصیتی و رضایت زناشویی زوجین شهرتبریز.  پایان­نامه کارشناسی ­ارشد رشته روانشناسی عمومی.

 

 



[1] - عضوهیئت علمی پژوهشکده علوم اقتصادی تهران.

[2] - کارشناسی­ارشد رشته­ جامعه­شناسی دانشگاه آزاد­اسلامی واحد تبریز. 

 E-mail: fnasiri2000@gmail.com

 

 

برنشتاین، ف و برنشتاین، م. (1377). شناخت و درمان اختلاف­های زناشویی (زناشویی درمانی). مترجم: ح، سهرابی. تهران: انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا.

روشه،گ. (1377). تغییرات اجتماعی. مترجم: م، وثوقی. تهران: انتشارات نی.

   ریتزر، ج. (1387). نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر. مترجم: م، ثلاثی. تهران: انتشارات علمی. 

   زرین­صدف، ا. (1387). بررسی رابطه هوش هیجانی و رضایت زناشویی بین دانشجویان دانشگاه آزاد ساری.
   پایان­نامه کارشناسی ­ارشد رشته روان­شناسی.

سلیمان زاده، ع. (1388). بررسی رابطه بین مهارت­های اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان متوسطه شهرستان ملکان. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته جامعه­شناسی.

قائمیان اسکویی، آ. (1388). بررسی رابطه تیپ­های شخصیتی و شیوه­های حل تعارض بین­ فردی با سازگاری زناشویی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. پایان­نامه کارشناسی ­ارشد رشته روانشناسی عمومی.

گلدنبرگ، ا وگلدنبرگ، ه. (1388). خانواده درمانی. مترجم: ح، حسین­شاهی و دیگران. تهران: انتشارات روان.

مک­کی، م و فانینگ، پ و پالگ، ک. (1379). رابطه مؤثر (مهارت­­های زناشویی). مترجم: م، قراچه­داغی. تهران: انتشارات راسرار دانش.

مهبد، ن. (1388). بررسی ویژگی­های شخصیتی و رضایت زناشویی زوجین شهرتبریز.  پایان­نامه کارشناسی ­ارشد رشته روانشناسی عمومی.