بررسی عوامل تأثیرگذار بر جذب مخاطبان تئاتر در شهر تهران

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته‌ مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات آذربایجان‌شرقی؛ تبریز- ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، گروه علوم ارتباطات اجتماعی؛ تهران- ایران (نویسنده‌ مسئول).

چکیده

این مقاله برگرفته از پژوهشی است که با هدف بررسی و شناخت دلایل حضور مخاطبان در اجراهای تئاتر بوده که با روش پیمایش انجام شده است. ابزار اندازه­گیری در این پژوهش پرسشنامه بوده و در بین 384 نفر از تماشاگران تئاتر در سالن‌های تئاتر تهران از جمله تئاتر شهر، تالار وحدت، خانه هنرمندان و ... توزیع شده است. نتایج حاصل از این پژوهش به شرح زیر است:
مردان بیشتر به تماشای تئاتر می‌روند. مخاطبان تئاتر ازنظر توزیع سنی بین 16 تا 38 سال قرار دارند. افراد مجرد بیشتر به تئاتر می‌روند. اکثریت مخاطبان تئاتر تحصیل‌کرده و از طبقه اجتماعی متوسط رو به بالا هستند. مخاطبان تئاتر اغلب بدون برنامه­ریزی و به همراه دوستان خود به تماشای تئاتر می‌روند. بیشترین منبع کسب اطلاع از تئاترهاتوسط مخاطبان، اینترنت و دوستان بوده است. هم­چنین به ترتیب نمایشنامه­نویس، کارگردان، بازیگران، سبک نمایش، طراحی صحنه، سالن نمایش و قیمت بلیط به عنوان معیارهای مخاطبان برای انتخاب یک تئاتر بوده است. با استفاده از آزمون تحلیل عاملی 5 عامل برای علاقه‌مندی مخاطبان به تئاتر تعیین شدکه عبارتند از: 1. زنده بودن تئاتر، 2. وجود صداقت وعدم سانسور در تئاتر، 3. ویژگی‌های منحصر به فرد رسانه تئاتر، 4. خاص جلوه کردن مخاطبان تئاتر و 5. انگیزه و نیاز مخاطبان. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Identifying factors influencing the theater audiences in Tehran

نویسندگان [English]

  • Fatemeh karimvand 1
  • Haji Mohammad Ahmadi 2
چکیده [English]

This article was aimed to evaluate the reasons for audience who participate in theater performances which was conducted with survey method. Measuring instrument was a questionnaire and it was contributed among 384 theater audiences in Shahr Theater, Vahdat Hall and the Artists’ House. The results of this study are as follows: Men are more likely to watch theater, and theater audiences are in the age range of 16 to 38 years. Singles go to theater more than married. The majority of theater audiences are educated and high social class. Theater audiences usually go without any special plans and with their friends. The sources for getting information about performances were internet and friends. Playwright, director, actors, genre drama, stage design and theater ticket prices were ordinal criteria for theater audiences. The five factors were determined as inviting reasons to theater: 1. live environment. 2. Honesty and lack of censorship in the theater. 3. Unique features. 4. Special effects. 5. Motivation and audiences’ need. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Theater
  • audiences and influencing factors for attracting audience

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال پنجم، شماره بیستم، پائیز 1392

ص ص 146-129

 

 

 

 

 

بررسی عوامل تأثیرگذار بر جذب مخاطبان تئاتر در شهر تهران

فاطمه کریم­وند[1]

دکتر حاجی­محمد احمدی[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/3/1394       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:7/5/1394

چکیده

این مقاله برگرفته از پژوهشی است که با هدف بررسی و شناخت دلایل حضور مخاطبان در اجراهای تئاتر بوده که با روش پیمایش انجام شده است. ابزار اندازه­گیری در این پژوهش پرسشنامه بوده و در بین 384 نفر از تماشاگران تئاتر در سالن‌های تئاتر تهران از جمله تئاتر شهر، تالار وحدت، خانه هنرمندان و ... توزیع شده است. نتایج حاصل از این پژوهش به شرح زیر است:

مردان بیشتر به تماشای تئاتر می‌روند. مخاطبان تئاتر ازنظر توزیع سنی بین 16 تا 38 سال قرار دارند. افراد مجرد بیشتر به تئاتر می‌روند. اکثریت مخاطبان تئاتر تحصیل‌کرده و از طبقه اجتماعی متوسط رو به بالا هستند. مخاطبان تئاتر اغلب بدون برنامه­ریزی و به همراه دوستان خود به تماشای تئاتر می‌روند. بیشترین منبع کسب اطلاع از تئاترهاتوسط مخاطبان، اینترنت و دوستان بوده است. هم­چنین به ترتیب نمایشنامه­نویس، کارگردان، بازیگران، سبک نمایش، طراحی صحنه، سالن نمایش و قیمت بلیط به عنوان معیارهای مخاطبان برای انتخاب یک تئاتر بوده است. با استفاده از آزمون تحلیل عاملی 5 عامل برای علاقه‌مندی مخاطبان به تئاتر تعیین شدکه عبارتند از: 1. زنده بودن تئاتر، 2. وجود صداقت وعدم سانسور در تئاتر، 3. ویژگی‌های منحصر به فرد رسانه تئاتر، 4. خاص جلوه کردن مخاطبان تئاتر و 5. انگیزه و نیاز مخاطبان.

     واژگان کلیدی: تئاتر، مخاطبان و عوامل موثر بر جذب مخاطب.

 

 

 

 

مقدمه

بنابر تعریف مارشال مک لوهان از رسانه­های سرد و گرم می‌توان تئاتر را یک رسانه سرد نامید زیرا مشارکت بیشتری را ازجانب مخاطب می‌طلبد. اما این پرسش مطرح می‌شودکه مخاطبان تئاتر چه کسانی هستند؟ و تئاتر چه کسانی را جذب می‌کند؟

یکی از معضلات تئاتر در ایران، نداشتن مخاطب کافی یا ناتوانی جذب مخاطب عام در جامعه است. مخاطبان تئاتر در ایران به سه گروه روشنفکران، استادان و عده­ای از جوانان دانشجو محدود می‌شود (آذری، 1391: 73). هم اکنون بیش از 500 سالن چند منظوره و مجموعه­های فرهنگی و هنری در کشور وجود دارد ولی با توجه به خلاء موجود و عدم ارتباط تنگاتنگ میان مخاطب و هنرمند هنوز جایگاه هنر و به ویژه هنر تئاتر آن گونه که شایسته است در بین مردم و جامعه نهادینه نشده است.

تئاتر ایران در حال حاضر از نظر جذب و اقناع مخاطب در شرایطی بحرانی است. به نظر می‌رسد تئاتر ایران در راستای جذب حمایت مادی و معنوی مخاطب تاکنون موفقیتی کسب نکرده، چرا که حل بحران مخاطب، در گرو رفع اختلال ارتباطی تئاتر با مخاطب است. تئاتر، وابسته‌ترین هنرها به مخاطب است. رخداد تئاتری بدون توانایی جذب مخاطب، به گفتمانی درون متنی محدود می‌شود و بسط و توسعه‌ اجتماعی که ویژگی هنر تئاتر است نمی‌یابد.

آمار دقیقی از مخاطبان تئاتر وجود ندارد اما به طور متوسط سالانه دو میلیون نفر مخاطب تئاترها هستند(سعیدی، 1391)، و این­میزان برای جمعیت 70 میلیونی ایران بسیارکم است و آمار تماشاگران تئاتر در سال‌های اخیر به روشنی گویای این مطلب است که تا چه اندازه از اصل جهانی "تئاتر برای همه" فاصله داریم. اگر ازهم اکنون قدم موثری برای حل این مسئله برداشته نشود، با همین روال جاری، تاچند دهه آینده نیز نمی‌توان به رشد مخاطب تئاتر در کشور امیدوار بود. شاید بتوان شناخت مخاطب و آگاهی از دلایل او برای حضور در اجرا های تئاتر را به عنوان اولین قدم برای حل بحران مخاطب این رسانه معرفی کرد.

شناخت مخاطبان و آگاهی از سلایق و خواسته های آنان برای یک رسانه، سازندگان و دستاندرکاران یک اثر اهمیت بسیاری دارد. این شناخت و آگاهی از علایق مخاطبان ضروری است و می­توان با توجه به آن اثری بهتر و پر بیننده­تر خلق­کرد؛ در نتیجه رسانه‌ها نیز می‌توانند خدمات خود را به صورت کارآمد­تری به مخاطبان ارائه کنند. مخاطب شناسی صرفاً به این معنی نیست­که کدام تئاتر چه قدر بیننده دارد و مثلاً طیف مخاطبان کدام تئاتر بیشتر است. البته این مسئله، عنصر مهمی در مخاطب­شناسی است که وضعیت آماری مخاطبان مشخص باشد ولی کافی نیست.

در شرایط ناشی از رقابت شدید بین رسانه‌ها و تغییرات مداوم، داشتن آگاهی "تاریخی" در مورد میزان و ترکیب مخاطبان به هیچ وجه کافی نخواهد بود. در چنین شرایطی، ضروری است که سلایق و علایق مخاطبان نیز پیش بینی و هدایت شوند. البته چنین کاری اساساً به مهارت تخصصی، الهام و اقبال بستگی دارد، هر چند داشتن شناختی عمیق از عواملی که مخاطبان را به جنب و جوش می‌آورند، می‌تواند مفید باشد. نظریه‌پردازان، هم­چنین به عواملی که افراد را بر می­انگیزانند تا به مخاطبان بپیوندند و نیز به عوامل مؤثری که مخاطبان را حفظ می‌کنند، توجه دارند(مک­کوایل، 1385: 97).

اساساً امروزه درمطالعات اجتماعی و فرهنگی رویکرد کیفی در روش تحقیق بر روش‌های کمی غالب شده است و محققان در پی این هستند که به لایه­های درونی‌تر و عمیق‌تری از واقعیت دست یابند که قطعاً روش‌های­کمی صرفاً نمی‌تواند برای این هدف ابزار مناسبی باشد. مثلاً این­که فلان تئاترطنز یا تئاتر خاص بیشترین بیننده را داشته است تصویری روشن و دقیق از مخاطب تئاتر ارائه نمی‌‌دهد و حداقل این که جایگاه یک تئاتر را در میان تئاترهای گوناگون مشخص می‌کند. این نوع نظرسنجی‌ها و آمارگیری‌ها در حین ضرورت به شناخت علمی مخاطب کمک چندانی نمی‌کند. بنابراین با بررسی و شناخت دلایل حضور مخاطبان در اجراهای تئاتر، به نوعی شناخت از مخاطبان تئاتر دست می‌یابیم. هم­چنین در این مقاله قصد داریم بدانیم مخاطبان تئاتر به لحاظ جمعیتی، سطح سواد، سطح درآمد، تعلقات گروهی و اجتماعی، نوع تئاتر مورد پسند چگونه هستند؟ و به طورکلی در این مقاله در پی شناخت کافی از فرهنگ، خواسته‌ها، آرمان‌ها و نیازهای مخاطب امروزی تئاتر هستیم.

 

تئاتر به مثابه یک هنر و یک رسانه فاخر

تئاتر به مثابه یک رسانه از امکانات متفاوتی استفاده می‌کند تا پیام مورد نظر نویسنده و کارگردان را به مخاطب انتقال دهد. به عبارت دیگر تئاتر با وجود مشابهت­هایی که با دیگر رسانه­ها دارد، اما در عین حال تفاوت­های بنیادینی هم با آن‌ها دارد. برای مثال هنر تئاتر برخلاف هنری همانند نقاشی در سکوت رخ نمی‌دهد، یعنی تئاتر علاوه بر این ­که از نشانه‌های دیداری برای ارتباط با مخاطب سود می‌جوید، می‌تواند از امکانات کلامی هم استفاده نماید. از سوی دیگر تفاوت آن با رسانه­هایی مانند تلویزیون این است که در تئاتر ارتباطات رو در رو است و تأثیر و تأثرهای متقابلی رخ می­دهد در حالی که در تلویزیون این ‌گونه نیست.

برخی نظریه‌پردازان معتقدند تلفیق همین نشانه‌های دیداری و کلامی رسانه تئاتر را شکل می‌دهد. اما برخی نیزعقیده دارند، این دو را می‌توان در بازشناسی اجزای نمایش کاملاً از یکدیگر منفک کرد. ما روی صحنه تئاتر با دو دنیای کاملاً متفاوت روبرو هستیم. اول؛ دنیایی که تعدادی آدم در آن زندگی می‌کنند و روابطی درون متنی را در مواجهه با یکدیگر پشت­ سر می‌گذارند. دوم؛ دنیایی که بیننده نمایش، آن‌ها را با فعل دیدن و درک کردن از سر می‌گذراند. درآغاز، کارگردان دنیایی را می‌سازدکه تعدادی شخصیت جهان زیسته خود را در آن سپری می‌کنند و در وهله بعد این جهان زیسته به تجربه غیر مستقیم تماشاگر بدل می‌شود. بنابراین زبان­بصری تئاتر به ما کمک می‌کند تا جهان متن را درک کنیم. یعنی زبان­بصری، زبانی است که صاحب اثر به مدد طراحی نشانه‌ها از طریق آن با مخاطب خود سخن می‌گوید. در صحنه تئاتر کارگردان می‌تواند فرستنده باشد و تماشاگر گیرنده. از سوی دیگر پیامی وجود دارد که این پیام باید به بیننده منتقل شود. پیام کلی یک نمایش می‌تواند گفتمانی باشد که نویسنده و کارگردان آن را در طول اثر خود بسط می‌دهند و این در حالی ست که هر صحنه به طور مجزا می‌تواند دارای پیام ویژه خود نیز باشد. این پیام برای اینکه منتقل شود نیازمند یک مجراست. مجرا در یک اجرای تئاتری می‌تواند صحنه و اتمسفر و موردی باشد که یک تئاتر در طول زمان اجرا ایجاد می‌کند. از سوی دیگر پیامی­که از سوی این مجرا منتقل می‌شود باید دارای رمزهایی باشد که از عناصر مشترکی میان صاحب اثر و مخاطب شکل بگیرد.

با این حال تئاتر دارای ویژگی­های منحصر به­ فرد خود است. نظریه­پردازان برای تئاتر 5 ریشه ترسیم کرده­اند: 1. آموزش، انتقال تجربیات از نسلی به نسل دیگر؛ 2. مقابله با نیروهای طبیعی و ماوراء طبیعی؛ 3. خودنمایی و ابراز وجود؛ 4. آیین و مراسم گروهی؛ 5. کسب لذت و سرگرمی(هولتن، 1364: 21). همه این مؤلفه‌ها در قالب رسانه تئاتر در یک عنصر مشترک هستند و آن ایجاد ارتباط است. به واقع در تمام مراحل پروسه تئاتر، عنصر ارتباط امری حیاتی است. از همان ابتدا که الف قرار است در نقش ب ظاهر شود، به نوعی ارتباط با نقش و کاراکتر ایجاد می­شود و آخرین مرحله که ج به تماشای آن می­نشیند، امر ارتباط هم­چنان پابرجا است.

از سوی دیگر مهم‌ترین عنصر این ارتباط، یعنی بدن نیز به 5 شیوه پیام­ رسانی می­کند:

1. برون­افکنی عواطف و هیجانات: عمدتاً از راه چهره، بدن و صدا.

2. برون­افکنی نگرش­های بین­ فردی: ما به کمک عوامل غیرکلامی مثل نزدیک کردن خود به دیگران، آهنگ یا لحن صدا، لمس، نگاه و حالت های چهره، روابط دوستی و ... با دیگران ارتباط برقرار می­کنیم.

3. ملازمانت و عوامل پشتیبان کننده از گفتار: تعامل­گرایان دائماً مشغول توالی پیچیده­ای از سر تکان دادن­ها، برخورد نگاه­ها و آواگری­های غیرکلامی هستند که به طور تنگاتنگی با گفتار همزمانی داشته و نقشی اساسی در مکالمه بازی می­کند.

4. خودنمایی: که عمدتاً به وسیله ظاهر و با درجه­ای کمتر، از طریق صدا حاصل می­شود.

5. آداب تشریفات: علائم غیرکلامی در خوشامدگویی­ها، سلام و احوالپرسی‌ها و سایرتشریفات، نقشی بارز و در خور توجه دارند(آرژیل، 1378: 18).

 از سوی دیگر، ارتباط در جهان هنر و به ویژه در تئاتر از طریق قراردادها­یی­که بین مخاطب و هنرمند منعقد می­شود صورت می­گیرد. به همین دلیل است که گفته می­شود تئاتر زبان خاص خودش را دارد. این زبان متشکل از عناصر گوناگونی است که به شیوه­های متنوع، مطابق با قواعدی خاص، برای القای پیام یک نمایش ترکیب شده­اند(افشاری­اصل، 1390). هولتون(1364) مهم‌ترین­عناصر قراردادی تئاتر را بازیگر، متن نمایشنامه، جایی برای اجرا، وجود نوعی زمینه نمایشی و یک سازمان دهنده معرفی می­کند. با همه این توصیف ها تئاتر در همه ادوار کارکرد خود را حفظ کرده است و آن ایجاد ارتباط با مخاطب است چرا که تئاتر با تلقین و القاء سرو کار دارد(اظهری، 1375). اما در هر صورت اجرا به عنوان یک رسانه عمل می­کند تا روایتی را توسط گروه اجرایی در صحنه جان ببخشد. اگر قدرت دایره تئاتر را گسترش دهیم و بافرض زنده بودن و بی­واسطه­گی به آن بنگریم خود اجرا به رسانه­ای وسیع تبدیل­می‌شود. چنین ویژگی­های منحصر به ‌فرد تئاتر باعث می­شود تا ما همیشه تئاتر را به عنوان نه تنها یک رسانه، بلکه آن را به مثابه یک رسانه فاخر در نظر بگیریم. به واقع در میان سایر رسانه­های جمعی تنها تئاتر است که به عنوان یک هنر والا و فاخر نیز مد نظر قرار می­گیرد. از این رو که تئاتر از بدو پیدایش تا به امروز تلاش کرده است تا در تعالی بشریت گام بر دارد دایره موضوعات آن وسعت ­کل جهان هستی است. به واقع همیشه تعالی و استعلای بشریت یکی از اهداف دیرینه تئاتر بوده است. چنین تعامل‌هایی معمولاً از طریق تقلید به دست می­آید. طبیعت به منزله تصویری از کمال تلقی می‌شد، و هنر به مثابه چیزی که هدف تقلید از این کمال را دارد می‌دیدند.

 

تئاتر، وابسته‌ترین رسانه به مخاطب

خلق اثر در لحظه حضور مخاطب، تئاتر را در میان سایر شکل‌های هنری دارای ویژگی منحصر به فردی کرده است و به جرأت می‌توان گفت که تئاتر تنها هنری است که در تمام شکل‌های آن به وجود و حضور مخاطب نیاز دارد. 

در سال‌های اخیر، بحران مخاطب، درایران به شدت چشمگیر بوده است. این بحران زمانی پر رنگ‌تر می‌نماید که به نقش و جایگاه مخاطب در تبیین و تعریف هنر تئاتر توجه کنیم. لزوم همزمانی حضور فیزیکی مخاطب و اجرا، وابستگی به خط زمانی و مؤلفه‌‌های پیش‌بینی نشده در فرایند ارتباط تئاتر با مخاطبان مختلف، از دلایلی است که مخاطب را جزئی از ساختار ماهوی نمایش قرار می‌دهد. تا جایی که می‏توان گفت مخاطب، رکنی از اجرای تئاتر بوده و به طور مستقیم در سرنوشت اجرا دخالت داشته است. لازمه توسعه تئاتر اهمیت دادن به مخاطب و شناخت نیازهای او است. اتخاذ هر رویکرد در مورد هنر تئاتر در ایران در درجه نخست، منوط به شناخت مخاطب است، این امری است که تا به امروز مغفول مانده است. پرداختن به نقش و اهمیت تماشاگر در تئاتر، مختص به نگرش‌های معاصر در نظریه‌پردازی تئاتر نیست. شواهد موجود از نخستین فعالیت‌های تئاتری در تمدن‌های مختلف نشانگر این واقعیت است که از گذشته‌ دور، این نقش مورد توجه نمایشگران بوده و میزان توفیق یا عدم توفیق یک اثر نمایشی، تا حد بسیار بالایی متأثر از تعامل و رابطه‌ تماشاگر با آن اثر خاص بوده است. در مجموع می‏توان گفت که تعالی کمی و کیفی تئاتر ممکن نیست مگر زمانی که مخاطب آن به عنوان جامعه‌ هدف، مورد بررسی و شناختی همه جانبه قرار گیرد.

بدین منظور در این مقاله در پی شناسایی عوامل موثر بر جذب مخاطب، انواع مخاطب تئاتر و هم­چنین شناخت دسته‏های مختلف مخاطب، با ویژگی‌ها و خصوصیت های اجتماعی آن‏ها، هم­چون طبقه اجتماعی، میزان تحصیلات، نوع شغل، سن و جنس مخاطبان هستیم، هم­چنین شناسایی­انواع نمایش‌های مورد علاقه آن‌ها نیز مدنظر قرار خواهد گرفت و سپس دلایل حضور این مخاطبان در اجراهای تئاترها مورد بررسی قرار می­گیرد.

 

مخاطب و تحول‌های آن

مخاطب مفهومی متغیر است و به ویژه در دهه‌های اخیر پیشرفت‌های تکنولوژیکی و تغییرهای اجتماعی منجر به تحول مفهوم مخاطب شده‌اند.

نقش تکنولوژی: پیشرفت و گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعی نقش مهم در شکل‌گیری و تحول مفهوم مخاطب داشته است و به طور کلی بخشی از پیشرفت دانش ارتباط ها تحت تأثیر گسترش و اختراع تکنولوژی‌های پیشرفته‌تر، سبک‌تر و کوچک‌تر، ارزان‌تر و قابل دسترس‌تر بوده است.

ظهور مخاطبان رسانه‌های جمعی عمدتاً با رواج کتاب‌های چاپی آغاز شد و اختراع فیلم و سینما به عنوان شکل جدید توزیع محتوا، اولین مخاطب جمعی واقعی را ایجاد کرد و با رواج دستگاه‌های گیرنده رادیویی برای اولین بار مخاطبان دارندگان تجهیز دریافت رسانه‌ای شدند. پس از آن، با رواج تلویزیون تجربه مصرف رسانه‌ای بیشتر خصوصی شد و مخاطبان تلویزیون بیشتر به عنوان پدیده‌ای توده‌وار به نظر آمدند: گسترده، گمنام، معتاد و منفعل(مک­کوایل، 1380: 10-7).

درحال حاضر تکنولوژی‌های ارتباطی و رسانه‌ای جدید چهارتغییر عمده را در مخاطبان رسانه‌ای ایجاد کرده‌اند:

اول، فراهم شدن امکانات جدید برای پخش برنامه‌های تلویزیونی از طریق ماهواره و کابل است. دوم، گسترش سریع شیوه‌های جدید ضبط، نگهداری و بازیابی صدا و تصویر است. سوم، به فراملی شدن بیشتر جریان برنامه‌های تلویزیونی و نیزامکان و ظرفیت زیاد پخش ماهواره‍‌ای برنامه‌ها به ورای مرزهای ملی، و حجم بیشتر صادرات و واردات برنامه‌های تلویزیونی مربوط است. چهارم، امکان فزاینده استفاده دو سویه از بسیاری از رسانه‌ها به واسطه سیستم‌های کامپیوتری است(همان: 16-15).

نقش عوامل اجتماعی: شاید بتوان گفت­که تحول‌های تکنولوژیکی به­ طور نسبتاً یکسانی در همه جوامع برروی مخاطبان تأثیر می‌گذارد اما درمورد تحول‌ها و مسائل اجتماعی وانسانی وضعیت به گونه‌ای دیگر است. در این­جا به طور مختصر به موضوع‌های مهمی که در رابطه با نوع، اندازه، ترکیب، نگرش و رفتار استفاده مخاطبان از رسانه‌ها در یک سطح وسیع تأثیر می‌گذارد اشاره شود.

 

نظریه­های مخاطب

در مورد نظریه­های مربوط به مخاطب هم­چون دسته‌بندی مخاطبان در منابع مختلف انسجام و یکدستی وجود ندارد مثلاً در کتاب «مقدمه‌ای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی» که بر گرفته از کتاب نظریه‌های "مک کوایل" است از چهار نظریه نام می‌برد که عبارتند از:

  1. مخاطب به عنوان مجموعه‌ای از تماشاچیان، خوانندگان و شنوندگان: تاکید عمده این نظریه بر تعداد و خصوصیت های جمعیت­شناختی مردم است و مخاطب چیزی فراتر از موضوع دریافت و یا توجه کردن مخاطب به پیام نیست.
  2. مخاطب به معنای توده: در این نظریه تاکید بر کثرت زیاد عناصر، و عدم تجانس و پراکندگی، و گمنامی، فقدان سازماندهی و احساس اجتماعی بین اجزاء تشکیل دهنده مخاطب است.
  3. مخاطب به معنی همگان یا گروه اجتماعی: در این نظریه یک گروه اجتماعی فعال، متعامل و مستقل مخاطب وجود داردکه خدماتی را از طرف بعضی رسانه‌ها دریافت می­کند ولی موجودیت آن متکی به رسانه­ها نیست.
  4. مخاطب به معنای بازار: توسعه اقتصادی در قرن نوزدهم سبب توسعه نظریه «مخاطب به معنای بازار» گردید. این نظریه رابطه بین مخاطب و رسانه را به صورت رابطه مصرف­کننده- کالا در نظر می‌گیرد روابط اجتماعی درون مخاطبان را نادیده می‌گیرد و بیشتر به معیارهای اقتصادی- اجتماعی مخاطب توجه دارد(مهرداد، 1380: 144-143).

 

نظریه استفاده و خشنودی

رویکرد استفاده و رضامندی یکی­از رویکردهایی است­که نقش فعالی برای مخاطبان درجریان ارتباط­ها قائل است و با فاصله گرفتن از رویکردهای محرک- پاسخی که مخاطبان خود را افرادی منفعل نشان می‌داد که صرفاً در مقابل پیام‌های آن واکنش نشان می‌دهند، ظهور خود را اعلام کرد. این نظریه بر این فرض استوار است که استفاده از رسانه حتماً برای رفع نیاز است­که این امر ممکن است به صورت آگاهانه و یا ناآگاهانه صورت پذیرد. آن­چه در این رویکرد اهمیت دارد درک انگیزه‌هایی است که موجب انتخاب یک رسانه یا محتوای خاصی از رسانه از سوی مخاطب می‌شود.

کاتز و بلامر اولین کسانی بودندکه درسال 1974 درکتاب «استفاده از ارتباط های جمعی» این رویکرد را مطرح کردند. اولین مقاله­که کلیت های این نظریه تشریح شد درمقاله­ای از کاتز، خطاب به برلسون بیان شد. «در آن مقاله کاتز به ادعای برلسون(1959) که حوزه پژوهش ارتباط­ها به نظر مرده می‌آید، پاسخ داد»(سورین و دیگری، 1389: 420). تکیه­گاه اصلی این رویکرد، چرخش ازسؤال «رسانه‌ها با مردم چه می‌کنند» به سوی این سؤال که «مردم به رسانه‌ها چه می‌کنند» قرار داشت. این جابجایی گویای چالش فکری بسیاری از محققان ارتباط­های جمعی بود که ضرورت بینشی تازه در نگاه به مخاطبان را مطرح می‌ساخت. هر چند که دو دهه قبل از بیان آن توسط کاتز و بلامر نیز انتقادهای فراوانی به رویکرد تأثیر رسانه‌ها وارد بود، اما کتاب­کاتز و بلامر را می‌توان نقطه عطفی برای چرخش به طرف دیدگاه استفاده و رضامندی دانست. به واقع کاتز و همکارانش با توصیفی­که از رویکرد استفاده و رضامندی عرضه کردند، مؤثرترین نقش را بر عهده داشتند. این توصیف به اختصار چنین بود:

... فرد با خواستگاه­های اجتماعی و روان‌شناختی نیازهای خود مواجهه است­که این نیازها موجد انتظار او از رسانه های جمعی و یا سایر منابع است و در نهایت به الگوهای متفاوت روی­ آوری به رسانه‌ها (یا پرداختن به سایر فعالیت‌ها) منتهی می‌شود وحاصل آن ارضای نیازها و یا پیامدهای دیگری است­که شاید در بسیاری از آن‌ها تعمد دخیل نیست(نیکو و دیگران، 1381: 23).

همان‌طور که ازاین توصیف بر می­آید این رویکرد علاوه بر عناصر روان­شناسی برای تعیین مخاطبان، برعوامل جامعه­شناختی مخاطبان برای بر آوردن نیازهایش که نوع نیازهای فرد را تعیین می‌کند نیز تاکید دارد. رویکرد استفاده و رضامندی براین اصل استوار است­که پیام رسانه فعال است­که درآن مخاطب از آن رو فعال است که به دنبال رضامندی است و باور دارد که انتخاب رسانه رضامندی مورد نظرش را فراهم خواهد آورد. این مشارکت فعالانه از مخاطب با رسانه بر رضامندی حاصل از رفتار رسانه ای اثر می‌گذارد. این فعال بودن دارای ابعاد مختلفی است­که می‌توان از موارد آن تعمدی بودن، انتخابی بودن، درگیر شدن و سودمندی را نام برد.

البته نباید از نظر دور داشت که همه این موارد با هم همپوشانی دارند. این موارد هم­چنین بیان کننده این هستندکه مخاطبان به یک اندازه فعال نیستند و برخی از رسانه‌ها ایجاب می‌کنند که مخاطب فعالیت بیشتری داشته باشد. میزان فعال انگاشته شدن مخاطب در درجه اول بستگی دارد به این که تا چه حد آگاهانه و با انگیزه دست به انتخاب می‌زند. اما به همین جا ختم نمی‌شود و به موضوع هایی مثل تأمل آگاهانه در رسانه و بهره‌وری از آن چه از رسانه در سایر عرصه های زندگی به دست می‌آید نیز می‌کشد. «علت استفاده از رسانه‌ها، تجربه کردن مسائلی است که از شرایط اجتماعی و روانی ناشی می‌شود»(مک کوایل، 1385: 332). مسائلی از قبیل جستجوی اطلاعات، تماس اجتماعی، انحراف توجه، فراگیری اجتماعی و رشد، و برای حل آن‌هاست­که مخاطب دست به دامن رسانه­ها می­شود(ایستن وهمکاران، 2002: 396).

در مقایسه انتقادی در مطالعه استفاده و خشنودی تلاش شده است مطالعه ها با نظریه روان‌شناختی انتظار ارزش مرتبط شود: ابهام تعاریف عملیاتی و مدل تحلیلی، مورد انتقاد قرار گرفته و همسازی درونی مورد تردید قرارگرفته و نیز فقدان توجیه نظری برای مدل عرضه شده، ذکرشده و گفته شده است "بحث خشنودی از نتایج خیلی دورتر می­رود به طوری که از زیر بناهای نظری پشتیبانی نمی­کند(استانفورد و همکاران، 2004).

مک­کوایل(1985) پژوهشگران این حوزه را به خاطر افراط کاری مورد نقد قرار داده است. پژوهش استفاده و خشنودی اکنون می‌کوشد، فرهنگ (منشأ تولید، معنی و استفاده) افراد مخاطب (هویت، صفت­ها و دلایل حضور در جمع مخاطبان) رفتار فردی (نوع، فراوانی علل، آثار و پیوند های متقابل) و جامعه و کار رسانه‌ها در آن را مطالعه کند. وی استدلال می‌کند که این کار بازگشتی است به برقراری پیوند میان علوم اجتماعی و علوم انسانی که کاتز در فراخوان خود برای پژوهش در استفاده از رسانه‌ها توصیه کرد و هرگز تحقق نیافت.

انتقاد دیگر آن که خیلی زیاد به فرد متمرکز شده است به طوری که با تکیه بر نیاز، ساختار اجتماعی و جایگاه رسانه های همگانی در آن ساختار را نادیده می‌گیرد. علاوه بر این موارد دیگری نیز به این رویکرد افزوده شده است که می­توان آن را به صورت زیر بیان کرد:

  1. مخاطب فعال محسوب می‌شود یعنی، بخش مهمی از استفاده از رسانه‌ها معطوف به هدف فرض می‌شود.
  2. در فرایند جمعی مخاطب در امر مرتبط ساختن ارضای نیاز و انتخاب رسانه ای ابتکار عمل زیادی دارد.
  3. رسانه‌ها با دیگر منابع ارضای نیاز رقابت می‌کنند.

هم­چنین راه‌های طبقه­بندی نیازها و خشنودی مخاطب نیز به صورت زیر ارائه می­شود:

  1. فوری
  2. تأخیری
  3. اطلاعاتی، آموزشی
  4. تخیلی، فراغتی.

از سوی دیگر کاتز، گورویچ و بلومر(1974) رسانه‌ها را ابزاری می­دانند که افراد برای ارتباط یا عدم ارتباط خود با دیگران مورد استفاده قرار می­دهند. بر همین اساس نیازها درباره کارکرد های اجتماعی و روان‌شناختی رسانه­های جمعی گرفته شده در پنج دسته قرار دارند:

1)    نیازهای شناختی (کسب اطلاع، آگاهی و شناخت)

2)   نیازهای عاطفی (تجارب عاطفی، لذت‌بخش یا زیبایی­شناسانه)

3)   نیازهای انسجام­بخش شخصی (تقویت اعتبار؛ اعتماد؛ ثبات و پایگاه)

4)   نیازهای گریز از تنش (فراغت و آسایش).

 اما شیوه­های برآورده کردن نیازها نیز بسیار متنوع است. برای مثال، در نظریه دگرگونی فرهنگی اینگلهارت، شخص بیشترین ارزش‌ها را برای آن چیزهایی قائل می­شود که عرضه آن‌ها نسبتاً کم است، و یا این که می­توان این‌گونه بیان کرد که با توجه به سلسله مراتب نیازهای مازلو، عرضه نیازهای فیزیولوژیک کم است، بدین جهت هر رسانه­ای، به ویژه رسانه­هایی هم­چون تئاتر بیشتر به دنبال برآورده کرده نیازهای روحی افراد خواهد بود. پس با توجه به این نیازها، هرچه از نیازهایی که به بقا مربوط می­شوند فراتر رویم، از وضوح اهمیت نیازهای مادی کاسته می­شود و براهمیت نیازهای فرا مادی مانند نیاز به احترام، ابراز نظر و ارضای نیازهای زیباشناختی افزوده می­شود و نیازهایی که درسطح بالای هرم قرار دارند تحقق می­یابند و اینگلهارت با توجه به این تئوری، فرضیه خود را فرضیه کمیابی نام می­گذارد، که این‌ گونه اولویت‌های فرد، بازتاب محیط اجتماعی و اقتصادی وی است، شخص بیشترین ارزش­ها را برای آن چیزهایی قائل می­شود که عرضه آن‌ها نسبتاً کم است(اینگهارت، 1378: 75). همان‌طور که ملاحظه می­شود برخی از این نظریات با هم همپوشانی­هایی دارند و نیز نقاط تفاوتی نیز در آن‌ها مشاهده می­شود. تفاوت­ها و تشابهات می­تواند ناشی از مواردی مانند زمینه­های اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصادی مخاطبان باشد. هم­چنین نوع رسانه­ای که مورد نظر است نیز می­توانند بسیار تعیین کننده باشد. از آن جا که پژوهشی در رابطه با تئاتر در این زمینه یافت نشد، این مطالعات می­تواند ابعاد جدیدی را در این رابطه نشان دهد.

 

چارچوب نظری

در این پژوهش از نظریات مختلفی که بر اهمیت مخاطب در رسانه تئاتر و ضرورت توجه به شناخت مخاطب این رسانه تاکید می‌کند و هم­چنین نظریاتی که دسته­بندی‌هایی از مخاطبان رسانه ارائه می‌دهند و علاوه بر آن نظریه­های ارتباطی که به دلایل مخاطبان برای انتخاب یک رسانه می‌پردازند مانند نظریه استفاده و رضامندی، نظریه وابستگی و نظریه انتظار و فایده به عنوان چارچوب نظری پژوهش خواهیم پرداخت.

بنابر نظر سوزان بنت «هر راه تازه­ای در ابعاد نویسندگی و اجرای تئاتر چه به لحاظ موضوع و چه از نظرتکنیک، دقیقاً با مخاطب ارتباط دارد. چنان­چه درتاریخ تئاتر خواهیم دیدکه در آغاز، نمایشنامه‌نویسان، سپس بازیگران و در این دوران، تهیه کنندگان همیشه در حال تغییر و تحول بوده‌اند ولی تماشاگران تنها هر ازچندی حرکتی درمیان­شان ایجاد یا جایگاه اجتماعی­شان عوض شده اما هرگز به­کلی تغییر نکرده‌اند. تماشاگر همیشه این قدرت را داشته تا نمایشی را بر پا نگاه دارد یا موجب از هم­پاشیدگی آن شود و همیشه اوست که مسئولیت حمایت از تئاتر را بر عهده دارد»(بنت، 1990: 9). به اعتقاد بسیاری از دست­‌اندرکاران و صاحب­نظران هنرهای اجرایی، اساساً تئاتر زمانی ماهیت وجودی میابدکه درحضور تماشاگران و مخاطبان خلق شود. حتی بقای تئاتر از منظر اقتصاد نیز با خواست تماشاگر گره خورده است؛ آن هم نه فقط تماشاگر که برای نشستن و دیدن یک اجرا پول می‌دهد بلکه آن‌هایی که از یارانه دولتی و غیردولتی حمایت می‌کنند نیز از این قاعده مستثنا نیستند. بنابراین تئاتر تنها هنری است که مخاطب آن برای اجرا تأثیر مستقیم می‌گذارد؛ یعنی یا اجرا را ویران می‌کند و یا آن را موفق‌تر پیش می‌برد. برخلاف دیگر رسانه‌ها مثلاً سینما که مخاطب نمی‌تواند با فیلم هیچ کاری کند اما نفس کشیدن مخاطب در سالن تئاتر، نگاه کردن او به سالن و به طور کلی کنشش بر حرکت بازیگر تأثیر می‌گذارد(فدایی حسین، 1388: 150)، همه این نظریه‌ها بر اهمیت مخاطب تئاتر و شناخت انگیزه­های وی برای تماشای تئاتر تاکید دارد.

دنیس مک­کوایل مخاطبان رسانه را بر اساس شیوه دریافت به دو دسته مخاطبان خاص و عام تقسیم می‌کند. وی معتقداست مخاطبان عام، سلیقه نیاز و احساس خود را در رسانه می‌جوید و مخاطبان، خاص به وظیفه خود عمل می­کند و رسانه را از نظر منافع و مصالح همگانی یا ویژه ازنظر می­گذراند. مخاطبان خاص اعم از مخاطبان سیاسی که رسانه را از دیدگاه منافع یا ضررهای بالقوه سیاسی بررسی می‌کنند، مخاطبان تجاری از جمله آگهی دهندگان یا رقیبان آگهی دهندگان، رسانه را از دید منافع اقتصادی خود بررسی می‌کنند، مخاطبان دانشگاهی و علمی که با دیدی علمی و انتقادی به مطالب و مضمون رسانه‌ها می‌نگرند و مخاطبان سازمانی که بسته به قدرت نفوذی که دارند، گاه با دید و روش خاص ممکن است بر مضمون و حتی سرنوشت رسانه تأثیر بگذارند. هم­چنین مخاطبان بر اساس میزان و نحوه فعالیت به 6 دسته تقسیم می‌شوند:

  1. گزینش­گری 2. تعمدی بودن 3. نفع­گرایی 4. مقاومت در برابر تأثیر 5. درگیر شدن 6. تعامل.

در این پژوهش در نظر داریم بر اساس این دسته­بندی‌ها، مخاطبان تئاتر را بررسی کرده و دریابیم که مخاطبان امروزی تئاتر بیشتر در کدام دسته­بندی قرار می‌گیرند. آیا بیشتر مخاطبان تئاتر از نوع مخاطبان خاص هستند یا عام؟ جزء دسته مخاطبان گزینش­گر محسوب می‌شوند یا نفع­گرا؟ و یا تعمدی مخاطب تئاتر قرار گرفته‌اند یا بر حسب اتفاق؟

برخی نظریه­های ارتباطی به نیاز و دلایل مخاطب برای انتخاب یک رسانه توجه کرده‌اند. از جمله نظریه استفاده و رضامندی­که می‌گوید مخاطبان برای تأمین نیازهای معرفتی­خود، آگاهانه رسانه و محتوای مورد نظرشان را انتخاب می‌کنند. «میزان ابهام» و «مناسبت داشتن» موضوع به کار و زندگی فرد، تعیین­کننده تمایل فرد به رویارویی با وسایل ارتباطی و محتوای آن برای رفع نیازهای شناختی است(رزاقی،1381، 87). هم­چنین بر طبق نظریه وابستگی از دو منظر مخاطب به رسانه وابسته می‌شود: 1. نیاز به داشتن اطلاعات (رویدادهای جامعه). 2. نیاز به ندانستن وگریز از واقعیات (برنامه‌های طنز و تفریحی)؛(لیتل­جان، 1384: 115)، و با توجه به نظریه انتظار- فایده، رسانه‌ها پاداش‌هایی را ارائه می‌کنند که اعضای بالقوۀ مخاطبان، بر اساس تجارب گذشته خود، انتظار و (توقع) دارند. این پاداش‌ها را می‌توان مثل اثرات روان­شناختی تجربه شده­ای در نظرگرفت­که افراد برای آن‌ها فایده­ای متصور و ارزشی قائل­اند (و این پاداش‌ها بعضاً "رضایت" رسانه­ای نیز خوانده می‌شوند). پاداش‌های فوق را می‌توان با استفاده رسانه (مانند "یک مطالعه لذت‌بخش") یا از ژانرهای محبوب (مانند تئاتر) یا حتی از مقوله های عینی محتوا (یک تئاتر مشخص) به دست آورد. این پاداش‌ها هستند که با افزودن بر اطلاعات رسانه ای افراد، گزینش‌های آتی آن‌ها را هدایت می‌کنند(مک­کوایل، 1382: 74). بنابراین باتوجه به این نظریه  ها در پی شناخت مخاطب و دلایل حضور آنان در اجراهای تئاتر خواهیم پرداخت.

 

روش­شناسی

در این پژوهش از روش پیمایش استفاده شده است، "ترزال، بیکر"(1988) معتقد است تحقیق های پیمایشی توصیفی ازنگرش و رفتار جمعیتی براساس انتخاب نمونه ای تصادفی­که معرف گروه مورد بررسی هستند و طرح سؤال هایی که باید از آن‌ها پرسیده شود، آغاز می‌شود(ترزال، 1381: 25).

جامعه آماری این پژوهش تماشاگرانی بودند که برای تماشای تئاتر به سالن‌های تئاتر تهران از جمله تئاترشهر، تالار وحدت، خانه هنرمندان و ... مراجعه کرده‌اند. به دلیل این­که ازجمعیت و آمار این مخاطبان اطلاعاتی در دست نبود با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه برابر 384 نفر از تماشاگران تئاتر برآورد شد. جهت جمع­آوری اطلاعات از «پرسشنامه‌ محقق ساخته» استفاده شده است. پرسشنامه تدوین شده دارای 31 سؤال بود که اکثر آن‌ها دارای طیف لیکرت بوده و با استفاده از نظر صاحب‌نظران امر به ویژه اساتید محترم راهنما و مشاور طراحی شده است.

در این پژوهش برای رسیدن به روایی محتوایی مناسب اقداماتی درچند مرحله صورت گرفت که ابتداً به منظور طراحی پرسشنامه با 90 نفر از مخاطبان پرپاقرص و دست‌اندرکاران تئاتر مصاحبه عمیق انجام شد و پس از تحلیل محتوا و کدگذاری متن مصاحبه‌ها مفاهیم اولیه محتوای پرسشنامه انتخاب شد و سپس با یاری­اساتید راهنما و مشاور نسبت به بررسی و اصلاح آن‌ها اقدام شد و دریک جمع­بندی منطقی پرسشنامه­ای که به نظر می‌رسید بیشترین نزدیکی مفهومی با موضوع قابل سنجش داشته است به عنوان پرسشنامه انتخاب شد.

از آن­جا که پرسشنامه خود ساخته بر اساس رتبه­بندی مقیاس لیکرت طراحی شده بود، برای بررسی اعتبار و همسانی درونی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد؛ و به این منظور پرسشنامه تدوین شده بر روی یک نمونه کوچک 30 نفری از جامعه مورد نظر به صورت تصادفی و آزمایشی اجرا و سپس داده های به دست آمده وارد رایانه شده و با نرم افزار SPSS ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. نتایج حاکی از آن است که پرسشنامه با ضریبی معادل 87/0 از اعتبار مناسبی برخوردار بوده است.

 

یافته­های تحقیق

ازمجموع 384 نفر مخاطب تئاتری­که به پرسشنامه پژوهش حاضر پاسخ داده‌اند، 210 نفر معادل 7/54 درصد مرد و 174 نفر معادل 3/45 درصد زن بوده‌اند. مخاطبان تئاتر از نظر توزیع سنی بیشتر در دو گروه سنی 28 تا 38 سال و 16 تا 27 سال قرار داشته‌اند و گروه سنی 50 تا 60 سال کمتر مخاطب تئاتر بوده‌اند. هم­چنین میانگین سن مخاطبان تئاتر در نمونه مورد بررسی 54/32 سال بوده و پایین‌ترین سن مخاطبان تئاتر 16 سال و بالاترین 71 سال بوده است. از نظر تحصیل، 3/45 درصد از مخاطبان تئاتر با لیسانس و فوق لیسانس، 4/40 درصد با دیپلم و فوق دیپلم، 2/10 درصد با دکتری و بالاتر و 2/4 درصد نیز زیر دیپلم بوده‌اند. از نظر وضعیت تأهل، 7/66 درصد از مخاطبان تئاتر مجرد و 3/33 درصد آنان نیز متأهل هستند. از نظر وضعیت شغلی مخاطبان تئاتر، 6/28 درصد مخاطبان تئاتر کارمند، 8/14 درصد محصل و یا دانشجو هستند. هم­چنین 7/11 درصد دارای شغل­آزاد، 1/9 درصد فعال در رشته­های مختلف فنی و مهندسی، 5/5 درصد بازیگر، 2/4 درصد نویسنده و کارگردان، 9/3 درصد پزشک، 1/3 درصد استاد دانشگاه، 3/2 درصد روان­شناس، 7/1 درصد روزنامه­­نگار، 8/0 درصد نقاش و طراح و 8/0 درصد نیزکارگر هستند. هم­چنین 6/2 درصد بیکار، 2/1 درصد بازنشسته و 8/1 درصد نیز خانه­دار هستند در این میان 7 درصد نیز شغل خود را اعلام نکرده‌اند.

جدول شماره (1) توزیع فراوانی درصدی مخاطبان تئاتر برحسب عوامل موثر بر تماشای تئاتر را نشان می‌دهد. 

جدول شماره (1): توزیع فراوانی و درصدی مخاطبان تئاتر بر حسب عوامل موثر بر تماشای تئاتر

عامل

گویه­ها

کاملاً مخالفم

مخالفم

نظری ندارم

موافقم

کاملاً موافقم

میانگین نمره

عوامل

 

زنده بودن تئاتر

زنده بودن تئاتر و تماشای بازیگران از نزدیک و درک حالات و عواطف آنان مهم‌ترین دلیل من برای تماشای تئاتر است.

فراوانی

 

6

24

50

188

116

29/10

 

   

درصد

6/1%

2/6%

13%

49%

2/30%

 
 

تئاتر را دوست دارم زیرا در آن حس بازیگر به فوریت به مخاطب انتقال داده می‌شود.

 فراوانی

3

13

36

218

11

 

 

 

   درصد

8/0%

4/3%

2/10%

8/56%

9/28%

 

 

به تئاتر می‌روم چون از نزدیک می‌توانم بازیگران محبوب و مشهور را ببینم.

  فراوانی

78

67

127

68

44

 

 درصد

3/20%

4/17%

1/33%

7/17%

5/11%

 

 صداقت و عدم سانسور در تئاتر

تئاتر را انتخاب می‌کنم زیرا سانسور کمتری در مقایسه با سینما و تلویزیون دارد.

فراوانی

29

57

72

144

82

18/7

 

   

درصد

6/7%

8/14%

8/18%

5/37%

4/21%

 

 

تئاتر را به تلویزیون و سینما ترجیح می‌دهم زیرا با صداقت و احترام با مخاطب همراه است.

    فراوانی

10

28

114

154

78

 

 

   درصد

6/2%

3/7%

7/29%

1/40%

3/20%

 

ویژگی‌ها منحصر به فرد تئاتر

تئاتر تنها هنری است که مخاطب نیز همزمان در پیشبرد آن نقش دارد و با گروه اجرا به نوعی مشارکت می‌کند.

فراوانی

11

55

111

153

54

36/18

 

   

درصد

9/2%

3/14%

9/28%

8/39%

1/14%

 

 

منحصر به فرد بودن و تکرارناپذیری هر اجرا در تئاتر بر خلاف سینما و تلویزیون مرا به این هنر جذب می‌کند.

   فراوانی

5

25

83

201

70

 

 

 درصد

3/1%

5/6%

6/21%

3/52%

2/18%

 

جذابیت طراحی صحنه یکی از دلایل علاقه من به تئاتر است.

فراوانی

12

64

92

176

40

 

درصد

3/1%

7/16%

24%

8/45%

4/10%

 

تئاتر را انتخاب می‌کنم زیرا یک امر فرهنگی است.

فراوانی

13

21

84

139

127

 

درصد

4/3%

5/5%

9/21%

2/36%

1/33%

 

وقتی به تئاتر می‌روم حس می‌کنم ذهنم به چالش کشیده می‌شود.

فراوانی

9

27

78

205

65

 

درصد

3/2%

7%

3/20%

4/53%

9/16%

 

خاص بودن مخاطب تئاتر

تئاتر بیشتر مورد علاقه‌ اقشار روشنفکر جامعه است.

فراوانی

45

108

85

124

22

81/5

 

   

درصد

7/11%

1/28%

1/22%

3/32%

7/5%

 

 

عامه مردم نمی‌توانند با تئاتر ارتباط برقرار کنند.

فراوانی

37

133

76

111

27

 

 

درصد

6/9%

6/34%

8/19%

9/28%

7%

 

انگیزه و نیاز

صرفاً جهت تفریح و سرگرمی و پر کردن فراغت به تئاتر می‌روم.

فراوانی

75

141

72

70

25

00/5

 

   

درصد

8/19%

7/36%

8/18%

2/18%

5/6%

 

 

به دلیل شغل وحرفه‌ام به تئاتر می‌روم. (چون بازیگر، منتقد و یا دانشجوی این رشته هستم)

فراوانی

108

135

60

46

35

 

 

درصد

1/28%

2/35%

6/15%

12%

1/9%

 

                                                                         

به منظور دسته­بندی و تقلیل­گویه­های عوامل موثر برتماشای تئاتر از روش تحلیل عاملی بهره گرفته شده است.

جدول شماره (2): نتایج آزمون کایزر و بارتلت

سنجش کفایت نمونه­گیری اوکلین- مایر- کایزر

0.828

آزمون کرویت بارتلت

آزمون کای­دو

1.019

درجه آزادی

91

معناداری

0.000

 

همان طورکه جدول شماره (2) نشان می‌دهد باتوجه به مقدار معناداری آزمون بارتلت که کوچک­تر از 0.05 است مشخص می‌شود که تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار و مدل عاملی مناسب است و فرض شناخته شده بودن ماتریس همبستگی رد می‌شود. هم­چنین شاخص کایزر مایر با مقدار 828/0 که در ابتدای جدول بالا آمده است و چون مقدار آن نزدیک به یک است و این نشان دهنده آن است که تعداد نمونه برای تحلیل عاملی کافی است.

 

جدول شماره (1): نتایج آزمون تحلیل عاملی در زمینه عوامل موثر بر تماشای تئاتر

عامل 5

عامل 4

عامل 3

عامل 2

عامل 1

متغیرهای هر عامل

 

 

 

 

861/0

زنده بودن تئاتر و تماشای بازیگران از نزدیک و درک حالات و عواطف آنان مهم‌ترین دلیل من برای تماشای تئاتر است.

 

 

 

 

812/0

تئاتر را دوست دارم زیرا در آن حس بازیگر به فوریت به مخاطب انتقال داده می‌شود.

 

 

 

 

589/0

به تئاتر می‌روم چون از نزدیک می‌توانم بازیگران محبوب و مشهور را ببینم.

 

 

616/0

 

 

وقتی به تئاتر می‌روم حس می‌کنم ذهنم به چالش کشیده می‌شود.

727/0

 

 

 

 

صرفاً جهت تفریح و سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت به تئاتر می‌روم.

623/0

 

 

 

 

به دلیل شغل وحرفه‌ام به تئاتر می‌روم. (چون بازیگر، منتقد و یا دانشجوی این رشته هستم).

 

 

609/0

 

 

تئاتر تنها هنری است که مخاطب نیز همزمان در پیشبرد آن نقش دارد و با گروه اجرا به نوعی مشارکت می‌کند.

 

847/0

 

 

 

تئاتر بیشتر مورد علاقه‌ی اقشار روشنفکر جامعه است.

 

816/0

 

 

 

عامه‌ی مردم نمی‌توانند با تئاتر ارتباط برقرار کنند.

 

 

526/0

 

 

منحصر به فرد بودن و تکرارناپذیری هر اجرا در تئاتر بر خلاف سینما و تلویزیون مرا به این هنر جذب می‌کند.

 

 

795/0

 

 

جذابیت طراحی صحنه یکی از دلایل علاقه من به تئاتر است.

 

 

 

652/0

 

تئاتر را انتخاب می‌کنم زیرا سانسورکمتری در مقایسه با سینما و تلویزیون دارد.

 

 

 

746/0

 

تئاتر را به تلویزیون و سینما ترجیح می‌دهم زیرا با صداقت و احترام با مخاطب همراه است.

 

 

554/0

 

 

تئاتر را انتخاب می‌کنم زیرا یک امر فرهنگی است.

 

با توجه به جدول شماره (3) نتایج تحلیل عاملی نشان می‌دهد که از 14 گویه عوامل موثر بر تماشای تئاتر 5 عامل استخراج شده است. عامل یک را زنده بودن تئاتر، عامل دوم را وجود صداقت و عدم سانسور در تئاتر، عامل سوم را ویژگی­های منحصر به فرد رسانه تئاتر، عامل چهارم خاص جلوه کردن مخاطب تئاتر و عامل پنجم را نیز تحت عنوان انگیزه­ها و نیاز مخاطبان دسته­بندی کرده‌ایم.

 

نتیجه­گیری

بررسی‌ها حاکی از آن است که مردان بیش از زنان به تماشای تئاتر می‌روند و جوانان بیشترین مخاطبان تئاتر را تشکیل می‌دهند. هم­چنین اکثریت قریب به­اتفاق مخاطبان تئاتر باتحصیلات دانشگاهی بوده و از طبقه اجتماعی متوسط رو به بالا هستند. افراد مجرد بیش از متأهل‌ها به تئاتر می‌روند و دانشجویان بیشترین مخاطبان تئاتر محسوب می‌شوند.

بررسی‌ها نشان داد که اکثریت مخاطبان­ تئاتر (7/29 درصد) زمان، ترتیب و برنامه­ریزی مشخصی برای تئاتر رفتن ندارند و هر از گاهی به تئاتر می‌روند. 7/67 درصد مخاطبان به طور ناگهانی و اتفاقی، 5/57 درصد با برنامه­ریزی قبلی و 14 درصد آنان نیز به صورت مناسبتی مانند زمان برگزاری تئاتر فجر و غیره به تماشای تئاتر می‌روند. بررسی سن شروع تماشای تئاتر دربین مخاطبان تئاتری نشان دادکه 8/31 درصد از مخاطبان تئاتر اولین بار در سن کودکی یعنی سن 5 تا 11 سالگی به تئاتر رفته‌اند. میانگین سن شروع تماشای تئاتر 72/14 سال بوده و بیشترین فراوانی مربوط به 10 سالگی و پایین‌ترین سن 5 سال و بیشترین سن 36 سال بوده است. معمولاً افراد به همراه دوستان خود به تماشای تئاتر می‌روند.

نمایش­های مدرن (8/69 درصد) و نمایش­های کلاسیک (5/55 درصد) بیشتر از سایر زیرشاخه­های تئاتر مورد توجه مخاطبان بوده است. ژانر کمدی تراژیک (6/45 درصد) و ملودرام (7/41 درصد) بیش از سایر ژانرها مورد علاقه مخاطبان است. هم­چنین به ترتیب تئاتر با محتوای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مورد پسند مخاطبان بوده است. اکثریت مخاطبان هم نمایشنامه­های خارجی و هم نمایشنامه­های ایرانی را می­پسندند.

بررسی‌ها نشان داد که بیشترین منبع کسب اطلاع از تئاترهای روی صحنه توسط مخاطبان تئاتر به ترتیب اینترنت (1/58 درصد) و دوستان (8/50 درصد) بوده و در مراتب بعدی مطبوعات (3/20 درصد)، مراجعه به مراکزتئاتر (9/9 درصد)، رادیو و تلویزیون (2/5 درصد)، بیلبوردها و تبلیغات­خیابانی (6/2 درصد) و هم­چنین پیام کوتاه (3/1 درصد) بوده است.

مخاطبان معیارهای خاصی را برای انتخاب یک تئاتر خوب مدنظر قرار می‌دهند. نتایج نشان داد که برای انتخاب یک تئاتر نمایشنامه­نویس در اولویت اول، کارگردان در اولویت دوم، بازیگران در اولویت سوم، سبک نمایش در اولویت چهارم، طراحی صحنه در اولویت پنجم، سالن نمایش در اولویت ششم و قیمت بلیط در اولویت هفتم معیارهای مخاطبان بوده است.

به منظور بررسی عوامل موثر برحضور مخاطبان درسالن‌های تئاتر و انتخاب این رسانه توسط آنان 14 گویه طراحی شده که با استفاده از روش تحلیل عاملی دسته­بندی و تقلیل یافته‌اند و از بین آن‌ها 5 عامل استخراج شده است. عامل یک را زنده بودن تئاتر، عامل دوم را وجود صداقت و عدم سانسور در تئاتر، عامل سوم را ویژگی‌های منحصر به فرد رسانه تئاتر، عامل چهارم خاص جلوه کردن مخاطبان تئاتر و عامل پنجم را نیزتحت عنوان انگیزه و نیاز مخاطبان دسته­بندی کرده‌ایم. بنابراین مخاطبان تئاتر به دلیل این 5 عامل به این رسانه علاقه‌مند شده‌اند. به طورکلی مخاطبان تئاتر را می‌توان ازجمله مخاطبان عام محسوب­کرد زیرا به سلیقه نیاز و احساس خود در انتخاب رسانه توجه می‌کنند.

یافته­های پژوهش حاکی از آن است­که 2/79 درصد مخاطبان تئاتر زنده­بودن تئاتر وتماشای بازیگران از نزدیک و درک حالات و عواطف آنان را مهم­ترین دلیل خود برای تماشای تئاتر دانسته­اند. 7/85 درصد آنان تئاتر را دوست دارند زیرا در آن حس بازیگر به فوریت به مخاطب انتقال داده می‌شود. 9/58 درصد مخاطبان تئاتر را انتخاب کرده‌اند زیرا معتقدند سانسور کمتری در مقایسه با سینما و تلویزیون دارد و با صداقت و احترام با مخاطب برخورد می‌کند (3/60 درصد). به چالش کشیده شدن ذهن هنگام تماشای تئاتر یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل مخاطبان برای انتخاب این رسانه است بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مخاطبان درگیر تئاتر می‌شوند و به نوعی در تجربه رسانه ای غرق می‌شوند. رسانه تئاتر یک رسانه تعاملی است و مخاطب در پیشبرد آن بسیار نقش دارد و با حرکات بدن، سر، چشم و حتی نفس کشیدن بازخورد را بلافاصله انتقال می‌دهد. مخاطب تئاتر نفع­گرا بوده و به دلیل برآورده شدن نیازهای خود از جمله تماشای حالات وحرکات بازیگران تئاتر ازنزدیک، به چالش کشیده شدن ذهن هنگام تماشای تئاتر، جذابیت طراحی صحنه، تفریح و سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت و ... این رسانه را انتخاب می‌کند. مخاطب تئاتر در برابر تأثیر مقاوم است زیرا سانسور، عدم صداقت و بی­احترامی به مخاطب را بر نمی‌تابد.

 

پیشنهادهای تحقیق

با توجه به نتایج پژوهش به منظور افزایش مخاطبان تئاتر پیشنهاد می‌شود:

  1. باتوجه به آن­که بیشتر مخاطبان تئاتر درگروه سنی 28 تا 38 سال قرار داشته‌اند و پایین‌ترین سن مخاطب تئاتر در نمونه مورد بررسی 16 سال بوده است. به نظر می‌رسد تئاتر در جذب مخاطب نوجوان، میانسال و سالمند چندان موفق نبوده است. با وجود آن­که 8/31 درصد از مخاطبان تئاتر اولین بار در سن کودکی یعنی سن 5 تا 11 سالگی به تئاتر رفته‌اند به نظر می‌رسد تماشای تئاتر در مدرسه را جزء این مورد قرار داده‌اند. بنابراین پیشنهاد می‌شود والدین فرزندان خود را به همراه خود به تئاتر برده و یا به تئاتر های عروسکی و کودک ببرند تا فرهنگ تئاتر رفتن در آنان نهادینه شود.
  2. بررسی‌ها حاکی از آن است که 1/73 درصد از افراد معمولاً به همراه دوستان و یا به تنهایی به تماشای تئاترمی‌روند و فقط 8/26 درصد آنان به­همراه اعضای خانواده به تئاتر می‌روند. بنابراین پیشنهاد می‌شود با فرهنگ­سازی و تبلیغ، تئاتر رفتن را در برنامه تفریحی خانوار قرار دهیم زیرا دراین صورت همه گروه­های سنی به تماشای تئاتر می‌روند این مورد در رونق تئاتر بسیار موثر خواهد بود.
  3. بر طبق نتایج اینترنت و دوستان مهم‌ترین منبع کسب اطلاع از تئاترهای روی صحنهتوسط مخاطبان بوده است و دراین زمینه رادیو و تلویزیون­کمتر مورد توجه بوده است. با توجه به آن­که تلویزیون پرمخاطب­ترین رسانه درایران محسوب می‌شود؛ پیشنهاد می‌کنیم تبلیغ تئاترهای روی صحنه در این دو رسانه بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
  4. با توجه به آن که مردان بیش از زنان به تئاتر می‌روند بنابراین پیشنهاد می‌شود بر جذب زنان بر تماشای تئاتر تبلیغ­های بیشتری صورت گیرد.
  5. باتوجه به آن­که ژانر کمدی تراژیک و ملودرام بیش از سایر ژانرها مورد توجه مخاطبان بوده است بنابراین پیشنهاد می‌شود تئاتر با این دو ژانر بیشتر ساخته و اکران شود.
  6. نمایش­های مدرن و نمایش­های کلاسیک بیشتر از سایر زیرشاخه­های تئاتر مورد توجه مخاطبان بوده است بنابراین پیشنهاد می‌شود تئاتر با دو زیرشاخه­های مدرن و کلاسیک بیشتر ساخته و اکران شود.
  7. بررسی‌ها نشان دادکه کارمندان بیش ازسایر مشاغل مخاطبان تئاتر هستند شاید به این­علت باشد که گاه اداره ها و سازمان‌ها با تسهیلات خاصی موقعیت رفتن به تئاتر را برای کارمندان فراهم می‌کنند. این ایده بسیار موثر خواهد بود و پیشنهاد می‌شود همه سازمان‌ها، اداره ها و شرکت‌های دولتی و خصوصی این تسهیل ها را برای همه کارکنان خود فراهم بیاورند.
  8. هم­چنین پیشنهاد می‌شود شهرداری‌ها این­تسهیل­ها و امکانات تئاتررفتن را برای شهروندان فراهم آورند و بلیط­های تئاتر را ارزان‌تر دراختیار همه شهروندان و به خصوص مناطق محروم قراردهند تا فرهنگ تئاتر رفتن را تقویت کنند.
  9. محققان آینده می­توانند به مطالعه رابطه بین گرایش­های سیاسی نویسنده یا کارگردان تئاتر و استقبال مخاطبان از آثار آن­ها بپردازند.

منابع

آذری، غ. (1391). تئاتر یک مدیوم ارتباطی. ماهنامه تخصصی تئاتر صحنه. شماره 37/36.

آذری، غ. (1390). مخاطب­شناسی رادیو. تهران: مرکز آموزش صدا و سیما، (گروه علمی و آموزشی صدا). زمستان.

آرژیل، م. (1378). روان­شناسی ارتباطات و حرکت بدن. ترجمه: م، فرجی. تهران: انتشارات مهتاب. چاپ اول.

دریموف، آ. (1352). زیبایی­شناسی نوین. ترجمه: م، پرتوی. تهران: نشر سیمرغ.

افشاری اصل، ا. (1390). تئاتر به مثابه رسانه. مجله تئاتر. شماره 149.صص 69-58.

اظهری، ع. (1375). روان­شناسی صحنه. تهران: نشر تکامل. چاپ اول.

اینگهارت، ر. (1378). تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی. ترجمه: م، وتر. تهران: نشر کویر.

بنت، س. (1385). تماشاگران تئاتر (یک نظریه در خصوص اجرا و دریافت). ترجمه: م، سرسنگی. فصلنامه هنر. شماره 69.

ترزال، ب. (1381). نحوه انجام تحقیقات اجتماعی. ترجمه: ه، نایبی. تهران: انتشارات سروش.

رزاقی، ا. (1381). نظریه­های ارتباط­های اجتماعی. تهران: نشر پیکان. چاپ اول.

سورین، و؛ و دیگری. (1381). نظریه­های ارتباطات. مترجم: ع، دهقان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. چاپ اول.

سعیدی­کیاسری، ع. (1391). بررسی علل به وجود آمدن بحران مخاطب در تئاتر ایران. 26 اردیبهشت.

مک­کوایل، د. (1385). درآمدی بر نظریه ارتباط­های جمعی. ترجمه: پ جلالی. تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه­ها. چاپ دوم.

مک­کوایل، د. (1385). مخاطب­شناسی. مترجم: م، منتظرقائم. تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه­ها. چاپ دوم.

فدایی حسین، ح. (1388). تئاتر و مخاطب امروز. نشریه ویژه تئاتر. شماره سیزدهم.

لیتل جان، ا. (1384) . نظریه­های ارتباطات. ترجمه: م، نوربخش و دیگری. تهران: انتشارات جنگل. چاپ اول.

نیکو، م؛ و دیگران. (1381). شناخت مخاطبان تلویزیون با رویکرد استفاده و خشنودی. تهران: انتشارات سروش و کانون پژوهش­های سیما. چاپ اول.

هورتون، ا. (1364). درآمدی بر تئاتر. ترجمه: ع، قهرمانی­نژاد. تهران: انتشارات سمت. چاپ اول.

Benntt, s. (1990). Theater Audiences,a Theory of Producrion and Reception. Routhlcdge, London, New York.

McQuail, D. (1997). Media performance: Mass communication and the public interest. London: Sage. Meadow.

Linn, T. (1996). Media methods that lead to stereotypes. In P.M.Lester (Ed.), Images that injure: Pictural stereotypes in the media, P.p: 15–18. Westport, CT: Praeger.

 



[1]. دانش­آموخته­ مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات آذربایجان­شرقی؛ تبریز- ایران.

                                                                                            f.karimvand@yahoo.comE- mail:

[2]. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، گروه علوم ارتباطات اجتماعی؛ تهران- ایران (نویسنده­ مسئول).

Haj.Ahmadi_Balutaki@iauctb.ac.irE- mail:

 

آذری، غ. (1391). تئاتر یک مدیوم ارتباطی. ماهنامه تخصصی تئاتر صحنه. شماره 37/36.

آذری، غ. (1390). مخاطب­شناسی رادیو. تهران: مرکز آموزش صدا و سیما، (گروه علمی و آموزشی صدا). زمستان.

آرژیل، م. (1378). روان­شناسی ارتباطات و حرکت بدن. ترجمه: م، فرجی. تهران: انتشارات مهتاب. چاپ اول.

دریموف، آ. (1352). زیبایی­شناسی نوین. ترجمه: م، پرتوی. تهران: نشر سیمرغ.

افشاری اصل، ا. (1390). تئاتر به مثابه رسانه. مجله تئاتر. شماره 149.صص 69-58.

اظهری، ع. (1375). روان­شناسی صحنه. تهران: نشر تکامل. چاپ اول.

اینگهارت، ر. (1378). تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی. ترجمه: م، وتر. تهران: نشر کویر.

بنت، س. (1385). تماشاگران تئاتر (یک نظریه در خصوص اجرا و دریافت). ترجمه: م، سرسنگی. فصلنامه هنر. شماره 69.

ترزال، ب. (1381). نحوه انجام تحقیقات اجتماعی. ترجمه: ه، نایبی. تهران: انتشارات سروش.

رزاقی، ا. (1381). نظریه­های ارتباط­های اجتماعی. تهران: نشر پیکان. چاپ اول.

سورین، و؛ و دیگری. (1381). نظریه­های ارتباطات. مترجم: ع، دهقان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. چاپ اول.

سعیدی­کیاسری، ع. (1391). بررسی علل به وجود آمدن بحران مخاطب در تئاتر ایران. 26 اردیبهشت.

مک­کوایل، د. (1385). درآمدی بر نظریه ارتباط­های جمعی. ترجمه: پ جلالی. تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه­ها. چاپ دوم.

مک­کوایل، د. (1385). مخاطب­شناسی. مترجم: م، منتظرقائم. تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه­ها. چاپ دوم.

فدایی حسین، ح. (1388). تئاتر و مخاطب امروز. نشریه ویژه تئاتر. شماره سیزدهم.

لیتل جان، ا. (1384) . نظریه­های ارتباطات. ترجمه: م، نوربخش و دیگری. تهران: انتشارات جنگل. چاپ اول.

نیکو، م؛ و دیگران. (1381). شناخت مخاطبان تلویزیون با رویکرد استفاده و خشنودی. تهران: انتشارات سروش و کانون پژوهش­های سیما. چاپ اول.

هورتون، ا. (1364). درآمدی بر تئاتر. ترجمه: ع، قهرمانی­نژاد. تهران: انتشارات سمت. چاپ اول.

Benntt, s. (1990). Theater Audiences,a Theory of Producrion and Reception. Routhlcdge, London, New York.

McQuail, D. (1997). Media performance: Mass communication and the public interest. London: Sage. Meadow.

Linn, T. (1996). Media methods that lead to stereotypes. In P.M.Lester (Ed.), Images that injure: Pictural stereotypes in the media, P.p: 15–18. Westport, CT: Praeger.