بررسی عوامل اجتماعی مرتبط ‌با گرایش دانش‌آموزان به نوع گروه‌ مرجع در دوره متوسطه در شهرستان اردبیل

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 انش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور اردبیل

3 استادیار دانشگاه پیام ‌نور تبریز، گروه علوم اجتماعی، صندوق پستی 19395-3697، تهران– ایران.

چکیده

  موضوع پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع دوره متوسطه­ شهراردبیل است. جمیعت آماری 13548 نفربوده و برای تعیین­حجم نمونه ازفرمول کوکران استفاده شده که نمونه­ به دست آمده از این فرمول 400 نفر می­باشد. روش تحقیق، پیمایش (Survey) و از طریق پرسشنامه داده­ها جمع­آوری و برای تعیین اعتبار اندازه­گیری نظر چند تن از اساتید به عنوان ملاکی برای اعتبار پرسیده وبرای برآورد روایی ابزاراندازه­گیری از آلفای­کرونباخ استفاده شده است. یافته­های تحقیق حاکی از آن است که متغیرهای دین­داری، پیشرفت تحصیلی، پایگاه اجتماعی و جنسیت دانش­آموزان با گرایش به نوع گروه مرجع تفاوتی معنی­داری داشته­اند و رابطه­ سایر متغیرهای پژوهشی یعنی مشارکت اجتماعی، شیوه­ مدیریت و استفاده ازرسانه­های جمعی با گرایش به نوع گروه مرجع معنی­دار نبوده است. هم­چنین نتـایج به دست آمـده از تجـزیه و تحـلیل­ آزمون رگرسیون چند متغیره نشانگر این است­که متغیرهای پیشرفت تحصیلی، پایگاه اجتماعی، دین­داری وجنسیت درمدل مذکور باقی مانده­اند. گروه نخبگان و علمی با 3/32 درصد و گروه ورزشکاران 8/27 درصد به ترتیب اول و دوم و گروه اقتصادی با 8/1 درصد آخرین گروه مرجع انتخاب شدند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The examination of social factors related to the tendency of high school students to the reference group in Ardabil

نویسندگان [English]

  • Haji Vali Agagolizadeh 1
  • mohsen alaei 2
  • Firouz Rad 3
2 assistant professor in Payam Noor Un.
چکیده [English]

The subject of the present study is the examination of social factors related to the tendency of high school students to the reference group in Ardabil. Statistical population of this study is 13584 students and to determine sample volume, Cochran formula was used and 400students were selected. The research method is survey and data gathered by a questionnaire which was validated by some masters and senior expert students (as criterion validity). Also the reliability of the questionnaire estimated using cronbach alpha. The obtained findings show that there is a meaningful difference between tendency to the reference group and variables such as religiosity, academic achievement, social status and gender of students. Also, there isn’t a meaningful relationship between tendency to the reference group and variables such as social participation, management practices, and the use of mass media.  The results of regression analysis indicate that, the variables of academic achievement, social status, gender of students and religiosity stay in the above-mentioned model. Elite group with 32/3percent and athletes with27/8 percent, were selected the first and second reference group respectively, and economic group with 3/32 percent was chosen as the last reference group.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Reference group
  • Social status
  • religiosity
  • management practices
  • social participation

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال پنجم، شماره هیجدهم، بهار 1392

ص ص 102-81

 

 

 

 

 

بررسی عوامل اجتماعی مرتبط ­با گرایش دانش­آموزان
 به نوع گروه­ مرجع در دوره متوسطه در شهرستان اردبیل

حاجی ولی آقاقلیزاده[1]

 دکتر محسن علایی[2]

 دکتر فیروز راد[3]

تاریخ دریافت مقاله:22/9/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:21/12/1393

چکیده

  موضوع پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع دوره متوسطه­ شهراردبیل است. جمیعت آماری 13548 نفربوده و برای تعیین­حجم نمونه ازفرمول کوکران استفاده شده که نمونه­ به دست آمده از این فرمول 400 نفر می­باشد. روش تحقیق، پیمایش (Survey) و از طریق پرسشنامه داده­ها جمع­آوری و برای تعیین اعتبار اندازه­گیری نظر چند تن از اساتید به عنوان ملاکی برای اعتبار پرسیده وبرای برآورد روایی ابزاراندازه­گیری از آلفای­کرونباخ استفاده شده است. یافته­های تحقیق حاکی از آن است که متغیرهای دین­داری، پیشرفت تحصیلی، پایگاه اجتماعی و جنسیت دانش­آموزان با گرایش به نوع گروه مرجع تفاوتی معنی­داری داشته­اند و رابطه­ سایر متغیرهای پژوهشی یعنی مشارکت اجتماعی، شیوه­ مدیریت و استفاده ازرسانه­های جمعی با گرایش به نوع گروه مرجع معنی­دار نبوده است. هم­چنین نتـایج به دست آمـده از تجـزیه و تحـلیل­ آزمون رگرسیون چند متغیره نشانگر این است­که متغیرهای پیشرفت تحصیلی، پایگاه اجتماعی، دین­داری وجنسیت درمدل مذکور باقی مانده­اند. گروه نخبگان و علمی با 3/32 درصد و گروه ورزشکاران 8/27 درصد به ترتیب اول و دوم و گروه اقتصادی با 8/1 درصد آخرین گروه مرجع انتخاب شدند.

 واژگان کلیدی: گروه مرجع، پایگاه اجتماعی، دین­داری، شیوه مدیریت و مشارکت اجتماعی.

 

مقدمه

از زمان پیدایش بشر در روی کره خاکی، همواره الگو­پذیری، الگو­گیری، تقلید و پیروی و انتخاب یک فرد یا یک گروه به عنوان الگو بوده، هر چند که کمیت و کیفیت آن مانند شرایط امروزی نبوده است. گروه­های مرجع به عنوان یکی از عوامل جامعه­پذیری، در شکل­گیری نگرش­ها، تصمیم­گیری­ها و کنش­های فرد نقشی تعیین کننده دارند. این گروه­ها خصوصاً بر نوجوانان و جوانان بیشتر تاثیر گذارند، چرا که این افراد بیشتر تحت تاثیر محیط اجتماعی قرار دارند. با بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به نوع گروه مرجع، و شناخت این عوامل می توانیم در سطح بالاتر برای جامعه خود الگوی مناسبی از عالمان علمی، قهرمانان ورزشی و هنری تربیت کنیم تا در آینده دچار مشکل نشویم. در سطح پایین­تر نیز به نوجوانان، خصوصاّ دانش­آموزان که امید آینده وطن­مان هستند. راه­های صحیح الگو­برداری را بیاموزیم و تا طوری تعلیم و تربیت شوند، در آینده بتوانند به طورمطلوب از عهده  اداره مملکت بیایند.

   دراین بین آموزش ­و ­پرورش­که همواره بعنوان سمبل و نماد نوگرایی درحیطه­های علمی، فرهنگی، سیاسی و مخصوصاً ارایه الگو و مرجع ارزشی و هنجاری مناسب حرف اول را می­زند و همواره فراتر از سایر خرده نظام­های جامعه درحرکت می­باشد و بحث الگو­گیری و الگو بودن را با اتخاذ از عقاید، ارزش­ها و هنجار­های جامعه اسلامی خود به گونه­ای شدیدتر در خود رواج داده، شایسته است شناخت زمینه­ها و عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به نوع گروه مرجع رفتاری این قشر فرهیخته ­که نقش کلیدی درتکوین و حفظ توسعه پایدار دارند، را فراهم سازیم.

در این تحقیق به شناسایی گرایش به نوع گروه مرجع رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه مدارس دولتی و عادی شهر اردبیل و عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به نوع گروه مرجع  رفتاری به عنوان یکی از عوامل جامعه­پذیری، در شکل­گیری نگرش­ها، تصمیم­گیری­ها و کنش­های فرد پرداخته شده­ است. این گروه­ها خصوصاً برنوجوانان و جوانان بیشتر تاثیرگذارند چرا که این افراد بیشتر تحت تاثیرمحیط اجتماعی قرار دارند. بر چگونگی ایجاد گرایش دانش­آموزان به این گروه­ها خواهیم پرداخت، که چه افراد و گروه­هایی به عنوان­گروه مرجع رفتاری انتخاب می­شوند؟ عوامل اجتماعی درگرایش به  این گروه­ها و افراد چه نقشی دارند؟

موضوع گرایش به نوع گروه مرجع، ریشه در تاریخ دیرینه ملت­ها دارد و  امروز این مفهوم اهمیت دو چندان پیدا کرده است، و گرایش به نوع گروه مرجع درعرصه­های گوناگون همواره مورد بحث بسیاری  از صاحب­نظران بوده است. برخی از صاحب­نظران، محور اصلی توسعه پایدار را برپایه گرایش افراد به نوع گروه مرجع موفق جامعه می­دانند. پس برای توسعه یافتگی ضرورت دارد همواره در سیاست­گذاری­های کلان­اجتماعی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی عنصرگرایش افراد جامعه را به نوع­گروه مرجع رفتاری مد نظر قرار بدهیم. اهمیت ویژگی­های چون تحول­پذیری و قابلیت انعطاف و تطابق و رشدسریع، استعداد و تحرک آنان باعث گردیده­که بعضی از کشورهای درحال توسعه تربیت جوانان را عمده­ترین مساله آینده و در صدد برنامه­های ملی خود قرار دهند.

رفیع­پور(1380)، معتقد است به منظور ایجاد گروه مرجع تلاش­هایی از جانب رهبران هر جامعه انجام می­گیرد، از جمله مشخص کردن دشمن مشترک، تعیین و تعقیب نمادهای مشترک و حتی­المقدور پیوند آن­ها با عناصر مذهبی و احساسی (به ویژه موسیقی) و به منظور به وجود آوردن انسجام و همبستگی گروهی وسیع درسطح  ملّی ازطرق گوناگون مثل: نظام وظیفه­ اجباری، آموزش دبستان، رادیو و تلویزیون و ورزش. از این طریق کوشش می­شود. «توجه به خود» بیشتر شود و اعضای جامعه غریبه­ها و دیگر کشورهای مهم را برتر ازخود نپندارند، تا بتوانند «هویت­ملی» خود را حفظ­کنند وبرای آن اهمیت بیشتری قائل باشند(ستوده، 1380).

اگریک جامعه آینده­نگری نداشته باشد و خطراتی ریز و کوچک فرهنگی که درحال  شکل­گیری است  به  آن توجه نکند، بنا به نظر پارسونز در تئوری ساختارها روابطی که خرده نظام­ها با یکدیگر دارند این خطر به خرده نظام­های دیگر سرایت می­کند. پایه، اساس و ثبات خرده نظام­ها را مختل می­کند و به تبع آن  کل نظام را به خطر می­اندازد. پس باید به گرایش افراد به نوع گروه مرجع رفتاری در مقاطع مختلف توجه خاصی شود تا در آینده نزدیک خطرات جدی به وجود نیاید.

بنابراین در این پروهش سعی می­شود گروه مرجع رفتاری دانش­آموزان دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی (93-1392) در شهر اردبیل به ترتیب اولویت مشخص شود و ویژگی­هایی­که باعث انتخاب این گروه­ها به عنوان گروه مرجع شده مشخص گردد و هم­چنین علل و دلایل محبوبیت این ویژگی­ها در منطقه روشن شود تا در صورتی که این  ویژگی­های مورد محبوب دانش­آموزان با ارزش­ها، باورها و هنجارهای نظام جمهوری اسلامی مغایر داشته باشد برنامه­ریزی­هایی در سازمان­های آموزشی و تربیتی صورت گیرد تا از خطرات احتمالی درآینده از جمله ایزوله ­شدن جامعه، غریبه­گرایی، غرب­زدگی مخصوصاً از خود بیگانگی جلوگیری شود و به هویت خودی اجتماعی و خود ملی باز گردند.

بنابراین شناخت و آگاهی از عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به نوع گروه مرجع رفتاری دانش­آموزان دوره متوسطه می­تواند گام مهمی درجهت تبیین یکی از مسایل مهم درجامعه کنونی باشد. ضروریت دارد که هر جامعه گرایش افراداش را به نوع گروه مرجع رفتاری بداند و برای جهت­دهی خاص طبق ارزش­ها و باورهای خود به نوع گرایش آن­ها از هر گونه اقداماتی دریغ نکند. شهر اردبیل هم بنا به موقعیت جغرافیای­اش یک شهر مرزی تلقی می­شود که موقعیت نفوذی بیگانگان و تهاجم فرهنگی در آن وجود دارد. بنابراین با انجام این تحقیق گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری به ترتیب اولویت و هم­چنین با عوامل اجتماعی که در ارتباط هستند مشخص می­شود و در صورت محرز شدن گروه مرجع رفتاری نامناسب و خطر­ساز اقدامات جدی از سوی مسئولان شهر باتوجه به عنایت مسئولان کشور انجام می شود تا جلوی هر گونه عوامل خطرساز در آینده گرفته شود. چون که پیشگیری بهتر از درمان است و هزینه درمان کردن بیشتر و سخت تر از پیشگیری می­باشد.         
    خاستگاه مفهوم و تئوری گروه مرجع در روان­شناسی اجتماعی است که اوّلین بار هیمن در سال 1942 آن را به کار برد. او متوجه شد، پایگاه ذهنی (پایگاهی­که شخص تصور می­کند به آن تعلق دارد) نمی­تواند مستقیماً از عوامل مانند درآمد و تربیت ناشی شود و تا حدودی به گروه­های اجتماعی بستگی دارد که به عنوان چارچوب مرجع انتخاب می­شود. افراد در انتخاب این گروه­ها خود را محدود نمی­کنند، به راحتی گروه­هایی را بر ­می­گزیند که عضو آن­ها نیستند. هیمن تشخیص دادکه باید میان «گروه تعلق» (گروهی که فرد واقعاً به آن تعلق دارد)، و «گروه مرجع» (گروهی که فرد به عنوان مبنایی برای مقایسه و ارزیابی خود انتخاب می­کند) تفاوت قائل شد(مرتن و دیگری، 1374).

صاحب­نظران علوم اجتماعی­جامعه­پذیری را به گونه­ای متفاوتی تقسیم­بندی کرده­اندکه قنادان و مطیع (1375) از دو نوع جامعه­پذیری، جامعه­پذیری نخستین و جامعه­پذیری دومین سخن گفتند. جامعه­پذیری نخستین فرآیندی است که میان فرد و گروهی که با او در تماس بسیار نزدیک و صمیمی است، به وقوع می­پیوندد. مانند: خانواده یا گروه­همگنان. جامعه­پذیری دومین معمولاً در وضیعت­های رسمی­تر روی می­دهد و مهم­ترین بخش­های آن مدرسه و رسانه­های گروهی هستند، جامعه­پذیری درعمل شرایطی را پدید می­آورد. یعنی در مراحل مختلف جامعه­پذیری شخصیت­ها یا گروه­های­مرجع برای فرد مهم و یا با اهمیت تلقی می­شوند و فرد آن­ها را به عنوان الگو انتخاب کرده و خود را با آن­ها مقایسه و ارزیابی می­نمایند. در این شرایط فرد از تمایلات شخصی خود فاصله می­گیرد و الگو­های رفتاری دیگران را سرمشق خود می­سازد و بدین ترتیب، به افزایش تشابهات خود با دیگران می­پردازد(نیک­گهر، 1381).                                                                                  

اجتماعی شدن در محیط­های اجتماعی صورت می­گیرد که ستوده(1373) آن­ها را در دو دسته معرفی کرده است: محیط­های تعلق و محیط­های مرجع. محیط­های تلعق، محیط­هایی هستند که  فرد جزئی از آن­هاست، و به طور اخص به آن­ها تعلق دارد. محیط­های مرجع آن­هایی هستند که فرد  بی­آن­ که بدان­ها تعلق داشته باشد، مدل­ها و ارزش­های را از آن­ها به عاریت می­گیرد و در کنش و واکنش اجتماعی، تحت تاثیر آن­ها قرار دارد. این محیط­ها دارای کارکرد دوگانه­اند: نخست آن که هنجار­ها، ارزش­ها و نهادهایی را فراهم  می­آورند که عوامل اجتماعی شدن را تحت تاثیر قرار می­دهند. دوم آن که به وسیله و از طریق محیط­های متفاوتی که بدان­ها تعلق دارد یا بدان­ها رجوع می­کند، هویت خود را می­شناسد و توسعه می­بخشد(کوزر و دیگری، 1378). این که فرد ارزش­های گروه را می­پذیرد که خود به آن تعلق ندارد، ولی درآرزوی عضویت درآن است، دارد کارکرد دوگانه­ای داشته باشد، یکی این­که به او کمک می­کند تا به آن گروه راه یابد، و دیگر این که، سازگاری با گروهی را که بعداً عضو آن می­شود، آسان می­کند. گروه مرجع نقش اساسی در کشش و جذب افراد به سوی قطب­های تولید کننده ارزش داردکه می­تواند منفی یا مثبت باشد. یعنی انسان گروهی را به عنوان گروه منفی تلقی می­کنند و ارزش­ها و هنجارهای آن گروه را منفی و غیرقابل پیروی می­دانند و یا برعکس، گروهی را مرجع­مثبت می­پندارند، و آرزوی دست­یابی به مقیاس­های ارزشی و الگوهای رفتاری آن گروه را دارند. گروه­های تعلق و گروه­های مرجع در سطوح متفاوت حیات اجتماعی مطرح هستند وقتی که فرد به عنوان عضو خانواده مورد عنایت قرار می­گیرد، گروه تعلق،  به خانواده او محدود است و گروه مرجع، به گروه­های درون  یا بیرون از خانواده اطلاق می­شود. اما وقتی که فرد به عنوان عضو یک ملت مطرح است، گروه تعلق او، ملت و گروه مرجع او، گروه­های داخل یا خارج از ملت هستند. به همین دلیل حساسیت اداره کنندگان امور اجتماعی به گروه­های مرجع زیاد است و تلاش می­کنند تا به این انتخاب جهت دهند.

مفهوم گروه مرجع: گروه مرجع یکی از آن مفاهیم اجتماعی است که معنای بسیاری بر آن شمرده­اند. در این میان مفهوم گروه مرجع رفتاری مسئله­ای است­که ابتدا باید روشن شود و ویژگی­های آن مشخص گردد. شریف درتعریف گروه­های مرجع چنین می­گوید: گروه­های مرجع، گروه­هایی هستند که فرد درصدد کسب عضویت آن­ها است یا حداقل ازحیث ذهنی و روانی پیوستن به آن­ها را آرزو می­کند.

رویکرد کنش متقابل نمادین: اولین جامعه­شناسی صاحب نامی که درباره تاثیرات عوامل اجتماعی و گروه­ها بر فرد، به نظریه­پردازی پرداخته است، «چارلز­ هورتن­کولی» است. وی در سال1902 در کتاب معروف­اش «طبیعت انسان و نظم اجتماعی» مباحثی ارایه داد که ارتباط نزدیکی با مفهوم گروه مرجع دارد. کولی معتقد است تصورافراد درباره­ خودشان براساس تعریفی­که دیگران ازآن­ها دارند شکل می­گیرد. «خود ­اجتماعی باز­تابی از خود ­آینه­سان است». ما در آینه­ تصورات دیگران، حالات و ویژگی­های خود را می­یابیم و از آن تاثیر می­پذیریم. چیزی­که ما را به غرور و مباهات یا بالعکس شرمندگی و نارضایتی می­کشاند، تصویری ذهنی است که از تصورات دیگران درباره­ خودمان داریم(کولی، 1902: 183). بنابراین به نظر کولی تصویر فرد درباره برداشت دیگران از او بر نوع نگاه و احساس او درباره خودش تاثیری تعیین کننده دارد و در نتیجه نگرش­ها، رفتار­ها و هنجارهای او را جهت خواهد داد(داوسون و دیگران، 2000).                                                                    

بحث «مید» درباره­ «دیگری تعمیم­یافته» حوزه­ نظری دیگری است که ارتباط نزدیکی با بحث گروه مرجع دارد. مرتن نیز مید را به عنوان یکی از مهم­ترین پیشگامان نظریهی گروه مرجع معرفی کرده است
(مرتن، 1975: 238). طبق نظریه­ مید، فرد از منظر دیگر اعضای گروه یا منظر گروه اجتماعی که به آن تعلق دارد، خودش را تجربه و ارزیابی می­کند. به اعتقاد مید فرد گروه اجتماعی خویش را به عنوان یک مجموعه سازمان یافته ازگرایش­ها، هنجارها، ارزش­ها و هدف­های­که به رفتار او و دیگری شکل می­دهد، فرض می­کند. «فرآیند اجتماعی از راه دیگری تعمیم­یافته بر رفتارگروه تاثیر می­گذارد، زیرا ازاین راه است که فرآیند اجتماعی یا گروه، به عنوان عامل تعیین­کننده درذهن فرد نفوذ می­کند»(کرواس، 1374: 202).
     تاموتسو شیبوتانی صاحب­نظر دیگری است که به بحث درباره مفهوم گروه مرجع پرداخته است. وی سه کاربرد برای این مفهوم بیان­کرده است: 1. گروهی­که به عنوان مبنای مقایسه و ارزیابی قرار می­گیرد. 2. گروهی که افراد میل به عضویت و مشارکت در آن دارند. 3. گروهی که رویکردهای آن مورد پذیرش کنشگران قرار می­گیرد. وی­که درچارچوب نظریه­کنش متقابل نمادین این موضوع را تحلیل می­کند معتقد است:­ «آن­چه یک فرد انجام می­دهد، به تعریفی­که او از موقعیت دارد بستگی دارد؛ تعریف فرد از موقعیت نیزناشی از رویکرد سازمان یافته اوست و این رویکرد درجریان ارتباطات اجتماعی شکل می­گیرد. بنابراین تنوع در دیدگاه­ها و رویکردها ناشی از تفاوت کانال­های ارتباطی است و از آن­جا که گروه مرجع گروهی است که رویکرد و دیدگاه­ش چارچوب مرجع افراد را تشکیل می­دهد، انتخاب گروه مرجع نیز تحت تاثیر نوع ارتباطات اجتماعی خصوصا درجامعه­ توده­ای مدرن می­باشد و با تغییر شبکه ارتباطی، گروه­های مرجع نیز تغییر می­کنند و به تبع آن دیدگاه­ها و نگرش­های افراد نیز تغییر می­کنند»(ماینسوملتزر، 1963: 171-160).

رویکرد کارکرد­گرایی: صاحب­نظران دیگری ازقبیل «کلی»، «آیزنشتات»، «استوفرم»، «مارشال» و ... نیز درباره گروه­های مرجع و کار­کردهای آن­ها و مفاهیم مشابه ارایه داده­اند. امّا مهم­ترین نظریه­ جامعه­شناختی در این مورد، تئوری گروه مرجع است که توسط «رابرت .کی. مرتن» درسال 1949 تدوین شد و درکتاب «تئوری و ساخت اجتماعی» به چاپ رسیده است. نظریه گروه مرجع مرتن درسنت جامعه­شناسی کارکردی قرار دارد. بر اساس مکتب کارکردی وجود و بقای یک نهاد یا ساخت اجتماعی معلول استعداد و نقش آن درتامین کارکردهایی است­که نیازهای ضروری نظام اجتماعی را تامین وبقا و دوام آن را تضمین می­کند. در واقع تحلیل این مکتب نظری مبتنی بر تصویر نیازهای ضروری نظام اجتماعی و نهادهای است که به تامین این نیازها می­پردازد. یکی از مهم­ترین این ضرورت­ها، جامعه­پذیری به معنای فرآیند انتقال ارزش­ها و هنجارهای جامعه است. این فرآیند توسط نهاد­هایی از قبیل خانواده، مدرسه، رسانه­ها، دوستان و ... به اجرا درمی­آید. در واقع نیاز جامعه به تامین حد نصابی از توافق بر سر ارزش­های اجتماعی و انتقال هنجارها و مهارت­های لازم برای جامعه، مقتضی ظهور نهادهایی است که این ضرورت­های فونکسیونی را تامین کنند. گروه­های مرجع نیز در همین چارچوب قرار می­گیرد، زیرا گروه­های مرجع در نهایت متولی انتقال برخی هنجارها (گروه­های مرجع هنجاری) و تامین ملاک­ها و معیارهای لازم برای ارزیابی و محک ­زدن رفتارها و باورهای افراد هستند ( گروه­های مرجع تطبیقی) انسان­ها برای ارزیابی و داوری رفتار و نگرش خود به گروه­ها مراجعه می­کنند که چه بسا عضو آن هم نیستند. امّا به دلیل کارکردهایی­که برای افراد و ساختارهای اجتماعی دارند الگوهای ذهنی و عملی آنان قرار می­گیرند. نظریه گروه مرجع اذعان می­داردکه از نظر اجتماعی، افراد تحت تاثیر گروه­هایی قرار می­گیرند که به گمان آن­ها اهمیت زیادی دارند. آن­ها گروه­های مشخصی را به عنوان راهنما و الگو­های رفتار خود انتخاب می­کنند
(گروه­های مرجع هنجاری). افراد، گروه­هایی را به عنوان مبنایی برای مقایسه خود با دیگر افراد و گروه­ها درنظر می­گیرد (گروه­های مرجع تطبیقی). افراد غالباً بیش از یک گروه را بعنوان گروه مرجع خود انتخاب می­کنند (گروه­های مرجع چندگانه). بنابراین فرآیند انتخاب گروه مرجع، انتخاب گروه یا افراد به عنوان چارچوب مرجع را نیز شامل می­شود. حال این افراد یا گروه­ها ممکن است مربوط به گروه عضویت یا گروه خودی باشند یا گروه­های غیر عضویت یا غیر خودی، اما مسئله مهم و اصلی در تئوری گروه مرجع این است که چه عواملی باعث می­شود فرد، گروه عضویت یا گروه غیر عضویت را به عنوان گروه مرجع انتخاب کند؟

رویکرد کارکرد­گرایی- ساختاری: تالکوت پارسونز، جامعه­شناسی ساختی­کارکردی است. براین اساس دنیای اجتماعی را از زاویه افکار مردم به خصوص ارزش­ها و هنجارها مشاهده می­کند(کرایب، 1378). برای وی نظام فرهنگی حتی بیشتر ازساختارهای نظام اجتماعی اهمیت دارد. وی­خودش را یک جبرگرای فرهنگی می­داند(ریتزر، 1377). پارسونز در نگرش به تاثیر­گذاری خرده­ها بر راه­ها و اهداف اشاره می­کند و اعلام می­کندکه در نهایت انسان و راه­هایی­که انتخاب می­کند و اهدافی­که بشر بر­ می­گزیند متاثر ازعناصر مادی و غیر­ فرهنگ و روابط حاکم بر آن و نظام اجباری اجتماعی است(تنهایی، 1374). فرهنگ میانجی کنش متقابل میان کنشگران است و شخصیت و نظام اجتماعی را با هم پیوند می­دهد. فرهنگ در نظام اجتماعی به صورت هنجارها و ارزش­ها در می­یابد و در نظام شخصیت، ملکه ذهن کنشگران می­شود
(ریتزر، 1377). از دیدگاه پارسونز جهان فرهنگی با شخصیت رابطه دارد. پارسونز کارکرد چهارم نظام شخصیت را هویت می­نامدکه کنشگران عامل با درونی کردن نمادها، ارزش­ها و ایدئولوژی­هایی که نظام فرهنگی جامعه عرضه می­کند به کنش خود جهتی می­دهد که هم برای خودش و هم برای دیگران معنا­دار است. به موجب نظریه­ عمومی کنش پارسونز، نظام فرعی هویت اساس پایدار شخصیت را می­سازد و می­تواند برسایر نظام­های فرعی شخصیت و بر روابط میانی­شان نظارت کند. زیرا تامین کننده عناصر یگانگی و هماهنگی میان نظام فرعی شخصیت است(روشر، 1376).        

پیشینه عملی (تحقیقات انجام شده): جدیدترین اطلاعات به دست آمده درمورد موضوع مورد بحث، مربوط به تحقیقی از سیلانی(1382) است­که تحت عنوان «شناسایی ‌الگوهای رایج رفتاری و عوامل موثر بر این الگوها در بین دانشجویان‌ دانشگاه‌های شهر کرمان» است که مهم‌ترین الگوها را به ترتیب مادر با 78 درصد، پدر با 75 درصد، دوستان و همسالان با 65 درصد، ورزشکاران با 64 درصد و خواهران و برادران بزرگ‌تر با 60 درصد معرفی­کرد و ویژگی‌های‌گروه‌های مرجع دانشجویان را بدین ترتیب برشمرد: تحصیلات بالا با 86 درصد، داشتن صفات پسندیده با 83 درصد و خوش صحبت بودن با 79 درصد.

تحقیق دیگری که سازمان ملی جوانان (1380) با استفاده از پرسشنامه طرح ملی مشاوره و گفت‌ و گوی جوانان انجام داد و نمونه‌گیری آماری آن در تهران و مراکز استان‌های کشور انجام شد، نشانگر آن است­که دانش‌آموزان دوستان را صمیمی‌تر ازاعضای خانواده می‌دانند و 43 درصد ترجیح می‌دهند، مطالب خصوصی خود را با دوستان در میان‌ بگذارند. حداقل نیمی از دانش‌آموزان جوان ایرانی با برنامه‌ها و عملکرد مدرسه‌ مسئله دارند و  نیمی دیگر، برنامه‌های صدا و سیما را  مورد قبول نمی‌دانند. 74 درصد نیز خانواده را برای شکوفایی استعدادهایش مناسب می‌دانند و89 درصد آنان درخانه احساس آرامش می‌کنند.                                                                

در پژوهشی با عنوان «بررسی و مقایسه اشخاص و گروه­های مرجع رفتاری دانش­آموزان دوره ابتدایی و راهنمایی در استان اصفهان در سال تحصیلی (82-1381) انجام گرفته و اهداف زیر پیگیری شد: بررسی اشخاص و گروه­های مرجع رفتاری به صورت تیپ­شناسی اجتماعی در دانش­آموزان به تفکیک جنسیت، شهری و روستایی، دوره تحصیلی و سطح درآمد خانوار دست­یابی به محور­های اساسی دلایل و ویژگی­های همانند­سازی و الگوپذیری دانش­آموزان ابتدایی و راهنمایی و ارائه راهکارهای عمومی جهت برنامه­ریزی علمی مناسب و دقیق فعالیت­های آموزشی، پژوهشی، پرورشی و فرهنگی. برخی از یافته­های پژوهش مذکور نشان می­دهد که معصومین (ع) مهم­ترین و محبوب­ترین گروه مرجع رفتاری مورد علاقه دانش­آموزان بوده­اند و از این نظر تفاوتی بین دختران و پسران کم درآمد و پر درآمد و راهنمایی و ابتدایی، شهری و روستایی نبوده است. بعد از این گروه اعضای خانواده و محارم محبوب­ترین شخصیت­های مورد علاقه دانش­آموزان بوده­اند و بعد از آن­ها کشتی­گیران و وزنه­برداران و بعد فوتبالیست­های خارجی بوده­اند. درمیان اعضای خانواده مادر محبوب­ترین شخصیت بوده است. در میان شخصیت­های هنری بازیگران آن موقع تلویزیون و سینما محبوب­ترین گروه­ها بوده­اند. ازمیان شخصیت­های علمی توماس ادیسون و بعد از آن ابن­سینا و گراهام­ بل محبوب­ترین شخصیت­های علمی بوده­اند. علمای­حوزوی و دینی با فاصله زیادی پایین­تر از آن­ها قرار داشته­اند(منتظرالظهور، 1382).

پژوهشی دیگری تحت عنوان«بررسی­گروه­های مرجع دانش­آموزان­ایرانی شاغل به تحصیل درمجتمع­های آموزشی ایرانیان درسوریه در سال تحصیلی 85-1384» صورت گرفت­که در آن اهداف زیر پیگیری شد:

1. بررسی افراد و گروه­های مرجع دانش­آموزان ایرانی در سوریه به صورت تیپ­شناسی اجتماعی در دانش­آموزان به تفکیک جنسیت، دوره تحصیلی راهنمایی و متوسطه. 2. بررسی دلایل انتخاب گروه­های مرجع رفتاری دانش­آموزان جهت برنامه­ریزی آموزشی، علمی، پرورشی وفرهنگی. یافته­های تحقیق نشان می­دهدکه گروه­های مرجع این دانش­آموزان به ترتیب عبارتند­از: گروه­های­علمی، ورزشی، مذهبی، هنری، خانوادگی، دوستان، سیاسی و ادبی. گروه­های مرجع دانش­آموزان دوره راهنمایی گروه­های هنری، ورزشی و علمی بودند. البته گروه ورزشی برای دانش­آموزان پسر دوره راهنمایی مهم­تر بوده و گروه هنری برای دانش­آموزان دختر مهم بودند. دیدگاه دانش­آموزان دختر و پسر دوره راهنمایی در مورد گروه­های ورزشی بسیار متفاوت بوده است. برای پسران رتبه اول و برای دختران رتبه آخر را داشته­اند. مهم­ترین شخصیت محبوب دانش­آموزان دوره متوسطه برای پسران شخصیت­های ورزشی، خانوادگی، مذهبی و علمی بودند، ولی برای دختران شخصیت­های علمی، مذهبی و ادبی بودند. از نظر دانش­آموزان مهم­ترین ویژگی­های که به وسیله آن افراد مهم تلقی می­شوند، مهربانی، صداقت و سایر خصوصیات اخلاقی بوده است(50/32 درصد)، و بعد از آن دانش (23/22 درصد)، ویژگی شخصیت محبوب بوده است و ثروت آخرین و کم اهمیت­ترین ویژگی، ویژگی افراد محبوب ایرانی بوده است (5/16) درصد.

هدف اصلی این پژوهش ((تعیین تفاوت عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری))، و اهداف فرعی عبارتند از:

- تعیین تفاوت گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری با میزان مشارکت اجتماعی.

- تعیین تفاوت گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری با میزان استفاده از رسانه­های جمعی.

- تعیین تفاوت گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری با میزان دین­داری.

- تعیین تفاوت گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری با سطح پیشرفت تحصیلی.

- تعیین تفاوت گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری بر حسب جنس آن­ها.

- تعیین تفاوت گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری با میزان پایگاه اجتماعی خانوده­ها.

- تعیین تفاوت گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری با نوع شیوه­ی مدیریت خانوده­ها.

 

فرضیه­های تحقیق

- گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب میزان مشارکت اجتماعی آن­ها متفاوت است.

- گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب میزان استفاده از رسانه­های جمعی متفاوت است.

- گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب میزان دین­داری آن­ها متفاوت است.

- گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب میزان پیشرفت تحصیلی آن­ها متفاوت است.

- گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع بر حسب جنس آن­ها متفاوت است.

- گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب پایگاه اجتماعی خانواده­های آن­ها متفاوت است.

- گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب شیوه­ مدیریت خانواده­های آن­ها متفاوت است.

 

ابزار و روش تحقیق

این تحقیق از نوع پیمایش (Survey) است. روش­گرد­آوری اطلاعات میدانی و ابزارگرد­آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته می­باشد.

جامعه آماری کلیه دانش­آموزان مشغول به تحصیل در مدارس دولتی، عادی دوره متوسطه (دختر و پسر) در سال تحصیلی (93-1392) در شهر اردبیل بود. از جامعه آماری 13584 دانش­آموزی که تعداد، 7013 دانش­آموز در ناحیه یک و 6571 دانش­آموز در ناحیه دو، و هم­چنین 6486 دانش­آموز پسر و 7098 دانش­آموز دختر درمقطع متوسطه در اول، دوم و سوم دبیرستان مشغول به تحصیل­اند. این آمار از سازمان آموزش و پرورش استان اردبیل اخذ شده است. ازجامعه آماری 13584 نفری با استفاده از فرمول کوکران 374 دانش­آموز به عنوان نمونه آماری محاسبه، و به علت احتمال ریزش، نمونه­ آماری را به 400 نفر ارتقا دادیم. روش نمونه­گیری در این تحقیق ابتدا خوشه­ای چند مرحله­ای و بعداً طبقه­ای متناسب بود. ابزار گرد­آوری اطلاعات، پرسشنامه­ محقق­ساخته بودکه برای تعیین اعتباراندازه­گیری، اعتبارمحتوی (Conteny Validity) و اعتبار نظری (Face Validity) نظر چند تن از اساتید به عنوان ملاکی برای اعتبار پرسیده شد. بعد از تغییرات لازم توسط اساتید راهنما و مشاور از این سئوال­ها برای سنجش متغیرها استفاده شد. امّا برای برآورد روایی ابزار اندازه­گیری تحقیق از آلفای کرونباخ (Alpha Cronbach ) استفاده شد.

در این تحقیق برای تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه برای تحلیل تفاوت متغیرهای پیش­بین میزان مشارکت اجتماعی، میزان استفاده از رسانه­های جمعی، میزان دین­داری، میزان پیشرفت تحصیلی، نوع شیوه مدیریت و سطح پایگاه اجتماعی استفاده شده و برای تحلیل تفاوت جنس از آزمون­کولموگروف- اسمیرنف دو ­نمونه­ای استفاده شد. هم­چنین برای مشخص کردن سهم هر متغیر مستقل بر تغییرات متغیر وابسته از آزمون رگرسیون چند متغیره، در نرم­افزار کامپیوتری SPSS نسخه 20 استفاده شده است.

 

 یافته­های تحقیق

وضعیت جنسی آزمودنی­ها: از کل نمونه آماری که 400 دانش­آموز بود، 189 پسر و 211 دختر می­باشد، به عبارت دیگر 3/47 درصد افراد نمونه آماری پسر و 8/52 درصد دختر بوده است.

 

جدول شماره (1): توزیع فراوانی دانش­آموزان به تفکیک وضعیت جنسی

وضعیت جنسی

فراوانی

 

درصد فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

مرد

زن

جمع کل

189

211

400

3/47

8/52

100

3/47

100

 

    

 

 

 

وضعیت پایه تحصیلی آزمودنی­ها: پس از این که تعداد کل نمونه آماری مشخص شد، تعداد اختصاص یافته به هر پایه­ تحصیلی بر اساس نمونه­گیری طبقه­ای و به نسبت دانش­آموزان هر پایه تحصیلی، رشته تحصیلی و جنس دانش­آموزان به دست آمد.

 

جدول شماره (2): توزیع فراوانی دانش­آموزان به تفکیک پایه تحصیلی

وضعیت پایه تحصیلی

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

اوّل عمومی

174

5/43

5/43

دوّم دبیرستان

115

8/28

3/72

سوّم دبیرستان

111

8/27

100

جمع کل

400

100

 

وضعیت پایگاه اجتماعی والدین پاسخگویان: بعد از کد­گذاری و متعادل کردن جواب­های پاسخگویان، گویه­های همسنگ شده با همدیگر تشکیل شاخص پایگاه اجتماعی را می­دهند. نمره 8 در شاخص­های مذکور بیانگر پایگاه اجتماعی پایین و نمره 30 نشان دهنده پایگاه اجتماعی بالای پاسخگویان است. نتایج به دست آمده گویای این مطلب است­که باتوجه به میانگین به دست­آمده به میزان66/18 خانواده دانش­آموزان نمونه­آماری دارای منزلت اقتصادی– اجتماعی متوسطی بوده­اند و واریانس به دست آمده به میزان 09/17 بیانگر انحراف مقادیر از میانگین خود و نشان دهنده تشت و پراکندگی درمنزلت اجتماعی خانواده دانش­آموزان مورد مطالعه می­باشد. بدین معنی که پایگاه اجتماعی والدین دانش­آموزان متفاوت از همدیگر می­باشد. 

   

          30                                   66/18                             8

*

                              جدول شماره (3): آماره­های توصیفی پایگاه­اجتماعی والدین (سرپرست) پاسخگویان

تعداد مشاهدات

 

میانگین

واریانس

انحراف معیار

 

حداقل

حداکثر

 

 

 

 

 

 

 

400

 

66/18

09/17

13/4

8

 

30

 

 

 

    

 

 

 

میزان گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع: در این تحقیق جهت سنجش میزان گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع، از دانش­آموزان نمونه آماری درخواست شدکه از میان گروه­های مطرح شده، گروه موردعلاقه خود را مشخص نمایند و سپس فراوانی داده­ها مد نظر گرفته شد. از آن­جایی که گرایش به نوع گروه­ها حالت مقیاس اسمی دارد. نتایج به دست آمده بیانگر این واقعیت است­که از 400 نفر نمونه آماری، بیشتر دانش­آموزان یعنی 129 نفر (3/32 درصد) گروه نخبگان و دانشمندان را به عنوان گروه مرجع انتخاب کردند، و حداقل گروه انتخاب شده به گروه اقتصادی به فراوانی 7 نفر یعنی 8/1 درصد مربوط است.

 

جدول شماره (4): توزیع فراوانی گرایش دانش­آموزان به گروه مرجع رفتاری به تفکیک نوع گروه­ها

نوع گروه­ها

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

گروه­نخبگان و علمی

129

3/32

3/32

گروه­هنرمندان

111

8/27

60

گروه­ورزشکاران

63

8/15

8/75

گروه­نظامیان

36

9

8/84

گروه­مذهبی

35

8/8

5/93

گروه­سیاسی

17

3/4

8/97

گروه­اقتصادی

7

8/1

5/99

سایر گروه­ها

2

5/

100

کل

400

100

 

     

آزمون فرضیه شماره یک: گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب میزان مشارکت اجتماعی آن­ها متفاوت است. نتایج به دست آمده ازآمار توصیفی داده­ها نشان می­دهدکه متوسط میزان مشارکت اجتماعی دانش­آموزان مورد مطالعه درگرایش به نوع گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها متفاوت است­که این تفاوت بدین شرح می­باشد. درگروه نخبگان و دانشمندان برابر 62/1 94/3، درگروه هنرمندان­برابر 80/1 46/3، درگروه ورزشکاران برابر 49/1 88/3، در گروه نظامیان برابر 74/1 97/3، در گروه مذهبی برابر 49/1 22/4، در گروه سیاسی برابر 48/1 76/3، در گروه اقتصادی برابر 21/1 14/5، و در سایر گروه­ها (خانواده) برابر 53/3 50/2 بوده است.

جدول شماره (5): آمار توصیفی میزان مشارکت اجتماعی و گرایش به گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها

نوع گروه

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

اشتباه مجاز

حداقل

حداکثر

گروه­نخبگان و علمی

گروه­هنرمندان

گروه­ورزشکاران

گروه­نظامیان

گروه­مذهبی

گروه­سیاسی

گروه­اقتصادی

سایر گروه­ها

کل

129

63

111

36

36

17

7

2

400

94/3

46/3

88/3

97/3

22/4

76/3

14/5

50/2

88/3

62/1

80/1

49/

74/1

49/1

48/1

21/1

53/3

62/1

14/0

22/0

14/0

29/0

25/0

35/0

45/0

50/2

08/0

0

0

1

1

1

1

4

0

0

7

7

7

7

7

6

7

5

7

   

    از آن جایی­ که انواع مختلف گروه مرجع به صورت متغیر اسمی چند حالته و میزان مشارکت اجتماعی به شکل فاصله­ای سنجیده می­شوند. بنابراین از آزمون تحلیل واریانس استفاده­کردیم. طبق معیار 718/1 F=با سطح معنی­داری 103/0p= می­باشد. می­توان نتیجه گرفت­که میزان مشارکت اجتماعی دانش­آموزان بر گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع بر اساس انواع گروه­ها تفاوت معنی­داری ندارد چون که سطح معنی­داری آن از 05/0 بیشتر است. پس 0  Hقبول و 1H رد می­شود.

 

جدول شماره (6): آزمون تحلیل واریانس میزان مشارکت اجتماعی و گرایش به نوع گروه مرجع ANOVA

متغیر

گروه­ها

میانگین

مربعات

درجه آزادی

مجموع

مربعات

F

سطح

معنی­داری

گرایش به نوع گروه مرجع بر مبنای مشارکت اجتماعی

میان­گروه­ها

486/4

7

402/31

718/1

103/0

بین­گروه­ها

610/2

392

308/1023

 

 

کل

 

399

710/1054

 

 

 

آزمون فرضیه شماره دو: گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع بر حسب میزان استفاده آن­ها از رسانه­های جمعی متفاوت است. نتایج به دست آمده از آمار توصیفی داده­ها نشان می­دهد که متوسط میزان استفاده از رسانه­های جمعی توسط دانش­آموزان مورد مطالعه در گرایش به نوع گروه مرجع بر حسب نوع گروه­ها متفاوت است که این­تفاوت بدین شرح می­باشد. درگروه نخبگان و علمی­برابر 31/0 05/2، درگروه هنرمندان برابر 30/0 96/1، درگروه ورزشکاران برابر 35/0 03/2، درگروه نظامیان برابر 31/0 11/2، درگروه مذهبی برابر 29/0 03/2، در گروه سیاسی برابر 33/0 88/1، در گروه اقتصادی برابر 00/0 00/2، و در سایر گروه­ها (خانواده) برابر 00/0 00/2 بوده است.

 

جدول شماره (7): آمار توصیفی استفاده از رسانه­های جمعی و گرایش به گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها

نوع گروه

 

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

اشتباه مجاز

حداقل

حداکثر

گروه­نخبگان و علمی

گروه­هنرمندان

گروه­ورزشکاران

گروه­نظامیان

گروه­مذهبی

گروه­سیاسی

گروه­اقتصادی

سایر گروه­ها

کل

129

63

111

36

36

17

7

2

400

0543/2

9683/1

0360/2

1111/2

0386/2

8824/1

0000/2

0000/2

0300/2

31400/0

30944/0

35491/0

31873/0

29563/0

33211/0

00000/0

00000/0

32305/0

02765/0

03899/0

03369/0

05312/0

04997/0

08055/0

00000/0

00000/0

01615/0

1

1

1

2

1

1

2

2

1

3

3

3

3

3

2

2

2

3

 

از آن جایی­که انواع مختلف گروه مرجع به صورت متغیر اسمی چند حالته و میزان استفاده از رسانه­های جمعی به شکل فاصله­ای سنجیده می­شوند. بنابراین از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. طبق معیار 285/1 F=با سطح معنی­داری 255/0 p=می­باشد. می­توان نتیجه گرفت­که میزان استفاده از رسانه­های­جمعی توسط دانش­آموزان بر گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع بر اساس انواع گروه­ها تفاوت معنی­داری ندارد چون که سطح معنی­داری آن از 05/0 بیشتر است. پس 0  Hتایید و 1H رد می­شود.

 

جدول شماره (8): آزمون تحلیل واریانس میزان استفاده از رسانه­های جمعی و گرایش به نوع گروه مرجع

متغیر

 

 

گروه­ها

میانگین مربعات

درجه­آزادی

مجموع مربعات

 

F

سطح معناداری

 

 

 

 

 

 

 

گرایش به نوع گروه مرجع بر مبنای استفاده از رسانه­های جمعی

میان­گروه­ها

 

 

134/0

7

936/0

287/1

255/0

بین­گروه­ها

104/0

392

704/40

 

 

کل

 

399

640/41

 

 

 

 

نوع گروه

 

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

اشتباه مجاز

حداقل

حداکثر

گروه­نخبگان و علمی

گروه­هنرمندان

گروه­ورزشکاران

گروه­نظامیان

گروه­مذهبی

گروه­سیاسی

گروه­اقتصادی

سایر گروه­ها

کل

129

63

111

36

36

17

7

2

400

5814/4

0794/4

3153/4

6944/4

8571/4

0588/4

4286/3

5000/3

4150/4

12983/1

23526/1

31413/1

21466/1

16677/1

39032/1

39728/1

12132/2

25168/1

09948/0

15563/0

12473/0

20244/0

19722/0

33727/0

52812/0

50000/1

06258/0

1

0

1

1

1

1

2

2

0

6

6

6

6

6

6

6

5

6

جدول شماره (9): آمار توصیفی میزان دین­داری و گرایش به گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها

 

آزمون فرضیه شماره سه: با توجه به جدول بالا، گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب میزان دین­داری آن­ها متفاوت است. نتایج بدست­ آمده از آمار توصیفی داده­ها نشان می­دهدکه متوسط دین­داری دانش­آموزان مورد مطالعه در گرایش به نوع گروه مرجع بر حسب نوع گروه­ها متفاوت است که این تفاوت بدین شرح می­باشد. در گروه نخبگان و علمی برابر 12/1 58/4، در گروه هنرمندان برابر 23/1 07/4، در گروه ورزشکاران برابر 31/1 31/4، در گروه نظامیان برابر 21/1 69/4، در گروه مذهبی برابر 16/1 85/4، در گروه سیاسی برابر 39/1 05/4، در گروه اقتصادی برابر 39/1 42/3، و در سایرگروه­ها (خانواده) برابر 12/2 50/3 بوده است.                                                                                                                                           

از آن جایی که انواع مختلف گروه مرجع به صورت متغیر اسمی چند حالته و میزان دین­داری به شکل فاصله­ای سنجیده می­شوند. بنابراین ازآزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. طبق معیار 028/3F= با سطح معنی­داری 004/0 p=می­باشد. می­توان نتیجه گرفت­­که میزان دین­داری دانش­آموزان بر گرایش آن­ها به نوع­گروه مرجع بر اساس انواع گروه­ها تفاوت معنی­داری دارد چون ­که سطح معنی­داری آن از 05/0کمتر است. پس 0 Hرد و 1H تایید می­شود.

 

جدول شماره (10): آزمون تحلیل واریانس میزان دین­داری و گرایش به نوع گروه مرجع

متغیر

گروه­ها

میانگین مربعات

درجه آزادی

مجموعه مربعات

F

معناداری

گرایش به نوع گروه مرجع بر مبنای میزان دین­داری

میان­ گروه­ها

581/4

7

067/22

028/3

004/0

بین ­گروه­ها

513/1

392

043/593

 

 

کل

 

399

110/625

 

 

               

 

آزمون فرضیه شماره چهار: گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع بر حسب میزان پیشرفت تحصیلی آن­ها متفاوت است. نتایج به دست آمده از آمار توصیفی داده­ها نشان می­دهدکه متوسط میزان پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان مورد مطالعه درگرایش به نوع گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها متفاوت است­که این تفاوت دربین گروه­های مرجع مطرح شده درپرسشنامه بدین شرح می­باشد. درگروه نخبگان وعلمی برابر 64/1 91/4، درگروه هنرمندان برابر 87/1 95/3، درگروه ورزشکاران برابر 83/1 44/4، درگروه نظامیان برابر 67/1 66/4، درگروه مذهبی برابر 87/1 05/5، درگروه سیاسی برابر 50/1 41/4، در گروه اقتصادی برابر 79/1 71/4، و در سایرگروه­ها (خانواده) برابر 76/1 50/4 بوده است.

 

جدول شماره (11): آمار توصیفی میزان پیشرفت تحصیلی و گرایش به گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها

نوع گروه

 

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

اشتباه مجاز

حداقل

حداکثر

گروه­نخبگان و علمی

گروه­هنرمندان

گروه­ورزشکاران

گروه­نظامیان

گروه­مذهبی

گروه­سیاسی

گروه­اقتصادی

سایر گروه­ها

کل

129

63

111

36

36

17

7

2

400

9147/4

9523/3

4414/4

6667/4

0571/5

4118/4

7143/4

5000/4

5950/4

64901/1

87021/1

83741/1

67332/1

78132/1

50245/1

79947/1

70711/0

76884/1

14519/0

23562/0

17440/0

27889/0

30110/0

36440/0

68014/0

50000/0

08844/0

1

1

1

1

1

2

1

4

1

8

7

8

7

8

7

6

5

8

 

از آن جایی­که انواع مختلف گروه مرجع به صورت متغیر اسمی چند حالته و میزان پیشرفت تحصیلی به شکل فاصله­ای سنجیده می­شوند. بنابراین از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. طبق معیار 345/2F= با سطح معنی­داری 024/0 p=می­باشد. می­توان نتیجه گرفت­که پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان برگرایش آن­ها به­نوع گروه مرجع بر اساس انواع گروه­ها تفاوت معنی­داری دارد چون که سطح معنی­داری آن از05/0 کمتر است. پس 0 Hرد و 1H تایید می­شود.

 

جدول شماره (12): آزمون تحلیل واریانس میزان پیشرفت تحصیلی  و گرایش به  نوع گروه مرجع

متغیر

گروه­ها

میانگین مربعات

درجه­آزادی

مجموع مربعات

 

F

سطح معناداری

گرایش به نوع گروه مرجع بر مبنای پیشرفت تحصیلی

میان­ گروه­ها

167/7

7

170/50

345/2

024/0

بین­ گروه­ها

057/3

392

220/1198

 

 

کل

 

399

390/1248

 

 

 

آزمون فرضیه شماره پنج: گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع بر حسب جنس آن­ها متفاوت است. از آن جایی که جنس به صورت متغیر اسمی دو حالته و گرایش به نوع گروه مرجع به صورت متغیر اسمی چند حالته است از آزمون کولموگروف- اسمیرنف دو نمونه­ای استفاده شد. طبق­معیار 175/2 Z=با سطح معنی­داری 000/0 p= می­باشد. می­توان نتیجه گرفت که جنسیت دانش­آموزان بر گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع تفاوت معنی­داری دارد چون که سطح معنی­داری آن از 05/0 کمتر است. پس0 Hرد و 1H تایید می­شود.

 

جدولشماره (13): آزمون کولموگروف- اسمیرنف دو نمونه­ای بین دو متغیر جنس و گرایش به نوع گروه مرجع

متغیر

تفاوت مطلق

تفاوت مثبت

تفاوت منفی

Z

سطح معناداری

گرایش به گروه مرجع

218/0

218/0

 

000/0

175/2

000/0

 

آزمون فرضیه شماره شش: گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب سطح پایگاه اجتماعی خانواده­های آن­ها متفاوت است. نتایج به ­دست آمده ازآمار توصیفی داده­ها نشان می­دهدکه متوسط سطح پایگاه اجتماعی و اقتصادی خانواده­های دانش­آموزان مورد مطالعه در گرایش به نوع گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها متفاوت است که این تفاوت بدین­ شرح می­باشد. در گروه نخبگان و علمی برابر 33/0 93/1، در گروه هنرمندان برابر 34/0 90/1،  در گروه  ورزشکاران برابر 18/0 96/1، در گروه نظامیان برابر 41/0 00/2، در گروه، مذهبی برابر 38/0 82/1، درگروه سیاسی برابر 46/0 70/1، در گروه اقتصادی برابر 37/0 85/1 و در سایر گروه­ها (خانواده) برابر 00/0 00/2 بوده است. بیشترین تفاوت درگروه نظامیان (41/2) و کمترین تفاوت درگروه خانواده (00/2) می­باشد.

 

جدول شماره (14): آمار توصیفی سطح پایگاه­ اجتماعی و گرایش به گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها

نوع گروه

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

اشتباه مجاز

حداقل

حداکثر

گروه­نخبگان و علمی

گروه­هنرمندان

گروه­ورزشکاران

گروه­نظامیان

گروه­مذهبی

گروه­سیاسی

گروه­اقتصادی

سایر گروه­ها

کل

129

63

111

36

36

17

7

2

400

9302/1

9048/1

9640/1

0000/2

8286/1

7059/1

8571/1

0000/2

9225/1

33509/0

34614/0

18723/0

41404/0

38239/0

46967/0

37796/0

00000/0

32674/0

02950/0

04361/0

01777/0

06901/0

06463/0

11391/0

14286/0

00000/0

01634/0

1

1

1

1

1

1

1

2

1

3

3

2

3

2

2

2

2

3

        

از آن جایی که انواع مختلف گروه مرجع به صورت متغیر اسمی چند حالته و سطح پایگاه اجتماعی به شکل فاصله­ای سنجیده می­شوند. بنابراین از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. طبق معیار 161 /2 F=با سطح معنی­داری 037/0 p= می­باشد. می­توان نتیجه گرفت­که سطح پایگاه اجتماعی دانش­آموزان بر گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع براساس انواع گروه­ها تفاوت معنی­داری دارد چون که سطح معنی­داری آن از 05/0 کمتر است.  پس 0 H رد و 1H تایید می­شود.

 

جدول شماره (15): آزمون تحلیل واریانس سطح پایگاه ­اجتماعی و گرایش به نوع گروه­مرجع

متغیر

گروه­ها

میانگین مربعات

درجه آزادی

مجموع مربعات

F

سطح معناداری

گرایش به نوع گروه مرجع بر مبنای پایگاه اجتماعی

میان­گروه­ها

226/0

7

583/1

161/2

037/0

بین­گروه­ها

105/0

392

015/41

 

 

کل

 

399

598/42

 

 

 

آزمون فرضیه شماره هفت: گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع برحسب شیوه­ مدیریت خانواده­های آن­ها متفاوت است. نتایج به دست آمده از آمار توصیفی داده­ها نشان می­دهد که متوسط شیوه مدیریت خانواده­های دانش­آموزان مورد مطالعه در گرایش به نوع گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها متفاوت است که این تفاوت دربین گروه­های مرجع مطرح شده در پرسشنامه بدین شرح می­باشد. درگروه نخبگان علمی برابر 68/0 60/3، در گروه هنرمندان برابر 91/0 42/3، در گروه ورزشکاران برابر79/0 49/3، در گروه نظامیان برابر96/0 61/3، در گروه مذهبی برابر70/0 45/3، در گروه سیاسی برابر 62/0 47/3، در گروه اقتصادی برابر 97/0 57/3، و در سایرگروه­ها (خانواده) برابر 70/0 50/2 بوده است.

 

جدول شماره (16): آمار توصیفی شیوه مدیریت خانواده­ها و گرایش به گروه مرجع برحسب نوع گروه­ها

نوع گروه

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

اشتباه مجاز

حداقل

حداکثر

گروه­نخبگان و علمی

گروه­هنرمندان

گروه­ورزشکاران

گروه­نظامیان

گروه­مذهبی

گروه­سیاسی

گروه­اقتصادی

سایر گروه­ها

کل

129

63

111

36

36

17

7

2

400

6047/3

4286/3

4955/3

6111/3

4571/3

4706/3

5714/3

5000/2

5325/3

68941/0

91077/0

79629/0

96445/0

70054/0

62426/0

97590/0

70711/0

78806/0

06070/0

11475/0

07558/0

16074/0

11841/0

15141/0

36886/0

50000/0

03940/0

2

1

1

1

2

2

2

2

1

5

5

6

6

5

4

5

3

6

 

از آن جایی که انواع مختلف گروه مرجع به صورت متغیر اسمی چند حالته و شیوه مدیریت خانواده­ها به شکل فاصله­ای سنجیده می­شوند. بنابراین از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. طبق معیار 941/0 F=با سطح معنی­داری 475/0 p=می­باشد. می­توان نتیجه­ گرفت­ که شیوه مدیریت خانواده­های دانش­آموزان بر گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع براساس انواع گروه­ها تفاوت معنی­داری ندارد چون­که سطح معنی­داری آن از 05/0 بیشتر است. پس 0  Hرد و 1H تایید می­شود.

 

جدول شماره (17): آزمون تحلیل واریانس شیوه­ی مدیریت خانواده­ها و گرایش به نوع گروه­ مرجع ANOVA

متغیر

گروه­ها

میانگین مربعات

درجه آزادی

مجموع مربعات

F

سطح معناداری

گرایش به نوع گروه مرجع بر مبنای شیوه مدیریت

میان­ گروه­ها

585/0

7

093/4

941/0

475/0

بین­ گروه­ها

622/0

392

704/243

 

 

کل

 

399

797/247

 

 

 

نتایج و تحلیل­های چند متغیره تحقیق (رگرسیون چند متغیره): در این بخش از یافته­های تحقیق به تحلیل رگرسیونی چند متغیره از داده­ها پرداخته شده است. هدف از این تحلیل مشخص نمودن سهم و رابطه متغیرهای مستقل در تبیین و پیش­بینی تغییرات متغیر وابسته (گرایش به نوع گروه مرجع) است. در پژوهش حاضر با استفاده از رگرسیون چند متغیره به تبیین متغیر وابسته از طریق برآورد سهم هر متغیر مستقل پرداختیم. در این مدل کلیه متغیرهای مستقل­ که برگرفته ازچارچوب نظری تحقیق می­باشد، جهت محاسبه مقدار پیش­بینی متغیر وابسته وارد معادله شده­اند، نتایج رگرسیون عوامل اجتماعی تبیین کننده گرایش به نوع گروه مرجع در میان دانش­آموزان دوره متوسطه شهر اردبیل را نشان می­دهد که از میان متغیر­های وارد شده در معادله مجموعاً چهار متغیر در مدل نهایی باقی مانده­اند که بیشترین تغییرات متغیر وابسته را تبیین می­کنند. ضریب نهایی رگرسیون چند متغیره 246/0=R می­باشد که نشان می­دهد بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته تحقیق (گرایش به نوع گروه مرجع) ارتباط وجود دارد، و مجذور آن یعنی ضریب تعیین تعدیل­شده به میزان 061/0 بیانگردرصد تغییرات تبیین­شده توسط متغیرهای وارد در معادله می­باشد. یعنی1/6 درصد از کل تغییرات میزان گرایش را در بین دانش­آموزان دوره متوسطه در شهر اردبیل وابسته  به 7 متغیر مستقل ذکر شده دراین معادله می­باشد. لازم به ذکر است ضریب تبیین تصحیح شده به میزان 061/0 بوده و می­توان چنین نتیجه گرفت ­که درصد واقعی اصلاح شده و خالص و میزان تبیین تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل، 1/6 درصد است. درواقع متغیرهای انتخاب شده 1/6 درصد ازعوامل مرتبط برگرایش به نوع گروه مرجع رفتاری را کنترل کرده و 9/93 درصد از عوامل خارج از قلمرو این تحقیق می­باشد که باید درتحقیقات دیگر معلوم شود. با توجه به معنی­داری مقدار آزمون 456/2=F در سطح خطای­کوچک­تر از 01/0، می­توان نتیجه گرفت­که مدل رگرسیونی تحقیق مرکب از هفت متغیر مستقل و یک متغیر وابسته با مقدار 007/0=Sig  معنی­دار می­باشد.

 

 

 

 

جدول شماره (18): آزمون رگرسیون متغیرهای مستقل و متغیر وابسته

مدل

 

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

سطح معنی­داری

رگرسیون

باقیمانده

کل

221/60

712/93

934/991

10

380

390

022/6

452/2

456/2

007/0

 

در بخش بررسی ارتباط هر متغیر مستقل در مدل و هم­چنین میزان همبستگی بین آن­ها، می­توان گفت که تفسیر ضرایب رگرسیونی براساس ضریب بتا (Beta) انجام می­گیرد. زیرا این آماره نشان دهنده ضریب رگرسیونی استاندارد شده هر یک از متغیرهای مستقل بر روی متغیر وابسته تحقیق می­باشد. بنابراین، می­توانیم با استفاده از آن، سهم هر متغیر مستقل در مدل را مشخص کنیم. مقایسه متغیرها  نشان می­دهد که: اولاً: ارتباط چهار متغیر، پایگاه اجتماعی، میزان دین­داری، سطح پیشرفت تحصیلی و جنس بر گرایش به نوع گروه مرجع دانش­آموزان معنی­دار است. امّا متغیرهای دیگر به خاطر این­که سطح خطای مقدار T آن­ها بالاتر از 05/0­می­باشد، درنتیجه این متغیرها برگرایش به نوع گروه مرجع رفتاری ارتباط نداشته­اند. ثانیاً: متغیر پیشرفت تحصیلی با ضریب رگرسیونی 055/0، متغیر پایگاه اجتماعی باضریب رگرسیونی 050/0 و متغیر دین­داری با ضریب رگرسیونی 042/0 به ترتیب بالاترین ارتباط را با گرایش به نوع گروه دارند. برای تفسیر ضرایب رگرسیونی در مورد متغیر پیشرفت تحصیلی می­توان گفت که به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر سطح پیشرفت تحصیلی، میزان گرایش به نوع گروه درفرد به میزان 056/0 انحراف استاندارد افزایش خواهد یافت. جهت تعیین مقدار ارتباط و معنی­داری t برای متغیرهای داخل مدل، جدول زیر ارایه شده است.

 

جدول شماره (19): متغیرهای باقیمانده­ در مدل نهایی

متغیرها

 

B

اشتباه معیار

Beta

T

سطح معنی­داری

پایگاه­اجتماعی

جنس

میزان دین­داری

پیشرفت تحصیلی

605/0-

540/0-

109/0

110/0

249/0

162/0

133/0

102/0

123/0-

169/0-

042/0

055/0

420/2-

331/3-

820/0

078/1

016/0

001/0

042/0

028/0

 

 

 

 

 

 

 

در شرح ستون­های جدول فوق لازم به ذکر است که اطلاعات زیر ارایه شود.

ستون اول: متغیرهای مستقل که دارای مدل رگرسیونی شده­اند.

ستون دوم: B، ضریب رگرسیون ناقص هر یک از متغیرها.

ستون سوم: SED، اشتباه معیار هر یک از ضرایب رگرسیون ناقص.

ستون چهارم: Beta، ضریب رگرسیون ناقص استاندارد شده.

ستون پنجم: T، کمیت t برای آزمون معنی­داری ضرایب رگرسیون ناقص.

ستون ششم: Sig T، سطح معنی داری کمیتt .

نتیجه­گیری

نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل تحقیق حاکی از آن است که بین متغیرهای مشارکت اجتماعی (103/0=P)، استفاده از رسانه­های جمعی (255/0=P) و شیوه مدیریت خانواده­ها (475/0=P) با گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری تفاوتی معنی­داری وجود ندارد، و با تغییرات آن­ها ، گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری تفاوت نیافته است، ولی بین متغیرهای دین­داری (004/0=P)، پیشرفت ­تحصیلی (024/0=P)، جنس (000/0=P) و پایگاه اجتماعی (037/0=P) با گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری تفاوتی معنی­داری وجود دارد و باتغییرات آن­ها گرایش دانش­آموزان به نوع­گروه مرجع رفتاری تفاوت یافته است.

یافته­های پژوهش حاضر نشان می­دهد که مشارکت اجتماعی دانش­آموزان نقشی در گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع ندارد، در صورتی­که  نظریه­پردازان مشارکت اجتماعی را نوع داشتن هدف و بردن سهم و یک حرکت­آگاهانه و فعال می­دانندکه برای افراد مسئولیت­آور است. مانند نظریه­های آلن ­بیرو و  شجاعی.

یافته­های دیگر تحقیق نشان می­دهدکه بین میزان استفاده از رسانه­های­جمعی و گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری تفاوتی معنی­داری وجود ندارد، بررسی یافته‎ها حاکی از آن است که رسانه‎ها می‎توانند با ارائه الگوهای رفتاری، چهارچوب‎های مرجع و اطلاعات مطلوب، به افزایش مهارت‎های شهروندی و شکل‎گیری رفتارهای مدنی کمک کنند. این مسئله به خصوص در مورد رسانه‎های جدیدتر مانند اینترنت، ماهواره و تلویزیون‎های تعاملی، بیشتر مورد تاکید قرار گرفته است.

از دیگر یافته­های تحقیق حاضر این است­که بین میزان دین­داری دانش­آموزان و گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع رفتاری تفاوتی معنی­داری وجود دارد، و با تغییرات میزان دین­داری دانش­آموزان، گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع رفتاری متفاوت می­شودکه این یافته­ها، با نظریه­های گلاک و استارک، گرهارد­ لنسکی و همیل فارب همخوانی دارد.

از دیگر یافته­های تحقیق حاضر این است که بین گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری و میزان پیشرفت تحصیلی آن­ها تفاوتی معنی­داری وجود دارد، و با تغییرهای سطح تحصیلات دانش­آموزان، گرایش آن­ها به نوع گروه مرجع رفتاری تفاوت یافته است (004/0=P). به عبارت دیگر پاسخگویانی که از تحصیلات بالایی برخوردار بوده­اند بصورت متفاوت به نوع گروه مرجع رفتاری گرایش داشته­اند. یافته­های این پژوهش با نظریه­های تالکوت پارسونز همسو است.

ازدیگر یافته­های تحقیق حاضر این است­که بین سطح پایگاه اجتماعی و اقتصادی سرپرست خانواده­ها و گرایش دانش­آموزان به نوع گروه مرجع رفتاری تفاوتی معنی­داری وجود دارد، و با تغییرهای سطح پایگاه اجتماعی دانش­آموزان­گرایش آن­ها به نوع­گروه مرجع رفتاری تفاوت یافته است (037/0=P). یافته­های این پژوهش با  نظریه­های رابرت . کی . مرتن،  تالکوت پارسونز همسو و هماهنگ است.

نتایج تحقیقات مرتن نشان می­دهد که انتخاب گروه مرجع تابع توانایی گروه­ها برای تامین منزلت و پرستیژ اجتماعی، بر اساس ساختار نهادی جامعه، برای افراد است. بنابراین تامین منزلت ­اجتماعی، پایه و عامل اصلی انتخاب­گروه مرجع است و هم­چنین درنظام­های اجتماعی بازکه میزان تحرک اجتماعی نسبتاً بالاست، گرایش به انتخاب گروه­های مرجع غیر عضویت بیشتر است. زیرا در این نوع جوامع انتقال به سایر گروه­ها و طبقات رایج­تر و جامعه­پذیری پیشینی کم هزینه­تر و پر ­فایده­تر است.  از طرف دیگر پایگاه اجتماعی و ویژگی­های اجتماعی افراد در انتخاب گروه مرجع توسط آن­ها تاثیر دارد.

از دیگر یافته­های تحقیق حاضر این است که  بین شیوه­ مدیریت خانواده­ها و گرایش دانش­آموزان به نوع­گروه مرجع رفتاری تفاوتی معنی­داری وجود ندارد (475/0=P). ازاین رو می­توان اذعان داشت­که شیوه­ مدیریت خانواده­های پاسخگویان نقشی در گرایش به نوع گروه مرجع رفتاری آنان نداشته است. در حالی که از دیدگاه آنتونی گیدنز، در جامعه امروزی اجتماعی شدن پیش از همه در یک زمینه کوچک خانوادگی رخ می­دهد. بیشتر کودکان انگلیسی نخستین سال­های زندگی خود را در درون یک واحد خانوادگی شامل مادر، پدر و شاید یک یا دو فرزند دیگر سپری می­کنند برعکس در بسیاری از فرهنگ­های دیگر، عمه­ها و خاله­ها، عموها یا دایی­ها و نوه­ها غالباً جز یک خانواده واحد بوده و مراقب کودکان اطفال بسیار خردسال را به عهده دارند. از دیدگاه کوهن تجارب والدین برتوفیق بچه­ها موثر است حتی با کمال تعجب مشاهده می­کنند که تجارب آن­ها ممکن است مانع توفیق بچه­ها شود.

حال نظر به این که پژوهش حاضر حول محور بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش دانش­آموزان دوره متوسطه به نوع گروه مرجع رفتاری در شهر اردبیل انجام شده است. می­توان  به صورت علمی و با نگاه جامعه­شناسانه، برای رسیدن به درک واقع­گرایانه از علل اجتماعی، گرایش دانش­آموزان سخن گفت. بااستفاده از آمار استنباطی و با روش رگرسیون چند متغیره این نتیجه حاصل شدکه متغیرهای مطرح شده در این تحقیق به عنوان متغیرهای مستقل (عوامل اجتماعی) به میزان 1/6 درصد تغییرهای متغیر وابسته که گرایش به نوع گروه مرجع است، را تبیین می­کند.

 

پیشنهادهای تحقیق

- خانواده (هسته­ای و گسترده) و بررسی گونه­های اقتدار در خانواده و تاثیر آن بر گرایش به نوع گروه مرجع رفتاری افراد خانواده مورد تحقیق قرار گیرد.

- مطالعه تطبیقی میزان تاثیر محیط­ها، زمینه­ها و بسترهای گوناگون اجتماعی بر گرایش افراد به نوع گروه­ها مورد بررسی قرار گیرد.

- استفاده­ بیشتر از تکنیک­های خاص تحقیق درپژوهش­های اجتماعی و بکار­گیری شیوه­های فرافکن در طراحی گویه­های پرسشنامه مورد توجه قرار گیرد.

- بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به نوع گروه­ها در سنین مختلف در اقشار گوناگون جامعه.

- بررسی محتوی و مطالب برنامه­های رسانه­های گروهی در ارتباط با گرایش به نوع گروه­ها.

 

منابع  

آرون، ر. (1372). مراحل اساسی اندیشه در جامعه­شناسی. ترجمه: ب، پرهام. تهران: چاپ سهند.

آلن، ب. (1375). فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمه: ب، ­ساروخانی. تهران: انتشارات کیهان.

بایندر، م، ر. (1382). بررسی نقش رسانه­ها در آموزش مهارت­های شهروندی و رفتارهای مدنی. فصلنامه پژوهش­های ارتباطی. سال دهم. شماره 33.

تنهایی، ا، ح. (1374). نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: خردمند.

حبیب پورگتابی،ک؛ و دیگری. (1388). راهنمای جامع کاربرد SPSS  در تحقیقات پیمایشی. تهران: متفکران.

دوچ، م؛ و همکار. (1374). نظریه­ها در روان­شناسی اجتماعی. ترجمه: م، کتبی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

رفیع­پور، ف. (1378). آناتومی جامعه­شناسی. تهران: انتشارشرکت سهامی.

ریتزر، ج. (1377). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. تهران: نشر علمی.

ستوده، ه، ا. (1380). آسیب­شناسی اجتماعی.  تهران: نشر ارسباران.

سیلانی، م. (1382). شناسایی الگوهای رایج رفتاری و عوامل موثر بر پذیرش این الگوها بین دانشجویان دانشگاه­های شهر کرمان. پایان­نامه­ کارشناسی، دانشگاه شهید باهنر.

قنادان، م؛ و دیگری. (1375). جامعه­شناسی مفاهیم کلیدی. تهران: نشرآوای نور. چاپ سوم.

 کرایب، ی. (1378). نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس. ترجمه: ع، مخبر. تهران: انتشارات آگه.

کوزر، ل؛ و همکار. (1378). نظریه بنیادی جامعه­شناختی. ترجمه: ف، ارشاد. تهران: نشرنی.

گروثر، چ. (1378). جامعه­شناسی مرتن. ترجمه: ز، کسایی. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

گیدنز، آ. (1377). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی. چاپ اول.

محسنی، م. (1375). بررسی آگاهی­ها، نگرش­ها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران. معاونت پژوهشی و آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

نیک­­­گهر، ع، ا. (1381). مبانی جامعه­شناسی. تهران: رایزن.

Merton, robert k. (1968). Social theory and social structure. enlarged edition.newyourk: free.

Press Reckless, walter. (1973). The crime problem. Enlarged  newyourk: Appleton.

همیلتون، م. (1381). جامعه­شناسی دین. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: موسسه فرهنگی انتشارات تبیان.

 

 

 



[1]. دانش­آموخته کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.    E- mail:hajivaliagha@gmail.com

2. استادیار دانشگاه پیام ­نور اردبیل، گروه علوم اجتماعی؛ اردبیل ایران (نویسنده مسئول).     E- mail: moalaei@gmail.com

3. استادیار دانشگاه پیام ­نور تبریز، گروه علوم اجتماعی، صندوق پستی 19395-3697، تهران ایران.

 E- mail:rad291@yahoo.com

 

 

 

 

 

آرون، ر. (1372). مراحل اساسی اندیشه در جامعه­شناسی. ترجمه: ب، پرهام. تهران: چاپ سهند.

آلن، ب. (1375). فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمه: ب، ­ساروخانی. تهران: انتشارات کیهان.

بایندر، م، ر. (1382). بررسی نقش رسانه­ها در آموزش مهارت­های شهروندی و رفتارهای مدنی. فصلنامه پژوهش­های ارتباطی. سال دهم. شماره 33.

تنهایی، ا، ح. (1374). نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: خردمند.

حبیب پورگتابی،ک؛ و دیگری. (1388). راهنمای جامع کاربرد SPSS  در تحقیقات پیمایشی. تهران: متفکران.

دوچ، م؛ و همکار. (1374). نظریه­ها در روان­شناسی اجتماعی. ترجمه: م، کتبی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

رفیع­پور، ف. (1378). آناتومی جامعه­شناسی. تهران: انتشارشرکت سهامی.

ریتزر، ج. (1377). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. تهران: نشر علمی.

ستوده، ه، ا. (1380). آسیب­شناسی اجتماعی.  تهران: نشر ارسباران.

سیلانی، م. (1382). شناسایی الگوهای رایج رفتاری و عوامل موثر بر پذیرش این الگوها بین دانشجویان دانشگاه­های شهر کرمان. پایان­نامه­ کارشناسی، دانشگاه شهید باهنر.

قنادان، م؛ و دیگری. (1375). جامعه­شناسی مفاهیم کلیدی. تهران: نشرآوای نور. چاپ سوم.

 کرایب، ی. (1378). نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس. ترجمه: ع، مخبر. تهران: انتشارات آگه.

کوزر، ل؛ و همکار. (1378). نظریه بنیادی جامعه­شناختی. ترجمه: ف، ارشاد. تهران: نشرنی.

گروثر، چ. (1378). جامعه­شناسی مرتن. ترجمه: ز، کسایی. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

گیدنز، آ. (1377). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی. چاپ اول.

محسنی، م. (1375). بررسی آگاهی­ها، نگرش­ها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران. معاونت پژوهشی و آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

نیک­­­گهر، ع، ا. (1381). مبانی جامعه­شناسی. تهران: رایزن.

Merton, robert k. (1968). Social theory and social structure. enlarged edition.newyourk: free.

Press Reckless, walter. (1973). The crime problem. Enlarged  newyourk: Appleton.

همیلتون، م. (1381). جامعه­شناسی دین. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: موسسه فرهنگی انتشارات تبیان.