تحلیل رفتار پرخاشگری و خشونت ورزشی با تاکید بر رهیافت روانشناختی اجتماعی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسنده

استادیار جامعه‌شناسی و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان.

چکیده

ورزش به عنوان یک عنصری قوی و فعال، نقش مؤثری در جامعه رو به توسعه امروز ایفا می­نماید و استمرار و تداوم آن در ارتقاء سطح فرهنگی مادی و معنوی جامعه مؤثر واقع می­شود و سلامت جسمی و روحی افراد جامعه را تضمین می­نماید. ورزش به مثابه یک پدیده اجتماعی جایگاه مهمی در بدنه جامعه و خانواده دارد. یکی از دلایل مهم برای مطالعه ورزش به عنوان یک پدیده اجتماعی فراگیر، این است که با بسیاری از مظاهر زندگی اجتماعی افراد جامعه ارتباط بسیار نزدیک دارد. ورزش در اشکال مختلف، بازتابی از جامعه در کلیّت خویش است. در جامعه­ای که فرهنگ خشونت و پرخاشگری امری رایج باشد، زمینه­های آن را در بسیاری از پدیده­های اجتماعی، از جمله ورزش، آشکار می­شود. مطالعه و تحقیق پیرامون خشونت و پرخاشگری در ورزش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این مقاله با الهام از رهیافت­های نظری روانشناختی اجتماعی ضمن تحلیل نظام رفتاری پرخاشگری و خشونت­های ورزشی، به کنترل خشونت و راهکارهای پیشگیری آن می­پردازد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The analysis of sport violence and aggression with emphasis on social psychology approach.

نویسنده [English]

  • Reza Ali Mohseni
چکیده [English]

Exercise as a strong and active element plays a significant role in the development of community and the continuity of it can be effective in raising the cultural level of the community and also ensure the people's physical and mental health.
One of the main reasons for studying sport as a social phenomena is its strong connection with the real social life of people.
Exercise in various forms is a reflection of society in its totality. In the culture of violence and aggression it is apparent to find their grounds in many social phenomena including sports.
Study on violence and aggression in sports is extremely important.This article is inspired by social psychological theory deals with the analysis of behavioral aggression and violence in sports and also presents violence control and prevention of it.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Exercise
  • Violence
  • aggression
  • social psychology
  • Violence Theories
  • Mob

 

 

 

 

 

تحلیل رفتار پرخاشگری و خشونت ورزشی با تاکید بر
رهیافت روانشناختی اجتماعی

 

دکتر رضاعلی محسنی[1]

 

چکیده

ورزش به عنوان یک عنصری قوی و فعال، نقش مؤثری در جامعه رو به توسعه امروز ایفا می­نماید و استمرار و تداوم آن در ارتقاء سطح فرهنگی مادی و معنوی جامعه مؤثر واقع می­شود و سلامت جسمی و روحی افراد جامعه را تضمین می­نماید. ورزش به مثابه یک پدیده اجتماعی جایگاه مهمی در بدنه جامعه و خانواده دارد. یکی از دلایل مهم برای مطالعه ورزش به عنوان یک پدیده اجتماعی فراگیر، این است که با بسیاری از مظاهر زندگی اجتماعی افراد جامعه ارتباط بسیار نزدیک دارد. ورزش در اشکال مختلف، بازتابی از جامعه در کلیّت خویش است. در جامعه­ای که فرهنگ خشونت و پرخاشگری امری رایج باشد، زمینه­های آن را در بسیاری از پدیده­های اجتماعی، از جمله ورزش، آشکار می­شود. مطالعه و تحقیق پیرامون خشونت و پرخاشگری در ورزش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این مقاله با الهام از رهیافت­های نظری روانشناختی اجتماعی ضمن تحلیل نظام رفتاری پرخاشگری و خشونت­های ورزشی، به کنترل خشونت و راهکارهای پیشگیری آن می­پردازد.

واژگان کلیدی: ورزش، خشونت، پرخاشگری، روانشناسی اجتماعی، نظریه­های خشونت، اوباشگری.

 

مقدمه

امروزه ورزش و فعالیت­های مربوط به آن، زمان و انرژی فراوانی از افراد هر جامعه را به خود اختصاص داده وجایگاه مهمی در فرهنگ جوامع پیدا کرده است. رقابت­های ورزشی، ورزشکاران و تماشاگران را در وضعیت­هایی قرار می‌دهند که ممکن است قواعد، هنجارها و تقسیم کارهای رایج به آسانی نقض و به رویارویی‌های پرخاشجویانه و خشونت­آمیز منجر می‌شود. از اواخر دهه 1960 میلادی تا اوایل دهه 1980 که خرده فرهنگ طرف­داری و تماشاگری گسترش یافته و انگاره­های اوباشگری شکل گرفته است. بین فعالیت‌های ورزشی گوناگون در ورزش فوتبال بیش از سایر رشته‌های ورزشی رفتار خشن و پرخاشجویانه، به ویژه بین طرف­داران و هواداران تیم‌های فوتبال مشاهده می‌شود. پژوهشگران و نظریه­پردازان به تبیین و تفسیر پدیده خشونت ورزشی پرداخته و در دهه­های اخیر نیز مراکز علمی و دانشگاهی در کشورهای اروپایی به گونه­ای جدّی به بحث­های نظری دربارة خشونت و پرخاشگری در حوزه ورزش پرداخته­اند.

 

کارکردهای جامعه­شناختی ورزش

اهمیت و کارکردهای ورزش عبارت است از:

1- با فعالیت‌های ورزشی می‌توان به توانایی خود در زمینه‌های گوناگون از جمله پایداری، قدرت، سرعت و تحرک پی برد.

2- ورزش به انسان می‌آموزد که بر ناکامی‌های خود غلبه کند و نیروهای خود را برای دست‌یابی به اهداف خاص تمرکز دهد.

3- با فعالیت‌های ورزشی، ارزش‌ها و نگرش‌ها درباره اندام، حرکت هماهنگ رفتار سالم بهداشتی و رفاقت و کار جمعی تقویت می‌شوند.

4- عمل ورزشی می‌تواند سبب افزایش ظرفیت‌های انسانی شود و انسان را در فرار از گرفتاری‌های روزمره یاری دهد( شفرز، 1383: 220–219).

کارکرد ورزش در ابعاد فردی و گروهی موضوع، مطالعات و تحقیقات در جامعه‌شناسی ورزش[2] است. کارکرد تربیت بدنی و ورزش در جامعه از دو جنبه قابل بررسی و مطالعه است:

الف ) کارکرد تربیت بدنی و ورزش در ابعاد فردی: در این نوع کارکرد تاثیر ورزش در پرورش صفات و ویژگی های فردی هم­چون پرورش خصوصیات اخلاقی، رشد شخصیت، اعتماد به نفس، پذیرش مسئولیت مورد بررسی قرار می‌گیرند.

ب) کارکرد تربیت بدنی و ورزش در ابعاد اجتماعی: در این نوع کارکرد تاثیر و یا رابطه این پدیده با فرآیند اجتماعی شدن، ورزش و تحولات اجتماعی، وحدت ملی، افزایش سطح بهداشت جامعه، رشد اقتصادی و غیره مورد بررسی وتحلیل قرار می‌گیرد(نادریان جهرمی، 1384: 35).

ژاک دوفرانس (1385) کارکردهای اجتماعی  ورزش را در دو بعد «کارکردهای بدنی» و «کارکردهای نمادین ورزش» طبقه‌بندی می‌نماید. در بخش اول کارکردها به کارکرد سلامتی و در بخش دوم به کارکردهایی چون هویت جمعی، چهره‌های حماسی و رویدادهای افسانه‌ای اشاره می‌نماید.

اگرچه مشخص­ترین کارکردهای اجتماعی نهاد ورزش تفریح، سرگرمی و کسب هیجان ذکر شده است، اما افزون بر این، کارکردگرایان ساختی، کارکردهای دیگری مانند افزایش سازگاری روانی و اجتماعی افراد، جامعه­پذیری با نقش­های اجتماعی، همبستگی اعضای جامعه از طریق علایق و فعالیت­های مشترک ورزشی، ایجاد هویت ملی و اجتماعی، و فراهم ساختن عرصه­ای مناسب برای افزایش تحرک اجتماعی را نیز جزو کارکردهای مهم نهاد ورزش بر می­شمارندNixon and ferj, 1996)). با توجه به اصول موضوعه­ی کارکردگرایی ساختی، ورزش چهار نقش اجتماعی داد:

1- کمک به حفظ انگاره­ها و مدیریت تنش­ها: ورزش و فعالیت­های ملازم آن امکان تخلیه­ی تنش­ها را با شیوه­هایی بی­خطر فراهم می­سازد و تجربه­های ارزش­مندی را در اختیار کودکان، نوجوانان و جوانان قرار می­دهد تا با موفقیت به فراگیری نقش­های اجتماعی مبادرت می­ورزند.

2- کمک به انسجام و همبستگی اجتماعی: ورزش با ایجاد وجوه مشترک بین افراد بیگانه و ناآشنا با یکدیگر به تقویت روابط افراد جامعه کمک می­کند.

3- کمک در هدف­یابی: بسیاری از مردم در جریان انجام فعالیت ورزشی به این برداشت دست پیدا می­کنند که چنین فعالیت­هایی مانند اهدافی هستند که باید برای دست­یابی به آن­ها تلاش کرد. افزون بر این، ورزش از طریق آداب و قواعد رایج خود آموزش و فراگیری جهت­گیری­های موفقیت­آمیز را تقویت می­کند.

4- سازگاری با ارزش­ها: ورزش به عنوان فعالیتی در نظر گرفته می­شود که تندرستی و سلامت جسمانی را تضمین می­کند و سبب افزایش توان اقتصادی و نظامی افراد یک جامعه می­گردد.

 

تعریف مفاهیم

1- ورزش[3]

ارائه یک تعریف جامع و کامل از ورزش بسیار مشکل است به خصوص اگر قصد باشد این تعریف مورد قبول همگان واقع شود. پاول ویس[4] در تعریف ورزش می‌نویسد:  «ورزش به مجموعه فعالیت‌های منظم و حساب شده جسمانی اطلاق می‌شود که دارای قوانین و مقررات معین و مشخص، سازمان یافته و تشکیلاتی می‌باشد که در آن مهارت‌های حرکتی و توانایی‌های جسمانی آشکار می‌گردد و تا حدودی انتفاعی می‌باشد»(نادریان جهرمی، 1384 به نقل از: ویس، 1989). صاحب­نظرانی چون نیکسون[5] «ورزش را هرگونه فعالیت، تجربه، فعالیت‌های شرکت‌های تجاری در جهت ایجاد تناسب اندام، تفریح، فعالیت‌های قهرمانی و اوقات فراغت» می‌دانند.

 

2- پرخاشگری

برخی از صاحب­نظران، پرخاشگری[6] را واکنشی غریزی به هجوم، ناکامی و رقابت برای دست­یابی به منابع می‌دانند که عمدتاً از طریق برخورد بدنی تجلی می‌یابد. کوکس(Cox, 1990) پرخاشگری را عملی می‌داند که هدف مستقیم آن صدمه و
آسیب­رساندن به دیگری است. لاور (Lauer, 2002) پرخاشگری را که محصول ناکامی[7] است عملی می‌داند که به آسیب عمدی دیگران منتهی می‌شود. البته این آسیب ممکن است در انواع شیوه‌ها پیاده شود و حتی متضمن آزارهای روانی نظیر تحقیر، توهین و فحاشی نیز شود. تیلور (Taylor, 2004) نیز پرخاشگری را هر نوع عملی می‌داند که به قصد آسیب­رساندن به دیگران انجام می‌گیرد. اریک فروم، همه اعمالی را که سبب آسیب­ رساندن به شخص، شیی یا جانور دیگر می­شود یا با چنین قصدی صورت گیرد پرخاشگری می­نامد(فروم، 1361). اسمیت و بوند پرخاشگری را هر نوع رفتاری تعریف می­کنند که به دیگری آسیب وارد می­سازد(Smith and Bond, 1993). ارونسون (1369) خشم و پرخاشگری را عملی می­داند که هدف­اش اعمال صدمه، آسیب و رنج است. در تعریفی دیگر از پرخاشگری چنین آمده است: هر نوع رفتاری که معطوف به آسیب ­رساندن یا اعمال صدمه به فرد دیگر است و علی­رغم میل وی صورت می­گیرد.

بر اساس نظر بارون پرخاشگری کنشی است که شامل هر دو شکل آسیب­ رسانی بدنی و روانی است، جنبه تعمدی دارد، امری تصادفی به شمار نمی­آید، تنها شامل افراد انسانی می­گردد، و در آن آسیب­ رسانی به اشیاء مورد نظر نیست Baron, 1994)به نقل از رحمتی، 1389). برکویتز نیز با تعریف پرخاشگری به عنوان آسیب­ رساندن عمدی به دیگری، می­افزاید این آسیب ممکن است روانی یا فیزیکی باشد. خشونت معمولاً بر اساس شدت آسیب از پرخاشگری متمایز می شود و کنشی است که عامل آن به عمد تلاش برای آسیب­رسانی فیزیکی به دیگری می­نمایدBerkowitz, 1986) به نقل از رحمتی، 1389).

کاکلی در تعریفی نسبتاً جامع از پرخاشگری آن را چنین تعریف می­کند: پرخاشگری ناظر به رفتاری است که با نیت تخریب اموال یا صدمه زدن به شخص دیگر انجام می­شود و متضمن بی­توجهی محض به سلامت دیگران و احتمالاً خود است؛ پیامدهای پرخاشگری ممکن است فیزیکی یا روان­شناسانه باشد. وی آن گاه در تعریف خشونت و تمایز آن از پرخاشگری به کنش فیزیکی اشاره می­کند: خشونت، کنشی فیزیکی است که با بی­توجهی کامل به سلامت خود و دیگران، یا به منظور آسیب رساندن به شخص دیگر یا تخریب دارایی­های انجام می­شود(Coakley, 1998).

خشونت را می­توان به مثابه­ی تجلی افراطی و شدید خشم و عصبانیت به شکل احساسی یا کلامی در نظر گرفت(به نقل از: رحمتی، خشونت و ورزشی
www.sportscholars.ir)).

 

انواع پرخاشگری در ورزش

پرخاشگری در عرصه فعالیت­های ورزشی به شکل ابزاری و بازتابی و یا کلامی و فیزیکی تجلی می‌یابد و از سوی افراد حاضر و شرکت کننده در رویدادهای ورزشی در قبال سایر بازیکنان، تماشاگران، مربیان، مقامات ورزشی، عامه مردم و اموال صورت می‌گیرد.

ارونسون (1369) با تمایز بین دو نوع پرخاشگری، یعنی پرخاشگری ابزاری و بازتابی یا عاطفی، امکان وقوع هر دو را در عرصه ورزش متذکر می‌شود.

پرخاشگری بازتابی (Reactive/ Reflexive Aggression) با هدف آسیب فیزیکی یا روانی انجام می­شود. هدف این نوع پرخاشگری آسیب ­رسانی است.

پرخاشگری ابزاری (Instrumental Aggression) ضرب و جرح و ایجا درد و رنج، ابزاری برای دست­یابی به هدف­های گوناگونی مانند پاداش مادی، پیروزی، افتخار یا تحسین باشد. این نوع پرخاشگری، خشونتی غیراحساسی و هدف آن انجام وظیفه است.

لئونارد (Leonard, 1988) که به دو نوع پرخاشگری ابزاری و واکنشی توجه دارد بر این عقیده است که پرخاشگری ابزاری، غیرعاطفی[8] و وظیفه محور[9] است و پرخاشگری واکنشی که تحت تاثیر احساس می‌باشد، هدف آن آسیب ­رساندن است.

مارش و همکارانش در دانشگاه آکسفورد نیز به دو نوع پرخاشگری، یعنی پرخاشگری واقعی و آیینی اشاره می­کنند. اولی را اعمال خشونت جسمانی علیه دیگران تعریف می­کنند و دومی را کنایی یا نمادین می­نامند. پرخاشگری آیینی محصول توافق در مورد مجموعه­ای از قواعد است که از گفته­های شرکت­کنندگان در آن می­توان آن­ها را استنباط کرد. قواعد درباره زمان مناسب حمله، شکل و اهداف حمله، و ختم آن است(ویلیامز و دیگران، 1379).

 

3- خشونت

خشونت[10] را می‌توان اعمال یک نیروی فیزیکی بر یک شی یا یک فرد یا یک گروه اجتماعی که به قصد یا بدون قصد سبب زیان یا تخریب دیگری شود، تعریف کرد.

در این تعریف بعد روحی- روانی خشونت نادیده گرفته شده است و خشونت از لحظه شروع یک عمل فیزیکی مورد توجه بوده است اما نه فقط این عمل می‌تواند نوعی فشار و تهدید روانی و به همان اندازه و شاید مخرب باشد بلکه وجود پتانسیل خشونت نیز به نوبه خود می‌تواند به صورت یک فشار روحی خشونت برانگیز عمل کند.

 

دامنه مفهومی خشونت می‌تواند از تهدید کلامی تا کشتن آدم­ها را در برگیرد
.(Thomson, 2004:18) جان هافمن و همکاران به نقل از واینر[11]، زان[12]  و ساجی[13]  خشونت را چنین تعریف می­کند:

کاربرد نیروی فیزیکی یا تهدید به کاربرد آن به نحوی که بتواند لطمات جسمی یا معنوی به شخص یا اشخاص وارد آورد. در این موارد، خواست و رضایت فرد یا افراد دیگر یا ملاک نیست و یا این که این عمل علی­رغم میل آنان به منصه ظهور می‌رسد
(افتخاری، 1379: 46؛ به نقل از Hoffman, 1998: 289-290).

خشونت را می‌توان وارد کردن نوعی فشار و زور فیزیکی از سوی یک نهاد، یک فرد یا یک گروه به نهاد فردیا گروه دیگر دانست. از این رو خشونت همواره در برابر میل، اراده و آزادی قرار می‌گیرد و به نوعی حدود آن­ها را تعیین می‌کند
(Cambell, 1998).

بعضی از صاحب­نظران خشونت را هر عمل مبتنی بر تهاجم و تجاوز فیزیکی، شفاهی و غیرکلامی نیز تعریف نموده­اند.(Bredemeier, 1993) و لذا می‌توان گفت، خشونت به معنی تهاجم فیزیکی خود می‌تواند برای اعمال کنترل یا در صورت از دست رفتن کنترل مورد استفاده قرار گیرد. خشونت می‌تواند علیه حیوانات و اشیاء به کار رود.

 

4- خشونت ورزشی

خشونت ورزشی[14] عبارت است از: رفتار و کنشی که خارج از قواعد و هنجارهای ورزشی روی می‌دهد و هدف آن آسیب­ رسانی است و این نوع رفتار ارتباط مستقیمی با اهداف رقابتی ورزش ندارد.(Terry and Jackson, 1985)

رفتارهای دلالت بر خشونت ورزشی می‌تواند شامل تحقیر، اهانت، دشنام و توهین یا تلاش برای آسیب فیزیکی باشد. در هر مورد، هدف از رفتار آسیب­ رساندن به دیگری/ دیگران، یعنی تحمیل درد و رنج به شکل فیزیکی یا روحی- روانی است.

 

انواع خشونت

طبقه­بندی خشونت بر حسب انگیزه، هدف و یا مفهوم متغیر است.

الف) خشونت خصومت­آمیز و ابزاری

خشونت خصومت­آمیز، خشونتی است آشکار و مشهود که به قصد آسیب ­رساندن جسمانی یا روانی به دیگران یا خود انجام می‌گیرد. وقتی که عمل خشونت­آمیز فرد منجر به آسیب جسمانی یا روانی به حریف می‌شود فرد احساس رضایت خاطر می‌کند و تقویت می‌شود. و در خشونت ابزاری فرد از عمل خشونت برای رسیدن به هدف استفاده می‌کند.

در خشونت ابزاری با دریافت یک تقویت به ظاهر مثبت بیرونی مانند تشویق فرد یا افراد، احتمال تکرار رفتار پرخاشگرانه از جانب فاعل خشونت افزایش می‌یابد.

ب) خشونت بین شخصی و بین گروهی

در خشونت بین شخصی، خشونت بین دو یا چند فرد رخ می‌دهد و چنان­چه بین
گروه­های شناخته شده، در جامعه و یا بین دو یا چند نژاد، مذهب و گروه­های سیاسی مختلف پدید آید خشونت بین گروهی گویند .(Lauer, 2002: 182)

ج) خشونت­های خانگی

این نوع خشونت­ها که عمدتاً متوجه زنان و کودکان است به شرح زیر طبقه­بندی می‌شوند:

1-       خشونت فیزیکی یا بدنی، آسیب­های جسمانی نظیر ضرب و جرح با سلاح سرد و گرم، سیلی و لگد زدن و بعضاً کشتن قربانی را شامل می‌شود.

2-          خشونت روانی، که انواع تحقیرهای روانی و بدرفتاری­های کلامی نظیر تمسخر و دشنام و ناسزا گفتن را شامل می‌شود.

3-       خشونت اجتماعی، شامل انواع ممنوعیت­ها و محدودیت­های اجتماعی نظیر ممنوع کردن ملاقات با خویشاوندان، دوستان و همکاران و قطع تلفن.

4-       خشونت اقتصادی، ایجاد محدودیت­های اقتصادی نظیر ندادن خرجی، سوءظن نسبت به زن در سوء استفاده از منابع مالی خانواده و کنترل شدید و دائمی مخارج زن و پنهان کردن درآمد توسط شوهران.

5-       خشونت جنسی، انواع بدرفتاری در ایجاد روابط جنسی توسط شوهران، خشونت جنسی خانگی علیه زنان شناخته شده که زنان به ندرت این نوع خشونت را گزارش می‌کنند(احمدی، 1384: 227).

گالتونگ[15] خشونت را به پنج دسته طبقه­بندی می‌نماید؛ که عبارتند از:

1-         خشونت هدف­مند در مقابل خشونت بی­هدف.

2-         خشونت آشکار در مقابل خشونت پنهان.

3-         خشونت فردی در مقابل خشونت ساختاری.

4-         خشونت فیزیکی در مقابل خشونت روانی.

5-          خشونت معطوف به قربانی در مقابل خشونت بدون قربانی.

صاحب­نظران علوم جنایی، جرایم را از نظر خشونت و نحوه تحقق به دو دسته تقسیم می‌کنند: بزهکاری خشونت آمیز یا مبتنی بر «کلسیم بازو» و بزهکاری خدعه آمیز یا مبتنی بر «فسفر مغز». (نجفی ابرندآبادی، 1379: 9-8 و طاهری، 1385: 29). دسته اول شامل جرایم خشن و بدنی می‌شود که مرتکب در آن از نیروی جسمی خود سوء استفاده می‌کند و دسته دوم جرایم مکارانه و مزورانه را در بر می‌گیرد که مرتکب در آن مکر و حلیه و تزویر را به کار می‌برد.

 

چارچوب‌های نظری پرخاشگری و خشونت در ورزش

بنیان­های نظری در تبیین تهاجم، پرخاشگری و خشونت به صورت عام و ورزش به صورت خاص را می­توان به دو دسته عمده طبقه­بندی نمود.

الف ) مبانی نظری تهاجم و پرخاشگری

نظریه­هایی که در این راستا معرفی می­شوند عبارتند از:

نظریه غرایز انسانی

بر پایه این نظریه انسان در میان گروهی از غرایز زندگی می­کند و یکی از آن­ها غریزه ستیزه­جویی و خشونت است. در این دیدگاه مانند سایر غرایز، غریزه خشونت نیز می‌بایست ارضاء گردد.

زیگموند فروید[16] از پایه­گذاران نظریه غرایز (Instinct Theory) می‌باشد. فروید بر این عقیده است که انسان با غریزه مرگ زاده می‌شود. هنگامی که این غریزه متوجه درون شود به صورت تنبیه و مواخذه خود ظاهر می‌‌شود و در موارد افراطی منجر به خودکشی می‌شود. هنگامی که این غریزه متوجه برون گردد، به صورت خصومت، خشونت، آزار و اذیت، وندالیسم، تخریب و قتل تجلی می‌کند. این نظریه شباهت تمام به یک نظریه هیدرولیک دارد اگر نیروی پرخاشگرانه به تدریج کاهش نیابد، احتمال وقوع انفجار زیاد است. فروید مصّر است که جامعه ضرورتی حیاتی در کنترل و مهار غریزه خشم انسان است و او را یاری می‌دهد تا از آثار مخرب این نیرو بکاهد و آن را به رفتاری مفید و پسندیده بدل نماید(ارونسون، 1369: 163-162).

 

نظریه یادگیری اجتماعی

این نظریه بر چگونگی تاثیرگذاری وضعیت اجتماعی و محیطی روی خشونت افراد تاکید دارد. به نظر «بندورا»، «بارون» و «ریچاردسون» انسان ذاتاً پرخاشگر نیست بلکه پرخاشگری رفتار اجتماعی است که از طریق تجربه مستقیم یا مشاهده رفتار دیگران
(در قالب الگوهای اجتماعی) آموخته می‌شود.

نظریه یادگیری مشاهده­ای و الگوی «البرت بندورا» موید این فکر است که خشونت، خشونت به بار می­آورد زیرا کودکی که الگوهای رفتاری پرخاشگری را مقابل خود دارد یاد می‌گیرد که بعدها رفتارهای مشابهی را نشان دهد.

باندورا ریشه رفتارهای خشونت­آمیز را در محیط تعلیمی افراد می‌یابد. فراگیری معمولاً تحت شرایط مستقیم (تنبیه و یا تشویق) و مشاهدات فردی صورت می‌پذیرد و می‌تواند نتیجه تجارب شخصی فرد یا برگرفته از نتایج مترتب بر رفتار سایری افراد باشد. برای تبدیل مشاهده به رفتار لازم است تا آن رفتار در ذهن فرد ثبت شود. آن گاه عناصر ثبت شده ذهنی در مرحله بعدی به رفتار مشهود تبدیل می‌شود. این فرآیند با توجه به میزان مهارت و توانایی افراد تفاوت می­کند.

نظر به این که رفتار افراد در زندگی روزمره متأثر از الگوهای مختلفی می‌باشد،
«اندورا» سه الگوی مشخص تاثیرگذار بر رفتار جنایی را مورد توجه قرار داده است: خانواده، فرهنگ­های فرعی و فرهنگ.

بنابراین تعلیم رفتارهای خشونت­آمیز ممکن است از طریق القای الگوهای رفتاری در خانواده، در گروه­هایی که افراد عضو آن هستند و یا از طریق تلویزیون و فیلم صورت پذیرد.

تحقیقات لئوناردو برکووتیز[17]  نشان داده است که حتی مشاهده آلات و ابزار پرخاشگری می‌تواند در شخص مشاهده کننده، حالت پرخاشگری (خشونت) را برانگیزد. برکووتیز پس ازانجام تحقیقات به این نتیجه دست یافت که پرخاشگری نمی‌تواند ذاتی باشد(کریمی، 1373: 278-277).

 

نظریه ناکامی

ناکامی[18] عبارت است از، عدم دست­یابی به اهداف مورد نظر توسط کسی یا چیزی. هنگامی که فرد به هدف مورد نظرش نرسد، می­گوییم فرد ناکام شده است. این هدف ممکن است یک هدف ورزشی یا غیرورزشی در زندگی اجتماعی باشد.

برخی از جامعه­شناسان مثل «دولارد» و «میلر» اظهار می‌دارند که احساس ناکامی در دست­یابی به هدف باعث ایجاد رفتارهای خشونت­آمیز از سوی فرد می‌شود. این هدف ممکن است یک هدف ورزشی یا غیر ورزشی در زندگی اجتماعی باشد(نادریان جهرمی، 1384: 290). این صاحب­نظران که غالباً رفتارهای پرخاشگرانه را نتیجه ناکامی می‌دانند ناکامی را عدم دست­یابی به اهداف مورد نظر توسط کسی یا چیزی می‌دانند. 

 

نظریه تخلیه انرژی های دورنی

اتنولوژیست­ها (محققانی که اصول بیولوژیکی رفتار حیوانات را مورد مطالعه قرار می‌دهند) مثل آردری[19] و لورنز[20] معتقدند که انسان حیوانی مانند سایر حیوانات می‌باشد و دارای غرایز بیولوژیک مشابهی­ است که نیاز به پرخاشگری از آن جمله می‌باشد.

براساس این دیدگاه، انرژی در انسان در طی زمان ذخیره گشته و می‌بایست برای ارضای آن از طریق فعالیت­هایی چون پرخاشگری تخلیه شود. هنگامی که این انرژی مصرف گردید احتمال بروز خشونت مفرط کاسته می‌شود(نادریان جهرمی، 1384: 295-294).

بر اساس این دیدگاه می‌بایست فرصت­های متعددی را در اختیار افراد قرار داد تا آن­ها با شرکت در فعالیت­های جسمانی به ویژه ورزش­های قدرتی و رقابتی، قادر باشند رفتارهای پرخاشگرانه خود را در موقعیت­های کنترل شده و از راه­های قانونی، تخلیه نمایند. فرضیه تخلیه پیش­بینی می­کند که احساسات و هیجانات درونی سرکوب شده با بروز رفتارهای پرخاشگرانه می‌تواند تخلیه شود.

 

 

نظریه کارکردگرایی

از دیدگاه کارکردگرائی[21] ورزش ابزاری است که زمینه را برای شکوفائی
استعدادهای افراد شایسته فراهم می‌سازد. کارکردگرایان با توجه به ارتباط متقابل ورزش، به عنوان یک نهاد اجتماعی، با سایر نهادهای اجتماعی دیگر مانند خانواده، مذهب، آموزش و پرورش نهادهای اقتصادی و سیاسی، رسانه­های گروهی، سعی در تحلیل ابعاد اجتماعی ورزش در سطوح مختلف دارند(همان: 115).

به طور کلی، نظریه­پردازان دیدگاه کارکردگرایی، موارد ذیل را به عنوان کارکردهای ورزش در نظام اجتماعی بر می‌شمارند:

1- کسب مهارت­های اجتماعی 2- دسترسی به فرصت­های تحصیلی، حرفه­ای
و ... . 3- شکل­گیری هویت فردی و اجتماعی 4- کنترل اجتماعی 5- رهایی از تنش 6- تندرستی و سلامت جسمانی و تقویت قوای جسمانی 7- کاهش تضادها و تنش­ها 8- ترویج وفاداری ملی و حس وطن دوستی و میهن­پرستی 9- تعمیم حمایت­های اقتصادی و سیاسی.

 

مبانی نظری خشونت

بر اساس یکی از نظریه­های روانشناسی تحت عنوان جا به جایی[22] (که تا حدود زیادی مشابه تئوری کارکردی- ساختی پارسونز در جامعه­شناسی است)، رنج و ناکامی حاصل از عدم تحقق هدف یا اهداف موجب تحریک کینه، دشمنی و عداوت در فرد ناکام می­شود، ولی وقتی علت ناکامی مشخص نباشد یا فرد به دلیل عدم دسترسی به منبع یا منابع ناکامی، یا ترس از انتقام یا عدم توانایی در تلافی و ناکامی خود و امکان این که پرخاشجویی و خشونت را بر سر عامل ناکامی خود تخلیه کند، وجود نداشته باشد، هدف پرخاشجویی خود را جا به ­جا می­کند. اگر این جا به جایی با امری صورت گیرد که از نظر فرهنگی، عالی­تر از هدف فعلی خودش باشد، از آن به «به­گرایی» تعبیر می­کنیم که فروید نیز در بحث ناخوشایندی­های فرهنگ یا تمدن به آن اشاره می­کند. دیدگاه­های جدیدی که در این نظریه مطرح هستند بر این باورند که دامنه تجلی و بروز پرخاشگری در عرصه ورزش، به عوامل مختلفی بستگی دارد که در این میان می­توان به فراوانی شکل­گیری و بروز ناکامی، آستانه تحمل افراد در جامعه با ناکامی، میزان رویدادهایی که منجر به ناکامی می­شوند و نیز دامنه انتظارات فرد در مقابل مجازاتی که به رفتار پرخاشجویانه تعلق می­گیرد، اشاره کرد.

نظریه دوم که ذیل پاردایم روانشناسانه به آن پرداخته می­شود، نظریه یادگیری اجتماعی[23] است که با نام «آلبرت باندورا» پیوند خورده است. باندورا با نقد رفتارگرایی اسکینرکه فقط محرک را به عنوان یک واکنش به رفتار و به عبارتی پرخاشجویی و خشونت را به عنوان یک رفتار در پاسخ به یک محرک در نظر می­گیرد، اعتقاد دارد که رفتار همراه با عوامل فردی و نیروهای اجتماعی و در تعادل با یک دیگر، موجب
پرخاشجویی و خشونت فرد می شود و علاوه برآن، بر نقش یادگیری مشاهده­ای هم تأکید می­کند. افرادی که با استفاده از این نظریه به مطالعه خشونت و پرخاشجویی در ورزش پرداخته­اند، به سه منبع مهم اشاره می­کنند:

1-        گروه مرجع فعلی افراد شامل ورزشکاران، مربیان، اعضای خانواده و دوستان

2-        ساختار فعالیت ورزشی و نحوه اعمال مقررات توسط دست­اندرکاران و مقامات فعالیت­های ورزشی (یعنی سیستم تنبیه و تشویق)

3-        طرز تلقی رسانه، دستگاه قضایی و جامعه

این نظریه به عوامل وضعیتی (یعنی عواملی که نه از قبل، بلکه با توجه به شکل­گیری وضعیت خاص در مکان و فضای خاص خشونت شکل بگیرد)، اشاره می­کند.

نظریه سوم، نظریه بازگشتی است که توسط «جان کرد» در اوایل دهه نود با تلفیقی ناقص از نظریه­های روانشناسی و جامعه­شناسی، سعی کرد به تبیین رفتار پرخاشگرایانه طرف­داران فوتبال بپردازد. اومعتقد است که رفتار انسان کاملاً ناپایدار است و یک فرد اوباش که در یک موقعیتی مبادرت به شکستن یک شیشه می­کند، در موقعیت­های دیگر ممکن است که به عمل کاملاً متفاوتی دست بزند. او به وضعیت­های فرا عاطفی اشاره می­کند و معتقد است که رفتار اوباش عمدتاً به منظور ایجاد هیجان و خشنودی ناشی از رها شدن از قواعد و محدودیت­ها صورت می­گیرد. وی یک نوع لذت عاطفی و احساسی از این اعمال برای افراد در نظر می­گیرد که البته این نظریه نیز مورد انتقادات فراوانی قرار گرفت و آن چنان که باید مطرح نشد(رحمتی، 1389).

 

تبیین خشونت

از علل بنیادین خشونت، ناکامی است. دولارد بر این عقیده است که فرد ناکام به هر شی یا انسانی که در نظر او علت ناکامی­اش باشد، خشونت می‌کند و در واقع خشونت از محرومیت و ناکامی نشات می­گیرد.

لورنز منشاء بروز خشونت انسانی را غریزه جنگ­طلبانه انسان می‌داند. بعضی از صاحب­نظران (Lauer, 2002: 189-200). عوامل خشونت را به دو دسته بزرگ طبقه­بندی می‌کند:

الف)‌ عوامل ساختار اجتماعی، شامل:

1- هنجارها   2- آرایش سیاسی   3- سیاست­های کنترل اسلحه  4- نظام قشربندی

ب) عوامل روانشناسی اجتماعی، شامل:

1- گرایشان- نگرش­ها    2- ارزش­ها     3- نقش وسایل ارتباط جمعی

هم­چنین وسایل ارتباط جمعی از قبیل تلویزیون، فیلم­های ویدئویی، فیلم­های جنایی تلویزیونی و ماهواره از عوامل اساسی خشونت به شمار می­آیند. به طوری که تماشای
فیلم های خشونتی، رفتارهای پرخاشگرانه را نزد بینندگان فیلم افزایش می‌دهد
(Taylor, 2002: 473 and Tulloch, 1993: 15-18). اعضای طبقه پایین[24] تمایلات خود تخریبی و انهدامی[25]، جرایم علیه مالکیت[26] و جرایم علیه اشخاص[27] را تقویت می­کنند
(Mclaughlim, Muncie, Hughes, 2004: 223).

«جف­هرن» بر ارتباط با دوستان خشونتگرا، مصرف مشروبات الکلی، نوع بازی ورزشی و تماشای بازی­های ورزشی خاص در شکل­گیری رفتار خشونت­آمیز تاکید دارد(Hearn, 1999: 20-26).

 

تبیین خشونت ورزشی

میادین ورزشی از بارزترین صحنه­های اجتماعی است که خشونت­های رفتاری را می‌توان مشاهده کرد. بعضی از ورزشکاران ممکن است به لحاظ ژنتیکی مستعد خشونت باشند به ویژه این که بعضی از ورزشکاران مرد ممکن است به صورت غیرمعمول سطح تستوسترون[28] بالایی داشته باشند.(Orwell, 1950) «ولکامر» معتقد است ورزشکاران از زمانی که مستقیماً تحت فشار از طرف تماشاگران قرار می‌گیرند، در مقابل حریف­های خود پرخاشگری می­کنند. همین طور وی پس از تحقیق در مورد خشونت ورزشکاران رشته فوتبال به این نتیجه رسید که خشونت بیشتر هنگامی روی می‌دهد که تیم در حال باخت بوده است.

بر اساس نظریه «زیلمن» ایجاد تحریک هنگام تمرین، احتمال رفتار خشونت­آمیز را افزایش می‌دهد. وی هم­چنین می‌افزاید:

افرادی که از آمادگی بدنی و قلبی  و عروقی خوبی برخوردارند عکس­العمل تحریکی را با شدت پایین­تری نشان می‌دهند بنابراین سطح آمادگی تیم­ها و ورزشکاران به صورت مستقیم و غیرمستقیم در تعدیل خصومت و عکس العمل­های خشونت­آمیز در رقابت­ها نقش دارد.

نحوه داوری، شکست و ناکامی تیم، رفتار ورزشکاران تیم مقابل، حساسیت رقابت، آمادگی جسمانی پایین ورزشکاران از جمله عوامل مؤثر در بروز پرخاشگری در ورزش می‌باشند(همتی­نژاد و همکاران، 1379: 46–39).

 

 

 

اوباشگری و فوتبال

آشکارترین نمونه رفتار خشونت­آمیز بین طرف­داران فوتبال، پدیده­ای موسوم به اوباشگری[29] است که امروزه به شکل نسبتاً سازمان یافته­ای در کشورهای صاحب نام  فوتبال به ویژه در اروپا رواج دارد. وجه تسمیه اوباشگری که برگردان واژه Hooliganism انگلیسی است، به خانواده ایرلندی بر می­گردد که در قرن 18 به لندن مهاجرت می­کنند. این خانواده باج­گیر بودند و نام سرپرست خانواده «پاتریک هولیگان» بود و به تدریج هولیگان، اوباش معنی گرفت.

در انگلستان اوباش­ها (هولیگان­ها) با عقاید و افکار تعصب­آمیز، به وجود آورنده وقایع فاجعه­آمیز بسیاری در ورزشگاه­ها بوده­اند. در ایتالیا علاقه دیوانه‌وار و بیمارگونه برخی از طرف­داران تیم­های فوتبال و نیز رفتارهای پرخاشجویانه و دیوانه­گرانه آنان در عرصه مسابقات فوتبال سبب شده است به آنان لقب تیفوسی­ها داده شود. 

به نظر برخی از پژوهشگران بین تمام فعالیت­های ورزشی تنها ورزش فوتبال است که سبب رفتار اوباشگرانه به مفهوم عام آن می‌شود(محسنی تبریزی، 1383: 280).

برخی از محققان با رویکرد مارکسیستی اوباشگری را به نوعی مقاومت در برابر فرهنگ بورژوایی تعبیر می‌کنند. برخی دیگر این رفتار خشونت­آمیز را با محرومیت عاملان، با شاخص­هایی چون سطح پایین تحصیلات و شرایط دشوار زندگی تبیین می‌کنند(دوفرانس، 1385: 77 ). مطالعات دیگر گوناگونی نسبی خاستگاه­های اجتماعی «اوباش» را متذکر شده و بر سلطه و شکل­گیری نوعی «ضد فرهنگ» تاکید می‌کنند که با نهادهای رسمی (سازمان دهندگان و پلیس) در تعارض­اند.

 

خشونت و داوری مسابقات

 عوامل متعددی باعث حساسیت طرف­دارن تیم­ها نسبت به امر داوری می‌شود. از جمله این عامل­ها می‌توان به این موردها اشاره کرد:

 اهمیت نتیجه بازی و تاثیر آن در جدول رده­بندی، واکنش بازیکنان داخل زمین نسبت به تصمیم­گیری­های داور، عملکرد رسانه­ها به ویژه مطبوعات مورد علاقه طرف­داران نسبت به داور، باورهای کلیشه­ای شکل گرفته درباره کیفیت داروی و میزان تاثیرگذاری تصمیم اتخاذ شده بر نتیجه بازی، معمولاً چند عامل به همراه هم، بر واکنش طرف­داران تیم­ها نسبت به امر داوری تاثر می‌گذارند(همان: 286).

از موردهای مشخصی که بیش از همه باعث واکنش طرف­داران نسبت به قضاوت دارو می‌شود، «پنالتی» و «آفساید» به سود یا زیان تیم مورد علاقه است. این دو مورد در صورت تغییر نتیجه بازی یا به ثمر رسیدن گل به زیان تیم مورد علاقه، واکنش‌های شدیدی را نسبت به داور بین طرف­داران ایجاد می‌کند.

 

مطبوعات و خشونت ورزشی

رفتار پرخاشگری و خشونت­جویانه ورزشکاران و تماشاگران تا حدی متأثر از
واکنش­ها و تحلیل­های خبری وگزارشی مطبوعات، به خصوص تحلیل­های حاشیه‌ای است. مطبوعات تلاش جدی و مفیدی برای آموزش رفتارهای مناسب در محیط ورزشگاه انجام نمی­دهند. بررسی محتوایی مطالب روزنامه­های ورزشی طرف­داران دو تیم نشان می‌دهد، به موازات نزدیک شدن به زمان برگزاری بازی دو تیم، حجم مطالب مربوط به تیم و بازیکنان افزایش می‌یابد و درآستانه برگزاری دیدار دو تیم، به حدود 70 درصد از کل حجم مطالب روزنامه می‌رسد. دسته­بندی این مطالب، سه مقوله کلی زیر را نشان می‌دهد(همان منبع: 288).

1- اتکا و استناد به ادبیات نظامی و خشونت­آمیز از طریق کاربرد واژه­ها و جملاتی مانند: جنگ آبی و قرمز، خط آتش استقلال پیروزی را می­کوبد، زلزله پرسپولیس در آزادی، آسمان استقلال سیاه شد، استقلال وقتشه پرسپولیس له بشه و یک دوئل دیگر.

2- رواج ادبیات لمپنی و ارائه مطالبی که از نظر ارزش خبری و تحلیلی در سطح پایینی قرار دارند مانند پرسپولیسی­ها آخر مرام، کار پرسپولیس ساخته است، باید کاری کرد تا پرسپولیسی­ها ماست­ها را کیسه کنند، عابدزاده برای پورحیدری تره هم خورد نکرد. این عبارت از جمله مفاهیم و اصطلاحات لمپنی به کار رفته در روزنامه­های طرف­دار دو تیم بوده­اند.

3- توهین و تحقیر رقیب که معمولاَ صورت دو قطب مطلق خوب و بد، زشت و زیبا، قدرت و ضعف و در نهایت خیر و شر تجلی می‌یابد و با مرزبندی بین «خود» و «دیگری» شکل می‌گیرد.

 

کنترل خشونت و راهکارهای پیشگیری آن

از عوامل مؤثر بر پیشگیری و کاهش خشونت، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-  ارایه خدمات بهتر به افراد

2-   برطرف کردن عمل مستقیم ناکامی­ها

3-   آزاد سازی و هدایت خشونت و پرخاشگری در کانال­های مورد قبول اجتماعی مثل شرکت در بازی­ها و مسابقات ورزشی

4-   فراهم ­سازی شرایط و تغییرات مناسب در موقعیت­های محیطی به منظور از بین بردن زمینه­های موجود پرخاشگری

5-  عدم تقویت پاسخ­های پرخاشگرانه به طوری که چنان­چه اگر فرد برای رفتارهای پرخاشگرانه خود تقویت نشود و پاداش دریافت نکند احتمال انجام رفتار پرخاشگرانه کاهش پیدا می‌کند.

6-  استفاده از روش­هایی که منجر به کنترل پرخاشگری می‌شود که اهم آن عبارتند از: تنبیه رفتار پرخاشگرانه، تنبیه الگوی پرخاشگر، استدال کردن، منحرف کردن ذهن فرد از موضوع پرخاشگری و تخلیه پرخاشگری.

7-  ارتقای پایگاه اقتصادی و اجتماعی ورزشکارانه و تماشاگران (بین پایگاه اقتصادی - اجتماعی و رفتار خشونت­آمیز و پرخاشجویانه طرف­داران فوتبال رابطه معکوس وجود دارد).

8-   افزایش توان نیروی انتظامی حاضر در ورزشگاه­ها جهت مدیریت و کنترل رفتارهای جمعی و بعضاً بحرانی.

9-  نظارت بر رفتار حرفه­ای رسانه­های ورزشی و پرهیز رسانه­های ورزشی از نگرشی قطبی و مسائل حاشیه­ای و ارائه خدمات حرفه­ای، تخصص و پای­بندی به اصول و اخلاقیات روزنامه­نگاری و مطبوعاتی و در صورت لزوم برخورد منطقی و قانونی با نشریات و رسانه­های التهابی، حاشیه ­ساز و تحریک­آمیز.

10-    علاوه بر توجه و اهتمام در بخش مادی ورزش و تامین امکانات و ملزومات آن (مانند: توپ، لباس، کفش، زمین بازی و غیره) بایستی به بخش غیرمادی آن توجه ویژه شود (سازمان بروکراتیک و عقلانی، پیروی از قواعد، مقررات و قوانین حاکم بر
فعالیت­های ورزشی، ارائه آموزش­های اخلاقی و فرهنگی به ورزشکاران و تماشاگران و کلیه عوامل و اصحاب ورزشی و اجرایی مسابقات، هم­چنین به مربیان، کادر فنی و مدیران باشگاه­ها). در غیر این صورت در ورزش شاهد پدیده «تأخر فرهنگی[30] » خواهیم بود و  واژه فرهنگی در کنار نام باشگاه­ها جنبه تزئینی و شعاری خواهد داشت.

 

منابع

احمدی، ح. (1382). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: سمت.

ارونسون، ا. (1369). روان­شناسی اجتماعی. ترجمه: ح، شکرکن. تهران: انتشارات رشد.

افتخاری، ا. (1379)، خشونت و جامعه. تهران: نشر سفیر.

دوفرانس، ژ. (1385)، جامعه­شناسی ورزش. ترجمه: ع، نیک­گهر. تهران: انتشارات توتیا.

رحمتی، م. (1389). خشونت و ورزش. دانشگاه گیلان (مقاله از اینترنت).

شفرز، ب. (1383). مبانی جامعه­شناسی جوانان. ترجمه: ک، ا، راسخ. تهران: نشر نی.

طاهری، م. (1385)‌. خشونت ساختاری و فرآیند عدالت کیفری. تهران: انتشارات محراب فکر.

فروم، ا. (1361). هنر عشق ورزیدن. ترجمه: پ، سلطانی. تهران: انتشارات مروارید.

کریمی، ی. (1373). روانشناسی اجتماعی. تهران: انتشارات بعثت.

محسنی تبریزی، ع. (1383). وندالیسم. تهران: انتشارات آن.

نادریان جهرمی، م. (1384). مبانی جامعه­شناسی در ورزش. اصفهان: انتشارات هنرهای زیبا.

نجفی ابرندآبادی، ع. (1379). دوران گذار، خشونت و امنیت عمومی. مجله امنیت، شماره 11-12، تهران: وزارت کشور.

ویلیامز، ج و دیگران. (1379). کند وکاوی در اوباشگری فوتبال. ترجمه و تلخیص: ح، افشار. تهران: نشر مرکز.

همتی­نژاد، م و دیگران. (1379). بررسی عوامل پرخاشگری در میدان­های ورزشی از دیدگاه ورزشکاران، تماشاگران و متخصصان تربیت بدنی. تهران: فصلنامه المپیک.

Baron, R. and Byren, D. (1994). Social psychology, Allyn and Bacon.

Berkowitz, L. (1986). A Survey of social psychology. CBS college publishing.

Bredemeier, B. J. (1983). Athletic aggression: A moral concern. In J. Goldstein (Ed.), Sport violence. (pp. 47-81). New York, NY: Springer-Verlag.

Cambell, H. (198). Blacks Law Dictionary, London.

Clarke, R.V.G. (1991). Tackling Vandalism, A Home office, Research Unit Report London.

Cox, R. H. (1990). Sport psychology; Concepts and applications. (2 nd ed.). Dubuque, IA: Wm. C. Brown.

Hearn, J. (1999). The Violences of Men: Men Doing, talking and responding to violence against known women. Norway: In 7 th International interdisciplin any congress on women.

Hoffman, J. P. Ireland, T.O and widom, C.S. (1994). Traditional socialization Theories of Violence: A critical Examination In »male VoilenceL. London: Rontledge.

Lauer, H. L. Lauer, J. C. (2002). Social Problems and the Quality of life. London: McGraw Hill.

Leonard, Wilbert Marcellus. (1998). A Sociologicl Persecptive of Sport (Third Edition 0). New York, Macmillan Publishing Company.

Mchaughlin, E. Muncie, J. Hughes m G. (2004). Criminological Perspectives, London: sage publication.

Nixon, H. and Frey, J.H.(1996). A Sciology of Sport, Wadsworth publishing Company.

Orwell, G. (1950). The Sporting Spirit. Schooting an elephant. New York: Harcourt, Brace.

Smith, P. and Bond, M.H. (1993). Social Psychology Across Cultures: Analysis and perspectives, Harvester wheatsheaf.

Taylor, S. H. (2004). Social Psychology, peking: peking University Press.

Terry, Peter C. and Jakson, John J. (1985). The Determinants and Control of Violence in Sport. Quest, 37 (1) 27-37.

Thomson, D. (2004). Crime and Deviance, Oxford: Oxford University .

Tulloch, M. (1993). Violence in the Home and on the Sports Field: (paper). second National conference on violenc. Canberra, NY: Springer- Velag.

www.sport scholars.ir.

 

 



1- استادیار جامعه‌شناسی و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان.

                            E-mail:mohseninet@yahoo.com 

 

 

[2]- Sociology of Sport

1- Sport

[4]- P.wiss

[5]- Nixon

[6]- Aggression

[7]- Fraustration

[8] -Non- Emotional

[9]- Task- Oriented

[10]- Violence

[11]- Weiner

[12]- Zahn

[13]- Sagi

[14]- Sport Violence

[15]- Goltung

[16]- Sigmund Freud

[17]- Leonard Berkowitz

[18]- Frustration

[19]- Ardery

[20]- Lourance

[21]- Functionalism

 1- Displacement

1- Social Learning Theory

[24]- Underclasses

[25]- Self- Destination

[26]- Crimes Against Property

[27]- Crimes Against People 

[28]- Testosterone

[29]- Hooliganism

[30]- Cultural Lag 

احمدی، ح. (1382). جامعه­شناسی انحرافات. تهران: سمت.

ارونسون، ا. (1369). روان­شناسی اجتماعی. ترجمه: ح، شکرکن. تهران: انتشارات رشد.

افتخاری، ا. (1379)، خشونت و جامعه. تهران: نشر سفیر.

دوفرانس، ژ. (1385)، جامعه­شناسی ورزش. ترجمه: ع، نیک­گهر. تهران: انتشارات توتیا.

رحمتی، م. (1389). خشونت و ورزش. دانشگاه گیلان (مقاله از اینترنت).

شفرز، ب. (1383). مبانی جامعه­شناسی جوانان. ترجمه: ک، ا، راسخ. تهران: نشر نی.

طاهری، م. (1385)‌. خشونت ساختاری و فرآیند عدالت کیفری. تهران: انتشارات محراب فکر.

فروم، ا. (1361). هنر عشق ورزیدن. ترجمه: پ، سلطانی. تهران: انتشارات مروارید.

کریمی، ی. (1373). روانشناسی اجتماعی. تهران: انتشارات بعثت.

محسنی تبریزی، ع. (1383). وندالیسم. تهران: انتشارات آن.

نادریان جهرمی، م. (1384). مبانی جامعه­شناسی در ورزش. اصفهان: انتشارات هنرهای زیبا.

نجفی ابرندآبادی، ع. (1379). دوران گذار، خشونت و امنیت عمومی. مجله امنیت، شماره 11-12، تهران: وزارت کشور.

ویلیامز، ج و دیگران. (1379). کند وکاوی در اوباشگری فوتبال. ترجمه و تلخیص: ح، افشار. تهران: نشر مرکز.

همتی­نژاد، م و دیگران. (1379). بررسی عوامل پرخاشگری در میدان­های ورزشی از دیدگاه ورزشکاران، تماشاگران و متخصصان تربیت بدنی. تهران: فصلنامه المپیک.

Baron, R. and Byren, D. (1994). Social psychology, Allyn and Bacon.

Berkowitz, L. (1986). A Survey of social psychology. CBS college publishing.

Bredemeier, B. J. (1983). Athletic aggression: A moral concern. In J. Goldstein (Ed.), Sport violence. (pp. 47-81). New York, NY: Springer-Verlag.

Cambell, H. (198). Blacks Law Dictionary, London.

Clarke, R.V.G. (1991). Tackling Vandalism, A Home office, Research Unit Report London.

Cox, R. H. (1990). Sport psychology; Concepts and applications. (2 nd ed.). Dubuque, IA: Wm. C. Brown.

Hearn, J. (1999). The Violences of Men: Men Doing, talking and responding to violence against known women. Norway: In 7 th International interdisciplin any congress on women.

Hoffman, J. P. Ireland, T.O and widom, C.S. (1994). Traditional socialization Theories of Violence: A critical Examination In »male VoilenceL. London: Rontledge.

Lauer, H. L. Lauer, J. C. (2002). Social Problems and the Quality of life. London: McGraw Hill.

Leonard, Wilbert Marcellus. (1998). A Sociologicl Persecptive of Sport (Third Edition 0). New York, Macmillan Publishing Company.

Mchaughlin, E. Muncie, J. Hughes m G. (2004). Criminological Perspectives, London: sage publication.

Nixon, H. and Frey, J.H.(1996). A Sciology of Sport, Wadsworth publishing Company.

Orwell, G. (1950). The Sporting Spirit. Schooting an elephant. New York: Harcourt, Brace.

Smith, P. and Bond, M.H. (1993). Social Psychology Across Cultures: Analysis and perspectives, Harvester wheatsheaf.

Taylor, S. H. (2004). Social Psychology, peking: peking University Press.

Terry, Peter C. and Jakson, John J. (1985). The Determinants and Control of Violence in Sport. Quest, 37 (1) 27-37.

Thomson, D. (2004). Crime and Deviance, Oxford: Oxford University .

Tulloch, M. (1993). Violence in the Home and on the Sports Field: (paper). second National conference on violenc. Canberra, NY: Springer- Velag.

www.sport scholars.ir.