بررسی رابطه هویت قومی و تجانس فرهنگی با از خود بیگانگی دانشجویان*

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

گروه علوم تربیتی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه- ایران.

چکیده

هدف مطالعه­حاضر بررسی رابطه هویت­قومی وتجانس فرهنگی با ازخود بیگانگی دانشجویان دانشگاه بوده است. به همین منظور 400 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه به روش طبقه­ای  انتخاب شده­اند و مقیاس هویت قومی، مقیاس تجانس فرهنگی و مقیاس از خود بیگانگی را به ­صورت انفرادی تکمیل نمودند. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین هویت قومی، جستجوی هویت قومی و تعلق و تعهد قومی با از خود بیگانگی رابطه منفی و معنی­دار وجود دارد. هم­چنین نتایج نشان داد که بین تجانس فرهنگی با بی­هنجاری و احساس انزوا رابطه منفی و معنی‌دار وجود دارد. اما بین تجانس فرهنگی و ازخود بیگانگی رابطه معنی­دار بدست نیامد. براساس نتایج رگرسیون چند متغیری، هویت قومی به صورت منفی قوی­ترین متغیر برای پیش­بینی از خود بیگانگی دانشجویان بوده است (05/0<p). نتایج آزمون T مستقل نشان دادکه بین میانگین هویت­قومی و تجانس­فرهنگی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی­دار وجود ندارد. هم­چنین نشان داده شد که میانگین بی­هنجاری در دانشجویان دختر و میانگین ناتوانی واحساس انزوا دردانشجویان پسربیشتر بوده است. اما بین میانگین ازخود بیگانگی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی­داری وجود ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study of relationship between ethnic identity and cultural congruity and students’ self-alienation

نویسندگان [English]

  • Alireza Ghasemi
  • Saeed Ariapooran
چکیده [English]

The purpose of this study was to examine the relationship between ethnic identity and cultural congruity and self-alienation in university student. The research method of this study was correlation. In this research 400 female and male students from Azad university of Kermanshah were selected by stratified sampling and complete the ethnic identity, cultural congruity and alienation scales. Results of Pierson correlation indicate that there is a negative correlation between ethnic identity and its dimensions with alienation. Also results show that there is a negative correlation between cultural congruity and normlessness and seclusion; but, there is no meaningful correlation between cultural congruity and alienation (p<0.05). According to regression correlation, ethnic identity has been the highest variable for predicting the alienation in university students. The Results of t-test indicated that the mean of inability and seclusion in male students was higher than female (p<0.05); but there is no meaningful difference between male and female students in alienation and normlessness.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ethnic identity
  • cultural congruity
  • Alienation
  • Students

             

   
   

«مطالعات جامعه‌شناسی»

   

سال     پنجم، شماره هفدهم، زمستان 1391

   

ص     ص 118-107

   
   

 

 

 

 

 

 

 

بررسی رابطه هویت قومی و تجانس فرهنگی با از خود بیگانگی دانشجویان*

علیرضا قاسمی[1]

دکتر سعید آریاپوران[2]

تاریخ دریافت مقاله:2/10/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:17/12/1393

چکیده

هدف مطالعه­حاضر بررسی رابطه هویت­قومی وتجانس فرهنگی با ازخود بیگانگی دانشجویان دانشگاه بوده است. به همین منظور 400 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه به روش طبقه­ای  انتخاب شده­اند و مقیاس هویت قومی، مقیاس تجانس فرهنگی و مقیاس از خود بیگانگی را به ­صورت انفرادی تکمیل نمودند. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین هویت قومی، جستجوی هویت قومی و تعلق و تعهد قومی با از خود بیگانگی رابطه منفی و معنی­دار وجود دارد. هم­چنین نتایج نشان داد که بین تجانس فرهنگی با بی­هنجاری و احساس انزوا رابطه منفی و معنی‌دار وجود دارد. اما بین تجانس فرهنگی و ازخود بیگانگی رابطه معنی­دار بدست نیامد. براساس نتایج رگرسیون چند متغیری، هویت قومی به صورت منفی قوی­ترین متغیر برای پیش­بینی از خود بیگانگی دانشجویان بوده است (05/0<p). نتایج آزمون T مستقل نشان دادکه بین میانگین هویت­قومی و تجانس­فرهنگی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی­دار وجود ندارد. هم­چنین نشان داده شد که میانگین بی­هنجاری در دانشجویان دختر و میانگین ناتوانی واحساس انزوا دردانشجویان پسربیشتر بوده است. اما بین میانگین ازخود بیگانگی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی­داری وجود ندارد.

واژگان کلیدی: هویت قومی، تجانس فرهنگی، از خود بیگانگی، دانشجویان.

 

 

مقدمه

از خود بیگانگى، یکى از مهم‏ترین مسائل انسان‏شناختى است که در رشته‏هاى گوناگون علوم انسانى از جمله جامعه‏شناسى، روان‏شناسى، فلسفه و حتى روان‏پزشکى مورد توجه قرار گرفته است. مفهوم (Alienation) که در زبان فارسى به «از خود بیگانگى» ترجمه شده است، عنوانى است­کلى براى بسیارى از دردهاى فردى و اجتماعى انسان؛ و به دلیل همین کلیت، مفهومى است بسیار مبهم. بر همین اساس است اگر فردى دچار ازخود بیگانگى شده باشد سؤال مى‏شود چگونه این مشکل یا بیمارى به وجود آمده، راه‏حل و یا درمان آن چیست؟ چرا بسیارى از انسان‏ها به این درد مزمن مبتلا هستند؟ راه‏هاى پیشگیرى از آن کدام است؟ چه اقداماتى باید در زندگى انسان صورت گیرد تا به رفع آن منجر شود؟ مجموعه پرسش­هایی از این دست و پاسخ به این­ها، مستلزم بررسى مفهوم از خود بیگانگى، تبیین دیدگاه‏هاى مختلف درباره آن و در نهایت، ارائه راهکارهایى براى پیشگیرى یا درمان آن مى‏باشد (بشیری، 1382: 74). هگل[3] مفهوم ازخود بیگانگى را در حوزه‏هاى مختلف ازجمله درحوزه دین به کارمى‏برد و از مجموعه سخنان وى بر مى‏آیدکه وى دین را یکى از عوامل ازخود بیگانگى انسان به معناى منفى آن مى‏داند. فوئر باخ، که یک فیلسوف ماتریالیست است، دین را عامل بزرگ از خود بیگانگى انسان مى‏شمارد. مارکس، الیناسیون را «بیگانگی»[4] و «بیگانه بودن باخویش»[5] معنی می­کند و آن ­را فراق انسان از فرآورده خویش، از خویشتن خویش، جامعه خویش و سرشت خویش می­داند(اصغری­نیاری، 1386: 52). در سال­های اخیر از خود بیگانگی توجه متخصصان علوم اجتماعی را به خود جلب کرده است(سکستون[6]، 1983؛ نقل از ابوالقاسمی و دیگری، 1385: 43). ساترلند[7] (1989) معتقد است ­که بیگانگی به معنی احساس بی­معنی بودن زندگی، احساس جدایی از دوستان و بیزار بودن از ارزش­های جامعه می­باشد(ابوالقاسمی و دیگری، 1385: 57). درمیان دانشجویان دانشگاه به دلیل جدایی از خانواده و عدم سازگاری با فرهنگ دانشگاه از خود بیگانگی ممکن است وجود داشته باشد.

هویت قومی به عنوان احساس تعلق به یک گروه قومی و داشتن تفکر، ادراک، احساسات و رفتارهای همسان با اعضای آن گروه تعریف شده است(روترام و فینی[8]، 1987: 96). گزارش­های علمی نشان داده است ­که دانشجویان دانشگاه در موفقیت­های تحصیلی با موانع زیادی مواجه می­شوند، به عنوان مثال دانشجویان دارای اقلیت­نژادی با برخی ازمشکلات نظیر احساس انزوا، ناخوشی و جدایی ازمحیط آموزشی دانشگاه مواجه می­شوند(واسکیوز[9]، 1982: 154). گراهام و هادلی[10](2005: 401)، گزارش کردند که هویت قومی متغیر مهمی است که در تاب­آوری افراد نقش مهمی دارد و با دل­مشغولی­های دانشگاهی در میان دانشجویان آمریکای لاتین مرتبط است.

از جمله متغیرهایی که می­تواند ازخود بیگانگی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد، تجانس فرهنگی[11] است که در تحقیقات مورد توجه قرار نگرفته است. تجانس فرهنگی عبارت است از ادراک سازگاری یا همرایی بین فرهنگ شخصی دانشجویان وفرهنگ دانشگاه(گلوریا و رابینسون کارپیوس، 1996: 538). عدم تجانس فرهنگی زمانی اتفاق می­افتد که ارزش­ها و اعتقادات دانشجویان با ارزش­های دانشگاهی متناقض باشد(پانتروتو[12]، 1990: 115). گلوریا و همکاران(2005: 229)، نشان دادند که تجانس فرهنگی به طور معنی­داری پیش­بینی کننده بهزیستی روان­شناختی دانشجویان است و دانشجویان دارای سطوح بالای تجانس فرهنگی، موانع آموزشگاهی کمتری گزارش نموده و ادراک مثبتی از دانشگاه دارند. کوینتانا و همکاران[13](1991: 162)، از سازگاری دانشجویان لاتینو برای تحصیلات بالاتر آشکار کرد که مشکلات و ناراحتی دانشجویان­لاتینو با فرهنگ سفیدپوست بانمرات بالای استرس مرتبط بوده است، بااین پیشنهاد که استرس زمانی ناشی می­شودکه دانشجویان لاتینو فاصله بیشتری را بین فرهنگ خانگی­خود و فرهنگ موسسات اصولاً سفید پوست ادراک می­کنند. در مورد رابطه تجانس فرهنگی با از خود بیگانگی تحقیقی صورت نگرفته است. اما به نظر می­رسدکه این متغیرها می­توانند ازخود بیگانگی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد، زیرا در ادبیات پژوهش نقش تجانس فرهنگی در سلامت و بهزیستی روان­شناختی آنان مورد تایید قرارگرفته است، بنابراین می­توان­گفت این متغیر می­توانند با ازخود بیگانگی دانشجویان ارتباط داشته باشد. در مطالعه اورازکو(2007: 79)، نشان داده شدکه هویت قومی، حمایت اجتماعی، راهبردهای مقابله­ای، محیط دانشگاهی وتجانس فرهنگی 51 درصد از واریانس تاب­آوری را بیان­می­کند. نتایج این پژوهش نشان داد که مهم­ترین پیش­بینی کننده­های تاب­آوری، به ­ترتیب راهبردهای مقابله­ای، تجانس فرهنگی، حمایت اجتماعی ادراک شده و هویت قومی بوده­اند.

هدف­مطالعه حاضربررسی رابطه هویت قومی وتجانس فرهنگی با ازخود بیگانگی دانشجویان دانشگاه بوده است وجدید بودن موضوع از اهمیت به خصوصی برخوردار است. اهمیت وحساسیت موضوع پژوهش می‌تواند انگیزه خوبی برای انجام این تحقیق باشد. با توجه به این که تاکنون پژوهش­های خیلی کمی در جهان در مورد ارتباط هویت قومی و تجانس فرهنگی با همدیگر صورت گرفته است و نقش این متغیرها در پیش­بینی از خود بیگانگی دانشجویان نادیده گرفته شده است، بنابراین انجام این پژوهش از بُعد افزایشی می­تواند باعت تقویت حوزه­های علوم­ اجتماعی و روان­شناسی شود. باتوجه به این­ که دانشجویان دانشگاه، مخصوصاً دانشجویان غیر بومی دارای فرهنگ متفاوت از فرهنگ دانشگاه می­باشند، این امر ممکن است برای دانشجویان مشکل­ساز شود و مسلماً دانشجویانی که فرهنگ خود را متفاوت از فرهنگ­ دانشگاه می­بینند، سازگاری­شان دچارمشکل خواهد شد، بنابراین انجام این پژوهش­لازم و ضروری است، زیرا می­تواند نقش مهمی در توجه به سلامت روانی- اجتماعی دانشجویان دانشگاه داشته باشد.

 

روش­شناسی

 روش تحقیق: روش تحقیق در این مطالعه از نوع همبستگی می­باشد. به این دلیل که هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه (همبستگی) هویت قومی و تجانس فرهنگی با ازخود بیگانگی دانشجویان بوده است. در این مطالعه هویت قومی و تجانس فرهنگی به عنوان متغیر پیش­بین و ازخود بیگانگی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده است.

نمونه و روش نمونه­گیری: نمونه آماری این پژوهش را 400 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه تشکیل می­دهند که به روش طبقه­ای  انتخاب شده­اند. به این صورت که نمونه پژوهش از بین دو گروه دختر (50 درصد) و پسر (50 درصد) به نسبت مساوی انتخاب شده­اند. لازم به ذکر است که نمونه آماری براساس فرمول کرجسی و مورگان (1970) به دست آمده است(به نقل از خوی­نژاد، 1380: 332).

ابزارهای جمع­آوری اطلاعات:در این پژوهش از پرسشنامه برای جمع­آوری اطلاعات استفاده شده است.

 

نتایج

نتایج توصیفی نشان داد که از میان نمونه پژوهش 50 درصد از آزمودنی­های پژوهش دختر و 50 درصد پسر، 7 درصد درمقطع تحصیلی کاردانی و 93 درصد درمقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بوده­اند و 5/7 درصد آزمودنی­ها متاهل و 5/92 درصد مجرد بوده­اند.

 

جدول شماره (1): میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش در دانشجویان دختر و پسر

 

متغیر

جنسیت دانشجویان

دختر

پسر

کل

میانگین

SD

میانگین

SD

میانگین

SD

هویت قومی

88/35

43/6

70/36

66/6

29/36

55/6

جستجوی هویت قومی

20/17

44/3

82/17

66/3

51/17

56/3

تعلق و تعهد قومی

68/18

655/3

88/18

47/3

78/18

56/3

تجانس فرهنگی

14/29

92/2

48/29

65/3

31/29

30/3

بی­هنجاری

32/25

49/3

46/24

55/3

89/24

55/3

ناتوانی

62/23

62/4

66/24

83/4

14/24

75/4

احساس انزوا

26/28

98/3

22/29

17/4

74/28

10/4

از خود بیگانگی

20/77

26/9

34/78

27/9

77/77

27/9

جدول شماره 1 میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش را در دو گروه دانشجویان دختر و پسر و کل دانشجویان نشان می­دهد.

 

جدول شماره (2): خلاصه نتایج همبستگی تجانس فرهنگی با از خود بیگانگی و زیر مقیاس­های آن

متغیر پیش­بین

همبستگی و p

متغیرهای ملاک

بی­هنجاری

ناتوانی

احساس انزوا

از خود بیگانگی

تجانس فرهنگی

r

117/0-

023/0

111/0-

008/0

P

019/0

641/0

027/0

875/0

هویت قومی

r

170/0-

032/0-

195/0-

135/0-

 

P

001/0

525/0

000/0

007/0

جستجوی هویت قومی

r

168/0-

030/0

199/0-

137/0-

 

P

001/0

553/0

000/0

006/0

تعلق و تعهد قومی

r

145/0-

029/0-

16/0

111/0-

 

P

004/0

563/0

001/0

026/0

 

همان­طورکه در جدول شماره 2 مشاهده می­شود بین هویت قومی با بی­هنجاری (17/0-=r)، احساس انزوا (195/0-=r) و ازخود بیگانگی (135/0-=r) رابطه منفی و معنی­دار وجود دارد. اما بین هویت قومی با ناتوانی رابطه معنی­دار وجودندارد. هم­چنین بین جستجوی هویت­قومی بابی­هنجاری (168/0-=r)، احساس انزوا (199/0-=r) و از خود بیگانگی (137/0-=r) و بین تعلق و تعهد قومی با بی­هنجاری (145/0-=r)، احساس انزوا (16/0-=r) و از خود بیگانگی (111/0-=r) رابطه منفی و معنی­دار وجود دارد. هم­چنین بین تجانس فرهنگی با بی­هنجاری (117/0-=r) و احساس­انزوا (111/0-=r) رابطه منفی ومعنی­دار وجود دارد. اما بین تجانس فرهنگی با ازخود بیگانگی و زیر مقیاس ناتوانی رابطه معنی­دار وجود ندارد.

 

     جدول شماره (3): خلاصه نتایج رگرسیون چند گانه با روش  ورود  برای پیش­بینی از خود بیگانگی از طریق هویت قومی و تجانس فرهنگی

ANOVA

مدل

مجموع   مجذورات

Df

MS

F

p

رگرسیون

باقیمانده

کل

365/640

109/33662

840/34302

2

397

399

365/320

791/84

778/3

024/0

ضرایب

متغیرهای   پیش­بین

ضرایب غیر   استاندارد

ضرایب   استاندارد

T

p

B

Std.   Error

Beta

(Constant)

003/69

067/5

-

617/13

000/0

هویت قومی

194/0-

071/0

137/0-

744/2-

006/0

تجانس   فرهنگی

059/0-

140/0

021/0-

421/0-

674/0

توجه:   (014/0Adj.RS=،   019/0=RS  و 137/0=R)

همان­طورکه جدول شماره 3 نشان می­دهد باتوجه به مقدار RS هویت­قومی وتجانس فرهنگی 019/0 واریانس ازخود بیگانگی را تعیین­کرده است. بنابراین باتوجه به مقدار بتا و سطح معنی­داری هویت قومی به صورت منفی قوی­ترین متغیر برای پیش­بینی از خود بیگانگی دانشجویان بوده است (05/0<p).

 

جدول شماره (4): خلاصه نتایج آزمون T مستقل برای مقایسه از خود

 بیگانگی و زیر مقیاس­های آن در دو گروه دانشجویان دختر و پسر

متغیر

گروه

میانگین

SD

df

t

p

بی­هنجاری

 

دختر

32/25

49/3

398

439/2

015/0

پسر

46/24

55/3

ناتوانی

دختر

62/23

62/4

398

200/2-

028/0

پسر

66/24

83/4

احساس انزوا

دختر

26/28

98/3

398

235/2-

019/0

پسر

22/29

17/4

از خود بیگانگی

 

دختر

20/77

26/9

398

230/1

219/0

پسر

34/78

27/9

 

همان طورکه در جدول شماره 4 مشاهده می­شود بین میانگین بی­هنجاری، ناتوانی و احساس انزوا در دو گروه دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی­دار وجود دارد. به این معنی که میانگین بی­هنجاری در دانشجویان دختر و میانگین ناتوانی و احساس انزوا در دانشجویان پسر بیشتر بوده است. اما بین میانگین ازخود بیگانگی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود ندارد.

 

بحث و نتیجه­گیری

نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان دادکه بین هویت­قومی با بی­هنجاری (17/0-=r) احساس انزوا (195/0-=r) و ازخودبیگانگی (135/0-=r) رابطه منفی و معنی­دار وجود دارد. هم­چنین نتایج همبستگی نشان دادکه بین زیر مقیاس جستجوی هویت قومی با بی هنجاری (168/0-=r) احساس انزوا (199/0-=r) و ازخود بیگانگی (137/0-=r) و بین زیر مقیاس تعلق و تعهد قومی با بی­هنجاری (145/0-=r) احساس انزوا (16/0-=r) و از خود بیگانگی (111/0-=r) رابطه منفی و معنی­دار وجود دارد، به این معنی که با افزایش هویت قومی و ابعادآن یعنی جستجوی هویت قومی وتعلق و تعهدقومی، میزان بی­هنجاری، انزوا و از خود بیگانگی کاهش پیدا کرده است. اما بین هویت قومی با ناتوانی رابطه معنی­دار وجود ندارد. از آن­ جا که در تحقیقات مختلف به نقش و اهمیت هویت قومی در از خود بیگانگی دانشجویان تحقیقی صورت نگرفته است می­توان­گفت­که این یافته نتایج راینی و آلپورا(1990؛ به­نقل از اورزاکو، 2007: 198)، را مورد تایید قرار داده است. آن­ها نشان دادند که کسب هویت قومی به طور معنی­داری با عزت نفس در ارتباط است و شاید همین دارا بودن میزان عزت نفس بالا در افراد دارای هویت قومی باعث می­شود که آنان از هنجارهای جامعه پیروی نمایند، کمتر احساس گوشه­گیری و انزوا کنند. هم­چنین می­توان گفت­که این یافته می­تواند تاییدی بر یافته­های هالرن و والر[14](2003: 343) و اورزاکو(2007: 202) است. زیرا در تحقیقات آنان نشان داده شده است که هویت قومی با تاب­آوری رابطه مثبت و معنی­داری دارد، چون تاب­آوری یکی از متغیرهای مرتبط با سلامتی است(اورزاکو، 2007: 204) بنابراین نتایج این تحقیق قابل توجیه است زیرا از خود بیگانگی نیز می­تواند با سلامت روان رابطه معنی­داری داشته باشد.

در توجیه این یافته می­توان گفت از آن جا که فینی(1992: 121) اظهار نموده است که هویت قومی دارای سه عنصر کلیدی خود شناسایی (استفاده از یک برچسب برای خود)، احساس تعلق (که فخر قومی، احساسات در مورد پیشینه خود و احساسات تعلق یا دلبستگی به یک گروه را ارزیابی می­کند) و نگرش در جهت گروه خود می­باشد، بنابراین دارا بودن احساس هویت­قومی بالا می­تواند تاثیر عمده­ای برخصوصیات روانی اجتماعی افراد از جمله از خود بیگانگی داشته باشد. زیرا هویت قومی نقش عمده­ای در خودشناسی افراد دارد و  و افراد به دلیل خودشناسی، حس تعلق به گروه قومی خود و نگرش مثبت در جهت گروه خودی کمتر گوشه­گیری، بی­هنجاری و خود از خود بیگانگی را تجربه می­کنند.

هم­چنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین تجانس فرهنگی با بی­هنجاری (117/0-=r) و احساس انزوا (111/0-=r) رابطه منفی و معنی­دار وجود دارد، به این معنی که با افزایش نمرات تجانس فرهنگی میزان بی­هنجاری و احساس انزوا به عنوان دو بعد از ابعاد از خود بیگانگی کاهش پیدا کرده است. اما بین تجانس فرهنگی با از خود بیگانگی و زیر مقیاس ناتوانی رابطه معنی­دار وجود ندارد. از آن جاکه چه درتحقیقات داخلی و چه درتحقیقات خارجی به رابطه بین تجانس فرهنگی و ازخود بیگانگی اشاره نشده است، بنابراین می­توان گفت که این نتیجه، یافته­های گلوریا و همکاران(2005: 231) را مورد تأیید قرار می­دهد. آن­ها نشان دادند که تجانس فرهنگی به طور معنی­داری پیش­بینی کننده بهزیستی روان­شناختی دانشجویان آمریکای لاتین بوده است و چون ازخود بیگانگی نیز می­تواند با بهزیستی روان­شناختی رابطه داشته باشد، این نتیجه قابل توجیه است.

در توجیه این یافته می­توان گفت که از آن جا که تجانس فرهنگی به ادراک دانشجویان از سازگاری بین فرهنگ خانوادگی و شخصی آنان و فرهنگ دانشگاه اطلاق می­شود و عدم تجانس فرهنگی زمانی اتفاق می­افتدکه ارزش­ها و اعتقادات دانشجویان با ارزش­های دانشگاهی متناقض است(گلوریا و رابینسون کارپیوس، 1996: 540). بنابراین داشتن ادراک دانشجویان از تجانس فرهنگی و هماهنگ کردن فرهنگ خود و دانشگاه می­تواند نقش مهمی در کاهش از خود بیگانگی آنان داشته باشد، به عبارت دیگر هرچه دانشجویان فرهنگ شخصی خود و فرهنگ دانشگاهی­شان را به هم نزدیک کنند کمتر احساس می­کنند که هنجارهای جامعه را به صورت منفی تجربه می­کنند (بی­هنجاری) و هم­چنین کمتر احساس گوشه­گیری می­کنند. چرا که آن­ها در محیط دانشگاه دچار مشکل نخواهند شد و استرس­های کمتری را تجربه می­کنند(کوینتانا و همکاران، 1991: 162)، و تمایل دارند که در تحصیل خود از دیدگاهی فعال، مثبت و با برنامه استفاده نمایند تا چالش­های آموزشگاهی کمتری را تجربه نمایند(گلوریا و همکاران، 2005: 234).  

نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه با روش ورود (Inter) نشان داد که با توجه به مقدار RS هویت قومی و تجانس فرهنگی 019/0 واریانس از خود بیگانگی را تعیین کرده است. بنابراین با توجه به مقدار بتا و سطح معنی­داری هویت قومی به صورت منفی قوی­ترین متغیر برای پیش­بینی ازخود بیگانگی دانشجویان  بوده است (05/0<p). باتوجه به این­که تاثیر هویت قومی و تجانس فرهنگی بر ازخودبیگانگی دانشجویان بررسی نشده است، می­توان گفت این یافته نتایج راینی و آلپورا(1990؛ به نقل از اورزاکو، 2007: 206)، هالرن و والر(2003: 345)، و اورزاکو(2007)، را مورد تایید قرار داده است. آن­ها نشان دادند که دارا بودن هویت­قومی به­طور معنی­داری با متغیرهای مرتبط با سلامتی ازجمله عزت نفس (احساس ارزش­مند بودن و بها دادن به خویش به عنوان یک انسان) و تاب­آوری (دارابودن موفقیت تحصیلی بالا علی­رغم موانع و مشکلات تحصیلی) در ارتباط است.

درتوجیه این یافته می­توان گفت، از آن­جا که هویت قومی به عنوان احساس تعلق به یک گروه قومی و بخشی از تفکرات، استنباط، احساسات رفتاری است که ناشی از عضویت دریک گروه قومی بوده تعریف شده است(روترام[15] و فینی، 1987: 102)، و نشان داده شده است افرادی که هویت قومی بالایی دارند اختیارات و تعهدات­شان نسبت به یک  هویت  قومی را جستجو می کنند(اونتای- گرزبیگ و رافائلی[16]، 2004: 566). بنابراین برخورداری دانشجویان از این ویژگی می­تواند باعث شود که آنان ازخود بیگانگی را به عنوان یک ویژگی­ که جهت‌گیری منفی احساسات ناهماهنگ فرد و باورهای نقادانه نسبت به بافت اجتماعی خاص را نشان می­دهد(ابوالقاسمی و دیگری، 1385: 72) کمتر تجربه نمایند.

اما ازآن جاکه تجانس فرهنگی درمدل رگرسیون جهت پیش­بینی ازخود بیگانگی معنی­دار نبوده است، در توجیه این یافته می­توان گفت که این امر به معنی عدم رابطه این متغیر با ازخود بیگانگی نیست، بلکه به این معنی است­که قدرت پیش­بینی این متغیر را نداشته و یا به عبارتی درتبیین این متغیر سهم کمتری را به خود اختصاص داده است. این امر می­تواند به این دلیل باشدکه اکثر دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی واحد کرمانشاه بومی بوده­اند؛ زیرا بومی بودن آنان می­تواند دلیلی بر هماهنگی بین ارزش­های شخصی و ارزش­های دانشگاهی­شان باشد. چرا که احتمالاً در دانشجویان بومی فرهنگ موجود در دانشگاه آنان و ارزش­های محیط دانشگاهی آنان­کمتر با محیط و فرهنگ شخصی وخانوادگی آنان متفاوت است و همین امر باعث می­شود که تجانس فرهنگی را به صورت مثبت تجربه نکنند. به عبارت دیگر اگر دانشجویان دانشگاه غیر بومی می­بودند، احتمالاً نتایج متفاوت می­شد.

نتایج آزمون T مستقل نشان داد که بین میانگین هویت قومی و زیر مقیاس­های آن در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی­دار وجود ندارد. با توجه به آن که در ادبیات پژوهشی مربوط به هویت قومی به نقش جنسیت درمیزان هویت­قومی اشاره نشده است، درتبیین این یافته می­توان گفت­که این متغیر ممکن است­کمتر به جنسیت و تفاوت­های جنسی ربط داشته باشد. زیرا نشان­داده شده است­که رشد هویت قومی تحت تاثیر تجربیات خانواده و همسالان، ارزش­های فرهنگی و سنت­ها می­باشد(کابررا و پادیلا[17]، 2004: 161؛ هولران و والر 2003: 347؛ اونتای-گربیک و رافائلی 2004: 558؛ تورس[18]، 2003: 543)، و به متغیر جنسیت اشاره نشده­است. بنابراین می­توان استنباط­کردکه دارا بودن هویت­قومی مناسب­هم در دانشجویان دختر و هم در دانشجویان پسر به یک میزان مهم بوده است، به عبارت دیگر دانشجویان دختر و پسر دید یکسانی نسبت به هویت قومی خویش دارند و هویت قومی درمیان آنان از ارزش یکسانی برخوردار است.

هم­چنین نتایج آزمون T مستقل نشان داد که بین میانگین تجانس فرهنگی در دانشجویان دختر و پسر  تفاوت معنی­داری وجود ندارد. با توجه به آن­که در تحقیقات داخلی و خارجی به تفاوت هویت قومی در میان زنان و مردان اشاره نشده است، درتبیین این یافته می­توان گفت چون تجانس فرهنگی به ادراک دانشجویان از سازگاری بین فرهنگ خانوادگی و شخصی آنان با فرهنگ دانشگاه اطلاق می­شود و عدم تجانس فرهنگی زمانی اتفاق می­افتدکه ارزش­ها و اعتقادات دانشجویان با ارزش­های دانشگاهی متناقض است(گلوریا وکارپیوس، 1996: 540). بنابراین دانشجویان دختر و پسرکه اکثراً بومی هستند به یک میزان تجانس فرهنگی را تجربه نموده­اند؛ زیرا نزدیکی فرهنگ دانشگاه و فرهنگ خانوادگی آنان به دلیل بومی بودن باعث می­شودکه آنان فرهنگ دانشگاه­که چندان تفاوتی با فرهنگ خانوادگی آنان ندارد را به صورت مثبت ادراک کنند. به عبارت دیگر می­توان گفت وقتی دانشجویان در یک فرهنگ یکدست از نظر زبانی، فرهنگی، اجتماعی و ... زندگی می­کنند، ادراک آنان از محیط دانشگاهی و تفاوت آن با محیط خانوادگی آنان کمتر تحت تاثیر جنسیت و تفاوت­های جنسیتی آنان قرار می­گیرد.

نتایج آزمون  Tمستقل نشان داد که بین میانگین بی­هنجاری، ناتوانی و احساس انزوا در دو گروه دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی­دار وجود دارد. به این معنی که میانگین بی­هنجاری در دانشجویان دختر و میانگین ناتوانی و احساس انزوا در دانشجویان پسر بیشتر بوده است. اما بین میانگین از خود بیگانگی دردانشجویان دختر وپسر تفاوت معنی­داری وجود ندارد. این نتیجه با یافته­های کشاورزی(1387: 82)، همخوانی دارد. زیرا در پژوهش ایشان نشان داده شد که بین میانگین نمرات احساس ناتوانی و انزوا در میان دختر و پسر تفاوت معنی­دار وجود دارد. به این معنی که میانگین احساس ناتوانی در پسران و میانگین انزوا در دختران بیشتر بوده داشت.

در توجیه این که از خود بیگانگی در میان دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی­داری به­ دست نیامده است، می­توان گفت که احتمالاً علت این عدم تفاوت را می­توان به دانشجو بودن افراد نسبت داد، چرا که کسب علم و دانش می­تواند یکی ازعواملی باشدکه مانع ازخود بیگانگی می­شود. ولی از آن­جا که میانگین احساس ناتوانی و انزوا در پسران و میانگین بی­هنجاری در دختران بیشتر بوده است می­توان گفت که احساس ناتوانی که به معنای این انتظار یا احتمال در فرد است که رفتارش تاثیری در تعیین پیامدهای مورد نیازش ندارد، و احساس انزوا که به احساس گوشه­گیری و کناره­گیری از جامعه اشاره دارد، در پسران ممکن است بیشتر به دلیل استرس­هایی باشد که نسبت به تشکیل زندگی و پیدا کردن شغل آینده و حتی ادامه تحصیل تجربه می­کنند، چرا که پسران بیشتر از دختران در این زمینه­ها دچار استرس می­شوند. زیرا درآینده سرپرستی یک خانواده به آنان واگذار می­شود و باید برای گذران زندگی از شغل مناسبی برخوردار باشند.

با توجه به آن که احساس بی­هنجاری در میان دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر بوده است، می­توان گفت چون بی­هنجاری به وضعیت فکر و ذهنی اشاره دارد که در آن فرد تصور می‌کند تنها رفتارهایی او را به هدف نزدیک می‌سازند که مورد تایید جامعه نیستند، بنابراین دانشجویان دختر به دلیل قرار گرفتن در محیط دانشگاه ممکن است رفتارهایی مخالف رفتارهای گذشته خود انجام دهند، زیرا جدا شدن از خانواده و تحت تاثیر محیط دانشگاهی و هماهنگی با افراد هم جنس در دانشگاه منجر به وجود رفتارهای جدید و حتی مخالف با جامعه در آنان می­شود. 

محدود شدن نمونه به دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی و استفاده صرف ازپرسشنامه جهت جمع­آوری اطلاعات از جمله محدودیت­های این پژوهش بوده است. با توجه به محدودیت های بالا و براساس نتایج به مسئولین امر در دانشگاه­ها و مؤسسات عالی پیشنهاد می­شود که به متغیرهای هویت قومی و تجانس فرهنگی توجه لازم داشته باشند، چرا که وجود مثبت این متغیرها در دانشجویان می­تواند از وجود از خود بیگانگی در دانشجویان جلوگیری­نماید. هم­چنین پیشنهاد می­شودکه برای دانشجویان جدیدالورود ازطریق جلسات معارفه و کارگاه­های آموزشی در جهت ادراک آنان از تفاوت­های محیط فرهنگی دانشگاه و محیط خانوادگی برگزار شود تا عدم تجانس فرهنگی در آنان از خود بیگانگی آنان را تشدید ننماید. هم­چنین، با توجه به این که دانشجویان ممکن است با دانشجویانی همکلاس یا همدوره باشندکه جزیی از اقلیت­­های قومی باشند و این امر ممکن است مشکلاتی را برای آنان به وجود آورد، پیشنهاد می­شود که در دانشگاه جهت تعدیل هویت قومی مناسب و جلوگیری از هویت قومی نامناسب و تعصبات بی­جا در مورد هویت قومی کارگاه­های آموزشی برگزار شود. در نهایت، به پژوهش­های دنباله­رو این پژوهش پیشنهاد می­شود که در انجام پژوهش­هایی نظیر این پژوهش به بررسی این متغیر در گروه­های قومی، دانشجویان مقاطع مختلف و دانش­آموزان مقاطع مختلف تحصیلی انجام دهند.

 

منابع

ابوالقاسمی، ع؛ و دیگری. (1385). آزمون­های روان­شناختی. اردبیل: انتشارات باغ رضوان.

اصغری­نیاری، ی. (1386). بررسی رابطه سلسله مراتب ارزش­ها با از خود بیگانگی دانشجویان دانشگاه.گزارش پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی.

بشیرى، ا، ا. (1382). از خود بیگانگی. ماهنامه معرفت. سال چهاردهم، شماره 91.

کشاورزی، م، ع. (1387). بررسی رابطه جهت­گیری مذهبی با هویت قومی در میان دانشجویان.گزارش پژوهشی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه.

Cabrera, N. L. & Padilla, A. M. (2004). Entering and succeeding in the “Culture of College”: The story of two Mexican heritage students. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 26 (2), P.p. 152-170.

Gloria, A. M., Castellanos, J., & Orozco, V. (2005). Perceived educational barriers, cultural fit, coping responses, and psychological well-being of Latina undergraduates. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 27 (2), P.p. 161-183.

Gloria, A. M., Castellanos, J., Lopez, A. G., & Rosales, R. (2005). An examination of academic nonpersistence decisions of Latino undergraduates. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 27 (2), P.p. 202-223.

Gloria, A.M., & Robinson Kurpius, S. E. R. (1996).The validation of the Cultural Congruity Scale and the University Environment Scale with Chicano/a students. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 18 (4), P.p. 533-549.

Graham, S., & Hudley, C. (2005). Race and ethnicity in the study of motivation and competence. In A. J. Elliot & C. S. Dweck (Eds.), Handbook of Competence and Motivation, New York: Guilford Press. P.p. 392-413.

Holleran, L. K., & Waller, M. A. (2003). Sources of resilience among Chicano/a youth: Forging identities in the borderlands. Child and Adolescent Social Work Journal. 20 (5), P.p. 335-350.

Ontai-Grzebik, L. L., & Raffaelli, M. (2004). Individual and social influences on ethnic identity among Latino young adults. Journal of Adolescent Research. 19 (5), P.p. 559-575.

Orozco, V. (2007). Ethnic Identity, Perceived Social Support, Coping Strategies, University Environment, Cultural Congruity, and Resilience of Latina/o College Students. Presented in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree Doctor of Philosophy in the Graduate School of The Ohio State University. The Ohio State University.

Phinney, J. S. (1992). The Multigroup Ethnic Identity Measure: A new scale for use with diverse groups. Journal of Adolescent Research. 7 (2), P.p. 156-176.

Phinney, J. S., Baldelomar, O., & Romero-Alfaro, I. (2005). Conceptualization and measurement of ethnic identity development: Exploration, commitment, and ethnic identity statuses. Manuscript submitted for publication.

Quintana, S. M., Vogel, M. C., & Ybarra, V. C. (1991). Meta-analysis of Latino students’ adjustment in higher education. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 13 (2), P.p. 155-168.

Rotheram, M., & Phinney, J. (1987). Ethnic behavior patterns as an aspect of identity. In Children’s ethnic socialization: Pluralism and development. Newbury Park,CA: Sage.

Rotheram, M., & Phinney, J. (1987). Ethnic behavior patterns as an aspect of identity. In Children’s ethnic socialization: Pluralism and development. Newbury Park,CA: Sage.

Torres, V. (2003). Influences on ethnic identity development of Latino college students in the first two years of college. Journal of College Student Development. 44 (4), P.p. 532-547.

Vasquez, M. J. T. (1982). Confronting barriers to the participation of Mexican- American women in higher education. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 4 (2), P.p. 147-165.

 



* این مقاله از تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه هویت قومی و تجانس فرهنگی با از خود بیگانگی دانشجویان» استخراج شده است که با حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه صورت گرفته است.

1. گروه علوم تربیتی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه- ایران.         E- mail: alirezaghasemi78@yahoo.com

2. عضو هیات علمی (استادیار) دانشگاه ملایر- ایران.

 

1. Hegel

2. Estrangement

3. Entfremdung

4. Sexton

5. Saterland

6. Rotheram & Phinney

1. Vasquez

2. Graham and Hudley

3. Cultural congruity 

4.  Ponterotto

5. Quintana et al

1. Holleran & Waller

1. Rotheram

2. Ontai- Grzebik & Raffaelli

1. Cabrera & Padilla

2. Torres

ابوالقاسمی، ع؛ و دیگری. (1385). آزمون­های روان­شناختی. اردبیل: انتشارات باغ رضوان.

اصغری­نیاری، ی. (1386). بررسی رابطه سلسله مراتب ارزش­ها با از خود بیگانگی دانشجویان دانشگاه.گزارش پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی.

بشیرى، ا، ا. (1382). از خود بیگانگی. ماهنامه معرفت. سال چهاردهم، شماره 91.

کشاورزی، م، ع. (1387). بررسی رابطه جهت­گیری مذهبی با هویت قومی در میان دانشجویان.گزارش پژوهشی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه.

Cabrera, N. L. & Padilla, A. M. (2004). Entering and succeeding in the “Culture of College”: The story of two Mexican heritage students. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 26 (2), P.p. 152-170.

Gloria, A. M., Castellanos, J., & Orozco, V. (2005). Perceived educational barriers, cultural fit, coping responses, and psychological well-being of Latina undergraduates. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 27 (2), P.p. 161-183.

Gloria, A. M., Castellanos, J., Lopez, A. G., & Rosales, R. (2005). An examination of academic nonpersistence decisions of Latino undergraduates. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 27 (2), P.p. 202-223.

Gloria, A.M., & Robinson Kurpius, S. E. R. (1996).The validation of the Cultural Congruity Scale and the University Environment Scale with Chicano/a students. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 18 (4), P.p. 533-549.

Graham, S., & Hudley, C. (2005). Race and ethnicity in the study of motivation and competence. In A. J. Elliot & C. S. Dweck (Eds.), Handbook of Competence and Motivation, New York: Guilford Press. P.p. 392-413.

Holleran, L. K., & Waller, M. A. (2003). Sources of resilience among Chicano/a youth: Forging identities in the borderlands. Child and Adolescent Social Work Journal. 20 (5), P.p. 335-350.

Ontai-Grzebik, L. L., & Raffaelli, M. (2004). Individual and social influences on ethnic identity among Latino young adults. Journal of Adolescent Research. 19 (5), P.p. 559-575.

Orozco, V. (2007). Ethnic Identity, Perceived Social Support, Coping Strategies, University Environment, Cultural Congruity, and Resilience of Latina/o College Students. Presented in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree Doctor of Philosophy in the Graduate School of The Ohio State University. The Ohio State University.

Phinney, J. S. (1992). The Multigroup Ethnic Identity Measure: A new scale for use with diverse groups. Journal of Adolescent Research. 7 (2), P.p. 156-176.

Phinney, J. S., Baldelomar, O., & Romero-Alfaro, I. (2005). Conceptualization and measurement of ethnic identity development: Exploration, commitment, and ethnic identity statuses. Manuscript submitted for publication.

Quintana, S. M., Vogel, M. C., & Ybarra, V. C. (1991). Meta-analysis of Latino students’ adjustment in higher education. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 13 (2), P.p. 155-168.

Rotheram, M., & Phinney, J. (1987). Ethnic behavior patterns as an aspect of identity. In Children’s ethnic socialization: Pluralism and development. Newbury Park,CA: Sage.

Rotheram, M., & Phinney, J. (1987). Ethnic behavior patterns as an aspect of identity. In Children’s ethnic socialization: Pluralism and development. Newbury Park,CA: Sage.

Torres, V. (2003). Influences on ethnic identity development of Latino college students in the first two years of college. Journal of College Student Development. 44 (4), P.p. 532-547.

Vasquez, M. J. T. (1982). Confronting barriers to the participation of Mexican- American women in higher education. Hispanic Journal of Behavioral Sciences. 4 (2), P.p. 147-165.