رابطه بین سطوح عملکرد ورزشی کشتی‌گیران و هویت فردی و اجتماعی آنان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد تربیت بدنی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز- ایران.

2 دکترای جامعه‌شناسی و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان‌غربی، ارومیه- ایران.

3 دکترای بیومکانیک ورزشی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

4 دانشجوی دکترای مدیریت ورزشی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز- ایران.

چکیده

ورزش از روزگاران­کهن با اهدافی نظیر سرگرمی و یا مسابقه وجود داشته است اما به معنای جدید آن مصادف با توسعه صنعتی جوامع پدیدار شده است. از نظر جامعه‌شناختی، ورزش با این­که در وهله اول به اهداف بلاواسطه‌ای چون رقابت، تفریح و مهارت و در کل نشاط و سرزندگی جامعه مرتبط می‌شود، اما به واقع مسائل اجتماعی بسیار فراتری با آن پیوند خورده است. یکی ازابعاد مهم زندگی اجتماعی­که مستقیماً تحت تاثیر رفتار ورزشی افراد دچار تغییر می‌گردد، هویت ورزشکاران است. بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهندکه ورزشکاران درمقایسه بادیگران برخوردار ازویژگی‌های هویتی متفاوتی هستند. درتحقیق حاضر سعی شده تاتغییرات هویتی ورزشکاران نه درمقایسه با غیر ورزشکاران، بلکه دربین خود ورزشکاران و در طول فعالیت ورزشی ایشان مورد مطالعه قرار گیرد. بنابراین سه گروه کشتی‌گیر بالغ بر 362 نفر به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که میانگین متغیرهای حس رقابت‌جویی، اعتماد به نفس، و تعلق گروهی با توجه به سطح عملکرد ورزشی کشتی‌گیران اختلاف معنی‌داری پیدا می‌کرد. هم­چنین هویت غالب در سطوح بالاتر از نوع اجتماعی و در سطوح پائین‌تر فردی بود. نهایتاً در سطوح بالاتر ورزشی همگنی بیشتری بین هویت فردی و اجتماعی مشاهده گردید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between wrestlers’ performance levels and their personal and social identity

نویسندگان [English]

  • Ayob Baninosrat 1
  • Bagher Hussein pour 2
  • Amir Giyami Rad 3
  • Habib Muhammad pour 4
چکیده [English]

Sport has been historically exercised with purposes of contest or entertainment in different countries, but in new and professional form it coincides with industrial developments. Sociologically, sport is related to the aspects such as contest, entertainment, skills, and joy in the first place, but in fact it deals with wide variety of social issues. Identity, as one of the most important dimensions of athletic character is highly affected by sportive behaviors. Most literature shows that sportsmen have different identities in comparison to none-sportsmen, but here in this research the main idea has established around the identical changes happen during the developments of individuals’ sportive life.
In this study three groups of 362 Iranian wrestlers participated. According to the results there were significant differences between three groups due to their competence feeling, self-esteem, and group dependency averages. Additionally, the dominant identity in higher levels was social and in low levels was individual. Finally, in higher levels more homogeneity was observed between individual and social identities.

کلیدواژه‌ها [English]

  • sportive performance level
  • individual identity
  • Social identity
  • wrestling

             

   
   

«مطالعات جامعه‌شناسی»

   

سال     پنجم، شماره هفدهم، زمستان 1391

   

ص     ص 105-91

   
   

 

 

 

 

 

 

 

رابطه بین سطوح عملکرد ورزشی کشتی‌گیران و هویت فردی و اجتماعی آنان

ایوب بنی‌نصرت[1]

 باقر حسین‌پور[2]

امیر قیامی‌راد[3]

 حبیب محمدپور[4]

 

تاریخ دریافت مقاله:7/8/1393       

تاریخ پذیرش نهایی مقاله:23/12/1393

چکیده

ورزش از روزگاران­کهن با اهدافی نظیر سرگرمی و یا مسابقه وجود داشته است اما به معنای جدید آن مصادف با توسعه صنعتی جوامع پدیدار شده است. از نظر جامعه‌شناختی، ورزش با این­که در وهله اول به اهداف بلاواسطه‌ای چون رقابت، تفریح و مهارت و در کل نشاط و سرزندگی جامعه مرتبط می‌شود، اما به واقع مسائل اجتماعی بسیار فراتری با آن پیوند خورده است. یکی ازابعاد مهم زندگی اجتماعی­که مستقیماً تحت تاثیر رفتار ورزشی افراد دچار تغییر می‌گردد، هویت ورزشکاران است. بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهندکه ورزشکاران درمقایسه بادیگران برخوردار ازویژگی‌های هویتی متفاوتی هستند. درتحقیق حاضر سعی شده تاتغییرات هویتی ورزشکاران نه درمقایسه با غیر ورزشکاران، بلکه دربین خود ورزشکاران و در طول فعالیت ورزشی ایشان مورد مطالعه قرار گیرد. بنابراین سه گروه کشتی‌گیر بالغ بر 362 نفر به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که میانگین متغیرهای حس رقابت‌جویی، اعتماد به نفس، و تعلق گروهی با توجه به سطح عملکرد ورزشی کشتی‌گیران اختلاف معنی‌داری پیدا می‌کرد. هم­چنین هویت غالب در سطوح بالاتر از نوع اجتماعی و در سطوح پائین‌تر فردی بود. نهایتاً در سطوح بالاتر ورزشی همگنی بیشتری بین هویت فردی و اجتماعی مشاهده گردید.

واژگان کلیدی: سطح عملکرد ورزشی، هویت فردی، هویت اجتماعی، کشتی.

 

مقدمه

اگر ورزش را به‌ عنوان فعالیتی مبتنی بر توانایی‌هایی اکتسابی جسمانی و مهارت‌های رفتاری تمرین شده بر پایه یک رشته قوانین تعریف شده مشخص و با هدف مسابقه یا دست­یابی به ورزیدگی و یا نشاط و تفریح تعریف کنیم، در آن صورت ورزش کنشی است اجتماعی که افراد به واسطه استفاده از توان­مندی‌های بدنی خود درمناسبات اجتماعی به اهدافی نظیر رقابت، تفریح، مهارت و یا ترکیبی از آن­ها نائل می‌آیند. از نظر جامعه‌شناختی، ورزش با این که در وهله اول به اهداف بلاواسطه‌ای چون رقابت، تفریح و مهارت و در کل نشاط و سرزندگی جامعه مرتبط می‌شود، اما به واقع کارکردهای اجتماعی بسیار فراتری با آن پیوند خورده است­که جامعه‌شناسی ورزشی به طور اخص و جامعه‌شناسی بدن به طور اعم به مطالعه آن­ها می‌پردازند.

یکی از زمینه‌هایی که ورزش بعنوان یک فعالیت بدنی سیستماتیک تحت تاثیر قرار می‌دهد، موضوع هویت افراد است. هویت طبق تئوری‌های جامعه‌شناسی و روان­شناسی اجتماعی، در حقیقت چیستی اجتماعی افراد را تعریف می‌نماید. این چیستی کیفیتی پویا و اکتسابی داشته و طی روابط اجتماعی متقابل مختلفی که افراد تجربه می‌کنند، شکل می‌گیرد. مطابق با تئوری‌های جامعه‌شناختی، هویت ماهیتی پایدار و ثابت نداشته و در طول زمان شکل گرفته و متحول می‌شود. هویت درجوامع معاصر نه موجودیتی ثابت، که بر عکس ماهیتی دائماً در حال شدن دارد(Collinson, 2006; Davies, 1992).  

مفاهیم "هویت"1 و "خود"2 طی دهه‌های اخیر به خصوص مقارن باتوسعه مباحث تئوریکی مرتبط با "فمینیسم"3 و "پست­مدرنیسم"4 از گسترش بیشتری برخوردار گردیده است. در فمینیسم عمدتاً پیرامون نقش "مردانگی"5 و رابطه آن با سلطه جنسیتی و نهایتاً سلطه در سایر ابعاد اجتماعی و در پست مدرنیسم این مباحث غالباً پیرامون "سابجکتیویتی"6 و خصلت سیال بودن آن شکل گرفته‌اند(Collinson, 2006). سیالیت و سابجکتیویتی و هویت همان­گونه که دیویس و بنکس بیان می‌دارند، در فضای کنش متقابل شکل می‌گیرند(Davies, 1992). اما با این حال سیالیت همان‌گونه که در کارهای پست­مدرن ملاحظه می‌کنیم، ویژگی عمده جوامع بسیار مدرن و به عبارتی پست­مدرن می‌باشد. در این جوامع محیط اجتماعی به گونه‌ای سازماندهی شده­که درمقایسه با ساختار متعلق به دوران مدرن ازپایداری بسیارکمتری برخوردار می‌باشد و الگوهای اجتماعی و به تبع­آن هویت دائماً و سریعاً درحال شدن هستند.

اما در حالت کلی و به ویژه در نظام­های اجتماعی مدرن (در مقایسه با نظام­های پست­مدرن) نظریات کنش متقابل نمادین در رابطه با بحث هویت، از توان تحلیلی نسبتاً بالاتری برخوردار هستند. "خود" و "هویت" در این نظریات از طریق بر هم کنش فرد و دیگران در یک پروسه پویا در نظر گرفته می‌شود و درواقع به عنوان انعکاسی ازهویت ویژه هرفرد طی روابط متقابل بادیگران ساخته می‌شود(جنکینز، 1381: 29).

اسنو7 و بین هویت اجتماعی افراد و هویت ­فردی آن­ها تمایز قائل می‌شوند. هویت اجتماعی به عنوان چیزهائی­که به دیگران نسبت می‌دهیم  و تحت امور و اشیاء اجتماعی قلمداد می‌کنیم، تعریف می­شود در حالی که هویت فردی اشاره به معانی دارد که به خود نسبت می‌دهیم. این فرم­ها البته ممکن است که با یکدیگر منطبق نبوده و در تضاد باشند(Snow and colleagues, 1995: 240).

تمایل به نمایش بدن به عنوان موجودیتی­­که در حال شدن است به طور وافری درغرب به چشم می­خورد: پروژه‌ای­که باید روی آن کار کرده و بعنوان بخشی ازهویت فرد تکمیل کرد. شیلینگ8 بیان می‌دارد که سلامتی تن احتمالاً متداول‌ترین شکل پروژه بدن می‌باشد. برای کسانی­که بطورجدی ورزش می‌کنند، چه درسطح حرفه‌ای و چه درسطح آماتور، تمرین روی­بدن و برآیند آن به صورت اندامی ورزشی درکانون هویت قهرمانی قرار دارد. این موضوع برای این قبیل ورزشکاران هم می‌تواند حاوی نتایج مثبت و هم نتایج منفی باشد(Shilling, 1991). زیرا همان ‌گونه که بروور و همکارانش خاطرنشان می‌سازند، در کنار مزایای مشخصی هم­چون حس خودی قوی، تعهد زیاد به تمرینات بلند مدت، عملکرد ورزشی بالا و ... هرگونه آسیب و اتفاقی ­که تن و عملکرد آن ­را مختل نماید، به طور منفی بر هویت قهرمانی فرد تاثیر می‌گذارد (Brewer and colleagues, 1993).

"واحد محرومیت اجتماعی"9 دولت بریتانیا، محرومیت اجتماعی را به عنوان چیزی که در هنگامه مشکلات جدی از قبیل بیکاری، تبعیض، فقدان مهارت، کمبود درآمد، سکونت در خانه‌های حقیر، میزان بالای جرم، ضعف بهداشت، و متلاشی شدن خانواده بروز می‌نماید، تعریف می‌نماید ... و در همین راستا، ورزش به عنوان بخشی از برنامه‌های رفاهی و فعالیتی که منجر به پذیرش اجتماعی افراد می‌شود، در بسیاری از دولت­های اروپایی درطول دهه‌های اخیر به کار گرفته شده است(Kenntt, 2005). مشارکت در ورزش می‌تواند کیفیت زندگی افراد و اجتماعات را بهبود بخشد، منجر به افزایش پذیرش اجتماعی گردد، بهداشت و سلامت را ارتقا دهد، به عنوان مانعی در راه رفتارهای ضد اجتماعی عمل نماید، عزت نفس و اعتماد به نفس را افزایش دهد، و افق­های پیش‌روی افراد را گسترده‌تر سازد(Coalter, 2005).

بنابراین ورزش از آن­جا که عرصه‌ای جهت برقراری روابط اجتماعی مبتنی بر توان­مندی­های جسمی فراهم می‌سازد، تاثیرکاملاً مشخصی برهویت ورزشکاران بر جای می‌گذارد. درخصوص ارتباط بین فعالیت ورزشی و هویت، کارهای بسیاری صورت گرفته و عمدتاً رابطه معنی‌داری بین ورزش با متغیرهایی چون  عزت نفس، تفاوت­های جنسیتی و ویژگی­های مردانه، خودمحوری- تکلیف‌محوری، هویت اخلاقی، بهداشت روانی- اجتماعی، رقابت‌جویی، سبک‌های هویتی (اطلاعات‌مدار، هنجاری، و سر درگم)، تمایزات قومی- نژادی، و برخی متغیرهای دیگر توسط محققین مختلف مورد مطالعه و تایید قرار گرفته است. قریب به اتفاق این مطالعات باانجام مقایسه‌هایی ازنوع صفر و یک بین گروه­های ورزشکار و غیرورزشکار، تاثیر و نقش کلی ورزش را در رابطه با متغیر یا متغیرهائی خاص (وابسته) بررسی نموده‌اند. بعبارتی دیگر به تفاوت­های موجود بین ورزشکاران و غیر ورزشکاران از جهت نوع هویت پرداخته‌اند. با توجه به این ­که هویت ماهیتی ثابت نداشته و دائماً در حال تحول و شدن است، لذا مساله‌ای که در کارهای صورت گرفته عموماً مورد غفلت واقع شده این است­که آیا تغییرات درمتغیرهای اثرپذیر (وابسته) در طول پروسه فعالیت ورزشی به­طور مساوی و یکنواخت درجریان بوده است؟ و یا برعکس، این تغییرات درطول مراحل مختلف فعالیت ورزشی دچار نوساناتی شده و در هر مقطع یا مرحله‌ای از شکوفایی و توسعه فعالیت ورزشی، کم و کیف ویژه‌ای به خود گرفته‌اند؟ چنین بنظر می‌رسدکه افراد ورزشکار در طول پروسه ورزشی ماهیت‌های متفاوتی به خود می‌گیرند و با توسعه و تکامل فعالیت ورزشی خود، وارد مناسبات اجتماعی متفاوتی گشته و تعاملات متفاوتی با دیگران برقرار می‌نمایند و از همین روی هویت‌شان مدام تحت تاثیر رشد و تکامل ورزشی‌شان دگرگون می‌شود. بنابراین طرح حاضر در محدوده یک رشته ورزشی خاص (کشتی) با استناد به خصلت پویا و سیال بودن هویت اجتماعی درصدد بررسی این است که آیا بین سطوح مختلف فعالیت ورزش­کشتی و محتوای هویتی افراد ارتباط معنی‌داری وجود دارد؟ به ­عبارتی دیگر، آیا با ارتقاء سطح عملکردی ورزشکاران کشتی­گیر، هویت آنان دچار تغییر و تحول می‌شود؟ اگر چنین است، در آن صورت مفاهیمی چون هویت فردی و اجتماعی و ویژگی‌هایی از قبیل رقابت‌جویی، اعتماد به نفس، عزت نفس و تعلق گروهی چگونه و در چه جهتی دگرگون می‌شوند؟ 

 

پیشینه تحقیق

توجه به نقش بدن درپدیده‌های اجتماعی دیربازی است­که جامعه‌شناسی بدن شکل­گرفته و با پیدایش نظریات فمینیستی و پست‌مدرن از رشد چشمگیری برخوردار شده است. اما علی‌رغم چنین قدمتی و وجود پشتوانه تئوریک خوبی در رابطه با نقش اجتماعی بدن، آثار اجتماعی فعالیت ورزشی (ورزش به عنوان شکلی از رشد و بهبود عملکرد بدن) به طور اعم و رابطه بین ورزش و هویت به طور اخص، عرصه نسبتاً جدیدی است­که عمر آن به زحمت به دو دهه می‌رسد، ولی با این‌حال کارهای علمی ارزنده‌ای (درخارج از کشور) در این مدت صورت پذیرفته است که نوید بخش گسترش توجهات به این زمینه از موضوعات اجتماعی و تئوری­پردازی‌های موثر و قوی در این زمینه می‌باشد.

درایران، عمر این عرصه بسیار کوتاه‌تر است و اندیشمندان اجتماعی­داخلی توجه چندانی به این عرصه از واقعیت­های اجتماعی ننموده‌اند و لذا تعداد مطالعاتی که در این خصوص انجام گرفته معدود می‌باشد. ذیلاً به اختصار بخشی از منابع موجود مورد بررسی قرار می‌گیرد:

کشتی‌دار و همکاران در تحقیقی به بررسی تاثیرات هدف­گرایی و هویت اخلاقی بر رفتار و قضاوت مثبت و اجتماعی ­ستیز در فوتبال پرداخته و نشان می‌دهد که تاثیرات اصلی خودمحوری و هویت اخلاقی در تبیین رفتار و قضاوت مثبت اجتماعی معنی­دار نیست(کشتی­دار و دیگری، 1389).

شجیع و همکاران با مقایسه بین سبک‌های هویتی (اطلاعات‌مدار، هنجاری، و سر در گم) دانشجویان پسر ورزشکار و غیرورزشکار و رابطه آن بامیزان تعهدات­شان به این نتیجه رسیدکه بین سبک‌های هویتی دانشجویان و میزان تعهد آن­ها رابطه معنی‌داری وجود دارد اما بین سبک‌های هویتی دوگروه (دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار) تفاوتی دیده نشد(شجیع و همکاران، 1385).

عبداللهیان در یک مطالعه کلان، فوتبال را به عنوان یک جریان فرهنگی مورد مطالعه قرار داده و به کارکردهای اجتماعی- فرهنگی آن در ایران می‌پردازد. وی دراین بررسی اتفاقات حاشیه‌ای ورزش فوتبال را به مثابه وجه رفتاری کنش اجتماعی طرف­داران و برایند نیازهای ارزشی و فرهنگی نسل‌ها قلمداد می‌نماید که این نیازها در نهایت به جریان‌های تغییر فرهنگی کمک می‌نماید(عبداللهیان، 1381).

"وان ­دانیل"10و همکاران دربررسی خودبه رابطه مثبت بین­تعلق به یک تیم ورزشی محلی و بهداشت روانی- اجتماعی اشاره می‌نماید. وی بیان می‌دارد که تعلق تیمی آسایش زندگی فردی و اجتماعی را از طریق برقراری روابط اجتماعی تفریحی تسهیل می‌نماید(Daniel and colleagues, 2007).

"جفری"11 (1995) طی تحقیقی در مورد هویت قهرمانی و جهت‌گیری ورزشی شناگران بزرگسال دارای ناتوانی جسمی به این نتیجه می‌رسد که این شناگران دارای هویت قهرمانی بسیار قوی بوده و این هویت برای­شان بسیار با اهمیت بود. آن­ها هم­چنین برخوردار از یک هویت خودی قوی، یک هویت اجتماعی متعادل، حالت عاطفی منفی نسبت به سطوح پایین ویژه، حس رقابت و هدف‌گرایی بالا و در نهایت پیروزی‌گرایی نسبتاً متعارف بودند. هویت خودی آن­ها با رقابت‌آمیزی دارای ارتباط معنی‌داری بود و نوعی میل قوی بسمت اهداف رقابتی در آن­ها دیده می‌شد(Jeffrey,1995).

"سانچز"12(2008) در تحقیق خودنشان می‌دهد که در بین کوهنوردان اسپانیایی یک هویت کاملاً جنسیتی وجود دارد. هم­چنین هویت جنسیتی این کوهنوردان بر فرصت‌هایی که در زمینه‌های کوهنوردی پیش می‌آیند حالت تعیین‌کننده‌ای دارند(Sanchez, 2008).

" کیسلاک"13(2004) درتحقیقی با هدف تعریف و توسعه چهارچوبی مفهومی برای­ هویت قهرمانی، فاکتورهایی از قبیل حالت "عاطفی ­مثبت"14، هویت اجتماعی، "ویژه ­بودن"15، حالت "عاطفی ­منفی"16، و "هویت خودی"17 را به کارهای نظری قبلی اضافه نمود. بعلاوه وی اقدام به بررسی رابطه بین این فاکتورها با هویت‌های دیگری دردرون خود هم­چون هویت خانوادگی، دوستی، قهرمانی، دینی، آکادمیک، و رمانتیک نمود(Cieslak, 2004).

"اگیمانگ"18(2010) و همکاران طی تحقیقی که به روش کیفی روی ورزشکاران سیاهپوست مرد انجام دادند، از "تئوری انتقادی نژادی"19 جهت بررسی نگرش  این افراد نسبت به موضوعات نژاد و کنشگرایی موجود در سطح آمریکا در زمینه ورزش استفاده نمودند. نتایج مصاحبه‌های انجام شده چهار موضوع را روشن نمود: 1. این­که موضوع نژادگرایی کماکان درجامعه و ورزش­امریکا وجود دارد. 2. داشتن اطلاعات ازگذشته برای­کنشگرایی ورزشکاران سیاه‌پوست دارای اهمیت است. 3. نگرش­ذهنی ورزشکاران سیاهپوست فعلی و پیشین در امریکا نسبت به کنشگرایی ورزشی متفاوت است. 4. ورزشکاران سیاه‌پوست در خود احساس مسئولیت می‌کنند تا در خصوص مسائل اجتماعی روز به طور فعال صحبت نمایند (Agyemang and colleagues, 2010).

" کایمت"20(2010) و همکاران در تحقیقی با عنوان "مرد بودن در حین انجام ورزش زنانه: ساخت هویت مردانه در پسرانی که ژیمناستیک ریتمیک انجام می‌دهند"، نشان می‌دهند چگونه پسرانی که در ورزش­های زنانه مشارکت می‌کنند، هویت مردانه خود را می‌سازند. برای این­که به عنوان یک مرد در نظر بیایند، این پسران مجبورندکه هویت خود را در رابطه با امور وکارهای فردی­شان و نیز در روابط خانوادگی و دوستانه‌شان بسازند. پسرانی که ورزش‌های ژیمناستیک ریتمیک انجام می‌دهند از ناحیه بزرگسالان (والدین و یا سایر اعضای فامیل) و همسالان خود احساس فشار می‌نمایند تا با هنجارهای مردانه سنتی همساز شوند و لذا ساخت هویت ایشان می‌تواند وابسته به این موضوع و هم­چنین روابطی باشد که با دختران مشارکت کننده در ژیمناستیک ریتمیک دارند. این مردان جوان استراتژی‌هایی را به کار می‌گیرند تا با تصویرهای مختلفی که از مرد بودن مواجه می‌شوند آشتی برقرار کنند و بدین‌ وسیله هویت خود را بسازند(Chimot and colleagues, 2010) .

"ریسکا"21 درتحقیقی باهدف بررسی رابطه بین ­هویت ورزشی واهداف انگیزشی نسبت ­به رقابت‌های جهانی دانشجویان به این نتیجه رسید که روابط مثبتی بین ابعاد مختلف هویت ورزشی و رقابت اجتماعی و رفتاری وجود دارد(Ryska, 2002).

"گروز"22 و همکاران اثرتمرینات ورزشی برروی تقویت هویت و عزت­نفس را درسه دانشگاه بریتانیائی مقایسه نموده و دریافتندکه ورزش می‌تواند موجب ارتقای عزت­ نفس و هویت ­فردی گردد(Groves, 2008).

 

روش‌شناسی

تحقیق حاضر به روش پیمایشی به طور مستقیم و از طریق پرسشنامه غیر حضوری از پاسخگویان داده‌های مورد نیاز را گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. مهم­ترین متغیرهایی که در این راستا بررسی شدند شامل "سطوح عملکرد ورزشی" (متغیر مستقل) و "هویت فردی"، "هویت اجتماعی"، "رقابت‌جویی"، "اعتماد به نفس"، و "تعلق گروهی" (متغیرهای وابسته) بودند. با توجه به این ­که در تحقیق حاضر سطوح عملکرد ورزشی کشتی‌گیران به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است، لذا جامعه آماری متشکل از سه گروه به شرح ذیل انتخاب و سپس با استفاده از فرمول حداقل حجم نمونه کوکران نسبت به تعیین حجم نمونه و انتساب آن به هر یک از طبقات جامعه آماری اقدام گردید:

گروه یک: کشتی‌گیرانی که طی پنج سال گذشته حداقل یک مقام سومی استان احراز کرده باشند.

گروه دو: کشتی‌گیرانی که طی پنج سال گذشته حداقل یک مقام سومی کشوری احراز کرده باشند.

گروه سه: کشتی‌گیرانی که طی پنج سال گذشته حداقل یک مقام سومی بین المللی احراز کرده باشند.

فرضیه­های تحقیق

- بین سطح عملکرد ورزشی کشتی‌گیران (قهرمانی استان، قهرمانی کشور، قهرمانی بین‌المللی) و نوع هویت غالب (هویت فردی یا اجتماعی) آن­ها رابطه وجود دارد.

- بین سطح عملکرد ورزشی کشتی‌گیران و میزان همگنی بین هویت فردی و اجتماعی آن­ها رابطه وجود دارد.

- حس رقابت‌جویی بین کشتی‌گیران با توجه به سطح عملکرد ورزشی ایشان متفاوت است.

- میزان اعتماد به نفس بین کشتی‌گیران با توجه به سطح عملکرد ورزشی ایشان متفاوت است.

- بین میزان تعلق گروهی کشتی‌گیران با توجه به سطح عملکرد ورزشی ایشان اختلاف وجود دارد.

       

یافته­های تحقیق

جهت بررسی داده‌های تحقیق ابتدا آماره­های توصیفی به شرح زیر ارائه می‌شوند. جدول (1) آماره­های توصیفی برخی از متغیرهای محوری تحقیق را ارائه کرده است.

 

جدول شماره (1): آماره­های توصیفی متغیرهای محوری تحقیق

 

سن

سابقه

سطح عملکرد

هویت غالب

همگنی هویتی

رقابت جویی

اعتماد به نفس

تعلق گروهی

تعداد

362

362

362

362

362

362

362

362

میانگین

24/26

36/6

31/2

59/1

31/3

61/2

82/2

25/3

مد

23

5

3

2

4

3

3

4

انحراف معیار

53/3

04/2

64/0

49/0

04/1

93/0

81/0

87/0

واریانس

44/12

14/4

4/0

24/0

09/1

87/0

66/0

77/0

حداقل

20

3

1

1

1

1

1

1

حداکثر

33

12

3

2

5

4

4

5

 

- فرضیه اول: رابطه بین سطح عملکرد و هویت غالب

با توجه به این­که هویت افراد در سطح اسمی دو ارزشی در دو رده فردی و اجتماعی اندازه­گیری شده، لذا سطح عملکرد ورزشی را نیز که دارای سه ارزش منفک ترتیبی می‌باشد را در یک سطح متنازل‌تر به عنوان یک متغیر اسمی تلقی ­کرده و از آزمون­ کای اسکوئر جهت بررسی همبستگی بین این دو متغیر استفاده می‌نمائیم.

به نحوی­که مشاهده می‌شود میزان آماره محاسبه شده برابر 921/36 با درجه آزادی 2 و میزان آلفای صفر می‌باشد. بنابراین بین توزیع دو متغیر مذکور همبستگی معنی‌داری وجود دارد و جهت این رابطه نیز بر اساس جدول دو بعدی مربوطه به این ‌صورت است که در بین ورزشکاران سطح بین‌المللی هویت اجتماعی و در بین سطوح پایین­تر هویت فردی غالبیت دارد. 

 

  
  

جدول شماره (2): آزمون کای اسکوئر بین دو متغیر سطح عملکرد و هویت غالب

  
                                                                                                                     
    

 

    
    

مقدار

    
    

درجه آزادی

    
    

میزان خطا

    
    

Pearson Chi-Square

    
    

(a)921/36

    
    

2

    
    

000/0

    
    

Likelihood Ratio

    
    

388/40

    
    

2

    
    

000/0

    
    

N of Valid Cases

    
    

362

    
    

 

    
    

 

    
  
  

a. 0 cells (.0%) have expected count less than 5. The minimum expected count is 12.35.

 

هم­چنین آزمون فی وکرامرز نشان می‌دهندکه شدت همبستگی به­میزان 319/0 است­که گویای شدت همبستگی نسبتاً ضعیف بین دو متغیر می‌باشد.

 

جدول شماره (3): محاسبات سیمتریک مربوط به کای‌اسکوئر محاسبه شده بین سطح عملکرد و هویت غالب

 

مقدار

میزان خطا

Phi

319/0

000/0

Cramer's   V

319/0

000/0

N   of Valid Cases

362

 

 

- فرضیه دوم: رابطه بین سطح عملکرد و همگنی هویتی (همگنی بین هویت فردی و اجتماعی)

طبق محاسبات انجام گرفته (جدول 4) میزان همبستگی بین دو متغیر برابر 727/0 با میزان آلفای صفر می‌باشد. این میزان همبستگی درحد نسبتاً شدید و باعلامت مثبت بیانگر آن است­که با افزوده شدن برسطح عملکرد ورزشی کشتی‌گیران، میزان همگنی بین هویت­فردی و اجتماعی ایشان نیزبیشتر می‌شود. بدین ترتیب، ورزشکارانی­که درسطوح بالاتری ورزش می‌نمایند، کاراکترها و هویت فردی‌شان در راستای هویت اجتماعی و انتظاراتی که جامعه ایجاد و تعریف می‌نماید تغییر شکل و توسعه می‌یابد و لذا تضاد آن چنانی بین ابعاد فردی و اجتماعی هویت ایشان به چشم نمی‌خورد.

 

 

 

جدول شماره (4): آزمون اسپیرمن بین دو متغیر سطح عملکرد ورزشی و میزان همگنی هویتی

 

 

 

همگنی هویتی

سطح عملکرد

Spearman's   rho

همگنی هویتی

میزان همبستگی

میزان خطا

تعداد

1

.

362

**727/0

000/0

362

**. Correlation is significant at the 0.01 level (1-tailed).

 

- فرضیه سوم: رابطه بین سطح عملکرد و حس رقابت‌جویی

آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه جهت مقایسه میانگین رقابت‌جویی در بین سه گروه از ورزشکاران (گروه یک: سطح بین‌المللی، گروه دو: سطح ملی، گروه سه: سطح استانی) به کار گرفته شده و نتایج زیر بدست آمد:

 

جدول شماره (5): نتایج محاسبات مربوط به تحلیل واریانس یک‌طرفه مابین سطح عملکرد ورزشی و میزان رقابت‌جویی

 

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

میزان خطا

بین‌گروهی

درون‌گروهی

جمع

897/61268

048/72113

945/133381

2

359

361

448/30634

872/200

 

507/152

 

000/0

 

 

طبق آماره محاسبه شده F  برابر 507/152 با درجه آزادی 2 و میزان آلفای صفر می‌باشد که بیانگر معنی‌دار بودن اختلاف در میانگین‌های سه گروه از نظر میزان رقابت‌جویی می‌باشد. آزمون تعقیبی توکی نیز نشان می‌دهد که میانگین رقابت‌جویی مابین ورزشکاران گروه اول (سطح عملکرد بین‌المللی) و گروه دوم (سطح عملکرد ملی) که دارای اختلاف میانگین 55/4-  با آلفای 29/0 می‌باشد معنی‌دار نیست اما درمورد گرو اول وسوم (سطح عملکرد استانی) و نیزگروه دوم وسوم اختلاف معنی‌داری ازنظر رقابت‌جویی وجود دارد. بنابراین معنی‌داری تفاوت درتحلیل واریانس ناشی ازگروه­­های اول و دوم با گروه­سوم می‌باشد.

 

جدول شماره (6): آزمون تعقیبی توکی مرتبط با تحلیل واریانس بین متغیرهای سطح عملکرد ورزشی و میزان رقابت‌جویی

سطح   عملکرد (I)   سطح عملکرد (J)

اختلاف   میانگین (I-J)

انحراف   استاندارد

میزان   خطا

بین‌المللی

 

ملی

 

استانی

ملی

استانی

بین‌المللی

استانی

بین‌المللی

ملی

55926/4-

*43679/31-

55926/4

*87753/26-

*43679/31

*87753/26-

02913/3

73789/2

02913/3

81113/1

73789/2

81113/1

290/.

000/0

290/0

000/0

000/0

000/0

         

*. The mean difference is significant at the 0.05 level.

- فرضیه چهارم: رابطه بین سطح عملکرد و اعتماد به نفس

جهت آزمون این فرضیه نیز از تحلیل واریانس یک‌ طرفه استفاده گردید. 

 

جدول شماره (7): نتایج محاسبات مربوط به تحلیل واریانس یک ‌طرفه مابین سطح عملکرد ورزشی و میزان اعتماد به نفس

 

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

میزان خطا

بین‌گروهی

درون‌گروهی

جمع

989/1429

894/2849

884/4279

2

358

360

995/714

961/7

 

817/89

 

000/0

 

 

محاسبات مربوط به تحلیل واریانس نشان می‌دهندکه مقدارF برای این آزمون برابر 995/714 بادرجه آزادی2 و آلفای صفر است­که به معنای معنی‌داربودن تفاوت بین میانگین اعتماد به نفس دربین سه گروه از ورزشکاران (سطوح بین‌المللی، ملی و استانی) می‌باشد. طبق فرضیه پیشین، در این‌ مورد نیز به منظور مشخص کردن منبع تغییرات معنی‌دار از آزمون تعقیبی توکی به شرح ذیل استفاده گردید:

 

جدول شماره (8): آزمون تعقیبی توکی مرتبط با تحلیل واریانس بین متغیرهای سطح عملکرد ورزشی و میزان اعتماد به نفس

     
  
                                                                                                           
    

سطح      عملکرد (I)   سطح عملکرد (J)

    
    

اختلاف میانگین (I-J)

    
    

انحراف استاندارد

    
    

میزان خطا

    
    

بین‌المللی

    

 

    

ملی

    

 

    

استانی

    
    

ملی

    

استانی

    

بین‌المللی

    

استانی

    

بین‌المللی

    

ملی

    
    

*12090/6-

    

*37711/7-

    

*12090/6

    

*25621/1-

    

*37711/7

    

*25621/1

    
    

61056/0

    

55337/0

    

61056/0

    

36055/0

    

55337/0

    

36055/0

    
    

000/.

    

000/0

    

290/0

    

002/0

    

000/0

    

002/0

    
         
  
  

                    *. The mean difference is significant    at the 0.05 level

  
 

 

به طوری که مشاهده می‌شود، میانگین‌های دو به دوی محاسبه شده توکی بین هر سه گروه معنی‌دار هستند و این بدان معنی است که به ازاء افزایش در سطح عملکرد ورزشی، میزان اعتماد به نفس از گروه سوم به دوم و سپس از دوم به اول نیز با شیب نسبتا معنی‌داری رو به افزایش می‌گذارد.

- فرضیه پنجم: رابطه بین سطح عملکرد و تعلق گروهی

جهت آزمون این فرض هم از تحلیل واریانس یک‌ طرفه استفاده گردید.

 

 

 

جدول شماره (9): نتایج محاسبات مربوط به تحلیل واریانس یک‌ طرفه مابین سطح عملکرد ورزشی و میزان تعلق گروهی

 

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

میزان خطا

بین‌گروهی

درون‌گروهی

جمع

808/37454

399/76060

207/113515

2

359

361

404/18727

867/211

 

392/88

 

000/0

 

 

طبق یافته‌های ارایه شده در جدول فوق میزانF معادل 392/88 با درجه آزادی2 و آلفای­صفر می‌باشد. بنابراین پذیرفته می‌شودکه میانگین تعلق­گروهی بین سه­گروه ورزشکار (سطوح بین‌المللی، ملی و استانی) تفاوت معنی‌داری با یکدیگر دارد. نتایج مربوط به آزمون تعقیبی توکی نیز نشان می‌دهند که میانگین‌های مربوطه بین هر سه گروه دارای اختلاف معنی‌داری هستند و این بدان معنی است ­که با افزایش سطح عملکرد ازاستانی به ملی و سپس به سطح بین‌المللی، تعلق­گروهی نیز به تدریج ولی بطور معنی‌دار روندی افزایشی به خود می‌گیرد.

 

جدول شماره (10): آزمون تعقیبی توکی مرتبط با تحلیل واریانس بین متغیرهای سطح عملکرد ورزشی و میزان تعلق گروهی

سطح   عملکرد (I)   سطح عملکرد (J)

اختلاف میانگین (I-J)

انحراف استاندارد

میزان خطا

بین‌المللی

 

ملی

 

استانی

ملی

استانی

بین‌المللی

استانی

بین‌المللی

ملی

*40988/31-

*27437/37-

*40988/31

*86449/5-

*27437/37

*86449/5

11093/3

81182/2

11093/3

86004/1

81182/0

86004/1

000/.

000/0

000/0

005/0

000/0

005/0

         

*. The mean difference is significant at the 0.05 level.

 

بحث و نتیجه‌گیری

دیدگاه‌هایی­که درنظریات جامعه­شناسی ورزشی ارایه شده‌اند دربرگیرنده طیف بسیارگسترده‌ای ازمسایل و مفاهیم اجتماعی می‌شوند و در سطح خرد از روابطی که بین کنشگران اجتماعی و بازیگران نقش‌های اجتماعی جریان دارد گرفته تا سطح کلان جامعه­که در برگیرنده ساختارها و نظام­های اجتماعی بزرگ هستند را در بر می‌گیرد.

یکی از محورها و مباحث مهمی که در سطح تحلیل خرد اجتماعی توسط پیروان مکتب کنش متقابل نمادین و نیز روان­شناسان مورد توجه قرارگرفته است، مفهوم هویت اجتماعی است. طبق آن­چه که مطرح گردید، مفهوم هویت درکنش متقابل نمادین اشاره به ماهیت روندی "خود" و هویت و توسعه آن ازطریق کار و ارتباط متقابل بین کنشگر اجتماعی و دیگران در یک پروسه در حال جریان دینامیک و بین‌ فاعلی دارد. در واقع مفاهیم خود وهویت به عنوان مفاهیمی مجاور هم فرض شده‌اند به‌ نحوی­که خود به عنوان احساس انعکاسی هرفرد از هویت ویژه‌اش­که ازطریق تشابهات و تفاوت­هایش بادیگران مشخص می‌شود تعریف شده است.

بررسی ادبیات موضوع نشان می‌دهدکه درخصوص ارتباط بین فعالیت ورزشی وهویت مطالعات بسیاری صورت گرفته و عمدتاً رابطه معنی‌داری بین ورزش با متغیرهایی چون عزت نفس، تفاوت­های جنسیتی و ویژگی­های مردانه، خودمحوری- تکلیف ‌محوری، هویت اخلاقی، بهداشت روانی- اجتماعی، رقابت‌جویی، سبک­های هویتی (اطلاعات‌مدار، هنجاری، و سر درگم)، تمایزات قومی- نژادی، و برخی متغیرهای دیگر مورد تایید قرار گرفته است.

بررسی متون موجود حاکی ازآن است­که تقریباً تمام مطالعات پیشین با انجام مقایسه‌هایی از نوع صفر و یک بین گروه­های ورزشکار وغیر ورزشکار، تاثیر و نقش ورزش را در رابطه با متغیر یا متغیرهایی خاص (وابسته) بررسی نموده‌اند. به عبارتی دیگر عمدتاً به بررسی این موضوع پرداخته‌اند که ورزشکاران از نظر مولفه‌ها و عناصر هویتی هم­چون عزت نفس، استقلال، هویت اخلاقی، بهداشت روانی و غیره چه تفاوتی با غیر ورزشکاران دارند در حالی که سوال اساسی بررسی حاضر برخلاف تحقیقات پیشینیان این بود که با افزایش یا کاهش در میزان عملکرد یک ورزشکار، هویت وی دستخوش چه تغییراتی می‌گردد؟ بنابراین هدف ما در این تحقیق نه مبتنی بر مقایسه ورزشکاران با غیر ورزشکاران، بلکه انجام مقایسه‌ای درون ‌گروهی بر اساس میزان عملکرد و کارایی ورزشی ورزشکاران استوار شده بود و منطقی که در پس چنین جهت‌گیری وجود داشت معطوف به سیال بودن هویت و پروسه‌ای بودن آن بود و این واقعیت که ما هر لحظه در حال شدن و تغییر و تبدلی در هویت خود هستیم. بنابراین بدیهی است تغییراتی که در عملکرد ورزشی ما حادث می‌شوند، موقعیت ما و در پی آن روابط ما را دستخوش تغییرات و بالطبع هویت ما را نیز دگرگون می‌سازند.

نتایج حاصل از بررسی مفروضات نشان می‌دهد که به طور کلی هر گونه تغییری در حیطه عملکردی ورزشکاران مستقیماً هویت ایشان را دستخوش تغییرات می‌نماید. رابطه بین سطح­عملکرد و هویت حاکی است به میزانی که ورزشکاران حرفه‌ای­تر می‌شوند و به سطوح عملکردی بالاتری نایل می‌شوند، بیشتر اقدام به هویت‌یابی خود براساس ارزش­ها و فرهنگ اجتماعی حاکم می‌نمایند تا کاراکترها و ارزش­های فردی و انحصاری خودشان. بعبارتی دیگر در سطوح بالاتر ورزشی، ما مواجه با میزان بیشتری از اجتماعی‌ شدن هستیم تا سطوح پایین‌تر فعالیت ورزشی.

منطقاً تصور این­که فردی بطور کامل فاقد هویت­ فردی باشد محال به نظر می‌رسد. ما همیشه نسبتی ازهویت فردی را درکنار نسبتی از هویت اجتماعی توامان دارا هستیم­که یقیناً با یکدیگر تفاوت­دارند. نتایج بررسی نشان می‌دهد به میزانی که بر سطح عملکرد ورزشی افزوده می‌شود، ورزشکاران بیشتر می‌توانند بین دوبعد از هویت‌شان هماهنگی برقرارکرده و از بروزتضاد و دوگانگی بین هویت­ فردی و اجتماعی خود جلوگیری نمایند.

تحقیقات پیشین نشان می‌دهند که ورزشکاران در مقایسه با غیر ورزشکاران دارای حس رقابت‌جویی بیشتری هستند. آن­ها به دلیل ماهیت فعالیتی­که انجام می‌دهند درگیر مسابقات و رقابت‌هایی می‌شوند که جوهره اصلی آن­ها مبتنی بر رقابت است و لذاست­که این قبیل افراد ورزشکاردارای کاراکتری رقابتی‌تر می‌شوند. حال سوال این­جاست که آیا همه ورزشکاران به یک اندازه رقابت‌جو هستند؟ درکدام مرحله این حس­کمتر یا بیشتر می‌شود؟ بررسی‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهند افرادی­که در سطح استانی موفق به خودنمایی و کسب موفقیت می‌شوند در مقایسه با دو گروه عملکردی بالاتر از خود از حس رقابت‌جویی کمتری برخوردارند. بنابراین حس رقابت‌جویی در بین ورزشکاران بسته به سطح عملکرد ورزشی ایشان نوسان می‌یابد.

در رابطه با میزان اعتماد به نفس نیز نتیجه‌گیری مشابهی مبنی بر این که سطوح عملکردی بالاتر برخوردار از اعتمادبه نفس بیشتری هستند حاصل آمدکه طبیعتاً منشاء چنین اعتمادبه نفس بالاتر می‌تواند مرتبط به موفقیت هایی باشد که در میادین مهم‌تر ورزشی به دست آمده‌اند.

نهایتاً در رابطه با این سوال­که کدام گروه از ورزشکاران به گروه ورزشی خود تعلق­خاطر بیشتری دارند، در ابتدا چنین به نظر می‌رسیدکه با افزایش سطح عملکرد ورزشی، فرد از استقلال عمل بیشتری برخوردار شده و کمتر به گروه و تیم خود وابسته باشد. داده‌های تحقیق نتایجی کاملاً بر عکس را نشان داده و نمایان ساخت­ که ورزشکاران سطوح بالاتر، در مقایسه با سطوح پایین‌تر از خود تعلق ­گروهی بیشتری به هم تیمی‌ها و هم گروه‌های خودشان دارند. 

ورزشکاران به اندازه‌ای­ که حرفه‌ای‌تر شده و در سطوح بالاتری فعالیت می‌نمایند، به همان اندازه با ارزش­های اجتماعی مقبول جامعه سازگارتر شده و ازهویتی اجتماعی‌تر برخوردار می‌گردند. این بدان معنی است­که این قبیل ورزشکاران انتظارات دیگران را به خوبی دریافته وجهت حفظ احترام خود و ایشان، خود را ملزم به رعایت قوانین و قواعداجتماعی و ارزش­های حاکم برآن می‌بینند درحالی که ورزشکاران سطوح پایین­تر به واسطه گمنامی‌شان، باچنین انتظارات الزام‌آوری مواجه نمی‌باشند و درنتیجه به راحتی می‌توانند بر روی کاراکترهای شخصی خود پافشاری نمایند.

در سطوح بالاتر ورزشی، ورزشکاران به دلیل عملکرد حرفه‌ای خود ناچار از حفظ گروه‌های پیرامون و تیم‌هایی که سکوی پرش و عملکرد موفقیت‌آمیز ایشان هستند می‌باشند. نادیده گرفتن تیم ورزشی برای ورزشکاری که در سطوح بالایی فعالیت می‌نماید احتمالاً تبعات ناخوشایندی در برداشته باشد در حالی که برای یک ورزشکار آماتور چنین ریشه‌هایی هنوز شکل نگرفته‌اند و لذا قطع این تعلقات نمی‌تواند منتهی به تبعات چندان ناخوشایندی برای ایشان گردد. بنابراین تعلق گروهی ورزشکاران سطوح بالاتر بیشتر از کسانی است که در سطوح پایین‌تر قرار دارند.

 

پی­نوشت­ها:

1. Identity        2. Self          3. Femenism         4. Post-modernism       5. Masculinity         6. Subjectivity        7. Snow      8. Shilling        9. Social Exclusion Unit           10. Daniel L. Wann        11. Jeffry         12. David Moscoso-Sanchez        13. Thomas J. Cieslak          14. Positive Affectivity (PA)         15. Exclusivity          16. Negative Affectivity (NA)       17. Self-Identity     18. Kwame Agyemang     19. Critical Race Theory         20. Caroline Chimot and Catherine Louveau        21. Ryska, T., A.          22. Groves, M.

 

منابع

حبیبی، ع؛ و دیگری. (1389). جفتشدنویژگیشخصیتیرقابت‌جوییونوعمحیطتمرینیدریادگیرییکمهارت ورزشی. مجله‌ رشد و یادگیری حرکتی- ورزشی. شماره 117.

روسک، ج. (1355). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی. ترجمه: ب، نبوی و دیگری. انتشارات فروردین. چاپ دوم.

کشتی­دار، م؛ و دیگری. (1389). نقش هدف­گرائی و هویت اخلاقی در پیش­بینی کارکردهای اخلاقی مثبت و منفی در فوتبال. مجله‌ مدیریت ورزشی. شماره‌ هفتم.

عبداللهیان، ح. (1381). فوتبال و کشف علایم تغییرات فرهنگی. نامه علوم اجتماعی. شماره‌ 19.

شجیع، ر؛ و دیگری. (1385). مقایسه سبک هویت (اطلاعات‌مدار، هنجاری، و سر در گم) دانشجویان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه فردوسی مشهد و ارتباط آن با میزان تعهد در آنان. چکیده مقالات هفتمین همایش ملی تربیت بدنی و علوم ورزشی. دانشگاه تبریز.

جنکینز، ر. (1381). هویت اجتماعی. ترجمه: ت، یاراحمدی. تهران: نشر شیرازه.

Agyemang, K.; and colleagues. (2010). An Exploratory Study of Black Male College Athletes’ Perceptions on Race and Athlete Activism, International Review for the Sociology of Sport. V. 45.

Brewer, B.; and colleagues. (1993). Athletic identity: Hercules’ muscles or Achilles’ heel?. International Journal of Sport Psychology. V. 24.

Chimot, C.; and colleagues. (2010). Becoming a Man While Playing a Female Sport: The Construction of Masculine Identity in Boys Donig Rhythmic Gymnastics. International Review for the Sociology of Sport. V. 45.

Coalter, F. (2005). The Social Benefits of Sport: an Overview to Inform the Community Planning Process. Sport Scotland Research Report. V. 98.

Collinson, J. A. (2006). ‘Working Out’ Identity: Distance Runners and the Management of Disrupted Identity. University of Exeter: School of Sport and Health Sciences.

Daniel, L. W.; and colleagues. (2007). The Positive Relationship Between Sport Team Identification and Belief in the Trustworthiness of Others. North American Journal of Psychology. V. 9.

Davies, B.; and colleagues. (1992). The gender trap: a feminist poststructuralist analysisof primary school children’s talk about gender. Journal of Curriculum Studies. V. 24 (1).

Groves, M.; and colleagues. (2008). Exercise Dependence, Self-esteem and Identity Reinforcement: A Comparison of Three Universities in the United Kingdom. Sport in Society. V. 11 (1).

Jeffery, M. J.; and colleagues. (1995). Athletic identity and sport orientation of adolescent swimmers with disabilities. Adapted Physical Activity Quarterly. V. 12 (2).

Kennett, C. (2005). Sport, immigration and multiculturality [online article]. Barcelona: Centre d’Estudis Olímpics UAB.

Leary, M. R.; and colleagues. (2005). Self and Identity. Guilford Press.

Ryska, T. A. (2002). The Effects of the Athletic Identity and Motivation Goals on Global Competence Preceptions of Student-Athletes. Journal of Child Study. V. 32.

Sanchez, D. M. (2008). The Social Construction of Gender Identity Amongst Mountaineers. European Journal for Sport and Society. V. 5 (2).

Shilling, C. (1991). Educating the Body: Physical Capital and the Production of Social Inequalities. Sociology. V. 25 (4).

Snow, D. A.; and colleagues. (1995). The problem of identity construction among the homeless, in: N. J. Hermann & L. T. Reynolds (Eds). Symbolic Interaction: An Introduction to Social Psychology. New York: General Hall, Inc.

Cieslak, T. J. II. (2004). Describing and Measuring the Athletic Identity Construct: Scale Development and Validation. Ph.D Dissertation; The Ohio State University.

 

 

 

 



[1]. کارشناس ارشد تربیت بدنی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز- ایران.

[2]. دکترای جامعه‌شناسی و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان­غربی، ارومیه- ایران.

 E- mail:  hoseinpour.b@gmail.com

[3]. دکترای بیومکانیک ورزشی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز- ایران (نویسنده مسئول).

4. دانشجوی دکترای مدیریت ورزشی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز- ایران.

حبیبی، ع؛ و دیگری. (1389). جفتشدنویژگیشخصیتیرقابت‌جوییونوعمحیطتمرینیدریادگیرییکمهارت ورزشی. مجله‌ رشد و یادگیری حرکتی- ورزشی. شماره 117.

روسک، ج. (1355). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی. ترجمه: ب، نبوی و دیگری. انتشارات فروردین. چاپ دوم.

کشتی­دار، م؛ و دیگری. (1389). نقش هدف­گرائی و هویت اخلاقی در پیش­بینی کارکردهای اخلاقی مثبت و منفی در فوتبال. مجله‌ مدیریت ورزشی. شماره‌ هفتم.

عبداللهیان، ح. (1381). فوتبال و کشف علایم تغییرات فرهنگی. نامه علوم اجتماعی. شماره‌ 19.

شجیع، ر؛ و دیگری. (1385). مقایسه سبک هویت (اطلاعات‌مدار، هنجاری، و سر در گم) دانشجویان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه فردوسی مشهد و ارتباط آن با میزان تعهد در آنان. چکیده مقالات هفتمین همایش ملی تربیت بدنی و علوم ورزشی. دانشگاه تبریز.

جنکینز، ر. (1381). هویت اجتماعی. ترجمه: ت، یاراحمدی. تهران: نشر شیرازه.

Agyemang, K.; and colleagues. (2010). An Exploratory Study of Black Male College Athletes’ Perceptions on Race and Athlete Activism, International Review for the Sociology of Sport. V. 45.

Brewer, B.; and colleagues. (1993). Athletic identity: Hercules’ muscles or Achilles’ heel?. International Journal of Sport Psychology. V. 24.

Chimot, C.; and colleagues. (2010). Becoming a Man While Playing a Female Sport: The Construction of Masculine Identity in Boys Donig Rhythmic Gymnastics. International Review for the Sociology of Sport. V. 45.

Coalter, F. (2005). The Social Benefits of Sport: an Overview to Inform the Community Planning Process. Sport Scotland Research Report. V. 98.

Collinson, J. A. (2006). ‘Working Out’ Identity: Distance Runners and the Management of Disrupted Identity. University of Exeter: School of Sport and Health Sciences.

Daniel, L. W.; and colleagues. (2007). The Positive Relationship Between Sport Team Identification and Belief in the Trustworthiness of Others. North American Journal of Psychology. V. 9.

Davies, B.; and colleagues. (1992). The gender trap: a feminist poststructuralist analysisof primary school children’s talk about gender. Journal of Curriculum Studies. V. 24 (1).

Groves, M.; and colleagues. (2008). Exercise Dependence, Self-esteem and Identity Reinforcement: A Comparison of Three Universities in the United Kingdom. Sport in Society. V. 11 (1).

Jeffery, M. J.; and colleagues. (1995). Athletic identity and sport orientation of adolescent swimmers with disabilities. Adapted Physical Activity Quarterly. V. 12 (2).

Kennett, C. (2005). Sport, immigration and multiculturality [online article]. Barcelona: Centre d’Estudis Olímpics UAB.

Leary, M. R.; and colleagues. (2005). Self and Identity. Guilford Press.

Ryska, T. A. (2002). The Effects of the Athletic Identity and Motivation Goals on Global Competence Preceptions of Student-Athletes. Journal of Child Study. V. 32.

Sanchez, D. M. (2008). The Social Construction of Gender Identity Amongst Mountaineers. European Journal for Sport and Society. V. 5 (2).

Shilling, C. (1991). Educating the Body: Physical Capital and the Production of Social Inequalities. Sociology. V. 25 (4).

Snow, D. A.; and colleagues. (1995). The problem of identity construction among the homeless, in: N. J. Hermann & L. T. Reynolds (Eds). Symbolic Interaction: An Introduction to Social Psychology. New York: General Hall, Inc.

Cieslak, T. J. II. (2004). Describing and Measuring the Athletic Identity Construct: Scale Development and Validation. Ph.D Dissertation; The Ohio State University.