بررسی رابطه رضایت از زندگی و گرایش به نابهنجاری‌های اجتماعی در بین جوانان شهر بیله-سوار

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد تبریز واحد تبریز- ایران.

2 گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

چکیده

تحقیق حاضر به بررسی رابطه رضایت از زندگی بر نابهنجاری­های اجتماعی می­پردازد. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان وجوانان پسر درگروه سنی 19-15 ساله شهرستان بیله­سوار تشکیل می­دهندکه تعداد آن­ها 1100 نفر می­باشد و از بین آن­ها تعداد 180 نفر با استفاده از فرمول نمونه­گیری کوکران و به شیوه نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب گردید. جهت آزمون فرضیات از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی دو متغیره استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان می­دهد در حدود یک چهارم افراد مورد بررسی به نابهنجاری­های اجتماعی گرایش دارند. بیشترین گرایش به مصرف دخانیات می­باشد. کمترین گرایش نیز به دروغگویی است. نتایج آزمون فرضیات حاکی از تایید فرضیات مورد بررسی است. بیشترین رابطة رضایت از زندگی با هویت ملی (با بتای 623/0) و دروغگویی (با بتای 462/0-) است. چنان­چه نتایج به دست­آمده نشان می­دهد رضایت از زندگی تاثیرکاهنده بر نابهنجاری­های اجتماعی دارد. رضایت از زندگی تنها از طریق دسترسی به امکانات حاصل نمی­شود برقراری ارتباط صحیح و دوستانه به خصوص از سوی والدین و ابراز محبت و تامین نیازهای عاطفی آن­ها می­تواند تاثیر زیادی درافزایش رضایت از زندگی و در نتیجه، کاهش نابهنجاری­های اجتماعی داشته باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The investigation of the relationship between life satisfaction and tendency to social abnormalities among young people in Bilesavar

نویسندگان [English]

  • Adalat Firuzi Zargar 1
  • Mahmood Elmi 2
چکیده [English]

This study investigates the relationship between life satisfaction and tendency to social abnormalities. The population is1100 adolescents and young males in the age group of 15-19 years-old in Bilesavar city, among them 180 were chosen as a sample using Cochran formula and cluster sampling method. To test the hypothesis of the study, bivariate correlation and linear regression were used.The results show that about a quarter of those surveyed tend to social abnormalities.  Most tendencies are to smoking and least tendency is also to lying. The results confirm hypothesis about the investigation. Most of the relationship is between life satisfaction and national identity (with beta 0/623), and lying (with Beta -0/462).According to the results, life satisfaction has a decreasing effect on social abnormalities. Also,Life satisfaction is not achieved only through access to facilities. On the other hand, Proper and friendly communication especially from parents, expressing affection and emotional support can have a huge impact on life satisfaction, and reduce the social abnormalities.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • social abnormalities
  • life satisfaction
  • young people in Bilesavar

«مطالعات جامعه‌شناسی»

سال پنجم، شماره بیستم، پائیز 1392

ص ص 38-23

 

 

 

 

 

بررسی رابطه رضایت از زندگی و گرایش به
نابهنجاری­های اجتماعی در بین جوانان شهر بیله­سوار

عدالت فیروزی زرگر[1]

 دکتر محمود علمی[2]

تاریخ دریافت مقاله:7/3/1394       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:13/5/1394

چکیده

تحقیق حاضر به بررسی رابطه رضایت از زندگی بر نابهنجاری­های اجتماعی می­پردازد. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان وجوانان پسر درگروه سنی 19-15 ساله شهرستان بیله­سوار تشکیل می­دهندکه تعداد آن­ها 1100 نفر می­باشد و از بین آن­ها تعداد 180 نفر با استفاده از فرمول نمونه­گیری کوکران و به شیوه نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب گردید. جهت آزمون فرضیات از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی دو متغیره استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان می­دهد در حدود یک چهارم افراد مورد بررسی به نابهنجاری­های اجتماعی گرایش دارند. بیشترین گرایش به مصرف دخانیات می­باشد. کمترین گرایش نیز به دروغگویی است. نتایج آزمون فرضیات حاکی از تایید فرضیات مورد بررسی است. بیشترین رابطة رضایت از زندگی با هویت ملی (با بتای 623/0) و دروغگویی (با بتای 462/0-) است. چنان­چه نتایج به دست­آمده نشان می­دهد رضایت از زندگی تاثیرکاهنده بر نابهنجاری­های اجتماعی دارد. رضایت از زندگی تنها از طریق دسترسی به امکانات حاصل نمی­شود برقراری ارتباط صحیح و دوستانه به خصوص از سوی والدین و ابراز محبت و تامین نیازهای عاطفی آن­ها می­تواند تاثیر زیادی درافزایش رضایت از زندگی و در نتیجه، کاهش نابهنجاری­های اجتماعی داشته باشد.

واژگان کلیدی: نابهنجاری­های اجتماعی، رضایت از زندگی، جوانان بیله­سوار.

 

مقدمه

آرمان هرنظامی داشتن جامعه­ای سالم است. جامعه­ای­که افراد آن براساس هنجارهای قانونی و ارزش­های اخلاقی و مذهبی مورد توافق همگان عمل می­کنند. در چنین جامعه­ای بسترهای لازم برای پرورش و رشد استعدادهای افراد شکل­دهنده­ آن به وجود خواهد آمد. درچنین جامعه­ای افرادخلاق پرورش خواهند یافت و رشد و تعالی­کشور میسرخواهد شد. بااین حال درهر جامعه­ای کسانی یافت می­شوندکه هنجارهای پذیرفته شده را زیر پا می­گذارند و به اصطلاح نابهنجار محسوب می­شوند.

اگر رفتار افراد جامعه با هنجارها، ارزش‌ها و عقاید اجتماعی جامعه در تعارض و تضاد باشد، در این صورت رفتار اجتماعی، رفتار نابهنجاری خواهد بود زیرا که بین خواسته‌ها، نیازها و آرمان­اجتماعی سیستم موجود و افراد جامعه هماهنگی دیده نمی‌شود، و در این حالت روابط اجتماعی تنش‌زا و ستیزآمیز است. وجود چنین روابط نابهنجار در جامعه، سبب پیدایش مسائل و مشکلات اجتماعی شده و حرکت جامعه را ناموزون و نامتعادل می‌سازد. جامعه‌شناسی چنین مسائل و مشکلات اجتماعی را که زادة عدم هماهنگی نظام ارزشی با خواسته‌ها و عملکردهای افراد جامعه است، تحت عنوان نابهنجاری اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد. بزهکاری­کودکان و نوجوانان، اعتیاد، خودکشی، دزدی و نابسامانی خانواده از این مقوله است (سیف­اللهی، 1374: 39).

جامعه­شناسان به عوامل در تحلیل­های خویش به عوامل مختلف تاثیرگذار بر ناهنجاری­های اجتماعی اشاره می­کنند با این حال موضوع رضایت زندگی که مفهوم کلی است و می­تواند بیشتر عوامل مورد نظر      جامعه­شناسان را پوشش دهد کمتر مورد توجه قرار گرفته است. رضایت از زندگی یک مفهوم ذهنی و منحصر به فرد برای هر انسان است و عموماً به ارزیابی­های شناختی یک شخص از زندگی­اش اشاره دارد (داینر و دیگری، 1985؛ به نقل ازشیرمحمدی و دیگری، 1389). سنجش رضایت از زندگی ازمباحث مهم اجتماعی است­که نسبتاً دیر به حوزه علوم اجتماعی راه یافت. با وجود آن­که این موضوع ذیل مفهوم کلی­ترکیفیت زندگی و درواکنش به سنجش­های اقتصادی مطرح شد، بررسی­آن به سرعت به حوزه­ای مستقل و مهمی در علوم اجتماعی تبدیل گشت. شاخص رضایت از زندگی در یک جامعه، مفهوم فراگیر و در عین حال پایداری است­که منعکس کنندة احساس و نظرکلی مردم آن جامعه نسبت به جهانی است­که در آن زندگی می­کنند و اهمیت آن به خاطر دلالت­هایی است که نسبت به ویژگی­های پایدار نظام اجتماعی در بر دارد(عبدی و دیگری، 1378: 81). رضایت از زندگی پدیده­ای است که پیامدهای خاص خود را دارد و با مقولات مهم دیگری مانند بیگانگی، کاهش اعتماد اجتماعی و ناهنجاری در ارتباط است.

کوووما- هانکانن وهمکاران یک فراتحلیل درزمینة رضایت از زندگی انجام دادند و دریافتندکه رضایت کمتر از زندگی با خطر بالاتر خودکشی همبسته است، حتی وقتی متغیرهایی چون سن، جنس، وضعیت سلامت پایه و مصرف الکل کنترل شود مردان ناراضی از زندگی در مقایسه با زنان ناراضی، 25 بار بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند(کوووما- هانکانن، 2001؛ به نقل از بخشی­پور و دیگری، 1384). با توجه به نقش مثبت رضایت اززندگی در زندگی­فردی و اجتماعی افراد و باتوجه به نقش منفی ناهنجاری­ها در عدم موفقیت فردی و اجتماعی، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه رابطه­ای بین رضایت از زندگی و ناهنجاری­های اجتماعی نوجوانان شهر بیله­سوار وجود دارد؟ آیا افرادی­که رضایت بیشتری از زندگی خویش دارند کمتر به دچار ناهنجاری­های اجتماعی می­شوند؟

 

ناهنجاری­های اجتماعی

به مسئله ناهنجاری­های اجتماعی و به طور کلی کجروی­های اجتماعی از سه منظر متفاوت زیست­شناختی، روان­شناختی و جامعه­شناختی، که به ترتیب ناظر برابعاد سه­گانه زیستی، روانی و اجتماعی حیات انسانی است، نگریسته شده است.

نظریه­های زیست­شناختی به ساخت جسمانی انسان و رابطة آن باجرایم اجتماعی می­پردازد و به نقش وراثت در انتقال­ کجرفتاری توجهی خاص دارد. نظریه­های روان­شناختی می­کوشند بین نابهنجاری و ویژگی­های شخصیتی و روانی رابطه برقرار کنند.

به گفتة دورکیم، پدیدة اجتماعی را باید با عوامل اجتماعی تبیین کرد و فروکاستن آن به سطوح روانی و زیستی جایز نیست. از این رو در تحقیق حاضر، با نگاه به ناهنجاری اجتماعی به مثابه مسئلة اجتماعی، کوشش شده از نظریه­های جامعه­شناختی در تحلیل ناهنجاری­های اجتماعی استفاده شود.

 

نظریه­های کنترل (نظارت) اجتماعی

این نظریه درتحلیل و تبیین نابهنجاری­های اجتماعی ازنظریه­های بانفوذ حوزه جامعه­شناسی انحرافات اجتماعی می­باشدکه به طور کلی ازنظریة نظم اجتماعی دورکیم تاثیرپذیرفته است. این نظریه علت اصلی نابهنجاری اجتماعی را نبود کنترل اجتماعی می­داند. پیش­فرض اساسی نظریة کنترل اجتماعی این است که بین میزان احساس تعلق و وابستگی جوانان و نوجوانان به الزامات و تقیدات اجتماعی حاکم بر نهادها و سازمانها و گروه­های مختلف و کجرفتاری آن­ها همبستگی معناداری وجود دارد(هیرشی، 1969). به عبارت دیگر هرچه میزان تعلقات و تقیدات فرد به هنجارها، قواعد و رسوم جامعه ضعیف باشد فرد برای بروز نابهنجاری اجتماعی­آمادگی بیشتری دارد. ازجمله پیشگامان این نظریه می­توان به آلبرت­رایس، ایوان نای، والتر رکلس و تراویس هیرشی اشاره کرد(هگن، 1985: 164).

 

نظریه­های یادگیری اجتماعی

صاحبنظرانی­که موضوع یادگیری اجتماعی را مطرح کرده­اند براین باورندکه کجرفتاری و همنوایی طی فرایندهای مشابه یاد گرفته می­شوند و کجرفتاری نتیجة یادگیری هنجارها و ارزش­های انحرافی به ویژه در چهارچوب خرده فرهنگ­ها و گروه­های همسالان است. بنابراین نکتة اساسی دراین نظریه­ها این است که افراد، کجرفتاری را در طول تعامل خود و طی فرایندهای یاد می­گیرند. از برجسته­ترین نظریه­پردازان این حوزه می­توان به ادوین ساترلند و دانیل گلیزر و رابرت برگس را نام برد.

نظریه­های خرده فرهنگی

در رویکرد خرده­فرهنگی، نابهنجاری رفتاری با توجه به ویژگی­های خرده­ فرهنگی اعم از، باورها، اعتقادات، زبان، شیوه­های قومی، عادات و ارزش­ها و نظایر آن­ها مورد بررسی قرار می­گیرد. پیش­فرض اساسی این رویکرد این است­که دوستان وگروه­های همسالان نابهنجار می­توانند بیشترین همبستگی را با رفتارهای نابهنجار جوانان داشته باشد(گیدنز، 1373: 143). یکی از این خرده­ فرهنگ­ها، خرده­ فرهنگ بزهکاری است که نظریه آلبرت کوهن در این مورد برجسته است. 

 

نظریه­های فشار ساختاری

نظریه فشار ساختاری رفتار نابهنجار را نتیجة فشارهای اجتماع می­داند که بعضی مردم را وادار به نابهنجاری می­کند. از مهم­ترین تبیین­های جامعه­شناختی که فشار ساختاری را عامل اصلی ناهنجاری در افراد می­پندارد نظریة آنومی دورکیم، فرصت­های مشروع افتراقی مرتون، ناکامی منزلتی ­کوهن و فرصت­های نامشروع افتراقیکلوارد والین است.

 

رضایت از زندگی

رضایت از زندگی از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی بوده و در اصطلاح مفهومی چند وجهی، نسبی، و متأثر از زمان ومکان و ارزش­های­فردی و اجتماعی است و هم­چنین دارای ابعاد عینی و بیرونی، ذهنی و درونی است­که نمی­توان برای آن تعریفی­جامع و مانع ارائه داد(ربانی ودیگری، 1390: 82). داینر با بیان مفهوم خوشبختی ذهنی، رضایت از زندگی را به عنوان ارزیابی ذهنی فرد از کیفیت کلی زندگی خویش و یا برخی ازجنبه­های خاص زندگی­اش تعریف­کرده است. وی با طراحی پرسشنامه­ای پنج گویه­ای در مقیاسی هفت درجه­ای رضایت فرد از زندگی خویش را می­سنجد.

فلس و پری[3](1996) رضایت از زندگی را به عنوان یک احساس نیک تعریف می­کنندکه شامل ارزیابی قابل مشاهده و درونی از احساسات نیک مادی، جسمانی، و اجتماعی می­باشد که به وسیله­ مجموعه­ای منحصر به فرد از ارزش­ها اندازه­گیری می­شود(شیرمحمدی و دیگری، 1389: 65).

مایکالس[4](1986) رضایت از زندگی را تفاوت ادراک فرد از این­که اشیاء چگونه هستند و چگونه می­توانند باشند، تعریف کرده است. سوزا و سانجا[5](2001) رضایت از زندگی را به عنوان تفاوت بین آن چه که شخص می­خواهد و آن­چه که هست بیان می­کنند. این دو درحقیقت یک تفاوت بین واقعیت و ایده­آل را مطرح کرده­اند.

رضایت­مندی از زندگی بیانگر میزان ارضای تمایلات و نیازهای اساسی انسان است. رضایت­مندی را می­توان به عنوان ارضای نیازهای اساسی و تلقی مثبت و احساس خوشایند افراد به قلمروهای مختلف زندگی بیان کرد(عظیمی­هاشمی، 1383: 71). در تمامی این تعاریف معیار رضایت از زندگی، ذهنیت فرد است. به این معناکه فرد به لحاظ ذهنی تاچه اندازه بین­واقعیت زندگی و ایده­آل­هایش هماهنگی احساس می­کند. چنان­که کمبل رضایت از زندگی را بازتاب توازن میان آرزوهای شخص و وضعیت فعلی او می­داند. به عبارت دیگر رضایت از زندگی منعکس­ کنندة احساس و نظر کلی افراد یک جامعه نسبت به جهانی است که در آن زندگی می­کنند.

در نگاه به متغیر رضایت از زندگی دو رویکرد نظری وجود دارد: در رویکرد نخست، رضایت از زندگی به مثابه یک سازة چند بعدی در نظر گرفته می­شود و رویکرد دوم به رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر بسیط می­نگرد.

 

رضایت از زندگی به مثابه یک سازه

دراین نگاه رضایت از زندگی سازه­ای است­که دارای ابعادی چند است، البته دراین رویکرد نیز تنوعی حاکم است. دربرخی کارهای انجام شده ابعاد رضایت از زندگی عبارت­اند از: رضایت از زندگی خانوادگی، رضایت ازمسکن، رضایت از شغل و رضایت از تندرستی. درپژوهشی دیگر ابعاد رضایت از زندگی عبارت­اند از: رضایت از خود، رضایت از دوستان، رضایت از خانواده، رضایت از محیط زندگی، رضایت از محیط کار.

رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر بسیط

دراین نگاه رضایت از زندگی فاقد ابعاد است و اگر درتحقیقات از گویه­های متعددی برای­سنجش آن استفاده شده قصد محقق ارتقاء سطح سنجش آن ازترتیبی به فاصله­ای بوده، هرچند دربرخی از تحقیقات برای سنجش از یک گویه استفاده شده است.

نگاه به رضایت از زندگی به مثابه سازه­ای دارای ابعادی از جنس رضایت، نگاهی نارسا است. به نظر می­رسد کلی بودن مفهوم زندگی و انتزاعی بودن آن، رضایت از زندگی را دارای ویژگی منحصر به فردی نموده است. زندگی مساوی مجموع حیطه­های آن مانند خانواده، دوستان، اوقات فراغت، محل سکونت، محل اشتغال و ... نیست. اگر چه حیطه­های مذکور بخش زیادی از زندگی را تشکیل می­دهند، اما زندگی چیزی ماورای این حوزه­ها نیز در خود دارد.

تاکنون تحقیقی که به طور مستقیم به بررسی تاثیر رضایت از زندگی بر میزان نابهنجاری پرداخته باشد؛ انجام نشده است بر این اساس در بررسی پیشینه تحقیق به تحقیقات انجام شده در ارتباط با متغیرهای مورد پژوهش یعنی رضایت از زندگی و نابهنجاری اجتماعی اشاره می­شود.

گلچین و زردموی(1390) تحقیق با عنوان «تبیین نوجوانان تهرانی از زندگی خانوادگی­شان بر حسب میزان تحقق نظم در خانواده» انجام داده­اند

روایی و همکاران(1389) تحقیقی با عنوان عوامل خانوادگی موثر بر گرایش به نابهنجاری اجتماعی و راهکارهای پیشگیری از آن (اداره امور پلیسی ناهنجاری­های اجتماعی) انجام داده­اند.

معیدفر و مقدم(1389) تحقیقی با عنوان نقش هویت محله‌ای درکاهش و کنترل گرایش به رفتارهای نابهنجار اجتماعی در شهر (مورد محله‌های شهر تهران) انجام داده است.

قاسمی(1389) تحقیقی تحت عنوان "بررسی علل اجتماعی و اقتصادی بزهکاری اطفال در استان اردبیل" (مطالعه موردی کانون اصلاح و تربیت استان) به روش پیمایشی از نوع همبستگی و مقایسه­ای انجام داده است.

علمی(1381) در رسالة دکترای خود با عنوان گونه­شناسی خانواده و رفتارهای نوجوانان شهر تبریز (مطالعه در بین دو گروه از نوجوانان‌ مجرم و عادی در شهر تبریز) درپی یافتن پاسخ‌ به این سوال بوده که‌ چرا برخی افراد جامعه به ویژه‌ نوجوانان نمی‌توانند خود را با ارزش‌ها و هنجارهای برخاسته از آن همنوا سازند؟

همان­طورکه پیشینة تحقیقات انجام شده نشان می­دهد، تحقیقات متعددی در ارتباط با ناهنجاری­های اجتماعی و کجروی انجام شده است در بیشتر این تحقیقات محققان مختلف به دنبال بررسی تاثیر عوامل مختلف اجتماعی بر رفتارهای انحرافی بودند با این حال تا حال تحقیقی که رابطة رضایت از زندگی را با ناهنجاریهای اجتماعی بررسی کند انجام نشده است و از این نظر تحقیق حاضر با تحقیقات دیگر در این زمینه متمایز می­گردد. هم­چنین در این تحقیق ناهنجاری­های اجتماعی متمایز از رفتارهای خلاف قانونی است­که جرم یا بزه شناخته می­شوند و ازاین نظر نیز تحقیق­حاضر متفاوت از تحقیقات دیگر می­باشد. حال اهداف کلی و جزئی تحقیق حاضر به شرح زیر می­باشد:

- تعیین رابطه میزان رضایت از زندگی و گرایش به نابهنجاریهای اجتماعی در بین جوانان شهر بیله­سوار.

- تعیین رابطه میزان رضایت از زندگی و گرایش به انزواطلبی در بین جوانان شهر بیله­سوار.

- تعیین رابطه میزان رضایت از زندگی و گرایش به دروغگویی در بین جوانان شهر بیله­سوار.

- تعیین رابطه میزان رضایت از زندگی و گرایش به فرهنگ غربی در بین جوانان شهر بیله­سوار.

- تعیین رابطه میزان رضایت از زندگی و میزان پذیرش هویت ملی در بین جوانان شهر بیله­سوار.

- تعیین رابطه میزان رضایت از زندگی و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر بیله­سوار.

- تعیین رابطه میزان رضایت از زندگی و گرایش به معاشرت با خلاف­کاران در بین جوانان شهر بیله­سوار.

- تعیین رابطه میزان رضایت از زندگی و گرایش به مصرف دخانیات در بین جوانان شهر بیله­سوار.

باتوجه به بحث­های نظری و مرور پیشینة تحقیق و سنخ­شناسی انواع نابهنجاری که با استناد به فرا تحلیل و گونه­شناسی که توسط علی احمدی(1385) انجام گرفته است مدل مفهومی تحقیق در جدول شماره (1) به صورت زیر می­باشد.

 

رضایت از زندگی

 

نابهنجاری اجتماعی

 

نابهنجاری ارتباطی

 

نابهنجاری فرهنگی- هویتی

 

نابهنجاری انسجامی

 

انزواطلبی

 

دروغ گویی

 

گرایش به فرهنگ غربی

 

پذیرش هویت ملی

 

رفتارهای پرخطر

 

معاشرت با خلافکاران

 

مصرف دخانیات

 

شکل شماره (1): مدل تحلیلی تحقیق

       ابزار و روش

این تحقیق برمبنای هدف جزء تحقیقات کاربردی می­باشد. جامعة آماری در پژوهش حاضرکلیه جوانان شهر بیله­سوار در گروه سنی 15 الی 19 سال می­باشد که بر اساس سرشماری سال 1390 نفوس و مسکن کشور جمعیت گروه سنی 15 الی 19 ساله ها 1100 نفر می­باشد.

برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که با توجه به حجم جامعه برای گروه سنی 15 الی 19 ساله­ها تعداد 180 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد.

روش نمونه­گیری به صورت خوشه­ای چند مرحله­ای می­باشد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده می شود. برای سنجش رضایت از زندگی از مقیاس رضایت از زندگی داینر استفاده می­شود. این مقیاس از 5 آیتم تشکیل شده است و رضایت کلی از زندگی را می­سنجد. پایایی این مقیاس در تحقیقات مختلف ازجمله تحقیق بیانی وهمکاران(1386) موردتائید قرارگرفته است. هم­چنین پرسشنامه نابهنجاری­های اجتماعی با توجه به تعاریف نظری و عملیاتی به صورت محقق ساخته طراحی شده است.

روایی و پایایی پرسشنامه

برآورد «اعتبار[6]» پرسشنامه نیز از طریق «اعتبار صوری[7]» صورت گرفته است. پایایی کل مقیاس آمارة «آلفا» می‌باشد. به این ترتیب پس از ارائه پرسشنامه به 30 نفر از نوجوان و جوانان و انجام پیش­آزمون، برآورد پایایی پرسشنامه این تحقیق از طریق آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار spss انجام شد که در جدول شماره (1) ارائه گردیده است.

 

جدول شماره (1): خروجی پایایی پرسشنامه به تفکیک متغیرهای تحقیق

متغیرها

تعداد سئوالات

خروجی پایایی پرسشنامه (آلفای کرونباخ)

رفتارهای پرخطر

5

881/0

معاشرت با خلاف­کاران 

3

890/0

گرایش به دخانیات

4

856/0

انزواطلبی

3

895/0

دروغگویی

5

709/0

گرایش به فرهنگ غربی

4

877/0

هویت ملی

3

815/0

رضایت از زندگی

5

935/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج و یافته­ها

برای سنجش متغیر رضایت از زندگی از مقیاس رضایت از زندگی (SWLS) دینر استفاده شده است. این مقیاس از 5 آیتم تشکیل شده است و رضایت­کلی از زندگی را می­سنجد. وضعیت رضایت پاسخگویان از زندگی خویش در جدول شماره (2) آمده است.

 

 

 

 

 

                   میزان موافقت

رضایت از زندگی

کاملاً مخالف

مخالف

بی­نظر

موافق

کاملاً موافق

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

در اکثر مواقع زندگی من «ایده­آل» است

23

13%

52

29%

38

21%

39

22%

28

16%

من از زندگی خود رضایت دارم

24

13%

38

21%

47

26%

28

16%

43

24%

شرایط زندگی من بسیار عالی است

20

11%

47

26%

31

17%

46

26%

36

20%

تا به حال چیزهای مهم مورد نظرم را در زندگی به دست آورده­ام

35

19%

35

19%

31

17%

28

16%

51

28%

اگر می­توانستم دوباره زندگیم را شروع کنم، چیزی را تغییر نمی­دادم

16

9%

45

25%

32

18%

40

22%

47

26%

میانگین رضایت از زندگی

24

13%

43

24%

36

20%

36

20%

41

23%

جدول شماره (2): توزیع فراوانی و درصدی پاسخگویان بر اساس میزان رضایت از زندگی

 

در جدول وضعیت پاسخگویی با هر یک از سوالات رضایت زندگی آمده است. همان طور که وضعیت میانگین رضایت نشان می­دهد در مجموع 13 درصد نوجوانان مورد بررسی دارای رضایت خیلی کم، 24 درصد کم، 20 درصد زیاد و 23 درصد خیلی زیاد می­باشند. براساس نتایج فوق درصد کسانی که رضایت زیادی از زندگی­شان دارند ازکسانی­که رضایت پایینی دارند بیشتر است بااین حال افراد ناراضی درصدقابل توجهی (در مجموع 37 درصد) را تشکیل می­دهند و این امر در عملکرد رفتاری آن­ها می­تواند تاثیرگذار باشد.

وضعیت نابهنجاری­های اجتماعی

هفت شاخص برای نابهنجاری­های اجتماعی درنظر گرفته شده است­که وضعیت این شاخص­ها دربین جوانان بیله­سوار به شرح جدول شماره (3) می­باشد.

 

جدول شماره (3): وضعیت نابهنجاری­های اجتماعی

میزان موافقت

متغیر

کاملاً مخالف

مخالف

بی نظر

موافق

کاملاً موافق

-

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراونی

درصد

میانگین از 5

رفتارهای پرخطر

49

27%

47

26%

38

21%

26

14%

21

12%

57/2

معاشرت با خلاف­کاران

47

26%

52

29%

37

21%

34

19%

9

5%

47/2

گرایش به دخانیات

43

24%

42

23%

44

24%

33

18%

18

11%

42/2

گرایش به انزواطلبی

39

22%

50

28%

41

23%

36

20%

10

6%

63/2

گرایش به دروغگویی

43

24%

54

29%

40

22%

29

16%

14

8%

54/2

گرایش به فرهنگ غربی

44

24%

52

29%

37

21%

31

17%

16

9%

56/2

هویت ملی

35

23%

47

30%

40

22%

22

18%

18

7%

58/2

 

گرایش به رفتارهای پرخطر یکی از نابهنجاری­های اجتماعی است که نوجوانان انجام می­دهند. بر اساس نتایج به دست آمده در مجموع 27 درصد افراد مورد بررسی گرایش خیلی کم، 26 درصد گرایش کم، 14 درصد گرایش زیاد و 12 درصد نیز گرایش خیلی زیاد به این رفتارها دارند. به این ترتیب بیش از 50 درصد نوجوانان مورد بررسی گرایش پایینی به رفتارهای پرخطر دارند. با این حال حدود یک چهارم (26 درصد) گرایش­شان به این رفتارها بالا می­باشد.

در مورد معاشرت با افراد خلاف­کار و نابهنجار، نتایج به دست آمده نشان می­دهد حدود 26 درصد معاشرت خیلی کم، 29 درصد معاشرت کم، 19 درصد معاشرت زیاد و 5 درصد نیز خیلی زیاد دارند. به این ترتیب با توجه به نتایج فوق درحدود (55 درصد) معاشرت کمی با این افراد دارند. با این حال نزدیک یک چهارم نوجوانان مورد بررسی (24 درصد) گرایش معاشرت زیادی با خلاف­کاران دارند.

گرایش به دخانیات یکی دیگر از مولفه­های نابهنجاری اجتماعی است­که نتایج آن درجدول فوق نشان داده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده 24 درصد گرایش خیلی کم، 23 درصد گرایش کم، 18 درصد گرایش زیاد و 11 درصد نیز گرایش خیلی زیاد به مواد دخانی دارند. با این حال حدود 29 درصد افراد گرایش زیادی به مصرف این موارد دارند که نسبت بالایی می­باشد. براساس نتایج فوق بیشترین گرایش به مصرف سیگار و قلیان می­باشد. انزواطلبی، عدم ارتباط با دیگران و عدم مشارکت در کارهای جمعی است. نتایج به دست آمده نشان می­دهدکه 22 درصد افراد مورد بررسی­گرایش خیلی­کم، 28 درصد گرایش کم، به این نوع رفتار دارند درحالی که 20 درصد گرایش زیاد و 6 درصد نیز خیلی زیاد دارند یعنی در حدود 26 درصد افراد رفتارهای انزواطلبانه از خود نشان می­دهند که این نسبت، درصد بالایی است.

در ارتباط با دروغگویی نتایج بدست آمده نشان می­دهد 24 درصد گرایش خیلی­کم، 29 درصد گرایش کم، 16 درصد گرایش زیاد و 8 درصد نیز گرایش خیلی زیاد به دروغگویی دارند.

با توجه به نتاج به دست آمده در حدود 24 درصد گرایش خیلی کم، 29 درصد گرایش کم، 17 درصد گرایش زیاد و 9 درصد نیز گرایش خیلی زیاد به فرهنگ غربی دارند.

براساس نتایج به دست آمده پذیرش 23 درصد خیلی زیاد و 30 درصد زیاد می باشد در حالی که 18 درصد کم و 7 درصد خیلی کم است. به این معنا که پذیرش و تعلق به هویت ملی در حدود 53 درصد به میزان زیاد و در 25 درصد به میزان کم می­باشد.

باتوجه به نتایج به دست آمده در مجموع می­توان گفت که میزان گرایش به نابهنجاری­های اجتماعی در بین نوجوانان و جوانان مورد بررسی در حدود 25 درصد می­باشد یعنی یک چهارم افراد مورد بررسی گرایش به نابهنجاری اجتماعی دارند و این میزان درصد بالایی می­باشد. در ادامه چگونگی تاثیر رضایت از زندگی در نابهنجاری اجتماعی مورد آزمون قرار می­گیرد.

 

یافته­های استنباطی

هفت فرضیه برای آزمون ارائه شده است که با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون دو متغیره مورد آزمون قرار گرفتند و نتایج حاصله به شرح جدول شماره (4) می­باشد.

 

جدول شماره (4): نتایج آزمون فرضیه­ها

شماره فرضیه

 

بیان فرضیه

همبستگی پیرسون

ضریب تعیین R2

سطح معنی­داری (p)

1

بین میزان رضایت از زندگی و گرایش به انزواطلبی در بین جوانان شهر بیله­سوار رابطه معنادار وجود دارد.

442/0-

195/0

000/0

2

بین میزان رضایت از زندگی و گرایش به دروغگویی در بین جوانان شهر بیله­سوار رابطه معنادار وجود دارد.

462/0-

213/0

000/0

3

بین میزان رضایت از زندگی و گرایش به فرهنگ غربی در بین جوانان شهر بیله­سوار رابطه معنادار وجود دارد.

438/0-

192/0

000/0

4

بین میزان رضایت از زندگی و میزان پذیرش هویت ملی در بین جوانان شهر بیله­سوار رابطه معنادار وجود دارد.

623/0

388/0

000/0

5

بین میزان رضایت از زندگی و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر بیله­سوار رابطه معنادار وجود دارد.

349/0-

155/0

000/0

6

بین میزان رضایت از زندگی وگرایش به معاشرت با خلاف­کاران در بین جوانان شهر بیله­سوار رابطه معنادار وجود دارد.

353/0-

125/0

000/0

7

بین میزان رضایت از زندگی و گرایش به مصرف دخانیات در بین جوانان شهر بیله­سوار رابطه معنادار وجود دارد.

446/0-

199/0

000/0

فرضیه اصلی

بین میزان رضایت از زندگی و نابهنجاری­های اجتماعی در بین جوانان شهر بیله­سوار رابطه معنادار وجود دارد.

287/0-

077/0

000/0

 

درمورد فرضیه اول، ضریب همبستگی بین رضایت از زندگی و گرایش به انزواطلبی 442/0- می­باشد. جهت همبستگی منفی است که نشان دهندة تاثیر منفی رضایت از زندگی بر انزواطلبی می­باشد. یعنی با افزایش رضایت از زندگی انزواطلبی کاهش می یابد. ضریب تعیین 195/0 می­باشد. مقدار ضریب تعیین نشان می­دهد که 5/19 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط رضایت از زندگی تبیین می­شود.

درمورد فرضیه دوم، ضریب همبستگی بین رضایت از زندگی وگرایش به دروغگویی 462/0- می­باشد. جهت همبستگی منفی است­که نشان دهنده تاثیرمنفی رضایت از زندگی بر دروغگویی ­است. مقدارضریب تعیین نشان می دهد که 3/21 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط رضایت از زندگی تبیین می­شود.

درمورد فرضیه سوم، ضریب همبستگی رضایت از زندگی وگرایش به فرهنگ غربی 438/0-  می­باشد. جهت همبستگی منفی است­که نشان دهندة تاثیرمنفی رضایت از زندگی برگرایش به فرهنگ غربی است. ضریب تعیین 192/0 می­باشد. مقدار ضریب تعیین نشان می­دهد که 2/19 درصد تغییرات گرایش به فرهنگ غرب توسط رضایت از زندگی تبیین می­شود.

در مورد فرضیه چهارم، ضریب همبستگی بین میزان پذیرش هویت ملی 623/0 می­باشد. جهت همبستگی مثبت است که نشان دهندة تاثیر مثبت رضایت از زندگی بر پذیرش هویت ملی است. ضریب تعیین 388/0 می­باشد. مقدار ضریب تعیین نشان می­دهد که 8/38 درصد تغییرات گرایش به هویت ملی توسط رضایت از زندگی تبیین می­شود.

در مورد پنجم، ضریب همبستگی بین رضایت از زندگی و گرایش به رفتارهای پرخطر  349/0- می­باشد. جهت همبستگی منفی است که نشان دهندة تاثیر منفی رضایت از زندگی بر گرایش به رفتارهای پرخطر است. ضریب تعیین 155/0 می­باشد. مقدار ضریب تعیین نشان می­دهد که 5/15 درصد تغییرات گرایش به هویت ملی توسط رضایت از زندگی تبیین می­شود.

در مورد فرضیه ششم، ضریب همبستگی بین رضایت از زندگی و گرایش به معاشرت با خلاف­کاران  353/0- می­باشد. جهت همبستگی منفی است­که نشان دهندة تاثیر منفی رضایت از زندگی بر معاشرت با خلاف­کاران است. ضریب تعیین125/0 می­باشد. مقدارضریب تعیین نشان می­دهدکه 5/12 درصد تغییرات گرایش به معاشرت با خلاف­کاران توسط رضایت از زندگی تبیین می­شود.

در مورد فرضیه هفتم، ضریب همبستگی بین دو متغیر فوق 446/0- می­باشد. جهت همبستگی منفی است که نشان دهندة تاثیر منفی رضایت از زندگی بر گرایش به مصرف دخانیات است. ضریب تعیین 199/0 می­باشد. مقدار ضریب تعیین نشان می­دهد که 9/19 درصد تغییرات گرایش به مصرف دخانیات توسط رضایت از زندگی تبیین می­شود.

در مورد فرضیه اصلی، ضریب همبستگی بین رضایت از زندگی و نابهنجاری­های اجتماعی 287/0- می­باشد. جهت همبستگی منفی است ­که نشان دهندة تاثیر منفی رضایت از زندگی بر ناهنجاری­های اجتماعی است. یعنی با افزایش رضایت از زندگی ناهنجاری­های اجتماعی کاهش می­یابد. ضریب تعیین 077/0 می­باشد. مقدار ضریب تعیین نشان می­دهدکه 7/7 درصد تغییرات ناهنجاری­های مختلف اجتماعی توسط رضایت از زندگی تبیین می­شود.

نتایج به دست آمده از آزمون رگرسیون خطی نشان می­دهد که رضایت از زندگی با گرایش به نابهنجاری­های اجتماعی رابطه معنادار دارد به این ترتیب کسانی که رضایت بیشتری از زندگی­شان دارند کمتر رفتارهای بابهنجار انجام می­دهند. براساس نتایج به دست رضایت از زندگی بیشترین تاثیر را هویت ملی با مقدار بتای 693/0 دارد. هم­چنین کمترین تاثیر مربوط به معاشرت با خلاف­کاران با بتای 352/0- و رفتارهای پرخطر با بتای 394/0- می­باشد.

 

نتیجه­گیری

نابهنجاری­های اجتماعی ازجمله مهم­ترین مسائل اجتماعی درهر جامعه است­که به عوامل و متغیرهای متفاوتی بستگی دارد و از این رو برای کاهش آن در جامعه باید برنامه­ریزی در نهادهای متفاوتی مثل خانواده، مدرسه، دانشگاه، سطح جامعه و...  انجام گیرد زیرا با سالم­سازی فضای اخلاق عمومی جامعه و خانواده می­توان از میزان نابهنجاری کاست. در این پژوهش رابطه رضایت از زندگی بر نابهنجاری­های اجتماعی سنجیده شده است. احساس رضایت، از بازتاب توازن میان آرزوهای شخصی و وضعیت عینی فردی و اجتماعی به وجود می­آید(اینگلهارت، 1373: 241). نتایج به دست آمده بیانگرپایین بودن رضایت از زندگی در بین افراد مورد بررسی است. این یافته­ها هم از حیث توصیفی و هم از وجه تبیینی و سبب­شناسی با نتایج پژوهش­های داخلی همخوانی دارد.

متغیر رضایت از زندگی بر اساس نظریه احساس محرومیت قابل تبیین است زیرا این نظریه از یک طرف به کمبودهای عاطفی (مثل عدم ارضای نیازهای عاطفی) و ازطرف دیگر به کمبودهای مادی و در نهایت به رابطه پویای بین این دو که در رضایت از زندگی افراد مؤثر است، اشاره دارد.

نتایج به دست آمده حاکی ازتاثیر معنادار و کاهنده رضایت از زندگی بر نابهنجاری­های اجتماعی است نتایج به دست آمده نشان می­دهدکه رضایت از زندگی رابطه­منفی با نابهنجاری­های اجتماعی دارد. افرادی که از شرایط زندگی خویش راضی هستند گرایش­کمتری به انواع نابهنجاری­های اجتماعی دارند این یافته با نتایج تحقیق هزارجریبی و صفری­شالی(1389) همسو می­باشد. این محققان با به بررسی عوامل ارتکاب جرم پرداخته و تاثیر رضایت از زندگی را با ضریب (10/0) نشان می­دهند. هم­چنین بخشی و همکاران (1384) در تحقیقی با عنوان بررسی رابطة میان رضایت از زندگی و حمایت اجتماعی با سلامت روان در دانشجویان به نتایج مشابهی دست یافتند. گلچین و زردموی(1390) به این نتیجه رسیدند که مشکلات تربیتی دانش­آموزان بیشتر ناشی از شیوه ارضای نیازهای نوجوانان است. ارضاء نیازهای ثانویه از قبیل نیاز به تعلق و نیازهای شناختی  بیشترین تاثیر را در حل مشکلات تربیتی نوجوانان دارد.

دیدگاه­های مختلف جامعه­شناسی هرکدام تبیین خاصی از نابهنجاری­های اجتماعی­دارند. نظریة کنترل اجتماعی علت اصلی نابهنجاری را در فقدان کنترل و ضعف نظارتهای اجتماعی می­داند. نظریه­های یادگیری درتبیین ناهنجاری­های اجتماعی به یادگیری هنجارها و ارزش­های انحرافی به ویژه درچهارچوب خرده­فرهنگ­ها وگروه­های همسالان توجه دارند.

نظریة فشار ساختاری رفتار نابهنجار را نتیجة فشارهای اجتماع می­داند که بعضی مردم را وادار به نابهنجاری می­کند. کوهن درقالب نظریه ناکامی منزلتی معتقد است افرادکه متعلق به طبقه­اجتماعی پایین هستند به واسطة آشنایی با ارزش­های طبقه متوسط احساس ناکامی می­کنند. آن­ها نمی­توانند به پای فرزندان طبقه بالا برسند و در نتیجه برای جبران این ناکامی به ناهنجاری­های اجتماعی رو می­آورند بنابر این احساس نارضایتی ازوضعیت زندگی خویش­که به دنبال ناکامی حاصل می­شود زمینة گرایش نوجوانان و جوانان طبقات پایین را به کجروی فراهم می­کند. در قالب این رویکرد کوهن و مرتون معتقدند اعضای طبقه پایین بیش از دیگران احتمال دارد که در فعالیت­های نابهنجار مشارکت کنند، چون جامعه نمی­تواند به آن­ها کمک کند که به آرزوهای خود دست یابند.

ازجمله نظریه­های مطرح دیگر در ارتباط با رضایت از زندگی، نظریة محرومیت نسبی است بر اساس این دیدگاه انسان­ها عموماً به مقایسه خود با دیگران می­پردازند و در این رابطه وقتی احساس فقر و بی­عدالتی می­کنند واکنش­های شدید عاطفی (مانند تعویض شغل، کارشکنی و خودکشی  و ... انجام می­دهند و وقتی این احساس به اعلی درجه خود برسد به احساس تضاد اجتماعی می­انجامد و تعارض­های شدیدی را در پی دارد. همان­طور که در تحلیل رگرسیونی مشخص شد فرد در محیط ناسالم رفتارهای انحرافی را از گروه دوستان یاد می­گیرد. بنابراین محیط ناسالم زمینه بالقوه آسیب­های اجتماعی را فراهم می­سازد و گروه دوستان ناسالم آن را به صورت بالفعل در می­آورند. این عامل اخیر نیز بر اساس نظریة «پیوند افتراقی ساترلند» قابل تبیین است. زیرا بر اساس این نظریه، افراد زمانی احتمال دارد منحرف شوند که با افرادی که نظریه­های منحرفانه دارند ارتباط بیشتری داشته باشند.

 

پیشنهادهای کاربردی

- با توجه به نتایج به دست آمده بیش از یک سوم افراد مورد بررسی رضایت کمتری از زندگی دارند که این ­امر علاوه بر گرایش به نابهنجاری­های اجتماعی مسائل روانی زیادی بدنبال دارد بنابراین ضروری است­که مسئولین و خانواده­ها نسبت به این مساله حساس شده و توجه ویژه­ای داشته باشند.

- نتایج به دست آمده بیانگر تاثیر معنادار رضایت از زندگی بر کاهش نابهنجاری­های اجتماعی است. همان­طور که اشاره شد رضایت از زندگی تنها با دسترسی به امکانات زندگی حاصل نمی­شود. این مفهوم بیشتر امری ذهنی است یعنی افراد به طورذهنی از شرایط زندگی خویش ارزیابی به عمل آورده و احساس رضایت یا نارضایتی می­کنند. بنابر این والدین نوجوانان بایستی به این امر توجه داشته باشندکه شرایط زندگی بهتری را برای فرزندان خویش به وجود آورند تا ازگرایش آن­ها با انواع نابهنجاری­های اجتماعی کاسته شود.

- نتایج بدست آمده حاکی از تاثیر کاهنده رضایت از زندگی بر مولفه­های مختلف نابهنجاری اجتماعی است. شرایط مطلوب زندگی درخانواده و مدرسه و محیط زندگی می­تواند تعاملات اجتماعی نوجوانان را افزایش دهد. بنابراین خانواده­ها و مدارس درایجاد شرایط مطلوب زندگی و افزایش رضایت افراد از زندگی می­توانند هماهنگ و همسو بوده و نقش تعیین­کننده داشته باشند.

- هم­چنان که اشاره شد رضایت از زندگی تنها دسترسی به امکانات حاصل نمی­شود برقراری ارتباط صحیح و دوستانه به خصوص ازسوی والدین و ابرازمحبت به آن­ها می­تواند تاثیر زیادی درافزایش رضایت از زندگی داشته باشد.

 

پیشنهادهای پژوهشی

- چنان­چه اشاره شد رضایت از زندگی تاثیر زیادی برگرایش به نابهنجاری­های اجتماعی دارد بنابراین پیشنهاد می­شود عوامل موثر بر رضایت از زندگی مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد.

- در این تحقیق نقش رضایت از زندگی به طور کلی مورد بررسی قرار گرفت. بررسی مبانی نظری این مفهوم نشان می­دهد که رضایت از زندگی دارای مولفه­های­ مختلفی است بنابراین پیشنهاد می­شود تاثیر مولفه­های مختلف رضایت از زندگی بر نابهنجاری­های اجتماعی بررسی گردد.

- نابهنجاری موضوعی چند وجهی است لذا شناخت ابعاد مختلف آن نیازمند اطلاعات همه جانبه از علل، انگیزه­ها، زمینه­ها ونحوه وقوع آن است. دست­یابی به همة این اطلاعات بااستفاده از ابزار پرسشنامه میسر نیست لذا پیشنهاد می­گردد تحقیقی کیفی در مورد نابهنجاری­های اجتماعی به عمل آید تا توصیفی دقیق از وضعیت نابهنجاری­های اجتماعی ارائه شود.

 

   منابع

اینگلهارت، ر. (1373). تحول فرهنگی جوامع پبشرفته صنعتی. ترجمه: م، وتر. تهران: کویر.

بخشی­پور رودسری، ع؛ و دیگری. (1384). بررسی رابطه میان رضایت از زندگی وحمایت اجتماعی با سلامت روان در دانشجویان. مجله اصول بهداشت روانی. دوره 7، (شماره 28-27)، صص 152-145.

سیف‌اللهی، س. (1374). مبانی جامعه‌شناسی. گناباد: مرندیز.

شیرمحمدی، ل؛ و دیگری. (1389). رابطه­ سخت­رویی، رضایت از زندگی و امید با عملکرد تحصیلی دانشجویان. فصلنامه علمی پژوهشی روان­شناسی دانشگاه تبریز. سال پنجم، شماره 20، صص 151-129.

عبدی، ع؛ و دیگری. (1378). تحولات فرهنگی در ایران. تهران: نشر روش.

عظیمی هاشمی، م. (1383). رضایت از زندگی و دین­داری در بین دانش­آموزان. مجلهعلوماجتماعی. دانشگاه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال اول، شماره 3، صص 116-83.

علمی، م. (1381). گونه­شناسی خانواده و رفتارهای نابهنجار نوجوانان شهر تبریز. پایان­نامة دکتری، رشته جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.

علی احمدی، ا. (1385). فراتحلیل و گونه­شناسی ناهنجاری­های اخلاقی و اجتماعی دانش­آموزان در آموزش و پرورش. فصلنامه تخصصی جامعه شناسی. سال دوم، شماره 2.

گلچین، م؛ و دیگری. (1390). تبیین رضایت نوجوانان تهرانی از زندگی خانوادگی­شان بر حسب میزان تحقق نظم در خانواده. مجله علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد. شماره 16.

گیدنز، آ. (1373). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی. چاپ اول.

معیدفر، س؛ و دیگری. (1389). نقش هویت محله‌ای درکاهش و کنترل گرایش به رفتارهای نابهنجار اجتماعی در شهر (مورد محله‌های شهر تهران). فصلنامه مسائل اجتماعی ایران. دوره اول، شماره دوم، صص 143-115.

هزارجریبی ج؛ و دیگری. (1388). بررسی عوامل موثر بر ارتکاب جرم (مطالعه موردی زندانیان استان مرکزی). فصلنامه علوم اجتماعی. شماره 46، صص 74-41.

وروایی، ا؛ و دیگری. (1389). عوامل خانوادگی موثر بر گرایش به نابهنجاری اجتماعی و راهکارهای پیشگیری از آن (اداره امور پلیسی ناهنجاری های اجتماعی). مطالعات مدیریت انتظامی. دوره (شماره4)، صص 649-627.

Hagen, John. (1985). Modern criminology. McGraw Hill Inc.

Hirschi, Travis. (1969). Causes of delinquency. Berkeley University of California Press.

 

 



[1]. دانش­آموخته کارشناسی ارشد جامعه­شناسی دانشگاه آزاد تبریز واحد تبریز-ایران.      E- mail:adalatfiruzi@yahoo.com 

[2]. استادیار جامعه­شناسی دانشگاه آزاد تبریز گروه علوم اجتماعی؛ تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

                                                                                                         drmahmoodelmi@gmail.comE- mail:                                                                                                                                                                    

1. Felse & parry

2. Mayklas

3. Sousa & Sanja

1. Validity

2.Face validity

اینگلهارت، ر. (1373). تحول فرهنگی جوامع پبشرفته صنعتی. ترجمه: م، وتر. تهران: کویر.

بخشی­پور رودسری، ع؛ و دیگری. (1384). بررسی رابطه میان رضایت از زندگی وحمایت اجتماعی با سلامت روان در دانشجویان. مجله اصول بهداشت روانی. دوره 7، (شماره 28-27)، صص 152-145.

سیف‌اللهی، س. (1374). مبانی جامعه‌شناسی. گناباد: مرندیز.

شیرمحمدی، ل؛ و دیگری. (1389). رابطه­ سخت­رویی، رضایت از زندگی و امید با عملکرد تحصیلی دانشجویان. فصلنامه علمی پژوهشی روان­شناسی دانشگاه تبریز. سال پنجم، شماره 20، صص 151-129.

عبدی، ع؛ و دیگری. (1378). تحولات فرهنگی در ایران. تهران: نشر روش.

عظیمی هاشمی، م. (1383). رضایت از زندگی و دین­داری در بین دانش­آموزان. مجلهعلوماجتماعی. دانشگاه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال اول، شماره 3، صص 116-83.

علمی، م. (1381). گونه­شناسی خانواده و رفتارهای نابهنجار نوجوانان شهر تبریز. پایان­نامة دکتری، رشته جامعه­شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.

علی احمدی، ا. (1385). فراتحلیل و گونه­شناسی ناهنجاری­های اخلاقی و اجتماعی دانش­آموزان در آموزش و پرورش. فصلنامه تخصصی جامعه شناسی. سال دوم، شماره 2.

گلچین، م؛ و دیگری. (1390). تبیین رضایت نوجوانان تهرانی از زندگی خانوادگی­شان بر حسب میزان تحقق نظم در خانواده. مجله علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد. شماره 16.

گیدنز، آ. (1373). جامعه­شناسی. ترجمه: م، صبوری. تهران: نشر نی. چاپ اول.

معیدفر، س؛ و دیگری. (1389). نقش هویت محله‌ای درکاهش و کنترل گرایش به رفتارهای نابهنجار اجتماعی در شهر (مورد محله‌های شهر تهران). فصلنامه مسائل اجتماعی ایران. دوره اول، شماره دوم، صص 143-115.

هزارجریبی ج؛ و دیگری. (1388). بررسی عوامل موثر بر ارتکاب جرم (مطالعه موردی زندانیان استان مرکزی). فصلنامه علوم اجتماعی. شماره 46، صص 74-41.

وروایی، ا؛ و دیگری. (1389). عوامل خانوادگی موثر بر گرایش به نابهنجاری اجتماعی و راهکارهای پیشگیری از آن (اداره امور پلیسی ناهنجاری های اجتماعی). مطالعات مدیریت انتظامی. دوره (شماره4)، صص 649-627.

Hagen, John. (1985). Modern criminology. McGraw Hill Inc.

Hirschi, Travis. (1969). Causes of delinquency. Berkeley Un