تعیین عوامل اجتماعی مرتبط با مدگرایی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی­ عوامل اجتماعی مرتبط بامدگرایی دربین دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی تبریز است. دراین پژوهش 376 نفر از دانشجویان به شیوه نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شدند. روش آماری دراین پژوهش شامل همبستگی پیرسون، آزمون t و آزمون F و رگرسیون چند متغیره است که از برآورد­های نرم­افزار SPSS نسخه 20 استفاده شده است.
با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ پایایی سوالات تحقیق (80/0)، هم­چنین نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنف با درجه معنی­داری (0.029) نرمال بودن داده­های حاصل را نشان می­دهد. نتایج تحقیق نشان می­دهد بین متغیر میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های­جمعی داخلی و مدگرایی (74/0) رابطه معنی­دار وجود ندارد. هم­چنین بین میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های خارجی (شبکه­های ماهواره ای و اینترنت) ومدگرایی (022/0) رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. هم­چنین بین­میزان تاثیرپذیری از گروه­های مرجع و مدگرایی (007/0) رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. لازم به توضیح است از انواع گروه­های مرجع بین میزان تاثیرپذیری از نخبگان (0.126) و روحانیون (0.270) با میزان مدگرایی دانشجویان رابطه معنی­داری وجود ندارد و نیز بین میزان دین­داری و مدگرایی (0.028) رابطه معکوس و معنی­داری وجود دارد. هم­چنین بین متغیرهای زمینه­ای جنسیت (0.004)، وضعیت تاهل (00/0) و پایگاه اقتصادی و اجتماعی (0.23) و مدگرایی رابطه مثبت ومعنی­داری وجود دارد. مقدارضریب تعیین (r2) نشان می­دهدکه 21 درصد ازتغییرات متغیر وابسته مدگرایی­توسط این 4 متغیرمستقل تبیین می­گردند و 79 درصد تغییرات، توسط عواملی غیر از این عوامل توضیح داده می­شود. باتوجه به نتایج رگرسیون چندگانه می­توان قضاوت کرد که متغیر وضعیت تاهل (141.)، گروه­های مرجع (137.)، میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی خارجی (ماهواره، اینترنت)، (098.)، به مراتب، سهم بیشتری را درمقایسه با سایر متغیرها در پیش­بینی متغیر مدگرایی دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Determining the social factors of fashion among students of Islamic Azad University of Tabriz

نویسندگان [English]

  • Bayaneh Mam Elahi 1
  • Mahmood Elmi 2
چکیده [English]

The purpose of this study is to determine the social factors associated with fashion among students of Islamic Azad University of Tabriz. In this study, 376 students were selected through multistage cluster sampling method. Statistical methods that include Pearson correlation, t-test, F test and multiple regressions provided by SPSS version 20.
Cronbach's alpha reliability R (80/0) as well as the Kolmogorov-Smirnov test with a significant degree of (0.029) shows normality of the data. The results show that there isn’t a significant correlation between the rate and the influence of domestic mass media and fashion (0.74). However there is a positive and significant correlation between the use and influence of foreign media (satellite, internet) and fashion (0.022). Also, there is a significant and positive correlation between the influence of reference groups and fashion (0.007).
Among the reference groups, there isn’t a significant correlation between the elite (0.126) and Clergymen (0.270) and also there is an inverse and significant correlation between religiosity and fashion (0.028). Finally, there is a significant and positive relationship between demographic variables of gender (0.004), marital status (0.00) and the economic and social databases (0.23)) and fashion.
It can be concluded that marital status, reference groups and the use and influence of foreign media (satellite, internet) have the great amount of share in predicting the fashion variable.  
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Fashion
  • Mass Media
  • reference groups
  • religiosity

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال پنجم، شماره هیجدهم، بهار 1392

ص ص 25-7

 

 

 

 

 

  تعیین عوامل اجتماعی مرتبط با مدگرایی در

بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

بیانه مام­الهی[1]

دکتر محمود علمی[2]

تاریخ دریافت مقاله:17/9/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/12/1393

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی­ عوامل اجتماعی مرتبط بامدگرایی دربین دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی تبریز است. دراین پژوهش 376 نفر از دانشجویان به شیوه نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شدند. روش آماری دراین پژوهش شامل همبستگی پیرسون، آزمون t و آزمون F و رگرسیون چند متغیره است که از برآورد­های نرم­افزار SPSS نسخه 20 استفاده شده است.

با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ پایایی سوالات تحقیق (80/0)، هم­چنین نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنف با درجه معنی­داری (0.029) نرمال بودن داده­های حاصل را نشان می­دهد. نتایج تحقیق نشان می­دهد بین متغیر میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های­جمعی داخلی و مدگرایی (74/0) رابطه معنی­دار وجود ندارد. هم­چنین بین میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های خارجی (شبکه­های ماهواره ای و اینترنت) ومدگرایی (022/0) رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. هم­چنین بین­میزان تاثیرپذیری از گروه­های مرجع و مدگرایی (007/0) رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. لازم به توضیح است از انواع گروه­های مرجع بین میزان تاثیرپذیری از نخبگان (0.126) و روحانیون (0.270) با میزان مدگرایی دانشجویان رابطه معنی­داری وجود ندارد و نیز بین میزان دین­داری و مدگرایی (0.028) رابطه معکوس و معنی­داری وجود دارد. هم­چنین بین متغیرهای زمینه­ای جنسیت (0.004)، وضعیت تاهل (00/0) و پایگاه اقتصادی و اجتماعی (0.23) و مدگرایی رابطه مثبت ومعنی­داری وجود دارد. مقدارضریب تعیین (r2) نشان می­دهدکه 21 درصد ازتغییرات متغیر وابسته مدگرایی­توسط این 4 متغیرمستقل تبیین می­گردند و 79 درصد تغییرات، توسط عواملی غیر از این عوامل توضیح داده می­شود. باتوجه به نتایج رگرسیون چندگانه می­توان قضاوت کرد که متغیر وضعیت تاهل (141.)، گروه­های مرجع (137.)، میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی خارجی (ماهواره، اینترنت)، (098.)، به مراتب، سهم بیشتری را درمقایسه با سایر متغیرها در پیش­بینی متغیر مدگرایی دارند.

واژگان کلیدی: مدگرایی، رسانه­های جمعی، گروه­های مرجع، دین­داری.

 

مقدمه

با در نظر گرفتن جمعیت جوان کشور، و نیز حضور نزدیک به یک ­و ­نیم میلیون نفر از این جمعیت در دانشگاه­ها و مراکز آموزش­ عالی لزوم توجه بیش از پیش به مسائل دانشجویان و پیامدهای گوناگون احساس می­شود. آن­چه که مسلم است جوامع خود، سازنده مفهوم جوانی به عنوان یک گروه اجتماعی خاص هستند و از هر طریق هنجارهای صریح (قانونی) و ضمنی (فرهنگی) جایگاه جوانان را در جامعه مشخص می­سازد. با این حال از منظر جامعه­شناختی علاوه بر هنجارها، شرایط اجتماعی و تصمیم­گیری­های اقتصادی، آموزشی، رفاهی و غیره نیز بر این دوره اثرگذار و موثر است. یافته­ها نشان می­دهد که در شرایط حاضرجوانان به جای این­که صرفاً دنباله­روی سبک­های زندگی ازپیش تعیین­شده درنظام اجتماعی باشند، تا حدودی انتخاب­ها و موقعیت­های خود را تعیین می­کنند، البته خاستگاه اجتماعی و خانواده به عنوان بستری مهم که جوانان در آن بزرگ می­شوند، هم­چنان اهمیت خود را حفظ کرده است. اما سبک زندگی عرصه خاصی ازتجربه افراد است­که امتیاز آن اعطای انتخاب، خلاقیت، رضایت­مندی و لذتی است که خود لذت و شادی بیشتری را به دنبال دارد. سبک زندگی علاوه بر داشتن جنبه فکری و اجتماعی غالباً ماهیتی فیزیکی نیز دارند. در این معنا فعالیت­هایی که از روی زور و اجبار با نگرشی ابزاری و با محدودیت­های تحمیل شده بیرونی انجام می­گیرند و فرد استقلال عمل زیادی به روی آن­ها ندارد و از حوزه این تعاریف خارج هستند و اساساً این­گونه فعالیت­ها محدودکننده هویت­یابی فرد است. جوانی دوره یادگیری­های بیشتر است و دانشگاه پس از محیط خانواده و مدرسه مهم­ترین محیط زندگی و یادگیری و شکل­گیری خصوصیات فکری، روانی، رفتاری و اجتماعی به شمار می­آیند. پاسخ به سوالات ذیل می­تواند راه­گشای این شرایط باشد.

- کدام عوامل بر مدگرایی دانشجویان موثر می­باشند؟

- عوامل اجتماعی موثر بر مدگرایی کدامند؟

- آیا باورهای اعتقادی و دینی، گروه­های مرجع، رسانه­های جمعی بر مدگرایی تاثیر دارند؟

- میزان گرایش به مدگرایی در بین دانشجویان چگونه است؟

گرایش به مد، بیانگر نوعی تجدید نظرخواهی و در واقع تلاش در جهت نوکردن و تغییر در مسائل مختلف ظاهری زندگی­است. به عبارت دیگر گرایش وسیع به تغییر وتنوع­، بیانگر حرص و نیازشدید انسان برای ورود به قلمروهای جدید است، نیازی که جزئی از فطرت انسان­ها را تشکیل می­دهد. میل به تغییر از یک نیاز فطری سرچشمه گرفته و قابل سرکوب کردن نیست. برای همین انسان همواره به دنبال تغییر قالب­ها و فرار از کلیشه­هاست. درهم آمیختگی اجتماعی باعث می­شودکه جامعه به سمت یکدست شدن درسبک پوشش، مدل آرایش، سلیقه رایج و طرز رفتاربرود. هر از چندگاهی شاهد تغییراتی دراین یکدستی می­باشیم که نشانه مدرنیسم و مد است. با ظهور تب مدرنیته یا مدرنیزاسیون و جهانی شدن و تحول در برخی مفاهیم و معیارها، فضای زندگی بشر تبدیل به فضایی مصرف­زده، سطحی و کاملاً صوری سوق داده می­شود. در این فضا انسان به دنبال این است که شکل ظاهری خود را تغییر دهد و از آن­جا که این تغییربه زودی او را دلزده می­کند، به سرعت به دنبال اشکال ظاهری جدیدی می­رود. چنان­چه، این ظواهر نوین به شکل صحیح و در قالب فرهنگ ملی و مذهبی جامعه در اختیار وی قرار نگیرد، یا آن­ها را خلق می­کند و یا از دیگران تقلید می­کند. براساس تحقیقات انجام گرفته، جوامعی که در قبال این رفتار جوانان ونوجوانان، واکنش­های تحقیرآمیز و مقابله­ای درپیش می­گیرند، به نتایجی وخیم­تر درمسئله بحران نسل­ها رسیده و بخش مهمی از نیروی کارآمد انسانی خود را مضمحل خواهند یافت. دانشگاه تابعی از محیط اجتماعی است؛ لذا نمی­توان حدفاصلی را بین سایر محیط­ها با این محیط آموزشی رسم کرد و تاثیرپذیری از ساختار باورها، ارزش­ها، هنجارها، ایدئولوژی­ها، الگوها، آداب و عادت­ها و سلیقه­های گروهی محیط دانشگاه به بیشترین حد خود رسیده است(مزینانی، 1382).

مدگرایی، گرچه ریشه در نیازهای طبیعی جوانان دارد و  برخاسته از روحیه نوگرایی جوانان است، اما به لحاظ آن­که مُدها و مُدِل­ها نمایانگر علایق و ارزش­های مسلّط یک زمان و یک­قشر خاص­اند و افزون بر آن، می­بینیم که امروزه جوانان ما از مدهای مختلف پیروی می­کنند و ناخواسته به هنجارهایی رو می­آورندکه چه بسا بافرهنگ و ارزش­های اجتماعی ما درتضاد است، پس می­توان گفت­که مدگرایی درجامعه ما تا حدود زیادی کارکرد منفی به خودگرفته است و پیامدهای آن­، به شدّت، جوانان ما را تهدید می­کند. همراه کالای مُدشده، شیوه­های رفتاری هنجاری و ارزش­های خاصی دربین جوانان رونق و شیوع می­یابد ومُد عاملی می­شود برای انتقال هنجار وارزش جامعه­ای ازجامعه دیگر، بررسی زمینه­ها وپیامدها و آسیب­شناختی مدگرایی، یکی از موضوعات مهم در جامعه ما محسوب می­شود. گذشته از میل به زیبایی و برتر بودن، مسئله مهم دیگری ­که در بین دانشجویان بسیار پررنگ است و باعث گرایش بیشتر آنان به چنین مسائلی می­شود، تهی ­بودن جوانان امروزه از فرهنگ و اندیشه ­بومی و اعتقادی خویش است. توجه به گونه­های مختلف مد که در قالب­های مختلف رشد می­یابد، ضرورت تامل جدی به این مساله را فرا روی متولّیان جامعه قرار می­دهد و به نظر می­رسد تلاش برای ارائه الگویی مناسب در کنار ضرورت توجه به فرآیند جامعه­پذیری جوانان امری شایسته دقت در این باب است(توبک، 1386).

      

سوابق و پیشینه تحقیق

«بررسی تاثیر فضای مجازی اینترنت بر مدگرایی» رحیم فرخ­نیا و اعظم لطفی(1390)، نتایج یافته­ها نشان داد بین فضای مجازی و تمایل به مدگرایی رابطه معناداری وجود دارد، بنابراین یکی از کارکردهای اینترنت، تولید و بازتولید معنا و اشاعه نماد و الگوهای رفتاری در بین جوانان ایرانی محسوب می­شود. فرهنگ­پذیری صرفاً درمحیط­های فیزیکی ومحسوس اطراف ما نیست، بلکه به موازات آن افراد از محیط فرهنگ مجازی نیز بهره­مند و با آن همانند می­شود. ورود عناصر فرهنگ جدید به واسطه جذابیت فضای مجازی اینترنت و تجربه و حضور مستمر قشر دانشجو در آن محیط با نیازها و انگیزه­های مختلف منجر به بازتولید سلیقه­های مجازی شده است.

«عوامل اجتماعی گرایش به مد در میان جوانان 15 تا 29 ساله تهرانی» سعید معیدفر و عبدالحمید حقیقی(1385)، در این پژوهش مدگرایی به عنوان یک مساله اجتماعی یاد می­شود و نتایج حاکی از این است بین دو متغیر همنوایی اجتماعی و مقایسه اجتماعی با میزان مدگرایی فرد رابطه مستقیم وجود دارد. میزان استفاده از رسانه جمعی و درآمد خانوار با میزان مدگرایی فرد رابطه غیر مستقیم و مثبت و متغیر تحصیلات و مدگرایی با متغیر مذکور رابطه غیر مسقیم و منفی دارد. هم­چنین میزان مدگرایی در دختران و جوانان مجرد بیشتر از سایر جوانان است.

«بررسی تاثیر شبکه­های مُد روی دانشجویان دختر مطالعه موردی دانشگاه تهران» سید محمدعلی موسوی، بهبودی، ارجمندی، وفایی­زاده(1390)، نتایج حاصله از این تحقیق حاکی از این است که، شبکه­های مد ماهواره­هایی­که به تبلیغ لباس­های مبتنی برطراحی­های غربی می­پردازند برروی دختران تحصیل کرده جامعه ما تاثیر داشته­اند، اما این تاثیرات غالباً آگاهی­مدارانه بوده تا رفتارگرایانه. این مطالعه نشان می­دهد این تاثیرات بیش از آن که منجر به بروز رفتار و کنش آشکار اجتماعی جدید شود، بر شناخت استفاده­کنندگان از این شبکه­ها تاثیر گذاشته است.

«تاثیر رسانه­ها درتبلیغ سبک زندگی غربی با تاکید بر الگوی پوشش­غربی» علی­اکبر فرهنگی و هانیه کیانا(1391)، محققان این تحقیق بر گسترش رسانه­ها و وسایل ارتباط جمعی و تاثیر مستقیم و غیر قابل انکار آن­ها بر زندگی افراد جامعه در تمامی زمینه­ها از جمله: رفتارها، عادات، هنجارها و ... با استفاده از دبیران و سردبیران باشگاه خبرنگاران جوان درخصوص تاثیر رسانه­ها برترویج مد و مدگرایی پرداخته شده است.

«هویت انسانی زن در چالش آرایش و مد» مریم رفعت­جاه، در این تحقیق علل گرایش زنان به مد از رویکردهای مختلفی قابل تبیین است، برمبنای جامعه­شناختی مقولاتی چون الگو مصرف، سبک زندگی، رهبران مد، بدن آگاهی، در تبیین گرایش به مد مطرح می­کند. پدیده مد با طبقه اقتصادی اجتماعی افراد، نقش رسانه­های جمعی، فرآیند جهانی­سازی و نظام سرمایه­داری مرتبط است. برجستگی مد در هویت بخشی به زنان و پارادوکس توجه به جسم  و روح، زنان با چالش­های­ هویتی در ابعاد مختلف مواجه می­سازد که نیازمند سیاست­گذاری­های فرهنگی است.

«سرمایه فرهنگی، مدیریت ظاهر و جوانان (دختران و پسران بابلسر)» قربان­علی ابراهیمی، عباس بهئوئی­گدنه، آن­ها به این نتیجه رسیده­اند که مدیریت ظاهر در میان جوانان از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. هم­چنین هر چه میزان سرمایه فرهنگی افراد بیشتر باشد، نحوه مدیریت ظاهر نیز میان آنان اهمیت بیشتری پیدا می­کند و الگوی رایج مدیریت ظاهر در میان جوانان، متاثر از نوگرایی و مولفه­های مرتبط با دنیای مدرن است.

نتایج حاصله از تحقیقات بوتا در مطالعه خود به این نتیجه رسیده است­که مطالعه مجلات و مقایسه­های اجتماعی از عوامل موثر در تصور بدن می­باشد. گلیزر در مطالعه خود بر این باور است که زنان نیاز روان­شناختی قوی برای حفظ و تعقیب زیبایی و ارتقاء جذابیت خود دارند. آن­ها در مقایسه با مردان نسبت به تصور بدن حساس­تر هستند. به باور وی این وضعیت در فرهنگ­ها و نژادهای مختلف یکسان است و ایده­های خاص درباره جذابیت در این فرهنگ­ها وجود دارند. هم­چنین این ایده­آل­ها در طول زمان تغییر می­کنند. وی با تمرکز بر جامعه آمریکا مدعی است که در طول پنجاه سال گذشته، ایده زیبایی، استاندارد لاغرتر بودن را برای بدن زنان دیکته کرده است. آتی و بروکز گان نیز در مطالعات خود بر نقش و نفوذ خانواده و به ویژه مادران بر تصور بدن دختران تاکید کرده­اند. گارنر و همکارانش نیز بر این باورند که رسانه­ها تاثیر مهمی بر تصور بدن در میان زنان دارند و تصویر بدنی لاغر را ترویج می­دهند(خواجه­نوری، 1388: 5).

 

مبانی نظری متغیرها

 مدگرایی

در اصطلاح پیربوردیو، مد به عنوان یک قانون و دستورالعمل فهمیده می­شود و نیروهایی از تمایز را جهت سلیقه، هویت اجتماعی و سرمایه فرهنگی فعال می­کند(بوردیو، 1998: 8).

از دیدگاه بوردیو، جامعه به منزله فضای اجتماعی بازنمایی می­شود. وی فضای اجتماعی را جایگاه رقابتی شدید و بی­پایان می­داندکه درجریان این رقابت­ها تفاوت­هایی ظهور می­کندکه ماده وچارچوب لازم هستی اجتماعی را فراهم می­آورند. او فضای اجتماعی را با چند محور ترسیم می­کند: 1. سرمایه اقتصادی 2. سرمایه فرهنگی 3. سرمایه اجتماعی 4. سرمایه نمادین(فاضلی، 1382: 37).

بوردیو سرمایه را به میدان ربط می­دهد و معتقد است آن ­چه به میدان معنا می­دهد سرمایه است. سرمایه­ها اساساً به چهار صورت دیده می­شوند: اقتصادی (دارایی، مالی و مادی)، فرهنگی (کالا، مهارت و عناوین کمیاب) و اجتماعی (منابعی­که به صرف عضویت درگروه به فرد تعلق می­گیرد) و سرمایه­هایی هم وجود دارد که افراد متوجه تاثیرات آن، آن­گونه که هست نیستند و آن را درک نمی­کنند و این نوع سرمایه که به نام سرمایه نمادین مشخص می­شود، چهارمین نوع سرمایه، پرستیژ است که غرور و افتخار نماینده سرمایه نمادین هستند(مزینانی، 1382).

اما با بررسی و تامل درنظریه بوردیو می­توانیم این­گونه تصورکنیم­که مد و مدگرایی می­تواند به عنوان یک نوع سرمایه نمادین در عرصه فعالیت­های اجتماعی مطرح باشد. به عبارتی از دیدگاه بوردیو پرستیژ، غرور و افتخار جزء گونه­های نمادین قرار دارند که از منظری می­توانند با مدگرایی ارتباط تنگاتنگی داشته باشند و به صورت متقابل بر یکدیگر تاثیر بگذارند، چرا که در نوع تفکر امروزی مد و مدل­های روز می­توانند باعث پرستیژ، غرور و افتخار اشخاص شود و به دنبال آن متمایز کردن جایگاه اجتماعی آن­ها نقش بسزایی داشته باشد، اما بوردیو مفهوم دیگری را نیز در عرصه اجتماعی به چالش می­کشد که می­تواند ارتباط ویژه­ای با مدگرایی و مد داشته باشد و آن سلیقه است.

بوردیو معتقد است­که سلیقه یک عملکرد است که یکی از کارکردهایش این است که به افراد، ادراکی از جایگاه­شان می­دهد. به عبارتی، سلیقه آن­هایی را که ترجیح­های همسانی دارند به هم نزدیک می­سازد و این افراد را از افراد دیگری که سلیقه­های متفاوت با آن­ها دارند متمایز می­سازد، بدین­سان انسان­ها از طریق کاربردها، دلالت­های عملی، سلیقه چیزها را طبقه­بندی می­کنند و در این فراگرد خودشان را نیز طبقه­بندی می­کنند(ریتزر، 1385: 727).

یکی از درجه معناهای مفهوم سبک زندگی، «مد» خصوصاً پوشیدن می­باشد؛ بوردیو 6 سبک را چنین توصیف می­کند: «سبک و شیوه بیشترین توانایی را برای بیان ویژگی­هایی دارند که دنیای فعالیت­ها را در خود خلاصه کرده است»(بوردیو، 1984: 285).

او سبک زندگی را فعالیت­های نظامندی می­داندکه از ذوق و سلیقه افراد ناشی می­شود و بیشتر جنبه عینی و خارجی دارند و در عین حال به صورت نمادین به فرد هویت می­بخشند و میان اقشار مختلف اجتماعی تمایز ایجاد می­کند(همان).

وی در جای دیگر می­گوید: سبک زندگی دارایی­هایی است­که به وسیله آن، اشغال­کنندگان موقعیت­های مختلف خودشان را با قصد تمایز یا بدون قصد آن از [دیگران] تمایز می­بخشند(همان: 249).

وبلن معتقد است­که حرمت نفس همان بازتاب حرمتی است که دیگران برای انسان قائل می­شوند. در نتیجه، اگر شخص به خاطر عدم توفیق در کوشش­های رقابت­آمیز مورد پسند جامعه، چنین حرمتی را به دست نیاورد، از فقدان حرمت نفس رنج خواهد برد. پس انگیزه­ تلاش  وقفه­ناپذیر در یک فرهنگ رقابت­آمیز، در هراس از دست دادن حرمت نفس ریشه دارد. تنها افرادی که خوی استثنایی دارند و به ایمان دینی محکم مسلح هستند، در درازمدت می­توانند با وجود فقدان احترام درچشم دیگران، حرمت نفس­شان را نگه­ دارند. پس همین­که تملک مبنای حرمت همگان می­گردد، مالکیت به شکل لازمه­ رضایت خاطری که احترام به نفس خوانده می­شود، در می­آید(پاسبانی، 1391: 221).

برای وبلن، مد در دو سطح توسعه می­یابد: آن به واسطه نوآوری در طبقات بالاتر به وجود می­آید که به طور مداوم شکل­های جدیدی از پوشش، آرایش و لباس را که همیشه فریبنده و گران است را ایجاد می­کنند، به این جهت­ که جایگاه اجتماعی خودشان را اثبات کنند. مد به واسطه تقلید گسترش پیدا می­کند همان طور که طبقات پایین­تر تقلید را از رفتار طبقات بالاتر شروع می­کنند(وبلن[3]، 1992: 121).

وبلن بیان می­کند که مد نمی­تواند تغییر همیشگی را به ­سادگی تقاضا کند زیرا طریقه انجام­ آن نابخردانه است. مصرف­آشکار، تغییر پی ­در پی و تازگی به وسیله اصل مرکزی همه لباس­ها مطالبه شدند (وبلن، 1894: 199).

هم­چنین برخی از نظریه­پردازان انتقادی مانند مارکوزه2، نظام سرمایه­داری را عامل مصرف­گرایی و رواج مد در جامعه می­دانند. متاسفانه این نوع نگاه به سختی قابل بررسی است و راهکار مقابله با آن در تغییر هر جزء نظام سرمایه­داری نیست.

 

گروه­های مرجع

مرتن در نظریه گروه مرجع خود که دارای برد متوسط است، اظهار می­دارد که از نظر اجتماعی، افراد تحت تاثیرگروه­هایی قرار می­گیرند که به گمان آن­ها اهمیت زیادی دارند، انسان­ها در ارزیابی­های خود، جهت­گیری­شان را متناسب با گروه­هایی که به عنوان چارچوب مرجع بر می­گزینند؛ گروه­های شخصی که به عنوان مبنای مقایسه و مراجعه توسط افراد انتخاب می­شوند، می­توانند در گرایش­ها و رفتار افراد تغییر ایجاد نمایند، حتی در صورتی که افراد عضو آن­ها نباشند(حمزه­ای و همکاران، 1389).                 

رابرت مرتن، تغییر اساسی‌ای در نظریه گروه­های مرجع داد. وی گروه­های مرجع را به دو دسته مثبت و منفی تقسیم کرد. منظور وی از گروه­های مرجع مثبت، گروه­هایی است که هنجارهای آن­ها پذیرفته می‌شود و گروه مرجع منفی، گروه­هایی است که هنجارهای آن طرد می‌شود.

یک گروه مرجع ممکن است برای برخی افراد نقش مثبت و همان گروه  برای افراد دیگر نقش منفی داشته باشد. گروه مرجع ممکن است در زمان حاضر برای فرد  موجودیت نداشته باشد و متعلق به گذشته باشد؛ برای مثال معتقدان به مذهب معینی، پیشوایان دینی خود را که در گذشته بوده‌اند، اکنون نیز گروه مرجع به حساب می‌آورند و دیگر آن که گروه مرجع، با گذشت زمان و تغییر مکان ثابت نمی‌ماند و نسبی است؛ برای مثال دانش­آموزی­که خود را با دانش آموزان قوی­تر مقایسه می‌کند، به نظرش نسبت به گروه مرجع، ضعیف‌تر است، امـا اگر خود را با دانش­آموزان ضعیف‌تر از خود مقایسه کند بدیهی است ارزیابی او تغییرخواهد کرد(سروستانی و دیگری، 1380).

 

رسانه­های جمعی

جامعه­شناس و فیلسوف فرانسوی با تکیه بر محتوای روزنامه­ها و سایر وسایل ارتباط جمعی معاصر به معرفی نمونه­هایی ازفرهنگ می­پردازد و جنبه­های تخدیری و سازگارکننده آن­ها را یادآوری می­کند. او در این مورد ستاره­پرستی و شخصیت دوستی را مثال می­زند و تقلید افراد و به ویژه جوانان را از ستاره­ها و هنرپیشه­ها با دو اصل معروف روان­شناسی، همانندجویی و برون­فکنی، بیان می­کند(فخرسعادت، 1385: 26).

ادگارمورن یادآور می­شودکه جوانان نه تنها از وضع ظاهری­ستارگان و هنرپیشگان تقلید می­کنند بلکه وقتی به سینما می­روند با دیدن صحنه­های فیلم، خود را به جای بازیگران تصور کرده و هم ­ذات­پنداری می­کنند و چنان تحت تاثیر شخصیت آنان قرار می­گیرند که نقش واقعی خود را فراموش می­کنند. او می­گوید در مجموعه مظاهر فرهنگ توده می­توان عنصر خاصی را جستجو کردکه بر محور خوشبختی استوار شده است. عناصر اصلی این خوشبختی، ثروت، جوانی، زیبایی، جذابیت، موقعیت اجتماعی و مقام و ... است. او ستاره­ها، هنرپیشگان و قهرمانان و شخصیت­های معروف صاحب خوشبختی را که به طور مرتب و مکرر در وسایل ارتباط جمعی نشان داده می­شود همانند خدایان اساطیری یونان، در بالای کوه المپ­نشینان جدید تلقی می­کند. او معتقد است که مخاطبان ساده­ لوحِ وسایل ارتباط جمعی همه به طور ناخود آگاه تلاش دارند که به خدایان اساطیری جدید برسند(همان: 27).

 

دین­داری

دورکیم بیان می­کندکه دین مجموعه­ای واحد از باورها و اعمال مرتبط با چیزهای مقدس است، یعنی آن چیزهایی که مجزا و جدا هستند و کسانی که از این باورها و اعمال پیروی می­کنند را در یک جامعه اخلافی واحد به نام کلیسا گرد هم می­آورند(امیری، 1390).

یک عنصری وجود داردکه از اولین انعکاس­هایش برمذهب در پایان­نامه دکتریش باقی می­ماند: ماهیت کارکردی مذهب برای حمایت از همبستگی اجتماعی. او همیشه مذهب را در متن یک الگوی اجتماعی از نظم می­دید(همان، 76).

هاری آلپر پژوهشگر دورکیمی چهار کارکرد عمده دین را از نظر دورکیم به عنوان نیروهای اجتماعی انضباط­بخش، انسجام­بخش، حیات­بخش، و خوشبختی­بخش طبقه­بندی کرده است. آیین­های مذهبی از طریق تحمیل انضباط بر نقش و قدری خویشتن­داری، انسان­ها را برای زندگی اجتماعی مهیا می­سازند. تشریفات مذهبی مردم را گرد هم می­آورند و بدین­سان، پیوندهای مشترک­شان را دوباره تصدیق می­کنند و در نتیجه، همبستگی اجتماعی را تحکیم می­بخشد(کوزر، 200).

اجرای مراسم مذهبی، میراث اجتماعی گروه را ابقاء و احیاء می­کند و ارزش­های پایدار آن را به نسل­های آینده انتقال می­دهد. سرانجام، دین یک کارکرد خوشبختی­بخش نیز دارد؛ زیرا که با برانگیختن احساس خوشبختی درمومنان و احساس اطمینان به حقانیت ضروری جهان اخلاقی­ای که خودشان جزیی از آن­اند با احساس ناکامی و فقدان ایمان در آن مقابله می­کند(همان: 201).

 

فرضیه‌های تحقیق

- بین­ میزان استفاده از رسانه­های داخلی و مدگرایی در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.
     - بین میزان استفاده از رسانه ها­ی خارجی و مدگرایی در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.

- بین میزان گرایش به مدگرایی میان دو جنس (مرد، زن) دانشجویان تفاوت وجود دارد.

- بین نوع پایگاه اجتماعی و اقتصادی و میزان مدگرایی در بین دانشجویان تفاوت وجود دارد.

- بین عضویت در گروه­های مرجع و میزان مدگرایی در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.

- بین میزان دین­داری و میزان مدگرایی در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.

 

   انواع متغیرها

متغیرهای پیش­بین: استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی داخلی و رسانه­های خارجی، دین­داری، گروه­های مرجع.

متغیر ملاک: مدگرایی

متغیرهای زمینه­ای: جنسیت، وضعیت تاهل، پایگاه اقتصادی و اجتماعی.

 

ابزار و روش تحقیق

پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش پیمایش به انجام رسیده است. بااستفاده ازروش اسنادی و استفاده ازیافته­های پیشین به ساخت شاخص­های مناسب برای سنجش متغیرهای پژوهش پرداخته شد.

جامعه آماری شامل کل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز می­باشد که برابر 18540 نفر می­باشد.

برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران به شرح زیر استفاده گردید:

376.38=(n=(N×t2×p×q)÷(N×d2+ t2×p

376.38=(96/1×05/0×18540)÷(96/1×18540)=1854

در تحقیق حاضر شیوه­ «نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای» می­باشد، بدین ترتیب که ابتدا از میان سه دانشکده علوم انسانی و تربیتی، معماری و هنر، فنی و مهندسی به صورت تصادفی به تفکیک جنس (دختر، پسر)، در دانشکده علوم انسانی و تربیتی (رشته­های علوم اجتماعی، روان­شناسی، حقوق) انتخاب شد، در دانشکده معماری وهنر (رشته­های حسابداری، هنر، معماری)، و از دانشکده فنی و مهندسی­ رشته­های (مهندسی مکانیک، مهندسی­پزشکی، مهندسی عمران) انتخاب گردید. بااستفاده ازسوالات پرسشنامه در قالب طیف لیکرت به اندازه­گیری مدگرایی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز پرداخته شد.

 

یافته­ها

در این تحقیق 58.0 درصد زن و 42.0 درصد نیز مرد بودند. وضعیت تاهل 76.6 درصد مجرد و 23.3 درصد نیزمتاهل بودند. ازنظر سطح طبقه اجتماعی 14.4 درصد از پاسخگویان درسطح پایین، 61.4 درصد در سطح متوسط و 24.2 درصد نیز در سطح بالا قرار داشتند.

 

کشیدگی

چولگی

انحراف معیار

واریانس

نما

میانگین

بیشترین نمره

کمترین نمره

متغیر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0.296

0.559

14.47

217.49

64

63.9

110

40

مدگرایی

                         

 جدول شماره (1): شاخص­های توصیفی مربوط به متغیر ملاک تحقیق

 

 

جدول شماره (2): شاخص­های توصیفی مربوط به متغیرهای پیش­بین

کشیدگی

چولگی

انحراف معیار

واریانس

نما

میانگین

بیشترین نمره

کمترین نمره

متغیر

1.466-

0.36

1.9

3.63

1

3.34

6

1

گروه­های مرجع

 

0.511-

0.475

2.8

8.354

9

12.34

20

8

رسانه خارجی

 

0.451

0.316

3.001

9.011

14

13.30

25

8

رسانه داخلی

 

0.869

0.733-

6.4

 

55

49.4

65

26

دین­داری

 

 

 

 

 

جدول شماره (3): شاخص­های توصیفی مربوط به ابعاد شاخص گروه­های مرجع

 

 

میانگین

میانه

 

مد

انحراف معیار

 

واریانس

چولگی

کشیدگی

حداکثر

حداقل

دوستان و همسالان

4.11

4

6

1.71

 

2.94

0.489-

0.984-

6

1

هنرپیشه­ها و خواننده

3.19

3

4

1.58

 

2.5

0.233

0.975-

6

1

نخبگان علمی

2.53

2

1

1.55

 

2.47

0.723

0.627-

6

1

اعضای خانواده

3.42

4

1

1.88

 

3.56

0.012

1.461-

6

1

گروه­های مذهبی

3.34

4

1

1.90

 

3.63

0.36

1.466-

6

1

 

جدول بالا نشان می­دهد که بیشترین نمرات میانگین مربوط به بعد دوستان و همسالان و کمترین نمره میانگین مربوط به نخبگان علمی می­باشد.

 

جدول شماره (4): روابط همبستگی میان متغیرهای مستقل و مدگرایی

فرضیه

ضریب همبستگی

درجه معناداری

نتیجه

میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­ها­ی داخلی و مدگرایی

**018.

 

74/0

 

رد

میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های خارجی و مدگرایی

**122/0

022/0

تایید

عضویت در گروه­های مرجع و میزان مدگرایی

**140/0

 

007/0

 

تایید

میزان دین­داری و میزان مدگرایی

**114/0-

 

028/0

 

تایید

 

نتایج همبستگی پیرسون نشان می­دهد بین مدگرایی و میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های داخلی سطح معنی­داری بیشتر از (0.05) می­باشد. بنابراین فرضیه تایید نمی­گردد و این نشان ازعدم رابطه می­باشد. اما بین میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های خارجی و عضویت در گروه­های مرجع و میزان دین­داری با توجه به سطح معنی­داری کمتر از (0.05) فرضیه­ها تایید می­گردند و رابطه وجود دارد.

 

 

 

جدول شماره (5): همبستگی میان ابعاد شاخص دین­داری و مدگرایی

متغیر

مناسکی و عملی

اعتقادی

اخلاقی

معرفتی

تجربی

مدگرایی

**170/-

**120.

 

**167.

 

**163.

 

**113.

 

معناداری

001/0

002/0

002/0

001/0

029/0

N

376

376

376

376

376

 

هم­چنین برای آگاهی بیشتر از چگونگی رابطه میان مدگرایی با میزان دینداری در ابعاد مختلف آن شامل: مناسکی یا عملی، اعتقادی، اخلاقی، معرفتی و تجربی، نشان دهنده وجود رابطه منفی و معنادار میان مدگرایی ومیزان دین­داری درابعاد پنج­گانه­ آن می­باشد. این ارقام نشان­دهنده تاثیر بیشتر بعد اخلاقی و عملی بر میزان مدگرایی دانشجویان می­باشد. سطح معنی­داری در همه ابعاد از (0.05) کوچک­تر است بنابراین با احتمال (0.95) معنی­داری این رابطه تایید می­گردد.

                   

مدگرایی

شبکه­های مُد

فیلم، موزیک و تبلیغات

فیس­بوک، چت کردن

 

0.48

0.32

0.27

معناداری

0.000

0.000

0.000

N

375

375

375

جدول شماره (6): روابط همبستگی محتوای برنامه­های
 مختلف در انواع رسانه­های جمعی (داخلی وخارجی) و مدگرایی

 

 

 

 

 

 

بین میزان استفاده از برنامه­هایی مانند فیلم وسریال، موزیک، استفاده از فیس­بوک، چت­کردن و چک کردن ایمیل و تماشای شبکه­های مُد در ماهواره، با مدگرایی، رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد؛ بدین معنی­که هرچه قدر میزان استفاده از این برنامه­ها خصوصاً شبکه­های مُد، بیشتر باشد، مدگرایی جوانان نیز بیشتر خواهد بود. سطح معنی­داری در هر سه مورد (0.000) و کوچک­تر از (0.05) است و با احتمال 95 درصد (معنی داری)، وجود این رابطه تایید شده است.

 

جدول شماره (7): آزمونt  برای مقایسه میانگین  دو جنس (زن ، مرد) و میزان مدگرایی

    متغیر

نوع

تعداد

فرض واریانس

t

df

Sig

تفاوت میانگین­ها

میانگین

جنسیت

مرد

287

برابری

7.389

374

000/0

10.64934

67.573

زن

89

نابرابری

7.991

357.450

000/0

10.64934

56.924

 

بین دوگروه زنان ومردان و مدگرایی ­تفاوت معنی­دار وجود دارد. میزان­گرایش زنان به مدگرایی بیشتر از مردان می­باشد. سطح معنی­داری (0.00) است و کوچک­تر از (0.05) می­باشد. بنابراین تفاوت دو جنس ( زن - مرد) و میزان مدگرایی  تایید می­گردد.

 

جدول شماره (8): آزمون t  برای مقایسه میانگین  وضعیت تاهل (مجرد، متاهل) و میزان  مدگرایی

    متغیر

وضعیت

تعداد

فرض واریانس

t

df

Sig

تفاوت میانگین­ها

میانگین

 

وضعیت تاهل

مجرد

287

برابری

2.901-

374

004/0

10.64934

67.573

 

 

متاهل

89

نابرابری

2.894-

146.095

004/0

10.64934

56.924

                                                 

 

باتوجه به سطح معنی­داری (0.004) که کوچک­تر از (0.05) می­باشد بین دو گروه مجرد و متاهل و مدگرایی تفاوت معنی­دار وجود دارد. به عبارتی دیگر گرایش دانشجویان مجرد به مد بیشتر از دانشجویان متاهل است. بنابراین تفاوت بین دو گروه (متاهل و مجرد) و مدگرایی وجود دارد.

 

جدول شماره (9): آزمون­های  تحلیل واریانس رابطه بین تاثیرپذیری از انواع گروه­های مرجع  و متغیر میزان مدگرایی

sig

f

میانگین مجذورات

درجه آزادی

مجموع مجذورات

متغیر انواع گروه­های مرجع

 

0.270

1.126

278.339

5

1391.695

بین گروهی

روحانیون

216.675

370

80169.664

درون گروهی

 

 

0.001

4.352

906.143

5

4530.715

بین گروهی

دوستان و همسالان

 

208.191

370

77030.644

درون گروهی

 

 

 0.013

2.939

621.734

5

3108.668

بین گروهی

ورزشکاران

 

212.034

370

78452.691

درون گروهی

 

 

0.000

4.734

980.815

5

4904.076

بین گروهی

هنرپیشه­ها

 

207.182

370

76657.283

درون گروهی

 

 

0.015

2.849

604.742

5

3023.710

بین گروهی

اعضای خانواده

 

212.264

370

78537.649

درون گروهی

 

 

0.126

1.732

373.117

5

1865.585

بین گروهی

نخبگان علمی

 

215.394

370

79695.774

درون گروهی

 

 

                       

 

باتوجه به نتایج جدول سطح معنی­داری­گروه دوستان وهمسالان (0.001)، گروه هنرپیشه­ها (0.000)، ورزشکاران (0.013)، و اعضای خانواده (0.015)، در هر چهار مورد سطح معنی­داری کمتر از (0.05) می­باشد، بنابراین تفاوت معنی­داری با میزان مدگرایی دارند. اما با توجه با این ­که سطح معنی­داری در گروه روحانیون (0.270) و گروه نخبگان علمی (0.126) بیشتر از (0.05) می­باشد بنابراین تفاوت معنی­داری با میزان مدگرایی دانشجویان ندارد و فرضیه حاصل تایید نمی­گردد.

 

جدول شماره (10): آزمون تحلیل واریانس یک طرفه میان نوع پایگاه اقتصادی- اجتماعی و مدگرایی

متغیر

مدگرایی

مجموع مجذورات

df

میانگین مجذورات

F

Sig

پایگاه اجتماعی  و اقتصادی

بین گروه­ها

1624.019

2

812.010

3.789

  023/0

درون گروه­ها

79937.340

373

309/214

 

 

کل

  359/81561

375

 

 

 

             

جدول شماره (11): مقایسه چندگانه LSD رابطه متغیر وابسته: مدگرایی انواع طبقات پایگاه اجتماعی و اقتصادی

 

فاصله اطمینان 95%

sig

انحراف معیار

تفاوت میانگین

)l-J(

پایگاه

)J(

پایگاه

)I(

حد بالا

حد پایین

 

 

 

9.2359

5337.

028/0

2.21279

*4.88480

متوسط

پایین

11.8029

1.9134

007/0

2.51470

*6.85816

بالا

 

5337.-

9.2359-

028/0

2.21279

*4.88480-

پایین

متوسط

5.5361

1.5894-

277/0

1.81185

1.97336

بالا

 

1.9134-

11.8029-

007/0

2.51470

*6.85816-

پایین

بالا

1.5894

5.5361-

277/0

1.81185

*1.97336-

متوسط

 

                   

 

با توجه به این­که سطح معنی­داری تفاوت میانگین­ها (0.023) 3.789 F=و 2dF= که کمتر از سطح معنی­داری از (0.05) است؛ بدین معنی­ که میزان مدگرایی دانشجویان بر اساس نوع پایگاه اقتصادی- اجتماعی آنان متفاوت است. پس فرضیه مورد نظر تایید می­شود.

   

جدول شماره (12): تحلیل رگرسیون برای تبیین متغیر وابسته (میزان مدگرایی)

خطای استاندارد برآورد

ضریب تعیین تعدیل شده

ضریب تعیین

ضریب همبستگی

13.26555

202/0

218/0

467/0

                                           

جدول شماره (13): جدول ضرایب رگرسیون متغیر وابسته مدگرایی

متغیر

ضرایب غیر استاندارد

ضرایب استاندارد

t

Sig.

B

خطای معیار

بتا

ثابت

74.951

7.963

-

9.412

000/0

دین­داری

278/0-

110/0

128/0-

2.523-

012/0

گروه­های مرجع

440/0

163/0

137/0

2.695

007/0

رسانه­های خارجی

500/0

251/0

098/0

1.989

048/0

رسانه­های داخلی

031/0

255/0

006/0

121/0

904/0

جنسیت

11.246-

1.457

357/0-

7.720-

000/0

وضعیت تاهل

4.950

1.718

141/0

2.881

004/0

پایگاه اجتماعی

1.910-

1.248

077/0-

1.530-

127/0

 

 

 

 

 

 

 

جدول خلاصه شده مقدار ضریب تعیین (R2) نشان می­دهد که 21 درصد از تغییرات متغیر وابسته مدگرایی توسط این 4 متغیر مستقل تبیین می­گردند و 79 درصد تغییرات، توسط عواملی غیر ازاین عوامل توضیح داده می­شود. مقدارR یا ضریب همبستگی­چندگانه نیز نشان می­دهدکه شدت رابطه بین متغیرهای مستقل چهارگانه و متغیر وابسته مدگرایی، 46. می­باشد. همان­ طور که مقدار سطح معنی­داری نشان می­دهد، تنها اثرات سه متغیر میزان تاثیرپذیری از گروه­های مرجع، میزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی خارجی، میزان دین­داری، معنادار شده است و متغیر میزان و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی داخلی به عنوان متغیری که تاثیر ضعیفی در پیش­بینی متغیر مدگرایی دارد، از معادله خارج شده است. هم­چنین در مورد اهمیت و نقش متغیرهای مستقل در پیش­بینی معادله رگرسیون با توجه به مقادیر بتا می­توان قضاوت کردکه، وضعیت تاهل (141.) گروه­های مرجع (137.) متغیرمیزان استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی خارجی (ماهواره، اینترنت)، (098.) به مراتب سهم بیشتری را در مقایسه با سایر متغیرها در پیش­بینی متغیر مدگرایی دارد.

  

نتیجه­گیری

جمع­بندی مختصری می­توان از پژوهش حاضر ارائه گردد، آن­چه که مسلم است جوامع خود؛ سازنده مفهوم جوانی بعنوان یک گروه اجتماعی خاص هستند و ازهر طریق هنجارهای صریح (قانونی) و ضمنی (فرهنگی) جایگاه جوانان را در جامعه مشخص می­سازد، با این حال از منظر جامعه­شناختی علاوه بر هنجارها، شرایط اجتماعی و تصمیم­گیری­های اقتصادی، آموزشی، رفاهی و غیره نیز بر این اثرگذار و موثر است. یافته­ها نشان می­دهدکه در شرایط حاضر دانشجویان بجای این­که صرفا دنباله­روی سبک­های زندگی از پیش تعیین شده درنظام اجتماعی باشند، تا حدودی انتخاب­ها و موقعیت­های خود را تعیین می­کنند، البته خاستگاه اجتماعی و خانواده به عنوان بستری مهم که در آن بزرگ می­شوند، هم­چنان اهمیت خود را حفظ کرده است. اما سبک زندگی عرصه خاصی از تجربه افراد است که امتیاز آن اعطای انتخاب، خلاقیت، رضایت­مندی و لذتی است که خود لذت و شادی بیشتری را به دنبال دارد. سبک زندگی علاوه برداشتن جنبه فکری و اجتماعی غالباً ماهیتی فیزیکی نیز دارند. در این معنا فعالیت­هایی که از روی زور و اجبار با نگرشی ابزاری و بامحدودیت­های تحمیل شده بیرونی انجام می­گیرند و فرد استقلال عمل زیادی به روی آن­ها ندارد و ازحوزه این تعاریف خارج هستند و اساساً این­گونه فعالیت­ها محدود کننده هویت­یابی فرد است. محیط دانشگاه تا حدودی افراد را از درجه استقلال عمل بیشتری برخوردار می­کند. دانشجویان دراین محیط علاوه بر کسب علم، بستر رشد و شکوفایی و انتخاب سبک زندگی خود را نیز به دست می­آوردند، با وجود این امر دانشگاه مقری برای رهایی از قید و بندهای خانواده و سنت می­باشد. نوع پوشش، آرایش و سایر رفتارهای اجتماعی دانشجویان تا حدودی تحت تاثیر محیط اجتماعی دانشگاه، دوستان و همسالان و روابط جدید اجتماعی­آنان تغییر خواهد کرد. همان­طورکه ملاحظه گردید استفاده وتاثیرپذیری از رسانه­های داخلی (تلویزیون، روزنامه، مجله و سینما) رابطه­ای با مدگرایی دانشجویان ندارد. بنابراین مدیران­رسانه­ها و برنامه­سازان بایستی به ایجاد برنامه­هایی بپردازندکه نه تنها برنامه­های رسانه­های داخلی ما میزان تاثیرپذیری افراد ازرسانه­های داخلی را افزایش­دهند بلکه بایستی با کمک متفکران و دانشمندان در عرصه فرهنگ اسلامی و ایرانی به ساخت و ارائه­ برنامه­هایی همت گمارندکه اساس الگوهای فرهنگ بومی و دینی ما را تقویت کند و پاسدارای نماید و بدین ترتیب الگوهایی درجامعه مورد توجه قرارگیرد که با اصول و ارزش­های جامعه­ ما به ویژه مذهب ما یکسان و هماهنگ باشد و از آن جایی که در فرهنگ اسلامی محور اصلاحات «فرهنگ­سازی» است لذا بایستی برنامه­سازی آموزشی، فرهنگی وتبلیغی فضای اجتماعی جامعه، علی­الخصوص دانشگاه را به نسبتی هدایت کرد که افراد به صورت طبیعی و خودجوش به رعایت عفاف و حجاب میل کنند. هم­چنین نیازهای طبیعی افراد درجهت نو بودن، خاص بودن، به روز بودن نیز تامین شود.

 

 پیشنهادهای پژوهشی

همان طور که ملاحظه گردید، نتایج نشان دادند که استفاده و تاثیرپذیری از رسانه­های جمعی خارجی (ماهوار و تلویزیون) و گروه­های مرجع به عنوان مهم­ترین عوامل در میان متغیرهای دیگر، بر مدگرایی، اثرگذار است، بنابراین پیشنهادهای پژوهشی باتوجه به نتایج تحقیق، در راستای تعدیل پدیده مدگرایی در بین دانشجویان، بدین شرح ارایه می­گردد:

- بیان مستدل و  منطقی علل، پیامدها و اثرات مثبت و منفی مدگرایی و راهکارهای تعدیل آن، از طریق ایجاد برنامه­های تجزیه و تحلیل و نقد مسایل اجتماعی جوانان با حضور متخصصان و مشارکت جوانانی که دارای دیدگاه­ها و عقاید فکری مختلف هستند.

- آگاه­سازی و بیان ریشه­ها و معانی ذاتی مُدهای غربی با توجه به عدم آگاهی برخی از جوانان از معانی و ریشه­های پیدایش مُدهای مورد نظر آنان.

- تولید وساخت فیلم­ها، سریال­ها و مستندهای آگاهی­دهنده به جوانان درزمینة مد ومدگرایی افراطی، علل، اثرات و پیامدهای آن.

- آگاه سازی درزمینه ضرورت رعایت ارزش­ها وهنجارهای اخلاقی، انسانی و دینی درجامعه و محیط خانواده، توسط والدین، به عنوان الگوهای مرجع موثر بر گرایش­های فرزندان.

- دعوت ازجوانان موفق درزمینه­های مختلف علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و ... به عنوان الگوهای مرجع وارایه دیدگاه­های آنان درزمینه مسائل ومشکلات جوانان ازجمله مدگرایی افراطی، ریشه­ها، پیامدها و راهکارهای مقابله با آن. 

- نظرسنجی از قشرهای مختلف جوان، در گروه­های سنی مختلف، جهت ارزیابی برنامه­های فعلی رسانه­ها و به کارگیری پیشنهادهای آنان برای ایجاد برنامه­های متنوع و جذاب در زمینه­های مختلف، با هدف کاهش توجه به برنامه­های ماهواره­ای.

- کنترل ونظارت دقیق بررسانه­های مختلف­کشور جهت عدم تناقض آن­ها بایکدیگر درارایه الگوهای رفتاری و هماهنگی در اهداف و محقق شدن آن­ها.  

- آشنایی جوانان با اندیشه­های اسلامی درتولیدات رسانه­ای مختلف و دانشگاه­ها، درخصوص پوشش، حجاب و عفاف و نقش و اثرات مثبت آن در مصونیت از انحرافات.

- تولید وساخت برنامه­هایی بامحتوای چگونگی ایجاد خانواده سالم، نقش و ویژگی­های آن، به منظور حذف اثرات نامطلوب گروه­های مرجع منفی بر جوانان.

- جایگزینی روش­های آگاهی­بخش غیرمستقیم مانند استفاده از رسانه­های جمعی به جای روش­های تنبیهی مستقیم. 

- هدف­مندی، برنامه­ریزی و تامین امکانات لازم توسط نهادها و سازمان­های مختلف جهت رفع مشکلات و مسایل مختلف جوانان علی­الخصوص ایحاد بازار کار و اشتغال با تامین هدف کاهش دل مشغولی­های جوانان برای گرایش به امور وقت­گیر مانند مدهای افراطی.

- حمایت از تولیدکنندگان داخلی برای ارایه الگوهای پوششی متناسب با ارزش­ها و هنجارهای جامعه و درعین حال ارضای حس تنوع­طلبی جوانان و برخورد قاطع و صریح مسئولین با واردکنندگان و طراحان الگوه­های پوششی و آرایشی نامناسب.

- توسعه و گسترش نمایشگاه­ها در زمینه مُدهای ایرانی- اسلامی و ترغیب جوانان به بازدید از آن­ها و انعکاس بازخورد این گونه برنامه­ها از طریق تبلیغات رسانه­های جمعی.

- ارزیابی و بررسی نقاط قوت و ضعف اقدامات صورت گرفته جهت تعدیل و کاهش پدیده مدگرایی مانند طرح حجاب و عفاف، توسط مسئولین و با مشارکت جوانان در فضای علمی و دانشگاه و انجام تحقیقات و پروژه­های دانشگاهی توسط دانشجویان در این زمینه.

 

پیشنهادهای اجرایی

با توجه به مسایل موجود در روند تحقیق و در جهت ثمربخش بودن و بهبود تحقیقات و پروژه­های آینده، پیشنهادهای ذیل ارایه می­گردد:

1. انجام مطالعات تطبیقی برای بررسی مسایل اجتماعی از جمله مدگرایی جوانان؛ زیرا همان طور که گفته شد مسایل اجتماعی مختلف از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مختلف نشات می­گیرند، بنابراین برای به دست آوردن نتایج مکمل، صریح و مکفی، انجام مطالعه تطبیقی مانند بررسی یک مساله اجتماعی در دو مکان مختلف، می­تواند، بسیار موثر باشد.

2. توجه به پیامدهای گرایش به پدیده­هایی مانند مُد و ارزیابی اقدامات صورت گرفته برای رفع یا کاهش آن مساله در کنار بررسی علل آن؛ از آن­جا که اکثر تحقیقات به بررسی علل یک مساله اجتماعی می­پردازند، لازم است پس از انجام تحقیقات لازم درباره علل به وجود آورنده آن، به بررسی اثرات مثبت و منفی آن و مهم­تر ازآن، ارزیابی اقدامات صورت گرفته درآن زمینه، نیز پرداخت. به طور مثال به بررسی و ارزیابی طرح­هایی مانند طرح حجاب و عفاف­که در قالب یک اقدام پژوهشی می­توان به نتایج مؤثری در این زمینه دست یافت، اشاره می­گردد.

 

منابع

 امیری، م. (1390). بررسی رابطه ابعاد دین­داری و سبک زندگی جوانان. پایان­نامه کارشناسی ارشد تهران، دانشگاه پیام نور.

پاسبانی، ا؛ و دیگری. (1391). مصرف تظاهری در آراء تورستون وبلن و موضوع پس انداز. مجله تحقیقات اقتصادی. شماره 98، صص 205- 241.

توبک، ا. (1386). هویت و مدگرایی (تحقیق جامعه­شناختی دانشجویان دختر). پایان­نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه الزهرا.

ریتزر، ج. (1385). نظریه جامعه­شناسیدر دورانمعاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر علمی فاین، بن.

سروستانی، ر؛ و دیگری. (1381). گروه­های مرجع در جامعه­شناسی و روان­شناسی اجتماعی با تاکید بر نظریه­های مرتن و فستینگر. مجله نامه علوم اجتماعی. شماره 20، صص 167- 149.

فخرسعادت، ز. (1385). بررسی میزان اثرگذاری رسانه­های ارتباط جمعی در انتخاب گروه­های مرجع توسط نوجوانان شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی.

کوزر، ل. (1385). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر علمی. چاپ دوازدهم.

مزینانی، م. (1382). میزان تاثیرپذیری دانش­آموزان دختر دوره دبیرستان منطقه یک تهران از فرهنگ بیگانه در زمینه مُد، آرایش و موسیقی. پایان­نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی.

 مزینانی، م. (1387). دختران شیعه و تهاجم فرهنگی. فصلنامه بانوان شیعه. سال 5، شماره 15، صص 57-37.

فاضلی، م. (1382). مصرف وسبک زندگی. قم: انتشارات صبح صادق. چاپ اول.

معیدفر، س؛ و دیگری. (1387). عوامل اجتماعی گرایش به مُد در میان جوانان 15 تا 29 ساله تهرانی. فصلنامه مطالعات جوانان. شماره 14 و 15، صص 12-1.

خواجه­نوری، ب. (1388). رابطه بین تصور از بدن و فرآیند جهانی شدن. مجله جامعه­شناسی کاربردی. سال 20، شماره 1، صص 24-1.

فرخ­نیا، ر؛ و دیگری. (1390). تاثیر فضای مجازی بر مدگرایی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک.

فرهنگی، ع؛ و دیگری. (1391). تاثیر رسانه­ها در تبلیغ سبک زندگی غربی با تاکید بر الگوی پوشش غربی. فصلنامه­ علمی- پژوهشی پاسداری فرهنگی انقلاب اسلامی. دانشکده علوم انسانی و قدرت نرم دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع)، سال دوم، شماره 5، بهار و تابستان 1391، صص 163-129.

رفعت­جاه، م. (1386). هویت انسانی زن در چالش با آرایش و مد. فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان. کتاب زنان، سال دهم.

بهار، م؛ و دیگری. (1388). سنخ­بندی مُد در تهران: با تاکید بر نحوه پوشش زنان. مجله پژوهش زنان. سال 7، شماره 3، صص 38-27.

موسوی، س؛ و دیگری. (1390). بررسی تاثیر شبکه­های مد روی دانشجویان­ دختر مطالعه موردی دانشگاه تهران. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. دوره چهارم، شماره 3، ص 116.

حمزه­ای، م. (1389). تعیین تفاوت­های جنسیتی در گرایش جوانان به گروه­های مرجع. مجله زن در توسعه و سیاست. سال 8، شماره 4، صص 119-97.

Bourdiuo, p. (1984). Distinction. New York. Routledge & Kegan paul.

Bourdiuo, p. (1984). Distinction.  A Soial critique of the jugements of taste. London: R.k.p.

Veblen, T. (1894). The Economic Theory Of WomansDress.The Popular Science monthly, Vol. 46, P.p. 198-205.

Veblen, T. (1992). The Theory of The Leisure Class. London: Transaction Publishers.

 

 



[1]. کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- ایران.                    E- mail: bayane.elahi@yahoo.com

[2]. استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم اجتماعی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

 

1. Veblen                                                                                                                                         

 2. H. Marcuse

 امیری، م. (1390). بررسی رابطه ابعاد دین­داری و سبک زندگی جوانان. پایان­نامه کارشناسی ارشد تهران، دانشگاه پیام نور.

پاسبانی، ا؛ و دیگری. (1391). مصرف تظاهری در آراء تورستون وبلن و موضوع پس انداز. مجله تحقیقات اقتصادی. شماره 98، صص 205- 241.

توبک، ا. (1386). هویت و مدگرایی (تحقیق جامعه­شناختی دانشجویان دختر). پایان­نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه الزهرا.

ریتزر، ج. (1385). نظریه جامعه­شناسیدر دورانمعاصر. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر علمی فاین، بن.

سروستانی، ر؛ و دیگری. (1381). گروه­های مرجع در جامعه­شناسی و روان­شناسی اجتماعی با تاکید بر نظریه­های مرتن و فستینگر. مجله نامه علوم اجتماعی. شماره 20، صص 167- 149.

فخرسعادت، ز. (1385). بررسی میزان اثرگذاری رسانه­های ارتباط جمعی در انتخاب گروه­های مرجع توسط نوجوانان شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی.

کوزر، ل. (1385). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه­شناسی. ترجمه: م، ثلاثی. تهران: نشر علمی. چاپ دوازدهم.

مزینانی، م. (1382). میزان تاثیرپذیری دانش­آموزان دختر دوره دبیرستان منطقه یک تهران از فرهنگ بیگانه در زمینه مُد، آرایش و موسیقی. پایان­نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی.

 مزینانی، م. (1387). دختران شیعه و تهاجم فرهنگی. فصلنامه بانوان شیعه. سال 5، شماره 15، صص 57-37.

فاضلی، م. (1382). مصرف وسبک زندگی. قم: انتشارات صبح صادق. چاپ اول.

معیدفر، س؛ و دیگری. (1387). عوامل اجتماعی گرایش به مُد در میان جوانان 15 تا 29 ساله تهرانی. فصلنامه مطالعات جوانان. شماره 14 و 15، صص 12-1.

خواجه­نوری، ب. (1388). رابطه بین تصور از بدن و فرآیند جهانی شدن. مجله جامعه­شناسی کاربردی. سال 20، شماره 1، صص 24-1.

فرخ­نیا، ر؛ و دیگری. (1390). تاثیر فضای مجازی بر مدگرایی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک.

فرهنگی، ع؛ و دیگری. (1391). تاثیر رسانه­ها در تبلیغ سبک زندگی غربی با تاکید بر الگوی پوشش غربی. فصلنامه­ علمی- پژوهشی پاسداری فرهنگی انقلاب اسلامی. دانشکده علوم انسانی و قدرت نرم دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع)، سال دوم، شماره 5، بهار و تابستان 1391، صص 163-129.

رفعت­جاه، م. (1386). هویت انسانی زن در چالش با آرایش و مد. فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان. کتاب زنان، سال دهم.

بهار، م؛ و دیگری. (1388). سنخ­بندی مُد در تهران: با تاکید بر نحوه پوشش زنان. مجله پژوهش زنان. سال 7، شماره 3، صص 38-27.

موسوی، س؛ و دیگری. (1390). بررسی تاثیر شبکه­های مد روی دانشجویان­ دختر مطالعه موردی دانشگاه تهران. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. دوره چهارم، شماره 3، ص 116.

حمزه­ای، م. (1389). تعیین تفاوت­های جنسیتی در گرایش جوانان به گروه­های مرجع. مجله زن در توسعه و سیاست. سال 8، شماره 4، صص 119-97.

Bourdiuo, p. (1984). Distinction. New York. Routledge & Kegan paul.

Bourdiuo, p. (1984). Distinction.  A Soial critique of the jugements of taste. London: R.k.p.

Veblen, T. (1894). The Economic Theory Of WomansDress.The Popular Science monthly, Vol. 46, P.p. 198-205.

Veblen, T. (1992). The Theory of The Leisure Class. London: Transaction Publish